🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#یادداشت_هایی_ازسردلتنگی


بر کره زمین و در طول تاریخ بشر ، مذاهب و عقاید و خرافات بیش از وبا و طاعون و کرونا و زلزله ، موجب کشتار و اوارگی و مصیبت شده اند.
کسی که به انسانیت خدمت می‌کند، نیازی ندارد که به اجداد خود تفاخر نماید و نمیتواند به انها اقتدا کند.
نهایت فساد و جنایت رواج دادن مذهب در جامعه و استفاده ابزاری از مذهبیون است.
آدمی هرگز مفسد و بدکار و خبیث به دنیا نمی‌آید. مفسدی و بدکاری و خباثت بیماریست که توسط مجتهد و مفتی به ادمیان تلقین میشود و ادمیان تقلید میکنند.
هراسناکترین چیز برای مذهب و روحانیون دیکتاتور ، علم و منطق و عقل سلیم است.
حیوانات این امتیاز را بر ادمی دارند ، روحانی و حضرت و عظما و عالم ربانی ندارند که ارشادشان کند.
آنچه که در یک فصل از زندگی می‌آموزیم، از عهده یک کتابخانه بزرگ هم بر نمی اید.
آن‌که انتظار دارد هر چهارفصل سال بهار باشد، نه خود را می‌شناسد، نه طبیعت را و نه زندگی را.
آیا در دنیا کسی آنقدر عاقل است که از تجارب دیگران عبرت گیرد؟
اختیار افکار ما نیز در دست خودمان نیست زیرا تقریبأ همیشه بی‌اختیار فکر و عمل می‌کنیم.
افرادی که بزرگ‌ترین خدمت را به علم و فرهنگ نموده‌اند، نویسندگان و محققانی بوده‌اند که در انزوا می‌زیسته‌اند و هرگز در مباحثات دانشگاهی شرکت نکرده و حقایق صد در صد اثبات نشده را در آکادمی‌ها ابراز نداشته اند .
ادمیانی که در راه‌های صاف و هموار شده راه می‌روند، طوری ساخته شده‌اند که پیوسته در مسیر کسانی که می‌کوشند راه جدیدی باز کنند، سنگ می‌اندازند.
برای آن که بتوان خوب نوشت، باید در اندیشه آزاد بود.
در زندگی گاهی اتفاق می‌افتد که عقل و دل با هم اسطکاک پیدا می‌کنند، کسانی که از دل پیروی نمایند، همیشه از خود مسرور و مشعوفند، ولی کسانی که تبعیت عقل را ترجیح داده غالبأ از کرده خود نادمند.
عجیب اند ادمیان مذهبی که در هر مسئله‌ای به کمال فطانت و نهایت عقل و دقت، کوشش خویش را بکار می‌برند و موشکافی می‌کنند، جز در مسئلهٔ مذهب خود که نه تنها پا بر روی عقل خود می‌گذارند، بلکه سفیه و دیوانه می‌شوند و چیزهایی باور می‌کنند که هیچ طفل نادانی باور نمی‌کند و حرف‌هایی می‌زنند که ابداً هیچ سفیه دیوانه‌ای نمی‌زند.
برگ‌های کتاب به منزله بال‌هایی هستند که روان را به روشنایی پرواز می‌دهند.
پیوند عشق متعالی و انسانی (نه عشق پایه)حتی با مرگ گسیخته نمی‌شود، چه رسد به هجر و دوری...

#سپیده_نازنین

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#بخوانیم

کاربردهای جالب آرایشی و بهداشتی در خانه که معجزه می کنند

مترجم:#سپیده_نازنین
_ کف اتو را با خمیردندان تمیز کنید
_ برای جلوگیری از ترک چرم، از لوسیون بدن استفاده کنید
_ برای شستن قلم‌موهای آرایشی از نرم‌کننده‌ی مو استفاده کنید
_ روی دکمه‌هایتان براق کننده ناخن بزنید تا از افتادنشان جلوگیری کنید
_ وازلین تأثیر بسیاری بر موخوره می‌گذارد
_ سایه‌ی چشم را به جای لاک ناخن استفاده کنید
_ اگر حلقه در انگشتان گیر کرده می‌توانید از بالم لب استفاده کنید
_ پودرفیکس جایگزین مناسبی است برای شامپوی خشک
_ سلولیت را با اسپری مو پنهان کنید
_ برای زدودن چسب فوری می‌توانید از لاک پاک‌کن استفاده کنید
_ برای پاک‌کردن آثار ماژیک‌های دائمی از کرم یا اسپری ضد آفتاب استفاده کنید
_ کمدتان بو گرفته؟ از مام استفاده کنید
یک مام درباز درون کمد نگه دارید.
_ برس بلااستفاده‌ی ریملتان را به روغن زیتون اغشته وبرای تراشیدن پوسته‌های لب به کار بگیرید
_ جیرجیر درها را با خمیر ریش از بین ببرید
_ ماشینتان غر شده؟ سشوارش روی غر شدگی بگیرید

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Book
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#شعر_جهان

در خانه‌ی جان جمعند شهوت‌ها
زنان زیبا در جامه‌‌های ابریشمین و
یاقوت‌های کبود که لای موهاشان برقِ تاریکی دارد
همه‌جای خانه تحت فرمانشان است: از رواق بیرونی تا مخفی‌ترین اندرونی؛
وقتی شب می‌رسد و عنان از کف می‌گیرد و خون به غلیان می‌افتد،
در سرسرا جمع می‌شوند پرغوغا
و آنجا وحشی و دیوانه
سینه عریان و چهره گلگون و پریشان عیش و نوش می‌کنند
بیرونِ خانه جمیعِ فضایل ایستاده‌اند با چهره‌های مات و جامه‌های کهنه‌ی ناکوک،
روزها را پریشفته از هیاهوی پشتِ دیوار شب می‌کنند،
گاه و بی‌گاه که جنجال جنون‌آمیزِ فاحشگان
سکوت محزونشان را می‌آشوبد
بلند می‌شوند و می‌روند پشت پنجره‌ها
پیشانی‌ می‌چسبانند به شیشه‌ها
و تالارِ تب‌دار را تماشا می‌کنند
نورها و گل‌ها و جواهرات درخشان و
رقصان را

▫️ شعری از کنستانتین کاوافی
▫️ برگردان به پارسی:#سپیده_نازنین
▫️ عکس: نمایی از پشت صحنه فیلم عشرت‌کده (به کارگردانی برتراند بونئو

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ترجمه_ترانه

#بهترین_موسیقی‌های_جهان

#عربی #مصری

▪️عنوان: #زی_الهواء (چون عشق)
▪️خواننده: #عبدالحلیم_حافظ
▪️آهنگساز: #بلیغ_حمدی
▪️سراینده: #محمد_حمزه

متن و برگردان فارسی ترانه👇👇👇

زی الهوا، یا حبیبی، زی الهوا
👈چون عشق، ای عزیزم، چون عشق

و آه من الهوى، یا حبیبی، آه من الهوى
👈و ای وای از این عشق، ای عزیزم، ای وای از این عشق

و خذتنی من إیدی، یا حبیبی، و مشینا
👈عزیزم! دستم را گرفتی و با همدیگر راهمان را طی کردیم

تحت القمر، غنینا و سهرنا و حکینا
👈زیر نور مهتاب با هم خواندیم و با هم صحبت کردیم و شب‌ها را بیداربودیم

و فی عز الکلام، سکت الکلام
👈و در اوج حرف‌ها ناگهان سکوتی پدیدار گشت

و أتارینی ماسک الهوا بإیدیه
👈و من عشق را در بین دستانم یافتم

و آه من الهوى، یا حبیبی
👈و ای وای از این عشق عزیزم

و خذتنی و مشینا و الفرح یضمنا
👈تو من را با خودت بردی و با هم همراه شدیم، وقتی شادی ما را پناه داده بود

و نسینا، یا حبیبی، مین إنت و مین أنا
👈و فراموش کردیم عزیزم، که من که هستم و تو که هستی

حسیت إن هوانا حی یعیش ملیون سنه
👈احساس کردم که عشق ما ملیون‌ها سال طول خواهد کشید

و بقیت و انت معایا الدنیا ملک إیدیه
👈وقتی تو در کنارم هستی من دارنده همه دنیا هستم

أأمر على هوایا تقول أمرک یا عینیه
👈به عشقی که در من وجود دارد فرمان بده، عشق خواهد گفت که فرمانت بر روی دو چشمانم قرار دارد

و فی عز الکلام، سکت الکلام
👈و در اوج حرف‌ها، سکوتی پدیدار شد

و أتارینی ماسک الهوا بإیدیه
👈و من عشق را بین دستانم یافتم

و آه من الهوى، یا حبیبی
👈و ای وای از این عشق، عزیزم

خایف و مشیت و أنا خایف
👈در حالی‌که ترس سراسر وجودم را فرا گرفته بود راهی شدم

إیدی فی إیدک و أنا خایف
👈دستم در دستان تو بود در حالی‌که می‌ترسیدم

خایف على فرحه قلبی
👈می‌ترسیدم برای شادمانی که در قلبم وجود دارد

خایف على شوقی و حبی
👈می‌ترسیدم برای شور و عشقم

و یاما قلت لک أنا و احنا فی عز الهنا
👈و بارها به تو گفتم، در حالی‌که ما در اوج خوشبختی‌مان بودیم

قلت لک، یا حبیبی، لا أنا قد الفرحه دی
👈به تو گفتم، ای عشق من، این همه شادی برای من زیاد است

و حلاوه الفرحه دی
👈و شیرینی که در این شادی وجود دارد خارج از حد تصور من است

خایف لا فی یوم و لیله ماألاقکش بین إیدیه
👈می‌ترسم که مبادا یک روز یا یک شب،‌ تو را دیگر در بین دستانم نیابم

تروح و تغیب علی
👈مرا ترک کنی و از من دور بشوی

و قلت لی، یا حبیبی، ساعتها
👈و در همان وقت تو ای عشق من به من گفتی

دی دنیتی إنت اللی ملتها
👈تو آن دنیای منی که تمامی زندگیم را از آن خودت کردی

و فی عز الکلام، سکت الکلام
👈و در اوج حرف‌ها، سکوتی پدیدار شد

و أتارینی ماسک الهوا بإیدیه
👈و من عشق را در بین دستانم یافتم

و آه من الهوى، یا حبیبی
👈و ای وای از این عشق، عزیزم

و خذتنی یا حبیبی و رحت طایر طایر
👈و تو من را با خودت بردی و به سوی دوردست‌ها پرواز کردی عزیزم

و فتنی، یا حبیبی، و قلبی حایر حایر
👈و از من جدا شدی در حالی‌که قلب من پریشان و سرگردان بود

و قلت لی راجع بکره أنا راجع
👈و به من گفتی که من فردا بازخواهم گشت

و فضلت مستنی بآمالی
👈و من همراه با آرزوهایم منتظر تو شدم

و مالی البیت بالورد بالشوق بالحب بالأغانی
👈و سرتاسر خانه را سرشار از گل و شور و عشق و ترانه کردم

بشمع قاید، بأحلى کلمه فوق لسانی
👈همراه با شمع و زیباترین واژه‌ها بر روی لب هایم

کان ده حالی، یا حبیبی، لما جیت
👈این حال و روز من بود، عزیزم، هنگامی که تو برگشتی

رددنا الغنوه الحلوه سوى
👈با همدیگر ترانه شادی سرودیم

و دبنا مع نور الشمع دبنا سوى
👈و با نور شمع در هم سوختیم و ذوب شدیم

و دقنا حلاوه الحب دقناها سوى
👈و شیرینی عشق را با هم چشیدیم

و فی لحظه لقیتک، یا حبیبی، زی دوامه هوا
👈و ناگهان تو را پریشان خاطر و آشفته دیدم، ای عشق من

رمیت الورد طفیت الشمع یا حبیبی
👈گل‌ها را به طرفی پرتاب نمودی، شمع‌ها را خاموش کردی، ای عشق من

و الغنوه الحلوه ملاها الدمع، یا حبیبی
👈و ترانه شادی تبدیل به اشک شد، ای عزیزم

و فی عز الأمان، ضاع منی الأمان
👈و در اوج گرما و امنیت، آغوشت را گم کردم

و أتارینی ماسک الهوا فی إیدیه
👈و من عشق را بین دستانم یافتم

و آه من الهوى، یا حبیبی
👈و ای وای از این عشق، عزیزم

#برگردان:

#سپیده_نازنین

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#بهترین_موسیقی‌های_جهان

#ترکی_استانبولی


▪️عنوان: #اونزیله
▪️سراینده: #آیسل_گورل
▪️آهنگساز: #اونو_تونچ
▪️هنرمندان: #گروه_کر_دانشگاه_اینونو
ترانه "اونزیله"، روایت واقعی از یک کودک همسر است...
آیسل گرل، شاعر این اثر داستان سرایش این شعر را این‌گونه تعریف می‌کند:
"در سفر بودیم که اتوبوس خراب شد
راننده گفت در این نزدیکی یک روستا هست تا وقتی اتوبوس تعمیر بشه میتونید روستا رو بگردید...
در روستا عروسی برپا بود و اونجا بود که اونزیله رو دیدم. ده ساله می نمود. خانواده اش با شور و شعف تعریف می کردند که اونزیله رو با هشت گوسفند معامله کردن زیرا که بسیار زیباست، نرخ دختران روستا دو گوسفند هست. از سفر برگشتم و اونزیله رو نوشتم...

#برگردان:

#سپیده_نازنین

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#ترجمه_ترانه


#پاپ #امریکایی

▪️Title: #Hello
▪️Artist: #Lionel_Richie

تنها نشسته‌ام درحالی‌که به تو می‌اندیشم
و در رویایم هزاران بار بر لبانت بوسه می‌زنم
بعضی وقت‌ها می‌بینم که از جلو خانه من می‌گذری
من همانی هستم که به دنبالش می‌گردی؟
من این را در چشمانت می‌بینم
من این را در لبخندت می‌بینم
این را من همیشه خواسته‌ام
و برایش آغوش گشاده‌ام
زیرا که تو دقیقا می‌دانی چه باید بگویی
و می‌دانی چه کار باید بکنی
من نیز به تو خواهم گفت که دوستت دارم
درخشش آفتاب را در چشمانت می‌بینم
و بارها و بارها به تو گفته‌ام چقدر برایم اهمیت داری
بعضی وقت‌ها طغیان قلبم را می‌بینم!
تنها می‌خواهم بدانی
برایم اهمیت دارد که کجا هستی
مشغول به چه کاری هستی
نکند که احساس تنهایی کنی!
یا حتی اگر عاشق شده باشی
به من که سرنخی از تو ندارم بگو چطور بر قلب خودت پیروز شده‌ای
ولی بگذار من سخنم را با جمله‌ی " دوستت دارم "آغاز کنم
آیا تو در جستجوی من هستی؟
برایم اهمیت دارد که کجا هستی
مشغول به چه کاری هستی
نکند که احساس تنهایی کنی!
یا حتی اگر عاشق شده باشی
به من که سر نخی از تو ندارم بگو چطور بر قلب خودت پیروز شده‌ای
ولی بگذار من سخنم را با جمله‌ی " دوستت دارم "آغاز کنم

#لاینل_بروکمن_ریچی_جونیور

#برگردان:

#سپیده_نازنین


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity