ﯾﻮﺣﻨﺎ ﮐﻪ از ﻧﺰدﯾﮑﺘﺮﯾﻦ ﺷﺎﮔﺮدان ﻋﯿﺴﺎ و ﺑﮕﻔﺘﻪی ﺧﻮدش «ﺷﺎﮔﺮد ﻣﺤﺒﻮب ﺧﺪاوﻧﺪ» و ﭼﻬﺎرﻣﯿﻦ اﻧﺠﯿﻞ ﻧﻮﯾﺲ اﺳﺖ و در ﺳﺮآﻏﺎز ﮔﺰارش ﺧﻮد می‌نوﯾﺴﺪ: در اﺑﺘﺪا ﮐﻠﻤﻪ ﺑﻮد و ﮐﻠﻤﻪ ﻧﺰد ﺧﺪا ﺑﻮد و ﮐﻠﻤﻪ ﺧﺪا ﺑﻮد و ﮐﻠﻤﻪ ﺟﺴﻢ ﮔﺮدﯾﺪ و در ﻣﯿﺎن ﻣﺎ ﺳﺎﮐﻦ ﺷﺪ ﭘﺮ از ﻓﯿﺾ و راﺳﺘﯽ و ﺟﻼل او را دﯾﺪﯾﻢ ﺟﻼﻟﯽ ﺷﺎﯾﺴﺘﻪی ﭘﺴﺮ ﯾﮕﺎﻧﻪی ﭘﺪر...
وﻟﯽ اﯾﻦ «ﺷﺎﮔﺮد ﻣﺤﺒﻮب ﺧﺪاوﻧﺪ» ﺑﻪ ﻣﺎ نمی‌گوید ﮐﻪ «اﯾﻦ ﮐﻠﻤﻪ» در ﭼﻪ زﻣﺎﻧﯽ «ﺟﺴﻢ ﮔﺮدﯾﺪ» و در ﭼﻪ روزی زاده ﺷﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﻣﯽﻣﺎﻧﺪ ﺳﻮﻣﯿﻦ اﻧﺠﯿﻞ ﻧﻮﯾﺲ ﮐﻪ ﻟﻮﻗﺎ اﺳﺖ.
ﻟﻮﻗﺎ ﯾﮏ ﭘﺰﺷﮏ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺑﻮد، اﮔﺮﭼﻪ ﻫﺮﮔﺰ ﻋﯿﺴﯽ را ﻧﺪﯾﺪ و آﻧﭽﻪ را ﮐﻪ ﻧﻮﺷﺖ از ﺷﻨﯿﺪهﻫﺎی ﺧﻮد ﻧﻮﺷﺖ اما از آﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﭘﺰﺷﮑﯽ داﻧﺶآﻣﻮﺧﺘﻪ و ﭘﺮورش ﯾﺎﻓﺘﻪ ﺑﻮد ﮔﺰارﺷﺶ ﻧﯿﺰ از ﺳﺎﻣﺎن ﺑﯿﺸﺘﺮی ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ، ﺑﺎ اﯾﻦهمه او ﻧﯿﺰﺑﻪ روﺷﻨﯽ ﺳﺨﻨﯽ از زﻣﺎن زاده ﺷﺪن ﻋﯿﺴﯽ به‌میان ﻧﻤﯽﮐﺸﺪ، وﻟﯽ در ﺑﺎب دوم اﻧﺠﯿﻞ ﺧﻮد ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎﯾﯽ ﺑﺪﺳﺖ می‌دﻫﺪ ﮐﻪ می‌توان ﺑﺎ ﺗﮑﯿﻪ ﺑﺮ آﻧﻬﺎ ﺑﺎ دﻟﯿﺮی ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﻋﯿﺴﯽ در ﻫﺮ زﻣﺎن دﯾﮕﺮی می‌تواﻧﺴﺘﻪ زاده ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ به‌جز «روز ﺑﯿﺴﺖوﭘﻨﺠﻢ دﺳﺎﻣﺒﺮ».
ﯾﮑﯽ از ﻧﺸﺎﻧﻪﻫﺎ ﺑﻮدن ﺷﺒﺎﻧﺎن در ﺑﯿﺎﺑﺎن اﺳﺖ می‌گوﯾﺪ: و در آَن ﻧﻮاﺣﯽ ﺷﺒﺎﻧﺎن در بیابان به‌سر ﻣﯽﺑﺮدﻧﺪ و در ﺷﺐ ﭘﺎﺳﺒﺎﻧﯽ ﮔﻠﻪﻫﺎی ﺧﻮﯾﺶ می‌کردند. ﻧﺎﮔﺎه ﻓﺮﺷﺘﻪی ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺮ اﯾﺸﺎن نمایان ﺷﺪ و ﮐﺒﺮﯾﺎﯾﯽ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺮﮔﺮد اﯾﺸﺎن ﺗﺎﺑﯿﺪ و ﺑﻐﺎﯾﺖ ﺗﺮﺳﺎن ﮔﺸﺘﻨﺪ.

ﻓﺮﺷﺘﻪﯾﺸﺎن را ﮔﻔﺖ می‌ترسد زﯾﺮا اﯾﻨﮏ ﺑﺸﺎرت ﺧﻮﺷﯽ بزرگ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ می‌دﻫﻢ ﮐﻪ ﺑﺮای ﺟﻤﯿﻊ ﻗﻮم ﺧﻮاﻫﺪ ﺑﻮد ﮐﻪ اﻣﺮوز ﺑﺮای ﺷﻤﺎ در ﺷﻬﺮ داود ﻧﺠﺎت دﻫﻨﺪه‌ای ﮐﻪ ﻣﺴﯿﺢ ﺧﺪاوﻧﺪ ﺑﺎﺷﺪ زاده ﺷﺪ و ﭼﻮن ﻓﺮﺷﺘﮕﺎن از ﻧﺰد اﯾﺸﺎن ﺑﻪ آﺳﻤﺎن رﻓﺘﻨﺪ ﺷﺒﺎﻧﺎن ﺑﺎ ﯾﮑﺪیگر ﮔﻔﺘﻨﺪ اکنون ﺑﻪ ﺑﯿﺖﻟﺤﻢ ﺑﺮوﯾﻢ و اﯾﻦ ﭼﯿﺰی ﮐﻪ واﻗﻊ ﺷﺪه و ﺧﺪاوﻧﺪ آنﺮا ﺑﻪ ﻣﺎ اﻋﻼم ﻧﻤﻮده‌ اﺳﺖ ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ.
ﯾﺎدآوری می‌کنم ﮐﻪ ٢۵دﺳﺎﻣﺒﺮ آﻏﺎز ﭼﻠﻪی ﺑﺰرگ زﻣﺴﺘﺎن و ﻫﻮا ﺑﺴﯿﺎر ﺳﺮد اﺳﺖ و چوپانان ﻫﺮﮔﺰ ﮔﻠﻪ ﺧﻮد را ﺷﺒﺎﻫﻨﮕﺎم در ﺑﯿﺎﺑﺎن ﻧﮕﻪ نمی‌دارند ﺑﻠﮑﻪ می‌کوﺷﻨﺪ ﺗﺎ ﭘﯿﺶ از ﻓﺮوﺷﺪ ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﺑﻪ روﺳﺘﺎی ﺧﻮد ﺑﺮﮔﺮدﻧﺪ. بناﺑﺮاﯾﻦ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﮏ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﺑﺲ ﮐﻪ ﺑﺎ دﻟﯿﺮی ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﮐﻪ ﻋﯿﺴﯽ در ﭼﻨﯿﻦ ﺷﺒﯽ زاده ﻧﺸﺪه‌اﺳﺖ اما اﮔﺮ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ ﭘﺲ در ﭼﻪ روزی زاده ﺷﺪه‌اﺳﺖ؟ ﺧﻮاﻫﻢ ﮔﻔﺖ ﻣﻦ نمی‌دانم.
ﻫﻤﭽﻨﺎﻧﮑﻪ ﻟﻮﻗﺎ و دﯾﮕﺮ ﺷﺎﮔﺮدان ﻋﯿﺴﯽ ﻧﯿﺰ نمی‌داﻧﺴﺘﻨﺪ اﮔﺮ می‌داﻧﺴﺘﻨﺪ ﺧﻮدﺷﺎن را و ﻣﺎ را و ﭘﯿﺮواﻧﺸﺎن را اﯾﻨﭽﻨﯿﻦ ﺳﺮﮔﺮدان نمی‌گزاﺷﺘﻨﺪ!
درﺑﺎره روز زایش ﻋﯿﺴﯽ ﻫﯿﭻ آگاهی در دﺳﺖ ﻧﺪارﯾﻢ، ﮐﻠﻤﻨﺲ اﺳﮑﻨﺪراﻧﯽ(نزدﯾﮏ٢٠٠ﻣﯿﻼدی) باورهای گوناگونی را ﮐﻪ در روزﮔﺎر وی درﺑﺎره روز زایش ﻋﯿﺴﯽ وﺟﻮد داﺷﺘﻪ ﻣﻄﺮح می‌کند و می‌گوید.
ﺑﺮﺧﯽ ﮔﺎﻫﺸﻤﺎران اﯾﻦ روز را ﻧﻮزدﻫﻢ آورﯾﻞ و ﺑﺮﺧﯽ ﺑﯿﺴﺘﻢ ﻣﺎه ﻣﻪ می‌دانند اﻣﺎ ﺧﻮد او اﯾﻦ ﺗﺎرﯾﺦ را ١٧ﻧﻮاﻣﺒﺮ ﺳﺎل ﺳﻮم پیش از ﻣﯿﻼد می‌داند!
در سده دوم ﻣﯿﻼدی ﻣﺴﯿﺤﯿﺎن ﺷﺮﻗﯽ ﺟﺸﻦ زایش ﻋﯿﺴﯽ را روز ۶ ژاﻧﻮﯾﻪ ﺑﺮﮔﺰار می‌کردند.
در ﺳﺎل٣۵۴ ﺑﺮﺧﯽ از ﮐﻠﯿﺴﺎﻫﺎی ﻏﺮﺑﯽ همچون ﮐﻠﯿﺴﺎی روم ﻣﺮاﺳﻢ ﺳﺎﻟﺮوز زایش ﻣﺴﯿﺢ را در روز ٢۵دﺳﺎﻣﺒﺮ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ و در آن زﻣﺎن آن روز را ﺑﺨﻄﺎ روز اﻧﻘﻼب ﺷﺘﻮی(زﻣﺴﺘﺎﻧﯽ) ﮐﻪ پس از آن روز ﻃﻮل روز رو ﺑﻪ ﻓﺰوﻧﯽ ﻣﯽﻧﻬﺪ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﮐﺮده ﺑﻮدﻧﺪ.
اﯾﻦ روز از پیش ﻧﯿﺰ روز ﺟﺸﻦ اﺻﻠﯽ ﮐﯿﺶ ﻣﯿﺘﺮا ﯾﻌﻨﯽ روز زایش ﻣﻬﺮ ﺷﮑﺴﺖﻧﺎﭘﺬﯾﺮ ﺑﻮد. ﮐﻠﯿﺴﺎﻫﺎی ﻣﺸﺮق زﻣﯿﻦ ﺗﺎ ﻣﺪﺗﯽ دﺳﺖ از ﻫﻤﺎن ﺗﺎرﯾﺦ ﺷﺸﻢ ژاﻧﻮﯾﻪ ﺑﺮ ﻧﺪاﺷﺘﻨﺪ و ﻫﻤﮑﯿﺸﺎن ﻏﺮﺑﯽﺷﺎن را ﺑﻪ آﻓﺘﺎبﭘﺮﺳﺘﯽ و ﺑﺖﭘﺮﺳﺘﯽ ﻣﺘﻬﻢ ﮐﺮدﻧﺪ وﻟﯽ در ﭘﺎﯾﺎن سده ﭼﻬﺎرم روز ٢۵دﺳﺎﻣﺒﺮ در ﻣﺸﺮق زﻣﯿﻦ ﻫﻢ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.
(منبع- وﯾﻞ دوراﻧﺖ، ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﻤﺪن، ﭘﻮﺷﻨﻪی ﺳﻮم، ﺑﺮﮔﺮدان ﺣﻤﯿﺪ ﻋﻨﺎﯾﺖ، ﭘﺮوﯾﺰ دارﯾﻮش، علی‌اﺻﻐﺮ ﺳﺮوش، ﭼﺎپ اﻧﺘﺸﺎرات ﻋﻠﻤﯽ و ﻓﺮﻫﻨﮕﯽ روﯾﻪی۶٧۵).

دﯾﺪﯾﻢ ﮐﻪ وﯾﻞ دوراﻧﺖ، ﻓﺮزاﻧﻪی ﻧﺎﻣﺪار آﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ و ﻧﻮﯾﺴﻨﺪه‌ی ﺗﺎرﯾﺦ ﺗﻤﺪن ﻧﯿﺰ ﮔﻮاﻫﯽ می‌دهد ﮐﻪ ٢۵دﺳﺎﻣﺒﺮ ﻫﯿﭻ ﭘﯿﻮﻧﺪی ﺑﺎ زاده ﺷﺪن ﻋﯿﺴﯽ ﻧﺪارد، ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﺟﺎ دارد ﭘﺮﺳﯿﺪه ﺑﺸﻮد ﮐﻪ ﭼﺮا ﻣﺴﯿﺤﯿﺎن ﭼﻨﯿﻦ روزی را ﺑﻨﺎم زاده ﺷﺪن عیسی ﺟﺸﻦ می‌گیرﻧﺪ؟؟.
می‌داﻧﯿﻢ ﮐﻪ ﭘﯿﺶ از روی ﮐﺎر آﻣﺪن ﻣﺴﯿﺤﯿﺖ، آﯾﯿﻦ دﯾﮕﺮی ﺑﻨﺎم «ﻣﯿﺘﺮاﯾﯿﺴﻢ» در ﺑﺨﺶهای ﺑﺰرﮔﯽ از ﺟﻬﺎن ﮐﻬﻦ، ﺑﻮﯾﮋه در ﺳﺮزﻣﯿﻦهای ﭘﯿﺮاﻣﻮن درﯾﺎی ﻣﺪﯾﺘﺮاﻧﻪ داﻣﻦ ﮔﺴﺘﺮاﻧﯿﺪ و ﺑﺎورﻣﻨﺪان ﺑﻪ آن از ﺳﻮرﯾﻪ ﺗﺎ اﺳﮑﺎﺗﻠﻨﺪ ﭘﺮﺳﺘﺶگاه‌هاﯾﯽ ﺑﺮای «ﭘﺮوردﮔﺎر ﺧﻮرﺷﯿﺪ» ﯾﺎ «ﻣﯿﺘﺮا» ﺑﺮﭘﺎ ﮐﺮده ﺑﻮدﻧﺪ ﺑﮕﻮﻧﻪای ﮐﻪ ﺗﺎ اﻣﺮوز ﺑﯿﺶ از ١٣٠ ﻧﯿﺎﯾﺸﮕﺎه ﻣﻬﺮی از زﯾﺮ ﺧﺎک ﺳﺮ ﺑﺮون ﮐﺸﯿﺪه‌اﻧﺪ.
در ﺑﺎﺑﻞ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ از ﭘﺎﯾﺘﺨﺖهای اﯾﺮان و ﺟﺎﯾﮕﺎه زﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﭘﺎدﺷﺎﻫﺎن اﯾﺮان ﺑﻮد «ﻣﻬﺮ» ﺑﺎ ﺧﺪای ﺧﻮرﺷﯿﺪ آن ﺳﺮزﻣﯿﻦ ﮐﻪ ﺷﺎﻣﺎشSchamasch ﻧﺎم داﺷﺖ اﯾﻦ ﻫﻤﺎن داﻧﺴﺘﻪ ﺷﺪ و ﺑﻪ دﯾﺪ ﻣﺮدم ﺑﺎﺑﻞ ﺑﯿﮕﺎﻧﻪ ﻧﯿﺎﻣﺪ ﻫمچنان‌که «ﻧﺎﻫﯿﺪ» اﯾﺮاﻧﯽ ﺑﺎ «اﯾﺸﺘﺎر» ﺑﺎﺑﻠﯽ ﺑﺮاﺑﺮ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ.
اﻧﺪک اﻧﺪک اﯾﻦ آﯾﯿﻦ از ﺑﺎﺑﻞ ﺑﻪﺳﻮی آﺳﯿﺎی ﮐﻮﭼﮏ داﻣﻦ ﮔﺴﺘﺮاﻧﯿﺪ و از آﻧﺠﺎ ﺑﻪ ﺳﺮزﻣﯿﻦهای ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻓﺮا رﻓﺖ و ﺑﺎ ﭘﺮوردﮔﺎر ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﻫﻠﯿﻮس Helios ﺧﻮﯾﺸﯽ ﺑﻬﻢ رﺳﺎﻧﯿﺪ.
ﮐﻮﺗﺎه ﺳﺨﻦ اﯾﻨﮑﻪ «ﻣﻬﺮ» ﺑﻪ ﻫﺮﺟﺎﯾﯽ ﮐﻪ رﺳﯿﺪ ﺑﺎ ﭘﺮوردﮔﺎر ﺑﻮﻣﯽ ﺧﻮرﺷﯿﺪ ﺳﺎزش ﮐﺮد و ﻣﺮدم را ﺑﯽﻫﯿﭻ ﻓﺸﺎری ﺑﻪ ﭘﺮﺳﺘﺶ ﺧﻮد ﻓﺮاﺧﻮاﻧﺪ. ﺑﺪﯾﻦگونه ﮔﺴﺘﺮه‌ی ﺧﺎک «ﻣﻬﺮ» از اﯾﺮان ﺗﺎ ﻓﺮاﺳﻮی درﯾﺎی ﺳﯿﺎه و درﯾﺎی ﯾﻮﻧﺎن(Egee) در ﺑﺎﺧﺘﺮ و از این‌سو ﺗﺎ دره‌ی ﺳﻨﺪ و ﻫﻨﺪوﺳﺘﺎن داﻣﻦ ﮔﺴﺘﺮاﻧﯿﺪ.

#_پیشاپیش_جشن_شب_چله ﺷﺎد و ﻓﺮﺧﻨﺪه ﺑﺎد🍉
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم


جشن‌های ماهانه ایرانی‌مان
#جشن_دی‌گان.

(جشن دی‌گان شادباد💚🤍❤️)

واژه دی به معنی آفریدن و آفریدگار می‌باشد.
در ماه دی، بجز نخستین روز ماه که اورمزد نامیده می‌شود و نام خداوند(اهورامزدا) است، سه روز دیگر به نام‌های: دی به آذر، دی به مهر و دی به دین نیز وجود دارد. بنابراین جشن دی‌گان برابر است با یکی از این روزها در ماه دی، که روز دوم دی‌ماه، نهم دی‌ماه و هفدهم دی‌ماه در گاه‌شماری خورشیدی است.
در فرهنگ ایران باستان، نخستین جشن دی‌گان، در ماه دی یه عنی روز اورمزد از ماه دی، خرم روز نیز نام داشته است. این روز پس از شب چله پیش می‌آید که بزرگ‌ترین شب سال است.
در زمان گذشته پادشاه کشور و سردار شهر، دیدار همگانی با مردم داشته‌اند. اکنون نیز مزدیسنان(زرتشتیان) به باور ترادادی(:سنتی) خود در برخی از شهرها و روستاها، یکی از روزهای دی در ماه دی و یا همه آن را جشن می‌گیرند.
همانند جشن‌های ماهیانه دیگر، کوشش می‌کنند تا در مکانی همگانی مانند تالار آدریان و آتشکده گردهم آیند و جشن دی‌گان را با سرور و شادمانی برگزار کنند.
یکی از سروده‌هایی که در این جشن برای ستایش جایگاهِ اهورامزدا خوانده می‌شود اورمزدی‌ست که در خورده اوستا جای گرفته است.
برگردان بخشی از آن چنین است:

او را که هم راهبر هستی و هم راهبر زندگی است
به من بنما و همانگونه که خود خواستاری
پیروی از دین والا و اندیشه نیک را به او برسان
درود به فرد کیانی
درود به ایران ویچ
درود به خوشبختی مزدا داده
درود به رود دائیتی و درود به اردویسور آناهیتا
درود به همه آفرینش راستین

📗نسک(:کتاب) یادگار دیرین، نوشته زنده یاد موید #کورش_نیکنام، نویسنده و پژوهشگر آیین و فرهنگ ایران‌زمین باستان

#جشن_دی‌گان_شادباد❄️

#جشن_دی‌گان در دی‌ماه را پیش‌رو داریم💚🤍❤️

و اینکه، ماه دی تنها ماهی هست که چهار جشن ماهانه در خود جای داده است.

دوم دی‌ماه، دی‌به‌آذر «جشن دی‌گان».
نهم دی‌ماه، دی‌به‌مهر «جشن دی‌گان».
هفدهم دی‌ماه، دی‌به‌دین،
«جشن دی‌گان».
یک «جشن دی‌گان» نیز در آذر ماه داریم.

باری،
❇️ به روز هرمز و دی‌ماه و آن سه دی دیگر
ز جان و دل بزداییم هر آنچه ناپاکی‌ست.

❇️ واژه دی به معنی آفریدن و آفریدگار می‌باشد.
در اوستا دی که دتوشوDaatoshu می‌باشد به معنی دادار و آفریدگار است و در نامه‌های اوستایی بیشتر بجای واژه اهورامزدا بکار رفته است.
در ماه دی بجز نخستین روز ماه که اورمزد نامیده می‌شود و نام اهورامزداست، ۳روز دیگر به‌نام‌های دی به‌آذر، دی به‌مهر و دی به‌دین وجود دارد. بنابراین جشن دی‌گان برابر است با یکی از این روزها در ماه دی، که دوم، نهم، و هفدهم در سالنامه خورشیدی‌ست.
در میان جشن‌های ماهانه ایرانی‌مان تنها ماه دی‌ است که سه جشن در خود جای داده است.
جشن دی‌گان در گاهشمار زرتشتی دی به‌آذر، دی به‌مهر، دی به‌دین، از ماه دی جشن دی‌گان برگزار می‌شود و زرتشتیان در شهرها و روستاهای ایران دی‌گان را جشن می‌گیرند.
در ایران باستان نخستین جشن دی‌گان در ماه دی، روز اورمزد و دی ماه فرم روز نیز نام داشته‌ است و در این روز که روز پس از #شب_چله بزرگ‌ترین شب سال بوده شاهان دیدار همگانی با مردم داشته‌اند.

#جشن_دی‌گان_شادباد💚🤍❤️

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

نوشته‌اى از "دالتون ترومبو" نويسنده و فيلم‌نامه نویس امريكايى:

یادم هست پیش از ازدواجم، مدتی با همسرم همکار بودم.

فضای کار باعث شده بود که او از شخصیت و اطلاعاتِ من خوشش بیاید.

ناگفته هم نماند که خودم بدم نمی‌آمد که او اینقدر شیفته‌ی یک آدمِ فراواقعی و به قولِ خودش «عجیب و غریب» شده!

ما با هم ازدواج کردیم.

سالِ اول را پشتِ سر گذاشتیم و مثلِ همه‌ی زن و شوهرهای دیگر، بالاخره یک روزی دعوای سختی با هم کردیم.

در آن دعوا چیزی از همسرم شنیدم که حالا بعد از جدایی‌مان، چراغِ راهِ آینده‌ی رفتارهایم شده:

-«منو باش که خیال می‌کردم تو چه آدمِ بزرگ و خاصی هستی!... ولی می‌بینم الآن هیچی نیستی!... یه آدمِ معمولی!»

امروز که دقت می‌کنم، می‌بینم تقریبا همه‌ی ما در طولِ زند‌گی، به لحظه‌اى می‌رسیم که آدم‌های خاص و افسانه‌اى مان، تبدیل به آدمی واقعی و معمولی می‌شوند.

و درست در همان لحظه، آن آدمی که همیشه برایمان بُت بوده، به طرزِ دهشتناکی خُرد و خاکشیر خواهد شد.

ما اغلب دوست داریم از کسانی که خوش‌مان می‌آید، بُت درست کنیم و از آن‌ها «اَبَر انسان» بسازیم و وقتی آن شخصیتِ ابر انسانی تبدیل به یک انسانِ عادی شد، از او متنفر شویم.

واقعیت آن است که همه، آدم‌های معمولی‌اى هستند.

حتی آن‌هایی که ما ابر انسان می‌پنداریم هم دست‌شویی می‌روند، وقتی می‌خوابند آبِ دهن‌شان روی بالش می‌ریزد، آن‌ها هم دچار اسهال و یبوست می‌شوند، می‌ترسند، دروغ می‌گویند، عرقِ‌شان بوی گند می‌دهد و دهن‌شان سرِ صبح، بوی ....!

بعدها که فرصتی شد تا به هنرجویانِ ادبیات و تئاتر آموزش بدهم، احساس کردم هنرجویانم ناخواسته و از روی لطف، دوست داشتند بگویند که مربی‌ ما، آدمِ خیلی عجیب و غریبی است!

اولین چاره‌ی کار این بود که از آن‌ها بخواهم «استاد» خطابم نکنند. چون اصولا این لفظ برای منی که سطحِ علمی و آکادمیکِ لازم را ندارم، عنوانِ اشتباهی است.

در قدم بعد، سعی کردم ‌بهشان نشان دهم که من هم مثلِ همه‌ی آدم‌های دیگر، نیازهای طبیعی‌ دارم؛ عصبانی می‌شوم، غمگین می‌شوم، گرسنه می‌شوم، دستشویی می‌روم، دست و بالم درد می‌گیرد و هزار و یک چیزِ دیگر که همه‌ی آدم‌ها دارند.

اما به نظرم، دو چیز خیلی مهم هست که باید هر کس به خودش بگوید و نگذارد دیگران از او تصویری فراانسانی و غیرواقعی بسازند:

اول؛ احترام
حتی جلوی پای یک پسربچه‌ی 7 ساله هم باید بلند شد و یا بعد از یک دخترِ 5 ساله از در عبور کرد.
باید آنقدر به دیگران احترام گذاشت که بدانند نه تنها از تو چیزی کم ندارند که به مراتب از تو با ارزش‌تر و مهم‌ترند.

و بعد؛ راست‌گویی
به عقیده‌ی من هیچ ارزشی و خصلتی بزرگ‌تر و انسانی‌تر از راست‌گویی نیست.

اعترافِ به «ندانستن» و «نتوانستن» یکی از بزرگ‌ترین سدهایی است که ما در طولِ عمرمان باید از آن بگذریم.

اطرافیان اگر بدانند که ما هم مثلِ همه‌ی آدم‌های دیگر، یک آدمِ با نیازهای عادی هستیم، هرگز تصورشان از ما، تصوری فراواقعی نخواهد شد.

این‌هایی که گفتم، فقط مخصوصِ هنرجو و مربی نیست. خیلی به کارِ عاشق و معشوق‌ها هم می‌آید.
به یک ‌دلداده‌ی شیفته باید گفت:

«کسی که تو امروز در بهترین لباس و عطر و قیافه می‌بینی، در خلوتش، شامپانزه‌ای تمام‌عیار می‌شود!... تو با یک آدمِ معمولی طرفی، نه یک ابرقهرمانِ سوپراستار!»

همه‌ی ما آدمیم. آدم‌های خیلی معمولی.

#James_Dalton_Trumbo
1905 – 1976

#_برگردان_سپیده_نازنینمان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨


#_هنرمند_مارک_روتکو‌👇👇👇

#_برگردان_آتنای_نازنینمان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨

مارک روتکو‌ نیز از نقاشانی است که خودکشی کرد. یک‌روز، جسد بی‌جان او را در حالی که رگ دستانش را زده بود یافتند. مارک روتکو‌ وسواسی بود، کنترل خاصی بر نقاشی‌های اعمال می‌کرد، آثارش فقط براساس انتخاب‌های به‌خصوص وی - مانند قرار دادن نقاشی در فاصله‌ای نزدیک به مخاطب و پس‌زمینه‌ی سفید - نمایش داده می‌شدند. با آنکه روتکو را معمولاً با آثارش برمحوریت ترکیب چندرنگ می‌شناسند، اما وی کارش را با سبک دیگری شروع کرد. او ابتدا تعدادی نقاشی سورئالیستی و نمادین با مفاهیم اجتماعی-سیاسی خلق کرد، اما پس از مدتی به سبک معروفش قدم نهاد. برای روتکو، این نقاشی‌ها در باب ارتباطات میان رنگ‌ها نبود، او باور داشت که این ارگانیزم ارائه‌شده قرار است یک تجربه‌ی احساسی، عرفانی و حتی مذهبی برای مخاطب رقم بزند، از آنجایی که روتکو‌ باور داشت این‌ها ترکیب رنگ نبستند، بلکه احساسات تجسدیافته‌ در قالب اشکال هستند. هرچه روتکو‌ بیشتر با فساد بازار هنر و انحصارطلبیِ سرمایه‌داری در کنترل آثارش روبه‌رو شد، وضعیت روحی‌اش نیز شکننده‌تر و وخیم‌تر گشت. در آثار متاخر وی می‌توان رنگ مشکی را تجسد مرگ و خودکشی روتکو‌ تفسیر کرد.

#_برگردان_آتنای_نازنینمان


🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


برایت رویاهایی آرزو می‌کنم، تمام نشدنی
و آرزوهایی پرشور
که از میانشان چندتایی برآورده شود.

برایت آرزو می‌کنم که دوست داشته باشی
آنچه را که باید دوست بداری
و فراموش کنی
آنچه را که باید فراموش کنی.

برایت شوق، آرزو می‌کنم.
آرامش آرزو می‌کنم.
برایت آرزو می‌کنم که با آواز پرندگان بیدار شوی


برایت آرزو می ‏کنم، دوام بیاوری...
در رکود،
بی ‏تفاوتی
و ناپاکی روزگار

به خصوص برایت آرزو می‏ کنم که
خودت باشی....


#_ژاک_برل
#_برگردان_سارای_نازنینمان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_نـــقـــاشـــی 🎨

#_معرفی_هنرمند

#miles_johnston

مایلز جانسون در سال ۱۹۹۳ در بریتانیا متولد شد. چند سال اول از دوران کودکی در برونئی، زندگی کرد، و خودش آن سال‌ها را و فضای کودکی‌اش را بسیار با اهمیت می‌داند. او خویش را از ریاضیات، فیزیک، فلسفه، هنر و تمام جهان پیرامون، تاثیرپذیر می‌داند.
خودش می‌گوید:
"من همیشه احساس حسادت، ترس، و تنهایی‌ای درونی را الهام بخش به خود احساس کردم. ادامه‌ی دوره‌های مدرسه من در همپشایر انگلستان بود. پس از درگیر شدن در انجمن‌های هنری به عنوان یک نوجوان، به سوئد رفتم تا در سن ۱۸ سالگی در آکادمی هنرهای تجسمی سوئد تحصیل کنم. حالا من نیمه وقت به عنوان یک مدرس در همان مدرسه کار می‌کنم در حالی که در حال کار بر روی کار خودم نیز هستم. درون ما در لحظات حیاتی زندگی ما معنا می‌یابد. به جای تمرکز بر بازنمودهای ادبی جهان، من ویژگی‌های سورئال و انتزاعی ذهنیت‌مان را با هدف ایجاد آثاری با تشدید عاطفی عمیق نشان می‌دهم. من معتقدم که هنر جهان را به جایگاهی بهتر تبدیل می‌کند، و آدمی هنوز مسیری طولانی را برای شناخت درون خویش نپیموده است."

#_برگردان_سپیده_نازنینمان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_پالایش_زبان_پارسی


🔻مرحوم = شادروان، روانشاد، انوشَک‌روان، نوشین‌روان، آمرزیده، زنده‌یاد، درگذشته، از جهان‌رفته، نیک‌رفته، نیک‌یاد، هوفَروَرت، ویتَرتَک(پارسی پهلوی)

🔻مرحومه = شادروان، روانشاد، انوشَک‌روان، نوشین‌روان، آمرزیده، زنده‌یاد، درگذشته، از جهان رفته، نیک‌رفته، نیک‌یاد، هوفَروَرت، ویتَرتَک(پارسی پهلوی)

🔻مغفور = بخشوده، آمرزیده

✍️نمونه:
🔺آن مرحوم، دار فانی را وداع گفته و چهره در نقاب خاک کشید =
آن روانشاد، سرای سپنج را بدرود گفته و چهره در پرده‌ی خاک کشید

فوت مرحومه‌ی مغفوره، والده‌ی عزیزتان را تسلیت عرض می‌نمایم =
درگذشت نوشین‌روان، مادر گرامیتان را با شما همدردم

🔻عزا= سوگ
🔻عزادار= سوگوار
🔻عزاداری = سوگواری
🔻عزاگرفتن= به‌سوگ‌نشستن، زاری‌کردن، شیون‌کردن، خودخوری
🔻ایّام عزاداری= روزهای سوگواری
🔻صاحب‌عزا= سوگوار
🔻لباس عزا= جامه‌ی سوگ، رخت سیاه
🔻مجلس ختم= پُرسِه
🔻مجلس ترحیم= پُرسِه

✍️نمونه:
🔺از عزا چون بگذرد یک‌چندروز
کم شود آن آتش و آن عشق و سوز #مولوی=
از سوگ چون بگذرد یک‌چندروز
کم شود آن آتش و آن اِشغ و سوز

🔺فقدانش را عزا گرفته بودند=
نبودش را به‌سوگ نشسته بودند

🔺عزا گرفته بود که مشکل خود را چطور حل کند=
خودخوری می‌کرد که گرفتاری خود را چگونه چاره کند

🔺گفته شده لباس عزاداری ایرانیان قدیم سفید بوده است=
گفته شده جامه‌ی سوگواری ایرانیان باستان سپید بوده است

🔺مجلس ختم آن مرحوم فردا منعقد می‌گردد=
پُرسِه‌ی آن بهشتی‌روان فردا برگزار می‌شود
تسلی = دلداری، همدردی، دلخوشی، نواز
تسلی‌بخش = اندُه‌گسار
تسلیت = دلداری
تسلیت‌آمیز = نَوازانه
تسلیت‌نامه = نوازنامه
تسلی‌دادن = نوازیدن، دلداری كردن، دلداری دادن

واژه ی تازی «تسلیت» در تازی به چم «اندوه‌زدایی»‌ست و در پارسی به‌نادرست با كارواژه‌ی(فعل) «گفتن» به‌كار می‌رود و به گونه‌ی «فلانی چیزی را تسلیت گفت» درمی‌آید.
از اینرو باید در برگردان آن، سازه‌ی «تسلیت‌گفتن» را با هم در نگر(نظر) گرفت و با هم پارسی کرد.

تسلیت عرض می‌کنم =
با شما همدردم
مرا همدرد خود بدانید
همدردی مرا بپذیرید
در اندوهتان همدردم
به‌همراه شما دردمندم
در اندوهتان همراهم
دل‌آسان باشید
اندوهگین مباشید
بیش از این اندوهگین مباشید
اندوهتان كاسته باد

نمونه ١:
حسن، وفات ابوی تقی را به او تسلیت گفت =
منوچهر ، از دست رفتن پدر پارسا را به او دلداری داد
منوچهر، همدردی خود را در مرگ پدر پارسا، به او گفت/رسانید
منوچهر خود را در مرگ پدر پارسا با او همدرد دانست
منوچهر با پارسا برای مرگ پدرش همدردی كرد
منوچهر كوشید اندوه پارسا را از مرگ پدرش، بزداید/بكاهد

نمونه ۲:
درگذشت مادرتان را تسلیت عرض می‌كنم =
مرا در درگذشت مادرتان همدرد بدانید
همدردی مرا در درگذشت مادرتان بپذیرید
درگذشت مادرتان را با شما همدردم
در اندوه درگذشت مادرتان، همدردم
در درگذشت مادرتان، همدرد شما هستم
در اندوه درگذشت مادرتان، همدرد شما هستم
از درگذشت مادرتان، دردمندم
از درگذشت مادرتان، ما نیز دردمندیم
بگذارید به شما در درگذشت مادرتان دلداری دهم و با شما همدرد باشم
بگذارید در اندوه شما از درگذشت مادرتان همراه باشم
بگذارید شما را در اندوه درگذشت مادرتان همراهی كنم

نمونه ۳:
حرف‌های او موجب تسلی‌خاطر فرزندش شد =
سخنان او انگیزه‌ی دل‌آسایی فرزندش شد
سخنان او دل فرزندش را آسایش بخشید
سخنان او فرزندش را دل‌آسایی بخشید
گفته‌های او دل فرزندش را آسوده‌تر كرد
گفته‌های او به كاهش اندوه فرزندش انجامید
سخنان او اندوه فرزندش را كاست


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


اگر زنده ماندی،
اگر مقاومت کردی:
آواز بخوان، رویا ببین، مست کن!
زمانه‌ی زمهریر است:
عاشق شو، شتاب کن!

بادِ ساعات
خیابان‌ها را جارو می‌کند،
معبرها را.
درختان منتظرند:
تو منتظر نباش،
موعد زندگی‌ست،
یگانه فرصت‌ات!


#خایمه_سابینس
#_برگردان_سپیده_نازنینمان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

تفاوت‌های شخصیتی؛ مردان آناناسی، زنان هلویی!

زن و شوهر‌ها برای آن‌که بتوانند با صلح، صفا و عشق با یکدیگر زیر یک سقف زندگی کنند، باید هم را بلد باشند.هر زنی قبل از ازدواج باید بداند که دنیای زمخت و نتراشیده مرد‌ها تا چه حد با دنیای لطیف زن‌ها فرق می‌کند و البته که هر مردی هم قبل از وارد شدن به زندگی یک زن، باید با چم و خم روحیات زن و راز و رمز به دست آوردن دل او آشنا شود.


_مردان کنجکاو و زنان محتاط
خانم‌ها، محتاط‌تر و بیشتر به دنبال آرامش و امنیت‌اند. به همین دلیل است که خانم‌ها هنگام رانندگی، گاهی روی اعصاب مرد‌ها می‌روند!

_آقایان، حادثه‌جو و کنجکاو هستند. به همین دلیل احتمال رانندگی پرخطر و کلا انجام هر کار خطرناکی در مرد‌ها بیشتر است.

_شباهت رفتار مردان به آناناس!
شخصیت خانم‌ها شبیه هلو است! ظاهری نرم و لطیف، اما در عوض، هسته‌ای محکم دارند.
برعکس آن چه عموم مردم فکر می‌کنند، معمولا خانم‌ها به لحاظ روانی تاب و تحمل بیشتری دارند.

_آقایان به لحاظ شخصیتی کمی تا قسمتی شبیه آناناس هستند! از این نظر که برعکس ظاهر خشن و بی احساس‌شان، باطنی نرم دارند.

_مرد‌های مدیر و زنان مراقب
خانم‌ها دوست دارند از آدم‌های دور و برشان، مراقبت کنند. به همین دلیل هم آن‌ها مادر می‌شوند، مربیان باحوصله‌ای هستند و پرستارانی شایسته.
مرد‌ها به طور ناخودآگاه دوست دارند که مدیر باشند و معمولا به مدیریت کردن دیگران هم تمایل نشان می‌دهند. آن‌ها در ناخودآگاه‌شان دوست دارند درست مثل اجدادشان، رئیس قبیله باشند!

_مرد‌های کلی‌نگر و زنان جزئی‌نگر
خانم‌ها، جزئی‌نگرند و به تمام زوایا و جزئیات هر چیز توجه دارند.
جزئیات به ظاهرساده‌ای مثل لباس چند سال قبل یکی از اقوام در ذهن آن‌ها می‌ماند.

_آقایان، کلی نگرند. در هر کاری معمولا به کلیات، اهداف، اصول و منطق کار توجه می‌کنند و به همین دلیل حافظه‌شان در امور جزئی ضعیف است. پس عجیب نیست اگر مناسبت‌ها را فراموش کنند.

_مردان کم‌حرف و زنان پرحرف
خانم‌ها، وقتی احساس مشکل می‌کنند، مدام صحبت می‌کنند تا اضطراب خود را تخلیه کنند. پس اگر همسرتان در چنین مواقعی یک‌ریز حرف می‌زند، فقط همدلی نشان دهید.

_مرد‌ها به هنگام مواجه شدن با مشکلات به غار تنهایی‌شان می‌روند و کم حرف می‌شوند تا مسئله را در ذهن خود تحلیل کنند.

_‌توجه مردان و زنان به ظاهر
خانم‌ها، توجه زیادی به ظاهر و باطن خود دارند. ممکن است در روز وقت زیادی را صرف تماشای خود در آینه کنند و معمولا با کوچک‌ترین نشانه بیماری به پزشک مراجعه می‌کنند.

_آقایان، تمرکز و توجه زیادی به ظاهر جسمانی، حالات روحی و حتی مشکلات جسمی خود ندارند. ممکن است مردی فوت کند و تازه بعد از مرگش مشخص شود که سال‌ها به یک بیماری مزمن مبتلا بوده!

_مردان چشمی و زنان گوشی!
خانم‌ها، بیشتر از راه گوش کردن و شنیدن عاشق می‌شوند. اگر می‌خواهید قلب همسرتان را تصاحب کنید، باید کلمات عاشقانه زیادی برای به کار بردن در مکالمات روزمره بلد باشید.

_آقایان، بیشتر از راه چشم و دیدن تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

_مردان و زنان و موفقیت
اغلب خانم‌ها خوشبختی را درآرامش، زندگی‌ موفق و داشتن روابط صمیمانه و عاشقانه می‌بینند.

مرد‌ها خوشبختی را در به دست آوردن شغل، ثروت، احترام و موقعیت اجتماعی چشمگیر می‌دانند.

#_برگردان_سپیده_نازنینمان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم


پژوهش ۲۰۲۴: مردان، به خاطر دریافت محبت کم، به دلایل هورمونی و عصبی، خیلی زود از پا درمی‌آیند.

مردان و زنان اکسی توسین تولید می کنند، اما زنان به طور کلی سطح پایه بالاتری دارند که انعطاف پذیری عاطفی آنها را افزایش می دهد.

سطح تستوسترون نیز نقش دارد. تستوسترون پایین در مردان منجر به افزایش احساس غم و اندوه درصورت عدم وجود محبت می‌شود.

مردان پاسخ استرس شدیدتری به طرد اجتماعی دارند که در نتیجه سطوح کورتیزول بالا و رکود عاطفی سریع‌تر ایجاد می‌شود

مردان معمولا سبک های دلبستگی ناایمن را ایجاد می‌کنند و آنها را نسبت به طرد شدن درک شده حساس تر می نماید.

زنان معمولاً استراتژی‌های تنظیم هیجانی توسعه‌یافته‌تری دارند که به آن‌ها اجازه می‌دهد تا ناامیدی را بهتر از مردان مدیریت کنند.

مطالعات نشان می دهد که مردان هنگام پردازش محرک های اجتماعی، مناطق متفاوت مغز را نسبت به زنان فعال می کنند
و به طور بالقوه کمبود محبت را به عنوان تهدیدی برای سلامت عاطفی خود درک می کنند.

#_برگردان_سپیده_نازنینمان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


اگر زنده ماندی،
اگر مقاومت کردی:
آواز بخوان، رویا ببین، مست کن!
زمانه‌ی زمهریر است:
عاشق شو، شتاب کن!

بادِ ساعات
خیابان‌ها را جارو می‌کند،
معبرها را.
درختان منتظرند:
تو منتظر نباش،
موعد زندگی‌ست،
یگانه فرصت‌ات!


#خایمه_سابینس
#_برگردان_سپیده_نازنینمان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

تفاوت‌های شخصیتی؛ مردان آناناسی، زنان هلویی!

زن و شوهر‌ها برای آن‌که بتوانند با صلح، صفا و عشق با یکدیگر زیر یک سقف زندگی کنند، باید هم را بلد باشند.هر زنی قبل از ازدواج باید بداند که دنیای زمخت و نتراشیده مرد‌ها تا چه حد با دنیای لطیف زن‌ها فرق می‌کند و البته که هر مردی هم قبل از وارد شدن به زندگی یک زن، باید با چم و خم روحیات زن و راز و رمز به دست آوردن دل او آشنا شود.


_مردان کنجکاو و زنان محتاط
خانم‌ها، محتاط‌تر و بیشتر به دنبال آرامش و امنیت‌اند. به همین دلیل است که خانم‌ها هنگام رانندگی، گاهی روی اعصاب مرد‌ها می‌روند!

_آقایان، حادثه‌جو و کنجکاو هستند. به همین دلیل احتمال رانندگی پرخطر و کلا انجام هر کار خطرناکی در مرد‌ها بیشتر است.

_شباهت رفتار مردان به آناناس!
شخصیت خانم‌ها شبیه هلو است! ظاهری نرم و لطیف، اما در عوض، هسته‌ای محکم دارند.
برعکس آن چه عموم مردم فکر می‌کنند، معمولا خانم‌ها به لحاظ روانی تاب و تحمل بیشتری دارند.

_آقایان به لحاظ شخصیتی کمی تا قسمتی شبیه آناناس هستند! از این نظر که برعکس ظاهر خشن و بی احساس‌شان، باطنی نرم دارند.

_مرد‌های مدیر و زنان مراقب
خانم‌ها دوست دارند از آدم‌های دور و برشان، مراقبت کنند. به همین دلیل هم آن‌ها مادر می‌شوند، مربیان باحوصله‌ای هستند و پرستارانی شایسته.
مرد‌ها به طور ناخودآگاه دوست دارند که مدیر باشند و معمولا به مدیریت کردن دیگران هم تمایل نشان می‌دهند. آن‌ها در ناخودآگاه‌شان دوست دارند درست مثل اجدادشان، رئیس قبیله باشند!

_مرد‌های کلی‌نگر و زنان جزئی‌نگر
خانم‌ها، جزئی‌نگرند و به تمام زوایا و جزئیات هر چیز توجه دارند.
جزئیات به ظاهرساده‌ای مثل لباس چند سال قبل یکی از اقوام در ذهن آن‌ها می‌ماند.

_آقایان، کلی نگرند. در هر کاری معمولا به کلیات، اهداف، اصول و منطق کار توجه می‌کنند و به همین دلیل حافظه‌شان در امور جزئی ضعیف است. پس عجیب نیست اگر مناسبت‌ها را فراموش کنند.

_مردان کم‌حرف و زنان پرحرف
خانم‌ها، وقتی احساس مشکل می‌کنند، مدام صحبت می‌کنند تا اضطراب خود را تخلیه کنند. پس اگر همسرتان در چنین مواقعی یک‌ریز حرف می‌زند، فقط همدلی نشان دهید.

_مرد‌ها به هنگام مواجه شدن با مشکلات به غار تنهایی‌شان می‌روند و کم حرف می‌شوند تا مسئله را در ذهن خود تحلیل کنند.

_‌توجه مردان و زنان به ظاهر
خانم‌ها، توجه زیادی به ظاهر و باطن خود دارند. ممکن است در روز وقت زیادی را صرف تماشای خود در آینه کنند و معمولا با کوچک‌ترین نشانه بیماری به پزشک مراجعه می‌کنند.

_آقایان، تمرکز و توجه زیادی به ظاهر جسمانی، حالات روحی و حتی مشکلات جسمی خود ندارند. ممکن است مردی فوت کند و تازه بعد از مرگش مشخص شود که سال‌ها به یک بیماری مزمن مبتلا بوده!

_مردان چشمی و زنان گوشی!
خانم‌ها، بیشتر از راه گوش کردن و شنیدن عاشق می‌شوند. اگر می‌خواهید قلب همسرتان را تصاحب کنید، باید کلمات عاشقانه زیادی برای به کار بردن در مکالمات روزمره بلد باشید.

_آقایان، بیشتر از راه چشم و دیدن تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

_مردان و زنان و موفقیت
اغلب خانم‌ها خوشبختی را درآرامش، زندگی‌ موفق و داشتن روابط صمیمانه و عاشقانه می‌بینند.

مرد‌ها خوشبختی را در به دست آوردن شغل، ثروت، احترام و موقعیت اجتماعی چشمگیر می‌دانند.

#_برگردان_سپیده_نازنینمان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم


پژوهش ۲۰۲۴: مردان، به خاطر دریافت محبت کم، به دلایل هورمونی و عصبی، خیلی زود از پا درمی‌آیند.

مردان و زنان اکسی توسین تولید می کنند، اما زنان به طور کلی سطح پایه بالاتری دارند که انعطاف پذیری عاطفی آنها را افزایش می دهد.

سطح تستوسترون نیز نقش دارد. تستوسترون پایین در مردان منجر به افزایش احساس غم و اندوه درصورت عدم وجود محبت می‌شود.

مردان پاسخ استرس شدیدتری به طرد اجتماعی دارند که در نتیجه سطوح کورتیزول بالا و رکود عاطفی سریع‌تر ایجاد می‌شود

مردان معمولا سبک های دلبستگی ناایمن را ایجاد می‌کنند و آنها را نسبت به طرد شدن درک شده حساس تر می نماید.

زنان معمولاً استراتژی‌های تنظیم هیجانی توسعه‌یافته‌تری دارند که به آن‌ها اجازه می‌دهد تا ناامیدی را بهتر از مردان مدیریت کنند.

مطالعات نشان می دهد که مردان هنگام پردازش محرک های اجتماعی، مناطق متفاوت مغز را نسبت به زنان فعال می کنند
و به طور بالقوه کمبود محبت را به عنوان تهدیدی برای سلامت عاطفی خود درک می کنند.

#_برگردان_سپیده_نازنینمان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_بـــــخــــوانــــیــــم

افرادی که به شدت درون‌گرا هستند
اغلب این ۷ رفتار را از خود نشان می‌دهند
(بدون این که خودشان بدانند)


۱. تمایل به تأمل عمیق
یکی از ویژگی‌های بارز درون‌گراها، میل به تأمل عمیق درباره زندگی، احساسات و برداشت‌هایشان از جهان است. این افراد به‌طور طبیعی تمایل دارند که در ذهن خود کاوش کنند و به موضوعات از زوایای مختلف نگاه کنند.
این تأملات به سطح بالایی از خودآگاهی منجر می‌شود و گاهی باعث می‌شود درون‌گراها در جمع‌ها به نظر دور از محیط یا غرق در افکار خود به نظر برسند. برای آنها، این فرایند تأمل، کاملاً غیرارادی است و به‌طور ناخودآگاه به آن می‌پردازند.
در نتیجه، گاهی از دنیای بیرون فاصله می‌گیرند و وارد دنیای درونی خود می‌شوند. این رفتار به‌جای اینکه بی‌توجهی تلقی شود، نشانه عمق درک و تحلیل ذهنی آن‌ها است.

۲. ترجیح مکالمات دونفره به گروهی
درون‌گراها معمولاً مکالمات دونفره و صمیمی را به گفتگوهای گروهی پرهیاهو ترجیح می‌دهند. تعاملات شخصی و عمیق برای آن‌ها بسیار جذاب‌تر از گفت‌وگوهای سطحی در جمع‌های بزرگ است. در مهمانی‌ها یا جمع‌های کاری، این افراد بیشتر به گوشه‌های آرام‌تر می‌روند و با یک نفر به گفت‌وگو می‌پردازند تا این که در میان جمع قرار گیرند.

حتی در محیط‌های کاری، آن‌ها ترجیح می‌دهند در جلسات کوچک شرکت کنند یا از پیام‌های خصوصی برای ارتباط استفاده کنند.

۳. نیاز به تنهایی برای بازیابی انرژی
درون‌گراها پس از تعاملات اجتماعی، حتی اگر از آن لذت برده باشند، اغلب احساس خستگی می‌کنند و به زمانی برای تنهایی نیاز دارند تا انرژی خود را بازسازی کنند. برخلاف برون‌گراها که از تعامل اجتماعی انرژی می‌گیرند، درون‌گراها با تمرکز بر خود و خلوت با افکارشان انرژی کسب می‌کنند.
این نیاز به تنهایی ممکن است از سوی دیگران به اشتباه به‌عنوان رفتار ضد اجتماعی تعبیر شود، اما حقیقت این است که آن‌ها صرفاً به فضایی برای بهینه‌سازی ذهنی و جسمی خود نیاز دارند.

۴. ترجیح شنیدن به صحبت کردن
یکی دیگر از ویژگی‌های درون‌گراها، تمایل به شنیدن بیشتر از صحبت کردن است. این افراد معمولاً عمیقاً به صحبت‌های دیگران گوش می‌دهند و قبل از پاسخ دادن، موضوع را کاملاً تحلیل می‌کنند. این ویژگی آن‌ها را به شنوندگانی عالی و هم‌صحبت‌هایی تأمل‌برانگیز تبدیل می‌کند.
درون‌گراها ترجیح می‌دهند تنها زمانی صحبت کنند که حرفی معنادار و ارزشمند برای گفتن داشته باشند.

۵. وسواس فکری در تصمیم‌گیری‌ها
تصمیم‌گیری برای افراد درون‌گرا فرایندی پیچیده و پر از تحلیل است. از انتخاب‌های ساده مانند انتخاب یک رستوران تا تصمیم‌گیری‌های بزرگ‌تر مانند مسیر شغلی، آن‌ها تمایل دارند تمام جوانب را بررسی کنند. این وسواس فکری ناشی از تأملات عمیق آن‌ها است و باعث می‌شود همیشه در تلاش باشند بهترین گزینه را انتخاب کنند

۶. حساسیت به محرک‌های بیرونی

درون‌گراها اغلب نسبت به محیط اطراف حساس‌تر از برون‌گراها هستند. صداهای بلند، نورهای تند یا فضاهای شلوغ می‌توانند آن‌ها را به‌سرعت خسته یا مضطرب کنند. این حساسیت، ناشی از نحوه پردازش محرک‌ها در مغز آن‌ها است. به همین دلیل، درون‌گراها معمولاً محیط‌های آرام و خلوت را ترجیح می‌دهند. شاید خودشان به‌صورت خودآگاه متوجه این حساسیت نباشند، اما این ویژگی به‌شدت در رفتارهای روزمره آن‌ها تأثیرگذار است.

۷. ارزش‌گذاری کیفیت به‌جای کمیت در روابط
برای درون‌گراها، داشتن چند دوست صمیمی و باکیفیت بسیار مهم‌تر از داشتن دایره وسیعی از آشنایان است. آن‌ها در روابط خود به‌دنبال عمق و اصالت هستند و روابط سطحی یا گذرا برایشان جذابیتی ندارد.

نتیجه‌گیری: قدرت پنهان در درون‌گرایی

زندگی یک فرد درون‌گرا، سرشار از تأملات عمیق، ارتباطات معنادار و لحظات آرام است. ویژگی‌هایی که گاهی در تضاد با دنیای پرهیاهوی برون‌گراها به نظر می‌رسند، در حقیقت جنبه‌های ارزشمندی از شخصیت درون‌گراها را نشان می‌دهند.

اگر این ویژگی‌ها را در خود یا نزدیکانتان مشاهده می‌کنید، به یاد داشته باشید که این رفتارها نه تنها طبیعی هستند، بلکه نشان‌دهنده قدرت و اصالت شخصیت درون‌گراها هستند.

در جهانی که گاهی بیش از حد به سمت برون‌گرایی گرایش دارد، درون‌گرایی نیز باید به‌عنوان یک قدرت ارزشمند شناخته و ارج نهاده شود.

#_برگردان_سارای_عزیزمان

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎

امواج عنان گسسته دریا
افراشته قدی
با هجومی هولناک سینه بر سینه می‌کوفتند و با غرشی سهمگین چون کوه بر می‌شدند
آنجا
در فضای بیکران
و زمان بی‌پایان
طوفان با همه ی نیرو نفس میکشید
افسونگر‌، پیر قلم‌ مو به‌ دست
بر دریای آشفته بانگ زد
ایست!
اکنون
امواج تیره‌ی طوفانی
رام و خاموش به فرمان استاد
بر پرده نقش بسته‌اند.

▫️ شعری از هوهانس تومانیان
▫️ در برابر یکی از نقاشی‌های دریایی آیوازوفسکی
▫️ برگردان به پارسی: ه.ا. سایه و نادر نادرپور
▫️ نقاشی: موج نهم اثر معروف ایوان آیوازوفسکی

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_مـــیـــراث_ســـرزمـــیـــنـــم

#_جشن_آبسالان_وفرخندگی_روباهان_بالدار


🦊 جشن‌های پرشمار اسپندماه با «جشن آبسالان» آغاز می‌شود. آب‌پاشان و جشن روباه نام‌های دیگر آن هستند. با بررسی برخی از گاه‌شماری‌های کهن گفته شده که زمان برگزاری آن در ایران باستان برابر با یکم اسپند بود.
گمان می‌رود که این جشن به بهانه‌ی پایان یخ‌زدگی جویبارها، آب شدن برف، روان شدن آب چشمه‌ها، به گوش رسیدن سدا(صدا)ی دلنواز رودخانه‌ها و آواز پرندگان، شکفتن گیاهان و دیده شدن دوباره‌ی روباهان که ایرانیان آن را فرخنده می‌دانستند، برگزار می‌شد.
گویا آبسالان پیوند تنگاتنگی با نوروز و جشن‌های فروردین دارد ولی داستان‌های ناهمانندی نیز درباره‌اش گفته شده است. شاید آبسالان یکی از جشن‌های باران‌خواهی بود که اکنون در استان‌های خشک کشور به شیوه‌های دیگری برگزار می‌شود. از سویی در گاهشماری سیستانی، نام سومین ماه سال «اوسال» است شاید بتوان برداشت کرد که این جشن با گذشت روزگاران جابجا شده است.

🦊 افسانه‌های «جشن آبسالان» از زبان «ابوریحان بیرونی» و دیگران بسیار خواندنی‌اند:
- در روزگار کیانیان و در آستانه‌ی بهار روباهان بالداری پدیدار می‌شدند که آمدن آنان مایه‌ی خوشبختی مردم در آن روزگاران بود. پس از کیانیان، روباهان بالدار ناپدید شدند ولی تا روزگار ابوریحان (و تاکنون) مردم دیدن روباه در آستانه‌ی بهار را نیک می‌شمردند.
- در این روز جمشیدشاه برای نخستین بار در دریا مروارید یافت. مردم نیز برای گذشتن سرمای سخت گذشته و نزدیک شدن بهار شادمانی می‌کردند.
- بیرونی از زبان ایرانشهری و او از زبان موبدان ارمنی گفته‌اند که در این روز بر فراز یک کوه بزکوهی سپیدی پدیدار می‌شود. اگر بزکوهی فریاد بکشد سالی خوش و اگر فریاد نکشد خشکسالی در پیش است.

🦊 چند دیدگاه درباره‌ی چیستی آبسالان بخوانیم:
- آبسالان هم‌ریشه با آبشار و نشانه‌ی پیدایش بهار است.
- آبسالان در پازند «آوساران» و در مینوی خرد «آپسالان» است. تفضلی و مک‌کنزی با نگاه به هر دو، آن را به چمار (معنی) هنگام بهار و روز بهاری می‌دانند.
- در برگردان «مینوی خرد» به انگلیسی و همچنین نیبِرگ آن را روز توفانی و روز بارانی چمیده‌اند (معنی کرده‌اند).
- در «ریگ‌ودا» این واژه «آپسارا» و به گمان به چمار ابر یا رگبار است که روی گیسوی بلند خورشید را می‌گیرد.
- نام «آبسال وهاری» در نوشته‌های بیرونی شاید نشانه‌ی نزدیک شدن به بهار باشد.
- سروده‌ای از ناصرخسرو می‌گوید #آبسالان با کمبود آب در پیوند است؛ نه با خرمی و سبزی بهار:
-همی تابد ز چرخ سبز عیوق
چو آتش بر صحیفه آبسالی!
- در سروده‌ی «ابو نواس» در سده‌ی دوم، آبسال به ماناک (معنی) باران و رگبار بهاری است. این واژه برای نخستین بار و برای نام بردن از جشنی فرخ در کنار نوروز و مهرگان آمده و پیداست که جشنی بزرگ بود.
-به حق المهرجان و نوکروز
و فرخروز آبسال الکبیس!


🦊 آیین‌های جشن آبسالان:
بر پایه‌ی افسانه‌ها در این روز خداوند نیکی، بدی و چگونگی رخ دادن آن‌ها را در دست گرفت. گفته شده که کیانیان جشن آبسالان را «بهارجشن» می‌گفتند.
ایرانیان در بامداد جشن آبسالان با نگاه به آسمان و ابرها، درباره‌ی فراوانی یا خشکسالی سال آینده پیش‌بینی می‌کردند. مردم و پادشاه در این روز به دشت‌ها می‌رفتند و پیش از اینکه پادشاه خوراک بخورد، به او پوپک، جوجه و کره‌خر پیشکش می‌کردند.

#جشن_های_ایرانی #اسپندگان #جشن_آبسالان #آبسالان

#پاینده_ایران

#آرمان_ماایرانشهر_ماست

🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎


امسال عزیمتِ پرستوها،
دلِ مرا از اندیشه‌یی خواهد فشرد
سپس، سارها، بر درختان میعادگاهِ خویش
- خیابانِ بیستمِ سپتامبر -
همهمه‌یی بزرگ خواهند کرد
و سپس، آن اندیشه، در این‌جا
و گنجشکی قهوه‌یی رنگ بر بام‌ها
تنها یاران من در ملالِ دیرپای زمستان
خواهند بود
انزوای من از پرستوها تهی خواهد ماند
و آخرین روزهای من از عشق

■شاعر: #اومبرتو_سابا [ Umberto Saba / ایتالیا، ۱۹۵۷-۱۸۸۳ ]

برگردان: #نادر_نادرپور


#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎

تو را به جای همه کسانی که نشناخته‌ام دوست می دارم
تو را به خاطر عطر نان گرم
برای برفی که آب می‌شود دوست می‌دارم
تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته‌ام دوست می‌دارم
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می‌دارم
برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت
لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت دوست می‌دارم

تو را به خاطر خاطره‌ها دوست می‌دارم
برای پشت کردن به آرزوهای محال
به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می‌دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می‌دارم
تو را به خاطر بوی لاله‌های وحشی
به خاطر گونه‌ی زرین آفتاب گردان
تو را به خاطر دوست داشتن دوست می‌دارم
تو را به جای همه کسانی که ندیده‌ام دوست می‌دارم
تو را برای لبخند تلخ لحظه‌ها
پرواز شیرین خاطره‌ها دوست می‌دارم

تو را به اندازه‌ی همه‌ی کسانی که نخواهم دید دوست می‌دارم
اندازه قطرات باران، اندازه‌ی ستاره‌های آسمان دوست می‌دارم
تو را به اندازه خودت، اندازه آن قلب پاکت دوست می‌دارم
تو را برای دوست داشتن دوست می‌دارم
تو را به جای همه‌ی کسانی که نمی شناخته‌ام… دوست می‌دارم
تو را به جای همه‌ی روزگارانی که نمی زیسته‌ام… دوست می‌دارم
برای خاطر عطر نان گرم و برفی که آب می‌شود و
برای نخستین گناه،
تو را به خاطر دوست داشتن، دوست می‌دارم
تو را به جای تمام کسانی که دوست نمی‌دارم، دوست می‌دارم.

#_پل_الوار

#_برگردان: احمد شاملو

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🌿

🔴#_شــــعــــر_جــــهــــان 🌎

تو یک روز نیستی
تمام سالی.
تو یک کلمه و یک کتاب
و یک چراغ و یک تابلو نیستی.

اگر دقیقه‌ای نباشی
ساعت‌ها از کار می‌افتند
خانه‌ها ویران می‌شوند
جوانه‌ی گیاهان می‌میرند
خیابان‌ها اشک می‌ریزند
پرندگان، سیاه می‌پوشند
و شعرها هم پرپر می‌شوند.

تو فقط باد و باران هشتم ماه مارس نیستی
تو ای خون فوران تابستان
و گیسوان شب‌های پاییز
ای دانه‌ی برف عشق
اگر تو نباشی
چه کسی باشد؟!
زن، زن، زن، زن
تو زندگی هستی.


▫️ #_شعری از شیرکو بیکس
▫️ #_برگردان به پارسی: مریوان حلبچه‌ای
▫️ #_نقاشی: مارک شاگال

#برای‌دوستاتون‌ارسال‌کنید

🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸

🌸🍂🌸@Bookirancity