الیاس محمدی (#پاکبان_پل_نیایش)، جوان ۱۹ ساله اهل #افغانستان بود که در شامگاه ۲۰ بهمن ۱۴۰۲، توسط یک مزدور بسیجی در تهران به ظن قصد برای پایین کشیدن پرچم جمهوری اسلامی از روی پل نیایش به پایین پرتاب شده و به قتل رسید.
خانوادهی الیاس پس از روزها انتظار پیکر فرزندشان را تحویل گرفته و در روز ۵ اسفند ۱۴۰۲، در زادگاهش روستای بند بنفش در ولسوالی اوبه ولایت هرات او را به خاک سپردند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤5👍5🕊1
۵ ماه از قتل مظلومانه #الیاس_محمدی، پاکپان پل نیایش گذشته و اگر چه میدانیم که هیچ پیگیری قضایی صورت نگرفته و قاتل آتش به اختیار حتما آزاد است اما افکار عمومی کماکان از پیگیری پرونده و قاتل پرونده خبری ندارد و اساساً مشخص نیست پرونده قتل به کجا ختم شده.
نه شهرداری تهران و نه قوه قضائیه هم هیچ اطلاعاتی را در اختیار رسانهها قرار ندادهاند و به همین زودی به فراموشی سپرده شد.
الیاس محمدی۶ سال پیش و در ۱۴ سالگی از افغانستان به ایران مهاجرت کرده بود او در حالی که مشغول جاروکشیدن و نظافت پل نیایش بود توسط یک بسیجی به ظن پائین کشیدن پرچم جمهوری اسلامی به پائین پل پرت شده و در دم جان باخت.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
نه شهرداری تهران و نه قوه قضائیه هم هیچ اطلاعاتی را در اختیار رسانهها قرار ندادهاند و به همین زودی به فراموشی سپرده شد.
الیاس محمدی۶ سال پیش و در ۱۴ سالگی از افغانستان به ایران مهاجرت کرده بود او در حالی که مشغول جاروکشیدن و نظافت پل نیایش بود توسط یک بسیجی به ظن پائین کشیدن پرچم جمهوری اسلامی به پائین پل پرت شده و در دم جان باخت.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬4
سال گذشته در ۲۲ بهمنماه پسری ۱۹ ساله، پاکبان و اهل افغانستان، توسط یکی از طرفداران حکومت که فکر میکرد الیاس در حال کندن پرچمهای ۲۲ بهمن است، او را از روی پل نیایش تهران به پایین پرت کرد و باعث قتل او شد.
در همان روزها، فرد نزديك به #الیاس_محمدی که در فضای مجازی به #پاکبان_پل_نیایش مشهور شده بود در مورد زندگی او به «اعتماد» گفت: «الياس حدودا ۱۹ سالش بود و دو، سه سالی میشد كه از افغانستان به ايران آمده بود.
الياس فرزند آخر بود و يك برادر بزرگتر از خودش داشت. همين دو برادر بودند. حميد، برادر بزرگتر او متاهل بود. حميد قبلا مدتی در ميوهفروشی كه الياس كار میكرد، مشغول بود. دو، سه سال پيش به كشورشان برگشت و الياس را با خود به ايران آورد و بعد از اينكه الياس را جای خودش در آن ميوهفروشی گذاشت، رفت و به كارگری ساختمان مشغول شد.
الياس كارگر شهرداری هم بود و شبها ديوارههای روگذر اتوبانها را نظافت میكرد و بعد از اتمام كارش سمت ميدان نور در كانكس شهرداری میخوابيد.»
او در ادامه ميگويد: «صاحب ميوهفروشی كه الياس نزد او كار میكرد چند بار به او گفته بود كه شبها ديگر برای شهرداری كار نكند و همانجا در ميوهفروشی بماند، اما الياس موافقت نكرده بود و تصمیم داشت با پس انداز بتواند برای خود خانهای اجاره کند، حتی الياس دو شب قبل از اينكه به قتل برسد سمت پل سيدخندان وقتی مشغول نظافت ديوارههای روگذر اتوبان بوده پايش از روی نردهها ليز میخورد و تعادلش به هم میريزد.
الياس وقتی اين موضوع را برای صاحب كارش يعنی همان صاحب ميوهفروشی تعريف میكند او مجدد به الياس میگويد كه ديگر شبها برای نظافت نرو، اما باز الياس حرف او را گوش نمیدهد. دو شب بعد از اين اتفاق هم الياس را از بالای پل نيايش به پايين پرت میکند، قاتل فکر کرده بود او قید کندن پرچمهای دهه فجر را دارد.
چند روز بعد از اينكه الياس به قتل رسيد برادرش جنازه او را از پزشكی قانونی تحويل گرفت تا به كشور خودشان برای خاكسپاری ببرد.»
هویت قاتل الیاس و وضعیت او تا امروز رسانهای نشده و مهر سکوتی بر این پرونده زده شد.
#شهرداری_تهران یکسال پیش وعده اطلاع رسانی داد اما هرگز تا امروز اطلاعی از قاتل و رسیدگی به پرونده قتل او منتشر نشده است.
#دادخواهی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در همان روزها، فرد نزديك به #الیاس_محمدی که در فضای مجازی به #پاکبان_پل_نیایش مشهور شده بود در مورد زندگی او به «اعتماد» گفت: «الياس حدودا ۱۹ سالش بود و دو، سه سالی میشد كه از افغانستان به ايران آمده بود.
الياس فرزند آخر بود و يك برادر بزرگتر از خودش داشت. همين دو برادر بودند. حميد، برادر بزرگتر او متاهل بود. حميد قبلا مدتی در ميوهفروشی كه الياس كار میكرد، مشغول بود. دو، سه سال پيش به كشورشان برگشت و الياس را با خود به ايران آورد و بعد از اينكه الياس را جای خودش در آن ميوهفروشی گذاشت، رفت و به كارگری ساختمان مشغول شد.
الياس كارگر شهرداری هم بود و شبها ديوارههای روگذر اتوبانها را نظافت میكرد و بعد از اتمام كارش سمت ميدان نور در كانكس شهرداری میخوابيد.»
او در ادامه ميگويد: «صاحب ميوهفروشی كه الياس نزد او كار میكرد چند بار به او گفته بود كه شبها ديگر برای شهرداری كار نكند و همانجا در ميوهفروشی بماند، اما الياس موافقت نكرده بود و تصمیم داشت با پس انداز بتواند برای خود خانهای اجاره کند، حتی الياس دو شب قبل از اينكه به قتل برسد سمت پل سيدخندان وقتی مشغول نظافت ديوارههای روگذر اتوبان بوده پايش از روی نردهها ليز میخورد و تعادلش به هم میريزد.
الياس وقتی اين موضوع را برای صاحب كارش يعنی همان صاحب ميوهفروشی تعريف میكند او مجدد به الياس میگويد كه ديگر شبها برای نظافت نرو، اما باز الياس حرف او را گوش نمیدهد. دو شب بعد از اين اتفاق هم الياس را از بالای پل نيايش به پايين پرت میکند، قاتل فکر کرده بود او قید کندن پرچمهای دهه فجر را دارد.
چند روز بعد از اينكه الياس به قتل رسيد برادرش جنازه او را از پزشكی قانونی تحويل گرفت تا به كشور خودشان برای خاكسپاری ببرد.»
هویت قاتل الیاس و وضعیت او تا امروز رسانهای نشده و مهر سکوتی بر این پرونده زده شد.
#شهرداری_تهران یکسال پیش وعده اطلاع رسانی داد اما هرگز تا امروز اطلاعی از قاتل و رسیدگی به پرونده قتل او منتشر نشده است.
#دادخواهی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊5🤬4❤2👍1