🔴#موسیقی
سی قطعه موسیقی ناب سینمای وسترن
ساخته#انیو_موریکونه
#پیشکش_حضور_گرمتون
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#موسیقی_فیلم «به خاطر چند دلار بیشتر»
اجرای ارکستر ملی دانمارک

#انیو_موریکونه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#موسیقی_متن_فیلم 🎼

#انیو_موریکونه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_متن_فیلم 🎼

#انیو_موریکونه

"انيو موریکونه" ( زاده۱۰ نوامبر سال ۱۹۲۸) آهنگساز، تنظیم‌کننده و رهبر ارکستر ایتالیایی، درطی پنج دهه، برای بیش از ۴۰۰ اثر سینمایی و تلویزیونی، موسیقی نوشته وعلاوه بر این، افزون بر ۱۰۰ اثر مستقل در زمینه‌های دیگری چون موسیقی برای ارکسترهای بزرگ یا مجلسی٬ کنسرتوهایی برای پیانو و دیگر سازها٬ آثار کرال٬ و قطعاتی برای باله از دیگر ساخته‌های اوست.
وی با کارگردانان بسیاری چون "سرجیو لئونه"، "برناردو برتولوچی"، "رومن پولانسکی"، "فرانکو زفیرلی"، "الیور استون"، "برایان دی پالما"، "جوزپه تورناتوره" و "پیر پائولو پازولینی" همکاری داشته‌است. از این میان "موریکونه" ده‌ها پارتیتور برای فیلم‌های وسترن نوشته‌است که از آن جمله می‌توان به فیلم‌هایی چون "یک مشت دلار"، "به خاطر چند دلار بیشتر" ، "خوب بد زشت"، "روزی روزگاری در غرب"، "مالنا"، "سینما پارادیزو"، "هملت" و...اشاره کرد.

وي از سوی دولت‌های ایتالیا، فرانسه و مقدونیه نشان افتخار دریافت کرده‌ و همچنين، برنده یک جایزه گرمی، دو گلدن گلوب، پنج بفتا، ده دیوید دی دوناتلو، یازده روبان نقره‌ای، شیر طلایی افتخاری فستیوال فیلم ونیز (۱۹۹۵)، عقاب طلایی آکادمی سینمایی روسیه (۲۰۰۳) جایزه پولار (۲۰۱۰) و تندیس آکادمی فیلم اروپا (۲۰۱۳) است. در سال ۲۰۰۷ میلادی "آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا" یک عمر فعالیت هنری وی را “مشارکتی درخشان و چند وجهی در هنر موسیقی فیلم” تلقی نمود و اسکار افتخاری آکادمی را به او اهدا کرد. وی در بخش رقابتی نیز شش بار نامزد دریافت جایزه اسکار بوده‌است که موفق به دریافت یک اسکار افتخاری در سال 2007 و یک اسکار در سال 2015 برای هشت نفرت انگیز شد.
"موریکونه" را شاید بتوان پرکارترین آهنگساز فیلم در جهان دانست. "روزنامه گاردین" در فوریه سال ۲۰۰۱ میلادی با انتشار مقاله‌ای وی را "موتزارت سینما"، لقب داد.
مهارت و کسب تجربه در حوزه وسیعی از کار موسیقی، "موریکونه" را بر آن داشت که در اوایل دهه ۶۰ به ساخت موسیقی برای فیلم روی آورد.

"موریکونه"، در زمان نوشتن"یک مشت دلار" تعامل بسياري، با دوست دوران کودکیش، "الساندرو الساندورینی" داشت. "الساندورینی" در بسیاری از آثار او ماهرانه سوت می‌زد و گیتار می‌نواخت. برای فیلم "خوب بد زشت" قبل از آغاز تصویربرداری فیلم، مدت‌ها درباره موسیقی آن، باكارگردان بحث و گفتگو کرد و بسیاری از قطعات را قبل از شروع فیلم‌برداری ساخت. "لئونه" نیز برای تقویت حس بازیگران و رسیدن به ریتم تصویری مناسب، این آهنگ‌ها را زمان فیلم‌برداری پخش می‌کرد. به این ترتیب ریتم حرکت دوربین و بازیگران هماهنگی بسیار دقیقی با ریتم موسیقی "موریکونه" پیدا کرد.
اين آهنگساز برجسته، بدليل شناخت و درك عميقي كه از موسيقي و ارتباط آن با فيلم و سينما دارد، برای توصیف هر یک از شخصیت‌های اصلی فیلم، تم اصلی را با یک ساز جداگانه اجرا کرده است. به طور مثال برای شخصیت "کلینت ایستوود" یا "بلوندی" از "فلوت پیکولو"، برای "لی وان کلیف" یا "انجل آیز" از "اوکارینا" و برای "ایلای والاک" از" نعره انسان" سود برده است.

فعالیت "موریکونه" تنها محدود به سینمای ایتالیا نشده و او برای برخی از فیلمسازان مطرح هالیوود مثل "جان هوستون" (انجیل)، "رولاند جافی" (ماموریت)، و "برایان دی پالما" (تسخیر ناپذیران) نیز موسیقی ساخته است. ویژگی عمده آثار "موریکونه" برای سینما، کیفیت ارکسترال و تونال آنهاست که در حجم وسیعی اجرا می‌شود که نمونه آن، موسیقی فیلم "سینما پارادیزوست" که یکی از مشهورترین و دوست داشتنی‌ترین آثار "موریکونه" به حساب می آید. "سینما پارادیزو"، درباره عشق است، عشق به سینما، عشق به کودکی، عشق به زادگاه و مردمش و عشق به دختری جوان، زیبا و دست نیافتنی.
موسیقی"سينما پاراديزو" نیز جزء تفکیک ناپذیر آن است و نقش مهمی در ساختن فضای عاشقانه و نوستالژیک فیلم و تقویت موقعیت‌های دراماتیک آن دارد. "موریکونه" بر اساس تم اصلی که تم عشق است، برای تک تک صحنه‌های مهم فیلم قطعات جداگانه‌ای نوشته که حس‌های متضاد غم و شادی و تلخی و شیرینی را با هم در خود دارد.
در مورد ویژگیهای این موسیقیدان برجسته، می توان ساعتها، سخن گفت و آثارش را بارها و بارها، گوش کرد و لذت برد. با هم به برخی از آثار مشهورش، گوش جان می سپاریم.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
Audio
🎼#موزیک
▪️Ennio Morricone
▪️The Best of Ennio Morricone
Greatest Hits
▪️یک ساعت از بهترین آثار

#انیو_موریکونه

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#سکانس_برتر

اما تنهاکسی که هیچ وقت
او را فراموش نخواهم کرد
کسی بود که هرگز نپرسید...
#مالنا...

این دیالوگ تاثیر گذار و موسیقی
جادویی #انیو_موریکونه باعث شد
تا سکانس پایانی فیلم #مالنا
به یکی از زیباترین سکانس های تاریخ سینما تبدیل شود .

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#انیو_موریکونه 🎼🇮🇹

روزنامه گاردین او را موتزارت سینما نامیده است
انیو موریکونه پرکارترین آهنگساز سینمای جهان، که هنوز هم به خواسته‌اش یعنی ساخت موسیقی محض می اندیشد
او در ۶٠ سال اخیر برای بیش از ۴۰۰ اثر سینمایی و تلوزیونی موسیقی نوشته و بیش از ۱۰۰ اثر برای ارکسترها ساخته است.
۶۰ میلیون نسخه از آثار او در سراسر جهان به فروش رفته و موسیقی فیلم “روزی روزگاری در غرب“ با فروش ۱۰ میلیون نسخه از پرفروش‌ترین موسیقی‌های اینسترومنتال در تاریخ سینماست

انیوموریکونه از سوی دولت ایتالیا، فرانسه و مقدونیه نشان افتخار دریافت کرده و برنده دو جایزه گرمی، دو تندیس آکادمی سینمای اروپا، سه گلدن گلوب، عقاب طلایی آکادمی سینمایی روسیه و جایزه های بسیاری شده است، سال ۲۰۰۷ نیز آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا به خاطر یک عمر فعالیت هنری اسکار افتخاری آکادمی را به او اهدا کرد.

جناب انیو در سخن دیگران :
🔹برناردو برتولوچی: او کسی است که دو شخصیت دارد؛ یکی آهنگساز موسیقی معاصر و دیگری آهنگساز آثار حماسی بزرگ.
🔹رنه فلمینگ: نه تنها صنعت موسیقی، بلکه صنعت سینما نیز مدیون این آهنگساز استثنایی و برجسته است . طبیعت نوستالژیک آثار او به طور شگفت‌انگیزی عمیق‌ترین احساسات را در ما برمی‌انگیزد.
🔹بری لوینسون: او در استودیوی خودش پیانو ندارد او همه آنچه را که نوازنده‌های ارکستر قرار است همراه با یکدیگر بنوازند در ذهنش می‌شنود و می‌نویسد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_فیلم

🎬 #مأموریت 1986 (Mission)

👤 کارگردان #رولند_جافه
🎼 آهنگساز : #انیو_موریکونه
▪️هنرپیشگان : #رابرت_دنیرو، #جرمی_آیرونز، و #لیام_نیسن....

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#معرفی_فیلم

🎬 #مأموریت 1986 (Mission)

👤 کارگردان #رولند_جافه
🎼 آهنگساز : #انیو_موریکونه
▪️هنرپیشگان : #رابرت_دنیرو، #جرمی_آیرونز، و #لیام_نیسن....


▪️آمریکای جنوبی، دهه 1750. یک کشیش ژزوئیت به نام «گابریل» (آیرونز) وارد جنگلی بالای آبشارهای ایگوآتسو می‌شود و به سرخ‌پوستان گوآرانی برمی‌خورد که قبل‌تر یکی از همکاران او را کشته‌اند. با این حال قرارگاه هیأت مبلغان مذهبی‌ سان کارلوس را راه می‌اندازد. ژزوئیت‌ها، علاوه بر تبلیغ مسیحیت، به سرخ‌پوستانی که در مستعمره‌های اسپانیا و پرتغال زندگی می‌کنند نیز برای خودکفائی، راه و روش کشاورزی را می‌آموزند. طبق عهدنامه رُم، اداره این هیأت‌های تبلیغی از حوزه قضائی اسپانیا (که برده‌داری را ممنوع اعلام کرده است) خارج و به پرتغال واگذار می‌شود که موافق برده‌داری است. «کاردینال آلتامیرانو» (مک‌آنالی) نیز از سوی واتیکان برای تصمیم‌گیری درباره انحلال این قرارگاه‌ها، اعزام می‌شود. در این بین «کاپیتان رودریگو مندوزا» (دنیرو) بر سر زنی به‌نام «کارلوتا» (لونگی) با برادرش «فلیپه» (کوئین)، مشاجره می‌کند و او را می‌کشد. سپس برای خلاصی از عذاب وجدانش، در حالی که به جبران گناهش تعداد زیادی سپر را با خود حمل می‌کند، به‌دنبال «گابریل» راه می‌افتد و به‌عنوان یک ژزوئیت در آن قرارگاه پذیرفته می‌شود. «آلتامیرانو» که به شدت از سوی پرتغالی‌ها تحت فشار قرار گرفته، از سوی کارلوس بازدید می‌کند و تحت تأثیر زندگی سعادتمندانه بومیان آنجا قرار می‌گیرد، با این حال به «گابریل» می‌گوید که باید این قرارگاه را به‌پرتغالی‌ها واگذار کنند و مقاومتی از خود نشان ندهند، وگرنه تکفیر خواهند شد. در حالی که «گابریل»، به خدا روی می‌آورد. «مندوزا» با کمک دیگر کشیش‌ها، یک گروه مقاومت تشکیل می‌دهد؛ با این حال نیروهای مسلح سر می‌رسند و سرانجام «گابریل» و «مندوزا» کشته می‌شوند.

* فیلمی حماسی، که موضوع و دست‌مایه‌ای حماسی ندارد و به‌رغم برخورداری از درون‌مایه‌های مذهبی، بیشتر به سمت یک داستان دراماتیک و پُرحادثه، که بر پایه رابطه دوگانه «پدر گابریل» و «کاپیتان مندوزا» شکل گرفته، پیش می‌رود. محل وقوع ماجرا جنگل‌های برزیل است و تصویرپردازی جالب توجه آن، در جهت تقویت روح شاعرانه اثر - در مقابل القای احساس انقلابی گری آن - است. مضافاً اینکه در آخر، فیلم، پس از نوشته‌های پایانی، با نمای درشتی از چهره نماینده واتیکان خاتمه می‌یابد و تماشاگر زیر بار نگاه مستقیم و سنگین او، ساکن ترک می‌کند.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity