ایران بریفینگ
7.65K subscribers
23.8K photos
29.5K videos
40.7K links
هدف ما؛ پایش و اطلاع رسانی تمامی فعالیت‌های نهادهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی است.
سایت:
www.irbr.news


توییتر:
twitter.com/irbriefing

ارتباط با مخاطبین در تلگرام :

@iranbriefing
Download Telegram
امروز سالگرد کشته شدن علی سیدی است.
علی نیز در ۵ آبان ۱۴۰۱ با شلیک گلوله ماموران از نزدیک به کمر و پشتش در شهر پرند کشته شد.
یک منبع نزدیک به خانواده سیدی به دادبان درباره نحوه کشته‌شدن علی گفت: «علی رو چهارم آبان در پرند تهران با تیرجنگی زدن کشتنش. پیکر بچه‌ رو نمی‌خواستن بهمون بدن که خودمون دفن کنیم. تعهد گرفتن که صدامون درنیاد تا پیکرش رو تحویل بدن خودمون دفن کنیم وگرنه گمنام دفنش می‌کنن.
ششم آبان رفتیم، ما رو تا ساعت دو ظهر جلوی غسالخونه بهشت زهرای تهران نگه داشتن ولی پیکر بی‌جون بچه‌مون رو ندادن. چون بهشت زهرا خیلی شلوغ بود. آخرشم گفتن برید فردا _ یعنی هفتم آبان ساعت هفت صبح _ بیایید. ما هم رفتیم، بلاخره با زور و پافشاری تحویلش گرفتیم.
خدا شاهده وقتی ما بهشت زهرا بودیم، حتی کارکنای خود بهشت زهرا نیومده بودن ولی بازم پر نیروهای امنیتی و لباس شخصی بود. بچه‌مون رو دفن کردیم. حتی نذاشتن عزاداری کنیم. نذاشتن مداح سر مزارش بخونه. حتی نذاشتن ما یه مراسم بگیریم.
سر کوچه حجله و بنر عکس پسرمون رو گذاشته بودیم، اومدن جمع‌کردن بردن.
#علی_سیدی متولد بیست وسوم شهریور هزاروسیصدوهفتادوشش با کلی آرزوهای قشنگ به دست این قاتلا کشته شد.»
شاهدان می‌گویند ماموران با شوکر و باتوم او را زدند، مامور دیگری از نزدیک به او شلیک کرد و شدت ضربه جوری بود که اندام‌های داخلی بدنش به بیرون ریخت. او را کشیدند به گوشه دیوار و رفتند. عابران او را به درمانگاه و بیمارستان بردند، ولی او در اثر شدت جراحت جان باخت.
گوشی موبایلش در دست پلیس فتا بود، پست‌های اینستاگرامش را حذف کردند. اما یک هایلایت او را حواسشان نبود که پاک کنند، همان که خطاب به نیروهای گارد ویژه نوشته: «چرا بچه رو می‌زنی، بیا ما رو بزن.»
امروز خانواده علی دادخواه خون پسرشان هستند، اگر چه هر روز بر فشار، تهدید و بازداشت خانواده‌های دادخواه افزایش می‌یابد، تا با این فشارها این خانواده‌ها را به سکوت وادارند، در حالی که دادخواهی حق مسلم شهروندان است و خانواده‌های دادخواه خواهان این هستند که مشخص شود چه کسی جان عزیزشان را گرفته است.
#دادخواهی #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤18
🔖علی سیدی در ۵ آبان ۱۴۰۱ با شلیک گلوله ماموران از نزدیک به کمر و پشتش در شهر پرند کشته شد.
یک منبع نزدیک به خانواده سیدی به ایران بریفینگ درباره نحوه کشته‌شدن علی گفت: «علی رو چهارم آبان در پرند تهران با تیرجنگی زدن کشتنش. پیکر بچه‌ رو نمی‌خواستن بهمون بدن که خودمون دفن کنیم. تعهد گرفتن که صدامون درنیاد تا پیکرش رو تحویل بدن خودمون دفن کنیم وگرنه گمنام دفنش می‌کنن.
ششم آبان رفتیم، ما رو تا ساعت دو ظهر جلوی غسالخونه بهشت زهرای تهران نگه داشتن ولی پیکر بی‌جون بچه‌مون رو ندادن. چون بهشت زهرا خیلی شلوغ بود. آخرشم گفتن برید فردا _ یعنی هفتم آبان ساعت هفت صبح _ بیایید. ما هم رفتیم، بلاخره با زور و پافشاری تحویلش گرفتیم.
خدا شاهده وقتی ما بهشت زهرا بودیم، حتی کارکنای خود بهشت زهرا نیومده بودن ولی بازم پر نیروهای امنیتی و لباس شخصی بود. بچه‌مون رو دفن کردیم. حتی نذاشتن عزاداری کنیم. نذاشتن مداح سر مزارش بخونه. حتی نذاشتن ما یه مراسم بگیریم.
سر کوچه حجله و بنر عکس پسرمون رو گذاشته بودیم، اومدن جمع‌کردن بردن.
#علی_سیدی متولد بیست وسوم شهریور هزاروسیصدوهفتادوشش با کلی آرزوهای قشنگ به دست این قاتلا کشته شد.»
شاهدان می‌گویند ماموران با شوکر و باتوم او را زدند، مامور دیگری از نزدیک به او شلیک کرد و شدت ضربه جوری بود که اندام‌های داخلی بدنش به بیرون ریخت. او را کشیدند به گوشه دیوار و رفتند. عابران او را به درمانگاه و بیمارستان بردند، ولی او در اثر شدت جراحت جان باخت.
گوشی موبایلش در دست پلیس فتا بود، پست‌های اینستاگرامش را حذف کردند. اما یک هایلایت او را حواسشان نبود که پاک کنند، همان که خطاب به نیروهای گارد ویژه نوشته: «چرا بچه رو می‌زنی، بیا ما رو بزن.»
امروز خانواده علی دادخواه خون پسرشان هستند، اگر چه هر روز بر فشار، تهدید و بازداشت خانواده‌های دادخواه افزایش می‌یابد، تا با این فشارها این خانواده‌ها را به سکوت وادارند، در حالی که دادخواهی حق مسلم شهروندان است و خانواده‌های دادخواه خواهان این هستند که مشخص شود چه کسی جان عزیزشان را گرفته است.
#علیه_فراموشی
‏
🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🕊4🤬1
ژیلا خاکپور، مادر جاویدنام #علی_سیدی پس از خبر به درک واصل شدن ابراهیم رئیسی و هیات همراهش در استوری اینستاگرام خود نوشت: خون با هیچی پاک نمی‌شه.
حالا بلاتکلیفی و خبر نداشتن رو می‌تونید درک کنید وقتی جوان‌های ما که چشم انتظار بودیم برگردن خونه ولی هیچ وقت برنگشتن می‌تونید بفهمید که تا صبح از جونت خبر نداشته باشی ندونی چه بلای سرش اومده و كجاست چه حسی و حالی داره مادری که هر روز جیگرش آتیش می‌گیره با فکر اینکه به پسرش جلادها شلیک کردن پهلوش شکافتن غرق خون بوده چه حالی داشته اون لحظه کی صدا کرده تنها درد کشیده و جون داده میتونی درک کنید الان سه روز جنازه پسرم ندادید گفتید صدات در بیاد گمنام دفن می‌کنیم الان بفهمید بی خبری چه دردی داره زمین گرده بد جوری هم گرده.
#ما_فراموش_نمیکنیم

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍8❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
دلتنگی های خواهرانه
دلتنگی های مادرانه
#علی_سیدی
شهید راه آزادی در پرند تهران

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤15🕊3👍1
تولد انسانی که جانش را برای نجات یک هم‌رزم از دست داد!
۲۲شهریور زادروز #علی_سیدی است از جانباختگان #انقلاب_زن_زندگی_آزادی
علی چهارم آبان بعد از کارش به خیابان رفت تا نان بخرد؛ اما برای دفاع از یک زن معترض، با ماموران درگیر شد و بر اثر این درگیری به قتل رسید.
#ما_فراموش_نمیکنیم
‏
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤16🔥2
ایران بریفینگ
🔖علی سیدی در ۵ آبان ۱۴۰۱ با شلیک گلوله ماموران از نزدیک به کمر و پشتش در شهر پرند کشته شد. یک منبع نزدیک به خانواده سیدی به ایران بریفینگ درباره نحوه کشته‌شدن علی گفت: «علی رو چهارم آبان در پرند تهران با تیرجنگی زدن کشتنش. پیکر بچه‌ رو نمی‌خواستن بهمون بدن…
«میره جلو که دخترهای شجاع و خواهران وطنی خودش را از دست مزدورهای لباس شخصی نجات بده.»
شرح کشته شدن علی سیدی از زبان مادرش به این شکل است. به گفته ژیلا خاکپور، او همچون یک «قهرمان» کشته شد.
علی همزمان با مراسم چهلم مهسا امینی در شهر پرند کشته شد؛ جوانی ۲۵ ساله که به گفته مادرش، حاضر نشده بود بعد از دیدن صحنه کتک خوردن زنان و‌ بازداشتشان در خودروی یگان ویژه بی‌اعتنا بماند.
او در کنار پدرش مشاور املاک بود و آرزو داشت یک شرکت خدماتی راه بیاندازد. عاشق موسیقی رپ بود و با برادرش سعید و خواهرش باران، رابطه نزدیکی داشت.
ژیلا خاکپور درباره روز کشته شدن علی می‌گوید: « میره جلو که دخترهای شجاع و خواهرهای وطنی خودش رو نجات بده که مزدورهای لباس شخصی علی رو اول با شوکر زدند و بعد از فاصله خیلی نزدیک به پهلوی علی شلیک کردند که باعث متلاشی شدن پهلوی پسرم شد. تمام شریانهای حیاتی پاره شده بود. مزدورها جسم علی رو کشیدند کنار خیابون و بعد از چند ساعت که دیدند حال علی وخیم است گذاشتند و رفتند.»
علی با جراحات زیاد برای مدتی در کنار خیابان رها می‌شود و در نهایت بعد از مدتی یکی از رهگذران او را به درمانگاه می‌رساند.
درمانگاه برای کمک به علی امکانات کافی در اختیار نداشته و پرسنل درمانگاه می‌گویند که او باید به یک بیمارستان بزرگتر منتقل شود. خانواده علی می‌گویند که در این لحظه، ماموران او را که هنوز زنده بود «از درمانگاه دزدیدند».
از این زمان دیگر خانواده #علی_سیدی از وضعیت او خبر نداشتند:«ما تا ساعت ۴ صبح تمام خیابانهای پرند رو گشتیم. ولی علی رو پیدا نکردیم. ۵ آبان ساعت ۸ صبح به گوشی باباش زنگ زدند که بیاید آگاهی،فکر کردیم می‌خواهند آزادش کنند،باباش با سند رفت آگاهی که فرستاده بودنش دادسرا برای تشخیص هویت عکس جنازه علی،گفته بودند برو سردخونه کهریزک که باباش باور نکرده بود علی شهید شده. با کمری خمیده و دلی شکسته رفته بود کهریزک. وقتی جسم بی‌جون علی رو دیده بود فهمیده بود چه بلایی سرمون اومده. فهمید که ستون خونه‌ش شکسته.»
با این حال همانند بسیاری دیگر خانواده‌های کشته‌شدگان، مصیبت جان‌باختن فرزند، آخرین بلایی نبود که بر سر این خانواده آمد.
تا دو روز ماموران امنیتی حاضر نبودند که پیکر او را برای خاکسپاری به خانواده‌اش تحویل بدهند:«از این ترس داشتیم که نکنه یه وقت پیکر پسر جگرگوشه‌م رو به ما ندن و بدون اطلاع ما برن دفنش کنن. تا صبح جون دادیم و ترسیدیم. گفتیم یه وقت بی‌اطلاع از ما دفن نکنن. شنبه صبح با چه بدبختی رفتیم و پیکرش رو تحویل گرفتیم و دفنش کردند.»
#علیه_فراموشی
‏
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤11👍3🤬3🔥2
🔖علی سیدی در ۵ آبان ۱۴۰۱ با شلیک گلوله ماموران از نزدیک به کمر و پشتش در شهر پرند کشته شد.
یک منبع نزدیک به خانواده سیدی به ایران بریفینگ درباره نحوه کشته‌شدن علی گفت: «علی رو چهارم آبان در پرند تهران با تیرجنگی زدن کشتنش. پیکر بچه‌ رو نمی‌خواستن بهمون بدن که خودمون دفن کنیم. تعهد گرفتن که صدامون درنیاد تا پیکرش رو تحویل بدن خودمون دفن کنیم وگرنه گمنام دفنش می‌کنن.
ششم آبان رفتیم، ما رو تا ساعت دو ظهر جلوی غسالخونه بهشت زهرای تهران نگه داشتن ولی پیکر بی‌جون بچه‌مون رو ندادن. چون بهشت زهرا خیلی شلوغ بود. آخرشم گفتن برید فردا _ یعنی هفتم آبان ساعت هفت صبح _ بیایید. ما هم رفتیم، بلاخره با زور و پافشاری تحویلش گرفتیم.
خدا شاهده وقتی ما بهشت زهرا بودیم، حتی کارکنای خود بهشت زهرا نیومده بودن ولی بازم پر نیروهای امنیتی و لباس شخصی بود. بچه‌مون رو دفن کردیم. حتی نذاشتن عزاداری کنیم. نذاشتن مداح سر مزارش بخونه. حتی نذاشتن ما یه مراسم بگیریم.
سر کوچه حجله و بنر عکس پسرمون رو گذاشته بودیم، اومدن جمع‌کردن بردن.
#علی_سیدی متولد بیست وسوم شهریور هزاروسیصدوهفتادوشش با کلی آرزوهای قشنگ به دست این قاتلا کشته شد.»
شاهدان می‌گویند ماموران با شوکر و باتوم او را زدند، مامور دیگری از نزدیک به او شلیک کرد و شدت ضربه جوری بود که اندام‌های داخلی بدنش به بیرون ریخت. او را کشیدند به گوشه دیوار و رفتند. عابران او را به درمانگاه و بیمارستان بردند، ولی او در اثر شدت جراحت جان باخت.
گوشی موبایلش در دست پلیس فتا بود، پست‌های اینستاگرامش را حذف کردند. اما یک هایلایت او را حواسشان نبود که پاک کنند، همان که خطاب به نیروهای گارد ویژه نوشته: «چرا بچه رو می‌زنی، بیا ما رو بزن.»
امروز خانواده علی دادخواه خون پسرشان هستند، اگر چه هر روز بر فشار، تهدید و بازداشت خانواده‌های دادخواه افزایش می‌یابد، تا با این فشارها این خانواده‌ها را به سکوت وادارند، در حالی که دادخواهی حق مسلم شهروندان است و خانواده‌های دادخواه خواهان این هستند که مشخص شود چه کسی جان عزیزشان را گرفته است.
#علیه_فراموشی
‏
🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤8🕊5
ژیلا خاکپور، مادر ⁧ #علی_سیدی ⁩، از جان‌باختگان ۱۴۰۱ در حساب کاربری خود در اینستاگرام نوشت: «حال که مردم در درگیر زندگی‌‌های خودشانند، توقعی نیست و نبوده، اما کاش هیچ‌وقت یادتان نرود ما زیباترین جوانان مان را در خاک کردیم برای هدف‌هایی مشترک.»

‏خانم خاکپور در ادامه افزوده است: «یادتان نرود که در این خاکریزها خیلی‌ها هنوز داغدارهایی هستند که غم سلاحشان و اشکهایشان شاه‌تیرهایِ این آتش‌بارها است. بی‌تفاوت از این جان‌های ازدست‌رفته نگذرید و بر ترس‌هایتان غلبه کنید وگرنه با داغدار شدن‌تان از اغفال بیرون می‌آیید.»

‏علی سیدی، متولد ۱۳۷۶ ساکن شهر پرند در نزدیکی تهران، چهارم آبان ۱۴۰۱ در بحبوحه اعتراضات سراسری در پرند با شلیک نیروهای حکومتی کشته شد.
#علیه_فراموشی
‏
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤16🕊1
توئیت برادر ⁧ #علی_سیدی ⁩ که در روز ۴ آبان ۱۴۰۱، با شلیک گلوله نیروهای جمهوری‌اسلامی کشته شد: «این آخرین چیزی بود که برادرم تا آخرین لحظه محکم تو دستش نگه داشته بود برای دفاع از خودش و اطرافیان،بابام رو این سنگ نماز میخونه.
‏تو این شب خواستم بگم: آی جیره خورا! الکی مسلمونا! تف به دین و آیین من درآوردیتون!»
‏ #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊10❤8
ژیلا خاکپور مادر علی سیدی خبر داده است ماموران امنیتی در دومین سالگرد #علی_سیدی ، جوان کشته شده در جریان خیزش انقلابی سال ۱۴۰۱، ضمن تهدید خانواده ، آن‌ها را مجبور کردند تا اعلامیه‌های مراسم سالگرد و تصاویر او را از محل زندگی خود و همچنین شبکه‌های اجتماعی حذف کنند.
#سرکوب_دادخواهان

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍7❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لحظاتی از علی سیدی، جان‌باخته خیزش ۱۴۰۱ ؛ علی ۴ آبان ۱۴۰۱ با شلیک گلوله ماموران از نزدیک به کمر و پشتش در شهر پرند کشته شد
«علی رو چهارم آبان در پرند تهران با تیرجنگی زدن کشتنش. پیکر بچه‌ رو نمی‌خواستن بهمون بدن که خودمون دفن کنیم. تعهد گرفتن که صدامون درنیاد تا پیکرش رو تحویل بدن خودمون دفن کنیم وگرنه گمنام دفنش می‌کنن.
ششم آبان رفتیم، ما رو تا ساعت دو ظهر جلوی غسالخونه بهشت زهرای تهران نگه داشتن ولی پیکر بی‌جون بچه‌مون رو ندادن. چون بهشت زهرا خیلی شلوغ بود. آخرشم گفتن برید فردا _ یعنی هفتم آبان ساعت هفت صبح _ بیایید. ما هم رفتیم، بلاخره با زور و پافشاری تحویلش گرفتیم.
خدا شاهده وقتی ما بهشت زهرا بودیم، حتی کارکنای خود بهشت زهرا نیومده بودن ولی بازم پر نیروهای امنیتی و لباس شخصی بود. بچه‌مون رو دفن کردیم. حتی نذاشتن عزاداری کنیم. نذاشتن مداح سر مزارش بخونه. حتی نذاشتن ما یه مراسم بگیریم.
سر کوچه حجله و بنر عکس پسرمون رو گذاشته بودیم، اومدن جمع‌کردن بردن.
علی سیدی متولد بیست وسوم شهریور هزاروسیصدوهفتادوشش با کلی آرزوهای قشنگ به دست این قاتلا کشته شد.»

شاهدان می‌گویند ماموران با شوکر و باتوم او را زدند، مامور دیگری از نزدیک به او شلیک کرد و شدت ضربه جوری بود که اندام‌های داخلی بدنش به بیرون ریخت. او را کشیدند به گوشه دیوار و رفتند. عابران او را به درمانگاه و بیمارستان بردند، ولی او در اثر شدت جراحت جان باخت.
گوشی موبایلش در دست پلیس فتا بود، پست‌های اینستاگرامش را حذف کردند. اما یک هایلایت او را حواسشان نبود که پاک کنند، همان که خطاب به نیروهای گارد ویژه نوشته: «چرا بچه رو می‌زنی، بیا ما رو بزن.»
خانواده #علی_سیدی #دادخواه خون پسرشان هستند، اگر چه هر روز بر فشار، تهدید و بازداشت خانواده‌های دادخواه افزایش می‌یابد، تا با این فشارها این خانواده‌ها را به سکوت وادارند، در حالی که #دادخواهی حق مسلم شهروندان است و خانواده‌های دادخواه خواهان این هستند که مشخص شود چه کسی جان عزیزشان را گرفته است.
#علیه_فراموشی
‏
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤7🤬2👍1🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مادر علی سیدی، جان‌باخته خیزش ۱۴۰۱، دل‌تنگ فرزندش علی است.

لباس‌های فرزند و عزیز از دست‌رفته‌اش را می‌بوید تا علی را در آغوشش حس کند.

او هر شب به امید دیدن علی در خواب پلک بر روی هم می‌گذارد.


علی ۲۵سال داشت و ۴ آبان ۱۴۰۱ با شلیک گلوله ماموران از نزدیک به کمر و پشتش در شهر پرند کشته شد
ماموران پیکر بی‌جان علی را چند روزی به گروگان گرفته بودند و با تلاش بسیار خانواده و تحت فشار امنیتی توانستند او را پس بگیرند و به خاک بسپارند.

#علیه_فراموشی #علی_سیدی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤16🕊3🔥1🤬1
🔖علی سیدی در ۵ آبان ۱۴۰۱ با شلیک گلوله ماموران از نزدیک به کمر و پشتش در شهر پرند کشته شد.
یک منبع نزدیک به خانواده سیدی به ایران بریفینگ درباره نحوه کشته‌شدن علی گفت: «علی رو چهارم آبان در پرند تهران با تیرجنگی زدن کشتنش. پیکر بچه‌ رو نمی‌خواستن بهمون بدن که خودمون دفن کنیم. تعهد گرفتن که صدامون درنیاد تا پیکرش رو تحویل بدن خودمون دفن کنیم وگرنه گمنام دفنش می‌کنن.
ششم آبان رفتیم، ما رو تا ساعت دو ظهر جلوی غسالخونه بهشت زهرای تهران نگه داشتن ولی پیکر بی‌جون بچه‌مون رو ندادن. چون بهشت زهرا خیلی شلوغ بود. آخرشم گفتن برید فردا _ یعنی هفتم آبان ساعت هفت صبح _ بیایید. ما هم رفتیم، بلاخره با زور و پافشاری تحویلش گرفتیم.
خدا شاهده وقتی ما بهشت زهرا بودیم، حتی کارکنای خود بهشت زهرا نیومده بودن ولی بازم پر نیروهای امنیتی و لباس شخصی بود. بچه‌مون رو دفن کردیم. حتی نذاشتن عزاداری کنیم. نذاشتن مداح سر مزارش بخونه. حتی نذاشتن ما یه مراسم بگیریم.
سر کوچه حجله و بنر عکس پسرمون رو گذاشته بودیم، اومدن جمع‌کردن بردن.
#علی_سیدی متولد بیست وسوم شهریور هزاروسیصدوهفتادوشش با کلی آرزوهای قشنگ به دست این قاتلا کشته شد.»
شاهدان می‌گویند ماموران با شوکر و باتوم او را زدند، مامور دیگری از نزدیک به او شلیک کرد و شدت ضربه جوری بود که اندام‌های داخلی بدنش به بیرون ریخت. او را کشیدند به گوشه دیوار و رفتند. عابران او را به درمانگاه و بیمارستان بردند، ولی او در اثر شدت جراحت جان باخت.
گوشی موبایلش در دست پلیس فتا بود، پست‌های اینستاگرامش را حذف کردند. اما یک هایلایت او را حواسشان نبود که پاک کنند، همان که خطاب به نیروهای گارد ویژه نوشته: «چرا بچه رو می‌زنی، بیا ما رو بزن.»
امروز خانواده علی دادخواه خون پسرشان هستند، اگر چه هر روز بر فشار، تهدید و بازداشت خانواده‌های دادخواه افزایش می‌یابد، تا با این فشارها این خانواده‌ها را به سکوت وادارند، در حالی که دادخواهی حق مسلم شهروندان است و خانواده‌های دادخواه خواهان این هستند که مشخص شود چه کسی جان عزیزشان را گرفته است.
#علیه_فراموشی
‏
🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤23🤬2🔥1
تولد انسانی که جانش را برای نجات یک هم‌رزم از دست داد!
۲۲شهریور زادروز #علی_سیدی است از جانباختگان #انقلاب_زن_زندگی_آزادی
علی چهارم آبان بعد از کارش به خیابان رفت تا نان بخرد؛ اما برای دفاع از یک زن معترض، با ماموران درگیر شد و بر اثر این درگیری به قتل رسید.
#ما_فراموش_نمیکنیم
‏
«میره جلو که دخترهای شجاع و خواهران وطنی خودش را از دست مزدورهای لباس شخصی نجات بده.»
شرح کشته شدن علی سیدی از زبان مادرش به این شکل است. به گفته ژیلا خاکپور، او همچون یک «قهرمان» کشته شد.
علی همزمان با مراسم چهلم مهسا امینی در شهر پرند کشته شد؛ جوانی ۲۵ ساله که به گفته مادرش، حاضر نشده بود بعد از دیدن صحنه کتک خوردن زنان و‌ بازداشتشان در خودروی یگان ویژه بی‌اعتنا بماند.
او در کنار پدرش مشاور املاک بود و آرزو داشت یک شرکت خدماتی راه بیاندازد. عاشق موسیقی رپ بود و با برادرش سعید و خواهرش باران، رابطه نزدیکی داشت.
ژیلا خاکپور درباره روز کشته شدن علی می‌گوید: « میره جلو که دخترهای شجاع و خواهرهای وطنی خودش رو نجات بده که مزدورهای لباس شخصی علی رو اول با شوکر زدند و بعد از فاصله خیلی نزدیک به پهلوی علی شلیک کردند که باعث متلاشی شدن پهلوی پسرم شد. تمام شریانهای حیاتی پاره شده بود. مزدورها جسم علی رو کشیدند کنار خیابون و بعد از چند ساعت که دیدند حال علی وخیم است گذاشتند و رفتند.»
علی با جراحات زیاد برای مدتی در کنار خیابان رها می‌شود و در نهایت بعد از مدتی یکی از رهگذران او را به درمانگاه می‌رساند.
درمانگاه برای کمک به علی امکانات کافی در اختیار نداشته و پرسنل درمانگاه می‌گویند که او باید به یک بیمارستان بزرگتر منتقل شود. خانواده علی می‌گویند که در این لحظه، ماموران او را که هنوز زنده بود «از درمانگاه دزدیدند».
از این زمان دیگر خانواده #علی_سیدی از وضعیت او خبر نداشتند:«ما تا ساعت ۴ صبح تمام خیابانهای پرند رو گشتیم. ولی علی رو پیدا نکردیم. ۵ آبان ساعت ۸ صبح به گوشی باباش زنگ زدند که بیاید آگاهی،فکر کردیم می‌خواهند آزادش کنند،باباش با سند رفت آگاهی که فرستاده بودنش دادسرا برای تشخیص هویت عکس جنازه علی،گفته بودند برو سردخونه کهریزک که باباش باور نکرده بود علی شهید شده. با کمری خمیده و دلی شکسته رفته بود کهریزک. وقتی جسم بی‌جون علی رو دیده بود فهمیده بود چه بلایی سرمون اومده. فهمید که ستون خونه‌ش شکسته.»
با این حال همانند بسیاری دیگر خانواده‌های کشته‌شدگان، مصیبت جان‌باختن فرزند، آخرین بلایی نبود که بر سر این خانواده آمد.
تا دو روز ماموران امنیتی حاضر نبودند که پیکر او را برای خاکسپاری به خانواده‌اش تحویل بدهند:«از این ترس داشتیم که نکنه یه وقت پیکر پسر جگرگوشه‌م رو به ما ندن و بدون اطلاع ما برن دفنش کنن. تا صبح جون دادیم و ترسیدیم. گفتیم یه وقت بی‌اطلاع از ما دفن نکنن. شنبه صبح با چه بدبختی رفتیم و پیکرش رو تحویل گرفتیم و دفنش کردند.»
#علیه_فراموشی
‏
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬20❤7🔥2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لحظاتی از علی سیدی، جان‌باخته خیزش ۱۴۰۱ ؛ علی ۴ آبان ۱۴۰۱ با شلیک گلوله ماموران از نزدیک به کمر و پشتش در شهر پرند کشته شد
«علی رو چهارم آبان در پرند تهران با تیرجنگی زدن کشتنش. پیکر بچه‌ رو نمی‌خواستن بهمون بدن که خودمون دفن کنیم. تعهد گرفتن که صدامون درنیاد تا پیکرش رو تحویل بدن خودمون دفن کنیم وگرنه گمنام دفنش می‌کنن.
ششم آبان رفتیم، ما رو تا ساعت دو ظهر جلوی غسالخونه بهشت زهرای تهران نگه داشتن ولی پیکر بی‌جون بچه‌مون رو ندادن. چون بهشت زهرا خیلی شلوغ بود. آخرشم گفتن برید فردا _ یعنی هفتم آبان ساعت هفت صبح _ بیایید. ما هم رفتیم، بلاخره با زور و پافشاری تحویلش گرفتیم.
خدا شاهده وقتی ما بهشت زهرا بودیم، حتی کارکنای خود بهشت زهرا نیومده بودن ولی بازم پر نیروهای امنیتی و لباس شخصی بود. بچه‌مون رو دفن کردیم. حتی نذاشتن عزاداری کنیم. نذاشتن مداح سر مزارش بخونه. حتی نذاشتن ما یه مراسم بگیریم.
سر کوچه حجله و بنر عکس پسرمون رو گذاشته بودیم، اومدن جمع‌کردن بردن.
علی سیدی متولد بیست وسوم شهریور هزاروسیصدوهفتادوشش با کلی آرزوهای قشنگ به دست این قاتلا کشته شد.»

شاهدان می‌گویند ماموران با شوکر و باتوم او را زدند، مامور دیگری از نزدیک به او شلیک کرد و شدت ضربه جوری بود که اندام‌های داخلی بدنش به بیرون ریخت. او را کشیدند به گوشه دیوار و رفتند. عابران او را به درمانگاه و بیمارستان بردند، ولی او در اثر شدت جراحت جان باخت.
گوشی موبایلش در دست پلیس فتا بود، پست‌های اینستاگرامش را حذف کردند. اما یک هایلایت او را حواسشان نبود که پاک کنند، همان که خطاب به نیروهای گارد ویژه نوشته: «چرا بچه رو می‌زنی، بیا ما رو بزن.»
خانواده #علی_سیدی #دادخواه خون پسرشان هستند، اگر چه هر روز بر فشار، تهدید و بازداشت خانواده‌های دادخواه افزایش می‌یابد، تا با این فشارها این خانواده‌ها را به سکوت وادارند، در حالی که #دادخواهی حق مسلم شهروندان است و خانواده‌های دادخواه خواهان این هستند که مشخص شود چه کسی جان عزیزشان را گرفته است.
#علیه_فراموشی
‏
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬11🕊5❤4🔥2
«میره جلو که دخترهای شجاع و خواهران وطنی خودش را از دست مزدورهای لباس شخصی نجات بده.»
شرح کشته شدن علی سیدی از زبان مادرش به این شکل است. به گفته ژیلا خاکپور، او همچون یک «قهرمان» کشته شد.
علی همزمان با مراسم چهلم مهسا امینی در شهر پرند کشته شد؛ جوانی ۲۵ ساله که به گفته مادرش، حاضر نشده بود بعد از دیدن صحنه کتک خوردن زنان و‌ بازداشتشان در خودروی یگان ویژه بی‌اعتنا بماند.
او در کنار پدرش مشاور املاک بود و آرزو داشت یک شرکت خدماتی راه بیاندازد. عاشق موسیقی رپ بود و با برادرش سعید و خواهرش باران، رابطه نزدیکی داشت.
ژیلا خاکپور درباره روز کشته شدن علی می‌گوید: « میره جلو که دخترهای شجاع و خواهرهای وطنی خودش رو نجات بده که مزدورهای لباس شخصی علی رو اول با شوکر زدند و بعد از فاصله خیلی نزدیک به پهلوی علی شلیک کردند که باعث متلاشی شدن پهلوی پسرم شد. تمام شریانهای حیاتی پاره شده بود. مزدورها جسم علی رو کشیدند کنار خیابون و بعد از چند ساعت که دیدند حال علی وخیم است گذاشتند و رفتند.»
علی با جراحات زیاد برای مدتی در کنار خیابان رها می‌شود و در نهایت بعد از مدتی یکی از رهگذران او را به درمانگاه می‌رساند.
درمانگاه برای کمک به علی امکانات کافی در اختیار نداشته و پرسنل درمانگاه می‌گویند که او باید به یک بیمارستان بزرگتر منتقل شود. خانواده علی می‌گویند که در این لحظه، ماموران او را که هنوز زنده بود «از درمانگاه دزدیدند».
از این زمان دیگر خانواده #علی_سیدی از وضعیت او خبر نداشتند:«ما تا ساعت ۴ صبح تمام خیابانهای پرند رو گشتیم. ولی علی رو پیدا نکردیم. ۵ آبان ساعت ۸ صبح به گوشی باباش زنگ زدند که بیاید آگاهی،فکر کردیم می‌خواهند آزادش کنند،باباش با سند رفت آگاهی که فرستاده بودنش دادسرا برای تشخیص هویت عکس جنازه علی،گفته بودند برو سردخونه کهریزک که باباش باور نکرده بود علی شهید شده. با کمری خمیده و دلی شکسته رفته بود کهریزک. وقتی جسم بی‌جون علی رو دیده بود فهمیده بود چه بلایی سرمون اومده. فهمید که ستون خونه‌ش شکسته.»
با این حال همانند بسیاری دیگر خانواده‌های کشته‌شدگان، مصیبت جان‌باختن فرزند، آخرین بلایی نبود که بر سر این خانواده آمد.
تا دو روز ماموران امنیتی حاضر نبودند که پیکر او را برای خاکسپاری به خانواده‌اش تحویل بدهند:«از این ترس داشتیم که نکنه یه وقت پیکر پسر جگرگوشه‌م رو به ما ندن و بدون اطلاع ما برن دفنش کنن. تا صبح جون دادیم و ترسیدیم. گفتیم یه وقت بی‌اطلاع از ما دفن نکنن. شنبه صبح با چه بدبختی رفتیم و پیکرش رو تحویل گرفتیم و دفنش کردند.»
#علیه_فراموشی
‏
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬14❤6🔥4
«میره جلو که دخترهای شجاع و خواهران وطنی خودش را از دست مزدورهای لباس شخصی نجات بده.»
شرح کشته شدن
علی سیدی از زبان مادرش به این شکل است. به گفته ژیلا خاکپور، او همچون یک «قهرمان» کشته شد.
علی همزمان با مراسم چهلم مهسا امینی در شهر پرند کشته شد؛ جوانی ۲۵ ساله که به گفته مادرش، حاضر نشده بود بعد از دیدن صحنه کتک خوردن زنان و‌ بازداشتشان در خودروی یگان ویژه بی‌اعتنا بماند.
او در کنار پدرش مشاور املاک بود و آرزو داشت یک شرکت خدماتی راه بیاندازد. عاشق موسیقی رپ بود و با برادرش سعید و خواهرش باران، رابطه نزدیکی داشت.
ژیلا خاکپور درباره روز کشته شدن
علی می‌گوید: « میره جلو که دخترهای شجاع و خواهرهای وطنی خودش رو نجات بده که مزدورهای لباس شخصی علی رو اول با شوکر زدند و بعد از فاصله خیلی نزدیک به پهلوی علی شلیک کردند که باعث متلاشی شدن پهلوی پسرم شد. تمام شریانهای حیاتی پاره شده بود. مزدورها جسم علی رو کشیدند کنار خیابون و بعد از چند ساعت که دیدند حال علی وخیم است گذاشتند و رفتند.»
علی با جراحات زیاد برای مدتی در کنار خیابان رها می‌شود و در نهایت بعد از مدتی یکی از رهگذران او را به درمانگاه می‌رساند.
درمانگاه برای کمک به
علی امکانات کافی در اختیار نداشته و پرسنل درمانگاه می‌گویند که او باید به یک بیمارستان بزرگتر منتقل شود. خانواده علی می‌گویند که در این لحظه، ماموران او را که هنوز زنده بود «از درمانگاه دزدیدند».
از این زمان دیگر خانواده
#علی_سیدی از وضعیت او خبر نداشتند:«ما تا ساعت ۴ صبح تمام خیابانهای پرند رو گشتیم. ولی علی رو پیدا نکردیم. ۵ آبان ساعت ۸ صبح به گوشی باباش زنگ زدند که بیاید آگاهی،فکر کردیم می‌خواهند آزادش کنند،باباش با سند رفت آگاهی که فرستاده بودنش دادسرا برای تشخیص هویت عکس جنازه علی،گفته بودند برو سردخونه کهریزک که باباش باور نکرده بود علی شهید شده. با کمری خمیده و دلی شکسته رفته بود کهریزک. وقتی جسم بی‌جون علی رو دیده بود فهمیده بود چه بلایی سرمون اومده. فهمید که ستون خونه‌ش شکسته.»
با این حال همانند بسیاری دیگر خانواده‌های کشته‌شدگان، مصیبت جان‌باختن فرزند، آخرین بلایی نبود که بر سر این خانواده آمد.
تا دو روز ماموران امنیتی حاضر نبودند که پیکر او را برای خاکسپاری به خانواده‌اش تحویل بدهند:«از این ترس داشتیم که نکنه یه وقت پیکر پسر جگرگوشه‌م رو به ما ندن و بدون اطلاع ما برن دفنش کنن. تا صبح جون دادیم و ترسیدیم. گفتیم یه وقت بی‌اطلاع از ما دفن نکنن. شنبه صبح با چه بدبختی رفتیم و پیکرش رو تحویل گرفتیم و دفنش کردند.»
#علیه_فراموشی
‏
🌐
irbr.news
🆔
@irbriefing
❤6🔥3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لحظاتی از علی سیدی، جان‌باخته خیزش ۱۴۰۱ ؛ علی ۴ آبان ۱۴۰۱ با شلیک گلوله ماموران از نزدیک به کمر و پشتش در شهر پرند کشته شد
«علی رو چهارم آبان در پرند تهران با تیرجنگی زدن کشتنش. پیکر بچه‌ رو نمی‌خواستن بهمون بدن که خودمون دفن کنیم. تعهد گرفتن که صدامون درنیاد تا پیکرش رو تحویل بدن خودمون دفن کنیم وگرنه گمنام دفنش می‌کنن.
ششم آبان رفتیم، ما رو تا ساعت دو ظهر جلوی غسالخونه بهشت زهرای تهران نگه داشتن ولی پیکر بی‌جون بچه‌مون رو ندادن. چون بهشت زهرا خیلی شلوغ بود. آخرشم گفتن برید فردا _ یعنی هفتم آبان ساعت هفت صبح _ بیایید. ما هم رفتیم، بلاخره با زور و پافشاری تحویلش گرفتیم.
خدا شاهده وقتی ما بهشت زهرا بودیم، حتی کارکنای خود بهشت زهرا نیومده بودن ولی بازم پر نیروهای امنیتی و لباس شخصی بود. بچه‌مون رو دفن کردیم. حتی نذاشتن عزاداری کنیم. نذاشتن مداح سر مزارش بخونه. حتی نذاشتن ما یه مراسم بگیریم.
سر کوچه حجله و بنر عکس پسرمون رو گذاشته بودیم، اومدن جمع‌کردن بردن.
علی سیدی متولد بیست وسوم شهریور هزاروسیصدوهفتادوشش با کلی آرزوهای قشنگ به دست این قاتلا کشته شد.»

شاهدان می‌گویند ماموران با شوکر و باتوم او را زدند، مامور دیگری از نزدیک به او شلیک کرد و شدت ضربه جوری بود که اندام‌های داخلی بدنش به بیرون ریخت. او را کشیدند به گوشه دیوار و رفتند. عابران او را به درمانگاه و بیمارستان بردند، ولی او در اثر شدت جراحت جان باخت.
گوشی موبایلش در دست پلیس فتا بود، پست‌های اینستاگرامش را حذف کردند. اما یک هایلایت او را حواسشان نبود که پاک کنند، همان که خطاب به نیروهای گارد ویژه نوشته: «چرا بچه رو می‌زنی، بیا ما رو بزن.»
خانواده #علی_سیدی #دادخواه خون پسرشان هستند، اگر چه هر روز بر فشار، تهدید و بازداشت خانواده‌های دادخواه افزایش می‌یابد، تا با این فشارها این خانواده‌ها را به سکوت وادارند، در حالی که #دادخواهی حق مسلم شهروندان است و خانواده‌های دادخواه خواهان این هستند که مشخص شود چه کسی جان عزیزشان را گرفته است.
#علیه_فراموشی
‏
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤10🔥2
تولد انسانی که جانش را برای نجات یک هم‌رزم از دست داد!
۲۲شهریور زادروز #علی_سیدی است از جانباختگان #انقلاب_زن_زندگی_آزادی
علی چهارم آبان بعد از کارش به خیابان رفت تا نان بخرد؛ اما برای دفاع از یک زن معترض، با ماموران درگیر شد و بر اثر این درگیری به قتل رسید.
#ما_فراموش_نمیکنیم
‏
«میره جلو که دخترهای شجاع و خواهران وطنی خودش را از دست مزدورهای لباس شخصی نجات بده.»
شرح کشته شدن علی سیدی از زبان مادرش به این شکل است. به گفته ژیلا خاکپور، او همچون یک «قهرمان» کشته شد.
علی همزمان با مراسم چهلم مهسا امینی در شهر پرند کشته شد؛ جوانی ۲۵ ساله که به گفته مادرش، حاضر نشده بود بعد از دیدن صحنه کتک خوردن زنان و‌ بازداشتشان در خودروی یگان ویژه بی‌اعتنا بماند.
او در کنار پدرش مشاور املاک بود و آرزو داشت یک شرکت خدماتی راه بیاندازد. عاشق موسیقی رپ بود و با برادرش سعید و خواهرش باران، رابطه نزدیکی داشت.
ژیلا خاکپور درباره روز کشته شدن علی می‌گوید: « میره جلو که دخترهای شجاع و خواهرهای وطنی خودش رو نجات بده که مزدورهای لباس شخصی علی رو اول با شوکر زدند و بعد از فاصله خیلی نزدیک به پهلوی علی شلیک کردند که باعث متلاشی شدن پهلوی پسرم شد. تمام شریانهای حیاتی پاره شده بود. مزدورها جسم علی رو کشیدند کنار خیابون و بعد از چند ساعت که دیدند حال علی وخیم است گذاشتند و رفتند.»
علی با جراحات زیاد برای مدتی در کنار خیابان رها می‌شود و در نهایت بعد از مدتی یکی از رهگذران او را به درمانگاه می‌رساند.
درمانگاه برای کمک به علی امکانات کافی در اختیار نداشته و پرسنل درمانگاه می‌گویند که او باید به یک بیمارستان بزرگتر منتقل شود. خانواده علی می‌گویند که در این لحظه، ماموران او را که هنوز زنده بود «از درمانگاه دزدیدند».
از این زمان دیگر خانواده #علی_سیدی از وضعیت او خبر نداشتند:«ما تا ساعت ۴ صبح تمام خیابانهای پرند رو گشتیم. ولی علی رو پیدا نکردیم. ۵ آبان ساعت ۸ صبح به گوشی باباش زنگ زدند که بیاید آگاهی،فکر کردیم می‌خواهند آزادش کنند،باباش با سند رفت آگاهی که فرستاده بودنش دادسرا برای تشخیص هویت عکس جنازه علی،گفته بودند برو سردخونه کهریزک که باباش باور نکرده بود علی شهید شده. با کمری خمیده و دلی شکسته رفته بود کهریزک. وقتی جسم بی‌جون علی رو دیده بود فهمیده بود چه بلایی سرمون اومده. فهمید که ستون خونه‌ش شکسته.»
با این حال همانند بسیاری دیگر خانواده‌های کشته‌شدگان، مصیبت جان‌باختن فرزند، آخرین بلایی نبود که بر سر این خانواده آمد.
تا دو روز ماموران امنیتی حاضر نبودند که پیکر او را برای خاکسپاری به خانواده‌اش تحویل بدهند:«از این ترس داشتیم که نکنه یه وقت پیکر پسر جگرگوشه‌م رو به ما ندن و بدون اطلاع ما برن دفنش کنن. تا صبح جون دادیم و ترسیدیم. گفتیم یه وقت بی‌اطلاع از ما دفن نکنن. شنبه صبح با چه بدبختی رفتیم و پیکرش رو تحویل گرفتیم و دفنش کردند.»
#علیه_فراموشی
‏
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤19😢5🔥1👏1🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
لحظاتی از علی سیدی، جان‌باخته خیزش ۱۴۰۱ ؛ علی ۴ آبان ۱۴۰۱ با شلیک گلوله ماموران از نزدیک به کمر و پشتش در شهر پرند کشته شد
«علی رو چهارم آبان در پرند تهران با تیرجنگی زدن کشتنش. پیکر بچه‌ رو نمی‌خواستن بهمون بدن که خودمون دفن کنیم. تعهد گرفتن که صدامون درنیاد تا پیکرش رو تحویل بدن خودمون دفن کنیم وگرنه گمنام دفنش می‌کنن.
ششم آبان رفتیم، ما رو تا ساعت دو ظهر جلوی غسالخونه بهشت زهرای تهران نگه داشتن ولی پیکر بی‌جون بچه‌مون رو ندادن. چون بهشت زهرا خیلی شلوغ بود. آخرشم گفتن برید فردا _ یعنی هفتم آبان ساعت هفت صبح _ بیایید. ما هم رفتیم، بلاخره با زور و پافشاری تحویلش گرفتیم.
خدا شاهده وقتی ما بهشت زهرا بودیم، حتی کارکنای خود بهشت زهرا نیومده بودن ولی بازم پر نیروهای امنیتی و لباس شخصی بود. بچه‌مون رو دفن کردیم. حتی نذاشتن عزاداری کنیم. نذاشتن مداح سر مزارش بخونه. حتی نذاشتن ما یه مراسم بگیریم.
سر کوچه حجله و بنر عکس پسرمون رو گذاشته بودیم، اومدن جمع‌کردن بردن.
علی سیدی متولد بیست وسوم شهریور هزاروسیصدوهفتادوشش با کلی آرزوهای قشنگ به دست این قاتلا کشته شد.»

شاهدان می‌گویند ماموران با شوکر و باتوم او را زدند، مامور دیگری از نزدیک به او شلیک کرد و شدت ضربه جوری بود که اندام‌های داخلی بدنش به بیرون ریخت. او را کشیدند به گوشه دیوار و رفتند. عابران او را به درمانگاه و بیمارستان بردند، ولی او در اثر شدت جراحت جان باخت.
گوشی موبایلش در دست پلیس فتا بود، پست‌های اینستاگرامش را حذف کردند. اما یک هایلایت او را حواسشان نبود که پاک کنند، همان که خطاب به نیروهای گارد ویژه نوشته: «چرا بچه رو می‌زنی، بیا ما رو بزن.»
خانواده #علی_سیدی #دادخواه خون پسرشان هستند، اگر چه هر روز بر فشار، تهدید و بازداشت خانواده‌های دادخواه افزایش می‌یابد، تا با این فشارها این خانواده‌ها را به سکوت وادارند، در حالی که #دادخواهی حق مسلم شهروندان است و خانواده‌های دادخواه خواهان این هستند که مشخص شود چه کسی جان عزیزشان را گرفته است.
#علیه_فراموشی
‏
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤18🤬8🔥1