🔴#کتاب_صوتی

📚 #درنگ (جلد اول)
✍🏼 نویسنده : #سعدی_شیرازی
داستان‌های مجموعه نمایشی «درنگ» برگرفته از حکایت‌های ادبیات کهن فارسی نظیر « #جوامع‌_الحکایات » و « #گلستان_سعدی » است.
کتاب «جوامع الحکایات و لوامع الروایات» (به معنی گردآورده‌ای از داستان‌ها و درخشش‌هایی از بازگفته‌ها) اثر «محمد عوفی» مجموعه‌ای از داستان‌های تاریخی، اخلاقی و مذهبی است که گوشه‌ای از تاریخ تمدن و ادبیات جهان اسلام و ایران را در قرن هفتم هجری به تصویر می‌کشد. همچنین کتاب «گلستان» نوشته «سعدی شیرازی» نیز یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌های نثر مسجع(آهنگین) در ادبیات فارسی است که شامل مجموعه‌ای از حکایت‌های مستقل، اندرزنامه‌ها و جمله‌های قصار است. کتاب گلستان را می‌توان گزارش سعدی از اوضاع فرهنگیو اجتماعی جامعه زمان خود (قرن هفتم هجری) دانست. حال از شما دعوت می‌کنیم تا در این مجموعه سه جلدی، شنونده اقتباس نمایشی یکصد حکایت برگزیده از این دو کتاب باشید.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#کتاب_صوتی

📚 #درنگ (جلد دوم)

✍🏼 نویسنده: #سعدی_شیرازی #محمد_عوفی
داستان‌های مجموعه نمایشی «درنگ» برگرفته از حکایت‌های ادبیات کهن فارسی نظیر « #جوامع‌_الحکایات » و « #گلستان_سعدی » است.
کتاب «جوامع الحکایات و لوامع الروایات» (به معنی گردآورده‌ای از داستان‌ها و درخشش‌هایی از بازگفته‌ها) اثر «محمد عوفی» مجموعه‌ای از داستان‌های تاریخی، اخلاقی و مذهبی است که گوشه‌ای از تاریخ تمدن و ادبیات جهان اسلام و ایران را در قرن هفتم هجری به تصویر می‌کشد. همچنین کتاب «گلستان» نوشته «سعدی شیرازی» نیز یکی از تأثیرگذارترین کتاب‌های نثر مسجع(آهنگین) در ادبیات فارسی است که شامل مجموعه‌ای از حکایت‌های مستقل، اندرزنامه‌ها و جمله‌های قصار است. کتاب گلستان را می‌توان گزارش سعدی از اوضاع فرهنگیو اجتماعی جامعه زمان خود (قرن هفتم هجری) دانست. حال از شما دعوت می‌کنیم تا در این مجموعه سه جلدی، شنونده اقتباس نمایشی یکصد حکایت برگزیده از این دو کتاب باشید.
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

@Bookirancity
🔴#چکامه

آورده‌اند که انوشیروان عادل را در شکارگاهی صید کباب کردند و نمک نبود. غلامی به روستا رفت تا نمک آرَد. نوشیروان گفت نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد. گفتند از این قدر چه خلل آید؟ گفت بنیاد ظلم در جهان اوّل اندکی بوده است. هر که آمد بر او مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده

اگر ز باغ رعیت، مَلِک خورَد سیبی
بر آورند غلامان او درخت از بیخ

به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد
زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ

#گلستان_سعدی

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#حکایت

شاعرى نزد سردسته دزدها رفت و اشعاری در ستایش او سرود. او دستور داد تا لباس شاعر را از تنش بيرون آورند و او را برهنه از ده بيرون كنند. بيچاره در سرماى زمستان با بدن برهنه از ده در حال خارج شدن بود که در اين ميان سگهاى ده به دنبال او مى رفتند. خواست سنگى از زمين بردارد و آنها را از خود دور کند اما آن سنگ بر اثر يخ زدگى از زمين كنده نمى شد. در حالی که از جدا نشدن سنگ عاجز شده بود گفت: اين مردم چقدر حرامزاده هستند كه سگ را براى آزار مردم رها كرده اند و سنگ را در زمين بسته اند. امير دزدها از دريچه اتاقش سخن شاعر را شنيد و از شدت خنده گفت: اى حكيم از من چيزى بخواه تا به تو بدهم. شاعر گفت: من لباس خودم را مى خواهم.

"رضينا من نوالك بالرحيل" (۱)

اميدوار بود آدمى به خير كسان
مرا به خير تو اميد نيست شر مرسان

دل امير دزدها به حال شاعر بينوا سوخت، لباس او را به او باز گردانيد به علاوه روپوش پوستينى با چند درهم به او بخشيد.

۱_از عطاى تو به همين خشنوديم كه ما را براى كوچ كردن از اينجا آزاد بگذارى.

#گلستان_سعدی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#بخوانیم

در فواید خاموشی

بازرگانی را هزار دینار خسارت افتاد. پسر را گفت: نباید که این سخن با کسی در میان نهی. گفت: ای پدر! فرمان تو راست، نگویم، ولکن خواهم مرا بر فایدهٔ این مطلع گردانی که مصلحت در نهان داشتن چیست؟ گفت: تا مصیبت دو نشود: یکی نقصان مایه و دیگر شماتت همسایه.

مگوی انده خویش با دشمنان
که لاحول گویند شادی کنان

#گلستان_سعدی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity