🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#زادروز
🔺 سوم آذرماه زادروز #کیهان_کلهر نوازنده و #آهنگساز مشهور ایرانی
#کیهان_کلهر (زادهٔ ۳ آذر ۱۳۴۲ در اسلامآباد غرب) در خانوادهای اهل #موسیقی چشم به جهان گشود.
کار #موسیقی را از پنج سالگی به صورت آزاد شروع کرد. دوازده ساله بود که به صورت حرفهای به موسیقی پرداخت و در سیزده سالگی با ارکستر رادیو تلویزیون کرمانشاه شروع به همکاری کرد.
کلهر مدتی کوتاه با گروه شیدا در مرکز هنری "چاووش" همکار بود.
در هفده سالگی مقیم ایتالیا شد و سپس به نیت ادامه تحصیل راهی کانادا شد و در رشته آهنگسازی از دانشگاه کارلتون اُتاوا فارغالتحصیل شد.
"کمانچه" ساز تخصصی وی است، و در کنار کمانچه، تنبور، سهتار و شاهکمان نیز مینوازد. او در زمینه آهنگسازی برای #موسیقی متن فیلم هم فعالیت داشتهاست، برای شناساندن موسیقی ایرانی به غیر ایرانیها تلاش بسیاری کردهاست و با هنرمندان مختلف از فرهنگهای دیگر همکاریهایی داشتهاست:
او معتقد است: "موزیسین، موسیقیدان یا موسیقیشناس باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات آشنا باشد."
کیهان کلهر با آلبومهای بیتو بسر نمیشود، فریاد، باران و فراتر از نقشه جغرافیا که در آنها بهعنوان آهنگساز و نوازنده نقش داشته نامزد جایزه گرمی شدهاست.
وی مدتها عضو گروه دستان بود و در کنسرتهای این گروه به همراه #شهرام_ناظری به نوازندگی پرداخت.
پس از جدایی از گروه دستان و آغاز فعالیتهای مستقل با موسیقیدانهای خارجی، با همکاری اساتید موسیقی سنتی ایران #محمدرضاشجریان" و "حسین علیزاده" آثاری را پدید آورد که شامل شش آلبوم:
زمستان است، بیتو به سر نمیشود، فریاد، ساز خاموش، شب، سکوت، کویر و سرود مهر میباشد.
#موسیقی_ایرانی
#کیهان_کلهر
بیش از نیم قرن است که عرصه موسیقی سنتی از فقرِ کمانچه نوازِ ورزیده، در رنج بوده است. توصیه های استاد فقید "روح الله خالقی" به برخی ویولن نوازان برای رفتن به سوی کمانچه فقط چند تنی از آن ها از جمله شادروان استاد "حسین یاحقی" _ دایی استاد پرویز یاحقی_ را به این ساز منزوی سوق داد که با این همه، پاسخگوی نیازِ زمانه نبود.
بعد از انقلاب ۵۷ و تکفیرِ ویولن، توجه و اقبال به کمانچه به شکل چشمگیری فزونی یافت و انبوهِ ارکسترهای کوچک و بزرگ از دهه دومِ انقلاب، هرکدام چند عضوِ کمانچه نواز نیز داشتند. در این میان دو سه تن از کمانچه نوازان با تکیه بر قريحه ی ممتازی که داشتند، راه به کنسرت های بین المللی پیدا کردند و موفقیت آنان، باز هم بر علاقه جوانان به کمانچه افزود. "کیهان کلهر" یکی از اندک برجستگانِ هنرِ موسیقی ایران است که توانسته در کمانچه نوازی سر به آسمان بساید.
"کیهان" در سال ۱۳۴۲ خورشیدی در کرمانشاه به دنیا آمد. از هفت سالگی با موسیقی آشنا شده و در سیزده سالگی به عضویتِ ارکستر رادیو و تلویزیون درآمد. چند سال پیش از انقلاب به «گروه شیدا» پیوست و پس از آن با «کانون هنری چاووش» همکاری کرد و به موازاتِ آن ردیفِ موسیقی سنتی را آموخت. مدتی را صرفِ مطالعه موسیقی بومی خراسان و کردستان کرد، سپس با همیاری یاران هنرمند، «گروهِ دستان» را تاسیس کرد و از آن پس صداهای برجسته موسیقی سنتی اساتیدی چون، "محمدرضا شجریان" و "شهرام ناظری" را در کنسرت ها همراهی کرد.
آوازه ی "کیهان کلهر" از مرزهای ملی فراتر رفت و درهای محافل معتبر فرهنگی جهان را به رویش گشود. در نیویورک با «ارکستر فیلارمونیک» همکاری کرد و در لیون فرانسه با «ارکستر ناسيونال»؛ و در «پروژه جاده ابریشم یويوما»، با کمانچه آسمانی خود نقشی پررنگ داشت و در سال ۱۳۸۳ به دعوت "جان اَدَمز" در «فستیوال موتسارت» در مرکز لینکلن هنرنمایی کرد و در اجرای «موسیقی فیلم جوانی بدون جواني فرنسیس فورد کاپولا»، در نقش تکنوار، ظاهر شد.
"کیهان کلهر" از آهنگ سازی نیز غافل نمانده و برای کنسرت های استاد "شجریان" و "ناظری" و نیز «پروژه جاده ابریشم» آهنگ هایی ساخته ازجمله «نمی خواهم تنها بمانم»، «شهر ساکت»، «آواز شادی و صلح»، «ناممکن های نو» و «در پشت افق». کمانچه "کیهان کلهر" صلابت و افسونگری را به یکسان به همراه دارد. با خاطری آسوده می توان او را برجسته ترین کمانچه نوازِ ایرانِ امروز نامید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#زادروز
🔺 سوم آذرماه زادروز #کیهان_کلهر نوازنده و #آهنگساز مشهور ایرانی
#کیهان_کلهر (زادهٔ ۳ آذر ۱۳۴۲ در اسلامآباد غرب) در خانوادهای اهل #موسیقی چشم به جهان گشود.
کار #موسیقی را از پنج سالگی به صورت آزاد شروع کرد. دوازده ساله بود که به صورت حرفهای به موسیقی پرداخت و در سیزده سالگی با ارکستر رادیو تلویزیون کرمانشاه شروع به همکاری کرد.
کلهر مدتی کوتاه با گروه شیدا در مرکز هنری "چاووش" همکار بود.
در هفده سالگی مقیم ایتالیا شد و سپس به نیت ادامه تحصیل راهی کانادا شد و در رشته آهنگسازی از دانشگاه کارلتون اُتاوا فارغالتحصیل شد.
"کمانچه" ساز تخصصی وی است، و در کنار کمانچه، تنبور، سهتار و شاهکمان نیز مینوازد. او در زمینه آهنگسازی برای #موسیقی متن فیلم هم فعالیت داشتهاست، برای شناساندن موسیقی ایرانی به غیر ایرانیها تلاش بسیاری کردهاست و با هنرمندان مختلف از فرهنگهای دیگر همکاریهایی داشتهاست:
او معتقد است: "موزیسین، موسیقیدان یا موسیقیشناس باید به ریاضیات، تاریخ و ادبیات آشنا باشد."
کیهان کلهر با آلبومهای بیتو بسر نمیشود، فریاد، باران و فراتر از نقشه جغرافیا که در آنها بهعنوان آهنگساز و نوازنده نقش داشته نامزد جایزه گرمی شدهاست.
وی مدتها عضو گروه دستان بود و در کنسرتهای این گروه به همراه #شهرام_ناظری به نوازندگی پرداخت.
پس از جدایی از گروه دستان و آغاز فعالیتهای مستقل با موسیقیدانهای خارجی، با همکاری اساتید موسیقی سنتی ایران #محمدرضاشجریان" و "حسین علیزاده" آثاری را پدید آورد که شامل شش آلبوم:
زمستان است، بیتو به سر نمیشود، فریاد، ساز خاموش، شب، سکوت، کویر و سرود مهر میباشد.
#موسیقی_ایرانی
#کیهان_کلهر
بیش از نیم قرن است که عرصه موسیقی سنتی از فقرِ کمانچه نوازِ ورزیده، در رنج بوده است. توصیه های استاد فقید "روح الله خالقی" به برخی ویولن نوازان برای رفتن به سوی کمانچه فقط چند تنی از آن ها از جمله شادروان استاد "حسین یاحقی" _ دایی استاد پرویز یاحقی_ را به این ساز منزوی سوق داد که با این همه، پاسخگوی نیازِ زمانه نبود.
بعد از انقلاب ۵۷ و تکفیرِ ویولن، توجه و اقبال به کمانچه به شکل چشمگیری فزونی یافت و انبوهِ ارکسترهای کوچک و بزرگ از دهه دومِ انقلاب، هرکدام چند عضوِ کمانچه نواز نیز داشتند. در این میان دو سه تن از کمانچه نوازان با تکیه بر قريحه ی ممتازی که داشتند، راه به کنسرت های بین المللی پیدا کردند و موفقیت آنان، باز هم بر علاقه جوانان به کمانچه افزود. "کیهان کلهر" یکی از اندک برجستگانِ هنرِ موسیقی ایران است که توانسته در کمانچه نوازی سر به آسمان بساید.
"کیهان" در سال ۱۳۴۲ خورشیدی در کرمانشاه به دنیا آمد. از هفت سالگی با موسیقی آشنا شده و در سیزده سالگی به عضویتِ ارکستر رادیو و تلویزیون درآمد. چند سال پیش از انقلاب به «گروه شیدا» پیوست و پس از آن با «کانون هنری چاووش» همکاری کرد و به موازاتِ آن ردیفِ موسیقی سنتی را آموخت. مدتی را صرفِ مطالعه موسیقی بومی خراسان و کردستان کرد، سپس با همیاری یاران هنرمند، «گروهِ دستان» را تاسیس کرد و از آن پس صداهای برجسته موسیقی سنتی اساتیدی چون، "محمدرضا شجریان" و "شهرام ناظری" را در کنسرت ها همراهی کرد.
آوازه ی "کیهان کلهر" از مرزهای ملی فراتر رفت و درهای محافل معتبر فرهنگی جهان را به رویش گشود. در نیویورک با «ارکستر فیلارمونیک» همکاری کرد و در لیون فرانسه با «ارکستر ناسيونال»؛ و در «پروژه جاده ابریشم یويوما»، با کمانچه آسمانی خود نقشی پررنگ داشت و در سال ۱۳۸۳ به دعوت "جان اَدَمز" در «فستیوال موتسارت» در مرکز لینکلن هنرنمایی کرد و در اجرای «موسیقی فیلم جوانی بدون جواني فرنسیس فورد کاپولا»، در نقش تکنوار، ظاهر شد.
"کیهان کلهر" از آهنگ سازی نیز غافل نمانده و برای کنسرت های استاد "شجریان" و "ناظری" و نیز «پروژه جاده ابریشم» آهنگ هایی ساخته ازجمله «نمی خواهم تنها بمانم»، «شهر ساکت»، «آواز شادی و صلح»، «ناممکن های نو» و «در پشت افق». کمانچه "کیهان کلهر" صلابت و افسونگری را به یکسان به همراه دارد. با خاطری آسوده می توان او را برجسته ترین کمانچه نوازِ ایرانِ امروز نامید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_متن_فیلم
#زبیگنف_پرایزنر
امروز قصد داریم از کسی یاد کنیم که بیآنکه موسیقی را به معنای معمول و متعارف بیاموزد، شاهکارهایی خلق کردهاست که تاریخ موسیقی از آنها با احترام یاد خواهد کرد. "زبیگنف پرایزنر" بزرگترین آهنگساز موسیقی فیلم لهستان و از بارزترین آهنگسازان عصر خویش بحساب می آید. "پرایزنر" که نام و موسیقیاش با نام "کریشتوف کیشلوفسکی" فیلمساز هموطنش و تصاویرش گره خورده است، یکی از چهرههای برجسته موسیقی متن فیلم است که عمده شهرت اش را مدیون ساخت موسیقی فیلم سه گانه "کریستوف کیشلوفسکی" ( آبی ، سفید ، قرمز ) است. "پرایزنر" همچنین ساخت موسیقی های مشهور "ده فرمان" و "زندگی دوگانه ورونیکا" را نیز برعهده داشته است. اما مشهورترین ساخته وی به اذعان بسیاری، موسیقی متن فیلم " آبی " بوده است.
موسیقی فیلم" آبی"، در حال و هوای آثار کلاسیک تاریخ موسیقی ( شاید بتوان آن را نزدیک به حال و هوای آثار "موزارت" و "آلبیونی" دانست ) ساخته شده است و قدرت تاثیرگذاری اش به حدی است که حواس تماشاگر را از خود فیلم پرت کند! "زبیگنِف پرایزنر" آهنگسازی است که علاوه بر "کیشلوفسکی" با فیلمسازان برجسته دیگری چون "آنیژکا هولند"، "لویی مال"، "آنتونی کروز" و "هکتور بابنکو" کار کرده و تا کنون مجموعاً برای ۱۷ فیلم، موسیقی نوشته است.
"پرایزنر" نفوذ عجیبی در میان علاقهمندان سینما و موسیقی فیلم، به ویژه نسل جوان دارد و تأثیر عمیقی بر آنان گذاشته است. از مهم ترین عواملی که در موسیقی او و جهان بینیش مؤثر بوده، تحصیلاتش در زمینه فلسفه است. سبک و شیوه آهنگسازی وی را میتوان نئو رومانتیسیسم دانست ودر این میان از چهرههایی چون، "پاگانینی" ویولنیست بزرگ ایتالیایی و نیز "سیبلیوس" آهنگساز و رهبر ارکستر فنلاندی، تاثیر گرفته است، به صورتی که در خلاصه ترین وکوتاهترین زمان ممکن، عمیقترین مفاهیم عاشقانه و فلسفی را که بر مبنای تصویر ساخته، به مخاطبینش، القا میکند. فروش قابل توجه آثار "پرایزنر" در دنیا همواره از نکاتی بوده که این آهنگساز را در حوزه موسیقی فیلم با باقی بزرگان متمایز کرده است.
از بزرگترین اقدامات هنریش، ساخت آلبوم "مرثیه ای برای یک دوست" درسال ۱۹۹۸ شکل گرفت که برخلاف آثار پرایزنر، در زمینه موسیقی فیلم نبوده، بلکه پس از مرگ "کیشلوفسکی"، این کار به عنوان یک یادبود گرانبها، از وی یاد میشود...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_متن_فیلم
#زبیگنف_پرایزنر
امروز قصد داریم از کسی یاد کنیم که بیآنکه موسیقی را به معنای معمول و متعارف بیاموزد، شاهکارهایی خلق کردهاست که تاریخ موسیقی از آنها با احترام یاد خواهد کرد. "زبیگنف پرایزنر" بزرگترین آهنگساز موسیقی فیلم لهستان و از بارزترین آهنگسازان عصر خویش بحساب می آید. "پرایزنر" که نام و موسیقیاش با نام "کریشتوف کیشلوفسکی" فیلمساز هموطنش و تصاویرش گره خورده است، یکی از چهرههای برجسته موسیقی متن فیلم است که عمده شهرت اش را مدیون ساخت موسیقی فیلم سه گانه "کریستوف کیشلوفسکی" ( آبی ، سفید ، قرمز ) است. "پرایزنر" همچنین ساخت موسیقی های مشهور "ده فرمان" و "زندگی دوگانه ورونیکا" را نیز برعهده داشته است. اما مشهورترین ساخته وی به اذعان بسیاری، موسیقی متن فیلم " آبی " بوده است.
موسیقی فیلم" آبی"، در حال و هوای آثار کلاسیک تاریخ موسیقی ( شاید بتوان آن را نزدیک به حال و هوای آثار "موزارت" و "آلبیونی" دانست ) ساخته شده است و قدرت تاثیرگذاری اش به حدی است که حواس تماشاگر را از خود فیلم پرت کند! "زبیگنِف پرایزنر" آهنگسازی است که علاوه بر "کیشلوفسکی" با فیلمسازان برجسته دیگری چون "آنیژکا هولند"، "لویی مال"، "آنتونی کروز" و "هکتور بابنکو" کار کرده و تا کنون مجموعاً برای ۱۷ فیلم، موسیقی نوشته است.
"پرایزنر" نفوذ عجیبی در میان علاقهمندان سینما و موسیقی فیلم، به ویژه نسل جوان دارد و تأثیر عمیقی بر آنان گذاشته است. از مهم ترین عواملی که در موسیقی او و جهان بینیش مؤثر بوده، تحصیلاتش در زمینه فلسفه است. سبک و شیوه آهنگسازی وی را میتوان نئو رومانتیسیسم دانست ودر این میان از چهرههایی چون، "پاگانینی" ویولنیست بزرگ ایتالیایی و نیز "سیبلیوس" آهنگساز و رهبر ارکستر فنلاندی، تاثیر گرفته است، به صورتی که در خلاصه ترین وکوتاهترین زمان ممکن، عمیقترین مفاهیم عاشقانه و فلسفی را که بر مبنای تصویر ساخته، به مخاطبینش، القا میکند. فروش قابل توجه آثار "پرایزنر" در دنیا همواره از نکاتی بوده که این آهنگساز را در حوزه موسیقی فیلم با باقی بزرگان متمایز کرده است.
از بزرگترین اقدامات هنریش، ساخت آلبوم "مرثیه ای برای یک دوست" درسال ۱۹۹۸ شکل گرفت که برخلاف آثار پرایزنر، در زمینه موسیقی فیلم نبوده، بلکه پس از مرگ "کیشلوفسکی"، این کار به عنوان یک یادبود گرانبها، از وی یاد میشود...
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_متن_فیلم 🎼
#انیو_موریکونه
"انيو موریکونه" ( زاده۱۰ نوامبر سال ۱۹۲۸) آهنگساز، تنظیمکننده و رهبر ارکستر ایتالیایی، درطی پنج دهه، برای بیش از ۴۰۰ اثر سینمایی و تلویزیونی، موسیقی نوشته وعلاوه بر این، افزون بر ۱۰۰ اثر مستقل در زمینههای دیگری چون موسیقی برای ارکسترهای بزرگ یا مجلسی٬ کنسرتوهایی برای پیانو و دیگر سازها٬ آثار کرال٬ و قطعاتی برای باله از دیگر ساختههای اوست.
وی با کارگردانان بسیاری چون "سرجیو لئونه"، "برناردو برتولوچی"، "رومن پولانسکی"، "فرانکو زفیرلی"، "الیور استون"، "برایان دی پالما"، "جوزپه تورناتوره" و "پیر پائولو پازولینی" همکاری داشتهاست. از این میان "موریکونه" دهها پارتیتور برای فیلمهای وسترن نوشتهاست که از آن جمله میتوان به فیلمهایی چون "یک مشت دلار"، "به خاطر چند دلار بیشتر" ، "خوب بد زشت"، "روزی روزگاری در غرب"، "مالنا"، "سینما پارادیزو"، "هملت" و...اشاره کرد.
وي از سوی دولتهای ایتالیا، فرانسه و مقدونیه نشان افتخار دریافت کرده و همچنين، برنده یک جایزه گرمی، دو گلدن گلوب، پنج بفتا، ده دیوید دی دوناتلو، یازده روبان نقرهای، شیر طلایی افتخاری فستیوال فیلم ونیز (۱۹۹۵)، عقاب طلایی آکادمی سینمایی روسیه (۲۰۰۳) جایزه پولار (۲۰۱۰) و تندیس آکادمی فیلم اروپا (۲۰۱۳) است. در سال ۲۰۰۷ میلادی "آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا" یک عمر فعالیت هنری وی را “مشارکتی درخشان و چند وجهی در هنر موسیقی فیلم” تلقی نمود و اسکار افتخاری آکادمی را به او اهدا کرد. وی در بخش رقابتی نیز شش بار نامزد دریافت جایزه اسکار بودهاست که موفق به دریافت یک اسکار افتخاری در سال 2007 و یک اسکار در سال 2015 برای هشت نفرت انگیز شد.
"موریکونه" را شاید بتوان پرکارترین آهنگساز فیلم در جهان دانست. "روزنامه گاردین" در فوریه سال ۲۰۰۱ میلادی با انتشار مقالهای وی را "موتزارت سینما"، لقب داد.
مهارت و کسب تجربه در حوزه وسیعی از کار موسیقی، "موریکونه" را بر آن داشت که در اوایل دهه ۶۰ به ساخت موسیقی برای فیلم روی آورد.
"موریکونه"، در زمان نوشتن"یک مشت دلار" تعامل بسياري، با دوست دوران کودکیش، "الساندرو الساندورینی" داشت. "الساندورینی" در بسیاری از آثار او ماهرانه سوت میزد و گیتار مینواخت. برای فیلم "خوب بد زشت" قبل از آغاز تصویربرداری فیلم، مدتها درباره موسیقی آن، باكارگردان بحث و گفتگو کرد و بسیاری از قطعات را قبل از شروع فیلمبرداری ساخت. "لئونه" نیز برای تقویت حس بازیگران و رسیدن به ریتم تصویری مناسب، این آهنگها را زمان فیلمبرداری پخش میکرد. به این ترتیب ریتم حرکت دوربین و بازیگران هماهنگی بسیار دقیقی با ریتم موسیقی "موریکونه" پیدا کرد.
اين آهنگساز برجسته، بدليل شناخت و درك عميقي كه از موسيقي و ارتباط آن با فيلم و سينما دارد، برای توصیف هر یک از شخصیتهای اصلی فیلم، تم اصلی را با یک ساز جداگانه اجرا کرده است. به طور مثال برای شخصیت "کلینت ایستوود" یا "بلوندی" از "فلوت پیکولو"، برای "لی وان کلیف" یا "انجل آیز" از "اوکارینا" و برای "ایلای والاک" از" نعره انسان" سود برده است.
فعالیت "موریکونه" تنها محدود به سینمای ایتالیا نشده و او برای برخی از فیلمسازان مطرح هالیوود مثل "جان هوستون" (انجیل)، "رولاند جافی" (ماموریت)، و "برایان دی پالما" (تسخیر ناپذیران) نیز موسیقی ساخته است. ویژگی عمده آثار "موریکونه" برای سینما، کیفیت ارکسترال و تونال آنهاست که در حجم وسیعی اجرا میشود که نمونه آن، موسیقی فیلم "سینما پارادیزوست" که یکی از مشهورترین و دوست داشتنیترین آثار "موریکونه" به حساب می آید. "سینما پارادیزو"، درباره عشق است، عشق به سینما، عشق به کودکی، عشق به زادگاه و مردمش و عشق به دختری جوان، زیبا و دست نیافتنی.
موسیقی"سينما پاراديزو" نیز جزء تفکیک ناپذیر آن است و نقش مهمی در ساختن فضای عاشقانه و نوستالژیک فیلم و تقویت موقعیتهای دراماتیک آن دارد. "موریکونه" بر اساس تم اصلی که تم عشق است، برای تک تک صحنههای مهم فیلم قطعات جداگانهای نوشته که حسهای متضاد غم و شادی و تلخی و شیرینی را با هم در خود دارد.
در مورد ویژگیهای این موسیقیدان برجسته، می توان ساعتها، سخن گفت و آثارش را بارها و بارها، گوش کرد و لذت برد. با هم به برخی از آثار مشهورش، گوش جان می سپاریم.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_متن_فیلم 🎼
#انیو_موریکونه
"انيو موریکونه" ( زاده۱۰ نوامبر سال ۱۹۲۸) آهنگساز، تنظیمکننده و رهبر ارکستر ایتالیایی، درطی پنج دهه، برای بیش از ۴۰۰ اثر سینمایی و تلویزیونی، موسیقی نوشته وعلاوه بر این، افزون بر ۱۰۰ اثر مستقل در زمینههای دیگری چون موسیقی برای ارکسترهای بزرگ یا مجلسی٬ کنسرتوهایی برای پیانو و دیگر سازها٬ آثار کرال٬ و قطعاتی برای باله از دیگر ساختههای اوست.
وی با کارگردانان بسیاری چون "سرجیو لئونه"، "برناردو برتولوچی"، "رومن پولانسکی"، "فرانکو زفیرلی"، "الیور استون"، "برایان دی پالما"، "جوزپه تورناتوره" و "پیر پائولو پازولینی" همکاری داشتهاست. از این میان "موریکونه" دهها پارتیتور برای فیلمهای وسترن نوشتهاست که از آن جمله میتوان به فیلمهایی چون "یک مشت دلار"، "به خاطر چند دلار بیشتر" ، "خوب بد زشت"، "روزی روزگاری در غرب"، "مالنا"، "سینما پارادیزو"، "هملت" و...اشاره کرد.
وي از سوی دولتهای ایتالیا، فرانسه و مقدونیه نشان افتخار دریافت کرده و همچنين، برنده یک جایزه گرمی، دو گلدن گلوب، پنج بفتا، ده دیوید دی دوناتلو، یازده روبان نقرهای، شیر طلایی افتخاری فستیوال فیلم ونیز (۱۹۹۵)، عقاب طلایی آکادمی سینمایی روسیه (۲۰۰۳) جایزه پولار (۲۰۱۰) و تندیس آکادمی فیلم اروپا (۲۰۱۳) است. در سال ۲۰۰۷ میلادی "آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا" یک عمر فعالیت هنری وی را “مشارکتی درخشان و چند وجهی در هنر موسیقی فیلم” تلقی نمود و اسکار افتخاری آکادمی را به او اهدا کرد. وی در بخش رقابتی نیز شش بار نامزد دریافت جایزه اسکار بودهاست که موفق به دریافت یک اسکار افتخاری در سال 2007 و یک اسکار در سال 2015 برای هشت نفرت انگیز شد.
"موریکونه" را شاید بتوان پرکارترین آهنگساز فیلم در جهان دانست. "روزنامه گاردین" در فوریه سال ۲۰۰۱ میلادی با انتشار مقالهای وی را "موتزارت سینما"، لقب داد.
مهارت و کسب تجربه در حوزه وسیعی از کار موسیقی، "موریکونه" را بر آن داشت که در اوایل دهه ۶۰ به ساخت موسیقی برای فیلم روی آورد.
"موریکونه"، در زمان نوشتن"یک مشت دلار" تعامل بسياري، با دوست دوران کودکیش، "الساندرو الساندورینی" داشت. "الساندورینی" در بسیاری از آثار او ماهرانه سوت میزد و گیتار مینواخت. برای فیلم "خوب بد زشت" قبل از آغاز تصویربرداری فیلم، مدتها درباره موسیقی آن، باكارگردان بحث و گفتگو کرد و بسیاری از قطعات را قبل از شروع فیلمبرداری ساخت. "لئونه" نیز برای تقویت حس بازیگران و رسیدن به ریتم تصویری مناسب، این آهنگها را زمان فیلمبرداری پخش میکرد. به این ترتیب ریتم حرکت دوربین و بازیگران هماهنگی بسیار دقیقی با ریتم موسیقی "موریکونه" پیدا کرد.
اين آهنگساز برجسته، بدليل شناخت و درك عميقي كه از موسيقي و ارتباط آن با فيلم و سينما دارد، برای توصیف هر یک از شخصیتهای اصلی فیلم، تم اصلی را با یک ساز جداگانه اجرا کرده است. به طور مثال برای شخصیت "کلینت ایستوود" یا "بلوندی" از "فلوت پیکولو"، برای "لی وان کلیف" یا "انجل آیز" از "اوکارینا" و برای "ایلای والاک" از" نعره انسان" سود برده است.
فعالیت "موریکونه" تنها محدود به سینمای ایتالیا نشده و او برای برخی از فیلمسازان مطرح هالیوود مثل "جان هوستون" (انجیل)، "رولاند جافی" (ماموریت)، و "برایان دی پالما" (تسخیر ناپذیران) نیز موسیقی ساخته است. ویژگی عمده آثار "موریکونه" برای سینما، کیفیت ارکسترال و تونال آنهاست که در حجم وسیعی اجرا میشود که نمونه آن، موسیقی فیلم "سینما پارادیزوست" که یکی از مشهورترین و دوست داشتنیترین آثار "موریکونه" به حساب می آید. "سینما پارادیزو"، درباره عشق است، عشق به سینما، عشق به کودکی، عشق به زادگاه و مردمش و عشق به دختری جوان، زیبا و دست نیافتنی.
موسیقی"سينما پاراديزو" نیز جزء تفکیک ناپذیر آن است و نقش مهمی در ساختن فضای عاشقانه و نوستالژیک فیلم و تقویت موقعیتهای دراماتیک آن دارد. "موریکونه" بر اساس تم اصلی که تم عشق است، برای تک تک صحنههای مهم فیلم قطعات جداگانهای نوشته که حسهای متضاد غم و شادی و تلخی و شیرینی را با هم در خود دارد.
در مورد ویژگیهای این موسیقیدان برجسته، می توان ساعتها، سخن گفت و آثارش را بارها و بارها، گوش کرد و لذت برد. با هم به برخی از آثار مشهورش، گوش جان می سپاریم.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_متن_فیلم 🎼
#گلادیاتور
«گلادیاتور» فیلمی ست درام و تاریخی _حماسی، محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی "ریدلی اسکات" که موفق به دریافتِ جایزهی اسکار بهترین فیلم سال و بهترین بازیگر مرد سال (راسل کرو) در مراسم هفتاد و سومین جوایز اسکار گردیده و همچنین توانسته، جایزه بهترین فیلمِ سال در جشنوارههای «گلدن گلوب»، «بفتا» و «انجمن تهیهکنندگان آمریکا» را از آنِ خود کند. "راسل کرو"، "واکین فونیکس"، و... از بازیگرانِ اصلی این فیلم هستند. پنج جایزه اسکار، چهار جایزه بفتا و دو جایزه گلدن گلوب از مهمترین افتخارات این شاهکار تاریخ سینما هستند.
«گلادیاتور» با واکنشِ بسیار مثبت و تحسین منتقدان و تماشاگران؛ رو به رو شد و توانست فروش خوبی را نیز در گیشه تجربه کند، همچنین به عنوان یکی از بهترین آثار "ریدلی اسکات" شناخته میشود که علاوه بر کسبِ اُسکارِ بهترین فیلم سال؛ توانست او را نامزدِ اسکار بهترین کارگردانی نماید.
موسیقی متنِ گلادیاتور یکی از برترین موسیقیهای متن در تاریخ سینماست که ساختهی "هانس زیمر" آهنگساز بزرگ هالیوود و "لیسا جرارد" خواننده و موسیقیدان استرالیایی است. موسیقی متن این فیلم، به اعتقاد برخی بهترین اثر "زیمر" است. این فیلم صحنههای حماسی و احساسی زیادی دارد که تاثیرگذاری آنها با هنرِ نابغهای به نام "هانس زیمر" به اوج خود میرسد.
در ساختِ موسیقی متن این فیلم دو حالتِ هوشمندانه و استادانه دیده می شود: ابتدا تنظیم و ارکستراسیون قدرتمند "زیمر" که تداعی کننده جنگ های حماسی عظیم می باشد و سپس موسیقی احساسی و فراموش نشدنی "لیزاد جرارد" که حزن و اندوه و غم از دست دادن را به طرز شگفت انگیزی بیان می کند. این اثر به طورِ قطع از سنت آثار هنرمندانی همچون "میکلوش روزسا" از فیلم «ال کید بن هور پادشاه پادشاهان» ، "نینو روتا" از فیلم «جنگ و صلح» و "دیمیتری شیمکن" در فیلم «سقوط امپراطوری روم» پیروی می کند و یادآور دوران طلایی حماسی هالیوود است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_متن_فیلم 🎼
#گلادیاتور
«گلادیاتور» فیلمی ست درام و تاریخی _حماسی، محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی "ریدلی اسکات" که موفق به دریافتِ جایزهی اسکار بهترین فیلم سال و بهترین بازیگر مرد سال (راسل کرو) در مراسم هفتاد و سومین جوایز اسکار گردیده و همچنین توانسته، جایزه بهترین فیلمِ سال در جشنوارههای «گلدن گلوب»، «بفتا» و «انجمن تهیهکنندگان آمریکا» را از آنِ خود کند. "راسل کرو"، "واکین فونیکس"، و... از بازیگرانِ اصلی این فیلم هستند. پنج جایزه اسکار، چهار جایزه بفتا و دو جایزه گلدن گلوب از مهمترین افتخارات این شاهکار تاریخ سینما هستند.
«گلادیاتور» با واکنشِ بسیار مثبت و تحسین منتقدان و تماشاگران؛ رو به رو شد و توانست فروش خوبی را نیز در گیشه تجربه کند، همچنین به عنوان یکی از بهترین آثار "ریدلی اسکات" شناخته میشود که علاوه بر کسبِ اُسکارِ بهترین فیلم سال؛ توانست او را نامزدِ اسکار بهترین کارگردانی نماید.
موسیقی متنِ گلادیاتور یکی از برترین موسیقیهای متن در تاریخ سینماست که ساختهی "هانس زیمر" آهنگساز بزرگ هالیوود و "لیسا جرارد" خواننده و موسیقیدان استرالیایی است. موسیقی متن این فیلم، به اعتقاد برخی بهترین اثر "زیمر" است. این فیلم صحنههای حماسی و احساسی زیادی دارد که تاثیرگذاری آنها با هنرِ نابغهای به نام "هانس زیمر" به اوج خود میرسد.
در ساختِ موسیقی متن این فیلم دو حالتِ هوشمندانه و استادانه دیده می شود: ابتدا تنظیم و ارکستراسیون قدرتمند "زیمر" که تداعی کننده جنگ های حماسی عظیم می باشد و سپس موسیقی احساسی و فراموش نشدنی "لیزاد جرارد" که حزن و اندوه و غم از دست دادن را به طرز شگفت انگیزی بیان می کند. این اثر به طورِ قطع از سنت آثار هنرمندانی همچون "میکلوش روزسا" از فیلم «ال کید بن هور پادشاه پادشاهان» ، "نینو روتا" از فیلم «جنگ و صلح» و "دیمیتری شیمکن" در فیلم «سقوط امپراطوری روم» پیروی می کند و یادآور دوران طلایی حماسی هالیوود است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity