این پاکبان توسط این هوادار جمهوری اسلامی به پایین پل نیایش در تهران پرت شده و در دم جان باخته.
ممنوعیت در خبر رسانی اگر چه مصداق بارز اعمال سانسور است اما از سوی شورای عالی امنیت ملی مسبوق به سابقه است.
به غیر از روزنامه همشهری ارگان #شهرداری_تهران چند روزنامه دیگر نیز در بخش حوادث قتل #پاکبان_پل_نیایش را منتشر کردند اما همچنان اطلاعات زیادی از وی در دست نیست.
شهرداری تهران نیز هیچ خبری از هویت این پاکبان منتشر نکرده است و تنها اطلاعات منتشره از او این است که بامداد ۲۰ بهمن، جوانی از خودروی خود پیاده میشود، یک پاکبان شهرداری تهران را از بالای پل نیایش به پایین پرت کرده چون فکر میکرده مقتول قصد اهانت به پرچمهایی را دارد که به مناسبت ۲۲ بهمن برافراشته شده.
خبرنگار حوادث روزنامه شرق نیز تکمیل کرده که اگرچه پاکبان در دم جان جان باخته اما چون چند خودرو نیز، زیر پل، جسد او را زیر گرفتند، رانندگان آن خودروها نیز نامشان در میان متهمان است.
کاربران شبکههای اجتماعی بر این باورند این قتل محصول تفکر #آتش_به_اختیار خامنهای و قدرتی است که به هواداران افراطیاش داده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
الیاس محمدی (#پاکبان_پل_نیایش)، جوان ۱۹ ساله اهل #افغانستان بود که در شامگاه ۲۰ بهمن ۱۴۰۲، توسط یک مزدور بسیجی در تهران به ظن قصد برای پایین کشیدن پرچم جمهوری اسلامی از روی پل نیایش به پایین پرتاب شده و به قتل رسید.
خانوادهی الیاس پس از روزها انتظار پیکر فرزندشان را تحویل گرفته و در روز ۵ اسفند ۱۴۰۲، در زادگاهش روستای بند بنفش در ولسوالی اوبه ولایت هرات او را به خاک سپردند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
سال گذشته در ۲۲ بهمنماه پسری ۱۹ ساله، پاکبان و اهل افغانستان، توسط یکی از طرفداران حکومت که فکر میکرد الیاس در حال کندن پرچمهای ۲۲ بهمن است، او را از روی پل نیایش تهران به پایین پرت کرد و باعث قتل او شد.
در همان روزها، فرد نزديك به #الیاس_محمدی که در فضای مجازی به #پاکبان_پل_نیایش مشهور شده بود در مورد زندگی او به «اعتماد» گفت: «الياس حدودا ۱۹ سالش بود و دو، سه سالی میشد كه از افغانستان به ايران آمده بود.
الياس فرزند آخر بود و يك برادر بزرگتر از خودش داشت. همين دو برادر بودند. حميد، برادر بزرگتر او متاهل بود. حميد قبلا مدتی در ميوهفروشی كه الياس كار میكرد، مشغول بود. دو، سه سال پيش به كشورشان برگشت و الياس را با خود به ايران آورد و بعد از اينكه الياس را جای خودش در آن ميوهفروشی گذاشت، رفت و به كارگری ساختمان مشغول شد.
الياس كارگر شهرداری هم بود و شبها ديوارههای روگذر اتوبانها را نظافت میكرد و بعد از اتمام كارش سمت ميدان نور در كانكس شهرداری میخوابيد.»
او در ادامه ميگويد: «صاحب ميوهفروشی كه الياس نزد او كار میكرد چند بار به او گفته بود كه شبها ديگر برای شهرداری كار نكند و همانجا در ميوهفروشی بماند، اما الياس موافقت نكرده بود و تصمیم داشت با پس انداز بتواند برای خود خانهای اجاره کند، حتی الياس دو شب قبل از اينكه به قتل برسد سمت پل سيدخندان وقتی مشغول نظافت ديوارههای روگذر اتوبان بوده پايش از روی نردهها ليز میخورد و تعادلش به هم میريزد.
الياس وقتی اين موضوع را برای صاحب كارش يعنی همان صاحب ميوهفروشی تعريف میكند او مجدد به الياس میگويد كه ديگر شبها برای نظافت نرو، اما باز الياس حرف او را گوش نمیدهد. دو شب بعد از اين اتفاق هم الياس را از بالای پل نيايش به پايين پرت میکند، قاتل فکر کرده بود او قید کندن پرچمهای دهه فجر را دارد.
چند روز بعد از اينكه الياس به قتل رسيد برادرش جنازه او را از پزشكی قانونی تحويل گرفت تا به كشور خودشان برای خاكسپاری ببرد.»
هویت قاتل الیاس و وضعیت او تا امروز رسانهای نشده و مهر سکوتی بر این پرونده زده شد.
#شهرداری_تهران یکسال پیش وعده اطلاع رسانی داد اما هرگز تا امروز اطلاعی از قاتل و رسیدگی به پرونده قتل او منتشر نشده است.
#دادخواهی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در همان روزها، فرد نزديك به #الیاس_محمدی که در فضای مجازی به #پاکبان_پل_نیایش مشهور شده بود در مورد زندگی او به «اعتماد» گفت: «الياس حدودا ۱۹ سالش بود و دو، سه سالی میشد كه از افغانستان به ايران آمده بود.
الياس فرزند آخر بود و يك برادر بزرگتر از خودش داشت. همين دو برادر بودند. حميد، برادر بزرگتر او متاهل بود. حميد قبلا مدتی در ميوهفروشی كه الياس كار میكرد، مشغول بود. دو، سه سال پيش به كشورشان برگشت و الياس را با خود به ايران آورد و بعد از اينكه الياس را جای خودش در آن ميوهفروشی گذاشت، رفت و به كارگری ساختمان مشغول شد.
الياس كارگر شهرداری هم بود و شبها ديوارههای روگذر اتوبانها را نظافت میكرد و بعد از اتمام كارش سمت ميدان نور در كانكس شهرداری میخوابيد.»
او در ادامه ميگويد: «صاحب ميوهفروشی كه الياس نزد او كار میكرد چند بار به او گفته بود كه شبها ديگر برای شهرداری كار نكند و همانجا در ميوهفروشی بماند، اما الياس موافقت نكرده بود و تصمیم داشت با پس انداز بتواند برای خود خانهای اجاره کند، حتی الياس دو شب قبل از اينكه به قتل برسد سمت پل سيدخندان وقتی مشغول نظافت ديوارههای روگذر اتوبان بوده پايش از روی نردهها ليز میخورد و تعادلش به هم میريزد.
الياس وقتی اين موضوع را برای صاحب كارش يعنی همان صاحب ميوهفروشی تعريف میكند او مجدد به الياس میگويد كه ديگر شبها برای نظافت نرو، اما باز الياس حرف او را گوش نمیدهد. دو شب بعد از اين اتفاق هم الياس را از بالای پل نيايش به پايين پرت میکند، قاتل فکر کرده بود او قید کندن پرچمهای دهه فجر را دارد.
چند روز بعد از اينكه الياس به قتل رسيد برادرش جنازه او را از پزشكی قانونی تحويل گرفت تا به كشور خودشان برای خاكسپاری ببرد.»
هویت قاتل الیاس و وضعیت او تا امروز رسانهای نشده و مهر سکوتی بر این پرونده زده شد.
#شهرداری_تهران یکسال پیش وعده اطلاع رسانی داد اما هرگز تا امروز اطلاعی از قاتل و رسیدگی به پرونده قتل او منتشر نشده است.
#دادخواهی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing