🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# بالای دروازه جهنم نوشته است:
ای که وارد میشوی،همه ی امیدهایت را پشت سر بگذار!
فکر کن این خودش چقدر می ارزد.
چون مگر امید چیست؟
یک نوع مسئولیت اخلاقی.
اینجا امیدی نیست در نتیجه وظیفه ای هم نیست.
کاری هم نیست.
چیزی از دعا بدست نمی آید.
چیزی هم از کردن کاری که دوست داری از دست نمی رود.
جهنم بطور خلاصه جائیست که درش کاری نکنی جز آنچه سرگرمت می کند.
#دون_ژوان_در_جهنم
#برنارد_شاو
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# بالای دروازه جهنم نوشته است:
ای که وارد میشوی،همه ی امیدهایت را پشت سر بگذار!
فکر کن این خودش چقدر می ارزد.
چون مگر امید چیست؟
یک نوع مسئولیت اخلاقی.
اینجا امیدی نیست در نتیجه وظیفه ای هم نیست.
کاری هم نیست.
چیزی از دعا بدست نمی آید.
چیزی هم از کردن کاری که دوست داری از دست نمی رود.
جهنم بطور خلاصه جائیست که درش کاری نکنی جز آنچه سرگرمت می کند.
#دون_ژوان_در_جهنم
#برنارد_شاو
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
دون ژوان.pdf
1.6 MB
🔴#معرفی-کتاب
کتاب : #دون_ژوان
نویسنده :#میلان_کوندرا
📝 دون ژوان در حقیقت مرد بسیار جذابی بوده که زنهای طبقه اشراف را اغوا می کرد ، زندگی انها را به نابودی می کشاند و در نهایت نیز پدر انها را می کشت . زنان قدرت مقاومت در برابر جذابیت مردانه او را نداشتند . تا اینکه یک شب دون ژوان روح یکی از این پدرها را در گورستان می بینه و اون را برای شام به خونه دعوت می کنه اما موقع خداحافظی روح پدر دست اون را می گیره و با خودش به جهنم می بره . توی جهنم به اون می گن باید لباس دلقک ها را بپوشه . دون ژوان اعتراض می کنه که من در زندگی زنان زیبای زیادی را از ان خود کرده ام . چطور چنین چیزی از من می خواهی و شیطان بهش می گه اگر اسم یکی از این زنان را بگی حرفت را قبول می کنم . زنان از جلوی چشم دون زوان رد می شوند اما اون هیچ کدام را به خاطر ندارد.
نوع فایل : Pdf
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
کتاب : #دون_ژوان
نویسنده :#میلان_کوندرا
📝 دون ژوان در حقیقت مرد بسیار جذابی بوده که زنهای طبقه اشراف را اغوا می کرد ، زندگی انها را به نابودی می کشاند و در نهایت نیز پدر انها را می کشت . زنان قدرت مقاومت در برابر جذابیت مردانه او را نداشتند . تا اینکه یک شب دون ژوان روح یکی از این پدرها را در گورستان می بینه و اون را برای شام به خونه دعوت می کنه اما موقع خداحافظی روح پدر دست اون را می گیره و با خودش به جهنم می بره . توی جهنم به اون می گن باید لباس دلقک ها را بپوشه . دون ژوان اعتراض می کنه که من در زندگی زنان زیبای زیادی را از ان خود کرده ام . چطور چنین چیزی از من می خواهی و شیطان بهش می گه اگر اسم یکی از این زنان را بگی حرفت را قبول می کنم . زنان از جلوی چشم دون زوان رد می شوند اما اون هیچ کدام را به خاطر ندارد.
نوع فایل : Pdf
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw