🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#آشنایی_با_نویسندگان_ملل
#مکزیک
#کارلوس_فوئنتس
کارلوس فوئنتس از بزرگترین نویسندگان آمریکای لاتین به شمار میرود. والدینش هر دو دیپلمات بودند و خود او نیز به سیاست گروید و سفیر مکزیک در کشورهای مختلفی چون انگلستان، فرانسه، هلند، پرتغال و ایتالیا بود.
او از نویسندگان تأثیرگذار بر پیشرفت ادبیات آمریکای لاتین شناخته میشود و افتخارات زیادی را در زمینه ادبیات برای کشورش به ارمغان آورده است. هرچند که وی به عنوان کاندیدای احتمالی جایزه نوبل شناخته میشد، اما موفق به دریافت آن نشد.
به دلیل موقعیت شغلی، کارلوس فوئنتس با فرهنگ و دانش جهانی آشنایی کامل داشت و سطح بالای اطلاعات و دانش ارائه شده در کتابهایش همواره خوانندگان را تحت تأثیر قرار داده است.
وی همچنین مدرس دانشگاههای مطرحی چون پریستون، هاروارد، پنسیلوانیا، کلمبیا، کمبریج، براون و جورج میسون بوده است. کارلوس فوئنتس به عنوان یک داستانسرای ماجراجو، یک خواننده حساس و یک منتقد بیرحم برای کسانی که از قدرت سوءاستفاده میکنند؛ شناخته میشود.
او یک آزاداندیش است و در کتابهایش آزادانه به مواردی همچون مسائل جنسی اشاره میکند این موضوع باعث شد وی در برخی کشورها محکوم شود، اما خودش معتقد است تمام این مسائل را در راه ادبیات مطرح میکند.
خوانندگان معتقدند هیچ یک از کتابهای کارلوس فوئنتس مانند دیگری نیست و در هر کتاب با رویکرد جدیدی از طرف نویسنده مواجه میشوند. در آثار او به مباحثی مانند هویت ملی و وضعیت اجتماعی پرداخته شده است. فوئنتس نویسندهای بود که در طول عمر خود به کشورش مکزیک وفادار ماند و برای مکزیک و هموطنانش نوشت، این موضوع سبب جایگاه ویژهی او در سطح ملی شد.
رمانهای او دارای چشماندازهای وسیعی است که ماهیت تاریخ کشورش را به تصویر میکشد. او به عنوان یک نویسنده بیشتر یک نظریهپرداز بود تا یک فرد سیاسی و برای عدالت و حقوق بشر فارغ از بحثهای سیاسی؛ جایگاه خاصی قائل بود.
از کارلوس فوئنتس رمانهایی مانند آئورا، پوست انداختن، سر هیدرا، مرگ آرتیمو کروز، خویشاوندان دور، گرینگوی پیر، درخت پرتقال، لائور ادیاس، آب سوخته و داستان کوتاه کنستانسیا به فارسی ترجمه شده و در ایران منتشر شده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#آشنایی_با_نویسندگان_ملل
#مکزیک
#کارلوس_فوئنتس
کارلوس فوئنتس از بزرگترین نویسندگان آمریکای لاتین به شمار میرود. والدینش هر دو دیپلمات بودند و خود او نیز به سیاست گروید و سفیر مکزیک در کشورهای مختلفی چون انگلستان، فرانسه، هلند، پرتغال و ایتالیا بود.
او از نویسندگان تأثیرگذار بر پیشرفت ادبیات آمریکای لاتین شناخته میشود و افتخارات زیادی را در زمینه ادبیات برای کشورش به ارمغان آورده است. هرچند که وی به عنوان کاندیدای احتمالی جایزه نوبل شناخته میشد، اما موفق به دریافت آن نشد.
به دلیل موقعیت شغلی، کارلوس فوئنتس با فرهنگ و دانش جهانی آشنایی کامل داشت و سطح بالای اطلاعات و دانش ارائه شده در کتابهایش همواره خوانندگان را تحت تأثیر قرار داده است.
وی همچنین مدرس دانشگاههای مطرحی چون پریستون، هاروارد، پنسیلوانیا، کلمبیا، کمبریج، براون و جورج میسون بوده است. کارلوس فوئنتس به عنوان یک داستانسرای ماجراجو، یک خواننده حساس و یک منتقد بیرحم برای کسانی که از قدرت سوءاستفاده میکنند؛ شناخته میشود.
او یک آزاداندیش است و در کتابهایش آزادانه به مواردی همچون مسائل جنسی اشاره میکند این موضوع باعث شد وی در برخی کشورها محکوم شود، اما خودش معتقد است تمام این مسائل را در راه ادبیات مطرح میکند.
خوانندگان معتقدند هیچ یک از کتابهای کارلوس فوئنتس مانند دیگری نیست و در هر کتاب با رویکرد جدیدی از طرف نویسنده مواجه میشوند. در آثار او به مباحثی مانند هویت ملی و وضعیت اجتماعی پرداخته شده است. فوئنتس نویسندهای بود که در طول عمر خود به کشورش مکزیک وفادار ماند و برای مکزیک و هموطنانش نوشت، این موضوع سبب جایگاه ویژهی او در سطح ملی شد.
رمانهای او دارای چشماندازهای وسیعی است که ماهیت تاریخ کشورش را به تصویر میکشد. او به عنوان یک نویسنده بیشتر یک نظریهپرداز بود تا یک فرد سیاسی و برای عدالت و حقوق بشر فارغ از بحثهای سیاسی؛ جایگاه خاصی قائل بود.
از کارلوس فوئنتس رمانهایی مانند آئورا، پوست انداختن، سر هیدرا، مرگ آرتیمو کروز، خویشاوندان دور، گرینگوی پیر، درخت پرتقال، لائور ادیاس، آب سوخته و داستان کوتاه کنستانسیا به فارسی ترجمه شده و در ایران منتشر شده است.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#معرفی_هنرمند
#ادبیات_شاعر
#اکتاویو_پاز
#مکزیک
اُکتاویو پاز لوزانو (به انگلیسی: Octavio Paz Lozano) (۳۱ مارس ۱۹۱۴–۱۹ آوریل ۱۹۹۸) شاعر، نویسنده، دیپلمات و منتقد مکزیکی بود.
اکتاویو پاز در سال ۱۹۱۴ در مکزیکوسیتی چشم به جهان گشود. در هفده سالگی به نویسندگی و شاعری پرداخت. پدرش وکیل بود و پدر بزرگش، داستاننویسی سرشناس. این هر دو در رشد و پرورش ذوق و استعداد پاز، تأثیر به سزایی داشت. در حقیقت پاز در جوانی ارزشهای اجتماعی را از پدر و ادبیات را از پدر بزرگ خود آموخت و سرانجام شاعری را به جای وکالت برگزید. پاز در سال ۱۹۳۷ به والنسیا در اسپانیا (سفر کرد تا در دومین کنگره جهانی نویسندگان ضد فاشیست شرکت کند در آنجا با لوییس سرنودا و تریستان تزار آشنا شد. در سال ۱۹۴۳ با استفاده از کمک هزینه تحصیلی بنیاد گوگنهایم به آمریکا رفت. در آنجا با شعر نوپردازان انگلو - آمریکایی آشنا شد. هم در این کشور بود که مطالعه دامنهدار و عمیق خود را دربارهٔ هویت مکزیک آغاز کرد که حاصل آن کتابی شد به نام هزار توی تنهایی. در سال ۱۹۶۲ پاز به سمت سفیر مکزیک در هند گماشته شد و به آنجا رفت. در آنجا با «ماری خوسه ترامینی» آشنایی به هم زد و با او ازدواج کرد. خود گفتهاست این مهمترین رویداد زندگیام پس از تولد بودهاست. تأثیر تمدن هند را میتوان در کتابهای متعددی که طی مدت اقامت خود در آنجا نوشته است، بهویژه در کتاب «پرتوی از هند»، به خوبی مشاهده کرد.
در سال ۱۹۶۸ پاز در اعتراض به سرکوبی خونین تظاهرات آرام دانشجویان در مکزیک قبل از شروع بازیهای المپیک، از مقام خود کنارهگیری کرد و از آن پس تا واپسین سالهای زندگی خود، سردبیری و نشر چند مجله معتبر ویژه هنر و سیاست را عهدهدار شد.
جوایز ادبی و نوبل
در سال ۱۹۸۰ دانشگاه هاروارد به او دکترای افتخاری اهدا کرد و در سال ۱۹۸۱ مهمترین جایزه ادبی اسپانیا یعنی جایزه سروانتس نصیب او شد.
سرانجام در سال ۱۹۹۰ آکادمی ادبیات سوئد جایزه نوبل ادبیات را به اکتاویو پاز شاعر سرشناس مکزیکی به پاس نیم قرن تلاش در زمینه شعر و ادبیات مکزیک اهدا کرد. او در آنجا سخنرانی مهمی دربارهٔ «در جستجوی اکنون» ایراد کرد.
مرگ پاز در سال ۱۹۹۸ بر اثر بیماری سرطان درگذشت.
#هذیانم را دنبال میکنم ، اتاقها ، خیابانها
کورمالکورمال بهدرونِ راهروهای زمان میروم
از پلّهها بالا میروم و پایین میآیم
بیآنکه تکان بخورم، با دست دیوارها را میجویم
به نقطهی آغاز بازمیگردم
چهرهی تو را میجویم
به میانِ کوچههای هستیام میروم
در زیرِ آفتابی بیزمان
و در کنار من
تو چون درختی راه میروی
تو چون رودی راه میروی
تو چون سنبلهی گندم در دستهای من رشد میکنی
تو چون سنجابی در دستهای من میلرزی
تو چون هزاران پرنده میپری
خندهی تو بر من میپاشد
سرِ تو چون ستارهی کوچکیست در دستهای من
آنگاه که تو لبخندزنان نارنج میخوری
جهان دوباره سبز میشود
جهان دگرگون میشود
#اکتاویو_پاز
#ﺩﻭﺳﺖ_ﺩﺍﺷﺘﻦ
ﺁﻓﺮﯾﺪﻥ ﭘﯿﮑﺮﯼ ﺍﺯ ﺭﻭﺣﯽ ،
ﺁﻓﺮﯾﺪﻥ ﺭﻭﺣﯽ ﺍﺯ ﭘﯿﮑﺮﯼ ،
ﺁﻓﺮﯾﺪﻥ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺣﻀﻮﺭﯼﺳﺖ .
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ
ﮔﺸﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ ،
ﮔﺬﺭﮔﺎﻫﯽ ؛
ﮐﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ دیگر سوی ﺯﻣﺎﻥ ﻣﯽﺑﺮﺩ.
ﻟﺤﻈﻪ
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺮﮒ
ﺍﺑﺪﯾﺖ ﻧﺎﭘﺎﯾﺪﺍﺭ ﻣﺎﺳﺖ.
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ
ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ
ﺁﯾﻨﻪﺍﯼ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﯾﻨﻪﻫﺎﺳﺖ
ﺑﺖ ﭘﺮﺳﺘﯽﺳﺖ
ﺁﻓﺮﯾﺪﮔﺎﺭ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺍﺯ ﺁﻓﺮﯾﺪه
ﻭ ﺍﺑﺪﯼ ﻧﺎﻣﯿﺪﻥ
ﻫﺮ ﺁﻥﭼﻪ ﺩﻧﯿﻮﯼ ﺍﺳﺖ .
#اکتاویو_پاز
زن در تصويرى كه جامعه مذكر بر او تحميل كـرده محبوس است. بنابـراين اگر به سراغ انتخاب آزاد برود مانند اين است كه حصار زندان را شكسته است.
عاشقان مى گويند "عشق او را آدمى ديگـر كرده است " و حق با آن هاست. عشق زن را به كلى دگرگون مى كند. اگر جرئت كند عشق بـورزد، اگـر جرئت كند خـودش باشد، بايد تصويرى را كه دنيا او را در آن محبوس كرده، نابـود كند.
#اوكتاويو_پاز
با رنجِ بسیار،
با یک بندِ انگشت پیشرفت در سال،
در دلِ صخره، نقبی میزنم
هزاران هزار سال
دندانهایم را فرسودهام
و ناخنهایم را شکستهام
تا به سوی دیگر برسم ،
به نور، به هوای آزاد و آزادی.
و اکنون که دستهایم خونریز است
و دندانهایم در لثههایم میلرزند،
در گودالی، چاکچاک از تشنگی و غبار،
از کار دست میکشم و در کار خویش مینگرم:
من نیمهی دوم زندگیام را
در شکستن سنگها،
نفوذ در دیوارها،
فروشکستن درها ،
و کنار زدن موانعی گذراندهام
که در نیمهی اول زندگی
به دست خود
میان خویشتن و نور نهادهام.
#اکتاویو_پاز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#معرفی_هنرمند
#ادبیات_شاعر
#اکتاویو_پاز
#مکزیک
اُکتاویو پاز لوزانو (به انگلیسی: Octavio Paz Lozano) (۳۱ مارس ۱۹۱۴–۱۹ آوریل ۱۹۹۸) شاعر، نویسنده، دیپلمات و منتقد مکزیکی بود.
اکتاویو پاز در سال ۱۹۱۴ در مکزیکوسیتی چشم به جهان گشود. در هفده سالگی به نویسندگی و شاعری پرداخت. پدرش وکیل بود و پدر بزرگش، داستاننویسی سرشناس. این هر دو در رشد و پرورش ذوق و استعداد پاز، تأثیر به سزایی داشت. در حقیقت پاز در جوانی ارزشهای اجتماعی را از پدر و ادبیات را از پدر بزرگ خود آموخت و سرانجام شاعری را به جای وکالت برگزید. پاز در سال ۱۹۳۷ به والنسیا در اسپانیا (سفر کرد تا در دومین کنگره جهانی نویسندگان ضد فاشیست شرکت کند در آنجا با لوییس سرنودا و تریستان تزار آشنا شد. در سال ۱۹۴۳ با استفاده از کمک هزینه تحصیلی بنیاد گوگنهایم به آمریکا رفت. در آنجا با شعر نوپردازان انگلو - آمریکایی آشنا شد. هم در این کشور بود که مطالعه دامنهدار و عمیق خود را دربارهٔ هویت مکزیک آغاز کرد که حاصل آن کتابی شد به نام هزار توی تنهایی. در سال ۱۹۶۲ پاز به سمت سفیر مکزیک در هند گماشته شد و به آنجا رفت. در آنجا با «ماری خوسه ترامینی» آشنایی به هم زد و با او ازدواج کرد. خود گفتهاست این مهمترین رویداد زندگیام پس از تولد بودهاست. تأثیر تمدن هند را میتوان در کتابهای متعددی که طی مدت اقامت خود در آنجا نوشته است، بهویژه در کتاب «پرتوی از هند»، به خوبی مشاهده کرد.
در سال ۱۹۶۸ پاز در اعتراض به سرکوبی خونین تظاهرات آرام دانشجویان در مکزیک قبل از شروع بازیهای المپیک، از مقام خود کنارهگیری کرد و از آن پس تا واپسین سالهای زندگی خود، سردبیری و نشر چند مجله معتبر ویژه هنر و سیاست را عهدهدار شد.
جوایز ادبی و نوبل
در سال ۱۹۸۰ دانشگاه هاروارد به او دکترای افتخاری اهدا کرد و در سال ۱۹۸۱ مهمترین جایزه ادبی اسپانیا یعنی جایزه سروانتس نصیب او شد.
سرانجام در سال ۱۹۹۰ آکادمی ادبیات سوئد جایزه نوبل ادبیات را به اکتاویو پاز شاعر سرشناس مکزیکی به پاس نیم قرن تلاش در زمینه شعر و ادبیات مکزیک اهدا کرد. او در آنجا سخنرانی مهمی دربارهٔ «در جستجوی اکنون» ایراد کرد.
مرگ پاز در سال ۱۹۹۸ بر اثر بیماری سرطان درگذشت.
#هذیانم را دنبال میکنم ، اتاقها ، خیابانها
کورمالکورمال بهدرونِ راهروهای زمان میروم
از پلّهها بالا میروم و پایین میآیم
بیآنکه تکان بخورم، با دست دیوارها را میجویم
به نقطهی آغاز بازمیگردم
چهرهی تو را میجویم
به میانِ کوچههای هستیام میروم
در زیرِ آفتابی بیزمان
و در کنار من
تو چون درختی راه میروی
تو چون رودی راه میروی
تو چون سنبلهی گندم در دستهای من رشد میکنی
تو چون سنجابی در دستهای من میلرزی
تو چون هزاران پرنده میپری
خندهی تو بر من میپاشد
سرِ تو چون ستارهی کوچکیست در دستهای من
آنگاه که تو لبخندزنان نارنج میخوری
جهان دوباره سبز میشود
جهان دگرگون میشود
#اکتاویو_پاز
#ﺩﻭﺳﺖ_ﺩﺍﺷﺘﻦ
ﺁﻓﺮﯾﺪﻥ ﭘﯿﮑﺮﯼ ﺍﺯ ﺭﻭﺣﯽ ،
ﺁﻓﺮﯾﺪﻥ ﺭﻭﺣﯽ ﺍﺯ ﭘﯿﮑﺮﯼ ،
ﺁﻓﺮﯾﺪﻥ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺣﻀﻮﺭﯼﺳﺖ .
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ
ﮔﺸﻮﺩﻥ ﺩﺭ ﻣﻤﻨﻮﻉ ﺍﺳﺖ ،
ﮔﺬﺭﮔﺎﻫﯽ ؛
ﮐﻪ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ دیگر سوی ﺯﻣﺎﻥ ﻣﯽﺑﺮﺩ.
ﻟﺤﻈﻪ
ﺩﺭ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﻣﺮﮒ
ﺍﺑﺪﯾﺖ ﻧﺎﭘﺎﯾﺪﺍﺭ ﻣﺎﺳﺖ.
ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ
ﮔﻢ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﻮﺩ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺳﺖ
ﺁﯾﻨﻪﺍﯼ ﺑﻮﺩﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﺁﯾﻨﻪﻫﺎﺳﺖ
ﺑﺖ ﭘﺮﺳﺘﯽﺳﺖ
ﺁﻓﺮﯾﺪﮔﺎﺭ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺍﺯ ﺁﻓﺮﯾﺪه
ﻭ ﺍﺑﺪﯼ ﻧﺎﻣﯿﺪﻥ
ﻫﺮ ﺁﻥﭼﻪ ﺩﻧﯿﻮﯼ ﺍﺳﺖ .
#اکتاویو_پاز
زن در تصويرى كه جامعه مذكر بر او تحميل كـرده محبوس است. بنابـراين اگر به سراغ انتخاب آزاد برود مانند اين است كه حصار زندان را شكسته است.
عاشقان مى گويند "عشق او را آدمى ديگـر كرده است " و حق با آن هاست. عشق زن را به كلى دگرگون مى كند. اگر جرئت كند عشق بـورزد، اگـر جرئت كند خـودش باشد، بايد تصويرى را كه دنيا او را در آن محبوس كرده، نابـود كند.
#اوكتاويو_پاز
با رنجِ بسیار،
با یک بندِ انگشت پیشرفت در سال،
در دلِ صخره، نقبی میزنم
هزاران هزار سال
دندانهایم را فرسودهام
و ناخنهایم را شکستهام
تا به سوی دیگر برسم ،
به نور، به هوای آزاد و آزادی.
و اکنون که دستهایم خونریز است
و دندانهایم در لثههایم میلرزند،
در گودالی، چاکچاک از تشنگی و غبار،
از کار دست میکشم و در کار خویش مینگرم:
من نیمهی دوم زندگیام را
در شکستن سنگها،
نفوذ در دیوارها،
فروشکستن درها ،
و کنار زدن موانعی گذراندهام
که در نیمهی اول زندگی
به دست خود
میان خویشتن و نور نهادهام.
#اکتاویو_پاز
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity