🖌 #حکایتها ، تاریخی ۱۵۴
در زمان نمایندگی مدرس در مجلس شورای ملی، یکی از نمایندگان بهمناسبتی مذهبی اقدام به روضهخوانی میکند.
مدرس به او میگوید:
«ای شیخ، سپهسالار دو عمارت بنا کرده؛ یکی مجلس، یکی مسجد؛ شما اشتباه اینجا آمدهاید؛ اینجا جای قانونگذاری است؛ برو روضهات را در مسجد سپهسالار بخوان!»
در صورت مذاکرات مجلس شورای ملی نیز آمده است: زمانی مجلس در دهه اول محرم روضهخوانی داشت. مدرس در این باره اینطور اظهارنظر میکند:
«مجلس روضهخوانی را وکلا میتوانند با پول خودشان تشکیل دهند. این پول بیتالمال است و باید صرف محرومین شود.»
منبع: رحمتاله بیگدلی به نقل از یادنامه شهید مدرس، جهاد دانشگاهی دانشگاه اصفهان، ص ۷۶، بهنقل از صورت مذاکرات مجلس شورای ملی
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
در زمان نمایندگی مدرس در مجلس شورای ملی، یکی از نمایندگان بهمناسبتی مذهبی اقدام به روضهخوانی میکند.
مدرس به او میگوید:
«ای شیخ، سپهسالار دو عمارت بنا کرده؛ یکی مجلس، یکی مسجد؛ شما اشتباه اینجا آمدهاید؛ اینجا جای قانونگذاری است؛ برو روضهات را در مسجد سپهسالار بخوان!»
در صورت مذاکرات مجلس شورای ملی نیز آمده است: زمانی مجلس در دهه اول محرم روضهخوانی داشت. مدرس در این باره اینطور اظهارنظر میکند:
«مجلس روضهخوانی را وکلا میتوانند با پول خودشان تشکیل دهند. این پول بیتالمال است و باید صرف محرومین شود.»
منبع: رحمتاله بیگدلی به نقل از یادنامه شهید مدرس، جهاد دانشگاهی دانشگاه اصفهان، ص ۷۶، بهنقل از صورت مذاکرات مجلس شورای ملی
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
✔️آموزش و پرورش و علوم ناسودمند!
هنگام معرفی وزیران پیشنهادیِ آموزش و پرورش به مجلس برای رأی اعتماد به آنها، معمولاً بحثهای بسیاری در مورد ناتوانی یا توانایی شخصی آنها صورت میگیرد.
مسلماً میزان دانش و تخصص و لیاقت و مدیریت و صلاحیت شخص وزیر و همکاران او در ادارۀ بهتر یا بدتر وزارت آموزش و پرورش بدون تأثیر نیست، اما واقعیت این است که نظام آموزش و پرورش کشور ما از اساس بیربط و بلکه شبیه به طنزی تلخ است.
این نتیجهگیری را از طریق مطالعه و بررسی جامعی از نحوۀ کار آموزش و پرورش به دست نیاوردهام، بلکه تجربۀ بلاواسطهام از حال و روز فرزندانم آن را برایم فاش میکند.
این تجربه به عینه نشان میدهد که اغلبِ آموزشهای دوران مدرسه بخصوص در حوزۀ علوم انسانی و اجتماعی به اندازۀ سرِ سوزنی در ذهن دانشآموزان ماندگار نیست و آنها پس از تحمل مشقت بارِ حفظ پارهای مسائل بیربط با زندگی واقعی، به محض خلاصی از عذابِ امتحان، محفوظات تحمیلی را عمداً به باد نسیان میسپارند تا ذهن خود را از زیر بار سنگینی آنها آزاد و رها کنند.
مولا علی میگوید:
: وَ اعلَم أنَّهُ لا خَيرَ في عِلمٍ لا يَنفَعُ ، و لا يُنتَفَعُ بِعِلمٍ لا يَحُقُّ تَعَلُّمُهُ (بدان در دانشی که سودمند نیست، خیری وجود ندارد و تعلیم دانشی که سزاوار آموختن نیست، سودی ندهد)
در واقع بخش عظیمی از آنچه در مدارس به ذهن دانشآموزان ما به عنوان علم و دانش تحمیل میشود، مصداق کلام علی است، یعنی نه فقط سودی ندارد که ارزش آموختن هم ندارد.
بحث مستوفی در این باره مجال دیگری میطلبد، اما گاه واقعاً فکر میکنم تنها حسن تحصیل فرزندانم، به جز یادگیری سواد خواندن و نوشتن، حضور آنها در اجتماع همسالان و دوستانشان و بازی و سرگرمی در محیط مدرسه بوده است.
در همین ارتباط، ماجرایی را نقل کنم. یک روز مشاور مدرسه مرا برای گفتگو در بارۀ وضعیت تحصیلی فرزندم به دبیرستان فراخواند. در آنجا آقای مشاور از کوشش شبانهروزی برخی دانشآموزان و حساسیتِ خارقالعادۀ خانوادههایشان نسبت به نمرات آنها شرحی طویل به دست داد. همین که سخنش به پایان رسید از او خواهش کردم که پسر مرا آزاد بگذارند تا هر طور که راحتتر است درس بخواند. به او تأکید کردم که تحمیل یک برنامۀ سنگین از "علوم لاینفع" به یک نوجوان، علاوه بر آنکه ذهنش را پریشان و او را از زندگی بیزار میکند، برای آیندهاش هم سودی ندارد بخصوص با این وضع فلاکت بار دانشگاهها و بازار بیکاری و نبود فرصت شغلی مناسب! پس او را به حال خود بگذارید تا "يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ" ( آزادانه بچرد و بازی کند) اشارهام به آیهای از سورۀ یوسف، در مورد ترغیب برادران یوسف برای بردن او به صحرا جهت تفریح و بازی بود.
✍احمد زیدآبادی
#آموزش_پرورش
@ahmadzeidabad
🆔 @eduarticle
هنگام معرفی وزیران پیشنهادیِ آموزش و پرورش به مجلس برای رأی اعتماد به آنها، معمولاً بحثهای بسیاری در مورد ناتوانی یا توانایی شخصی آنها صورت میگیرد.
مسلماً میزان دانش و تخصص و لیاقت و مدیریت و صلاحیت شخص وزیر و همکاران او در ادارۀ بهتر یا بدتر وزارت آموزش و پرورش بدون تأثیر نیست، اما واقعیت این است که نظام آموزش و پرورش کشور ما از اساس بیربط و بلکه شبیه به طنزی تلخ است.
این نتیجهگیری را از طریق مطالعه و بررسی جامعی از نحوۀ کار آموزش و پرورش به دست نیاوردهام، بلکه تجربۀ بلاواسطهام از حال و روز فرزندانم آن را برایم فاش میکند.
این تجربه به عینه نشان میدهد که اغلبِ آموزشهای دوران مدرسه بخصوص در حوزۀ علوم انسانی و اجتماعی به اندازۀ سرِ سوزنی در ذهن دانشآموزان ماندگار نیست و آنها پس از تحمل مشقت بارِ حفظ پارهای مسائل بیربط با زندگی واقعی، به محض خلاصی از عذابِ امتحان، محفوظات تحمیلی را عمداً به باد نسیان میسپارند تا ذهن خود را از زیر بار سنگینی آنها آزاد و رها کنند.
مولا علی میگوید:
: وَ اعلَم أنَّهُ لا خَيرَ في عِلمٍ لا يَنفَعُ ، و لا يُنتَفَعُ بِعِلمٍ لا يَحُقُّ تَعَلُّمُهُ (بدان در دانشی که سودمند نیست، خیری وجود ندارد و تعلیم دانشی که سزاوار آموختن نیست، سودی ندهد)
در واقع بخش عظیمی از آنچه در مدارس به ذهن دانشآموزان ما به عنوان علم و دانش تحمیل میشود، مصداق کلام علی است، یعنی نه فقط سودی ندارد که ارزش آموختن هم ندارد.
بحث مستوفی در این باره مجال دیگری میطلبد، اما گاه واقعاً فکر میکنم تنها حسن تحصیل فرزندانم، به جز یادگیری سواد خواندن و نوشتن، حضور آنها در اجتماع همسالان و دوستانشان و بازی و سرگرمی در محیط مدرسه بوده است.
در همین ارتباط، ماجرایی را نقل کنم. یک روز مشاور مدرسه مرا برای گفتگو در بارۀ وضعیت تحصیلی فرزندم به دبیرستان فراخواند. در آنجا آقای مشاور از کوشش شبانهروزی برخی دانشآموزان و حساسیتِ خارقالعادۀ خانوادههایشان نسبت به نمرات آنها شرحی طویل به دست داد. همین که سخنش به پایان رسید از او خواهش کردم که پسر مرا آزاد بگذارند تا هر طور که راحتتر است درس بخواند. به او تأکید کردم که تحمیل یک برنامۀ سنگین از "علوم لاینفع" به یک نوجوان، علاوه بر آنکه ذهنش را پریشان و او را از زندگی بیزار میکند، برای آیندهاش هم سودی ندارد بخصوص با این وضع فلاکت بار دانشگاهها و بازار بیکاری و نبود فرصت شغلی مناسب! پس او را به حال خود بگذارید تا "يَرْتَعْ وَيَلْعَبْ" ( آزادانه بچرد و بازی کند) اشارهام به آیهای از سورۀ یوسف، در مورد ترغیب برادران یوسف برای بردن او به صحرا جهت تفریح و بازی بود.
✍احمد زیدآبادی
#آموزش_پرورش
@ahmadzeidabad
🆔 @eduarticle
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_خبری
#ویدیو_آموزشی
⁉️ مدیران فراری از آموزش و پرورش
▫️دومین وزیر معرفی شده از سوی ابراهیم رئیسی برای #آموزش_پرورش هم نتوانست از مجلس رأی اعتماد بگیرد اما رئیس دولت سیزدهم اولین رئیس جمهوری نیست در مورد این وزارتخانه با چالش وزیر توانمند مقبول که این مسئولیت را بپذیرد مواجه است. چه چیزی وزارت آموزش و پرورش را خط قرمز مدیران توانمند میکند؟ / اکو ایران
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
#ویدیو_آموزشی
⁉️ مدیران فراری از آموزش و پرورش
▫️دومین وزیر معرفی شده از سوی ابراهیم رئیسی برای #آموزش_پرورش هم نتوانست از مجلس رأی اعتماد بگیرد اما رئیس دولت سیزدهم اولین رئیس جمهوری نیست در مورد این وزارتخانه با چالش وزیر توانمند مقبول که این مسئولیت را بپذیرد مواجه است. چه چیزی وزارت آموزش و پرورش را خط قرمز مدیران توانمند میکند؟ / اکو ایران
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
👨🏻🏫دانشگاه فرهنگیان در تلاطم بی مهری ها👩🏽🏫
...#دانشگاه_فرهنگیان در دیماه۱۳۹۰ با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی و با تجمیع کلیۀ مراکز تربیت معلّم سراسر ایران تأسیس شد و از سال۱۳۹۱ شروع به کار کرد. این دانشگاه هر چند نوپاست اما متّکی به پیشینۀ صد سالۀ مراکز تربیت معلّم در ایران است. با تأسیس «دانشگاه»، مجتمع آموزش عالی پیامبر اعظم (ص) و مراکز تربیت معلّم، تحت پوشش این دانشگاه ساماندهی شدند. دانشجو¬معلمان با مدرک تحصیلی دورۀ متوسطه از طریق آزمون سراسری و پس از مصاحبه و گزینش انتخاب میشوند. آنها از ابتدای تحصیل با سپردن تعهد خدمت به استخدام آموزش و پرورش درمیآیند و پس از پایان تحصیلات به عنوان معلّم در مدارس مشغول به کار خواهند شد.
به نظر می.رسد مشکلات اقتصادی اخیر تاثیر منفی بر هزینهها وتأمین اعتبارات گذاشته و سبب شدهاست که دانشگاه فرهنگیان در نگاه مدیران هزینههای گزافی بر دولت تحمیل کرده.است؛ تا آنجا که وزیر آموزش و پرورش در اواخر بهمن ماه 99 در اظهارنظری غیرمتعارف برخورداری دانشجومعلمان از امتیازاتی؛ چون، استخدام رسمی، معافیّت از سربازی و دریافت حقوق را رانتی بزرگ دانسته که نظام به دانشگاه فرهنگیان دادهاست. اگر این نگاه غیرواقع.بینانه را در کنار «طرح انتقال دانشگاه فرهنگیان به پیام نور» و یا «نامه وزیر علوم به رهبر انقلاب در مورد دانشگاه فرهنگیان» قرار دهیم، به سادگی میتوان چرخش دیدگاه مسئولین امر را احساس نمود که تمایل دارند به تدریج طرحهای کوتاه.مدّت و زودبازدهِ تأمین نیرو را جایگزین مراکز تربیت معلم کنند. این تغییر رویکرد که باید آن را نوعی خطای راهبردی تلقی نمود، اگر زمانی جامه عمل بپوشد، تبعات فرهنگی و آموزشی زیانباری در پی خواهد داشت که بارزترینِ آن خارج شدن معلّم از مرکز ثقل تعلیم و تربیت و تبدیل شدن آن به «کارگر آموزشی» است.
🔸متن کامل مطلب درسایت بانک مقاله ها 👈اینجا
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
...#دانشگاه_فرهنگیان در دیماه۱۳۹۰ با تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی و با تجمیع کلیۀ مراکز تربیت معلّم سراسر ایران تأسیس شد و از سال۱۳۹۱ شروع به کار کرد. این دانشگاه هر چند نوپاست اما متّکی به پیشینۀ صد سالۀ مراکز تربیت معلّم در ایران است. با تأسیس «دانشگاه»، مجتمع آموزش عالی پیامبر اعظم (ص) و مراکز تربیت معلّم، تحت پوشش این دانشگاه ساماندهی شدند. دانشجو¬معلمان با مدرک تحصیلی دورۀ متوسطه از طریق آزمون سراسری و پس از مصاحبه و گزینش انتخاب میشوند. آنها از ابتدای تحصیل با سپردن تعهد خدمت به استخدام آموزش و پرورش درمیآیند و پس از پایان تحصیلات به عنوان معلّم در مدارس مشغول به کار خواهند شد.
به نظر می.رسد مشکلات اقتصادی اخیر تاثیر منفی بر هزینهها وتأمین اعتبارات گذاشته و سبب شدهاست که دانشگاه فرهنگیان در نگاه مدیران هزینههای گزافی بر دولت تحمیل کرده.است؛ تا آنجا که وزیر آموزش و پرورش در اواخر بهمن ماه 99 در اظهارنظری غیرمتعارف برخورداری دانشجومعلمان از امتیازاتی؛ چون، استخدام رسمی، معافیّت از سربازی و دریافت حقوق را رانتی بزرگ دانسته که نظام به دانشگاه فرهنگیان دادهاست. اگر این نگاه غیرواقع.بینانه را در کنار «طرح انتقال دانشگاه فرهنگیان به پیام نور» و یا «نامه وزیر علوم به رهبر انقلاب در مورد دانشگاه فرهنگیان» قرار دهیم، به سادگی میتوان چرخش دیدگاه مسئولین امر را احساس نمود که تمایل دارند به تدریج طرحهای کوتاه.مدّت و زودبازدهِ تأمین نیرو را جایگزین مراکز تربیت معلم کنند. این تغییر رویکرد که باید آن را نوعی خطای راهبردی تلقی نمود، اگر زمانی جامه عمل بپوشد، تبعات فرهنگی و آموزشی زیانباری در پی خواهد داشت که بارزترینِ آن خارج شدن معلّم از مرکز ثقل تعلیم و تربیت و تبدیل شدن آن به «کارگر آموزشی» است.
🔸متن کامل مطلب درسایت بانک مقاله ها 👈اینجا
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
دانشگاه فرهنگیان در تلاطم بی مهریها
تعلیم و تربیت در فرهنگ اسلامی و ایرانی ما از جایگاهی ویژه برخوردار است و به تَبَع آن«معلّم» نیز همواره مورد تعظیم و تکریم بوده و پایگاه اجتماعی والایی داشتهاست. درجه و گسترۀ اهمیت این امر را
🔻هر ۵۶۰ دانشآموز ایرانی یک معلم ورزش!
شاخص نسبت تعداد دانش آموز به #معلم ورزش در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ که معادل ۵۵۹.۷۵ نفر است، در وضعیت بسیار نامطلوبی قرار دارد!
یکی از مهمترین شاخصها در خصوص دسترسی به فرصتهای آموزش تربیت بدنی و ورزش دانش آموزی، نیروی انسانی این حوزه است و مهمترین بعد شاخص مربوطه به نسبت تعداد کل دانش آموزان به معلم ورزش مربوط میشود.
بر اساس وضعیت نیروی انسانی در حوزه #ورزش مدارس کشور در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹، نسبت تعداد کل دانش آموزان به معلم ۲۲.۰۵ نفر، نسبت تعداد کل دانش آموزان به معلم ورزش ۵۵۹.۷۵ نفر و نسبت تعداد کل دانش آموزان به مراقب سلامت ۳۵۹.۱ نفر است.
بر اساس اعلام مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، شاخص نسبت تعداد دانش آموز به معلم ورزش که معادل ۵۵۹.۷۵ نفر است در وضعیت بسیار نامطلوبی قرار دارد و این میزان در مقایسه با نسبت کل دانش آموزان به معلم ۲۲.۰۵ نفر بیانگر وضعیت نامطلوب نیروی انسانی متخصص در حوزه ورزش مدارس است.
همچنین با توجه به اینکه در آمارهای تفصیلی وزارت آموزش و پرورش، کیفیت و وضعیت تحصیلات معلمان ورزش مدارس از دیگر معلمان و کادر آموزشی و پرورشی تفکیک نشده است، امکان بررسی شاخص سطح تحصیلات معلمان تربیت بدنی مدارس به صورت مجزا فراهم نیست. ایسنا
#آمار
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
شاخص نسبت تعداد دانش آموز به #معلم ورزش در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ که معادل ۵۵۹.۷۵ نفر است، در وضعیت بسیار نامطلوبی قرار دارد!
یکی از مهمترین شاخصها در خصوص دسترسی به فرصتهای آموزش تربیت بدنی و ورزش دانش آموزی، نیروی انسانی این حوزه است و مهمترین بعد شاخص مربوطه به نسبت تعداد کل دانش آموزان به معلم ورزش مربوط میشود.
بر اساس وضعیت نیروی انسانی در حوزه #ورزش مدارس کشور در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹، نسبت تعداد کل دانش آموزان به معلم ۲۲.۰۵ نفر، نسبت تعداد کل دانش آموزان به معلم ورزش ۵۵۹.۷۵ نفر و نسبت تعداد کل دانش آموزان به مراقب سلامت ۳۵۹.۱ نفر است.
بر اساس اعلام مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی، شاخص نسبت تعداد دانش آموز به معلم ورزش که معادل ۵۵۹.۷۵ نفر است در وضعیت بسیار نامطلوبی قرار دارد و این میزان در مقایسه با نسبت کل دانش آموزان به معلم ۲۲.۰۵ نفر بیانگر وضعیت نامطلوب نیروی انسانی متخصص در حوزه ورزش مدارس است.
همچنین با توجه به اینکه در آمارهای تفصیلی وزارت آموزش و پرورش، کیفیت و وضعیت تحصیلات معلمان ورزش مدارس از دیگر معلمان و کادر آموزشی و پرورشی تفکیک نشده است، امکان بررسی شاخص سطح تحصیلات معلمان تربیت بدنی مدارس به صورت مجزا فراهم نیست. ایسنا
#آمار
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
🎓جان دادن نظام آموزش مديريت در ايران
فوق ديپلم دارند اما خود را دکتر ميدانند!
اين سالها افزايش بيحساب و کتاب ظرفيت دورههاي مقاطع تحصيلات تکميلي (ارشد و دکتري) و صدور مجوز برگزاري دورههاي کوتاهمدت بيارزش يا کمارزش تحت عناوين MBA و DBA، توهم دانايي ايجاد کرده و نظام آموزش مديريت در ايران در حال جان دادن است.
...اين روزها سازمانهاي ايراني آکنده از دکتر و فوق ليسانسه مديريت (يا ساير رشته هاي دانشگاهي) شدهاند. برخي از دانش آموختگان MBAو DBA در دورههاي مشابه تدريس هم ميکنند و خود را مزين به عنوان استادي هم کردهاند و در حال پرورش افرادي مانند خود هستند. متأسفانه بحران دومينووار درحال تشديد است. اين سالها افزايش بيحساب و کتاب ظرفيت دورههاي مقاطع تحصيلات تکميلي (ارشد و دکتري) و صدور مجوز برگزاري دورههاي کوتاهمدت بيارزش يا کمارزش تحت عناوين MBAو DBA، توهم دانايي ايجاد کرده و نظام آموزش مديريت در ايران در حال جان دادن است. نظام آموزش مديريت، مغز نظام مديريت است؛ بنابراين اکنون آثار منفي نابهنجاريهاي اين مغز رو به زوال در کالبد نيمهجان مديريت کشور ظهور کرده و به تدريج بيشتر هم خواهد شد.
آيا کسي جرأت خواهد کرد اين بازي را بر هم بزند و کيفيگرايي و استانداردهاي حقيقي را جايگزين بلبشوي فعلي کند؟ اگر اوضاع بهتر از قبل نميشود؛ پس لطفاً اقلاً اوضاع را به حالت قبل بازگردانيد!
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 اینجا
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
فوق ديپلم دارند اما خود را دکتر ميدانند!
اين سالها افزايش بيحساب و کتاب ظرفيت دورههاي مقاطع تحصيلات تکميلي (ارشد و دکتري) و صدور مجوز برگزاري دورههاي کوتاهمدت بيارزش يا کمارزش تحت عناوين MBA و DBA، توهم دانايي ايجاد کرده و نظام آموزش مديريت در ايران در حال جان دادن است.
...اين روزها سازمانهاي ايراني آکنده از دکتر و فوق ليسانسه مديريت (يا ساير رشته هاي دانشگاهي) شدهاند. برخي از دانش آموختگان MBAو DBA در دورههاي مشابه تدريس هم ميکنند و خود را مزين به عنوان استادي هم کردهاند و در حال پرورش افرادي مانند خود هستند. متأسفانه بحران دومينووار درحال تشديد است. اين سالها افزايش بيحساب و کتاب ظرفيت دورههاي مقاطع تحصيلات تکميلي (ارشد و دکتري) و صدور مجوز برگزاري دورههاي کوتاهمدت بيارزش يا کمارزش تحت عناوين MBAو DBA، توهم دانايي ايجاد کرده و نظام آموزش مديريت در ايران در حال جان دادن است. نظام آموزش مديريت، مغز نظام مديريت است؛ بنابراين اکنون آثار منفي نابهنجاريهاي اين مغز رو به زوال در کالبد نيمهجان مديريت کشور ظهور کرده و به تدريج بيشتر هم خواهد شد.
آيا کسي جرأت خواهد کرد اين بازي را بر هم بزند و کيفيگرايي و استانداردهاي حقيقي را جايگزين بلبشوي فعلي کند؟ اگر اوضاع بهتر از قبل نميشود؛ پس لطفاً اقلاً اوضاع را به حالت قبل بازگردانيد!
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها👈 اینجا
کانال مقاله ها 🌺 @eduarticle
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
جان دادن نظام آموزش مدیریت در ایران
فوق دیپلم دارند اما خود را دکتر میدانند! این سالها افزایش بیحساب و کتاب ظرفیت دورههای مقاطع تحصیلات تکمیلی (ارشد و دکتری) و صدور مجوز برگزاری دورههای کوتاهمدت بیارزش یا کمارزش تحت عناوین MBA و
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی
🎥 #کودکهمسری و افزایش نگرانیها درباره «کودک مادر» و «کودک مطلقه» / اعتمادآنلاین
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
🎥 #کودکهمسری و افزایش نگرانیها درباره «کودک مادر» و «کودک مطلقه» / اعتمادآنلاین
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
🔻مکانيزمهاي باز توليد خشونت در مدارس
بهمن حوري زاد، عضو هيات علمي دانشگاه کسرا با بيان اينکه محتواي سنگين کتابهاي درسي و تکاليف زياد بيشتر از جنس #خشونت زايي براي #دانشآموزان است، گفت: مدرسه و برنامه درسي پنهان را به عنوان جعبه سياه آموزش و پرورش بايد بازخواني کرد. آنچه در کلاس درس اتفاق ميافتد جعبه سياه آموزش و پرورش است.
دانشآموزي که رفتار خشن را از مدير و معلم مشاهده ميکند، آسيب ميبيند و بچههايي که شاهد خشونت هستند نيز آسيب ميبينند و همين موضوع باعث ميشود تا دانشآموز خشونت را فرا بگيرد، براي خشونتزدايي در مدارس چه کردهايم؟ مدرسه و برنامه درسي پنهان را به عنوان جعبه سياه آموزش و پرورش بايد بازخواني کرد آنچه در کلاس درس اتفاق ميافتد جعبه سياه آموزش و پرورش است.
حوري زاد افزود: برنامه درسي حرفي براي آموزش صلح ندارد و بيشتر از جنس خشونت زايي است؛ حجم زياد #کتابهاي_درسي و حجم تکاليف زياد و فشاري که به کودک وارد ميکند او را از درس خواندن منزجر ميکند؛ از سوي ديگر ناکارآمدي روشهاي تاريخ مصرف گذشته، کنکور، رقابت، ارتباطات نامطلوب، حجم زياد کتابها، معماري نامناسب فضاهاي آموزشي، بيعدالتي در مدرسه، دانشآموزان ساکت و بي حرکت و چيدمان صندلي و ميز و نيمکتها در شکلگيري خشونت در فضاي مدرسه تأثير دارند.
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها 👈اینجا
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
بهمن حوري زاد، عضو هيات علمي دانشگاه کسرا با بيان اينکه محتواي سنگين کتابهاي درسي و تکاليف زياد بيشتر از جنس #خشونت زايي براي #دانشآموزان است، گفت: مدرسه و برنامه درسي پنهان را به عنوان جعبه سياه آموزش و پرورش بايد بازخواني کرد. آنچه در کلاس درس اتفاق ميافتد جعبه سياه آموزش و پرورش است.
دانشآموزي که رفتار خشن را از مدير و معلم مشاهده ميکند، آسيب ميبيند و بچههايي که شاهد خشونت هستند نيز آسيب ميبينند و همين موضوع باعث ميشود تا دانشآموز خشونت را فرا بگيرد، براي خشونتزدايي در مدارس چه کردهايم؟ مدرسه و برنامه درسي پنهان را به عنوان جعبه سياه آموزش و پرورش بايد بازخواني کرد آنچه در کلاس درس اتفاق ميافتد جعبه سياه آموزش و پرورش است.
حوري زاد افزود: برنامه درسي حرفي براي آموزش صلح ندارد و بيشتر از جنس خشونت زايي است؛ حجم زياد #کتابهاي_درسي و حجم تکاليف زياد و فشاري که به کودک وارد ميکند او را از درس خواندن منزجر ميکند؛ از سوي ديگر ناکارآمدي روشهاي تاريخ مصرف گذشته، کنکور، رقابت، ارتباطات نامطلوب، حجم زياد کتابها، معماري نامناسب فضاهاي آموزشي، بيعدالتي در مدرسه، دانشآموزان ساکت و بي حرکت و چيدمان صندلي و ميز و نيمکتها در شکلگيري خشونت در فضاي مدرسه تأثير دارند.
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها 👈اینجا
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
مکانیزمهای باز تولید خشونت در مدارس
یک استاد دانشگاه با بیان اینکه محتوای سنگین کتابهای درسی و تکالیف زیاد بیشتر از جنس خشونت زایی برای دانشآموزان است، گفت: مدرسه و برنامه درسی پنهان را به عنوان جعبه سیاه آموزش و پرورش باید بازخوانی ک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ویدیو_آموزشی
فیلم کوتاه
زود قضاوت نکنیم...
#فیلمهای پیرامون #تعلیم_تربیت
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
فیلم کوتاه
زود قضاوت نکنیم...
#فیلمهای پیرامون #تعلیم_تربیت
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
📚 نقل قول از نیویورک تایمز و والاستریت ژورنال درباره فواید حجاب و تشکیل گشت پوشش توسط پلیس نیویورک!
در #کتاب_درسی «پیامهای آسمان» پایه هفتم نوشته شده برخی نشریات معتبر غربی در گزارشهای خود مطالبی درباره فواید حجاب منتشر کردهاند.
نویسندگان کتاب درسی با استناد به مقالهای با عنوان «امنیت زنان در اسلام» که مدعیاند در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده درباره فواید حجاب و ایجاد امنیت برای زنان نوشتهاند و و به نقل از وال استریت مدعی شدهاند «پلیس در نیویورک، واحدهای گشتی مخصوص تذکر به زنان بدپوشش تاسیس کرده است.»
به نقل از کانال فکتنامه نه در والاستریت ژورنال و نه در هیچ نشریه دیگری نشانی از خبر تاسیس «واحد گشتی مخصوص تذکر به زنان بدپوشش» در نیویورک نیست.
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
در #کتاب_درسی «پیامهای آسمان» پایه هفتم نوشته شده برخی نشریات معتبر غربی در گزارشهای خود مطالبی درباره فواید حجاب منتشر کردهاند.
نویسندگان کتاب درسی با استناد به مقالهای با عنوان «امنیت زنان در اسلام» که مدعیاند در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده درباره فواید حجاب و ایجاد امنیت برای زنان نوشتهاند و و به نقل از وال استریت مدعی شدهاند «پلیس در نیویورک، واحدهای گشتی مخصوص تذکر به زنان بدپوشش تاسیس کرده است.»
به نقل از کانال فکتنامه نه در والاستریت ژورنال و نه در هیچ نشریه دیگری نشانی از خبر تاسیس «واحد گشتی مخصوص تذکر به زنان بدپوشش» در نیویورک نیست.
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
⭕️عالم بودن، معلم بودن یک شرف است ، یک افتخار است و عزت نفس خود را برای اینکه حق ام را نمی دهند نباید از دست داد و کرنش کرد .
🔹انسان یک شرف اش این است که اگر فقیر هم هست عزت نفس اش را حفظ کند. علی بن ابیطالب در نهج البلاغه جمله ای دارند که می گویند: "چقدر نیک است که ثروتمندان در برابر فقرا، تواضع و فروتنی کنند و از آن زیباتر اینکه فقرا در برابر اغنیا کبر بورزند". انسان اگر از لحاظ مادی هم افت بکند نباید عزت نفس اش را از دست بدهد. این نوع عجز و لابه ها با عزت نفس یک انسان منافات دارد. این معنایش این نیست که تو نباید بروی حق ات را بگیری، تو باید بروی از آن وزیر ، از آن کسی که رئیس اداره ات هست، از هرکس که هست باید بروی حق ات را بگیری ولی چنان بگیری که عزت نفس ات محفوظ بماند. خفیف نکن خودت را، خفیف نکن. حالا اوضاع و احوال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشورم چنان شده که حق من استیفا نمی شود ، اما من هنوز معتقدم که عالم بودن، #معلم بودن یک شرف است ، یک افتخار است و عزت نفس ام را به خاطر اینکه حق ام را نمی دهند از دست نمی دهم و بنابراین کرنش نمی کنم.
🔹من خودم هم معلم ام، همسرم هم معلم است و شرف ام هم به این است که معلم ام، من هیچ چیز را بهتر از معلمی دوست ندارم، اما می گویم ما معلمان باید عزت نفس مان را حفظ کنیم. حتی صورت خودمان را با سیلی سرخ نگه داریم برای اینکه دیگران فکر نکنند که حالا چون حقوق ما کم است، عزت نفس مان را هم از دست داده ایم ؛ آن وقت با ما رفتاری بکنن که نه فقط مادیت نداشته باشیم ، معنویت مان را هم از دست بدهیم.
🔹بنابراین معلمان باید جوری رفتار کنند که کاملاً عزت نفس از حرکات و سکنات شان ببارد و کسی به طمع نیفتد که به یک معلمی بگوید آقا بعد از ظهر ها بیا در مغازه من. این برای یک معلم بد است.معلم باید فقر را تحمل بکند و البته حق اش را بگیرد.
🔹بالاخره هر چیزی در جهان هزینه هایی دارد، هیچ اشکالی ندارد.به گفته ی نیما یوشیج :" تا چیزها ندهی چیزکی به تو نمی دهند". جهان قاعده اش این است. توجه به هر چیزی، روی کردن به هر چیزی، فقط به قیمت پشت کردن به بقیه است، اگر من توجه به علم کردم یکی از چیزها که باید به آن پشت بکنم ثروت است. اگر این را بگویی و بگویی که این وضع لباس مندرس ام هم هزینه ای است که برای علم آموزی دارم می پردازم و افتخار هم می کنم؛ این اشکالی ندارد. نه اینکه برعکس برود بگوید: مردم آخر و عاقبت علم این است! بروید از اول شاگرد مغازه بشوید، چهار صباح دیگر هم یک مغازه ای و یک حجره ای و... این ها. این که اشکالی ندارد اگر لباست همان لباس مندرس است که می پوشی، اشکال ندارد اما به شرط اینکه سند افتخار خودت بدانی، نه سند و مدرک برای ذلت و خفت.
➖مصطفی ملکیان،مصاحبه ای پیرامون نیازها و وظایف معلمان،گفتگوی حمید جعفری،اردیبهشت 94
🆔 @eduarticle
🔹انسان یک شرف اش این است که اگر فقیر هم هست عزت نفس اش را حفظ کند. علی بن ابیطالب در نهج البلاغه جمله ای دارند که می گویند: "چقدر نیک است که ثروتمندان در برابر فقرا، تواضع و فروتنی کنند و از آن زیباتر اینکه فقرا در برابر اغنیا کبر بورزند". انسان اگر از لحاظ مادی هم افت بکند نباید عزت نفس اش را از دست بدهد. این نوع عجز و لابه ها با عزت نفس یک انسان منافات دارد. این معنایش این نیست که تو نباید بروی حق ات را بگیری، تو باید بروی از آن وزیر ، از آن کسی که رئیس اداره ات هست، از هرکس که هست باید بروی حق ات را بگیری ولی چنان بگیری که عزت نفس ات محفوظ بماند. خفیف نکن خودت را، خفیف نکن. حالا اوضاع و احوال سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشورم چنان شده که حق من استیفا نمی شود ، اما من هنوز معتقدم که عالم بودن، #معلم بودن یک شرف است ، یک افتخار است و عزت نفس ام را به خاطر اینکه حق ام را نمی دهند از دست نمی دهم و بنابراین کرنش نمی کنم.
🔹من خودم هم معلم ام، همسرم هم معلم است و شرف ام هم به این است که معلم ام، من هیچ چیز را بهتر از معلمی دوست ندارم، اما می گویم ما معلمان باید عزت نفس مان را حفظ کنیم. حتی صورت خودمان را با سیلی سرخ نگه داریم برای اینکه دیگران فکر نکنند که حالا چون حقوق ما کم است، عزت نفس مان را هم از دست داده ایم ؛ آن وقت با ما رفتاری بکنن که نه فقط مادیت نداشته باشیم ، معنویت مان را هم از دست بدهیم.
🔹بنابراین معلمان باید جوری رفتار کنند که کاملاً عزت نفس از حرکات و سکنات شان ببارد و کسی به طمع نیفتد که به یک معلمی بگوید آقا بعد از ظهر ها بیا در مغازه من. این برای یک معلم بد است.معلم باید فقر را تحمل بکند و البته حق اش را بگیرد.
🔹بالاخره هر چیزی در جهان هزینه هایی دارد، هیچ اشکالی ندارد.به گفته ی نیما یوشیج :" تا چیزها ندهی چیزکی به تو نمی دهند". جهان قاعده اش این است. توجه به هر چیزی، روی کردن به هر چیزی، فقط به قیمت پشت کردن به بقیه است، اگر من توجه به علم کردم یکی از چیزها که باید به آن پشت بکنم ثروت است. اگر این را بگویی و بگویی که این وضع لباس مندرس ام هم هزینه ای است که برای علم آموزی دارم می پردازم و افتخار هم می کنم؛ این اشکالی ندارد. نه اینکه برعکس برود بگوید: مردم آخر و عاقبت علم این است! بروید از اول شاگرد مغازه بشوید، چهار صباح دیگر هم یک مغازه ای و یک حجره ای و... این ها. این که اشکالی ندارد اگر لباست همان لباس مندرس است که می پوشی، اشکال ندارد اما به شرط اینکه سند افتخار خودت بدانی، نه سند و مدرک برای ذلت و خفت.
➖مصطفی ملکیان،مصاحبه ای پیرامون نیازها و وظایف معلمان،گفتگوی حمید جعفری،اردیبهشت 94
🆔 @eduarticle
Telegraph
دیدگاه کاربران
👤 ۰ دیدگاه ثبت شده است. 💬 Send Comment | ثبت دیدگاه 💬
🖌 #حکایتها ، تاریخی ۱۵۵
ابوالمشاغل حکومت قاجار و پهلوی
مهدی قلی خان هدایت ملقب به مخبرالسلطنه در دو دوره تسلط پادشاهان قاجار و پهلوی مشاغل متعددی را بر عهده داشت. تعدد مشاغل و پستهای او به حدی بود که او را ابوالمشاغل شاهان قاجار و پهلوی خواندند. او شش سال صدراعظم رضاشاه، پنج بار وزیر فوائد عامه و تجارت، چهار بار وزیر علوم و دادگستری، سه بار استاندار آذربایجان، وزیر دارایی و داخله، استاندار فارس، نمایندگی چهارمین دوره مجلس شورای ملی و ریاست دیوان تمیز بود.
مهدی قلی در سال ۱۲۴۳ در تهران به دنیا آمد. او پسر علی قلی خان هدایت ملقب به مخبرالدوله، وزیر پست و تلگراف ناصرالدین شاه و وزیر داخلی مظفرالدین شاه و نواده رضا قلیخان ادیب، محقق، شاعر، تذکره نویس، سفیر خوازم، رییس مدرسه دارالفنون در تهران بود.
به زبانهای فارسی و عربی مسلط بود، رشته موسیقی را به صورت آکادمیک آموخته بود و کتاب معروفی در باب آموزش نت نوشت، در ریاضیات، هیات و فلسفه صاحبنظر بود، در علم حقوق، فیزیک، شیمی و علوم طبیعی هم به دلیل علاقمندی مطالعه داشت و تا حدودی در این علوم هم صاحب نظر بود.
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
ابوالمشاغل حکومت قاجار و پهلوی
مهدی قلی خان هدایت ملقب به مخبرالسلطنه در دو دوره تسلط پادشاهان قاجار و پهلوی مشاغل متعددی را بر عهده داشت. تعدد مشاغل و پستهای او به حدی بود که او را ابوالمشاغل شاهان قاجار و پهلوی خواندند. او شش سال صدراعظم رضاشاه، پنج بار وزیر فوائد عامه و تجارت، چهار بار وزیر علوم و دادگستری، سه بار استاندار آذربایجان، وزیر دارایی و داخله، استاندار فارس، نمایندگی چهارمین دوره مجلس شورای ملی و ریاست دیوان تمیز بود.
مهدی قلی در سال ۱۲۴۳ در تهران به دنیا آمد. او پسر علی قلی خان هدایت ملقب به مخبرالدوله، وزیر پست و تلگراف ناصرالدین شاه و وزیر داخلی مظفرالدین شاه و نواده رضا قلیخان ادیب، محقق، شاعر، تذکره نویس، سفیر خوازم، رییس مدرسه دارالفنون در تهران بود.
به زبانهای فارسی و عربی مسلط بود، رشته موسیقی را به صورت آکادمیک آموخته بود و کتاب معروفی در باب آموزش نت نوشت، در ریاضیات، هیات و فلسفه صاحبنظر بود، در علم حقوق، فیزیک، شیمی و علوم طبیعی هم به دلیل علاقمندی مطالعه داشت و تا حدودی در این علوم هم صاحب نظر بود.
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
✔️طوبی آزموده ٰبنیانگذار مدارس دخترانهٔ کنونی
#ویدیو_آموزشی
#ویدیو_خبری
توبا در ۱۲۵۷ شمسی در خانوادهای از طبقه متوسط در تهران به دنیا آمد. پدر وی میرزا حسن خان سرتیپ فردی باسواد و ارتشی بود. وی در خانه نزد آموزگاران سرخانه به تحصیل پرداخت و بعد از ازدواج نیز نزد معلمان خصوصی به آموختن فارسی و فرانسه و عربی ادامه داد. در ۱۴ سالگی به ازدواج مردی نظامی درآمد اما زود جدا شدند. توبا پس از جدایی چند سال درس خواند و به آموختن علوم مختلف مشغول شد.
او دبستان ناموس را در ۱۲۸۶ شمسی در تهران با مشقات فراوان و مخالفتهای بسیار تأسیس کرد. توبا این مدرسه را با پشتکار و مبارزه حفظ کرد و در سال ۱۳۰۷ نخستین دبیرستان دخترانه تهران را نیز تأسیس نمود.آزموده در سال ۱۳۱۵ در سن ۶۰ سالگی درگذشت.
فعالیتها
در سالهای پس از انقلاب مشروطه باسواد شدن زنان و تحصیل علم دختران از مهمترین خواستههای جنبش زنان ایران بود و اینچنین بود که تلاشها برای تأسیس مدرسه دخترانه آغاز شد. بانو آزموده در تهران نخستین مدرسه دخترانه را به نام «پرورش» در سال 1321 قمری (1282 خورشیدی) افتتاح کرد. اما به دلیل ضدیت و فشار مخالفان فرهنگ، عمر این مدرسه پس از چهار روز فعالیت به سر آمد. ماموران دولت با تهدید و فحاشی مدرسه را بستند. توبا آزموده به تأسیس مدرسه و آموزش دختران همت گماشت و مدرسه جدیدی را تحت عنوان دبستان دخترانه ناموس در سال ۱۲۸۶ در خیابان شاهپور (حافظ فعلی) و نزدیک چهار راه حسنآباد تأسیس کرد و به این سبب، نام او ماندگار شد. او توانست در مدتی کوتاه تعداد #مدارس_دخترانه را به شش مدرسه برساند و در سال ۱۲۹۳، یعنی ۸ سال پس از تأسیس اولین #مدرسه، ۳۴۷۴ دختر #دانشآموز را جذب این مدارس کند. آزموده، این مدارس را به صورت یکی از مهمترین و مجهزترین مدارس متوسطه کامل و کانون پرورش دختران متجدد درآورد. به عبارت دیگر اگر میرزا حسن رشدیه بنیانگذار مدارس کنونی پسرانه است، توبا آزموده را نیز باید بنیانگذار مدارس دخترانهٔ کنونی دانست.
🔸برای آگاهی بیشتربه سایت بانک مقاله ها 👈اینجا مراجعه نمایید.
منبع ویدیو: پژواک
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
#ویدیو_آموزشی
#ویدیو_خبری
توبا در ۱۲۵۷ شمسی در خانوادهای از طبقه متوسط در تهران به دنیا آمد. پدر وی میرزا حسن خان سرتیپ فردی باسواد و ارتشی بود. وی در خانه نزد آموزگاران سرخانه به تحصیل پرداخت و بعد از ازدواج نیز نزد معلمان خصوصی به آموختن فارسی و فرانسه و عربی ادامه داد. در ۱۴ سالگی به ازدواج مردی نظامی درآمد اما زود جدا شدند. توبا پس از جدایی چند سال درس خواند و به آموختن علوم مختلف مشغول شد.
او دبستان ناموس را در ۱۲۸۶ شمسی در تهران با مشقات فراوان و مخالفتهای بسیار تأسیس کرد. توبا این مدرسه را با پشتکار و مبارزه حفظ کرد و در سال ۱۳۰۷ نخستین دبیرستان دخترانه تهران را نیز تأسیس نمود.آزموده در سال ۱۳۱۵ در سن ۶۰ سالگی درگذشت.
فعالیتها
در سالهای پس از انقلاب مشروطه باسواد شدن زنان و تحصیل علم دختران از مهمترین خواستههای جنبش زنان ایران بود و اینچنین بود که تلاشها برای تأسیس مدرسه دخترانه آغاز شد. بانو آزموده در تهران نخستین مدرسه دخترانه را به نام «پرورش» در سال 1321 قمری (1282 خورشیدی) افتتاح کرد. اما به دلیل ضدیت و فشار مخالفان فرهنگ، عمر این مدرسه پس از چهار روز فعالیت به سر آمد. ماموران دولت با تهدید و فحاشی مدرسه را بستند. توبا آزموده به تأسیس مدرسه و آموزش دختران همت گماشت و مدرسه جدیدی را تحت عنوان دبستان دخترانه ناموس در سال ۱۲۸۶ در خیابان شاهپور (حافظ فعلی) و نزدیک چهار راه حسنآباد تأسیس کرد و به این سبب، نام او ماندگار شد. او توانست در مدتی کوتاه تعداد #مدارس_دخترانه را به شش مدرسه برساند و در سال ۱۲۹۳، یعنی ۸ سال پس از تأسیس اولین #مدرسه، ۳۴۷۴ دختر #دانشآموز را جذب این مدارس کند. آزموده، این مدارس را به صورت یکی از مهمترین و مجهزترین مدارس متوسطه کامل و کانون پرورش دختران متجدد درآورد. به عبارت دیگر اگر میرزا حسن رشدیه بنیانگذار مدارس کنونی پسرانه است، توبا آزموده را نیز باید بنیانگذار مدارس دخترانهٔ کنونی دانست.
🔸برای آگاهی بیشتربه سایت بانک مقاله ها 👈اینجا مراجعه نمایید.
منبع ویدیو: پژواک
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
Telegram
-
⚠️ترک تحصيل يک ميليوني و پيامدهاي اجتماعي و رواني آن
خبر #ترک_تحصيل نزديک به يک ميليون #دانشآموز (970هزار نفر) را اگر به شمار بازماندگان از تحصيل از همان دوره ابتدايي اضافه کنيم، با چشماندازي مواجه ميشويم که در آيندهاي نزديک به سوي جامعه گشوده خواهد شد و پيامدهاي آن از سطوح اجتماعي، فرهنگي و سياسي خواهد گذشت و بيشترين آسيب را به بدنه نحيف «فرهنگ و روان» فرد و جامعه وارد خواهد کرد.
نخستين پيامد ترک تحصيل دانشآموزان، کاستن از ميزان سواد و معلومات آنها و کل جامعه است؛ سطح کمي و کيفي آموزش در مدارس کشور را هرچه قدر هم که پايين تصور کنيم، بدون ترديد يک دانشآموز سال آخر دبيرستان از همه جهات، معلومات بيشتري نسبت به همکلاسي پيشين خود دارد که در دوره يا پايههاي گذشته، از تحصيل بازمانده است.
مقصر کرونا باشد يا شرايط اقتصادي يا فقر فرهنگي و اقتصادي خانوادها، بايد فکري عاجل کرد و اقدامي زودهنگام؛ يادمان باشد اين آسيبها به افراد ترک تحصيلي محدود نخواهد ماند و دير يا زود دامان کل جامعه را خواهد گرفت.| دکتر محمدرضا رئيسي|ايرنا
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها 👈اینجا
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
خبر #ترک_تحصيل نزديک به يک ميليون #دانشآموز (970هزار نفر) را اگر به شمار بازماندگان از تحصيل از همان دوره ابتدايي اضافه کنيم، با چشماندازي مواجه ميشويم که در آيندهاي نزديک به سوي جامعه گشوده خواهد شد و پيامدهاي آن از سطوح اجتماعي، فرهنگي و سياسي خواهد گذشت و بيشترين آسيب را به بدنه نحيف «فرهنگ و روان» فرد و جامعه وارد خواهد کرد.
نخستين پيامد ترک تحصيل دانشآموزان، کاستن از ميزان سواد و معلومات آنها و کل جامعه است؛ سطح کمي و کيفي آموزش در مدارس کشور را هرچه قدر هم که پايين تصور کنيم، بدون ترديد يک دانشآموز سال آخر دبيرستان از همه جهات، معلومات بيشتري نسبت به همکلاسي پيشين خود دارد که در دوره يا پايههاي گذشته، از تحصيل بازمانده است.
مقصر کرونا باشد يا شرايط اقتصادي يا فقر فرهنگي و اقتصادي خانوادها، بايد فکري عاجل کرد و اقدامي زودهنگام؛ يادمان باشد اين آسيبها به افراد ترک تحصيلي محدود نخواهد ماند و دير يا زود دامان کل جامعه را خواهد گرفت.| دکتر محمدرضا رئيسي|ايرنا
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها 👈اینجا
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
ترک تحصیل یک میلیونی و پیامدهای اجتماعی و روانی آن
خبر ترک تحصیل نزدیک به یک میلیون دانشآموز (۹۷۰هزار نفر) را اگر به شمار بازماندگان از تحصیل از همان دوره ابتدایی اضافه کنیم، با چشماندازی مواجه میشویم که در آیندهای نزدیک به سوی جامعه گشوده خواهد
🖌 #حکایتها ، ۱۵۶
آمده است که کنفسیوس وقتی مغضوب امپراطور چین و محکوم به اعدام شد، شب قبل ازاعدام که در زندان بود، به همبندی خود گفت ببین این پروانه وقتی بالهایش را باز میکند چه رنگی پیدا میکند و وقتی بالهایش را میبندد چه رنگی! همبندی او گفت: من گمان میکردم تو آدم فرزانهای باشی اما میبینم ابلهی بیش نیستی. توچگونه با اطلاع از اینکه فردا اعدام میشوی میتوانی به این دل خوش کنی؟ کنفوسیوس گفت من نمیگذارم مُردن فردایم مانع لذت بُردن از اکنونم شود. ضمن اینکه اگر میدانستم این لذت نبُردن، موجب تخفیف مجازات و مرگ من میشود از آن چشمپوشی میکردم، اما وقتی میدانم تأثیری ندارد، چرا از همین مقدار لذت، خودم را محروم کنم.
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
آمده است که کنفسیوس وقتی مغضوب امپراطور چین و محکوم به اعدام شد، شب قبل ازاعدام که در زندان بود، به همبندی خود گفت ببین این پروانه وقتی بالهایش را باز میکند چه رنگی پیدا میکند و وقتی بالهایش را میبندد چه رنگی! همبندی او گفت: من گمان میکردم تو آدم فرزانهای باشی اما میبینم ابلهی بیش نیستی. توچگونه با اطلاع از اینکه فردا اعدام میشوی میتوانی به این دل خوش کنی؟ کنفوسیوس گفت من نمیگذارم مُردن فردایم مانع لذت بُردن از اکنونم شود. ضمن اینکه اگر میدانستم این لذت نبُردن، موجب تخفیف مجازات و مرگ من میشود از آن چشمپوشی میکردم، اما وقتی میدانم تأثیری ندارد، چرا از همین مقدار لذت، خودم را محروم کنم.
مقاله، ویدیو آموزشی🌺 @eduartcle
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 #ویدیو_خبری
🎥 کشمکشهای بیسرانجام بر سر لایحه رتبهبندی معلمان / اعتمادآنلاین
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
🎥 کشمکشهای بیسرانجام بر سر لایحه رتبهبندی معلمان / اعتمادآنلاین
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
معلمان و مکانیسم پیگیری مطالباتشان
در یک وضعیت مطلوب، #معلمان به عنوان مهمترین قشر فرهنگساز جامعه نباید دغدغۀ معیشت داشته باشند. درآمد آنها باید برای ادارۀ زندگیشان مکفی باشد. طبعاً فردی که حرفۀ معلمی را انتخاب میکند بنا به سرشت فرهنگی و معنوی این شغل، عملاً از خیر یک زندگی پرتجمل و همراه با رفاه بالا چشم پوشیده است، اما لازم است زندگیاش به عنوان عضوی از طبقۀ میانی جامعه کاملاً تأمین و بدون هرگونه دردسر باشد تا تمام فکر و ذکر خود را صرف تعلیم و تربیت فرزندان مردم کند.
در سالهای اخیر تورم لگام گسیخته، درآمد عموم مردم را بیرحمانه میبلعد و در این میان، فرهنگیان کشور با حقوقی که معمولاً متناسب با نرخ تورم افزایش نمییابد، دچار مشکلات معیشتی شدهاند و صدای اعتراضشان بلند شده است.
از طرفی، حکومت هم با کسری بودجه و تحریمهای اقتصادی روبروست و توفیقی در مهار تورم ندارد. قاعدتاً وظیفۀ حکومت در درجۀ نخست این است که در جهت لغو تحریمها بکوشد، اقتصاد را پویا و پررونق کند، تورم را لگام زند و سطح زندگی عموم مردم بخصوص کارکنان خود را تا رفع دغدغههای ذهنی آنان بهبود بخشد.
صرفنظر از اینکه این کارها از حکومت برمیآید یا نمیآید، در حال حاضر فرهنگیان به جان آمدهاند و دولت هم دچار کسری بودجه است. پس زورآزمایی آنها با یکدیگر تا حدودی گریزناپذیر است.
با این حال، این زورآزمایی اگر قرار به رسیدن به نتیجه باشد، ضوابطی دارد که از هر دو سوی ماجرا لازم است رعایت شود، در غیر این صورت چه بسا عواقبی خارج از ارادۀ هر دو طرف به بار آورد که وضع کلی کشور را از این هم که هست خرابتر کند.
در سوی #فرهنگیان، به نظرم آنان لازم است که نمایندگانی مورد اجماع، برای مذاکره و گفتگو با نهادهای رسمی انتخاب کنند. این نمایندگان باید با فن گفتگو و مذاکره کاملاً آشنا و از قدرتِ اقناعسازیِ طرف مقابل برخوردار باشند. این کار علاوه بر بیان و کلامی رسا و متقن، مستلزم شناخت مجموعۀ امکانات و محدودیتهای هر دو طرف گفتگوست تا راه حلی عملی پیدا شود. افراد هیجانی و تندمزاج و ناآشنا به امکانات و محدودیتها، معمولاً این قبیل چهرهها را به "سازشکاری" متهم و با بدنام کردن آنها از میدان خارجشان میکنند، حال آنکه خودشان هم توان مذاکرۀ معطوف به حل مشکل را ندارند و عملاً کار را به وخامت بیشتر میکشانند.
از این رو، نمایندگان فرهنگیان باید از طریق مصاحبه با رسانهها، دانش و خردمندی و قدرت اقناع کنندگی خود را به نمایش بگذارند تا تمامیت جامعه نسبت به حقانیت مطالبات آنها قانع شود و از آنها حمایت کند. این حمایت طبعاً جنبۀ معنوی دارد و به مفهموم حضور دیگر اقشار جامعه در اعتراضهای صنفی آنها نیست. بنابراین، فرهنگیان مانند دیگر گروههای صنفی و شغلی در این زمینه باید صرفاً به قدرت خود متکی باشند و کار خود را با تکیه به زانوی خویش به پیش ببرند.
در سوی نهادهای حاکم اما آنها باید پیش از هر چیز ،حق اعتراض و اعتصاب و هر کنش مسالمتجویانه و منضبط فرهنگیان و دیگر اقشار را به رسمیت شناسند. راهِ شکلگیری نهادهای مدنی و صنفی به نمایندگی از عموم آنان را در محیطی کاملاً امن و آزاد، هموار و تسهیل کنند و در هر موضوع مورد اختلاف با آنها وارد مذاکره و گفتگو شوند.
استفادۀ دولت از هر گونه ابزار زور و یا اعمال قدرت و خشونت در برابر فرهنگیان کاملاً نامشروع است و بازداشت فعالان این حوزه به هر دلیلی، محلی از اعراب ندارد و لازم است معلمان زندانی هرچه سریعتر آزاد شوند. همانطور اعتراض فرهنگیان هم باید مقید به ضوابط مدنی و مسالمتآمیز باشد و از این چارچوب گامی فراتر نگذارد زیرا در غیر این صورت، برخی نهادهای خوگرفته به اعمال زور با امنیتی نشان دادن تجمعات صنفی زمینۀ برخورد با آنها را فراهم میآورند و وضع را به تشنج میکشانند به گونهای که اصلِ داستان به حاشیه میرود.
اگر این قبیل مکانیسمهای حل اختلاف در کشور ما نهادینه شود، میتوان برای کشورمان آیندهای متصور شد، اما بدبختانه، فرهنگ کشور ما در اغلب سطوح آن، با این نوع کنشها بیگانه است؛ بخصوص در سطحِ نهادهای حاکم!
احمد زیدآبادی
🆔 @eduarticle
در یک وضعیت مطلوب، #معلمان به عنوان مهمترین قشر فرهنگساز جامعه نباید دغدغۀ معیشت داشته باشند. درآمد آنها باید برای ادارۀ زندگیشان مکفی باشد. طبعاً فردی که حرفۀ معلمی را انتخاب میکند بنا به سرشت فرهنگی و معنوی این شغل، عملاً از خیر یک زندگی پرتجمل و همراه با رفاه بالا چشم پوشیده است، اما لازم است زندگیاش به عنوان عضوی از طبقۀ میانی جامعه کاملاً تأمین و بدون هرگونه دردسر باشد تا تمام فکر و ذکر خود را صرف تعلیم و تربیت فرزندان مردم کند.
در سالهای اخیر تورم لگام گسیخته، درآمد عموم مردم را بیرحمانه میبلعد و در این میان، فرهنگیان کشور با حقوقی که معمولاً متناسب با نرخ تورم افزایش نمییابد، دچار مشکلات معیشتی شدهاند و صدای اعتراضشان بلند شده است.
از طرفی، حکومت هم با کسری بودجه و تحریمهای اقتصادی روبروست و توفیقی در مهار تورم ندارد. قاعدتاً وظیفۀ حکومت در درجۀ نخست این است که در جهت لغو تحریمها بکوشد، اقتصاد را پویا و پررونق کند، تورم را لگام زند و سطح زندگی عموم مردم بخصوص کارکنان خود را تا رفع دغدغههای ذهنی آنان بهبود بخشد.
صرفنظر از اینکه این کارها از حکومت برمیآید یا نمیآید، در حال حاضر فرهنگیان به جان آمدهاند و دولت هم دچار کسری بودجه است. پس زورآزمایی آنها با یکدیگر تا حدودی گریزناپذیر است.
با این حال، این زورآزمایی اگر قرار به رسیدن به نتیجه باشد، ضوابطی دارد که از هر دو سوی ماجرا لازم است رعایت شود، در غیر این صورت چه بسا عواقبی خارج از ارادۀ هر دو طرف به بار آورد که وضع کلی کشور را از این هم که هست خرابتر کند.
در سوی #فرهنگیان، به نظرم آنان لازم است که نمایندگانی مورد اجماع، برای مذاکره و گفتگو با نهادهای رسمی انتخاب کنند. این نمایندگان باید با فن گفتگو و مذاکره کاملاً آشنا و از قدرتِ اقناعسازیِ طرف مقابل برخوردار باشند. این کار علاوه بر بیان و کلامی رسا و متقن، مستلزم شناخت مجموعۀ امکانات و محدودیتهای هر دو طرف گفتگوست تا راه حلی عملی پیدا شود. افراد هیجانی و تندمزاج و ناآشنا به امکانات و محدودیتها، معمولاً این قبیل چهرهها را به "سازشکاری" متهم و با بدنام کردن آنها از میدان خارجشان میکنند، حال آنکه خودشان هم توان مذاکرۀ معطوف به حل مشکل را ندارند و عملاً کار را به وخامت بیشتر میکشانند.
از این رو، نمایندگان فرهنگیان باید از طریق مصاحبه با رسانهها، دانش و خردمندی و قدرت اقناع کنندگی خود را به نمایش بگذارند تا تمامیت جامعه نسبت به حقانیت مطالبات آنها قانع شود و از آنها حمایت کند. این حمایت طبعاً جنبۀ معنوی دارد و به مفهموم حضور دیگر اقشار جامعه در اعتراضهای صنفی آنها نیست. بنابراین، فرهنگیان مانند دیگر گروههای صنفی و شغلی در این زمینه باید صرفاً به قدرت خود متکی باشند و کار خود را با تکیه به زانوی خویش به پیش ببرند.
در سوی نهادهای حاکم اما آنها باید پیش از هر چیز ،حق اعتراض و اعتصاب و هر کنش مسالمتجویانه و منضبط فرهنگیان و دیگر اقشار را به رسمیت شناسند. راهِ شکلگیری نهادهای مدنی و صنفی به نمایندگی از عموم آنان را در محیطی کاملاً امن و آزاد، هموار و تسهیل کنند و در هر موضوع مورد اختلاف با آنها وارد مذاکره و گفتگو شوند.
استفادۀ دولت از هر گونه ابزار زور و یا اعمال قدرت و خشونت در برابر فرهنگیان کاملاً نامشروع است و بازداشت فعالان این حوزه به هر دلیلی، محلی از اعراب ندارد و لازم است معلمان زندانی هرچه سریعتر آزاد شوند. همانطور اعتراض فرهنگیان هم باید مقید به ضوابط مدنی و مسالمتآمیز باشد و از این چارچوب گامی فراتر نگذارد زیرا در غیر این صورت، برخی نهادهای خوگرفته به اعمال زور با امنیتی نشان دادن تجمعات صنفی زمینۀ برخورد با آنها را فراهم میآورند و وضع را به تشنج میکشانند به گونهای که اصلِ داستان به حاشیه میرود.
اگر این قبیل مکانیسمهای حل اختلاف در کشور ما نهادینه شود، میتوان برای کشورمان آیندهای متصور شد، اما بدبختانه، فرهنگ کشور ما در اغلب سطوح آن، با این نوع کنشها بیگانه است؛ بخصوص در سطحِ نهادهای حاکم!
احمد زیدآبادی
🆔 @eduarticle
Telegraph
دیدگاه کاربران
👤 ۰ دیدگاه ثبت شده است. 💬 Send Comment | ثبت دیدگاه 💬
🔺يك سند جديد جايگزين كنوانسيون حقوق #كودك
🔹رئیسجمهور چندی پیش سند ملی حقوق کودک و نوجوان را برای اجرا به دستگاهها ابلاغ کرد، سندی که نگارندگانش ادعا دارند میتواند جایگزین خوبی برای پیماننامه کنوانسیون حقوق کودک و نوجوان شود. این در حالی است که طبق نظر بسیاری از فعالان حوزه کودک، این سند ایراداتی اساسی دارد که حتی منجر به آسیب بیشتر به کودکان خواهد شد. یکی از آسیبهای اساسی این سند، تفکیک بین کودکان از نظر مذهب، جنسیت و قومیت است. کودکانی که جزء بیدفاعترین اقشار و گروههای جامعه محسوب میشوند و قانون باید حامی جدی آنها باشد، اما گاه مفاد پیماننامه کنوانسیون هم به درستی برای آنها اجرا نمیشود و حالا حرف از سندی ملی با رویکرد خاصی از اسلام است که احتمال افزایش چالشهای این حوزه را در پی دارد.
🔻گزارش «نسترن فرخه» را اینجا بخوانید:
https://eduarticle.me/?p=6167
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
🔹رئیسجمهور چندی پیش سند ملی حقوق کودک و نوجوان را برای اجرا به دستگاهها ابلاغ کرد، سندی که نگارندگانش ادعا دارند میتواند جایگزین خوبی برای پیماننامه کنوانسیون حقوق کودک و نوجوان شود. این در حالی است که طبق نظر بسیاری از فعالان حوزه کودک، این سند ایراداتی اساسی دارد که حتی منجر به آسیب بیشتر به کودکان خواهد شد. یکی از آسیبهای اساسی این سند، تفکیک بین کودکان از نظر مذهب، جنسیت و قومیت است. کودکانی که جزء بیدفاعترین اقشار و گروههای جامعه محسوب میشوند و قانون باید حامی جدی آنها باشد، اما گاه مفاد پیماننامه کنوانسیون هم به درستی برای آنها اجرا نمیشود و حالا حرف از سندی ملی با رویکرد خاصی از اسلام است که احتمال افزایش چالشهای این حوزه را در پی دارد.
🔻گزارش «نسترن فرخه» را اینجا بخوانید:
https://eduarticle.me/?p=6167
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
🔻علم در خدمت صلح و پايداري
در حالی که از سال ۱۹۹۹روزی با عنوان «روز جهانی علم درخدمت #صلح و توسعه» در تقویمها وارد شد، تاکنون تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا از مزایای #علم و فناوری در جهت بهبود کیفیت زندگی بشریت بهره برداری شود، ولی به گفته محققان تنها در پاندمی کرونا بود که این هدف نهایی جهانی معنا یافت؛ از این رو پیشنهاد میشود جوامع با هوشمندی، استفاده از علم را در راس امور قرار دهند؛ چرا که چنین جامعهای پایدارتر میشود و چون بر مبنای دادههای علمی کارشان را پیش میبرند، توسعهیافتهتر میشوند.
در رویکرد جدید #یونسکو، صلح به معنای نبود جنگ بین دولتها نیست، بلکه میتواند به معنای شرایط مدیریت سازنده ملی، حل و فصل اختلافات و ایجاد هماهنگی در بخشهای بین نهادی یک جامعه باشد. بهرهمندی از روشهای علمی میتواند دیدگاه مشترکی برای نگاه به جهان ارائه دهد و به جای تمرکز بر تفاوتها، بر نقاط مشترک تاکید کند تا به صلح فرصت شکوفا شدن داده شود.
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها 👈اینجا
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
در حالی که از سال ۱۹۹۹روزی با عنوان «روز جهانی علم درخدمت #صلح و توسعه» در تقویمها وارد شد، تاکنون تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا از مزایای #علم و فناوری در جهت بهبود کیفیت زندگی بشریت بهره برداری شود، ولی به گفته محققان تنها در پاندمی کرونا بود که این هدف نهایی جهانی معنا یافت؛ از این رو پیشنهاد میشود جوامع با هوشمندی، استفاده از علم را در راس امور قرار دهند؛ چرا که چنین جامعهای پایدارتر میشود و چون بر مبنای دادههای علمی کارشان را پیش میبرند، توسعهیافتهتر میشوند.
در رویکرد جدید #یونسکو، صلح به معنای نبود جنگ بین دولتها نیست، بلکه میتواند به معنای شرایط مدیریت سازنده ملی، حل و فصل اختلافات و ایجاد هماهنگی در بخشهای بین نهادی یک جامعه باشد. بهرهمندی از روشهای علمی میتواند دیدگاه مشترکی برای نگاه به جهان ارائه دهد و به جای تمرکز بر تفاوتها، بر نقاط مشترک تاکید کند تا به صلح فرصت شکوفا شدن داده شود.
🔸متن کامل مطلب در سایت بانک مقاله ها 👈اینجا
مقاله،ویدیو آموزشی 🌺 @eduarticle
بانک مقاله های آموزشی و فرهنگی
علم در خدمت صلح و پایداری
در حالی که از سال ۱۹۹۹روزی با عنوان «روز جهانی علم درخدمت صلح و توسعه» در تقویمها وارد شد، تاکنون تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا از مزایای علم و فناوری در جهت بهبود کیفیت زندگی بشریت بهره برداری شو