🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#تماشاخانه
«زن و مردی در بنبست»
#فیلم «بنبست» (۱۳۵۷) فیلم متفاوتی از پرویز صیاد
«بنبست» فیلم بیرحمی است و مگر میشود منکر این شد که این فیلم در زمرۀ آثار اعتراضی زمان شاه بوده است. حتا اگر نویسنده و کارگردان آن منکر وجه اعتراضی این فیلم شود. البته هنر باید بیرحم باشد، و هنر اعتراضی هم دوچندان! صحبت کردن دربارۀ این فیلم بسیار دشوار است زیرا هر آن ممکن است در میان سخن داستان فیلم لو رود و از لذت دیدن فیلم برای آنها که از ماجرای آن بیخبرند کاسته شود. به هر حال، این واقعیت که فیلم «بنبست» اجازۀ اکران نیافت خود نشان میدهد که وجوه اعتراضی فیلم همان زمان به خوبی درک شده بود.
پرویز صیاد را همه با بازی در نقش «صمد» میشناسند؛ مجموعه فیلمهای طنزی که بسیار مورد پسند عامۀ مردم قرار گرفت. در بیشتر فیلمهایی که صیاد در نقش صمد بازی کرد، همزمان نویسندگی و کارگردانی آن فیلمها را نیز بر عهده داشت و به رغم عامهپسند بودن آنها نمیشود انکار کرد که مجموعۀ صمد به یکی از طنزهای انتقادی ماندگار سینمای ایران بدل شد. پرویز صیاد را همچنین بسیاری با سریال «دایی جان ناپلئون» در نقش اسدالله میرزا به یاد دارند. اما صیاد شخصیت هنری بزرگتری دارد و برخی از ابعاد تحسینبرانگیز او کمتر دیده شده است.
پرویز صیاد، افزون بر بازیگری، کارگردانی، نویسندگی فیلمهای زیادی را در کارنامۀ خود دارد و در زمینۀ نمایشنامهنویسی و شعر هم بسیار فعال بوده و کتابهای پژوهشی نیز نوشته است. پس از مهاجرت از ایران در سال ۱۳۵۸ به هر نحو که توانست فعالیتهای هنریاش را ادامه داد که البته برای شخصیت هنرمندی چون او، هنر چیزی چون تنفس است. اما در میان فیلمهای او یک فیلم است که متأسفانه کمتر دیده شده، اما شاید بهترین یادگار هنری او باشد: فیلم «بنبست»، ساختۀ ۱۳۵۷.
فیلم «بنبست» روایت تعلیقی پرابهام و در نهایت تکاندهندهای دارد. برای همین تنها به چند نکته اشاره میکنم. فیلم در «کوچهای بنبست» رخ میدهد و داستانی عاشقانه است. فیلم به طور کلی 5 بازیگر دارد که یکی از آنها نقشی حاشیهای دارد و یک بازیگر هم لحظههای بسیار کوتاهی در فیلم ظاهر میشود؛ میماند سه نفر که یکی از آنها نیز ناشناس است. همین که نویسنده یک شخصیت «ناشناس» را در طول کل فیلم، سکانس به سکانس پیش میبرد، بدون آنکه ناشناس بودنش آزاردهنده باشد، از نقاط قوت فیلم است.
اما نکتۀ اصلی در تحلیل این فیلم این است که دو داستان به طور همزمان در فیلم روایت میشود. یک داستان را بیننده میبیند و میشنود و یک داستان را بیننده میبیند و میشنود، اما از آن باخبر نمیشود، به آن پی نمیبرد. یعنی «داستانی واقعی» در برابر دیدگان بیننده در حال وقوع است اما بیننده چنان درگیر «داستان ذهنی» خود و نقش اول فیلم است که متوجه آن نمیشود. فیلم دو نیروی متضاد را پابهپای هم پیش میبرد. بیننده از یک نیرو باخبر است و از یک نیرو غافل و در یک آن، این دو نیرو آشکار میشوند و روبروی هم میایستند. این رویارویی مانند اصابت نور و تاریکی به یکدیگر است، به گونهای که نور مانند بلوری شکننده فرو میریزد و خُرد میشود.
فیلم «بنبست» که اقتباسی از داستان کوتاه «از یادداشتهای یک دوشیزه» اثر آنتوان چخوف است، ویرانیِ واپسین پناهگاه انسان، همانا عشق را نشان میدهد. و این ویرانی در مواجهه با نیرویی است که جز قدرتِ سرد و بیعاطفه هیچ نمیشناسد...
چون ترجیح میدهم ماجرای فیلم را فاش نکنم، دعوت میکنم در پیوست این نوشتار، فیلم را ببینید و خود قضاوت کنید.
«بنبست»
کارگردان، نویسنده، تهیهکننده: پرویز صیاد / بازیگران: مری آپیک، آپیک یوسفیان / موسیقی: مجتبی میرزاده
شعر و خواننده: احمد شاملو / تاریخ: ۱۳۵۷
#فیلم_سینمایی، #هنر_اعتراضی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#تماشاخانه
«زن و مردی در بنبست»
#فیلم «بنبست» (۱۳۵۷) فیلم متفاوتی از پرویز صیاد
«بنبست» فیلم بیرحمی است و مگر میشود منکر این شد که این فیلم در زمرۀ آثار اعتراضی زمان شاه بوده است. حتا اگر نویسنده و کارگردان آن منکر وجه اعتراضی این فیلم شود. البته هنر باید بیرحم باشد، و هنر اعتراضی هم دوچندان! صحبت کردن دربارۀ این فیلم بسیار دشوار است زیرا هر آن ممکن است در میان سخن داستان فیلم لو رود و از لذت دیدن فیلم برای آنها که از ماجرای آن بیخبرند کاسته شود. به هر حال، این واقعیت که فیلم «بنبست» اجازۀ اکران نیافت خود نشان میدهد که وجوه اعتراضی فیلم همان زمان به خوبی درک شده بود.
پرویز صیاد را همه با بازی در نقش «صمد» میشناسند؛ مجموعه فیلمهای طنزی که بسیار مورد پسند عامۀ مردم قرار گرفت. در بیشتر فیلمهایی که صیاد در نقش صمد بازی کرد، همزمان نویسندگی و کارگردانی آن فیلمها را نیز بر عهده داشت و به رغم عامهپسند بودن آنها نمیشود انکار کرد که مجموعۀ صمد به یکی از طنزهای انتقادی ماندگار سینمای ایران بدل شد. پرویز صیاد را همچنین بسیاری با سریال «دایی جان ناپلئون» در نقش اسدالله میرزا به یاد دارند. اما صیاد شخصیت هنری بزرگتری دارد و برخی از ابعاد تحسینبرانگیز او کمتر دیده شده است.
پرویز صیاد، افزون بر بازیگری، کارگردانی، نویسندگی فیلمهای زیادی را در کارنامۀ خود دارد و در زمینۀ نمایشنامهنویسی و شعر هم بسیار فعال بوده و کتابهای پژوهشی نیز نوشته است. پس از مهاجرت از ایران در سال ۱۳۵۸ به هر نحو که توانست فعالیتهای هنریاش را ادامه داد که البته برای شخصیت هنرمندی چون او، هنر چیزی چون تنفس است. اما در میان فیلمهای او یک فیلم است که متأسفانه کمتر دیده شده، اما شاید بهترین یادگار هنری او باشد: فیلم «بنبست»، ساختۀ ۱۳۵۷.
فیلم «بنبست» روایت تعلیقی پرابهام و در نهایت تکاندهندهای دارد. برای همین تنها به چند نکته اشاره میکنم. فیلم در «کوچهای بنبست» رخ میدهد و داستانی عاشقانه است. فیلم به طور کلی 5 بازیگر دارد که یکی از آنها نقشی حاشیهای دارد و یک بازیگر هم لحظههای بسیار کوتاهی در فیلم ظاهر میشود؛ میماند سه نفر که یکی از آنها نیز ناشناس است. همین که نویسنده یک شخصیت «ناشناس» را در طول کل فیلم، سکانس به سکانس پیش میبرد، بدون آنکه ناشناس بودنش آزاردهنده باشد، از نقاط قوت فیلم است.
اما نکتۀ اصلی در تحلیل این فیلم این است که دو داستان به طور همزمان در فیلم روایت میشود. یک داستان را بیننده میبیند و میشنود و یک داستان را بیننده میبیند و میشنود، اما از آن باخبر نمیشود، به آن پی نمیبرد. یعنی «داستانی واقعی» در برابر دیدگان بیننده در حال وقوع است اما بیننده چنان درگیر «داستان ذهنی» خود و نقش اول فیلم است که متوجه آن نمیشود. فیلم دو نیروی متضاد را پابهپای هم پیش میبرد. بیننده از یک نیرو باخبر است و از یک نیرو غافل و در یک آن، این دو نیرو آشکار میشوند و روبروی هم میایستند. این رویارویی مانند اصابت نور و تاریکی به یکدیگر است، به گونهای که نور مانند بلوری شکننده فرو میریزد و خُرد میشود.
فیلم «بنبست» که اقتباسی از داستان کوتاه «از یادداشتهای یک دوشیزه» اثر آنتوان چخوف است، ویرانیِ واپسین پناهگاه انسان، همانا عشق را نشان میدهد. و این ویرانی در مواجهه با نیرویی است که جز قدرتِ سرد و بیعاطفه هیچ نمیشناسد...
چون ترجیح میدهم ماجرای فیلم را فاش نکنم، دعوت میکنم در پیوست این نوشتار، فیلم را ببینید و خود قضاوت کنید.
«بنبست»
کارگردان، نویسنده، تهیهکننده: پرویز صیاد / بازیگران: مری آپیک، آپیک یوسفیان / موسیقی: مجتبی میرزاده
شعر و خواننده: احمد شاملو / تاریخ: ۱۳۵۷
#فیلم_سینمایی، #هنر_اعتراضی
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#تماشاخانه
#در_چهار#قسمت
#فیلم سینمایی #رودکی، #سرگذشت #یک #شاعر ساخت #تاجیکستان در سال #1338 خورشیدی ، خلاصه داستان:
رودکی عاشق نگینه یکی از کنیزان سهل بن منصور میشود و سهل کنیز را به رودکی میبخشد اما . . . .
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#تماشاخانه
#در_چهار#قسمت
#فیلم سینمایی #رودکی، #سرگذشت #یک #شاعر ساخت #تاجیکستان در سال #1338 خورشیدی ، خلاصه داستان:
رودکی عاشق نگینه یکی از کنیزان سهل بن منصور میشود و سهل کنیز را به رودکی میبخشد اما . . . .
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
Telegram
Book_iran_city
📚#معرفی_کتاب
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته
🎨#معرفی_نقاشی
🎼#موسیقی_ناب
📜#اشعار_ناب
📰#سخنان_بزرگان
📽#دیالوگ_سینما
📷#عکس_نوشته