🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿

🔴#نقاشی

🔘خودنگاره های ناپیدا

میل هنرمندان به حضور پنهان و غیرصریح در آثارشان تمامی ندارد؛ از حضور در سیاهی لشکرهای سرسپردگان مسیح در نقاشی های رنسانس گرفته تا حضور گه گاه آلفرد هیچکاک در فیلم هایش.
حتی کسی چون رامبراند، سرآمد ژانر سلف پرتره، هم نمی تواند در برابر وسوسه ی حضوری چنین پنهان، مرموز و شیطنت آمیز مقاومت کند ؛ گویا هیچ انحصار و محدویتی را نمی توانیم برای این نوع حضور متصور شویم.

اما دانستن دلایل این حضور می تواند بحثی جالب در شناخت هنرمندان و آثارشان باشد؛ چنان چه در این حضور مبهم، هنرمندان اهداف متفاوتی را پیش می گیرند. گاهی سعی در اعلام ارادت ویژه ای نسبت به شخصی یا اندیشه ای دارند، گاهی میل به انتقال پیامی خاص، گاهی هم فقط حضور می یابند که بگویند: ببینید من نقاش این اثر هستم (حضور من هم چون امضای من است.)
البته این مسئله قبل از شکل گیری سلف پرتره به عنوان ژانری مستقل به دفعات در نقاشی ها تکرار شده است؛
به ویژه در دوره رنسانس که سرآغاز راهی ست که نقاش خود را به رسمیت می شناسد و و در پی آن استقلال از اصناف دیگر را پیش می گیرد؛
از همین رو در این دوره هنرمندان میل شدیدی به بازنمایی خود در آثارشان و به تثبیت رساندن خود به عنوان «هنرمند» دارند. اما با گذار از این دوره ما همچنان حضور پنهان و غیرمتعارف هنرمندان را در آثارشان می بینیم.
پس واضح است که این حضور تنها برای به رسمیت شناختن استقلال نقاش نیست و باید ریشه ی آن را در امیال مبهم دیگری جستجو کنیم که فراتر از هر دوره و رسانه ای شکل می گیرد.
میکل آنجلو کاراواجو/ داوود با سر جالوت/ ۱۶۱۰

سری بریده با دهان و چشمی نیمه باز در دست قهرمانی مغموم؛
به نظر می رسد این سر بریده هنوز نفس می کشد و مرگ را به تعویق می اندازد. تا جایی که می دانیم این سر باید سر جالوت باشد در دستان بی رحم داوود. اما بیایید لحظه ای درنگ کنیم و به چهره ی جالوت در این تصویر بیشتر دقت کنیم.
جالب است اگر بدانیم که جالوت این نقاشی بسیار شبیه خود نقاش است.

بله! بی شک این چهره، چهره ی همان نابغه ی خشن و ناآرام تاریخ، کاراواجوست.

او در این روایت نقشی را برای خود کنار گذاشته است. اما چرا جالوت ؟ چرا نقاش خود را در نقش یک انسان منفور و مقهور قرار داده است؟
می توان حدس زد که ماجراهایی پشت این تابلو پنهان باشد و روایت های تاریخی این گمان را تا حدودی به یقین تبدیل می کند.

ایتالیا، سال ۱۶۰۶ میلادی.
میکل آنجلو کاراواجو درحال گریز از شهری به شهر دیگر: رم، ناپل، سیسیل، مالتا.
هنرمندی که بیشتر زندگی اش را در جدال با قانون به سر می برد این بار جنگی دگرگونه را آغاز کرده است. او به جرم قتل تحت تعقیب است و بهای تعیین شده برای سرش - زنده یا مرده- سیل عظیم دشمنان را به دنبالش جاری می کند. اما او می گریزد و در تقلای زنده ماندن به سرزمین های دور پناه می برد. تا اینکه در سال ۱۶۱۰ میلادی زمزمه هایی به گوش نقاش می رسد.
گویی بولگازی، برادرزاده ی پاپ، قصد بخشش وی را دارد. این می توانست خبری مسرت بخش برای نقاش باشد و او در مقام جبران و دلجویی، شروع به کشیدن اثری می کند که تضمینی برای آزادی اش باشد.
همین اثری که تصویرش پیش روی ماست و با پیشکش سر خود در نقاشی، پشیمانی خود را ابراز کرده و این گونه جان خود را در زندگی واقعی نجات می دهد.
درست است نقاشی همیشه رهایی بخش است! حتی برای نابغه ی شروری چون کاراواجو!!

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی


تابلوی "هدیه عشق"
اثر استاد #محمود_فرشچیان,
سبک #مینیاتور

‌تابلوی هدیه عشق
استاد محمود فرشچیان در تابلوی بی‌ نظیر «هدیه عشق»، تصویر علی‌اصغر را در دستان حضرت سیدالشهداء(ع) ترسیم کرده است.
در این تصویر، تیر سه‌ شعبه به گلوی مبارک شش ‌ماهه اصابت کرده و بی ‌رحمانه گلوی نازک کودک را دریده است.
افتادگی دست علی ‌اصغر(ع) نشانگر شهادت و جان به جانان تسلیم‌ کردن است. حالت حضرت امام حسین(ع) که کودک را روی دو دست خویش گرفته، نشانگر هدیه به پیشگاه حق و حالت دعاست.

"اطراف تابلو خالی و بی‌ تکلف و تمامی ماجرا در متن به‌ صورت پنهان مندرج است. رنگ زرد اخرایی نشانگر اندوه و گرمی صحرای کربلاست."

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی

ادوارد مونش تابلوی «سلف‌پرتره با بطری‌ها» را در سال ۱۹۳۸ کشید. تقریباً ۶۰ سال پس از آنکه ادوارد مانه تابلوی «بار فُلی‌برژه» را نقاشی کرد. به فرم بدن مونش و دختر نگاه کنید. به میز کش‌آمدۀ جلوی آن‌ها، ترتیب بطری‌ها و نوار پهن نیمه‌روشنی که پشت سر دختر و مونش را دو شقه کرده.
اگرچه که به نظر می‌رسد مونش از استخوان‌بندی تابلوی ادوارد مانه بهره گرفته تا انزوای تحمل‌ناپذیرش را با ضربۀ تداعی موقعیت آشنا به تصویر بکشد، اما جایی که در پشت‌سر مونش مستطیل‌های سفید پنجره، در تمنای رسیدن به گریزگاهی، رو به هیچ باز می‌شود، در پشت سر دختر، مملو از جمعیت است.
مانه پیشخوان جلوی دختر را چنان طرح زده که بیشتر به سن تئاتر می‌ماند. جماعت نشسته روبه‌روی او، آنچنان‌که در آینۀ پشت سرش پیداست، گویی بر گِردش حلقه زده‌اند و تماشایش می‌کنند. تأکید مهم مانه اما بر نگاه خیرۀ ما به دختر است؛ آینۀ زاویه‌دار نشان می‌دهد که ما از دریچۀ چشم مرد به دختر می‌نگریم.
جالب است که مانه با چنین حساسیت و احترامی، زیر نظر بودن حیات زن را از طریق مدیوم نقاشی به پرسش می‌گیرد. پرتره‌ای که او از برت موریزو طرح زده، بیش از آنکه ظرافت زنانۀ او را قاب بگیرد، فاش‌گوی هوشمندی و ذکاوت جاری در چشمان این زن نقاش است. و البته نمی‌توان فراموش کرد که بیست سال قبل از خلق تابلوی بار فولی‌برژه، مانه چگونه توانسته بود با بیانی تند و صریح در هر دو تابلوی «المپیا» و «ناهار در چمن‌زار» با معکوس کردن نگاه خیره،(این‌بار از درون تابلو به سمت مخاطب)، ابژه تلقی کردن زن را به نقد بکشد.
اما در تابلوی بار فلی‌برژه، مانه فراتر می‌رود. این نفس مواجهه است که در تابلو تصویر می‌شود. مواجهه‌ای که میان رسیدن به موقعیتی انسانی و گرفتار آمدن در چنبرۀ الگوی رفتاری سطحی نسبت به «دیگری»، بحرانی می‌شود.
انتخاب مونش اما بسیار هوشمندانه است. همپوشانی سلف‌پرترۀ او با بار فلی‌برژه، مفهوم «دیگری» را بسط می‌دهد. بلای اتمیزه شدن‌ی که بر سر دختر بار فُلی‌برژه آوار شده، در تابلوی سلف‌پرترۀ مونش، بر شانه‌های افتادۀ او نیز سنگینی می‌کند. این یک چشم‌انداز نیست، و دیگر طرح روایتی فردی نیست. این تصویر یک وضعیت است که با شکل‌گیری شهرهای مدرن و ظهور زیست جمعی منفعل و تماشاگر، به‌طور مداوم خودش را بازتولید می‌کند.
بی‌دلیل نیست اگر این دو تابلو تداعی‌گر آدم‌های تک‌افتاده و پنجره‌های بسیط ادوارد هاپر، و مشخصاً دو تابلوی «اتومات» و «اتاق‌های کنار دریا»ی او باشند. می‌توان به همپوشانی بار فلی‌برژه و اتومات اشاره کرد و مغاکی که هاپر در پس‌زمینۀ زن نشسته پشت میز تصویر کرده تا جماعت تماشاگر را در خود فروببلعد.
پنجره‌ای که در پس‌زمینۀ سلف‌پرترۀ مونش، در مقام مفرّی برای رهایی از شکل عقیم زندگی، رو به هیچ باز می‌شود، در تابلوهای هاپر به کانون اصلی موضوع نقاشی بدل می‌گردد. چراکه هاپر به پنجره‌ها ایمان داشت. به دریچه‌هایی که آرایش کهنۀ ذهنی را به هم می‌زنند و عبور از مرز عرصه‌های آشنا را ممکن می‌کنند. برای هاپر، پنجرهْ طلب گشودگی رو به امر نو بود، رو به امر ناشناخته، تنها عاملی که می‌توانست نظم فرسایشیِ هر روزه را به هم بزند.


شرح تصاویر:
•A Bar at the Folies-Bergère~1882
Artist: Édouard Manet
•Self Portrait with Bottles~1938
Artist: Edvard Munch
•Automat~1927
•Rooms by the Sea~1951
Artist: Edward Hopper

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#بخوانیم

سارتر در کتاب «ادبیات چیست؟» گاه و بی‌گاه میان گفته‌هایش [که تماماً از «آزادی» است] سؤال‌های ساده و زیرکانه و گاهاً تکان‌دهنده‌ می‌پرسد: «برای چه منظوری می‌نویسی؟»

به این دست‌ها نگاه میکنم و سوال بعد: «آیا چیزی برای گفتن داری؟ چیزی که به گفتن بی‌ارزد؟»

به قول #سارتر «هر چیزی که از آن نام برده شود دیگر عیناً همان چیز نیست»

به این دست‌ها نگاه می‌کنم و مطمئنم هر گفته‌ای کمتر از رنجِ این مشت‌های کوچکِ در خاک است. حتا تصویر از بیان آن عاجز است.
#بریس_پارن الفاظ را «تپانچه‌های پُر» می‌نامد. ما برای ارتباط، برای شلیک، همین‌ها را داریم.

به این دست‌ها نگاه می‌کنم.
به این دست‌های کوچک….

-این تصویر، تصویرِ دست‌های دخترِ کوچکی است که مادرش (فرشته احمدی) به دست مأموران جمهوری اسلامی در مهاباد کشته شد. او بر مزار مادر می‌گرید. (تصویر کراپ شده است)

#زن_زندگی_آزادی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی

دافنه و کلوئه
#نیکولو_پیزانو

Daphnis and Chloe
#Niccolò_Pisano (1470–1538)

#پیزانو در اثرش به نام "دافنه و کلوئه" آغاز عشق را به تصویر می کشد. لحظه ای که زیبایی و ملاحت دیگری در برابر ماست. دافنه، کلوئه را چنان ارزشمند می داند که به دشواری جرئت می کند به او دست بزند. تمامی وفاداری، افتخار و امیدهای آینده برایش روشن است. می خواهد شایسته ی او باشد؛ نمی داند آیا کلوئه هم او را دوست خواهد داشت یا نه و این تردید بر ظرافت او می افزاید.

کلوئه در نگاه دافنه به هیچ وجه نمی تواند بدیهی تلقی شود. این تصویر نمایشی است از اینکه چطور باید کسی را که دوست داریم به درستی تحسین کنیم. در نتیجه زیبایی اثر باید به ما کمک کند رویکردی را ببینیم و با آن قانع شویم؛ چیزی که اگر در قالب کلمات در یک مقاله ی فلسفی ارائه می شد احتمالا" آن را جدی نمی گرفتیم.

به نظر می رسد به خصوص برای کسی که رابطه ای درازمدت دارد بعد از سالها زندگی مشترک زیر یک سقف و در نتیجه ی اختلافات اجتناب ناپذیر و عادت کردن به طرف مقابل، دیدن این تصویر ضروری باشد؛ چون می تواند او را به حس مهربانی ای بازگرداند که طرز غم انگیزی به فراموشی سپرده شده است.


📖 هنر همچون درمان
✒️ آلن دوباتن، جان آرمسترانگ
📝 ترجمه مهرناز مصباح
📚 نشر چشمه

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی

#جکسون_پولاک، نقاش معروف سبک اکسپرسیونیسم انتزاعی، ۱۰۷ سال پیش در چنین روزی -۲۸ ژانویه ی ۱۹۱۲- در شهرکوچک کُدی در ویومینگ آمریکا متولد شد. در این تصویر او در استودیوی شخصی اش در اسپرینگ نیویورک در سال ۱۹۴۹ مشغول نقاشی است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#هنر_نقاشی


بررسی ذهنیت‌گرایی در پرده‌ی "دوشیزگان آوینیون"

اثر #پابلو_پیکاسو

به این تصویر، نه پیکاسو بلکه آندره سالمون، نامِ "دوشیزگان آوینیون" را داد. پیکاسو قصد داشت نام آن را "روسپی‌خانه‌ی آوینیون" بگذارد و طرح نهایی، پنج زن عریان را نمایش می‌دهد که گرد توده‌ای میوه جمع شده اند. این تصویر که از شاخصه‌های هنر مدرن به شمار رفته و کوبیسم را معرفی می‌کند، نخستین‌بار در هنگام برگزاری نمایشگاه جهانی پاریس در سال 1937 در "پوتی پالاس" به نمایش در آمد . . .


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی 🎨

▪️Napoleon Crossing the Alps _ 1801
▪️Artist : Jacques-Louis David
▪️Oil on canvas
▪️Dimensions : 261 cm × 221 cm (102+1⁄3 in × 87 in)
▪️Location : Château de Malmaison, Rueil-Malmaison


عبور ناپلئون از آلپ توسط ژاک لوئیس دیوید که در سال ۱۸۰۱ تکمیل شد، آغاز قرن جدیدی است. این یک تصویر کامل از ظهور فرانسه به عنوان یک قدرت بزرگ پس از یک دهه عدم اطمینان و وحشت پس از انقلاب است.
این نقاشی ژنرال ناپلئون بناپارت را نشان می دهد که در نهایت امپراتور و قدرتمندترین مرد فرانسه شد. این یکی از پنج مورد از مجموعه نقاشی های رنگ روغن است که ناپلئون را در حال عبور از کوه های آلپ به تصویر می کشد. این نقاشی ها همگی به سفارش پادشاه وقت اسپانیا ساخته شده اند.
این نقاشی نسخه ای بسیار رمانتیک و ایده آل از ناپلئون در حال عبور از کوه های آلپ است. عبور واقعی ناپلئون و ارتشش از کوه های آلپ بسیار خائنانه تر بود. شاید این تصویر پربازتولید شده از ناپلئون باشد و به همین دلیل یکی از مشهورترین آثار هنری تمام دوران است.‌‌

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نقاشی

تابلویِ نقاشی "قایقِ استودیو"
(The Studio Boat)
قایقی که برایِ "کلود_مونه"
(Claude-Monet)
نقاشِ فرانسوی و از مهم ترین نقاشانِ سبکِ "امپرسیونیسم"، یک استودیویِ سَیّارِ نقاشی شد.
او در سال 1872، پس از نقل مکان به شهر "آرژانتوی" در فرانسه، با مقدار پولی که به دستش رسیده بود یک قایقِ قدیمی خرید. قایقی چوبی که در تعداد زیادی از آثار "کلود_مونه" تا آخرِ عمرش نقشی کلیدی ایفا کرد.
از آن جا که او قایق را مُسَقَف کرد و یک استودیویِ سیار، روی آن ساخت و این‌گونه توانست ساعت ها در حالی‌ که روی
رودخانه ی "سِن" شناور بود، از مناظرِ شگفت انگیزی که مشاهده می‌کرد نقاشی کند و الهام بگیرد.
در این تصویر، تابلویی از "کِلود_مونه" از همین "استودیوی قایقی" را می بینیم که در سال 1876 و به سبکِ "امپرسیونیسم" و تکنیکِ رنگ و روغن ترسیم شده است.


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نـــقـــاشـــی 🎨

▪️The Storm on the Sea of Galilee _ 1633
▪️Artist : Rembrandt van Rijn
▪️Oil canvas
▪️Movement : Dutch Golden Age painting
▪️Dimensions : 160 cm × 128 cm (63.00 in × 50.39 in)
▪️Location : Whereabouts unknown since 1990


طوفان در دریای گالیله یکی از پویاترین و دراماتیک ترین آثار هنری رامبراند است. این تصویر در مقیاس بزرگ دارای جلوه‌هایی است که بقا در طوفان شدید را به تصویر می‌کشد. این نقاشی به خاطر مضمون باورنکردنی و ضربه‌های قلم موی واضحی که به بوم جان می‌بخشد، محبوب است.
امواج بلند قایق را با عیسی و شاگردانش می تابند و ابرهای تیره بالای سرشان می درخشد. این نقاشی همچنین ایمان را به تصویر می کشد و عیسی را در موقعیتی بسیار آرام و کمترین نگرانی نشان می دهد.‌‌

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#نـــقـــاشـــی 🎨👆👆👆👆👆

ون گوگ در نقاشی خود با نام "اندوه" می‌خواست نشان دهد که دل یک نفر چقدر ممکن است تهی باشد. برای این تصویر که اندوه ناامیدانه ی انسان را نشان می‌دهد، او از نقل‌ قولی از ژول میشله الهام گرفت. ون گوگ از این که عامل چنین اندوهی باشد وحشت داشت و در نامه‌ای به برادرش تئو از این جمله استفاده کرده بود: "من نمی‌خواهم هیچ زنی را فریب دهم یا رها کنم".
نکته: سیِن، نام یکی از معشوقه‌ های ون گوگ بود که ون گوگ چندین نقاشی از وی کشید که معروف ترین آن غم است. سین اکثر عمر خود را در لاهه گذراند و زمانی که با ون گوگ آشنا شد، فاحشه‌ای باردار بود. ون گوگ از وی به عنوان مدل استفاده کرد و بعدتر سین و فرزندش را به خانه خود آورد و نقاشی‌ های دیگری از سین و فرزندش کشید که بیانگر سختی‌ های زندگی فقیرانه هستند. این رابطه با مخالفت خانواده و آشنایان ون گوگ روبرو شد، اگرچه برادرش تئودوروس ون گوگ حمایتش را از ون گوگ دریغ نکرد. بعدتر تئو، ونسان ون گوگ را متقاعد کرد که سین را ترک کند و وی در سال ۱۸۸۳ به درنته رفت تا نقاشی را آنجا ادامه دهد.


▪️غم
▪️ونسان ون گوگ
▪️سال: ۱۸۸۲‏ میلادی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#هنرمند_عکاس 📸

▪️توماس هوپکر دهم ژوئن 1936 در مونیخ به دنیا آمد.

در کودکی از پدربزرگش یک دوربین عکاسی هدیه گرفت و از 14 سالگی به عکاسی علاقه بیشتری پیدا کرد و جدی‌تر به آن پرداخت. در دانشگاه تاریخ هنر و باستان شناسی خواند و بین سال‌های 1960 تا 1963، به عنوان عکاس برای نشریات مونیخ ایلوستریته و کریستال کار کرد. کار او در کریستال باعث شد تا به نقاط مختلف سفر و گزارش تهیه کند. یکی از اولین و مهم‌ترین کارهای هوپکر در یک سفر جاده‌ای در آمریکا و با الهام از مجموعه “آمریکایی‌های” رابرت فرانک شکل گرفت.

هوپکر یکی از به یاد ماندنی‌ترین تصاویر را از یک رویداد منحصربه‌فرد تاریخ قرن بیست و یکم گرفت، عکسی از جوانان در حال گپ و گفت و استراحت در روز ۱۱ سپتامبر، در حالی که پشت سرشان در دوردست، مرکز تجارت جهانی دارد می‌سوزد. البته عکاس این عکس نمادین و در عین حال تمثیلی را پنج سال بعد منتشر کرد. او در ابتدا تصمیم گرفته بود از انتشار این تصویر خودداری کند تا مبادا موجب ناراحتی شود. زمانی که با انتشار آن در یک کتاب موافقت کرد، جنجالی برپا شد و مورد نقدهای دوگانه مثبت و منفی واقع شد. کتاب در مورد عکس‌های ۱۱ سپتامبر بود.

هوپکر مجموعه عکسی در مورد یک قهرمان ورزشی و نماد فرهنگی پاپ، محمد علی کلی تولید کرد که با استقبال بسیاری مواجه شد. در طی دو دیدار با علی در لندن و شیکاگو، هوپکر و همسرش این مشت‌زن مشهور را در حالی که برای مبارزه آماده می‌شد و در زمین چمن خانه‌اش تمرین می‌کرد، دنبال کردند. پرتره هوپکر از این مبارز در حال پریدن روی پلی بر رودخانه شیکاگو نمادین شد؛ جالب آن‌که این عکس نتیجه بداهه‌پردازی خود به خودی بین این دو بود، نه هر گونه پیش‌اندیشی و برنامه‌ریزی.

مجموعه عکس‌های هوپکر از آلمان شرقی و غربی، ایتالیا و دیگر کشورهای اروپایی و همچنین عکس‌های وی از چین، ژاپن، آمریکا، گواتمالا و دیگر کشورها به همراه گزارش‌های پژوهشی ارزنده وی در چندین کتاب منتشر شده است. او همچنین از هنرمندان مهمی مانند اندی وارهول و روی لیختنشتاین عکاسی کرد و تصاویر نمادینی از ایشان برای تاریخ هنر به یادگار گذاشت.

او دهم ژوییه ۲۰۲۴، در ۸۸ سالگی درگذشت‌. برخی از عکس‌های وی سال گذشته در یک نمایشگاه گروهی عکاسی خیابانی، به کیوریتوری مسعود قرایی، در خانه هنرمندان به نمایش درآمد.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شرح_فرتور


این تصویر یک‌جوریه انگار تک‌تک افراد حاضر در صحنه، به عکاس گفتن من رومو می‌کنم اون‌ور که مثلا حواسم نیست بعد تو عکستو بگیر.😂😂😂

( البته در این عکس استاد غلامحسین درویش ، استاد بزرگ موسیقی و تار ایران حضور دارد، نفر اول از سمت راست❤️)


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه🎵

بر طبق تصوير جزمیِ اندیشه، اندیشیدن عبارت است از حرکت از معلوم به مجهول، یا به بیان دقیق‌تر گنجاندن مجهول ذیل معلوم؛ اندیشیدن عبارت است از «بازشناسی»... اینجا اندیشیدن عملی «اکسیوماتیک» تلقی می‌شود. در مقابل این تصویر، دلوز برداشت دیگری از اندیشیدن عرضه می‌کند. مطابق این برداشت اندیشیدن عملی «پروبلماتیک» است. هیچ موجودی بنا بر طبیعتش نمی‌اندیشد. اندیشیدن مسبوق به عزم و تصمیمی مبتنی بر اراده به دانستن نیست؛ اندیشه به ضرب یک نیرو برانگیخته می‌شود؛ چیزی ما را به اندیشیدن وامی‌دارد. ما همواره در افقی مألوف در یک جهان پیرامونی در آرامش عادت و اعتقاد -نظری یا عملی- زندگی می‌کنیم. در چنین شرایطی نمی‌اندیشیم، اما ناگهان چیزی ما را به اندیشه وامی‌دارد. مسئله همین چیز است. مسئله را نباید با پرسشی که از سر کنجکاوی طرح شده است اشتباه گرفت. مسئله با قاطعیتی مقاومت‌ناپذیر خود را به ما تحمیل می‌کند و جهان ما را به هم می‌ریزد. معمایی که در افق مألوف عادات و اعتقادات ما پاسخی ندارد و با اضطراری غیرقابل‌چشم‌پوشی مقابل ما سر برمی‌آورد.

• دلوز، ایده، زمان | گفت‌وگوی عادل مشایخی و محسن آزموده

Artist: Rafael Araujo

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_چــــکــــامــــه 🎵

به خودت نگاه کن؛ مرگ در کمین است
.
.

✍🏻موزاییک «ممنتو موری» که در حفاری‌ های صومعه سن گرگوریو در مسیر آپیا، رم، کشف شده، اکنون در موزه ملی واقع در حمام دیوکلسین
نگهداری می‌شود. این اثر مربوط به قرن اول میلادی، یکی از عمیق‌ترین پیام‌های تاریخ را منتقل می‌کند:

.
.

«به پشت سرت نگاه کن؛ به یاد بیاور که انسان هستی؛ مرگ را به خاطر بسپار.»
.
.


✍🏻همراه این تصویر، جمله یونانی «خودت را بشناس» (gnōthi sauton) (Know thyself) نیز دیده می‌شود که بر اهمیت شناخت نفس و پذیرش فناپذیری تأکید دارد. این موزاییک، بازتابی از فلسفه و تفکر رومیان است که انسان را به یاد کوتاهی زندگی و ناپایداری آن می‌اندازد.
.
.
✍🏻نکته: حمام دیوکلسین بزرگ‌ ترین حمام عمومی روم باستان بوده که در قرن چهارم میلادی ساخته شد و اکنون بخشی از آن به موزه ملی رم اختصاص یافته است.

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣

" نقش رستم " ، آرامگاه پادشاهان بزرگ هخامنشی (شیراز،مرودشت)
1- آرامگاه خشایارشاه (هخامنشی)
2- سنگ برجسته تاج گذاری " نرسی " پادشاه ساسانی .(در این تصویر نرسی در حال گرفتن حلقه ی مهر از ایزدبانو آناهیتا میباشد )
3- سنگ نگاره یادمان پیروزی بهرام دوم.
4- آرامگاه داریوش بزرگ
5- یادمان پیروزی شاپور اول بر والرین امپراتور روم و فیلیپ عرب.
6- آرامگاه اردشیر یکم (هخامنشی)
7- آرامگاه داریوش دوم (هخامنشی )
8- نقش شاپور دوم ساسانی: در این نقش، سواری كه دارای تاج است، نیزه خود را بر گردن دشمن فرو كرده و هر دو، زره به تن دارند.
چند کتیبه و نقش برجسته ی دیگر نیز در این مجموعه وجود دارد که در اینجا از مهمترینشان نام بردیم . بنایی معروف به کعبه ی زرتشت نیز روبروی این آرامگاهها وجود دارد .
نقش رستم در شمال مرودشت در فاصله ۶ و نیم کیلومتری از تخت جمشید واقع شده‌ است با توجه به وجود 4 آرامگاه بطور دقیقی به شکل صلیبی و با دقت هندسی زیادی تهیه شده اند.


#فرهنگ_ایرانی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸

این تصویر دکتر هانس مونچ، معروف به مرد خوب اردوگاه آشویتس هست، آشویتس بزرگترین و مجهزترین اردوگاه کار اجباری آلمان نازی بود.

با وجود ترس زیاد از آدولف هیتلر ، هانس مونچ در این اردوگاه از آزار و اذیت زندانیان امتناع ورزید و تا جایی که می‌تونست زندانیان مصدوم و مجروح رو درمان کرد.

جالبه بدونید که هانس پس از پایان جنگ جهانی دوم و اتهامات نازی‌ها، تنها کسی بود که در دادگاه آشویتس تبرئه شد، چون زندانیان به سودش شهادت داده بودند!

وقتی ذاتا انسان باشی، حتی به عنوان پزشک دیکتاتور‌ها هم انسان باقی خواهی ماند!

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸

♦️زنی که به پشت خوابیده!

اگر از سمت تهران به کرمانشاه سفر کرده باشید در مسیر صحنه به بیستون تصویر زنی را مشاهده میکنید که به پشت خوابیده این تصویر عجیب صخره به کوه شیرین خفته مشهور است و یادآور کوه کنی فرهاد و عشق شیرین است ...

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی🎨

لیدی مکبث.
Alfred Stevens, “Lady Macbeth”, before 1906, Musées Communaux de Verviers.
این نقاشی صحنه‌ای از نمایشنامه معروف “مکبث” اثر ویلیام شکسپیر را به تصویر می‌کشد. لیدی مکبث یکی از پیچیده‌ترین و مشهورترین شخصیت‌های زن در ادبیات است که جاه‌طلبی بی‌حد و مرز او منجر به جنایت و در نهایت سقوط روحی و روانی‌اش می‌شود.
در این تصویر، او با حالتی مضطرب و وحشت‌زده به دستان خود نگاه می‌کند، که به وضوح به “دست‌های خون‌آلود” او در نمایشنامه اشاره دارد. در یکی از صحنه‌های کلیدی، پس از قتل شاه دانکن، لیدی مکبث تلاش می‌کند خون خیالی را از دستان خود پاک کند، در حالی که توهم و احساس گناه او را تسخیر کرده است.
نور کم‌ چراغ فضای وهم‌آلود و رازآلودی ایجاد کرده که حالتی از کابوس و عذاب وجدان را القا می‌کند.
این اثر به زیبایی بحران روحی لیدی مکبث را به تصویر کشیده و نشان‌دهنده مهارت آلفرد استیونز در ایجاد فضایی احساسی است .


#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨


#_Grief_1902

#_Anna_Ancher

#_اندوه_(1902)

#_اثر_آنا_آنچر (1859–1935)

#_موزه_اسکین

#_ارتفاع_86.5_سانتی‌متر_عرض_73.8_سانتی‌متر

تابلوی «اندوه» اثری تأثیرگذار از آنا آنچر است که در سال 1902 خلق شد. این نقاشی از رویایی زنده و پررنگ الهام گرفته شد؛ رویایی که آنچر را به تصویر کشیدن صحنه‌ای عمیقاً احساسی بر روی بوم ترغیب کرد. او در مصاحبه‌ای به مناسبت هفتادمین سالگرد تولدش فاش کرد که در یافتن سوژه برای نقاشی دچار مشکل شده بود تا اینکه این رویا به سراغش آمد. در این رویا، ملاقات میان مادری و دختری در زیر صلیبی در یک گورستان به تصویر کشیده شده بود. یکی از آنها فوت کرده بود و مادر به زانو افتاده بود، در حالی که دختر به سمت او خم شده بود. شدت این تصویر ذهنی آنقدر بر آنچر تأثیر گذاشت که بلافاصله شروع به ترسیم آن روی بوم کرد.

«اندوه» حس رازآلودگی و درون‌نگری را به بیننده القا می‌کند. هویت دو زن ناشناخته باقی می‌ماند و بیننده را به تأمل در معنای این دیدار دعوت می‌کند. مادر در نقاشی از روی مادر خود آنا آنچر الگوبرداری شده که به اثر حال و هوای شخصی‌تری می‌بخشد. مشخص نیست که آیا دستان مادر در حال دعا هستند یا در یأس و ناامیدی فرو رفته‌اند، و این ابهام به بیننده اجازه می‌دهد تا با تخیل خود به تفسیر نقاشی بپردازد.

اگرچه آنا آنچر بیشتر به‌خاطر نقاشی‌های روشن و واقع‌گرایانه‌اش از زندگی روزمره به‌عنوان یکی از نقاشان گروه اسکین شناخته می‌شود، «اندوه» نشانه‌ای از گذر او به عرصه نمادگرایی است؛ جایی که به کاوش در قلمروهای ناملموس غم، خاطره و ذهن انسان می‌پردازد. این نقاشی گواهی بر توانایی او در فراتر رفتن از واقع‌گرایی فیزیکی و به تصویر کشیدن چیزی بسیار گریزان‌تر است—سنگینی فقدان، فاصله میان زندگان و مردگان، و سکوتی که اندوه از خود به‌جا می‌گذارد.

اندوه چه معنایی دارد؟ آیا غم و اندوه روزی ما را ترک می‌کنند یا همواره با ما می‌مانند و نحوه نگاه ما به جهان را تغییر می‌دهند؟ و هنگامی که مردگان به خواب ما می‌آیند، آیا به‌عنوان ارواح بازمی‌گردند، یا صرفاً خاطرات هستند، یا چیزی فراتر از این‌ها؟


#_Zartosht

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity