🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #داستان_کوتاه
چخوف نخستین مجموعه داستاناش را دو سال پس از دریافت درجهٔ دکترای پزشکی به چاپ رساند. سال بعد انتشار مجموعه داستان «هنگام شام» جایزه پوشکین را که فرهنگستان روسیه اهدا میکرد، برایش به ارمغان آورد. چخوف بیش از هفتصد داستان کوتاه نوشتهاست. در داستانهای او معمولاً رویدادها از خلال وجدان یکی از آدمهای داستان، که کمابیش با زندگی خانوادگی «معمول» بیگانهاست، تعریف میشود. چخوف با خودداری از شرح و بسط داستان مفهوم طرح را نیز در داستاننویسی تغییر داد. او در داستانهایش به جای ارائهٔ تغییر سعی میکند به نمایش زندگی بپردازد. در عین حال، در داستانهای موفق او رویدادهای تراژیک جزئی از زندگی روزانهٔ آدمهای داستان او را تشکیل میدهند. تسلط چخوف به نمایشنامه باعث افزایش توانائی وی در خلق دیالوگهای زیبا و جذاب شده بود. او را «مهمترین داستان کوتاهنویس همهٔ اعصار» نامیدهاند.
#چند_داستان_کوتاه
۱۸۸۳ - از دفترچه خاطرات یک دوشیزه
۱۸۸۴ - بوقلمون صفت
۱۸۸۹ - بانو با سگ ملوس
- نشان شیروخورشید
داستان بلند ویرایش
داستان ملالانگیز، ترجمه آبتین گلکار، نشر ماهی، ۱۳۹۳: داستانی دربارهٔ مرگ و ملال
#نمایشنامه
نخستین نمایشنامهٔ چخوف بی پدری است که چندان شناخته شده نیست و پس از آن ایوانف. یکی دو نمایشنامهٔ بعدی چخوف هم چندان موفق از کار در نیامد تا اینکه با اجرای نمایش «مرغ دریایی» در ۱۸۹۷ در سالن تئاتر هنری مسکو چخوف طعم نخستین موفقیت بزرگاش را در زمینهٔ نمایشنامهنویسی چشید. همین نمایشنامه دو سال قبل از آن در سالن تئاتر الکساندریسکی در سنت پترزبورگ با چنان عدم استقبالی روبهرو شده بود که چخوف در میانهٔ دومین شب نمایش آن، سالن را ترک کرده بود و قسم خورده بود دیگر هرگز برای تئاتر چیزی ننویسد. اما همان نمایشنامه در دست بازیگران چیرهدست تئاتر هنر مسکو، چخوف را به مرکز توجه همهٔ منتقدان و هنردوستان تبدیل کرد. بعدها با وجود اختلافاتی که میان چخوف و کنستانتین استانیسلاوسکی - کارگردان نمایشنامههای وی - پیشآمد آثار دیگری از چخوف - همچون «دایی وانیا» (۱۸۹۹)، «سه خواهر» (۱۹۰۱) و… نیز بر همان صحنه به اجرا درآمد. عمدهٔ اختلاف چخوف و استانیسلاوسکی بر سر نحوهٔ اجرای نمایشنامهٔ «مرغ دریایی» بود. چخوف اصرار داشت که نمایشنامه کاملاً کمدی است و استانیسلاوسکی مایل بود بر جنبهٔ تراژیک نمایشنامه تأکید کند. چخوف نه فقط به ناتورالیسم افراطی استانیسلاوسکی میتازد، بلکه همچنین حال و هوای افسرده و غمانگیزی را که فکر میکرد به نمایشنامهاش تحمیل شدهاست، زیر سؤال میبرد. در آوریل ۱۹۰۴، چخوف، در نامهای به همسرش الگا مینویسد: «چرا دائماً در پوسترها و روزنامهها، نمایشنامه مرا درام مینامید؟ نمیروویچ دانچنکو و استانیسلاوسکی، در نمایشنامه من چیزی پیدا کردهاند که مطلقاً به آنچه من نوشتهام شباهتی ندارد، و من شرط میبندم که هیچکدام از آنها، برای یکبار هم که شده، نمایشنامه مرا با شیفتگی، تا به آخر نخواندهاست. مرا ببخش، اما به شما اطمینان میدهم که این عین حقیقت است.»
#نمایشنامهها
ایوانف
خرس
عروسی
مرغ دریایی (کتاب)
سه خواهر
باغ آلبالو
دایی وانیا
در جاده بزرگ
#سبکشناسی
مشخصات کلی آثار داستانی چخوف را میتوان در این محورها خلاصه کرد.
خلق داستانهای کوتاه بدون پیرنگ
ایجاز و خلاصه گویی در نوشتن
خلق پایانهای شگفتانگیز برای داستانها با الهام از آثار «گی دوموپاسان» (نشان افتخار)
خلق پایان «هیچ» برای داستان با الهام از آثار «ویکتور شکلوفسکی» (منتقم)
بهرهگیری از جنبههای شاعرانه و نمادین در آثار که از ابداعات خود چخوف در دورهٔ نویسندگیش بود.
نگاه رئالیستی به جهان و قهرمانهای داستان برخلاف نگاه فرمالیستی رایج آنزمان
استفاده از مقدمهای کوتاه برای ورود به دنیای داستان (امتحان نهایی)
استفاده از تصویرپردازیهای ملهم از طبیعت و شرح آن برای پس زمینهٔ تصویری داستان (شکارچی)
#موضوع_و_درونمایه_آثار
فرصتهای از دست رفته زندگی
آدمهایی که حرف همدیگر را نمیفهمند
حمله به ارزشهای غلط اما رایج اجتماع
تضاد طبقاتی
عدم مقاومت در مقابل شر و مهار خشم (تحت تأثیر آثار لئو تولستوی)
ماهیت خوارکننده فحشا
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴 #داستان_کوتاه
چخوف نخستین مجموعه داستاناش را دو سال پس از دریافت درجهٔ دکترای پزشکی به چاپ رساند. سال بعد انتشار مجموعه داستان «هنگام شام» جایزه پوشکین را که فرهنگستان روسیه اهدا میکرد، برایش به ارمغان آورد. چخوف بیش از هفتصد داستان کوتاه نوشتهاست. در داستانهای او معمولاً رویدادها از خلال وجدان یکی از آدمهای داستان، که کمابیش با زندگی خانوادگی «معمول» بیگانهاست، تعریف میشود. چخوف با خودداری از شرح و بسط داستان مفهوم طرح را نیز در داستاننویسی تغییر داد. او در داستانهایش به جای ارائهٔ تغییر سعی میکند به نمایش زندگی بپردازد. در عین حال، در داستانهای موفق او رویدادهای تراژیک جزئی از زندگی روزانهٔ آدمهای داستان او را تشکیل میدهند. تسلط چخوف به نمایشنامه باعث افزایش توانائی وی در خلق دیالوگهای زیبا و جذاب شده بود. او را «مهمترین داستان کوتاهنویس همهٔ اعصار» نامیدهاند.
#چند_داستان_کوتاه
۱۸۸۳ - از دفترچه خاطرات یک دوشیزه
۱۸۸۴ - بوقلمون صفت
۱۸۸۹ - بانو با سگ ملوس
- نشان شیروخورشید
داستان بلند ویرایش
داستان ملالانگیز، ترجمه آبتین گلکار، نشر ماهی، ۱۳۹۳: داستانی دربارهٔ مرگ و ملال
#نمایشنامه
نخستین نمایشنامهٔ چخوف بی پدری است که چندان شناخته شده نیست و پس از آن ایوانف. یکی دو نمایشنامهٔ بعدی چخوف هم چندان موفق از کار در نیامد تا اینکه با اجرای نمایش «مرغ دریایی» در ۱۸۹۷ در سالن تئاتر هنری مسکو چخوف طعم نخستین موفقیت بزرگاش را در زمینهٔ نمایشنامهنویسی چشید. همین نمایشنامه دو سال قبل از آن در سالن تئاتر الکساندریسکی در سنت پترزبورگ با چنان عدم استقبالی روبهرو شده بود که چخوف در میانهٔ دومین شب نمایش آن، سالن را ترک کرده بود و قسم خورده بود دیگر هرگز برای تئاتر چیزی ننویسد. اما همان نمایشنامه در دست بازیگران چیرهدست تئاتر هنر مسکو، چخوف را به مرکز توجه همهٔ منتقدان و هنردوستان تبدیل کرد. بعدها با وجود اختلافاتی که میان چخوف و کنستانتین استانیسلاوسکی - کارگردان نمایشنامههای وی - پیشآمد آثار دیگری از چخوف - همچون «دایی وانیا» (۱۸۹۹)، «سه خواهر» (۱۹۰۱) و… نیز بر همان صحنه به اجرا درآمد. عمدهٔ اختلاف چخوف و استانیسلاوسکی بر سر نحوهٔ اجرای نمایشنامهٔ «مرغ دریایی» بود. چخوف اصرار داشت که نمایشنامه کاملاً کمدی است و استانیسلاوسکی مایل بود بر جنبهٔ تراژیک نمایشنامه تأکید کند. چخوف نه فقط به ناتورالیسم افراطی استانیسلاوسکی میتازد، بلکه همچنین حال و هوای افسرده و غمانگیزی را که فکر میکرد به نمایشنامهاش تحمیل شدهاست، زیر سؤال میبرد. در آوریل ۱۹۰۴، چخوف، در نامهای به همسرش الگا مینویسد: «چرا دائماً در پوسترها و روزنامهها، نمایشنامه مرا درام مینامید؟ نمیروویچ دانچنکو و استانیسلاوسکی، در نمایشنامه من چیزی پیدا کردهاند که مطلقاً به آنچه من نوشتهام شباهتی ندارد، و من شرط میبندم که هیچکدام از آنها، برای یکبار هم که شده، نمایشنامه مرا با شیفتگی، تا به آخر نخواندهاست. مرا ببخش، اما به شما اطمینان میدهم که این عین حقیقت است.»
#نمایشنامهها
ایوانف
خرس
عروسی
مرغ دریایی (کتاب)
سه خواهر
باغ آلبالو
دایی وانیا
در جاده بزرگ
#سبکشناسی
مشخصات کلی آثار داستانی چخوف را میتوان در این محورها خلاصه کرد.
خلق داستانهای کوتاه بدون پیرنگ
ایجاز و خلاصه گویی در نوشتن
خلق پایانهای شگفتانگیز برای داستانها با الهام از آثار «گی دوموپاسان» (نشان افتخار)
خلق پایان «هیچ» برای داستان با الهام از آثار «ویکتور شکلوفسکی» (منتقم)
بهرهگیری از جنبههای شاعرانه و نمادین در آثار که از ابداعات خود چخوف در دورهٔ نویسندگیش بود.
نگاه رئالیستی به جهان و قهرمانهای داستان برخلاف نگاه فرمالیستی رایج آنزمان
استفاده از مقدمهای کوتاه برای ورود به دنیای داستان (امتحان نهایی)
استفاده از تصویرپردازیهای ملهم از طبیعت و شرح آن برای پس زمینهٔ تصویری داستان (شکارچی)
#موضوع_و_درونمایه_آثار
فرصتهای از دست رفته زندگی
آدمهایی که حرف همدیگر را نمیفهمند
حمله به ارزشهای غلط اما رایج اجتماع
تضاد طبقاتی
عدم مقاومت در مقابل شر و مهار خشم (تحت تأثیر آثار لئو تولستوی)
ماهیت خوارکننده فحشا
🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂🌿🍂
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🔴#عکاسی
#آثار_جیم_آرین_جانسون
#موضوع
زندگی و مرگ
رشد و زوال
ایالات متحده آمریکا
جانسون مدرک خود را از دانشگاه می سی سی پی در هنرهای تصویربرداری و MFA خود را در عکاسی از دانشگاه لوئیزیانا فن در Ruston ، LA دریافت کرد. جانسون در تامپا ی ، فلوریدا زندگی می کند.
قالب آثاراو یک زن خیالی ، وحشی و محیط طبیعی ، گاه وحشیانه را تصور می کند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
#آثار_جیم_آرین_جانسون
#موضوع
زندگی و مرگ
رشد و زوال
ایالات متحده آمریکا
جانسون مدرک خود را از دانشگاه می سی سی پی در هنرهای تصویربرداری و MFA خود را در عکاسی از دانشگاه لوئیزیانا فن در Ruston ، LA دریافت کرد. جانسون در تامپا ی ، فلوریدا زندگی می کند.
قالب آثاراو یک زن خیالی ، وحشی و محیط طبیعی ، گاه وحشیانه را تصور می کند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔴#عکاسی
#آثار_جیم_آرین_جانسون
#موضوع
زندگی و مرگ
رشد و زوال
مکان هایی که فرد مرتباً با زندگی و مرگ ، رشد و زوال روبرو می شود. جانسون در این عکس ها رابطه بین یک زن خیالی ، وحشی و محیط طبیعی ، گاه وحشیانه را تصور می کند. جانسون با چاپ سیانوتیپ لکه دار چای ، تصاویر اصلی را کسل می کند و گرمی ایجاد می کند
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
#آثار_جیم_آرین_جانسون
#موضوع
زندگی و مرگ
رشد و زوال
مکان هایی که فرد مرتباً با زندگی و مرگ ، رشد و زوال روبرو می شود. جانسون در این عکس ها رابطه بین یک زن خیالی ، وحشی و محیط طبیعی ، گاه وحشیانه را تصور می کند. جانسون با چاپ سیانوتیپ لکه دار چای ، تصاویر اصلی را کسل می کند و گرمی ایجاد می کند
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#جشن_اردیبهشتگان🌺
#جشن_اردیبهشتگان #ارتَه_وهیشتَه_در_پی_است.
گل #مرزنگوش، نماد اَردیبهشت و جشن #اردیبهشتگان.
در #گاتها سرودهای #زرتشت، واژه «اردیبهشت» بیشتر به گونه «اَشَه» آمده است.
«اشه» یا «اَشا» به چم «راستی» و درستی، هنجار و سامان هستی، و یا سامان آفرینش میباشد.
در اوستای نو، اردیبهشت به صورت «اَشَهوَهیشتَ» به چم «بهترین اَشَه» یا «بهترین راستی» یکی از امشاسپندان (فروزهای پاک و جاوید اهورامزدا) است که خاستگاهش خرد اهورایی است.
در گاهشماری ایرانی، دومین ماه سال و سومین روز هر ماه به نام «اَردیبهشت» است. از این روی در اردیبهشتروز (سومین روز) از اردیبهشتماه، به فرخندگی این همنامی، جشن اَردیبهشتگان از جشنهای آتش برگزار میشود.
مسعود سعدسلمان، سراینده نامدارِ ایرانی، در دوازده پاره، از ۱۲ ماه ایرانی و در سی پاره، از نام روزهای ماه ایرانی یاد کرده است.
چند بیت از این سرودهها درباره اردیبهشتماه و اردیبهشتروز، چنین است:
بهشت است گیتی ز اردیبهشت
حلال آمد ای مه، می اندر بهشت
به شادی نشین هین و می خواه می
که بی می نشستنت زشت است زشت
***
اردیبهشت روز است، ای ماه دلستان
امروز چون بهشت برین است بوستان
زان باده که خرم ازو گشت عیش و عمر
زان باده که گردد ازو تازه طبع و جان
بر بنیان یک باور کهن، امشاسپند اردیبهشت نگاهبان گیاهان روی زمین است و به یاری او بود که اهورامزدا هنگام آفرینش، گیاهان را برویانید. شاید بر این بنیان است که از اردیبهشتگان با نام دیگر «گلستان جشن» نیز نام بردهاند و در اشاره به همین خویشکاری امشاسپند اردیبهشت است که #دقیقی میگوید:
درافکند ای صنم، ابر بهشتی
به گیتی خلعت اردیبهشتی.
در نسک پهلوی «بندهش» آنجا که «درباره چگونگی گیاهان» سخن به میان میآید،از میان گلها، «مرزنگوش»، گل ویژه اردیبهشت شناسانده شده و آمده است: «این را نیز گوید که هر گلی از آن امشاسپندی است و باشد که گوید: مرزنگوش، اردیبهشت را خویش است.»
نکته شگرف دیگر این که در متن پهلوی «خسرو کواتان و ریدکی»، ریدک در پاسخ به پرسش خسرو کواتان درباره گلها و چگونگی بوی آنها، در مورد مرزنگوش میگوید: «مرزنگوش را بوی چون بوی پزشکی بود».
✍️دکتر #شاهین_سپنتا
#جشن_اردیبهشتگان_خجسته_باد🌺
اردیبهشتگان از جمله جشنهای دوازدگانه سال ایران باستان بوده و از شمار جشنهای آتش است.
ایرانیان، از هزاران سال پیش در روز جشن اردیبهشتگان،پوشاک سپید رنگ میپوشیدند، که نمایانگر پاکیزگی است.
زمان برگزاری جشن اردیبهشتگان همزمان است با هنگامیکه در بسیاری از جهان و ایران، گلها شکوفا شدهاند. از این رهگذر، این جشن به گونهای جشن گلها نیز بدل شد. جشنی که اکنون در هلند نیز تقریبا همزمان با جشن اردیبهشتگان برگزار میشود.
به موجب یزدانشناسی اوستایی، اردیبهشت دومین امشاسپند است. این نام در اوستا اَشه وَهیشته و یا اَرتهوهیشته میباشد.
جز نخست اشه یا ارته، به چم درستی و راستی و سامان و جز دوم، صفت عالی است به معنی بهترین. پس رویهم به چم بهترین راستی یا بهترین سامان و قانون میشود.
چنانکه همه امشاسپندان دارای دو وجه مینوی و زمینی هستند.
این امشاسپند، در جهان مینوی، نماینده پاکی و راستی و سامان و قانون اهورایی و در زمین نگاهبانی آتش بدو واگذار شده است.
در این مورد، منظور از آتش سامان و داد و راستی و پارسایی است، چون در آیهای از اوستا بیان میشود که اهریمن با پیدایش #زرتشت میگریزد، با فریادی این چنین که «زرتشت، مرا بسوزانید با اشاوهیشه و از زمین براند مرا» که چون اهریمن نماینده بیسامانی و آشوب و دروغ و ناپاکی است با آتش راستی و پاکی و داد و قانون گریزان میگردد.
خلف تبریزی آورده که در این روز نیک است به معبد و آتشکده رفتن و از پادشاهان آرزوی خود خواستن.
✍️ #موضوع_فرهنگی_شاهنامه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#جشن_اردیبهشتگان🌺
#جشن_اردیبهشتگان #ارتَه_وهیشتَه_در_پی_است.
گل #مرزنگوش، نماد اَردیبهشت و جشن #اردیبهشتگان.
در #گاتها سرودهای #زرتشت، واژه «اردیبهشت» بیشتر به گونه «اَشَه» آمده است.
«اشه» یا «اَشا» به چم «راستی» و درستی، هنجار و سامان هستی، و یا سامان آفرینش میباشد.
در اوستای نو، اردیبهشت به صورت «اَشَهوَهیشتَ» به چم «بهترین اَشَه» یا «بهترین راستی» یکی از امشاسپندان (فروزهای پاک و جاوید اهورامزدا) است که خاستگاهش خرد اهورایی است.
در گاهشماری ایرانی، دومین ماه سال و سومین روز هر ماه به نام «اَردیبهشت» است. از این روی در اردیبهشتروز (سومین روز) از اردیبهشتماه، به فرخندگی این همنامی، جشن اَردیبهشتگان از جشنهای آتش برگزار میشود.
مسعود سعدسلمان، سراینده نامدارِ ایرانی، در دوازده پاره، از ۱۲ ماه ایرانی و در سی پاره، از نام روزهای ماه ایرانی یاد کرده است.
چند بیت از این سرودهها درباره اردیبهشتماه و اردیبهشتروز، چنین است:
بهشت است گیتی ز اردیبهشت
حلال آمد ای مه، می اندر بهشت
به شادی نشین هین و می خواه می
که بی می نشستنت زشت است زشت
***
اردیبهشت روز است، ای ماه دلستان
امروز چون بهشت برین است بوستان
زان باده که خرم ازو گشت عیش و عمر
زان باده که گردد ازو تازه طبع و جان
بر بنیان یک باور کهن، امشاسپند اردیبهشت نگاهبان گیاهان روی زمین است و به یاری او بود که اهورامزدا هنگام آفرینش، گیاهان را برویانید. شاید بر این بنیان است که از اردیبهشتگان با نام دیگر «گلستان جشن» نیز نام بردهاند و در اشاره به همین خویشکاری امشاسپند اردیبهشت است که #دقیقی میگوید:
درافکند ای صنم، ابر بهشتی
به گیتی خلعت اردیبهشتی.
در نسک پهلوی «بندهش» آنجا که «درباره چگونگی گیاهان» سخن به میان میآید،از میان گلها، «مرزنگوش»، گل ویژه اردیبهشت شناسانده شده و آمده است: «این را نیز گوید که هر گلی از آن امشاسپندی است و باشد که گوید: مرزنگوش، اردیبهشت را خویش است.»
نکته شگرف دیگر این که در متن پهلوی «خسرو کواتان و ریدکی»، ریدک در پاسخ به پرسش خسرو کواتان درباره گلها و چگونگی بوی آنها، در مورد مرزنگوش میگوید: «مرزنگوش را بوی چون بوی پزشکی بود».
✍️دکتر #شاهین_سپنتا
#جشن_اردیبهشتگان_خجسته_باد🌺
اردیبهشتگان از جمله جشنهای دوازدگانه سال ایران باستان بوده و از شمار جشنهای آتش است.
ایرانیان، از هزاران سال پیش در روز جشن اردیبهشتگان،پوشاک سپید رنگ میپوشیدند، که نمایانگر پاکیزگی است.
زمان برگزاری جشن اردیبهشتگان همزمان است با هنگامیکه در بسیاری از جهان و ایران، گلها شکوفا شدهاند. از این رهگذر، این جشن به گونهای جشن گلها نیز بدل شد. جشنی که اکنون در هلند نیز تقریبا همزمان با جشن اردیبهشتگان برگزار میشود.
به موجب یزدانشناسی اوستایی، اردیبهشت دومین امشاسپند است. این نام در اوستا اَشه وَهیشته و یا اَرتهوهیشته میباشد.
جز نخست اشه یا ارته، به چم درستی و راستی و سامان و جز دوم، صفت عالی است به معنی بهترین. پس رویهم به چم بهترین راستی یا بهترین سامان و قانون میشود.
چنانکه همه امشاسپندان دارای دو وجه مینوی و زمینی هستند.
این امشاسپند، در جهان مینوی، نماینده پاکی و راستی و سامان و قانون اهورایی و در زمین نگاهبانی آتش بدو واگذار شده است.
در این مورد، منظور از آتش سامان و داد و راستی و پارسایی است، چون در آیهای از اوستا بیان میشود که اهریمن با پیدایش #زرتشت میگریزد، با فریادی این چنین که «زرتشت، مرا بسوزانید با اشاوهیشه و از زمین براند مرا» که چون اهریمن نماینده بیسامانی و آشوب و دروغ و ناپاکی است با آتش راستی و پاکی و داد و قانون گریزان میگردد.
خلف تبریزی آورده که در این روز نیک است به معبد و آتشکده رفتن و از پادشاهان آرزوی خود خواستن.
✍️ #موضوع_فرهنگی_شاهنامه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity