🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
اولین عزاداری بشر؛ غمی که تمام تاریخ را لرزاند!
وقتی اولین اشکها ریخته شدند...
✍🏻تابلوی نخستین سوگواری (The First Mourning) اثر ویلیام-آدولف بوگرو داستان اولین سوگواری تاریخ بشر را نشان میدهد. آدم و حوا، نشسته بر زمین، در سوگ پسرشان هابیل که توسط برادرش قابیل کشته شده، فرو رفتهاند. تصویری که عمق درد و اندوه را در چهرههایشان فریاد میزند.
✍🏻بوگرو، با هنرش، لحظهای از نابترین احساسات انسانی را به تصویر کشیده؛ غمی که نه تنها شخصی، بلکه جهانی است. هابیل، اولین قربانی حسادت و خشونت، نمادی از آغاز دردی است که هنوز هم در زندگی بشر ادامه دارد.
✍🏻رنگهای ملایم و حالت بدن آدم و حوا، غمی ساکت اما سنگین را نشان میدهد. این تابلو فقط یک نقاشی نیست؛ بلکه روایتی است از آنچه انسان از آغاز با خود حمل کرده: عشق، خشونت و از دست دادن.
🖼The First Mourning, William-Adolphe Bouguereau, 1888, National Museum of Fine Arts (Buenos Aires)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
اولین عزاداری بشر؛ غمی که تمام تاریخ را لرزاند!
وقتی اولین اشکها ریخته شدند...
✍🏻تابلوی نخستین سوگواری (The First Mourning) اثر ویلیام-آدولف بوگرو داستان اولین سوگواری تاریخ بشر را نشان میدهد. آدم و حوا، نشسته بر زمین، در سوگ پسرشان هابیل که توسط برادرش قابیل کشته شده، فرو رفتهاند. تصویری که عمق درد و اندوه را در چهرههایشان فریاد میزند.
✍🏻بوگرو، با هنرش، لحظهای از نابترین احساسات انسانی را به تصویر کشیده؛ غمی که نه تنها شخصی، بلکه جهانی است. هابیل، اولین قربانی حسادت و خشونت، نمادی از آغاز دردی است که هنوز هم در زندگی بشر ادامه دارد.
✍🏻رنگهای ملایم و حالت بدن آدم و حوا، غمی ساکت اما سنگین را نشان میدهد. این تابلو فقط یک نقاشی نیست؛ بلکه روایتی است از آنچه انسان از آغاز با خود حمل کرده: عشق، خشونت و از دست دادن.
🖼The First Mourning, William-Adolphe Bouguereau, 1888, National Museum of Fine Arts (Buenos Aires)
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
داستان عاشقانهی کلارا (همسر رابرت شومان) و یوهانس برامس حیرتانگیز است. عشقی خالص و پاک که حتی نمونهاش در داستانها نیز خوانده نمیشود. رابرت شومان در ۴۶ سالگی و سه سال پس از خودکشی نافرجامش فوت کرد. کلارا توسط شومان با یک نوازندهی جوان به نام یوهانس برامس آشنا شد. کلارا ۱۴ سال از برامس بزرگتر بود، اما هر دو عشقی آتشین بههم داشتند. عشقی که بیشتر با نامههای عاشقانه پیش رفت و نه عشقبازی. در واقع، کلارا و برامس بهحدی برای رابرت شومان احترام قائل بودند که هیچگاه از بوسهها و آغوشهای دزدکی فراتر نرفتند. برامس به کلارا در نامه میگفت، «هیچ کار مگر فکر کردن به تو ندارم... آیا نمیتوانی مرا از طلسم خود نجات دهی؟» و در نامهای دیگر گفت، «حتی اگر تمام روز را به وصف زیبایی و عشقم به تو سپری کنم، بازهم راضی نخواهم شد». برامس در تمام طول زندگیاش با زنی نخوابید، او فقط یک زن را دوست داشت و قطعههایی میسرود که برای کلارا ساخته شده بودند و کلارایِ پیانیست نیز اجرایشان میکرد. وقتی کلارا در ۷۶ سالگی مرد، برامس نیز از اندوه یک سال بعد مرد، برامس و کلارا هیچوقت عشقشان را کامل تجربه نکردند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
داستان عاشقانهی کلارا (همسر رابرت شومان) و یوهانس برامس حیرتانگیز است. عشقی خالص و پاک که حتی نمونهاش در داستانها نیز خوانده نمیشود. رابرت شومان در ۴۶ سالگی و سه سال پس از خودکشی نافرجامش فوت کرد. کلارا توسط شومان با یک نوازندهی جوان به نام یوهانس برامس آشنا شد. کلارا ۱۴ سال از برامس بزرگتر بود، اما هر دو عشقی آتشین بههم داشتند. عشقی که بیشتر با نامههای عاشقانه پیش رفت و نه عشقبازی. در واقع، کلارا و برامس بهحدی برای رابرت شومان احترام قائل بودند که هیچگاه از بوسهها و آغوشهای دزدکی فراتر نرفتند. برامس به کلارا در نامه میگفت، «هیچ کار مگر فکر کردن به تو ندارم... آیا نمیتوانی مرا از طلسم خود نجات دهی؟» و در نامهای دیگر گفت، «حتی اگر تمام روز را به وصف زیبایی و عشقم به تو سپری کنم، بازهم راضی نخواهم شد». برامس در تمام طول زندگیاش با زنی نخوابید، او فقط یک زن را دوست داشت و قطعههایی میسرود که برای کلارا ساخته شده بودند و کلارایِ پیانیست نیز اجرایشان میکرد. وقتی کلارا در ۷۶ سالگی مرد، برامس نیز از اندوه یک سال بعد مرد، برامس و کلارا هیچوقت عشقشان را کامل تجربه نکردند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#_جشن_های_سالانه
#_جشن_نوسره
آیین گردآوری بوته برای آتش افروزی جشن سده
در بخشهایی از ایران کهن، آیین نوسره در پنجم بهمنماه برپا میشده است.
این آیین پنج روز پیش از آتش افروزی جشن سده در دهم بهمن بوده است.
ایرانیان در این روز با گردآوری هیزم از باغهای میوه بویژه سردرختیهای بریده شده از سال پیش، توده بزرگی را در میدان بزرگ شهر و روستای خود آماده می کردهاند تا در همآوردی(:رقابت) با محلههای دیگر پیرامون خود، در هرسال، جشن سده باشکوهی داشته باشند.
جشن سده در نواحی گوناگون با نامهای مختلفی شناخته میشود:
در خراسان «سَـرِه»،
در حوالی اراک «جشن چوپانان»،
در خمین «کُـردِه»،
در دلیجان «هَلههَله»
و در بدخشان تاجیکستان به نام «خِـرپَـچار» دانسته شدهاست.
در فراهان، سنگسرِ سمنان و جاهایی دیگر، چهار روز پیش و پس از سده را «چاروچار» و سردترین شبها میدانند که سده در میانه آن جای گرفتهاست.
در بخشهایی از ایران کهن، آیین نوسره در پنجم بهمنماه برپا میشود.
این آیین پنج روز پیش از آتش افروزی جشن سده در دهم بهمن است.
جشن سده در نواحی گوناگون با نامهای مختلفی شناخته میشود:
در #خراسان سَرِه است.
در #اراک جشن چوپانان است.
در #خمین کُردِه است.
در #دلیجان هَلههَله است.
در #بدخشان تاجیکستان بهنام خِرپَچار است.
در #خمین و #فراهان و #سمنان و دیگر جاهای ایرانزمین، چهار روز پیش و پس از سده را چاروچار و سردترین شبها میدانند که سده در میانه آن جای گرفته است. همچنین هنگام جشن و نمایش کوسه ناقالدی که دو تن در کوچهها به نوازندگی و سرودخوانی میپردازند.
یکی از این دو تن نقش کوسه و دیگری نقش «تَکِه/تگه» (بُز نر) را بهدوش میگیرد.
کوسه با پوشیدن جامههای خندهآور، دست و چهره خود را سیاه کرده و تکه پوست بزی با دو شاخ بر سر کشیده و دست و چهره خود را سپید میکند.
گاه پسر نوجوانی نیز در نقش زنِ کوسه به نمایش میپردازد. این مراسم در گیلان نیز با نام «آینه تکم» برگزار میشود.
مهمترین شوند پیدایش این جشن، انجام آیینهایی نمادین برای کاستن از سختی سرما و نیز چهلمین زادروز خورشید است
جشنهای سالانه🌍 #جشن_سده🔥
جشن سده در آغاز شامگاه دهم بهمنماه روز مهر از بهمنماه برگزار میشود.
وارون(:برعکس) مردمانی که این جهان را خوار شمرده و تنها در اندیشه آخرت بودند و یا آنهایی که بیشتر روزهای سال را در اندوه و سوگواری بهسر میبردند و باور داشتند که گریه و خودآزاری ثواب داشته و بر هر درد بیدرمان دواست، پدران و نیاکان نامدار ما ایرانیان در ایران باستان، گیتی و مینو را باهم خواستار بودند و یکی را فدای دیگری نمیکردند.
دنیای آنها دنیای کار و کوشش همراه با جشن و سرور و شادمانی بود. آنها باور رسا داشتند هنگامیکه کار و کوشش با شادی و سرور همراه باشد، سبب شادمانی و خشنودی و درستی تن و روان میشود و زندگی را شیرینتر میسازد.
آری آنها آن اندازه پایبند این مرام بودند که چهبسا شیون و زاری بسیار از اندازه را در مرگ عزیزان از دست رفته گناه بزرگی دانسته و میگفتند هر دانه اشکی که در سوگ عزیزان ریخته شود سیلابی میگردد که جلوی پیشرفت روان را میگیرد.
واژه جشن از واژه اوستایى یسنه Yasna آمده و این واژه از ریشه یز Yaz سانسکریت، یج Yaj گرفته شده که در چم ستایش کردن است. پس واژه جشن به معنی ستایش و بزرگداشت است. یِسن، یَشت، یَزَت، یَزَد، ایزَد، یَزدان… همه ریشه گرفته از همین واژهاند.
زرتشتیان واژه جشنJashn را برای آیینهای بزرگداشت و خوشى و سرور بکار میبرند در چنانچه آیینهای دینی و سرودن اوستا در آن روزها را جَشَنJashan میخوانند برای نمونه میگفتند در اینجا مراسم جَشَنخوانی برپاست یا در آنجا جَشَن میخوانند.
آری، پیشینیان ما در ایران باستان برای اینکه اندوه و سوگ را از جان و روان خود بکاهند در درازای سال جشنهایی ترتیب داده بودند و این جشنها پر از ستایش و نیایش به درگاه اهورامزدا و سخنرانی و راهنمایی بود.
مردم به نگرانیهای یکدیگر رسیدگی کرده و پس از آن به سرور و شادمانی و دست افشانی و پایکوبی پرداخته و بدینگونه اندیشههای بد و زهرآگین را از مغز و روان خود دور ساخته و سبکبال و آسوده خیال، خود را برای کار سخت و پیگیر روزهای دیگر آماده میکردند.
جشنهایی که در ایران باستانی برگزار میشد و امروز هم برخی از آنها از سوی زرتشتیان که پاسداران راستین آیین و سنن نیاکان خود هستند، گرفته میشود سه دستهاند:
۱- #جشنهای_سالیانه
۲- #جشنهای_فصلی
۳- #جشنهای_ماهیانه
که از میان این جشنهای گوناگون، چندتایی که همواره بزرگتر بوده و از ارزش ویژهای نزد همهی ایرانیان برخوردار بودهاند.
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#_جشن_های_سالانه
#_جشن_نوسره
آیین گردآوری بوته برای آتش افروزی جشن سده
در بخشهایی از ایران کهن، آیین نوسره در پنجم بهمنماه برپا میشده است.
این آیین پنج روز پیش از آتش افروزی جشن سده در دهم بهمن بوده است.
ایرانیان در این روز با گردآوری هیزم از باغهای میوه بویژه سردرختیهای بریده شده از سال پیش، توده بزرگی را در میدان بزرگ شهر و روستای خود آماده می کردهاند تا در همآوردی(:رقابت) با محلههای دیگر پیرامون خود، در هرسال، جشن سده باشکوهی داشته باشند.
جشن سده در نواحی گوناگون با نامهای مختلفی شناخته میشود:
در خراسان «سَـرِه»،
در حوالی اراک «جشن چوپانان»،
در خمین «کُـردِه»،
در دلیجان «هَلههَله»
و در بدخشان تاجیکستان به نام «خِـرپَـچار» دانسته شدهاست.
در فراهان، سنگسرِ سمنان و جاهایی دیگر، چهار روز پیش و پس از سده را «چاروچار» و سردترین شبها میدانند که سده در میانه آن جای گرفتهاست.
در بخشهایی از ایران کهن، آیین نوسره در پنجم بهمنماه برپا میشود.
این آیین پنج روز پیش از آتش افروزی جشن سده در دهم بهمن است.
جشن سده در نواحی گوناگون با نامهای مختلفی شناخته میشود:
در #خراسان سَرِه است.
در #اراک جشن چوپانان است.
در #خمین کُردِه است.
در #دلیجان هَلههَله است.
در #بدخشان تاجیکستان بهنام خِرپَچار است.
در #خمین و #فراهان و #سمنان و دیگر جاهای ایرانزمین، چهار روز پیش و پس از سده را چاروچار و سردترین شبها میدانند که سده در میانه آن جای گرفته است. همچنین هنگام جشن و نمایش کوسه ناقالدی که دو تن در کوچهها به نوازندگی و سرودخوانی میپردازند.
یکی از این دو تن نقش کوسه و دیگری نقش «تَکِه/تگه» (بُز نر) را بهدوش میگیرد.
کوسه با پوشیدن جامههای خندهآور، دست و چهره خود را سیاه کرده و تکه پوست بزی با دو شاخ بر سر کشیده و دست و چهره خود را سپید میکند.
گاه پسر نوجوانی نیز در نقش زنِ کوسه به نمایش میپردازد. این مراسم در گیلان نیز با نام «آینه تکم» برگزار میشود.
مهمترین شوند پیدایش این جشن، انجام آیینهایی نمادین برای کاستن از سختی سرما و نیز چهلمین زادروز خورشید است
جشنهای سالانه🌍 #جشن_سده🔥
جشن سده در آغاز شامگاه دهم بهمنماه روز مهر از بهمنماه برگزار میشود.
وارون(:برعکس) مردمانی که این جهان را خوار شمرده و تنها در اندیشه آخرت بودند و یا آنهایی که بیشتر روزهای سال را در اندوه و سوگواری بهسر میبردند و باور داشتند که گریه و خودآزاری ثواب داشته و بر هر درد بیدرمان دواست، پدران و نیاکان نامدار ما ایرانیان در ایران باستان، گیتی و مینو را باهم خواستار بودند و یکی را فدای دیگری نمیکردند.
دنیای آنها دنیای کار و کوشش همراه با جشن و سرور و شادمانی بود. آنها باور رسا داشتند هنگامیکه کار و کوشش با شادی و سرور همراه باشد، سبب شادمانی و خشنودی و درستی تن و روان میشود و زندگی را شیرینتر میسازد.
آری آنها آن اندازه پایبند این مرام بودند که چهبسا شیون و زاری بسیار از اندازه را در مرگ عزیزان از دست رفته گناه بزرگی دانسته و میگفتند هر دانه اشکی که در سوگ عزیزان ریخته شود سیلابی میگردد که جلوی پیشرفت روان را میگیرد.
واژه جشن از واژه اوستایى یسنه Yasna آمده و این واژه از ریشه یز Yaz سانسکریت، یج Yaj گرفته شده که در چم ستایش کردن است. پس واژه جشن به معنی ستایش و بزرگداشت است. یِسن، یَشت، یَزَت، یَزَد، ایزَد، یَزدان… همه ریشه گرفته از همین واژهاند.
زرتشتیان واژه جشنJashn را برای آیینهای بزرگداشت و خوشى و سرور بکار میبرند در چنانچه آیینهای دینی و سرودن اوستا در آن روزها را جَشَنJashan میخوانند برای نمونه میگفتند در اینجا مراسم جَشَنخوانی برپاست یا در آنجا جَشَن میخوانند.
آری، پیشینیان ما در ایران باستان برای اینکه اندوه و سوگ را از جان و روان خود بکاهند در درازای سال جشنهایی ترتیب داده بودند و این جشنها پر از ستایش و نیایش به درگاه اهورامزدا و سخنرانی و راهنمایی بود.
مردم به نگرانیهای یکدیگر رسیدگی کرده و پس از آن به سرور و شادمانی و دست افشانی و پایکوبی پرداخته و بدینگونه اندیشههای بد و زهرآگین را از مغز و روان خود دور ساخته و سبکبال و آسوده خیال، خود را برای کار سخت و پیگیر روزهای دیگر آماده میکردند.
جشنهایی که در ایران باستانی برگزار میشد و امروز هم برخی از آنها از سوی زرتشتیان که پاسداران راستین آیین و سنن نیاکان خود هستند، گرفته میشود سه دستهاند:
۱- #جشنهای_سالیانه
۲- #جشنهای_فصلی
۳- #جشنهای_ماهیانه
که از میان این جشنهای گوناگون، چندتایی که همواره بزرگتر بوده و از ارزش ویژهای نزد همهی ایرانیان برخوردار بودهاند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
🔻مرحوم = شادروان، روانشاد، انوشَکروان، نوشینروان، آمرزیده، زندهیاد، درگذشته، از جهانرفته، نیکرفته، نیکیاد، هوفَروَرت، ویتَرتَک(پارسی پهلوی)
🔻مرحومه = شادروان، روانشاد، انوشَکروان، نوشینروان، آمرزیده، زندهیاد، درگذشته، از جهان رفته، نیکرفته، نیکیاد، هوفَروَرت، ویتَرتَک(پارسی پهلوی)
🔻مغفور = بخشوده، آمرزیده
✍️نمونه:
🔺آن مرحوم، دار فانی را وداع گفته و چهره در نقاب خاک کشید =
آن روانشاد، سرای سپنج را بدرود گفته و چهره در پردهی خاک کشید
فوت مرحومهی مغفوره، والدهی عزیزتان را تسلیت عرض مینمایم =
درگذشت نوشینروان، مادر گرامیتان را با شما همدردم
🔻عزا= سوگ
🔻عزادار= سوگوار
🔻عزاداری = سوگواری
🔻عزاگرفتن= بهسوگنشستن، زاریکردن، شیونکردن، خودخوری
🔻ایّام عزاداری= روزهای سوگواری
🔻صاحبعزا= سوگوار
🔻لباس عزا= جامهی سوگ، رخت سیاه
🔻مجلس ختم= پُرسِه
🔻مجلس ترحیم= پُرسِه
✍️نمونه:
🔺از عزا چون بگذرد یکچندروز
کم شود آن آتش و آن عشق و سوز #مولوی=
از سوگ چون بگذرد یکچندروز
کم شود آن آتش و آن اِشغ و سوز
🔺فقدانش را عزا گرفته بودند=
نبودش را بهسوگ نشسته بودند
🔺عزا گرفته بود که مشکل خود را چطور حل کند=
خودخوری میکرد که گرفتاری خود را چگونه چاره کند
🔺گفته شده لباس عزاداری ایرانیان قدیم سفید بوده است=
گفته شده جامهی سوگواری ایرانیان باستان سپید بوده است
🔺مجلس ختم آن مرحوم فردا منعقد میگردد=
پُرسِهی آن بهشتیروان فردا برگزار میشود
تسلی = دلداری، همدردی، دلخوشی، نواز
تسلیبخش = اندُهگسار
تسلیت = دلداری
تسلیتآمیز = نَوازانه
تسلیتنامه = نوازنامه
تسلیدادن = نوازیدن، دلداری كردن، دلداری دادن
واژه ی تازی «تسلیت» در تازی به چم «اندوهزدایی»ست و در پارسی بهنادرست با كارواژهی(فعل) «گفتن» بهكار میرود و به گونهی «فلانی چیزی را تسلیت گفت» درمیآید.
از اینرو باید در برگردان آن، سازهی «تسلیتگفتن» را با هم در نگر(نظر) گرفت و با هم پارسی کرد.
تسلیت عرض میکنم =
با شما همدردم
مرا همدرد خود بدانید
همدردی مرا بپذیرید
در اندوهتان همدردم
بههمراه شما دردمندم
در اندوهتان همراهم
دلآسان باشید
اندوهگین مباشید
بیش از این اندوهگین مباشید
اندوهتان كاسته باد
نمونه ١:
حسن، وفات ابوی تقی را به او تسلیت گفت =
منوچهر ، از دست رفتن پدر پارسا را به او دلداری داد
منوچهر، همدردی خود را در مرگ پدر پارسا، به او گفت/رسانید
منوچهر خود را در مرگ پدر پارسا با او همدرد دانست
منوچهر با پارسا برای مرگ پدرش همدردی كرد
منوچهر كوشید اندوه پارسا را از مرگ پدرش، بزداید/بكاهد
نمونه ۲:
درگذشت مادرتان را تسلیت عرض میكنم =
مرا در درگذشت مادرتان همدرد بدانید
همدردی مرا در درگذشت مادرتان بپذیرید
درگذشت مادرتان را با شما همدردم
در اندوه درگذشت مادرتان، همدردم
در درگذشت مادرتان، همدرد شما هستم
در اندوه درگذشت مادرتان، همدرد شما هستم
از درگذشت مادرتان، دردمندم
از درگذشت مادرتان، ما نیز دردمندیم
بگذارید به شما در درگذشت مادرتان دلداری دهم و با شما همدرد باشم
بگذارید در اندوه شما از درگذشت مادرتان همراه باشم
بگذارید شما را در اندوه درگذشت مادرتان همراهی كنم
نمونه ۳:
حرفهای او موجب تسلیخاطر فرزندش شد =
سخنان او انگیزهی دلآسایی فرزندش شد
سخنان او دل فرزندش را آسایش بخشید
سخنان او فرزندش را دلآسایی بخشید
گفتههای او دل فرزندش را آسودهتر كرد
گفتههای او به كاهش اندوه فرزندش انجامید
سخنان او اندوه فرزندش را كاست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
🔻مرحوم = شادروان، روانشاد، انوشَکروان، نوشینروان، آمرزیده، زندهیاد، درگذشته، از جهانرفته، نیکرفته، نیکیاد، هوفَروَرت، ویتَرتَک(پارسی پهلوی)
🔻مرحومه = شادروان، روانشاد، انوشَکروان، نوشینروان، آمرزیده، زندهیاد، درگذشته، از جهان رفته، نیکرفته، نیکیاد، هوفَروَرت، ویتَرتَک(پارسی پهلوی)
🔻مغفور = بخشوده، آمرزیده
✍️نمونه:
🔺آن مرحوم، دار فانی را وداع گفته و چهره در نقاب خاک کشید =
آن روانشاد، سرای سپنج را بدرود گفته و چهره در پردهی خاک کشید
فوت مرحومهی مغفوره، والدهی عزیزتان را تسلیت عرض مینمایم =
درگذشت نوشینروان، مادر گرامیتان را با شما همدردم
🔻عزا= سوگ
🔻عزادار= سوگوار
🔻عزاداری = سوگواری
🔻عزاگرفتن= بهسوگنشستن، زاریکردن، شیونکردن، خودخوری
🔻ایّام عزاداری= روزهای سوگواری
🔻صاحبعزا= سوگوار
🔻لباس عزا= جامهی سوگ، رخت سیاه
🔻مجلس ختم= پُرسِه
🔻مجلس ترحیم= پُرسِه
✍️نمونه:
🔺از عزا چون بگذرد یکچندروز
کم شود آن آتش و آن عشق و سوز #مولوی=
از سوگ چون بگذرد یکچندروز
کم شود آن آتش و آن اِشغ و سوز
🔺فقدانش را عزا گرفته بودند=
نبودش را بهسوگ نشسته بودند
🔺عزا گرفته بود که مشکل خود را چطور حل کند=
خودخوری میکرد که گرفتاری خود را چگونه چاره کند
🔺گفته شده لباس عزاداری ایرانیان قدیم سفید بوده است=
گفته شده جامهی سوگواری ایرانیان باستان سپید بوده است
🔺مجلس ختم آن مرحوم فردا منعقد میگردد=
پُرسِهی آن بهشتیروان فردا برگزار میشود
تسلی = دلداری، همدردی، دلخوشی، نواز
تسلیبخش = اندُهگسار
تسلیت = دلداری
تسلیتآمیز = نَوازانه
تسلیتنامه = نوازنامه
تسلیدادن = نوازیدن، دلداری كردن، دلداری دادن
واژه ی تازی «تسلیت» در تازی به چم «اندوهزدایی»ست و در پارسی بهنادرست با كارواژهی(فعل) «گفتن» بهكار میرود و به گونهی «فلانی چیزی را تسلیت گفت» درمیآید.
از اینرو باید در برگردان آن، سازهی «تسلیتگفتن» را با هم در نگر(نظر) گرفت و با هم پارسی کرد.
تسلیت عرض میکنم =
با شما همدردم
مرا همدرد خود بدانید
همدردی مرا بپذیرید
در اندوهتان همدردم
بههمراه شما دردمندم
در اندوهتان همراهم
دلآسان باشید
اندوهگین مباشید
بیش از این اندوهگین مباشید
اندوهتان كاسته باد
نمونه ١:
حسن، وفات ابوی تقی را به او تسلیت گفت =
منوچهر ، از دست رفتن پدر پارسا را به او دلداری داد
منوچهر، همدردی خود را در مرگ پدر پارسا، به او گفت/رسانید
منوچهر خود را در مرگ پدر پارسا با او همدرد دانست
منوچهر با پارسا برای مرگ پدرش همدردی كرد
منوچهر كوشید اندوه پارسا را از مرگ پدرش، بزداید/بكاهد
نمونه ۲:
درگذشت مادرتان را تسلیت عرض میكنم =
مرا در درگذشت مادرتان همدرد بدانید
همدردی مرا در درگذشت مادرتان بپذیرید
درگذشت مادرتان را با شما همدردم
در اندوه درگذشت مادرتان، همدردم
در درگذشت مادرتان، همدرد شما هستم
در اندوه درگذشت مادرتان، همدرد شما هستم
از درگذشت مادرتان، دردمندم
از درگذشت مادرتان، ما نیز دردمندیم
بگذارید به شما در درگذشت مادرتان دلداری دهم و با شما همدرد باشم
بگذارید در اندوه شما از درگذشت مادرتان همراه باشم
بگذارید شما را در اندوه درگذشت مادرتان همراهی كنم
نمونه ۳:
حرفهای او موجب تسلیخاطر فرزندش شد =
سخنان او انگیزهی دلآسایی فرزندش شد
سخنان او دل فرزندش را آسایش بخشید
سخنان او فرزندش را دلآسایی بخشید
گفتههای او دل فرزندش را آسودهتر كرد
گفتههای او به كاهش اندوه فرزندش انجامید
سخنان او اندوه فرزندش را كاست
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
به حکم هزاره وُ
با دهانِ این دقیقه،
دعایم کردهاند،
تا به حرمتِ باران
همچنان بیدارِ گریه بمیرم،
حالا هر وقت بگویی علی!
میآیم.
من به مرور توانستهام
تکلمِ تمامِ جهان را تصرف کنم.
میشود آیا یکی لحظه از قضا
تو را دوباره به خواب خود ببینم...؟
ماه!
هی ماهِ مَرحَبا!
در این گیر و دارِ بیگریبان
دستم را بگیر،
من پیراهنْ دریدهٔ توام از اندوهِ انتظار!
تنها اشباحِ این شبِ خسته
شاهد هزار پهلو از نخوابیدنِ مناند.
من
غلتیده در تغزلِ این قیامتام
که شب تا سَحَر
مرثیه از مَحْشَرِ مولوی میخوانم.
میخوانم
بلکه کبریا
به یاریِ کلماتِ من بیاید،
وگرنه یکی میگوید این گریه از آن است وُ
یکی میگوید آن گریه از این!
حالا راهی بزن
رو به منزلی که نزدیکتر،
من بُریدهام!
▫️ #_شعری از سیدعلی صالحی
▫️ #_نقاشی: رنه مارگریت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
به حکم هزاره وُ
با دهانِ این دقیقه،
دعایم کردهاند،
تا به حرمتِ باران
همچنان بیدارِ گریه بمیرم،
حالا هر وقت بگویی علی!
میآیم.
من به مرور توانستهام
تکلمِ تمامِ جهان را تصرف کنم.
میشود آیا یکی لحظه از قضا
تو را دوباره به خواب خود ببینم...؟
ماه!
هی ماهِ مَرحَبا!
در این گیر و دارِ بیگریبان
دستم را بگیر،
من پیراهنْ دریدهٔ توام از اندوهِ انتظار!
تنها اشباحِ این شبِ خسته
شاهد هزار پهلو از نخوابیدنِ مناند.
من
غلتیده در تغزلِ این قیامتام
که شب تا سَحَر
مرثیه از مَحْشَرِ مولوی میخوانم.
میخوانم
بلکه کبریا
به یاریِ کلماتِ من بیاید،
وگرنه یکی میگوید این گریه از آن است وُ
یکی میگوید آن گریه از این!
حالا راهی بزن
رو به منزلی که نزدیکتر،
من بُریدهام!
▫️ #_شعری از سیدعلی صالحی
▫️ #_نقاشی: رنه مارگریت
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
پرسید: اندوهِ دوری را
چه تسکین است ؟
گفت؛ خیال…
#محتشم_کاشانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
پرسید: اندوهِ دوری را
چه تسکین است ؟
گفت؛ خیال…
#محتشم_کاشانی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
۲۵ بهمن ماه هر سال، سالگرد یورش تازیان ددمنشانه به ایران زمین و نبرد نهاوند
یاد جانباختگان ایران اهورایی را گرامی می داریم. در ایران سوگی در کار نیست، در ایران اهورایی کسی نمیگرید، ایرانیان همه آشغ هستند، در دستانشان شاخهای «مورد» گرفتهاند و در آیینی هم انبازی می کنیم که به یاد جانباختگانِ میهن را گرامی بداریم. در اورمزد روز از اسپندماه (نخستین روز اسپندماه از گاهشمار زرتشتی / ۲۵ بهمن ماه خورشیدی ) به یاد پاسداران این سرزمین اهورایی، آیینی برپاست، یادوارهای از اشغ(عشق) و مهر و از آنچه که بر دل نگاشتهاند و این دلنگاشته همواره با ماست و از باد و باران و گذر زمان آن را گزندی نیست.
باد و باران بیهوده میپویند، هیچ راهی نیست و این مهر همواره با ماست و این اشغِ خویش و همخانهی ماست.
جنگ نهاوند در روز اورمزد از اسپند ماه، سال ۲۳۷۹ زرتشتی برابر با ۲۵ بهمن سال ۲۰ خورشیدی، و ۱۴ فوریه سال ۶۴۲ ترسایی(میلادی) بین سپاه ایران و تازیان، در نزدیکی نهاوند که در سرزمین کوهستانی پیشامد، رخ داد.
"ویرانی شهرها و کاخهای پادشاهان اندوه به همراه دارد ولی، غمانگیزتر از آن به آتش کشیده شدن دانشگاهها و نسک(کتاب)خانههایی است که هر یک نگاهبان هزاران نسک از دانش و خردی بود که به دست نیاکان ما گردآوری شده، می توانست پشتوانهای استوار برای هزاران سال تاریخ پس از خود گردد تا فرزندان ایران امروز ناچار نباشند برای بازیافتن برگ برگ آن گنج از دسترفته، آه آرزو به دل بکشند.
شاید سده ها سال پیش، این جنگ را ایرانیان باخته اند ولی سده ها سال پس از آن، در بازیابی هویت خویش و تاوان این شکست، از هیچ کوششی دریغ نکرده اند و دست از این نبرد بر نداشته اند و تا پیروزی نهایی، راه پاپک ها و مازیارها و… را فرزندان آنها خواهند پیمود."
بیاد آور نهاوند را...
بیاد آور نیاکانمان را...
گلهای پرپر گشته ایران را...!
براشویی بیافزاییم.
همازور بیم.
همازورهما اشوبیم.
دوراز ونا و وناکاران بیم.
ایدون باد. ایدون ترج باد
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
۲۵ بهمن ماه هر سال، سالگرد یورش تازیان ددمنشانه به ایران زمین و نبرد نهاوند
یاد جانباختگان ایران اهورایی را گرامی می داریم. در ایران سوگی در کار نیست، در ایران اهورایی کسی نمیگرید، ایرانیان همه آشغ هستند، در دستانشان شاخهای «مورد» گرفتهاند و در آیینی هم انبازی می کنیم که به یاد جانباختگانِ میهن را گرامی بداریم. در اورمزد روز از اسپندماه (نخستین روز اسپندماه از گاهشمار زرتشتی / ۲۵ بهمن ماه خورشیدی ) به یاد پاسداران این سرزمین اهورایی، آیینی برپاست، یادوارهای از اشغ(عشق) و مهر و از آنچه که بر دل نگاشتهاند و این دلنگاشته همواره با ماست و از باد و باران و گذر زمان آن را گزندی نیست.
باد و باران بیهوده میپویند، هیچ راهی نیست و این مهر همواره با ماست و این اشغِ خویش و همخانهی ماست.
جنگ نهاوند در روز اورمزد از اسپند ماه، سال ۲۳۷۹ زرتشتی برابر با ۲۵ بهمن سال ۲۰ خورشیدی، و ۱۴ فوریه سال ۶۴۲ ترسایی(میلادی) بین سپاه ایران و تازیان، در نزدیکی نهاوند که در سرزمین کوهستانی پیشامد، رخ داد.
"ویرانی شهرها و کاخهای پادشاهان اندوه به همراه دارد ولی، غمانگیزتر از آن به آتش کشیده شدن دانشگاهها و نسک(کتاب)خانههایی است که هر یک نگاهبان هزاران نسک از دانش و خردی بود که به دست نیاکان ما گردآوری شده، می توانست پشتوانهای استوار برای هزاران سال تاریخ پس از خود گردد تا فرزندان ایران امروز ناچار نباشند برای بازیافتن برگ برگ آن گنج از دسترفته، آه آرزو به دل بکشند.
شاید سده ها سال پیش، این جنگ را ایرانیان باخته اند ولی سده ها سال پس از آن، در بازیابی هویت خویش و تاوان این شکست، از هیچ کوششی دریغ نکرده اند و دست از این نبرد بر نداشته اند و تا پیروزی نهایی، راه پاپک ها و مازیارها و… را فرزندان آنها خواهند پیمود."
بیاد آور نهاوند را...
بیاد آور نیاکانمان را...
گلهای پرپر گشته ایران را...!
براشویی بیافزاییم.
همازور بیم.
همازورهما اشوبیم.
دوراز ونا و وناکاران بیم.
ایدون باد. ایدون ترج باد
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
پژوهش ۲۰۲۴: مردان، به خاطر دریافت محبت کم، به دلایل هورمونی و عصبی، خیلی زود از پا درمیآیند.
مردان و زنان اکسی توسین تولید می کنند، اما زنان به طور کلی سطح پایه بالاتری دارند که انعطاف پذیری عاطفی آنها را افزایش می دهد.
سطح تستوسترون نیز نقش دارد. تستوسترون پایین در مردان منجر به افزایش احساس غم و اندوه درصورت عدم وجود محبت میشود.
مردان پاسخ استرس شدیدتری به طرد اجتماعی دارند که در نتیجه سطوح کورتیزول بالا و رکود عاطفی سریعتر ایجاد میشود
مردان معمولا سبک های دلبستگی ناایمن را ایجاد میکنند و آنها را نسبت به طرد شدن درک شده حساس تر می نماید.
زنان معمولاً استراتژیهای تنظیم هیجانی توسعهیافتهتری دارند که به آنها اجازه میدهد تا ناامیدی را بهتر از مردان مدیریت کنند.
مطالعات نشان می دهد که مردان هنگام پردازش محرک های اجتماعی، مناطق متفاوت مغز را نسبت به زنان فعال می کنند
و به طور بالقوه کمبود محبت را به عنوان تهدیدی برای سلامت عاطفی خود درک می کنند.
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
پژوهش ۲۰۲۴: مردان، به خاطر دریافت محبت کم، به دلایل هورمونی و عصبی، خیلی زود از پا درمیآیند.
مردان و زنان اکسی توسین تولید می کنند، اما زنان به طور کلی سطح پایه بالاتری دارند که انعطاف پذیری عاطفی آنها را افزایش می دهد.
سطح تستوسترون نیز نقش دارد. تستوسترون پایین در مردان منجر به افزایش احساس غم و اندوه درصورت عدم وجود محبت میشود.
مردان پاسخ استرس شدیدتری به طرد اجتماعی دارند که در نتیجه سطوح کورتیزول بالا و رکود عاطفی سریعتر ایجاد میشود
مردان معمولا سبک های دلبستگی ناایمن را ایجاد میکنند و آنها را نسبت به طرد شدن درک شده حساس تر می نماید.
زنان معمولاً استراتژیهای تنظیم هیجانی توسعهیافتهتری دارند که به آنها اجازه میدهد تا ناامیدی را بهتر از مردان مدیریت کنند.
مطالعات نشان می دهد که مردان هنگام پردازش محرک های اجتماعی، مناطق متفاوت مغز را نسبت به زنان فعال می کنند
و به طور بالقوه کمبود محبت را به عنوان تهدیدی برای سلامت عاطفی خود درک می کنند.
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#سپندارمزگان و #ولنتاین:
براستی مایهی دریغ و اندوه من است که ما ایرانیان که یکی از دیرینهترین و باشکوهترین فرهنگهای جهان را داریم و بدان مینازیم، به جشنها و دیگر هنجارهای فرهنگی بیگانگان روی بیاوریم.
گاهی کسانی و خانوادههایی را میبینم که یکسره بیگانه با فرهنگ نیاکانی، خاماندیشانه جشن سپندارمزگان را با ولنتاین میسنجند. بیهیچ گمانی آنها خرد باختگانی هستند که کیستی و چیستی خود را فراموش کردهاند.
اگر میخواهیم زنان ایرانی را در جشنی گرامی بداریم، سزاوار و برازنده است که از جشن سپندارمزگان بهره ببریم که آیینهای آن یکسره ایرانی است و با منش و فرهنگ ما سازگار است.
اگر جهانیان اندکی دربارهی جشن سپندارمزگان ما میدانستند هرگز به ولنتاین دل خوش نمیکردند و سپندارمزگان، جشن جهانی بزرگداشت زن میشد.
در میان فرهنگهایی که من میشناسم، جشنی همپایهی سپندارمزگان پدید نیامده است و هیچ یک از آنها به اندازهی فرهنگ ایران، زنان را گرامی نمیدارد.
در فرهنگ باشکوه ایرانی، زن بانو نامیده میشود. بان ریختی دیگر از بام است که همچنان در بامداد داریم به معنی روشنایی و فروغ. ایرانیان بدان روی زن را بانو نامیدهاند که او را چراغ و روشنایی سرای خود میدانستهاند و میدانند.
✍️دکتر #میرجلالالدین_کزازی🍷 نویسنده، مترجم، استاد دانشگاه، شاهنامهپژوه و پژوهشگر برجسته ایرانی در زبان و ادب پارسی.
.
من وقتی در باب گذشته ایران تامل میکنم #از_اینکه ایرانیها دنیا را به نام دین یا به نام آزادی به آتش و خون نکشیدهاند، #از_اینکه مردم سرزمینهای فتح شده را کشتار نکردهاند و دشمنان خود را گروهگروه به اسارت نبردهاند، #از_اینکه در روزگار قدیم یونانیهای مطرود را پناه دادهاند، #از_اینکه ارامنه را در درون خانهی خویش پذیرفتهاند، #از_اینکه جهودان و پیغمبرانشان را از اسارت بابل نجات دادهاند، #از_اینکه در سدههای گزشته جنگ صلیبی بر ضد دنیا راه نیانداختهاند و محکمه تفتیش عقاید درست نکردهاند، #از_اینکه با گیوتین سر مخالفان را قطع نکردهاند، از اینکه سرخپوستها را ریشه کن نکردهاند و بویرها را به مرز نابودی نکشانیدهاند و #از_اینکه رویهمرفته ایرانیها به اندازه سایر اقوام کهنسال دنیا نقطه ضعف اخلاقی نشان ندادهاند، احساس آرامش و غرور میکنم.
✍️ #استاد_زرینکوب، نویسنده، ادیب، تاریخنگار و مترجم برجسته.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#سپندارمزگان و #ولنتاین:
براستی مایهی دریغ و اندوه من است که ما ایرانیان که یکی از دیرینهترین و باشکوهترین فرهنگهای جهان را داریم و بدان مینازیم، به جشنها و دیگر هنجارهای فرهنگی بیگانگان روی بیاوریم.
گاهی کسانی و خانوادههایی را میبینم که یکسره بیگانه با فرهنگ نیاکانی، خاماندیشانه جشن سپندارمزگان را با ولنتاین میسنجند. بیهیچ گمانی آنها خرد باختگانی هستند که کیستی و چیستی خود را فراموش کردهاند.
اگر میخواهیم زنان ایرانی را در جشنی گرامی بداریم، سزاوار و برازنده است که از جشن سپندارمزگان بهره ببریم که آیینهای آن یکسره ایرانی است و با منش و فرهنگ ما سازگار است.
اگر جهانیان اندکی دربارهی جشن سپندارمزگان ما میدانستند هرگز به ولنتاین دل خوش نمیکردند و سپندارمزگان، جشن جهانی بزرگداشت زن میشد.
در میان فرهنگهایی که من میشناسم، جشنی همپایهی سپندارمزگان پدید نیامده است و هیچ یک از آنها به اندازهی فرهنگ ایران، زنان را گرامی نمیدارد.
در فرهنگ باشکوه ایرانی، زن بانو نامیده میشود. بان ریختی دیگر از بام است که همچنان در بامداد داریم به معنی روشنایی و فروغ. ایرانیان بدان روی زن را بانو نامیدهاند که او را چراغ و روشنایی سرای خود میدانستهاند و میدانند.
✍️دکتر #میرجلالالدین_کزازی🍷 نویسنده، مترجم، استاد دانشگاه، شاهنامهپژوه و پژوهشگر برجسته ایرانی در زبان و ادب پارسی.
.
من وقتی در باب گذشته ایران تامل میکنم #از_اینکه ایرانیها دنیا را به نام دین یا به نام آزادی به آتش و خون نکشیدهاند، #از_اینکه مردم سرزمینهای فتح شده را کشتار نکردهاند و دشمنان خود را گروهگروه به اسارت نبردهاند، #از_اینکه در روزگار قدیم یونانیهای مطرود را پناه دادهاند، #از_اینکه ارامنه را در درون خانهی خویش پذیرفتهاند، #از_اینکه جهودان و پیغمبرانشان را از اسارت بابل نجات دادهاند، #از_اینکه در سدههای گزشته جنگ صلیبی بر ضد دنیا راه نیانداختهاند و محکمه تفتیش عقاید درست نکردهاند، #از_اینکه با گیوتین سر مخالفان را قطع نکردهاند، از اینکه سرخپوستها را ریشه کن نکردهاند و بویرها را به مرز نابودی نکشانیدهاند و #از_اینکه رویهمرفته ایرانیها به اندازه سایر اقوام کهنسال دنیا نقطه ضعف اخلاقی نشان ندادهاند، احساس آرامش و غرور میکنم.
✍️ #استاد_زرینکوب، نویسنده، ادیب، تاریخنگار و مترجم برجسته.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
پژوهش ۲۰۲۴: مردان، به خاطر دریافت محبت کم، به دلایل هورمونی و عصبی، خیلی زود از پا درمیآیند.
مردان و زنان اکسی توسین تولید می کنند، اما زنان به طور کلی سطح پایه بالاتری دارند که انعطاف پذیری عاطفی آنها را افزایش می دهد.
سطح تستوسترون نیز نقش دارد. تستوسترون پایین در مردان منجر به افزایش احساس غم و اندوه درصورت عدم وجود محبت میشود.
مردان پاسخ استرس شدیدتری به طرد اجتماعی دارند که در نتیجه سطوح کورتیزول بالا و رکود عاطفی سریعتر ایجاد میشود
مردان معمولا سبک های دلبستگی ناایمن را ایجاد میکنند و آنها را نسبت به طرد شدن درک شده حساس تر می نماید.
زنان معمولاً استراتژیهای تنظیم هیجانی توسعهیافتهتری دارند که به آنها اجازه میدهد تا ناامیدی را بهتر از مردان مدیریت کنند.
مطالعات نشان می دهد که مردان هنگام پردازش محرک های اجتماعی، مناطق متفاوت مغز را نسبت به زنان فعال می کنند
و به طور بالقوه کمبود محبت را به عنوان تهدیدی برای سلامت عاطفی خود درک می کنند.
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
پژوهش ۲۰۲۴: مردان، به خاطر دریافت محبت کم، به دلایل هورمونی و عصبی، خیلی زود از پا درمیآیند.
مردان و زنان اکسی توسین تولید می کنند، اما زنان به طور کلی سطح پایه بالاتری دارند که انعطاف پذیری عاطفی آنها را افزایش می دهد.
سطح تستوسترون نیز نقش دارد. تستوسترون پایین در مردان منجر به افزایش احساس غم و اندوه درصورت عدم وجود محبت میشود.
مردان پاسخ استرس شدیدتری به طرد اجتماعی دارند که در نتیجه سطوح کورتیزول بالا و رکود عاطفی سریعتر ایجاد میشود
مردان معمولا سبک های دلبستگی ناایمن را ایجاد میکنند و آنها را نسبت به طرد شدن درک شده حساس تر می نماید.
زنان معمولاً استراتژیهای تنظیم هیجانی توسعهیافتهتری دارند که به آنها اجازه میدهد تا ناامیدی را بهتر از مردان مدیریت کنند.
مطالعات نشان می دهد که مردان هنگام پردازش محرک های اجتماعی، مناطق متفاوت مغز را نسبت به زنان فعال می کنند
و به طور بالقوه کمبود محبت را به عنوان تهدیدی برای سلامت عاطفی خود درک می کنند.
#_برگردان_سپیده_نازنینمان
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
فکر نمیکنم چیزی به اندازه خنده واگیر داشته باشد. غم و اندوه هم میتواند واگیر داشته باشد اما ترس چیز دیگریست، ترس نمیتواند به راحتی شادی و غم سرایت کند و این بسیار خوب است ما با ترس هایمان کمابیش تنهاییم.
📘دختر پرتقالی
#یوستین_گردر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
فکر نمیکنم چیزی به اندازه خنده واگیر داشته باشد. غم و اندوه هم میتواند واگیر داشته باشد اما ترس چیز دیگریست، ترس نمیتواند به راحتی شادی و غم سرایت کند و این بسیار خوب است ما با ترس هایمان کمابیش تنهاییم.
📘دختر پرتقالی
#یوستین_گردر
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
میدانم خدایان انسان را
بدل به شیئی میکنند
بی آنکه روح را از او برگیرند
تو نیز بدل به سنگی شدهای در درون من
تا اندوه را جاودانه سازی
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
میدانم خدایان انسان را
بدل به شیئی میکنند
بی آنکه روح را از او برگیرند
تو نیز بدل به سنگی شدهای در درون من
تا اندوه را جاودانه سازی
#آنا_آخماتوا
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_دلــــنـــوشـــتـــه_امـــروز❤️
🌱 از چرخ به هر گونه همیدار امید…
سال نو آمد و ما پیامی از امید داریم که باید آن را به همدیگر برسانیم.
امید داریم که نوروز نویدبخش آغازی نو در سالی نو باشد.
امید داریم که زندگی را هزار رنگ است و سیاهی تنها یکی از آن رنگهاست.
امید داریم که از سیاهترین شب به آفتاب خواهیم رسید و درها گشوده میشوند به سوی روشنایی.
امید داریم که فردای بهتری خواهیم داشت و زیبایی زندگی را خواهیم دید.
امید داریم که دوستمان خواهند داشت و دوستشان خواهیم داشت و روبروی هم نخواهیم ایستاد جز برای بوسیدن.
امید داریم که دوباره خندههایمان گل میکند، زندگی زنده خواهد شد و زنگار اندوه از دل خواهیم شست به امید شادمانی.
امید داریم که شادی خواهد آمد و ما ترانهخوان، پایکوبان و دستافشان، گام خواهیم زد در کوچههای زندگی.
امید داریم که شاید بتوانند همهی گلها را بچینند ولی نمیتوانند بهار را از آمدن بازدارند.
امید داریم که رنگینکمان از دل توفان بیرون خواهد آمد و زیباییاش توفان را از یادمان خواهد برد.
و امید داریم به روزهای پاک، به روزهای سبز، به روزهایی که دل خانه گرم است و دلهایمان آرام میگیرد به بودن همدیگر…
🌱 امید داریم
چون امید خودِ زندگی است
چون امید ارزشمندترین داراییمان است
چون امید ستونی است که ما را سرپا نگاه داشته است
چون امسال سال امید است!
🌱 #نوروز #سال_امید
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#_تیم_شهر_کتاب
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_دلــــنـــوشـــتـــه_امـــروز❤️
🌱 از چرخ به هر گونه همیدار امید…
سال نو آمد و ما پیامی از امید داریم که باید آن را به همدیگر برسانیم.
امید داریم که نوروز نویدبخش آغازی نو در سالی نو باشد.
امید داریم که زندگی را هزار رنگ است و سیاهی تنها یکی از آن رنگهاست.
امید داریم که از سیاهترین شب به آفتاب خواهیم رسید و درها گشوده میشوند به سوی روشنایی.
امید داریم که فردای بهتری خواهیم داشت و زیبایی زندگی را خواهیم دید.
امید داریم که دوستمان خواهند داشت و دوستشان خواهیم داشت و روبروی هم نخواهیم ایستاد جز برای بوسیدن.
امید داریم که دوباره خندههایمان گل میکند، زندگی زنده خواهد شد و زنگار اندوه از دل خواهیم شست به امید شادمانی.
امید داریم که شادی خواهد آمد و ما ترانهخوان، پایکوبان و دستافشان، گام خواهیم زد در کوچههای زندگی.
امید داریم که شاید بتوانند همهی گلها را بچینند ولی نمیتوانند بهار را از آمدن بازدارند.
امید داریم که رنگینکمان از دل توفان بیرون خواهد آمد و زیباییاش توفان را از یادمان خواهد برد.
و امید داریم به روزهای پاک، به روزهای سبز، به روزهایی که دل خانه گرم است و دلهایمان آرام میگیرد به بودن همدیگر…
🌱 امید داریم
چون امید خودِ زندگی است
چون امید ارزشمندترین داراییمان است
چون امید ستونی است که ما را سرپا نگاه داشته است
چون امسال سال امید است!
🌱 #نوروز #سال_امید
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#_تیم_شهر_کتاب
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
#_Grief_1902
#_Anna_Ancher
#_اندوه_(1902)
#_اثر_آنا_آنچر (1859–1935)
#_موزه_اسکین
#_ارتفاع_86.5_سانتیمتر_عرض_73.8_سانتیمتر
تابلوی «اندوه» اثری تأثیرگذار از آنا آنچر است که در سال 1902 خلق شد. این نقاشی از رویایی زنده و پررنگ الهام گرفته شد؛ رویایی که آنچر را به تصویر کشیدن صحنهای عمیقاً احساسی بر روی بوم ترغیب کرد. او در مصاحبهای به مناسبت هفتادمین سالگرد تولدش فاش کرد که در یافتن سوژه برای نقاشی دچار مشکل شده بود تا اینکه این رویا به سراغش آمد. در این رویا، ملاقات میان مادری و دختری در زیر صلیبی در یک گورستان به تصویر کشیده شده بود. یکی از آنها فوت کرده بود و مادر به زانو افتاده بود، در حالی که دختر به سمت او خم شده بود. شدت این تصویر ذهنی آنقدر بر آنچر تأثیر گذاشت که بلافاصله شروع به ترسیم آن روی بوم کرد.
«اندوه» حس رازآلودگی و دروننگری را به بیننده القا میکند. هویت دو زن ناشناخته باقی میماند و بیننده را به تأمل در معنای این دیدار دعوت میکند. مادر در نقاشی از روی مادر خود آنا آنچر الگوبرداری شده که به اثر حال و هوای شخصیتری میبخشد. مشخص نیست که آیا دستان مادر در حال دعا هستند یا در یأس و ناامیدی فرو رفتهاند، و این ابهام به بیننده اجازه میدهد تا با تخیل خود به تفسیر نقاشی بپردازد.
اگرچه آنا آنچر بیشتر بهخاطر نقاشیهای روشن و واقعگرایانهاش از زندگی روزمره بهعنوان یکی از نقاشان گروه اسکین شناخته میشود، «اندوه» نشانهای از گذر او به عرصه نمادگرایی است؛ جایی که به کاوش در قلمروهای ناملموس غم، خاطره و ذهن انسان میپردازد. این نقاشی گواهی بر توانایی او در فراتر رفتن از واقعگرایی فیزیکی و به تصویر کشیدن چیزی بسیار گریزانتر است—سنگینی فقدان، فاصله میان زندگان و مردگان، و سکوتی که اندوه از خود بهجا میگذارد.
اندوه چه معنایی دارد؟ آیا غم و اندوه روزی ما را ترک میکنند یا همواره با ما میمانند و نحوه نگاه ما به جهان را تغییر میدهند؟ و هنگامی که مردگان به خواب ما میآیند، آیا بهعنوان ارواح بازمیگردند، یا صرفاً خاطرات هستند، یا چیزی فراتر از اینها؟
#_Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
#_Grief_1902
#_Anna_Ancher
#_اندوه_(1902)
#_اثر_آنا_آنچر (1859–1935)
#_موزه_اسکین
#_ارتفاع_86.5_سانتیمتر_عرض_73.8_سانتیمتر
تابلوی «اندوه» اثری تأثیرگذار از آنا آنچر است که در سال 1902 خلق شد. این نقاشی از رویایی زنده و پررنگ الهام گرفته شد؛ رویایی که آنچر را به تصویر کشیدن صحنهای عمیقاً احساسی بر روی بوم ترغیب کرد. او در مصاحبهای به مناسبت هفتادمین سالگرد تولدش فاش کرد که در یافتن سوژه برای نقاشی دچار مشکل شده بود تا اینکه این رویا به سراغش آمد. در این رویا، ملاقات میان مادری و دختری در زیر صلیبی در یک گورستان به تصویر کشیده شده بود. یکی از آنها فوت کرده بود و مادر به زانو افتاده بود، در حالی که دختر به سمت او خم شده بود. شدت این تصویر ذهنی آنقدر بر آنچر تأثیر گذاشت که بلافاصله شروع به ترسیم آن روی بوم کرد.
«اندوه» حس رازآلودگی و دروننگری را به بیننده القا میکند. هویت دو زن ناشناخته باقی میماند و بیننده را به تأمل در معنای این دیدار دعوت میکند. مادر در نقاشی از روی مادر خود آنا آنچر الگوبرداری شده که به اثر حال و هوای شخصیتری میبخشد. مشخص نیست که آیا دستان مادر در حال دعا هستند یا در یأس و ناامیدی فرو رفتهاند، و این ابهام به بیننده اجازه میدهد تا با تخیل خود به تفسیر نقاشی بپردازد.
اگرچه آنا آنچر بیشتر بهخاطر نقاشیهای روشن و واقعگرایانهاش از زندگی روزمره بهعنوان یکی از نقاشان گروه اسکین شناخته میشود، «اندوه» نشانهای از گذر او به عرصه نمادگرایی است؛ جایی که به کاوش در قلمروهای ناملموس غم، خاطره و ذهن انسان میپردازد. این نقاشی گواهی بر توانایی او در فراتر رفتن از واقعگرایی فیزیکی و به تصویر کشیدن چیزی بسیار گریزانتر است—سنگینی فقدان، فاصله میان زندگان و مردگان، و سکوتی که اندوه از خود بهجا میگذارد.
اندوه چه معنایی دارد؟ آیا غم و اندوه روزی ما را ترک میکنند یا همواره با ما میمانند و نحوه نگاه ما به جهان را تغییر میدهند؟ و هنگامی که مردگان به خواب ما میآیند، آیا بهعنوان ارواح بازمیگردند، یا صرفاً خاطرات هستند، یا چیزی فراتر از اینها؟
#_Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#جشن_فروردینگان🍀
🍀 فروردینگان یا فروردگ یکی از جشنهای ماهانه ایرانیان است.
🍀 روز برگزاری این جشن نوزدهم فروردینماه است.
فرودگ یا فروردینگان جشنی برای یادبود درگذشتگان است و از آنجایی که در دین زرتشتی اندوه و سوگواری جایی ندارد آیینهای سوگواری بهگونه جشن برگزار میشود و مردم روان درگذشتگان را هم در شادی خود شرکت میدهند.
✅ جشنها در ایران باستان:
در ایران کهن به فراخورهای گوناگون جشنی برگزار میشد و از آنجا که جشن نیایش هم بهشمار میآمد، برگزاری آن رنگ آیینی به خود گرفته بود.
در باورهای ایرانی، برخی از این جشنها، جشنهای بایسته بود، مانند گاهنبارها که جشنهای سالگرد آفرینشهای ششگانه همچون: آسمان، آب، زمین، گیاه، چارپایان سودمند و آدمهاست و برخی جشنهای شایسته و پسندیده، مانند جشنهای برابری نام روز و ماه که جشنهای ماهانه خوانده میشود.
✅ فروردینگان یا جشن ماهانه ماه فروردین:
در گاهشماری زرتشتی هر روز ماه را با نام یکی از امشاسپندان و ایزدان میخواندند.
در هر ماه، در روزی که با نام آن ماه همنام میشد، جشنی برگزار میکردند که برخی از این جشنها از همگانی و اهمیت فراوانی برخوردار بودند و تا امروز ارزش خود را نگه داشتهاند، مانند جشن فروردینگان ۱۹ فروردین. جشن تیرگان ۱۳تیر. جشن مهرگان ۱۶مهر. جشن اسپندگان ۵ اسفند.
روز نوزدهم هر ماه «فروردین» نام دارد و نوزدهم فروردین جشنی برگزار میشد، بهنام #فروردینگان که به آن #فرودگ نیز میگویند.
✅ فروهر:
فروردین به معنی فروهرها و ماه فروردین از آغاز ماه فروهرها و این جشن در ارز نهادن از فروهرهاست.
فروهرFrawahr که گونه اوستایی آن فروشیFravashi و گونه پارسی باستان آن فرورتیFra-vrti است، یکی از موجودات اساتیری ایران و از بحثانگیزترین آنهاست.
هر انسانی از پنج آخشیج(:عنصر) پایهریزی شدهاست:
١- روان
٢- جان(پایه زندگی)
٣- فروشی(«خود» آسمانی او)
۴- وجدان
۵- تن.
فروهر یا فروشی بخشی از وجود مینویی انسان است که روانش نگهدار اوست.
هر بدی که آدمی بر زمین کند، بر خود آسمانی او کارایی ندارد و تنها وجود زمینی انسان است که به سبب گناهانش در دوزخ رنج میبرد.
بهگونه دیگر، فروهر روح پاسبان آدمی است که پیش از زایش وجود دارد و پس از مرگ نیز باقی میماند.
روان پس از مرگ به فروشی خود میپیوندد.
از آنجا که فروهرها یکسره پاکند از یاوران نیروهای اهورایی بهشمار میآیند و در نبرد با اهریمن تاریکی هستند.
آنان همچون «سواران دلاور نیزه بدست» به صف ایستادهاند و سد گریز اهریمن از جهان روشنی میشوند که با زور درون آن شده بود.
درباره معنی این واژه نگرشهای گوناگون ارایه شدهاست. نمای واژه از پیشوند «فرا» و بن کنونی «ور» و پسوند نام مونثساز «تی» ساخته شدهاست. هرآینه چون بن «ور» معانی گوناگونی در زبانهای باستانی ایران دارد، درباره معنای این واژه ناهماهنگی دیدگاه است.
برخی ایرانشناسان معنی «گزینش» را برای آن در نظر گرفتهاند و با این معنی، فروهر آن بخشی از انسان است که توانایی گزینش میان خوب و بد را دارد. برخی دیگر «ور» را به معنی «پوشاننده، در برگیرنده» میپندارند و «فروهر» را «نگاهبان، پشتیبان» معنا میکنند. «ور» به معنای «آبستن کردن» نیز است و با این معنا، میتوان پیوند فروهرها را با زاییدن توجیه کرد. چون در مراحل نخستین همبودگاه آدمی، باور مردم این بود که آنچه باعث آبستنی زنان میشود، روان نیاکان است.
هرآینه پیشنهادی که از همه بخردانهتر به نظر میرسد، باور بیلیBailey، ایرانشناس بزرگ، است که این واژه را از بن «ورتی»varti به معنی «دلاوری» میگیرد و باورمند است که فروهر نماینده روان پهلوانی درگذشته بود که تندیس دلیری شناخته میشد.
چنانچه، باید پنداشت که در میان ایرانیان رزمنده، روزگاری آیین پرستش پهلوان رایج بوده و بازماندگان، پهلوانان درگذشته را ستایش میکردند تا از نیروی پهلوانی نهفته آنان کمک و یاری بگیرند.
فروهرها را موجوداتی مونث و بالدار و جنگجو میدانستند که در آسمان زندگی میکنند.
از اینرو، بسیار چست و چالاکاند تا در هنگام نیاز با شتاب به کمک خویشان خود بشتابند.
بازماندگان نیز با دهش و خواندن نیایش زمینه خشنودی آنان را فراهم میکردند.
باور به فرهوشی باوری پیش آیین زرتشتی و وابسته به دوران آریاییهاست.
در اساتیر هند نیز باوری همانند، با نام پیتاراPitara وجود دارد. و جشن در پیوند به آنها را موکتادMuktad مینامند.
زمان بازگشت فروهرها به زمین نیز در نوروز و ماه فروردین با زمانیکه در دیگر تمدنهای هند و اروپایی برای این رویداد قایل بودند(نیمه ماه مارس) برابرسنجی میکند. باوری که استوار و با نیرو به دین زرتشت راه یافت و رنگ دینی بهخود گرفت.
🌸🌿
🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم
#جشن_فروردینگان🍀
🍀 فروردینگان یا فروردگ یکی از جشنهای ماهانه ایرانیان است.
🍀 روز برگزاری این جشن نوزدهم فروردینماه است.
فرودگ یا فروردینگان جشنی برای یادبود درگذشتگان است و از آنجایی که در دین زرتشتی اندوه و سوگواری جایی ندارد آیینهای سوگواری بهگونه جشن برگزار میشود و مردم روان درگذشتگان را هم در شادی خود شرکت میدهند.
✅ جشنها در ایران باستان:
در ایران کهن به فراخورهای گوناگون جشنی برگزار میشد و از آنجا که جشن نیایش هم بهشمار میآمد، برگزاری آن رنگ آیینی به خود گرفته بود.
در باورهای ایرانی، برخی از این جشنها، جشنهای بایسته بود، مانند گاهنبارها که جشنهای سالگرد آفرینشهای ششگانه همچون: آسمان، آب، زمین، گیاه، چارپایان سودمند و آدمهاست و برخی جشنهای شایسته و پسندیده، مانند جشنهای برابری نام روز و ماه که جشنهای ماهانه خوانده میشود.
✅ فروردینگان یا جشن ماهانه ماه فروردین:
در گاهشماری زرتشتی هر روز ماه را با نام یکی از امشاسپندان و ایزدان میخواندند.
در هر ماه، در روزی که با نام آن ماه همنام میشد، جشنی برگزار میکردند که برخی از این جشنها از همگانی و اهمیت فراوانی برخوردار بودند و تا امروز ارزش خود را نگه داشتهاند، مانند جشن فروردینگان ۱۹ فروردین. جشن تیرگان ۱۳تیر. جشن مهرگان ۱۶مهر. جشن اسپندگان ۵ اسفند.
روز نوزدهم هر ماه «فروردین» نام دارد و نوزدهم فروردین جشنی برگزار میشد، بهنام #فروردینگان که به آن #فرودگ نیز میگویند.
✅ فروهر:
فروردین به معنی فروهرها و ماه فروردین از آغاز ماه فروهرها و این جشن در ارز نهادن از فروهرهاست.
فروهرFrawahr که گونه اوستایی آن فروشیFravashi و گونه پارسی باستان آن فرورتیFra-vrti است، یکی از موجودات اساتیری ایران و از بحثانگیزترین آنهاست.
هر انسانی از پنج آخشیج(:عنصر) پایهریزی شدهاست:
١- روان
٢- جان(پایه زندگی)
٣- فروشی(«خود» آسمانی او)
۴- وجدان
۵- تن.
فروهر یا فروشی بخشی از وجود مینویی انسان است که روانش نگهدار اوست.
هر بدی که آدمی بر زمین کند، بر خود آسمانی او کارایی ندارد و تنها وجود زمینی انسان است که به سبب گناهانش در دوزخ رنج میبرد.
بهگونه دیگر، فروهر روح پاسبان آدمی است که پیش از زایش وجود دارد و پس از مرگ نیز باقی میماند.
روان پس از مرگ به فروشی خود میپیوندد.
از آنجا که فروهرها یکسره پاکند از یاوران نیروهای اهورایی بهشمار میآیند و در نبرد با اهریمن تاریکی هستند.
آنان همچون «سواران دلاور نیزه بدست» به صف ایستادهاند و سد گریز اهریمن از جهان روشنی میشوند که با زور درون آن شده بود.
درباره معنی این واژه نگرشهای گوناگون ارایه شدهاست. نمای واژه از پیشوند «فرا» و بن کنونی «ور» و پسوند نام مونثساز «تی» ساخته شدهاست. هرآینه چون بن «ور» معانی گوناگونی در زبانهای باستانی ایران دارد، درباره معنای این واژه ناهماهنگی دیدگاه است.
برخی ایرانشناسان معنی «گزینش» را برای آن در نظر گرفتهاند و با این معنی، فروهر آن بخشی از انسان است که توانایی گزینش میان خوب و بد را دارد. برخی دیگر «ور» را به معنی «پوشاننده، در برگیرنده» میپندارند و «فروهر» را «نگاهبان، پشتیبان» معنا میکنند. «ور» به معنای «آبستن کردن» نیز است و با این معنا، میتوان پیوند فروهرها را با زاییدن توجیه کرد. چون در مراحل نخستین همبودگاه آدمی، باور مردم این بود که آنچه باعث آبستنی زنان میشود، روان نیاکان است.
هرآینه پیشنهادی که از همه بخردانهتر به نظر میرسد، باور بیلیBailey، ایرانشناس بزرگ، است که این واژه را از بن «ورتی»varti به معنی «دلاوری» میگیرد و باورمند است که فروهر نماینده روان پهلوانی درگذشته بود که تندیس دلیری شناخته میشد.
چنانچه، باید پنداشت که در میان ایرانیان رزمنده، روزگاری آیین پرستش پهلوان رایج بوده و بازماندگان، پهلوانان درگذشته را ستایش میکردند تا از نیروی پهلوانی نهفته آنان کمک و یاری بگیرند.
فروهرها را موجوداتی مونث و بالدار و جنگجو میدانستند که در آسمان زندگی میکنند.
از اینرو، بسیار چست و چالاکاند تا در هنگام نیاز با شتاب به کمک خویشان خود بشتابند.
بازماندگان نیز با دهش و خواندن نیایش زمینه خشنودی آنان را فراهم میکردند.
باور به فرهوشی باوری پیش آیین زرتشتی و وابسته به دوران آریاییهاست.
در اساتیر هند نیز باوری همانند، با نام پیتاراPitara وجود دارد. و جشن در پیوند به آنها را موکتادMuktad مینامند.
زمان بازگشت فروهرها به زمین نیز در نوروز و ماه فروردین با زمانیکه در دیگر تمدنهای هند و اروپایی برای این رویداد قایل بودند(نیمه ماه مارس) برابرسنجی میکند. باوری که استوار و با نیرو به دین زرتشت راه یافت و رنگ دینی بهخود گرفت.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
ای بابا ناراحت شدی؟ شوخی کردم!
◀️با دوستی صحبت میکردم. مدتی است در حال تلاش برای بازسازی روحی خود است. حرف کشید به آنجا که در این مدت سنگینترین باری که بر دوش کشیده تلاش برای مخفی کردن اندوه و دلفسردگیاش بوده است. چون اطرافیان نه تنها هیچ حمایتی نمیکنند بلکه گاه برخی علاقه و میلی مفرط دارند که "چوب به استخوان شکسته بزنند."
◀️با اینهمه تلاش باز هم از کنایهها و شوخیهایی که طعم تحقیر داشتند جان به در نبرده بود. عبارتهایی که روزانه حوالهی هم میکنیم و خواسته یا ناخواسته بر جای #زخمهای هم نمک میپاشیم.
◀️به آدمی که از کار بیکار شده، یا به هر دلیل ننوانسته شغل و جایگاه دلخواهش را پیدا کند حتی به شوخی نگوییم؛
"خوش به حالت! تو که کار نمیکنی. فقط بخور و بخواب و تنبلی!"...
"تا حالا ۶ صبح رو دیدی؟ هاهاها"
نگوییم:
"حیف از تو که با این مدرک و تحصیلات! باید یک رشتهی دیگر میخواندی!"
باور کنید این ابدا شبیه همدردی نیست. مشت مشت نمک است. چون خودش بهتر از شما در مورد رشته تحصیلی و وضعیتش در جهان اطلاعات دارد.
◀️اخیرا دوست نویسندهای تعریف میکرد یکی از به ظاهر رفقایش به او گفته "شما همهتان کپیکارید، همه از روی دست هم مینویسید!"
پرسیدم؛ آثار تو را خوانده بود؟
گفت: "نه! مثلا داشت شوخی میکرد. میخواست ببیند چقدر پوست کلفتم و کجا از کوره در میروم."
و از کوره در رفته بود. چرا نرود. حاصل یک عمر خواندن و نوشتن و تلاش و تقلا و خلاقیت کسی را به سخره گرفتن یعنی اینکه به روح کسی مستقیما شلیک کنی. آنهم با کلاه رفاقت! نام این گناهان نابخشودنی را شوخی نگذاریم.
◀️باور کنید بامزه نیست. آزار دهنده و کم شخصیت است کسی که با برچسب زدن ازدواج دو نفر را به سخره میگیرد.
_ شوگر بودی! هاهاها...
_نمیشد خواهرتو به یکی بهتر بدی؟
_بابا انقدر شوهر نکردی الان باید چکمه بپوشی.
و قطعا فردی شعورمند به کسی که تازه صاحب خانه شده نمیگوید: "مبارکه! مگه شما بیاین این بیابونها رو کمکم آباد کنین!هاهاها"
بهانهی همهی این بیشخصیتیها یک چیز است. شوخی کردم بابا... جنبه داشته باش!
◀️آیا فردی که این خنجر تا دسته در پهلویش فرو رفته، باید خنجر را بچرخاند و در تمسخر خویش شراکت کند تا آدم #باجنبهای به نظر برسد! یا راه آخر را برگزیند و قید رفاقت با افراد وقیح و بیشعور را بزند؟
◀️البته گزینه سومی هم هست. این مقاله را برای افراد بیادب بفرستید تا بدانند افراد تحقیرکننده معمولا از مشکلات روانی رنج میبرند. این افراد دچار احساس رقابت و حسادت شدید هستند یا در جستجوی جلب توجهی بیمارگونه. شخصیتهایی که سویههای ضداجتماعی دارند را از قلم نیاندازید. یا افرادی که ارزشهای درونی و خودپندارهی متزلزلی دارند و میکوشد با کم ارزش کردن دیگران، وجود خود را تقویت کنند.
◀️به هر حال عبارت "شوخی کردم" فقط لباس مبدلی است برای خنجرهایی که در مشت دارند. شوخیای که دو سر خنده و خوشی نباشد فقط نوعی خشونت پنهان است. شما شوخیشوخی سنگ میزنید؛ اما گنجشکها جدی جدی میمیرند.
روزنامه #خوزیها، شماره ۹۴۴، یکشنبه ۵ اسفندماه ۱۴۰۳.
✍️ کوثر_شیخ_نجدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
ای بابا ناراحت شدی؟ شوخی کردم!
◀️با دوستی صحبت میکردم. مدتی است در حال تلاش برای بازسازی روحی خود است. حرف کشید به آنجا که در این مدت سنگینترین باری که بر دوش کشیده تلاش برای مخفی کردن اندوه و دلفسردگیاش بوده است. چون اطرافیان نه تنها هیچ حمایتی نمیکنند بلکه گاه برخی علاقه و میلی مفرط دارند که "چوب به استخوان شکسته بزنند."
◀️با اینهمه تلاش باز هم از کنایهها و شوخیهایی که طعم تحقیر داشتند جان به در نبرده بود. عبارتهایی که روزانه حوالهی هم میکنیم و خواسته یا ناخواسته بر جای #زخمهای هم نمک میپاشیم.
◀️به آدمی که از کار بیکار شده، یا به هر دلیل ننوانسته شغل و جایگاه دلخواهش را پیدا کند حتی به شوخی نگوییم؛
"خوش به حالت! تو که کار نمیکنی. فقط بخور و بخواب و تنبلی!"...
"تا حالا ۶ صبح رو دیدی؟ هاهاها"
نگوییم:
"حیف از تو که با این مدرک و تحصیلات! باید یک رشتهی دیگر میخواندی!"
باور کنید این ابدا شبیه همدردی نیست. مشت مشت نمک است. چون خودش بهتر از شما در مورد رشته تحصیلی و وضعیتش در جهان اطلاعات دارد.
◀️اخیرا دوست نویسندهای تعریف میکرد یکی از به ظاهر رفقایش به او گفته "شما همهتان کپیکارید، همه از روی دست هم مینویسید!"
پرسیدم؛ آثار تو را خوانده بود؟
گفت: "نه! مثلا داشت شوخی میکرد. میخواست ببیند چقدر پوست کلفتم و کجا از کوره در میروم."
و از کوره در رفته بود. چرا نرود. حاصل یک عمر خواندن و نوشتن و تلاش و تقلا و خلاقیت کسی را به سخره گرفتن یعنی اینکه به روح کسی مستقیما شلیک کنی. آنهم با کلاه رفاقت! نام این گناهان نابخشودنی را شوخی نگذاریم.
◀️باور کنید بامزه نیست. آزار دهنده و کم شخصیت است کسی که با برچسب زدن ازدواج دو نفر را به سخره میگیرد.
_ شوگر بودی! هاهاها...
_نمیشد خواهرتو به یکی بهتر بدی؟
_بابا انقدر شوهر نکردی الان باید چکمه بپوشی.
و قطعا فردی شعورمند به کسی که تازه صاحب خانه شده نمیگوید: "مبارکه! مگه شما بیاین این بیابونها رو کمکم آباد کنین!هاهاها"
بهانهی همهی این بیشخصیتیها یک چیز است. شوخی کردم بابا... جنبه داشته باش!
◀️آیا فردی که این خنجر تا دسته در پهلویش فرو رفته، باید خنجر را بچرخاند و در تمسخر خویش شراکت کند تا آدم #باجنبهای به نظر برسد! یا راه آخر را برگزیند و قید رفاقت با افراد وقیح و بیشعور را بزند؟
◀️البته گزینه سومی هم هست. این مقاله را برای افراد بیادب بفرستید تا بدانند افراد تحقیرکننده معمولا از مشکلات روانی رنج میبرند. این افراد دچار احساس رقابت و حسادت شدید هستند یا در جستجوی جلب توجهی بیمارگونه. شخصیتهایی که سویههای ضداجتماعی دارند را از قلم نیاندازید. یا افرادی که ارزشهای درونی و خودپندارهی متزلزلی دارند و میکوشد با کم ارزش کردن دیگران، وجود خود را تقویت کنند.
◀️به هر حال عبارت "شوخی کردم" فقط لباس مبدلی است برای خنجرهایی که در مشت دارند. شوخیای که دو سر خنده و خوشی نباشد فقط نوعی خشونت پنهان است. شما شوخیشوخی سنگ میزنید؛ اما گنجشکها جدی جدی میمیرند.
روزنامه #خوزیها، شماره ۹۴۴، یکشنبه ۵ اسفندماه ۱۴۰۳.
✍️ کوثر_شیخ_نجدی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تــــلــــنـــگــــر🗣
✳️جای خالی کسانی که دیگر بین ما نیستند به طرز دردناکی به چشم می خورد. تصویرشان در قاب شیشه ای، وسایل شان و بسیار خاطراتی که از آنها به جا مانده است. با این سندرم جای خالی چه کنیم؟
✳️ مرگ و سوگواری درسهایی هستند که زندگی ما را مجبور به پذیرش و تحمل شان میکند. مواجهه با آن به وقت عید و جشن فرصتی دیگر برای پیشرفت و پذیرش وضعیت است.
✳️به احترام کسانی که هنوز کنارمان هستند و دوست مان دارند. به رغم غمی که داریم، از حرکت های ساده ی به استقبال نوروز رفتن دوری نکنیم.
✳️احساس غم و اندوه در ایام عید و در طول تعطیلات رایج است. این طبیعی و قابل درک است.
✳️بیایید به عزیزان مان تکیه کنیم و یاد کسانی که از دست دادهایم را برای همیشه در قلبمان نگه داریم. قلب ما همان جایی است که آنها به زندگی در کنار ما ادامه ی دهند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تــــلــــنـــگــــر🗣
✳️جای خالی کسانی که دیگر بین ما نیستند به طرز دردناکی به چشم می خورد. تصویرشان در قاب شیشه ای، وسایل شان و بسیار خاطراتی که از آنها به جا مانده است. با این سندرم جای خالی چه کنیم؟
✳️ مرگ و سوگواری درسهایی هستند که زندگی ما را مجبور به پذیرش و تحمل شان میکند. مواجهه با آن به وقت عید و جشن فرصتی دیگر برای پیشرفت و پذیرش وضعیت است.
✳️به احترام کسانی که هنوز کنارمان هستند و دوست مان دارند. به رغم غمی که داریم، از حرکت های ساده ی به استقبال نوروز رفتن دوری نکنیم.
✳️احساس غم و اندوه در ایام عید و در طول تعطیلات رایج است. این طبیعی و قابل درک است.
✳️بیایید به عزیزان مان تکیه کنیم و یاد کسانی که از دست دادهایم را برای همیشه در قلبمان نگه داریم. قلب ما همان جایی است که آنها به زندگی در کنار ما ادامه ی دهند.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
📚#ادبیات
▪️Mario Vargas Llosa
ماریو بارگاس یوسا نویسنده برنده نوبل ادبیات و اهل کشور پرو و یکی از مهمترین چهرههای ادبیات لاتین در سن ۸۹ سالگی درگذشت.
متولد ۲۸ مارس ۱۹۳۶
درگذشت ۱۳ آوریل ۲۰۲۵
ماریو بارگاس یوسا، نویسنده پرویی - اسپانیایی و 🏆برنده جایزه نوبل ادبیات، که آثارش بر شرارتهای نظامهای تمامیتخواه تمرکز داشت و زمانی نیز برای ریاستجمهوری نامزد شده بود، بنا بر اعلام خانوادهاش، در سن ۸۹ سالگی درگذشته است.
در بیانیهای که توسط پسرش، آلوارو بارگاس یوسا، در شبکه اجتماعی X منتشر شده، آمده است:
«با اندوه فراوان اعلام میکنیم که پدرمان، ماریو بارگاس یوسا، امروز در لیما در آرامش و در میان اعضای خانوادهاش درگذشت.»
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
📚#ادبیات
▪️Mario Vargas Llosa
ماریو بارگاس یوسا نویسنده برنده نوبل ادبیات و اهل کشور پرو و یکی از مهمترین چهرههای ادبیات لاتین در سن ۸۹ سالگی درگذشت.
متولد ۲۸ مارس ۱۹۳۶
درگذشت ۱۳ آوریل ۲۰۲۵
ماریو بارگاس یوسا، نویسنده پرویی - اسپانیایی و 🏆برنده جایزه نوبل ادبیات، که آثارش بر شرارتهای نظامهای تمامیتخواه تمرکز داشت و زمانی نیز برای ریاستجمهوری نامزد شده بود، بنا بر اعلام خانوادهاش، در سن ۸۹ سالگی درگذشته است.
در بیانیهای که توسط پسرش، آلوارو بارگاس یوسا، در شبکه اجتماعی X منتشر شده، آمده است:
«با اندوه فراوان اعلام میکنیم که پدرمان، ماریو بارگاس یوسا، امروز در لیما در آرامش و در میان اعضای خانوادهاش درگذشت.»
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
دل کندن یک شبه اتفاق نمیافتد. پشت آن هزار فریاد «دوستت دارم» بدون جواب مانده، هزار خواهش برای دیده شدن، هزار شب که با اندوه به صبح رسیده، هزار مهربانی که نادیده گرفته شده، هزار بخشش که فراموش شده، هزار تلاش برای ساختن، هزار بار تماشای سوختن خود، نه، هیچکس هرگز نمیتواند یک شبه دل بکند، اما میتواند در هزار و یکمین شب، آخرین رشته محبت را برای همیشه پاره کند. برای ابد …
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
دل کندن یک شبه اتفاق نمیافتد. پشت آن هزار فریاد «دوستت دارم» بدون جواب مانده، هزار خواهش برای دیده شدن، هزار شب که با اندوه به صبح رسیده، هزار مهربانی که نادیده گرفته شده، هزار بخشش که فراموش شده، هزار تلاش برای ساختن، هزار بار تماشای سوختن خود، نه، هیچکس هرگز نمیتواند یک شبه دل بکند، اما میتواند در هزار و یکمین شب، آخرین رشته محبت را برای همیشه پاره کند. برای ابد …
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
اندوه از دست دادن هموندان عزیزمان چنان تلخ است که هیچ عبارتی را در این مقام، یارای مرهم نهادن نیست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#_تیم_شهر_کتاب
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
اندوه از دست دادن هموندان عزیزمان چنان تلخ است که هیچ عبارتی را در این مقام، یارای مرهم نهادن نیست.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#_تیم_شهر_کتاب
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity