🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 # #حتما_بخوانید

#حکایت

می‌گویند آقا محمد خان قاجار علاقه خاصی به شکار روباه داشته. تمام روز را در پی یک روباه با اسبش می‌تاخته تا جایی که روباه از فرط خستگی نقش زمین می‌شده. بعد آن بیچاره را می‌گرفته و دور گردنش، زنگوله‌ای آویزان می‌کرده. در ‌‌نهایت هم ر‌هایش می‌کرده. تا اینجای داستان مشکلی نیست. درست است روباه مسافت، زیادی را دَویده، وحشت کرده، خسته هم شده، اما زنده و سالم است. هم جانش را دارد، هم دُمش را. پوستش هم سر جای خودش است. می‌ماند فقط آن زنگوله!... از اینجای داستان، روباه هر جا که برود یک زنگوله توی گردنش صدا می‌کند. دیگر نمی‌تواند شکار کند، زیرا صدای آن زنگوله، شکار را فراری می‌دهد. بنابراین «گرسنه» می‌ماند. صدای زنگوله، جفتش را هم فراری می‌دهد، پس «تنها» می‌ماند. از همه بد‌تر، صدای زنگوله، خود روباه را هم «آشفته» می‌کند، «آرامش»‌اش را به هم می‌زند. دقیقا این‌‌ همان بلایی است که انسان امروزی سر ذهن پُرتَنشِ خودش می‌آورد. دنبال خودش می‌کند، خودش را اسیر توهماتش می‌کند. زنگوله‌ای از افکار منفی، دور گردنش قلاده می‌کند. بعد خودش را گول می‌زند و فکر می‌کند که آزاد است، ولی نیست. برده افکار منفی خودش شده و هر جا برود آن‌ها را با خودش می‌برد. آن هم با چه سر و صدایی، درست مثل سر و صدای تکان دادن پشت سر هم یک زنگوله...
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#تلنگر
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌#حتما بخونید واقعا قشنگ بود

روزى مردی نزد عارف اعظم آمد و گفت من چند ماهى است در محله اى خانه گرفته ام روبروى خانه ى من يک دختر و مادرش زندگى مى کنند هرروز و گاه نيز شب مردان متفاوتى انجا رفت و امد دارند مرا تحمل اين اوضاع ديگر نيست عارف گفت شايد اقوام باشند گفت نه من هرروز از پنجره نگاه ميکنم گاه بيش از ده نفر متفاوت ميايند بعدازساعتى ميروند.عارف گفت کيسه اى بردار براى هرنفريک سنگ درکيسه اندازچند ماه ديگر با کيسه نزد من آيى تا ميزان گناه ايشان بسنجم . .مرد با خوشحالى رفت و چنين کرد.بعد از چندماه نزد عارف آمد وگفت من نمى توانم کيسه را حمل کنم از بس سنگين است شما براى شمارش بيايىد عارف فرمود يک کيسه سنگ را تا کوچه ى من نتوانى چگونه ميخواى با بار سنگين گناه نزد خداوند بروى ؟؟؟ حال برو به تعداد سنگها حلاليت بطلب و استغفارکن ..چون آن دو زن همسر و دختر عارفى بزرگ هستند که بعدازمرگ وصيت کرد شاگردان و دوستارانش در کتابخانه ى او به مطالعه بپردازند .اى مرد انچه ديدى واقعيت داشت اما حقيقت نداشت .همانند توکه درواقعيت مومنی اما درحقيقت شيطان ...

بیایید ديگران را قضاوت نكنيم🌹

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#حتما_بخوانبد

زمانی که دوچرخه به تهران آمد برخی مردم به آنهایی که به این مرکب سوار می‌شدند "بچه شیطان" و "تخم جن" می‌گفتند و معتقد بودند که راکبین از طرف شیاطین و پریان کمک می‌شوند چون بغیر از این کسی نمی‌تواند روی دو چرخ حرکت بکند و دلیلشان هم این بود که می‌گفتند مرکبی که اگر کسی آنرا نگه ندارد، خودش نمی‌تواند خودش را نگه دارد چگونه می‌تواند یکی را هم بالای خود نشانیده راه ببرد؟! مخصوصا که با سرعت آدم دونده‌ای هم طی طریق می‌کرده و از هر طرف و سمت، پیچ و خَم بخورد! پس این کار ممکن نیست مگر آنکه خود آن روروئک را جنیان ساخته و راکبین آنها نیز بچۀ جن ها و شیطان ها می‌باشند. چنانکه اولین باری که این مرکب به تهران آورده شد دو پسر بچۀ انگلیسی با شلوارهای کوتاه در میدان مشق آنها را به نمایش مردم گذاشتند . پیرها و سالمندانی که به تماشایشان رفتند بسم الله گویان و لاحول زنان و شگفت زده که گویی به تماشای غول و آل و پریزاد رفته اند باز میگشتند و آمدن دوچرخه را یکی از علائم ظهور میگفتند.
اولین دوچرخه سازی به معنای واقعی خود یعنی هم کرایه دوچرخه و هم تعمیر آن بود ده دوازده دکان بالاتر از شمس العماره قرار داشت و متعلق به "حسین آقا شیخ" بود. این حسین آقا با شهامتی غیر قابل انکار بر خلاف قدیمی ها که هر پدیدۀ تازه و نوظهوری را تکفیر و تحریک می‌کردند، چند دستگاه از آنها را خریده در اختیار مردم می‌گذارد و چون این وسیله به سرعت مورد استقبال نوجوانان و جوانان واقع می‌شود، ارمنی ای بنام "ادیک" در اول خیابان منوچهری دکان دیگری دایر می‌نماید و کم کم دکانهای دیگری به آنها اضافه شدند و دوچرخه عمومیت پیدا کرد.

منبع : طهران قدیم؛جعفر شهری


https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#شاهکار_انتشارات_امیرکبیر
#کتاب شعر از بهار تا بهار در سال 1343 به دست انتشارات امیر کبیر در جلد سلفون و کاغذ گلاسه مجموعه ای کامل از منتخب اشعار شاعران بزرگ فارسی از دیر باز تا معاصر گردآوری نموده. در این کتاب اشعار یا چهار فصا آغاز می گردد و اولین اشعار با بهار و اشعار خیام بابا طاهر حافظ سعدی شروع می شود و در این اشعار یا ابیات با مظمون و مفهوم و واژه بهار اغاز می شود همینطور در فصلهای دیگر شاعران شعرهایشان در زمینه ان فصل یا مضمون و مفهوم فصول مربوطه را همراه می شود مثلا در فصل یا قسمت زمستان شعر زمستان مهدی اخوان ثالث را مشاهده خواهید نمود که این گردآوری بسیار دلنشین و با موضوع و جذاب است. نکته قابل توجه در هیج جای کتاب نامی از نویسنده یا گردآورنده نیامده و هدف انتشارات امیر کبیر را در ابهام می گذارد!
این کتاب شامل شعر-داستان کوتاه ازنویسندگان بزرگ درچهارفصل است
#حتماٌ_بخونید_زیباست

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادمان
#حتما_بخوانید
#ناشنیده_ای خواندنی از #تاریخ :
{{{ #گفتگوی_خصوصی #صدام_حسین با #فرح_پهلوی }}}

نوشته ای که در ذیل می آید، گفتگویی است با #سید_حسین_نصر#رئیس_دفتر فرح پهلوی، #نوه_دختری #شیخ_فضل_الله_نوری و#پسر_عمه #نور_الدین_کیانوری #آخرین #دبیر_کل_حزب_تودهو #نویسنده_متن #آخرین_سخنرانی #محمد_رضا_پهلوی که حاوی#عذر_خواهی از مردم بود، که بعدها، از این که این متن به او تحمیل شد گله کرد.

#سوال: یکی از #مهم_ترین #سفر_ها #
سفر جنابعالی و ملکه در ابان ۵۷ به کشور #عراق بود اساسا این سفر چگونه شکل گرفت؟
سید حسین نصر: این سفر در واقع برای دیدن #آیت_الله_خوئی بود که ایشان فرمودند من برای شاه پیغامی دارم و خب، خود شاه که نمی توانست برود .......یک روز #شهبانو به من گفت که من برای دو روز دارم میرم عراق شما هم حتما باید بیاید ...... #همراهانسفر کم بودند خود شهبانو و #مادرشان #خانم_دیبا و #خانم_هاشمینژاد که #مدیر_دفتر_دیبا بود و زن متدینی بود وخود بنده و همسرم و یکی دو تا از این #سپهبد_ها به عراق رفتیم.

سوال: دولت عراق این سفر را رسمی تلقی کرد؟
سید حسین نصر: ما اول فکر کردیم اینطور نیست، ولی دولت عراق یک #مهماندار برای شهبانو تعیین کرد که #وزیر و #همسر_وزیر_بهداری_عراق بود و اصلا قرار نبود تماسی با صدام حسین و این ها گرفته شود .آن نوع #مقدمات_سیاسی اصلا قرار نبود انجام پذیرد .....ما در این #قصر_های ان چنانی نبودیم ولی یک خانه بزرگ مثل یک ویلای بزرگ بود خیلی محترم وخوب بود .....وقتی دست و رویمان را شستیم ویک ذره خستگی در کردیم ان اقای وزیر بهداری به شهبانو گفت که صدام حسین می خواهد شما را ببیند .
سوال:در بدو ورود؟
سید حسین نصر :همان یکی دو ساعت اول شهبانو به من گفتند. منم گفتم باید اجازه شاه را گرفت وهمین جوری که نمیشود .....خلاصه ایشان با شاه صحبت کردند وشاه گفت مانعی ندارد .....ساعت ۴ عصر بود که صدای بوق وکرنا و بساط و اینها بلند شد یک باغی داشت این خانه که خیلی بزرگ ....و ماشین صدام حسین داخل شد
سوال :او امد به جای اینکه شما بروید ؟
سید حسین نصر :او امد بله او امد .....صدام حسین آمد. داخل یک لباس سفید بسیار بسیار شیک وفرنگی پوشیده بود ویک عبای بسیار زیبا رویش بود.از این عباها که اگر ادم بخواهد از بازراچه جده بخرد ۱۰ هزار دلار است ...صدام تنها آمد داخل ......وشهبانو معرفی میکردند به انگلیسی....

سوال :صدام انگلیسی می فهمید ؟
سید حسین نصر :یک مقدار کم می فهمید در حد معرفی کردن مثل مای مادر .....وقتی من را معرفی می کردند من با لهجه عربی گفتم السلام علیکم .صدام شروع کرد به عربی حرف زدن با من وگفت شما میتوانید ترجمه کنید ؟ گفتم یه کمکی بلدم و بله میتوانم ترجمه کنم .....صدام گفت من می خواهم یک حرفهائی بزنم و نباید هیچ #مترجمی باشد ....رفتیم یک اتاق .من وسط نشستم شهبانو یک طرف و صدام هم یک طرف به فاصله ۱۰ سانتی متر .صدام حسین یک قصاب خیلی خوش قیافه بود .صورتش هم خیلی قدرت و جذبه داشت مرد خیلی خیلی قوی ای بود. بدون این قدرت که نمیشد اینهمه ادم کشی کرد. خیلی قوی بود، بزدل نبود اول تعارف و سلام علیک بعد گفت من این پیغام را برای برادرم شاه دارم ....گفت به شاه بگوئید #تانک_ها را بیاورند در خیابان و فقط انجا نگه ندارند هر کسی شلوغ کرد توپ را متوجه مردم کنند و در کنند بهتر این است که سیصد نفر الان بمیرند تا اینکه #یک_میلیون #ایرانی و #عراقی بعدا بمیرند .....او پیش بینی جنگ را کرده بود....روی هم رفته ملاقات نیم ساعت بود وبعدش تعظیم گرمی کرد وبلند شد و رفت.

سوال: یعنی صدام ترجیح میداد که دولت شاه با وجود اینکه سر قضیه #الجزایر تحقیرش کرده بودند بماند اما #حکومت_شعیه_ای که ممکن است انقلاب خودش را به عراق صادر کند سر کار نیاید ؟
سید حسین نصر :صددر صد صد در صد در این شکی نیستد.
در این شکی نیست صدام نمی خواست که نظام سلطنتی ایران از بین برود .نه اینکه خودش طرفدار سلطنت بود خودش #چپی بود و #سوسیالیست بود و از زمینه سلطنتی عراق یعنی #حزب_بعث برخاسته بود ....ترس صدام این بود که یک #انقلاب_شیعه در عراق بشود .۶۰ درصد #مردم_عراق شیعه هستند.
🔴#حتما نباید کسی پدرت را کشته باشد تا تو از او بیزار باشی. آدم هایی یافت می شوند که راه رفتنشان، گفتنشان، نگاهشان و حتی لبخندشان در تو بیزاری می رویاند.

📕 جای خالی سلوچ
✍🏻 محمود دولت آبادی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#حتما نباید کسی پدرت را کشته باشد تا تو از او بیزار باشی. آدم هایی یافت می شوند که راه رفتنشان، گفتنشان، نگاهشان و حتی لبخندشان در تو بیزاری می رویاند.

📕 جای خالی سلوچ
✍🏻 محمود دولت آبادی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔴#حتما نباید کسی پدرت را کشته باشد
تا تو از او بیزار باشی...
آدم هایی یافت می شوند که راه رفتنشان، گفتنشان، نگاهشان و حتی لبخندشان
در تو بیزاری می رویاند..


#محمود_دولت_آبادی
#جای_خالی_سلوچ
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#حتما_بخوانید

1- باﺭﺍﻥ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﺎﺭﺩ ﻫﻤﻪ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺳﺮ ﭘﻨﺎﻫﻨﺪ ! ﺍﻣﺎ ﻋﻘﺎﺏ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺟﺘﻨﺎﺏ ﺍﺯ ﺧﯿﺲ ﺷﺪﻥ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺯ ﺍﺑﺮﻫﺎ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪ ! " ﺍﯾﻦ ﺩﯾﺪﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻔﺎﻭﺕ ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﻣﯿﮑﻨﺪ ! "
2- ﺍﻧﺴــﺎﻧﻬﺎﻯ ﺑــﺰﺭﮒ، ﺩﻭ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻧـــﺪ ! ﺩﻟـﻰ ﮐﻪ ﺩﺭﺩ ﻣﻰ ﮐﺸـــﺪ ﻭ ﭘﻨﻬـﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻟـﻰ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﺩ ﻭ ﺁﺷﮑـﺎﺭ ﺍﺳﺖ!
3- ﺩﺭ ﻣﺴﺎﺑﻘﻪ ﺑﯿﻦ ﺷﯿﺮ ﻭ ﺁﻫﻮ ، ﺑﺴﯿﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﺁﻫﻮﻫﺎ ﺑﺮﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ! ﭼﻮﻥ: ﺷﯿﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﻏﺬﺍ ﻣﯽ ﺩﻭﺩ ﻭ ﺁﻫﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ! ﭘﺲ: " هدف ﻣﻬﻢ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﺯ ﺍﺳﺖ
4- نعره ﻫﯿﭻ ﺷﯿﺮﯼ ﺧﺎﻧﻪ ﭼﻮﺑﯽ ﻣﺮﺍ ﺧﺮﺍﺏ ﻧﻤﯽ ﮐﻨﺪ، ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﮑﻮﺕ ﻣﻮﺭﯾﺎﻧﻪ ﻫﺎ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ
5- ﯾﮏ ﺷﻤﻊ ﺭﻭﺷﻦ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺪ ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺷﻤﻊ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﺭﺍ ﺭﻭﺷﻦ ﮐﻨﺪ ﻭ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﻧﻮﺭﺵ ﮐﺎﺳﺘﻪ ﻧﺸﻮﺩ !
6- ﻣﺸﮑﻞ ﻓﮑﺮ ﻫﺎﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﻫﺎﻧﺸﺎﻥ ﭘﯿﻮﺳﺘﻪ ﺑﺎﺯ ﺍﺳﺖ !
7- کاش به جای اینکه دستی بالای دست بود ، دستی توی دست بود !
8- شیر هم که باشی ... جلو جماعت گاو کم میاوری !
9- اگر تمام شب را در حسرت خورشید گریه کنی فقط خود را از لذت دیدار ستاره ها محروم کرده ای
10- و اما اخر اینکه خدایا حرف دل هیچ کس را بغض نکن
یادمان باشد با شکستن پای دیگران، ما بهتر راه نخواهیم رفت.

#با_تشکر_از_کتایون_نازنین_

بابت پست ارسالیشون

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#جالب
#حتما_ببینید
#فیلم_فلسفی

فیلم کوتاه "Bucle-حلقه"؛؛

مردی بیدار میشود و قهوه درست میکند. مردی بیدار میشود و قهوه درست میکند. مردی بیدار میشود و قهوه درست میکند…

“دور loop” راوی داستان سرنوشت محتوم آدمی است.
این فیلم اسپانیایی، با چند اِلمانِ ساده‌ی دم دستی یعنی بوق تلفن قطع نشده، قهوه، آشپزخانه و لبه‌ی میز، یک داستان کوتاه با سر و ته تعریف میکند.

فیلم از روش‌های تکنیکال عجیب و غریبی برای انتقال مفهوم استفاده نمیکند و خیلی ساده به سراغ داستانی میرود که در پس آن یک فکر و ایده‌ی فلسفی قرار دارد.

سرنوشت محتوم، قضا و قدر جبری و امر لایتغیر، مفهومی است که ذهن فلاسفه و هنرمندان را به خود مشغول کرده است.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#تلنگر
اگرجایی یک زن موفق دیدید
#حتما_ستایشش_کنید
چون برای رسیدن به موفقیت
چندین برابردیگران
سعی وتلاش کرده است
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#حتما_بخوانید🔻

این پست برای تمام کسانیه که به مدت طولانی در معرض اخبار بد قرار گرفتن

اگر انسان به مدت طولانی در معرض خبر بد باشه چی میشه:

یک:دچار سندرم خبر بد خواهید شد. علائمش: احساس خستگی. خشم. سطح انرژی پایین. خواب آلودگی.قدرت کار کردن رو از دست میدین. بی دلیل گریه میکنید

دو_درآمد،کسبو کار،ورزش و خلاصه تموم علایقتون یهو براتون بی معنی میشه. پرخاشگر میشید. کنترلی رو رفتارتون ندارید. به آدما بی احترامی میکنید ولی بعدش خیلی پشیمون میشید

_بیشتر کربوهیدرات مصرف میکنید. رفلاکس معده خواهید گرفت و سطح کورتیزول هم افزایش پیدا میکنه

_خب چیکار کنیم؟ به جای فکر کردن به ادامه ی ماه و سال و استرس داشتن فقط و فقط به فعالیت امروزتون فکر کنید.احساسات منفی تون رو انکار نکنید. بپذیریدش و به خودتون اجازه ی ناراحت شدن و گریه کردن بدین. ولی بعدش باید با خودتون مهربون باشید

اگر فکر میکنید نشانه های این سندرم رو دارید از هرچیزی که از کنترل شما خارجه و داغونتون میکنه فاصله بگیرید.

سبزیجات بیشتر بخورید. مدیتیشن و یوگا کنید. نفس های عمیق بکشید و برای کل مردم جهان دعای مثبت بکنید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#تلنگر
اگرجایی یک زن موفق دیدید
#حتما_ستایشش_کنید
چون برای رسیدن به موفقیت
چندین برابردیگران
سعی وتلاش کرده است
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#خروج_سرمایه_مالی_از_جهان_سوم

🔴#حتما_بخوانید

هر گاه که سرمایه مالی وحشت‌زده شود، «غریزه به سوی سرمنزل» آن‌را از جهان سوم، به ویژه به ایالات متحده می‌برد. در حال حاضر، خروج سرمایه مالی از جهان سوم، در مقیاسی بزرگ‌تر از چیزی که در سال ۲۰۰۸ پس از بحران مالی رخ داد، در جریان است. حتا مهم‌تر از خروج، تمایل سرمایه مالی به بیرون رفتن از جهان سوم، از جمله حتا از به اصطلاح «بازارهای در حال ظهور» و منتقل شدن به دلار ایالات متحده یا دارایی‌های دلاری است. این به کاهش ارزش شماری از ارزهای جهان سوم در برابر دلار، که روپیه هند یک نمونه آشکار آن است، انجامیده است.

کریستالینا جورجیوا، رییس بلغارستانی صندوق بین‌المللی پول در کنفرانس مطبوعاتی که تدروس ادهانوم، مدیرکل اتیوپیایی سازمان جهانی بهداشت در ۳ آوریل برگزار کرد، به فاکت بسیار مهمی اشاره نمود، فاکتی که نباید آن‌را در فعالیت‌های سیاسی و تبلیغاتی نادیده گرفت. وی گفت: «ما می‌دانیم که در فرار به ایمنی، سرمایه زیادی از اقتصادهای در حال ظهور، کشورهای جهان سوم [از جمله ایران] خارج شده است. حدود ۹۰ میلیارد دلار فرار کرده است. این بسیار بیش‌تر از زمان بحران مالی جهانی است... تاکنون ۹۰ کشور [از جمله ایران] از صندوق بین‌المللی پول تقاضای کمک مالی اضطراری کرده‌‌اند...»
در حال حاضر، خروج سرمایه مالی از جهان سوم، در مقیاسی بزرگ‌تر از چیزی که در سال ۲۰۰۸ پس از بحران مالی رخ داد، در جریان است. حتا مهم‌تر از خروج، تمایل سرمایه مالی به بیرون رفتن از جهان سوم، از جمله حتا از به اصطلاح «بازارهای در حال ظهور» و منتقل شدن به دلار ایالات متحده یا دارایی‌های دلاری است. این به کاهش ارزش شماری از ارزهای جهان سوم در برابر دلار، که روپیه هند یک نمونه آشکار آن است، انجامیده است.
این در ظاهر متناقض به نظر می‌رسد. به هر حال، ایالات متحده کشوری است که اکنون در کانون بحران ويروس کرونا قرار دارد؛ پس چرا سرمایه مالی باید بخواهد به ایالات متحده فرار کند؟ اما عین این دقیقاً در زمان بحران مالی سال ۲۰۰۸ اتفاق افتاد.
گرچه ایالات متحده در مرکز بحران بود، و کشورهای جهان سوم ندرتاً به طور مستقیم تحت تأثیر سقوط حباب مسکن در ایالات متحده قرار گرفته بودند، اما با فرار سرمایه مالی از شماری از کشورهای جهان سوم، ارزش دلار در برابر ارزهای این کشورها بالا رفت

ین تناقض به یک واقعیت ژرف‌تر درباره اقتصاد جهان اشاره می‌کند: هر گاه که سرمایه مالی وحشت‌زده شود، «غریزه به سوی سرمنزل» آن‌را از جهان سوم، به ویژه به ایالات متحده می‌برد. به طور خلاصه، از نقطه نظر سرمایه مالی یک عدم تقارن اساسی در اقتصاد جهان وجود دارد، که تصادفاً به این دلیل برای جهان سوم مطلقاً نابخردانه است که خود را در گرداب جریان سرمایه مالی جهانی قرار دهد.

این عدم تمایل سرمایه مالی به، ماندنِ در یا رفتنِ به، جهان سوم، توانایی چندین کشور را برای پرداخت بابت واردات و اقساط بدهی خارجی‌شان مختل می‌نماید. حداقل تعداد ۱۰۲ کشور برای حمایت مالی برای مقابله با این بحران به صندوق بین‌المللی پول مراجعه کرده اند. اما،
ایالات متحده آمریکا که در صندوق بین‌المللی پول نفوذ عمده را دارد می‌خواهد آن نهاد در این‌مورد بین کشورها تبعیض قايل شود

خود ایالات متحده ترتیبات بسیار تبعیض‌آمیزی را به وجود آورده است: یک «خط معاوضه» (swap line) که به هیأت امنای بانک مرکزی (فدرال رزرو) ایالات متحده اجازه می‌دهد به بانک‌های مرکزی کشورهای مشخص در ازای ارز محلی دلار بدهد، و دلارها پس از یک مدت مشخص با بهره وام پس داده می‌شوند. این خطوط معاوضه که در زمان بحران ۲۰۰۸ به وجود آمد، اکنون احیاء شده اند. فدرال رزرو برای پنج بانک مرکزی متروپل‌ها- بانک مرکزی اروپایی، بانک انگلیس، بانک ژاپن، بانک کانادا و بانک ملی سوئیس- خطوط معاوضه نامحدود، و برای ۹ کشور دیگر- استرالیا، نیوزیلند، سنگاپور، برزیل، مکزیک، کره جنوبی، سوئد، دانمارک و نروژ-‌ خطوط معاوضه سقف‌دار ایجاد کرده است.
خطوط معاوضه، اما، به ایالات متحده قدرت می‌دهد تصمیم بگیرد در جریان بحران کدام کشور کمک دربافت کند و کدام کشور دریافت نکند، که آشکارا ترتیبات مغرضانه‌ای است
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
✍️#حتما_بخوانید...

روزی دانشجویان در محضرِ استاد دکتر سید علی آزمایش، استاد حقوق جزا و جرم‌شناسی، پرسیدند که چرا استاد دانشش را در کتابی گردآوری نمی‌کند؟

استاد چهره درهم کشید که؛
من کتاب بنویسم تا شما اعدام کنید و دست بِبُرید و سنگسار کنید............؟؟؟
دانشجوی دینداری از استاد پرسید؛ مگر شما حدود و قصاص را قبول ندارید..........؟
استاد فرمود مگر می‌شود قبول نداشت؟ اتفاقآ من مدافع اجرای حدود و قصاص هستم!

همه در شگفت از پاسخ استاد بودند که؛ استاد کلاس تمام شده را دوباره آغاز کرد، همه سراپا گوش و چشم شدند! استاد طرح پرسشی کرد و به دانشجوی متشرع و دیندار گفت...........؛
فرض کن در بیابانی بی آب و علف که حتی جاده هم ندارد در حال رانندگی هستی، پس از ساعتی، پلیس جلوی شما را می‌گیرد و به شما می‌گوید چهار تا ورود ممنوع رفته‌اید، پنج چراغ قرمز را رد کرده‌اید، شش تا سبقت غیرِمجاز داشته‌اید! به آن پلیس چه می‌گویید.........؟
دانشجوی متشرع گفت؛
این بلاهت است! در بیابانِ خدا، خیابان کجا بود که من مرتکب این جرایم شوم!

استاد گفت؛ اگر پلیس به شما بگوید مقرر است در زمانی نامعلوم در آینده، در این بیابان، شهری بنا شود که این جاهایی که شما از آن عبور کردید خیابان یک طرفه‌ای قرار است احداث شود و چراغ‌های راهنمایی نصب گردد و الی آخر............! آنوقت چه میگویید؟؟؟؟
دانشجوی متشرع پوزخندی زد و گفت؛
استاد مزاح می‌فرمایید...........!

استاد فرمود؛ شما مزاح می‌فرمایید!
مقدمه‌ اجرای حدود اسلامی، عدالت اسلامی است!
شما نخست عدالت اسلامی را اجرا کنید که همان خیابان کِشی است، سپس اجرای حدود کنید، که همان جریمه است............!
در عدالت اسلامی فقر نیست، بیکاری نیست، فساد نیست، رانت نیست، ستم نیست!
در جامعه‌ای که بیکاری و فساد است و خبری از عدالت نیست، اجرای حدود، معنا ندارد و اجرای حدود خودش نقضِ غرض است و خودش ستم است!

فقر، قاتل ایمان است! شما نخست عدالت اسلامی را اجرا کنید خودم برای اجرای حدود، کفن می‌پوشم.............!!!

💥همه شرمسار شدند از این که از اسلام، فقط ظاهرش را دیده بودند.........!
جامعه اسلامی شرط وجودیش *عدالت است نه اجرای حدود!*

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity