🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
🔴#درگذشت_شاعر
هشتم شهریور
#غلامرضا_روحانی
غلامرضا روحانی یکی از اولین طنزپردازان انتقادی است، اشعار او چنان قوی و تاثیر گذار بودند که به صورت ضرب المثل در آمدهاند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
🔴#درگذشت_شاعر
هشتم شهریور
#غلامرضا_روحانی
غلامرضا روحانی یکی از اولین طنزپردازان انتقادی است، اشعار او چنان قوی و تاثیر گذار بودند که به صورت ضرب المثل در آمدهاند.
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# #درگذشت_شاعر
بیست و نهم آبان
#منوچهر_آتشی
شاعر و مترجم
#زندگینامه
منوچهر آتشی در دوم مهرماه سال 1310، در دهرود بوشکان از توابع شهرستان دشتستان استان بوشهر چشم به جهان گشود او در سال 1333 آموزگار شد و در شهر بوشهر و اطراف آن به تدریس پرداخت.
آتشی در سال 1339 به دانشسرای عالی تهران رفت و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی مدرک لیسانس را اخذ و در دبیرستان های قزوین به عنوان دبیر مشغول به کار شد و در پایان سال های دبیری به عنوان ویراستار در انتشارات سازمان رادیو و تلویزیون به کار مشغول شد و در سال 1359 بازنشسته و به بوشهر بازگشت.
او از سال 1333 سرودن شعر را شروع کرد ونخستین مجموعه شعر او با عنوان «آهنگ دیگر» در سال 1339 در تهران چاپ و در فاصله چند سال توانست در شمار شاعران مطرح معاصر درآید. او در دهه های 40 تا 60 به سبک نیمایی شعر می سرود و در دو دهه آخر عمر خود به سبک شعر سپید روی آورد.
آتشی در 29 آبان ماه سال 1384 بر اثر ایست قلبی در سن 74 سالگی در بیمارستان سینا تهران درگذشت و به درخواست دوستداران این شاعر و با رضایت بستگانش پیکر وی در شهر بوشهر در محله امامزاده عبدالمهیمن (ع) و در جوار مقبره خالو حسین دشتی به خاک سپرده شد. وی چند روز قبل از مرگش در مراسم چهره های ماندگار به عنوان چهره ماندگار ادبیات معرفی شده بود.
من
اگرچه ديو سنگ فرسوده ام
در گذر گردبادهای ماسه
تو اما
آن شعبده باز بی رنگ و حجمی
که از هفت لايه ی ديوار چين عبور می کنی
تا پرتو گرمی از حس
بر تاريکی های من بتابانی
و برزبان سوخته ام
شعرهای شبنمی فراخوانی
من اگرچه ديو سنگي فرسوده ام
در سينه چيزی دارم که از حرارت حضور تو ياقوت شده است
اين است که
از پشت هفت کوه سياه
می بينمت که به سمت من می آيی
و همچنان عقيق می سايی
در کوره ی نگاه
ازجان من و آن تکه ی پنهانم ....
#منوچهر_آتشی
انگیزه ی مهاجرت من
نفرت نبود
هجران بود
کسی نگفت: برو
یکی نوشت: بیا
#منوچهر_آتشى
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# #درگذشت_شاعر
بیست و نهم آبان
#منوچهر_آتشی
شاعر و مترجم
#زندگینامه
منوچهر آتشی در دوم مهرماه سال 1310، در دهرود بوشکان از توابع شهرستان دشتستان استان بوشهر چشم به جهان گشود او در سال 1333 آموزگار شد و در شهر بوشهر و اطراف آن به تدریس پرداخت.
آتشی در سال 1339 به دانشسرای عالی تهران رفت و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی مدرک لیسانس را اخذ و در دبیرستان های قزوین به عنوان دبیر مشغول به کار شد و در پایان سال های دبیری به عنوان ویراستار در انتشارات سازمان رادیو و تلویزیون به کار مشغول شد و در سال 1359 بازنشسته و به بوشهر بازگشت.
او از سال 1333 سرودن شعر را شروع کرد ونخستین مجموعه شعر او با عنوان «آهنگ دیگر» در سال 1339 در تهران چاپ و در فاصله چند سال توانست در شمار شاعران مطرح معاصر درآید. او در دهه های 40 تا 60 به سبک نیمایی شعر می سرود و در دو دهه آخر عمر خود به سبک شعر سپید روی آورد.
آتشی در 29 آبان ماه سال 1384 بر اثر ایست قلبی در سن 74 سالگی در بیمارستان سینا تهران درگذشت و به درخواست دوستداران این شاعر و با رضایت بستگانش پیکر وی در شهر بوشهر در محله امامزاده عبدالمهیمن (ع) و در جوار مقبره خالو حسین دشتی به خاک سپرده شد. وی چند روز قبل از مرگش در مراسم چهره های ماندگار به عنوان چهره ماندگار ادبیات معرفی شده بود.
من
اگرچه ديو سنگ فرسوده ام
در گذر گردبادهای ماسه
تو اما
آن شعبده باز بی رنگ و حجمی
که از هفت لايه ی ديوار چين عبور می کنی
تا پرتو گرمی از حس
بر تاريکی های من بتابانی
و برزبان سوخته ام
شعرهای شبنمی فراخوانی
من اگرچه ديو سنگي فرسوده ام
در سينه چيزی دارم که از حرارت حضور تو ياقوت شده است
اين است که
از پشت هفت کوه سياه
می بينمت که به سمت من می آيی
و همچنان عقيق می سايی
در کوره ی نگاه
ازجان من و آن تکه ی پنهانم ....
#منوچهر_آتشی
انگیزه ی مهاجرت من
نفرت نبود
هجران بود
کسی نگفت: برو
یکی نوشت: بیا
#منوچهر_آتشى
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
#درگذشت_شاعر
بیست و هشتم دسامبر
#سرگئی_یسنین
بدرود دوست من...
دراین زندگی، مردن چندان تازگی ندارد
و زیستن نیز دیگر چیز تازه ایی نیست
#پی_نوشت : این آخرین شعر، شاعر محبوب اوایل قرن بیستم روسیه یعنی سرگئی یسنین است او قبل از مرگش با خون خود این شعر را نوشت چون در اتاقش جوهری وجود نداشت، او بعد از نوشتن این شعر در سن سی سالگی خودکشی کرد، البته برخی معتقدند که یسنین بدست بلشویکها کشته شد.
#سرگئی_یسنین شاعر روس عاشق ایران و شاعران ايرانی بود و اندازه علاقه او به فرهنگ ایرانی چنان زیاد بود که در فاصله ی سال های 1924 تا 1925 اشعار زیادی را در مورد ایران سرود. او در مدت اقامتش در باکو با فرهنگ و شاعران ایران آشنا شد و آرزو داشت تا روزی به ایران سفر کند البته این آرزو هرگز محقق نشد. شعر زیر نمونه ای از اشعار او در مورد فردوسی و ایران است.
سرزمين آبی فردوسی
ايران، تو خوبی، اين را می دانم
گلهای سرخت، بسان چراغی شعلهورند
و با طراوتی جاودانه
باز برايم از سرزمينی دور می گويند
ايران، تو خوبی، اين را می دانم...
اما مگر من تو را فراموش خواهم كرد؟
و در سرنوشت سرگردان خود
به مردمي كه به من دور يا نزديكند
از تو خواهم گفت
و تو را هرگز فراموش نخواهم کرد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
#درگذشت_شاعر
بیست و هشتم دسامبر
#سرگئی_یسنین
بدرود دوست من...
دراین زندگی، مردن چندان تازگی ندارد
و زیستن نیز دیگر چیز تازه ایی نیست
#پی_نوشت : این آخرین شعر، شاعر محبوب اوایل قرن بیستم روسیه یعنی سرگئی یسنین است او قبل از مرگش با خون خود این شعر را نوشت چون در اتاقش جوهری وجود نداشت، او بعد از نوشتن این شعر در سن سی سالگی خودکشی کرد، البته برخی معتقدند که یسنین بدست بلشویکها کشته شد.
#سرگئی_یسنین شاعر روس عاشق ایران و شاعران ايرانی بود و اندازه علاقه او به فرهنگ ایرانی چنان زیاد بود که در فاصله ی سال های 1924 تا 1925 اشعار زیادی را در مورد ایران سرود. او در مدت اقامتش در باکو با فرهنگ و شاعران ایران آشنا شد و آرزو داشت تا روزی به ایران سفر کند البته این آرزو هرگز محقق نشد. شعر زیر نمونه ای از اشعار او در مورد فردوسی و ایران است.
سرزمين آبی فردوسی
ايران، تو خوبی، اين را می دانم
گلهای سرخت، بسان چراغی شعلهورند
و با طراوتی جاودانه
باز برايم از سرزمينی دور می گويند
ايران، تو خوبی، اين را می دانم...
اما مگر من تو را فراموش خواهم كرد؟
و در سرنوشت سرگردان خود
به مردمي كه به من دور يا نزديكند
از تو خواهم گفت
و تو را هرگز فراموش نخواهم کرد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity