Forwarded from ایران بریفینگ
بیش از ۵۰ ساچمه به کتف و گردن و چشم او اصابت کرده که هیچ کدام هنوز از بدن خارج نشدهاند.
با وجود انجام سه عمل جراحی چشم، هنوز موفق به برگرداندن بینایی چشم او نشدهاند.
به گفته پزشکان، او بینایی چشم چپ خود را ۹۰ درصد از دست داده است، در نهایت پزشکان توانستند تنها، شکل و ظاهر چشمش را حفظ کنند.
پدر و برادر مصطفی به فاصله ۲ سال فوت شدهاند و او سرپرست مادر سالخورده خود بوده است.
از وقتی این جنایت برای مصطفی رخ داده، او دیگر نتوانسته به کار خود ادامه دهد و در تنگنا قرار گرفته اما نسبتا روحیه خوبی دارد و میگوید اگر چه چشم خود را از دست داده است، اما محبت مردم و دوستان خود را به دست آورده و در این شرایط به او و خانوادهاش خیلی لطف داشتهاند.»
#مصطفی_مطلبی در هفتههای گذشته با انتشار تصویری از چشم آسیب دیده خود در یک پست اینستاگرامی نوشت: «لعنت به دستی که شلیک کرد.» او ادامه داد: «عضو مهم بدنم را از من گرفتید، راه رفتن خیلی برام سخت شده. آنقدر در این مدت به زمین خوردم که همه جای بدنم زخم شده فقط دارم درد میکشم.»
این آسیبدیده چشمی با بیان اینکه «از این اتفاق اگر ۶۰ سال هم بگذرد فراموش نمی کنم» تاکید کرد: «انتقام تمام این زخمها را میگیرم»
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6🔥2👍1
Forwarded from ایران بریفینگ
#عرفان_رمیزی با انتشار تصاویری از خود نوشته که پزشکان در آلمان دومین گلوله را از میان هفت گلوله باقیمانده در بدنش درآوردهاند: «۲۵ گلوله برای اینکه فقط من و همنوعهای دیگر آزادی میخواهیم، توسط بسیج نصیب بدن من شد.»
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6🔥1🤔1
Forwarded from ایران بریفینگ
مرسده شاهینکار از جمله دهها زنانی است که در پی اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، چشماش هدف شلیک گلوله سرکوبگران قرار گرفت،او از همان ابتدا در صفحه اینستاگرام خود از نابینا شدن یک چشماش نوشت، اما بعد از مدتی، نیروهای امنیتی به منزل مرسده هجوم بردند. مرسده مدتی مخفیانه زندگی کرد، روابطش را با همه قطع کرد و بالاخره توانست ایران را ترک کند. حالا مدتی پس از خروج از ایران، مرسده به فعالیتهای خود در حمایت از قربانیان اعتراضات برگشته است و از آنچه بر خودش و خانوادهاش گذشته، در اینستاگرام خود اطلاعرسانی میکند.
#مرسده_شاهین_کار ، مربی فیتنس است که تا پیش از آسیب چشمش، صفحه خود را به آموزش بدنسازی و تغذیه سالم، خصوصا برای زنان اختصاص داده بود. او بارها در اعتراضات سراسری به خیابان رفت تا در نهایت، ۲۳مهر، سرکوبگران با پینتبال یک چشم مرسده را از او گرفتند.
مرسده را همان شبانه به یک درمانگاه رساندند. کادر درمانگاه در ابتدا از پذیرش مرسده ممانعت کردند. اما کمی که گذشت، پزشک متخصص شخصا حاضر شد و در اتاق عملهای سرپایی، چشم مرسده را شستوشو داد و به او مسکن تزریق کرد.
مرسده را به بیمارستان تخصصی منتقل کردند. ساعت ۱۰:۳۰ شب شده بود که او را بستری کردند. ۱۴ ساعت به همان شکل گذشت. چشم مرسده خونریزی داشت و خونها روی چشم و صورتش لخته میبست. ساعت ۱۰ صبح روز بعد از آسیب، نخستین جراحی روی چشم مرسده انجام شد. در نخستین جراحی، پزشکان قرنیه و عنبیه چشم مرسده را بدون بررسی و رسیدگی به شبکیه چشم او، بخیه زدند و او را مرخص کردند. در جراحی دوم به پشت شبکیه او سیلیکون تزریق شد. عصبهای چشم و بخشی از شبکیه چشم مرسده بر اثر گلوله پینتبال از بین رفت و در جراحی سوم که ۲۷بهمن انجام شد، ضمن انجام جراحی قرنیه، سیلیکون قبلی را تخلیه و سیلیکون جدید تزریق کردند.
عنبیه چشم مرسده در حال رنگ باختن بود، برای همین متخصصان برای او لنز مصنوعی گذاشتند. میخواستند که ظاهر چشم مرسده را حفظ کنند. اگرچه چشم او تخلیه نشده است، اما ممکن است بتواند رنگ آن را بشناسد.
مرسده در یکی از استوریهایش، آسیب به چشمش با کمتر از ده درصد بینایی را، «نشان افتخار» خوانده و میگوید «جمهوری اسلامی ما را از چشم دار زد اما ما ادامه داریم…
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#مرسده_شاهین_کار ، مربی فیتنس است که تا پیش از آسیب چشمش، صفحه خود را به آموزش بدنسازی و تغذیه سالم، خصوصا برای زنان اختصاص داده بود. او بارها در اعتراضات سراسری به خیابان رفت تا در نهایت، ۲۳مهر، سرکوبگران با پینتبال یک چشم مرسده را از او گرفتند.
مرسده را همان شبانه به یک درمانگاه رساندند. کادر درمانگاه در ابتدا از پذیرش مرسده ممانعت کردند. اما کمی که گذشت، پزشک متخصص شخصا حاضر شد و در اتاق عملهای سرپایی، چشم مرسده را شستوشو داد و به او مسکن تزریق کرد.
مرسده را به بیمارستان تخصصی منتقل کردند. ساعت ۱۰:۳۰ شب شده بود که او را بستری کردند. ۱۴ ساعت به همان شکل گذشت. چشم مرسده خونریزی داشت و خونها روی چشم و صورتش لخته میبست. ساعت ۱۰ صبح روز بعد از آسیب، نخستین جراحی روی چشم مرسده انجام شد. در نخستین جراحی، پزشکان قرنیه و عنبیه چشم مرسده را بدون بررسی و رسیدگی به شبکیه چشم او، بخیه زدند و او را مرخص کردند. در جراحی دوم به پشت شبکیه او سیلیکون تزریق شد. عصبهای چشم و بخشی از شبکیه چشم مرسده بر اثر گلوله پینتبال از بین رفت و در جراحی سوم که ۲۷بهمن انجام شد، ضمن انجام جراحی قرنیه، سیلیکون قبلی را تخلیه و سیلیکون جدید تزریق کردند.
عنبیه چشم مرسده در حال رنگ باختن بود، برای همین متخصصان برای او لنز مصنوعی گذاشتند. میخواستند که ظاهر چشم مرسده را حفظ کنند. اگرچه چشم او تخلیه نشده است، اما ممکن است بتواند رنگ آن را بشناسد.
مرسده در یکی از استوریهایش، آسیب به چشمش با کمتر از ده درصد بینایی را، «نشان افتخار» خوانده و میگوید «جمهوری اسلامی ما را از چشم دار زد اما ما ادامه داریم…
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤6🔥2
Forwarded from ایران بریفینگ
تندرو هماکنون در شهر ژنو، پایتخت سوئیس حضور دارند و بهعنوان یکی از شاهدان عینی اقدامات ماموران جمهوری اسلامی ایران علیه معترضان، در مقر شورای حقوقبشر سازمان ملل متحد، شهادت داده است.
#زانیار_تندرو گفته: «من دو بار تیر خوردم. تیر اول به کتفم خورد. آن مامور توانایی این را داشته است که به پای من شلیک کند یا اصلا تیر هوایی بزند که فاصله بگیریم. من میتوانم بگویم که کاملا به عمد سمت من شلیک کردند. من دیدم که اسلحه خود را مستقیم به سمت چشمها نشانه گرفته بودند.»
او با بیان اینکه «چشم آسیبدیده من برایم یک نشان افتخار» است، توضیح میدهد که چشمش را پنهان نمیکند و بدون پروتز جلوی دوربینها حاضر میشود.»
تندرو ۲۸اسفند سال گذشته بهعنوان شاکی و شاهد در مقر حقوقبشر سازمان ملل شهادت داد: «اینکه نمایندگان جمهوری اسلامی که ناقض حقوقبشر هستند در مقر سازمان ملل حضور دارند و برای دنیا سخنرانی میکنند، یک توهین به مفهوم حقوقبشر است.»
براساس گزارش کمیته حقیقتیاب، حکومت جمهوری اسلامی در نقض قوانین بینالمللی حقوقبشری، وظیفه خود مبنیبر انجام تحقیقات در رابطه با «مرگهای احتمالا غیرقانونی بهطور سریع، موثر، جامع، مستقل، بیطرفانه و شفاف را، انجام نداده است.»
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤6🔥2
علی طاحونه یکی از آسیب دیدگان از ناحیه چشم است؛ مرد جوانی که نیروهای سرکوب در شهر «کرج» او را هدف شلیکهای پیاپی قرار دادند و وقتی خیال کردند که علی کشته شده است، آن بنبست خونین را ترک کردند. علی اما زنده ماند و بعد از نزدیک به شش ماه، نور بر تاریکی دو چشمش تابید.
۳۴ سال زندگی او که اصالتا اهوازی است و ساکن کرج، در کار و نانآوری برای مادر و خواهرش خلاصه شده بود. یعنی تا پیش از شلیک به چشمهایش، و از دست دادن کار و خانهنشینی.
پدرش سالها پیش در پی بیماری درگذشت، و علی از همان دوران بیماری پدرش، میانه سال تحصیلی اول راهنمایی، تحصیل را رها کرد و در کودکی قدم به بازار کار گذاشت.
اهواز، تابستانها گرمایی بالای ۶۰ درجه دارد و زمستانهایی سخت. برای کودکیهای علی، روزها مکانیکی بود و عصرها خالی کردن بار. بدن کودکانهاش باید دبههای روغن ۱۸ کیلویی یا گونیهای پسته ۷۰ کیلویی را جابهجا میکرد و روح کودکانهاش، زمختی نابرابری را طاقت میآورد.
بزرگتر که شد سربازی رفت و کار یاد گرفت. وارد تعمیرات جلوبندی خودرو با تخصص فرمان هیدرولیک شد و مکانی را برای کاسبیاش اجاره کرد. مشتریهایش میگویند در میانه تورم و گرانی، دلرحم بود و نزدیکانش میگویند به اندازه اجاره تعمیراتی، مالیات، حق عضویت در اتحادیه، حق شهرداری و پول برق و خورد و خوراک خانوادهاش را که در میآورد، به مشتریهایش تخفیف میداد یا رایگان برایشان کار میکرد.
تعمیراتیاش تازه داشت جان میگرفت و شروع به پرداخت بدهیهایش کرده بود که اعتراضات سراسری در پی کشته شدن #مهسا_امینی آغاز شد.
#علی_طاحونه همان هفته نخست، ۳۱ شهریور در اعتراضات شهر کرج هدف شلیک سرکوبگران قرار گرفت. هم از ناحیه دو چشم آسیب دید و هم بدنش پر از جای ساچمه و گلوله شد.
او را به بیمارستانی در تهران منتقل کردند. طی ۱۰ روز سه عمل جراحی روی چشمهای علی انجام شد. اتاقهای بیمارستان پر از زخمیهایی از ناحیه چشم بود. یکی از دوستان علی میگوید: «در آن مدت چند کودک چند ماهه و چند ساله دیدیم که در اعتراضات چشمهایشان ساچمه خورده بود. بیتابی میکردند. چشمهایشان تخلیه شد.»
پزشکان به علی گفته بودند که چشمهای او هم تخلیه میشود. اما او نپذیرفت و تحت جراحی قرار گرفت. لنز چشم راست علی را درآوردند. شبکیه همان چشمش آسیب دید و پزشکان روغن تزریق کردند و لیزر زدند تا شبکیه جدا نشود. ساچمه، سفیدی چشم چپ علی را پاره کرد و بخیه خورد.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
۳۴ سال زندگی او که اصالتا اهوازی است و ساکن کرج، در کار و نانآوری برای مادر و خواهرش خلاصه شده بود. یعنی تا پیش از شلیک به چشمهایش، و از دست دادن کار و خانهنشینی.
پدرش سالها پیش در پی بیماری درگذشت، و علی از همان دوران بیماری پدرش، میانه سال تحصیلی اول راهنمایی، تحصیل را رها کرد و در کودکی قدم به بازار کار گذاشت.
اهواز، تابستانها گرمایی بالای ۶۰ درجه دارد و زمستانهایی سخت. برای کودکیهای علی، روزها مکانیکی بود و عصرها خالی کردن بار. بدن کودکانهاش باید دبههای روغن ۱۸ کیلویی یا گونیهای پسته ۷۰ کیلویی را جابهجا میکرد و روح کودکانهاش، زمختی نابرابری را طاقت میآورد.
بزرگتر که شد سربازی رفت و کار یاد گرفت. وارد تعمیرات جلوبندی خودرو با تخصص فرمان هیدرولیک شد و مکانی را برای کاسبیاش اجاره کرد. مشتریهایش میگویند در میانه تورم و گرانی، دلرحم بود و نزدیکانش میگویند به اندازه اجاره تعمیراتی، مالیات، حق عضویت در اتحادیه، حق شهرداری و پول برق و خورد و خوراک خانوادهاش را که در میآورد، به مشتریهایش تخفیف میداد یا رایگان برایشان کار میکرد.
تعمیراتیاش تازه داشت جان میگرفت و شروع به پرداخت بدهیهایش کرده بود که اعتراضات سراسری در پی کشته شدن #مهسا_امینی آغاز شد.
#علی_طاحونه همان هفته نخست، ۳۱ شهریور در اعتراضات شهر کرج هدف شلیک سرکوبگران قرار گرفت. هم از ناحیه دو چشم آسیب دید و هم بدنش پر از جای ساچمه و گلوله شد.
او را به بیمارستانی در تهران منتقل کردند. طی ۱۰ روز سه عمل جراحی روی چشمهای علی انجام شد. اتاقهای بیمارستان پر از زخمیهایی از ناحیه چشم بود. یکی از دوستان علی میگوید: «در آن مدت چند کودک چند ماهه و چند ساله دیدیم که در اعتراضات چشمهایشان ساچمه خورده بود. بیتابی میکردند. چشمهایشان تخلیه شد.»
پزشکان به علی گفته بودند که چشمهای او هم تخلیه میشود. اما او نپذیرفت و تحت جراحی قرار گرفت. لنز چشم راست علی را درآوردند. شبکیه همان چشمش آسیب دید و پزشکان روغن تزریق کردند و لیزر زدند تا شبکیه جدا نشود. ساچمه، سفیدی چشم چپ علی را پاره کرد و بخیه خورد.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤7👍2🔥2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
حسین شریعتمداری، نماینده خامنهای در روزنامه کیهان نوشته:«اگر راست میگویید ۱۰ نفر از افرادی را که در حوادث ۱۴۰۱ چشمشان آسیب دیده معرفی کنید»
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬15🕊1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
احضار دوباره سهند نورمحمدزاده به زندان و انتساب مجدد اتهام محاربه به وی
امروز چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، #سهند_نورمحمدزاده در فایلی تصویری از احضار دوباره خود به زندان به رغم تکیل نشدن روند معالجات خود خبر داد. او همچنین افزود که به رغم نقض اتهام محاربه در دیوان عالی کشور، مجددا به محاربه متهم شده است. سهند در ابتدا به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد و سپس در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۴۰۲ حکم اعدام وی لغو شده بود.
به این ترتیب به نظر میرسد که جمهوری اسلامی قصد پروندهسازیهای جدید برای این معترض انقلاب زن زندگی آزادی دارد و میخواهد او را با اتهامات سنگینی مواجه کند. همه ما مردم آزادیخواه باید صدای سهند نورمحمدزاده و تمامی زندانیان سیاسی باشیم.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
امروز چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۳، #سهند_نورمحمدزاده در فایلی تصویری از احضار دوباره خود به زندان به رغم تکیل نشدن روند معالجات خود خبر داد. او همچنین افزود که به رغم نقض اتهام محاربه در دیوان عالی کشور، مجددا به محاربه متهم شده است. سهند در ابتدا به اتهام محاربه به اعدام محکوم شد و سپس در تاریخ ۱۰ فروردین ۱۴۰۲ حکم اعدام وی لغو شده بود.
به این ترتیب به نظر میرسد که جمهوری اسلامی قصد پروندهسازیهای جدید برای این معترض انقلاب زن زندگی آزادی دارد و میخواهد او را با اتهامات سنگینی مواجه کند. همه ما مردم آزادیخواه باید صدای سهند نورمحمدزاده و تمامی زندانیان سیاسی باشیم.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬9🔥1
غزل رنجکش از آسیبدیدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، که چشم چپ خود را در اعتراضات از دست داده با انتشار تصاویری در صفحه اینستاگرامش نوشت:«و ناگهان نصف جهانم تاریک شد؛ و تمام خیالم از ندیدنت وقتی از سمت راستم حرکت میکنی، پر شد...»
#غزل_رنجکش #شلیک_به_چشم_معترضان #چشم_برای_آزادی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#غزل_رنجکش #شلیک_به_چشم_معترضان #چشم_برای_آزادی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤14👍2🕊1
محمد آزاد، یکی از آسیبدیدگان چشمی درگذشت.
خواهر آقای #محمد_آزاد اعلام کرد: «محمد آزاد متولد ۱۳۵۵ در شهر دبی، ۴۸ ساله، متاهل، دارای دو فرزند، یکی کودک و دیگری خردسال در تاریخ ۲۴ آبان سال ۱۴۰۱ در ستارخان تهران از ناحیه سر، شکم و چشم راست مورد اصابت نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و چشم خود را از دست داد».
در ادامه آمده است: محمد آزاد «با وجود ساچمه در سر و بدن با درد دست و پنجه نرم میکرد. آما هرگز امید به آزادی وطن را از دست نداد. محمد آزاد بارها در تماسهایی که داشتیم از خطرناک بودن موقعیت ساچمهها در بدن خود گفته بود. و تنها خبر تاییدنشده سکته قلبی است».
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
خواهر آقای #محمد_آزاد اعلام کرد: «محمد آزاد متولد ۱۳۵۵ در شهر دبی، ۴۸ ساله، متاهل، دارای دو فرزند، یکی کودک و دیگری خردسال در تاریخ ۲۴ آبان سال ۱۴۰۱ در ستارخان تهران از ناحیه سر، شکم و چشم راست مورد اصابت نیروهای سرکوبگر قرار گرفت و چشم خود را از دست داد».
در ادامه آمده است: محمد آزاد «با وجود ساچمه در سر و بدن با درد دست و پنجه نرم میکرد. آما هرگز امید به آزادی وطن را از دست نداد. محمد آزاد بارها در تماسهایی که داشتیم از خطرناک بودن موقعیت ساچمهها در بدن خود گفته بود. و تنها خبر تاییدنشده سکته قلبی است».
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬12❤2🔥1
متین تنها آسیبدیدگان ناحیه چشم در آبان ۹۸ است یکی از دهها تن از آسیب دیدگان چشمی با این تفاوت که شاید یکی از اولینها باشد.
او در #آبان_خونین_۹۸ چشم خود را از دست داد؛ در یکی از میدانهای اصلی شهر «بوکان»، در استان «آذربایجان غربی.»
۲۲آبان۱۳۹۸ «متین حسنی»، شمعهای ۱۹ سالگی خود را کنار دو زنی که تمام این سالها پشتیبان و همراهش بودند، فوت کرد؛ مادری که هفت سال میشود به تنهایی تکفرزند خود را بزرگ میکند و نامزدی که همین مدت را همراه متین بوده است.
چهار روز بعد از آن تولد، متین که برای اعتراضات به میدان اصلی شهر «بوکان» رفته بود، هدف شلیک سرکوبگران قرار گرفت.
ناگهان همهجا مقابل چشمهای متین سیاه شد. در میدان اصلی شهر، هم ساختمان شهرداری بوکان قرار دارد و هم ساختمان فرمانداری و همانجا، تجمع معترضان به رویارویی با سرکوبگران انجامید. نیروهای سرکوب چشم در چشم معترضان قرار داشتند و تک تیراندازان بر پشتبامها جای گرفته بودند. متین هم یکی از معترضان در آن میانه آتش و دود بود.
متین روی زمین افتاد. چند ساچمه که خیلی هم عمیق نشده بود، به پاها و شکمش برخورد کرده بود، بعدتر توانستند آنها را از زیر پوست او خارج کنند. اما یکی از ساچمهها، مستقیم به چشم متین وارد شد، کره چشمش را شکافت و پشت شبکیه نشست و برای همیشه بینایی یک چشم را از او گرفت. یکی از تکتیراندازان از بالای بوم ساختمان، متین را هدف شلیک قرار داده بود.
معترضان، متین را به خیابانهای اطراف بردند. چشمش خونریزی داشت. شدت دردش چنان بود که انگار کره چشمش از کاسه درآمده است. او را به بیمارستان منتقل کردند، اما کمی بعد با حضور نیروهای امنیتی و اخذ شماره ملی و هویت زخمیها، متین به همان حال، بیمارستان را ترک کرد.
حالا پس از چهار سال و نیم تنهایی و سکوت، تصاویر متین در اینستاگرامش حکایت از همبستگی و مقاومتی دیگر دارد، وقتی به تنهایی یا کنار دیگر آسیبدیدگان از ناحیه چشم، بهسراغ خانوادههای کشتهشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ میرود. مثل تصویری از او کنار پدر «محمد مهدی کرمی» که از معترضان بود و به دار آویخته شد.
متین در انقلاب مهسا دو بار بازداشت شده و تهدیدات همچنان همانند #آبان_ادامه_دارد …
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او در #آبان_خونین_۹۸ چشم خود را از دست داد؛ در یکی از میدانهای اصلی شهر «بوکان»، در استان «آذربایجان غربی.»
۲۲آبان۱۳۹۸ «متین حسنی»، شمعهای ۱۹ سالگی خود را کنار دو زنی که تمام این سالها پشتیبان و همراهش بودند، فوت کرد؛ مادری که هفت سال میشود به تنهایی تکفرزند خود را بزرگ میکند و نامزدی که همین مدت را همراه متین بوده است.
چهار روز بعد از آن تولد، متین که برای اعتراضات به میدان اصلی شهر «بوکان» رفته بود، هدف شلیک سرکوبگران قرار گرفت.
ناگهان همهجا مقابل چشمهای متین سیاه شد. در میدان اصلی شهر، هم ساختمان شهرداری بوکان قرار دارد و هم ساختمان فرمانداری و همانجا، تجمع معترضان به رویارویی با سرکوبگران انجامید. نیروهای سرکوب چشم در چشم معترضان قرار داشتند و تک تیراندازان بر پشتبامها جای گرفته بودند. متین هم یکی از معترضان در آن میانه آتش و دود بود.
متین روی زمین افتاد. چند ساچمه که خیلی هم عمیق نشده بود، به پاها و شکمش برخورد کرده بود، بعدتر توانستند آنها را از زیر پوست او خارج کنند. اما یکی از ساچمهها، مستقیم به چشم متین وارد شد، کره چشمش را شکافت و پشت شبکیه نشست و برای همیشه بینایی یک چشم را از او گرفت. یکی از تکتیراندازان از بالای بوم ساختمان، متین را هدف شلیک قرار داده بود.
معترضان، متین را به خیابانهای اطراف بردند. چشمش خونریزی داشت. شدت دردش چنان بود که انگار کره چشمش از کاسه درآمده است. او را به بیمارستان منتقل کردند، اما کمی بعد با حضور نیروهای امنیتی و اخذ شماره ملی و هویت زخمیها، متین به همان حال، بیمارستان را ترک کرد.
حالا پس از چهار سال و نیم تنهایی و سکوت، تصاویر متین در اینستاگرامش حکایت از همبستگی و مقاومتی دیگر دارد، وقتی به تنهایی یا کنار دیگر آسیبدیدگان از ناحیه چشم، بهسراغ خانوادههای کشتهشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ میرود. مثل تصویری از او کنار پدر «محمد مهدی کرمی» که از معترضان بود و به دار آویخته شد.
متین در انقلاب مهسا دو بار بازداشت شده و تهدیدات همچنان همانند #آبان_ادامه_دارد …
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤9🔥1
پارسا قبادی در شامگاه دوشنبه ۳۰ آبان ۱۴۰۱، در جریان شادی از باخت تیم ایران مقابل انگلیس در کرمانشاه مورد حمله قرار گرفت، پارسا پشت سطل زبالهای پناه میگیرد اما در همان دقایق یک نیروی بسیجی که در پشت پارسا بوده، سلاح را مقابل صورت او میگیرد و شلیک میکند.پارسا پا به فرار میگذارد اما پرتاب ساچمهها به طرفش ادامه دارد، بدن او سرشار از ساچمه میشود.
هر دو چشم #پارسا_قبادی آسیب دیدهاند، یک چشم تخلیه شد و چشم دیگر هم با آسیب شدید روبرو است.
هدف قراردادن چشم معترضان به صورت عامدانه، خود نقض ماده ۳ قانون بکارگیری سلاح توسط ماموران نیروی مسلح است، براساس این قانون ماموران تنها زمانی اجازه شلیک دارند که اعتراضات به خشونت کشیده شود و باید از تیراندازی به سر و صورت خودداری کنند و کمر به پایین را هدف قرار دهند.
#شلیک_به_چشم_معترضان #چشم_برای_آزادی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
هر دو چشم #پارسا_قبادی آسیب دیدهاند، یک چشم تخلیه شد و چشم دیگر هم با آسیب شدید روبرو است.
هدف قراردادن چشم معترضان به صورت عامدانه، خود نقض ماده ۳ قانون بکارگیری سلاح توسط ماموران نیروی مسلح است، براساس این قانون ماموران تنها زمانی اجازه شلیک دارند که اعتراضات به خشونت کشیده شود و باید از تیراندازی به سر و صورت خودداری کنند و کمر به پایین را هدف قرار دهند.
#شلیک_به_چشم_معترضان #چشم_برای_آزادی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤10👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در برنامه ZDF آلمان ، یکی از مبارزان جوان ایرانی، #عرفان_رامزی_پور که در شامگاه ۲۵ آبان در بندرعباس مورد اصابت ۲۵ گلوله ساچمهای توسط وحوش خامنه ای قرار گرفته بود، صحبت کرد. از ۲۵ ساچمه، ۷ ساچمه هنوز در بدن عرفان است و خارج کردنشان با ریسک فلجی و نابینایی همراه است.
مجری : «برای من خیلی قابل توجهه که شما علیرغم همه این وقایع که توضیح دادین، میگین که تصمیم دارین در اولین فرصت دوباره به ایران برگردین، چون به این انقلاب ایمان دارین. آیا واقعا اعتقاد دارین که این رژیم متزلزل شده یا سرانجام سرنگون میشه؟»
عرفان: «من ۱۰۰٪ مطمئنم که انقلابمون، انقلاب مهسا امینی پیروز میشه، چون این انقلاب توسط خانمها شروع شد ولی مردان و همه اقشار جامعه در اون حضور دارن و این مردم هم ۱۰۰٪ مطمئنن که این انقلاب به جشن آزادی منجر میشه.
اماپیروزی این انقلاب طبیعتا به این هم بستگی داره که کشورهای خارجی، سپاه پاسداران رو در لیست ترور قرار بدن و همچنین از یک طرف سفرای خودشون رو از ایران بیارن بیرون و از طرف دیگه سفرای رژیم رو از کشورهاشون بیرون کنن. این اقدامات، حمایت از انقلاب ماست.»
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
مجری : «برای من خیلی قابل توجهه که شما علیرغم همه این وقایع که توضیح دادین، میگین که تصمیم دارین در اولین فرصت دوباره به ایران برگردین، چون به این انقلاب ایمان دارین. آیا واقعا اعتقاد دارین که این رژیم متزلزل شده یا سرانجام سرنگون میشه؟»
عرفان: «من ۱۰۰٪ مطمئنم که انقلابمون، انقلاب مهسا امینی پیروز میشه، چون این انقلاب توسط خانمها شروع شد ولی مردان و همه اقشار جامعه در اون حضور دارن و این مردم هم ۱۰۰٪ مطمئنن که این انقلاب به جشن آزادی منجر میشه.
اماپیروزی این انقلاب طبیعتا به این هم بستگی داره که کشورهای خارجی، سپاه پاسداران رو در لیست ترور قرار بدن و همچنین از یک طرف سفرای خودشون رو از ایران بیارن بیرون و از طرف دیگه سفرای رژیم رو از کشورهاشون بیرون کنن. این اقدامات، حمایت از انقلاب ماست.»
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍14
ایران بریفینگ
متین منانی در سن ۲۵ سالگی در شهر ساری، شب ۲۹ شهریور ۱۴۰۱ در سرکوب نیروهای امنیتی، مورد هدف قرار میگیرد.
شدت جراحات و تعداد ساچمههایی که وارد بدن متین می شود چنان زیاد بوده که چشم، گردن، سروصورت، قفسه سینه و اندام تحتانی او به شدت آسیب میبیند، اما بیشترین آسیب به دو چشم #متین_منانی وارد میشود..
که در نهایت موجب از دست رفتن بینایی هر دو چشم او می شود.
به گفته کاوه وکیل او «در شب حادثه چند شهروند متین را با صورتی خونآلود به بیمارستان امیر مازندرانی ساری برده، اما نگهبانی بیمارستان مانع از ورود و پذیرش وی میشود.»
متین عملهای جراحی زیادی انجام داده اما نه بینایی او برگشت و نه همه ساچمهها از بدنش خارج شده است.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
شدت جراحات و تعداد ساچمههایی که وارد بدن متین می شود چنان زیاد بوده که چشم، گردن، سروصورت، قفسه سینه و اندام تحتانی او به شدت آسیب میبیند، اما بیشترین آسیب به دو چشم #متین_منانی وارد میشود..
که در نهایت موجب از دست رفتن بینایی هر دو چشم او می شود.
به گفته کاوه وکیل او «در شب حادثه چند شهروند متین را با صورتی خونآلود به بیمارستان امیر مازندرانی ساری برده، اما نگهبانی بیمارستان مانع از ورود و پذیرش وی میشود.»
متین عملهای جراحی زیادی انجام داده اما نه بینایی او برگشت و نه همه ساچمهها از بدنش خارج شده است.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤10👍1🔥1
علی طاحونه یکی از آسیب دیدگان از ناحیه چشم است؛ مرد جوانی که نیروهای سرکوب در شهر «کرج» او را هدف شلیکهای پیاپی قرار دادند و وقتی خیال کردند که علی کشته شده است، آن بنبست خونین را ترک کردند. علی اما زنده ماند و بعد از نزدیک به شش ماه، نور بر تاریکی دو چشمش تابید.
۳۴ سال زندگی او که اصالتا اهوازی است و ساکن کرج، در کار و نانآوری برای مادر و خواهرش خلاصه شده بود. یعنی تا پیش از شلیک به چشمهایش، و از دست دادن کار و خانهنشینی.
پدرش سالها پیش در پی بیماری درگذشت، و علی از همان دوران بیماری پدرش، میانه سال تحصیلی اول راهنمایی، تحصیل را رها کرد و در کودکی قدم به بازار کار گذاشت.
اهواز، تابستانها گرمایی بالای ۶۰ درجه دارد و زمستانهایی سخت. برای کودکیهای علی، روزها مکانیکی بود و عصرها خالی کردن بار. بدن کودکانهاش باید دبههای روغن ۱۸ کیلویی یا گونیهای پسته ۷۰ کیلویی را جابهجا میکرد و روح کودکانهاش، زمختی نابرابری را طاقت میآورد.
بزرگتر که شد سربازی رفت و کار یاد گرفت. وارد تعمیرات جلوبندی خودرو با تخصص فرمان هیدرولیک شد و مکانی را برای کاسبیاش اجاره کرد. مشتریهایش میگویند در میانه تورم و گرانی، دلرحم بود و نزدیکانش میگویند به اندازه اجاره تعمیراتی، مالیات، حق عضویت در اتحادیه، حق شهرداری و پول برق و خورد و خوراک خانوادهاش را که در میآورد، به مشتریهایش تخفیف میداد یا رایگان برایشان کار میکرد.
تعمیراتیاش تازه داشت جان میگرفت و شروع به پرداخت بدهیهایش کرده بود که اعتراضات سراسری در پی کشته شدن #مهسا_امینی آغاز شد.
#علی_طاحونه همان هفته نخست، ۳۱ شهریور در اعتراضات شهر کرج هدف شلیک سرکوبگران قرار گرفت. هم از ناحیه دو چشم آسیب دید و هم بدنش پر از جای ساچمه و گلوله شد.
او را به بیمارستانی در تهران منتقل کردند. طی ۱۰ روز سه عمل جراحی روی چشمهای علی انجام شد. اتاقهای بیمارستان پر از زخمیهایی از ناحیه چشم بود. یکی از دوستان علی میگوید: «در آن مدت چند کودک چند ماهه و چند ساله دیدیم که در اعتراضات چشمهایشان ساچمه خورده بود. بیتابی میکردند. چشمهایشان تخلیه شد.»
پزشکان به علی گفته بودند که چشمهای او هم تخلیه میشود. اما او نپذیرفت و تحت جراحی قرار گرفت. لنز چشم راست علی را درآوردند. شبکیه همان چشمش آسیب دید و پزشکان روغن تزریق کردند و لیزر زدند تا شبکیه جدا نشود. ساچمه، سفیدی چشم چپ علی را پاره کرد و بخیه خورد.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
۳۴ سال زندگی او که اصالتا اهوازی است و ساکن کرج، در کار و نانآوری برای مادر و خواهرش خلاصه شده بود. یعنی تا پیش از شلیک به چشمهایش، و از دست دادن کار و خانهنشینی.
پدرش سالها پیش در پی بیماری درگذشت، و علی از همان دوران بیماری پدرش، میانه سال تحصیلی اول راهنمایی، تحصیل را رها کرد و در کودکی قدم به بازار کار گذاشت.
اهواز، تابستانها گرمایی بالای ۶۰ درجه دارد و زمستانهایی سخت. برای کودکیهای علی، روزها مکانیکی بود و عصرها خالی کردن بار. بدن کودکانهاش باید دبههای روغن ۱۸ کیلویی یا گونیهای پسته ۷۰ کیلویی را جابهجا میکرد و روح کودکانهاش، زمختی نابرابری را طاقت میآورد.
بزرگتر که شد سربازی رفت و کار یاد گرفت. وارد تعمیرات جلوبندی خودرو با تخصص فرمان هیدرولیک شد و مکانی را برای کاسبیاش اجاره کرد. مشتریهایش میگویند در میانه تورم و گرانی، دلرحم بود و نزدیکانش میگویند به اندازه اجاره تعمیراتی، مالیات، حق عضویت در اتحادیه، حق شهرداری و پول برق و خورد و خوراک خانوادهاش را که در میآورد، به مشتریهایش تخفیف میداد یا رایگان برایشان کار میکرد.
تعمیراتیاش تازه داشت جان میگرفت و شروع به پرداخت بدهیهایش کرده بود که اعتراضات سراسری در پی کشته شدن #مهسا_امینی آغاز شد.
#علی_طاحونه همان هفته نخست، ۳۱ شهریور در اعتراضات شهر کرج هدف شلیک سرکوبگران قرار گرفت. هم از ناحیه دو چشم آسیب دید و هم بدنش پر از جای ساچمه و گلوله شد.
او را به بیمارستانی در تهران منتقل کردند. طی ۱۰ روز سه عمل جراحی روی چشمهای علی انجام شد. اتاقهای بیمارستان پر از زخمیهایی از ناحیه چشم بود. یکی از دوستان علی میگوید: «در آن مدت چند کودک چند ماهه و چند ساله دیدیم که در اعتراضات چشمهایشان ساچمه خورده بود. بیتابی میکردند. چشمهایشان تخلیه شد.»
پزشکان به علی گفته بودند که چشمهای او هم تخلیه میشود. اما او نپذیرفت و تحت جراحی قرار گرفت. لنز چشم راست علی را درآوردند. شبکیه همان چشمش آسیب دید و پزشکان روغن تزریق کردند و لیزر زدند تا شبکیه جدا نشود. ساچمه، سفیدی چشم چپ علی را پاره کرد و بخیه خورد.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊4❤2🔥2
حالا که صحبت از عروسی دختر شمخانی است بد نیست از عروسی یکی از مردمی که شمخانی با «بلغ ما بلغ» گفتن به کشتن و کور کردنشان افتخار میکند هم بشنویم.
روایتی تلخ و تأملبرانگیز از نیلوفر آقایی، قربانی شلیک عامدانه به چشم، از پروتز چشمش در روز عروسی
پنج و نیم صبح بیدار شدم که برم آرایشگاه.
رفتم دست و صورتم رو بشورم و شروع کردم با چشمم حرف زدن:
«امروزو با من راه بیا، اذیتم نکن، برات جبران میکنم :)»
ولی همون اول صبح، وقتی کرم مرطوبکننده رو زدم و پنج دقیقه بعد خشک شد، فهمیدم روز سختی در پیش دارم…
ساعت ۹ صبح – آرایشگاه
هانیهجون، من یه لحظه برم دستشویی؟
رفتم تو و با دستهام چشمهامو باد میزدم که اشکم درنیاد. دوباره کرم زدم و زیر لب گفتم:
«خیلی نامردی، روز عروسیم داری ده برابر همیشه اذیتم میکنی!»
وسط روز – در حال عکاسی
فیلمبردار که از ماجرای چشمم خبر نداشت، کلافه شده بود.
میگفت: «نیلوفرجان، تو رو خدا یه کم پلک زدنت کمتر شه، من سریع ویدیو رو میگیرما!»
منم میگفتم: «باشه باشه، فقط یه لحظه صبر کنین، من کرم چشممو بزنم…»
بعد از ظهر – بعد از عکاسی
تقریباً هر هفت، هشت دقیقه یه بار میگفتم:
«علی عزیزم، کرم چشممو از جیبت میدی؟»
یه سرماخوردگی ناگهانی هم باعث شده بود خشکی چشمم بدتر بشه.
شب – وسط مراسم
مهمونا: «نیلوفرجون، عکس بگیریم؟»
من: «آره عزیزم، فقط یه لحظه کرم چشمم رو بزنم 🫠»
خلاصه از پروتزم دلخور بودم که همهی اذیتایی رو که روزای معمولی نمیکرد، گذاشته بود برای روز عروسیم!
با این حال، از خودم ممنونم که روحیهمو حفظ کردم، نذاشتم روزم خراب شه، از وسط مجلس تکون نخوردم و تا آخر با لبخند رقصیدم.
علی هم حواسش به من بود.
اشک تو چشمهام جمع شده بود، ولی نگهش داشتم — حتی وقتی مامان و بابا اشک ریختن، من نریختم، چون یه قطره اشک میتونست بهونهای بشه برای سوزش و درد بیشتر چشمم… و اونجا وقتش نبود
نیلوفر آقایی، یکی از دهها معترضی است که با گلوله ماموران جمهوری اسلامی بینایی چشمش را از دست داده، وی چندی پیش به محل شلیک به چشمش رفت و با انتشار عکسی خطاب به کسی که به او شلیک کرده، نوشت: «تو که دیدی من غرق خون توی این خاک افتادم، چرا یدونه دیگه به شکمم زدی؟»
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
روایتی تلخ و تأملبرانگیز از نیلوفر آقایی، قربانی شلیک عامدانه به چشم، از پروتز چشمش در روز عروسی
پنج و نیم صبح بیدار شدم که برم آرایشگاه.
رفتم دست و صورتم رو بشورم و شروع کردم با چشمم حرف زدن:
«امروزو با من راه بیا، اذیتم نکن، برات جبران میکنم :)»
ولی همون اول صبح، وقتی کرم مرطوبکننده رو زدم و پنج دقیقه بعد خشک شد، فهمیدم روز سختی در پیش دارم…
ساعت ۹ صبح – آرایشگاه
هانیهجون، من یه لحظه برم دستشویی؟
رفتم تو و با دستهام چشمهامو باد میزدم که اشکم درنیاد. دوباره کرم زدم و زیر لب گفتم:
«خیلی نامردی، روز عروسیم داری ده برابر همیشه اذیتم میکنی!»
وسط روز – در حال عکاسی
فیلمبردار که از ماجرای چشمم خبر نداشت، کلافه شده بود.
میگفت: «نیلوفرجان، تو رو خدا یه کم پلک زدنت کمتر شه، من سریع ویدیو رو میگیرما!»
منم میگفتم: «باشه باشه، فقط یه لحظه صبر کنین، من کرم چشممو بزنم…»
بعد از ظهر – بعد از عکاسی
تقریباً هر هفت، هشت دقیقه یه بار میگفتم:
«علی عزیزم، کرم چشممو از جیبت میدی؟»
یه سرماخوردگی ناگهانی هم باعث شده بود خشکی چشمم بدتر بشه.
شب – وسط مراسم
مهمونا: «نیلوفرجون، عکس بگیریم؟»
من: «آره عزیزم، فقط یه لحظه کرم چشمم رو بزنم 🫠»
خلاصه از پروتزم دلخور بودم که همهی اذیتایی رو که روزای معمولی نمیکرد، گذاشته بود برای روز عروسیم!
با این حال، از خودم ممنونم که روحیهمو حفظ کردم، نذاشتم روزم خراب شه، از وسط مجلس تکون نخوردم و تا آخر با لبخند رقصیدم.
علی هم حواسش به من بود.
اشک تو چشمهام جمع شده بود، ولی نگهش داشتم — حتی وقتی مامان و بابا اشک ریختن، من نریختم، چون یه قطره اشک میتونست بهونهای بشه برای سوزش و درد بیشتر چشمم… و اونجا وقتش نبود
نیلوفر آقایی، یکی از دهها معترضی است که با گلوله ماموران جمهوری اسلامی بینایی چشمش را از دست داده، وی چندی پیش به محل شلیک به چشمش رفت و با انتشار عکسی خطاب به کسی که به او شلیک کرده، نوشت: «تو که دیدی من غرق خون توی این خاک افتادم، چرا یدونه دیگه به شکمم زدی؟»
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤23🤬3👍1🔥1
#نیلوفر_آقایی همچنین در هفتههای گذشته در واکنش به دروغ قلمداد کردن نابیناییاش، در تبلیغات شهرداری تهران با پخش ویدیویی در صفحه اینستاگرام خود با زدن تقهای به پروتز چشم مصنوعیاش گفت: «یک ماه است که چشم درآوردهام. اما نمیدانم چرا چشم جدیدم صدا میدهد.»
نیلوفر آقایی روز چهارم فروردین و در ششمین ماه از هدف قرار گرفتن چشم چپش در جریان تجمع کادر درمان مقابل ساختمان نظام پزشکی تهران، از احساس خود برای «سفارش و خرید چشم» نوشته و گفته بود در این شش ماه سمت راست را «بهتر و قشنگتر» میبیند و آرزو کرد «همه دلتنگیها، غصهها، خبرهای بد، از دست رفتنها، فقر و گرانیها» به سمت چپ بروند که او به آن دید ندارد.
این کارشناس ارشد مامایی ۳۲ساله، یکی از دهها معترضی بود که نیروهای سرکوبگر در جریان خیزش انقلابی به چشمشان شلیک کردند.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤19🔥1🤯1
او ۴۷ ساله است، دارای دو فرزند و کارگاه کوچکی برای تولید کلاه یک بار مصرف دارد.
آنها روز ۱۲ آبان، حدود ساعت ۱۱ و نیم به بهشت سکینه میرسند، ترافیک بسیار سنگینی در خیابانهای منتهی به این آرامستان حاکم بود، به مردم اجازه ورود نمیدادند، خانواده عزتی در ضلع شمالی اتوبان توقف میکنند، رضا از خودرو پیاده میشود تا اوضاع را بسنجد که درگیری میان مردم و ماموران بالا میگیرد. رضا که حجم شلیکها را زیاد میبیند، در حالی که سعی میکرده از فرزندانش در خودرو محافظت کند، دستانش را بالا آورده تا به ماموران بگوید شلیک نکنند، اما تعداد ساچمههایی که به طرفش روان میشود، بیشتر میشود.
او از ناحیه قلب، زیر بغل، قفسه سینه آسیب جدی میبیند، برای خارج کردن ساچمهها جراحی انجام میدهد و یک چشم خود را از دست داده است.
#رضا_عزتی عزم جدی برای شکایت از عاملان اینجنایت دارد، هرچند که در رسیدگی به پرونده آسیبدیدگان، نه تنها نظم منطقی بلکه عزمی جدی برای جهت شناخت و رفع آسیب ها وجود ندارد، به عبارتی رویه یکسانی در کشور وجود ندارد.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤12🔥2🤬1
برخی از شهروندان در آن سرکوب و دود و خون، چشمهای خود را از دست دادند. «مجید خادمیطاهر» یکی از آنها است. او یکی از آسیبدیدگان از ناحیه چشم طی اعتراضات سراسری است که شکایت خود را در دستگاه قضایی جمهوری اسلامی به ثبت رسانده است.
#مجید_خادمی دانشجوی دکترای «دانشگاه صنعتی اصفهان» و پژوهشگر حوزه بیوتکنولوژی که در یکی از شرکتهای دانشبنیان روی داروهای ضدسرطان کار میکند، یکی از کسانی است که در مراسم #چهلم_حدیث_نجفی یک چشم خود را از دست داد.
مجید به همراه مادر و خواهرش برای همدردی با خانواده حدیث نجفی راهی «بهشت سکینه» شده بود اما بسته بودن آرامستان، فضای ملتهب، حضور نیروهای پلیس و همچنین مواجهه با خودروی نیروی انتظامی که مورد هجوم برخی از معترضان قرار گرفته بود، آنها را از ادامه مسیر منصرف کرد. مجید خواهر و مادرش را به سمت خاکی کنار اتوبان برد تا بتواند آنها را از منطقه درگیری دور کند.
همراه آنها، گروهی دیگر از مردم هم بودند که آن التهاب پرخشم را ترک میکردند. آنها پشت به معترضان و رو به سمت بازگشت داشتند که نیروهای سرکوب موتورسوار از روبهرو سلاح به روی مردم گشودند.
هدفگیری نیروهای سرکوب نه فقط مردم در اتوبان و صف اعتراضات بلکه مستقیم به خاکی و سمت کسانی بود که در حال ترک محل بودند.
تیرهای ساچمهای نتوانستند لباسهای تن مجید را رد کنند و به گوشت برسند اما یکی از آنها چشمش را شکافت، از کره چشم رد شد و پشت شبکیه نشست. او همچنان آن ساچمه را با خود به همراه دارد.
بینایی یک چشم مجید برای همیشه از بین رفت. او توانست خود را به بیمارستانی در کرج برساند اما مجید را به تهران منتقل کردند و همان شب مورد جراحی قرار گرفت. دیگر از پزشکان کمکی برای او ساخته نیست و مجید چشم چپ خود را برای همیشه از دست داد.
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤9🔥2👍1🕊1
#غزل_رنجکش هنوز حالا که بیش از یکسال از آن قتل، تولد و آغاز اعتراضات سراسری میگذرد، همچنان لبخند میزند.
همانطور که در آخرین پست اینستاگرام تا لحظه انتشار این گزارش و توییتر خود نوشت: «وقتی تو فاصله دو متری به من شلیک کردی و لبخند زدی؛ فکر میکردی زنده بمونم و جواب لبخندت رو بدم؟!»
#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤬11❤8🔥1
غزل رنجکش از آسیبدیدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱، که چشم چپ خود را در اعتراضات از دست داده با انتشار تصاویری در صفحه اینستاگرامش نوشت:«و ناگهان نصف جهانم تاریک شد؛ و تمام خیالم از ندیدنت وقتی از سمت راستم حرکت میکنی، پر شد...»
#غزل_رنجکش #شلیک_به_چشم_معترضان #چشم_برای_آزادی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#غزل_رنجکش #شلیک_به_چشم_معترضان #چشم_برای_آزادی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤12🤬4🔥1