This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شش سال پیش در چنین روزهایی بزرگترین قتل عام در جمهوری اسلامی توسط علی خامنهای رقم خورد،مروری داریم بر عوامل و حوادث این جنایت:
چرا جمهوری اسلامی هیچ اقدام عملی و کاربردی در مقابله با کرونا انجام نداد؟
پاسخ بسیار ترسناک است زیرا ایران راهکار «ایمنی گلهای» را در پیش گرفته است.
#ایمنی_گلهای یا در واقع سیاست جمهوری اسلامی در #مقابله_با_کرونا چیست؟
ایمنی گلهای اولین بار در قرن چهارده یعنی ۱۲۰۰ سال قبل استفاده شده است.
متاسفانه تنها کشوری که به جان مردمانش بی تفاوت بوده #جمهوری_اسلامی است که میخواهند همه مردم به بیماری مبتلا شوند و به اصطلاح ایمنی گلهای را پیادهسازی کنند.
بر این اساس حکومت خود را آماده حداقل ۲تا ۴میلیون نفر کشته کرده بود.
#آبان_خونین_۹۸ به پیشنهاد خیلی از سران حکومت و فرماندهان نظامی همچون #قاسم_سلیمانی که معتقد بودند:« سرکوب و کشتار حداکثری نظام را بیمه میکند و ایران را با ۴۰ میلیون نفر هم میتوانیم اداره کنیم» مشخص شد که حاکمان جمهوری اسلامی ابایی ندارند از قتل نیمی از جمعیت به هر روشی.
قاسم سلیمانی بعدها این را با افتخار به #نخست_وزیر_عراق گفته بود که راه مهار اعتراضات اینگونه است و ما بلدیم چگونه اعتراضات را مهار کنیم !
#خامنه_ای_عامل_فاجعه_کرونا
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
چرا جمهوری اسلامی هیچ اقدام عملی و کاربردی در مقابله با کرونا انجام نداد؟
پاسخ بسیار ترسناک است زیرا ایران راهکار «ایمنی گلهای» را در پیش گرفته است.
#ایمنی_گلهای یا در واقع سیاست جمهوری اسلامی در #مقابله_با_کرونا چیست؟
ایمنی گلهای اولین بار در قرن چهارده یعنی ۱۲۰۰ سال قبل استفاده شده است.
متاسفانه تنها کشوری که به جان مردمانش بی تفاوت بوده #جمهوری_اسلامی است که میخواهند همه مردم به بیماری مبتلا شوند و به اصطلاح ایمنی گلهای را پیادهسازی کنند.
بر این اساس حکومت خود را آماده حداقل ۲تا ۴میلیون نفر کشته کرده بود.
#آبان_خونین_۹۸ به پیشنهاد خیلی از سران حکومت و فرماندهان نظامی همچون #قاسم_سلیمانی که معتقد بودند:« سرکوب و کشتار حداکثری نظام را بیمه میکند و ایران را با ۴۰ میلیون نفر هم میتوانیم اداره کنیم» مشخص شد که حاکمان جمهوری اسلامی ابایی ندارند از قتل نیمی از جمعیت به هر روشی.
قاسم سلیمانی بعدها این را با افتخار به #نخست_وزیر_عراق گفته بود که راه مهار اعتراضات اینگونه است و ما بلدیم چگونه اعتراضات را مهار کنیم !
#خامنه_ای_عامل_فاجعه_کرونا
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍3🤬3🔥2
امروز جسد باد کرده ارشاد رحمانیان با جمجمه سوراخ و دندان و استخوانهای شکسته شده در حاشیه سد گاران در نزدیکی شهر مریوان پیدا می شود.
جان باختگان #آبان_خونین_۹۸ را هرگز فراموش نخواهیم کرد.
#ارشاد_رحمانیان ، ۲۵ ساله، روز شنبه ۲۵ آبان ماه ۹۸ در اعتراضات در شهر مریوان شرکت داشته و یکشنبه ۲۶ آبان ناپدید شده و بعد از سه هفته جنازه اش با آثاری از شکنجه و تیر به سر در دریاچه مریوان با دستانی بسته پیدا شد.
#ارشاد_رحمانیان ۲۶ آبان ۱۳۹۸ بازداشت شد و ۴ هفته بعد پیکرش در حاشیهٔ سد گاران در حالی پیدا میشود که جای دو گلوله بر سر وی مشهود بود.
پسرخاله ارشاد گفته است :«روز ۲۶ آبان ارشاد مادرش را به بیمارستان میبرد، بعد از آنجا به خانه بازمیگرداند و خودش دوباره به بیرون میرود. از آن زمان به بعد دیگر کسی از او خبری نداشت. از آن زمان خانواده چندین هفته در بیخبری کامل بودند. آن زمان اینترنت قطع بود،۱۰ روز بعد با من تماس گرفتند و خبر دادند که ارشاد ناپدید شدهاست. در این مدت خانوادهاش به هر جایی سر زدند، از بیمارستانها شروع کردند، به هر حال آن زمان هم غلغله بود در مریوان، دستگیر میکردند، مردم کشته داده بودند و وضعیت بسیار امنیتی بود. به نهادهای امنیتی، اطلاعاتی، آگاهی، پلیس و هر جایی که به ذهنشان رسیده بود رفتند. از شهر مریوان شروع کردند و بعد به سنندج رفتند اما دریافت نمیکنند. چندی بعد از اداره اطلاعات سنندج تماسی با آنها گرفته میشود مبنی بر اینکه ارشاد در سنندج و در بازداشت به سر میبرد. روز بعد از اینکه گفتند ارشاد در سنندج است، مجدداً با خانواده تماس گرفتند و منکرش شدند.
پس از پیدا شدن پیکر ارشاد رحمانیان، شاهدان گفته بودند دستهایش بسته شده بود از پشت و جمجمهاش شکسته بود و جای یک سوراخ در جمجمه به وجود آمده بود که مشخص است جای شلیک گلوله است.
دست و پاهایش شکسته بوده و روی گردن و شانههایش آثار ضربدیدگی وجود داشته، اینها مشاهدات خانواده هم حین شستشوی او بوده.»
#آبان_ادامه_دارد #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
جان باختگان #آبان_خونین_۹۸ را هرگز فراموش نخواهیم کرد.
#ارشاد_رحمانیان ، ۲۵ ساله، روز شنبه ۲۵ آبان ماه ۹۸ در اعتراضات در شهر مریوان شرکت داشته و یکشنبه ۲۶ آبان ناپدید شده و بعد از سه هفته جنازه اش با آثاری از شکنجه و تیر به سر در دریاچه مریوان با دستانی بسته پیدا شد.
#ارشاد_رحمانیان ۲۶ آبان ۱۳۹۸ بازداشت شد و ۴ هفته بعد پیکرش در حاشیهٔ سد گاران در حالی پیدا میشود که جای دو گلوله بر سر وی مشهود بود.
پسرخاله ارشاد گفته است :«روز ۲۶ آبان ارشاد مادرش را به بیمارستان میبرد، بعد از آنجا به خانه بازمیگرداند و خودش دوباره به بیرون میرود. از آن زمان به بعد دیگر کسی از او خبری نداشت. از آن زمان خانواده چندین هفته در بیخبری کامل بودند. آن زمان اینترنت قطع بود،۱۰ روز بعد با من تماس گرفتند و خبر دادند که ارشاد ناپدید شدهاست. در این مدت خانوادهاش به هر جایی سر زدند، از بیمارستانها شروع کردند، به هر حال آن زمان هم غلغله بود در مریوان، دستگیر میکردند، مردم کشته داده بودند و وضعیت بسیار امنیتی بود. به نهادهای امنیتی، اطلاعاتی، آگاهی، پلیس و هر جایی که به ذهنشان رسیده بود رفتند. از شهر مریوان شروع کردند و بعد به سنندج رفتند اما دریافت نمیکنند. چندی بعد از اداره اطلاعات سنندج تماسی با آنها گرفته میشود مبنی بر اینکه ارشاد در سنندج و در بازداشت به سر میبرد. روز بعد از اینکه گفتند ارشاد در سنندج است، مجدداً با خانواده تماس گرفتند و منکرش شدند.
پس از پیدا شدن پیکر ارشاد رحمانیان، شاهدان گفته بودند دستهایش بسته شده بود از پشت و جمجمهاش شکسته بود و جای یک سوراخ در جمجمه به وجود آمده بود که مشخص است جای شلیک گلوله است.
دست و پاهایش شکسته بوده و روی گردن و شانههایش آثار ضربدیدگی وجود داشته، اینها مشاهدات خانواده هم حین شستشوی او بوده.»
#آبان_ادامه_دارد #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬13🔥3🕊2❤1
تو رفتهای و ما همچنان ایستاده فریادت میزنیم؛ فریادی از جنس دلتنگی و سنگی سرد که کیک تولدی همراه با چند شمع روشن روی آن که در باد میرقصند، اما خاموش نمیشوند؛ چون که تو و همه ما میدانیم که نور بر تاریکی پیروز است.
رضا معظمیگودرزی در #آبان_خونین_۹۸ هنوز ۲۰ ساله نشده بود. پسری خوشخنده، عاشق ورزش و اسکیت و مد و لباس بود. رضا آرزویهای بزرگی برای آیندهاش داشت، تازه دیپلم گرفته بود و قرار بود در رشته نقشهکشی ساختمان وارد دانشگاه شود. رضا پسری بود که تنها به فکر خودش نبود، دغدغههای انساندوستانهای داشت که دلیلی بود تا در آبان خونین ۹۸ ساکت نماند و برای بلندکردن صدای اعتراضِ همنوعانش، دستِ رد بر سینه بیتفاوتیها بزند.
رضا در شب ۲۶ آبان ۹۸ در منطقه شهرک اندیشه شهریار از ناحیه کمر مورد اصابت گلولههای مزدوران جمهوریاسلامی قرار گرفت و ساعاتی بعد در ۲۷ آبان کشته شد.
سرکوبگران از خانواده رضا خواسته بودند پیکرش را بی سر و صدا به زادگاهش منتقل و بدون هیچ مراسمی به خاک سپرده شود، اما این اتفاق نیفتاد و خانواده نهایتا در بروجرد برای او مراسم ختم برگزار کرد و هزاران نفر در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند.
اگر جمهوریاسلامی نبود، رضا در چنین روزی تازه ۲۴ ساله میشد.
رضا جان زادروزت در آسمانها مبارک!
#آبان_ادامه_دارد
#رضا_معظمی_گودرزی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
رضا معظمیگودرزی در #آبان_خونین_۹۸ هنوز ۲۰ ساله نشده بود. پسری خوشخنده، عاشق ورزش و اسکیت و مد و لباس بود. رضا آرزویهای بزرگی برای آیندهاش داشت، تازه دیپلم گرفته بود و قرار بود در رشته نقشهکشی ساختمان وارد دانشگاه شود. رضا پسری بود که تنها به فکر خودش نبود، دغدغههای انساندوستانهای داشت که دلیلی بود تا در آبان خونین ۹۸ ساکت نماند و برای بلندکردن صدای اعتراضِ همنوعانش، دستِ رد بر سینه بیتفاوتیها بزند.
رضا در شب ۲۶ آبان ۹۸ در منطقه شهرک اندیشه شهریار از ناحیه کمر مورد اصابت گلولههای مزدوران جمهوریاسلامی قرار گرفت و ساعاتی بعد در ۲۷ آبان کشته شد.
سرکوبگران از خانواده رضا خواسته بودند پیکرش را بی سر و صدا به زادگاهش منتقل و بدون هیچ مراسمی به خاک سپرده شود، اما این اتفاق نیفتاد و خانواده نهایتا در بروجرد برای او مراسم ختم برگزار کرد و هزاران نفر در مراسم خاکسپاری او شرکت کردند.
اگر جمهوریاسلامی نبود، رضا در چنین روزی تازه ۲۴ ساله میشد.
رضا جان زادروزت در آسمانها مبارک!
#آبان_ادامه_دارد
#رضا_معظمی_گودرزی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊10❤4🔥4
امروز ۹ دی زادروز آمنه شهبازی فرد است، از اولین کشته شدگان #آبان_خونین_۹۸ در مارلیک.
آمنه درحالیکه به یک زن مجروح تیرخورده کمک میکرد و با شالش پای او را میبست به او شلیک کردند و او را کشتند…
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله و مادر سه فرزند، دو پسر و یک دختر، بود.
او در روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در مارلیک کرج بهقصد خریدن دارو برای دخترش «باران» از خانه خارج شد.
از روز ۲۵ آبان مردم در اعتراض به گرانی بنزین و سهمیه بندی سوخت به خیابان آمده بودند.
آمنه در راه بازگشت با درگیریای که بین معترضان و نیروهای امنیتی جریان داشت مواجه شد، وی به زن جوانی برخورد که پایش تیر خورده بود و به کمک نیاز داشت،خواست زخم پای او را با شال خود ببندد که تکتیراندازان نیروهای امنیتی از بالای پشتبام به گردنش از پشت شلیک کردند ، تیر به گلویش خورد و در دم جان باخت، اما برادرش گفت در گواهی پزشکی قانونی نوشتند علت مرگ شکستگی جمجمه.
محمد شهبازی، برادر آمنه شهبازی گفته خانواده او برای تحویل جنازه خواهرش چهار میلیون و پانصد هزار تومان پول گلوله در بهشتزهرا پرداخت کردهاند و «در گواهی فوت خواهرم نوشتهاند شکستگی جمجمه در صورتی که سر و صورت خواهر من سالم بود و تیر به گردنش خورده بود.»
محمد شهبازی توضیح داد: «یک روز کامل اصلا نمیدانستیم کجا است. دامادمان با برادرش دنبال آمنه میگشتند به من نگفته بودند و ساعت ۱۰ صبح به من گفتند. بلافاصله که شنیدم گفتند بیمارستان تامین اجتماعی شهریار است و من بلافاصله راه افتادم بروم بیمارستان که زنگ زدند و گفتند تمام کرده و نمیدانیم جنازه کجا است،گفتند با تیر زدهاند. رفتم مادرم را از شهرستان آوردم و پیگیری کردیم گفتند پزشکی قانونی است در پزشکی قانونی پر از مامور بود یک کلاسی پایین بود گفتند کلاس توجیهی است باید بروید. من نرفتم این کلاس را. پزشکی قانونی که باید پزشک باشد همه لباس شخصی بودند همه با لحن بد صحبت میکردند و جوابهای عجیب و غریب به ما میدادند.داماد ما رفت کلاس پزشکی قانونی تهران گفتند حق ندارید مراسم بگیرید با هیچ کس هم صحبت نمیکنید اگر کسی مشکوک دیدید باید به ما خبر بدهید برای دفن هم جمعیت زیاد نباید جمع شود.
دامادمان رفت جنازه را شناسایی کرد.
رفتیم از دادستانی شهریار نامه گرفتیم. گفته بودند که باید دادستان نامه بدهد. نامه نمیداد بالاخره گرفتیم و رفتیم پزشکی قانونی گفتند تحویل نمیدهیم. نامه را هم انداختند در سطل و اصلا اهمیتی ندادند. دادستان تهران آنجا بود رفتم صحبت کردم و به پزشک پزشکی قانونی و خواهش و تمنا کردم جنازه را به ما تحویل بدهند،گفتند اینجا نیست بروید فردا بیایید. در حال بازگشت به خانه بودیم که تماس گرفتند و گفتند برگردید. من و مادرم و دامادمان و مادر شوهر خواهرم رفتیم. قسمت پذیرش گفتند واقعیت این است که جنازه اینجا است اما گفتهاند برگردانید و تیرخورده ها را تحویل ندهید. ما برمیگردانیم میبرند یک جا خاک میکنند و بعد از یک هفته به شما خبر میدهند که کجا است. ما کلی خواهش و تمنا کردیم باز گفتند باید بروید پیش مسئول بهشت زهرا. رفتم آنجا و گفتند نمیتوانیم تحویل بدهیم. دوباره کلی خواهش و تمنا و گریه و به من گفتند چقدر حاضر هستی هزینه کنی. گفتم من شغل و درآمدم مشخص است و اینقدر پول ندارم و شوهرش هم پیک موتوری است. گفتند بایستید ببینیم چکار می کنیم. هی رفتند داخل و آمدند و ساعت سه و نیم بعد از ظهر شده بود که تعطیل شده بودند و هیچ کسی دیگری هم نبود. بنده خدایی که آنجا بود زنگ زد گفتند ۴ میلیون و پانصد باید هزینه بدهید. این مبلغ را ریختیم و جنازه را به ما تحویل دادند.»
بعد از تحویل به من گفتند که باید ۲۰ میلیون میدادید که ما اینقدر از شما گرفتیم.
چهار پنج نفر در اتاق بودند و نمیدانم چه کسی بودند. من گفتم خواهر من بیگناه بوده رفته بود برای بچهاش دارو بگیرد و یکی از آنها به من گفت از این داستانها نباف کسی که تیر خورده بعنی مجرمه. اینها داستان است و اصل حرفت را بزن که من گفتم برادران من جوان هستند نمیخواهم جنازه روی زمین بماند. برای ما دردسر نکنید با توجه به اینکه خانم هم است.»
و آنجا از من امضا گرفتند. در قطعهای که گفته بودند رفتیم خاک کنیم پر از مامور بود. تقریبا ۲۰ مامور بود که ما تا جنازه را دفن کردیم آنها هم رفتند…
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
آمنه درحالیکه به یک زن مجروح تیرخورده کمک میکرد و با شالش پای او را میبست به او شلیک کردند و او را کشتند…
#آمنه_شهبازی ۳۴ ساله و مادر سه فرزند، دو پسر و یک دختر، بود.
او در روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در مارلیک کرج بهقصد خریدن دارو برای دخترش «باران» از خانه خارج شد.
از روز ۲۵ آبان مردم در اعتراض به گرانی بنزین و سهمیه بندی سوخت به خیابان آمده بودند.
آمنه در راه بازگشت با درگیریای که بین معترضان و نیروهای امنیتی جریان داشت مواجه شد، وی به زن جوانی برخورد که پایش تیر خورده بود و به کمک نیاز داشت،خواست زخم پای او را با شال خود ببندد که تکتیراندازان نیروهای امنیتی از بالای پشتبام به گردنش از پشت شلیک کردند ، تیر به گلویش خورد و در دم جان باخت، اما برادرش گفت در گواهی پزشکی قانونی نوشتند علت مرگ شکستگی جمجمه.
محمد شهبازی، برادر آمنه شهبازی گفته خانواده او برای تحویل جنازه خواهرش چهار میلیون و پانصد هزار تومان پول گلوله در بهشتزهرا پرداخت کردهاند و «در گواهی فوت خواهرم نوشتهاند شکستگی جمجمه در صورتی که سر و صورت خواهر من سالم بود و تیر به گردنش خورده بود.»
محمد شهبازی توضیح داد: «یک روز کامل اصلا نمیدانستیم کجا است. دامادمان با برادرش دنبال آمنه میگشتند به من نگفته بودند و ساعت ۱۰ صبح به من گفتند. بلافاصله که شنیدم گفتند بیمارستان تامین اجتماعی شهریار است و من بلافاصله راه افتادم بروم بیمارستان که زنگ زدند و گفتند تمام کرده و نمیدانیم جنازه کجا است،گفتند با تیر زدهاند. رفتم مادرم را از شهرستان آوردم و پیگیری کردیم گفتند پزشکی قانونی است در پزشکی قانونی پر از مامور بود یک کلاسی پایین بود گفتند کلاس توجیهی است باید بروید. من نرفتم این کلاس را. پزشکی قانونی که باید پزشک باشد همه لباس شخصی بودند همه با لحن بد صحبت میکردند و جوابهای عجیب و غریب به ما میدادند.داماد ما رفت کلاس پزشکی قانونی تهران گفتند حق ندارید مراسم بگیرید با هیچ کس هم صحبت نمیکنید اگر کسی مشکوک دیدید باید به ما خبر بدهید برای دفن هم جمعیت زیاد نباید جمع شود.
دامادمان رفت جنازه را شناسایی کرد.
رفتیم از دادستانی شهریار نامه گرفتیم. گفته بودند که باید دادستان نامه بدهد. نامه نمیداد بالاخره گرفتیم و رفتیم پزشکی قانونی گفتند تحویل نمیدهیم. نامه را هم انداختند در سطل و اصلا اهمیتی ندادند. دادستان تهران آنجا بود رفتم صحبت کردم و به پزشک پزشکی قانونی و خواهش و تمنا کردم جنازه را به ما تحویل بدهند،گفتند اینجا نیست بروید فردا بیایید. در حال بازگشت به خانه بودیم که تماس گرفتند و گفتند برگردید. من و مادرم و دامادمان و مادر شوهر خواهرم رفتیم. قسمت پذیرش گفتند واقعیت این است که جنازه اینجا است اما گفتهاند برگردانید و تیرخورده ها را تحویل ندهید. ما برمیگردانیم میبرند یک جا خاک میکنند و بعد از یک هفته به شما خبر میدهند که کجا است. ما کلی خواهش و تمنا کردیم باز گفتند باید بروید پیش مسئول بهشت زهرا. رفتم آنجا و گفتند نمیتوانیم تحویل بدهیم. دوباره کلی خواهش و تمنا و گریه و به من گفتند چقدر حاضر هستی هزینه کنی. گفتم من شغل و درآمدم مشخص است و اینقدر پول ندارم و شوهرش هم پیک موتوری است. گفتند بایستید ببینیم چکار می کنیم. هی رفتند داخل و آمدند و ساعت سه و نیم بعد از ظهر شده بود که تعطیل شده بودند و هیچ کسی دیگری هم نبود. بنده خدایی که آنجا بود زنگ زد گفتند ۴ میلیون و پانصد باید هزینه بدهید. این مبلغ را ریختیم و جنازه را به ما تحویل دادند.»
بعد از تحویل به من گفتند که باید ۲۰ میلیون میدادید که ما اینقدر از شما گرفتیم.
چهار پنج نفر در اتاق بودند و نمیدانم چه کسی بودند. من گفتم خواهر من بیگناه بوده رفته بود برای بچهاش دارو بگیرد و یکی از آنها به من گفت از این داستانها نباف کسی که تیر خورده بعنی مجرمه. اینها داستان است و اصل حرفت را بزن که من گفتم برادران من جوان هستند نمیخواهم جنازه روی زمین بماند. برای ما دردسر نکنید با توجه به اینکه خانم هم است.»
و آنجا از من امضا گرفتند. در قطعهای که گفته بودند رفتیم خاک کنیم پر از مامور بود. تقریبا ۲۰ مامور بود که ما تا جنازه را دفن کردیم آنها هم رفتند…
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤7🤬6🔥3
امیرحسین زارعزاده، فرزند اول خانواده بود و به همراه پدر و مادرش در ملارد زندگی میکرد.
امیرحسین ۲۵ آبان ۱۳۹۸، در دومین روز از اعتراضات #آبان_خونین_۹۸ در ملارد، سرآسیاب مورد اصابت دو گلولهٔ نیروهای امنیتی قرار گرفت.
یک گلوله به دست و گلولهٔ دیگر به پهلوی او اصابت کرد.
در آبان ۹۸ بیمارستانها بنابر دستور شورای امنیت کشور هیچ مجروحی را پذیرش نمیکردند، با وساطت یکی از بستگان آنها که پزشک بیمارستان بود بدون نام و پرونده وی را در بیمارستان شهریار بستری کردند، امیرحسین زارعزاده در این بیمارستان متاسفانه نمیتوانست به دلیل نداشتن پرونده مورد عمل جراحی قرارگیرد، نهایتا محددا با وساطت فرد دیگری و پس از ۹ روز او را به بیمارستان میلاد تهران منتقل کردند که بهدلیل عدم رسیدگی مناسب و تأخیر در انتقال به موقع به بیمارستان میلاد تهران، به علت عفونت شدید، در تاریخ ۱۴ آذر دست چپش از کتف قطع شد و به کما رفت.
امیرحسین درکنار بیش از صد گلوله ساچمهای که بر تنش نشسته بود، گلولهای که بر سینهاش اصابت کرده بود ریهاش را سوراخ کرد و در نخاع نشست و کمی بعد یک دستش را نیز قطع کردند.
او ۴۲ روز بر روی تخت بیمارستان در کما بود و مادر داغدیده اش قطره قطره در کنار او آب شدنش را به نظاره نشست تا ۱۰دیماه که جسم مجروح او از این دنیا پرکشید و آسمانی شد.
#امیر_حسین_زارع_زاده نوجوانی بود که همیشه به دنبال کمک به مردم بود و در بحثهای مربوط به جامعه نظر میداد، دیپلم خود را به تازگی کسب کرده بود و به شغل مورد علاقهاش، یعنی تعمیرات موبایل، مشغول بود.
به گفته مادرش او در نهایت با لبی تشنه در حالی که تنها ۱۸ بهار را دیده بود پرکشید.
خانواده امیرحسین با ایستادگی در مقابل این حکومت و دیکتاتور خونخوار با قاتل نامیدن خامنهای در تمام این سالها شجاعت امیرحسین را تکثیر کردهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
امیرحسین ۲۵ آبان ۱۳۹۸، در دومین روز از اعتراضات #آبان_خونین_۹۸ در ملارد، سرآسیاب مورد اصابت دو گلولهٔ نیروهای امنیتی قرار گرفت.
یک گلوله به دست و گلولهٔ دیگر به پهلوی او اصابت کرد.
در آبان ۹۸ بیمارستانها بنابر دستور شورای امنیت کشور هیچ مجروحی را پذیرش نمیکردند، با وساطت یکی از بستگان آنها که پزشک بیمارستان بود بدون نام و پرونده وی را در بیمارستان شهریار بستری کردند، امیرحسین زارعزاده در این بیمارستان متاسفانه نمیتوانست به دلیل نداشتن پرونده مورد عمل جراحی قرارگیرد، نهایتا محددا با وساطت فرد دیگری و پس از ۹ روز او را به بیمارستان میلاد تهران منتقل کردند که بهدلیل عدم رسیدگی مناسب و تأخیر در انتقال به موقع به بیمارستان میلاد تهران، به علت عفونت شدید، در تاریخ ۱۴ آذر دست چپش از کتف قطع شد و به کما رفت.
امیرحسین درکنار بیش از صد گلوله ساچمهای که بر تنش نشسته بود، گلولهای که بر سینهاش اصابت کرده بود ریهاش را سوراخ کرد و در نخاع نشست و کمی بعد یک دستش را نیز قطع کردند.
او ۴۲ روز بر روی تخت بیمارستان در کما بود و مادر داغدیده اش قطره قطره در کنار او آب شدنش را به نظاره نشست تا ۱۰دیماه که جسم مجروح او از این دنیا پرکشید و آسمانی شد.
#امیر_حسین_زارع_زاده نوجوانی بود که همیشه به دنبال کمک به مردم بود و در بحثهای مربوط به جامعه نظر میداد، دیپلم خود را به تازگی کسب کرده بود و به شغل مورد علاقهاش، یعنی تعمیرات موبایل، مشغول بود.
به گفته مادرش او در نهایت با لبی تشنه در حالی که تنها ۱۸ بهار را دیده بود پرکشید.
خانواده امیرحسین با ایستادگی در مقابل این حکومت و دیکتاتور خونخوار با قاتل نامیدن خامنهای در تمام این سالها شجاعت امیرحسین را تکثیر کردهاند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤15🔥4🕊2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منوچهر هادی، کارگردان در جشنواره فیلم فجر:«حالا که یه تعداد جوون کشته شدن، نمیتونیم زندگی رو تعطیل کنیم که؛ خودشونم راضی نیستن؛ آقا من نمیخوام برم تو خیابون شلوغ کنم، اعتراضم رو یه جور دیگه بیان میکنم.
یه نفر اونور دنیا یه حرفی زده، من اینور تحت تاثیر اون نمیتونم جشنواره رو تحریم کنم، جشنواره ، تلویزیون مال منِ فیلمسازه»
بله آقای هادی از شما بیشتر از این هم انتظار نیست ،شما و خیلی های دیگه اون روی گهتان را در پس از کشتار خونین آبان ۹۸ هم نشان دادید و ما فراموش نکرده ایم که با گذشت دو هفته از #آبان_خونین_۹۸ درست در روزهایی که جمهوری اسلامی اینترنت را قطع کرده بود و مشغول قتل عام مردم بود، عدهای از اهالی خونشور سینما بدون آنکه کلامی در حمایت از مردم یا در اعتراض به کشتار آنها بگویند در اقدسیه تهران مهمان ضیافتی مجلل برای سینمای فاسد بودند.
این مراسم به عنوان «آیین سپاس» برگزار شد و در آن هارون یشایایی، کیانوش عیاری، مسعود جعفری جوزانی، فتحالله جعفری جوزانی، حسین دلیر، علی قائممقامی، عبدالله اسکندی، نیکی کریمی، احمد رمضانزاده، رضا عطاران، بهرام رادان، علی سرتیپی، حبیب اسماعیلی، عباس رافعی، سیاوش حقیقی، محمدرضا شریفینیا، محمدحسین فرحبخش، علی جلیلوند، مجتبی امینی، سیدجمال ساداتیان، زینب تقوایی، ساره بیات، منوچهر هادی، یکتا ناصر، سعید ملکان، پژمان بازغی، سعید سهیلی، بابک حمیدیان، پروانه مرزبان، تینا پاکروان، رضا یزدانی، آزیتا موگویی، علی اوجی، مسعود اطیابی، آزیتا حاجیان، صادق صادق دقیقی، بهنوش بختیاری، مهراوه شریفینیا و... حضور داشتند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
یه نفر اونور دنیا یه حرفی زده، من اینور تحت تاثیر اون نمیتونم جشنواره رو تحریم کنم، جشنواره ، تلویزیون مال منِ فیلمسازه»
بله آقای هادی از شما بیشتر از این هم انتظار نیست ،شما و خیلی های دیگه اون روی گهتان را در پس از کشتار خونین آبان ۹۸ هم نشان دادید و ما فراموش نکرده ایم که با گذشت دو هفته از #آبان_خونین_۹۸ درست در روزهایی که جمهوری اسلامی اینترنت را قطع کرده بود و مشغول قتل عام مردم بود، عدهای از اهالی خونشور سینما بدون آنکه کلامی در حمایت از مردم یا در اعتراض به کشتار آنها بگویند در اقدسیه تهران مهمان ضیافتی مجلل برای سینمای فاسد بودند.
این مراسم به عنوان «آیین سپاس» برگزار شد و در آن هارون یشایایی، کیانوش عیاری، مسعود جعفری جوزانی، فتحالله جعفری جوزانی، حسین دلیر، علی قائممقامی، عبدالله اسکندی، نیکی کریمی، احمد رمضانزاده، رضا عطاران، بهرام رادان، علی سرتیپی، حبیب اسماعیلی، عباس رافعی، سیاوش حقیقی، محمدرضا شریفینیا، محمدحسین فرحبخش، علی جلیلوند، مجتبی امینی، سیدجمال ساداتیان، زینب تقوایی، ساره بیات، منوچهر هادی، یکتا ناصر، سعید ملکان، پژمان بازغی، سعید سهیلی، بابک حمیدیان، پروانه مرزبان، تینا پاکروان، رضا یزدانی، آزیتا موگویی، علی اوجی، مسعود اطیابی، آزیتا حاجیان، صادق صادق دقیقی، بهنوش بختیاری، مهراوه شریفینیا و... حضور داشتند.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬20❤3🔥1
سجاد از گمنامترین و مظلومترین کشته شدگان #آبان_خونین_۹۸ است، متولد ۱۹ فروردین ۷۱ اهل و ساکن جعفرآباد کرمانشاه.
او از کودکی ناشنوا بود و در یک محله فقیر زندگی میکرد.
خانوادهاش با کارگری سعی میکردند مخارج زندگی خود را تأمین کنند. با تلاش فراوان و درآمد کم، سجاد توانست ازدواج کند و دارای یک کودک شود، او کارگر دستفروش بود و در خیابانهای کرمانشاه لیف و کیسه میفروخت که حاصل تولید خودش و همسرش بود.
در اولین روز اعتراضات آبان #سجاد_باقری نیز به خیابان رفت و در تظاهرات شرکت کرد.
روز ۲۵آبان ۱۳۹۸ در حالی که حتی صدای گلولهها را نمیشنید به کمک یکی از مجروحان رفت که با شلیک مستقیم ماموران کلانتری۱۷ در محله جعفرآباد به قلبش در دم کشته شد.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
او از کودکی ناشنوا بود و در یک محله فقیر زندگی میکرد.
خانوادهاش با کارگری سعی میکردند مخارج زندگی خود را تأمین کنند. با تلاش فراوان و درآمد کم، سجاد توانست ازدواج کند و دارای یک کودک شود، او کارگر دستفروش بود و در خیابانهای کرمانشاه لیف و کیسه میفروخت که حاصل تولید خودش و همسرش بود.
در اولین روز اعتراضات آبان #سجاد_باقری نیز به خیابان رفت و در تظاهرات شرکت کرد.
روز ۲۵آبان ۱۳۹۸ در حالی که حتی صدای گلولهها را نمیشنید به کمک یکی از مجروحان رفت که با شلیک مستقیم ماموران کلانتری۱۷ در محله جعفرآباد به قلبش در دم کشته شد.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
🕊12
عارف قربانپور از معترضان کشته شده گمنام از لشتنشا گیلان است؛
#عارف_قربانپور ۳۵ سال داشت او که سابقه بازداشت در #آبان_خونین_۹۸ را نیز در سابقهاش داشت، هفتم آبان ۱۴۰۱، هنگام بازگشت از محل کار به اعتراضات خیابانی میپیوندد، که مورد هدف گلوله جنگی به ناحیه زیر چشمش واقع میشود و در دم جان میسپازد.
عارف پدر یک دختر ۱۳ ساله به نام سارینا بود که دخترش را از پنج سالگی به تنهایی بزرگ کرد. او برای سارینا هم پدر بود و هم مادر، اما مزدوران خامنهای دخترش را از نعمت پدر محروم کردند.
عارف کارگر مصالح فروشی بود.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
#عارف_قربانپور ۳۵ سال داشت او که سابقه بازداشت در #آبان_خونین_۹۸ را نیز در سابقهاش داشت، هفتم آبان ۱۴۰۱، هنگام بازگشت از محل کار به اعتراضات خیابانی میپیوندد، که مورد هدف گلوله جنگی به ناحیه زیر چشمش واقع میشود و در دم جان میسپازد.
عارف پدر یک دختر ۱۳ ساله به نام سارینا بود که دخترش را از پنج سالگی به تنهایی بزرگ کرد. او برای سارینا هم پدر بود و هم مادر، اما مزدوران خامنهای دخترش را از نعمت پدر محروم کردند.
عارف کارگر مصالح فروشی بود.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
🕊6❤2
مرتضی صادقینادر، ۳۵ ساله، اصالتاً اهل همدان بود که در کرج زندگی میکرد.
او متاهل بود و یک فرزند داشت.
در جریان اعتراضات #آبان_خونین_۹۸ مرتضی نیز همراه با سایر مردم به خیابان رفت و در تظاهرات شرکت کرد.
روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸ #مرتضی_صادقی_نادر به داروخانهای در خیابان اهری کرج نزدیک محل سکونتش مراجعه میکنه در مسیر برگشت وقتی با جمعیت معترض روبهرو میشه به آنان میپیوندد.
سرکوبگران که در صدد بودند مانع گسترش اعتراضات بشوند به سمت مردم گلولههای جنگی شلیک میکنند.
#مرتضی_صادقی از ناحیه قفسه سینه مورد اصابت گلوله قرار میگیرد و در صحنه جان خود را از دست میدهد.
ماموران امنیتی پیکر وی را ربوده و خانواده را تهدید کردند که مراسم خاکسپاری در سکوت برگزار شود.
مرتضی از کارگران نساجی آزادگان کرج و از مظلومترین و گمنامترین کشته شدگان #آبان_خونین است.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
او متاهل بود و یک فرزند داشت.
در جریان اعتراضات #آبان_خونین_۹۸ مرتضی نیز همراه با سایر مردم به خیابان رفت و در تظاهرات شرکت کرد.
روز ۲۶ آبان ۱۳۹۸ #مرتضی_صادقی_نادر به داروخانهای در خیابان اهری کرج نزدیک محل سکونتش مراجعه میکنه در مسیر برگشت وقتی با جمعیت معترض روبهرو میشه به آنان میپیوندد.
سرکوبگران که در صدد بودند مانع گسترش اعتراضات بشوند به سمت مردم گلولههای جنگی شلیک میکنند.
#مرتضی_صادقی از ناحیه قفسه سینه مورد اصابت گلوله قرار میگیرد و در صحنه جان خود را از دست میدهد.
ماموران امنیتی پیکر وی را ربوده و خانواده را تهدید کردند که مراسم خاکسپاری در سکوت برگزار شود.
مرتضی از کارگران نساجی آزادگان کرج و از مظلومترین و گمنامترین کشته شدگان #آبان_خونین است.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
🕊8
حسین کریمی علویجه، ۵۴ ساله، ساکن اصفهان بود.
او دو فرزند داشت که آنها نیز برای تأمین نیازهای زندگی به کارگری مشغول بودند.
در طی اعتراضات سراسری به دلیل افزایش قیمت بنزین در #آبان_خونین_۹۸ ، نیروهای سرکوب اعتراضات از گلولههای جنگی استفاده کردند.
در دومین روز از اعتراضات در اصفهان، #حسین_کریمی_علویجه در مقابل منزل خود توسط گلوله نیروهای حکومتی زخمی شد و جان خود را از دست داد.
پسر ۱۸ساله او نیز در حین تلاش برای کمک به پدرش، با شلیک گلوله توسط نیروهای سرکوب گر از ناحیه کتف و ریه زخمی شد.
پیکر حسین با حضور گسترده نیروهای امنیتی در گلزار علویجه ملک شهر به خاک سپرده شد و خانوادهاش را تهدید کردند که هیچگونه اطلاعرسانی در رابطه با نحوه شهادت حسین انجام ندهند.
او متولد ۲۰ شهریور ۱۳۴۸ و کارگر ذوب آهن اصفهان بود.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
او دو فرزند داشت که آنها نیز برای تأمین نیازهای زندگی به کارگری مشغول بودند.
در طی اعتراضات سراسری به دلیل افزایش قیمت بنزین در #آبان_خونین_۹۸ ، نیروهای سرکوب اعتراضات از گلولههای جنگی استفاده کردند.
در دومین روز از اعتراضات در اصفهان، #حسین_کریمی_علویجه در مقابل منزل خود توسط گلوله نیروهای حکومتی زخمی شد و جان خود را از دست داد.
پسر ۱۸ساله او نیز در حین تلاش برای کمک به پدرش، با شلیک گلوله توسط نیروهای سرکوب گر از ناحیه کتف و ریه زخمی شد.
پیکر حسین با حضور گسترده نیروهای امنیتی در گلزار علویجه ملک شهر به خاک سپرده شد و خانوادهاش را تهدید کردند که هیچگونه اطلاعرسانی در رابطه با نحوه شهادت حسین انجام ندهند.
او متولد ۲۰ شهریور ۱۳۴۸ و کارگر ذوب آهن اصفهان بود.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
🕊8
چهرهای معصوم و خندان که جمهوری اسلامی کودک کش با ضربات مکرر باتوم آن را خونین و غمگین و خاموش کرد…
نوجوانی که در #آبان_خونین_۹۸ به دلیل ضرب و شتم شدید و ضربات مکرر شوکر و باتون به گردن و جمجمهاش بهدست اشرار جمهوری اسلامی پر پر شد.
#محسن_محمد_پور نوجوان ۱۷ سالهای که جمهوری اسلامی در حالی جمجمهاش را زیر ضربات باتون و شوکر له کرد که او «رخت محرم» بهتن داشت.
پیام حکومت این است که: مهم نیست شما مذهبی هستید یا نه. شیعه هستید یا سنی، مسیحی، یهودی یا زرتشتی و... وقتی باوری غیر از آنچه جمهوری شیطانی میخواهد داشته باشید؛ محکوم به مرگ خواهید شد.
او دانش آموز بود و در کنار تحصیل کارگر بنایی و ساختمانی هم بود.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
نوجوانی که در #آبان_خونین_۹۸ به دلیل ضرب و شتم شدید و ضربات مکرر شوکر و باتون به گردن و جمجمهاش بهدست اشرار جمهوری اسلامی پر پر شد.
#محسن_محمد_پور نوجوان ۱۷ سالهای که جمهوری اسلامی در حالی جمجمهاش را زیر ضربات باتون و شوکر له کرد که او «رخت محرم» بهتن داشت.
پیام حکومت این است که: مهم نیست شما مذهبی هستید یا نه. شیعه هستید یا سنی، مسیحی، یهودی یا زرتشتی و... وقتی باوری غیر از آنچه جمهوری شیطانی میخواهد داشته باشید؛ محکوم به مرگ خواهید شد.
او دانش آموز بود و در کنار تحصیل کارگر بنایی و ساختمانی هم بود.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
🕊9❤4
حسین شهبازی، از جاویدنامان و قهرمانان آبان ۹۸ در قلعه حسن خان است.
پدر یک پسر خردسال که دیگر چیزی از پدر بیاد ندارد جز تصویر بر دیوار ، حسین، کارگر کانکسسازی در تهران و عاشق فوتبال و از هواداران و فعالان در باشگاه استقلال بود.
حسین شهبازی در #آبان_خونین_۹۸ با شلیک سه گلوله بر قلبش به قتل رسیده است.
حسین یک فرزند خردسال به نام پارسا داشت، پارسای کوچک کمی پدر را به یاد دارد اما بیشتر با خاطرات و سنگ مزار پدر بزرگ شده است ، مادرش گفته است پارسای ۸ ساله حالا میگوید من را حسین صدا بزنید.
#حسین_شهبازی نیز همانند سایر شهیدان آبان ۱۳۹۸، نیروهای امنیتی فشار زیادی بر خانوادهاش وارد کردند تا قتل او را اطلاع رسانی نکنند و مراسم خاکسپاری را در سکوت و تنها با حضور خانواده برگزار کنند.
در نهایت، روی سنگ مزار حسین، آرم باشگاه محبوبش، استقلال، حک شد و این متن به چشم میخورد:«از خاک، به خاک - از مرگ چه باک»
او متولد ۲۹ تیر ۱۳۷۱ بود.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
پدر یک پسر خردسال که دیگر چیزی از پدر بیاد ندارد جز تصویر بر دیوار ، حسین، کارگر کانکسسازی در تهران و عاشق فوتبال و از هواداران و فعالان در باشگاه استقلال بود.
حسین شهبازی در #آبان_خونین_۹۸ با شلیک سه گلوله بر قلبش به قتل رسیده است.
حسین یک فرزند خردسال به نام پارسا داشت، پارسای کوچک کمی پدر را به یاد دارد اما بیشتر با خاطرات و سنگ مزار پدر بزرگ شده است ، مادرش گفته است پارسای ۸ ساله حالا میگوید من را حسین صدا بزنید.
#حسین_شهبازی نیز همانند سایر شهیدان آبان ۱۳۹۸، نیروهای امنیتی فشار زیادی بر خانوادهاش وارد کردند تا قتل او را اطلاع رسانی نکنند و مراسم خاکسپاری را در سکوت و تنها با حضور خانواده برگزار کنند.
در نهایت، روی سنگ مزار حسین، آرم باشگاه محبوبش، استقلال، حک شد و این متن به چشم میخورد:«از خاک، به خاک - از مرگ چه باک»
او متولد ۲۹ تیر ۱۳۷۱ بود.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
🕊6❤1
حمید شریفی متولد ۱ تیر ۶۶ در شهرستان فریدن اصفهان و ساکن زینبیه ارزنون بود.
کارگر کارخانه و یکی از پر کارترین کارگران بود و همه پرسنل کارخانه به او ارادت خاصی داشتند.
پنج سال بود که ازدواج کرده بودند و در انتظار داشتن فرزند بودند ، سه ماه بود که دختری به زندگیشان رنگ داده بود که در اعتراضات #آبان_خونین_۹۸ در مقابل زینبیه اصفهان با سه گلوله جنگی در دم جان سپرد، پیکر #حمید_شریفی مطابق معمول توسط نیروهای امنیتی دزدیده شد ، دوازده روز پیکر او در سردخانه اصفهان نگهداری شد تا خانوادهاش رضایت دادند که او در تصادف جان باخته اما همزمان ۳۰ میلیون بابت پول گلوله از آنها گرفتند .
اگرچه حکومت از خانواده خواسته بود که علت مرگ را تصادف اعلام کنند اما اجازه برگزاری مراسم به آنها ندادند و حتی شبانه بیلبورد اعلام فوت وی را هم پاره کردند.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
کارگر کارخانه و یکی از پر کارترین کارگران بود و همه پرسنل کارخانه به او ارادت خاصی داشتند.
پنج سال بود که ازدواج کرده بودند و در انتظار داشتن فرزند بودند ، سه ماه بود که دختری به زندگیشان رنگ داده بود که در اعتراضات #آبان_خونین_۹۸ در مقابل زینبیه اصفهان با سه گلوله جنگی در دم جان سپرد، پیکر #حمید_شریفی مطابق معمول توسط نیروهای امنیتی دزدیده شد ، دوازده روز پیکر او در سردخانه اصفهان نگهداری شد تا خانوادهاش رضایت دادند که او در تصادف جان باخته اما همزمان ۳۰ میلیون بابت پول گلوله از آنها گرفتند .
اگرچه حکومت از خانواده خواسته بود که علت مرگ را تصادف اعلام کنند اما اجازه برگزاری مراسم به آنها ندادند و حتی شبانه بیلبورد اعلام فوت وی را هم پاره کردند.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
🕊5❤1
حسین قدمی ، یکی از مظلومترین کشته شدگان #آبان_خونین_۹۸ است.
#حسین_قدمی متولد ۱۳۶۸ و اهل الوند قزوین و ساکن فردیس کرج، روز ۲۵ آبان ۹۸ او هم در بین معترضین فردیس کرج بود که به ضرب گلوله قاتلان #یگان_ویژه به شکم، پا زخمی شد، او را به بیمارستان به آفرین منتقل کردند اما بیمارستانها در آن روز از نیروهای امنیتی دستور داشتند از پذیرش افرادی که با گلوله زخمی و مجروح شدهاند خودداری کنند و آنها را به بیمارستانهای نظامی و مراکز انتظامی دلالت کنند، دوستان حسین وقتی امتناع بیمارستان از پذیرش را دیدند تقاضای باند و پانسمان کردند اما در همین لحظات حسین به دلیل شدت خونریزی در مقابل بیمارستان جان باخت.
در آبان ۹۸ تاکنون مشخص شده ۱۸ معترض زخمی به علت عدم پذیرش بیمارستانها جان باختهاند.
حسین کارگر تراشکار بود.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
#حسین_قدمی متولد ۱۳۶۸ و اهل الوند قزوین و ساکن فردیس کرج، روز ۲۵ آبان ۹۸ او هم در بین معترضین فردیس کرج بود که به ضرب گلوله قاتلان #یگان_ویژه به شکم، پا زخمی شد، او را به بیمارستان به آفرین منتقل کردند اما بیمارستانها در آن روز از نیروهای امنیتی دستور داشتند از پذیرش افرادی که با گلوله زخمی و مجروح شدهاند خودداری کنند و آنها را به بیمارستانهای نظامی و مراکز انتظامی دلالت کنند، دوستان حسین وقتی امتناع بیمارستان از پذیرش را دیدند تقاضای باند و پانسمان کردند اما در همین لحظات حسین به دلیل شدت خونریزی در مقابل بیمارستان جان باخت.
در آبان ۹۸ تاکنون مشخص شده ۱۸ معترض زخمی به علت عدم پذیرش بیمارستانها جان باختهاند.
حسین کارگر تراشکار بود.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
🕊4❤1
کمال فرجی متولد ۱۳۵۷ است او در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در #آبان_خونین_۹۸ در اسلامشهر با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به قتل رسید.
#کمال_فرجی متأهل و دارای ۳ فرزند بود.
او کارگر نجاری بود.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
#کمال_فرجی متأهل و دارای ۳ فرزند بود.
او کارگر نجاری بود.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
🕊2❤1
ابراهیم منصوری اولین شهید #آبان_خونین_۹۸ در #یزدانشهر_اصفهان است.
#ابراهیم_منصوری ، متولد ۱۰ خرداد ۱۳۵۵ کارگر ساختمانی و اوله کش بود که در سال ۱۳۹۶ دختر دوازده سالهاش را در اثر سرطان از دست داده بود و خودش در روز ۲۶آبان۹۸ در حالی که همچنان سیاهپوش دخترش بود با گلولهی نیروهای حکومتی جانش را نثار راه آزادی کرد .
در آن هنگام همسرش باردار بود و فرزند او چهار ماه پس از به قتل رساندن ابراهیم بدنیا آمد.
یکی از همراهان ابراهیم که درجریان قیام با او بوده میگوید ابراهیم بغل دست خودم تیر خورد، من هم مجروح شدم ، ابراهیم همونجایی شهید شد که #محمد_پورپیرعلی و #امیرحسین_داودوند تیر خوردند و هنوز که هنوزه بعضی وقتا یهو میزنم زیر گریه چون سه تا شون بغل خودم کشته شدند.
نام فرزند به دنیا آمده او پس از قتلش را ابراهیم گذاشتند.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
#ابراهیم_منصوری ، متولد ۱۰ خرداد ۱۳۵۵ کارگر ساختمانی و اوله کش بود که در سال ۱۳۹۶ دختر دوازده سالهاش را در اثر سرطان از دست داده بود و خودش در روز ۲۶آبان۹۸ در حالی که همچنان سیاهپوش دخترش بود با گلولهی نیروهای حکومتی جانش را نثار راه آزادی کرد .
در آن هنگام همسرش باردار بود و فرزند او چهار ماه پس از به قتل رساندن ابراهیم بدنیا آمد.
یکی از همراهان ابراهیم که درجریان قیام با او بوده میگوید ابراهیم بغل دست خودم تیر خورد، من هم مجروح شدم ، ابراهیم همونجایی شهید شد که #محمد_پورپیرعلی و #امیرحسین_داودوند تیر خوردند و هنوز که هنوزه بعضی وقتا یهو میزنم زیر گریه چون سه تا شون بغل خودم کشته شدند.
نام فرزند به دنیا آمده او پس از قتلش را ابراهیم گذاشتند.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
🕊5
امیررضا عبدالهی در ۷ مهر ۱۳۸۵ در پارسآباد مغان متولد شد.
او که به همراه خانوادهاش به #اسلامشهر مهاجرت کرده بود در کنار درس کمک پدرش نیز بود و کارگر گچکار ساختمان بود.
امیررضا در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۹۸، همزمان با دومین روز از اعتراضات #آبان_خونین_۹۸ ، به معترضان پیوست و در خیابان کاشانی اسلامشهر هدف تک تیراندازان جانی خامنهای قرار گرفت.
پیکر امیررضا پس از سه روز، در ۲۸ آبان ۱۳۹۸، به خانوادهاش تحویل داده شد و او را در زادگاهش، پارسآباد مغان، به خاک سپردند.
امیررضا با وجود سن کم، هنوز چیزی از زندگی ندیده و به هیچیک از آرزوهایش نرسیده بود، اما او باور داشت که ظلم پایدار نمیماند.
او یکی از با استعدادترین و آگاه ترین دانش آموزان اسلامشهر بود که پیش از این بخاطر نوشتن روزنامه دیواری در مدرسه و مطلبی درباره ظلمهای جمهوری اسلامی برای یک هفته از مدرسه اخراج شده بود .
#امیررضا_عبداللهی از مظلومان و گمنامان #آبان_پایان_ناپذیر_اسلامشهر است و اولین کودک زیر ۱۸ سال است که در آبان ۹۸ نامش میدرخشد.
#علیه_فراموشی #آبان_پایان_ناپذیر_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او که به همراه خانوادهاش به #اسلامشهر مهاجرت کرده بود در کنار درس کمک پدرش نیز بود و کارگر گچکار ساختمان بود.
امیررضا در تاریخ ۲۵ آبان ۱۳۹۸، همزمان با دومین روز از اعتراضات #آبان_خونین_۹۸ ، به معترضان پیوست و در خیابان کاشانی اسلامشهر هدف تک تیراندازان جانی خامنهای قرار گرفت.
پیکر امیررضا پس از سه روز، در ۲۸ آبان ۱۳۹۸، به خانوادهاش تحویل داده شد و او را در زادگاهش، پارسآباد مغان، به خاک سپردند.
امیررضا با وجود سن کم، هنوز چیزی از زندگی ندیده و به هیچیک از آرزوهایش نرسیده بود، اما او باور داشت که ظلم پایدار نمیماند.
او یکی از با استعدادترین و آگاه ترین دانش آموزان اسلامشهر بود که پیش از این بخاطر نوشتن روزنامه دیواری در مدرسه و مطلبی درباره ظلمهای جمهوری اسلامی برای یک هفته از مدرسه اخراج شده بود .
#امیررضا_عبداللهی از مظلومان و گمنامان #آبان_پایان_ناپذیر_اسلامشهر است و اولین کودک زیر ۱۸ سال است که در آبان ۹۸ نامش میدرخشد.
#علیه_فراموشی #آبان_پایان_ناپذیر_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊5
بهزاد متولد ۱۲ اردیبهشت ۱۳۷۱ و اهل روستای چونگونش شهرستان گرمی از استان اردبیل بود.
#بهزاد_صفرزاده در تهران کارگر زحمتکشی بود که در میدان هفت تیر نسیم شهر با وانت میوه فروشی میکرد، ۲۵ آبان اولین روز اعتراضات #آبان_خونین_۹۸ بود که او در حالی که در تلاش بود تا میوههایش را از کنار خیابان جمع کند اما با شلیک هشت گلوله جنگی نیروهای یگان ویژه به سر و سینه و قلبش مقابل کلانتری در نسیمشهر- استان تهران در دم جان باخت.
جمهوری اسلامی پیکر او را دزدید و بدون آنکه به خانواده تحویل دهد یک هفته بعد به خانوادهاش اطلاع دادند که او را در قبرستانی نسبتا دور افتاده در باغ بهشت جاده ساوه به خاک سپردهاند.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
#بهزاد_صفرزاده در تهران کارگر زحمتکشی بود که در میدان هفت تیر نسیم شهر با وانت میوه فروشی میکرد، ۲۵ آبان اولین روز اعتراضات #آبان_خونین_۹۸ بود که او در حالی که در تلاش بود تا میوههایش را از کنار خیابان جمع کند اما با شلیک هشت گلوله جنگی نیروهای یگان ویژه به سر و سینه و قلبش مقابل کلانتری در نسیمشهر- استان تهران در دم جان باخت.
جمهوری اسلامی پیکر او را دزدید و بدون آنکه به خانواده تحویل دهد یک هفته بعد به خانوادهاش اطلاع دادند که او را در قبرستانی نسبتا دور افتاده در باغ بهشت جاده ساوه به خاک سپردهاند.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
🕊6
بهروز ملکی، ۳۱ ساله و ساکن مریوان بود.
بهروز در مریوان کارگر رنگکار ساختمان بود در اولین روز #آبان_خونین_۹۸ در شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در حالی که از سر کار باز میگشت و لباس کارگری بر تن داشت، به ضرب گلوله نیروهای امنیتی کشته شد.
پیکر این کارگر را دو روز پس از کشته شدن، روز دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۱ شب به خانواده تحویل دادند. نیروهای امنیتی از خانواده بهروز ملکی تعهد میگیرند که مراسم خاکسپاری را همان شب و بیسروصدا برگزار شود.
بهزاد ملکی روایت شب مرگ برادرش را چنین تعریف میکند:
«بهروز رنگکار ساختمان بود، از سر کار برمیگشت و آخرین روز کاریاش در منزل داییاش بود. در چهارراه شبرنگ به اعتراضات بر میخورد، به خودش جرأت داد و جلوی همه میرفت، برای همین از بالای پشت بام یک ساختمان تیراندازی میکنند و اولین گلوله به زیر قلباش اصابت میکند. همانجا روی زمین میافتد. از جایش دو سه بار بلند میشود و تلو تلو میخورد، به مردم میگوید: “من تنگی سری [روستایی در اورامان] هستم و به مغازهدارها که از فامیل هستند بگویید بهروز تنگی سری را کشتند”.
بعد دوباره به زمین میافتد. خونریزی شدیدی داشته و حتی فیلماش را دیدم که وقتی بالای سرش میروند تمام کرده بود، پیرهناش را بالا میدهند و جای گلوله را نشان میدهند که تیر به قلبش خورده بود. روی زمین جنازهاش را کشیده بودند...»
پس از اینکه بهروز هدف گلوله قرار میگیرد، او را با موتور به بیمارستان انتقال میدهند. فرد ناشناسی به خانواده اطلاع میدهد که بهروز در بیمارستان است:
«وقتی بهروز تیر میخورد و مردم دور او جمع میشوند. یک موتورسوار دو ترکه پیکر بهروز را بین خودشان قرار میدهد و به بیمارستان میبرند. مادرمان هم پشت سر هم به موبایل بهروز زنگ میزد اما جواب نمیداد و نمیدانست که او شهید شده است، اما یک بار کسی موبایل را جواب میدهد، مادر میپرسد موبایل پسر من دست شما چکار میکند؟ به او میگویند بهروز زخمی شده به بیمارستان بیایید»
دنیا دختر او ۳ ماه بعد مرگ پدرش به دنیا آمد.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
بهروز در مریوان کارگر رنگکار ساختمان بود در اولین روز #آبان_خونین_۹۸ در شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در حالی که از سر کار باز میگشت و لباس کارگری بر تن داشت، به ضرب گلوله نیروهای امنیتی کشته شد.
پیکر این کارگر را دو روز پس از کشته شدن، روز دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۱ شب به خانواده تحویل دادند. نیروهای امنیتی از خانواده بهروز ملکی تعهد میگیرند که مراسم خاکسپاری را همان شب و بیسروصدا برگزار شود.
بهزاد ملکی روایت شب مرگ برادرش را چنین تعریف میکند:
«بهروز رنگکار ساختمان بود، از سر کار برمیگشت و آخرین روز کاریاش در منزل داییاش بود. در چهارراه شبرنگ به اعتراضات بر میخورد، به خودش جرأت داد و جلوی همه میرفت، برای همین از بالای پشت بام یک ساختمان تیراندازی میکنند و اولین گلوله به زیر قلباش اصابت میکند. همانجا روی زمین میافتد. از جایش دو سه بار بلند میشود و تلو تلو میخورد، به مردم میگوید: “من تنگی سری [روستایی در اورامان] هستم و به مغازهدارها که از فامیل هستند بگویید بهروز تنگی سری را کشتند”.
بعد دوباره به زمین میافتد. خونریزی شدیدی داشته و حتی فیلماش را دیدم که وقتی بالای سرش میروند تمام کرده بود، پیرهناش را بالا میدهند و جای گلوله را نشان میدهند که تیر به قلبش خورده بود. روی زمین جنازهاش را کشیده بودند...»
پس از اینکه بهروز هدف گلوله قرار میگیرد، او را با موتور به بیمارستان انتقال میدهند. فرد ناشناسی به خانواده اطلاع میدهد که بهروز در بیمارستان است:
«وقتی بهروز تیر میخورد و مردم دور او جمع میشوند. یک موتورسوار دو ترکه پیکر بهروز را بین خودشان قرار میدهد و به بیمارستان میبرند. مادرمان هم پشت سر هم به موبایل بهروز زنگ میزد اما جواب نمیداد و نمیدانست که او شهید شده است، اما یک بار کسی موبایل را جواب میدهد، مادر میپرسد موبایل پسر من دست شما چکار میکند؟ به او میگویند بهروز زخمی شده به بیمارستان بیایید»
دنیا دختر او ۳ ماه بعد مرگ پدرش به دنیا آمد.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
🕊5
پدر زانیار اللهمرادی گفته: «زانیار فقط یک دست داشت با همان یک دست برای به دست آوردن آزادی به خیابان رفت»
#زانیار_الله_مرادی جوانی ۲۶ ساله، اهل سنندج و برقکار ساختمان بود که ۲۴ آبان ۱۴۰۱ وقتی برای شرکت در اعتراضات سالگرد #آبان_خونین_۹۸ به خیابان رفت هدف ساچمههای تفنگ ماموران قرار گرفت و بدنش ساچمه باران شد.
بدن پر از ساچمه و شلیک مستقیم به او باعث خونریزی شد.
شاهدان صحنه توضیح می دهند بعداز اصابت باز تلاش به رفتن میکرد اما ماموران او را رها نکردند، به پیکر وی بیش از ۲۰۰ گلوله ساچمه شلیک شده بود ، او در بهشت محمدی سنندج به خاک سپرده شده است.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
#زانیار_الله_مرادی جوانی ۲۶ ساله، اهل سنندج و برقکار ساختمان بود که ۲۴ آبان ۱۴۰۱ وقتی برای شرکت در اعتراضات سالگرد #آبان_خونین_۹۸ به خیابان رفت هدف ساچمههای تفنگ ماموران قرار گرفت و بدنش ساچمه باران شد.
بدن پر از ساچمه و شلیک مستقیم به او باعث خونریزی شد.
شاهدان صحنه توضیح می دهند بعداز اصابت باز تلاش به رفتن میکرد اما ماموران او را رها نکردند، به پیکر وی بیش از ۲۰۰ گلوله ساچمه شلیک شده بود ، او در بهشت محمدی سنندج به خاک سپرده شده است.
#روز_جهانی_کارگر #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
📡 @irbriefing
🕊5❤3