📙#بینایی
✍️#ژوزه_ساراماگو
📝#کیومرث_پارسا
📄#تعداد_صفحات279
بینایی / ژوزه ساراماگو
رمان “بینایی” در حقیقت ماجرای دیگری است برای ساکنان شهری که رمان “کوری” در آن اتفاق افتاده بود. “ژوزه ساراماگو” (Jose Saramago) داستان را با یک انتخابات آغاز می کند. مردم پایتخت تا بعد از ظهر حضور کمرنگی در انتخابات دارند و بارش شدید باران نیز شرایط را دشوارتر کرده است.
اما پس از آن مردم به سوی صندوق های رأی راهی می شوند.پس از شمارش آرا، شگفتی دیگری روی می دهد؛ بیش از هفتاد درصد آرا، سفید هستند. این سرآغاز شروع یک بحران و تقابل بین دولت حاکم و مردم پایتخت است.زمانی که به دنیا می آییم، قراردادی را برای زندگی کردن امضا می کنیم، ولی سال ها بعد، لحظاتی می رسد که از خود می پرسیم چه کسی این قرارداد را به جای من امضا کرده است.
خلاصه کتاب: داستان از یک روز بارانی در یک حوزه اخذ رای شهری شروع می شود. این شهر همان شهری است که واقعه کوری در آن رخ داده بود و بار دیگر شخصیت های آن رمان در این کتاب ظاهر می شوند. بعد از ظهر است و هنوز هیچ کس برای دادن رای به حوزه نیامده است. مسئولان حوزه با نگرانی افراد خانواده خود را به حوزه فرامی خوانند اما گویا کسی قصد رای دادن ندارد، اما به ناگاه حوزه شلوغ می شود. مردم مصمم و شتابان به حوزه رای گیری می آیند و رای خود را به صندوق می ریزند. فردای آن روز شمارش آرا آغاز می گردد. نتیجه باورنکردنی است. بیشتر مردم رای سفید به داخل صندوق ریخته اند و احزاب تنها مقدار کمی از آرا را از آن خود کرده اند. رئیس جمهور و دولت انتخابات را باطل اعلام می کنند و دوباره فراخوان برای انتخابات مجدد می دهند. انتخابات مجدد برگزار می شود ولی این بار نتیجه بدتر است. تعداد رای های باطله سفید افزایش می یابد...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
✍️#ژوزه_ساراماگو
📝#کیومرث_پارسا
📄#تعداد_صفحات279
بینایی / ژوزه ساراماگو
رمان “بینایی” در حقیقت ماجرای دیگری است برای ساکنان شهری که رمان “کوری” در آن اتفاق افتاده بود. “ژوزه ساراماگو” (Jose Saramago) داستان را با یک انتخابات آغاز می کند. مردم پایتخت تا بعد از ظهر حضور کمرنگی در انتخابات دارند و بارش شدید باران نیز شرایط را دشوارتر کرده است.
اما پس از آن مردم به سوی صندوق های رأی راهی می شوند.پس از شمارش آرا، شگفتی دیگری روی می دهد؛ بیش از هفتاد درصد آرا، سفید هستند. این سرآغاز شروع یک بحران و تقابل بین دولت حاکم و مردم پایتخت است.زمانی که به دنیا می آییم، قراردادی را برای زندگی کردن امضا می کنیم، ولی سال ها بعد، لحظاتی می رسد که از خود می پرسیم چه کسی این قرارداد را به جای من امضا کرده است.
خلاصه کتاب: داستان از یک روز بارانی در یک حوزه اخذ رای شهری شروع می شود. این شهر همان شهری است که واقعه کوری در آن رخ داده بود و بار دیگر شخصیت های آن رمان در این کتاب ظاهر می شوند. بعد از ظهر است و هنوز هیچ کس برای دادن رای به حوزه نیامده است. مسئولان حوزه با نگرانی افراد خانواده خود را به حوزه فرامی خوانند اما گویا کسی قصد رای دادن ندارد، اما به ناگاه حوزه شلوغ می شود. مردم مصمم و شتابان به حوزه رای گیری می آیند و رای خود را به صندوق می ریزند. فردای آن روز شمارش آرا آغاز می گردد. نتیجه باورنکردنی است. بیشتر مردم رای سفید به داخل صندوق ریخته اند و احزاب تنها مقدار کمی از آرا را از آن خود کرده اند. رئیس جمهور و دولت انتخابات را باطل اعلام می کنند و دوباره فراخوان برای انتخابات مجدد می دهند. انتخابات مجدد برگزار می شود ولی این بار نتیجه بدتر است. تعداد رای های باطله سفید افزایش می یابد...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته