روایت رضا ذوقی یکی از آسیبدیدگان کهریزک تلخ و دردناک است. ذوقی در شرح وضعیت کهریزک این گونه روایت میکند که «از لحظه بازداشت تا انتقال به کهریزک ضرب و شتمهای وحشتناک شدیم لباسهایمان پاره شده بود… دو اتوبوس بودیم به کهریزک بردند… در آنجا راننده اتوبوس میگفت ظاهرا داخل کهریزک جا ندارد دعا کنید اینجا شما را پذیرش نکنند و به زندان اوین بروید… به کهریزک رفتیم … ما را به صف کردند لختمان کردند لوله پی وی سی هم دائم بالا سرمان بود یا به ما میخورد یا به دوستانمان…شرایط خیلی بدی بود… ۵ روزی که در داخل کهریزک بودیم یک عمر گذشت.
هر لحظه خاطراتی داریم که از ذهنمان پاک نمیشود… شب اول ما را به قرنطینه یک زیرزمین بردند. محوطه ۶۰ متری. هیچ امکاناتی نبود… دستشویی در و پیکر نداشت… شرایط بهداشتی وجود نداشت. گرمای بیش از حد آنجا خیلی ما را اذیت میکرد… در یک فضای ۶۰ متری ۱۴۰ نفر جمعیت بودیم از شدت گرما همه عرق میریختیم… از روز قبل که دستگیر شده بودیم، چیزی نخورده بودیم ۲۴ ساعت ما چیزی نخوردیم به کهریزک رسیدیم … آنجا هم … لوله خوردن دیگر عادی شده بود آنقدر لوله خوردیم…»
وی که این اظهارات را در سالگرد #جنایت_کهریزک در سال ۱۳۹۱ به ایران بریفینگ گفته است ادامه داد: «روز اول گفتند اینجا شپش داره باید لباس تان را برعکس بپوشید بعد دیدیم کرم و شپش و … هست… آنجا را آخر دنیا حس میکردیم… نه کسی صدای ما را میشنید و نه …
…بعد آمدند گفتند اینجا شپش داره باید سمپاشی کنیم… ما را به حیاط بردند و بلافاصله بعد از سمپاشی گفتند باید داخل بروید… شرایط به قدری بد بود که برخی بیهوش شده بودیم… از حال رفتیم… بچه ها آنقدر سروصدا کردند و به در کوبیدند که مجدد اجازه دادند به حیاط برگردیم… که آن حیاط برایمان حکم طلا داشت… یکی از شعارهایی که مجبور میکردند بگیم می پرسیدند:«اینجا کجاست؟» ما باید میگفتیم: «کهریزک» بعد می گفتند: «کهریزک کجاست؟» ما باید می گفتیم: «آخر دنیا» بعد می گفتند: «از غذایتان راضی هستید؟» ما باید میگفتیم: «بله قربان» این شعارها را روزی دوبار باید تکرار می کردیم..»
مشکل گرما، بهداشت، آب غیرآشامیدنی، شکنجههای جسمی… روی آسفالت داغ کلاغ پر و چهاردست و پا میرفتیم همزمان لوله میخوردیم… در همان محوطه ۶۰ متری گرم روزی دو بار دود گازوئیل مربوط به ژنراتور برق آنجا از دریچه نزدیک سقف زیرزمین وارد اتاق میکردند بدون استثنا اگر زخمی روی بدن بود چرک و عفونت کرده بود. از چشم همه به جای اشک چرک سفید بیرون میآمد…
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
هر لحظه خاطراتی داریم که از ذهنمان پاک نمیشود… شب اول ما را به قرنطینه یک زیرزمین بردند. محوطه ۶۰ متری. هیچ امکاناتی نبود… دستشویی در و پیکر نداشت… شرایط بهداشتی وجود نداشت. گرمای بیش از حد آنجا خیلی ما را اذیت میکرد… در یک فضای ۶۰ متری ۱۴۰ نفر جمعیت بودیم از شدت گرما همه عرق میریختیم… از روز قبل که دستگیر شده بودیم، چیزی نخورده بودیم ۲۴ ساعت ما چیزی نخوردیم به کهریزک رسیدیم … آنجا هم … لوله خوردن دیگر عادی شده بود آنقدر لوله خوردیم…»
وی که این اظهارات را در سالگرد #جنایت_کهریزک در سال ۱۳۹۱ به ایران بریفینگ گفته است ادامه داد: «روز اول گفتند اینجا شپش داره باید لباس تان را برعکس بپوشید بعد دیدیم کرم و شپش و … هست… آنجا را آخر دنیا حس میکردیم… نه کسی صدای ما را میشنید و نه …
…بعد آمدند گفتند اینجا شپش داره باید سمپاشی کنیم… ما را به حیاط بردند و بلافاصله بعد از سمپاشی گفتند باید داخل بروید… شرایط به قدری بد بود که برخی بیهوش شده بودیم… از حال رفتیم… بچه ها آنقدر سروصدا کردند و به در کوبیدند که مجدد اجازه دادند به حیاط برگردیم… که آن حیاط برایمان حکم طلا داشت… یکی از شعارهایی که مجبور میکردند بگیم می پرسیدند:«اینجا کجاست؟» ما باید میگفتیم: «کهریزک» بعد می گفتند: «کهریزک کجاست؟» ما باید می گفتیم: «آخر دنیا» بعد می گفتند: «از غذایتان راضی هستید؟» ما باید میگفتیم: «بله قربان» این شعارها را روزی دوبار باید تکرار می کردیم..»
مشکل گرما، بهداشت، آب غیرآشامیدنی، شکنجههای جسمی… روی آسفالت داغ کلاغ پر و چهاردست و پا میرفتیم همزمان لوله میخوردیم… در همان محوطه ۶۰ متری گرم روزی دو بار دود گازوئیل مربوط به ژنراتور برق آنجا از دریچه نزدیک سقف زیرزمین وارد اتاق میکردند بدون استثنا اگر زخمی روی بدن بود چرک و عفونت کرده بود. از چشم همه به جای اشک چرک سفید بیرون میآمد…
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊7❤2🔥2🤬2
سامان دادمان ، فرزند رحمان دادمان وزیر راه وترابری دولت خاتمی است که در سانحه هواپیمای یاک ۴۰ شرکت هواپیمایی فراز قشم کشته شد، وی در راهپیمایی خیابان آزادی بازداشت میشود، ابتدا به یک پایگاه بسیج منتقل و سپس با خودروی نیسان حمل زباله به زندان اوین، به همراه دست کم ۳۰ زندانی دیگر منتقل میشود، در زندان اوین در همان خودرو ساعتها معطل نگه داشته میشوند، زندان اوین آنها را پذیرش نمیکند و همگی به #بازداشتگاه_کهریزک منتقل میشوند.
نام #سامان_دادمان بارها در حکم سازمان قضایی نیروهای مسلح آورده شده وی یکی از شاکیان این پرونده بوده ، سال ۱۳۹۶ او به ایران بریفینگ گفت هم حکم محکمی در دادسرای نظامی داده شد، هم خامنهای گفته بود فاجعه صورت گرفته اما نه تنها هیچ متهمی مجازات نشد بلکه بعد آن اینقدر من را تهدید و اذیت کردند که مجبور شدم ایران را ترک کنم.
او در بخش دیگری روایت میکند: «بچهها ناامید شده بودند #محسن_روح_الامینی نزدیک من بود ما همزمان با هم بازداشت شده بودیم بلند شد گفت اگر اینجا هستیم به خاطر هدف و آرمانی هستیم نباید ناامید شویم. نهایت میخواهیم کشته شویم ولی مطمئن باشید فقط کشته نمیشویم… اسممان زنده میماند و در آینده از ما به عنوان قهرمان یاد میکنند.. ناامید نباشید.. این حرف محسن در ذهن من هست که چقدر انسان و بزرگوار بود. وقتی من به او گفتم خودمان را معرفی کنیم گفت اگر بگوئیم آزادمان میکنند و روحیه بقیه بچهها خراب میشود نگو فرزند دادمانی، او پا به پای همه بود، تا جان سپردن…»
دادمان میگوید حتی قبل از انتقال به اوین هم باز شاهد ضرب و شتمها بودیم امیر جوادیفر یک چشمش نابینا شده بود و خونریزی معده داشت… به زور نفس میکشید چون از آفتاب به سایه رفته بود از سوی سردار کمیجانی رییس کهریزک مورد ضرب و شتم قرار گرفت که خیلی دردناک بود..
دادمان میگوید مرتضوی وقتی تهدیدمان کرد که کسی از جزئیات کهریزک حتی بعد آزادی جرات ندارد حرفی برند، ما همه خوشحال شدیم، چون حس کردیم پس احتمال آزادی ما هم هست، چون فکر میکردیم همه مان در کهریزک خواهیم مرد.
او درباره بعد از انتقال به زندان اوین میگوید: «روز اول که به اوین رسیدیم مرتضوی به زندان اوین آمد و با چند نفر از بچهها دیدار کرد و گفت کسی نباید از جزئیات کهریزک چیزی بگوید و باید بگوییم این اتفاقات و شکنجهها قبل از کهریزک بوده… در اوین تصمیم گرفتیم پس از آزادی شکایت کنیم همین کار را هم انجام دادیم و جزئیات اتفاقات را اعلام کردیم و شکایت ما ثبت شد..»
او میگوید: «عذاب و شکنجه آزار روحی و جسمی پاک نمیشود..»
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
نام #سامان_دادمان بارها در حکم سازمان قضایی نیروهای مسلح آورده شده وی یکی از شاکیان این پرونده بوده ، سال ۱۳۹۶ او به ایران بریفینگ گفت هم حکم محکمی در دادسرای نظامی داده شد، هم خامنهای گفته بود فاجعه صورت گرفته اما نه تنها هیچ متهمی مجازات نشد بلکه بعد آن اینقدر من را تهدید و اذیت کردند که مجبور شدم ایران را ترک کنم.
او در بخش دیگری روایت میکند: «بچهها ناامید شده بودند #محسن_روح_الامینی نزدیک من بود ما همزمان با هم بازداشت شده بودیم بلند شد گفت اگر اینجا هستیم به خاطر هدف و آرمانی هستیم نباید ناامید شویم. نهایت میخواهیم کشته شویم ولی مطمئن باشید فقط کشته نمیشویم… اسممان زنده میماند و در آینده از ما به عنوان قهرمان یاد میکنند.. ناامید نباشید.. این حرف محسن در ذهن من هست که چقدر انسان و بزرگوار بود. وقتی من به او گفتم خودمان را معرفی کنیم گفت اگر بگوئیم آزادمان میکنند و روحیه بقیه بچهها خراب میشود نگو فرزند دادمانی، او پا به پای همه بود، تا جان سپردن…»
دادمان میگوید حتی قبل از انتقال به اوین هم باز شاهد ضرب و شتمها بودیم امیر جوادیفر یک چشمش نابینا شده بود و خونریزی معده داشت… به زور نفس میکشید چون از آفتاب به سایه رفته بود از سوی سردار کمیجانی رییس کهریزک مورد ضرب و شتم قرار گرفت که خیلی دردناک بود..
دادمان میگوید مرتضوی وقتی تهدیدمان کرد که کسی از جزئیات کهریزک حتی بعد آزادی جرات ندارد حرفی برند، ما همه خوشحال شدیم، چون حس کردیم پس احتمال آزادی ما هم هست، چون فکر میکردیم همه مان در کهریزک خواهیم مرد.
او درباره بعد از انتقال به زندان اوین میگوید: «روز اول که به اوین رسیدیم مرتضوی به زندان اوین آمد و با چند نفر از بچهها دیدار کرد و گفت کسی نباید از جزئیات کهریزک چیزی بگوید و باید بگوییم این اتفاقات و شکنجهها قبل از کهریزک بوده… در اوین تصمیم گرفتیم پس از آزادی شکایت کنیم همین کار را هم انجام دادیم و جزئیات اتفاقات را اعلام کردیم و شکایت ما ثبت شد..»
او میگوید: «عذاب و شکنجه آزار روحی و جسمی پاک نمیشود..»
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥9❤2
مجید مقدم یکی دیگر از بازداشت شدگان کهریزک است، او در #آبان_خونین_۹۸ نیز بازداشت شد و در #بازداشتگاه_کهریزک شاهد کشته شدن جوادیفر هم بوده شرح میدهد: «از همان ابتدای ورود به کهریزک با لولههای پی وی سی به سر و صورت ما میزدند.»
#مجید_مقدم در شرح بازداشت خود و فاجعه شوم کهریزک توضیح میدهد: «روز ۱۸ تیر بود به همراه برادرم و سایر مردم در خیابان «قریب» تقاطع «نصرت» بودیم که با یورش ماموران موتورسوار مواجه شدیم. آنها اول گاز اشک آور پرتاب کردند و مردم متفرق شدند؛ اما یک خانمی بود که روی زمین زانو زده بود و به شدت سرفه میکرد، وقتی نزدیک شدم، متوجه شدم که ایشان باردار هستند و در اثر برخورد باتوم ماموران توان حرکت ندارد، رفتم و به سرعت یک قوطی آب معدنی برداشتم و در حالی که به داشتم کمکش میکردم برخیزد با تعداد زیادی مامور و لباس شخصیها برخورد کردم، آنها من را پس از ضرب و شتمهای شدید دستگیر کردند و به پلیس امنیت بردند. در آنجا حدود ۴۰ الی ۵۰ نفر بودیم. اول از ما بازجوییهای ابتدایی را انجام دادند. همه در داخل یک اتاق بودیم که ماموران میآمدند و تا میتوانستند ما را کتک میزدند و میگفتند شماها میخواهید رژیم را عوض کنید؟
پس از ضرب و شتمهای زیاد- بطوری که من تا مرز بیهوشی رفتم- مشخصات ما را نوشتند و از ما عکس گرفتند و سپس ما را به پلیس پیشگیری میدان انقلاب بردند، ساعت حدود ۱۲ شب بود که ما را به راهرو بردند و نفری یک برگه دادند تا مجدد مشخصاتمان را نوشتیم. سوالاتی هم پرسیده شده بود که باید جواب میدادیم. مثلا سوال شده بود که از کدام شبکه جاسوسی دستور میگرفتید؟ و یا چگونه با شبکه منافقین در ارتباط هستید و از اینجور سوالها. صبح شده بود که ما را به حیاط بردند و سپس «دادیار حیدریفر» آمدند و به ما نفری یک برگه دادند که در آن ۵ اتهام به ما نسبت داده شده بود و ما باید مشخصات خود را مینوشتیم و امضا میکردیم. اگر امضا نمیکردیم با شکنجههای شدیدی مواجه میشدیم و در واقع چون بیرحمی ماموران به ما ثابت شده بود مجبور بودیم امضا کنیم. سپس برگهها را جمع کردند و به دادیار«حیدریفر» دادند و ایشان بدون هیچ صحبتی تمام برگهها را مهر و امضا کرد و به ما گفت! همگی به «کهریزک» میروید و تا آخر تابستان آنجا هستید و اگر زنده ماندید به پروندهتان رسیدگی میشود. با شنیدن این صحبتها ترس و اضطرابمان بیشتر شد و من با ذهنیتی که پیدا کرده بودم مرگ را حس میکردم و با خودم میگفتم مگر کهریزک کجاست؟ و چه جور جایی هست که قرار است زنده از آنجا بیرون نیاییم. ساعت حدود ۴ بعدازظهر بود. ما را سوار اتوبوس کردند و به کهریزک منتقل کردند.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#مجید_مقدم در شرح بازداشت خود و فاجعه شوم کهریزک توضیح میدهد: «روز ۱۸ تیر بود به همراه برادرم و سایر مردم در خیابان «قریب» تقاطع «نصرت» بودیم که با یورش ماموران موتورسوار مواجه شدیم. آنها اول گاز اشک آور پرتاب کردند و مردم متفرق شدند؛ اما یک خانمی بود که روی زمین زانو زده بود و به شدت سرفه میکرد، وقتی نزدیک شدم، متوجه شدم که ایشان باردار هستند و در اثر برخورد باتوم ماموران توان حرکت ندارد، رفتم و به سرعت یک قوطی آب معدنی برداشتم و در حالی که به داشتم کمکش میکردم برخیزد با تعداد زیادی مامور و لباس شخصیها برخورد کردم، آنها من را پس از ضرب و شتمهای شدید دستگیر کردند و به پلیس امنیت بردند. در آنجا حدود ۴۰ الی ۵۰ نفر بودیم. اول از ما بازجوییهای ابتدایی را انجام دادند. همه در داخل یک اتاق بودیم که ماموران میآمدند و تا میتوانستند ما را کتک میزدند و میگفتند شماها میخواهید رژیم را عوض کنید؟
پس از ضرب و شتمهای زیاد- بطوری که من تا مرز بیهوشی رفتم- مشخصات ما را نوشتند و از ما عکس گرفتند و سپس ما را به پلیس پیشگیری میدان انقلاب بردند، ساعت حدود ۱۲ شب بود که ما را به راهرو بردند و نفری یک برگه دادند تا مجدد مشخصاتمان را نوشتیم. سوالاتی هم پرسیده شده بود که باید جواب میدادیم. مثلا سوال شده بود که از کدام شبکه جاسوسی دستور میگرفتید؟ و یا چگونه با شبکه منافقین در ارتباط هستید و از اینجور سوالها. صبح شده بود که ما را به حیاط بردند و سپس «دادیار حیدریفر» آمدند و به ما نفری یک برگه دادند که در آن ۵ اتهام به ما نسبت داده شده بود و ما باید مشخصات خود را مینوشتیم و امضا میکردیم. اگر امضا نمیکردیم با شکنجههای شدیدی مواجه میشدیم و در واقع چون بیرحمی ماموران به ما ثابت شده بود مجبور بودیم امضا کنیم. سپس برگهها را جمع کردند و به دادیار«حیدریفر» دادند و ایشان بدون هیچ صحبتی تمام برگهها را مهر و امضا کرد و به ما گفت! همگی به «کهریزک» میروید و تا آخر تابستان آنجا هستید و اگر زنده ماندید به پروندهتان رسیدگی میشود. با شنیدن این صحبتها ترس و اضطرابمان بیشتر شد و من با ذهنیتی که پیدا کرده بودم مرگ را حس میکردم و با خودم میگفتم مگر کهریزک کجاست؟ و چه جور جایی هست که قرار است زنده از آنجا بیرون نیاییم. ساعت حدود ۴ بعدازظهر بود. ما را سوار اتوبوس کردند و به کهریزک منتقل کردند.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍4😢2🔥1
رضا ذوقی روایت میکند وقتی جنایت بازداشتگاه کهریزکفاش شد وما را به اوین بردند: «در جلوی درب اوین تعداد زیادی از خانوادهها تجمع کرده بودند، ما وارد اوین شدیم آنقدر در شوک بودیم که نمیدانستیم چه بلایی از سرمان گذشته. وقتی همه از اتوبوس پیاده شدیم بوی تعفن ما تمام محوطه اوین را پر کرده بود. بطوری که تمام پرسنل اوین از ماسک استفاده میکردند. در همین حال چند نفر از بچهها روی زمین غش کردند و از جمله «محسن روحالامینی» هم از قبل در حالت بیهوشی بر روی زمین با مرگ دست و پنجه نرم میکرد، من با دیدن سامان و محسن و یادآوری صحبتهای چند شب پیشاش و زنده کردن امید در بچهها بیاختیار اشک ریختم و پیش خودم میگفتم نکند محسن هم برود پیش امیر، در همین حین دیدم به سرعت آمبولانس آمد و محسن و سامان را که حالشان خوب نبود را بردند.
در اوین انگشتنگاری شدیم و از ما عکس گرفتند و بعد فرستادند قرنطینه یک و جلوی درب ورودی به هرکس یک دست لباس و صابون و شامپو و یک محلول ضد شپش دادند. همه شروع کردیم به دوش گرفتن، وقتی وارد اتاق شدم، دیدم #محمد_کامرانی روی تخت دراز کشیده و از درد ناله میکند، من و چند تن از بچهها دست و پایش را گرفتیم و به سمت در «قرنطینه یک زندان اوین» بردیم تا وکیل بند آمبولانس خبر کند.
دوروز بعد خبر کشته شدن محسن روحالامینی و محمد کامرانی به ما رسید و از طریق رسانهها شنیدیم که دستور بسته شدن کهریزک را دادند، و ما را با قید کفالت آزاد کردند.
ما از شهادت دوستانمان ناراحت شدیم و به خاطر پایمال نشدن خونشان اقدام به شکایت از ماموران و آمران و عاملین جنایت کهریزک کردیم. ابتدا از ما استقبال کردند ولی بعد از مدتی از ما خواستند تا رضایت بدهیم. من شاهد عینی مرگ امیر بودم و نمیتوانستم رضایت بدهم.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در اوین انگشتنگاری شدیم و از ما عکس گرفتند و بعد فرستادند قرنطینه یک و جلوی درب ورودی به هرکس یک دست لباس و صابون و شامپو و یک محلول ضد شپش دادند. همه شروع کردیم به دوش گرفتن، وقتی وارد اتاق شدم، دیدم #محمد_کامرانی روی تخت دراز کشیده و از درد ناله میکند، من و چند تن از بچهها دست و پایش را گرفتیم و به سمت در «قرنطینه یک زندان اوین» بردیم تا وکیل بند آمبولانس خبر کند.
دوروز بعد خبر کشته شدن محسن روحالامینی و محمد کامرانی به ما رسید و از طریق رسانهها شنیدیم که دستور بسته شدن کهریزک را دادند، و ما را با قید کفالت آزاد کردند.
ما از شهادت دوستانمان ناراحت شدیم و به خاطر پایمال نشدن خونشان اقدام به شکایت از ماموران و آمران و عاملین جنایت کهریزک کردیم. ابتدا از ما استقبال کردند ولی بعد از مدتی از ما خواستند تا رضایت بدهیم. من شاهد عینی مرگ امیر بودم و نمیتوانستم رضایت بدهم.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤5👍2🔥1🕊1
مسعود علیزاده می گوید :«از نود و پنج نفر، تنها سی و پنج، چهل نفر باقی ماندند و از بقیه به زور و تهدید رضایت دادند؛ تا آنجایی که خبر دارم از پنجاه و پنج نفر رضایت گرفتند. به آنها صدهزار تومان و دویست هزار تومان و پانصد هزار تومان خسارت دادند تا رضایتشان را بگیرند.
بعد از انتخابات من به همراه مردم معترض در راهپیماییها شرکت کردم و در روز هجده تیر به همراه جمع زیادی از مردم معترض توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدم و با چشم بند ما را سوار یک تویوتا کردند و به یک محل نامعلوم بردند.
با ضرب و شتم میگفتند بگو که بیا بگو #ندا_آقا_سلطان را تو کشتی… حدود ساعت ۱۰ ما را به پلیس امنیت میدان حر بردند و آنجا ما را تقسیم کردند و ما را که حدود سیصد و پنجاه نفر میشدیم به پلیس پیشگیری میدان انقلاب بردند و شب خیلی سختی را گذراندیم.»
علیزاده میگوید: «فردای آن روز ما را به حیاط بردند و حیدریفر یک کاغذی که اتهام اقدام علیه ملی، توهین به رهبری، توهین به رئیس جمهور و تخریب اموال عمومی در آن نوشته بود جلوی ما گذاشت و گفت امضا کنیم و هر کس امضا نمیکرد کتک میخورد و چند نفر از دوستان زمانیکه پرسیدند «کهریزک کجاست؟» آقای حیدریفر گفت: «تا آخر تابستان کهریزک هستید اگر زنده ماندید آن وقت میفهمید کهریزک کجاست.»
وقتی وارد کهریزک شدیم مجبورمان کردند در مقابل همدیگر (از بچه هفده ساله تا پیرمرد شصت ساله) لخت مادرزاد شویم که خیلی برای ما شکنجه آور بود.
این بخش از توضیح علیزاده که میگوید: «ما حدود ۱۳۶ نفر بودیم و در داخل قرنطینه یک عده از مجرمین خطرناک را داخل کردند و شروع کردند به اذیت کردن ما.» حاوی وقایع تکان دهندهای از تعرض جنسی به نوجوانان است که بازنشر نخواهیم کرد.
نکته غم انگیز در توضیح علیزاده بیان این مساله است که جنایاتی که در کهریزک شد فقط سه نفر کشته نداشت؛ بلکه خیلیها آسیبهای زیادی دیدند که هنوز با آن زندگی میکنند.
علیزاده اشاره میکند: «در حقیقت پرونده کهریزک مربوط به تمامی ۱۳۶ نفر است و در آنجا همه مورد نقض حقوق بشر قرار گرفتند و هزینه دادند که متاسفانه باعث مرگ سه نفر از دوستانمان شد. ولی باید به همه افراد در آنجا بها داده شود و اخبارشان پیگیری شود چرا که به طور مثال سامان دادمان همچنان نمی تواند راه برود یا رامین پوراندرجانی پزشک بازداشتگاه کهریزک که با نیروی انتظامی و سعید مرتضوی دادستان وقت تهران همکاری نکرد و به طور مشکوکی کشته شد و هیچگاه پرونده کشته شدن رامین مورد بررسی قرار نگرفت.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
بعد از انتخابات من به همراه مردم معترض در راهپیماییها شرکت کردم و در روز هجده تیر به همراه جمع زیادی از مردم معترض توسط نیروهای امنیتی دستگیر شدم و با چشم بند ما را سوار یک تویوتا کردند و به یک محل نامعلوم بردند.
با ضرب و شتم میگفتند بگو که بیا بگو #ندا_آقا_سلطان را تو کشتی… حدود ساعت ۱۰ ما را به پلیس امنیت میدان حر بردند و آنجا ما را تقسیم کردند و ما را که حدود سیصد و پنجاه نفر میشدیم به پلیس پیشگیری میدان انقلاب بردند و شب خیلی سختی را گذراندیم.»
علیزاده میگوید: «فردای آن روز ما را به حیاط بردند و حیدریفر یک کاغذی که اتهام اقدام علیه ملی، توهین به رهبری، توهین به رئیس جمهور و تخریب اموال عمومی در آن نوشته بود جلوی ما گذاشت و گفت امضا کنیم و هر کس امضا نمیکرد کتک میخورد و چند نفر از دوستان زمانیکه پرسیدند «کهریزک کجاست؟» آقای حیدریفر گفت: «تا آخر تابستان کهریزک هستید اگر زنده ماندید آن وقت میفهمید کهریزک کجاست.»
وقتی وارد کهریزک شدیم مجبورمان کردند در مقابل همدیگر (از بچه هفده ساله تا پیرمرد شصت ساله) لخت مادرزاد شویم که خیلی برای ما شکنجه آور بود.
این بخش از توضیح علیزاده که میگوید: «ما حدود ۱۳۶ نفر بودیم و در داخل قرنطینه یک عده از مجرمین خطرناک را داخل کردند و شروع کردند به اذیت کردن ما.» حاوی وقایع تکان دهندهای از تعرض جنسی به نوجوانان است که بازنشر نخواهیم کرد.
نکته غم انگیز در توضیح علیزاده بیان این مساله است که جنایاتی که در کهریزک شد فقط سه نفر کشته نداشت؛ بلکه خیلیها آسیبهای زیادی دیدند که هنوز با آن زندگی میکنند.
علیزاده اشاره میکند: «در حقیقت پرونده کهریزک مربوط به تمامی ۱۳۶ نفر است و در آنجا همه مورد نقض حقوق بشر قرار گرفتند و هزینه دادند که متاسفانه باعث مرگ سه نفر از دوستانمان شد. ولی باید به همه افراد در آنجا بها داده شود و اخبارشان پیگیری شود چرا که به طور مثال سامان دادمان همچنان نمی تواند راه برود یا رامین پوراندرجانی پزشک بازداشتگاه کهریزک که با نیروی انتظامی و سعید مرتضوی دادستان وقت تهران همکاری نکرد و به طور مشکوکی کشته شد و هیچگاه پرونده کشته شدن رامین مورد بررسی قرار نگرفت.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤5👍2🔥1
مسعود علیزاده میگوید خیلی از کشته شدگانکهریزک هرگز نامشان گفته نشده است:«رامین آقازاده قهرمانی که آقای روح الامینی کشته شدن او را فاش کرد و به عنوان چهارمین قربانی کهریزک شناخته شد و تا به امروز به پرونده او رسیدگی نشد و نیروی انتظامی از مادر مسن رامین آقازاده به زور رضایت گرفت.
دکتر سود بخش هم یکی از پزشکان کهریزک بود که ایشان هم به دلیل همکاری نکردن با نیروی انتظامی به طور مشکوکی به قتل رسید، درست مثل #رامین_پوراندرجانی .
احمد نجاتی کارگر هم یکی دیگر از قربانیان کهریزک است، بعد از ثبت شکایت با چاقو به سراغش رفتند.
رنجها و شکنجههای کهریزک برای بازماندگان آن محدود به بازداشتگاه نشده و پس از آن نیز آزارها تداوم داشته است و علیزاده نیز همانند ذوقی در بیان این فشارها میگوید: « هدف از پیگیری ما در طول این مدت این است که از تکرار حوادث مشابه جلوگیری شود. شاید اگر همان سال عدالت برقرار میشد و مسببین اصلی مجازات میشدند، دیگر شاهد کشته شدن ستار بهشتی نبودیم.
در تاریخ ۸۹/۸/۲۵ از آقایان مرتضوی، حداد و حیدریفر شکایت کردم. پرونده ابتدا در دادسرای نیروهای مسلح مطرح شد؛ اما دادگاه اعلام کرد که رسیدگی به اتهامات این سه تن در صلاحیت دادگاه کیفری استان است. به این ترتیب پرونده آنها را به دادسرای کارکنان دولت فرستاد.
در تاریخ ۹۰/۵/۵ با من تماس گرفتند که شما برای پرونده کهریزک میتوانید از این آقایان شکایت کنید. به دادسرای کارکنان دولت رفتیم و طرح شکایت کردیم. اما بازپرس برخورد خیلی بدی با من داشت و میگفت: «مرتضوی هیچ وقت دادگاهی نمیشود. شما بیهوده تلاش میکنید.»
با این حال من شکایت خود را ثبت کردیم. اما من با فشارهای زیاد و تهدید های تلفنی مواجه شدم و حتی با چاقو به جانم سوءقصد شد و دچار آسیبهای جدی شدم. در نتیجه به ناچار ایران را ترک کردم.»
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
دکتر سود بخش هم یکی از پزشکان کهریزک بود که ایشان هم به دلیل همکاری نکردن با نیروی انتظامی به طور مشکوکی به قتل رسید، درست مثل #رامین_پوراندرجانی .
احمد نجاتی کارگر هم یکی دیگر از قربانیان کهریزک است، بعد از ثبت شکایت با چاقو به سراغش رفتند.
رنجها و شکنجههای کهریزک برای بازماندگان آن محدود به بازداشتگاه نشده و پس از آن نیز آزارها تداوم داشته است و علیزاده نیز همانند ذوقی در بیان این فشارها میگوید: « هدف از پیگیری ما در طول این مدت این است که از تکرار حوادث مشابه جلوگیری شود. شاید اگر همان سال عدالت برقرار میشد و مسببین اصلی مجازات میشدند، دیگر شاهد کشته شدن ستار بهشتی نبودیم.
در تاریخ ۸۹/۸/۲۵ از آقایان مرتضوی، حداد و حیدریفر شکایت کردم. پرونده ابتدا در دادسرای نیروهای مسلح مطرح شد؛ اما دادگاه اعلام کرد که رسیدگی به اتهامات این سه تن در صلاحیت دادگاه کیفری استان است. به این ترتیب پرونده آنها را به دادسرای کارکنان دولت فرستاد.
در تاریخ ۹۰/۵/۵ با من تماس گرفتند که شما برای پرونده کهریزک میتوانید از این آقایان شکایت کنید. به دادسرای کارکنان دولت رفتیم و طرح شکایت کردیم. اما بازپرس برخورد خیلی بدی با من داشت و میگفت: «مرتضوی هیچ وقت دادگاهی نمیشود. شما بیهوده تلاش میکنید.»
با این حال من شکایت خود را ثبت کردیم. اما من با فشارهای زیاد و تهدید های تلفنی مواجه شدم و حتی با چاقو به جانم سوءقصد شد و دچار آسیبهای جدی شدم. در نتیجه به ناچار ایران را ترک کردم.»
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤5👍2🔥1
هجدهم تیر سال ۸۸، تهران همچنان روزهای ملتهب بعد از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم را پشت سر میگذاشت. روز پنج شنبه بود و گروهی از جوانان و دانشجویان به مناسبت دهمین سالگرد حمله به کوی دانشگاه به خیابان آمده بودند.
نیروی انتظامی همچون روزهای گذشته سعی در کنترل تجمعات داشت و بعضا برخی از تجمع کنندگان را بازداشت میکرد.
۱۸ تیر و اعتراضات پایان یافت اما نیروی انتظامی ماند و بیش از ۲۰۰ بازداشتی. ناجا برای تعیین تکلیف بازداشتیها با دادستانی هماهنگ میکند.
دستور میآید بازداشتیها به کهریزک منتقل شوند. دستوری که سرآغاز فاجعه #بازداشتگاه_کهریزک بود.
پس از ۴ روز که خبر بدرفتاری و ضرب و شتم بازداشت شدگان که منجر به کشته شدن محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیرجوادیفر و قطع عضو سامان دادمان شد، با افشاگری همسر باکری و پدر #محسن_روح_الامینی باعث شد خامنهای رهبری فورا دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر و گروهی را برای بررسی مساله مامور میکنند.
گروهی از مسئولان ناجا برای رسیدگی به اتهاماتشان متهم میشوند اما با صدور کیفرخواست و حکم سنگینی علیه متهمان هیچ مجازاتی اعمال نشد.
رادان متهم ردیف یک اکنون فرمانده نیروی انتظامی است، در مهر ماه سال ۸۸ علیقلی فودازی به ریاست بازرسی پلیس پایتخت منصوب شد.
او در زمانی که ریاست بازرسی پلیس پایتخت را بر عهده داشت، مسئول رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک نیز بود که طبق حکم به اهمال و تخلف درجه یک محکومشده بود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
نیروی انتظامی همچون روزهای گذشته سعی در کنترل تجمعات داشت و بعضا برخی از تجمع کنندگان را بازداشت میکرد.
۱۸ تیر و اعتراضات پایان یافت اما نیروی انتظامی ماند و بیش از ۲۰۰ بازداشتی. ناجا برای تعیین تکلیف بازداشتیها با دادستانی هماهنگ میکند.
دستور میآید بازداشتیها به کهریزک منتقل شوند. دستوری که سرآغاز فاجعه #بازداشتگاه_کهریزک بود.
پس از ۴ روز که خبر بدرفتاری و ضرب و شتم بازداشت شدگان که منجر به کشته شدن محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیرجوادیفر و قطع عضو سامان دادمان شد، با افشاگری همسر باکری و پدر #محسن_روح_الامینی باعث شد خامنهای رهبری فورا دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر و گروهی را برای بررسی مساله مامور میکنند.
گروهی از مسئولان ناجا برای رسیدگی به اتهاماتشان متهم میشوند اما با صدور کیفرخواست و حکم سنگینی علیه متهمان هیچ مجازاتی اعمال نشد.
رادان متهم ردیف یک اکنون فرمانده نیروی انتظامی است، در مهر ماه سال ۸۸ علیقلی فودازی به ریاست بازرسی پلیس پایتخت منصوب شد.
او در زمانی که ریاست بازرسی پلیس پایتخت را بر عهده داشت، مسئول رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک نیز بود که طبق حکم به اهمال و تخلف درجه یک محکومشده بود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤4👍1🔥1
هجدهم تیر سال ۸۸، تهران همچنان روزهای ملتهب بعد از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم را پشت سر میگذاشت. روز پنج شنبه بود و گروهی از جوانان و دانشجویان به مناسبت دهمین سالگرد حمله به کوی دانشگاه به خیابان آمده بودند.
نیروی انتظامی همچون روزهای گذشته سعی در کنترل تجمعات داشت و بعضا برخی از تجمع کنندگان را بازداشت میکرد.
۱۸ تیر و اعتراضات پایان یافت اما نیروی انتظامی ماند و بیش از ۲۰۰ بازداشتی. ناجا برای تعیین تکلیف بازداشتیها با دادستانی هماهنگ میکند.
دستور میآید بازداشتیها به کهریزک منتقل شوند. دستوری که سرآغاز فاجعه #بازداشتگاه_کهریزک بود.
پس از ۴ روز که خبر بدرفتاری و ضرب و شتم بازداشت شدگان که منجر به کشته شدن محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیرجوادیفر و قطع عضو سامان دادمان شد، با افشاگری همسر باکری و پدر #محسن_روح_الامینی باعث شد خامنهای رهبری فورا دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر و گروهی را برای بررسی مساله مامور میکنند.
گروهی از مسئولان ناجا برای رسیدگی به اتهاماتشان متهم میشوند اما با صدور کیفرخواست و حکم سنگینی علیه متهمان هیچ مجازاتی اعمال نشد.
رادان متهم ردیف یک اکنون فرمانده نیروی انتظامی است، در مهر ماه سال ۸۸ علیقلی فودازی به ریاست بازرسی پلیس پایتخت منصوب شد.
او در زمانی که ریاست بازرسی پلیس پایتخت را بر عهده داشت، مسئول رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک نیز بود که طبق حکم به اهمال و تخلف درجه یک محکومشده بود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
نیروی انتظامی همچون روزهای گذشته سعی در کنترل تجمعات داشت و بعضا برخی از تجمع کنندگان را بازداشت میکرد.
۱۸ تیر و اعتراضات پایان یافت اما نیروی انتظامی ماند و بیش از ۲۰۰ بازداشتی. ناجا برای تعیین تکلیف بازداشتیها با دادستانی هماهنگ میکند.
دستور میآید بازداشتیها به کهریزک منتقل شوند. دستوری که سرآغاز فاجعه #بازداشتگاه_کهریزک بود.
پس از ۴ روز که خبر بدرفتاری و ضرب و شتم بازداشت شدگان که منجر به کشته شدن محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیرجوادیفر و قطع عضو سامان دادمان شد، با افشاگری همسر باکری و پدر #محسن_روح_الامینی باعث شد خامنهای رهبری فورا دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر و گروهی را برای بررسی مساله مامور میکنند.
گروهی از مسئولان ناجا برای رسیدگی به اتهاماتشان متهم میشوند اما با صدور کیفرخواست و حکم سنگینی علیه متهمان هیچ مجازاتی اعمال نشد.
رادان متهم ردیف یک اکنون فرمانده نیروی انتظامی است، در مهر ماه سال ۸۸ علیقلی فودازی به ریاست بازرسی پلیس پایتخت منصوب شد.
او در زمانی که ریاست بازرسی پلیس پایتخت را بر عهده داشت، مسئول رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک نیز بود که طبق حکم به اهمال و تخلف درجه یک محکومشده بود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍3🔥1
هجدهم تیر سال ۸۸، تهران همچنان روزهای ملتهب بعد از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم را پشت سر میگذاشت. روز پنج شنبه بود و گروهی از جوانان و دانشجویان به مناسبت دهمین سالگرد حمله به کوی دانشگاه به خیابان آمده بودند.
نیروی انتظامی همچون روزهای گذشته سعی در کنترل تجمعات داشت و بعضا برخی از تجمع کنندگان را بازداشت میکرد.
۱۸ تیر و اعتراضات پایان یافت اما نیروی انتظامی ماند و بیش از ۲۰۰ بازداشتی. ناجا برای تعیین تکلیف بازداشتیها با دادستانی هماهنگ میکند.
دستور میآید بازداشتیها به کهریزک منتقل شوند. دستوری که سرآغاز فاجعه #بازداشتگاه_کهریزک بود.
پس از ۴ روز که خبر بدرفتاری و ضرب و شتم بازداشت شدگان که منجر به کشته شدن محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیرجوادیفر و قطع عضو سامان دادمان شد، با افشاگری همسر باکری و پدر #محسن_روح_الامینی باعث شد خامنهای رهبری فورا دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر و گروهی را برای بررسی مساله مامور میکنند.
گروهی از مسئولان ناجا برای رسیدگی به اتهاماتشان متهم میشوند اما با صدور کیفرخواست و حکم سنگینی علیه متهمان هیچ مجازاتی اعمال نشد.
رادان متهم ردیف یک اکنون فرمانده نیروی انتظامی است، در مهر ماه سال ۸۸ علیقلی فودازی به ریاست بازرسی پلیس پایتخت منصوب شد.
او در زمانی که ریاست بازرسی پلیس پایتخت را بر عهده داشت، مسئول رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک نیز بود که طبق حکم به اهمال و تخلف درجه یک محکومشده بود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
نیروی انتظامی همچون روزهای گذشته سعی در کنترل تجمعات داشت و بعضا برخی از تجمع کنندگان را بازداشت میکرد.
۱۸ تیر و اعتراضات پایان یافت اما نیروی انتظامی ماند و بیش از ۲۰۰ بازداشتی. ناجا برای تعیین تکلیف بازداشتیها با دادستانی هماهنگ میکند.
دستور میآید بازداشتیها به کهریزک منتقل شوند. دستوری که سرآغاز فاجعه #بازداشتگاه_کهریزک بود.
پس از ۴ روز که خبر بدرفتاری و ضرب و شتم بازداشت شدگان که منجر به کشته شدن محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیرجوادیفر و قطع عضو سامان دادمان شد، با افشاگری همسر باکری و پدر #محسن_روح_الامینی باعث شد خامنهای رهبری فورا دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر و گروهی را برای بررسی مساله مامور میکنند.
گروهی از مسئولان ناجا برای رسیدگی به اتهاماتشان متهم میشوند اما با صدور کیفرخواست و حکم سنگینی علیه متهمان هیچ مجازاتی اعمال نشد.
رادان متهم ردیف یک اکنون فرمانده نیروی انتظامی است، در مهر ماه سال ۸۸ علیقلی فودازی به ریاست بازرسی پلیس پایتخت منصوب شد.
او در زمانی که ریاست بازرسی پلیس پایتخت را بر عهده داشت، مسئول رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک نیز بود که طبق حکم به اهمال و تخلف درجه یک محکومشده بود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍4🔥1
امیر جوادی فر ۲۴ ساله متولد ۱۳۶۳ ترانه سرا و هنرمند دانشجوی دانشگاه قزوین بود که در روز ۱۸ تیر ۱۳۸۸ بازداشت و به زندان اوین منتقل و سپس در زندان کهریزک بعد از شکنجه های وحشیانه در اثر شدت شکنجه های دژخیمان روز ۲۳ تیر به شهادت رسید .
وی پیش از دستگیری از ناحیهٔ دست و بینی و گردن مجروح شده بود.یک شب در بیمارستان فیروزگر بستری شد و روز بعد از سوی حراست بیمارستان تحویل پلیس پیشگیری داده شد که در نهایت به کهریزک منتقل و در آنجا شکنجه شد تا درگذشت.
این خبر را برای نخستین بار روزنامهٔ اعتماد منتشر ساخت، اولین واکنش فرماندهان نیروی انتظامی از جمله سردار رادان نه تنها تکذیب این قتل بلکه بطور کل تکذیب وجود فردی به نام #امیر_جوادی_فر هست.
#احمد_رضا_رادان هم اکنون فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی است.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
وی پیش از دستگیری از ناحیهٔ دست و بینی و گردن مجروح شده بود.یک شب در بیمارستان فیروزگر بستری شد و روز بعد از سوی حراست بیمارستان تحویل پلیس پیشگیری داده شد که در نهایت به کهریزک منتقل و در آنجا شکنجه شد تا درگذشت.
این خبر را برای نخستین بار روزنامهٔ اعتماد منتشر ساخت، اولین واکنش فرماندهان نیروی انتظامی از جمله سردار رادان نه تنها تکذیب این قتل بلکه بطور کل تکذیب وجود فردی به نام #امیر_جوادی_فر هست.
#احمد_رضا_رادان هم اکنون فرمانده کل انتظامی جمهوری اسلامی است.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤10🔥1
محمد کامرانی جوان ۱۸ سالهای بود که یکی دیگر از قربانیان #بازداشتگاه_کهریزک است که در جریان ناآرامیهای پس از انتخابات ۱۳۸۸ در جریان تظاهرات ۱۸ تیر ۱۳۸۸ در نزدیکی میدان ولیعصر تهران دستگیر شد و به بازداشتگاه کهریزک انتقال یافت، او متحمل شکنجههای بسیاری شده بود اما به بیمارستان منتقل نشد تا این بازداشتگاه تخلیه و پس از انتقال به زندان اوین، به دلیل جراحتهای وارده به بیمارستان لقمان منتقل شد و سپس توسط خانوادهاش به بیمارستان مهر منتقل شد که متاسفانه به دلیل شدت جراحات، ساعاتی بعد در روز پنجشنبه ۲۵ تیرماه درگذشت.
حمید حجارها یکی از بازداشتشدگان و شاهدان بازداشتگاه کهریزکاست.
وقتی او در کهریزک بود، #امیر_جوادی_فر را با وضعیت جسمی بدی که داشت، کشانکشان نزد پزشک وظیفه کهریزک برده ، حمید حجارها همچنین از نزدیک با #محمد_کامرانی همصحبت شده بود: «ما قبل از اینکه به کهریزک برویم توی میدان انقلاب وقتی در پلیس پیشگیری بودیم، محمد همان جا با من صحبت کرد و ما آنجا با هم آشنا شدیم که آنجا به من گفت من کنکور پزشکی دارم. چون پدر من نظامی است من به او گفتم احتمال دارد پدر من بیاید دنبال من. محمد گفت اگر پدرت آمد دنبالت بگو یک فکری هم برای من بکند چون برای کنکور خیلی زحمت کشیدم.
خانواده محمد کامرانی همه جا دنبال محمد میگردند تا ببینند او که روز ۱۸ تیر از خانه بیرون رفته چرا تا کنون به خانه برنگشته است. آنها نام محمد کامرانی را سرانجام در پلیس امنیت تهران پیدا میکنند. اما آنجا کسی پاسخگو نیست. علی کامرانی پدر محمد به یکی از دوستان دوران دبیرستانش که حالا در نهادهای امنیتی ایران مشغول به کار شده است، زنگ میزند و از او یاری میخواهد،او به گفته خودش حکم آزادی محمد را میگیرد و ۲۴ تیر ماه راهی اوین میشود تا فرزندش را به خود به خانه بیاورد. اما آنجا اثری از محمد نیست. محمد کامرانی بعد از رفتن به حمام دیگر به بند بازنگشت بلکه به خاطر وخیم شدن وضعیت جسمیاش به بیمارستان منتقل شد.خانواده محمد وارد بیمارستان لقمان میشوند، مادر تاب دیدن فرزندی که با زنجیر به تخت بسته شده است را ندارد.
محمد کامرانی علی رغم اینکه در کما بود روی تخت بیمارستان او را با زنجیر بسته بودند به تخت. خانمی که آنجا پرستار است میگوید ببریدش جای دیگر، دوست امنیتیشان برگه آزادی اورا نشان میدهد همان ساعت اورا با آمبولانس به بیمارستان مهر میبرند اما دیگر کاراز کار گذشته و محمد جان میبازد.
#علیه_فراموشی #اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
حمید حجارها یکی از بازداشتشدگان و شاهدان بازداشتگاه کهریزکاست.
وقتی او در کهریزک بود، #امیر_جوادی_فر را با وضعیت جسمی بدی که داشت، کشانکشان نزد پزشک وظیفه کهریزک برده ، حمید حجارها همچنین از نزدیک با #محمد_کامرانی همصحبت شده بود: «ما قبل از اینکه به کهریزک برویم توی میدان انقلاب وقتی در پلیس پیشگیری بودیم، محمد همان جا با من صحبت کرد و ما آنجا با هم آشنا شدیم که آنجا به من گفت من کنکور پزشکی دارم. چون پدر من نظامی است من به او گفتم احتمال دارد پدر من بیاید دنبال من. محمد گفت اگر پدرت آمد دنبالت بگو یک فکری هم برای من بکند چون برای کنکور خیلی زحمت کشیدم.
خانواده محمد کامرانی همه جا دنبال محمد میگردند تا ببینند او که روز ۱۸ تیر از خانه بیرون رفته چرا تا کنون به خانه برنگشته است. آنها نام محمد کامرانی را سرانجام در پلیس امنیت تهران پیدا میکنند. اما آنجا کسی پاسخگو نیست. علی کامرانی پدر محمد به یکی از دوستان دوران دبیرستانش که حالا در نهادهای امنیتی ایران مشغول به کار شده است، زنگ میزند و از او یاری میخواهد،او به گفته خودش حکم آزادی محمد را میگیرد و ۲۴ تیر ماه راهی اوین میشود تا فرزندش را به خود به خانه بیاورد. اما آنجا اثری از محمد نیست. محمد کامرانی بعد از رفتن به حمام دیگر به بند بازنگشت بلکه به خاطر وخیم شدن وضعیت جسمیاش به بیمارستان منتقل شد.خانواده محمد وارد بیمارستان لقمان میشوند، مادر تاب دیدن فرزندی که با زنجیر به تخت بسته شده است را ندارد.
محمد کامرانی علی رغم اینکه در کما بود روی تخت بیمارستان او را با زنجیر بسته بودند به تخت. خانمی که آنجا پرستار است میگوید ببریدش جای دیگر، دوست امنیتیشان برگه آزادی اورا نشان میدهد همان ساعت اورا با آمبولانس به بیمارستان مهر میبرند اما دیگر کاراز کار گذشته و محمد جان میبازد.
#علیه_فراموشی #اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤8🔥1
با گذشت ۱۵ سال از جنایت #بازداشتگاه_کهریزک جمهوری اسلامی نه تنها دیگر علاقهای به بازگویی فجایع کهریزک ندارد بلکه هیچ علاقهای هم به بازگو کردن بیش از سه کشته مشهور کامرانی، روح الامینی و جوادی فر نیست، یکی دیگر از کشته شدگان گمنام کهریزک رامین است، تنها چند روز بعد از اعلام خبر کشته شدن روحالامینی پدر محسن روحالامینی اعلام کرد که فرد چهارمی نیز در این پرونده وجود دارد اما مسئولان جمهوری اسلامی چون نمیخواستند وجدان عمومی جامعه جریحهدار نشود نام او را اعلام نکردهاند.
جوان بیست و دو ساله ایرانی که یکی از چشمهای او از چشمهای دیگرش کوچکتر است.
جوانی که از یک مشکل مادرزادی در چشمهایش رنج میبرد، او چند روز پس از آزادی از بازداشتگاه کهریزک به دلیل لختههای خون موجود در سر و سینهاش جانش را از دست میدهد.
خانواده رامین آقازاده تحت تدابیر شدید امنیتی فرزند خود را در قطعه ۲۱۶ بهشت زهرا به خاک میسپارند و به دلیل احساس نا امنی و نگرانی برای امنیت فرزندان دیگر این خانواده سکوت اختیار میکنند.
پس از در درگیریهای حوادث بعد از انتخابات، مأموران از طریق دوربین مداربسته یک بانک، چهره رامین را شناسایی میکنند و سپس برای بازداشتِ او به منزلش میروند. اما رامین به گفته مادرش آن روز در خانه نبود. مأموران به مادر رامین میگویند که فرزندش باید هرچه زودتر خودش را به ستاد نیروی انتظامی شهرری معرفی کند.
مادر رامین آقازاده قهرمانی میگوید به دلیل اینکه میدانستم فرزندم جز یک اعتراض آرام کاری انجام نداده خودم دستش را گرفتم و با هم به محلی که مأموران گفته بودند مراجعه کردیم به امید آنکه بعد از چند سؤال ساده او را آزاد میکنند:
«من با دست خودم بچهام را بردم تحویل دادم. این عذاب وجدان دارد مرا بدبختم میکند. با هم دیگه رفتیم، گفتم فوقش یک سؤال میکنند با هم برمیگردیم،رفت چند ساعتی گذشت و نیامد،رفتم سئوال کردم گفتند هیچی نیست تا غروب میآید. نگو همان لحظه بچهام را فرستادند کهریزک. دیگر رفتن همان شد که رفت...»
رامین آقازاده قهرمانی ۱۴ روز بعد از اینکه به همراه مادرش خودش را به نیروی انتظامی معرفی کرد، آزاد میشود. اما مادرش میگوید که رامین وقتی به خانه برگشت آثار ضرب شتم روی بدنش پیدابود، پاهایش همه زخم بود. گردنش باد کرده بود...داشتیم شام میخوردیم که سر سفره غش کرد و افتاد…
زندگی رامین همان ساعات، ۲۷ تیر ماه ۸۸ تمام میشود. خانوادهاش میگویند در صحبتهایی که او موقع آمدن به خانه کرده است گفته بود که پس از بازداشت ابتدا به کهریزک و سپس به زندان اوین منتقل شده بود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
جوان بیست و دو ساله ایرانی که یکی از چشمهای او از چشمهای دیگرش کوچکتر است.
جوانی که از یک مشکل مادرزادی در چشمهایش رنج میبرد، او چند روز پس از آزادی از بازداشتگاه کهریزک به دلیل لختههای خون موجود در سر و سینهاش جانش را از دست میدهد.
خانواده رامین آقازاده تحت تدابیر شدید امنیتی فرزند خود را در قطعه ۲۱۶ بهشت زهرا به خاک میسپارند و به دلیل احساس نا امنی و نگرانی برای امنیت فرزندان دیگر این خانواده سکوت اختیار میکنند.
پس از در درگیریهای حوادث بعد از انتخابات، مأموران از طریق دوربین مداربسته یک بانک، چهره رامین را شناسایی میکنند و سپس برای بازداشتِ او به منزلش میروند. اما رامین به گفته مادرش آن روز در خانه نبود. مأموران به مادر رامین میگویند که فرزندش باید هرچه زودتر خودش را به ستاد نیروی انتظامی شهرری معرفی کند.
مادر رامین آقازاده قهرمانی میگوید به دلیل اینکه میدانستم فرزندم جز یک اعتراض آرام کاری انجام نداده خودم دستش را گرفتم و با هم به محلی که مأموران گفته بودند مراجعه کردیم به امید آنکه بعد از چند سؤال ساده او را آزاد میکنند:
«من با دست خودم بچهام را بردم تحویل دادم. این عذاب وجدان دارد مرا بدبختم میکند. با هم دیگه رفتیم، گفتم فوقش یک سؤال میکنند با هم برمیگردیم،رفت چند ساعتی گذشت و نیامد،رفتم سئوال کردم گفتند هیچی نیست تا غروب میآید. نگو همان لحظه بچهام را فرستادند کهریزک. دیگر رفتن همان شد که رفت...»
رامین آقازاده قهرمانی ۱۴ روز بعد از اینکه به همراه مادرش خودش را به نیروی انتظامی معرفی کرد، آزاد میشود. اما مادرش میگوید که رامین وقتی به خانه برگشت آثار ضرب شتم روی بدنش پیدابود، پاهایش همه زخم بود. گردنش باد کرده بود...داشتیم شام میخوردیم که سر سفره غش کرد و افتاد…
زندگی رامین همان ساعات، ۲۷ تیر ماه ۸۸ تمام میشود. خانوادهاش میگویند در صحبتهایی که او موقع آمدن به خانه کرده است گفته بود که پس از بازداشت ابتدا به کهریزک و سپس به زندان اوین منتقل شده بود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍5❤3🔥3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روایت یکی از بازداشتشدگان سابق؛ در کهریزک چه گذشت؟
مسعود علیزاده از زندانیان سابق در کهریزک در سال ۱۳۸۸ از شکنجهها و خاطراتش از جانباختگان در این زندان میگوید.
این گفتوگو به مناسبت سالگرد جانباختن زندانیان در کهریزک بازنشر میشود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
مسعود علیزاده از زندانیان سابق در کهریزک در سال ۱۳۸۸ از شکنجهها و خاطراتش از جانباختگان در این زندان میگوید.
این گفتوگو به مناسبت سالگرد جانباختن زندانیان در کهریزک بازنشر میشود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥6❤3👍2
#محمد_کامرانی، برای آزمون کنکور آماده میشد اما در # خرداد ۸۸ بازداشت و در #بازداشتگاه_کهریزک زیر #شکنجه #وحوش_خامنه_ای به قتل رسید.
حمید حجارها یکی از بازداشتشدگان و شاهدان بازداشتگاه کهریزکاست، وقتی او در کهریزک بود، #امیر_جوادی_فر را با وضعیت جسمی بدی که داشت، کشانکشان نزد پزشک وظیفه کهریزک برده ، حمید حجارها همچنین از نزدیک با #محمد_کامرانی همصحبت شده بود: «ما قبل از اینکه به کهریزک برویم توی میدان انقلاب وقتی در پلیس پیشگیری بودیم، محمد همان جا با من صحبت کرد و ما آنجا با هم آشنا شدیم که آنجا به من گفت من کنکور پزشکی دارم. چون پدر من نظامی است من به او گفتم احتمال دارد پدر من بیاید دنبال من. محمد گفت اگر پدرت آمد دنبالت بگو یک فکری هم برای من بکند چون برای کنکور خیلی زحمت کشیدم.
خانواده محمد کامرانی همه جا دنبال محمد میگردند تا ببینند او که روز ۱۸ تیر از خانه بیرون رفته چرا تا کنون به خانه برنگشته است. آنها نام محمد کامرانی را سرانجام در پلیس امنیت تهران پیدا میکنند. اما آنجا کسی پاسخگو نیست. علی کامرانی پدر محمد به یکی از دوستان دوران دبیرستانش که حالا در نهادهای امنیتی ایران مشغول به کار شده است، زنگ میزند و از او یاری میخواهد،او به گفته خودش حکم آزادی محمد را میگیرد و ۲۴ تیر ماه راهی اوین میشود تا فرزندش را به خود به خانه بیاورد. اما آنجا اثری از محمد نیست. محمد کامرانی بعد از رفتن به حمام دیگر به بند بازنگشت بلکه به خاطر وخیم شدن وضعیت جسمیاش به بیمارستان منتقل شد.خانواده محمد وارد بیمارستان لقمان میشوند، مادر تاب دیدن فرزندی که با زنجیر به تخت بسته شده است را ندارد.
محمد کامرانی علی رغم اینکه در کما بود روی تخت بیمارستان او را با زنجیر بسته بودند به تخت. خانمی که آنجا پرستار است میگوید ببریدش جای دیگر، دوست امنیتیشان برگه آزادی اورا نشان میدهد همان ساعت اورا با آمبولانس به بیمارستان مهر میبرند اما دیگر کاراز کار گذشته و محمد جان میبازد.
#علیه_فراموشی #اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
حمید حجارها یکی از بازداشتشدگان و شاهدان بازداشتگاه کهریزکاست، وقتی او در کهریزک بود، #امیر_جوادی_فر را با وضعیت جسمی بدی که داشت، کشانکشان نزد پزشک وظیفه کهریزک برده ، حمید حجارها همچنین از نزدیک با #محمد_کامرانی همصحبت شده بود: «ما قبل از اینکه به کهریزک برویم توی میدان انقلاب وقتی در پلیس پیشگیری بودیم، محمد همان جا با من صحبت کرد و ما آنجا با هم آشنا شدیم که آنجا به من گفت من کنکور پزشکی دارم. چون پدر من نظامی است من به او گفتم احتمال دارد پدر من بیاید دنبال من. محمد گفت اگر پدرت آمد دنبالت بگو یک فکری هم برای من بکند چون برای کنکور خیلی زحمت کشیدم.
خانواده محمد کامرانی همه جا دنبال محمد میگردند تا ببینند او که روز ۱۸ تیر از خانه بیرون رفته چرا تا کنون به خانه برنگشته است. آنها نام محمد کامرانی را سرانجام در پلیس امنیت تهران پیدا میکنند. اما آنجا کسی پاسخگو نیست. علی کامرانی پدر محمد به یکی از دوستان دوران دبیرستانش که حالا در نهادهای امنیتی ایران مشغول به کار شده است، زنگ میزند و از او یاری میخواهد،او به گفته خودش حکم آزادی محمد را میگیرد و ۲۴ تیر ماه راهی اوین میشود تا فرزندش را به خود به خانه بیاورد. اما آنجا اثری از محمد نیست. محمد کامرانی بعد از رفتن به حمام دیگر به بند بازنگشت بلکه به خاطر وخیم شدن وضعیت جسمیاش به بیمارستان منتقل شد.خانواده محمد وارد بیمارستان لقمان میشوند، مادر تاب دیدن فرزندی که با زنجیر به تخت بسته شده است را ندارد.
محمد کامرانی علی رغم اینکه در کما بود روی تخت بیمارستان او را با زنجیر بسته بودند به تخت. خانمی که آنجا پرستار است میگوید ببریدش جای دیگر، دوست امنیتیشان برگه آزادی اورا نشان میدهد همان ساعت اورا با آمبولانس به بیمارستان مهر میبرند اما دیگر کاراز کار گذشته و محمد جان میبازد.
#علیه_فراموشی #اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤7🔥2😢2
یکبار گفت چقدر نامرد هستند چگونه توانستهاند به یک بچه ۱۸ساله درحدی تجاوز کنند که فوت کند؟
آخر چطور توانستند اینطور به بچههای مردم تجاوز کنند و …
سعید مرتضوی از او خواسته بود دربارهٔ قربانیان #جنایت_کهریزک رسماً گواهی دهد که تشخیصش مننژیت است.
اما او گفته بود باید آنها را ببیند و همینطوری گواهی نمیدهد.
بعد که دیده بود گفته بود این بچهها زیر شکنجه فوت کردهاند و مننژیت نبوده.
اینها حرف های فرزند دکتر #عبدالرضا_سودبخش پزشک متخصص عفونی و پزشک پرونده جنایت در بازداشتگاه کهریزک است.
او در ۳۰ شهریور ۸۹جلوی مطبش به ضرب گلوله کشته شد، تیم ترور ۲موتور دو ترکه بودند که آنقدر خیالشان راحت بود حتی نقاب هم بر صورت نداشتند مطب دکتر سودبخش در بلوار کشاورزد بود و با وجوددوربین های متعدد در این خیابان و دوربین مغازههای محل ترور که چهره ضاربان را به وضوح نشان میداد و حتی شاهدانی که چهره ضاربان را چهره نگاری کردند هیچوقت مشخص نشد که قاتلان چه کسانی بودند و مثل صدها پرونده دیگر نظیر اسید پاشی اصفهان و ده ها قتل خودسر و سازمان یافته دیگر به فراموشی سپرده شد و قاتلان این پزشک متعهد و شجاع در میان ما به راحتی در حال زندگی کردن هستند.
#علیه_فراموشی #اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
آخر چطور توانستند اینطور به بچههای مردم تجاوز کنند و …
سعید مرتضوی از او خواسته بود دربارهٔ قربانیان #جنایت_کهریزک رسماً گواهی دهد که تشخیصش مننژیت است.
اما او گفته بود باید آنها را ببیند و همینطوری گواهی نمیدهد.
بعد که دیده بود گفته بود این بچهها زیر شکنجه فوت کردهاند و مننژیت نبوده.
اینها حرف های فرزند دکتر #عبدالرضا_سودبخش پزشک متخصص عفونی و پزشک پرونده جنایت در بازداشتگاه کهریزک است.
او در ۳۰ شهریور ۸۹جلوی مطبش به ضرب گلوله کشته شد، تیم ترور ۲موتور دو ترکه بودند که آنقدر خیالشان راحت بود حتی نقاب هم بر صورت نداشتند مطب دکتر سودبخش در بلوار کشاورزد بود و با وجوددوربین های متعدد در این خیابان و دوربین مغازههای محل ترور که چهره ضاربان را به وضوح نشان میداد و حتی شاهدانی که چهره ضاربان را چهره نگاری کردند هیچوقت مشخص نشد که قاتلان چه کسانی بودند و مثل صدها پرونده دیگر نظیر اسید پاشی اصفهان و ده ها قتل خودسر و سازمان یافته دیگر به فراموشی سپرده شد و قاتلان این پزشک متعهد و شجاع در میان ما به راحتی در حال زندگی کردن هستند.
#علیه_فراموشی #اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤27👍6🤬4🔥2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
روایت یکی از بازداشتشدگان سابق؛ در کهریزک چه گذشت؟
مسعود علیزاده از زندانیان سابق در کهریزک در سال ۱۳۸۸ از شکنجهها و خاطراتش از جانباختگان در این زندان میگوید.
این گفتوگو به مناسبت سالگرد جانباختن زندانیان در کهریزک بازنشر میشود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
مسعود علیزاده از زندانیان سابق در کهریزک در سال ۱۳۸۸ از شکنجهها و خاطراتش از جانباختگان در این زندان میگوید.
این گفتوگو به مناسبت سالگرد جانباختن زندانیان در کهریزک بازنشر میشود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤9😢4🤬2🔥1
هجدهم تیر سال ۸۸، تهران همچنان روزهای ملتهب بعد از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم را پشت سر میگذاشت. روز پنج شنبه بود و گروهی از جوانان و دانشجویان به مناسبت دهمین سالگرد حمله به کوی دانشگاه به خیابان آمده بودند.
نیروی انتظامی همچون روزهای گذشته سعی در کنترل تجمعات داشت و بعضا برخی از تجمع کنندگان را بازداشت میکرد.
۱۸ تیر و اعتراضات پایان یافت اما نیروی انتظامی ماند و بیش از ۲۰۰ بازداشتی. ناجا برای تعیین تکلیف بازداشتیها با دادستانی هماهنگ میکند.
دستور میآید بازداشتیها به کهریزک منتقل شوند. دستوری که سرآغاز فاجعه #بازداشتگاه_کهریزک بود.
پس از ۴ روز که خبر بدرفتاری و ضرب و شتم بازداشت شدگان که منجر به کشته شدن محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیرجوادیفر و قطع عضو سامان دادمان شد، با افشاگری همسر باکری و پدر #محسن_روح_الامینی باعث شد خامنهای رهبری فورا دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر و گروهی را برای بررسی مساله مامور میکنند.
گروهی از مسئولان ناجا برای رسیدگی به اتهاماتشان متهم میشوند اما با صدور کیفرخواست و حکم سنگینی علیه متهمان هیچ مجازاتی اعمال نشد.
رادان متهم ردیف یک اکنون فرمانده نیروی انتظامی است، در مهر ماه سال ۸۸ علیقلی فودازی به ریاست بازرسی پلیس پایتخت منصوب شد.
او در زمانی که ریاست بازرسی پلیس پایتخت را بر عهده داشت، مسئول رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک نیز بود که طبق حکم به اهمال و تخلف درجه یک محکومشده بود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
نیروی انتظامی همچون روزهای گذشته سعی در کنترل تجمعات داشت و بعضا برخی از تجمع کنندگان را بازداشت میکرد.
۱۸ تیر و اعتراضات پایان یافت اما نیروی انتظامی ماند و بیش از ۲۰۰ بازداشتی. ناجا برای تعیین تکلیف بازداشتیها با دادستانی هماهنگ میکند.
دستور میآید بازداشتیها به کهریزک منتقل شوند. دستوری که سرآغاز فاجعه #بازداشتگاه_کهریزک بود.
پس از ۴ روز که خبر بدرفتاری و ضرب و شتم بازداشت شدگان که منجر به کشته شدن محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیرجوادیفر و قطع عضو سامان دادمان شد، با افشاگری همسر باکری و پدر #محسن_روح_الامینی باعث شد خامنهای رهبری فورا دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر و گروهی را برای بررسی مساله مامور میکنند.
گروهی از مسئولان ناجا برای رسیدگی به اتهاماتشان متهم میشوند اما با صدور کیفرخواست و حکم سنگینی علیه متهمان هیچ مجازاتی اعمال نشد.
رادان متهم ردیف یک اکنون فرمانده نیروی انتظامی است، در مهر ماه سال ۸۸ علیقلی فودازی به ریاست بازرسی پلیس پایتخت منصوب شد.
او در زمانی که ریاست بازرسی پلیس پایتخت را بر عهده داشت، مسئول رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک نیز بود که طبق حکم به اهمال و تخلف درجه یک محکومشده بود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥4🤬1
هجدهم تیر سال ۸۸، تهران همچنان روزهای ملتهب بعد از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم را پشت سر میگذاشت. روز پنج شنبه بود و گروهی از جوانان و دانشجویان به مناسبت دهمین سالگرد حمله به کوی دانشگاه به خیابان آمده بودند.
نیروی انتظامی همچون روزهای گذشته سعی در کنترل تجمعات داشت و بعضا برخی از تجمع کنندگان را بازداشت میکرد.
۱۸ تیر و اعتراضات پایان یافت اما نیروی انتظامی ماند و بیش از ۲۰۰ بازداشتی. ناجا برای تعیین تکلیف بازداشتیها با دادستانی هماهنگ میکند.
دستور میآید بازداشتیها به کهریزک منتقل شوند. دستوری که سرآغاز فاجعه #بازداشتگاه_کهریزک بود.
پس از ۴ روز که خبر بدرفتاری و ضرب و شتم بازداشت شدگان که منجر به کشته شدن محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیرجوادیفر و قطع عضو سامان دادمان شد، با افشاگری همسر باکری و پدر #محسن_روح_الامینی باعث شد خامنهای رهبری فورا دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر و گروهی را برای بررسی مساله مامور میکنند.
گروهی از مسئولان ناجا برای رسیدگی به اتهاماتشان متهم میشوند اما با صدور کیفرخواست و حکم سنگینی علیه متهمان هیچ مجازاتی اعمال نشد.
رادان متهم ردیف یک اکنون فرمانده نیروی انتظامی است، در مهر ماه سال ۸۸ علیقلی فودازی به ریاست بازرسی پلیس پایتخت منصوب شد.
او در زمانی که ریاست بازرسی پلیس پایتخت را بر عهده داشت، مسئول رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک نیز بود که طبق حکم به اهمال و تخلف درجه یک محکومشده بود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
نیروی انتظامی همچون روزهای گذشته سعی در کنترل تجمعات داشت و بعضا برخی از تجمع کنندگان را بازداشت میکرد.
۱۸ تیر و اعتراضات پایان یافت اما نیروی انتظامی ماند و بیش از ۲۰۰ بازداشتی. ناجا برای تعیین تکلیف بازداشتیها با دادستانی هماهنگ میکند.
دستور میآید بازداشتیها به کهریزک منتقل شوند. دستوری که سرآغاز فاجعه #بازداشتگاه_کهریزک بود.
پس از ۴ روز که خبر بدرفتاری و ضرب و شتم بازداشت شدگان که منجر به کشته شدن محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیرجوادیفر و قطع عضو سامان دادمان شد، با افشاگری همسر باکری و پدر #محسن_روح_الامینی باعث شد خامنهای رهبری فورا دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر و گروهی را برای بررسی مساله مامور میکنند.
گروهی از مسئولان ناجا برای رسیدگی به اتهاماتشان متهم میشوند اما با صدور کیفرخواست و حکم سنگینی علیه متهمان هیچ مجازاتی اعمال نشد.
رادان متهم ردیف یک اکنون فرمانده نیروی انتظامی است، در مهر ماه سال ۸۸ علیقلی فودازی به ریاست بازرسی پلیس پایتخت منصوب شد.
او در زمانی که ریاست بازرسی پلیس پایتخت را بر عهده داشت، مسئول رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک نیز بود که طبق حکم به اهمال و تخلف درجه یک محکومشده بود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥4❤1
هجدهم تیر سال ۸۸، تهران همچنان روزهای ملتهب بعد از انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم را پشت سر میگذاشت. روز پنج شنبه بود و گروهی از جوانان و دانشجویان به مناسبت دهمین سالگرد حمله به کوی دانشگاه به خیابان آمده بودند.
نیروی انتظامی همچون روزهای گذشته سعی در کنترل تجمعات داشت و بعضا برخی از تجمع کنندگان را بازداشت میکرد.
۱۸ تیر و اعتراضات پایان یافت اما نیروی انتظامی ماند و بیش از ۲۰۰ بازداشتی. ناجا برای تعیین تکلیف بازداشتیها با دادستانی هماهنگ میکند.
دستور میآید بازداشتیها به کهریزک منتقل شوند. دستوری که سرآغاز فاجعه #بازداشتگاه_کهریزک بود.
پس از ۴ روز که خبر بدرفتاری و ضرب و شتم بازداشت شدگان که منجر به کشته شدن محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیرجوادیفر و قطع عضو سامان دادمان شد، با افشاگری همسر باکری و پدر #محسن_روح_الامینی باعث شد خامنهای رهبری فورا دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر و گروهی را برای بررسی مساله مامور میکنند.
گروهی از مسئولان ناجا برای رسیدگی به اتهاماتشان متهم میشوند اما با صدور کیفرخواست و حکم سنگینی علیه متهمان هیچ مجازاتی اعمال نشد.
رادان متهم ردیف یک اکنون فرمانده نیروی انتظامی است، در مهر ماه سال ۸۸ علیقلی فودازی به ریاست بازرسی پلیس پایتخت منصوب شد.
او در زمانی که ریاست بازرسی پلیس پایتخت را بر عهده داشت، مسئول رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک نیز بود که طبق حکم به اهمال و تخلف درجه یک محکومشده بود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
نیروی انتظامی همچون روزهای گذشته سعی در کنترل تجمعات داشت و بعضا برخی از تجمع کنندگان را بازداشت میکرد.
۱۸ تیر و اعتراضات پایان یافت اما نیروی انتظامی ماند و بیش از ۲۰۰ بازداشتی. ناجا برای تعیین تکلیف بازداشتیها با دادستانی هماهنگ میکند.
دستور میآید بازداشتیها به کهریزک منتقل شوند. دستوری که سرآغاز فاجعه #بازداشتگاه_کهریزک بود.
پس از ۴ روز که خبر بدرفتاری و ضرب و شتم بازداشت شدگان که منجر به کشته شدن محسن روح الامینی، محمد کامرانی و امیرجوادیفر و قطع عضو سامان دادمان شد، با افشاگری همسر باکری و پدر #محسن_روح_الامینی باعث شد خامنهای رهبری فورا دستور تعطیلی این بازداشتگاه را صادر و گروهی را برای بررسی مساله مامور میکنند.
گروهی از مسئولان ناجا برای رسیدگی به اتهاماتشان متهم میشوند اما با صدور کیفرخواست و حکم سنگینی علیه متهمان هیچ مجازاتی اعمال نشد.
رادان متهم ردیف یک اکنون فرمانده نیروی انتظامی است، در مهر ماه سال ۸۸ علیقلی فودازی به ریاست بازرسی پلیس پایتخت منصوب شد.
او در زمانی که ریاست بازرسی پلیس پایتخت را بر عهده داشت، مسئول رسیدگی به پرونده بازداشتگاه کهریزک نیز بود که طبق حکم به اهمال و تخلف درجه یک محکومشده بود.
#اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤3👍1
محمد کامرانی، برای آزمون کنکور آماده میشد اما او ۱۸ تیر ۱۳۸۸ از خانه خارج شد و هرگز دیگر بازنگشت!
حوالی ساعت ۱۷ او در خیابان بازداشت و در #بازداشتگاه_کهریزک زیر #شکنجه #وحوش_خامنه_ای به قتل رسید.
حمید حجارها یکی از بازداشتشدگان و شاهدان بازداشتگاه کهریزکاست، وقتی او در کهریزک بود، #امیر_جوادی_فر را با وضعیت جسمی بدی که داشت، کشانکشان نزد پزشک وظیفه کهریزک برده ، حمید حجارها همچنین از نزدیک با #محمد_کامرانی همصحبت شده بود: «ما قبل از اینکه به کهریزک برویم توی میدان انقلاب وقتی در پلیس پیشگیری بودیم، محمد همان جا با من صحبت کرد و ما آنجا با هم آشنا شدیم که آنجا به من گفت من کنکور پزشکی دارم. چون پدر من نظامی است من به او گفتم احتمال دارد پدر من بیاید دنبال من. محمد گفت اگر پدرت آمد دنبالت بگو یک فکری هم برای من بکند چون برای کنکور خیلی زحمت کشیدم.
خانواده محمد کامرانی همه جا دنبال محمد میگردند تا ببینند او که روز ۱۸ تیر از خانه بیرون رفته چرا تا کنون به خانه برنگشته است. آنها نام محمد کامرانی را سرانجام در پلیس امنیت تهران پیدا میکنند. اما آنجا کسی پاسخگو نیست. علی کامرانی پدر محمد به یکی از دوستان دوران دبیرستانش که حالا در نهادهای امنیتی ایران مشغول به کار شده است، زنگ میزند و از او یاری میخواهد،او به گفته خودش حکم آزادی محمد را میگیرد و ۲۴ تیر ماه راهی اوین میشود تا فرزندش را به خود به خانه بیاورد. اما آنجا اثری از محمد نیست. محمد کامرانی بعد از رفتن به حمام دیگر به بند بازنگشت بلکه به خاطر وخیم شدن وضعیت جسمیاش به بیمارستان منتقل شد.خانواده محمد وارد بیمارستان لقمان میشوند، مادر تاب دیدن فرزندی که با زنجیر به تخت بسته شده است را ندارد.
محمد کامرانی علی رغم اینکه در کما بود روی تخت بیمارستان او را با زنجیر بسته بودند به تخت. خانمی که آنجا پرستار است میگوید ببریدش جای دیگر، دوست امنیتیشان برگه آزادی اورا نشان میدهد همان ساعت اورا با آمبولانس به بیمارستان مهر میبرند اما دیگر کاراز کار گذشته و محمد جان میبازد.
#علیه_فراموشی #اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
حوالی ساعت ۱۷ او در خیابان بازداشت و در #بازداشتگاه_کهریزک زیر #شکنجه #وحوش_خامنه_ای به قتل رسید.
حمید حجارها یکی از بازداشتشدگان و شاهدان بازداشتگاه کهریزکاست، وقتی او در کهریزک بود، #امیر_جوادی_فر را با وضعیت جسمی بدی که داشت، کشانکشان نزد پزشک وظیفه کهریزک برده ، حمید حجارها همچنین از نزدیک با #محمد_کامرانی همصحبت شده بود: «ما قبل از اینکه به کهریزک برویم توی میدان انقلاب وقتی در پلیس پیشگیری بودیم، محمد همان جا با من صحبت کرد و ما آنجا با هم آشنا شدیم که آنجا به من گفت من کنکور پزشکی دارم. چون پدر من نظامی است من به او گفتم احتمال دارد پدر من بیاید دنبال من. محمد گفت اگر پدرت آمد دنبالت بگو یک فکری هم برای من بکند چون برای کنکور خیلی زحمت کشیدم.
خانواده محمد کامرانی همه جا دنبال محمد میگردند تا ببینند او که روز ۱۸ تیر از خانه بیرون رفته چرا تا کنون به خانه برنگشته است. آنها نام محمد کامرانی را سرانجام در پلیس امنیت تهران پیدا میکنند. اما آنجا کسی پاسخگو نیست. علی کامرانی پدر محمد به یکی از دوستان دوران دبیرستانش که حالا در نهادهای امنیتی ایران مشغول به کار شده است، زنگ میزند و از او یاری میخواهد،او به گفته خودش حکم آزادی محمد را میگیرد و ۲۴ تیر ماه راهی اوین میشود تا فرزندش را به خود به خانه بیاورد. اما آنجا اثری از محمد نیست. محمد کامرانی بعد از رفتن به حمام دیگر به بند بازنگشت بلکه به خاطر وخیم شدن وضعیت جسمیاش به بیمارستان منتقل شد.خانواده محمد وارد بیمارستان لقمان میشوند، مادر تاب دیدن فرزندی که با زنجیر به تخت بسته شده است را ندارد.
محمد کامرانی علی رغم اینکه در کما بود روی تخت بیمارستان او را با زنجیر بسته بودند به تخت. خانمی که آنجا پرستار است میگوید ببریدش جای دیگر، دوست امنیتیشان برگه آزادی اورا نشان میدهد همان ساعت اورا با آمبولانس به بیمارستان مهر میبرند اما دیگر کاراز کار گذشته و محمد جان میبازد.
#علیه_فراموشی #اردوگاه_مرگ_کهریزک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊11😢7❤3🔥3👍1