🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
#نام_اثر
#درختان
١٩٦١. رنگ روغن
اثر توميكا سويچيرو (ژاپن)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
#نام_اثر
#درختان
١٩٦١. رنگ روغن
اثر توميكا سويچيرو (ژاپن)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
#نام_اثر
زَنی با کُت اَرغوانی اثر آنری ماتیس در سال ۱۹۳۷ میلادی/ابعاد: ۸۱×۶۵.۲ سانتی متر/مکان:موزه هنرهای زیبا (هیوستون)،تگزاس،آمریکا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
#نام_اثر
زَنی با کُت اَرغوانی اثر آنری ماتیس در سال ۱۹۳۷ میلادی/ابعاد: ۸۱×۶۵.۲ سانتی متر/مکان:موزه هنرهای زیبا (هیوستون)،تگزاس،آمریکا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
#نام_اثرسمت_چپ
#مادران – ۱۹۲۲
#هنرمند_کته_کلویتس
#نام_اثرسمت_راست
#زن_وکودک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
#نام_اثرسمت_چپ
#مادران – ۱۹۲۲
#هنرمند_کته_کلویتس
#نام_اثرسمت_راست
#زن_وکودک
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
#نام_اثر
#رنگین_کمان
#هنرمند_ایوان_ایوازوفسکی
داستایوفسکی پس از تماشای این نقاشی، تابلوی رنگینکمان، اثر ایوان آیوازوفسکی، او را هنرمندی چیرهدست نامید که رقیب ندارد. احتمالاً منتقدان هنری گمان نمیکردند که دوباره روزی فرا برسد تا ستایشی از این دست را در مورد آیوازوفسکی تصدیق کنند. از نظر آنها مدتها بود که نقاش به تکرار افتاده بود و رسم چشماندازهای دریایی کمکم داشت جذابیتاش را از دست میداد. تابلوی رنگینکمان امّا، پس از تمامی آن انتقادها، بیشتر به یک معجزه میمانست که بنا بود تا دوباره روحی تازه در زندگی کاری نقاش بدمد. شجاعت آیوازوفسکی در تکرار چشمانداز دریایی و بیرون کشیدن تفاوتی حیاتبخش از درون آن، نهایت استادی او را میرساند. گویی که با لبانی خاموش، خطاب به تمامی منتقدانش میگفت در سیر مکرر جریان زندگی، این آداب نگریستن ما است که باید تازه شود.
رنگینکمان در مجموعه کارهای آیوازوفسکی، از بسیاری جهات یگانه است. با وجود آنکه موضوع تابلو طوفانی است سهمگین و خشمآلود که کشتی سرگردانی را در میان امواج خروشان دریا در هم شکسته است، یکی از روشنترین نقاشیهای آیوازوفسکی محسوب میشود. تابلویی به ابعاد تقریبی یک در یک متر و سی که به دلیل پالت رنگی شفاف و روشناش، به جرأت میتوان رگههایی از نخستین مظاهر مینیمالیسم را به آن منسوب کرد؛ خصیصهای که از حدود تابلو بیرون میزند و در قاب ساده و مشکی آن نیز بروز مییابد. و این انتخاب شخص آیوازوفسکی بود که رسم متداول در استفاده از قابهای مطلّا را برای تابلوی رنگینکمان بر هم بزند.
آیوازوفسکی سهم بیشتر تابلو را به نمایش حجم در هم شکستۀ کشتی اختصاص داده که با امواج بهشدت متلاطم دریا و تودۀ مهآلود و پرآشوب ابرها در هم میآمیزد. جایی که جزئیات محو میشوند تا لحن رمانتیک او، حال و هوایی امپرسیونیستی بیابد. در عوض، توصیف بصری دقیق آیوازوفسکی معطوف به سرگردانی جمعی رسته از طوفان و سوار بر قایق نجات میشود که در گوشۀ چپ تابلو، با تجلی بسیار لطیف و شفاف رنگینکمان، به نشانۀ رسیدن به ساحل امن، گره میخورد.
تابلوی رنگینکمان، فراتر از چشماندازی دریایی، تصویر لحظۀ گذرا و فرّار رهاییست که در برابر پیکرهای خسته و بیپناه آشکار میشود؛ چیزی شبیه به ذات زندگی: در بزنگاهی که میان امواج سهمگین وقایع، به عمق شکنندگی حضورمان پی میبریم و حصول رهایی دقیقاً از درون همین لحظه ممکن میگردد؛ همچنانکه با خلق تابلوی رنگینکمان، برای خود آیوازوفسکی نیز میسر شد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
#نام_اثر
#رنگین_کمان
#هنرمند_ایوان_ایوازوفسکی
داستایوفسکی پس از تماشای این نقاشی، تابلوی رنگینکمان، اثر ایوان آیوازوفسکی، او را هنرمندی چیرهدست نامید که رقیب ندارد. احتمالاً منتقدان هنری گمان نمیکردند که دوباره روزی فرا برسد تا ستایشی از این دست را در مورد آیوازوفسکی تصدیق کنند. از نظر آنها مدتها بود که نقاش به تکرار افتاده بود و رسم چشماندازهای دریایی کمکم داشت جذابیتاش را از دست میداد. تابلوی رنگینکمان امّا، پس از تمامی آن انتقادها، بیشتر به یک معجزه میمانست که بنا بود تا دوباره روحی تازه در زندگی کاری نقاش بدمد. شجاعت آیوازوفسکی در تکرار چشمانداز دریایی و بیرون کشیدن تفاوتی حیاتبخش از درون آن، نهایت استادی او را میرساند. گویی که با لبانی خاموش، خطاب به تمامی منتقدانش میگفت در سیر مکرر جریان زندگی، این آداب نگریستن ما است که باید تازه شود.
رنگینکمان در مجموعه کارهای آیوازوفسکی، از بسیاری جهات یگانه است. با وجود آنکه موضوع تابلو طوفانی است سهمگین و خشمآلود که کشتی سرگردانی را در میان امواج خروشان دریا در هم شکسته است، یکی از روشنترین نقاشیهای آیوازوفسکی محسوب میشود. تابلویی به ابعاد تقریبی یک در یک متر و سی که به دلیل پالت رنگی شفاف و روشناش، به جرأت میتوان رگههایی از نخستین مظاهر مینیمالیسم را به آن منسوب کرد؛ خصیصهای که از حدود تابلو بیرون میزند و در قاب ساده و مشکی آن نیز بروز مییابد. و این انتخاب شخص آیوازوفسکی بود که رسم متداول در استفاده از قابهای مطلّا را برای تابلوی رنگینکمان بر هم بزند.
آیوازوفسکی سهم بیشتر تابلو را به نمایش حجم در هم شکستۀ کشتی اختصاص داده که با امواج بهشدت متلاطم دریا و تودۀ مهآلود و پرآشوب ابرها در هم میآمیزد. جایی که جزئیات محو میشوند تا لحن رمانتیک او، حال و هوایی امپرسیونیستی بیابد. در عوض، توصیف بصری دقیق آیوازوفسکی معطوف به سرگردانی جمعی رسته از طوفان و سوار بر قایق نجات میشود که در گوشۀ چپ تابلو، با تجلی بسیار لطیف و شفاف رنگینکمان، به نشانۀ رسیدن به ساحل امن، گره میخورد.
تابلوی رنگینکمان، فراتر از چشماندازی دریایی، تصویر لحظۀ گذرا و فرّار رهاییست که در برابر پیکرهای خسته و بیپناه آشکار میشود؛ چیزی شبیه به ذات زندگی: در بزنگاهی که میان امواج سهمگین وقایع، به عمق شکنندگی حضورمان پی میبریم و حصول رهایی دقیقاً از درون همین لحظه ممکن میگردد؛ همچنانکه با خلق تابلوی رنگینکمان، برای خود آیوازوفسکی نیز میسر شد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نفاشی
#نام_اثر
#دوخت_زیر_لامپ
#هنرمند
#مارسل_رایدر
فرانسوی، 1852-1942
#painting
Sewing under the Lamp
Marcel Rieder
French, 1852–1942
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نفاشی
#نام_اثر
#دوخت_زیر_لامپ
#هنرمند
#مارسل_رایدر
فرانسوی، 1852-1942
#painting
Sewing under the Lamp
Marcel Rieder
French, 1852–1942
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#مجسمه_(تندیس)
#نام_اثر
#شاعر_نشسته
#هنرمند_پرویز_تناولی
«شاعر نشسته» پرویز تناولی رکورد گرانقیمتترین اثر هنر مدرن ایران را شکست
پانزدهمین حراج هنر مدرن ایران با فروش ۱۵۸ میلیارد و ۸۹۰ میلیون تومان به کار خود پایان داد و اثری از پرویز تناولی با عنوان «شاعر نشسته» به قیمت ۱۴ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان فروخته شد تا عنوان گرانترین اثر این دوره را به خود اختصاص دهد.
در این حراجی همچنین آثاری از ژازه تباتبایی، سهراب سپهری، منیر فرمانفرماییان، محسن وزیری مقدم، عنایتالله نظرینوری، نصرالله افجهای، عینالدین صادقزاده، محمدعلی ترقیجاه، حسین محجوبی، حسین زنده رودی و... به فروش رسید.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#مجسمه_(تندیس)
#نام_اثر
#شاعر_نشسته
#هنرمند_پرویز_تناولی
«شاعر نشسته» پرویز تناولی رکورد گرانقیمتترین اثر هنر مدرن ایران را شکست
پانزدهمین حراج هنر مدرن ایران با فروش ۱۵۸ میلیارد و ۸۹۰ میلیون تومان به کار خود پایان داد و اثری از پرویز تناولی با عنوان «شاعر نشسته» به قیمت ۱۴ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان فروخته شد تا عنوان گرانترین اثر این دوره را به خود اختصاص دهد.
در این حراجی همچنین آثاری از ژازه تباتبایی، سهراب سپهری، منیر فرمانفرماییان، محسن وزیری مقدم، عنایتالله نظرینوری، نصرالله افجهای، عینالدین صادقزاده، محمدعلی ترقیجاه، حسین محجوبی، حسین زنده رودی و... به فروش رسید.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
#نام_اثر_مادر_وفرزند
▫️بچه ای که روی دامان مادر خوابیده و می خواهد دست اش را به شال «مادر» برساند
▫️نقاش: مِری استیونسُن کِسات (مری کسات)
▫️تاریخ: ۱۹۱۴ میلادی
▫️مکان: کلکسیون شخصی
مادر میگوید:
درونِ هر زنی اتاقهای قفلشدهای هست
آشپزخانههایِ لذت
اتاق خوابهایِ اندوه
و حمامهای بیعلاقگی؛
مردها گاهی با کلید میآیند
گاهی با چکش!
▫️#ورسان_شایر (شاعرِ کنیایی)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
#نام_اثر_مادر_وفرزند
▫️بچه ای که روی دامان مادر خوابیده و می خواهد دست اش را به شال «مادر» برساند
▫️نقاش: مِری استیونسُن کِسات (مری کسات)
▫️تاریخ: ۱۹۱۴ میلادی
▫️مکان: کلکسیون شخصی
مادر میگوید:
درونِ هر زنی اتاقهای قفلشدهای هست
آشپزخانههایِ لذت
اتاق خوابهایِ اندوه
و حمامهای بیعلاقگی؛
مردها گاهی با کلید میآیند
گاهی با چکش!
▫️#ورسان_شایر (شاعرِ کنیایی)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#آلبوم_جدید_موسقی🎼
#نام_هنرمند_پوتک
لیتو × پیشرو × خشایار SR × خلسه و ...
نام آلبوم: Roths Child
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#آلبوم_جدید_موسقی🎼
#نام_هنرمند_پوتک
لیتو × پیشرو × خشایار SR × خلسه و ...
نام آلبوم: Roths Child
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نفاشی
#هنرمند_برنت_هیتون
#نام_اثر
"قدم زدن عاشقانه در پاریس"
#سبک : امپرسیونیسم
Romantic Stroll - Brent Heighton (1954)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نفاشی
#هنرمند_برنت_هیتون
#نام_اثر
"قدم زدن عاشقانه در پاریس"
#سبک : امپرسیونیسم
Romantic Stroll - Brent Heighton (1954)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
#نام_اثر
گفتگوی خاموش دو زن
#هنرمند
#دورا_مار
در زمستان ۱۹۳۶-۱۹۳۵، دورا مار و پابلو پیکاسو (۱۸۸۱-۱۹۷۳) با یکدیگر آشنا شدند و رابطه آنها که نزدیک به هشت سال به درازا انجامید تأثیر عمیقی بر هر دوی آنها گذاشت. در آن زمان هنرمند زن در اوج کار و خلاقیت بود، اما پیکاسو دوره بسیار بدی را سپری میکرد و ماهها بود که مجسمه و نقاشی نساخته بود. او خود آن برهه را بدترین دوران زندگیاش توصیف کرده است.
مار به پیکاسو تکنیک پیچیده چاپ ور را آموزش داد - روشی که آمیختهای از عکاسی و چاپ است. پس از آن مرد نقاش تا سالها با علاقه به کار با این تکنیک پرداخت. پیکاسو نیز زن را تشویق کرد که به نقاشی بازگردد. او بار دیگر به سروقت نقاشی رفت و آثاری ارزشمند پدید آورد.
دورا مار فرایند خلق سیاسیترین اثر پیکاسو نقاشی ضد جنگ گوئرنیکا (۱۹۳۷) را در عکسهایی متعدد ثبت کرد و جاودان ساخت. عکاس خود در این باره گفته است:" سیاه و سفید بودن تابلو تحت تاثیر عکسهای من بود." میگویند حتی لامپی که در این تابلو نقاشی شده در واقع همان لامپ استودیو عکاسی مار است. گمان میرود که تصویر زن در گوئرنیکا نیز برگرفته از طرح چهره او باشد.
پیکاسو چهرهنگارههای متعددی با الهام از سیمای دورا مار نقش زد که از همه مشهورتر میتوان از تابلوی "زن گریان" نام برد. دورا مار خود گفته است: "من هیچگاه به عنوان مدل نقاشی در برابر پیکاسو ننشستم جز یک بار شاید نزدیک به بیست دقیقه- اما او در نقاشیهای بسیاری از چهره من تاثیر گرفت."
هنگامی که مار و پیکاسو در رابطه عاشقانه بودند مرد همچنان با معشوق دیگرش ماری ترز والتر(۱۹۷۷-۱۹۰۷) که از او دختری هم داشت، رابطه داشت. تابلوی گفتوگو تنها اثری است که در آن مار به نسبت پیچیدهاش با والتر پرداخته است. در این تابلوی درخشان دو زن پشت میزی نشستهاند. والتر رو به مخاطب تصویر شده و دورا پشت به ما نشسته و چهرهاش پنهان مانده، اما از حالت سر و بدنش درمییابیم که به زن دیگر نگاه میکند. ماری ترز به گوشه تصویر چشم دوخته و دستانش را دورتر بر میز گذاشته انگار میخواهد از دورا مار دوری کند و از نگاهش بگریزد. دو زن اما ناخواسته بازوهایشان با یکدیگر در تماس است. در سال ۱۹۴۶، رابطه مار با پیکاسو به پایان رسید، مرد با فرانسواز ژیلو (متولد ۱۹۲۱) رابطه آغاز کرده بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
#نام_اثر
گفتگوی خاموش دو زن
#هنرمند
#دورا_مار
در زمستان ۱۹۳۶-۱۹۳۵، دورا مار و پابلو پیکاسو (۱۸۸۱-۱۹۷۳) با یکدیگر آشنا شدند و رابطه آنها که نزدیک به هشت سال به درازا انجامید تأثیر عمیقی بر هر دوی آنها گذاشت. در آن زمان هنرمند زن در اوج کار و خلاقیت بود، اما پیکاسو دوره بسیار بدی را سپری میکرد و ماهها بود که مجسمه و نقاشی نساخته بود. او خود آن برهه را بدترین دوران زندگیاش توصیف کرده است.
مار به پیکاسو تکنیک پیچیده چاپ ور را آموزش داد - روشی که آمیختهای از عکاسی و چاپ است. پس از آن مرد نقاش تا سالها با علاقه به کار با این تکنیک پرداخت. پیکاسو نیز زن را تشویق کرد که به نقاشی بازگردد. او بار دیگر به سروقت نقاشی رفت و آثاری ارزشمند پدید آورد.
دورا مار فرایند خلق سیاسیترین اثر پیکاسو نقاشی ضد جنگ گوئرنیکا (۱۹۳۷) را در عکسهایی متعدد ثبت کرد و جاودان ساخت. عکاس خود در این باره گفته است:" سیاه و سفید بودن تابلو تحت تاثیر عکسهای من بود." میگویند حتی لامپی که در این تابلو نقاشی شده در واقع همان لامپ استودیو عکاسی مار است. گمان میرود که تصویر زن در گوئرنیکا نیز برگرفته از طرح چهره او باشد.
پیکاسو چهرهنگارههای متعددی با الهام از سیمای دورا مار نقش زد که از همه مشهورتر میتوان از تابلوی "زن گریان" نام برد. دورا مار خود گفته است: "من هیچگاه به عنوان مدل نقاشی در برابر پیکاسو ننشستم جز یک بار شاید نزدیک به بیست دقیقه- اما او در نقاشیهای بسیاری از چهره من تاثیر گرفت."
هنگامی که مار و پیکاسو در رابطه عاشقانه بودند مرد همچنان با معشوق دیگرش ماری ترز والتر(۱۹۷۷-۱۹۰۷) که از او دختری هم داشت، رابطه داشت. تابلوی گفتوگو تنها اثری است که در آن مار به نسبت پیچیدهاش با والتر پرداخته است. در این تابلوی درخشان دو زن پشت میزی نشستهاند. والتر رو به مخاطب تصویر شده و دورا پشت به ما نشسته و چهرهاش پنهان مانده، اما از حالت سر و بدنش درمییابیم که به زن دیگر نگاه میکند. ماری ترز به گوشه تصویر چشم دوخته و دستانش را دورتر بر میز گذاشته انگار میخواهد از دورا مار دوری کند و از نگاهش بگریزد. دو زن اما ناخواسته بازوهایشان با یکدیگر در تماس است. در سال ۱۹۴۶، رابطه مار با پیکاسو به پایان رسید، مرد با فرانسواز ژیلو (متولد ۱۹۲۱) رابطه آغاز کرده بود.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نـــقـــاشـــی 🎨
#نام_اثر_فوران_کوه
ترنر به شدت درونگرا، عجیب و غریب و گوشه گیر، شخصیتی بحث برانگیز در طول زندگی حرفه ای خود بود. او ازدواج نکرد، اما صاحب دو دختر به نام های Eveline (1801-1874) و جورجیانا (1811-1843) از خانهدارش سارا دانبی شد.
او با افزایش سن، به ویژه پس از مرگ پدرش، بدبینتر شد و گالری اش رو به زوال و بیتوجهی رفت. او از سال 1845 در شرایط تقریباً فقیرانه و در وضعیت سلامت ضعیف زندگی میکرد و در سال 1851 در لندن در سن هفتاد و شش سالگی درگذشت. ترنر در کلیسای جامع سنت پل لندن به خاک سپرده شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نـــقـــاشـــی 🎨
#نام_اثر_فوران_کوه
ترنر به شدت درونگرا، عجیب و غریب و گوشه گیر، شخصیتی بحث برانگیز در طول زندگی حرفه ای خود بود. او ازدواج نکرد، اما صاحب دو دختر به نام های Eveline (1801-1874) و جورجیانا (1811-1843) از خانهدارش سارا دانبی شد.
او با افزایش سن، به ویژه پس از مرگ پدرش، بدبینتر شد و گالری اش رو به زوال و بیتوجهی رفت. او از سال 1845 در شرایط تقریباً فقیرانه و در وضعیت سلامت ضعیف زندگی میکرد و در سال 1851 در لندن در سن هفتاد و شش سالگی درگذشت. ترنر در کلیسای جامع سنت پل لندن به خاک سپرده شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نـــقـــاشـــی 🎨
#نام_اثر: کشتی های ماهیگیری هلندی در میان امواج طوفان
#سبک_رومانتیسم
ترنر که یک کودک نابغه بود، از سال 1789 در آکادمی سلطنتی هنر تحصیل کرد، در 14 سالگی ثبت نام کرد و اولین کار خود را در 21 سالگی در آنجا به نمایش گذاشت. در این دوره، او همچنین به عنوان یک طراح معماری خدمت می کرد. او درآمد ثابتی از پورسانت و فروش به دست آورد، که به دلیل ماهیت آشفته و مخالف او، اغلب با اکراه پذیرفته می شد.
او گالری خود را در سال 1804 افتتاح کرد و در سال 1807 استاد پرسپکتیو آکادمی شد، جایی که تا سال 1828 در آنجا سخنرانی کرد، اگرچه او را عمیقاً بیصفحه میدانستند. او از سال 1802 به اروپا سفر کرد و معمولاً با کتابهای طراحی حجیم برمیگشت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نـــقـــاشـــی 🎨
#نام_اثر: کشتی های ماهیگیری هلندی در میان امواج طوفان
#سبک_رومانتیسم
ترنر که یک کودک نابغه بود، از سال 1789 در آکادمی سلطنتی هنر تحصیل کرد، در 14 سالگی ثبت نام کرد و اولین کار خود را در 21 سالگی در آنجا به نمایش گذاشت. در این دوره، او همچنین به عنوان یک طراح معماری خدمت می کرد. او درآمد ثابتی از پورسانت و فروش به دست آورد، که به دلیل ماهیت آشفته و مخالف او، اغلب با اکراه پذیرفته می شد.
او گالری خود را در سال 1804 افتتاح کرد و در سال 1807 استاد پرسپکتیو آکادمی شد، جایی که تا سال 1828 در آنجا سخنرانی کرد، اگرچه او را عمیقاً بیصفحه میدانستند. او از سال 1802 به اروپا سفر کرد و معمولاً با کتابهای طراحی حجیم برمیگشت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نـــقـــاشـــی 🎨
#نام_اثر_کودک
#سبک_رومانتیسم
او بیش از 2000 نقاشی و 19000 طراحی و طرح از خود به جای گذاشته است. او از سال 1840 توسط جان راسکین، منتقد هنری برجسته انگلیسی حمایت میشد و امروزه بهعنوان نقاشی منظره را به یک نقاشی برجسته رقیب تاریخ میشناسند
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نـــقـــاشـــی 🎨
#نام_اثر_کودک
#سبک_رومانتیسم
او بیش از 2000 نقاشی و 19000 طراحی و طرح از خود به جای گذاشته است. او از سال 1840 توسط جان راسکین، منتقد هنری برجسته انگلیسی حمایت میشد و امروزه بهعنوان نقاشی منظره را به یک نقاشی برجسته رقیب تاریخ میشناسند
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
من مُردم و زندگی کردم
نکند قربانی یک توهم شده باشم؟
#نام_ناپذیر
#ساموئل_بکت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
من مُردم و زندگی کردم
نکند قربانی یک توهم شده باشم؟
#نام_ناپذیر
#ساموئل_بکت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
کیستی #مردم_آذرآبادگان💚
زبان #مردم_آذرآبادگان🤍
ریشه #نام_آذربایجان❤️
نام این استان پاره تن ایران را درست بنویسید.
واژه #آتور در زبان پهلوی، به چم(:معنی) #آتش است. (گونه پارسی آن #آذر است).
در اوستا به شکل «آتر» و در زند اوستا به شکل «آترس» آمده است و «آتورپات» به چم آتشبان و نگهبان آتش میباشد.
گان: پسوند مکانی است. به چم جایگاه. مانند: زنگان، سمنگان، گاوگان، دهخوارگان، ورزگان(ورزقان)، گلپایگان، گریگان، سیرگان و... همچنین است «آتورپاتگان» و شکل دگرگون شده آن «آذربایگان» که سرزمینی است، منتسب به آذر ( #آتش).
آتشکدههای پرشمار در #آذربایگان، مانند آتشکده باکو، آتشکده آذرگشسب و آتشکده تبریز و غیره نیز این مهم را گوشزد میکنند.
واژه «آذربُد»(آتورپات) و پادگان(پاتگان) ریشه در «آتورپاتگان» پهلوی دارد، که در اثر کاربرد بسیار به آذرآبادگان بدل شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_ویـــــدئـــــو🎥
کیستی #مردم_آذرآبادگان💚
زبان #مردم_آذرآبادگان🤍
ریشه #نام_آذربایجان❤️
نام این استان پاره تن ایران را درست بنویسید.
واژه #آتور در زبان پهلوی، به چم(:معنی) #آتش است. (گونه پارسی آن #آذر است).
در اوستا به شکل «آتر» و در زند اوستا به شکل «آترس» آمده است و «آتورپات» به چم آتشبان و نگهبان آتش میباشد.
گان: پسوند مکانی است. به چم جایگاه. مانند: زنگان، سمنگان، گاوگان، دهخوارگان، ورزگان(ورزقان)، گلپایگان، گریگان، سیرگان و... همچنین است «آتورپاتگان» و شکل دگرگون شده آن «آذربایگان» که سرزمینی است، منتسب به آذر ( #آتش).
آتشکدههای پرشمار در #آذربایگان، مانند آتشکده باکو، آتشکده آذرگشسب و آتشکده تبریز و غیره نیز این مهم را گوشزد میکنند.
واژه «آذربُد»(آتورپات) و پادگان(پاتگان) ریشه در «آتورپاتگان» پهلوی دارد، که در اثر کاربرد بسیار به آذرآبادگان بدل شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
کیستی #مردم_آذرآبادگان💚
زبان #مردم_آذرآبادگان🤍
ریشه #نام_آذربایجان❤️
نام این استان پاره تن ایران را درست بنویسید.
واژه #آتور در زبان پهلوی، به چم(:معنی) #آتش است. (گونه پارسی آن #آذر است).
در اوستا به شکل «آتر» و در زند اوستا به شکل «آترس» آمده است و «آتورپات» به چم آتشبان و نگهبان آتش میباشد.
گان: پسوند مکانی است. به چم جایگاه. مانند: زنگان، سمنگان، گاوگان، دهخوارگان، ورزگان(ورزقان)، گلپایگان، گریگان، سیرگان و... همچنین است «آتورپاتگان» و شکل دگرگون شده آن «آذربایگان» که سرزمینی است، منتسب به آذر ( #آتش).
آتشکدههای پرشمار در #آذربایگان، مانند آتشکده باکو، آتشکده آذرگشسب و آتشکده تبریز و غیره نیز این مهم را گوشزد میکنند.
واژه «آذربُد»(آتورپات) و پادگان(پاتگان) ریشه در «آتورپاتگان» پهلوی دارد، که در اثر کاربرد بسیار به آذرآبادگان بدل شده است.
اعراب، چهار بندواژه و وات(:حرف )👈 گ - ژ - چ - پ را نمیتوانستند بخوانند و تلفظ کنند. از اینرو، «گ» را «ج» خواندهاند و «آذربایگان» را «#آذربایجان» نوشتهاند.
تاریخ نگاران دوران #باستان، از جمله تاریخ نگاران یونانی و رومی، مانند «استرابون» و «گزنفون»، «پلیپ»، «دیودور سیسیلی» و دیگران نیز «آتورپاتن» نوشتهاند.
بر پایه اسناد استوار تاریخی،
نگارش واژه «آذربایگان» با «ذ» درست است. همه تاریخ نگاران و جغرافی نویسان سدههای نخستین اسلامی نیز، «آذربایجان» را با رسم الخط عربی با «ذ» و به شکل
«آذربایجان» نوشتهاند.
ابن اثیر، یاقوت حموی، یعقوبی، مسعودی، طبری، الفخری و دیگران همگی
«آذربایجان» را با «ذ» نوشتهاند. در هیچیک از متون تاریخی «آذربایجان» با «ز» نوشته نشده است.
اما نوشتن آذربایجان با «ز» نخستین بار بدست چه کسی و با چه هدفی انجام شد؟
دستگاههای پانترکیسم دهها سال است که کوشش میکنند تا #فرهنگ و #هویت و #ریشه آذربایجان و آران را جدا از فرهنگ و تاریخ #ایرانزمین بشناسانند و در این راه به جعلهای موزیانه و البته ناشیانهی #تاریخی دست میزنند. از جمله #تراشیدن ریشهای مغولی برای واژه کامل ایرانی #آذربایجان و پیوند دادن آن به ترک اغوزی.
نکته آخر و بویژه برای دوستانی که نادانسته و ناآگاهانه، این واژه را به شکل نادرست نگاشته و بدون داشتن دانش تاریخی و آگاهی بر خط و زبان پارسی کهن، گمان میبرند، «ذ» حرف عربی است و پارسی نیست و ناخواسته با جعل جریان شوم پانیسم همراه شدهاند، بدانید که حرف «ذ» با تلفظ نوک زبانی آن، یکی از حروف راستین زبانهای باستانی ایران همچون #اوستایی بوده است.
✍️ فرهنگ موضوعی شاهنامه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
کیستی #مردم_آذرآبادگان💚
زبان #مردم_آذرآبادگان🤍
ریشه #نام_آذربایجان❤️
نام این استان پاره تن ایران را درست بنویسید.
واژه #آتور در زبان پهلوی، به چم(:معنی) #آتش است. (گونه پارسی آن #آذر است).
در اوستا به شکل «آتر» و در زند اوستا به شکل «آترس» آمده است و «آتورپات» به چم آتشبان و نگهبان آتش میباشد.
گان: پسوند مکانی است. به چم جایگاه. مانند: زنگان، سمنگان، گاوگان، دهخوارگان، ورزگان(ورزقان)، گلپایگان، گریگان، سیرگان و... همچنین است «آتورپاتگان» و شکل دگرگون شده آن «آذربایگان» که سرزمینی است، منتسب به آذر ( #آتش).
آتشکدههای پرشمار در #آذربایگان، مانند آتشکده باکو، آتشکده آذرگشسب و آتشکده تبریز و غیره نیز این مهم را گوشزد میکنند.
واژه «آذربُد»(آتورپات) و پادگان(پاتگان) ریشه در «آتورپاتگان» پهلوی دارد، که در اثر کاربرد بسیار به آذرآبادگان بدل شده است.
اعراب، چهار بندواژه و وات(:حرف )👈 گ - ژ - چ - پ را نمیتوانستند بخوانند و تلفظ کنند. از اینرو، «گ» را «ج» خواندهاند و «آذربایگان» را «#آذربایجان» نوشتهاند.
تاریخ نگاران دوران #باستان، از جمله تاریخ نگاران یونانی و رومی، مانند «استرابون» و «گزنفون»، «پلیپ»، «دیودور سیسیلی» و دیگران نیز «آتورپاتن» نوشتهاند.
بر پایه اسناد استوار تاریخی،
نگارش واژه «آذربایگان» با «ذ» درست است. همه تاریخ نگاران و جغرافی نویسان سدههای نخستین اسلامی نیز، «آذربایجان» را با رسم الخط عربی با «ذ» و به شکل
«آذربایجان» نوشتهاند.
ابن اثیر، یاقوت حموی، یعقوبی، مسعودی، طبری، الفخری و دیگران همگی
«آذربایجان» را با «ذ» نوشتهاند. در هیچیک از متون تاریخی «آذربایجان» با «ز» نوشته نشده است.
اما نوشتن آذربایجان با «ز» نخستین بار بدست چه کسی و با چه هدفی انجام شد؟
دستگاههای پانترکیسم دهها سال است که کوشش میکنند تا #فرهنگ و #هویت و #ریشه آذربایجان و آران را جدا از فرهنگ و تاریخ #ایرانزمین بشناسانند و در این راه به جعلهای موزیانه و البته ناشیانهی #تاریخی دست میزنند. از جمله #تراشیدن ریشهای مغولی برای واژه کامل ایرانی #آذربایجان و پیوند دادن آن به ترک اغوزی.
نکته آخر و بویژه برای دوستانی که نادانسته و ناآگاهانه، این واژه را به شکل نادرست نگاشته و بدون داشتن دانش تاریخی و آگاهی بر خط و زبان پارسی کهن، گمان میبرند، «ذ» حرف عربی است و پارسی نیست و ناخواسته با جعل جریان شوم پانیسم همراه شدهاند، بدانید که حرف «ذ» با تلفظ نوک زبانی آن، یکی از حروف راستین زبانهای باستانی ایران همچون #اوستایی بوده است.
✍️ فرهنگ موضوعی شاهنامه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity