🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
#معرفی_سبک_نقاشی
نقاشیهای سبک وانیتاس نوعی موعظهی بصری هستند: تأکید بر قطعیت مرگ، پوچ بودن خوشیها و میرایی زندگیِ زمینی که نتیجهی اخلاقیاش پیروی از آموزههای مسیحی است تا حیات و سعادت ابدی ممکن گردد. تم مشترک تابلوهای وانیتاس، جمجمه، ساعت، میوههای در حال گندیدن، شمع خاموش، ساز موسیقی و... هستند که شکل سمبلیک فناپذیری و تباهی را مییابند. (تصویر نخست) با این حال، پارادوکس در این است که نقاشی وانیتاس در حالیکه بر نیستی تمرکز دارد، خود از حدود چهارچوب زمانی بیرون میزند و جاودانه میگردد.
ظاهراً کورنلوس گایتزبرختس به پارادوکس مستتر در نقاشی وانیتاس پی برده بود؛ چراکه در دوران اوج رسم چنین نقاشیهایی با ایجاد تغییر محتوایی، این خطابههای اخلاقی متورم و تصویری را به نوعی شعر بصری روشنگر تغییر ماهیت داد. سه تابلویی که در ادامه آمده از جمله آثار کورنلوس است که موضوعشان مشخصاً با حضور او گره خورده است. در نقاشیها علاوه بر عناصر برآمده از نقاشی وانیتاس، وسایل شخصی کورنلوس، یک خودنگارهی کوچک و اشیائی که مایهی تعلقخاطرش هستند نیز قابل مشاهده هستند: پالت رنگ، قلمموها، اتودها، تابلوها، نامهها و دستنوشتهها.
آنچه که میبینیم حتی در این دوران نیز رویکردی نوین در پردازش خودنگاره است. کورنلوس بهجای آنکه چهرهاش را در مرکز تابلو بکشد و به یک بازنمایی ساده از خود اکتفا کند، بخشی از شخصیتاش را (جنبهای واقعی و قابل درک را) به تصویر کشیده است. مجموعهای از مشغولیتهای قلبی و ذهنی که درآمیخته با فناپذیری او، فردیتش را آشکار کرده است. به این ترتیب، کورنلوس در عین اینکه میرا بودن انسان را تصدیق میکند، نشان میدهد که چگونه علایق آدمی و دغدغههایش، جاودانگی را به کیفیت حضور او پیوند میزند. نوعی نامیرایی خوشایند که به واسطهی عشق به شکوفایی متعادل و معنادار، در درون زندگی فانی میسر میشود.
شرح تصاویر:
وانیتاس 1640
هنرمند: #هارمن_استینویک
هنوز زندگی 1663 پوندی
کابینه ای در استودیوی هنرمند 1670-1671
ویولن ، وسایل نقاشی و سلف پرتره 1675
هنرمند: کورنلیوس نوربرتوس گیگزبرشت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
#معرفی_سبک_نقاشی
نقاشیهای سبک وانیتاس نوعی موعظهی بصری هستند: تأکید بر قطعیت مرگ، پوچ بودن خوشیها و میرایی زندگیِ زمینی که نتیجهی اخلاقیاش پیروی از آموزههای مسیحی است تا حیات و سعادت ابدی ممکن گردد. تم مشترک تابلوهای وانیتاس، جمجمه، ساعت، میوههای در حال گندیدن، شمع خاموش، ساز موسیقی و... هستند که شکل سمبلیک فناپذیری و تباهی را مییابند. (تصویر نخست) با این حال، پارادوکس در این است که نقاشی وانیتاس در حالیکه بر نیستی تمرکز دارد، خود از حدود چهارچوب زمانی بیرون میزند و جاودانه میگردد.
ظاهراً کورنلوس گایتزبرختس به پارادوکس مستتر در نقاشی وانیتاس پی برده بود؛ چراکه در دوران اوج رسم چنین نقاشیهایی با ایجاد تغییر محتوایی، این خطابههای اخلاقی متورم و تصویری را به نوعی شعر بصری روشنگر تغییر ماهیت داد. سه تابلویی که در ادامه آمده از جمله آثار کورنلوس است که موضوعشان مشخصاً با حضور او گره خورده است. در نقاشیها علاوه بر عناصر برآمده از نقاشی وانیتاس، وسایل شخصی کورنلوس، یک خودنگارهی کوچک و اشیائی که مایهی تعلقخاطرش هستند نیز قابل مشاهده هستند: پالت رنگ، قلمموها، اتودها، تابلوها، نامهها و دستنوشتهها.
آنچه که میبینیم حتی در این دوران نیز رویکردی نوین در پردازش خودنگاره است. کورنلوس بهجای آنکه چهرهاش را در مرکز تابلو بکشد و به یک بازنمایی ساده از خود اکتفا کند، بخشی از شخصیتاش را (جنبهای واقعی و قابل درک را) به تصویر کشیده است. مجموعهای از مشغولیتهای قلبی و ذهنی که درآمیخته با فناپذیری او، فردیتش را آشکار کرده است. به این ترتیب، کورنلوس در عین اینکه میرا بودن انسان را تصدیق میکند، نشان میدهد که چگونه علایق آدمی و دغدغههایش، جاودانگی را به کیفیت حضور او پیوند میزند. نوعی نامیرایی خوشایند که به واسطهی عشق به شکوفایی متعادل و معنادار، در درون زندگی فانی میسر میشود.
شرح تصاویر:
وانیتاس 1640
هنرمند: #هارمن_استینویک
هنوز زندگی 1663 پوندی
کابینه ای در استودیوی هنرمند 1670-1671
ویولن ، وسایل نقاشی و سلف پرتره 1675
هنرمند: کورنلیوس نوربرتوس گیگزبرشت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#معرفی_سبک🎼
#کلاسیک
سِرِناد_Serenade
سرناد یا سرناته، در موسیقی روشی از آهنگسازی است که به افتخار کسی یا چیزی ساخته میشود. سرنادها معمولاً آهنگهایی آرام و سبک هستند.
واژه سرناته از واژه ایتالیایی serenata، که خود برگرفته از واژه لاتین serenus است، گرفته شدهاست.قدیمیترین کاربرد سرناد که به شکل غیررسمی تا به امروز زنده ماندهاست، آهنگی در خوشامدگویی معشوق، دوست، شخص درجهدار یا دیگرانی که باید مورد تقدیر قرار گیرند، اجرا میشد. تصویر عمومی از سرناتهنواز عاشقی است که پای پنجره معشوق آهنگی اجرا میکند.
سرنادها آهنگهایی بودند که برای بعد از ظهر در نظر گرفته میشدند و شبی آرام و دلپذیر را تداعی میکردند. بر خلاف آن آئوبادهها بودند که صبحها اجرا میشدند. رسم «سرناته کردن» به این روش در موسیقی قرون وسطایی آغاز شد.
➖مهمترین و رایجترین نوع سرناد در تاریخ موسیقی آهنگهایی بودند که برای گروه سازهای متعدد در موومانهای چندتایی و عمدتاً در دورههای کلاسیک و رمانتیک ساخته شدند. معمولاً مشخصه این آهنگها نسبت به سایر آثار چندموومانی که برای گروه سازهای بزرگ (مانند سمفونی) ساخته میشدند، سبکتر بودنشان بود، به گونهای که تنظیم آهنگ از اهمیت بیشتری نسبت به پرداخت موضوعی یا روایت دراماتیک برخوردار بود. بیشتر این آثار از ایتالیا، آلمان، اتریش و بوهم بودند.
➖از مشهورترین نمونههای سرناد در قرن هجدهم میتوان به برخی آثار موتسارت اشاره کرد که بهطور معمول سرناتههایی متشکل از چهار تا ده حرکت بودند. سرنادهای او اغلب آهنگهایی کاملاً بیکلام بودند که برای مناسبتهای خاص مانند مراسم عروسی نوشته میشدند.
سرنادهای مشهور موتزارت شامل: هافنر سرناد، سرناد شبانه و مهمتر از همه موسیقی کوچک شبانه است.
➖در قرن نوزدهم، سرناد تبدیل به اثری کنسرتی شد و ارتباط کمتری با مناسبتها افتخاری یا اجراهای فضایباز داشت. آهنگسازان شروع به نوشتن سرناد برای دیگر گروهها کردند. سرنادهای برامس بسیار بیشتر شبیه سمفونیهای سبک هستند و شاید بیشتر به سوئیت شباهت داشته باشند. دورژاک، چایکوفسکی، یوزف سوک، ادوارد الگار، و دیگران سرنادها را صرفاً برای سازهای زهی مینوشتند.
سرنادنویسان دیگر که به سبک رمانتیک مینوشتند عبارتند از: لودویگ فان بتهوون، هکتور برلیوز، فرانتس شوبرت، ریچارد اشتراوس، ماکس رگر، اتل اسمایت و ژان سیبلیوس.
➖یک سرناد معمولاً از یک ساختار چندموومانی بین چهار تا ده موومان برخوردار است. بیشتر سرنادها با یک موومان آغازین سریع شروع میشوند، و پس از آن موومانهای آهسته میانی در پی میآیند که به صورت متناوب با موومانهای سریع ترکیب میشوند و در نهایت نیز یک موومان سریع پرستو یا تندا خاتمهبخش آهنگ است. سرنادها تأثیرات زیادی از موسیقی مجلسی گرفتهاند به طوری که میتوان آنها را با ظرافت در یک برنامه موسیقی مجلسی قرار داد. یک سرناد را میتوان قطعهایی بین سوئیت و سمفونی دانست که برخلاف آنها دارای طبیعتی سبک و عاشقانه است و لحظههای نفسگیر در آن کمتر است.
درپایان پست چند فطعه زیبا تقدیم شما می گردد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#معرفی_سبک🎼
#کلاسیک
سِرِناد_Serenade
سرناد یا سرناته، در موسیقی روشی از آهنگسازی است که به افتخار کسی یا چیزی ساخته میشود. سرنادها معمولاً آهنگهایی آرام و سبک هستند.
واژه سرناته از واژه ایتالیایی serenata، که خود برگرفته از واژه لاتین serenus است، گرفته شدهاست.قدیمیترین کاربرد سرناد که به شکل غیررسمی تا به امروز زنده ماندهاست، آهنگی در خوشامدگویی معشوق، دوست، شخص درجهدار یا دیگرانی که باید مورد تقدیر قرار گیرند، اجرا میشد. تصویر عمومی از سرناتهنواز عاشقی است که پای پنجره معشوق آهنگی اجرا میکند.
سرنادها آهنگهایی بودند که برای بعد از ظهر در نظر گرفته میشدند و شبی آرام و دلپذیر را تداعی میکردند. بر خلاف آن آئوبادهها بودند که صبحها اجرا میشدند. رسم «سرناته کردن» به این روش در موسیقی قرون وسطایی آغاز شد.
➖مهمترین و رایجترین نوع سرناد در تاریخ موسیقی آهنگهایی بودند که برای گروه سازهای متعدد در موومانهای چندتایی و عمدتاً در دورههای کلاسیک و رمانتیک ساخته شدند. معمولاً مشخصه این آهنگها نسبت به سایر آثار چندموومانی که برای گروه سازهای بزرگ (مانند سمفونی) ساخته میشدند، سبکتر بودنشان بود، به گونهای که تنظیم آهنگ از اهمیت بیشتری نسبت به پرداخت موضوعی یا روایت دراماتیک برخوردار بود. بیشتر این آثار از ایتالیا، آلمان، اتریش و بوهم بودند.
➖از مشهورترین نمونههای سرناد در قرن هجدهم میتوان به برخی آثار موتسارت اشاره کرد که بهطور معمول سرناتههایی متشکل از چهار تا ده حرکت بودند. سرنادهای او اغلب آهنگهایی کاملاً بیکلام بودند که برای مناسبتهای خاص مانند مراسم عروسی نوشته میشدند.
سرنادهای مشهور موتزارت شامل: هافنر سرناد، سرناد شبانه و مهمتر از همه موسیقی کوچک شبانه است.
➖در قرن نوزدهم، سرناد تبدیل به اثری کنسرتی شد و ارتباط کمتری با مناسبتها افتخاری یا اجراهای فضایباز داشت. آهنگسازان شروع به نوشتن سرناد برای دیگر گروهها کردند. سرنادهای برامس بسیار بیشتر شبیه سمفونیهای سبک هستند و شاید بیشتر به سوئیت شباهت داشته باشند. دورژاک، چایکوفسکی، یوزف سوک، ادوارد الگار، و دیگران سرنادها را صرفاً برای سازهای زهی مینوشتند.
سرنادنویسان دیگر که به سبک رمانتیک مینوشتند عبارتند از: لودویگ فان بتهوون، هکتور برلیوز، فرانتس شوبرت، ریچارد اشتراوس، ماکس رگر، اتل اسمایت و ژان سیبلیوس.
➖یک سرناد معمولاً از یک ساختار چندموومانی بین چهار تا ده موومان برخوردار است. بیشتر سرنادها با یک موومان آغازین سریع شروع میشوند، و پس از آن موومانهای آهسته میانی در پی میآیند که به صورت متناوب با موومانهای سریع ترکیب میشوند و در نهایت نیز یک موومان سریع پرستو یا تندا خاتمهبخش آهنگ است. سرنادها تأثیرات زیادی از موسیقی مجلسی گرفتهاند به طوری که میتوان آنها را با ظرافت در یک برنامه موسیقی مجلسی قرار داد. یک سرناد را میتوان قطعهایی بین سوئیت و سمفونی دانست که برخلاف آنها دارای طبیعتی سبک و عاشقانه است و لحظههای نفسگیر در آن کمتر است.
درپایان پست چند فطعه زیبا تقدیم شما می گردد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#نقاشی
#معرفی_سبک_نقاشی
#اوکییوئه، گونهای از چاپ کلیشهٔ چوبی است که در دوران ادو در ژاپن به مرحلهٔ باروری رسید. چاپهای چوبی اوکییوئه به موضوعهای روزمره زندگی میپرداخت و به سوژههایی چون کابوکی، ادبیات کلاسیک، آداب و رسوم، مذهب، شعر، طبیعت بیجان، زندگی دربار و غربگرایی توجه نشان میداد. اوکییوئه در واژه به معنای نقاشیهای جهان گذران است. این نقاشیها، زیباییهای زودگذر جهان ملموس را موضوع کار خود قرار میدادند.
برای ساختن اوکییوئه، ابتدا طرحی را که نقاش بر کاغذی کشیده بود، به روی تختهای از چوب گیلاس کندهکاری میکردند. آنگاه این تخته را رنگ میزدند و کاغذ را با دقت و توجه کافی روی آن قرار میدادند. هر جا که بنا بود رنگهای بیشتری به اثر نهایی اضافه شود، قالبی جداگانه برای هر رنگ ساخته میشد. با پایان کار قالبسازی، بیش از دویست کپی از یک اثر تهیه میکردند و بعد چوب گیلاس را که تحت تأثیر چاپهای متعدد رطوبت گرفته بود، برای شش ماه یا بیشتر در گوشهای میگذاشتند تا خشک شود.
آثار هنرمندان بنام اوکییوئه نظیر #هوکوسای، #هیروشیگه، #کونیوشی و #کونیسادا از طریق کشتیهای تجاری به بنادر اروپایی رسید و با برگزاری نمایشگاه جهانی پاریس در سال ۱۸۶۷ و نمایشگاههای پس از آن به هنردوستان معرفی شد. اوکییوئه منبع الهام مؤثری برای نقاشان جوان فرانسوی شد و در شکلگیری مکتب هنری #امپرسیونیست نقش عمدهای ایفا کرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#نقاشی
#معرفی_سبک_نقاشی
#اوکییوئه، گونهای از چاپ کلیشهٔ چوبی است که در دوران ادو در ژاپن به مرحلهٔ باروری رسید. چاپهای چوبی اوکییوئه به موضوعهای روزمره زندگی میپرداخت و به سوژههایی چون کابوکی، ادبیات کلاسیک، آداب و رسوم، مذهب، شعر، طبیعت بیجان، زندگی دربار و غربگرایی توجه نشان میداد. اوکییوئه در واژه به معنای نقاشیهای جهان گذران است. این نقاشیها، زیباییهای زودگذر جهان ملموس را موضوع کار خود قرار میدادند.
برای ساختن اوکییوئه، ابتدا طرحی را که نقاش بر کاغذی کشیده بود، به روی تختهای از چوب گیلاس کندهکاری میکردند. آنگاه این تخته را رنگ میزدند و کاغذ را با دقت و توجه کافی روی آن قرار میدادند. هر جا که بنا بود رنگهای بیشتری به اثر نهایی اضافه شود، قالبی جداگانه برای هر رنگ ساخته میشد. با پایان کار قالبسازی، بیش از دویست کپی از یک اثر تهیه میکردند و بعد چوب گیلاس را که تحت تأثیر چاپهای متعدد رطوبت گرفته بود، برای شش ماه یا بیشتر در گوشهای میگذاشتند تا خشک شود.
آثار هنرمندان بنام اوکییوئه نظیر #هوکوسای، #هیروشیگه، #کونیوشی و #کونیسادا از طریق کشتیهای تجاری به بنادر اروپایی رسید و با برگزاری نمایشگاه جهانی پاریس در سال ۱۸۶۷ و نمایشگاههای پس از آن به هنردوستان معرفی شد. اوکییوئه منبع الهام مؤثری برای نقاشان جوان فرانسوی شد و در شکلگیری مکتب هنری #امپرسیونیست نقش عمدهای ایفا کرد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity