🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ آبان سالروز درگذشت #حسین_همدانیان
( زاده سال ۱۲۰۳ تهران -- درگذشته ۱۶ آبان ۱۳۷۸ تهران ) نوازنده و خواننده
حسین همدانیان، نوازنده تنبک و خواننده آواز و تصنیف بود. او پس از شاگردی نزد حسین تهرانی به ارکسترهای معروف راه یافت و از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۵۵ در موسیقی ایرانی فعال بود. همدانیان از اولین تنبک نوازانی بود که از ابتدای برنامه گلها همکاری خود را با این برنامه شروع کرد و این همکاری ده سال ادامه داشت. در این برنامه ها او هنر تنبک نوازی خود و مهارت در همراهی با ارکستر گلها را نشان داد و در برنامه گلهای جاویدان هم نام او شنیده می شد.
وی از صدایی توانا و زنگ دار نیز برخوردار بود و به هنر آواز و خواندن تصنیف های قدیمی ( از نوع کلاسیک تا نوع مردم پسند) مهارت بسیار داشت ولی از این توانایی او در برنامه گلها استفاده نشد.
همدانیان اجرا کننده معروف ترین آهنگ ترانه ملی ایرانیان برای عروسی به نام "ای یار مبارک باد" است و پرفروش ترین صفحه ضبط شده در تاریخ موسیقی صدساله ایران به نام او بوده است. در دهه چهل، صفحه گرامافون "ای مشک فروش سر بازار" ایشان فروش فوق العاده ای داشت. از وی حدود ۱۵ صفحه گرامافون باقی مانده است.
همدانیان به دلیل شباهت نام و نام خانوادگی با یکی از تجار بزرگ کشور، نام خود را به خسروی تغییر داد.
او از سال ۱۳۵۵ که از رادیو بازنشسته شد دیگر فعالیتی در موسیقی نداشت و در خانه سالمندان در شرایطی غم انگیز درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ آبان سالروز درگذشت #حسین_همدانیان
( زاده سال ۱۲۰۳ تهران -- درگذشته ۱۶ آبان ۱۳۷۸ تهران ) نوازنده و خواننده
حسین همدانیان، نوازنده تنبک و خواننده آواز و تصنیف بود. او پس از شاگردی نزد حسین تهرانی به ارکسترهای معروف راه یافت و از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۵۵ در موسیقی ایرانی فعال بود. همدانیان از اولین تنبک نوازانی بود که از ابتدای برنامه گلها همکاری خود را با این برنامه شروع کرد و این همکاری ده سال ادامه داشت. در این برنامه ها او هنر تنبک نوازی خود و مهارت در همراهی با ارکستر گلها را نشان داد و در برنامه گلهای جاویدان هم نام او شنیده می شد.
وی از صدایی توانا و زنگ دار نیز برخوردار بود و به هنر آواز و خواندن تصنیف های قدیمی ( از نوع کلاسیک تا نوع مردم پسند) مهارت بسیار داشت ولی از این توانایی او در برنامه گلها استفاده نشد.
همدانیان اجرا کننده معروف ترین آهنگ ترانه ملی ایرانیان برای عروسی به نام "ای یار مبارک باد" است و پرفروش ترین صفحه ضبط شده در تاریخ موسیقی صدساله ایران به نام او بوده است. در دهه چهل، صفحه گرامافون "ای مشک فروش سر بازار" ایشان فروش فوق العاده ای داشت. از وی حدود ۱۵ صفحه گرامافون باقی مانده است.
همدانیان به دلیل شباهت نام و نام خانوادگی با یکی از تجار بزرگ کشور، نام خود را به خسروی تغییر داد.
او از سال ۱۳۵۵ که از رادیو بازنشسته شد دیگر فعالیتی در موسیقی نداشت و در خانه سالمندان در شرایطی غم انگیز درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#روز_بیمه_مبارک_باد
تعیین سالروز برای یک رویداد، حادثه یا پدیده تنها بهمنظور یاد آوری مجدد این رخداد نیست، بلکه با هدف سپاسگزاری از تلاشهای کسانی است که خالصانه زحمت کشیدند تا این رویداد ایجاد و بهعنوان اثری جاودانه در اذهان تداعی شود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
تعیین سالروز برای یک رویداد، حادثه یا پدیده تنها بهمنظور یاد آوری مجدد این رخداد نیست، بلکه با هدف سپاسگزاری از تلاشهای کسانی است که خالصانه زحمت کشیدند تا این رویداد ایجاد و بهعنوان اثری جاودانه در اذهان تداعی شود.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#نقاشی
چندنقاشی دیجیتال ازنقاش ژاپنی#دانویشی #Danvici
🔴#چکامه_پارسی
عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور
تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد
#مولانای_جان🌸🍂
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
چندنقاشی دیجیتال ازنقاش ژاپنی#دانویشی #Danvici
🔴#چکامه_پارسی
عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد
از جا و مکان رستی آن جات مبارک باد
از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور
تا ملک ملک گویند تنهات مبارک باد
#مولانای_جان🌸🍂
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ بهمن سالروز درگذشت #اسداله_ملک
( زاده ۱۴ امرداد ۱۳۲۰ تهران -- درگذشته ۹ بهمن ۱۳۸۰ تهران) آهنگساز و نوازنده ویلون و کمانچه
اسداله ملک در محله «دروازه دولت» تهران و در یک خانواده لشت نشایی به دنیا آمد. در کودکی و نوجوانی حدود سه سال شاگرد ابوالحسن صبا بود و به زودی جزو شاگردان خاص ایشان شد. ملک همچنین شاگرد استادانی چون روح اله خالقی، هنگ آفرین و علی محمد خادم میثاق و... بود و به تکمیل آموختههای خویش و تجربه اندوزی نیز مشغول بود. در همان سالها خالقی او را در ارکستر انجمن ملی موسیقی که توسط خود ایشان اداره میشد پذیرفت و بدین ترتیب راه بزرگی به روی پیشرفت و شکوفایی او باز شد. بعد از آن سالها از هنرستان موسیقی فارغ التحصیل و سپس موفق به دریافت لیسانس موسیقی از دانشگاه هنرهای زیبا شد.
آغاز فعالیتهای او در رادیو مربوط میشود به سال ۱۳۳۷ که در آن سال با ساختن قطعه «گریه لیلی» در مایه دشتی با کوک مخصوص (ر - می - دو - لا) و قطعه چهارمضرابی در مایه اصفهان با کوک مخصوص(دو-لا-لا- می) و اجرای آنها با ویلون، شهرت فراوان یافت.
آهنگ گریه لیلی مثل آهنگ مبارک باد است و معلوم نیست مال کی هست، اما ملک آمده و آن را رسمی و مدون کرده است. از آن هنگام به بعد او با سبک منحصر به فرد خود در نوازندگی و آهنگسازی درهای بسته بسیاری را برای این موسیقی گشود.
ملک با پشتیبانی خواننده نامدار آن دوران دلکش، به رادیو راه یافت و نخستین آثارش را نیز دلکش با صدای رسایش جاودانه ساخت. از جمله دیگر خوانندگانی که ملک با آنها همکاری داشتند میتوان به حمیرا، گلپایگانی، خوانساری، پوران، ایرج، حصیری، شجریان، سرهنگ زاده و... اشاره کرد که ثمره سالها همکاری آنها با او آهنگهای زیبایی چون تک درخت، مرغ شباهنگ، جدایی تو، حکایت دل و... است که سالها مورد اقبال مردم بودهاست. ملک مدتی نیز با همکاری منوچهر جهانبگلو برنامه ای به نام "نوایی از موسیقی ملی" را تنظیم کردند که به نظر بسیاری از صاحبنظران بعد از مجموعه برنامه "گلها "یکی از برنامه های خوب و موفق رادیویی موسیقی ملی بود
در سالهای پس از انقلاب نیز او تلاش خود را برای اعتلای موسیقی متوقف نکرد و حتی بسیاری از هنرمندان گلها را به همکاری دوباره فرا خواند که میتوان از آن جمله به فضلاله توکل اشاره کرد که به دعوت وی پاسخ مثبت دادند. در اواخر عمر او شروع به ضبط آثار ارکستری خود با سازبندیهای مختلفی (مانند ویلون - عود، ویلون - سنتور - سه تار، ویلون - قانون، ویلون - عود - سنتور و...) کرد که میتوان به کاستهای "نغمه رویایی"، "سمیرا"، نغمهها و.... اشاره کرد که هر کدامشان سرشار از قطعات زیبایی برای همنوازی است.
اسداله ملک در ۶۰ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ بهمن سالروز درگذشت #اسداله_ملک
( زاده ۱۴ امرداد ۱۳۲۰ تهران -- درگذشته ۹ بهمن ۱۳۸۰ تهران) آهنگساز و نوازنده ویلون و کمانچه
اسداله ملک در محله «دروازه دولت» تهران و در یک خانواده لشت نشایی به دنیا آمد. در کودکی و نوجوانی حدود سه سال شاگرد ابوالحسن صبا بود و به زودی جزو شاگردان خاص ایشان شد. ملک همچنین شاگرد استادانی چون روح اله خالقی، هنگ آفرین و علی محمد خادم میثاق و... بود و به تکمیل آموختههای خویش و تجربه اندوزی نیز مشغول بود. در همان سالها خالقی او را در ارکستر انجمن ملی موسیقی که توسط خود ایشان اداره میشد پذیرفت و بدین ترتیب راه بزرگی به روی پیشرفت و شکوفایی او باز شد. بعد از آن سالها از هنرستان موسیقی فارغ التحصیل و سپس موفق به دریافت لیسانس موسیقی از دانشگاه هنرهای زیبا شد.
آغاز فعالیتهای او در رادیو مربوط میشود به سال ۱۳۳۷ که در آن سال با ساختن قطعه «گریه لیلی» در مایه دشتی با کوک مخصوص (ر - می - دو - لا) و قطعه چهارمضرابی در مایه اصفهان با کوک مخصوص(دو-لا-لا- می) و اجرای آنها با ویلون، شهرت فراوان یافت.
آهنگ گریه لیلی مثل آهنگ مبارک باد است و معلوم نیست مال کی هست، اما ملک آمده و آن را رسمی و مدون کرده است. از آن هنگام به بعد او با سبک منحصر به فرد خود در نوازندگی و آهنگسازی درهای بسته بسیاری را برای این موسیقی گشود.
ملک با پشتیبانی خواننده نامدار آن دوران دلکش، به رادیو راه یافت و نخستین آثارش را نیز دلکش با صدای رسایش جاودانه ساخت. از جمله دیگر خوانندگانی که ملک با آنها همکاری داشتند میتوان به حمیرا، گلپایگانی، خوانساری، پوران، ایرج، حصیری، شجریان، سرهنگ زاده و... اشاره کرد که ثمره سالها همکاری آنها با او آهنگهای زیبایی چون تک درخت، مرغ شباهنگ، جدایی تو، حکایت دل و... است که سالها مورد اقبال مردم بودهاست. ملک مدتی نیز با همکاری منوچهر جهانبگلو برنامه ای به نام "نوایی از موسیقی ملی" را تنظیم کردند که به نظر بسیاری از صاحبنظران بعد از مجموعه برنامه "گلها "یکی از برنامه های خوب و موفق رادیویی موسیقی ملی بود
در سالهای پس از انقلاب نیز او تلاش خود را برای اعتلای موسیقی متوقف نکرد و حتی بسیاری از هنرمندان گلها را به همکاری دوباره فرا خواند که میتوان از آن جمله به فضلاله توکل اشاره کرد که به دعوت وی پاسخ مثبت دادند. در اواخر عمر او شروع به ضبط آثار ارکستری خود با سازبندیهای مختلفی (مانند ویلون - عود، ویلون - سنتور - سه تار، ویلون - قانون، ویلون - عود - سنتور و...) کرد که میتوان به کاستهای "نغمه رویایی"، "سمیرا"، نغمهها و.... اشاره کرد که هر کدامشان سرشار از قطعات زیبایی برای همنوازی است.
اسداله ملک در ۶۰ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_شهر_کتاب
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#چکامه_پارسی
امروز جمالِ تو بر دیده مبارک باد
بر ما هوسِ تازه پیچیده مبارک باد
گلها چو میان بندد، بر جمله جهان خندد
ای بر گل و صد چون گل خندیده مبارک باد
خوبان چو رخت دیده، افتاده و لغزیده
دل بر در این خانه لغزیده مبارک باد
نوروز رخت دیدم، خوش اشک بباریدم
نوروز و چنین باران باریده مبارک باد
بی گفت زبان تو، بی حرف و بیان تو
از باطن تو گوشت بشنیده مبارک باد
#مولوی🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
امروز جمالِ تو بر دیده مبارک باد
بر ما هوسِ تازه پیچیده مبارک باد
گلها چو میان بندد، بر جمله جهان خندد
ای بر گل و صد چون گل خندیده مبارک باد
خوبان چو رخت دیده، افتاده و لغزیده
دل بر در این خانه لغزیده مبارک باد
نوروز رخت دیدم، خوش اشک بباریدم
نوروز و چنین باران باریده مبارک باد
بی گفت زبان تو، بی حرف و بیان تو
از باطن تو گوشت بشنیده مبارک باد
#مولوی🌸🌿🌸
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#یادمان
روزی که صدام توسط خلبانان ایرانی تحقیر شد!
صدام حسین برای تحقیر خلبانان ارتش ایران در تلوزیون عراق اعلام کرد به هر جوجه کلاغ ایرانی که بتواند به 50 مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود حقوق یک سال نیروی هوایی عراق را جایزه خواهم داد
تنها 150 دقیقه پس از مصاحبه ی صدام شهید عباس دوران، شهید علیرضا یاسینی و سرهنگ کیومرث حیدریان نیروگاه بصره را بمباران کردند.
۲۶ آوریل روز جهانی خلبان بر تیز پروازان ایران زمین مبارک باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
روزی که صدام توسط خلبانان ایرانی تحقیر شد!
صدام حسین برای تحقیر خلبانان ارتش ایران در تلوزیون عراق اعلام کرد به هر جوجه کلاغ ایرانی که بتواند به 50 مایلی نیروگاه بصره نزدیک شود حقوق یک سال نیروی هوایی عراق را جایزه خواهم داد
تنها 150 دقیقه پس از مصاحبه ی صدام شهید عباس دوران، شهید علیرضا یاسینی و سرهنگ کیومرث حیدریان نیروگاه بصره را بمباران کردند.
۲۶ آوریل روز جهانی خلبان بر تیز پروازان ایران زمین مبارک باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
لشکر ایرانیان در اضطرابی سخت دردآور،
دودو و سه سه به پچپچ گرد یکدیگر؛
کودکان بربام؛
دختران بنشسته بر روزن،
مادران غمگین کنار در
کم کمک در اوج آمد پچپچ خفته
خلق، چون بحری برآشفته،
به جوش آمد؛
خروشان شد؛
به موج افتاد؛
بّرش بگرفت و مردی چون صدف
از سینه بیرون داد»
«منم آرش ،
- چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن -
منم آرش، سپاهی مردی آزاده،
به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را
اینک آماده
مجوییدم نسب،
فرزند رنج و کار؛
گریزان چون شهاب از شب ،
چو صبح آمادهی دیدار
مبارک باد آن جامه که اندر رزم پوشندش؛
گوارا باد آن باده که اندر فتح نوشندش
شما را باده و جامه
گوارا و مبارک باد!
دلم را در میان دست میگیرم
و می افشارمش در چنگ ،
دل، این جام پر از کین پر از خون را؛
دل، این بیتاب خشم آهنگ
که تا نوشم به نام فتحتان در بزم؛
که تا کوبم به جام قلبتان در رزم !
که جام کینه از سنگ است
به بزم ما و رزم ما، سبو و سنگ را جنگ است
در این پیکار،
در این کار،
دل خلقی است در مشتم؛
امید مردمی خاموش هم پشتم
کمان کهکشان در دست،
کمانداری کمانگیرم
شهاب تیزرو تیرم؛
ستیغ سربلند کوه مأوایم؛
به چشم آفتاب تازه رس جایم
مرا تیر است آتش پر؛
مرا باد است فرمانبر
ولیکن چاره را امروز زور پهلوانی نیست
رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست
در این میدان،
بر این پیکان هستی سوز سامان ساز،
پری از جان بباید تا فرو ننشیند از پرواز»
پس آنگه سر به سوی آسمان برکرد،
به آهنگی دگر گفتار دیگر کرد:
« درود، ای واپسین صبح، ای سحر بدرود!
که با آرش تو را این آخرین دیدار خواهد بود
به صبح راستین سوگند!
به پنهان آفتاب مهربار پاک ْبین سوگند!
که آرش جان خود در تیر خواهد کرد،
پس آنگه، بی درنگی خواهدش افکند
زمین میداند این را، آسمانها نیز،
که تن بی عیب و جان پاک است
نه نیرنگی به کار من، نه افسونی؛
نه ترسی در سرم، نه در دلم باک است»
درنگ آورد و یک دم شد به لب، خاموش
نَفَس در سینهها بیتاب میزد جوش
«از پیشم مرگ،
نقابی سهمگین بر چهره، میآید
به هر گام هراس افکن،
مرا با دیدهی خونبار میپاید
به بال کرکسان گرد سرم پرواز میگیرد،
به راهم مینشیند، راه میبندد؛
به رویم سرد میخندد؛
به کوه و در ّه میریزد طنین زهرخندش را؛
و بازش باز میگیرد
دلم از مرگ بیزار است؛
که مرگ اهرمن خو، آدمی خوار است
ولی، آن دم که ز اندوهان روانِ زندگی تار است؛
ولی، آن دم که نیکی و بدی را گاهِ پیکار است؛
فرو رفتن به کام مرگ شیرین است
همان بایستهی آزادگی این است
هزاران چشم گویا و لبِ خاموش
مرا پیک امید خویش میداند
هزاران دست لرزان و دل پرجوش
گهی میگیردم، گه پیش میراند
پیش میآیم
دل و جان را به زیورهای انسانی میآرایم
به نیرویی که دارد زندگی در چشم و در لبخند،
نقاب از چهرهی ترس آفرین مرگ خواهم کند»
نیایش را ، دو زانو بر زمین بنهاد
به سوی قلّهها دستان ز هم بگشاد:
« بر آ، ای آفتاب، ای توشهی امید!
برآ، ای خوشهی خورشید!
تو جوشان چشمهای، من تشنهای بیتاب
برآ، سرریز کن، تا جان شود سیراب
چو پا در کام مرگی تندخو دارم،
چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاش جو دارم،
به موج روشنایی شست و شو خواهم،
ز گلبرگ تو، ای زر ّینه گل، من رنگ و بو خواهم
شما، ای قلّههای سرکش خاموش،
که پیشانی به تندرهای سهم انگیز میسایید،
که بر ایوان شب دارید چشم انداز رویایی،
که سیمین پایههای روز زرِِین را به روی شانه میکوبید،
که ابر آتشین را در پناه خویش میگیرید؛
غرور و سربلندی هم شما را باد!
امیدم را برافرازید،
چو پرچمها که از باد سحرگاهان به سر دارید
غرورم را نگه دارید،
به سان آن پلنگانی که در کوه و کمر دارید»
« زمین خاموش بود و آسمان خاموش
تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش
به یال کوهها لغزید کم کم پنجهی خورشید
هزاران نیزهی زرین به چشم آسمان پاشید
« نظر افکند آرش سوی شهر، آرام
کودکان بر بام؛
دختران بنشسته بر روزن؛
مادران غمگین کنار در؛
مردها در راه
سرود بی کلامی، با غمی جانکاه،
ز چشمان بر همیشد با نسیم صبحدم همراه
کدامین نغمه میریزد،
کدام آهنگ آیا میتواند ساخت،
طنین گامهای استواری را که سوی نیستی مردانه میرفتند؟
طنین گامهایی را که آگاهانه میرفتند؟
دشمنانش، در سکوتی ریشخند آمیز،
راه واکردند
کودکان از بام ها او را صدا کردند
مادران او را دعا کردند
پیرمردان چشم گرداندند
دختران، بفشرده گردن بندها در مشت،
همرهِ او قدرت عشق و وفا کردند
آرش، اما همچنان خاموش،
از شکاف دامن البرز بالا رفت
وز پی او،
پردههای اشک پی در پی فرود آمد »
بست یک دم چشمهایش را عمو نوروز،
خنده بر لب، غرقه در رویا
کودکان، با دیدگان خسته و پی جو،
در شگفت از پهلوانیها
شعلههای کوره در پرواز،
باد در غوغا
دودو و سه سه به پچپچ گرد یکدیگر؛
کودکان بربام؛
دختران بنشسته بر روزن،
مادران غمگین کنار در
کم کمک در اوج آمد پچپچ خفته
خلق، چون بحری برآشفته،
به جوش آمد؛
خروشان شد؛
به موج افتاد؛
بّرش بگرفت و مردی چون صدف
از سینه بیرون داد»
«منم آرش ،
- چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن -
منم آرش، سپاهی مردی آزاده،
به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را
اینک آماده
مجوییدم نسب،
فرزند رنج و کار؛
گریزان چون شهاب از شب ،
چو صبح آمادهی دیدار
مبارک باد آن جامه که اندر رزم پوشندش؛
گوارا باد آن باده که اندر فتح نوشندش
شما را باده و جامه
گوارا و مبارک باد!
دلم را در میان دست میگیرم
و می افشارمش در چنگ ،
دل، این جام پر از کین پر از خون را؛
دل، این بیتاب خشم آهنگ
که تا نوشم به نام فتحتان در بزم؛
که تا کوبم به جام قلبتان در رزم !
که جام کینه از سنگ است
به بزم ما و رزم ما، سبو و سنگ را جنگ است
در این پیکار،
در این کار،
دل خلقی است در مشتم؛
امید مردمی خاموش هم پشتم
کمان کهکشان در دست،
کمانداری کمانگیرم
شهاب تیزرو تیرم؛
ستیغ سربلند کوه مأوایم؛
به چشم آفتاب تازه رس جایم
مرا تیر است آتش پر؛
مرا باد است فرمانبر
ولیکن چاره را امروز زور پهلوانی نیست
رهایی با تن پولاد و نیروی جوانی نیست
در این میدان،
بر این پیکان هستی سوز سامان ساز،
پری از جان بباید تا فرو ننشیند از پرواز»
پس آنگه سر به سوی آسمان برکرد،
به آهنگی دگر گفتار دیگر کرد:
« درود، ای واپسین صبح، ای سحر بدرود!
که با آرش تو را این آخرین دیدار خواهد بود
به صبح راستین سوگند!
به پنهان آفتاب مهربار پاک ْبین سوگند!
که آرش جان خود در تیر خواهد کرد،
پس آنگه، بی درنگی خواهدش افکند
زمین میداند این را، آسمانها نیز،
که تن بی عیب و جان پاک است
نه نیرنگی به کار من، نه افسونی؛
نه ترسی در سرم، نه در دلم باک است»
درنگ آورد و یک دم شد به لب، خاموش
نَفَس در سینهها بیتاب میزد جوش
«از پیشم مرگ،
نقابی سهمگین بر چهره، میآید
به هر گام هراس افکن،
مرا با دیدهی خونبار میپاید
به بال کرکسان گرد سرم پرواز میگیرد،
به راهم مینشیند، راه میبندد؛
به رویم سرد میخندد؛
به کوه و در ّه میریزد طنین زهرخندش را؛
و بازش باز میگیرد
دلم از مرگ بیزار است؛
که مرگ اهرمن خو، آدمی خوار است
ولی، آن دم که ز اندوهان روانِ زندگی تار است؛
ولی، آن دم که نیکی و بدی را گاهِ پیکار است؛
فرو رفتن به کام مرگ شیرین است
همان بایستهی آزادگی این است
هزاران چشم گویا و لبِ خاموش
مرا پیک امید خویش میداند
هزاران دست لرزان و دل پرجوش
گهی میگیردم، گه پیش میراند
پیش میآیم
دل و جان را به زیورهای انسانی میآرایم
به نیرویی که دارد زندگی در چشم و در لبخند،
نقاب از چهرهی ترس آفرین مرگ خواهم کند»
نیایش را ، دو زانو بر زمین بنهاد
به سوی قلّهها دستان ز هم بگشاد:
« بر آ، ای آفتاب، ای توشهی امید!
برآ، ای خوشهی خورشید!
تو جوشان چشمهای، من تشنهای بیتاب
برآ، سرریز کن، تا جان شود سیراب
چو پا در کام مرگی تندخو دارم،
چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاش جو دارم،
به موج روشنایی شست و شو خواهم،
ز گلبرگ تو، ای زر ّینه گل، من رنگ و بو خواهم
شما، ای قلّههای سرکش خاموش،
که پیشانی به تندرهای سهم انگیز میسایید،
که بر ایوان شب دارید چشم انداز رویایی،
که سیمین پایههای روز زرِِین را به روی شانه میکوبید،
که ابر آتشین را در پناه خویش میگیرید؛
غرور و سربلندی هم شما را باد!
امیدم را برافرازید،
چو پرچمها که از باد سحرگاهان به سر دارید
غرورم را نگه دارید،
به سان آن پلنگانی که در کوه و کمر دارید»
« زمین خاموش بود و آسمان خاموش
تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش
به یال کوهها لغزید کم کم پنجهی خورشید
هزاران نیزهی زرین به چشم آسمان پاشید
« نظر افکند آرش سوی شهر، آرام
کودکان بر بام؛
دختران بنشسته بر روزن؛
مادران غمگین کنار در؛
مردها در راه
سرود بی کلامی، با غمی جانکاه،
ز چشمان بر همیشد با نسیم صبحدم همراه
کدامین نغمه میریزد،
کدام آهنگ آیا میتواند ساخت،
طنین گامهای استواری را که سوی نیستی مردانه میرفتند؟
طنین گامهایی را که آگاهانه میرفتند؟
دشمنانش، در سکوتی ریشخند آمیز،
راه واکردند
کودکان از بام ها او را صدا کردند
مادران او را دعا کردند
پیرمردان چشم گرداندند
دختران، بفشرده گردن بندها در مشت،
همرهِ او قدرت عشق و وفا کردند
آرش، اما همچنان خاموش،
از شکاف دامن البرز بالا رفت
وز پی او،
پردههای اشک پی در پی فرود آمد »
بست یک دم چشمهایش را عمو نوروز،
خنده بر لب، غرقه در رویا
کودکان، با دیدگان خسته و پی جو،
در شگفت از پهلوانیها
شعلههای کوره در پرواز،
باد در غوغا
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۴ امرداد زادروز #استاد_اسداله_ملک
( زاده ۱۴ امرداد ۱۳۲۰ تهران -- درگذشته ۹ بهمن ۱۳۸۰ تهران) آهنگساز و نوازنده ویلون و کمانچه
اسداله ملک در محله «دروازه دولت» تهران و در یک خانواده لشت نشایی به دنیا آمد. در کودکی و نوجوانی حدود سه سال شاگرد ابوالحسن صبا بود و به زودی جزو شاگردان خاص ایشان شد. ملک همچنین شاگرد استادانی چون روح اله خالقی، هنگ آفرین و علی محمد خادم میثاق و... بود و به تکمیل آموختههای خویش و تجربه اندوزی نیز مشغول بود. در همان سالها خالقی او را در ارکستر انجمن ملی موسیقی که توسط خود ایشان اداره میشد پذیرفت و بدین ترتیب راه بزرگی به روی پیشرفت و شکوفایی او باز شد. بعد از آن سالها از هنرستان موسیقی فارغ التحصیل و سپس موفق به دریافت لیسانس موسیقی از دانشگاه هنرهای زیبا شد.
آغاز فعالیتهای او در رادیو مربوط میشود به سال ۱۳۳۷ که در آن سال با ساختن قطعه «گریه لیلی» در مایه دشتی با کوک مخصوص (ر - می - دو - لا) و قطعه چهارمضرابی در مایه اصفهان با کوک مخصوص(دو-لا-لا- می) و اجرای آنها با ویلون، شهرت فراوان یافت.
آهنگ گریه لیلی مثل آهنگ مبارک باد است و معلوم نیست مال کی هست، اما ملک آمده و آن را رسمی و مدون کرده است. از آن هنگام به بعد او با سبک منحصر به فرد خود در نوازندگی و آهنگسازی درهای بسته بسیاری را برای این موسیقی گشود.
ملک با پشتیبانی خواننده نامدار آن دوران دلکش، به رادیو راه یافت و نخستین آثارش را نیز دلکش با صدای رسایش جاودانه ساخت. از جمله دیگر خوانندگانی که ملک با آنها همکاری داشتند میتوان به حمیرا، گلپایگانی، خوانساری، پوران، ایرج، حصیری، شجریان، سرهنگ زاده و... اشاره کرد که ثمره سالها همکاری آنها با او آهنگهای زیبایی چون تک درخت، مرغ شباهنگ، جدایی تو، حکایت دل و... است که سالها مورد اقبال مردم بودهاست. ملک مدتی نیز با همکاری منوچهر جهانبگلو برنامه ای به نام "نوایی از موسیقی ملی" را تنظیم کردند که به نظر بسیاری از صاحبنظران بعد از مجموعه برنامه "گلها "یکی از برنامه های خوب و موفق رادیویی موسیقی ملی بود
در سالهای پس از انقلاب نیز او تلاش خود را برای اعتلای موسیقی متوقف نکرد و حتی بسیاری از هنرمندان گلها را به همکاری دوباره فرا خواند که میتوان از آن جمله به فضلاله توکل اشاره کرد که به دعوت وی پاسخ مثبت دادند. در اواخر عمر او شروع به ضبط آثار ارکستری خود با سازبندیهای مختلفی (مانند ویلون - عود، ویلون - سنتور - سه تار، ویلون - قانون، ویلون - عود - سنتور و...) کرد که میتوان به کاستهای "نغمه رویایی"، "سمیرا"، نغمهها و.... اشاره کرد که هر کدامشان سرشار از قطعات زیبایی برای همنوازی است.
اسداله ملک در ۶۰ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
📚🤔
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۴ امرداد زادروز #استاد_اسداله_ملک
( زاده ۱۴ امرداد ۱۳۲۰ تهران -- درگذشته ۹ بهمن ۱۳۸۰ تهران) آهنگساز و نوازنده ویلون و کمانچه
اسداله ملک در محله «دروازه دولت» تهران و در یک خانواده لشت نشایی به دنیا آمد. در کودکی و نوجوانی حدود سه سال شاگرد ابوالحسن صبا بود و به زودی جزو شاگردان خاص ایشان شد. ملک همچنین شاگرد استادانی چون روح اله خالقی، هنگ آفرین و علی محمد خادم میثاق و... بود و به تکمیل آموختههای خویش و تجربه اندوزی نیز مشغول بود. در همان سالها خالقی او را در ارکستر انجمن ملی موسیقی که توسط خود ایشان اداره میشد پذیرفت و بدین ترتیب راه بزرگی به روی پیشرفت و شکوفایی او باز شد. بعد از آن سالها از هنرستان موسیقی فارغ التحصیل و سپس موفق به دریافت لیسانس موسیقی از دانشگاه هنرهای زیبا شد.
آغاز فعالیتهای او در رادیو مربوط میشود به سال ۱۳۳۷ که در آن سال با ساختن قطعه «گریه لیلی» در مایه دشتی با کوک مخصوص (ر - می - دو - لا) و قطعه چهارمضرابی در مایه اصفهان با کوک مخصوص(دو-لا-لا- می) و اجرای آنها با ویلون، شهرت فراوان یافت.
آهنگ گریه لیلی مثل آهنگ مبارک باد است و معلوم نیست مال کی هست، اما ملک آمده و آن را رسمی و مدون کرده است. از آن هنگام به بعد او با سبک منحصر به فرد خود در نوازندگی و آهنگسازی درهای بسته بسیاری را برای این موسیقی گشود.
ملک با پشتیبانی خواننده نامدار آن دوران دلکش، به رادیو راه یافت و نخستین آثارش را نیز دلکش با صدای رسایش جاودانه ساخت. از جمله دیگر خوانندگانی که ملک با آنها همکاری داشتند میتوان به حمیرا، گلپایگانی، خوانساری، پوران، ایرج، حصیری، شجریان، سرهنگ زاده و... اشاره کرد که ثمره سالها همکاری آنها با او آهنگهای زیبایی چون تک درخت، مرغ شباهنگ، جدایی تو، حکایت دل و... است که سالها مورد اقبال مردم بودهاست. ملک مدتی نیز با همکاری منوچهر جهانبگلو برنامه ای به نام "نوایی از موسیقی ملی" را تنظیم کردند که به نظر بسیاری از صاحبنظران بعد از مجموعه برنامه "گلها "یکی از برنامه های خوب و موفق رادیویی موسیقی ملی بود
در سالهای پس از انقلاب نیز او تلاش خود را برای اعتلای موسیقی متوقف نکرد و حتی بسیاری از هنرمندان گلها را به همکاری دوباره فرا خواند که میتوان از آن جمله به فضلاله توکل اشاره کرد که به دعوت وی پاسخ مثبت دادند. در اواخر عمر او شروع به ضبط آثار ارکستری خود با سازبندیهای مختلفی (مانند ویلون - عود، ویلون - سنتور - سه تار، ویلون - قانون، ویلون - عود - سنتور و...) کرد که میتوان به کاستهای "نغمه رویایی"، "سمیرا"، نغمهها و.... اشاره کرد که هر کدامشان سرشار از قطعات زیبایی برای همنوازی است.
اسداله ملک در ۶۰ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🔴#یادمان
" خانواده" یعنی 🍃🌷
"همه چیز برای" من
من آن ها را با تمام قلبم ♥️
"دوست دارم" و دوست دارم
اوقاتم را با آن ها بگذرانم...
و "هرکاری انجام خواهم داد"
برای این که آن ها را
"خوشحال کنم".....
روز خانواده مبارک باد🍃🌷
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
" خانواده" یعنی 🍃🌷
"همه چیز برای" من
من آن ها را با تمام قلبم ♥️
"دوست دارم" و دوست دارم
اوقاتم را با آن ها بگذرانم...
و "هرکاری انجام خواهم داد"
برای این که آن ها را
"خوشحال کنم".....
روز خانواده مبارک باد🍃🌷
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴#یادمان
بانیِ ورودِ نخستین دوربینِ فیلمبرداری و نمایشِ فیلم به ایران در سال ۱۲۷۹ شمسی، مظفرالدین شاه بوده است و نخستین فیلمبردارِ ایرانی نیز ابراهیم خانِ عکاسباشی محسوب میشود.
اولین سالنِ سینما به نامِ سینما سولی توسطِ کاتولیکها در سال ۱۲۷۹ در تبریز راهاندازی شد.
فیلمِ «دختر لُر» اولین فیلمِ ناطقِ ایرانی بود و بازیگران آن آقایِ عبدالحسین سپنتا و خانمِ صدیقه (روحانگیز) سامینژاد اولین بازیگرِ مرد و زنِ سینمای ایران لقب گرفتند...
۲۱ شهریورماه، روز ملی سینما بر اهالی سینما و هنردوستان مبارک باد🌹
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
بانیِ ورودِ نخستین دوربینِ فیلمبرداری و نمایشِ فیلم به ایران در سال ۱۲۷۹ شمسی، مظفرالدین شاه بوده است و نخستین فیلمبردارِ ایرانی نیز ابراهیم خانِ عکاسباشی محسوب میشود.
اولین سالنِ سینما به نامِ سینما سولی توسطِ کاتولیکها در سال ۱۲۷۹ در تبریز راهاندازی شد.
فیلمِ «دختر لُر» اولین فیلمِ ناطقِ ایرانی بود و بازیگران آن آقایِ عبدالحسین سپنتا و خانمِ صدیقه (روحانگیز) سامینژاد اولین بازیگرِ مرد و زنِ سینمای ایران لقب گرفتند...
۲۱ شهریورماه، روز ملی سینما بر اهالی سینما و هنردوستان مبارک باد🌹
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ آبان سالروز درگذشت #حسین_همدانیان
( زاده سال ۱۳۰۳ تهران -- درگذشته ۱۶ آبان ۱۳۷۸ تهران ) نوازنده و خواننده
حسین همدانیان، نوازنده تنبک و خواننده آواز و تصنیف بود که پس از شاگردی نزد حسین تهرانی، به ارکسترهای معروف راه یافت و از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۵۵ در موسیقی ایرانی فعال بود. او از اولین تنبک نوازانی بود که از ابتدای برنامه گلها همکاری خود را با این برنامه شروع کرد و این همکاری ۱۰ سال ادامه داشت. در این برنامهها او هنر تنبک نوازی خود و مهارت در همراهی با ارکستر گلها را نشان داد و در برنامه گلهای جاویدان هم نام او شنیده میشد.
وی از صدایی توانا و زنگدار نیز برخوردار بود و به هنر آواز و خواندن تصنیفهای قدیمی، از نوع کلاسیک تا نوع مردم پسند، مهارت داشت ولی از این توانایی او در برنامه گلها استفاده نشد.
او اجرا کننده معروفترین آهنگ ترانه ملی ایرانیان برای عروسی به نام "ای یار مبارک باد" است و پرفروش ترین صفحه ضبط شده در تاریخ موسیقی صدساله ایران به نام او بوده است. در دهه چهل، صفحه گرامافون "ای مشک فروش سر بازار" وی نیز فروش فوقالعادهای داشت. از او حدود ۱۵ صفحه گرامافون باقی مانده است.
همدانیان به دلیل شباهت نام و نام خانوادگی با یکی از تجار بزرگ کشور، نام خود را به خسروی تغییر داد.
او از سال ۱۳۵۵ که از رادیو بازنشسته شد دیگر فعالیتی در موسیقی نداشت و در خانه سالمندان در شرایطی غمانگیز درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۱۶ آبان سالروز درگذشت #حسین_همدانیان
( زاده سال ۱۳۰۳ تهران -- درگذشته ۱۶ آبان ۱۳۷۸ تهران ) نوازنده و خواننده
حسین همدانیان، نوازنده تنبک و خواننده آواز و تصنیف بود که پس از شاگردی نزد حسین تهرانی، به ارکسترهای معروف راه یافت و از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۵۵ در موسیقی ایرانی فعال بود. او از اولین تنبک نوازانی بود که از ابتدای برنامه گلها همکاری خود را با این برنامه شروع کرد و این همکاری ۱۰ سال ادامه داشت. در این برنامهها او هنر تنبک نوازی خود و مهارت در همراهی با ارکستر گلها را نشان داد و در برنامه گلهای جاویدان هم نام او شنیده میشد.
وی از صدایی توانا و زنگدار نیز برخوردار بود و به هنر آواز و خواندن تصنیفهای قدیمی، از نوع کلاسیک تا نوع مردم پسند، مهارت داشت ولی از این توانایی او در برنامه گلها استفاده نشد.
او اجرا کننده معروفترین آهنگ ترانه ملی ایرانیان برای عروسی به نام "ای یار مبارک باد" است و پرفروش ترین صفحه ضبط شده در تاریخ موسیقی صدساله ایران به نام او بوده است. در دهه چهل، صفحه گرامافون "ای مشک فروش سر بازار" وی نیز فروش فوقالعادهای داشت. از او حدود ۱۵ صفحه گرامافون باقی مانده است.
همدانیان به دلیل شباهت نام و نام خانوادگی با یکی از تجار بزرگ کشور، نام خود را به خسروی تغییر داد.
او از سال ۱۳۵۵ که از رادیو بازنشسته شد دیگر فعالیتی در موسیقی نداشت و در خانه سالمندان در شرایطی غمانگیز درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#کریسمس_مبارک
امروز 25 دسامبر مصادف با
عید کریسمس و تولد حضرت مسیح
بر هموطنان مسیحی و ایرانیان خارج از کشور و همه مردم صلح طلب دنیا مبارک باد 🎄 🎄 🎄 🎄 🎄
#کریسمس
#تولد_حضرت_مسیح
#بابانوئل
#کریسمس2021
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#کریسمس_مبارک
امروز 25 دسامبر مصادف با
عید کریسمس و تولد حضرت مسیح
بر هموطنان مسیحی و ایرانیان خارج از کشور و همه مردم صلح طلب دنیا مبارک باد 🎄 🎄 🎄 🎄 🎄
#کریسمس
#تولد_حضرت_مسیح
#بابانوئل
#کریسمس2021
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ بهمن سالروز درگذشت #شادروان_استاد_اسداله_ملک
( زاده ۱۴ امرداد ۱۳۲۰ تهران -- درگذشته ۹ بهمن ۱۳۸۰ تهران) آهنگساز و نوازنده ویلون و کمانچه
اسداله ملک در محله «دروازه دولت» تهران و در یک خانواده لشتنشایی به دنیا آمد. در کودکی و نوجوانی حدود سه سال شاگرد ابوالحسن صبا بود و به زودی جزو شاگردان خاص وی شد. ملک همچنین شاگرد استادانی چون خالقی، هنگ آفرین و خادم میثاق و... بود و به تکمیل آموختهها و تجربه اندوزی نیز مشغول بود. در همان سالها خالقی او را در ارکستر انجمن ملی موسیقی پذیرفت و بدین ترتیب راه بزرگی به روی پیشرفت و شکوفایی او باز شد. بعد از آن سالها از هنرستان موسیقی فارغالتحصیل و سپس موفق به دریافت لیسانس موسیقی از دانشگاه هنرهای زیبا شد.
آغاز فعالیتهای او در رادیو مربوط میشود به سال ۱۳۳۷ که در آن سال با ساختن قطعه «گریه لیلی» در مایه دشتی با کوک مخصوص (ر - می - دو - لا) و قطعه چهارمضرابی در مایه اصفهان با کوک مخصوص(دو-لا-لا- می) و اجرای آنها با ویلون، شهرت فراوان یافت.
آهنگ گریه لیلی مثل آهنگ مبارک باد است و معلوم نیست مال کی هست، اما وی آن را رسمی و مدون کرد. از آن هنگام به بعد او با سبک منحصر به فرد خود در نوازندگی و آهنگسازی درهای بسته بسیاری را برای این موسیقی گشود.
ملک با پشتیبانی خواننده نامدار آن دوران دلکش، به رادیو راه یافت و نخستین آثارش را نیز دلکش با صدای رسایش جاودانه ساخت. از جمله دیگر خوانندگانی که او با آنها همکاری داشتند میتوان به حمیرا، خوانساری، پوران، ایرج، شجریان، سرهنگ زاده، گلپایگانی، حصیری و... اشاره کرد که ثمره سالها همکاری آنها با او آهنگهای زیبایی چون تک درخت، مرغ شباهنگ، جدایی تو، حکایت دل و... است که سالها مورد اقبال مردم بودهاست. ملک مدتی نیز با همکاری منوچهر جهانبگلو برنامهای به نام "نوایی از موسیقی ملی" را تنظیم کردند که به نظر بسیاری از صاحبنظران بعد از مجموعه برنامه "گلها" یکی از برنامه های خوب و موفق رادیویی موسیقی ملی بود
در سالهای پس از انقلاب نیز او تلاش خود را برای اعتلای موسیقی متوقف نکرد و حتی بسیاری از هنرمندان گلها را به همکاری دوباره فراخواند که میتوان از آن جمله به فضلاله توکل اشاره کرد که به دعوت وی پاسخ مثبت دادند. او در اواخر زندگی شروع به ضبط آثار ارکستری خود با سازبندیهای مختلفی (مانند ویلون - عود، ویلون - سنتور - سهتار، ویلون - قانون، ویلون - عود - سنتور و...) کرد که میتوان به کاستهای "نغمه رویایی"، "سمیرا"، نغمهها و.... اشاره کرد که هر کدامشان سرشار از قطعات زیبایی برای همنوازی است.
اسداله ملک در ۶۰ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸
🔴#برگی_از_تقویم_تاریخ
۹ بهمن سالروز درگذشت #شادروان_استاد_اسداله_ملک
( زاده ۱۴ امرداد ۱۳۲۰ تهران -- درگذشته ۹ بهمن ۱۳۸۰ تهران) آهنگساز و نوازنده ویلون و کمانچه
اسداله ملک در محله «دروازه دولت» تهران و در یک خانواده لشتنشایی به دنیا آمد. در کودکی و نوجوانی حدود سه سال شاگرد ابوالحسن صبا بود و به زودی جزو شاگردان خاص وی شد. ملک همچنین شاگرد استادانی چون خالقی، هنگ آفرین و خادم میثاق و... بود و به تکمیل آموختهها و تجربه اندوزی نیز مشغول بود. در همان سالها خالقی او را در ارکستر انجمن ملی موسیقی پذیرفت و بدین ترتیب راه بزرگی به روی پیشرفت و شکوفایی او باز شد. بعد از آن سالها از هنرستان موسیقی فارغالتحصیل و سپس موفق به دریافت لیسانس موسیقی از دانشگاه هنرهای زیبا شد.
آغاز فعالیتهای او در رادیو مربوط میشود به سال ۱۳۳۷ که در آن سال با ساختن قطعه «گریه لیلی» در مایه دشتی با کوک مخصوص (ر - می - دو - لا) و قطعه چهارمضرابی در مایه اصفهان با کوک مخصوص(دو-لا-لا- می) و اجرای آنها با ویلون، شهرت فراوان یافت.
آهنگ گریه لیلی مثل آهنگ مبارک باد است و معلوم نیست مال کی هست، اما وی آن را رسمی و مدون کرد. از آن هنگام به بعد او با سبک منحصر به فرد خود در نوازندگی و آهنگسازی درهای بسته بسیاری را برای این موسیقی گشود.
ملک با پشتیبانی خواننده نامدار آن دوران دلکش، به رادیو راه یافت و نخستین آثارش را نیز دلکش با صدای رسایش جاودانه ساخت. از جمله دیگر خوانندگانی که او با آنها همکاری داشتند میتوان به حمیرا، خوانساری، پوران، ایرج، شجریان، سرهنگ زاده، گلپایگانی، حصیری و... اشاره کرد که ثمره سالها همکاری آنها با او آهنگهای زیبایی چون تک درخت، مرغ شباهنگ، جدایی تو، حکایت دل و... است که سالها مورد اقبال مردم بودهاست. ملک مدتی نیز با همکاری منوچهر جهانبگلو برنامهای به نام "نوایی از موسیقی ملی" را تنظیم کردند که به نظر بسیاری از صاحبنظران بعد از مجموعه برنامه "گلها" یکی از برنامه های خوب و موفق رادیویی موسیقی ملی بود
در سالهای پس از انقلاب نیز او تلاش خود را برای اعتلای موسیقی متوقف نکرد و حتی بسیاری از هنرمندان گلها را به همکاری دوباره فراخواند که میتوان از آن جمله به فضلاله توکل اشاره کرد که به دعوت وی پاسخ مثبت دادند. او در اواخر زندگی شروع به ضبط آثار ارکستری خود با سازبندیهای مختلفی (مانند ویلون - عود، ویلون - سنتور - سهتار، ویلون - قانون، ویلون - عود - سنتور و...) کرد که میتوان به کاستهای "نغمه رویایی"، "سمیرا"، نغمهها و.... اشاره کرد که هر کدامشان سرشار از قطعات زیبایی برای همنوازی است.
اسداله ملک در ۶۰ سالگی درگذشت.
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#به_خشنودی_اهورا_مزدا
#به_روان_پاک_و_فروهر_همه_درگذشتگان
#نیکوکار_و_پارسایی_درود_باد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
#ارتباط_با_ما
#گروه_کتاب_ایرانشهر
@Bookcitychat
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
شاید همیشه اینطور نماند؛
و من میگویم
که اگر لبهایت
که دوستشان داشتهام
باید که لبهای دیگری را لمس کنند و
انگشتهای سالم و زیبای تو
باید قلب او را بفشارند،
آن طور که زمانی نه چندان دور
قلب مرا میفشردند؛
اگر روی صورت دیگری،
موهای لطیف تو بریزد
در چنان سکوتی که من میدانم،
یا اگر این کلمات بیقرار
که بارها به زبان آمدهاند،
بیچاره و مستاصل
پنجه به چهرهی روح بکشند؛
اگر باید که اینگونه باشد،
میگویم
از قلبم میروی اگر،
کلمهای بگو
و من پیش او میروم
و دستهایش را میگیرم
و دوستانه مبارک باد میگویم.
و سپس رو میگردانم
و میشنوم که پرندهای
در دستهای به شدت دور،
آواز اندوهناکی سر میدهد.
#ادوارد_استلین_کامینگز
#سینا_کمالآبادی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#شعر_جهان
شاید همیشه اینطور نماند؛
و من میگویم
که اگر لبهایت
که دوستشان داشتهام
باید که لبهای دیگری را لمس کنند و
انگشتهای سالم و زیبای تو
باید قلب او را بفشارند،
آن طور که زمانی نه چندان دور
قلب مرا میفشردند؛
اگر روی صورت دیگری،
موهای لطیف تو بریزد
در چنان سکوتی که من میدانم،
یا اگر این کلمات بیقرار
که بارها به زبان آمدهاند،
بیچاره و مستاصل
پنجه به چهرهی روح بکشند؛
اگر باید که اینگونه باشد،
میگویم
از قلبم میروی اگر،
کلمهای بگو
و من پیش او میروم
و دستهایش را میگیرم
و دوستانه مبارک باد میگویم.
و سپس رو میگردانم
و میشنوم که پرندهای
در دستهای به شدت دور،
آواز اندوهناکی سر میدهد.
#ادوارد_استلین_کامینگز
#سینا_کمالآبادی
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#هر_روز
#روز_جهانی_زن_است
و هنوز رسانه های ما و کل دنیا زنان را محدود به مواردی کرده اند که باید در مقابلشان ایستاد
اینکه همه مثل هنرپیشه های فرش قرمز باشیم
همه باریک و باربی
همه بی چین و چروک و بزک کرده
همه طناز و دلربا
همه کدبانو و با سلیقه
همه احساساتی و کم توان
روز جهانی زن امسال را متفاوت باشیم
خود را دوست بداریم
بدنمان
پوستمان
اخلاقمان
لباسمان
سعی کنیم خودمان باشیم بی ترس از قضاوت دیگران
به جای وارسی بدن و صورتمان، مغزمان را وارسی کنیم
کتاب بخوانیم
برای سلامتی مان ورزش کنیم
فیلم ببینیم
خود را به قهوه ای دعوت کنیم
بلند بخندیم
هر جا رنجیدیم خشم خود را بروز دهیم
در مقابل تبعیض سکوت نکنیم
در مقابل خشونت سر خم نکنیم
سعی نکنیم تا همه از ما راضی باشند این ممکن نیست
موسیقی گوش دهیم
زبان بیاموزیم
برقصیم
مادران شاد باشیم نه مادران دایم نگران و قاشق به دست برای دادن غذا به بچه هامان
همسران با اعتماد نفس باشیم نه همسرانی در ترس و وحشت از ترک شدن....انکه بخواهد برود میرود
به زور طنازی و دلبری نکنیم
الگوهایمان را اصلاح کنیم
زنان توانمند جوامع و ایران را بشناسیم
اینگونه است که حق این روز را ادا کرده ایم
۸ مارس روز جهانی زن بر تمام زنانی که به توان و قدرتشان اعتماد دارند و خود را دوست دارند مبارک باد
#مریم_نوشاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#هر_روز
#روز_جهانی_زن_است
و هنوز رسانه های ما و کل دنیا زنان را محدود به مواردی کرده اند که باید در مقابلشان ایستاد
اینکه همه مثل هنرپیشه های فرش قرمز باشیم
همه باریک و باربی
همه بی چین و چروک و بزک کرده
همه طناز و دلربا
همه کدبانو و با سلیقه
همه احساساتی و کم توان
روز جهانی زن امسال را متفاوت باشیم
خود را دوست بداریم
بدنمان
پوستمان
اخلاقمان
لباسمان
سعی کنیم خودمان باشیم بی ترس از قضاوت دیگران
به جای وارسی بدن و صورتمان، مغزمان را وارسی کنیم
کتاب بخوانیم
برای سلامتی مان ورزش کنیم
فیلم ببینیم
خود را به قهوه ای دعوت کنیم
بلند بخندیم
هر جا رنجیدیم خشم خود را بروز دهیم
در مقابل تبعیض سکوت نکنیم
در مقابل خشونت سر خم نکنیم
سعی نکنیم تا همه از ما راضی باشند این ممکن نیست
موسیقی گوش دهیم
زبان بیاموزیم
برقصیم
مادران شاد باشیم نه مادران دایم نگران و قاشق به دست برای دادن غذا به بچه هامان
همسران با اعتماد نفس باشیم نه همسرانی در ترس و وحشت از ترک شدن....انکه بخواهد برود میرود
به زور طنازی و دلبری نکنیم
الگوهایمان را اصلاح کنیم
زنان توانمند جوامع و ایران را بشناسیم
اینگونه است که حق این روز را ادا کرده ایم
۸ مارس روز جهانی زن بر تمام زنانی که به توان و قدرتشان اعتماد دارند و خود را دوست دارند مبارک باد
#مریم_نوشاد
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
🔻تنظیم = ساماندهی، ساماندادن، هماهنگی، آراستن
🔻منتظم = بِسامان
🔻منظم = بِسامان، سامانمَند، سازمَند، پشتِ هم، پشت سر هم، پیاپی، پیراسته، پرداخته، آراسته
🔻منظماً = پشتِ هم، پشت سر هم، پیاپی
🔻منظم کرد = بِسامانید
🔻منظمکردن = ساماندادن، آراستن، ویراستن
🔻منظوم = سَرواد، چامه، سرود، آراسته، سخن آراسته، سازمند
🔻منظومه = چامهسار، درازچامه، دَرپِیوسته
🔻منظومه شمسی = سامانه خورشیدی، کهکشان خورشیدی، مِهرسامان، شیدسامان، خورهمبست، هَرباسپان
🔻نامنظم = نابِسامان، بیسامان
✍️نمونه:
🔺عالم وجود منظم است یا نامنظم؟ =
جهان هستی بِسامان است یا نابٍسامان؟
جهان هستی ساماندار است یا بیسامان؟
🔺اگر عالم منظم نباشد، ضرورت ناظم منتفی است =
اگر گیتی سامانمَند نباشد، بایستگی سامانگر نارواست
🔺حکومتش بر مبنای تمرکز قوا تنظیم شده است =
فرمانرواییاش بر پایهی فراهمسازی نیروها آراسته شده است
🔺بودجه را طوری تنظیم کنید که آخر سال کسر نیاوریم =
پیشریز را جوری/بهگونهای ساماندهی کنید که در پایان سال کم نیاوریم
🔺منظماً تماس میگرفت و شرح ماوقع را میداد =
پیاپی زنگ میزد و گزارش رویداده را میداد
🔺منظومهی "جمشید و خورشید" را "سلمان ساوجی" منظوم کرده است =
چامهسار "جمشید و خورشید" را "سلمان ساوجی" سروده است
🔺اینجا را باید منظم کرد =
اینجا را باید سامان داد
🔺ششضلعی منتظم =
ششبَر بِسامان
ششگوش سامانمند
🔻معمار = مِهراز، رازیگر، آبادگر، والادگر، سازنده، بنیادگر
🔻معماری = مِهرازی، رازیگری، بنیادگری، والادگری، آبادگری، ساختمان
🔻مهندس معمار = مِهراز، کارشناس مِهراز
✍️نمونه:
🔺روز معمار بر معماران عزیز مبارک باد =
روز مهراز بر مهرازان گرامی همایون باد
🔺تمام افراد حاضر، معماری بنا را تحسین کردند =
همگی رازیگری ساختمان را ستودند
🔺طاق کسری، اثر تاریخی معماران ایرانی است =
تاک کسرا، کار باستانی سازندگان ایرانی است
ایوان خسرو، آفریدهی باستانی والادگران ایرانی است
🔺آن کس که بعید شد ز معمار
کی گردد کارهاش معمور(مولانا) =
آن کس که بدور شد ز مِهراز
کی گردد کارهاش آباد
🔻مهندس = (پارسی تازیشده)، کارشناس، هَنداچگر، هَندازگر، هَنداسگر، هندسهدان، شماردار، اندازوَر، اندازگر
🔻مهندس مشاور = کارشناس رایزن، هَنداسُبار(سُبار=مشاور، رایزن)
🔻مهندسی = کارشناسی، هندازگری
مهندسین = کارشناسان، هَنداچگران، هَندازگران، هَنداسگران
🔻مهندس معمار = مِهراز، کارشناس مِهراز
✍️نمونه:
🔺در رشتهی مهندسی برق قبول شد =
در رشتهی کارشناسی کـَهرُبا پذیرفته شد
🔺تاییدیه مهندسین ناظر پروژه را احتیاج داشت =
پذیرشنامهی هَندازگران دیدبان برنامه را نیاز داشت
رَواداری کارشناسان دیدهبان کلانبرنامه را نیاز داشت
🔺گهر دادش و چیز چندین ز گنج
که ماند از شمارش مهندس به رنج(اسدی) =
گهر دادش و چیز چندین ز گنج
که ماند از شمارش شماردار به رنج
🚩 "مهندس"(مُهَندز=اندازهگیرنده) واژهای تازی است که از واژهی پارسی "اندازه" گرفته شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
🔻تنظیم = ساماندهی، ساماندادن، هماهنگی، آراستن
🔻منتظم = بِسامان
🔻منظم = بِسامان، سامانمَند، سازمَند، پشتِ هم، پشت سر هم، پیاپی، پیراسته، پرداخته، آراسته
🔻منظماً = پشتِ هم، پشت سر هم، پیاپی
🔻منظم کرد = بِسامانید
🔻منظمکردن = ساماندادن، آراستن، ویراستن
🔻منظوم = سَرواد، چامه، سرود، آراسته، سخن آراسته، سازمند
🔻منظومه = چامهسار، درازچامه، دَرپِیوسته
🔻منظومه شمسی = سامانه خورشیدی، کهکشان خورشیدی، مِهرسامان، شیدسامان، خورهمبست، هَرباسپان
🔻نامنظم = نابِسامان، بیسامان
✍️نمونه:
🔺عالم وجود منظم است یا نامنظم؟ =
جهان هستی بِسامان است یا نابٍسامان؟
جهان هستی ساماندار است یا بیسامان؟
🔺اگر عالم منظم نباشد، ضرورت ناظم منتفی است =
اگر گیتی سامانمَند نباشد، بایستگی سامانگر نارواست
🔺حکومتش بر مبنای تمرکز قوا تنظیم شده است =
فرمانرواییاش بر پایهی فراهمسازی نیروها آراسته شده است
🔺بودجه را طوری تنظیم کنید که آخر سال کسر نیاوریم =
پیشریز را جوری/بهگونهای ساماندهی کنید که در پایان سال کم نیاوریم
🔺منظماً تماس میگرفت و شرح ماوقع را میداد =
پیاپی زنگ میزد و گزارش رویداده را میداد
🔺منظومهی "جمشید و خورشید" را "سلمان ساوجی" منظوم کرده است =
چامهسار "جمشید و خورشید" را "سلمان ساوجی" سروده است
🔺اینجا را باید منظم کرد =
اینجا را باید سامان داد
🔺ششضلعی منتظم =
ششبَر بِسامان
ششگوش سامانمند
🔻معمار = مِهراز، رازیگر، آبادگر، والادگر، سازنده، بنیادگر
🔻معماری = مِهرازی، رازیگری، بنیادگری، والادگری، آبادگری، ساختمان
🔻مهندس معمار = مِهراز، کارشناس مِهراز
✍️نمونه:
🔺روز معمار بر معماران عزیز مبارک باد =
روز مهراز بر مهرازان گرامی همایون باد
🔺تمام افراد حاضر، معماری بنا را تحسین کردند =
همگی رازیگری ساختمان را ستودند
🔺طاق کسری، اثر تاریخی معماران ایرانی است =
تاک کسرا، کار باستانی سازندگان ایرانی است
ایوان خسرو، آفریدهی باستانی والادگران ایرانی است
🔺آن کس که بعید شد ز معمار
کی گردد کارهاش معمور(مولانا) =
آن کس که بدور شد ز مِهراز
کی گردد کارهاش آباد
🔻مهندس = (پارسی تازیشده)، کارشناس، هَنداچگر، هَندازگر، هَنداسگر، هندسهدان، شماردار، اندازوَر، اندازگر
🔻مهندس مشاور = کارشناس رایزن، هَنداسُبار(سُبار=مشاور، رایزن)
🔻مهندسی = کارشناسی، هندازگری
مهندسین = کارشناسان، هَنداچگران، هَندازگران، هَنداسگران
🔻مهندس معمار = مِهراز، کارشناس مِهراز
✍️نمونه:
🔺در رشتهی مهندسی برق قبول شد =
در رشتهی کارشناسی کـَهرُبا پذیرفته شد
🔺تاییدیه مهندسین ناظر پروژه را احتیاج داشت =
پذیرشنامهی هَندازگران دیدبان برنامه را نیاز داشت
رَواداری کارشناسان دیدهبان کلانبرنامه را نیاز داشت
🔺گهر دادش و چیز چندین ز گنج
که ماند از شمارش مهندس به رنج(اسدی) =
گهر دادش و چیز چندین ز گنج
که ماند از شمارش شماردار به رنج
🚩 "مهندس"(مُهَندز=اندازهگیرنده) واژهای تازی است که از واژهی پارسی "اندازه" گرفته شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
🔻تنظیم = ساماندهی، ساماندادن، هماهنگی، آراستن
🔻منتظم = بِسامان
🔻منظم = بِسامان، سامانمَند، سازمَند، پشتِ هم، پشت سر هم، پیاپی، پیراسته، پرداخته، آراسته
🔻منظماً = پشتِ هم، پشت سر هم، پیاپی
🔻منظم کرد = بِسامانید
🔻منظمکردن = ساماندادن، آراستن، ویراستن
🔻منظوم = سَرواد، چامه، سرود، آراسته، سخن آراسته، سازمند
🔻منظومه = چامهسار، درازچامه، دَرپِیوسته
🔻منظومه شمسی = سامانه خورشیدی، کهکشان خورشیدی، مِهرسامان، شیدسامان، خورهمبست، هَرباسپان
🔻نامنظم = نابِسامان، بیسامان
✍️نمونه:
🔺عالم وجود منظم است یا نامنظم؟ =
جهان هستی بِسامان است یا نابٍسامان؟
جهان هستی ساماندار است یا بیسامان؟
🔺اگر عالم منظم نباشد، ضرورت ناظم منتفی است =
اگر گیتی سامانمَند نباشد، بایستگی سامانگر نارواست
🔺حکومتش بر مبنای تمرکز قوا تنظیم شده است =
فرمانرواییاش بر پایهی فراهمسازی نیروها آراسته شده است
🔺بودجه را طوری تنظیم کنید که آخر سال کسر نیاوریم =
پیشریز را جوری/بهگونهای ساماندهی کنید که در پایان سال کم نیاوریم
🔺منظماً تماس میگرفت و شرح ماوقع را میداد =
پیاپی زنگ میزد و گزارش رویداده را میداد
🔺منظومهی "جمشید و خورشید" را "سلمان ساوجی" منظوم کرده است =
چامهسار "جمشید و خورشید" را "سلمان ساوجی" سروده است
🔺اینجا را باید منظم کرد =
اینجا را باید سامان داد
🔺ششضلعی منتظم =
ششبَر بِسامان
ششگوش سامانمند
🔻معمار = مِهراز، رازیگر، آبادگر، والادگر، سازنده، بنیادگر
🔻معماری = مِهرازی، رازیگری، بنیادگری، والادگری، آبادگری، ساختمان
🔻مهندس معمار = مِهراز، کارشناس مِهراز
✍️نمونه:
🔺روز معمار بر معماران عزیز مبارک باد =
روز مهراز بر مهرازان گرامی همایون باد
🔺تمام افراد حاضر، معماری بنا را تحسین کردند =
همگی رازیگری ساختمان را ستودند
🔺طاق کسری، اثر تاریخی معماران ایرانی است =
تاک کسرا، کار باستانی سازندگان ایرانی است
ایوان خسرو، آفریدهی باستانی والادگران ایرانی است
🔺آن کس که بعید شد ز معمار
کی گردد کارهاش معمور(مولانا) =
آن کس که بدور شد ز مِهراز
کی گردد کارهاش آباد
🔻مهندس = (پارسی تازیشده)، کارشناس، هَنداچگر، هَندازگر، هَنداسگر، هندسهدان، شماردار، اندازوَر، اندازگر
🔻مهندس مشاور = کارشناس رایزن، هَنداسُبار(سُبار=مشاور، رایزن)
🔻مهندسی = کارشناسی، هندازگری
مهندسین = کارشناسان، هَنداچگران، هَندازگران، هَنداسگران
🔻مهندس معمار = مِهراز، کارشناس مِهراز
✍️نمونه:
🔺در رشتهی مهندسی برق قبول شد =
در رشتهی کارشناسی کـَهرُبا پذیرفته شد
🔺تاییدیه مهندسین ناظر پروژه را احتیاج داشت =
پذیرشنامهی هَندازگران دیدبان برنامه را نیاز داشت
رَواداری کارشناسان دیدهبان کلانبرنامه را نیاز داشت
🔺گهر دادش و چیز چندین ز گنج
که ماند از شمارش مهندس به رنج(اسدی) =
گهر دادش و چیز چندین ز گنج
که ماند از شمارش شماردار به رنج
🚩 "مهندس"(مُهَندز=اندازهگیرنده) واژهای تازی است که از واژهی پارسی "اندازه" گرفته شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_پالایش_زبان_پارسی
🔻تنظیم = ساماندهی، ساماندادن، هماهنگی، آراستن
🔻منتظم = بِسامان
🔻منظم = بِسامان، سامانمَند، سازمَند، پشتِ هم، پشت سر هم، پیاپی، پیراسته، پرداخته، آراسته
🔻منظماً = پشتِ هم، پشت سر هم، پیاپی
🔻منظم کرد = بِسامانید
🔻منظمکردن = ساماندادن، آراستن، ویراستن
🔻منظوم = سَرواد، چامه، سرود، آراسته، سخن آراسته، سازمند
🔻منظومه = چامهسار، درازچامه، دَرپِیوسته
🔻منظومه شمسی = سامانه خورشیدی، کهکشان خورشیدی، مِهرسامان، شیدسامان، خورهمبست، هَرباسپان
🔻نامنظم = نابِسامان، بیسامان
✍️نمونه:
🔺عالم وجود منظم است یا نامنظم؟ =
جهان هستی بِسامان است یا نابٍسامان؟
جهان هستی ساماندار است یا بیسامان؟
🔺اگر عالم منظم نباشد، ضرورت ناظم منتفی است =
اگر گیتی سامانمَند نباشد، بایستگی سامانگر نارواست
🔺حکومتش بر مبنای تمرکز قوا تنظیم شده است =
فرمانرواییاش بر پایهی فراهمسازی نیروها آراسته شده است
🔺بودجه را طوری تنظیم کنید که آخر سال کسر نیاوریم =
پیشریز را جوری/بهگونهای ساماندهی کنید که در پایان سال کم نیاوریم
🔺منظماً تماس میگرفت و شرح ماوقع را میداد =
پیاپی زنگ میزد و گزارش رویداده را میداد
🔺منظومهی "جمشید و خورشید" را "سلمان ساوجی" منظوم کرده است =
چامهسار "جمشید و خورشید" را "سلمان ساوجی" سروده است
🔺اینجا را باید منظم کرد =
اینجا را باید سامان داد
🔺ششضلعی منتظم =
ششبَر بِسامان
ششگوش سامانمند
🔻معمار = مِهراز، رازیگر، آبادگر، والادگر، سازنده، بنیادگر
🔻معماری = مِهرازی، رازیگری، بنیادگری، والادگری، آبادگری، ساختمان
🔻مهندس معمار = مِهراز، کارشناس مِهراز
✍️نمونه:
🔺روز معمار بر معماران عزیز مبارک باد =
روز مهراز بر مهرازان گرامی همایون باد
🔺تمام افراد حاضر، معماری بنا را تحسین کردند =
همگی رازیگری ساختمان را ستودند
🔺طاق کسری، اثر تاریخی معماران ایرانی است =
تاک کسرا، کار باستانی سازندگان ایرانی است
ایوان خسرو، آفریدهی باستانی والادگران ایرانی است
🔺آن کس که بعید شد ز معمار
کی گردد کارهاش معمور(مولانا) =
آن کس که بدور شد ز مِهراز
کی گردد کارهاش آباد
🔻مهندس = (پارسی تازیشده)، کارشناس، هَنداچگر، هَندازگر، هَنداسگر، هندسهدان، شماردار، اندازوَر، اندازگر
🔻مهندس مشاور = کارشناس رایزن، هَنداسُبار(سُبار=مشاور، رایزن)
🔻مهندسی = کارشناسی، هندازگری
مهندسین = کارشناسان، هَنداچگران، هَندازگران، هَنداسگران
🔻مهندس معمار = مِهراز، کارشناس مِهراز
✍️نمونه:
🔺در رشتهی مهندسی برق قبول شد =
در رشتهی کارشناسی کـَهرُبا پذیرفته شد
🔺تاییدیه مهندسین ناظر پروژه را احتیاج داشت =
پذیرشنامهی هَندازگران دیدبان برنامه را نیاز داشت
رَواداری کارشناسان دیدهبان کلانبرنامه را نیاز داشت
🔺گهر دادش و چیز چندین ز گنج
که ماند از شمارش مهندس به رنج(اسدی) =
گهر دادش و چیز چندین ز گنج
که ماند از شمارش شماردار به رنج
🚩 "مهندس"(مُهَندز=اندازهگیرنده) واژهای تازی است که از واژهی پارسی "اندازه" گرفته شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
#پالایش_زبان_پارسی
#والایش_فرهنگ_ایرانی
#آرمان_ما_ایرانشهر_ماست
🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🦋🍃🌸🍃🦋🍃🌸🍃🦋✨
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#جانم_زبان_پارسی
سرودههایی زیبایی برای شما همتبارها و همزبانها و همفرهنگان آریایی #ایران، #تاجیکستان #خراسان،(افعانستان) و... از سرایندگان تاجیکی و افغانی:
#زبان_شیرین_پارسی:
ای زبان بلعمی و رودکی
مهر تو پـروردهام از کودکی
شاهنامه با تو، آب و رنگ يافت
در جهان خلقم ز تو فرهنگ یافت
پور سینا، در بخارای کهن
کاشت در مرز شفا تخم سخن
با همین املا، نظامی، زاده بود
بر تو، ای لفظ دری، دلداده بود
کلک پر شور کمال، اندر خجند
با تو انشا کرد، اشعار بلند
مثل سعدی، جامیِ شیرین کلام
در معانی سُفت، با عزمی تمام
هـی چه آهنگ گوارا میدهی
انجمن را زیب و آرا میدهی
سبز بادا تا ابد، دامان تو
ای مبارک باد، این دوران تو
تا به جان باشد رمق یا که نفس
ما برای رونقت، کوشیم و بس.
✍️ #کریم_رحیم چکامهسرای تاجیستان
.
#مرز:
هر کجا مرز کشیدند شما پل بزنید
حرف تهران و سمرقند و سرپل بزنید
هرکه از جنگ سخن گفت بخندید بر او
حرف از پنجرهی رو به تحمل بزنید
نه بگویید به بتهای سیاسی نه نه
روی گور همهی تفرقهها گُل بزنید
مشتی از خاک بخارا و گِل از نیشاپور
با هم آرید و به مخروبهی کابل بزنید
دختران قفس افتادهی پامیر عزیز
گُلی از باغ خراسان به دو کاکل بزنید
جام از بلخ بیارید و شراب از شیراز
مستی هر دو جهان را به تغزل بزنید
مشتی از خاک بخارا و گِلی از شیراز
با هم آرید و به مخروبهی کابل بزنید
قاصدک حرف مرا پیش ز من میآرد
زعفران را به روی سوسن و سنبل بزنید
تو و او و من و ما هیچ به جایی نرسد
حرف تهران و دوشنبه و سرپل بزنید
هر کجا مرز ببخشید که تکرار آمد
فرض بر اینکه کشیدند دو تا پل بزنید.
✍️ #نجیب_باور
.
#اصل_خویش:
باز بايد يافت، اصل خويش را
دلم گرفت، از اين روزگارِ زندانی
از اين حصار كشی های سنگ و سيمانی
منی كه طرح وجودم ز جنس آزادیست
چتور میشود اينگونه زيست، انسانی
چه فتنه دست به دامان شهر و مردم شد
كه ره بُريد خراسانی از خراسانی؟
هزار معركه در پيش و ما گرفتاريم
ميان ظلمت ناباوری و نادانی
به نام مرز بريدند بند بند تنم
تو از تبار منی تاجیكی و ايرانی
هميشه منتظر انحطاط و حادثه یيم
هميشه بار ستم بردهايم و ويرانی
دليل اين همه، تجريد ما ز يكديگر است
يكی شدن نتوانيم جز به قربانی.
✍️ #عبدالقدير_رحيمی، پروان خراسانی
.
#زبان_پارسی:
گل نیست، ماه نیست، دل ماست پارسی
غوغای کوه ، ترنم دریاست پارسی
از آفتاب معجزه بر دوش میکشد
رو بر مراد روی به فرداست پارسی
از شام تا به کاشغر از سند تا خجند
آئینه دار عالم بالاست پارسی
تاریخ را وسیقه سبز و شکوه را
خون من و کلام مطلاست پارسی
روح بزرگ و طبل خراسانیان پاک
چتر شرف چراغ مسیحاست پارسی
تصویر را، مغازله را و ترانه را
جغرافیای معنوی ماست پارسی
سر سخت در حماسه و هموار در سرود
پیدا بود از این که چه زیباست پارسی
بانگ سپیده عرصه بیدار باش مرد
پیغمبر هنر سخن راست پارسی
دنیا بگو مباش، بزرگی بگو برو
ما را فضیلتیست که ما راست پارسی.
✍️ #قهار_عاصی
.
#من_از_خراسانم:
من از خراسانم، نه اصلا نیستم افغان
همشهری سینایم و فرزند بوریحان
کاشانه من سرزمین پارسی است و
از قونیه تا سند از کولاب تا تهران
من از بخارایم اصیلا تاجکستانی
در گوش من از شعر حافظ دادهاند آذان
از همگرایی، همنوایی باز میگوییم
حتا اگر بستند با مشتی دهانِ مان
در شأن ما وحشتگرایی نیست، نه هرگز
ما نیستیم از قوم توهین و ترورستان
من رودکی، جامیام، من مولوی بلخ
اینگونه دارم در دلم گنجینهها پنهان
من از خودم دارم تمدنهای پُر ارزش
آقا به تو بادا مبارک، این لقب: افغان
✍️ #نجیب_باور
.
#انگبین_پارسی:
پارسی مِهر من، نشانهی من
پارسی شور من، ترانهی من
لایی لایی مادرم با تو
میکنم ناز، دخترم با تو
با تو شد کودکی من آغاز
تا بمیرم، تو را نمایم ناز
تا که بشناختم جهانم را
از تو پَر میزنم روانم را
ز تو آموختن بیاموزم
ز تو اندوزهها بیاندوزم
میسرایم چه بیهراس تو را
چه گنه گر نهم سپاس تو را؟
بی تو وخش و سردهام میرد
گوییا کس مرا ز من گیرد
تو مه و مهر چلچراغ منی
کوه و دریا، بهار و باغ منی
پارسی انگبین خامهی من
کَند و شیرینیِ چکامهی من
با تو هر چوبهی قفس کندم
ای در آزادهگی پدآفندم
تو که هر جا کنار من هستی
همره و پاسدار من هستی
گر تو را ارج و پاس بگزارم
نه گناهی نه آک پندارم
تا زبانم بود سرودهی من
هر زبان دگر ستودهی من
ای ملامتگرم چه میتازی؟
کی برای دلم قفس سازی
عاشقم فاش، کودکانم را
میهن و مادر و زبانم را.
✍️ #بهار_سعید، سراینده تاژیک خراسانی
.
#بغض_تاریخ:
قـوم من، ای تاجیـکِ والا تبـار
هیبت و فـر و شـکوهات یـاد آر
بشنو از من تاجیک والا گهر
رمز و راز زندگی، ای بیخبر
هـر قـدم فـرهنـگ مـولانای تو
خفه میسازند صـدای نای تو
مـاضی مـا، حال و استقبـال ما
تیغ، تحریف کرده استدلال ما
گـر تـو داری آرزو فـر و شکوه
هوشیار و استوار باش همچو کوه
🍃🌸🍃🦋🍃🌸
🌸🍃🦋
🍃🌸
🦋
✨
🔴#جانم_زبان_پارسی
سرودههایی زیبایی برای شما همتبارها و همزبانها و همفرهنگان آریایی #ایران، #تاجیکستان #خراسان،(افعانستان) و... از سرایندگان تاجیکی و افغانی:
#زبان_شیرین_پارسی:
ای زبان بلعمی و رودکی
مهر تو پـروردهام از کودکی
شاهنامه با تو، آب و رنگ يافت
در جهان خلقم ز تو فرهنگ یافت
پور سینا، در بخارای کهن
کاشت در مرز شفا تخم سخن
با همین املا، نظامی، زاده بود
بر تو، ای لفظ دری، دلداده بود
کلک پر شور کمال، اندر خجند
با تو انشا کرد، اشعار بلند
مثل سعدی، جامیِ شیرین کلام
در معانی سُفت، با عزمی تمام
هـی چه آهنگ گوارا میدهی
انجمن را زیب و آرا میدهی
سبز بادا تا ابد، دامان تو
ای مبارک باد، این دوران تو
تا به جان باشد رمق یا که نفس
ما برای رونقت، کوشیم و بس.
✍️ #کریم_رحیم چکامهسرای تاجیستان
.
#مرز:
هر کجا مرز کشیدند شما پل بزنید
حرف تهران و سمرقند و سرپل بزنید
هرکه از جنگ سخن گفت بخندید بر او
حرف از پنجرهی رو به تحمل بزنید
نه بگویید به بتهای سیاسی نه نه
روی گور همهی تفرقهها گُل بزنید
مشتی از خاک بخارا و گِل از نیشاپور
با هم آرید و به مخروبهی کابل بزنید
دختران قفس افتادهی پامیر عزیز
گُلی از باغ خراسان به دو کاکل بزنید
جام از بلخ بیارید و شراب از شیراز
مستی هر دو جهان را به تغزل بزنید
مشتی از خاک بخارا و گِلی از شیراز
با هم آرید و به مخروبهی کابل بزنید
قاصدک حرف مرا پیش ز من میآرد
زعفران را به روی سوسن و سنبل بزنید
تو و او و من و ما هیچ به جایی نرسد
حرف تهران و دوشنبه و سرپل بزنید
هر کجا مرز ببخشید که تکرار آمد
فرض بر اینکه کشیدند دو تا پل بزنید.
✍️ #نجیب_باور
.
#اصل_خویش:
باز بايد يافت، اصل خويش را
دلم گرفت، از اين روزگارِ زندانی
از اين حصار كشی های سنگ و سيمانی
منی كه طرح وجودم ز جنس آزادیست
چتور میشود اينگونه زيست، انسانی
چه فتنه دست به دامان شهر و مردم شد
كه ره بُريد خراسانی از خراسانی؟
هزار معركه در پيش و ما گرفتاريم
ميان ظلمت ناباوری و نادانی
به نام مرز بريدند بند بند تنم
تو از تبار منی تاجیكی و ايرانی
هميشه منتظر انحطاط و حادثه یيم
هميشه بار ستم بردهايم و ويرانی
دليل اين همه، تجريد ما ز يكديگر است
يكی شدن نتوانيم جز به قربانی.
✍️ #عبدالقدير_رحيمی، پروان خراسانی
.
#زبان_پارسی:
گل نیست، ماه نیست، دل ماست پارسی
غوغای کوه ، ترنم دریاست پارسی
از آفتاب معجزه بر دوش میکشد
رو بر مراد روی به فرداست پارسی
از شام تا به کاشغر از سند تا خجند
آئینه دار عالم بالاست پارسی
تاریخ را وسیقه سبز و شکوه را
خون من و کلام مطلاست پارسی
روح بزرگ و طبل خراسانیان پاک
چتر شرف چراغ مسیحاست پارسی
تصویر را، مغازله را و ترانه را
جغرافیای معنوی ماست پارسی
سر سخت در حماسه و هموار در سرود
پیدا بود از این که چه زیباست پارسی
بانگ سپیده عرصه بیدار باش مرد
پیغمبر هنر سخن راست پارسی
دنیا بگو مباش، بزرگی بگو برو
ما را فضیلتیست که ما راست پارسی.
✍️ #قهار_عاصی
.
#من_از_خراسانم:
من از خراسانم، نه اصلا نیستم افغان
همشهری سینایم و فرزند بوریحان
کاشانه من سرزمین پارسی است و
از قونیه تا سند از کولاب تا تهران
من از بخارایم اصیلا تاجکستانی
در گوش من از شعر حافظ دادهاند آذان
از همگرایی، همنوایی باز میگوییم
حتا اگر بستند با مشتی دهانِ مان
در شأن ما وحشتگرایی نیست، نه هرگز
ما نیستیم از قوم توهین و ترورستان
من رودکی، جامیام، من مولوی بلخ
اینگونه دارم در دلم گنجینهها پنهان
من از خودم دارم تمدنهای پُر ارزش
آقا به تو بادا مبارک، این لقب: افغان
✍️ #نجیب_باور
.
#انگبین_پارسی:
پارسی مِهر من، نشانهی من
پارسی شور من، ترانهی من
لایی لایی مادرم با تو
میکنم ناز، دخترم با تو
با تو شد کودکی من آغاز
تا بمیرم، تو را نمایم ناز
تا که بشناختم جهانم را
از تو پَر میزنم روانم را
ز تو آموختن بیاموزم
ز تو اندوزهها بیاندوزم
میسرایم چه بیهراس تو را
چه گنه گر نهم سپاس تو را؟
بی تو وخش و سردهام میرد
گوییا کس مرا ز من گیرد
تو مه و مهر چلچراغ منی
کوه و دریا، بهار و باغ منی
پارسی انگبین خامهی من
کَند و شیرینیِ چکامهی من
با تو هر چوبهی قفس کندم
ای در آزادهگی پدآفندم
تو که هر جا کنار من هستی
همره و پاسدار من هستی
گر تو را ارج و پاس بگزارم
نه گناهی نه آک پندارم
تا زبانم بود سرودهی من
هر زبان دگر ستودهی من
ای ملامتگرم چه میتازی؟
کی برای دلم قفس سازی
عاشقم فاش، کودکانم را
میهن و مادر و زبانم را.
✍️ #بهار_سعید، سراینده تاژیک خراسانی
.
#بغض_تاریخ:
قـوم من، ای تاجیـکِ والا تبـار
هیبت و فـر و شـکوهات یـاد آر
بشنو از من تاجیک والا گهر
رمز و راز زندگی، ای بیخبر
هـر قـدم فـرهنـگ مـولانای تو
خفه میسازند صـدای نای تو
مـاضی مـا، حال و استقبـال ما
تیغ، تحریف کرده استدلال ما
گـر تـو داری آرزو فـر و شکوه
هوشیار و استوار باش همچو کوه
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
✌️۱۷ امرداد
روز تکریم از شرافت قلم و لنزهای حقیقت طلب و آزاده بر خبرنگاران عزیز جامعه محیطزیستی ایران #_مبارک_باد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یـــــــــادمــــــــان🙏
✌️۱۷ امرداد
روز تکریم از شرافت قلم و لنزهای حقیقت طلب و آزاده بر خبرنگاران عزیز جامعه محیطزیستی ایران #_مبارک_باد.
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
21 اسفند زادروز شاهدخت #فرحناز_پهلوی مبارک باد
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity
🌸🌿
🔴#_یــــــــــادمـــــــــان🙏
21 اسفند زادروز شاهدخت #فرحناز_پهلوی مبارک باد
#_پاینده_ایران
#_آرمان_ماایرانشهر_ماست
#برایدوستاتونارسالکنید
🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸🌿🌸
🌸🍂🌸@Bookirancity