Ağladıkça (As you cry)
Ahmet Kaya
🔴#هنگامه ی_گریستن
ترانه :#احمد_کایا
در کوهستانها هستم
با انبوهه ای درد
بر مرزها
غروبی است مدام
بی نصیب مانده ایم
از زمستان
یا از باران و عشق....؟
_ما با اشکهایمان
کوهستانها را سبز خواهیم کرد
و شبانگاهان را فتح
و آن روز فراخواهد رسید...._
**
بر سرنوشتم رنگی از تباهی
در برابرم انبوهه ای جنگ و ستیز
بی نصیب مانده ایم از بهار
از دوست داشتن...
_ما با اشکهایمان
کویر را سبز خواهیم کرد
و خورشید را فتح
و آن روز فرا خواهد رسید..
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
ترانه :#احمد_کایا
در کوهستانها هستم
با انبوهه ای درد
بر مرزها
غروبی است مدام
بی نصیب مانده ایم
از زمستان
یا از باران و عشق....؟
_ما با اشکهایمان
کوهستانها را سبز خواهیم کرد
و شبانگاهان را فتح
و آن روز فراخواهد رسید...._
**
بر سرنوشتم رنگی از تباهی
در برابرم انبوهه ای جنگ و ستیز
بی نصیب مانده ایم از بهار
از دوست داشتن...
_ما با اشکهایمان
کویر را سبز خواهیم کرد
و خورشید را فتح
و آن روز فرا خواهد رسید..
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴 #معرفی_کتاب
#هنگامه ی خشم و جنون
#تاریه_وسوس
ترجمه #قاسم_صنعوی
داستان جذاب هنگامه ی خشم و جنون، كتابی پر از از اميد در وراي شرايط غم بار و دردناك، در سال 1940 انتشار يافت و با وجود گذشت بيش از نيم قرن، هنوز هم از حدت و تأثير حيرت آوری برخوردار است. اين رمان «سمبوليك» و استعماری، كه به گفته ای منبع الهام مستقيم آن جنگ است، ماجرايی ساده دارد: آندره اس وست، بيمار روانی كه آرزومند رستن از بند گذشته است و به دنبال آرامش می گردد، به جزيره كوچك و سرسبز و آرامی قدم ميگذارد و در عالم بی خبري دختری را به قتل می رساند. ساكنان جزيره كه دستخوش خشم شده اند، قاتل را به چنگ می آورند و در هيجان همگانی كه عقل را منسوخ می كند، او را از پای در می آورند. پس از ارتكاب اين عمل، روشن بينی و عقل سليم باز می گرد و... مسلم است كه اين موضوعی سمبوليك است و براي اين كتاب تعبيرهای متعدد می توان يافت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴 #معرفی_کتاب
#هنگامه ی خشم و جنون
#تاریه_وسوس
ترجمه #قاسم_صنعوی
داستان جذاب هنگامه ی خشم و جنون، كتابی پر از از اميد در وراي شرايط غم بار و دردناك، در سال 1940 انتشار يافت و با وجود گذشت بيش از نيم قرن، هنوز هم از حدت و تأثير حيرت آوری برخوردار است. اين رمان «سمبوليك» و استعماری، كه به گفته ای منبع الهام مستقيم آن جنگ است، ماجرايی ساده دارد: آندره اس وست، بيمار روانی كه آرزومند رستن از بند گذشته است و به دنبال آرامش می گردد، به جزيره كوچك و سرسبز و آرامی قدم ميگذارد و در عالم بی خبري دختری را به قتل می رساند. ساكنان جزيره كه دستخوش خشم شده اند، قاتل را به چنگ می آورند و در هيجان همگانی كه عقل را منسوخ می كند، او را از پای در می آورند. پس از ارتكاب اين عمل، روشن بينی و عقل سليم باز می گرد و... مسلم است كه اين موضوعی سمبوليك است و براي اين كتاب تعبيرهای متعدد می توان يافت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳۱ خرداد زادرور #هنگامه_اخوان
( زاده ۳۱ خرداد ۱۳۳۴ فومن ) خواننده موسیقی سنتی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
۳۱ خرداد زادرور #هنگامه_اخوان
( زاده ۳۱ خرداد ۱۳۳۴ فومن ) خواننده موسیقی سنتی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳۱ خرداد زادرور #هنگامه_اخوان
( زاده ۳۱ خرداد ۱۳۳۴ فومن ) خواننده موسیقی سنتی
هنگامه اخوان کوچکترین فرزند خانواده است. پدر، مادر و برادر او نیز صدای گرم و زیبایی دارند اما در میان این افراد تنها او به آواز روی آورد و به عنوان یک هنرمند رسمی به جامعه معرفی شد. هنگامه، آواز را از ۱۰ سالگی با آموختن آواز دشتی نزد پدرش آغاز کرد. اولین بار پدر با او در مورد قمرالملوک وزیری صحبت کرد، وی شخصیت قمر را نه به عنوان یک خواننده بلکه به عنوان انسانی خیر و نیکوکار میستود. هنگامه اخوان پس از اتمام تحصیلات ابتدایی برای دیدن خواهرش به تهران رفت. در هنگام اقامت در تهران خواهر و برادرش او را تشویق به ماندن در تهران و تکمیل تحصیلات موسیقی کردند. وی در آزمون رادیو برای خوانندگی شرکت کرد. در کاستی که از صـدای خود ضبط و ارائه کرده بود یکی از آثار علی تجویدی و تعدادی از ملودیهایی که پدرش به او آموخته بود اجرا شده بود. هیئت داوران پنج نفر بود: علی تجویدی، مرتضی حنانه، حبیباله بدیعی، جواد معروفی و حسینعلی ملاح که همه از موسیقیدانان مطرح زمان بودند. سه نفر از داوران او را پذیرفته ولی دو نفر از او خواستند در آزمون دیگری شرکت کند. در آزمون دوم هنگامـه اخوان به دلیل ندانستن ردیف پذیرفته نشد. او در کلاسهای ردیف رادیو ثبت نام کرد و پس از تکمیل آموختههای خود در آزمون پذیرفته شد. با تشویق تجویدی، هنگامه نزد ادیب خوانساری از استادان مکتب آوازی اصفهان رفت و به آموختن ردیف و تکنیکهای آوازی پرداخت. ابراهیم سرخوش (نوازندهٔ مشهور تار) اغلب کلاس را به منظور کمک و همنوازی با هنرآموزان همراهی میکرد. هنگامه به مدت سه سال نزد استاد خوانساری آموزش دید و از او دستخط گرفت. از سال ۱۳۵۴ خواندن در رادیو را با بازخـوانی آثار قمرالملوک وزیری آغاز کرد. همچنین با گروههای عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان، شـیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی و… به عنوان خواننده همکاری داشت. وی کنسرتهای زیادی در ایران و اروپا برگزار کردهاست. او در سال ۱۳۶۳ از سوی آرشیو صدا و سیما دعوت به همکاری شد و هماکنون در وزارت ارشاد به عنوان کارشناس موسیقی مشغول به کار است و به تدریس آواز نیز میپردازد.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳۱ خرداد زادرور #هنگامه_اخوان
( زاده ۳۱ خرداد ۱۳۳۴ فومن ) خواننده موسیقی سنتی
هنگامه اخوان کوچکترین فرزند خانواده است. پدر، مادر و برادر او نیز صدای گرم و زیبایی دارند اما در میان این افراد تنها او به آواز روی آورد و به عنوان یک هنرمند رسمی به جامعه معرفی شد. هنگامه، آواز را از ۱۰ سالگی با آموختن آواز دشتی نزد پدرش آغاز کرد. اولین بار پدر با او در مورد قمرالملوک وزیری صحبت کرد، وی شخصیت قمر را نه به عنوان یک خواننده بلکه به عنوان انسانی خیر و نیکوکار میستود. هنگامه اخوان پس از اتمام تحصیلات ابتدایی برای دیدن خواهرش به تهران رفت. در هنگام اقامت در تهران خواهر و برادرش او را تشویق به ماندن در تهران و تکمیل تحصیلات موسیقی کردند. وی در آزمون رادیو برای خوانندگی شرکت کرد. در کاستی که از صـدای خود ضبط و ارائه کرده بود یکی از آثار علی تجویدی و تعدادی از ملودیهایی که پدرش به او آموخته بود اجرا شده بود. هیئت داوران پنج نفر بود: علی تجویدی، مرتضی حنانه، حبیباله بدیعی، جواد معروفی و حسینعلی ملاح که همه از موسیقیدانان مطرح زمان بودند. سه نفر از داوران او را پذیرفته ولی دو نفر از او خواستند در آزمون دیگری شرکت کند. در آزمون دوم هنگامـه اخوان به دلیل ندانستن ردیف پذیرفته نشد. او در کلاسهای ردیف رادیو ثبت نام کرد و پس از تکمیل آموختههای خود در آزمون پذیرفته شد. با تشویق تجویدی، هنگامه نزد ادیب خوانساری از استادان مکتب آوازی اصفهان رفت و به آموختن ردیف و تکنیکهای آوازی پرداخت. ابراهیم سرخوش (نوازندهٔ مشهور تار) اغلب کلاس را به منظور کمک و همنوازی با هنرآموزان همراهی میکرد. هنگامه به مدت سه سال نزد استاد خوانساری آموزش دید و از او دستخط گرفت. از سال ۱۳۵۴ خواندن در رادیو را با بازخـوانی آثار قمرالملوک وزیری آغاز کرد. همچنین با گروههای عارف به سرپرستی پرویز مشکاتیان، شـیدا به سرپرستی محمدرضا لطفی و… به عنوان خواننده همکاری داشت. وی کنسرتهای زیادی در ایران و اروپا برگزار کردهاست. او در سال ۱۳۶۳ از سوی آرشیو صدا و سیما دعوت به همکاری شد و هماکنون در وزارت ارشاد به عنوان کارشناس موسیقی مشغول به کار است و به تدریس آواز نیز میپردازد.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#تارا_تیبا
تارا تیبا، خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی، زاده ۱۳۶۳ در تهران، ایران است. او که در ایران در رشتهٔ معماری تحصیل کردهاست، در سال ۲۰۱۲ به استرالیا مهاجرت کرد. او ابتدا در گروه درآمد عضو بود ولی پس از آن گروه شخصی خود به نام تارا تیبا را ایجاد کرد.
همایون خرم که استاد موسیقی مادر و خواهر وی بودهاست، او را به #هنگامه_اخوان برای یادگیری موسیقی سنتی و آوازخوانی معرفی میکند. او ۷ سال در کنار هنگامه اخوان به یادگیری ردیف آوازی دستگاهی مشغول بود.
اولین آلبوم خود را با کمک هوشیار خیام در سال ۱۳۸۹ اجرا کرد. اما به دلیل قوانین ایران که اجازهٔ تکخوانی به زنان نمیدهند، اجازهٔ انتشار به این آلبوم داده نشد.
او که میخواست به کار خود در زمینهٔ موسیقی ادامه دهد در سال ۲۰۱۲ ایران را به مقصد استرالیا ترک کرد. در استرالیا او روی آلبوم رؤیای ایرانی کار میکند که قرار بوده تا آخر سال ۲۰۱۳ وارد بازار شود. معروفترین ترانهٔ او اما ترانهٔ پاییز است که بر اساس آهنگی فرانسوی به نام برگهای پاییزی ساخته شدهاست.
او برای آلبوم «امید» نامزد دریافت جایزه موسیقی «آریا» جایزه بهترین آلبوم سال استرالیا در بخش «موسیقی ملل» شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
📚🤔
🔴#موسیقی_ایرانی
#تارا_تیبا
تارا تیبا، خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی، زاده ۱۳۶۳ در تهران، ایران است. او که در ایران در رشتهٔ معماری تحصیل کردهاست، در سال ۲۰۱۲ به استرالیا مهاجرت کرد. او ابتدا در گروه درآمد عضو بود ولی پس از آن گروه شخصی خود به نام تارا تیبا را ایجاد کرد.
همایون خرم که استاد موسیقی مادر و خواهر وی بودهاست، او را به #هنگامه_اخوان برای یادگیری موسیقی سنتی و آوازخوانی معرفی میکند. او ۷ سال در کنار هنگامه اخوان به یادگیری ردیف آوازی دستگاهی مشغول بود.
اولین آلبوم خود را با کمک هوشیار خیام در سال ۱۳۸۹ اجرا کرد. اما به دلیل قوانین ایران که اجازهٔ تکخوانی به زنان نمیدهند، اجازهٔ انتشار به این آلبوم داده نشد.
او که میخواست به کار خود در زمینهٔ موسیقی ادامه دهد در سال ۲۰۱۲ ایران را به مقصد استرالیا ترک کرد. در استرالیا او روی آلبوم رؤیای ایرانی کار میکند که قرار بوده تا آخر سال ۲۰۱۳ وارد بازار شود. معروفترین ترانهٔ او اما ترانهٔ پاییز است که بر اساس آهنگی فرانسوی به نام برگهای پاییزی ساخته شدهاست.
او برای آلبوم «امید» نامزد دریافت جایزه موسیقی «آریا» جایزه بهترین آلبوم سال استرالیا در بخش «موسیقی ملل» شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#عکاسی
#داستان_یک_عکس
#ژاندارک_خیابان_مشتاق
#عکاس_هنگامه_گلستان
این نوشته درباره یک عکس سیاه و سفید است و زنی که باشکوه و رازآلود، شبیه اسطورهای بیزمان ومکان، پس از سی و چند سال، از نو در قاب چند عکس سیاه و سفید پیدا شد
چند هفته پیش، میان عکسهای سیاه و سفید در یک نمایشگاه عکس در لندن؛ نمایشگاه عکسی به نام شاهد1979دو عکس مشابهِ هم در مجموعه این عکسها توجه بسیاری را به خود جلب کرد هر دو عکس یک موقعیت را در دو لحظه پشت سر هم قاب بستهاند . در هر دو قاب یک روحانیست و زنی موقربا. پالتویی به حالت شنل در یک تظاهرات. حالت ایستادن این دو در عکس و نسبت به هم، موقعیتهای مختلف تفسیربرداری ایجاد کرده است . تظاهراتی که در عکس نقش بسته، مربوط به اعتراضات زنان ایران علیه اجباری شدن و قانونی شدن حجاب اسلامی است. زنانی که در این دو عکس در پسزمینه ایستادهاند، همانها هستند که در تظاهراتِ علیه قانونی شدن حجاب آخرین فریادها را کشیدند و میان نوسان امید و نامیدی، آخرین تلاشها را نقش زدند. میان این همه زن اما، یک زن در متن هر دو عکس میدرخشد. شجاعتش و نحوه مقتدرانه ایستادنش،یک سوال را به ذهن متبادر میکند: این زن که بود؟ از کجا آمد و به کجا رفت؟
در اسفند ماه 1357 ، با شنیده شدن زمزمههای حجاب، جمعیت زنان معترض به اجباری شدن حجاب، دراعتراضی چند روزه به خیابانها آمدند تا علیه تحمیل پوشش و همچنین آزار و اذیت زنان بی حجاب درخیابان، علیه تهاجم با پونز و قیچی و تحقیر اعتراض کنند . در ۸ مارس 1357 ، #روز_جهانی_زنان، یکی از روزهای اوج تظاهرات، جمعیت زنان مخالف اجباری شدن حجاب به دعوت جمعیت زنان مبارز، در دانشگاه تهران گرد آمدند، علیه اجباری شدن حجاب اسلامی شعار دادند و با پای برهنه به سمت رادیو و تلویزیون به راه افتادند. پیش از آن، آیتالله خمینی از خطرمعصیت در وزارتخانهها و حضور زنان لخت در آنها گفته بود و اعلام کرده بود زنانی که میخواهند و حمله » یا_روسری ، #یا_توسری # « کار کنند باید حجاب داشته باشند و حجاب باید شرعی باشد. شعاربه زنان بیحجاب در خیابانها اوج گرفته بود و ستون خوانندگان روزنامه ها پر از اعتراض زنان مورد تعرض قرارگرفته ای بود که حمله کنندگان عناصر ضد انقلاب را مینامیدند؛ کسانی که به خاطر بی اعتبار کردن انقلاب دست به چنین رفتارهایی میزدند و از دولت میخواستند جلویشان بایستد
سه روز پس از تظاهرات 17 اسفند، آیتالله طالقانی در گفتگویی با روزنامه کیهان به اعتراض زنان در روز جهانی زنان واکنش نشان داد و اعلام کرد حجاب اجباری نیست اما زنها یک روسری روی سرشان بیندازند هم چیزی نمیشود آیتالله خمینی هم پس از آن اعلام کرد نظر آیتالله طالقانی درباره حجاب صحیح است به فاصله چند روز بعد اما، دوباره روند به نفع اجباری شدن حجاب اسلامی پیش رفت و صادق قطبزاده در یک سخنرانی در باب حمایت از حجاب، تیر آخر را شلیک کرد از امروزمفاهیم جمهوری اسلامی را روشن میکنیم آن روز 25 اسفند 1357 بود
چه بسا عکسها در همان هفدهم اسفندماه گرفته شده باشد . «: #هنگامه_گلستان ، عکاس مجموعه میگویدعکسها را در روزی میانه اسفندماه تهران انداخته و روحانی جوان هم کسیست که از سوی دفتر آیتالله طالقانی برای آرام کردن زنها فرستاده شده است. شاید روحانی جوان آمده بوده تا حرف آن روزهای طالقانی را تکرار کند اجباری حتی برای زنهای مسلمان هم نیست. چه اجباری؟ حضرت آیت الله خمینی نصیحتی کردند، مانند پدری که به فرزندش نصیحت میکند، راهنماییاش میکند که شما اینجور باشید، به این سبک باشید .
آن زن که بود؟ هنگامه گلستان میگوید او یکی از بازیگران سرالا خانه قمر خانم بوده است و نامش را به خاطر ندارد، همین . با تماشای تکه هایی از سرال خانه قمر خانم باکیفیت پایین روی یوتیوب کمکی نمیکند. تماس با کارگردان سرال ، محمدعلی کشاورز هم همینطور بهمن فرمان آرا که فیلم سینمایی خانه قمر خانم را در سال 1351به پرده سینما برده میگوید هیچ چیز از آن مجموعه و بازیگران آن به خاطر ندارد. در میان نامهای تیتراژ خانه قمر خانم نام #هادی_خرسندی به عنوان فیلم نامهنویس نوشته شده است. عکس را برای هادی خرسندی ایمیل میکنم و پای تلفن منتظر پاسخش میمانم فکر میکنم این شیده باشدآره، به احتمال زیاد شیده است. میتوانی با مهری رحمانی تماس بگیری، دخترخوانده شیده در آمریکا، او میتواند تایید کند مهری رحمانی، خود بازیگر نقش مهین در سرالی خانه قمرخانم است و بیش از سی و چندسال است که در آمریکا زندگی میکند. او را از طریق فیسبوک پیدا میکنم. منتظر میمانم تا عکس راروی صفحه لپتاپش باز کند. سکوت این شیده است
🌸🌿
🔴#عکاسی
#داستان_یک_عکس
#ژاندارک_خیابان_مشتاق
#عکاس_هنگامه_گلستان
این نوشته درباره یک عکس سیاه و سفید است و زنی که باشکوه و رازآلود، شبیه اسطورهای بیزمان ومکان، پس از سی و چند سال، از نو در قاب چند عکس سیاه و سفید پیدا شد
چند هفته پیش، میان عکسهای سیاه و سفید در یک نمایشگاه عکس در لندن؛ نمایشگاه عکسی به نام شاهد1979دو عکس مشابهِ هم در مجموعه این عکسها توجه بسیاری را به خود جلب کرد هر دو عکس یک موقعیت را در دو لحظه پشت سر هم قاب بستهاند . در هر دو قاب یک روحانیست و زنی موقربا. پالتویی به حالت شنل در یک تظاهرات. حالت ایستادن این دو در عکس و نسبت به هم، موقعیتهای مختلف تفسیربرداری ایجاد کرده است . تظاهراتی که در عکس نقش بسته، مربوط به اعتراضات زنان ایران علیه اجباری شدن و قانونی شدن حجاب اسلامی است. زنانی که در این دو عکس در پسزمینه ایستادهاند، همانها هستند که در تظاهراتِ علیه قانونی شدن حجاب آخرین فریادها را کشیدند و میان نوسان امید و نامیدی، آخرین تلاشها را نقش زدند. میان این همه زن اما، یک زن در متن هر دو عکس میدرخشد. شجاعتش و نحوه مقتدرانه ایستادنش،یک سوال را به ذهن متبادر میکند: این زن که بود؟ از کجا آمد و به کجا رفت؟
در اسفند ماه 1357 ، با شنیده شدن زمزمههای حجاب، جمعیت زنان معترض به اجباری شدن حجاب، دراعتراضی چند روزه به خیابانها آمدند تا علیه تحمیل پوشش و همچنین آزار و اذیت زنان بی حجاب درخیابان، علیه تهاجم با پونز و قیچی و تحقیر اعتراض کنند . در ۸ مارس 1357 ، #روز_جهانی_زنان، یکی از روزهای اوج تظاهرات، جمعیت زنان مخالف اجباری شدن حجاب به دعوت جمعیت زنان مبارز، در دانشگاه تهران گرد آمدند، علیه اجباری شدن حجاب اسلامی شعار دادند و با پای برهنه به سمت رادیو و تلویزیون به راه افتادند. پیش از آن، آیتالله خمینی از خطرمعصیت در وزارتخانهها و حضور زنان لخت در آنها گفته بود و اعلام کرده بود زنانی که میخواهند و حمله » یا_روسری ، #یا_توسری # « کار کنند باید حجاب داشته باشند و حجاب باید شرعی باشد. شعاربه زنان بیحجاب در خیابانها اوج گرفته بود و ستون خوانندگان روزنامه ها پر از اعتراض زنان مورد تعرض قرارگرفته ای بود که حمله کنندگان عناصر ضد انقلاب را مینامیدند؛ کسانی که به خاطر بی اعتبار کردن انقلاب دست به چنین رفتارهایی میزدند و از دولت میخواستند جلویشان بایستد
سه روز پس از تظاهرات 17 اسفند، آیتالله طالقانی در گفتگویی با روزنامه کیهان به اعتراض زنان در روز جهانی زنان واکنش نشان داد و اعلام کرد حجاب اجباری نیست اما زنها یک روسری روی سرشان بیندازند هم چیزی نمیشود آیتالله خمینی هم پس از آن اعلام کرد نظر آیتالله طالقانی درباره حجاب صحیح است به فاصله چند روز بعد اما، دوباره روند به نفع اجباری شدن حجاب اسلامی پیش رفت و صادق قطبزاده در یک سخنرانی در باب حمایت از حجاب، تیر آخر را شلیک کرد از امروزمفاهیم جمهوری اسلامی را روشن میکنیم آن روز 25 اسفند 1357 بود
چه بسا عکسها در همان هفدهم اسفندماه گرفته شده باشد . «: #هنگامه_گلستان ، عکاس مجموعه میگویدعکسها را در روزی میانه اسفندماه تهران انداخته و روحانی جوان هم کسیست که از سوی دفتر آیتالله طالقانی برای آرام کردن زنها فرستاده شده است. شاید روحانی جوان آمده بوده تا حرف آن روزهای طالقانی را تکرار کند اجباری حتی برای زنهای مسلمان هم نیست. چه اجباری؟ حضرت آیت الله خمینی نصیحتی کردند، مانند پدری که به فرزندش نصیحت میکند، راهنماییاش میکند که شما اینجور باشید، به این سبک باشید .
آن زن که بود؟ هنگامه گلستان میگوید او یکی از بازیگران سرالا خانه قمر خانم بوده است و نامش را به خاطر ندارد، همین . با تماشای تکه هایی از سرال خانه قمر خانم باکیفیت پایین روی یوتیوب کمکی نمیکند. تماس با کارگردان سرال ، محمدعلی کشاورز هم همینطور بهمن فرمان آرا که فیلم سینمایی خانه قمر خانم را در سال 1351به پرده سینما برده میگوید هیچ چیز از آن مجموعه و بازیگران آن به خاطر ندارد. در میان نامهای تیتراژ خانه قمر خانم نام #هادی_خرسندی به عنوان فیلم نامهنویس نوشته شده است. عکس را برای هادی خرسندی ایمیل میکنم و پای تلفن منتظر پاسخش میمانم فکر میکنم این شیده باشدآره، به احتمال زیاد شیده است. میتوانی با مهری رحمانی تماس بگیری، دخترخوانده شیده در آمریکا، او میتواند تایید کند مهری رحمانی، خود بازیگر نقش مهین در سرالی خانه قمرخانم است و بیش از سی و چندسال است که در آمریکا زندگی میکند. او را از طریق فیسبوک پیدا میکنم. منتظر میمانم تا عکس راروی صفحه لپتاپش باز کند. سکوت این شیده است