🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی: ☀️
۱۳۹۹/۰۶/۳۰
یکشنبه - ۳۰ شهریور ۱۳۹۹
#میلادی:
2020-09-20
Sunday - 2020 20 September
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
در پی آن همه خون،
که بر این خاک چکید،
ننگ مان باد این جان!
شرم مان باد این نان!
ما نشستیم و تماشا کردیم!
۳۰ شهریور #زادروز «فریدون مشیری» شاعر نامدار معاصر
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها👁🗨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌀۳۷ (قمری - نبرد صفین میان علی بن ابیطالب و معاویه
🌀۶۱ ( ق- ورود اسیران واقعه کربلا به شام
🌀۳۷۶ خ- منصور پسر نوح ساماني به نام امير منصور دوم در بخارا برتخت سلطنت نشست. به دليل جواني او، امور به دست سران كشوري و لشكري افتاد كه باهم سازگاري نداشتند و سرانجام ۱۹ماه بعد توافق كردند كه به جاي وي، امير عبدالملك دوم را شاه كنند كه اين عمل آنان حكومت دودمان سامانيان كه به احياء زبان فارسي و فرهنگ و رسوم ايراني خدمت فراوان كرده بودند بيش از پيش تضعيف كرد و به دست محمود غزنوی منقرض ساخت.
🌀۱۳۲۰ خ- دو وزارت خانه جدید بنام «وزارت بهداری» و «وزارت کشاورزی» تشکیل شد و لایحه آن تسلیم مجلس گردید.
🌀۱۳۲۰ خ- تشکیل کابینه توسط محمدعلی فروغی
🌀۱۳۳۰ خ-ايجاد شهرك «نارمک» در شرق تهران از توزيع زمين متری چهار قران تا ساخت خانه
🌀۱۳۵۰ خ- تأسیس سفارت ایران در داکار پایتخت سنگال
🌀۱۳۵۴ خ- امیرعباس هویدا استعفا داد و مجدداً از طرف شاه به نخستوزیری منصوب شد.
🌀۱۳۶۶ خ- تهاجم هلی کوپترهای آمریکایی به کشتی خدماتی «ایران اجر» در خلیج فارس
🌀۱۳۷۷) خ- روز گفتگوی تمدنها
🌀۱۱۸۷) م- صلاحالدین ایوبی بنیانگذار دودمان ایوبیان اورشلیم یا بیتالمُقَّدَس را به محاصره درآورد.
🌀۱۴۵۹ م- فرمان تأسیس و ایجاد شهر بخارست پایتخت امروزی رومانی توسط امپراتور ولاد.
🌀۱۷۷۷ م- قتلعام پائولی (قتلعام) در ایالات متحده آمریکا
🌀۱۷۹۲) م- مجمع ملی فرانسه در هنگامهٔ انقلاب فرانسه نقش مجلس مؤسسان قانون اساسی و قانونگذاری را به عهده داشت تأسیس شد.
🌀۱۸۳۱ م- ساخت اولین اتوبوس بخاری.
🌀۱۸۳۹ م- نخستین راه آهن در هلند آغاز به کار کرد.
🌀۱۸۷۰ م- رم توسط سربازان ویکتور امانوئل دوم پادشاه ایتالیای متحد تصرف شد.
🌀۱۹۴۶) م- نخسین جشنواره فیلم کن در شهر کن فرانسه با رقابت ۱۱ فیلم برای کسب نخل طلایی آغاز به کار کرد.
🌀۱۹۷۹ م- دولت امپراطوری آفریقای مرکزی با کودتا سرنگون شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۳۰۱ خ- حسینعلی منتظری، قائم مقام اسبق رهبری
🍀۱۳۰۳ خ- فریدون هویدا، نویسنده، سیاستمدار و نقاش اهل ایران
🍀۱۳۰۵ خ- فریدون مُشیری (۳۰ شهریور ۱۳۰۵ – ۳ آبان ۱۳۷۹) شاعر معاصر ایرانی
🍀۱۳۳۹ خ- معصومه ابتکار، فعال سیاسی اصلاحطلب، روزنامهنگار، مؤلف و مترجمِ ایرانی
🍀۱۳۶۱ خ- آیت دولتشاه، نویسندهٔ معاصر ایرانی
🍀۱۳۶۲ خ- امیر تتلو، خواننده سبک رپ اهل ایران
🍀۱۳۷۱ خ- علیرضا بیرانوند، دروازبان تیم ملی فوتبال ایران
🍀۱۸۳۳) م- زادروز ارنستو مونتا روزنامهنگار و فعال صلحطلب ایتالیایی برندهٔ جایزه صلح نوبل۱۹۰۷
🍀۱۹۰۸) م- زادروز وازگن یکم ، جاثلیق کل ارمنیان جهان از سال ۱۹۵۵ تا سال ۱۹۹۴ میلادی
🍀۱۹۲۲ م– دیوید لنکسترنیکلسون، تاجر و سیاستمدار.
🍀۱۹۳۴) م- زادروز سوفیا لورن مشهورترین بازیگر ایتالیایی ، برنده اسکار
🍀۱۹۴۰) م- زادروز برهانالدین ربانی رهبر حزب جمعیت اسلامی افغانستان رئیس جمهور سابق این کشور
🍀۱۹۴۰) م- زادروز تارو آسو سیاستمدار ژاپنی ، نودو دومین نخستوزیر این کشور
🍀۱۹۴۸) م- زادروز جورج آر. آر. مارتین نویسنده و نمایشنامهنویس آمریکایی سبکهای فانتزی ، علمیتخیلی و وحشت، خالق مجموعهٔ فانتزی پرفروش و موفق ترانه یخ و آتش
🍀۱۹۵۲) م مانوئل زلایا سیاستمدار هندوراسی رئیسجمهور هندوراس
🍀۱۹۷۸ م– ساریت حداد، خواننده اسرائیلی مشهور سبک پاپ و میزراحی.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۷۰ خ- نرگس بندیشاهوا - بانوی خواننده سبک پاپ اهل تاجیکستان
🍂۱۳۸۸) خ- پرویز مشکاتیان - آهنگساز موسیقیدان نوازنده سرشناس سنتور استاد دانشگاه و پژوهشگر نامی ایران (زادهٔ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴
🍂۱۳۸۹ خ- عبدالرضا سودبخش - دانشیار و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران
🍂۱۳۹۰ خ- علیرضا ملاسلطانی - نوجوان ایرانی بود، که به دلیل قتل روحالله داداشی، به حکم دادگاه کیفری استان البرز در شهر کرج اعدام شد.
🍂۱۳۹۲ خ- احمد عطایی - از پیشگامان صنعت نشر در ایران و مؤسس انتشارات عطایی
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی: ☀️
۱۳۹۹/۰۶/۳۰
یکشنبه - ۳۰ شهریور ۱۳۹۹
#میلادی:
2020-09-20
Sunday - 2020 20 September
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
در پی آن همه خون،
که بر این خاک چکید،
ننگ مان باد این جان!
شرم مان باد این نان!
ما نشستیم و تماشا کردیم!
۳۰ شهریور #زادروز «فریدون مشیری» شاعر نامدار معاصر
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
#رویدادها👁🗨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌀۳۷ (قمری - نبرد صفین میان علی بن ابیطالب و معاویه
🌀۶۱ ( ق- ورود اسیران واقعه کربلا به شام
🌀۳۷۶ خ- منصور پسر نوح ساماني به نام امير منصور دوم در بخارا برتخت سلطنت نشست. به دليل جواني او، امور به دست سران كشوري و لشكري افتاد كه باهم سازگاري نداشتند و سرانجام ۱۹ماه بعد توافق كردند كه به جاي وي، امير عبدالملك دوم را شاه كنند كه اين عمل آنان حكومت دودمان سامانيان كه به احياء زبان فارسي و فرهنگ و رسوم ايراني خدمت فراوان كرده بودند بيش از پيش تضعيف كرد و به دست محمود غزنوی منقرض ساخت.
🌀۱۳۲۰ خ- دو وزارت خانه جدید بنام «وزارت بهداری» و «وزارت کشاورزی» تشکیل شد و لایحه آن تسلیم مجلس گردید.
🌀۱۳۲۰ خ- تشکیل کابینه توسط محمدعلی فروغی
🌀۱۳۳۰ خ-ايجاد شهرك «نارمک» در شرق تهران از توزيع زمين متری چهار قران تا ساخت خانه
🌀۱۳۵۰ خ- تأسیس سفارت ایران در داکار پایتخت سنگال
🌀۱۳۵۴ خ- امیرعباس هویدا استعفا داد و مجدداً از طرف شاه به نخستوزیری منصوب شد.
🌀۱۳۶۶ خ- تهاجم هلی کوپترهای آمریکایی به کشتی خدماتی «ایران اجر» در خلیج فارس
🌀۱۳۷۷) خ- روز گفتگوی تمدنها
🌀۱۱۸۷) م- صلاحالدین ایوبی بنیانگذار دودمان ایوبیان اورشلیم یا بیتالمُقَّدَس را به محاصره درآورد.
🌀۱۴۵۹ م- فرمان تأسیس و ایجاد شهر بخارست پایتخت امروزی رومانی توسط امپراتور ولاد.
🌀۱۷۷۷ م- قتلعام پائولی (قتلعام) در ایالات متحده آمریکا
🌀۱۷۹۲) م- مجمع ملی فرانسه در هنگامهٔ انقلاب فرانسه نقش مجلس مؤسسان قانون اساسی و قانونگذاری را به عهده داشت تأسیس شد.
🌀۱۸۳۱ م- ساخت اولین اتوبوس بخاری.
🌀۱۸۳۹ م- نخستین راه آهن در هلند آغاز به کار کرد.
🌀۱۸۷۰ م- رم توسط سربازان ویکتور امانوئل دوم پادشاه ایتالیای متحد تصرف شد.
🌀۱۹۴۶) م- نخسین جشنواره فیلم کن در شهر کن فرانسه با رقابت ۱۱ فیلم برای کسب نخل طلایی آغاز به کار کرد.
🌀۱۹۷۹ م- دولت امپراطوری آفریقای مرکزی با کودتا سرنگون شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۱۳۰۱ خ- حسینعلی منتظری، قائم مقام اسبق رهبری
🍀۱۳۰۳ خ- فریدون هویدا، نویسنده، سیاستمدار و نقاش اهل ایران
🍀۱۳۰۵ خ- فریدون مُشیری (۳۰ شهریور ۱۳۰۵ – ۳ آبان ۱۳۷۹) شاعر معاصر ایرانی
🍀۱۳۳۹ خ- معصومه ابتکار، فعال سیاسی اصلاحطلب، روزنامهنگار، مؤلف و مترجمِ ایرانی
🍀۱۳۶۱ خ- آیت دولتشاه، نویسندهٔ معاصر ایرانی
🍀۱۳۶۲ خ- امیر تتلو، خواننده سبک رپ اهل ایران
🍀۱۳۷۱ خ- علیرضا بیرانوند، دروازبان تیم ملی فوتبال ایران
🍀۱۸۳۳) م- زادروز ارنستو مونتا روزنامهنگار و فعال صلحطلب ایتالیایی برندهٔ جایزه صلح نوبل۱۹۰۷
🍀۱۹۰۸) م- زادروز وازگن یکم ، جاثلیق کل ارمنیان جهان از سال ۱۹۵۵ تا سال ۱۹۹۴ میلادی
🍀۱۹۲۲ م– دیوید لنکسترنیکلسون، تاجر و سیاستمدار.
🍀۱۹۳۴) م- زادروز سوفیا لورن مشهورترین بازیگر ایتالیایی ، برنده اسکار
🍀۱۹۴۰) م- زادروز برهانالدین ربانی رهبر حزب جمعیت اسلامی افغانستان رئیس جمهور سابق این کشور
🍀۱۹۴۰) م- زادروز تارو آسو سیاستمدار ژاپنی ، نودو دومین نخستوزیر این کشور
🍀۱۹۴۸) م- زادروز جورج آر. آر. مارتین نویسنده و نمایشنامهنویس آمریکایی سبکهای فانتزی ، علمیتخیلی و وحشت، خالق مجموعهٔ فانتزی پرفروش و موفق ترانه یخ و آتش
🍀۱۹۵۲) م مانوئل زلایا سیاستمدار هندوراسی رئیسجمهور هندوراس
🍀۱۹۷۸ م– ساریت حداد، خواننده اسرائیلی مشهور سبک پاپ و میزراحی.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۳۷۰ خ- نرگس بندیشاهوا - بانوی خواننده سبک پاپ اهل تاجیکستان
🍂۱۳۸۸) خ- پرویز مشکاتیان - آهنگساز موسیقیدان نوازنده سرشناس سنتور استاد دانشگاه و پژوهشگر نامی ایران (زادهٔ ۲۴ اردیبهشت ۱۳۳۴
🍂۱۳۸۹ خ- عبدالرضا سودبخش - دانشیار و عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران
🍂۱۳۹۰ خ- علیرضا ملاسلطانی - نوجوان ایرانی بود، که به دلیل قتل روحالله داداشی، به حکم دادگاه کیفری استان البرز در شهر کرج اعدام شد.
🍂۱۳۹۲ خ- احمد عطایی - از پیشگامان صنعت نشر در ایران و مؤسس انتشارات عطایی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳۰ شهریور زادروز #فریدون_مشیری
( زاده ۳۰ شهریور ۱۳۰۵ تهران -- درگذشته ۳ آبان ۱۳۷۹ تهران ) شاعر
مشیری، سالهای تحصيلات ابتدایی را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداری پدرش به مشهد رفت و بعد از چندسال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت.
وی همزمان با تحصيل در سال آخر دبيرستان، در اداره پست و تلگراف مشغول به كار شد و در همان سال، مادرش در ۳۹ سالگی درگذشت كه اثری عميق در او بر جا گذاشت. سپس در آموزشگاه فنی وزارت پست مشغول تحصيل شد. روزها به كار میپرداخت و شبها به تحصيل ادامه میداد. از همان زمان به مطبوعات روی آورد و در روزنامهها و مجلات كارهايی از قبيل خبرنگاری و نويسندگی را به عهده گرفت. بعدها در رشته ادبيات فارسی دانشگاه تهران به تحصيل ادامه داد.
او از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسئول صفحه شعر و ادب مجله روشنفكر بود.
مشيری در سال ۱۳۳۳ ازدواج كرد. همسر او اقبال اخوان دانشجوی رشته نقاشی دانشكده هنرهای زيبای دانشگاه تهران بود. او هم پس از ازدواج، تحصيل را ادامه نداد و به كار مشغول شد. فرزندان فريدون مشيری، بهار و بابك هر دو در رشته معماری در دانشكده هنرهای زيبای دانشگاه تهران و دانشكده معماری دانشگاه ملی ايران تحصيل كردهاند.
مشيری سرودن شعر را از نوجوانی و تقريباً از پانزده سالگی آغاز كرد. اولين مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگی با مقدمه محمدحسين شهريار و علی دشتي به چاپ رسيد. مشيری توجه خاصی به موسيقی ايرانی داشت و در پی همين دلبستگی طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضويت در شورای موسيقی و شعر راديو را پذيرفت.
وی در سال ۱۳۷۷ به آلمان و امريکا سفر کرد و مراسم شعرخوانی او در شهرهای کلن، ليمبورگ و فرانکفورت و همچنين در ۲۴ ايالت امريکا از جمله در دانشگاههای برکلی و نيوجرسی به طور بیسابقهای مورد توجه دوستداران ادبيات ايران قرار گرفت. در سال ۱۳۷۸ طی سفری به سوئد در مراسم شعرخوانی در چندين شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتنبرگ شرکت کرد.
فریدون مشیری پس از سالها بیماری در ۷۴ سالگی درگذشت و قطعه هنرمندان بهشتزهرا به خاک سپرده شد..
پرکن پیاله را، کاین آب آتشین
دیری است ره به حال خرابم نمی برد
این جام ها که در پیام می شود تهی،
دریای آتش است که ریزم به کام خویش
گرداب می رباید و آبم نمی برد...!
من با سمند سرکش و جادویی شراب،
تا بی کران عالم پندار رفته ام،
تا دشت پرستاره اندیشه های ژرف،
تا مرز ناشناخته ی مرگ و زندگی،
تا کوچه باغ خاطره های گریزپا،
تا شهر یادها...
دیگر شراب هم،
جز تا کنار بستر خوابم نمی برد...
#فریدون_مشیری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳۰ شهریور زادروز #فریدون_مشیری
( زاده ۳۰ شهریور ۱۳۰۵ تهران -- درگذشته ۳ آبان ۱۳۷۹ تهران ) شاعر
مشیری، سالهای تحصيلات ابتدایی را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداری پدرش به مشهد رفت و بعد از چندسال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت.
وی همزمان با تحصيل در سال آخر دبيرستان، در اداره پست و تلگراف مشغول به كار شد و در همان سال، مادرش در ۳۹ سالگی درگذشت كه اثری عميق در او بر جا گذاشت. سپس در آموزشگاه فنی وزارت پست مشغول تحصيل شد. روزها به كار میپرداخت و شبها به تحصيل ادامه میداد. از همان زمان به مطبوعات روی آورد و در روزنامهها و مجلات كارهايی از قبيل خبرنگاری و نويسندگی را به عهده گرفت. بعدها در رشته ادبيات فارسی دانشگاه تهران به تحصيل ادامه داد.
او از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسئول صفحه شعر و ادب مجله روشنفكر بود.
مشيری در سال ۱۳۳۳ ازدواج كرد. همسر او اقبال اخوان دانشجوی رشته نقاشی دانشكده هنرهای زيبای دانشگاه تهران بود. او هم پس از ازدواج، تحصيل را ادامه نداد و به كار مشغول شد. فرزندان فريدون مشيری، بهار و بابك هر دو در رشته معماری در دانشكده هنرهای زيبای دانشگاه تهران و دانشكده معماری دانشگاه ملی ايران تحصيل كردهاند.
مشيری سرودن شعر را از نوجوانی و تقريباً از پانزده سالگی آغاز كرد. اولين مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگی با مقدمه محمدحسين شهريار و علی دشتي به چاپ رسيد. مشيری توجه خاصی به موسيقی ايرانی داشت و در پی همين دلبستگی طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضويت در شورای موسيقی و شعر راديو را پذيرفت.
وی در سال ۱۳۷۷ به آلمان و امريکا سفر کرد و مراسم شعرخوانی او در شهرهای کلن، ليمبورگ و فرانکفورت و همچنين در ۲۴ ايالت امريکا از جمله در دانشگاههای برکلی و نيوجرسی به طور بیسابقهای مورد توجه دوستداران ادبيات ايران قرار گرفت. در سال ۱۳۷۸ طی سفری به سوئد در مراسم شعرخوانی در چندين شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتنبرگ شرکت کرد.
فریدون مشیری پس از سالها بیماری در ۷۴ سالگی درگذشت و قطعه هنرمندان بهشتزهرا به خاک سپرده شد..
پرکن پیاله را، کاین آب آتشین
دیری است ره به حال خرابم نمی برد
این جام ها که در پیام می شود تهی،
دریای آتش است که ریزم به کام خویش
گرداب می رباید و آبم نمی برد...!
من با سمند سرکش و جادویی شراب،
تا بی کران عالم پندار رفته ام،
تا دشت پرستاره اندیشه های ژرف،
تا مرز ناشناخته ی مرگ و زندگی،
تا کوچه باغ خاطره های گریزپا،
تا شهر یادها...
دیگر شراب هم،
جز تا کنار بستر خوابم نمی برد...
#فریدون_مشیری
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی: ☀️
۱۳۹۹/۰۸/۰۳
شنبه - ۳ آبان ۱۳۹۹
#میلادی:
2020-10-24
Saturday - 2020 24 October
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
دوستت دارم همچون خودِ زندگی که گاهی بر فراز قلههای جهان احساسش میکنم و منتظرت هستم با سماجتی به درازای ده زندگی، با محبتی که تمامشدنی نیست، با میلی شدید و نورانی که به تو دارم، با عطش وحشتناکی که به قلب تو دارم.
کجا دنبالت بگردم؟ کجا به دستت آورم؟ چطور بی تو تسکین دهم این دردی را که خفهام میکند؟ روزها میگذرند، اما کند، مثل شبهای بیخوابی و من دیگر تاب تحمل خود را هم ندارم.
✍🏽 #آلبر_کامو
📔 خطاب به عشق
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#مناسبتها♒️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌐روز جهانی سازمان ملل متحد
🌐روز جهانی توسعه اطلاعات
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#رویدادها👁🗨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌀۱۱۹۲ خ- عهدنامه گلستان
پیمانی میان قاجاریان و روسیهٔ تزاری
(امضا قرارداد ننگين گلستان ميان ایران و روسيه در پی شكست ايران از روسيه)
🌀۱۲۸۶) خ– شکلگیری کابینه میرزا ابوالقاسم خان ناصرالملک در زمان محمدعلی شاه قاجار
🌀۱۲۹۹) خ– استعفای مشیرالدوله نخست وزیر احمدشاه
🌀۱۳۰۲) خ– آغاز نخستوزیری رضاخان سردار سپه وی تا ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی هنگام برچیده شدن سلسله قاجار این مقام را بر عهده داشت.
🌀۱۳۰۳) خ– ورود بارولیمیک نماینده کمپانی یونکرس به تهران جهت صادرات بالگرد به ایران
🌀۱۳۱۸)) خ– با برکناری محمود جم احمد متین دفتری با حکم رضاشاه پهلوی نخستوزیر شد.
🌀۱۳۳۳ خ- بانک صادرات و واردات امريکا مبلغ پنجاه ميليون دلار وام جهت ساختن سد کرج در اختيار ايران قرار داد.
🌀۱۳۳۹خ- افتتاح بيسيم امواج كوتاه در ايران
🌀۱۳۴۰) خ– نیروگاه آبی سد کرج به بهرهبرداری رسید.
🌔۱۳۴۸خ- فاتحان ماه (آرمسترانگ و کالینز) به تهران آمدند و سفر خود را به فضا شرح دادند.
🌀۱۳۵۷) خ– تحصن دانشجویان در بسیاری از دانشگاهها و آزادی ۱۱۰۰ تن از معترضان به حکومت پهلوی از زندانها
🌀۱۹۱۲ م)- جنگ اول بالکان پادشاهی بلغارستان در جنگ لزنگراد امپراتوری عثمانی را شکست داد.
🌀۱۹۲۹ م)- سقوط والاستریت در سال ۱۹۲۹ سقوط بازار سهام در بازار بورس نیویورک
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۵۵۵ سال قبل از میلاد - سالروز تولد کوروش کبیر شاه ایرانیان
🍀۵۱( م-دومیتیان امپراتور روم
🍀۱۶۳۲) م-آنتونی فان لیوونهوک پیشهور و دانشمند هلندی
🍀۱۹۳۲) م-پیر-ژیل دوژن فیزیکدان فرانسوی، برندهٔ جایزه فیزیک نوبل سال ۱۹۹۹
🍀۱۹۴۷) م- کوین کلاین هنرپیشه و کارگردان امریکایی
🍀۱۹۶۶) م-رومن آبراموویچ تاجر روس، مالک باشگاه فوتبال چلسی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۲۱۲) خ- عباس میرزای قاجار ولیعهد فتحعلی شاه و فرمانده ارتش ایران در جنگ با روسیه تزاری
🍂۱۳۷۱) خ- ابوالقاسم حالت شاعر و ترانهسرای ایرانی (
🍂۱۳۷۹) خ- فریدون مشیری شاعر و ترانه سرای معروف ایرانی، صاحب آثاری همچون تشنه توفان، گناه دریا، بهار را باورکن و مروارید مهر در ۷۴ سالگی درگذشت.
🍂۱۳۸۰) خ- ثریا اسفندیاری ملکه ایران (زادهٔ ۱۳۱۱
🍂۹۹۶ () م- هوگو کاپه پادشاه فرانسه از ۹۸۷ تا ۹۹۶
🍂۱۶۰۱) م- درگذشت تیکو براهه منجم دانمارکی
🍂۱۹۴۴) م-لوئی رنو(صنعتگر فرانسوی، از بنیانگذاران شرکت خودرو سازی رنو
🍂۱۹۵۸) م-جرج ادوارد مور فیلسوف برجستهٔ انگلیسی، از بنیانگذاران مکتب فلسفه تحلیلی
🍂۱۹۹۱) م- جین رادنبری فیلمنامه نویس و تهیه کنندهٔ آمریکایی
🍂۲۰۰۶) م- ویلیام مونتگمری وات پروفسور رشته زبان عربی و مطالعات اسلامی در دانشگاه ادینبورگ اهل اسکاتلند
🍂۲۰۱۱) م-جان مککارتی دانشمند علوم رایانهای اهل آمریکا
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌺🍃🌸
🌸
🔆
🔴#_امروز_در_تاریخ
#خورشیدی: ☀️
۱۳۹۹/۰۸/۰۳
شنبه - ۳ آبان ۱۳۹۹
#میلادی:
2020-10-24
Saturday - 2020 24 October
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
دوستت دارم همچون خودِ زندگی که گاهی بر فراز قلههای جهان احساسش میکنم و منتظرت هستم با سماجتی به درازای ده زندگی، با محبتی که تمامشدنی نیست، با میلی شدید و نورانی که به تو دارم، با عطش وحشتناکی که به قلب تو دارم.
کجا دنبالت بگردم؟ کجا به دستت آورم؟ چطور بی تو تسکین دهم این دردی را که خفهام میکند؟ روزها میگذرند، اما کند، مثل شبهای بیخوابی و من دیگر تاب تحمل خود را هم ندارم.
✍🏽 #آلبر_کامو
📔 خطاب به عشق
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#مناسبتها♒️
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌐روز جهانی سازمان ملل متحد
🌐روز جهانی توسعه اطلاعات
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#رویدادها👁🗨
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌀۱۱۹۲ خ- عهدنامه گلستان
پیمانی میان قاجاریان و روسیهٔ تزاری
(امضا قرارداد ننگين گلستان ميان ایران و روسيه در پی شكست ايران از روسيه)
🌀۱۲۸۶) خ– شکلگیری کابینه میرزا ابوالقاسم خان ناصرالملک در زمان محمدعلی شاه قاجار
🌀۱۲۹۹) خ– استعفای مشیرالدوله نخست وزیر احمدشاه
🌀۱۳۰۲) خ– آغاز نخستوزیری رضاخان سردار سپه وی تا ۹ آبان ۱۳۰۴ خورشیدی هنگام برچیده شدن سلسله قاجار این مقام را بر عهده داشت.
🌀۱۳۰۳) خ– ورود بارولیمیک نماینده کمپانی یونکرس به تهران جهت صادرات بالگرد به ایران
🌀۱۳۱۸)) خ– با برکناری محمود جم احمد متین دفتری با حکم رضاشاه پهلوی نخستوزیر شد.
🌀۱۳۳۳ خ- بانک صادرات و واردات امريکا مبلغ پنجاه ميليون دلار وام جهت ساختن سد کرج در اختيار ايران قرار داد.
🌀۱۳۳۹خ- افتتاح بيسيم امواج كوتاه در ايران
🌀۱۳۴۰) خ– نیروگاه آبی سد کرج به بهرهبرداری رسید.
🌔۱۳۴۸خ- فاتحان ماه (آرمسترانگ و کالینز) به تهران آمدند و سفر خود را به فضا شرح دادند.
🌀۱۳۵۷) خ– تحصن دانشجویان در بسیاری از دانشگاهها و آزادی ۱۱۰۰ تن از معترضان به حکومت پهلوی از زندانها
🌀۱۹۱۲ م)- جنگ اول بالکان پادشاهی بلغارستان در جنگ لزنگراد امپراتوری عثمانی را شکست داد.
🌀۱۹۲۹ م)- سقوط والاستریت در سال ۱۹۲۹ سقوط بازار سهام در بازار بورس نیویورک
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#زادروزها💚
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍀۵۵۵ سال قبل از میلاد - سالروز تولد کوروش کبیر شاه ایرانیان
🍀۵۱( م-دومیتیان امپراتور روم
🍀۱۶۳۲) م-آنتونی فان لیوونهوک پیشهور و دانشمند هلندی
🍀۱۹۳۲) م-پیر-ژیل دوژن فیزیکدان فرانسوی، برندهٔ جایزه فیزیک نوبل سال ۱۹۹۹
🍀۱۹۴۷) م- کوین کلاین هنرپیشه و کارگردان امریکایی
🍀۱۹۶۶) م-رومن آبراموویچ تاجر روس، مالک باشگاه فوتبال چلسی
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#درگذشتگان🖤
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🍂۱۲۱۲) خ- عباس میرزای قاجار ولیعهد فتحعلی شاه و فرمانده ارتش ایران در جنگ با روسیه تزاری
🍂۱۳۷۱) خ- ابوالقاسم حالت شاعر و ترانهسرای ایرانی (
🍂۱۳۷۹) خ- فریدون مشیری شاعر و ترانه سرای معروف ایرانی، صاحب آثاری همچون تشنه توفان، گناه دریا، بهار را باورکن و مروارید مهر در ۷۴ سالگی درگذشت.
🍂۱۳۸۰) خ- ثریا اسفندیاری ملکه ایران (زادهٔ ۱۳۱۱
🍂۹۹۶ () م- هوگو کاپه پادشاه فرانسه از ۹۸۷ تا ۹۹۶
🍂۱۶۰۱) م- درگذشت تیکو براهه منجم دانمارکی
🍂۱۹۴۴) م-لوئی رنو(صنعتگر فرانسوی، از بنیانگذاران شرکت خودرو سازی رنو
🍂۱۹۵۸) م-جرج ادوارد مور فیلسوف برجستهٔ انگلیسی، از بنیانگذاران مکتب فلسفه تحلیلی
🍂۱۹۹۱) م- جین رادنبری فیلمنامه نویس و تهیه کنندهٔ آمریکایی
🍂۲۰۰۶) م- ویلیام مونتگمری وات پروفسور رشته زبان عربی و مطالعات اسلامی در دانشگاه ادینبورگ اهل اسکاتلند
🍂۲۰۱۱) م-جان مککارتی دانشمند علوم رایانهای اهل آمریکا
🌸🍂🌸@Bookirancity
🔆
🌸
🌺🍃🌸
🍃🌺🍃🌸🍃🌺
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃
🌼🍃🌸🍃🌺🍃🌸🍃🌺🔆
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳ آبان سالروز درگذشت #فریدون_مشیری
( زاده ۳۰ شهریور ۱۳۰۵ تهران -- درگذشته ۳ آبان ۱۳۷۹ تهران ) شاعر
مشیری، سالهای تحصيلات ابتدایی را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداری پدرش به مشهد رفت و بعد از چندسال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت.
وی همزمان با تحصيل در سال آخر دبيرستان، در اداره پست و تلگراف مشغول به كار شد و در همان سال، مادرش در ۳۹ سالگی درگذشت كه اثری عميق در او بر جا گذاشت. سپس در آموزشگاه فنی وزارت پست مشغول تحصيل شد. روزها به كار میپرداخت و شبها به تحصيل ادامه میداد. از همان زمان به مطبوعات روی آورد و در روزنامهها و مجلات كارهايی از قبيل خبرنگاری و نويسندگی را به عهده گرفت. بعدها در رشته ادبيات فارسی دانشگاه تهران به تحصيل ادامه داد.
او از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسئول صفحه شعر و ادب مجله روشنفكر بود.
مشيری در سال ۱۳۳۳ ازدواج كرد. همسر او اقبال اخوان دانشجوی رشته نقاشی دانشكده هنرهای زيبای دانشگاه تهران بود. او هم پس از ازدواج، تحصيل را ادامه نداد و به كار مشغول شد. فرزندان فريدون مشيری، بهار و بابك هر دو در رشته معماری در دانشكده هنرهای زيبای دانشگاه تهران و دانشكده معماری دانشگاه ملی ايران تحصيل كردهاند.
مشيری سرودن شعر را از نوجوانی و تقريباً از پانزده سالگی آغاز كرد. اولين مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگی با مقدمه محمدحسين شهريار و علی دشتي به چاپ رسيد. مشيری توجه خاصی به موسيقی ايرانی داشت و در پی همين دلبستگی طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضويت در شورای موسيقی و شعر راديو را پذيرفت.
وی در سال ۱۳۷۷ به آلمان و امريکا سفر کرد و مراسم شعرخوانی او در شهرهای کلن، ليمبورگ و فرانکفورت و همچنين در ۲۴ ايالت امريکا از جمله در دانشگاههای برکلی و نيوجرسی به طور بیسابقهای مورد توجه دوستداران ادبيات ايران قرار گرفت. در سال ۱۳۷۸ طی سفری به سوئد در مراسم شعرخوانی در چندين شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتنبرگ شرکت کرد.
فریدون مشیری پس از سالها بیماری در ۷۴ سالگی درگذشت و قطعه هنرمندان بهشتزهرا به خاک سپرده شد..
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۳ آبان سالروز درگذشت #فریدون_مشیری
( زاده ۳۰ شهریور ۱۳۰۵ تهران -- درگذشته ۳ آبان ۱۳۷۹ تهران ) شاعر
مشیری، سالهای تحصيلات ابتدایی را در تهران بود و سپس به علت ماموريت اداری پدرش به مشهد رفت و بعد از چندسال دوباره به تهران بازگشت و سه سال اول دبيرستان را در دارالفنون گذراند و آنگاه به دبيرستان اديب رفت.
وی همزمان با تحصيل در سال آخر دبيرستان، در اداره پست و تلگراف مشغول به كار شد و در همان سال، مادرش در ۳۹ سالگی درگذشت كه اثری عميق در او بر جا گذاشت. سپس در آموزشگاه فنی وزارت پست مشغول تحصيل شد. روزها به كار میپرداخت و شبها به تحصيل ادامه میداد. از همان زمان به مطبوعات روی آورد و در روزنامهها و مجلات كارهايی از قبيل خبرنگاری و نويسندگی را به عهده گرفت. بعدها در رشته ادبيات فارسی دانشگاه تهران به تحصيل ادامه داد.
او از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۱ مسئول صفحه شعر و ادب مجله روشنفكر بود.
مشيری در سال ۱۳۳۳ ازدواج كرد. همسر او اقبال اخوان دانشجوی رشته نقاشی دانشكده هنرهای زيبای دانشگاه تهران بود. او هم پس از ازدواج، تحصيل را ادامه نداد و به كار مشغول شد. فرزندان فريدون مشيری، بهار و بابك هر دو در رشته معماری در دانشكده هنرهای زيبای دانشگاه تهران و دانشكده معماری دانشگاه ملی ايران تحصيل كردهاند.
مشيری سرودن شعر را از نوجوانی و تقريباً از پانزده سالگی آغاز كرد. اولين مجموعه شعرش با نام تشنه توفان در ۲۸ سالگی با مقدمه محمدحسين شهريار و علی دشتي به چاپ رسيد. مشيری توجه خاصی به موسيقی ايرانی داشت و در پی همين دلبستگی طی سالهای ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ عضويت در شورای موسيقی و شعر راديو را پذيرفت.
وی در سال ۱۳۷۷ به آلمان و امريکا سفر کرد و مراسم شعرخوانی او در شهرهای کلن، ليمبورگ و فرانکفورت و همچنين در ۲۴ ايالت امريکا از جمله در دانشگاههای برکلی و نيوجرسی به طور بیسابقهای مورد توجه دوستداران ادبيات ايران قرار گرفت. در سال ۱۳۷۸ طی سفری به سوئد در مراسم شعرخوانی در چندين شهر از جمله استکهلم و مالمو و گوتنبرگ شرکت کرد.
فریدون مشیری پس از سالها بیماری در ۷۴ سالگی درگذشت و قطعه هنرمندان بهشتزهرا به خاک سپرده شد..
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۷ آبان سالروز درگذشت #مهدخت_مخبر
( زاده ۱۲ مهر ۱۳۲۲ رشت -- درگذشته ۷ آبان ۱۳۹۸ تهران) شاعر و ترانهسرا
مهدخت مخبر از کودکی نزد پدرش با شعر و ادبیات آشنایی یافت و با صدای ساز فلوت برادرش به موسیقی علاقهمند شد. او از سال اول دبیرستان به تهران رفت. در سال ۱۳۴۸ به «ایرج جنتی عطایی» معرفی و توسط وی به رادیو دعوت شد و با «اسداله ملک» همکاری خود را آغاز کرد. در رادیو با هنرمندانی چون: علی تجویدی، پژمان بختیاری، فریدون مشیری، سیمین بهبهانی، بزرگ لشکری، هوشنگ ابتهاج و معینی کرمانشاهی آشنا شد. در سال ۱۳۴۹ اولین ترانه وی با نام «همیشه بهار گیلانه» با ملودی «حسین صمدی» توسط «ناصر مسعودی» اجرا و ضبط شد.
او که بیش از نیم قرن به فعالیت هنری خود ادامه داد، با هنرمندانی چون: اسداله ملک، علی تجویدی، محمود تاجبخش، بزرگ لشکری، جواد لشگری، منوچهر لشکری، محمدجلیل عندلیبی و … همکاری داشت. وی گویندگی در برخی برنامههای رادیویی نیز بهعهدهدار بود. او به عنوان مددکار اجتماعی، مسئول هنردرمانی و کارشناس امور اجتماعی در دانشگاه علوم پزشکی ایران خدمت کرد و از اداره کل آموزش دانشگاه علوم پزشکی ایران بازنشسته شد.
مجموعهای از ترانههای وی در کتابی با عنوان «ترانههای دیروز، امروز و چند لحظه بعد» توسط نشر پیکان منتشر شدهاست. وی همچنین در یک آلبوم صوتی با عنوان «صدای شاعر» بخشی از اشعار و سرودههای خود را بازخوانی کردهاست.
آثار وی توسط خوانندگانی چون: گلپایگانی، خوانساری، سرهنگزاده، گلچین، سیمین غانم، افتخاری، مسعودی، مسعود خادم، مسعود کهریزی، داوود نبیزاده و … اجرا شدهاند.
از ترانههای مشهور مهدخت مخبر میتوان به «امان از جدایی» «ای عشق» «دلخرابات» و… اشاره کرد.
مهدخت مخبر، از اوایل سال ۱۳۹۶ با کمک مؤسسه هنرمندان پیشکسوت که عضوش بود، در آسایشگاه سالمندان مستقر شد و پس از تحمل یک دوره بیماری در ۷۶ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشتزهرا بهخاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۷ آبان سالروز درگذشت #مهدخت_مخبر
( زاده ۱۲ مهر ۱۳۲۲ رشت -- درگذشته ۷ آبان ۱۳۹۸ تهران) شاعر و ترانهسرا
مهدخت مخبر از کودکی نزد پدرش با شعر و ادبیات آشنایی یافت و با صدای ساز فلوت برادرش به موسیقی علاقهمند شد. او از سال اول دبیرستان به تهران رفت. در سال ۱۳۴۸ به «ایرج جنتی عطایی» معرفی و توسط وی به رادیو دعوت شد و با «اسداله ملک» همکاری خود را آغاز کرد. در رادیو با هنرمندانی چون: علی تجویدی، پژمان بختیاری، فریدون مشیری، سیمین بهبهانی، بزرگ لشکری، هوشنگ ابتهاج و معینی کرمانشاهی آشنا شد. در سال ۱۳۴۹ اولین ترانه وی با نام «همیشه بهار گیلانه» با ملودی «حسین صمدی» توسط «ناصر مسعودی» اجرا و ضبط شد.
او که بیش از نیم قرن به فعالیت هنری خود ادامه داد، با هنرمندانی چون: اسداله ملک، علی تجویدی، محمود تاجبخش، بزرگ لشکری، جواد لشگری، منوچهر لشکری، محمدجلیل عندلیبی و … همکاری داشت. وی گویندگی در برخی برنامههای رادیویی نیز بهعهدهدار بود. او به عنوان مددکار اجتماعی، مسئول هنردرمانی و کارشناس امور اجتماعی در دانشگاه علوم پزشکی ایران خدمت کرد و از اداره کل آموزش دانشگاه علوم پزشکی ایران بازنشسته شد.
مجموعهای از ترانههای وی در کتابی با عنوان «ترانههای دیروز، امروز و چند لحظه بعد» توسط نشر پیکان منتشر شدهاست. وی همچنین در یک آلبوم صوتی با عنوان «صدای شاعر» بخشی از اشعار و سرودههای خود را بازخوانی کردهاست.
آثار وی توسط خوانندگانی چون: گلپایگانی، خوانساری، سرهنگزاده، گلچین، سیمین غانم، افتخاری، مسعودی، مسعود خادم، مسعود کهریزی، داوود نبیزاده و … اجرا شدهاند.
از ترانههای مشهور مهدخت مخبر میتوان به «امان از جدایی» «ای عشق» «دلخرابات» و… اشاره کرد.
مهدخت مخبر، از اوایل سال ۱۳۹۶ با کمک مؤسسه هنرمندان پیشکسوت که عضوش بود، در آسایشگاه سالمندان مستقر شد و پس از تحمل یک دوره بیماری در ۷۶ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشتزهرا بهخاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۲ دی زادروز #آستاد_ایرج_زبردست
( زاده ۱۲ دی ۱۳۵۳ شیراز ) شاعر و رباعیسرای معاصر
زبردست شاعری را از سال ۱۳۶۸ آغاز کرد و تاکنون بیش ۱۰ مجموعه شعر از او توسط ناشران معتبر در داخل و خارج از کشور چاپ و منتشر شده و اشعارش به زبانهای انگلیسی، آلمانی و تاجیکی نیز برگردانده شده است.
کتاب حیات دوباره رباعی، مجموعه کاملی درباره ایرج زبردست و رباعیات اوست. این کتاب توسط بهاءالدین خرمشاهی و محمد اجاقی انتشار یافته است.
منوچهر آتشی، اسماعیل خویی، شفیعی کدکنی، مرتضی کاخی، فریدون مشیری، سیمین بهبهانی، سیمین دانشور، کامیار عابدی، جلال ستاری، هوشنگ چالنگی، میرجلالالدین کزازی، منصور رستگار فسایی، یداله رویایی، امین فقیری، منصور اوجی، بهاالدین خرمشاهی، پرویز خائفی ، عطااله مهاجرانی، پوران فرخزاد، عبدالمجید زنگویی و .... ایرج زبردست را حادثهای در تاریخ رباعی و رباعی سرایی دانستهاند.
رباعیات زیر از سرودههای اوست:
یکباره جهان سر به گریبان گم شد
هر ثانیه در هجوم عصیان گم شد
یکباره دهان آفرینش واماند
ابلیس اناالحق زد و انسان گم شد
از راز عبور با خبر میگردند
آغاز ادامهای دگر میگردند
ای کاش یکی در این میان میدانست
جز باد همه به خانه بر میگردند
ای صبح نه آبی نه سپیدیم هنوز
در شهر امید ناامیدیم هنوز
دیدی که جه کرد دست شب با من و تو
در باز و به دنبال کلیدیم هنوز
تا بال و پر عمر به رنگ هوس است
از اوج سرازیر شدن یک نفس است
آن لحظه که بال زندگی میشکند
در چشم پرنده آسمان هم قفس است
در خواب چراغ تا سحر دستم بود
در خواب کلید هرچه در دستم بود
زیباتر از این خواب ندیدم خوابی
بیدار شدم دست تو در دستم بود
سیمین بهبهانی در نامهای به ایرج زبردست در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۹ اینگونه مینویسد: چه بهتر که نامت را جامه حضورت کنم ـ و کردم. نخستین بار که یک رباعی از تو خواندم حس کردم سیبی خوش رنگ و بو را آزمودهام که عطری دیگرگون دارد. چندگاهی که گذشت، بیشتر شعرهایت را که درقالب رباعی سروده بودی ـ به وسیله تلفن، یا حضوری، برایم خواندی. امروز تو را درشیوه دلخواهت بسیار موفق میبینم. ایرج زبردست عزیز، به تو تبریک میگویم که توانستهای یک تنه نفسی تازه در این قالب کهن بدمی و همزمان نظر تحسین و قبول اهالی شعر را متوجه رباعیهای خود کنی ـ و هنوز این آغاز راه است: گامهای بعدی تو را برای پیمودن این راه دشوار پر توانتر میخواهم. فراموش نکن که مصراع چهارم عروسی ست که تاج و تور و جامهای برازنده اندام خود میخواهد؛ و تو تا این جا توانستهای این عروس را به آنچه شایسته اوست خرسند کنی و بیارایی. جوانه نو بر درخت کهن ادامه زندگیست.
آثار:
* باران که بیاید همه عاشق هستند / چاپ هشتم
* شکل دیگر من / نایاب
* خندههای خیس / نایاب
* یک سبد آیینه / نایاب
* حیات دوباره رباعی / به کوشش بهاءالدین خرمشاهی و محمد اجاقی. انتشارات نگاه . چاپ پنجم
* نامههای من به اوما / چاپ پنجم
* سرهای بریده بادبادک بودند / این کتاب جمعآوری شد و نایاب
* دفی از پوست ابلیس /نایاب
* شهری که در آن مرگ اذان میخواند / چاپ دوم، نشر چشمه
* گزیده رباعیات ایرج زبردست / انتشارات مروارید، چاپ سوم
* برگردان ۹۶ رباعی از ایرج زبردست به خط سیریلیک در کشور تاجیکستان توسط بختیار امینو
* ترجمه رباعیات ایرج زبردست در انگلیس توسط گروه ترجمه آریان
* سر بر تن و دنبال سرم میگردم / انتشارات مروارید، چاپ دوم
کتابهایی درباره ایرج زبردست
* خیامی دیگر، گزیده رباعیات ایرج زبردست، به کوشش مریم روشن
* ترانههای پر تشویش، تطور و سیر مضمونی رباعی از حکیم خیام نیشابوری تا ایرج زبردست، نوشته فیضاله شریفی
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۲ دی زادروز #آستاد_ایرج_زبردست
( زاده ۱۲ دی ۱۳۵۳ شیراز ) شاعر و رباعیسرای معاصر
زبردست شاعری را از سال ۱۳۶۸ آغاز کرد و تاکنون بیش ۱۰ مجموعه شعر از او توسط ناشران معتبر در داخل و خارج از کشور چاپ و منتشر شده و اشعارش به زبانهای انگلیسی، آلمانی و تاجیکی نیز برگردانده شده است.
کتاب حیات دوباره رباعی، مجموعه کاملی درباره ایرج زبردست و رباعیات اوست. این کتاب توسط بهاءالدین خرمشاهی و محمد اجاقی انتشار یافته است.
منوچهر آتشی، اسماعیل خویی، شفیعی کدکنی، مرتضی کاخی، فریدون مشیری، سیمین بهبهانی، سیمین دانشور، کامیار عابدی، جلال ستاری، هوشنگ چالنگی، میرجلالالدین کزازی، منصور رستگار فسایی، یداله رویایی، امین فقیری، منصور اوجی، بهاالدین خرمشاهی، پرویز خائفی ، عطااله مهاجرانی، پوران فرخزاد، عبدالمجید زنگویی و .... ایرج زبردست را حادثهای در تاریخ رباعی و رباعی سرایی دانستهاند.
رباعیات زیر از سرودههای اوست:
یکباره جهان سر به گریبان گم شد
هر ثانیه در هجوم عصیان گم شد
یکباره دهان آفرینش واماند
ابلیس اناالحق زد و انسان گم شد
از راز عبور با خبر میگردند
آغاز ادامهای دگر میگردند
ای کاش یکی در این میان میدانست
جز باد همه به خانه بر میگردند
ای صبح نه آبی نه سپیدیم هنوز
در شهر امید ناامیدیم هنوز
دیدی که جه کرد دست شب با من و تو
در باز و به دنبال کلیدیم هنوز
تا بال و پر عمر به رنگ هوس است
از اوج سرازیر شدن یک نفس است
آن لحظه که بال زندگی میشکند
در چشم پرنده آسمان هم قفس است
در خواب چراغ تا سحر دستم بود
در خواب کلید هرچه در دستم بود
زیباتر از این خواب ندیدم خوابی
بیدار شدم دست تو در دستم بود
سیمین بهبهانی در نامهای به ایرج زبردست در ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۹ اینگونه مینویسد: چه بهتر که نامت را جامه حضورت کنم ـ و کردم. نخستین بار که یک رباعی از تو خواندم حس کردم سیبی خوش رنگ و بو را آزمودهام که عطری دیگرگون دارد. چندگاهی که گذشت، بیشتر شعرهایت را که درقالب رباعی سروده بودی ـ به وسیله تلفن، یا حضوری، برایم خواندی. امروز تو را درشیوه دلخواهت بسیار موفق میبینم. ایرج زبردست عزیز، به تو تبریک میگویم که توانستهای یک تنه نفسی تازه در این قالب کهن بدمی و همزمان نظر تحسین و قبول اهالی شعر را متوجه رباعیهای خود کنی ـ و هنوز این آغاز راه است: گامهای بعدی تو را برای پیمودن این راه دشوار پر توانتر میخواهم. فراموش نکن که مصراع چهارم عروسی ست که تاج و تور و جامهای برازنده اندام خود میخواهد؛ و تو تا این جا توانستهای این عروس را به آنچه شایسته اوست خرسند کنی و بیارایی. جوانه نو بر درخت کهن ادامه زندگیست.
آثار:
* باران که بیاید همه عاشق هستند / چاپ هشتم
* شکل دیگر من / نایاب
* خندههای خیس / نایاب
* یک سبد آیینه / نایاب
* حیات دوباره رباعی / به کوشش بهاءالدین خرمشاهی و محمد اجاقی. انتشارات نگاه . چاپ پنجم
* نامههای من به اوما / چاپ پنجم
* سرهای بریده بادبادک بودند / این کتاب جمعآوری شد و نایاب
* دفی از پوست ابلیس /نایاب
* شهری که در آن مرگ اذان میخواند / چاپ دوم، نشر چشمه
* گزیده رباعیات ایرج زبردست / انتشارات مروارید، چاپ سوم
* برگردان ۹۶ رباعی از ایرج زبردست به خط سیریلیک در کشور تاجیکستان توسط بختیار امینو
* ترجمه رباعیات ایرج زبردست در انگلیس توسط گروه ترجمه آریان
* سر بر تن و دنبال سرم میگردم / انتشارات مروارید، چاپ دوم
کتابهایی درباره ایرج زبردست
* خیامی دیگر، گزیده رباعیات ایرج زبردست، به کوشش مریم روشن
* ترانههای پر تشویش، تطور و سیر مضمونی رباعی از حکیم خیام نیشابوری تا ایرج زبردست، نوشته فیضاله شریفی
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ دی زادروز #استاد_صدیق_تعریف_نازنین
( زاده ۲۵ دی ۱۳۳۵ سنندج) ردیفدان و خواننده
.
تعریف در دوران فعالیت هنریاش با هنرمندان سرشناس بسیاری از جمله محمدرضا لطفی در آلبوم چاووش "به یاد طاهرزاده" جلال ذوالفنون "در آلبوم شیدایی" حسین علیزاده، فرهاد فخرالدینی و حسین یوسفزمانی همکاری داشته است. وی تصنیفهای بسیار زیبایی را تاکنون اجرا کرده که از میان آنها میتوان به تصنیف یاران "شعر فریدون مشیری همراه در آلبوم شیدایی" اشاره کرد.
به گفته خودش، از دوران دبیرستان در تئاترهای دانشآموزی بازی میکرد و پشت صحنه یا روی صحنه آواز نیز میخواند و معمولاً از خوانندگانی چون ایرج یا گلپایگانی تقلید میکرد. در سال ۱۳۵۴ به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران راه یافت و در سال ۱۳۵۹ در رشته هنرهای نمایشی فارغالتحصیل شد. از جمله استادان وی در دانشکده میتوان به بهرام بیضایی، هوشنگ گلشیری، شمیم بهار، گلی ترقی، میرفندرفسکی، حمید سمندریان و داریوش آشوری اشاره کرد.
اولین اثر صدیق تعریف به یاد طاهرزاده است که توسط گروه شیدا و عارف به سرپرستی محمدرضا لطفی اجرا شده است. او در یکی از مصاحبههایش پس از مرگ محمدرضا لطفی گفته بود که: در سال ۱۳۶۳ یعنی حدود ۳۰سال پیش لطفی مرا برای همکاری دعوت کرد و «دستم بگرفت و پا به پا برد» و آن کار سنگین و سترگ به یاد طاهرزاده را با دقت و صبوری و عشق به من آموخت. تعریف در این مصاحبه لطفی را مصداق یک استاد کامل نامید. این اثر ابتدا توسط کانون چاووش منتشر شده بود و در فهرست مجموعه ۱۲ آلبوم چاووش قرار داشت و توسط مؤسسه فرهنگی و هنری آوای شیدا زیر نظر لطفی بازنشر شده است.
او در بدو ورود به دانشگاه از طریق جلیل عندلیبی، به استاد برجسته آواز محمود کریمی معرفی شد و از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ نزد وی به فراگیری آواز پرداخت. همچنین از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ نزد رضوی سروستانی با مکتب و شیوه آوازی حسین طاهرزاده به روایت نورعلی برومند آشنا شد. پس از آن در سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۴ در کانون چاووش به یاری نصراله ناصحپور با شیوه و سبک آوازی عبداله دوامی آشنا شد. در همین زمان در سالهای ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ با شیوه و سبک مکتب حسین طاهرزاده به اهتمام لطفی بیشتر آشنا شد. سال ۱۳۶۲ همراه بود با اجرای اولین کنسرت رسمی.
وی در سال ۱۳۶۴ چند تصنیف کوتاه بر روی رباعیات ابوعلی سینا در سرالی ابن سینا با آهنگ سازی فرهاد فخرالدینی اجرا کرد. از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ قطعات و تصنیفهای استادان قدیمی را نزد علیاصغر بهاری فرا گرفت. در همین زمان از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۳ نزد مجید کیانی با مکاتب و شیوههای آوازی قدیمی ایران آشنا شد و از سال ۱۳۷۲ تا سال ۱۳۷۵ نیز از رجب امیری فلاح بهره برد.
تعریف از سال ۱۳۶۴ تا هماکنون تدریس و تعلیم آواز ایرانی میکند. همچنین از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ در دانشکده تئاتر و سینمای دانشگاه سوره و دانشکده موسیقی دانشگاه هنر نیز به تدریس موسیقی و آواز پرداخته است.
او در طول کار حرفهای خود با موسیقیدانانی چون لطفی، علیزاده، دهلوی، فخرالدینی، ذوالفنون، متبسم، درخشانی، یوسفزمانی، گروه همنوازان و گروه کامکارها همکاری کرده است. همچنین هنرمندانی چون سالار عقیلی، حسین علیشاپور، امیر اثنی عشری، مهدی کلاهدوز و... از جمله شاگردان وی بودهاند.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۵ دی زادروز #استاد_صدیق_تعریف_نازنین
( زاده ۲۵ دی ۱۳۳۵ سنندج) ردیفدان و خواننده
.
تعریف در دوران فعالیت هنریاش با هنرمندان سرشناس بسیاری از جمله محمدرضا لطفی در آلبوم چاووش "به یاد طاهرزاده" جلال ذوالفنون "در آلبوم شیدایی" حسین علیزاده، فرهاد فخرالدینی و حسین یوسفزمانی همکاری داشته است. وی تصنیفهای بسیار زیبایی را تاکنون اجرا کرده که از میان آنها میتوان به تصنیف یاران "شعر فریدون مشیری همراه در آلبوم شیدایی" اشاره کرد.
به گفته خودش، از دوران دبیرستان در تئاترهای دانشآموزی بازی میکرد و پشت صحنه یا روی صحنه آواز نیز میخواند و معمولاً از خوانندگانی چون ایرج یا گلپایگانی تقلید میکرد. در سال ۱۳۵۴ به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران راه یافت و در سال ۱۳۵۹ در رشته هنرهای نمایشی فارغالتحصیل شد. از جمله استادان وی در دانشکده میتوان به بهرام بیضایی، هوشنگ گلشیری، شمیم بهار، گلی ترقی، میرفندرفسکی، حمید سمندریان و داریوش آشوری اشاره کرد.
اولین اثر صدیق تعریف به یاد طاهرزاده است که توسط گروه شیدا و عارف به سرپرستی محمدرضا لطفی اجرا شده است. او در یکی از مصاحبههایش پس از مرگ محمدرضا لطفی گفته بود که: در سال ۱۳۶۳ یعنی حدود ۳۰سال پیش لطفی مرا برای همکاری دعوت کرد و «دستم بگرفت و پا به پا برد» و آن کار سنگین و سترگ به یاد طاهرزاده را با دقت و صبوری و عشق به من آموخت. تعریف در این مصاحبه لطفی را مصداق یک استاد کامل نامید. این اثر ابتدا توسط کانون چاووش منتشر شده بود و در فهرست مجموعه ۱۲ آلبوم چاووش قرار داشت و توسط مؤسسه فرهنگی و هنری آوای شیدا زیر نظر لطفی بازنشر شده است.
او در بدو ورود به دانشگاه از طریق جلیل عندلیبی، به استاد برجسته آواز محمود کریمی معرفی شد و از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ نزد وی به فراگیری آواز پرداخت. همچنین از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ نزد رضوی سروستانی با مکتب و شیوه آوازی حسین طاهرزاده به روایت نورعلی برومند آشنا شد. پس از آن در سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۴ در کانون چاووش به یاری نصراله ناصحپور با شیوه و سبک آوازی عبداله دوامی آشنا شد. در همین زمان در سالهای ۱۳۶۱ و ۱۳۶۲ با شیوه و سبک مکتب حسین طاهرزاده به اهتمام لطفی بیشتر آشنا شد. سال ۱۳۶۲ همراه بود با اجرای اولین کنسرت رسمی.
وی در سال ۱۳۶۴ چند تصنیف کوتاه بر روی رباعیات ابوعلی سینا در سرالی ابن سینا با آهنگ سازی فرهاد فخرالدینی اجرا کرد. از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ قطعات و تصنیفهای استادان قدیمی را نزد علیاصغر بهاری فرا گرفت. در همین زمان از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۳ نزد مجید کیانی با مکاتب و شیوههای آوازی قدیمی ایران آشنا شد و از سال ۱۳۷۲ تا سال ۱۳۷۵ نیز از رجب امیری فلاح بهره برد.
تعریف از سال ۱۳۶۴ تا هماکنون تدریس و تعلیم آواز ایرانی میکند. همچنین از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ در دانشکده تئاتر و سینمای دانشگاه سوره و دانشکده موسیقی دانشگاه هنر نیز به تدریس موسیقی و آواز پرداخته است.
او در طول کار حرفهای خود با موسیقیدانانی چون لطفی، علیزاده، دهلوی، فخرالدینی، ذوالفنون، متبسم، درخشانی، یوسفزمانی، گروه همنوازان و گروه کامکارها همکاری کرده است. همچنین هنرمندانی چون سالار عقیلی، حسین علیشاپور، امیر اثنی عشری، مهدی کلاهدوز و... از جمله شاگردان وی بودهاند.
#عمرشون_جاودانه
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۹ بهمن سالروز درگذشت #شادروان_سیاوش_کسرایی
( زاده ۵ اسفند ۱۳۰۵ اصفهان -- درگذشته ۱۹ بهمن ۱۳۷۴ وین) شاعر و نقاش
کسرایی دانشآموخته دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و از بنیانگذاران انجمن ادبی شمع سوخته بود و سالیان دراز در حزب توده ایران فعالیت داشت و از اعضای کانون نویسندگان و از فعالان سیاسی چپگرای تاریخ معاصر ایران بود.
او سُراینده منظومه «آرش کمانگیر» نخستین منظومه حماسی نیمایی است و وی یکی از شاگردان نیمایوشیج بود که بهسبک شعر او وفادار ماند. از جمله مجموعه شعرهای بهجای مانده از کسرایی میتوان به مجموعه شعر آوا، مهره سرخ، در هوای مرغ آمین، هدیه برای خاک، تراشههای تبر، خانگی، با دماوند خاموش و خون سیاوش اشاره کرد.
روابط اجتماعی گسترده، مصاحبت و همیاری از خصوصیات زندگی او بود. در بین چهرههای ادبی، هوشنگ ابتهاج، احمدرضا احمدی، محمود اعتماد زاده (م. ا. به آذین) ایرج افشار، فروغ فرخزاد، مرتضی کیوان، شاهرخ مسکوب، فریدون مشیری، نادر نادرپور، نیمایوشیج و ابراهیم یونسی از نزدیکان او بودند.
وی از اوایل دهه ۱۳۴۰ تا اوایل دهه ۱۳۶۰ تقریبا هر روز، در دفتر و در منزلش محیطی باز برای دورهم آیی فراهم بود.
کسرایی در زمستان سال ۱۳۶۱ به همراه خانوادهاش از طریق زاهدان از ایران خارج شد. ابتدا در کابل و سپس در مسکو و پس از فروپاشی شوروی به وین مهاجرت کرد.
وی پس از خروج از ایران و در طول اقامتش در افغانستان، در رادیو زحمتکشان که از شهر کابل پخش میشد، مشغول به فعالیت شد.
او از «نسل چهارم» و از آخرین نسل مهاجران ایرانی به شوروی بود که از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۵ در آنجا زندگی کرد اما از زندگی در شوروی رنج میکشید که تجربه درونی و رنج روحی خود را در سروده «دلم هوای آفتاب میکند» را وصف کرده است.
سیاوش کسرایی در ۶۹ سالگی درگذشت و در «بخش هنرمندان» گورستان مرکزی وین به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۹ بهمن سالروز درگذشت #شادروان_سیاوش_کسرایی
( زاده ۵ اسفند ۱۳۰۵ اصفهان -- درگذشته ۱۹ بهمن ۱۳۷۴ وین) شاعر و نقاش
کسرایی دانشآموخته دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و از بنیانگذاران انجمن ادبی شمع سوخته بود و سالیان دراز در حزب توده ایران فعالیت داشت و از اعضای کانون نویسندگان و از فعالان سیاسی چپگرای تاریخ معاصر ایران بود.
او سُراینده منظومه «آرش کمانگیر» نخستین منظومه حماسی نیمایی است و وی یکی از شاگردان نیمایوشیج بود که بهسبک شعر او وفادار ماند. از جمله مجموعه شعرهای بهجای مانده از کسرایی میتوان به مجموعه شعر آوا، مهره سرخ، در هوای مرغ آمین، هدیه برای خاک، تراشههای تبر، خانگی، با دماوند خاموش و خون سیاوش اشاره کرد.
روابط اجتماعی گسترده، مصاحبت و همیاری از خصوصیات زندگی او بود. در بین چهرههای ادبی، هوشنگ ابتهاج، احمدرضا احمدی، محمود اعتماد زاده (م. ا. به آذین) ایرج افشار، فروغ فرخزاد، مرتضی کیوان، شاهرخ مسکوب، فریدون مشیری، نادر نادرپور، نیمایوشیج و ابراهیم یونسی از نزدیکان او بودند.
وی از اوایل دهه ۱۳۴۰ تا اوایل دهه ۱۳۶۰ تقریبا هر روز، در دفتر و در منزلش محیطی باز برای دورهم آیی فراهم بود.
کسرایی در زمستان سال ۱۳۶۱ به همراه خانوادهاش از طریق زاهدان از ایران خارج شد. ابتدا در کابل و سپس در مسکو و پس از فروپاشی شوروی به وین مهاجرت کرد.
وی پس از خروج از ایران و در طول اقامتش در افغانستان، در رادیو زحمتکشان که از شهر کابل پخش میشد، مشغول به فعالیت شد.
او از «نسل چهارم» و از آخرین نسل مهاجران ایرانی به شوروی بود که از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۵ در آنجا زندگی کرد اما از زندگی در شوروی رنج میکشید که تجربه درونی و رنج روحی خود را در سروده «دلم هوای آفتاب میکند» را وصف کرده است.
سیاوش کسرایی در ۶۹ سالگی درگذشت و در «بخش هنرمندان» گورستان مرکزی وین به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۳ بهمن زادروز #بانو_یاسمین
( زاده ۲۳ بهمن ۱۳۱۳ کازرون -- درگذشته ۱۵ اسفند ۱۳۹۷ تهران ) خواننده
پروانه سلامی با نام هنری یاسمین، خواننده دهه ۱۳۳۰ و اوایل دهه ۱۳۴۰ بود.
بیشتر آهنگهای وی را بزرگ لشکری و ترانههایش را ایرج جنتی عطایی، کریم فکور و دکتر نیر سینا سرودهاند وی با ترانه (آبشار) به شهرت رسید که ترانه سرای آن معینی کرمانشاهی و آهنگسازش بزرگ لشکری بود.
او شاید تنها خواننده زن قدیمی تاریخ موسیقی باشد که با رضایت پدر پا به عرصه هنر گذاشت.
وی همسر پرویز ایزدخواه روزنامهنگار قدیمی مجلات سپیدوسیاه و امید ایران بود که حاصل این ازدواج یک دختر و یک پسر است. بانو یاسمین در اواخر عمر متأسفانه دچار بیماری آلزایمر شده بود.
آهنگ و ترانه دیگر این خواننده که خیلی گل کرد «هر که دیدم یاری داره، پس چرا من ندارم» از ساختههای رشید مرادی بود.
دیگر ترانههای معروفش ( سوز دل) با آهنگسازی عباس شاپوری و شعر فریدون مشیری، آهنگ (در کوی دوست) آهنگساز یوسف زمانی و ترانهسرا پرویز وکیلی
(صحرانشین) آهنگساز بزرگ لشکری و ترانه محلی و ترانههای (بهار) و (گل فروش) و ترانههایی برای فیلم سینمایی ساحل، از آثار و یادگارهای اوست.
بانو یاسمین در ۸۴ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۳ بهمن زادروز #بانو_یاسمین
( زاده ۲۳ بهمن ۱۳۱۳ کازرون -- درگذشته ۱۵ اسفند ۱۳۹۷ تهران ) خواننده
پروانه سلامی با نام هنری یاسمین، خواننده دهه ۱۳۳۰ و اوایل دهه ۱۳۴۰ بود.
بیشتر آهنگهای وی را بزرگ لشکری و ترانههایش را ایرج جنتی عطایی، کریم فکور و دکتر نیر سینا سرودهاند وی با ترانه (آبشار) به شهرت رسید که ترانه سرای آن معینی کرمانشاهی و آهنگسازش بزرگ لشکری بود.
او شاید تنها خواننده زن قدیمی تاریخ موسیقی باشد که با رضایت پدر پا به عرصه هنر گذاشت.
وی همسر پرویز ایزدخواه روزنامهنگار قدیمی مجلات سپیدوسیاه و امید ایران بود که حاصل این ازدواج یک دختر و یک پسر است. بانو یاسمین در اواخر عمر متأسفانه دچار بیماری آلزایمر شده بود.
آهنگ و ترانه دیگر این خواننده که خیلی گل کرد «هر که دیدم یاری داره، پس چرا من ندارم» از ساختههای رشید مرادی بود.
دیگر ترانههای معروفش ( سوز دل) با آهنگسازی عباس شاپوری و شعر فریدون مشیری، آهنگ (در کوی دوست) آهنگساز یوسف زمانی و ترانهسرا پرویز وکیلی
(صحرانشین) آهنگساز بزرگ لشکری و ترانه محلی و ترانههای (بهار) و (گل فروش) و ترانههایی برای فیلم سینمایی ساحل، از آثار و یادگارهای اوست.
بانو یاسمین در ۸۴ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ بهمن سالروز درگذشت #شادروان_عماد_خراسانی
( زاده سال ۱۳۰۰ مشهد -- درگذشته ۲۸ بهمن ۱۳۸۲ تهران ) شاعر غزلسرا و قصیدهسرا
عماد خراسانی به روایت مهدی اخوان ثالث، در بهار ۱۳۰۰ در توس مشهد به دنیا آمد، اما خود در مصاحبهای گفته تولدش را بدون هیچ توضیح دیگری در ۱۲۹۹ ثبت کردهاند. او نام کاملش عمادالدین حسن برقعی است.
او در ۳ سالگی مادرش را از دست داد و در ۶ سالگی پدرش را و از آن پس تحت سرپرستی پدربزرگ و مادر بزرگ قرارگرفت. وی از ۹ سالگی با تشویق داییاش، شعرخوانی و سرودن شعر را آغاز کرد و در جوانی با تخلص «شاهین» یا «شاخص» شعر میگفت و سپس تخلص «عماد» را برگزید. تخلص عماد خراسانی را فریدون مشیری برای او انتخاب کرد.
او یک بار ازدواج کرد اما همسرش هشت ماه بعد درگذشت و او که فرزندی نداشت، تا آخر عمر تنها زندگی کرد.
برخی سرودههای وی به ضربالمثل بدل شده است که چند نسل از لایههای گوناگون مردم ، از شاعران نوآور تا کسانی که با ادبیات مکتوب معاصر آشنائی چندانی ندارند، عواطف و احساسات و حالات خود را با تکرار بیتی از عماد بیان میکنند که در حافظه آنان نقش بستهاست.
عهد کردم که دگر مینخورم در همه عمر،
بهجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر.
یا این بیت دیگر:
دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم
از چه با دشمن جانم شدهام دوست ندانم!
بسیاری از غزلها و اشعار او نیز در برنامههای مختلف موسیقی اصیل ایرانی در رادیو یا برنامههای خصوصی توسط هنرمندان نامی و خوانندگان مشهور خوانده شدهاند. ازجمله محمدرضا شجریان یکی از غزلهای مشهدیِ عماد را به نام «پیری و معرکهگیری» بهصورت ضربی در برنامه موسیقی ایرانی اجرا کردهاست. همچنین ترانهای از ویگن با شعر «ای دل بلا، ای دل بلا، ای دل بلایی» که از اشعار اوست معروف است. از آثار عماد میتوان به یک شب در بهشت مثنوی حاوی پانصد بیت در بحرخفیف به سال ۱۳۲۰، شبی بر مزار خیام به سال ۱۳۲۹ کتابچه سبو و دیوان عماد خراسانی اشاره کرد.
عماد خراسانی در ۸۲ سالگی درگذشت و در زادگاهش نزدیک به آرامگاه فردوسی به خاک سپره شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۸ بهمن سالروز درگذشت #شادروان_عماد_خراسانی
( زاده سال ۱۳۰۰ مشهد -- درگذشته ۲۸ بهمن ۱۳۸۲ تهران ) شاعر غزلسرا و قصیدهسرا
عماد خراسانی به روایت مهدی اخوان ثالث، در بهار ۱۳۰۰ در توس مشهد به دنیا آمد، اما خود در مصاحبهای گفته تولدش را بدون هیچ توضیح دیگری در ۱۲۹۹ ثبت کردهاند. او نام کاملش عمادالدین حسن برقعی است.
او در ۳ سالگی مادرش را از دست داد و در ۶ سالگی پدرش را و از آن پس تحت سرپرستی پدربزرگ و مادر بزرگ قرارگرفت. وی از ۹ سالگی با تشویق داییاش، شعرخوانی و سرودن شعر را آغاز کرد و در جوانی با تخلص «شاهین» یا «شاخص» شعر میگفت و سپس تخلص «عماد» را برگزید. تخلص عماد خراسانی را فریدون مشیری برای او انتخاب کرد.
او یک بار ازدواج کرد اما همسرش هشت ماه بعد درگذشت و او که فرزندی نداشت، تا آخر عمر تنها زندگی کرد.
برخی سرودههای وی به ضربالمثل بدل شده است که چند نسل از لایههای گوناگون مردم ، از شاعران نوآور تا کسانی که با ادبیات مکتوب معاصر آشنائی چندانی ندارند، عواطف و احساسات و حالات خود را با تکرار بیتی از عماد بیان میکنند که در حافظه آنان نقش بستهاست.
عهد کردم که دگر مینخورم در همه عمر،
بهجز از امشب و فردا شب و شبهای دگر.
یا این بیت دیگر:
دوستت دارم و دانم که تویی دشمن جانم
از چه با دشمن جانم شدهام دوست ندانم!
بسیاری از غزلها و اشعار او نیز در برنامههای مختلف موسیقی اصیل ایرانی در رادیو یا برنامههای خصوصی توسط هنرمندان نامی و خوانندگان مشهور خوانده شدهاند. ازجمله محمدرضا شجریان یکی از غزلهای مشهدیِ عماد را به نام «پیری و معرکهگیری» بهصورت ضربی در برنامه موسیقی ایرانی اجرا کردهاست. همچنین ترانهای از ویگن با شعر «ای دل بلا، ای دل بلا، ای دل بلایی» که از اشعار اوست معروف است. از آثار عماد میتوان به یک شب در بهشت مثنوی حاوی پانصد بیت در بحرخفیف به سال ۱۳۲۰، شبی بر مزار خیام به سال ۱۳۲۹ کتابچه سبو و دیوان عماد خراسانی اشاره کرد.
عماد خراسانی در ۸۲ سالگی درگذشت و در زادگاهش نزدیک به آرامگاه فردوسی به خاک سپره شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ اسفند زادروز #شادروان_استاد_سیاوش_کسرایی
( زاده ۵ اسفند ۱۳۰۵ اصفهان -- درگذشته ۱۹ بهمن ۱۳۷۴ وین) شاعر و نقاش
کسرایی دانشآموخته دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و از بنیانگذاران انجمن ادبی شمع سوخته بود و سالیان دراز در حزب توده ایران فعالیت داشت و از اعضای کانون نویسندگان و از فعالان سیاسی چپگرای تاریخ معاصر ایران بود.
او سُراینده منظومه «آرش کمانگیر» نخستین منظومه حماسی نیمایی است و وی یکی از شاگردان نیمایوشیج بود که بهسبک شعر او وفادار ماند. از جمله مجموعه شعرهای بهجای مانده از کسرایی میتوان به مجموعه شعر آوا، مهره سرخ، در هوای مرغ آمین، هدیه برای خاک، تراشههای تبر، خانگی، با دماوند خاموش و خون سیاوش اشاره کرد.
روابط اجتماعی گسترده، مصاحبت و همیاری از خصوصیات زندگی او بود. در بین چهرههای ادبی، هوشنگ ابتهاج، احمدرضا احمدی، محمود اعتماد زاده (م. ا. به آذین) ایرج افشار، فروغ فرخزاد، مرتضی کیوان، شاهرخ مسکوب، فریدون مشیری، نادر نادرپور، نیمایوشیج و ابراهیم یونسی از نزدیکان او بودند.
وی از اوایل دهه ۱۳۴۰ تا اوایل دهه ۱۳۶۰ تقریبا هر روز، در دفتر و در منزلش محیطی باز برای دورهم آیی فراهم بود.
کسرایی در زمستان سال ۱۳۶۱ به همراه خانوادهاش از طریق زاهدان از ایران خارج شد. ابتدا در کابل و سپس در مسکو و پس از فروپاشی شوروی به وین مهاجرت کرد.
وی پس از خروج از ایران و در طول اقامتش در افغانستان، در رادیو زحمتکشان که از شهر کابل پخش میشد، مشغول به فعالیت شد.
او از «نسل چهارم» و از آخرین نسل مهاجران ایرانی به شوروی بود که از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۵ در آنجا زندگی کرد اما از زندگی در شوروی رنج میکشید که تجربه درونی و رنج روحی خود را در سروده «دلم هوای آفتاب میکند» را وصف کرده است.
سیاوش کسرایی در ۶۹ سالگی درگذشت و در «بخش هنرمندان» گورستان مرکزی وین به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۵ اسفند زادروز #شادروان_استاد_سیاوش_کسرایی
( زاده ۵ اسفند ۱۳۰۵ اصفهان -- درگذشته ۱۹ بهمن ۱۳۷۴ وین) شاعر و نقاش
کسرایی دانشآموخته دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران و از بنیانگذاران انجمن ادبی شمع سوخته بود و سالیان دراز در حزب توده ایران فعالیت داشت و از اعضای کانون نویسندگان و از فعالان سیاسی چپگرای تاریخ معاصر ایران بود.
او سُراینده منظومه «آرش کمانگیر» نخستین منظومه حماسی نیمایی است و وی یکی از شاگردان نیمایوشیج بود که بهسبک شعر او وفادار ماند. از جمله مجموعه شعرهای بهجای مانده از کسرایی میتوان به مجموعه شعر آوا، مهره سرخ، در هوای مرغ آمین، هدیه برای خاک، تراشههای تبر، خانگی، با دماوند خاموش و خون سیاوش اشاره کرد.
روابط اجتماعی گسترده، مصاحبت و همیاری از خصوصیات زندگی او بود. در بین چهرههای ادبی، هوشنگ ابتهاج، احمدرضا احمدی، محمود اعتماد زاده (م. ا. به آذین) ایرج افشار، فروغ فرخزاد، مرتضی کیوان، شاهرخ مسکوب، فریدون مشیری، نادر نادرپور، نیمایوشیج و ابراهیم یونسی از نزدیکان او بودند.
وی از اوایل دهه ۱۳۴۰ تا اوایل دهه ۱۳۶۰ تقریبا هر روز، در دفتر و در منزلش محیطی باز برای دورهم آیی فراهم بود.
کسرایی در زمستان سال ۱۳۶۱ به همراه خانوادهاش از طریق زاهدان از ایران خارج شد. ابتدا در کابل و سپس در مسکو و پس از فروپاشی شوروی به وین مهاجرت کرد.
وی پس از خروج از ایران و در طول اقامتش در افغانستان، در رادیو زحمتکشان که از شهر کابل پخش میشد، مشغول به فعالیت شد.
او از «نسل چهارم» و از آخرین نسل مهاجران ایرانی به شوروی بود که از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۵ در آنجا زندگی کرد اما از زندگی در شوروی رنج میکشید که تجربه درونی و رنج روحی خود را در سروده «دلم هوای آفتاب میکند» را وصف کرده است.
سیاوش کسرایی در ۶۹ سالگی درگذشت و در «بخش هنرمندان» گورستان مرکزی وین به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی
#هوشنگ_ابتهاج
پیوندِ میانِ شعر و موسیقی، پیشینه ای به درازی تاریخِ زندگیِ انسان دارد. نخستین صحبت ها و نجواها و فریادها، بر بالِ نامرعی موسیقی نشسته و از انسانی به انسانی دیگر رسیده است. با همین همنشینی تاریخی ست که موسیقی به مرور، در ژرفای واژه ها نشسته و آنها را به قامت زیبای شعر درآورده است.
از سوی دیگر شعر نیز، با ضرب آهنگ های موسیقایی، به پرواز درآمده و به سیرِ آفاق و اَنفُس رفته است. این ضرب آهنگ ها، همان اوزانِ عروضی است که محصولِ پیوند زیربنایی میانِ کلام و موسیقی در زبانِ فارسی و ساختارِ اصلی شعر را می سازد. اما جدا از این وزن های ثابت، کلام و موسیقی همواره در جستجوی پیوندهای دیگری در شکل های ممکنِ دیگر بوده اند، شکل های منثور با وزن های پنهان و یا در جستجوی وزن های تازه ای که پس از پیوندِ دوباره و روبنایی با موسیقی پیدا می کنند. در اینگونه پیوندها موسیقی، دستِ بالا را دارد و کلام باید از آن پیروی کند. یعنی ترانه سرایان باید خود را با موسیقی نویسان هماهنگ سازند.
اما نوعِ دشوارتری از این پیوندزنی های دوباره نیز وجود دارد و آن، پوشاندنِ موسیقی تازه بر قامتِ دل آرای شعری که خود، سرشار از موسیقی است. نهادنِ آهنگ بر شعری که با وزن و قافیه به کمالِ هستیِ خود دست یافته است. در اینجاست که آهنگ سازان، می توانند جداً توانایی های ذهنی خود را بیازمایند. در گذشته، غزلی که خواننده می خواند، آنچنان بر موسیقیِ همراه، سیطره پیدا می کرد، که آن را به دنبالِ موسیقی پرجاذبه ی درون خود می کشید. اما در این چند دهه ی اخیر، بوده اند، نوآورانی که کوشیده اند در رویارویی با شعرِ والای سنتی ایران، استقلال موسیقی خود را حفظ کنند و نوآورانی نیز بوده اند که حتی شعرِ نوی فارسی را نیز به میدان درآورده و موسیقی خود را با اوزانِ «نیمایی»، هماهنگ ساخته اند.
"هوشنگ ابتهاج" (ه.الف.سایه)، شاعرِ نام آورِ فرزانه ی کشورمان که در سالهای پیش از انقلابِ۵۷، سرپرستی اداره ی موسیقی رادیو ایران را برعهده داشت، برخی از آهنگ سازان را به نهادنِ آهنگ هایی درخور، بر روی شعرِ نو و کهنِ ایران برانگیخت و حاصلِ کار و کوشش آنها را، در برنامه ی گلچین هفته انتشار داد. اما "سایه" خود، شاعری ست آرمان خواه و موسیقی شناس و آگاه به ردیفِ موسیقی دستگاهی ایرانی، که سال ها در راستای پیوند شعر و موسیقی اصیل و سنتی ایران کار کرده است.
در میان شاعرانِ نوآور، چند تنی به عرصه ترانهپردازی نیز روی آوردهاند و جداً هم موفق بوده و اعتباری تازه برای ترانههای اعتراضی نیز، فراهم ساختهاند که نامدارترین آنها عبارتاند از: "هوشنگ ابتهاج"، "سیاوش کسرایی" و "فریدون مشیری" و...می باشند. "ابتهاج" در ترانه نیز در جستوجوی همان کمالِ مطلوبِ آرمانیاش بوده که همواره در شعر نیز آن را دنبال میکند. "سایه" در ادبیات و شعر، قلمی توانمند داشت اما شهرتش زمانی به اوجِ خود رسید که مسئولیتِ بخشِ موسیقی رادیو ایران را در سالِ ۱۳۵۱ بر عهده گرفت.
بر هنرمندان و هنردوستان، پوشیده نیست که برنامه ی «فاخر گلها»، نقطه عطفی در تاریخِ فرهنگ و ادبِ پارسی به شمار رفته و در شناساندنِ ارزشِ والایِ شعر و شاعران و موسیقی و موسیقیدانان به جامعه ایرانی، تاثیری سِتُرگ داشته است. تا آن زمان به دلیل حساسیتهای دینی_اجتماعیِ حاکم بر جامعه در مقابلِ شعر و آهنگ و موسیقی، این هنر در خفا و پشتِ درهای بسته تمرین می شد.
حتی هنگامی هم که موسیقی در مناسبت های خاص در ملأ عام، نواخته و اجرا می شد، موسیقیدانان را هم شأن و هم مرتبۀ مطربان می دانستند و کسی به ارزش و جایگاه هنری آنان واقف نبود. برنامه ی «گلها»، با بهبودِ منزلتِ اجتماعی اهلِ موسیقی، که تا آن زمان به عنوان «مطرب» تحقیر می شدند، پذیرفتنِ خوانندگانِ زن که تا آن زمان به سختی در زمره ی هنرمند محسوب می شدند، معرفی شاعران زنِ تاریخِ ایران که در محافل عمومی معمول نبود و بردن شعر و ترانه به خانه های ایرانیان که با رادیو ممکن شد و در جامعه ی آن روز که اکثراً بیسواد بودند، تاثیری ژرف گذاشت، علاوه بر همه اینها، باعثِ تحولی ویژه در موسیقی ایرانی گردید و باعثِ ظهورِ انقلابی نوکلاسیک، میانِ موسیقیدانان نیز شد که در طی آن بسیاری از اشعارِ مشهورِ شاعرانِ عهدِ قاجار، همچون "عارف قزوینی"، "شیدا" و "درویش خان"، بازبینی و توسط هنرمندانِ تازه، دوباره اجرا گردید.
این برنامه ها همچنین منجر به کشف دوبارۀ ژانرهای اصیل موسیقی ایرانی شد. اولین برنامه گلهای رادیو ایران در سال ۱۳۳۵ به ابتکار زنده یاد "داوود پیرنیا" به مدت ده دقیقه و با همکاری هنرمندان "احمد عبادی"، "علی تجویدی" و "عبدالعلی وزیری" ضبط و پخش شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی
#هوشنگ_ابتهاج
پیوندِ میانِ شعر و موسیقی، پیشینه ای به درازی تاریخِ زندگیِ انسان دارد. نخستین صحبت ها و نجواها و فریادها، بر بالِ نامرعی موسیقی نشسته و از انسانی به انسانی دیگر رسیده است. با همین همنشینی تاریخی ست که موسیقی به مرور، در ژرفای واژه ها نشسته و آنها را به قامت زیبای شعر درآورده است.
از سوی دیگر شعر نیز، با ضرب آهنگ های موسیقایی، به پرواز درآمده و به سیرِ آفاق و اَنفُس رفته است. این ضرب آهنگ ها، همان اوزانِ عروضی است که محصولِ پیوند زیربنایی میانِ کلام و موسیقی در زبانِ فارسی و ساختارِ اصلی شعر را می سازد. اما جدا از این وزن های ثابت، کلام و موسیقی همواره در جستجوی پیوندهای دیگری در شکل های ممکنِ دیگر بوده اند، شکل های منثور با وزن های پنهان و یا در جستجوی وزن های تازه ای که پس از پیوندِ دوباره و روبنایی با موسیقی پیدا می کنند. در اینگونه پیوندها موسیقی، دستِ بالا را دارد و کلام باید از آن پیروی کند. یعنی ترانه سرایان باید خود را با موسیقی نویسان هماهنگ سازند.
اما نوعِ دشوارتری از این پیوندزنی های دوباره نیز وجود دارد و آن، پوشاندنِ موسیقی تازه بر قامتِ دل آرای شعری که خود، سرشار از موسیقی است. نهادنِ آهنگ بر شعری که با وزن و قافیه به کمالِ هستیِ خود دست یافته است. در اینجاست که آهنگ سازان، می توانند جداً توانایی های ذهنی خود را بیازمایند. در گذشته، غزلی که خواننده می خواند، آنچنان بر موسیقیِ همراه، سیطره پیدا می کرد، که آن را به دنبالِ موسیقی پرجاذبه ی درون خود می کشید. اما در این چند دهه ی اخیر، بوده اند، نوآورانی که کوشیده اند در رویارویی با شعرِ والای سنتی ایران، استقلال موسیقی خود را حفظ کنند و نوآورانی نیز بوده اند که حتی شعرِ نوی فارسی را نیز به میدان درآورده و موسیقی خود را با اوزانِ «نیمایی»، هماهنگ ساخته اند.
"هوشنگ ابتهاج" (ه.الف.سایه)، شاعرِ نام آورِ فرزانه ی کشورمان که در سالهای پیش از انقلابِ۵۷، سرپرستی اداره ی موسیقی رادیو ایران را برعهده داشت، برخی از آهنگ سازان را به نهادنِ آهنگ هایی درخور، بر روی شعرِ نو و کهنِ ایران برانگیخت و حاصلِ کار و کوشش آنها را، در برنامه ی گلچین هفته انتشار داد. اما "سایه" خود، شاعری ست آرمان خواه و موسیقی شناس و آگاه به ردیفِ موسیقی دستگاهی ایرانی، که سال ها در راستای پیوند شعر و موسیقی اصیل و سنتی ایران کار کرده است.
در میان شاعرانِ نوآور، چند تنی به عرصه ترانهپردازی نیز روی آوردهاند و جداً هم موفق بوده و اعتباری تازه برای ترانههای اعتراضی نیز، فراهم ساختهاند که نامدارترین آنها عبارتاند از: "هوشنگ ابتهاج"، "سیاوش کسرایی" و "فریدون مشیری" و...می باشند. "ابتهاج" در ترانه نیز در جستوجوی همان کمالِ مطلوبِ آرمانیاش بوده که همواره در شعر نیز آن را دنبال میکند. "سایه" در ادبیات و شعر، قلمی توانمند داشت اما شهرتش زمانی به اوجِ خود رسید که مسئولیتِ بخشِ موسیقی رادیو ایران را در سالِ ۱۳۵۱ بر عهده گرفت.
بر هنرمندان و هنردوستان، پوشیده نیست که برنامه ی «فاخر گلها»، نقطه عطفی در تاریخِ فرهنگ و ادبِ پارسی به شمار رفته و در شناساندنِ ارزشِ والایِ شعر و شاعران و موسیقی و موسیقیدانان به جامعه ایرانی، تاثیری سِتُرگ داشته است. تا آن زمان به دلیل حساسیتهای دینی_اجتماعیِ حاکم بر جامعه در مقابلِ شعر و آهنگ و موسیقی، این هنر در خفا و پشتِ درهای بسته تمرین می شد.
حتی هنگامی هم که موسیقی در مناسبت های خاص در ملأ عام، نواخته و اجرا می شد، موسیقیدانان را هم شأن و هم مرتبۀ مطربان می دانستند و کسی به ارزش و جایگاه هنری آنان واقف نبود. برنامه ی «گلها»، با بهبودِ منزلتِ اجتماعی اهلِ موسیقی، که تا آن زمان به عنوان «مطرب» تحقیر می شدند، پذیرفتنِ خوانندگانِ زن که تا آن زمان به سختی در زمره ی هنرمند محسوب می شدند، معرفی شاعران زنِ تاریخِ ایران که در محافل عمومی معمول نبود و بردن شعر و ترانه به خانه های ایرانیان که با رادیو ممکن شد و در جامعه ی آن روز که اکثراً بیسواد بودند، تاثیری ژرف گذاشت، علاوه بر همه اینها، باعثِ تحولی ویژه در موسیقی ایرانی گردید و باعثِ ظهورِ انقلابی نوکلاسیک، میانِ موسیقیدانان نیز شد که در طی آن بسیاری از اشعارِ مشهورِ شاعرانِ عهدِ قاجار، همچون "عارف قزوینی"، "شیدا" و "درویش خان"، بازبینی و توسط هنرمندانِ تازه، دوباره اجرا گردید.
این برنامه ها همچنین منجر به کشف دوبارۀ ژانرهای اصیل موسیقی ایرانی شد. اولین برنامه گلهای رادیو ایران در سال ۱۳۳۵ به ابتکار زنده یاد "داوود پیرنیا" به مدت ده دقیقه و با همکاری هنرمندان "احمد عبادی"، "علی تجویدی" و "عبدالعلی وزیری" ضبط و پخش شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ اسفند سالروز درگذشت #شادروان_بانو_یاسمین
( زاده ۲۳ بهمن ۱۳۱۳ کازرون -- درگذشته ۱۵ اسفند ۱۳۹۷ تهران ) خواننده
پروانه سلامی با نام هنری یاسمین، خواننده دهه ۱۳۳۰ و اوایل دهه ۱۳۴۰ بود.
بیشتر آهنگهای وی را بزرگ لشکری و ترانههایش را ایرج جنتی عطایی، کریم فکور و دکتر نیر سینا سرودهاند وی با ترانه "آبشار" به شهرت رسید که ترانه سرای آن معینی کرمانشاهی و آهنگسازش بزرگ لشکری بود.
او شاید تنها خواننده زن قدیمی تاریخ موسیقی باشد که با رضایت پدر پا به عرصه هنر گذاشت.
وی همسر پرویز ایزدخواه روزنامهنگار قدیمی مجلات سپیدوسیاه و امید ایران بود که حاصل این ازدواج یک دختر و یک پسر است. بانو یاسمین در اواخر عمر متأسفانه دچار بیماری آلزایمر شده بود.
آهنگ و ترانه دیگر این خواننده که خیلی گل کرد «هر که دیدم یاری داره، پس چرا من ندارم» از ساختههای رشید مرادی بود.
دیگر ترانههای معروفش "سوز دل" با آهنگسازی عباس شاپوری و شعر فریدون مشیری، آهنگ "در کوی دوست" آهنگساز یوسف زمانی و ترانهسرا پرویز وکیلی
"صحرانشین" آهنگساز بزرگ لشکری و ترانه محلی و ترانههای "بهار" و "گلفروش" و ترانههایی برای فیلم سینمایی ساحل، از آثار و یادگارهای اوست.
بانو یاسمین در ۸۴ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ اسفند سالروز درگذشت #شادروان_بانو_یاسمین
( زاده ۲۳ بهمن ۱۳۱۳ کازرون -- درگذشته ۱۵ اسفند ۱۳۹۷ تهران ) خواننده
پروانه سلامی با نام هنری یاسمین، خواننده دهه ۱۳۳۰ و اوایل دهه ۱۳۴۰ بود.
بیشتر آهنگهای وی را بزرگ لشکری و ترانههایش را ایرج جنتی عطایی، کریم فکور و دکتر نیر سینا سرودهاند وی با ترانه "آبشار" به شهرت رسید که ترانه سرای آن معینی کرمانشاهی و آهنگسازش بزرگ لشکری بود.
او شاید تنها خواننده زن قدیمی تاریخ موسیقی باشد که با رضایت پدر پا به عرصه هنر گذاشت.
وی همسر پرویز ایزدخواه روزنامهنگار قدیمی مجلات سپیدوسیاه و امید ایران بود که حاصل این ازدواج یک دختر و یک پسر است. بانو یاسمین در اواخر عمر متأسفانه دچار بیماری آلزایمر شده بود.
آهنگ و ترانه دیگر این خواننده که خیلی گل کرد «هر که دیدم یاری داره، پس چرا من ندارم» از ساختههای رشید مرادی بود.
دیگر ترانههای معروفش "سوز دل" با آهنگسازی عباس شاپوری و شعر فریدون مشیری، آهنگ "در کوی دوست" آهنگساز یوسف زمانی و ترانهسرا پرویز وکیلی
"صحرانشین" آهنگساز بزرگ لشکری و ترانه محلی و ترانههای "بهار" و "گلفروش" و ترانههایی برای فیلم سینمایی ساحل، از آثار و یادگارهای اوست.
بانو یاسمین در ۸۴ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۰ اسفند زادروز #شادروان_نوذر_پرنگ
( زاده ۲۰ اسفند ۱۳۱۶ تهران -- درگذشته ۲۲ امرداد ۱۳۸۵ تهران ) شاعر و ترانهسرا
پرنگ، نامش بیشتر به خاطر سرودن شعر ترانه مشهور «تولد، تولد، تولدت مبارک!...» شنیده میشود، امّا نزد علاقهمندان به شعر و ادبیات فارسی، به خاطر غزلیات بسیار زیبا و دلپذیری است که با در هم آمیختن مضامین تازه با مفاهیم کلاسیک سرودهاست.
او همچنین با مبانی زبانشناسی و ریشهشناسی واژه آشنائی کامل داشت و در زمینه زبانهای باستانی و زبان پهلوی و اوستایی در آمریکا تحصیل کرده بود.
وی سرودن شعر را از دوران دبیرستان آغاز کرد و کمکم برخی از اشعارش را برای صفحات ادبی نشریات فرستاد. شعرهای او که به زودی شهرت و محبوبیت برای او به ارمغان آورد، نخستین بار در روزنامههای آن زمان و بعدها در صفحه ادبی هفتهنامه روشنفکر که «ترانههای بهشتی» نام داشت و فریدون مشیری این صفحه را اداره میکرد، چاپ شد.
در دهههای ۱۳۳۰ و ۴۰ شعرهایش علاوه بر نشریه روشنفکر در ماهنامه سخن نیز چاپ میشد و خوانندگان بسیار داشت. او میخواست تنها به نام نوذر پرنگ نامیده شود. در نوجوانی و برای طبعآزمایی، وی ترانهسرایی برای خوانندگان مرد و زن رادیو را آغاز کرد و برای خوانندگانی همچون ویگن، پوران، الهه، منوچهر، گوگوش، مهتاب و دیگر هنرمندان، بیش از یکصد ترانه سرود که معروفترین آنها ترانه بسیار مشهور تولدت مبارک "با آهنگی از انوشیروان روحانی که نخستین بار توسط ویگن اجرا شد" «غروبا که میشه روشن چراغا» با آهنگ و صدای منوچهر، اسب سُم طلا "با آهنگ عطاءاله خرم و صدای ویگن" است.
او در سرودن شعرهای کلاسیک "غزل، مثنوی" به اعتقاد صاحبنظران سبک منحصر به فرد خود را داشت که از ویژگیهای این سبک پیوند مضامین معاصر با سبکهای عراقی و هندی است. وی همچنین از دوران جوانی خویش آشنایی نزدیکی با "نیمایوشیج" پیدا کرد و با او رفتوآمد داشت که همین آشنایی موجب شد که وی در عرصه شعرنو نیز به طبعآزمایی بپردازد.
او در سال ۱۳۴۹ به دعوت برادرش راهی آمریکا شد و در آنجا نخست به تحصیل در رشته ادبیات پرداخت و سپس در دانشگاه رایس در حوزه ادبیات تطبیقی و زبانشناسی باستان نیز تحصیل کرد.
حد فاصل سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷ موفقترین سالهای زندگی هنری و ادبی وی بود، چرا که او بهترین و زیباترین شعرهایش را در همین سالها سرود و در ماهنامه سخن و همینطور هفتهنامههایی همچون روشنفکر، سپید و سیاه، امید ایران، هفتهنامه فردوسی و ماهنامه سخن منتشر شد.
در زمینهٔ اشعار نو و نیمایی او نیز باید گفت شعرهایی که وی به سبک نیما سروده بود، تشویق نیما را برمیانگیخت و مورد توجه او قرار میگرفت.
تیزبینی حیرتانگیز و گرایشهای پوچگرایانه و نهیلیستی، از ویژگیهای شاخص اشعار نیمائیِ اوست.
نوذر پرنگ در ۶۹ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۲۰ اسفند زادروز #شادروان_نوذر_پرنگ
( زاده ۲۰ اسفند ۱۳۱۶ تهران -- درگذشته ۲۲ امرداد ۱۳۸۵ تهران ) شاعر و ترانهسرا
پرنگ، نامش بیشتر به خاطر سرودن شعر ترانه مشهور «تولد، تولد، تولدت مبارک!...» شنیده میشود، امّا نزد علاقهمندان به شعر و ادبیات فارسی، به خاطر غزلیات بسیار زیبا و دلپذیری است که با در هم آمیختن مضامین تازه با مفاهیم کلاسیک سرودهاست.
او همچنین با مبانی زبانشناسی و ریشهشناسی واژه آشنائی کامل داشت و در زمینه زبانهای باستانی و زبان پهلوی و اوستایی در آمریکا تحصیل کرده بود.
وی سرودن شعر را از دوران دبیرستان آغاز کرد و کمکم برخی از اشعارش را برای صفحات ادبی نشریات فرستاد. شعرهای او که به زودی شهرت و محبوبیت برای او به ارمغان آورد، نخستین بار در روزنامههای آن زمان و بعدها در صفحه ادبی هفتهنامه روشنفکر که «ترانههای بهشتی» نام داشت و فریدون مشیری این صفحه را اداره میکرد، چاپ شد.
در دهههای ۱۳۳۰ و ۴۰ شعرهایش علاوه بر نشریه روشنفکر در ماهنامه سخن نیز چاپ میشد و خوانندگان بسیار داشت. او میخواست تنها به نام نوذر پرنگ نامیده شود. در نوجوانی و برای طبعآزمایی، وی ترانهسرایی برای خوانندگان مرد و زن رادیو را آغاز کرد و برای خوانندگانی همچون ویگن، پوران، الهه، منوچهر، گوگوش، مهتاب و دیگر هنرمندان، بیش از یکصد ترانه سرود که معروفترین آنها ترانه بسیار مشهور تولدت مبارک "با آهنگی از انوشیروان روحانی که نخستین بار توسط ویگن اجرا شد" «غروبا که میشه روشن چراغا» با آهنگ و صدای منوچهر، اسب سُم طلا "با آهنگ عطاءاله خرم و صدای ویگن" است.
او در سرودن شعرهای کلاسیک "غزل، مثنوی" به اعتقاد صاحبنظران سبک منحصر به فرد خود را داشت که از ویژگیهای این سبک پیوند مضامین معاصر با سبکهای عراقی و هندی است. وی همچنین از دوران جوانی خویش آشنایی نزدیکی با "نیمایوشیج" پیدا کرد و با او رفتوآمد داشت که همین آشنایی موجب شد که وی در عرصه شعرنو نیز به طبعآزمایی بپردازد.
او در سال ۱۳۴۹ به دعوت برادرش راهی آمریکا شد و در آنجا نخست به تحصیل در رشته ادبیات پرداخت و سپس در دانشگاه رایس در حوزه ادبیات تطبیقی و زبانشناسی باستان نیز تحصیل کرد.
حد فاصل سالهای ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷ موفقترین سالهای زندگی هنری و ادبی وی بود، چرا که او بهترین و زیباترین شعرهایش را در همین سالها سرود و در ماهنامه سخن و همینطور هفتهنامههایی همچون روشنفکر، سپید و سیاه، امید ایران، هفتهنامه فردوسی و ماهنامه سخن منتشر شد.
در زمینهٔ اشعار نو و نیمایی او نیز باید گفت شعرهایی که وی به سبک نیما سروده بود، تشویق نیما را برمیانگیخت و مورد توجه او قرار میگرفت.
تیزبینی حیرتانگیز و گرایشهای پوچگرایانه و نهیلیستی، از ویژگیهای شاخص اشعار نیمائیِ اوست.
نوذر پرنگ در ۶۹ سالگی درگذشت و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شرح_عکس
شاهرخ نادری - تورج نگهبان - محمد میرنقیبی - نصرتی - احمد قدکچیان - مرتضایی - اردشیر روحانی - بیژن ترقی - نعمت الله گرجی - فریدون مشیری - نجم آبادی - جمال وفایی - انوشیروان روحانی - ناصر مسعودی - رسولی - ناصر ملک مطیعی - منوچهر همایون پور - علی تجویدی - مجید محسنی - جهانگیر ملک - تقی ظهوری - عدنانی - حسن گلنراقی - على تابش - جواد لشکری - بانو مرضیه - فرهاد فخرالدینی - فضل الله توكل - نجمی مرتضایی
*عکس در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۶۸ در فشم، منزل زنده یاد بانو "مرضیه" توسط آقای "علی خادم" گرفته شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شرح_عکس
شاهرخ نادری - تورج نگهبان - محمد میرنقیبی - نصرتی - احمد قدکچیان - مرتضایی - اردشیر روحانی - بیژن ترقی - نعمت الله گرجی - فریدون مشیری - نجم آبادی - جمال وفایی - انوشیروان روحانی - ناصر مسعودی - رسولی - ناصر ملک مطیعی - منوچهر همایون پور - علی تجویدی - مجید محسنی - جهانگیر ملک - تقی ظهوری - عدنانی - حسن گلنراقی - على تابش - جواد لشکری - بانو مرضیه - فرهاد فخرالدینی - فضل الله توكل - نجمی مرتضایی
*عکس در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۶۸ در فشم، منزل زنده یاد بانو "مرضیه" توسط آقای "علی خادم" گرفته شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی
دماوند از دیرباز یکی از نمادهای مهم ما ایرانیان بوده و در اشعار حماسی، اعتراضی و … جایگاه ویژه ای داشته است.
شعر دماوندیه، شعری معروف از ملک الشعرای بهار است که در خطاب به بلندترین کوه ایران سروده شده است.
اگرچه دماوند بیش از هرجای دیگری در اشعار فردوسی و به ویژه شاهنامه نمود پیدا کرده است، اما دماوندیه را می توان حتی از منظر سیاسی و اجتماعی نیز بررسی کرد. این شعر به نوعی اعتراض به زمانه ای است که شاعر در آن زندگی میکرده و ظلم و خشم فروخورده از بیداد و بی عدالتی آن روزهای ایران را به تصویر میکشد.
نظرات متعددی در خصوص ابیات دماوندیه و تفسیر آنها وجود دارد که ما در این مطلب به نقطه نظرات اسماعیل امینی، شاعر و استاد دانشگاه استناد می کنیم.
شعر دماوندیه محدود به زمان نیست
اگرچه بسیاری معتقدند که دماوندیه نوعی اعتراض به ظلم زمانه شاعر است، اما محدود کردن این شعر به زمان، شاید ظلم به آن باشد. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که بهار، دماوندیه را پس ازسرخوردگیهای سیاسی سروده است. اما نمیتوان در این باره با قاطعیت صحبت کرد. شاید بهتر باشد دماوندیه را نوعی ابراز نارضایتی نسبت به وضعیت معیشتی، اجتماعی و حتی سیاسی تعبیر کرد که در هر زمان و مکانی میتوان به ابیات آن پناه برد.
ساختار شعر دماوندیه ؛ قصیده ای در سوگ از دست رفته ها!
ملک الشعرای بهار، دماوندیه را در قالب قصیده سروده است. اما این قصیده برعکس قالب معمول این نوع شعر، فاقد ابیات تشبیب و تغزل در ابتدای شعر است. بهار از همان آغاز شعر، دماوند را خطاب قرار می دهد و از او میخواهد که همچون گذشته عظمتش را باز پس گرفته و همچون زلزله ای زمین را بلرزاند. درواقع شاعر به نوعی این آتشفشان خاموش را نماد عظمت از دست رفته ایران میداند. دماوند به روایت شاهنامه، محل به بند کشیدن ضحاک ماردوش است و ضحاک تا قیامت آنجاست. باور اساطیری ما چنین است که ضحاک گاهی از دماوند نعره میکشد و در آن صورت، آتشفشان این کوه روشن می شود. در این قصیده ما شاهد مجموعه ای از تلمیحات و اشارات تاریخی و ادبی هستیم که توجه به آنها درک شعر را به مراتب راحت تر می کند.
بهار از خشم فروخورده با دماوند سخن می گوید
میتوان دماوندیه را شعری عاطفی دانست که شاعر در آن خشم خود را بیان می کند. بهار ضمن مخاطب قرار دادن کوه دماوند با عناوینی چون دیو سپید پای دربند یا مشت درشت روزگار، خشم خود را نسبت به وضعیت جامعه عنوان می کند. بهار از دماوند میخواهد که با فوران کردن یا ضربه زدن، وضع جامعه را دگرگون کند. دماوند همواره نماد سربلندی ایران بوده و محمدتقی بهار نیز هوشمندانه از این کوه در شعرش کمک میخواهد.
شعر زبان ناممکن هاست و شاعر در آن با کنایه و ایهام، از جور زمان به دماوند پناه برده و از او کمک میخواهد. ابیاتی همچون «بگرای چو اژدهای گرزه/ بخروش چو شرزه شیر ارغند» یا «ابری بفرست بر سر ری/بارانش ز هول و بیم و آفند/ شکن در دوزخ و برون ریز/ بادافره کفر کافری چند/ ز آنگونه که بر مدینه عاد/ صرصر شرر عدم پراکند…» نمود این خواسته ها هستند. امیدواریم دماوند یا به قول بهار، گنبد گیتی، از آسیب ها و کج اندیشی ها به دور باشد و همواره چون نگینی سر به فلک کشیده، بر پهنه ی کشور عزیزمان بدرخشد.
کدام شاعران برای دماوند شعر گفته اند؟
اگرچه دماوندیه یا شعر مربوط به دماوند را به بیشتر با همین شعر مشهور ملک الشعرای بهار می شناسیم، اما کوه دماوند جایگاهی دیرینه در شعر سخنوران پارسی داشته است. شاعران زیادی کوه دماوند را به اشعار خود دعوت کرده اند و به نوعی از این نماد، در سروده هایشان استفاده کرده اند. دماوند نماد استقامت ایران در برابر ظلم زمانه و رخدادهای تلخ بوده است. حتی می توان ادعا کرد که داستان های اساطیری کشورمان در دماوند ریشه دارند و با این کوه آمیخته شده اند.
اما کدام شاعران بیشتر از دماوند سخن گفته اند؟
حکیم فردوسی در جای جای شاهنامه، سخن از دماوند کرده است. رستم و آرش کمانگیر، پیوندی جدانشدنی با دماوند دارند و دیوان و فرشتگان نیز با این کوه در ارتباط هستند. مولوی بزرگ نیز دماوند را در اشعارش میهمان کرده و به شکل مستقیم و غیر مستقیم، از این نماد بهره جسته است. نظامی دماوند را با عشق و اخلاق پیوند داده و خاقانی و محتشم کاشانی هم از این مسئله بی نصیب نبوده اند. فریدون مشیری، وحشی بافقی، عطار، فروغی بسطامی، پروین اعتصامی و هاتف اصفهانی هم دیگر شاعرانی هستند که به نوعی از کوه دماوند در اشعار خود استفاده کرده اند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#یادداشتهایی_ازسردلتنگی
دماوند از دیرباز یکی از نمادهای مهم ما ایرانیان بوده و در اشعار حماسی، اعتراضی و … جایگاه ویژه ای داشته است.
شعر دماوندیه، شعری معروف از ملک الشعرای بهار است که در خطاب به بلندترین کوه ایران سروده شده است.
اگرچه دماوند بیش از هرجای دیگری در اشعار فردوسی و به ویژه شاهنامه نمود پیدا کرده است، اما دماوندیه را می توان حتی از منظر سیاسی و اجتماعی نیز بررسی کرد. این شعر به نوعی اعتراض به زمانه ای است که شاعر در آن زندگی میکرده و ظلم و خشم فروخورده از بیداد و بی عدالتی آن روزهای ایران را به تصویر میکشد.
نظرات متعددی در خصوص ابیات دماوندیه و تفسیر آنها وجود دارد که ما در این مطلب به نقطه نظرات اسماعیل امینی، شاعر و استاد دانشگاه استناد می کنیم.
شعر دماوندیه محدود به زمان نیست
اگرچه بسیاری معتقدند که دماوندیه نوعی اعتراض به ظلم زمانه شاعر است، اما محدود کردن این شعر به زمان، شاید ظلم به آن باشد. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که بهار، دماوندیه را پس ازسرخوردگیهای سیاسی سروده است. اما نمیتوان در این باره با قاطعیت صحبت کرد. شاید بهتر باشد دماوندیه را نوعی ابراز نارضایتی نسبت به وضعیت معیشتی، اجتماعی و حتی سیاسی تعبیر کرد که در هر زمان و مکانی میتوان به ابیات آن پناه برد.
ساختار شعر دماوندیه ؛ قصیده ای در سوگ از دست رفته ها!
ملک الشعرای بهار، دماوندیه را در قالب قصیده سروده است. اما این قصیده برعکس قالب معمول این نوع شعر، فاقد ابیات تشبیب و تغزل در ابتدای شعر است. بهار از همان آغاز شعر، دماوند را خطاب قرار می دهد و از او میخواهد که همچون گذشته عظمتش را باز پس گرفته و همچون زلزله ای زمین را بلرزاند. درواقع شاعر به نوعی این آتشفشان خاموش را نماد عظمت از دست رفته ایران میداند. دماوند به روایت شاهنامه، محل به بند کشیدن ضحاک ماردوش است و ضحاک تا قیامت آنجاست. باور اساطیری ما چنین است که ضحاک گاهی از دماوند نعره میکشد و در آن صورت، آتشفشان این کوه روشن می شود. در این قصیده ما شاهد مجموعه ای از تلمیحات و اشارات تاریخی و ادبی هستیم که توجه به آنها درک شعر را به مراتب راحت تر می کند.
بهار از خشم فروخورده با دماوند سخن می گوید
میتوان دماوندیه را شعری عاطفی دانست که شاعر در آن خشم خود را بیان می کند. بهار ضمن مخاطب قرار دادن کوه دماوند با عناوینی چون دیو سپید پای دربند یا مشت درشت روزگار، خشم خود را نسبت به وضعیت جامعه عنوان می کند. بهار از دماوند میخواهد که با فوران کردن یا ضربه زدن، وضع جامعه را دگرگون کند. دماوند همواره نماد سربلندی ایران بوده و محمدتقی بهار نیز هوشمندانه از این کوه در شعرش کمک میخواهد.
شعر زبان ناممکن هاست و شاعر در آن با کنایه و ایهام، از جور زمان به دماوند پناه برده و از او کمک میخواهد. ابیاتی همچون «بگرای چو اژدهای گرزه/ بخروش چو شرزه شیر ارغند» یا «ابری بفرست بر سر ری/بارانش ز هول و بیم و آفند/ شکن در دوزخ و برون ریز/ بادافره کفر کافری چند/ ز آنگونه که بر مدینه عاد/ صرصر شرر عدم پراکند…» نمود این خواسته ها هستند. امیدواریم دماوند یا به قول بهار، گنبد گیتی، از آسیب ها و کج اندیشی ها به دور باشد و همواره چون نگینی سر به فلک کشیده، بر پهنه ی کشور عزیزمان بدرخشد.
کدام شاعران برای دماوند شعر گفته اند؟
اگرچه دماوندیه یا شعر مربوط به دماوند را به بیشتر با همین شعر مشهور ملک الشعرای بهار می شناسیم، اما کوه دماوند جایگاهی دیرینه در شعر سخنوران پارسی داشته است. شاعران زیادی کوه دماوند را به اشعار خود دعوت کرده اند و به نوعی از این نماد، در سروده هایشان استفاده کرده اند. دماوند نماد استقامت ایران در برابر ظلم زمانه و رخدادهای تلخ بوده است. حتی می توان ادعا کرد که داستان های اساطیری کشورمان در دماوند ریشه دارند و با این کوه آمیخته شده اند.
اما کدام شاعران بیشتر از دماوند سخن گفته اند؟
حکیم فردوسی در جای جای شاهنامه، سخن از دماوند کرده است. رستم و آرش کمانگیر، پیوندی جدانشدنی با دماوند دارند و دیوان و فرشتگان نیز با این کوه در ارتباط هستند. مولوی بزرگ نیز دماوند را در اشعارش میهمان کرده و به شکل مستقیم و غیر مستقیم، از این نماد بهره جسته است. نظامی دماوند را با عشق و اخلاق پیوند داده و خاقانی و محتشم کاشانی هم از این مسئله بی نصیب نبوده اند. فریدون مشیری، وحشی بافقی، عطار، فروغی بسطامی، پروین اعتصامی و هاتف اصفهانی هم دیگر شاعرانی هستند که به نوعی از کوه دماوند در اشعار خود استفاده کرده اند.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#عکس_زیبا
#یادمان
#بانو_مرضیه
#موسیقی_ایرانی🎼
شاهرخ نادری - تورج نگهبان - محمد میرنقیبی - نصرتی - احمد قدکچیان - مرتضایی - اردشیر روحانی - بیژن ترقی - نعمت الله گرجی - فریدون مشیری - نجم آبادی - جمال وفایی - انوشیروان روحانی - ناصر مسعودی - رسولی - ناصر ملک مطیعی - منوچهر همایون پور - علی تجویدی - مجید محسنی - جهانگیر ملک - تقی ظهوری - عدنانی - حسن گلنراقی - على تابش - جواد لشکری - بانو مرضیه - فرهاد فخرالدینی - فضل الله توكل - نجمی مرتضایی
#این_عکس در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۶۸ در فشم، منزل زنده یاد بانو "مرضیه" توسط آقای "علی خادم" گرفته شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#عکس_زیبا
#یادمان
#بانو_مرضیه
#موسیقی_ایرانی🎼
شاهرخ نادری - تورج نگهبان - محمد میرنقیبی - نصرتی - احمد قدکچیان - مرتضایی - اردشیر روحانی - بیژن ترقی - نعمت الله گرجی - فریدون مشیری - نجم آبادی - جمال وفایی - انوشیروان روحانی - ناصر مسعودی - رسولی - ناصر ملک مطیعی - منوچهر همایون پور - علی تجویدی - مجید محسنی - جهانگیر ملک - تقی ظهوری - عدنانی - حسن گلنراقی - على تابش - جواد لشکری - بانو مرضیه - فرهاد فخرالدینی - فضل الله توكل - نجمی مرتضایی
#این_عکس در تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۶۸ در فشم، منزل زنده یاد بانو "مرضیه" توسط آقای "علی خادم" گرفته شده است.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#صدیق_تعریف 🎼
جناب "صدیق تعریف" ردیفدان و خواننده سنتی ایرانی، در دوران فعالیتِ هنری اش با هنرمندان سرشناس بسیاری از جمله زنده یاد "محمدرضا لطفی" (در آلبوم چاووش ۱۰ به یاد طاهرزاده)، شادروان "جلال ذوالفنون" (آلبوم شیدایی)، "حسین علیزاده"، "فرهاد فخرالدینی" و "حسین یوسفزمانی" همکاری داشته است. از میان شاگردان او نیز میتوان به "سالار عقیلی" اشاره کرد. وی تصنیفهای بسیار زیبایی را تاکنون اجرا کرده که از میان آنها میتوان به تصنیف «از نگاه یاران» همراه با شعری از "فریدون مشیری" همراه در آلبوم «شیدایی» اشاره کرد.
اولین اثر وی، «به یاد طاهرزاده» یا همان «چاووش ۱۰» شناخته میشد، که توسط گروه شیدا و عارف به سرپرستی استاد "محمدرضا لطفی" اجرا شده است. به گفته خودش، از دوران دبیرستان در تئاترهای دانشآموزی بازی میکرد و پشت صحنه یا روی صحنه آواز نیز میخواند و معمولاً از خوانندگانی چون "ایرج" یا "گلپایگانی"، تقلید میکرد. در سال ۱۳۵۴ به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران راه یافت و در سال ۱۳۵۹ در رشته هنرهای نمایشی فارغالتحصیل شد. از جمله اساتید وی در دانشکده میتوان به"بهرام بیضایی"، "هوشنگ گلشیری"، "شمیم بهار"، "گلی ترقی"، "میرفندرفسکی"، "حمید سمندریان" و "داریوش آشوری" اشاره کرد. اولین اثر او به «یاد استاد طاهرزاده» یا همان چاووش ۱۰ شناخته شده، که توسط گروه شیدا و عارف به سرپرستی شادروان "محمدرضا لطفی" اجرا شده است.
خودِ جنابِ تعریف در یکی از مصاحبههایش پس از مرگ استاد "محمدرضا لطفی" گفته بود که: «در سال ۱۳۶۳، "لطفی" مرا برای همکاری دعوت کرد و «دستم بگرفت و پا به پا برد» و آن کار سنگین و سترگ به یاد "طاهرزاده" را با دقت و صبوری و عشق به من آموخت. "صدیق تعریف"، در این مصاحبه استاد "محمدرضا لطفی" را مصداق یک استاد کامل نامید. این اثر ابتدا توسط کانون چاووش منتشر شده بود و در فهرست مجموعه ۱۲ آلبوم چاووش قرار داشت و امروزه توسط مؤسسه فرهنگی و هنری آوای شیدا زیر نظر استاد "محمدرضا لطفی" بازنشر شده است.
جنابِ "تعریف"، در بدو ورود به دانشگاه از طریق "جلیل عندلیبی" به استاد برجسته ی آواز، "محمود کریمی" معرفی شد و از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ نزد وی به فراگیری آواز پرداخت. همچنین از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ نزد "رضوی سروستانی" با مکتب و شیوه آوازی "حسین طاهرزاده" به "روایت نورعلی خان برومند" آشنا شد. پس از آن در سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۴ در کانون چاووش به یاری "نصرالله ناصح پور" با شیوه و سبک آوازی زنده یاد "عبدالله دوامی" آشنا گردید. وی در سال ۱۳۶۴ چند تصنیف کوتاه بر روی «رباعیات ابوعلی سینا» در سریال ابن سینا با آهنگ سازی "فرهاد فخرالدینی" اجرا کرد. از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ قطعات و تصنیفهای استادان قدیمیرا در محضر زنده نام "علی اصغر بهاری" فرا گرفت. در همین زمان از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۳ نزد "مجید کیانی" با مکاتب و شیوههای آوازی قدیمی ایران آشنا شد و از سال ۱۳۷۲ تا سال ۱۳۷۵ نیز از محضر "رجب امیریفلاح" بهره برد. "تعریف" از سال ۱۳۶۴ تا هم اکنون تدریس و تعلیم آواز ایرانی میکند. همچنین از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ در دانشکده تئاتر و سینمای دانشگاه سوره و دانشکده موسیقی دانشگاه هنر نیز به تدریس موسیقی و آواز پرداخت.
از مهم ترین آثارش می توان از، به یاد طاهرزاده (چاووش ۱۰) ۱۳۶۳محمدرضا لطفی گروههای شیدا و عارف | بوعلی سینا ۱۳۶۴ فرهاد فخرالدینی | آثاری از حسین دهلوی ۱۳۶۴، گلگشت ۱۳۶۷ پشنگ کامکار، امیر جاهد | شیدایی ۱۳۶۹ جلال ذوالفنون، پشنگ کامکار، صدیق تعریف | فراق ۱۳۷۱ پشنگ کامکار، علی اکبر شیدا | شور دشت ۱۳۷۲| امام علی(ع) ۱۳۷۵ فرهاد فخرالدینی | آبگینه ۱۳۷۶گروه همنوازان | ماه بانو ۱۳۷۸رضا محجوبی، ابوالحسن صبا، عارف قزوینی، مرتضی نیداود، علی اصغر بهاری، اردشیر کامکار، کیوان ساکت، ارژنگ کامکار | کردانه ۱۳۸۲| ماه عروس ۱۳۸۴|خیالانگیز ۱۳۸۸|مهتاب ۱۳۸۹حسین یوسفزمانی ارکستر سمفونیک| عارف شیدا (آلبوم) عارف شیدا ۱۳۹۴ و... نام برد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#موسیقی_ایرانی 🎼
#صدیق_تعریف 🎼
جناب "صدیق تعریف" ردیفدان و خواننده سنتی ایرانی، در دوران فعالیتِ هنری اش با هنرمندان سرشناس بسیاری از جمله زنده یاد "محمدرضا لطفی" (در آلبوم چاووش ۱۰ به یاد طاهرزاده)، شادروان "جلال ذوالفنون" (آلبوم شیدایی)، "حسین علیزاده"، "فرهاد فخرالدینی" و "حسین یوسفزمانی" همکاری داشته است. از میان شاگردان او نیز میتوان به "سالار عقیلی" اشاره کرد. وی تصنیفهای بسیار زیبایی را تاکنون اجرا کرده که از میان آنها میتوان به تصنیف «از نگاه یاران» همراه با شعری از "فریدون مشیری" همراه در آلبوم «شیدایی» اشاره کرد.
اولین اثر وی، «به یاد طاهرزاده» یا همان «چاووش ۱۰» شناخته میشد، که توسط گروه شیدا و عارف به سرپرستی استاد "محمدرضا لطفی" اجرا شده است. به گفته خودش، از دوران دبیرستان در تئاترهای دانشآموزی بازی میکرد و پشت صحنه یا روی صحنه آواز نیز میخواند و معمولاً از خوانندگانی چون "ایرج" یا "گلپایگانی"، تقلید میکرد. در سال ۱۳۵۴ به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران راه یافت و در سال ۱۳۵۹ در رشته هنرهای نمایشی فارغالتحصیل شد. از جمله اساتید وی در دانشکده میتوان به"بهرام بیضایی"، "هوشنگ گلشیری"، "شمیم بهار"، "گلی ترقی"، "میرفندرفسکی"، "حمید سمندریان" و "داریوش آشوری" اشاره کرد. اولین اثر او به «یاد استاد طاهرزاده» یا همان چاووش ۱۰ شناخته شده، که توسط گروه شیدا و عارف به سرپرستی شادروان "محمدرضا لطفی" اجرا شده است.
خودِ جنابِ تعریف در یکی از مصاحبههایش پس از مرگ استاد "محمدرضا لطفی" گفته بود که: «در سال ۱۳۶۳، "لطفی" مرا برای همکاری دعوت کرد و «دستم بگرفت و پا به پا برد» و آن کار سنگین و سترگ به یاد "طاهرزاده" را با دقت و صبوری و عشق به من آموخت. "صدیق تعریف"، در این مصاحبه استاد "محمدرضا لطفی" را مصداق یک استاد کامل نامید. این اثر ابتدا توسط کانون چاووش منتشر شده بود و در فهرست مجموعه ۱۲ آلبوم چاووش قرار داشت و امروزه توسط مؤسسه فرهنگی و هنری آوای شیدا زیر نظر استاد "محمدرضا لطفی" بازنشر شده است.
جنابِ "تعریف"، در بدو ورود به دانشگاه از طریق "جلیل عندلیبی" به استاد برجسته ی آواز، "محمود کریمی" معرفی شد و از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۶ نزد وی به فراگیری آواز پرداخت. همچنین از سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ نزد "رضوی سروستانی" با مکتب و شیوه آوازی "حسین طاهرزاده" به "روایت نورعلی خان برومند" آشنا شد. پس از آن در سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۴ در کانون چاووش به یاری "نصرالله ناصح پور" با شیوه و سبک آوازی زنده یاد "عبدالله دوامی" آشنا گردید. وی در سال ۱۳۶۴ چند تصنیف کوتاه بر روی «رباعیات ابوعلی سینا» در سریال ابن سینا با آهنگ سازی "فرهاد فخرالدینی" اجرا کرد. از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ قطعات و تصنیفهای استادان قدیمیرا در محضر زنده نام "علی اصغر بهاری" فرا گرفت. در همین زمان از سال ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۳ نزد "مجید کیانی" با مکاتب و شیوههای آوازی قدیمی ایران آشنا شد و از سال ۱۳۷۲ تا سال ۱۳۷۵ نیز از محضر "رجب امیریفلاح" بهره برد. "تعریف" از سال ۱۳۶۴ تا هم اکنون تدریس و تعلیم آواز ایرانی میکند. همچنین از سال ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۳ در دانشکده تئاتر و سینمای دانشگاه سوره و دانشکده موسیقی دانشگاه هنر نیز به تدریس موسیقی و آواز پرداخت.
از مهم ترین آثارش می توان از، به یاد طاهرزاده (چاووش ۱۰) ۱۳۶۳محمدرضا لطفی گروههای شیدا و عارف | بوعلی سینا ۱۳۶۴ فرهاد فخرالدینی | آثاری از حسین دهلوی ۱۳۶۴، گلگشت ۱۳۶۷ پشنگ کامکار، امیر جاهد | شیدایی ۱۳۶۹ جلال ذوالفنون، پشنگ کامکار، صدیق تعریف | فراق ۱۳۷۱ پشنگ کامکار، علی اکبر شیدا | شور دشت ۱۳۷۲| امام علی(ع) ۱۳۷۵ فرهاد فخرالدینی | آبگینه ۱۳۷۶گروه همنوازان | ماه بانو ۱۳۷۸رضا محجوبی، ابوالحسن صبا، عارف قزوینی، مرتضی نیداود، علی اصغر بهاری، اردشیر کامکار، کیوان ساکت، ارژنگ کامکار | کردانه ۱۳۸۲| ماه عروس ۱۳۸۴|خیالانگیز ۱۳۸۸|مهتاب ۱۳۸۹حسین یوسفزمانی ارکستر سمفونیک| عارف شیدا (آلبوم) عارف شیدا ۱۳۹۴ و... نام برد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
در کویری سوت و کور
در میان مردمی
با این مصیبتها صبور
صحبت از
مرگ محبت
مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است
✿#_فریدون_مشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
در کویری سوت و کور
در میان مردمی
با این مصیبتها صبور
صحبت از
مرگ محبت
مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است
✿#_فریدون_مشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
به خنده گفتی :
تنها نبینمت
گفتم :
غم تو مانده و
شب های بی کران با من ...
✿#_فریدون_مشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_چـــکـــامـــه_پـــارســـی🎵
به خنده گفتی :
تنها نبینمت
گفتم :
غم تو مانده و
شب های بی کران با من ...
✿#_فریدون_مشیری
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity