🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴# قصه احساس نسل ها در ویولن
#پرویزیاحقی

مردی که به #ویولن جان بخشید

ساز او نوای دردهای او است و نسل‌ها، قصّة غم‌ها و شادی‌هایشان را در ساز او جست‌وجو می‌كنند.
سالها پیش ، رأس ساعت معینی كه تكنوازی #پرویزیاحقی (پرویزصدیقی پارسی) هفده‌ساله در رادیو تهران به‌طور زنده و مستقیم پخش می‌شد، جریان برق شهر ضعیف می‌شد. هركسی كه عشق‌ِ موسیقی داشت، پای رادیوی ترانزیستوری می‌نشست و گویی كل مردم شهر، گوش به قصّة شیدایی و شوریدگی نوازندة جوانی می‌سپردند كه ظرافت پنجة استادان را داشت و احساس پ‍ُرشور نوازندگان كولی را! چند سال پیش از آن، وقتی كه تك‌نوازی آن طفل خردسال از رادیو پخش شده بود، دوستداران استاد #حسین_یاحقی با اتومبیل‌هایشان بیرون ساختمان رادیو صف كشیده بودند. بعضی به خیال اینكه نوازندة برنامه «حسین خان» است و می‌شود بعد از پایان برنامه او را دید و عده‌ای هم از اول می‌دانستند كه نوازنده كودكی خردسال است و آمده بودند كه این اعجوبة دوران را از نزدیك ببینند. كسی كه قرار بود در سال‌های بعد نام #ویولن در موسیقی ایرانی با نام او به یاد بیاید و به نقطه‌ای برسد كه دیگران آرزو كنند مثل او بنوازند و مثل او با احساسات مردم سروكار داشته باشند.

سه نسل پشت سر هم با صدای ویولن #پرویزیاحقی عاشق شده‌اند و زندگی كرده‌اند. در ویولن #یاحقی، ناله‌های یك كولی سرگردان در پنجه‌های یك استاد موسیقی است.
در حقیقت #پرویزیاحقی روح #ویولن ایرانی در چند سال گذشته است. دلم می‌خواهد نقطة پایان این یادداشت، جمله‌ای باشد كه او در فقدان دوستش #محمودی_خوانساری نوشته است: «اگر تجلیلی كه بعد از مرگ هنرمندان می‌شود. در زمان حیاتشان می‌شد، هرگز نمی‌مردند.»

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#ویلون

13 دسامبر مختص به روز #ویولن است.

اختصاص داشتن یک روز در سال به این ابزار موسیقی مورد عجیبی نیست. #ویولن علاوه بر اینکه سخت ترین و پیچیده ترین ابزار موسیقی دنیاست پرکاربردترین ساز نیز هست. به این معنا که #ویولن یک ساز همه فن حریف و چند کاربردی است.

علاوه بر همه این موارد، امروزه ویولونیست های زیادی در سراسر جهان وجود دارند که کار خود را به خوبی بلدند. گروه های موسیقی بی نظیری در حال فعالیت با این ساز هستند و ویولن اکنون بهترین گروه های نوازندگی را به وجود آورده است. به همه این دلایل روزی برای این ساز زهی در نظر گرفته شده است.

✅موسیقیدانان و #ویولن

تمام موسیقیدانان بزرگ در باره جایگاه #ویولن در ارکستر های بین المللی متفق القول و هم نظر بوده و از آن به عنوان رکن اساسی موسیقی یاد کرده اند.
#بتهوون در این باره می گوید: برای اجرای موسیقی اگر #ویولن نبود راهی نداشتیم مگر اینکه آن را اختراع کنیم.


بسیاری از آهنگسازان بزرگ جهان نیز معتقدند که #ویولن قادر است انواع پاساژهای تند و تزیینی و ماهرانه را بهتر از هر ساز دیگر اجرا کند. از سوی دیگر نداشتن پرده، تراکم نت ها در روی دسته کوتاه و شیوه آرشه کشی از آن، ساز دشواری ساخته به طوریکه بیش از نود در صد هنرجویان این ساز، پس از مدتی دست از آن کشیده و یا به ساز دیگری روی آورده و یا آموختن موسیقی را به طور کل رها می کنند.
قصه احساس نسل ها در ویولن
#پرویزیاحقی

مردی که به #ویولن جان بخشید

ساز او نوای دردهای او است و نسل‌ها، قصّة غم‌ها و شادی‌هایشان را در ساز او جست‌وجو می‌كنند.
سالها پیش ، رأس ساعت معینی كه تكنوازی #پرویزیاحقی (پرویزصدیقی پارسی) هفده‌ساله در رادیو تهران به‌طور زنده و مستقیم پخش می‌شد، جریان برق شهر ضعیف می‌شد. هركسی كه عشق‌ِ موسیقی داشت، پای رادیوی ترانزیستوری می‌نشست و گویی كل مردم شهر، گوش به قصّة شیدایی و شوریدگی نوازندة جوانی می‌سپردند كه ظرافت پنجة استادان را داشت و احساس پ‍ُرشور نوازندگان كولی را! چند سال پیش از آن، وقتی كه تك‌نوازی آن طفل خردسال از رادیو پخش شده بود، دوستداران استاد #حسین_یاحقی با اتومبیل‌هایشان بیرون ساختمان رادیو صف كشیده بودند. بعضی به خیال اینكه نوازندة برنامه «حسین خان» است و می‌شود بعد از پایان برنامه او را دید و عده‌ای هم از اول می‌دانستند كه نوازنده كودكی خردسال است و آمده بودند كه این اعجوبة دوران را از نزدیك ببینند. كسی كه قرار بود در سال‌های بعد نام #ویولن در موسیقی ایرانی با نام او به یاد بیاید و به نقطه‌ای برسد كه دیگران آرزو كنند مثل او بنوازند و مثل او با احساسات مردم سروكار داشته باشند.

سه نسل پشت سر هم با صدای ویولن #پرویزیاحقی عاشق شده‌اند و زندگی كرده‌اند. در ویولن #یاحقی، ناله‌های یك كولی سرگردان در پنجه‌های یك استاد موسیقی است.
در حقیقت #پرویزیاحقی روح #ویولن ایرانی در چند سال گذشته است. دلم می‌خواهد نقطة پایان این یادداشت، جمله‌ای باشد كه او در فقدان دوستش #محمودی_خوانساری نوشته است: «اگر تجلیلی كه بعد از مرگ هنرمندان می‌شود. در زمان حیاتشان می‌شد، هرگز نمی‌مردند.»
کرشمه ها و زیبا نوازی استاد را در آلبوم #برگزیده_های_پرویز_یاحقی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
#محمودی_خوانساری 🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲ اردیبهشت سالروز درگذشت #محمودی_خوانساری

( زادهٔ ۲۳ تیر ۱۳۱۳ خوانسار – درگذشتهٔ ۲ ارديبهشت ۱۳۶۶ تهران) خواننده موسیقی سنتی

خوانساری در آواز از سبکی مخصوص‌ به ‌خود برخوردار بود. او ضرب می‌نواخت و به سه‌تار علاقه‌ و آشنایی داشت. مطالعات مستمرش در شعر و موضوع تلفیق شعر و هنر آواز تأثیر زیادی بر آثارش گذاشت.
او در محله «رئیسان» خوانسار در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش جمال‌الدین موسوی محمودی از نوادگان ابوالقاسم خوانساری (میرکبیر) از روحانیون نامدار خوانسار بود و تسلط نسبی او بر زبان عربی و تعلیمات دینی را می‌توان حاصل ۱۳ سال زندگی در کنار پدرش دانست.
وی پس از فوت پدر در سال ۱۳۲۶ به همراه دایی‌اش به تهران آمد و در دبیرستان ادیب به تحصیل ادامه داد. هرچند در همان سالها در تهران برای امرار معاش مجبور به کار بود، اما از آواز خواندن غافل نشد. چند سال بعد با هنرمندانی چون ناصر مسعودی و قاسم جبلی آشنا شد. دوستی با ناصر مسعودی باعث آشنایی و ورود او به محافل هنری زمان شد و این امکان برای او به وجود آمد تا برای اولین بار برای پخش صدایش به رادیوی نیروی هوایی برود. در سال ۱۳۳۵ پس از اتمام دوره سربازی، در محفلی با ابوالحسن صبا آشنا شد و به پیشنهاد او به یادگیری ردیف موسیقی ایرانی اقدام کرد. آشنایی او با صبا در سال ۱۳۳۵ آغاز کار هنری‌اش بود که تا پایان عمر ادامه یافت.
پس از درگذشت صبا در سال ۱۳۳۷ تهران را ترک کرد و به شیراز رفت و در آنجا با رادیو شیراز به همکاری پرداخت و علاوه بر اجرای برنامه، سرپرستی موسیقی اصیل این رادیو را نیز به عهده داشت. این برنامه‌های هنری با اقبال مردم شیراز روبرو بود و به سرعت به چهره‌ای شناخته‌ شده تبدیل شد.
وی در سال ۱۳۳۹ به تهران بازگشت و به دعوت داوود پیرنیا، بنیانگذار برنامه گلها، شروع به فعالیت کرد و اولین کار هنری خود را در برنامه برگ سبز شماره ۵۶ ضبط کرد. از سال ۱۳۴۹ در برنامه نوایی از موسیقی ملی که با سرپرستی اسداله ملک و همکاری منوچهر جهانبگلو تهیه می‌شد، همکاری داشت.
او که در سالهای ابتدایی فعالیت هنری، تنها آواز می‌خواند، در این برنامه به اجرای ترانه نیز پرداخت. نوایی از موسیقی ملی به سرعت در میان هنردوستان و عاشقان موسیقی اصیل طرفدار یافت و ترانه‌های ارزنده و به ‌یادماندنی مرغ شباهنگ در مایه افشاری، میخانه در مایه دشتی، سکوت و مستی در سه‌گاه، هرسه از ساخته‌های اسداله ملک و لاله پرپر، ساخته فرهنگ شریف حاصل همکاری او با برنامه نوایی از موسیقی ملی طی این سالها است.
از آن پس آثار متعدد دیگری را تحت عناوین گلهای رنگارنگ، برگ سبز، یک شاخه گل و گلهای تازه در کنار هنرمندانی چون مرتضی محجوبی، احمد عبادی، حبیب‌اله بدیعی، پرویز یاحقی، امیر ناصر افتتاح، جهانگیر ملک، همایون خرم، حسن کسایی، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، لطف‌اله مجد و رضا ورزنده به‌وجود آورد. یک سوم آخر زندگی وی به همکاری با اسداله ملک سپری شد.
و سرانجام در ۵۴ سالگی درگذشت و در قطعه ۱۰۱ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ


۲۳ تیر زادروز #محمودی_خوانساری

( زادهٔ ۲۳ تیر ۱۳۱۳ خوانسار – درگذشتهٔ ۲ ارديبهشت ۱۳۶۶ تهران) خواننده موسیقی سنتی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ


۲۳ تیر زادروز #محمودی_خوانساری

( زادهٔ ۲۳ تیر ۱۳۱۳ خوانسار – درگذشتهٔ ۲ ارديبهشت ۱۳۶۶ تهران) خواننده موسیقی سنتی

خوانساری در آواز از سبکی مخصوص‌ به ‌خود برخوردار بود. او ضرب می‌نواخت و به سه‌تار علاقه‌ و آشنایی داشت. مطالعات مستمرش در شعر و موضوع تلفیق شعر و هنر آواز تأثیر زیادی بر آثارش گذاشت.
او در محله «رئیسان» خوانسار در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. پدرش جمال‌الدین موسوی محمودی از نوادگان ابوالقاسم خوانساری (میرکبیر) از روحانیون نامدار خوانسار بود و تسلط نسبی او بر زبان عربی و تعلیمات دینی را می‌توان حاصل ۱۳ سال زندگی در کنار پدرش دانست.
وی پس از فوت پدر در سال ۱۳۲۶ به همراه دایی‌اش به تهران آمد و در دبیرستان ادیب به تحصیل ادامه داد. هرچند در همان سالها در تهران برای امرار معاش مجبور به کار بود، اما از آواز خواندن غافل نشد. چند سال بعد با هنرمندانی چون ناصر مسعودی و قاسم جبلی آشنا شد. دوستی با ناصر مسعودی باعث آشنایی و ورود او به محافل هنری زمان شد و این امکان برای او به وجود آمد تا برای اولین بار برای پخش صدایش به رادیوی نیروی هوایی برود. در سال ۱۳۳۵ پس از اتمام دوره سربازی، در محفلی با ابوالحسن صبا آشنا شد و به پیشنهاد او به یادگیری ردیف موسیقی ایرانی اقدام کرد. آشنایی او با صبا در سال ۱۳۳۵ آغاز کار هنری‌اش بود که تا پایان عمر ادامه یافت.
پس از درگذشت صبا در سال ۱۳۳۷ تهران را ترک کرد و به شیراز رفت و در آنجا با رادیو شیراز به همکاری پرداخت و علاوه بر اجرای برنامه، سرپرستی موسیقی اصیل این رادیو را نیز به عهده داشت. این برنامه‌های هنری با اقبال مردم شیراز روبرو بود و به سرعت به چهره‌ای شناخته‌ شده تبدیل شد.
وی در سال ۱۳۳۹ به تهران بازگشت و به دعوت داوود پیرنیا، بنیانگذار برنامه گلها، شروع به فعالیت کرد و اولین کار هنری خود را در برنامه برگ سبز شماره ۵۶ ضبط کرد. از سال ۱۳۴۹ در برنامه نوایی از موسیقی ملی که با سرپرستی اسداله ملک و همکاری منوچهر جهانبگلو تهیه می‌شد، همکاری داشت.
او که در سالهای ابتدایی فعالیت هنری، تنها آواز می‌خواند، در این برنامه به اجرای ترانه نیز پرداخت. نوایی از موسیقی ملی به سرعت در میان هنردوستان و عاشقان موسیقی اصیل طرفدار یافت و ترانه‌های ارزنده و به ‌یادماندنی مرغ شباهنگ در مایه افشاری، میخانه در مایه دشتی، سکوت و مستی در سه‌گاه، هرسه از ساخته‌های اسداله ملک و لاله پرپر، ساخته فرهنگ شریف حاصل همکاری او با برنامه نوایی از موسیقی ملی طی این سالها است.
از آن پس آثار متعدد دیگری را تحت عناوین گلهای رنگارنگ، برگ سبز، یک شاخه گل و گلهای تازه در کنار هنرمندانی چون مرتضی محجوبی، احمد عبادی، حبیب‌اله بدیعی، پرویز یاحقی، امیر ناصر افتتاح، جهانگیر ملک، همایون خرم، حسن کسایی، جلیل شهناز، فرهنگ شریف، لطف‌اله مجد و رضا ورزنده به‌وجود آورد. یک سوم آخر زندگی وی به همکاری با اسداله ملک سپری شد.
و سرانجام در ۵۴ سالگی درگذشت و در قطعه ۱۰۱ بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_کتاب_ایرانشهر

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity