🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿
📚🤔
🔴# #آبانگان؛ #جشن_پاسداشت #آب

#هرودت نوشته است که #ایرانیان درهیچ رودی پیشاب(ادرار) نمی‌کنند، آب دهان نمی‌اندازند و دست‌هایشان را در آن نمی‌شویند. آن‌ها دست شستن دیگران را هم در آب روان نمی‌پذیرند و به رودخانه ارج می‌نهند. #استرابون نیز نوشته ایرانیان تن خود را در چارچوبی به نام آبزن می‌شویند تا آب بیهوده از دست نرود.

ایرانیان، هزاران سال پیش از این، ارزش آب را دریافته بودند و جشن‌هایی چون #آبانگان ، #خوردادگان ، #تیرگان ، #آبریزگان ، #آبسالان و... که دستکم بیش از ۱۰ جشن بود، به بهانه‌ی پاسداشت آب برگزار می‌شد. جشن آبان‌گان نیز جشن ارج نهادن و پاسداری از آب، #آناهیتا (ایزدبانوی آب) و آب‌های پاک زمین بود. واژه‌ی #آبان نماد آب‌های پاک و به چم آب‌های پاک و هنگام آب و باران است.

️ این ارزشمندی تا جایی بود که گفته می‌شود #تیرداد_اشکانی برای جنگ با #رومیان ، به‌جای راه آبی، راه دشوار زمینی را برگزید تا آب را نیالاید.

ایرانیان در جشن آبانگان برای نکوداشت آب، در کنار رودها و دریاها شادی، پایکوبی و نیایش می‌کردند. پس از پیدایش #کیش_زرتشتی ، خواندن #سروده‌ی #آبان‌_یشت یا #آب‌_زور برای ارج نهادن به آب به آیین‌های این جشن افزوده شد.

در باور #ایرانیان_باستان، آب #دومین_پیشکش_خداوند به زمین است و "آناهیتا" نگهبان آن. از این‌ رو آب و آناهیتا #نماد_های #پاکی_تن_و_روان بودند و جشن آبانگان، جشن بزرگداشت پالایش تن و روان از زشتی و پلشتی بود. برپایه‌ی #نوشته‌_های_نسک_پهلوی #بندهش ، #گل_نیلوفر_آبی یا #سوسن_خورآیی (شرقی) نشان ماه آبان و آناهیتا است.

یکی از پایه‌های پیدایش جشن آبانگان این است که در پی #جنگ‌_های_دراز #ایران و #توران، #افراسیاب_تورانی دستور داد تا #کاریز_ها و #نهر_های_ایران را ویران کنند. پس از پایان جنگ، #پسر #تهماسب که #زو نام داشت پیشنهاد کرد تا کاریزها و نهرهای ویران را #لایروبی کنند. پس از این کار، بار دیگر آب در نهرها روان شد و مردم بالندگی آب‌ها را جشن گرفتند.
همچنین گفته می‌شود پس از هشت سال #خشکسالی در ایران، در ماه آبان باران بارید و خرمی و سرسبزی بازآمد. بیماری و نداری مردم به پایان رسید و از آن زمان جشن آبانگان با شادی بیشتری برپا شد.

️ ایرانیان با ساختن #کاریز_ها ، #آب‌_انبار ، #پالایشگر آب #زیگورات_چغازنبیل و ده‌ها #آب‌_بند (سد)، کوشش خود را برای نگهداشت و بهره‌برداری بهینه از آب به کار بستند.

جشن آبان‌گان در روز آبان از ماه آبان برابر با چهارم آبان در #گاهشمار_(تقویم)_باستانی و دهم آبان در #گاهشمار_خیامی که امروز از آن بهره می‌بریم، برگزار می‌شد.

جشن ابان گان برشما مبارک
https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw


🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میرقصیدیم!
پیش ﺍﺯ #یورش_اعراب،
#ﺑﺎﺭﺍﻥ که ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺑﺎﺩ که ﻣﯿﻮﺯﯾﺪ،
ﺑﻪ ﺧﺮمنگاﻩ میرﯾﺨﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ،
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺯﻣﯿﻦ_ﻫﺎﯼ_ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ_ﺭﺍ_دﺭﻭ_ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ_و_میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ میکاﺷﺘﯿﻢ و
میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
میخواستیم #دفع_بلا کنیم،
#جشن_ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ...
#ﻣﺎﻩ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯿﺸﺪ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﻣﺎﻩ به ﭘﺎﯾﺎﻥ میرسید میرﻗﺼﯿﺪیم...
ﺧﻼﺻﻪ اینکه،
#ﺟﺸﻦ_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺭﻗﺺ_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺯﻧﺪﮔﯽ_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺧﻨﺪﻩ_ﺑﻮﺩ_و_ﺷﺎﺩﯼ...
#تیرگان_ﺑﻮﺩ_ﻭ_مهرگان_بود_ﻭ_آﺑﺎﻧﮕﺎﻥ
#آﺫﺭﮔﺎﻥ_ﻭ_بهمنگان_ﻭ_ﺍﺳﻔﻨﺪﮔﺎﻥ
#آﺫﺭﮔﺎﻥ_ﻭ_بهمنگان_ﻭ_ﺍﺳﻔﻨﺪﮔﺎﻥ_سده_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺳﻮﺭﯼ_ﻭ_ﺳﺮﻭﺵ...
ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﯾﮑﺒﺎﺭ #ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ
آنهم ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺮﮔﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﻭ سنگدﻟﯽ ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﻭ #ﺳﻮﮒ_ﺳﯿﺎﻭﺵ!...
#مردگانمان ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺎ #ﺳﻮﮔﻨﺎﻣﻪ_ﺳﯿﺎﻭﺵ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﺧﺎﮎ میسپرﺩﯾﻢ...
تا اینکه...
#شمشیر_وحشت_عرب_از_راه_رسید_شادی_رخت_بر_بست_و_ماتم_و_کینه_و_بغض_و_دروغ_آغاز_شد!!
آن شمشیررفت اما #ریشه این #شمشیر_ماندوهنوزباماست
وقتی به #دروغ_قسم_میخوری آن شمشیرباتوست
وقتی #پاکی دیگرتان راناپاک می پنداری آن شمشیربا توست
وقتی #ارآمش دیگران می ستانی آن شمشیرباتوست
وقتی #یارانت راشرمسارمیکنی آن شمشیر باتوست

#استاد_عبدالحسین_زرین_کوب

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میرقصیدیم!
پیش ﺍﺯ #یورش_اعراب،
#ﺑﺎﺭﺍﻥ که ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺑﺎﺩ که ﻣﯿﻮﺯﯾﺪ،
ﺑﻪ ﺧﺮمنگاﻩ میرﯾﺨﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ،
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺯﻣﯿﻦ_ﻫﺎﯼ_ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ_ﺭﺍ_دﺭﻭ_ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ_و_میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ میکاﺷﺘﯿﻢ و
میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
میخواستیم #دفع_بلا کنیم،
#جشن_ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ...
#ﻣﺎﻩ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯿﺸﺪ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﻣﺎﻩ به ﭘﺎﯾﺎﻥ میرسید میرﻗﺼﯿﺪیم...
ﺧﻼﺻﻪ اینکه،
#ﺟﺸﻦ_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺭﻗﺺ_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺯﻧﺪﮔﯽ_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺧﻨﺪﻩ_ﺑﻮﺩ_و_ﺷﺎﺩﯼ...
#تیرگان_ﺑﻮﺩ_ﻭ_مهرگان_بود_ﻭ_آﺑﺎﻧﮕﺎﻥ
#آﺫﺭﮔﺎﻥ_ﻭ_بهمنگان_ﻭ_ﺍﺳﻔﻨﺪﮔﺎﻥ
#آﺫﺭﮔﺎﻥ_ﻭ_بهمنگان_ﻭ_ﺍﺳﻔﻨﺪﮔﺎﻥ_سده_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺳﻮﺭﯼ_ﻭ_ﺳﺮﻭﺵ...
ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﯾﮑﺒﺎﺭ #ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ
آنهم ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺮﮔﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﻭ سنگدﻟﯽ ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﻭ #ﺳﻮﮒ_ﺳﯿﺎﻭﺵ!...
#مردگانمان ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺎ #ﺳﻮﮔﻨﺎﻣﻪ_ﺳﯿﺎﻭﺵ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﺧﺎﮎ میسپرﺩﯾﻢ...
تا اینکه...
#شمشیر_وحشت_عرب_از_راه_رسید_شادی_رخت_بر_بست_و_ماتم_و_کینه_و_بغض_و_دروغ_آغاز_شد!!
آن شمشیررفت اما #ریشه این #شمشیر_ماندوهنوزباماست
وقتی به #دروغ_قسم_میخوری آن شمشیرباتوست
وقتی #پاکی دیگرتان راناپاک می پنداری آن شمشیربا توست
وقتی #ارآمش دیگران می ستانی آن شمشیرباتوست
وقتی #یارانت راشرمسارمیکنی آن شمشیر باتوست

#استاد_عبدالحسین_زرین_کوب

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#میرقصیدیم!
پیش ﺍﺯ #یورش_اعراب،
#ﺑﺎﺭﺍﻥ که ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺑﺎﺩ که ﻣﯿﻮﺯﯾﺪ،
ﺑﻪ ﺧﺮمنگاﻩ میرﯾﺨﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ،
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺯﻣﯿﻦ_ﻫﺎﯼ_ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ_ﺭﺍ_دﺭﻭ_ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ_و_میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ میکاﺷﺘﯿﻢ و
میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
میخواستیم #دفع_بلا کنیم،
#جشن_ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ...
#ﻣﺎﻩ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯿﺸﺪ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﻣﺎﻩ به ﭘﺎﯾﺎﻥ میرسید میرﻗﺼﯿﺪیم...
ﺧﻼﺻﻪ اینکه،
#ﺟﺸﻦ_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺭﻗﺺ_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺯﻧﺪﮔﯽ_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺧﻨﺪﻩ_ﺑﻮﺩ_و_ﺷﺎﺩﯼ...
#تیرگان_ﺑﻮﺩ_ﻭ_مهرگان_بود_ﻭ_آﺑﺎﻧﮕﺎﻥ
#آﺫﺭﮔﺎﻥ_ﻭ_بهمنگان_ﻭ_ﺍﺳﻔﻨﺪﮔﺎﻥ
#آﺫﺭﮔﺎﻥ_ﻭ_بهمنگان_ﻭ_ﺍﺳﻔﻨﺪﮔﺎﻥ_سده_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺳﻮﺭﯼ_ﻭ_ﺳﺮﻭﺵ...
ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﯾﮑﺒﺎﺭ #ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ
آنهم ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺮﮔﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﻭ سنگدﻟﯽ ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﻭ #ﺳﻮﮒ_ﺳﯿﺎﻭﺵ!...
#مردگانمان ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺎ #ﺳﻮﮔﻨﺎﻣﻪ_ﺳﯿﺎﻭﺵ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﺧﺎﮎ میسپرﺩﯾﻢ...
تا اینکه...
#شمشیر_وحشت_عرب_از_راه_رسید_شادی_رخت_بر_بست_و_ماتم_و_کینه_و_بغض_و_دروغ_آغاز_شد!!
آن شمشیررفت اما #ریشه این #شمشیر_ماندوهنوزباماست
وقتی به #دروغ_قسم_میخوری آن شمشیرباتوست
وقتی #پاکی دیگرتان راناپاک می پنداری آن شمشیربا توست
وقتی #ارآمش دیگران می ستانی آن شمشیرباتوست
وقتی #یارانت راشرمسارمیکنی آن شمشیر باتوست

#استاد_عبدالحسین_زرین_کوب

https://t.me/joinchat/AAAAAE5DraCayIXjcpNvyw

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ

۲۷ اسفند زادروز #عبدالحسین_زرین_کوب

( زاده ۲۷ اسفند ۱۳۰۱ بروجرد -- درگذشته ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ تهران ) ادیب، تاریخنگار، نویسنده و مترجم.

زرین کوب تحصیلات ابتدایی و متوسطه را تا سال پنجم در زادگاهش انجام داد و برای کلاس ششم عازم تهران شد و رشتهٔ ادبی را برگزید و در سال ۱۳۱۹ تحصیلات دبیرستانی را به اتمام رسانید. سال بعد به بروجرد بازگشت و به تدریس در دبیرستانهای خرم‌آباد و بروجرد پرداخت. در همین دوره نخستین کتاب او به نام فلسفه، شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران در بروجرد منتشر شد.
در سال ۱۳۲۴ پس از آنکه در امتحان ورودیِ «دانشکدهٔ علوم معقول و منقول» و «دانشکدهٔ ادبیات» حائز رتبهٔ اول شده ‌بود، وارد رشتهٔ ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۲۷ دورهٔ لیسانس ادبیات فارسی را با رتبهٔ اول به پایان رساند و سال بعد وارد دورهٔ دکتری رشتهٔ ادبیات دانشگاه تهران شد. در سال ۱۳۳۴ از رسالهٔ دکتریِ خود با عنوان نقد شعر تاریخ و اصول آن که زیرنظر بدیع‌الزمان فروزانفر تألیف شده ‌بود با موفقیت دفاع کرد. دکتر زرین‌کوب در سال ۱۳۳۰ در کنار عده‌ای از فضلای عصر، همچون محمد معین، ناتل خانلری، غلامحسین صدیقی و عباس زریاب خویی برای مشارکت در طرح ترجمهٔ مقالات دائرةالمعارف اسلام (طبع هلند) دعوت شد.
از سال ۱۳۳۵ با رتبهٔ دانشیاری کار خود را در دانشگاه تهران آغاز کرد و عهده‌دار تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و تاریخ تصوف در دانشکده‌های ادبیات و الهیات شد. او چندی نیز در «دانشسرای عالی تهران» و «دانشکدهٔ هنرهای دراماتیک» تدریس کرد و از سال ۱۳۴۱ به بعد در فواصل تدریس در دانشگاه تهران، در دانشگاه‌های آکسفورد، سوربن، هند و پاکستان و در سالهای ۱۳۴۷ تا سال ۱۳۴۹ در آمریکا به‌عنوان استاد میهمان در دانشگاه‌های کالیفرنیا و پرینستون به تدریس پرداخت.
وی در سالهای ورودش به دانشکده با خانم قمر آریان آشنا شد. قمر آریان در گفت‌وگویی که در سال ۱۳۸۳ در روزنامهٔ جام جم چاپ شد ، تعریف کرد که آشنایی آنها در فضای دانشکده نزدیک به ۹ سال ادامه یافته‌ بود و سرانجام از آریان خواستگاری کرد. به گفتهٔ آریان، زمانی که ماجرا را با پدرش مطرح کرد، پدرش گفت که به‌ خوبی با زرین‌کوب آشناست و مقالاتی از او خوانده، اما گمان می‌کرده که نویسندهٔ آن مقالات باید مردی ۵۰ ساله باشد.
آریان و زرین‌کوب در سال ۱۳۳۲ با هم ازدواج کردند و تحصیلات خود را در مقطع دکتری نیز ادامه دادند (زرین‌کوب نفر اول و آریان نفر دوم در کنکور دکتری بود) و پس از فارغ‌التحصیلی، سالهای سفرشان آغاز شد. قمر آریان سالهای بسیاری را همراه با همسرش در هند و چندین کشور اروپایی و عربی و لبنان گذراند.
زرین‌کوب کتابی تحت عنوان دو قرن سکوت درمورد حوادث و اوضاع تاریخیِ ایران در دو قرن اول اسلام ( از حملهٔ عرب تا ظهور دولت طاهریان ) نگاشته و در سال ۱۳۳۶ در چاپ دوم کتاب به بسیاری از سؤالات مطرح‌شده توسط منتقدان و نیز شبهات وارده‌ بر مطالب چاپ اول کتاب پاسخ داده‌است.
دکتر عبدالحسین زرین کوب در ۷۷ سالگی درگذشت.

🔴#میرقصیدیم!
پیش ﺍﺯ #یورش_اعراب،
#ﺑﺎﺭﺍﻥ که ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺑﺎﺩ که ﻣﯿﻮﺯﯾﺪ،
ﺑﻪ ﺧﺮمنگاﻩ میرﯾﺨﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ،
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺯﻣﯿﻦ_ﻫﺎﯼ_ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ_ﺭﺍ_دﺭﻭ_ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ_و_میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ میکاﺷﺘﯿﻢ و
میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
میخواستیم #دفع_بلا کنیم،
#جشن_ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ...
#ﻣﺎﻩ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯿﺸﺪ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﻣﺎﻩ به ﭘﺎﯾﺎﻥ میرسید میرﻗﺼﯿﺪیم...
ﺧﻼﺻﻪ اینکه،
#ﺟﺸﻦ_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺭﻗﺺ_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺯﻧﺪﮔﯽ_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺧﻨﺪﻩ_ﺑﻮﺩ_و_ﺷﺎﺩﯼ...
#تیرگان_ﺑﻮﺩ_ﻭ_مهرگان_بود_ﻭ_آﺑﺎﻧﮕﺎﻥ
#آﺫﺭﮔﺎﻥ_ﻭ_بهمنگان_ﻭ_ﺍﺳﻔﻨﺪﮔﺎﻥ
#آﺫﺭﮔﺎﻥ_ﻭ_بهمنگان_ﻭ_ﺍﺳﻔﻨﺪﮔﺎﻥ_سده_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺳﻮﺭﯼ_ﻭ_ﺳﺮﻭﺵ...
ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﯾﮑﺒﺎﺭ #ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ
آنهم ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺮﮔﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﻭ سنگدﻟﯽ ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﻭ #ﺳﻮﮒ_ﺳﯿﺎﻭﺵ!...
#مردگانمان ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺎ #ﺳﻮﮔﻨﺎﻣﻪ_ﺳﯿﺎﻭﺵ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﺧﺎﮎ میسپرﺩﯾﻢ...
تا اینکه...
#شمشیر_وحشت_عرب_از_راه_رسید_شادی_رخت_بر_بست_و_ماتم_و_کینه_و_بغض_و_دروغ_آغاز_شد!!
آن شمشیررفت اما #ریشه این #شمشیر_ماندوهنوزباماست
وقتی به #دروغ_قسم_میخوری آن شمشیرباتوست
وقتی #پاکی دیگرتان راناپاک می پنداری آن شمشیربا توست
وقتی #ارآمش دیگران می ستانی آن شمشیرباتوست
وقتی #یارانت راشرمسارمیکنی آن شمشیر باتوست

#استاد_عبدالحسین_زرین_کوب

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

#ارتباط_با_ما

#گروه_شهر_کتاب

@Bookcitychat

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
آموزش‌های زرتشت از قرن هفدهم میلادی مورد توجه خاص و تفسیر مورخان، فلاسفه و جامعه‌شناسان بویژه اندیشمندان آلمانی بوده است که با افتخار از او یادکرده‌اند.
طبق آمارهای منتشره، توجه به آموزش‌های زرتشت از نیمه‌ی دوم قرن 20 در گوشه و کنار جهان رو به افزایش بوده است.
#مخالفت #زرتشت با مسئله #قربانی که رسم شایع قدیم بوده در شکل حقیقی اش جهت #اصلاح_اقتصادی و #احساس_رحم_و_شفقت انجام گرفت. برای مثال #گاو در #جامعه_کشاورزی اهمیت زیادی داشته و قربانی کردن آن به کشاورزی آسیب میرسانده. زرتشت و پیروان آن به شدت با مسئله قربانی و اعمال آن مخالف بودند و می گفتند که دشمنان جامعه کشاورزی و پیروان دروغ پرستی تنها آنهایی نیستند که با سلاح می جنگند . برای نمونه در #گات_ها #یسنا ۳۲ بند ۱۰ این گونه آمده است : ( به راستی آموزگار بد نگریستن به زمین و خورشید را با دو دیده از بدترین گناهان می انگارد ، نیک اندیشان را به سوی گم راهی می کشاند و و کشتزار ها را ویران میکند و رزم افزار< سلاح> به روی راستان < درست کارها> می کشد.) در #بهرام_یشت نیز اشاره با این نوع قرابانی ها و مراسم های زشت شده و آن را نکوهیده. علاوه بر هدف کشاورزی در مخالفت با قربانی حیوانات احساس رحم و شفقت نیز انگیزه انسانهایی مهربان می شده است تا با قربانی های رایج و خوفناک مبارزه کنند. در دین زرتشت برای احترام به حیوانات ۴ روز از ماه را گوشت نمی خورند که روزه گوشت نام دارد و روزهای ۲ و ۱۲ و ۱۴ و۲۱ است.
به راستی هیچ قومی از #اقوام_باستانی #خاور_زمین قدرت حفظ و صحت کیش خویش را مانند #زرتشتیان نداشته اند و این خود از تاثیر حقیقت این مذهب است که در عین حقیقت بدون نقصانی در اصول باقی مانده است . در همه تفتیشاتی که در طول زندگی کرده ام هیچ آیینی و قومی را مانند زرتشتیان در #یکتا_پرستی - #خدا_شناسی - #آزاد_منشی - #پاکی و #حقیقت ندیده ام . چه خوشبخت است قومی که این آیننشان است .

" #نيچه - فیلسوف آلمانی "

#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋

🔴#میرقصیدیم!

پیش ﺍﺯ #یورش_اعراب،
#ﺑﺎﺭﺍﻥ که ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺑﺎﺩ که ﻣﯿﻮﺯﯾﺪ،
ﺑﻪ ﺧﺮمنگاﻩ میرﯾﺨﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ،
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ که ﻣﯿﺸﺪ
ﺟﺸﻦ ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ ﻭ ﻣﯿﺮﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺯﻣﯿﻦ_ﻫﺎﯼ_ﮐﺸﺎﻭﺭﺯﯼ_ﺭﺍ_دﺭﻭ_ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ_و_میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﺯﻣﯿﻦ ﻫﺎ ﺭﺍ میکاﺷﺘﯿﻢ و
میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
میخواستیم #دفع_بلا کنیم،
#جشن_ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﯿﻢ...
#ﻣﺎﻩ ﺁﻏﺎﺯ ﻣﯿﺸﺪ میرﻗﺼﯿﺪﯾﻢ...
#ﻣﺎﻩ به ﭘﺎﯾﺎﻥ میرسید میرﻗﺼﯿﺪیم...
ﺧﻼﺻﻪ اینکه،
#ﺟﺸﻦ_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺭﻗﺺ_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺯﻧﺪﮔﯽ_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺧﻨﺪﻩ_ﺑﻮﺩ_و_ﺷﺎﺩﯼ...
#تیرگان_ﺑﻮﺩ_ﻭ_مهرگان_بود_ﻭ_آﺑﺎﻧﮕﺎﻥ
#آﺫﺭﮔﺎﻥ_ﻭ_بهمنگان_ﻭ_ﺍﺳﻔﻨﺪﮔﺎﻥ
#آﺫﺭﮔﺎﻥ_ﻭ_بهمنگان_ﻭ_ﺍﺳﻔﻨﺪﮔﺎﻥ_سده_ﺑﻮﺩ_ﻭ_ﺳﻮﺭﯼ_ﻭ_ﺳﺮﻭﺵ...
ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﯾﮑﺒﺎﺭ #ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ
آنهم ﺑﺮﺍﯼ ﭼﯿﺮﮔﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﻭ سنگدﻟﯽ ﺑﺮ ﭘﺎﮐﯽ ﻭ #ﺳﻮﮒ_ﺳﯿﺎﻭﺵ!...
#مردگانمان ﺭﺍ ﻫﻢ ﺑﺎ #ﺳﻮﮔﻨﺎﻣﻪ_ﺳﯿﺎﻭﺵ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﺩ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭﯼ ﺑﻮﺩ، ﺑﻪ ﺧﺎﮎ میسپرﺩﯾﻢ...
تا اینکه...
#شمشیر_وحشت_عرب_از_راه_رسید_شادی_رخت_بر_بست_و_ماتم_و_کینه_و_بغض_و_دروغ_آغاز_شد!!
آن شمشیررفت اما #ریشه این #شمشیر_ماندوهنوزباماست
وقتی به #دروغ_قسم_میخوری آن شمشیرباتوست
وقتی #پاکی دیگران راناپاک می پنداری آن شمشیربا توست
وقتی #ارآمش دیگران می ستانی آن شمشیرباتوست
وقتی #یارانت راشرمسارمیکنی آن شمشیر باتوست

#استاد_عبدالحسین_زرین_کوب

@Bookirancity

🦋
🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸🍃🦋🌸
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋