This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 صحبتهای یاسر رفسنجانی در کلابهاوس، مبنی بر تمدید اجباری مرخصی برادرش مهدی هاشمی توسط مسوولین زندان، و همینطور هم تایید تلویحی عمدی بودن آتشسوزی #زندان_اوین
شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۱
💎 @iranyarannetwork1398
شنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۱
💎 @iranyarannetwork1398
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠در این فیلم کاملا مشهود است که آتشنشانها عجلهای برای رسیدن و مهار آتش گسترده در #زندان_اوین را ندارند! بهتر است بگوییم اینگونه دستور دارند!!
#زندان_اوین
#مهسا_امینی
#قیام_تا_سرنگونی
#اعتصابات_سراسری
💎 @iranyarannetwork1398
#زندان_اوین
#مهسا_امینی
#قیام_تا_سرنگونی
#اعتصابات_سراسری
💎 @iranyarannetwork1398
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠فوری | ۲۶ آذر
اعتراض در زندان مرکزی #کرج
از چند ساعت گذشته، زندانیان در جریان آماده سازی چهار تن از زندانیان برای اجرای حکم وحشیانه اعدام، با مامورهای سرکوبگر حکومت در زندان درگیر شدند. هنوز خبر دقیقی از وضعیت زندانیان #زندان_مرکزی_کرج مخابره نشده.
#من_به_راهپیمایی_میلیونی_میپیوندم
💎@iranyarannetwork1398
اعتراض در زندان مرکزی #کرج
از چند ساعت گذشته، زندانیان در جریان آماده سازی چهار تن از زندانیان برای اجرای حکم وحشیانه اعدام، با مامورهای سرکوبگر حکومت در زندان درگیر شدند. هنوز خبر دقیقی از وضعیت زندانیان #زندان_مرکزی_کرج مخابره نشده.
#من_به_راهپیمایی_میلیونی_میپیوندم
💎@iranyarannetwork1398
💠 #فوری فوری
یک منبع موثق درباره وضعیت #زندان_مرکزی_کرج گفت:
«لطفا خبر #کرج را همه جا پخش کنید چون جان خیلیها درخطر است.
حدود ۵۰نفر بخاطر جراحت شدید به بیمارستان مدنی منتقل شدند
یک نفر بخاطر تیر مستقیم در سرش فوت کرد
و مهم تر اینکه:
حدود ۸۰ نفرو از سالن های ۲ و ۳ و ۴ بردن انفرادی و دادستان #کرج رفته داخل زندان به زندانیا گفته حکم هرکسی که در این شورش به انفرادی برده شده اجرا میشه
۱۲نفرم از قبل برده بودن اینا اجراشون قطعیه
درمیان این ۱۲نفر برخی بازداشتیهای اخیر بودند که گمنام برای اعدام برده شدند
مجروح زیاده واجازه نمیدن دکتر بالای سرآنها بیاید.
مردم در حال تجمع مقابل بیمارستان مدنی هستند.
درحال حاضر اینترنت کرج بیش از ۹۰ درصد قطع است و خبرها به سختی می رسد.
کانون حقوق بشر ایران
#زندان_مرکزی_کرج
#ندامتگاه_مرکزی_کرج
#من_به_راهپیمایی_میلیونی_میپیوندم
💎 @iranyarannetwork1398
یک منبع موثق درباره وضعیت #زندان_مرکزی_کرج گفت:
«لطفا خبر #کرج را همه جا پخش کنید چون جان خیلیها درخطر است.
حدود ۵۰نفر بخاطر جراحت شدید به بیمارستان مدنی منتقل شدند
یک نفر بخاطر تیر مستقیم در سرش فوت کرد
و مهم تر اینکه:
حدود ۸۰ نفرو از سالن های ۲ و ۳ و ۴ بردن انفرادی و دادستان #کرج رفته داخل زندان به زندانیا گفته حکم هرکسی که در این شورش به انفرادی برده شده اجرا میشه
۱۲نفرم از قبل برده بودن اینا اجراشون قطعیه
درمیان این ۱۲نفر برخی بازداشتیهای اخیر بودند که گمنام برای اعدام برده شدند
مجروح زیاده واجازه نمیدن دکتر بالای سرآنها بیاید.
مردم در حال تجمع مقابل بیمارستان مدنی هستند.
درحال حاضر اینترنت کرج بیش از ۹۰ درصد قطع است و خبرها به سختی می رسد.
کانون حقوق بشر ایران
#زندان_مرکزی_کرج
#ندامتگاه_مرکزی_کرج
#من_به_راهپیمایی_میلیونی_میپیوندم
💎 @iranyarannetwork1398
💠اسامیِ زنان زندانی سیاسی که در #زندان_کچویی دست به اعتصاب غذای خشک زدهاند:
#فاطمه_جمالپور
#حمیده_زراعی
#نیلوفر_کردونی
#سمیه_معصومی
#آرمیتا_عباسی
#فاطمه_نظرینژاد
#انسیه_موسوی
#ژاسمن_حاجمیرزامحمدی
#الهام_مدرسی
#مایده_سهرابی
#فاطمه_مصلححیدرزاده
#نیلوفر_شاکری
#مرضیه_میرقاسم
#شهرزاد_درخشان
#فاطمه_حربی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
💎 @iranyarannetwork1398
#فاطمه_جمالپور
#حمیده_زراعی
#نیلوفر_کردونی
#سمیه_معصومی
#آرمیتا_عباسی
#فاطمه_نظرینژاد
#انسیه_موسوی
#ژاسمن_حاجمیرزامحمدی
#الهام_مدرسی
#مایده_سهرابی
#فاطمه_مصلححیدرزاده
#نیلوفر_شاکری
#مرضیه_میرقاسم
#شهرزاد_درخشان
#فاطمه_حربی
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#زن_زندگی_آزادی
#مهسا_امینی
💎 @iranyarannetwork1398
💠 #جان سهیلا حجاب در خطر است!
#سهیلا_حجاب ، #زندانی_سیاسی #مشروطه_خواه محبوس در #زندان #کرمانشاه در آخرین مورد رسیدگی به پروندههای جدیدی که در زندان برای او گشوده شده، توسط شعبه یک دادگاه انقلاب کرمانشاه به ریاست #حیدریان و مستشاری #ولی_محمدی به اتهام #ارسال_فایل_صوتی از زندان به یک سال حبس دیگر محکوم شد.
این زندانی سیاسی در طول دوران حبس که بیشتر از چهار سال از آن میگذرد، تحت فشارهای بسیار و محدودیتهای گوناگون بوده و این فشارها نه تنها علیه او بلکه بر خانواده وی نیز ادامه دارد.
با وجود اینکه خانم حجاب از ماهها قبل به خاطر #آسیب وارده در ناحیه پا، کمر و زانو نیاز به #مرخصی #درمانی دارد، اما در پی #کارشکنی مسئولان زندان هنوز با مرخصی #استعلاجی او موافقت نشده است.
با این حال بسیاری از #سازمان های #مدافع و #کنشگر #حقوق_بشر برخلاف رسالت خود با #بایکوت_رسانهای این زندانی سیاسی همچنان در قبال #ظلمهای مضاعفی که در زندان بر خانم حجاب روا داشته میشود، #سکوت رسانهای پیش گرفتهاند و به طور #گزینشی و #سلیقهای اقدام به حمایت از زندانیان میکنند.
#سهیلا_حجاب
💎 @iranyarannetwork1398
#سهیلا_حجاب ، #زندانی_سیاسی #مشروطه_خواه محبوس در #زندان #کرمانشاه در آخرین مورد رسیدگی به پروندههای جدیدی که در زندان برای او گشوده شده، توسط شعبه یک دادگاه انقلاب کرمانشاه به ریاست #حیدریان و مستشاری #ولی_محمدی به اتهام #ارسال_فایل_صوتی از زندان به یک سال حبس دیگر محکوم شد.
این زندانی سیاسی در طول دوران حبس که بیشتر از چهار سال از آن میگذرد، تحت فشارهای بسیار و محدودیتهای گوناگون بوده و این فشارها نه تنها علیه او بلکه بر خانواده وی نیز ادامه دارد.
با وجود اینکه خانم حجاب از ماهها قبل به خاطر #آسیب وارده در ناحیه پا، کمر و زانو نیاز به #مرخصی #درمانی دارد، اما در پی #کارشکنی مسئولان زندان هنوز با مرخصی #استعلاجی او موافقت نشده است.
با این حال بسیاری از #سازمان های #مدافع و #کنشگر #حقوق_بشر برخلاف رسالت خود با #بایکوت_رسانهای این زندانی سیاسی همچنان در قبال #ظلمهای مضاعفی که در زندان بر خانم حجاب روا داشته میشود، #سکوت رسانهای پیش گرفتهاند و به طور #گزینشی و #سلیقهای اقدام به حمایت از زندانیان میکنند.
#سهیلا_حجاب
💎 @iranyarannetwork1398
Audio
💠با درود
پیام #منوچهر_بختیاری که از #زندان_قزوین به مناسبت نوروز ۱۴۰۲ و بشارت گذار کامل از جمهوری اسلامی هست ،جهت انتشار به شما ارسال میشود.
۲۰ مارس ۲۰۲۳
۲۹ اسفند ۱۴۰۱
💎 @iranyarannetwork1398
پیام #منوچهر_بختیاری که از #زندان_قزوین به مناسبت نوروز ۱۴۰۲ و بشارت گذار کامل از جمهوری اسلامی هست ،جهت انتشار به شما ارسال میشود.
۲۰ مارس ۲۰۲۳
۲۹ اسفند ۱۴۰۱
💎 @iranyarannetwork1398
💠#امروز_در_تاریخ / ۲۸ فروردین ۱۳۶۰، روز دستگیری سعید سلطانپور در جشن عروسیاش توسط واحد اطلاعات سپاه پاسداران به فرماندهی #محسن_رضایی است.
#سعید_سلطانپور ، شاعر، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر، بازیگر، آموزگار، عضو #کانون_نویسندگان_ایران و فعال سیاسی چپگرای ایرانی بود.
او سال ۱۳۱۹ در #سبزوار متولد شد و از سال ۱۳۳۹ فعالیت هنری خود را آغاز کرد. دفتر شعرهای میرا را در سال ۱۳۴۷ منتشر کرد که ممنوعالانتشار شد.
سال ۱۳۴۹ حین کارگردانی نمایش «آموزگاران» با هجوم ساواک به سالن دستگیر شد.
نیروهای سپاه پاسداران در ۲۸ فروردین ۱۳۶۰ در شب عروسیاش او را به اتهام عضویت در سازمان چریکهای فدائی خلق ایران دستگیر کردند و دوماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، #محمدی_گیلانی حاکم شرع وقت در #زندان_اوین در یک محاکمه کوتاه وی را به اعدام محکوم کرد و روز ۳۱ خرداد ۶۰، اعدام شد.
#جنایات_سپاه #تاریخ_جنایات_جمهوری_اسلامی
💎 @iranyarannetwork1398
#سعید_سلطانپور ، شاعر، نمایشنامهنویس و کارگردان تئاتر، بازیگر، آموزگار، عضو #کانون_نویسندگان_ایران و فعال سیاسی چپگرای ایرانی بود.
او سال ۱۳۱۹ در #سبزوار متولد شد و از سال ۱۳۳۹ فعالیت هنری خود را آغاز کرد. دفتر شعرهای میرا را در سال ۱۳۴۷ منتشر کرد که ممنوعالانتشار شد.
سال ۱۳۴۹ حین کارگردانی نمایش «آموزگاران» با هجوم ساواک به سالن دستگیر شد.
نیروهای سپاه پاسداران در ۲۸ فروردین ۱۳۶۰ در شب عروسیاش او را به اتهام عضویت در سازمان چریکهای فدائی خلق ایران دستگیر کردند و دوماه بعد در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰، #محمدی_گیلانی حاکم شرع وقت در #زندان_اوین در یک محاکمه کوتاه وی را به اعدام محکوم کرد و روز ۳۱ خرداد ۶۰، اعدام شد.
#جنایات_سپاه #تاریخ_جنایات_جمهوری_اسلامی
💎 @iranyarannetwork1398
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
💠محمد نجفی، وکیل دادگستری، روز دوشنبه چهارم اردیبهشتماه به #زندان_اراک بازگشته است
در پروندهای که در دوره حبس برای #محمد_نجفی باز شده او از سوی دادگاه کیفری دو #اراک و #دادگاه_انقلاب این شهر به مجموع سه سال حبس و جزای نقدی محکوم شده است.
#مهسا_امینی #انقلاب_آزادی_ایران
💎 @iranyarannetwork1398
در پروندهای که در دوره حبس برای #محمد_نجفی باز شده او از سوی دادگاه کیفری دو #اراک و #دادگاه_انقلاب این شهر به مجموع سه سال حبس و جزای نقدی محکوم شده است.
#مهسا_امینی #انقلاب_آزادی_ایران
💎 @iranyarannetwork1398
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💠 عباس واحدیان شاهرودی که دومین سال حبس خود را در زندان وکیلآباد مشهد پشت سر نهاده، در یک فایل صوتی شرایط جسمی خود را توضیح میدهد.
او در تفسیر بیماری خود میگوید: «کف پاهایم به قدری درد میکند که هر قدم که برمیداریم، جگرم درمیآید»
امروز چهارشنبه بیست و نهم شهریور سال هزار و چهارصد و دو، خانواده این زندانی سیاسی عضو #بیانیه_۱۴ با ابراز نگرانی برای سلامتی او، خواهان رسیدگی فوری پزشکی هستند.
#عباس_واحدیان_شاهرودی
#زندان_وکیل_آباد_مشهد
#قیام_میلیونی_تنها_راه_نجات
💎 @iranyarannetwork1398
او در تفسیر بیماری خود میگوید: «کف پاهایم به قدری درد میکند که هر قدم که برمیداریم، جگرم درمیآید»
امروز چهارشنبه بیست و نهم شهریور سال هزار و چهارصد و دو، خانواده این زندانی سیاسی عضو #بیانیه_۱۴ با ابراز نگرانی برای سلامتی او، خواهان رسیدگی فوری پزشکی هستند.
#عباس_واحدیان_شاهرودی
#زندان_وکیل_آباد_مشهد
#قیام_میلیونی_تنها_راه_نجات
💎 @iranyarannetwork1398
💠 «از انفرادی نوری زاد تا انتخابات هیولا»
نوری زاد در داخل زندان کوتاه نمی آید و مقاومت میکند برای همین هر از چندگاهی سر از انفرادی در می آورد و محرومیتهای درمانی و انسانی برای او تعیین میشود اما ایشان ثابت قدم ایستاده است.
یکی از خواهران آقای نوری زاد از ایشان پرسیده: برخی از مردم گیر کرده اند که چه کنند رای بدهند یا ندهند؟ آقای نوری زاد با عصبیت پاسخ داده: چه کنند؟!!
« مردم باید هیولای جمهوری اسلامی را به حال خود واگذارند و صندوق های رای را بر کله اهریمن و هیولای سرطانی او بکوبانند.» #رای_بی_رأی
📣 نوری زاد؛ هر کس در این انتخابات شرکت کند به ایران و ایرانی خیانت کرده.
#نوری_زاد #زندان #انفرادی
۱۴ تیر ماه ۱۴۰۳
💎 @iranyarannetwork1398
نوری زاد در داخل زندان کوتاه نمی آید و مقاومت میکند برای همین هر از چندگاهی سر از انفرادی در می آورد و محرومیتهای درمانی و انسانی برای او تعیین میشود اما ایشان ثابت قدم ایستاده است.
یکی از خواهران آقای نوری زاد از ایشان پرسیده: برخی از مردم گیر کرده اند که چه کنند رای بدهند یا ندهند؟ آقای نوری زاد با عصبیت پاسخ داده: چه کنند؟!!
« مردم باید هیولای جمهوری اسلامی را به حال خود واگذارند و صندوق های رای را بر کله اهریمن و هیولای سرطانی او بکوبانند.» #رای_بی_رأی
#نوری_زاد #زندان #انفرادی
۱۴ تیر ماه ۱۴۰۳
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Audio
همزمان با سالگرد تاسیس متعفن اسلامی (جمهوری اسلامی) بهفر لاله زاری زندانی سیاسی در اعتراض به حجم فساد و فقر و جنایت و غارتگری و نابودی زندگی ها دست به اعتصاب غذا خواهد زد !
امید به بیداری و تکثیر شجاعت در دل مردم ایران و روز آزادی ایران
#بهفر_لاله_زاری
#زندان_اوین
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_اعدام
https://www.instagram.com/p/DF3JrXaBuU7/?igsh=dmtkOTB6MnNkd2t6
💎 @iranyarannetwork1398
امید به بیداری و تکثیر شجاعت در دل مردم ایران و روز آزادی ایران
#بهفر_لاله_زاری
#زندان_اوین
#زندانی_سیاسی_آزاد_باید_گردد
#نه_به_اعدام
https://www.instagram.com/p/DF3JrXaBuU7/?igsh=dmtkOTB6MnNkd2t6
💎 @iranyarannetwork1398
💠 محرومیت ۵ زندانی سیاسی محکوم به اعدام از تماس تلفنی در زندان اوین
بر اساس گزارشهای منتشر شده؛ #اکبر_دانشور_کار، #سیدمحمد_تقوی_سنگدهی، #بابک_علیپور، #پویا_قبادی_بیستونی و #وحید_بنیعامریان، زندانیان سیاسی محکوم به #اعدام محبوس در #زندان_اوین ، از روز گذشته، به دستور مسئولین زندان با محرومیتهایی از قبیل عدم امکان برقراری تماس تلفنی با خانواده مواجه شدند.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده یکی از زندانیان، ضمن تایید این خبر به هرانا گفت:
آذرماه سال گذشته، حکم این افراد به همراه دو زندانی دیگر در یک پرونده مشترک توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری صادر شد.
بر اساس حکم صادره هر یک از این پنج نفر به همراه ابوالحسن منتظر، دیگر متهم این پرونده از بابت اتهام بغی از طریق عضویت در گروه های مخالف نظام به اعدام محکوم شدند. آنها همچنین به اتهاماتی همچون اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور، تخریب اموال، تشکیل دستجات غیرقانونی و خروج غیرقانونی از مرز به حبس و تبعید محکوم شدند.
اواسط مهرماه ۱۴۰۳، جلسه دادگاه این افراد، در مرجع قضایی مذکور برگزار شده بود. این زندانیان در اواخر اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۳، در شعبه پنجم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب تهران تفهیم اتهام شده بودند.
بابک علیپور در پاییز سال ۱۴۰۲ و وحید بنی عامریان در دی ماه همان سال توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شدند. در تاریخ ۴ اسفندماه ۱۴۰۲، پویا قبادی به همراه سیدمحمد تقوی نیز توسط نیروهای امنیتی در شهرستان چالدران بازداشت و به زندان ماکو منتقل شدند. آنها سپس در تاریخ ۱۱ اسفندماه همان سال، به زندان اوین انتقال یافتند. همچنین اکبر دانشور، پیشتر توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود.
سیدمحمد تقوی، از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ و وحید بنی عامریان، پویا قبادی و بابک علی پور پیش از این نیز به دلیل فعالیت های خود سابقه محکومیت و تحمل حبس را داشته اند.
💎 @iranyarannetwork1398
بر اساس گزارشهای منتشر شده؛ #اکبر_دانشور_کار، #سیدمحمد_تقوی_سنگدهی، #بابک_علیپور، #پویا_قبادی_بیستونی و #وحید_بنیعامریان، زندانیان سیاسی محکوم به #اعدام محبوس در #زندان_اوین ، از روز گذشته، به دستور مسئولین زندان با محرومیتهایی از قبیل عدم امکان برقراری تماس تلفنی با خانواده مواجه شدند.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده یکی از زندانیان، ضمن تایید این خبر به هرانا گفت:
“از روز یکشنبه ۳۱ فروردینماه، به دستور مسئولان زندان، کارت تلفن و کارت عابربانک اکبر دانشورکار، سیدمحمد تقوی سنگدهی، بابک علیپور، پویا قبادی بیستونی و وحید بنی عامریان مسدود شده است. در نتیجه، این زندانیان از برقراری تماس تلفنی با خانواده و دسترسی به منابع مالی شخصی خود محروم شدهاند.
این اقدام در ادامه تلاش مسئولان برای انتقال اجباری این افراد به زندان قزلحصار کرج صورت گرفته است. روز چهارشنبه ۲۷ فروردین ماه، مسئولان زندان درصدد انتقال این افراد به زندان قزلحصار بودند که با مخالفت و مقاومت آنان مواجه شدند.”
آذرماه سال گذشته، حکم این افراد به همراه دو زندانی دیگر در یک پرونده مشترک توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی ایمان افشاری صادر شد.
بر اساس حکم صادره هر یک از این پنج نفر به همراه ابوالحسن منتظر، دیگر متهم این پرونده از بابت اتهام بغی از طریق عضویت در گروه های مخالف نظام به اعدام محکوم شدند. آنها همچنین به اتهاماتی همچون اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت کشور، تخریب اموال، تشکیل دستجات غیرقانونی و خروج غیرقانونی از مرز به حبس و تبعید محکوم شدند.
اواسط مهرماه ۱۴۰۳، جلسه دادگاه این افراد، در مرجع قضایی مذکور برگزار شده بود. این زندانیان در اواخر اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۳، در شعبه پنجم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب تهران تفهیم اتهام شده بودند.
بابک علیپور در پاییز سال ۱۴۰۲ و وحید بنی عامریان در دی ماه همان سال توسط نیروهای امنیتی در تهران بازداشت شدند. در تاریخ ۴ اسفندماه ۱۴۰۲، پویا قبادی به همراه سیدمحمد تقوی نیز توسط نیروهای امنیتی در شهرستان چالدران بازداشت و به زندان ماکو منتقل شدند. آنها سپس در تاریخ ۱۱ اسفندماه همان سال، به زندان اوین انتقال یافتند. همچنین اکبر دانشور، پیشتر توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل شده بود.
سیدمحمد تقوی، از زندانیان سیاسی دهه ۶۰ و وحید بنی عامریان، پویا قبادی و بابک علی پور پیش از این نیز به دلیل فعالیت های خود سابقه محکومیت و تحمل حبس را داشته اند.
💎 @iranyarannetwork1398
💠عدم رسیدگی پزشکی؛ گزارش جدید از شرایط مریم اکبری منفرد در زندان
#مریم_اکبری_منفرد ، زندانی سیاسی محبوس در #زندان_قرچک ورامین ، با وجود وضعیت جسمانی نامناسب و تاکید پزشکان مبنی بر ضرورت انجام فوری عمل جراحی کمر و زانو، کماکان از رسیدگی تخصصی پزشکی محروم مانده است.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این زندانی سیاسی، ضمن تایید این خبر به هرانا گفت:
“خانم اکبری منفرد علاوه بر ابتلا به کمکاری تیروئید، در دوران حبس به عارضهای در ناحیه کبد دچار شده است. او از دردهای مزمن زانو و کمر نیز رنج میبرد. اخیرا پنج پزشک متخصص، از جمله جراح مغز و اعصاب، ارتوپد و پزشکان پزشکی قانونی، بر ضرورت انجام فوری جراحی کمر و زانوی این زندانی تاکید کردهاند. در ماههای اخیر، وی به طور مکرر دچار بیحسی در ناحیه پا شده و چندین مرتبه نیز دچار اختلال ناگهانی در عملکرد زانو شده است؛ علائمی که پیشتر پزشکان نسبت به آن هشدار داده بودند.”
این منبع مطلع افزود:
“تاخیر در درمان، منجر به آسیبهای شدید در حفرههای عصبی و بروز صدمات نخاعی او شده است. پزشکان هشدار دادهاند که تداوم این وضعیت ممکن است به از دست رفتن کنترل حرکتی و بیاختیاری ادرار منجر شود. همچنین، با وجود ارسال مجدد پرونده پزشکی مریم به پزشکی قانونی و نگرانیهای جدی نسبت به پیشرفت بیماری، تاکنون هیچگونه پاسخی در خصوص ضرورت انجام جراحی از سوی مراجع ذیربط به وی یا وکیلش ارائه نشده است.”
بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا،
خانم اکبری منفرد تنها زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین است که بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در کنار زندانیان جرائم غیرسیاسی نگهداری میشود. اتهامات پرونده دوم وی شامل نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نظام است. مسئولان زندان قرچک ورامین، ملاقات وکیل با مریم اکبری منفرد را مشروط به ارائه نامه رسمی دارای تایید قاضی دانستهاند، در حالی که زندانیان جرائم غیرسیاسی برای ملاقات با وکیل نیازی به تایید یا مجوز از قاضی ندارند.
مریم اکبری منفرد، در تاریخ ۱ آبان ۱۴۰۳، از زندان سمنان جهت اجرای محکومیت دو سال حبس خود، به زندان قرچک ورامین منتقل شد.
در تاریخ ۲۰ مهرماه سال گذشته، ۱۵ سال محکومیت مریم اکبری منفرد در تبعید به پایان رسید.
این زندانی سیاسی در تیرماه سال ۱۴۰۲، با گشایش دو پرونده جدید در دادسرای اوین و سمنان مواجه شد. در تیرماه امسال وکیل مدافع وی از تشکیل پرونده قضایی علیه خانم اکبری منفرد در دادگاه انقلاب خبر داد و گفت که خانم اکبری منفرد از بابت پرونده دیگری به دو سال حبس محکوم شده است.
💎 @iranyarannetwork1398
#مریم_اکبری_منفرد ، زندانی سیاسی محبوس در #زندان_قرچک ورامین ، با وجود وضعیت جسمانی نامناسب و تاکید پزشکان مبنی بر ضرورت انجام فوری عمل جراحی کمر و زانو، کماکان از رسیدگی تخصصی پزشکی محروم مانده است.
یک منبع مطلع نزدیک به خانواده این زندانی سیاسی، ضمن تایید این خبر به هرانا گفت:
“خانم اکبری منفرد علاوه بر ابتلا به کمکاری تیروئید، در دوران حبس به عارضهای در ناحیه کبد دچار شده است. او از دردهای مزمن زانو و کمر نیز رنج میبرد. اخیرا پنج پزشک متخصص، از جمله جراح مغز و اعصاب، ارتوپد و پزشکان پزشکی قانونی، بر ضرورت انجام فوری جراحی کمر و زانوی این زندانی تاکید کردهاند. در ماههای اخیر، وی به طور مکرر دچار بیحسی در ناحیه پا شده و چندین مرتبه نیز دچار اختلال ناگهانی در عملکرد زانو شده است؛ علائمی که پیشتر پزشکان نسبت به آن هشدار داده بودند.”
این منبع مطلع افزود:
“تاخیر در درمان، منجر به آسیبهای شدید در حفرههای عصبی و بروز صدمات نخاعی او شده است. پزشکان هشدار دادهاند که تداوم این وضعیت ممکن است به از دست رفتن کنترل حرکتی و بیاختیاری ادرار منجر شود. همچنین، با وجود ارسال مجدد پرونده پزشکی مریم به پزشکی قانونی و نگرانیهای جدی نسبت به پیشرفت بیماری، تاکنون هیچگونه پاسخی در خصوص ضرورت انجام جراحی از سوی مراجع ذیربط به وی یا وکیلش ارائه نشده است.”
بر اساس اطلاعات دریافتی هرانا،
خانم اکبری منفرد تنها زندانی سیاسی در زندان قرچک ورامین است که بدون رعایت اصل تفکیک جرائم در کنار زندانیان جرائم غیرسیاسی نگهداری میشود. اتهامات پرونده دوم وی شامل نشر اکاذیب و تبلیغ علیه نظام است. مسئولان زندان قرچک ورامین، ملاقات وکیل با مریم اکبری منفرد را مشروط به ارائه نامه رسمی دارای تایید قاضی دانستهاند، در حالی که زندانیان جرائم غیرسیاسی برای ملاقات با وکیل نیازی به تایید یا مجوز از قاضی ندارند.
مریم اکبری منفرد، در تاریخ ۱ آبان ۱۴۰۳، از زندان سمنان جهت اجرای محکومیت دو سال حبس خود، به زندان قرچک ورامین منتقل شد.
در تاریخ ۲۰ مهرماه سال گذشته، ۱۵ سال محکومیت مریم اکبری منفرد در تبعید به پایان رسید.
این زندانی سیاسی در تیرماه سال ۱۴۰۲، با گشایش دو پرونده جدید در دادسرای اوین و سمنان مواجه شد. در تیرماه امسال وکیل مدافع وی از تشکیل پرونده قضایی علیه خانم اکبری منفرد در دادگاه انقلاب خبر داد و گفت که خانم اکبری منفرد از بابت پرونده دیگری به دو سال حبس محکوم شده است.
💎 @iranyarannetwork1398
💠 نامه گلرخ ایرایی از داخل زندان: برای شکستن چوبههای دار، صدای هم بودن کافی نیست
متن نامه به شرح زیر است:
تو زندان سکوت معنایی نداره. همه جا پر از صداست اما صدایی که نمیشه باهاش رویا رو به تصویر کشید. برای کسی که با صدا، تصور میکنه و میتونه اونچه به ذهنش میاد رو بنویسه، کار سخت میشه. اینجا شبا بهتر میشه خودکار رو برداشت و چیزی نوشت. مثلاً میشه رفت تو اتاق سیگار.
پایین پلههایی که مسدود شده و پشتِ درش یه دیوار با بلوکهای خاکستری و سیمان کشیدن. اونجا هم وقتی چشمات رو میبندی، فقط میتونی تو صدای تهویهی صنعتی قراضهای که کنار زوزه میکشه غرق بشی. بیرون کشیدن رویا از تو صدای تهویهی صنعتی -که تا قبل از این فکر میکردم برای مرغداری مناسبه- کار سختیه. ولی میشه چشما رو بست و تصور کرد.
چند وقت پیش اعلام شده بود جمهوری اسلامی طی یک سال، حدود ۱۰۰۰ نفرو اعدام کرده و رکورد دو دههی گذشتهی خودش رو شکسته. ما رکورد زده بودیم و تونسته بودیم اونقدر سکوت کنیم و نگاه کنیم ه همچین رتبهای هولناک رو به دست بیاریم. نشسته بودم رو چهارپایه چوبی و تو صدای تهویه گم شده بودم.
چشمام رو بسته بودم و به سیگار پک میزدم. نیمه شب بود. شاید نزدیک به اذان صبح. مرور این خبر وحشتِ نزدیک شدن اذان صبح کافی بود تا صداها -یعنی چند نفر رو از کجا برای اعدام منتقل میکردن؟- همین کافی بود تا صداها هجوم بیارن.
صدای پوتینهایی که نزدیک میشدن. صدای کلید که تو قفل آهنی میچرخید. صدای باز شدن قفل. صدای کشیده و کوبیده شدن قفل کشویی. صدای چرخیدن لولای زنگ زده درِ سلول. «بلند شو» و سکوت... صدای افضل نگهبانی که با شغلش عجین شده بود: «پاشو بریم» و با سکوت... صدای پوتینهای سرباز که به همراه افسر نگهبان و چند نیروی کمکی وارد سلول شدن.
صدای تَنهایی که به هم میسابیدن و پیکری که برای «نیامدن» تقلا میکرد. صدای کوبیده شدنِ آنها به در آهنی که نیمهباز مونده بود. صدای نفسهای سنگینی که از سلولهای کناری به گوش میرسید.
صدای پوتینهایی که کوریدور رو به سمت درِ خروج طی میکردن و صدای دمپایی پلاستیکیای که از لابهلایِ کوبش پوتینهای روی سرامیک کف راهرو به شکل فریادی کشدار و کر کننده در پیکری که حالا دیگه روی زمین کشیده میشد و توی صدای خواب آلوده موذن گم میشد.
صدای خمیازهی رانندهی آمبولانسی که بیحوصله به ماشیناش تکیه داده بود و منتظر بود هرچه زودتر تموم بشه و بره دنبال کارش. صدای پزشکی! که گزارشی را از وضعیت محکوم به مرگ، به مردی که کلاسوری در دست داشت اعلام میکرد. و صدای سقوط دانههای تسبیحِ «مردی که از ملزومات صحنهی اعدام بود» و داشت چیزی رو زیر لب زمزمه میکرد.
سیگار به انتها رسید. برای رها شدن از صدای تقلای پیکرِ «مردی که میخواست زنده بمونه»، ناخودآگاه به صدای تهویه صنعتی پناه بردم. سعی کردم دوباره بشنومش تا صداهای دیگه محو بشن.
چشمام رو باز کردم.
دمپاییهام رو روی زمین کشیدم و به اقیانوسی که ویدا روی دیوار کشیده بود چشم دوختم.
عادت داشتم وقتی اینجا تنها میشدم صدای آب رو تصور کنم.
اما مثل همیشه نبود. قُلقُل آب همه چیز رو تو خودش خفه کرد. مثل خفگی طناب دار دور گردن محکومی که ریتم تکون خوردنِ بدن معلقاش داره کندتر کندتر میشه. محکومی که آخرین صداهایی که شنید، صدای شکستن گردن و خرخر سختِ آخرین نفسهایی بود که توی صدای پرت شدن دمپایی روی زمینِ زیر پاش آروم گرفت.
ما مرگ رو تصور، روایت و زندگی میکنیم.
اما اونکه پشت قتلگاه فرزندش شب رو به کور سوی امیدی انتظار میکشه، بیش از ما مرگ رو زندگی میکنه.
محسن لنگرنشین از ما خواست صدایش باشیم. پدر و مادر محسن هم از ما خواستن صداشون باشیم. ما هم از همدیگه خواستیم که صداشون باشیم و در همون حال که همه از هم میخواستیم صدای اونا باشیم، کشتنش.
صدا قدرت عجیبی داره برا تصور رویاها و کابوسها. اما برای شکستن چوبههای دار، صدای هم بودن کافی نیست.
شاید لازم بود بعد از شنیدن صدای هم، بعد از شنیدن صدای مادر محسن، صدای مادر محمد یا صدای آقا ماشاللهِ کرمی، بند کفشمونو میبستیم در خونه رو به هم میکوبیدیم، میرفتیم پشت در زندون.
دست کم کسی که صدامون زده بود رو تو اون گرگ و میش مرگبار تنها نذاشته بودیم و یه «نه» بلند گفته بودیم به اعدام و شده بودیم مثل «صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن» که بیشتر از اونکه فقط یه «صدا» باشه، تداعی ِ ارادهست. ارادهی جاری شدن.
#گلرخ_ایرایی
اردیبهشت ۱۴۰۴
#زندان_اوین
💎 @iranyarannetwork1398
متن نامه به شرح زیر است:
تو زندان سکوت معنایی نداره. همه جا پر از صداست اما صدایی که نمیشه باهاش رویا رو به تصویر کشید. برای کسی که با صدا، تصور میکنه و میتونه اونچه به ذهنش میاد رو بنویسه، کار سخت میشه. اینجا شبا بهتر میشه خودکار رو برداشت و چیزی نوشت. مثلاً میشه رفت تو اتاق سیگار.
پایین پلههایی که مسدود شده و پشتِ درش یه دیوار با بلوکهای خاکستری و سیمان کشیدن. اونجا هم وقتی چشمات رو میبندی، فقط میتونی تو صدای تهویهی صنعتی قراضهای که کنار زوزه میکشه غرق بشی. بیرون کشیدن رویا از تو صدای تهویهی صنعتی -که تا قبل از این فکر میکردم برای مرغداری مناسبه- کار سختیه. ولی میشه چشما رو بست و تصور کرد.
چند وقت پیش اعلام شده بود جمهوری اسلامی طی یک سال، حدود ۱۰۰۰ نفرو اعدام کرده و رکورد دو دههی گذشتهی خودش رو شکسته. ما رکورد زده بودیم و تونسته بودیم اونقدر سکوت کنیم و نگاه کنیم ه همچین رتبهای هولناک رو به دست بیاریم. نشسته بودم رو چهارپایه چوبی و تو صدای تهویه گم شده بودم.
چشمام رو بسته بودم و به سیگار پک میزدم. نیمه شب بود. شاید نزدیک به اذان صبح. مرور این خبر وحشتِ نزدیک شدن اذان صبح کافی بود تا صداها -یعنی چند نفر رو از کجا برای اعدام منتقل میکردن؟- همین کافی بود تا صداها هجوم بیارن.
صدای پوتینهایی که نزدیک میشدن. صدای کلید که تو قفل آهنی میچرخید. صدای باز شدن قفل. صدای کشیده و کوبیده شدن قفل کشویی. صدای چرخیدن لولای زنگ زده درِ سلول. «بلند شو» و سکوت... صدای افضل نگهبانی که با شغلش عجین شده بود: «پاشو بریم» و با سکوت... صدای پوتینهای سرباز که به همراه افسر نگهبان و چند نیروی کمکی وارد سلول شدن.
صدای تَنهایی که به هم میسابیدن و پیکری که برای «نیامدن» تقلا میکرد. صدای کوبیده شدنِ آنها به در آهنی که نیمهباز مونده بود. صدای نفسهای سنگینی که از سلولهای کناری به گوش میرسید.
صدای پوتینهایی که کوریدور رو به سمت درِ خروج طی میکردن و صدای دمپایی پلاستیکیای که از لابهلایِ کوبش پوتینهای روی سرامیک کف راهرو به شکل فریادی کشدار و کر کننده در پیکری که حالا دیگه روی زمین کشیده میشد و توی صدای خواب آلوده موذن گم میشد.
صدای خمیازهی رانندهی آمبولانسی که بیحوصله به ماشیناش تکیه داده بود و منتظر بود هرچه زودتر تموم بشه و بره دنبال کارش. صدای پزشکی! که گزارشی را از وضعیت محکوم به مرگ، به مردی که کلاسوری در دست داشت اعلام میکرد. و صدای سقوط دانههای تسبیحِ «مردی که از ملزومات صحنهی اعدام بود» و داشت چیزی رو زیر لب زمزمه میکرد.
سیگار به انتها رسید. برای رها شدن از صدای تقلای پیکرِ «مردی که میخواست زنده بمونه»، ناخودآگاه به صدای تهویه صنعتی پناه بردم. سعی کردم دوباره بشنومش تا صداهای دیگه محو بشن.
چشمام رو باز کردم.
دمپاییهام رو روی زمین کشیدم و به اقیانوسی که ویدا روی دیوار کشیده بود چشم دوختم.
عادت داشتم وقتی اینجا تنها میشدم صدای آب رو تصور کنم.
اما مثل همیشه نبود. قُلقُل آب همه چیز رو تو خودش خفه کرد. مثل خفگی طناب دار دور گردن محکومی که ریتم تکون خوردنِ بدن معلقاش داره کندتر کندتر میشه. محکومی که آخرین صداهایی که شنید، صدای شکستن گردن و خرخر سختِ آخرین نفسهایی بود که توی صدای پرت شدن دمپایی روی زمینِ زیر پاش آروم گرفت.
ما مرگ رو تصور، روایت و زندگی میکنیم.
اما اونکه پشت قتلگاه فرزندش شب رو به کور سوی امیدی انتظار میکشه، بیش از ما مرگ رو زندگی میکنه.
محسن لنگرنشین از ما خواست صدایش باشیم. پدر و مادر محسن هم از ما خواستن صداشون باشیم. ما هم از همدیگه خواستیم که صداشون باشیم و در همون حال که همه از هم میخواستیم صدای اونا باشیم، کشتنش.
صدا قدرت عجیبی داره برا تصور رویاها و کابوسها. اما برای شکستن چوبههای دار، صدای هم بودن کافی نیست.
شاید لازم بود بعد از شنیدن صدای هم، بعد از شنیدن صدای مادر محسن، صدای مادر محمد یا صدای آقا ماشاللهِ کرمی، بند کفشمونو میبستیم در خونه رو به هم میکوبیدیم، میرفتیم پشت در زندون.
دست کم کسی که صدامون زده بود رو تو اون گرگ و میش مرگبار تنها نذاشته بودیم و یه «نه» بلند گفته بودیم به اعدام و شده بودیم مثل «صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن» که بیشتر از اونکه فقط یه «صدا» باشه، تداعی ِ ارادهست. ارادهی جاری شدن.
#گلرخ_ایرایی
اردیبهشت ۱۴۰۴
#زندان_اوین
💎 @iranyarannetwork1398
💠فراخوانی از پشت میلهها: برای ایران، متحد شوید
به قلم #عباس_واحدیان_شاهرودی زندانی سیاسی، عضو بیانیه ۱۴، محبوس در بند ۶/۱ #زندان_وکیلآباد مشهد
خامنهای و جمهوری اسلامی برای بقا، حاضر به هر نوع معامله پنهانی با آمریکا هستند؛ معاملههایی که کوچکترین سودی برای مردم ایران نخواهد داشت و تنها با هدف تداوم عمر این حکومت جنایتکار و سرکوبگر صورت میگیرد. این توافقها نه نشانهی اصلاح، بلکه ابزاری برای بقای استبداد هستند.
من، بهعنوان کسی که سالهای زیادی از عمرم را پشت میلههای زندان گذراندهام، در این برهه حساس تاریخی از همه نیروهای اپوزیسیون، گروههای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی تقاضا دارم که برای یک بار هم که شده، اختلافات را کنار بگذارند و با هدف مشترک سرنگونی این رژیم سرکوبگر، با یکدیگر متحد شوند.
فرصتی ششماهه را تصور کنید: شش ماه وحدت، همدلی، و تمرکز صرف بر پایان دادن به جمهوری اسلامی. شش ماهی که در آن همهی ما، فارغ از مرام سیاسی و سابقه تشکیلاتی، دست در دست هم به جهانیان و دولتها نشان دهیم که مردم ایران خواهان تغییر حکومتاند؛ که مردم ایران آزادی میخواهند و پایان استبداد را.
بیانیه ۱۴، که خود یکی از امضاکنندگان آن هستم، نمونهای روشن از چنین اتحاد تاریخی است. در این بیانیه، افراد با گرایشهای مختلف – پادشاهیخواه، جمهوریخواه، مجاهد، و سایر گروهها – در کنار هم ایستادند، چون هدف، ایران بود، نه منافع شخصی یا گروهی.
اکنون بیش از هر زمان دیگر به این اتحاد نیاز داریم. به خاطر ایران، دعواهای سیاسی را کنار بگذارید. اینکه امروز دعوا بر سر چیست، در برابر فاجعهای که هر روز در ایران جریان دارد، هیچ اهمیتی ندارد. پیش از هر چیز، باید بر سر اصل اول به تفاهم برسیم: سرنگونی جمهوری اسلامی. جنگ قدرت را بگذارید برای فردای آزادی؛ آن روز که مردم ایران با رأی آزاد خود، شکل نظام آینده را تعیین خواهند کرد.
بیایید برای ایران، به خاطر مردمی که زیر فشار، زندان، فقر و گلوله نفس میکشند، اختلافات را کنار بگذاریم. اگر همصدا نشویم، صدایمان هرگز شنیده نخواهد شد.
عباس واحدیان شاهرودی
بند ۶/۱ زندان وکیلآباد مشهد
اردیبهشت ۱۴۰۴
💎 @iranyarannetwork1398
به قلم #عباس_واحدیان_شاهرودی زندانی سیاسی، عضو بیانیه ۱۴، محبوس در بند ۶/۱ #زندان_وکیلآباد مشهد
خامنهای و جمهوری اسلامی برای بقا، حاضر به هر نوع معامله پنهانی با آمریکا هستند؛ معاملههایی که کوچکترین سودی برای مردم ایران نخواهد داشت و تنها با هدف تداوم عمر این حکومت جنایتکار و سرکوبگر صورت میگیرد. این توافقها نه نشانهی اصلاح، بلکه ابزاری برای بقای استبداد هستند.
من، بهعنوان کسی که سالهای زیادی از عمرم را پشت میلههای زندان گذراندهام، در این برهه حساس تاریخی از همه نیروهای اپوزیسیون، گروههای سیاسی و مخالفان جمهوری اسلامی تقاضا دارم که برای یک بار هم که شده، اختلافات را کنار بگذارند و با هدف مشترک سرنگونی این رژیم سرکوبگر، با یکدیگر متحد شوند.
فرصتی ششماهه را تصور کنید: شش ماه وحدت، همدلی، و تمرکز صرف بر پایان دادن به جمهوری اسلامی. شش ماهی که در آن همهی ما، فارغ از مرام سیاسی و سابقه تشکیلاتی، دست در دست هم به جهانیان و دولتها نشان دهیم که مردم ایران خواهان تغییر حکومتاند؛ که مردم ایران آزادی میخواهند و پایان استبداد را.
بیانیه ۱۴، که خود یکی از امضاکنندگان آن هستم، نمونهای روشن از چنین اتحاد تاریخی است. در این بیانیه، افراد با گرایشهای مختلف – پادشاهیخواه، جمهوریخواه، مجاهد، و سایر گروهها – در کنار هم ایستادند، چون هدف، ایران بود، نه منافع شخصی یا گروهی.
اکنون بیش از هر زمان دیگر به این اتحاد نیاز داریم. به خاطر ایران، دعواهای سیاسی را کنار بگذارید. اینکه امروز دعوا بر سر چیست، در برابر فاجعهای که هر روز در ایران جریان دارد، هیچ اهمیتی ندارد. پیش از هر چیز، باید بر سر اصل اول به تفاهم برسیم: سرنگونی جمهوری اسلامی. جنگ قدرت را بگذارید برای فردای آزادی؛ آن روز که مردم ایران با رأی آزاد خود، شکل نظام آینده را تعیین خواهند کرد.
بیایید برای ایران، به خاطر مردمی که زیر فشار، زندان، فقر و گلوله نفس میکشند، اختلافات را کنار بگذاریم. اگر همصدا نشویم، صدایمان هرگز شنیده نخواهد شد.
عباس واحدیان شاهرودی
بند ۶/۱ زندان وکیلآباد مشهد
اردیبهشت ۱۴۰۴
💎 @iranyarannetwork1398
💠تداوم اعتصاب و وخامت حال مهوش صیدال در زندان اوین
به گزارش هرانا؛ مهوش (سایه) صیدال، زندانی سیاسی محبوس در #زندان_اوین ، در سیزدهمین روز از اعتصاب خود با حال نامناسب جسمی مواجه است. او در تماس با یکی از نزدیکان خود اعلام کرده که از رسیدگی درمانی محروم است و مسئولان زندان نسبت به درخواستهای او کماکان بیتوجه هستند.
این زندانی سیاسی در تماسی با یکی نزدیکان خود از تداوم #اعتصاب_غذا و دارویش خبر داده است. خانم صیدال در این تماس میگوید که دچار مشکل تنفسی و افزایش فشار خون شده و با تشدید علائم میگرن مواجه است. سایه صیدال با انتقاد از عملکرد مسئولان اعلام کرد که هدایتالله فرزادی، رئیس زندان اوین، به او گفته است «اعتصابت را بشکن، وگرنه تلف میشوی!»
مهوش (سایه) صیدال، در هفتمین روز از اعتصاب خود به دلیل وخامت حال عمومی به بیمارستان منتقل و با وجود وضعیت نامناسب جسمی مجدداً به زندان بازگردانده شد. این زندانی سیاسی در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۴، در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی مناسب، دست به اعتصاب غذا و دارو زد.
خانم صیدال در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۴۰۳، در رابطه با پروندهای که در دوران حبس علیه وی گشوده شده است، در شعبه سه بازپرسی دادسرای اوین از بابت تخریب اموال و اخلال در نظم عمومی، تفهیم اتهام شد.
وی که در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۴۰۳ به مرخصی اعزام شده بود، در صفحه اینستاگرام خود اعلام کرد که هنگام مراجعه به شعبه یک اجرای احکام دادسرای اوین، به دلیل امتناع از پوشیدن چادر، توسط مأمور حفاظت مورد ضربوشتم و توهین قرار گرفته است. خانم صیدال نوشت که پس از اعتراض به این رفتار، دادستان از ثبت شکایت او خودداری کرده است.
#مهوش_صیدال در تاریخ ۱۵ مهر ۱۴۰۳ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد. پس از صدور یک رأی جدید علیه او، محکومیت پیشین وی که به حالت تعلیق درآمده بود، به حالت تعزیری تغییر کرد. وی در این پرونده از بابت اتهاماتی همچون نشر اکاذیب توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. این دادگاه او را به دو سال حبس تعزیری و پرداخت ۵۶ میلیون تومان جزای نقدی محکوم کرد. بازنشر اخبار مربوط به مسمومیتهای سریالی دانشآموزان، از جمله مصادیق اتهامی علیه او اعلام شد.
مهرماه سال ۱۴۰۲، او در همین دادگاه به ریاست قاضی ایمان افشاری به اتهام «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» محاکمه شد. دادگاه وی را به یک سال حبس و پرداخت ۱۵ میلیون تومان جزای نقدی محکوم کرد، اما اجرای حکم حبس به مدت پنج سال تعلیق شده بود.
مهوش صیدال در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۲ به همراه چند فعال دیگر کلابهاوس در تهران بازداشت شد. این بازداشت توسط نیروهای امنیتی و به دلیل فعالیت در شبکه اجتماعی کلابهاوس صورت گرفت. او نهایتاً در تاریخ ۱ مرداد همان سال، با تودیع وثیقه از بازداشتگاه وزارت اطلاعات، موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین، آزاد شد.
💎 @iranyarannetwork1398
به گزارش هرانا؛ مهوش (سایه) صیدال، زندانی سیاسی محبوس در #زندان_اوین ، در سیزدهمین روز از اعتصاب خود با حال نامناسب جسمی مواجه است. او در تماس با یکی از نزدیکان خود اعلام کرده که از رسیدگی درمانی محروم است و مسئولان زندان نسبت به درخواستهای او کماکان بیتوجه هستند.
این زندانی سیاسی در تماسی با یکی نزدیکان خود از تداوم #اعتصاب_غذا و دارویش خبر داده است. خانم صیدال در این تماس میگوید که دچار مشکل تنفسی و افزایش فشار خون شده و با تشدید علائم میگرن مواجه است. سایه صیدال با انتقاد از عملکرد مسئولان اعلام کرد که هدایتالله فرزادی، رئیس زندان اوین، به او گفته است «اعتصابت را بشکن، وگرنه تلف میشوی!»
مهوش (سایه) صیدال، در هفتمین روز از اعتصاب خود به دلیل وخامت حال عمومی به بیمارستان منتقل و با وجود وضعیت نامناسب جسمی مجدداً به زندان بازگردانده شد. این زندانی سیاسی در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۴، در اعتراض به عدم رسیدگی پزشکی مناسب، دست به اعتصاب غذا و دارو زد.
خانم صیدال در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۴۰۳، در رابطه با پروندهای که در دوران حبس علیه وی گشوده شده است، در شعبه سه بازپرسی دادسرای اوین از بابت تخریب اموال و اخلال در نظم عمومی، تفهیم اتهام شد.
وی که در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۴۰۳ به مرخصی اعزام شده بود، در صفحه اینستاگرام خود اعلام کرد که هنگام مراجعه به شعبه یک اجرای احکام دادسرای اوین، به دلیل امتناع از پوشیدن چادر، توسط مأمور حفاظت مورد ضربوشتم و توهین قرار گرفته است. خانم صیدال نوشت که پس از اعتراض به این رفتار، دادستان از ثبت شکایت او خودداری کرده است.
#مهوش_صیدال در تاریخ ۱۵ مهر ۱۴۰۳ توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به بند زنان زندان اوین منتقل شد. پس از صدور یک رأی جدید علیه او، محکومیت پیشین وی که به حالت تعلیق درآمده بود، به حالت تعزیری تغییر کرد. وی در این پرونده از بابت اتهاماتی همچون نشر اکاذیب توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران محاکمه شد. این دادگاه او را به دو سال حبس تعزیری و پرداخت ۵۶ میلیون تومان جزای نقدی محکوم کرد. بازنشر اخبار مربوط به مسمومیتهای سریالی دانشآموزان، از جمله مصادیق اتهامی علیه او اعلام شد.
مهرماه سال ۱۴۰۲، او در همین دادگاه به ریاست قاضی ایمان افشاری به اتهام «نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی» محاکمه شد. دادگاه وی را به یک سال حبس و پرداخت ۱۵ میلیون تومان جزای نقدی محکوم کرد، اما اجرای حکم حبس به مدت پنج سال تعلیق شده بود.
مهوش صیدال در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۴۰۲ به همراه چند فعال دیگر کلابهاوس در تهران بازداشت شد. این بازداشت توسط نیروهای امنیتی و به دلیل فعالیت در شبکه اجتماعی کلابهاوس صورت گرفت. او نهایتاً در تاریخ ۱ مرداد همان سال، با تودیع وثیقه از بازداشتگاه وزارت اطلاعات، موسوم به بند ۲۰۹ زندان اوین، آزاد شد.
💎 @iranyarannetwork1398
خانواده به شدت نگران و درصدد تحصن در مقابل این شکنجه گاه هستند.
صدای باشرفان باشیم.
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
در این فایل صوتی، خانم پوران ناظمی، فعال مدنی، برای نخستین بار با جزییات از رنجهایی که در زندان جمهوری اسلامی در دهه شصت، هنگامی که کودکی بیش نبود، متحمل شد، سخن میگوید.
این فایل بخشی از برنامه شماره ۶۴ کلاب هاوس تاریخ شفاهی حقوق بشر است که در تاریخ دوم جون ۲۰۲۳ با مدیریت آقای سعید دهقان، حقوقدان، برگزار شده است. این مجموعه برنامهها قرار است بعدها پس از پیادهشدن، به صورت یک کتاب منتشر شود. این بخش از برنامه با پیشنهاد و اجازه آقای دهقان، توسط آموزشکده توانا منتشر میشود.
آنچه باید درباره پوران ناظمی بدانیم؛
جان پوران ناظمی، فعال مدنی و از بازداشتشدگان مراسم هفتم خسرو علیکردی، به دلیل شرایط جسمی، بیماری و پرونده قضایی باز و سنگینی که دارد، در وضعیت پرخطر قرار گرفته است.
پوران ناظمی فعال مدنی، شاعر و نویسندهای است که سالها در حوزههای مختلف اجتماعی از جمله حمایت از زندانیان سیاسی، توانمندسازی زنان و حمایت از کودکان، بهویژه در مناطق جنوبشرق ایران، فعالیت مستمر داشته است. او از مخالفان مجازات اعدام و یکی از امضاکنندگان بیانیه ۱۴ فعال سیاسی برای استعفای علی خامنهای به شمار میرود. ناظمی از دوران نوجوانی بارها به دلیل فعالیتهای مدنی احضار و بازداشت شده و در سالهای اخیر نیز در تجمعهای اعتراضی مختلف، از جمله حمایت از زندانیان سیاسی، اعتراض به سرکوب معترضان خوزستانی و مخالفت با طالبان، بازداشت شده است. در جریان یکی از این بازداشتها، او بهشدت مجروح شد.
در مهرماه ۱۴۰۱ و همزمان با جنبش «زن، زندگی، آزادی»، پوران ناظمی بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. پس از آزادی در بهمن همان سال، هنگام ملاقات با پدر بیمارش در بیمارستان، به همراه خواهرش با خشونت و تعرض جنسی بازداشت شد و چند روز بعد با تودیع وثیقه آزاد گردید. دادگاه انقلاب جیرفت در شهریور ۱۴۰۲ او را با اتهامهایی از جمله محاربه و افساد فیالارض مواجه کرد؛ اتهامهایی که باعث شد او از حضور در دادگاههای جمهوری اسلامی خودداری کند و نزدیک به دو سال بهصورت مخفیانه زندگی کند. با این حال، ناظمی در این دوره نیز فعالیتهای مدنی خود را متوقف نکرد. مستند «پناهگاه ۲۵» بر پایه همین مقطع از زندگی او ساخته شده است.
پوران ناظمی در بهمن ۱۴۰۳ اعلام کرد که به دلیل افشاگری درباره فساد مسئولان در جنوب کرمان، از سوی نهادهای امنیتی «مهدورالدم» معرفی شده است. با وجود اینکه تصور میشد پرونده او در شهریور ۱۴۰۴ مختومه شده باشد، کیفرخواست جدیدی علیه او صادر شد و پرونده با اتهامهای سنگین محاربه و افساد فیالارض بار دیگر به جریان افتاد.
خانم ناظمی، همواره غمخوار مردم محروم جنوب کرمان بود و در فعالیتهای عامالمنفعه مشارکت داشت. او از دوستان نزدیک فاطمه سپهری و ناهید شیرپیشه است و همواره صدای آنها و سایر خانوادههای دادخواه و زندانیان سیاسی بوده است.
او در دهه شصت وقتی که هنوز کودک بود، بازداشت شده و در زندان مخوفی در کرمان محبوس شد، روایت او را از آن دوران بشنوید.
#پوران_ناظمی #دهه_شصت #زندانی_سیاسی #کرمان #زندان #شکنجه #اعدام #شلاق #خسرو_علیکردی
منبع خبر؛ توانا
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در عصر روز سهشنبه ۹ دی ماه ۱۴۰۴ تعدادی از اراذل و اوباش و مزدوران حفاظت زندان و بنا به دستور ماموران اطلاعاتی، در هواخوری بند فوق به زندانیان سیاسی و معلمین گرامی آقایان جواد لعلمحمدی و محمدحسین سپهری حملهور شده و این زندانیان شریف و پا به سن گذاشته را شدیدا مورد ضرب و شتم قرار دادهاند!
بنا به اطلاع رسیده، این دو زندانی در اثر این ضرب و شتم، دچار شکستگی دندان و بینی و صدمات جدی در ناحیه سر و صورت شدهاند.
متاسفانه طبق معمول و پس از این جنایت، این دو زندانی سیاسی با قطع تلفن و ملاقات مواجه شدهاند!!!
لازم است به فوریت زندانیان عزیز یاد شده به پزشکی قانونی اعزام و به وضعیت درمانی آنان رسیدگی شود و شکایت ایشان از اوباش و مزدوران مورد وثوق حفاظت اطلاعات زندان ثبت گردید و رسیدگی شود.
مزید اطلاع معلم زندانی جواد لعلمحمدی اخیرا در بیمارستان جراحی تنگی کانال نخاعی انجام داده است.
از تمامی هموطنان و مجامع جهانی درخواست میگردد در حمایت از این فرزندان مظلوم ایران و معلمان بیگناه یکصدا علیه رژیم جنایتکار متحد شوند.
#زندان_وکیلآباد
#جواد_لعل_محمدی
#محمدحسین_سپهری
💎 @iranyarannetwork1398
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM