احمد چراغیان متولد ۱۵خرداد ۵۹ اهل ماهشهر-خوزستان و کارمند بهره برداری پتروشیمی تندگویان ماهشهر بود. او متاهل و پدر ۳فرزند بود.
در جریان اعتراضات سراسری #آبان_خونین_۹۸ که از شامگاه ۲۴ آبان شروع شده بود ،دوشنبه ۲۷آبان۱۳۹۸ احمد نیز در اعتراضات شرکت داشت.
به دستور خامنهای نیروهای سپاه پاسداران وارد شهرک چمران، حومه شهر ماهشهر شدند و آغاز به تیراندازی به معترضان با وسایل نقلیه زرهپوش کردند. این کُشتار بیشتر در جاده شهرکهای (ممکو) و (جراحی) به سمت ماهشهر رخ داد.
نیروهای سپاه پاسداران با دوشکا به معترضین در شهرک چمران (جراحی) ماهشهر شلیک کردند که احمد چراغیان در کنار نیزارها از ناحیه کتف،سینه و قلب مورد اصابت گلوله دوشکا قرارگرفت که در دم به قتل میرسد.
پیکر وی دو روز در #نیزارهای_ماهشهر میماند و سپس باحضور خانواده تحت تدابیر امنیتی در شهرستان امیدیه به خاک سپرده شد.
#احمد_چراغیان یکی از دهها معترضی است که در #جنایت_نیزار به قتل رسیدند.
چند فرمانده نظامی بعدها فاش ساختند که از #شورای_عالی_امنیت_ملی به آنها دستور حمله داده شده بود و اعلام کرده بودند که داعش حمله کرده است.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در جریان اعتراضات سراسری #آبان_خونین_۹۸ که از شامگاه ۲۴ آبان شروع شده بود ،دوشنبه ۲۷آبان۱۳۹۸ احمد نیز در اعتراضات شرکت داشت.
به دستور خامنهای نیروهای سپاه پاسداران وارد شهرک چمران، حومه شهر ماهشهر شدند و آغاز به تیراندازی به معترضان با وسایل نقلیه زرهپوش کردند. این کُشتار بیشتر در جاده شهرکهای (ممکو) و (جراحی) به سمت ماهشهر رخ داد.
نیروهای سپاه پاسداران با دوشکا به معترضین در شهرک چمران (جراحی) ماهشهر شلیک کردند که احمد چراغیان در کنار نیزارها از ناحیه کتف،سینه و قلب مورد اصابت گلوله دوشکا قرارگرفت که در دم به قتل میرسد.
پیکر وی دو روز در #نیزارهای_ماهشهر میماند و سپس باحضور خانواده تحت تدابیر امنیتی در شهرستان امیدیه به خاک سپرده شد.
#احمد_چراغیان یکی از دهها معترضی است که در #جنایت_نیزار به قتل رسیدند.
چند فرمانده نظامی بعدها فاش ساختند که از #شورای_عالی_امنیت_ملی به آنها دستور حمله داده شده بود و اعلام کرده بودند که داعش حمله کرده است.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤7🔥1
روایت رضا ذوقی یکی از آسیبدیدگان کهریزک تلخ و دردناک است. ذوقی در شرح وضعیت کهریزک این گونه روایت میکند که «از لحظه بازداشت تا انتقال به کهریزک ضرب و شتمهای وحشتناک شدیم لباسهایمان پاره شده بود… دو اتوبوس بودیم به کهریزک بردند… در آنجا راننده اتوبوس میگفت ظاهرا داخل کهریزک جا ندارد دعا کنید اینجا شما را پذیرش نکنند و به زندان اوین بروید… به کهریزک رفتیم … ما را به صف کردند لختمان کردند لوله پی وی سی هم دائم بالا سرمان بود یا به ما میخورد یا به دوستانمان…شرایط خیلی بدی بود… ۵ روزی که در داخل کهریزک بودیم یک عمر گذشت.
هر لحظه خاطراتی داریم که از ذهنمان پاک نمیشود… شب اول ما را به قرنطینه یک زیرزمین بردند. محوطه ۶۰ متری. هیچ امکاناتی نبود… دستشویی در و پیکر نداشت… شرایط بهداشتی وجود نداشت. گرمای بیش از حد آنجا خیلی ما را اذیت میکرد… در یک فضای ۶۰ متری ۱۴۰ نفر جمعیت بودیم از شدت گرما همه عرق میریختیم… از روز قبل که دستگیر شده بودیم، چیزی نخورده بودیم ۲۴ ساعت ما چیزی نخوردیم به کهریزک رسیدیم … آنجا هم … لوله خوردن دیگر عادی شده بود آنقدر لوله خوردیم…»
وی که این اظهارات را در سالگرد #جنایت_کهریزک در سال ۱۳۹۱ به ایران بریفینگ گفته است ادامه داد: «روز اول گفتند اینجا شپش داره باید لباس تان را برعکس بپوشید بعد دیدیم کرم و شپش و … هست… آنجا را آخر دنیا حس میکردیم… نه کسی صدای ما را میشنید و نه …
…بعد آمدند گفتند اینجا شپش داره باید سمپاشی کنیم… ما را به حیاط بردند و بلافاصله بعد از سمپاشی گفتند باید داخل بروید… شرایط به قدری بد بود که برخی بیهوش شده بودیم… از حال رفتیم… بچه ها آنقدر سروصدا کردند و به در کوبیدند که مجدد اجازه دادند به حیاط برگردیم… که آن حیاط برایمان حکم طلا داشت… یکی از شعارهایی که مجبور میکردند بگیم میپرسیدند:«اینجا کجاست؟» ما باید میگفتیم: «کهریزک» بعد می گفتند: «کهریزک کجاست؟» ما باید می گفتیم: «آخر دنیا» بعد می گفتند: «از غذایتان راضی هستید؟» ما باید میگفتیم: «بله قربان» این شعارها را روزی دوبار باید تکرار می کردیم..»
مشکل گرما، بهداشت، آب غیرآشامیدنی، شکنجههای جسمی… روی آسفالت داغ کلاغ پر و چهاردست و پا میرفتیم همزمان لوله میخوردیم… در همان محوطه ۶۰ متری گرم روزی دو بار دود گازوئیل مربوط به ژنراتور برق آنجا از دریچه نزدیک سقف زیرزمین وارد اتاق میکردند بدون استثنا اگر زخمی روی بدن بود چرک و عفونت کرده بود. از چشم همه به جای اشک چرک سفید بیرون میآمد…
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
هر لحظه خاطراتی داریم که از ذهنمان پاک نمیشود… شب اول ما را به قرنطینه یک زیرزمین بردند. محوطه ۶۰ متری. هیچ امکاناتی نبود… دستشویی در و پیکر نداشت… شرایط بهداشتی وجود نداشت. گرمای بیش از حد آنجا خیلی ما را اذیت میکرد… در یک فضای ۶۰ متری ۱۴۰ نفر جمعیت بودیم از شدت گرما همه عرق میریختیم… از روز قبل که دستگیر شده بودیم، چیزی نخورده بودیم ۲۴ ساعت ما چیزی نخوردیم به کهریزک رسیدیم … آنجا هم … لوله خوردن دیگر عادی شده بود آنقدر لوله خوردیم…»
وی که این اظهارات را در سالگرد #جنایت_کهریزک در سال ۱۳۹۱ به ایران بریفینگ گفته است ادامه داد: «روز اول گفتند اینجا شپش داره باید لباس تان را برعکس بپوشید بعد دیدیم کرم و شپش و … هست… آنجا را آخر دنیا حس میکردیم… نه کسی صدای ما را میشنید و نه …
…بعد آمدند گفتند اینجا شپش داره باید سمپاشی کنیم… ما را به حیاط بردند و بلافاصله بعد از سمپاشی گفتند باید داخل بروید… شرایط به قدری بد بود که برخی بیهوش شده بودیم… از حال رفتیم… بچه ها آنقدر سروصدا کردند و به در کوبیدند که مجدد اجازه دادند به حیاط برگردیم… که آن حیاط برایمان حکم طلا داشت… یکی از شعارهایی که مجبور میکردند بگیم میپرسیدند:«اینجا کجاست؟» ما باید میگفتیم: «کهریزک» بعد می گفتند: «کهریزک کجاست؟» ما باید می گفتیم: «آخر دنیا» بعد می گفتند: «از غذایتان راضی هستید؟» ما باید میگفتیم: «بله قربان» این شعارها را روزی دوبار باید تکرار می کردیم..»
مشکل گرما، بهداشت، آب غیرآشامیدنی، شکنجههای جسمی… روی آسفالت داغ کلاغ پر و چهاردست و پا میرفتیم همزمان لوله میخوردیم… در همان محوطه ۶۰ متری گرم روزی دو بار دود گازوئیل مربوط به ژنراتور برق آنجا از دریچه نزدیک سقف زیرزمین وارد اتاق میکردند بدون استثنا اگر زخمی روی بدن بود چرک و عفونت کرده بود. از چشم همه به جای اشک چرک سفید بیرون میآمد…
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬22❤1👍1🔥1🤔1