🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
#_هنر_زیبای_نقاشی_وطراحی_لباس
با الهام از فرش ایرانی
مروری برآثارهنرمند بزرگ نقاش
#زیبا
#خلاقانه
#عالی
#عاشقانه
#Painting
An overview of the works of great painters
#Beautiful
#Innovative
#Excellent
#Romantic
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
#_هنر_زیبای_نقاشی_وطراحی_لباس
با الهام از فرش ایرانی
مروری برآثارهنرمند بزرگ نقاش
#زیبا
#خلاقانه
#عالی
#عاشقانه
#Painting
An overview of the works of great painters
#Beautiful
#Innovative
#Excellent
#Romantic
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
#_دنیا
خیلی هم
شبیهِ نقاشی های کودکی هایمان نیست
#_نقاشی_هایمان
کلبه ای داشت و اجاقی همیشه گرم
یک چمنزار و جوی آبی روان
آسمانِ نقاشی هایمان ابری نداشت
وخورشیدِ طلایی اش همیشه خندان ...
#_افسوس
نه جویی روان مانده
نه آسمان آبی ست
نه چمنزارهایمان سرسبز
#_Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چــــکــــامــــه🎵
#_دنیا
خیلی هم
شبیهِ نقاشی های کودکی هایمان نیست
#_نقاشی_هایمان
کلبه ای داشت و اجاقی همیشه گرم
یک چمنزار و جوی آبی روان
آسمانِ نقاشی هایمان ابری نداشت
وخورشیدِ طلایی اش همیشه خندان ...
#_افسوس
نه جویی روان مانده
نه آسمان آبی ست
نه چمنزارهایمان سرسبز
#_Zartosht
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
"جزیره مردگان" (Isle of the Dead) اثر آرنولد بوکلین یک تابلوی کمتر شناختهشده اما ارزشمند است.
این نقاشی در چندین نسخه بین سالهای ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۶ خلق شد و فضای وهمآلود و رمزآلود آن باعث شده که الهامبخش بسیاری از آثار هنری و ادبیات باشد.
نقاشی منظرهای از یک جزیره صخرهای را نشان میدهد که درختان سرو بلند دارد و قایقی با یک قایقران و یک مسافر مرموز در حال نزدیک شدن به آن است.
این اثر بر سینما، موسیقی و حتی بازیهای ویدیویی تاثیر قابل مشاهدهای داشت.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨
"جزیره مردگان" (Isle of the Dead) اثر آرنولد بوکلین یک تابلوی کمتر شناختهشده اما ارزشمند است.
این نقاشی در چندین نسخه بین سالهای ۱۸۸۰ تا ۱۸۸۶ خلق شد و فضای وهمآلود و رمزآلود آن باعث شده که الهامبخش بسیاری از آثار هنری و ادبیات باشد.
نقاشی منظرهای از یک جزیره صخرهای را نشان میدهد که درختان سرو بلند دارد و قایقی با یک قایقران و یک مسافر مرموز در حال نزدیک شدن به آن است.
این اثر بر سینما، موسیقی و حتی بازیهای ویدیویی تاثیر قابل مشاهدهای داشت.
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#_آندره_برتون که #_مارک_شاگال را پدر سورئالیسم خطاب کرده، باور داشت که شاگال استعاره را وارد نقاشی کرد. مارک شاگال و بلا رزنفلد عاشق هم بودند. بلا زنی نویسنده بود و شاگال یک نقاش. بلا در مورد اولین ملاقاتشان نوشت، «وقتی چشمانش را میدیدی، آنقدر آبی بودند که گویی مستقیماً از آسمان افتادهاند. چشمان عجیبی بودند... دراز و بادامی شکل... و هر کدام به تنهایی حرکت میکردند، مثل یک قایق کوچک» و شاگال نیز نقاشیهایی کشید که در آنها، او و بلا، دو عاشقِ دلداده، در آسمانها پرواز میکنند. شاگال در آثارش بهطور مداوم بهخلق موقعیتهای یک زوج پرداخت که در آن قانون جاذبه وجود ندارد و بدنهای عشاق در میان فضا شناور و سیال بوده و با بادهای آسمانی حرکت میکنند. بلا رزنفلد در سن ۵۵ سالگی بر اثر عفونت گلو فوت کرد، مشکلی که با آنتیبیوتیک بهسادگی برطرف میشد.
Marc Chagall & Bella Rosenfeld
#_Zartosht
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم
#_آندره_برتون که #_مارک_شاگال را پدر سورئالیسم خطاب کرده، باور داشت که شاگال استعاره را وارد نقاشی کرد. مارک شاگال و بلا رزنفلد عاشق هم بودند. بلا زنی نویسنده بود و شاگال یک نقاش. بلا در مورد اولین ملاقاتشان نوشت، «وقتی چشمانش را میدیدی، آنقدر آبی بودند که گویی مستقیماً از آسمان افتادهاند. چشمان عجیبی بودند... دراز و بادامی شکل... و هر کدام به تنهایی حرکت میکردند، مثل یک قایق کوچک» و شاگال نیز نقاشیهایی کشید که در آنها، او و بلا، دو عاشقِ دلداده، در آسمانها پرواز میکنند. شاگال در آثارش بهطور مداوم بهخلق موقعیتهای یک زوج پرداخت که در آن قانون جاذبه وجود ندارد و بدنهای عشاق در میان فضا شناور و سیال بوده و با بادهای آسمانی حرکت میکنند. بلا رزنفلد در سن ۵۵ سالگی بر اثر عفونت گلو فوت کرد، مشکلی که با آنتیبیوتیک بهسادگی برطرف میشد.
Marc Chagall & Bella Rosenfeld
#_Zartosht
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_دلــــنـــوشـــتـــه_امـــروز❤️
درودهایم پیشکش به شما که غزلخوان مهرید و آینهگردان فیروزهسرای سپهرید
باغ مخملین لبخندتان خرم؛
جام بلورین ارغوانتان لبالب؛
تنبور و سنتور نغمه های شادیانگیزتان کوک؛
سپاسهایم چکاوکی چکامهسرا نشسته بر چینهی سنبلهآرای گلنگاریتان...
#_فرتور_نقاشی_سقف_تخت_جمشید
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_دلــــنـــوشـــتـــه_امـــروز❤️
درودهایم پیشکش به شما که غزلخوان مهرید و آینهگردان فیروزهسرای سپهرید
باغ مخملین لبخندتان خرم؛
جام بلورین ارغوانتان لبالب؛
تنبور و سنتور نغمه های شادیانگیزتان کوک؛
سپاسهایم چکاوکی چکامهسرا نشسته بر چینهی سنبلهآرای گلنگاریتان...
#_فرتور_نقاشی_سقف_تخت_جمشید
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
🤩#کتاب
#pdf
▪️کتاب: راهی به سوی بهشت
▪️نویسنده : ماریو بارگاس یوسا
▪️ترجمه : حمید یزدانپناه
▪️تعداد صفحات: ۵۰۵
« کتاب راهی به سوی بهشت، رمانی نوشته ی برنده ی جایزه ی نوبل، ماریو بارگاس یوسا است که در سال ۲۰۰۳ انتشار یافت.
«ماریو بارگاس یوسا» در این رمان تاریخی، زندگی پل گوگن نقاش فرانسوی قرن نوزدهم و فلورا تریستان را روایت کرده است.
فلورا تریستان، فرزند نامشروع خانواده ای ثروتمند، با فقر و تنگدستی بزرگ می شود برای مطالبه ی ارث و میراث خود به پرو سفر می کند.
در سال ۱۸۹۱ نوه ی فلورا، نقاشی بااستعداد اما لجوج به نام پل گوگن، همسر و پنج فرزندش را به امید زندگی بهتر در حاشیه ی جنوبی اقیانوس آرام ترک می گوید. گرچه گوگن برخی از بزرگترین آثارش را در این منطقه خلق می کند اما تصورات او از زندگی در بهشتی زمینی به خاطر وجود مسائلی چون بیماری سفلیس، نیروهای استعمارگر فرانسوی و نبود همیشگی پول و سرمایه ی مناسب رنگ می بازد. »
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
🤩#کتاب
▪️کتاب: راهی به سوی بهشت
▪️نویسنده : ماریو بارگاس یوسا
▪️ترجمه : حمید یزدانپناه
▪️تعداد صفحات: ۵۰۵
« کتاب راهی به سوی بهشت، رمانی نوشته ی برنده ی جایزه ی نوبل، ماریو بارگاس یوسا است که در سال ۲۰۰۳ انتشار یافت.
«ماریو بارگاس یوسا» در این رمان تاریخی، زندگی پل گوگن نقاش فرانسوی قرن نوزدهم و فلورا تریستان را روایت کرده است.
فلورا تریستان، فرزند نامشروع خانواده ای ثروتمند، با فقر و تنگدستی بزرگ می شود برای مطالبه ی ارث و میراث خود به پرو سفر می کند.
در سال ۱۸۹۱ نوه ی فلورا، نقاشی بااستعداد اما لجوج به نام پل گوگن، همسر و پنج فرزندش را به امید زندگی بهتر در حاشیه ی جنوبی اقیانوس آرام ترک می گوید. گرچه گوگن برخی از بزرگترین آثارش را در این منطقه خلق می کند اما تصورات او از زندگی در بهشتی زمینی به خاطر وجود مسائلی چون بیماری سفلیس، نیروهای استعمارگر فرانسوی و نبود همیشگی پول و سرمایه ی مناسب رنگ می بازد. »
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
_راهی_به_سوی_بهشت_،ماریوبارگاس_یوسا_2.pdf
5.9 MB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
🤩#کتاب
#pdf
▪️کتاب: راهی به سوی بهشت
▪️نویسنده : ماریو بارگاس یوسا
▪️ترجمه : حمید یزدانپناه
▪️تعداد صفحات: ۵۰۵
« کتاب راهی به سوی بهشت، رمانی نوشته ی برنده ی جایزه ی نوبل، ماریو بارگاس یوسا است که در سال ۲۰۰۳ انتشار یافت.
«ماریو بارگاس یوسا» در این رمان تاریخی، زندگی پل گوگن نقاش فرانسوی قرن نوزدهم و فلورا تریستان را روایت کرده است.
فلورا تریستان، فرزند نامشروع خانواده ای ثروتمند، با فقر و تنگدستی بزرگ می شود برای مطالبه ی ارث و میراث خود به پرو سفر می کند.
در سال ۱۸۹۱ نوه ی فلورا، نقاشی بااستعداد اما لجوج به نام پل گوگن، همسر و پنج فرزندش را به امید زندگی بهتر در حاشیه ی جنوبی اقیانوس آرام ترک می گوید. گرچه گوگن برخی از بزرگترین آثارش را در این منطقه خلق می کند اما تصورات او از زندگی در بهشتی زمینی به خاطر وجود مسائلی چون بیماری سفلیس، نیروهای استعمارگر فرانسوی و نبود همیشگی پول و سرمایه ی مناسب رنگ می بازد. »
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
🤩#کتاب
▪️کتاب: راهی به سوی بهشت
▪️نویسنده : ماریو بارگاس یوسا
▪️ترجمه : حمید یزدانپناه
▪️تعداد صفحات: ۵۰۵
« کتاب راهی به سوی بهشت، رمانی نوشته ی برنده ی جایزه ی نوبل، ماریو بارگاس یوسا است که در سال ۲۰۰۳ انتشار یافت.
«ماریو بارگاس یوسا» در این رمان تاریخی، زندگی پل گوگن نقاش فرانسوی قرن نوزدهم و فلورا تریستان را روایت کرده است.
فلورا تریستان، فرزند نامشروع خانواده ای ثروتمند، با فقر و تنگدستی بزرگ می شود برای مطالبه ی ارث و میراث خود به پرو سفر می کند.
در سال ۱۸۹۱ نوه ی فلورا، نقاشی بااستعداد اما لجوج به نام پل گوگن، همسر و پنج فرزندش را به امید زندگی بهتر در حاشیه ی جنوبی اقیانوس آرام ترک می گوید. گرچه گوگن برخی از بزرگترین آثارش را در این منطقه خلق می کند اما تصورات او از زندگی در بهشتی زمینی به خاطر وجود مسائلی چون بیماری سفلیس، نیروهای استعمارگر فرانسوی و نبود همیشگی پول و سرمایه ی مناسب رنگ می بازد. »
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
🤩#کتاب
#pdf
▪️کتاب: در ستایش نامادری
▪️نویسنده : ماریو بارگاس یوسا
▪️مترجم : کوشیار پارسی
▪️تعداد صفحات: ۴۳
« در ستایش نامادری رمان کوتاه اروتیک از
ماریو بارگاس یوسا» نویسنده پرویی است.
این کتاب در سال ۱۹۸۸ منتشر شد و زندگی زوجی را روایت میکند که تخیلات جنسی و شهوانی آنها در مرز اخلاقیات پیش میرود.
«ماریو بارگاس یوسا» در این کتاب شیوه نوینی را به کار گرفته که از دیگر آثار اروتیک و سکسی کاملاً متمایز است.
نخست اینکه چندین تابلو نقاشی از آثار:
فرناندو_د_سیسلسو، فرا آنجلیکو،
تیسین وچلیو، یاکوب یوردانس،
فرانسیس بیکن و فرانسوا بوشه
در کتاب به تصویر کشیده شده و در مورد آنها شرح داده میشود تا فاصله میان تخیل و واقعیت مشخص شود.
بخشهایی از رمان در فضای اسطورههای یونانی سیر میکند. بخشهایی از داستان لحنی طنزآمیز دارند و پیچیدگی داستان آن را تا حدی شبیه به رمانهای پلیسی-جنایی میکند. »
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
🤩#کتاب
▪️کتاب: در ستایش نامادری
▪️نویسنده : ماریو بارگاس یوسا
▪️مترجم : کوشیار پارسی
▪️تعداد صفحات: ۴۳
« در ستایش نامادری رمان کوتاه اروتیک از
ماریو بارگاس یوسا» نویسنده پرویی است.
این کتاب در سال ۱۹۸۸ منتشر شد و زندگی زوجی را روایت میکند که تخیلات جنسی و شهوانی آنها در مرز اخلاقیات پیش میرود.
«ماریو بارگاس یوسا» در این کتاب شیوه نوینی را به کار گرفته که از دیگر آثار اروتیک و سکسی کاملاً متمایز است.
نخست اینکه چندین تابلو نقاشی از آثار:
فرناندو_د_سیسلسو، فرا آنجلیکو،
تیسین وچلیو، یاکوب یوردانس،
فرانسیس بیکن و فرانسوا بوشه
در کتاب به تصویر کشیده شده و در مورد آنها شرح داده میشود تا فاصله میان تخیل و واقعیت مشخص شود.
بخشهایی از رمان در فضای اسطورههای یونانی سیر میکند. بخشهایی از داستان لحنی طنزآمیز دارند و پیچیدگی داستان آن را تا حدی شبیه به رمانهای پلیسی-جنایی میکند. »
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
درستایش نامادری-.pdf
581.9 KB
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
🤩#کتاب
#pdf
▪️کتاب: در ستایش نامادری
▪️نویسنده : ماریو بارگاس یوسا
▪️مترجم : کوشیار پارسی
▪️تعداد صفحات: ۴۳
« در ستایش نامادری رمان کوتاه اروتیک از
ماریو بارگاس یوسا» نویسنده پرویی است.
این کتاب در سال ۱۹۸۸ منتشر شد و زندگی زوجی را روایت میکند که تخیلات جنسی و شهوانی آنها در مرز اخلاقیات پیش میرود.
«ماریو بارگاس یوسا» در این کتاب شیوه نوینی را به کار گرفته که از دیگر آثار اروتیک و سکسی کاملاً متمایز است.
نخست اینکه چندین تابلو نقاشی از آثار:
فرناندو_د_سیسلسو، فرا آنجلیکو،
تیسین وچلیو، یاکوب یوردانس،
فرانسیس بیکن و فرانسوا بوشه
در کتاب به تصویر کشیده شده و در مورد آنها شرح داده میشود تا فاصله میان تخیل و واقعیت مشخص شود.
بخشهایی از رمان در فضای اسطورههای یونانی سیر میکند. بخشهایی از داستان لحنی طنزآمیز دارند و پیچیدگی داستان آن را تا حدی شبیه به رمانهای پلیسی-جنایی میکند. »
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
🤩#کتاب
▪️کتاب: در ستایش نامادری
▪️نویسنده : ماریو بارگاس یوسا
▪️مترجم : کوشیار پارسی
▪️تعداد صفحات: ۴۳
« در ستایش نامادری رمان کوتاه اروتیک از
ماریو بارگاس یوسا» نویسنده پرویی است.
این کتاب در سال ۱۹۸۸ منتشر شد و زندگی زوجی را روایت میکند که تخیلات جنسی و شهوانی آنها در مرز اخلاقیات پیش میرود.
«ماریو بارگاس یوسا» در این کتاب شیوه نوینی را به کار گرفته که از دیگر آثار اروتیک و سکسی کاملاً متمایز است.
نخست اینکه چندین تابلو نقاشی از آثار:
فرناندو_د_سیسلسو، فرا آنجلیکو،
تیسین وچلیو، یاکوب یوردانس،
فرانسیس بیکن و فرانسوا بوشه
در کتاب به تصویر کشیده شده و در مورد آنها شرح داده میشود تا فاصله میان تخیل و واقعیت مشخص شود.
بخشهایی از رمان در فضای اسطورههای یونانی سیر میکند. بخشهایی از داستان لحنی طنزآمیز دارند و پیچیدگی داستان آن را تا حدی شبیه به رمانهای پلیسی-جنایی میکند. »
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
نقاشی «قتل» اثر پل سزان موردی خاص برای مشاهده و کاوش است. اثری که در آن با یک قتل برنامهریزیشده و غیرانفرادی روبهرو هستیم.
#_Zartosht
The Murder, Paul Cézanne, 1867-1870
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
نقاشی «قتل» اثر پل سزان موردی خاص برای مشاهده و کاوش است. اثری که در آن با یک قتل برنامهریزیشده و غیرانفرادی روبهرو هستیم.
#_Zartosht
The Murder, Paul Cézanne, 1867-1870
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
نقاشی «قتل» اثر پل سزان موردی خاص برای مشاهده و کاوش است. اثری که در آن با یک قتل برنامهریزیشده و غیرانفرادی روبهرو هستیم. گفتهاند که شاید سزان ایدهی چنین صحنهای را از رمان «ترز راکنِ» امیل زولا الهام گرفته باشد؛ زنی که تصمیم به قتل همسرش میگیرد. چنین صحنهای از سزانِ کاتولیک را میتوان تصویری گناهآلود دانست که در آن زن دست مرد را با تمام نیروی خود کنترل میکند و مردی دیگر قرار است ضربهای مهیب بر تن نیمهجان مرد فرود آورد. این صحنه که گویی در یک چشمانداز برزخگونهی بدون ماه و خورشید میگذرد، نمایانگر نوعی جنایت برنامهریزیشده است؛ زن نمیتواند از همسر دور شود، پس با کمک دستان مردی دیگر جنایت را رقم میزند. چنین نمایی، تصویری بیزمان و بیمکان است؛ در اینجا هیچ چهره یا هویتی اهمیت ندارد مگر خود خشونت بیرحمانهی انسانی. روایتی که میتوان آن را در فیلمهای مشهور تاریخ سینما همچون غرامت مضاعف یا وسوسهی ویسکونتی نیز دید؛ دسیسهای که اجرای آن توسط جنایتکاران با آمیزهای از لذت، نابلدی، خشونت و پلیدی همراه است.
#_Zartosht
The Murder, Paul Cézanne, 1867-1870
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_هـــــــنــــــر 🖼
نقاشی «قتل» اثر پل سزان موردی خاص برای مشاهده و کاوش است. اثری که در آن با یک قتل برنامهریزیشده و غیرانفرادی روبهرو هستیم. گفتهاند که شاید سزان ایدهی چنین صحنهای را از رمان «ترز راکنِ» امیل زولا الهام گرفته باشد؛ زنی که تصمیم به قتل همسرش میگیرد. چنین صحنهای از سزانِ کاتولیک را میتوان تصویری گناهآلود دانست که در آن زن دست مرد را با تمام نیروی خود کنترل میکند و مردی دیگر قرار است ضربهای مهیب بر تن نیمهجان مرد فرود آورد. این صحنه که گویی در یک چشمانداز برزخگونهی بدون ماه و خورشید میگذرد، نمایانگر نوعی جنایت برنامهریزیشده است؛ زن نمیتواند از همسر دور شود، پس با کمک دستان مردی دیگر جنایت را رقم میزند. چنین نمایی، تصویری بیزمان و بیمکان است؛ در اینجا هیچ چهره یا هویتی اهمیت ندارد مگر خود خشونت بیرحمانهی انسانی. روایتی که میتوان آن را در فیلمهای مشهور تاریخ سینما همچون غرامت مضاعف یا وسوسهی ویسکونتی نیز دید؛ دسیسهای که اجرای آن توسط جنایتکاران با آمیزهای از لذت، نابلدی، خشونت و پلیدی همراه است.
#_Zartosht
The Murder, Paul Cézanne, 1867-1870
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸
📸عکس از تابلوی نقاشی فوقالعاده زیبایی که جز ۱۰۰ اثر برتر قرن در سبک فوق واقع گرایانه ثبت شد...
🔹اثر خانم مریم نایب رزمگاهی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــرح_فــــرتــــور📸
📸عکس از تابلوی نقاشی فوقالعاده زیبایی که جز ۱۰۰ اثر برتر قرن در سبک فوق واقع گرایانه ثبت شد...
🔹اثر خانم مریم نایب رزمگاهی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_دلــــنـــوشـــتـــه_امـــروز❤️
درودهایم عطرآگین باران و بیدمشک و شیداییاند
پیشکش به هرکه در سینه دلش به هوای عشق، کبوترانه تا زیر گنبد کبود ترانه پر میکشد
پیشگاه و پسینگاه و شبانگاه و گاه و بیگاهتان نورافزا و شورافزا و سرورافزای سمفونی جهان هستی...
آتشکده ی دلدادگی و دلبرانگیتان همواره رامشگر شراره های ارغوان و
ارغنون...
#_فرتور_نقاشی_ستونی_ازصد_ستون_تخت_جمشید
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_دلــــنـــوشـــتـــه_امـــروز❤️
درودهایم عطرآگین باران و بیدمشک و شیداییاند
پیشکش به هرکه در سینه دلش به هوای عشق، کبوترانه تا زیر گنبد کبود ترانه پر میکشد
پیشگاه و پسینگاه و شبانگاه و گاه و بیگاهتان نورافزا و شورافزا و سرورافزای سمفونی جهان هستی...
آتشکده ی دلدادگی و دلبرانگیتان همواره رامشگر شراره های ارغوان و
ارغنون...
#_فرتور_نقاشی_ستونی_ازصد_ستون_تخت_جمشید
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی🎨
یکی از مهمترین فیگورهای تاریخی، هنری و مذهبی جودیت و روایتِ «جودیت و سر هولوفرنس» است. زنی یهودی که با کمک ندیمهاش سرِ سردار آشوری را از تنش جدا کرد و به تاریخ پیوست. در دوران ابتدایی مسیحیت، تصویرِ جودیت همچون دختری باکره و مقدس بود که تمام خصوصیات خشونت و جاذبههای جنسی از تصویرش حذف شد. هرچه تاریخ هنر و فلسفه نگاه پیچیدهتر و تازهتری به زن پیدا کرد، جودیت نیز بهآرامی به فیگوری اروتیک تبدیل گشت و حال با تنِ اغواگر و خشونتِ مبهمش بازنمایی شد. آنطور که گفتهاند، او از بهشت آسمانی سقوط کرد، اینجهانی و فیزیکال شد، قدرت گرفت و از مریم مقدس به حوا تغییر پیدا کرد. هر نقاشی که سراغ تصویر جودیت رفت، با سلیقهی خودش آن را بازتصویر کرد: گاهی همچون یک فرشتهی عریان، گاهی یک زنِ شهوتناکِ مغرور و قدرتمند و گاهی هم درحاشیه، چراکه قرار بود خود کنش جنایت بازتصویر شود و نه بازنمایی تصویر اسطورهای یک فیگور زن. سرگذشت فیگور جودیت و تصویرش را میتوان همسان با تاریخ سانسور، سرکوب، آزادی و فلسفهی نگریستن به فیگور زنانه دید. هرچه جلوتر آمدیم، جودیت توامان هم واقعیتر شد و هم افسانهایتر.
#_Zartosht
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی🎨
یکی از مهمترین فیگورهای تاریخی، هنری و مذهبی جودیت و روایتِ «جودیت و سر هولوفرنس» است. زنی یهودی که با کمک ندیمهاش سرِ سردار آشوری را از تنش جدا کرد و به تاریخ پیوست. در دوران ابتدایی مسیحیت، تصویرِ جودیت همچون دختری باکره و مقدس بود که تمام خصوصیات خشونت و جاذبههای جنسی از تصویرش حذف شد. هرچه تاریخ هنر و فلسفه نگاه پیچیدهتر و تازهتری به زن پیدا کرد، جودیت نیز بهآرامی به فیگوری اروتیک تبدیل گشت و حال با تنِ اغواگر و خشونتِ مبهمش بازنمایی شد. آنطور که گفتهاند، او از بهشت آسمانی سقوط کرد، اینجهانی و فیزیکال شد، قدرت گرفت و از مریم مقدس به حوا تغییر پیدا کرد. هر نقاشی که سراغ تصویر جودیت رفت، با سلیقهی خودش آن را بازتصویر کرد: گاهی همچون یک فرشتهی عریان، گاهی یک زنِ شهوتناکِ مغرور و قدرتمند و گاهی هم درحاشیه، چراکه قرار بود خود کنش جنایت بازتصویر شود و نه بازنمایی تصویر اسطورهای یک فیگور زن. سرگذشت فیگور جودیت و تصویرش را میتوان همسان با تاریخ سانسور، سرکوب، آزادی و فلسفهی نگریستن به فیگور زنانه دید. هرچه جلوتر آمدیم، جودیت توامان هم واقعیتر شد و هم افسانهایتر.
#_Zartosht
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی🎨
ماهیگیران می دانند دریا خطرناک و توفان سهمگین است، اما از دید آنها این دلایل هرگز برای ماندن بر روی خشکی کافی نیستند. آنها این فلسفه را برای آنهایی که دوستش دارند باقی می گذارند. بگذار توفان برخیزد، شب فرود آید - کدام یک بدتر است، خطر یا ترس از خطر؟ شخصا واقعیت را ترجیح می دهم؛ یعنی همان خطر.
— بخشی از نامه ی #ونسان_ونگوگ به برادرش تئو در سال ۱۸۸۲.
🎨 نقاشی: منظره دریایی نزدیک سنت ماریس دلامر — ۱۸۸۸، اثر ونسان ونگوگ
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_نـــقـــاشـــی🎨
ماهیگیران می دانند دریا خطرناک و توفان سهمگین است، اما از دید آنها این دلایل هرگز برای ماندن بر روی خشکی کافی نیستند. آنها این فلسفه را برای آنهایی که دوستش دارند باقی می گذارند. بگذار توفان برخیزد، شب فرود آید - کدام یک بدتر است، خطر یا ترس از خطر؟ شخصا واقعیت را ترجیح می دهم؛ یعنی همان خطر.
— بخشی از نامه ی #ونسان_ونگوگ به برادرش تئو در سال ۱۸۸۲.
🎨 نقاشی: منظره دریایی نزدیک سنت ماریس دلامر — ۱۸۸۸، اثر ونسان ونگوگ
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
رویا حشمتی : ”امروز صبح از اجرای احکام تماس گرفتن برای اجرای حکم ۷۴ ضربه شلاقم. با وکیلم تماس گرفتم و با هم رفتیم دادسرای ناحیه ۷.
از گیت ورودی که رد شدیم حجابم رو برداشتم. وارد سالن شدیم. صدای فریاد و ضجهی زنی از راهپله میاومد که داشتن میبردنش پایین. شاید داشتن میبردنش برای اجرای حکم…
وکیلم گفت رویا جان دوباره بهش فکر کن. اثراتی که شلاق میذاره تا مدتها میمونه باهات.
رفتیم شعبهی ۱ اجرای احکام. کارمند شعبه گفت روسریت رو سرت کن که دردسر نشه. آروم و محترمانه بهش گفتم اومدم بابت همین شلاقم رو بزنید، سر نمیکنم.
تماس گرفتن و مامور اجرای حکم اومد بالا. گفت حجابت رو سرت کن و دنبالم بیا. گفتم سر نمیکنم. گفت نمیکنی؟! جوری شلاقت رو بزنم که بفهمی کجایی. برات یه پروندهی جدید هم باز میکنم هفتاد و چهارتای دیگهم مهمونمون باشی. باز سر نکردم.
رفتیم پایین چند تا پسر رو بابت شرب خمر آورده بودن. مرد با تحکم تکرار کرد مگه نمیگم سر کن؟ نکردم.
دو تا زن چادری اومدن و روسری رو کشیدن رو سرم. باز درش آوردم و این کار چند بار تکرار شد. بهم از پشت دستبند زدن و روسری رو کشیدن رو سرم.
از همون پلههایی که زن رو برده بودن رفتیم طبقهی زیر همکف. یه اتاقک بود ته پارکینگ. قاضی و مامور اجرای حکم و زن چادری کنارم وایساده بودن. زن خیلی واضح متاثر بود. چند باری آه کشید و گفت میدونم. میدونم.
قاضی معمم به روم خندید. یاد مرد خنزر پنزری بوف کور افتادم. روم رو ازش برگردوندم.
در آهنی رو باز کردن. دیوارای اتاق سیمانی بود. یه تخت ته اتاقک بود که دستبند و پابند آهنی به دو طرفش جوش خورده بود. یه وسیلهی آهنی شبیه پایهی بوم نقاشی بزرگ با جای دستبند و پابند آهنیِ زنگ زده وسط اتاق، و یه صندلی و میز کوچیک، که روی میز پر از شلاق بود هم پشت در بود. یه اتاق شکنجهی قرونوسطاییِ تمامعیار.
قاضی پرسید خانم حالت خوبه؟ مشکلی نداری؟ انگار که وجود نداره. جوابش رو ندادم. گفت خانم با شمام! باز جواب ندادم.
مرد مامور اجرای حکم گفت پالتوت رو در بیار و رو تخت دراز بکش. پالتو و روسریم رو از پایهی بوم شکنجه آویزون کردم. گفت روسریت رو سر کن! گفتم نمیکنم. قرآنت رو بذار زیر بغلت و بزن. و روی تخت دراز کشیدم.
زن اومد و گفت خواهش میکنم لجبازی نکن. شال رو آورد و کشید رو سرم.
مرد از بین دستهی شلاقهایی که پشت در بود یه شلاق چرم مشکی رو برداشت، دو دور پیچوند دور دستش و اومد سمت تخت.
قاضی گفت خیلی محکم نزن. مرد شروع کرد به زدن. شونههام. کتفم. پشتم. باسنم. رونم. ساق پام. باز از نو. تعداد ضربهها رو نشمردم.
زیر لب میخوندم به نام زن، به نام زندگی، دریده شد لباس بردگی، شب سیاه ما سحر شود، تمام تازیانهها تبر شود…
تموم شد. اومدیم بیرون. نذاشتم فکر کنن حتی دردم اومده. حقیرتر از این حرفان. رفتیم بالا پیش قاضی اجرای حکم. مامور زن پشت سرم میاومد و مراقب بود روسری از سرم نیفته. دم درِ شعبه روسریم رو انداختم. زن گفت خواهش میکنم سرت کن. سرم نکردم و باز کشید رو سرم.
توی اتاق قاضی، قاضی گفت ما خودمون خوشحال نیستیم از این قضیه، ولی حکمه و باید اجرا بشه. جوابش رو ندادم.
گفت اگر میخواید طور دیگهای زندگی کنید میتونید خارج از کشور باشید. گفتم این کشور برای همهست.
گفت بله ولی باید قانون رو رعایت کرد. گفتم قانون کار خودش رو بکنه، ما به مقاومتمون ادامه میدیم.
از اتاق اومدیم بیرون و روسریم رو درآوردم.
مرسی آقای طاطایی عزیز. اگر همراهی شما نبود تحمل این روزها خیلی سخت بود. و عذر میخوام که موکل سر به راهی نبودم. مطمئنم آدمی به بزرگواری شما درک میکنه. بابت همه چی ازتون ممنونم
#رویا_حشمتی
#زن_زندگی_آزادی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_تـــلــــنــــگــــر🗣
رویا حشمتی : ”امروز صبح از اجرای احکام تماس گرفتن برای اجرای حکم ۷۴ ضربه شلاقم. با وکیلم تماس گرفتم و با هم رفتیم دادسرای ناحیه ۷.
از گیت ورودی که رد شدیم حجابم رو برداشتم. وارد سالن شدیم. صدای فریاد و ضجهی زنی از راهپله میاومد که داشتن میبردنش پایین. شاید داشتن میبردنش برای اجرای حکم…
وکیلم گفت رویا جان دوباره بهش فکر کن. اثراتی که شلاق میذاره تا مدتها میمونه باهات.
رفتیم شعبهی ۱ اجرای احکام. کارمند شعبه گفت روسریت رو سرت کن که دردسر نشه. آروم و محترمانه بهش گفتم اومدم بابت همین شلاقم رو بزنید، سر نمیکنم.
تماس گرفتن و مامور اجرای حکم اومد بالا. گفت حجابت رو سرت کن و دنبالم بیا. گفتم سر نمیکنم. گفت نمیکنی؟! جوری شلاقت رو بزنم که بفهمی کجایی. برات یه پروندهی جدید هم باز میکنم هفتاد و چهارتای دیگهم مهمونمون باشی. باز سر نکردم.
رفتیم پایین چند تا پسر رو بابت شرب خمر آورده بودن. مرد با تحکم تکرار کرد مگه نمیگم سر کن؟ نکردم.
دو تا زن چادری اومدن و روسری رو کشیدن رو سرم. باز درش آوردم و این کار چند بار تکرار شد. بهم از پشت دستبند زدن و روسری رو کشیدن رو سرم.
از همون پلههایی که زن رو برده بودن رفتیم طبقهی زیر همکف. یه اتاقک بود ته پارکینگ. قاضی و مامور اجرای حکم و زن چادری کنارم وایساده بودن. زن خیلی واضح متاثر بود. چند باری آه کشید و گفت میدونم. میدونم.
قاضی معمم به روم خندید. یاد مرد خنزر پنزری بوف کور افتادم. روم رو ازش برگردوندم.
در آهنی رو باز کردن. دیوارای اتاق سیمانی بود. یه تخت ته اتاقک بود که دستبند و پابند آهنی به دو طرفش جوش خورده بود. یه وسیلهی آهنی شبیه پایهی بوم نقاشی بزرگ با جای دستبند و پابند آهنیِ زنگ زده وسط اتاق، و یه صندلی و میز کوچیک، که روی میز پر از شلاق بود هم پشت در بود. یه اتاق شکنجهی قرونوسطاییِ تمامعیار.
قاضی پرسید خانم حالت خوبه؟ مشکلی نداری؟ انگار که وجود نداره. جوابش رو ندادم. گفت خانم با شمام! باز جواب ندادم.
مرد مامور اجرای حکم گفت پالتوت رو در بیار و رو تخت دراز بکش. پالتو و روسریم رو از پایهی بوم شکنجه آویزون کردم. گفت روسریت رو سر کن! گفتم نمیکنم. قرآنت رو بذار زیر بغلت و بزن. و روی تخت دراز کشیدم.
زن اومد و گفت خواهش میکنم لجبازی نکن. شال رو آورد و کشید رو سرم.
مرد از بین دستهی شلاقهایی که پشت در بود یه شلاق چرم مشکی رو برداشت، دو دور پیچوند دور دستش و اومد سمت تخت.
قاضی گفت خیلی محکم نزن. مرد شروع کرد به زدن. شونههام. کتفم. پشتم. باسنم. رونم. ساق پام. باز از نو. تعداد ضربهها رو نشمردم.
زیر لب میخوندم به نام زن، به نام زندگی، دریده شد لباس بردگی، شب سیاه ما سحر شود، تمام تازیانهها تبر شود…
تموم شد. اومدیم بیرون. نذاشتم فکر کنن حتی دردم اومده. حقیرتر از این حرفان. رفتیم بالا پیش قاضی اجرای حکم. مامور زن پشت سرم میاومد و مراقب بود روسری از سرم نیفته. دم درِ شعبه روسریم رو انداختم. زن گفت خواهش میکنم سرت کن. سرم نکردم و باز کشید رو سرم.
توی اتاق قاضی، قاضی گفت ما خودمون خوشحال نیستیم از این قضیه، ولی حکمه و باید اجرا بشه. جوابش رو ندادم.
گفت اگر میخواید طور دیگهای زندگی کنید میتونید خارج از کشور باشید. گفتم این کشور برای همهست.
گفت بله ولی باید قانون رو رعایت کرد. گفتم قانون کار خودش رو بکنه، ما به مقاومتمون ادامه میدیم.
از اتاق اومدیم بیرون و روسریم رو درآوردم.
مرسی آقای طاطایی عزیز. اگر همراهی شما نبود تحمل این روزها خیلی سخت بود. و عذر میخوام که موکل سر به راهی نبودم. مطمئنم آدمی به بزرگواری شما درک میکنه. بابت همه چی ازتون ممنونم
#رویا_حشمتی
#زن_زندگی_آزادی
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
✍️ برای کمک به افزایش عزتنفس این کتابها به کارتون میان:
۱. کتاب روانشناسی عزت نفس از ناتانیل براندل
۲. کتاب بازسازی عزت در ده هفته از دکتر متیو مک کی
۳. کتاب رشد و افزایش عزت نفس از دکتر متیو مک کی
۴.کتاب اکسیر عزت نفس از دکتر ویل ادواردز
۵. کتاب افسانه خود باوری از آلبرت الیس
۶. کتاب احساس ارزشمندی و راههای تقویت آن از دکتر علی صاحبی
۷. کتاب عزت نفس در ده گام از دکتر دیوید برنز
۸. کتاب شفقت به خود و کتاب دلسوزی از کریستین نف
#_نقاشی_الهه_آناهیتا
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_مـــعـــرفـــی_کـــتـــاب📚
✍️ برای کمک به افزایش عزتنفس این کتابها به کارتون میان:
۱. کتاب روانشناسی عزت نفس از ناتانیل براندل
۲. کتاب بازسازی عزت در ده هفته از دکتر متیو مک کی
۳. کتاب رشد و افزایش عزت نفس از دکتر متیو مک کی
۴.کتاب اکسیر عزت نفس از دکتر ویل ادواردز
۵. کتاب افسانه خود باوری از آلبرت الیس
۶. کتاب احساس ارزشمندی و راههای تقویت آن از دکتر علی صاحبی
۷. کتاب عزت نفس در ده گام از دکتر دیوید برنز
۸. کتاب شفقت به خود و کتاب دلسوزی از کریستین نف
#_نقاشی_الهه_آناهیتا
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
تو یک روز نیستی
تمام سالی.
تو یک کلمه و یک کتاب
و یک چراغ و یک تابلو نیستی.
اگر دقیقهای نباشی
ساعتها از کار میافتند
خانهها ویران میشوند
جوانهی گیاهان میمیرند
خیابانها اشک میریزند
پرندگان، سیاه میپوشند
و شعرها هم پرپر میشوند.
تو فقط باد و باران هشتم ماه مارس نیستی
تو ای خون فوران تابستان
و گیسوان شبهای پاییز
ای دانهی برف عشق
اگر تو نباشی
چه کسی باشد؟!
زن، زن، زن، زن
تو زندگی هستی.
▫️ #_شعری از شیرکو بیکس
▫️ #_برگردان به پارسی: مریوان حلبچهای
▫️ #_نقاشی: مارک شاگال
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎
تو یک روز نیستی
تمام سالی.
تو یک کلمه و یک کتاب
و یک چراغ و یک تابلو نیستی.
اگر دقیقهای نباشی
ساعتها از کار میافتند
خانهها ویران میشوند
جوانهی گیاهان میمیرند
خیابانها اشک میریزند
پرندگان، سیاه میپوشند
و شعرها هم پرپر میشوند.
تو فقط باد و باران هشتم ماه مارس نیستی
تو ای خون فوران تابستان
و گیسوان شبهای پاییز
ای دانهی برف عشق
اگر تو نباشی
چه کسی باشد؟!
زن، زن، زن، زن
تو زندگی هستی.
▫️ #_شعری از شیرکو بیکس
▫️ #_برگردان به پارسی: مریوان حلبچهای
▫️ #_نقاشی: مارک شاگال
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
توو این همه سال که به نقش و نقاشی مشغول بودم یاد گرفتم که میشه دنیا را با همهی حقیقتش جدی نگرفت.
میشه غرق خیالات شد و به پس و پیش دنیا هیچ اهمیتی نداد. حتی میشه به خیالات رنگ واقعیت داد و با اونها زندگی کرد.
برای همین از خیلی وقت پیش دیگه هیچی رو جدی نمیگیرم که اینجوری نه ترسی از آینده داری نه حسرتی برای گذشته....
☕️ نام من سرخ
👤 #_اورهان_پاموک
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_کــــتــــاب_ولــــحــــظــــه📚
توو این همه سال که به نقش و نقاشی مشغول بودم یاد گرفتم که میشه دنیا را با همهی حقیقتش جدی نگرفت.
میشه غرق خیالات شد و به پس و پیش دنیا هیچ اهمیتی نداد. حتی میشه به خیالات رنگ واقعیت داد و با اونها زندگی کرد.
برای همین از خیلی وقت پیش دیگه هیچی رو جدی نمیگیرم که اینجوری نه ترسی از آینده داری نه حسرتی برای گذشته....
☕️ نام من سرخ
👤 #_اورهان_پاموک
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity