محمدکمیل زندخانی، معترض ۱۶ ساله، دو روز پس از آزادی موقت به نحو مشکوکی جان سپرد.
این نوجوان ۱۶ ساله طی دو نوبت بازداشت شده ۴۳ روز بازجویی و شکنجه شده است.
بر اساس این گزارش پیش از اقدام به خودکشی این کودک طی هفته گذشته، آثار شکنجه بر بدن وی مشهود بوده و از نظر روانی نیز در شرایط بسیار وخیمی قرار داشته است.
او اولین بار آبان ماه بازداشت شده و با قرار وثیقه آزاد شده بود. این کودک برای بار دوم، چهارشنبه ۳۰ آذر توسط نیروهای حکومتی ربوده شده و بعد از سپری کردن ۱۹ روز بازجویی و شکنجه شدید، نیروهای اطلاعات پیکر نیمهجانش را مقابل درب منزل خانوادگی وی به حال خود رها کردهاند.
این کودک بعد از آزادی در نوبت دوم بازجویی، اقدام به خودکشی کرد که بر اثر سطح هوشیاری خود را از دست داده و به کما رفته بود.
#محمد_کمیل_زندخانی اولین معترضی نیست که پس از آزادی موقت اقدام به خودکشی کرده است.
پیشتر نیز برخی از بازداشتیها آزاد شده اقدام به خودکشی کرده بودند. از جمله یلدا آقا افضلی ۱۹ ساله عرشیا امامقلیزاده ۱۶ ساله، عاطفه نعامی ۳۷ ساله، مینا یعقوبی ۳۳ ساله، محسن جعفریراد ۳۶ ساله.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
این نوجوان ۱۶ ساله طی دو نوبت بازداشت شده ۴۳ روز بازجویی و شکنجه شده است.
بر اساس این گزارش پیش از اقدام به خودکشی این کودک طی هفته گذشته، آثار شکنجه بر بدن وی مشهود بوده و از نظر روانی نیز در شرایط بسیار وخیمی قرار داشته است.
او اولین بار آبان ماه بازداشت شده و با قرار وثیقه آزاد شده بود. این کودک برای بار دوم، چهارشنبه ۳۰ آذر توسط نیروهای حکومتی ربوده شده و بعد از سپری کردن ۱۹ روز بازجویی و شکنجه شدید، نیروهای اطلاعات پیکر نیمهجانش را مقابل درب منزل خانوادگی وی به حال خود رها کردهاند.
این کودک بعد از آزادی در نوبت دوم بازجویی، اقدام به خودکشی کرد که بر اثر سطح هوشیاری خود را از دست داده و به کما رفته بود.
#محمد_کمیل_زندخانی اولین معترضی نیست که پس از آزادی موقت اقدام به خودکشی کرده است.
پیشتر نیز برخی از بازداشتیها آزاد شده اقدام به خودکشی کرده بودند. از جمله یلدا آقا افضلی ۱۹ ساله عرشیا امامقلیزاده ۱۶ ساله، عاطفه نعامی ۳۷ ساله، مینا یعقوبی ۳۳ ساله، محسن جعفریراد ۳۶ ساله.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤3🔥1
۱۷ هزار تومان پول بیشتر در جیبش نبود، این پول ، پول تاکسی برای ممصلا بود، دوستش میگوید پیاده رفته بود تا با این پول بتواند در مصلای زاهدان ساندویچ بخورد،چندین کیلومتر را با پای پیاده طی کرده بود تا به زاهدان برسد، رسید اما بر نگشت و در #جمعه_خونین_زاهدان به شهادت رسید، حالا از او چند اسکناس خونی باقی مانده است.
#محمد_اقبال_نائب_زهی (شهنوازی) کودک ۱۶ سالهٔ ایرانی است که در جمعه خونین زاهدان کشته شد.
به گفته برادرش او برای نماز جمعه به مصلای مسجد جامع مکی زاهدان رفته بود و در داخل مصلا هدف گلوله تکتیرانداز قرار گرفتهاست و پس از برخورد گلوله به قلب و چشمش کشته شدهاست.
محمد اقبال کارگر ساختمانی و بدون شناسنامه بود، او از سن ۹ سالگی وارد شغل کارگری ساختمان شده بود و نزد برادر بزرگترش کار میکرد و آرزو داشت که برای خرید یک گوشی هوشمند پول پسانداز کند تا بتواند یک حساب اینستاگرام باز کند.
محمد اقبال کودک کار و فاقد شناسنامه بود و در آمدش را صرف پدر و مادر سالخوده اش می کرد.
احسان نائب زهی پدر خانواده مبتلا به بیماری سرطان خون است و در این روزها در بستر بیماری است.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
#محمد_اقبال_نائب_زهی (شهنوازی) کودک ۱۶ سالهٔ ایرانی است که در جمعه خونین زاهدان کشته شد.
به گفته برادرش او برای نماز جمعه به مصلای مسجد جامع مکی زاهدان رفته بود و در داخل مصلا هدف گلوله تکتیرانداز قرار گرفتهاست و پس از برخورد گلوله به قلب و چشمش کشته شدهاست.
محمد اقبال کارگر ساختمانی و بدون شناسنامه بود، او از سن ۹ سالگی وارد شغل کارگری ساختمان شده بود و نزد برادر بزرگترش کار میکرد و آرزو داشت که برای خرید یک گوشی هوشمند پول پسانداز کند تا بتواند یک حساب اینستاگرام باز کند.
محمد اقبال کودک کار و فاقد شناسنامه بود و در آمدش را صرف پدر و مادر سالخوده اش می کرد.
احسان نائب زهی پدر خانواده مبتلا به بیماری سرطان خون است و در این روزها در بستر بیماری است.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤3🔥1
«…رد خونش را دنبال کردم به کودکی رسیدم که نان آور خانه بود، از خطه بینشان ها، از بلوچستان مظلوم…
و مادری که در سکوت
بی رحم شب فریاد می زد: از درد تو دیوانه شدم.»
اینها مویههای مادر محمداقبال نائبزهی، است؛ «خدا منو میکشت، ولی تو رو نگه میداشت، چطور خواهرانت را یتیم کردی، از درد تو دیوانه شدم، خونه به خونه میگردم، بدون تو طاقت نمیارم.»
مادر محمداقبال نتوانست تحمل کند و با رفتن او سکته کرد، حال جسمی او خوب نیست و توان راهرفتن ندارد.
#محمد_اقبال_نائب_زهی از ۹ سالگی کارگری کرده بود، او در #جمعه_خونین_زاهدان با شلیک گلوله از پشت کشته شد، جمعهای که بیش از ۱۰۰ هموطن در زاهدان بیرحمانه کشته شدند.
محمداقبال آرزو داشت یک گوشی موبایل بخرد…
خامنهای نه توان داشت برای محمد اقبال مدرسه بسازد نه توان تامین شناسنامه اما توانست برایش گلوله به مزدورانش بدهد تا جانش را بگیرند.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
و مادری که در سکوت
بی رحم شب فریاد می زد: از درد تو دیوانه شدم.»
اینها مویههای مادر محمداقبال نائبزهی، است؛ «خدا منو میکشت، ولی تو رو نگه میداشت، چطور خواهرانت را یتیم کردی، از درد تو دیوانه شدم، خونه به خونه میگردم، بدون تو طاقت نمیارم.»
مادر محمداقبال نتوانست تحمل کند و با رفتن او سکته کرد، حال جسمی او خوب نیست و توان راهرفتن ندارد.
#محمد_اقبال_نائب_زهی از ۹ سالگی کارگری کرده بود، او در #جمعه_خونین_زاهدان با شلیک گلوله از پشت کشته شد، جمعهای که بیش از ۱۰۰ هموطن در زاهدان بیرحمانه کشته شدند.
محمداقبال آرزو داشت یک گوشی موبایل بخرد…
خامنهای نه توان داشت برای محمد اقبال مدرسه بسازد نه توان تامین شناسنامه اما توانست برایش گلوله به مزدورانش بدهد تا جانش را بگیرند.
#خامنه_ای_کودک_کش #روز_جهانی_کودک
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤6🤬4🔥1🕊1
دری نجف آبادی را شاید بسیاری از جوانان امروز نشناسند، او از جمله آخوندهای مدرسه علمیه حقانی است که در اوائل انقلاب با حکم خمینی در دادگاه انقلاب مسئول نظارت بر پروندههایی بود که حکم اعدام دارند ، در واقع از طرف خمینی مسئول بود مبادا اعدامی عفو بخورد، تجدید نظر شود یا اعدامش به تعویق بیفتد.
در دهه ۷۰ و با روی کار آمدن محمد خاتمی وزیر اطلاعات شد ، #قتلهای_زنجیره_ای از جمله جنایاتی بود که در وزارت اطلاعات و در زمان وزارت وی صورت گرفت، اودر حالی از وقوع قتلها و کشتن مخالفان ابراز بیاطلاعی میکرد که از دوازده معاون ارشد وزارت اطلاعات که عمدتا درگیر کشتن مخالفان بودند دست کم هشت معاون از نزدیکان وی بودند همچون #حسام_الدین_آشنا که اصلی ترین معاونوی در وزارت اطلاعات بود، او داماد دری نجف آبادی است که آنزمان معاون ویژه و امور امنیتی وزارت اطلاعات بود.
او در واقع برای فرار از جنایتی که کرد بلافاصله پس از برملا شدن نقش وزارت اطلاعات استعفا کرد و جالب آنکه به عوض محاکمه شدن خود بلافاصله دادستان کل کشور شد!
بعدها هم نماینده خامنهای و امام جمعه اراک شد، جایی که هم اکنون نیز هست و در فراغت تمام مشغول چپاول به معنی کامل است.
او هم اکنون در استان مرکزی صاحب ۱۶ دبیرستان غیردولتی پسرانه دوره اول به نام المهدی است.
اما همه فعالیتهای اقتصادی وی به مدارس غیر انتفاعی ختم نمیشود در واقع #دری_نجف_آبادی از هر چه که بتواند پول در میآورد.
هشت معدن شن و ماسه و سنگ شکن و یک کارخانه تولید بتن و یک مرکز پخش بتن آماده با ۶۷ بونکر و.... از مجموعه فعالیتهای ایشان در اراک هست.
او با کمک دامادش که از مشاوران دولت روحانی بود و همچنین پسرش در #دفترخامنه_ای تقریبا رقیبی ندارد !
#محمد_مختاری #قتلهای_زنجیره_ای_وزارت_اطلاعات
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
در دهه ۷۰ و با روی کار آمدن محمد خاتمی وزیر اطلاعات شد ، #قتلهای_زنجیره_ای از جمله جنایاتی بود که در وزارت اطلاعات و در زمان وزارت وی صورت گرفت، اودر حالی از وقوع قتلها و کشتن مخالفان ابراز بیاطلاعی میکرد که از دوازده معاون ارشد وزارت اطلاعات که عمدتا درگیر کشتن مخالفان بودند دست کم هشت معاون از نزدیکان وی بودند همچون #حسام_الدین_آشنا که اصلی ترین معاونوی در وزارت اطلاعات بود، او داماد دری نجف آبادی است که آنزمان معاون ویژه و امور امنیتی وزارت اطلاعات بود.
او در واقع برای فرار از جنایتی که کرد بلافاصله پس از برملا شدن نقش وزارت اطلاعات استعفا کرد و جالب آنکه به عوض محاکمه شدن خود بلافاصله دادستان کل کشور شد!
بعدها هم نماینده خامنهای و امام جمعه اراک شد، جایی که هم اکنون نیز هست و در فراغت تمام مشغول چپاول به معنی کامل است.
او هم اکنون در استان مرکزی صاحب ۱۶ دبیرستان غیردولتی پسرانه دوره اول به نام المهدی است.
اما همه فعالیتهای اقتصادی وی به مدارس غیر انتفاعی ختم نمیشود در واقع #دری_نجف_آبادی از هر چه که بتواند پول در میآورد.
هشت معدن شن و ماسه و سنگ شکن و یک کارخانه تولید بتن و یک مرکز پخش بتن آماده با ۶۷ بونکر و.... از مجموعه فعالیتهای ایشان در اراک هست.
او با کمک دامادش که از مشاوران دولت روحانی بود و همچنین پسرش در #دفترخامنه_ای تقریبا رقیبی ندارد !
#محمد_مختاری #قتلهای_زنجیره_ای_وزارت_اطلاعات
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤3👍2🔥2🤬1
۱۱- نیازی، طلبهای قمی و از شاگردان سابق وحید خراسانی، حسنزاده آملی و مصباح یزدی است.
اولين سمت رسمی وی غير از عضويت در سپاه پاسداران در سالهای اول انقلاب، مسئوليت جهاد سازندگی کلاردشت است.
نیازی در فروردین ۱۳۶۱ در قوه قضائيه مشغول به کار شد و در آذر ماه ۱۳۶۱ به عنوان رئيس دادگاه کيفری دو کرمانشاه کار قضايی خود را آغاز کرد.
در ۱۳۶۵ به عنوان رییس سازمان قضايی نيروهای مسلح خوزستان معرفی شد و تا زمان قبول قطعنامه ۵۹۸ در مناطق جنوبی کشور در همين سمت باقی ماند.
پس از آن به قم منتقل شد و به عنوان «رییس دادگاه نظامی قم» و همزمان «رياست سازمان قضايی نيروهای مسلح استان گيلان» منصوب شد.
در ۱۳۶۸ به تهران منتقل و دادستانی نظامی تهران را بر عهده گرفت و پس از افشای قتل های زنجيره ای به عنوان رییس سازمان قضايی نيروهای مسلح جانشين علی يونسی رييس سابق اين سازمان شد که به عنوان وزیر اطلاعات انتخاب شده بود.
رسيدگی پر ابهام به پرونده #قتلهای_زنجیره_ای در دوره رياست #محمد_نیازی از سوی سازمان قضايی نيروهای مسلح انجام شد.
نيازی در آخرين روز خرداد سال ۷۸ در گفتگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، خبر مرگ سعيد امامی را اعلام کرد.
این شاید اولین باری بود که بسیاری او را دیدند فردی که مهمترین و پر رمز و رازترین خبر سیاسی سال را در کمال آرامش وخونسردی اعلام میکند.
وی در آن روز برای اولين بار اسامی چهار تن از ماموران ارشد وزارت اطلاعات که در ارتباط با قتل های زنجيره ای بازداشت شده بودند را اعلام کرد و از #سعيد_امامی، #مصطفی_کاظمی، #مهرداد_عاليخانی و #خسرو_براتی به عنوان «عاملان اصلی قتل ها» نام برد.
نيازی در آن مصاحبه گفت: «با وجود مراقبتهای ويژهای که از سعيد امامی يکی از عوامل اصلی و محوری اين قتل ها به عمل میآمد، وی روز شنبه در زمان استحمام در بازداشتگاه با خوردن داروی نظافت خودکشی کرد. وی پس از اقدام به خودکشی، بلافاصله به بيمارستان تخصصی منتقل شد ولی تلاش های پزشکی برای نجات او مؤثر واقع نشد.»
نيازی همان روز به ایرنا، گفت: «با توجه به مدارک موجود و اعترافات صريح سعيد امامی، وی هيچگونه راه فراری نداشت و اگر با اين اتهامات به دادگاه می رفت حکم او اعدام بود.»
این اظهار نظر در سال های بعد برای رییس سازمان قضايی نيروهای مسلح گران تمام شد و منجر به وارد آمدن اتهام های زیادی از سوی روح الله حسينيان دوست و همکار #سعید_امامی به او شد. از آن زمان دیگر #روح_الله_حسینیان ، از نیازی به عنوان «شيخ ساده لوح» نام برده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
اولين سمت رسمی وی غير از عضويت در سپاه پاسداران در سالهای اول انقلاب، مسئوليت جهاد سازندگی کلاردشت است.
نیازی در فروردین ۱۳۶۱ در قوه قضائيه مشغول به کار شد و در آذر ماه ۱۳۶۱ به عنوان رئيس دادگاه کيفری دو کرمانشاه کار قضايی خود را آغاز کرد.
در ۱۳۶۵ به عنوان رییس سازمان قضايی نيروهای مسلح خوزستان معرفی شد و تا زمان قبول قطعنامه ۵۹۸ در مناطق جنوبی کشور در همين سمت باقی ماند.
پس از آن به قم منتقل شد و به عنوان «رییس دادگاه نظامی قم» و همزمان «رياست سازمان قضايی نيروهای مسلح استان گيلان» منصوب شد.
در ۱۳۶۸ به تهران منتقل و دادستانی نظامی تهران را بر عهده گرفت و پس از افشای قتل های زنجيره ای به عنوان رییس سازمان قضايی نيروهای مسلح جانشين علی يونسی رييس سابق اين سازمان شد که به عنوان وزیر اطلاعات انتخاب شده بود.
رسيدگی پر ابهام به پرونده #قتلهای_زنجیره_ای در دوره رياست #محمد_نیازی از سوی سازمان قضايی نيروهای مسلح انجام شد.
نيازی در آخرين روز خرداد سال ۷۸ در گفتگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی، ايرنا، خبر مرگ سعيد امامی را اعلام کرد.
این شاید اولین باری بود که بسیاری او را دیدند فردی که مهمترین و پر رمز و رازترین خبر سیاسی سال را در کمال آرامش وخونسردی اعلام میکند.
وی در آن روز برای اولين بار اسامی چهار تن از ماموران ارشد وزارت اطلاعات که در ارتباط با قتل های زنجيره ای بازداشت شده بودند را اعلام کرد و از #سعيد_امامی، #مصطفی_کاظمی، #مهرداد_عاليخانی و #خسرو_براتی به عنوان «عاملان اصلی قتل ها» نام برد.
نيازی در آن مصاحبه گفت: «با وجود مراقبتهای ويژهای که از سعيد امامی يکی از عوامل اصلی و محوری اين قتل ها به عمل میآمد، وی روز شنبه در زمان استحمام در بازداشتگاه با خوردن داروی نظافت خودکشی کرد. وی پس از اقدام به خودکشی، بلافاصله به بيمارستان تخصصی منتقل شد ولی تلاش های پزشکی برای نجات او مؤثر واقع نشد.»
نيازی همان روز به ایرنا، گفت: «با توجه به مدارک موجود و اعترافات صريح سعيد امامی، وی هيچگونه راه فراری نداشت و اگر با اين اتهامات به دادگاه می رفت حکم او اعدام بود.»
این اظهار نظر در سال های بعد برای رییس سازمان قضايی نيروهای مسلح گران تمام شد و منجر به وارد آمدن اتهام های زیادی از سوی روح الله حسينيان دوست و همکار #سعید_امامی به او شد. از آن زمان دیگر #روح_الله_حسینیان ، از نیازی به عنوان «شيخ ساده لوح» نام برده است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬1
۱۲-به دنبال توئیت #حسام_الدین_آشنا و گفتن اینکه باید زمان سئوالات سخت از #محمد_نیازی فرابرسد، آشنا از جمله افرادی را که باعث پیچیده شدن پرونده #قتلهای_زنجیره_ای خواند گفتهها و اطلاعات امیر فرشاد ابراهیمی را عنوانکردکه در روزنامههای آن زمان از او منتشر شده.
آشنا آن اطلاعات را «گمراه کننده با آدرسهای غلط» خواند.
پس از آن ابراهیمی در پاسخ آشنا نوشت :«آقای آشنا زمان سوالات سخت از شما کی شروع می شود ؟
از خود شروع میکنم، پسازآنکه با اعلامجرم شما به عنوان معاون ویژه وزارت اطلاعات به قوه قضائیه بازداشت شدم ، شما بهشدت علاقهمند به در اختیار گرفتن پرونده بودید اما قوه قضائیه مخالف بود و من را در اختیار معاونت ضد جاسوسی وزارت اطلاعات قرارداد، جایی که شما به آن دسترسی نداشتید، باگذشت سه ماه از بازداشت و احراز شدن عدم ارتباط من با سرویسهای جاسوسی خارج از کشور، درحالیکه قوه قضائیه حالا پرونده را به اطلاعات سپاه پاسداران واگذار کرده بود، باز درخواست دادید و پرونده را این بار موفق شدید در اختیار بگیرید.
همان شب به زندان توحید آمدید یادتان هست در کنار قاضی پرونده و دو بازجویی که آورده بودید تا کار را شروع کنید با خوشحالی گفتید: «خودمان گندهات کردیم و با انگشتنشان دادید و گفتید خودمان هم لهت میکنیم»
جناب آشنا، سؤالات سخت از شما بسیار است!
چه شد که با محکوم شدن متهمان قتلهای زنجیرهای و اخراج تمامی مدیران دوره دری نجفآبادی از وزارت اطلاعات ازجمله خودتان بهیکباره ریش کوتاه کردید و لباس روحانیت به کنار گذاشتید و گمان کردید با کتوشلوار پوشیدن همهچیز عوض میشود و دیگر کسی شما را نمیشناسد و حالا فرار به جلو میکنید و سؤال سخت از نیازی میپرسید؟
آقای آشنا با کتوشلوار پوشیدن کسی یادش نمیرود که آن روحانی تندروی اطلاعاتی که مدیریت جلسات وزارت اطلاعات در ساختمان خبرگزاری ایرنا و هتل انقلاب با روزنامهنگاران و نویسندگان را بر عهده داشت و در کنار سعید امامی مینشست که بود.
جناب آقای آشنا، زمان سؤالهای سخت از شما کی هست؟
#دری_نجف_آبادی #قتلهای_زنجیره_ای_وزارت_اطلاعات
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
آشنا آن اطلاعات را «گمراه کننده با آدرسهای غلط» خواند.
پس از آن ابراهیمی در پاسخ آشنا نوشت :«آقای آشنا زمان سوالات سخت از شما کی شروع می شود ؟
از خود شروع میکنم، پسازآنکه با اعلامجرم شما به عنوان معاون ویژه وزارت اطلاعات به قوه قضائیه بازداشت شدم ، شما بهشدت علاقهمند به در اختیار گرفتن پرونده بودید اما قوه قضائیه مخالف بود و من را در اختیار معاونت ضد جاسوسی وزارت اطلاعات قرارداد، جایی که شما به آن دسترسی نداشتید، باگذشت سه ماه از بازداشت و احراز شدن عدم ارتباط من با سرویسهای جاسوسی خارج از کشور، درحالیکه قوه قضائیه حالا پرونده را به اطلاعات سپاه پاسداران واگذار کرده بود، باز درخواست دادید و پرونده را این بار موفق شدید در اختیار بگیرید.
همان شب به زندان توحید آمدید یادتان هست در کنار قاضی پرونده و دو بازجویی که آورده بودید تا کار را شروع کنید با خوشحالی گفتید: «خودمان گندهات کردیم و با انگشتنشان دادید و گفتید خودمان هم لهت میکنیم»
جناب آشنا، سؤالات سخت از شما بسیار است!
چه شد که با محکوم شدن متهمان قتلهای زنجیرهای و اخراج تمامی مدیران دوره دری نجفآبادی از وزارت اطلاعات ازجمله خودتان بهیکباره ریش کوتاه کردید و لباس روحانیت به کنار گذاشتید و گمان کردید با کتوشلوار پوشیدن همهچیز عوض میشود و دیگر کسی شما را نمیشناسد و حالا فرار به جلو میکنید و سؤال سخت از نیازی میپرسید؟
آقای آشنا با کتوشلوار پوشیدن کسی یادش نمیرود که آن روحانی تندروی اطلاعاتی که مدیریت جلسات وزارت اطلاعات در ساختمان خبرگزاری ایرنا و هتل انقلاب با روزنامهنگاران و نویسندگان را بر عهده داشت و در کنار سعید امامی مینشست که بود.
جناب آقای آشنا، زمان سؤالهای سخت از شما کی هست؟
#دری_نجف_آبادی #قتلهای_زنجیره_ای_وزارت_اطلاعات
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤4👍2👏1🤬1
ایران بریفینگ
۱۷-از آخرين پروژههای سعید امامی به عنوان مديرکل حوزه مشاوران وزارت اطلاعات در اين سمت میشود به طرح اصلاح ( پاکسازی و کنترل) قانون مطبوعات اشاره کرد که عين نامه و طرح ايشان را روزنامه سلام در اقدامی عجیب به چاپ رساند و البته هزينهاش را هم که همان توقيف بود،…
۱۸-سعید امامی از بدو ورودش به سپهر اطلاعاتی و امنیت جمهوری اسلامی همواره يکی از چهرههای اطلاعاتی سوم و يا چهارم مطرح جمهوری اسلامی محسوب میشده است.
صرف نظر از چگونگی ورود مرموزانه وی به اندام اطلاعاتی جمهوری اسلامی و رشد پيچک مآبانه وی از سرويس تا معاونت وزارت اطلاعات با نگاهی گذرا به سوابق و اعمال وی در هر حال بيش از دو دهه وی در اصلی ترين ارکان امنيتی نظام اثرگذار و فعال بوده است.
وی در برهههای حساسی چون کوران فعاليتهای گروههای مسلح معارض همچون مجاهدين خلق، هشت سال جنگ تحميلی، فوت خمينی و انتخاب خامنهای به رهبری و حتی انتخاب #اکبر_هاشمی_رفسنجانی و سپس #محمد_خاتمی ...نقش به سزایی را در جهت آرام نمودن اوضاع و اطفای هرگونه بحران ايفا کرده، تاريخهایی که هر نيروی نفوذی و عامل بيگانهای در چنان جايگاهی میتوانست نقشهای بسزایی را عليه انقلاب اسلامی ايفا نمايد در حاليکه کارنامه دو دهه فعاليت امامی مملو است از غرب ستيزی و مبارزه بیامان با دگرانديشان و ضد انقلابيون داخلی و خارجی.
اگر #سعید_امامی مخالف جمهوری اسلامی یا نفوذی بود میتوانست در هر کدام از این مقاطع حساس ضربهای بشدت کاراتر و مهلکتر از #قتلهای_زنجیره_ای بزند.
نکته ای که خود امامی در بازجویی های خود به صراحت می گوید: «من گوش به فرمان ترین و مطیع ترین سرباز ولایت بودم»
#قتلهای_زنجیره_ای_وزارت_اطلاعات
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
صرف نظر از چگونگی ورود مرموزانه وی به اندام اطلاعاتی جمهوری اسلامی و رشد پيچک مآبانه وی از سرويس تا معاونت وزارت اطلاعات با نگاهی گذرا به سوابق و اعمال وی در هر حال بيش از دو دهه وی در اصلی ترين ارکان امنيتی نظام اثرگذار و فعال بوده است.
وی در برهههای حساسی چون کوران فعاليتهای گروههای مسلح معارض همچون مجاهدين خلق، هشت سال جنگ تحميلی، فوت خمينی و انتخاب خامنهای به رهبری و حتی انتخاب #اکبر_هاشمی_رفسنجانی و سپس #محمد_خاتمی ...نقش به سزایی را در جهت آرام نمودن اوضاع و اطفای هرگونه بحران ايفا کرده، تاريخهایی که هر نيروی نفوذی و عامل بيگانهای در چنان جايگاهی میتوانست نقشهای بسزایی را عليه انقلاب اسلامی ايفا نمايد در حاليکه کارنامه دو دهه فعاليت امامی مملو است از غرب ستيزی و مبارزه بیامان با دگرانديشان و ضد انقلابيون داخلی و خارجی.
اگر #سعید_امامی مخالف جمهوری اسلامی یا نفوذی بود میتوانست در هر کدام از این مقاطع حساس ضربهای بشدت کاراتر و مهلکتر از #قتلهای_زنجیره_ای بزند.
نکته ای که خود امامی در بازجویی های خود به صراحت می گوید: «من گوش به فرمان ترین و مطیع ترین سرباز ولایت بودم»
#قتلهای_زنجیره_ای_وزارت_اطلاعات
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤1🤬1
محمدجعفر پوینده نویسنده، مترجم، جامعهشناس ایرانی متولد ۱۷ خرداد ۱۳۳۳است که در جریان ترورهای #قتلهای_زنجیره_ای به دست ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به قتل رسید.
پوینده از فعالترین اعضای کانون نویسندگان ایران بود.
او مدافع پرکار دمکراسی، حقوق بشر و آزادی نامحدود اندیشه و بیان بود.
#محمد_جعفر_پوینده از خانوادهای فقیر بود، در شش سالگی بهدبستان رفت و از ده سالگی مشغول بهکار شد.
فعالیت سیاسی را از دوران دانشجویی در تهران آغاز کرد و سال ۱۳۵۳ برای ادامه تحصیل در دانشگاه سوربن بهفرانسه رفت.
در سال ۱۳۵۶ مدرک فوق لیسانس جامعهشناسی را از این دانشگاه دریافت کرد و در شهریور ۱۳۵۷ در بحبوحه انقلاب بهکشور بازگشت.
او پس از انقلاب، وقت خود را وقف ترجمه آثار مختلف فلسفی و ادبی کرد که بسیاری از آنها منتشر نشدند.
پوینده در ۸ آذر ۱۳۷۷ از منزل خارج شد و ۱۰ روز بعد جسدش در روستای بادامک شهریار در حوالی تهران پیدا شد و علت مرگ او را خفگی اعلام کردند.
وی در خیابان ایرانشهر ربوده شده و در باغی در شهریار به قتل رسیده است.
در اعترافات ماموران وزارت اطلاعات آمده است که چگونه علی روشن ، صادق (#مهرداد_عالیخانی ) و رضا (محسن تهرانی) طنابی به گردن وی بستهاند و آنقدر کشیدند تا جان بدهد…
قاتلان از جمله علی روشنی شخصی که طناب را به گردن او انداخته و خفهاش کرده بود به حبس ابد محکوم شد، اما هیچگاه برای سپردن دوره محکومیت به زندان فرستاده نشد.شمار دیگری از عاملان و آمران این قتلها نیز به حبس محکوم شده اما مجازات نشدند.
مزار محمدجعفر پوینده در امامزاده طاهر کرج در کنار مزار محمد مختاری دیگر قربانی این قتلها است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
پوینده از فعالترین اعضای کانون نویسندگان ایران بود.
او مدافع پرکار دمکراسی، حقوق بشر و آزادی نامحدود اندیشه و بیان بود.
#محمد_جعفر_پوینده از خانوادهای فقیر بود، در شش سالگی بهدبستان رفت و از ده سالگی مشغول بهکار شد.
فعالیت سیاسی را از دوران دانشجویی در تهران آغاز کرد و سال ۱۳۵۳ برای ادامه تحصیل در دانشگاه سوربن بهفرانسه رفت.
در سال ۱۳۵۶ مدرک فوق لیسانس جامعهشناسی را از این دانشگاه دریافت کرد و در شهریور ۱۳۵۷ در بحبوحه انقلاب بهکشور بازگشت.
او پس از انقلاب، وقت خود را وقف ترجمه آثار مختلف فلسفی و ادبی کرد که بسیاری از آنها منتشر نشدند.
پوینده در ۸ آذر ۱۳۷۷ از منزل خارج شد و ۱۰ روز بعد جسدش در روستای بادامک شهریار در حوالی تهران پیدا شد و علت مرگ او را خفگی اعلام کردند.
وی در خیابان ایرانشهر ربوده شده و در باغی در شهریار به قتل رسیده است.
در اعترافات ماموران وزارت اطلاعات آمده است که چگونه علی روشن ، صادق (#مهرداد_عالیخانی ) و رضا (محسن تهرانی) طنابی به گردن وی بستهاند و آنقدر کشیدند تا جان بدهد…
قاتلان از جمله علی روشنی شخصی که طناب را به گردن او انداخته و خفهاش کرده بود به حبس ابد محکوم شد، اما هیچگاه برای سپردن دوره محکومیت به زندان فرستاده نشد.شمار دیگری از عاملان و آمران این قتلها نیز به حبس محکوم شده اما مجازات نشدند.
مزار محمدجعفر پوینده در امامزاده طاهر کرج در کنار مزار محمد مختاری دیگر قربانی این قتلها است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬3❤2🔥1
محمد مختاری پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۷۷ به گفته همسرش پیش از غروب برای خرید میوه و نان از منزلش خارج شد و دیگر بازنگشت.
تیمی از اعضای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی او را ربودند و به قتل رساندند.
قتل او بخشی از ترورهای سیاسی بود که بعدها به قتلهای زنجیرهای معروف شد و مقامات وقت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در بیانیهای اعتراف کردند که این قتلها به دست عوامل این وزارتخانه صورت گرفتهاست.
#محمد_مختاری از شاعران، نویسندگان، مترجمان و منتقدان چپ گرای معاصر ایران بود.
مختاری متولد ۱ اردیبهشت ۱۳۲۱ است و در سال ۱۳۴۸ در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی به عنوان دانشجوی ممتاز، فارغالتحصیل شد.
در ابتدای دهه پنجاه با فعال شدن بنیاد شاهنامه فردوسی، از اعضا هیات علمی آن شد، چهار مجموعه شعر «قصیدههای هاویه»، «در وهم سندباد»، «بر شانه فلات»، «شعر ۵۷» از اوست.
مختاری از اعضای کانون نویسندگان ایران و عضو هیئت دبیران آن بود و تالیفاتی در بررسی آثار شاعران معاصر از جمله نیما یوشیج و منوچهر آتشی دارد.
وی در آذرماه ۱۳۶۱ به جرم اقدام تبلیغی علیه حکومت بازداشت و دو سال زندانی شد.
در سال ۱۳۷۳ در تدوین متن «ما نویسندهایم» که اعتراض#کانون_نویسندگان_ایران به سانسور بود، نقش مهمی داشت.
مختاری در سالهاي آخرين عمر خويش مشغول فعاليت برای راه افتادن دوباره كانون نويسندگان بود كه نقش مهمی در جمع آوری امضا برای اعلاميه معروف به متن ۱۳۴ نويسنده داشت، بسیاری او را نویسنده اولیه این نامه دانیتهاند.
وی در سال ۱۳۷۷ به مسئول كميته تدارك و برگزاری مجمع عمومی كانون نويسندگان میشود و بلافاصله نیز به دادسرای انقلاب احضار شده و در همين دوره توسط مأموران وزارت اطلاعات تهديد به مرگ میشود.
پس از قتل فروهرها ،مختاری و پوینده ، خامنهای در نماز جمعه تهران گفت: «محمد مختاری و محمدجعفر پوینده نویسندگانی شناختهشده نبودند که جمهوری اسلامی بخواهد برخوردی با آنها بکند.» اما ۴۵ روز بعد وزارت اطلاعات در اطلاعیهای اعلام کرد که ماموران این وزارتخانه آنها را کشته است.
به اعتراف مهرداد عالیخانی، تیمی از اعضای وزارت اطلاعات او را ربودند و با پیچیدن طناب به دور گردنش به قتل رساندند.
قتل محمد مختاری، بخشی از ترورهای سیاسی بود که بعدها به #قتلهای_زنجیره_ای معروف شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
تیمی از اعضای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی او را ربودند و به قتل رساندند.
قتل او بخشی از ترورهای سیاسی بود که بعدها به قتلهای زنجیرهای معروف شد و مقامات وقت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در بیانیهای اعتراف کردند که این قتلها به دست عوامل این وزارتخانه صورت گرفتهاست.
#محمد_مختاری از شاعران، نویسندگان، مترجمان و منتقدان چپ گرای معاصر ایران بود.
مختاری متولد ۱ اردیبهشت ۱۳۲۱ است و در سال ۱۳۴۸ در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی به عنوان دانشجوی ممتاز، فارغالتحصیل شد.
در ابتدای دهه پنجاه با فعال شدن بنیاد شاهنامه فردوسی، از اعضا هیات علمی آن شد، چهار مجموعه شعر «قصیدههای هاویه»، «در وهم سندباد»، «بر شانه فلات»، «شعر ۵۷» از اوست.
مختاری از اعضای کانون نویسندگان ایران و عضو هیئت دبیران آن بود و تالیفاتی در بررسی آثار شاعران معاصر از جمله نیما یوشیج و منوچهر آتشی دارد.
وی در آذرماه ۱۳۶۱ به جرم اقدام تبلیغی علیه حکومت بازداشت و دو سال زندانی شد.
در سال ۱۳۷۳ در تدوین متن «ما نویسندهایم» که اعتراض#کانون_نویسندگان_ایران به سانسور بود، نقش مهمی داشت.
مختاری در سالهاي آخرين عمر خويش مشغول فعاليت برای راه افتادن دوباره كانون نويسندگان بود كه نقش مهمی در جمع آوری امضا برای اعلاميه معروف به متن ۱۳۴ نويسنده داشت، بسیاری او را نویسنده اولیه این نامه دانیتهاند.
وی در سال ۱۳۷۷ به مسئول كميته تدارك و برگزاری مجمع عمومی كانون نويسندگان میشود و بلافاصله نیز به دادسرای انقلاب احضار شده و در همين دوره توسط مأموران وزارت اطلاعات تهديد به مرگ میشود.
پس از قتل فروهرها ،مختاری و پوینده ، خامنهای در نماز جمعه تهران گفت: «محمد مختاری و محمدجعفر پوینده نویسندگانی شناختهشده نبودند که جمهوری اسلامی بخواهد برخوردی با آنها بکند.» اما ۴۵ روز بعد وزارت اطلاعات در اطلاعیهای اعلام کرد که ماموران این وزارتخانه آنها را کشته است.
به اعتراف مهرداد عالیخانی، تیمی از اعضای وزارت اطلاعات او را ربودند و با پیچیدن طناب به دور گردنش به قتل رساندند.
قتل محمد مختاری، بخشی از ترورهای سیاسی بود که بعدها به #قتلهای_زنجیره_ای معروف شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤2🔥2🤬1
در خرداد ۱۳۷۱ دکتر محمدتقی فلاح تفتی جراح قلب و عروق و همسرش دکتر منیژه زرسازگار متخصص اطفال، به همراه فرزندانشان امید و هدیه، توسط نیروهای امنیتی در منزلشان واقع در خیابان پاسداران بیرحمانه به قتل میرسند.
آنها از نخستین قربانیان قتلهای زنجیرهای بودند در دهه ۷۰ بودند.
روزنامه کیهان در اوج اختلافاتش با وزارت اطلاعات وقت در۳ خرداد ۱۳۷۱ اولین رسانهای است که شائبه امنیتی بودن قتلها را مطرح کرد و نوشت:«دکتر #محمدتقی_فلاح_تفتی، پزشک خدمتگزار و زحتمکش جامعه ما و نیز همسرش که وی نیز در همین کسوت پزشکی قرار داشت به نحو شدید در منزل مسکونیشان به قتل رسیدند. اما مگر چه گناه عظیمی را مرتکب شده بودند که جنایتکاران آنها را همراه با فرزندان بیگناهشان با فجیعترین شکل به قتل رساندند؟مردم ایران بهطور قطع قاتلان دکتر #محمد_فلاح_تفتی و همسر و فرزندانش را در زمره دشمنان خبیث این آب و خاک قرار داده و از دشمنان خارجی نیز پستتر میشمارند»
چند روز بعد #علی_یونسی، دادستان نظامی وقت و وزیر اطلاعات بعدی، مدعی شد: «در تحقیقات اولیه دادسرا مشخص شد که این جنایت با شرکت یکی از آشنایان خانواده دکتر صورت گرفته است... ساعاتی بعد از وقوع قتل نیز اتومبیل مرحوم تفتی همراه با یک جنازه نیمسوخته کشف شد. بر اساس قرائن و شواهد معلوم است جنازه متعلق به عامل اصلی یا یکی از عوامل اصلی جنایت است…در ادامه ۴ نفر در مشهد سوار بر یک اتومبیل شورلت دستگیر شدند که انگیزه قتل را سرقت گفتهاند و هیچگونه انگیزه سیاسی وجود نداشته است و شایعاتی که در مورد انگیزههای قتل بیان میشود ساخته ذهنهای بیمار است»
اظهار نظر علی یونسی رئیس سازمان قضائی نیروهای مسلح بدون آنکه اشارهای کند مشخص کرد این قتل ربطی به نیروهای نظامی و امنیتی دارد در غیر آن میبایست دادستان تهران و یا دیگر مقامهای عمومی قوه قضائیه اظهار نظر میکرد.
عبدالله اسدی معروف به مطلق از کارمندان وزارت اطلاعات، در جلسه دادگاه مورخ ۱۳۷۹/۴/۱۵ #قتلهای_زنجیره_ای درباره قتل دکتر فلاح تفتی «آن را روال اداری دانست» که «بدون آنکه علتش را بداند انجام داده» اسدی هدف اصلی را دکتر تفتی دانسته و قتل همسر و فرزندانش را «یک اتفاق غیرقابل جبران» خوانده.
دکتر فلاح تفتی پزشک قلب خمینی و همچنین سید احمد خمینی بوده و طبق اعتراف سعید امامی منتشر شده در جزوه ۸۸ صفحهای:«نیروهای امنیتی از وی میخواهنددر روند قتل سید احمد همکاری کند اما وی مخالفت نموده و همین مسئله دلیل قتل وی میشود»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
آنها از نخستین قربانیان قتلهای زنجیرهای بودند در دهه ۷۰ بودند.
روزنامه کیهان در اوج اختلافاتش با وزارت اطلاعات وقت در۳ خرداد ۱۳۷۱ اولین رسانهای است که شائبه امنیتی بودن قتلها را مطرح کرد و نوشت:«دکتر #محمدتقی_فلاح_تفتی، پزشک خدمتگزار و زحتمکش جامعه ما و نیز همسرش که وی نیز در همین کسوت پزشکی قرار داشت به نحو شدید در منزل مسکونیشان به قتل رسیدند. اما مگر چه گناه عظیمی را مرتکب شده بودند که جنایتکاران آنها را همراه با فرزندان بیگناهشان با فجیعترین شکل به قتل رساندند؟مردم ایران بهطور قطع قاتلان دکتر #محمد_فلاح_تفتی و همسر و فرزندانش را در زمره دشمنان خبیث این آب و خاک قرار داده و از دشمنان خارجی نیز پستتر میشمارند»
چند روز بعد #علی_یونسی، دادستان نظامی وقت و وزیر اطلاعات بعدی، مدعی شد: «در تحقیقات اولیه دادسرا مشخص شد که این جنایت با شرکت یکی از آشنایان خانواده دکتر صورت گرفته است... ساعاتی بعد از وقوع قتل نیز اتومبیل مرحوم تفتی همراه با یک جنازه نیمسوخته کشف شد. بر اساس قرائن و شواهد معلوم است جنازه متعلق به عامل اصلی یا یکی از عوامل اصلی جنایت است…در ادامه ۴ نفر در مشهد سوار بر یک اتومبیل شورلت دستگیر شدند که انگیزه قتل را سرقت گفتهاند و هیچگونه انگیزه سیاسی وجود نداشته است و شایعاتی که در مورد انگیزههای قتل بیان میشود ساخته ذهنهای بیمار است»
اظهار نظر علی یونسی رئیس سازمان قضائی نیروهای مسلح بدون آنکه اشارهای کند مشخص کرد این قتل ربطی به نیروهای نظامی و امنیتی دارد در غیر آن میبایست دادستان تهران و یا دیگر مقامهای عمومی قوه قضائیه اظهار نظر میکرد.
عبدالله اسدی معروف به مطلق از کارمندان وزارت اطلاعات، در جلسه دادگاه مورخ ۱۳۷۹/۴/۱۵ #قتلهای_زنجیره_ای درباره قتل دکتر فلاح تفتی «آن را روال اداری دانست» که «بدون آنکه علتش را بداند انجام داده» اسدی هدف اصلی را دکتر تفتی دانسته و قتل همسر و فرزندانش را «یک اتفاق غیرقابل جبران» خوانده.
دکتر فلاح تفتی پزشک قلب خمینی و همچنین سید احمد خمینی بوده و طبق اعتراف سعید امامی منتشر شده در جزوه ۸۸ صفحهای:«نیروهای امنیتی از وی میخواهنددر روند قتل سید احمد همکاری کند اما وی مخالفت نموده و همین مسئله دلیل قتل وی میشود»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤7🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیست و هفت سال پیش در آذرماه سال ۱۳۷۷ ماموران وزارت اطلاعات محمد مختاری ،شاعر، محقق و عضو کانون نویسندگان ایران را در خیابان ربودند و به قتل رساندند چند روز بعد درست ساعاتی پیش از آن که پیکر بیجان #محمد_مختاری در پزشکی قانونی شناسایی شود نقشه ی ربایش و قتل محمد جعفر پوینده ،نویسنده مترجم و دیگر عضو کانون نویسندگان ایران را به اجرا در آوردند پیش از آنها پیکر کارد آجین شده ی داریوش فروهر و پروانه اسکندری از فعالان سیاسی منتقد حکومت در خانه شان پیدا شده بود
چنین قتلهایی سالها و بارها در داخل و خارج کشور انجام گرفته بود. قتل غفار حسینی و احمد میرعلایی دو نمونه از آنهاست اما تعدد و تجمع چهار قتل در نیمه ی نخست آذرماه و شکل فجیع انجام آنها و نیز شرایط سیاسی آن دوره جنبش دادخواهی را به تحرک و حضوری تازه کشاند. این جنبش که سابقه ای طولانی داشت و از آغاز حاکمیت اسلامی بر اندازه و عمق آن افزوده شده بود به اوجی تازه رسید و تا به آنجا پیش رفت که نهاد امنیتی را واداشت به انجام قتلها اقرار کند.
مهرداد عالیخانی(حاج صادق) مدیرکل وزارت اطلاعات و یکی از سه چهره مؤثر،در اجرای #قتلهای_زنجیره_ای ماجرای ربودن و قتل #محمد_مختاری را چنین بازگو می کند:
«حدود ساعت ۱۷، مختاری با لباس اسپرت از کوچه بیرون میآید و از سمت شمال به جنوب خیابان آفریقا حرکت میکند. سریعا به ناظری زنگ زدم و خبر دادم سوژه بیرون زد، مختاری برای خرید بیرون آمده بود و درحال برگشتن به منزل بود که علی و رضا رسیدند.
یک کوچه مانده به منزلش علی و رضا جلوی او را گرفتند و وی را سوار اتومبیل کردند…داخل ساختمان شدیم.
همه کار را روشن و ناظری تمام کردند.
بسیار حرفهای و مسلط و خوب عمل نمودند. ناظری سریعا طناب مربوطه را از کابینت داخل اتاق در آورد. مقادیری پارچه برداشت، چشم و دست او را از پشت سر بست. طناب را به گردن او انداخت. او را به روی شکم خواباند و حدود چهار یا پنج دقیقه طناب را تنگ کرد و آن را کشید. در این حالت ناظری دهان سوژه را با یک پارچه گرفته بود تا بدین وسیله از ریختن خون به زمین و ایجاد سروصدای احتمالی جلوگیری کند. این دو از روی ناخنها تشخیص دادند که کار تمام شده است،کمی آنورتر از سه راه افسریه جنازه را بیرون گذاشتیم»
#قتلهای_زنجیره_ای #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
چنین قتلهایی سالها و بارها در داخل و خارج کشور انجام گرفته بود. قتل غفار حسینی و احمد میرعلایی دو نمونه از آنهاست اما تعدد و تجمع چهار قتل در نیمه ی نخست آذرماه و شکل فجیع انجام آنها و نیز شرایط سیاسی آن دوره جنبش دادخواهی را به تحرک و حضوری تازه کشاند. این جنبش که سابقه ای طولانی داشت و از آغاز حاکمیت اسلامی بر اندازه و عمق آن افزوده شده بود به اوجی تازه رسید و تا به آنجا پیش رفت که نهاد امنیتی را واداشت به انجام قتلها اقرار کند.
مهرداد عالیخانی(حاج صادق) مدیرکل وزارت اطلاعات و یکی از سه چهره مؤثر،در اجرای #قتلهای_زنجیره_ای ماجرای ربودن و قتل #محمد_مختاری را چنین بازگو می کند:
«حدود ساعت ۱۷، مختاری با لباس اسپرت از کوچه بیرون میآید و از سمت شمال به جنوب خیابان آفریقا حرکت میکند. سریعا به ناظری زنگ زدم و خبر دادم سوژه بیرون زد، مختاری برای خرید بیرون آمده بود و درحال برگشتن به منزل بود که علی و رضا رسیدند.
یک کوچه مانده به منزلش علی و رضا جلوی او را گرفتند و وی را سوار اتومبیل کردند…داخل ساختمان شدیم.
همه کار را روشن و ناظری تمام کردند.
بسیار حرفهای و مسلط و خوب عمل نمودند. ناظری سریعا طناب مربوطه را از کابینت داخل اتاق در آورد. مقادیری پارچه برداشت، چشم و دست او را از پشت سر بست. طناب را به گردن او انداخت. او را به روی شکم خواباند و حدود چهار یا پنج دقیقه طناب را تنگ کرد و آن را کشید. در این حالت ناظری دهان سوژه را با یک پارچه گرفته بود تا بدین وسیله از ریختن خون به زمین و ایجاد سروصدای احتمالی جلوگیری کند. این دو از روی ناخنها تشخیص دادند که کار تمام شده است،کمی آنورتر از سه راه افسریه جنازه را بیرون گذاشتیم»
#قتلهای_زنجیره_ای #علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊6❤3🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهرداد عالیخانی(حاج صادق) مدیرکل وزارت اطلاعات و یکی از سه چهره مؤثر،در اجرای #قتلهای_زنجیره_ای ماجرای ربودن و قتل #محمد_مختاری را چنین بازگو می کند:
«حدود ساعت ۱۷، مختاری با لباس اسپرت از کوچه بیرون میآید و از سمت شمال به جنوب خیابان آفریقا حرکت میکند. سریعا به ناظری زنگ زدم و خبر دادم سوژه بیرون زد، مختاری برای خرید بیرون آمده بود و درحال برگشتن به منزل بود که علی و رضا رسیدند.
یک کوچه مانده به منزلش علی و رضا جلوی او را گرفتند و وی را سوار اتومبیل کردند…داخل ساختمان شدیم.
همه کار را روشن و ناظری تمام کردند.
بسیار حرفهای و مسلط و خوب عمل نمودند. ناظری سریعا طناب مربوطه را از کابینت داخل اتاق در آورد. مقادیری پارچه برداشت، چشم و دست او را از پشت سر بست. طناب را به گردن او انداخت. او را به روی شکم خواباند و حدود چهار یا پنج دقیقه طناب را تنگ کرد و آن را کشید. در این حالت ناظری دهان سوژه را با یک پارچه گرفته بود تا بدین وسیله از ریختن خون به زمین و ایجاد سروصدای احتمالی جلوگیری کند. این دو از روی ناخنها تشخیص دادند که کار تمام شده است،کمی آنورتر از سه راه افسریه جنازه را بیرون گذاشتیم»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
«حدود ساعت ۱۷، مختاری با لباس اسپرت از کوچه بیرون میآید و از سمت شمال به جنوب خیابان آفریقا حرکت میکند. سریعا به ناظری زنگ زدم و خبر دادم سوژه بیرون زد، مختاری برای خرید بیرون آمده بود و درحال برگشتن به منزل بود که علی و رضا رسیدند.
یک کوچه مانده به منزلش علی و رضا جلوی او را گرفتند و وی را سوار اتومبیل کردند…داخل ساختمان شدیم.
همه کار را روشن و ناظری تمام کردند.
بسیار حرفهای و مسلط و خوب عمل نمودند. ناظری سریعا طناب مربوطه را از کابینت داخل اتاق در آورد. مقادیری پارچه برداشت، چشم و دست او را از پشت سر بست. طناب را به گردن او انداخت. او را به روی شکم خواباند و حدود چهار یا پنج دقیقه طناب را تنگ کرد و آن را کشید. در این حالت ناظری دهان سوژه را با یک پارچه گرفته بود تا بدین وسیله از ریختن خون به زمین و ایجاد سروصدای احتمالی جلوگیری کند. این دو از روی ناخنها تشخیص دادند که کار تمام شده است،کمی آنورتر از سه راه افسریه جنازه را بیرون گذاشتیم»
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬12🔥1🤯1
در خاطرات #اکبر_هاشمی_رفسنجانی در ۲۱ بهمن ١٣٧٧ آمده است که :« تهرانی، معاون سابق وزارت اطلاعات، دری نجفآبادی وزیر سابق اطلاعات را مشوق تیم قاتلان زنجیرهای دانسته است.
عصر آقاى [امیر] تهرانى، معاون [وزیر] اطلاعات آمد و گفت، وضع وزارت خوب نيست و دلسردى و بلاتكليفى حاكم است و مديران از آقاى دُرّى راضى نيستند.
فكر مىكنند او قاتلان را تشويق كرده و سپس از آنها حمايت نكرده و دليلى براى اين ادعا نداشت؛ جز همان مطالبى كه قبلاً شنيده بوديم كه از آقاى [مصطفی] موسوى [کاظمی] و صادق [مهرداد عالیخانی] نقل شده است.
گفت، قرار بوده آقاى دُرّى برود، ولى اخيراً سياست آقاى خاتمى، [رئیسجمهور] عوض شده و مىخواهد چند ماهى بماند و به دست او اصلاحات مورد نظرشان در حذف و جايگزينی مديران انجام شود و آقاى دُرّى هم شروع كرده است و كار اولش، تعويض ریيس دفترش است كه مورد قبول دوستان آقاى خاتمى نبوده و فعلاً دنبال جايگزين براى آقاى [مصطفی] پورمحمدى، [معاون وزیر اطلاعات] مىگردند.
نظرش اين است كه آقاى [احمد] شفيعى، معاون مردمى [وزارت اطلاعات]، به جاى آقاى دُرّى بيايد.
آقای [علی] آقامحمدی، [معاون سیاسی صدا و سیما] آمد و گزارش [مصاحبه آقای #روح_الله_حسینیان درباره #قتلهای_زنجیره_ای ] در برنامه چراغ را داد.
انتقاد دارد از بيانيه آقاى [علی] لاريجانى، [رئیس سازمان صداوسیما، در خصوص اقدام خودسرانه آقای حسینیان در مصاحبه با برنامه چراغ] كه آن را ضعيف مىداند و با اظهار نگرانى از جريان امور ادارى و سياسى كشور و سوءعملكرد دوستان آقاى خاتمى، از من خواست كه براى نجات انقلاب فكرى بكنم و پيشنهاد تشكيل حزب بزرگ داشت.
#دری_نجف_آبادی #محمد_خاتمی #مصطفی_کاظمی #مهرداد_عالیخانی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
عصر آقاى [امیر] تهرانى، معاون [وزیر] اطلاعات آمد و گفت، وضع وزارت خوب نيست و دلسردى و بلاتكليفى حاكم است و مديران از آقاى دُرّى راضى نيستند.
فكر مىكنند او قاتلان را تشويق كرده و سپس از آنها حمايت نكرده و دليلى براى اين ادعا نداشت؛ جز همان مطالبى كه قبلاً شنيده بوديم كه از آقاى [مصطفی] موسوى [کاظمی] و صادق [مهرداد عالیخانی] نقل شده است.
گفت، قرار بوده آقاى دُرّى برود، ولى اخيراً سياست آقاى خاتمى، [رئیسجمهور] عوض شده و مىخواهد چند ماهى بماند و به دست او اصلاحات مورد نظرشان در حذف و جايگزينی مديران انجام شود و آقاى دُرّى هم شروع كرده است و كار اولش، تعويض ریيس دفترش است كه مورد قبول دوستان آقاى خاتمى نبوده و فعلاً دنبال جايگزين براى آقاى [مصطفی] پورمحمدى، [معاون وزیر اطلاعات] مىگردند.
نظرش اين است كه آقاى [احمد] شفيعى، معاون مردمى [وزارت اطلاعات]، به جاى آقاى دُرّى بيايد.
آقای [علی] آقامحمدی، [معاون سیاسی صدا و سیما] آمد و گزارش [مصاحبه آقای #روح_الله_حسینیان درباره #قتلهای_زنجیره_ای ] در برنامه چراغ را داد.
انتقاد دارد از بيانيه آقاى [علی] لاريجانى، [رئیس سازمان صداوسیما، در خصوص اقدام خودسرانه آقای حسینیان در مصاحبه با برنامه چراغ] كه آن را ضعيف مىداند و با اظهار نگرانى از جريان امور ادارى و سياسى كشور و سوءعملكرد دوستان آقاى خاتمى، از من خواست كه براى نجات انقلاب فكرى بكنم و پيشنهاد تشكيل حزب بزرگ داشت.
#دری_نجف_آبادی #محمد_خاتمی #مصطفی_کاظمی #مهرداد_عالیخانی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬5❤2🔥2
Forwarded from ایران بریفینگ
۱۲ آذر زاد روز محمد حسن ترکمان است.
محمدحسن ترکمان، متولد ۱۲ آذر ۱۳۷۴ در شاهینشهر اصفهان، دانشجوی سابق مدیریت بازرگانی و فروشنده موبایل در بابل بود. محمدحسن، فردی آرام، مهربان و علاقهمند به حیوانات و طبیعت بود و گربهای به نام “پشمک” داشت. همیشه تا جایی که در توانش بود به دیگران کمک میکرد. همه دغدغه زندگیش آینده ایران و مردم بود.
محمد حسن یکی از صدها نوجوان معترض خیزش ۱۴۰۱ ایران بود که در روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در ۲۶ سالگی در بابُل با تیراندازی یک عضو سپاه پاسداران در دم کشته شده است.
#محمد_حسن_ترکمان اهل اصفهان و در بابل دانشجو بود.
دوست محمدحسن که با او در اعتراضات بوده پس از آنکه نیروهای امنیتی اقدام به شلیک بسوی معترضان میکنند و او محمد حسین را در خیابانی گم میکند با خانواده او تماس میگیرد و میگوید که محمدحسن گمشده است.
ساعاتی بعد، شمارهای ناشناس با دوست محمدحسن تماس میگیرد و با آرامش میگوید که او تیر خوردهاست. همان شب، خانواده او در جستوجوی محمدحسن از تهران به بابل میآیند. پدر محمدحسن-که در دوره جنگ ایران و عراق اسیر بود پس از شنیدن خبر کشته شدن فرزندش در بیمارستان بابل سکته میکند و به سیسییو منقل میشود، مادر محمدحسن گفته است صدام نتوانست کمر همسرم را بشکند اما شما کردید!
#کاملیا_سجادیان مادر محمد حسن همچنین در مراسم چهلم او تأیید میکند که او توسط نیروهای نظامی حکومت کشته و از سوی آنها تحت فشار بوده که بگوید فرزندش در تصادف درگذشته است:«خون بچه من را آوردن، در آن نان زدن و گفتن بخور … اومدن گفتند تو هم این را بگو، بگو تصادف بوده، من دروغ نمیگم، بچه من را کشتید، من به فنا، مردم به فنا، از پدرش خجالت نکشیدین ۸ سال سینه سپر کرد برای شما حرومزادهها؟ میگم دیگه… خفهخون گرفتم این چهل روز… بچه منو کشتین به نامردی هم کشتین… زینب زمان منم…
محمدحسن در آخرین توییتش نوشته بود:«نظاره گر نباشیم» و خود به میدان شتافت
پدرش که از رزمندگان و اسیران جنگ ایران و عراق بود، پس از شنیدن خبر شهادت پسرش سکته کرد و تحت فشار نیروهای امنیتی قرار گرفتند تا علت مرگ او را “تصادف” اعلام کنند. پیکر محمدحسن، بدون اطلاعرسانی دقیق و در شرایط امنیتی شدید، در بهشت معصومه شاهینشهر به خاک سپرده شد.
او در ۲۶ سالگی به یکی از چهرههای ماندگار قیام تبدیل شد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
محمدحسن ترکمان، متولد ۱۲ آذر ۱۳۷۴ در شاهینشهر اصفهان، دانشجوی سابق مدیریت بازرگانی و فروشنده موبایل در بابل بود. محمدحسن، فردی آرام، مهربان و علاقهمند به حیوانات و طبیعت بود و گربهای به نام “پشمک” داشت. همیشه تا جایی که در توانش بود به دیگران کمک میکرد. همه دغدغه زندگیش آینده ایران و مردم بود.
محمد حسن یکی از صدها نوجوان معترض خیزش ۱۴۰۱ ایران بود که در روز ۳۰ شهریور ۱۴۰۱ در ۲۶ سالگی در بابُل با تیراندازی یک عضو سپاه پاسداران در دم کشته شده است.
#محمد_حسن_ترکمان اهل اصفهان و در بابل دانشجو بود.
دوست محمدحسن که با او در اعتراضات بوده پس از آنکه نیروهای امنیتی اقدام به شلیک بسوی معترضان میکنند و او محمد حسین را در خیابانی گم میکند با خانواده او تماس میگیرد و میگوید که محمدحسن گمشده است.
ساعاتی بعد، شمارهای ناشناس با دوست محمدحسن تماس میگیرد و با آرامش میگوید که او تیر خوردهاست. همان شب، خانواده او در جستوجوی محمدحسن از تهران به بابل میآیند. پدر محمدحسن-که در دوره جنگ ایران و عراق اسیر بود پس از شنیدن خبر کشته شدن فرزندش در بیمارستان بابل سکته میکند و به سیسییو منقل میشود، مادر محمدحسن گفته است صدام نتوانست کمر همسرم را بشکند اما شما کردید!
#کاملیا_سجادیان مادر محمد حسن همچنین در مراسم چهلم او تأیید میکند که او توسط نیروهای نظامی حکومت کشته و از سوی آنها تحت فشار بوده که بگوید فرزندش در تصادف درگذشته است:«خون بچه من را آوردن، در آن نان زدن و گفتن بخور … اومدن گفتند تو هم این را بگو، بگو تصادف بوده، من دروغ نمیگم، بچه من را کشتید، من به فنا، مردم به فنا، از پدرش خجالت نکشیدین ۸ سال سینه سپر کرد برای شما حرومزادهها؟ میگم دیگه… خفهخون گرفتم این چهل روز… بچه منو کشتین به نامردی هم کشتین… زینب زمان منم…
محمدحسن در آخرین توییتش نوشته بود:«نظاره گر نباشیم» و خود به میدان شتافت
پدرش که از رزمندگان و اسیران جنگ ایران و عراق بود، پس از شنیدن خبر شهادت پسرش سکته کرد و تحت فشار نیروهای امنیتی قرار گرفتند تا علت مرگ او را “تصادف” اعلام کنند. پیکر محمدحسن، بدون اطلاعرسانی دقیق و در شرایط امنیتی شدید، در بهشت معصومه شاهینشهر به خاک سپرده شد.
او در ۲۶ سالگی به یکی از چهرههای ماندگار قیام تبدیل شد.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤22🔥2🤬1
محمد مختاری پنجشنبه ۱۲ آذر ۱۳۷۷ پیش از غروب برای خرید میوه و نان از منزلش خارج شد و دیگر بازنگشت.
تیمی از اعضای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی او را ربودند و به قتل رساندند.
قتل او، محمدجعفر پوینده، داریوش فروهر و پروانه اسکندری، بخشی از ترورهای سیاسی بود که بعدها به قتلهای زنجیرهای معروف شد و مقامات وقت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در بیانیهای اعتراف کردند که این قتلها به دست عوامل این وزارتخانه صورت گرفتهاست.
#محمد_مختاری از شاعران، نویسندگان، مترجمان و منتقدان چپ گرای معاصر ایران بود.
مختاری در سال ۱۳۴۸ در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی به عنوان دانشجوی ممتاز، فارغالتحصیل شد.
در ابتدای دهه پنجاه با فعال شدن بنیاد شاهنامه فردوسی، از اعضا هیات علمی آن شد، چهار مجموعه شعر «قصیدههای هاویه»، «در وهم سندباد»، «بر شانه فلات»، «شعر ۵۷» از اوست.
مختاری از اعضای کانون نویسندگان ایران و عضو هیئت دبیران آن بود و تالیفاتی در بررسی آثار شاعران معاصر از جمله نیما یوشیج و منوچهر آتشی دارد.
وی در آذرماه ۱۳۶۱ به جرم اقدام تبلیغی علیه حکومت بازداشت و دو سال زندانی شد.
در سال ۱۳۷۳ در تدوین متن «ما نویسندهایم» که اعتراض#کانون_نویسندگان_ایران به سانسور بود، نقش مهمی داشت.
به اعتراف مهرداد عالیخانی، تیمی از اعضای وزارت اطلاعات او را ربودند و با پیچیدن طناب به دور گردنش به قتل رساندند.
قتل محمد مختاری، بخشی از ترورهای سیاسی بود که بعدها به #قتلهای_زنجیره_ای معروف شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
تیمی از اعضای وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی او را ربودند و به قتل رساندند.
قتل او، محمدجعفر پوینده، داریوش فروهر و پروانه اسکندری، بخشی از ترورهای سیاسی بود که بعدها به قتلهای زنجیرهای معروف شد و مقامات وقت وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در بیانیهای اعتراف کردند که این قتلها به دست عوامل این وزارتخانه صورت گرفتهاست.
#محمد_مختاری از شاعران، نویسندگان، مترجمان و منتقدان چپ گرای معاصر ایران بود.
مختاری در سال ۱۳۴۸ در رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی به عنوان دانشجوی ممتاز، فارغالتحصیل شد.
در ابتدای دهه پنجاه با فعال شدن بنیاد شاهنامه فردوسی، از اعضا هیات علمی آن شد، چهار مجموعه شعر «قصیدههای هاویه»، «در وهم سندباد»، «بر شانه فلات»، «شعر ۵۷» از اوست.
مختاری از اعضای کانون نویسندگان ایران و عضو هیئت دبیران آن بود و تالیفاتی در بررسی آثار شاعران معاصر از جمله نیما یوشیج و منوچهر آتشی دارد.
وی در آذرماه ۱۳۶۱ به جرم اقدام تبلیغی علیه حکومت بازداشت و دو سال زندانی شد.
در سال ۱۳۷۳ در تدوین متن «ما نویسندهایم» که اعتراض#کانون_نویسندگان_ایران به سانسور بود، نقش مهمی داشت.
به اعتراف مهرداد عالیخانی، تیمی از اعضای وزارت اطلاعات او را ربودند و با پیچیدن طناب به دور گردنش به قتل رساندند.
قتل محمد مختاری، بخشی از ترورهای سیاسی بود که بعدها به #قتلهای_زنجیره_ای معروف شد.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🔥10❤4🤔4🤬3
۸ آذر ۱۳۷۷، محمدجعفر پوینده، نویسنده، مترجم و از اعضای فعال کانون نویسندگان ایران از خانه خود خارج شد و ۱۰ روز بعد پیکرش در روستای بادامک شهریار پیدا شد.
این جنایت یکی از سلسله قتلهای زنجیرهای حکومتی بود.
بسیاری از آثار مکتب تفکر انتقادی فرانکفورت را محمدجعفر پوینده برای اولین بار ترجمه و در دسترس فارسی زبانان قرار داده بود.
در جایی او مینویسد: «انسان یگانه، انسان فاعل و پویا است. نقطه مقابل او انسان سازش یافته و منفعل است. در واقع سازگاری جلوه ضعیف شده دفاع از خود است. سازش پذیری ویژگی قلمرو رفتار حیوان است. که پیدایش آن در انسان نشانه بیماری ناانسان شدن اوست. انسان در سراسر تاریخ برای چیرگی بر عواملی که او را همساز یا سازگار کند، به رغم تهدیدهای همیشگی نیروهای سرکوب و ستم، برای دست یافتن به انسانیت کامل خود همواره در مبارزه بوده است.»
#محمد_جعفر_پوینده نویسنده، مترجم، جامعهشناس ایرانی متولد ۱۷ خرداد ۱۳۳۳است که در جریان ترورهای #قتلهای_زنجیره_ای به دست ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به قتل رسید.
پوینده از فعالترین اعضای کانون نویسندگان ایران بود.
او مدافع پرکار دمکراسی، حقوق بشر و آزادی نامحدود اندیشه و بیان بود.
محمد جعفر پوینده از خانوادهای فقیر بود، در شش سالگی بهدبستان رفت و از ده سالگی مشغول بهکار شد.
فعالیت سیاسی را از دوران دانشجویی در تهران آغاز کرد و سال ۱۳۵۳ برای ادامه تحصیل در دانشگاه سوربن بهفرانسه رفت.
در سال ۱۳۵۶ مدرک فوق لیسانس جامعهشناسی را از این دانشگاه دریافت کرد و در شهریور ۱۳۵۷ در بحبوحه انقلاب بهکشور بازگشت.
او پس از انقلاب، وقت خود را وقف ترجمه آثار مختلف فلسفی و ادبی کرد که بسیاری از آنها منتشر نشدند.
در اعترافات ماموران وزارت اطلاعات آمده است که چگونه علی روشن ، صادق ( #مهرداد_عالیخانی ) و رضا (محسن تهرانی) طنابی به گردن وی بستهاند و آنقدر کشیدند تا جان بدهد…
قاتلان از جمله علی روشنی شخصی که طناب را به گردن او انداخته و خفهاش کرده بود به حبس ابد محکوم شد، اما هیچگاه برای سپردن دوره محکومیت به زندان فرستاده نشد.شمار دیگری از عاملان و آمران این قتلها نیز به حبس محکوم شده اما مجازات نشدند.
مزار محمدجعفر پوینده در امامزاده طاهر کرج در کنار مزار محمد مختاری دیگر قربانی این قتلها است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
این جنایت یکی از سلسله قتلهای زنجیرهای حکومتی بود.
بسیاری از آثار مکتب تفکر انتقادی فرانکفورت را محمدجعفر پوینده برای اولین بار ترجمه و در دسترس فارسی زبانان قرار داده بود.
در جایی او مینویسد: «انسان یگانه، انسان فاعل و پویا است. نقطه مقابل او انسان سازش یافته و منفعل است. در واقع سازگاری جلوه ضعیف شده دفاع از خود است. سازش پذیری ویژگی قلمرو رفتار حیوان است. که پیدایش آن در انسان نشانه بیماری ناانسان شدن اوست. انسان در سراسر تاریخ برای چیرگی بر عواملی که او را همساز یا سازگار کند، به رغم تهدیدهای همیشگی نیروهای سرکوب و ستم، برای دست یافتن به انسانیت کامل خود همواره در مبارزه بوده است.»
#محمد_جعفر_پوینده نویسنده، مترجم، جامعهشناس ایرانی متولد ۱۷ خرداد ۱۳۳۳است که در جریان ترورهای #قتلهای_زنجیره_ای به دست ماموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی به قتل رسید.
پوینده از فعالترین اعضای کانون نویسندگان ایران بود.
او مدافع پرکار دمکراسی، حقوق بشر و آزادی نامحدود اندیشه و بیان بود.
محمد جعفر پوینده از خانوادهای فقیر بود، در شش سالگی بهدبستان رفت و از ده سالگی مشغول بهکار شد.
فعالیت سیاسی را از دوران دانشجویی در تهران آغاز کرد و سال ۱۳۵۳ برای ادامه تحصیل در دانشگاه سوربن بهفرانسه رفت.
در سال ۱۳۵۶ مدرک فوق لیسانس جامعهشناسی را از این دانشگاه دریافت کرد و در شهریور ۱۳۵۷ در بحبوحه انقلاب بهکشور بازگشت.
او پس از انقلاب، وقت خود را وقف ترجمه آثار مختلف فلسفی و ادبی کرد که بسیاری از آنها منتشر نشدند.
در اعترافات ماموران وزارت اطلاعات آمده است که چگونه علی روشن ، صادق ( #مهرداد_عالیخانی ) و رضا (محسن تهرانی) طنابی به گردن وی بستهاند و آنقدر کشیدند تا جان بدهد…
قاتلان از جمله علی روشنی شخصی که طناب را به گردن او انداخته و خفهاش کرده بود به حبس ابد محکوم شد، اما هیچگاه برای سپردن دوره محکومیت به زندان فرستاده نشد.شمار دیگری از عاملان و آمران این قتلها نیز به حبس محکوم شده اما مجازات نشدند.
مزار محمدجعفر پوینده در امامزاده طاهر کرج در کنار مزار محمد مختاری دیگر قربانی این قتلها است.
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊13❤5🤬2👍1🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
محمدعلی طاهری خود را معلم معنوی و بنیانگذار مکتب عرفان کیهانی حلقه میخواند.او در ایران از سوی نیروهای اطلاعاتی به شیادی ،مرید بازی و حتی تعرض به زنان و دختران متهم و بازداشت شد،او پس از بازداشت مدام به اتهامات مختلف از فساد مالی کرفته تا فرقه گرایی و حتی جاسوسی و ارتداد و دو فرقه ترور و حذف سازمانی متهم میشد.
هواداران او در اکثر شهرهای اروپایی و کانادا و آمریکا برای او تجمع و راهپیمایی برگذار میکردند و حتی در ایران هم چند تجمع برگزار شد که تمامی آنها با دخالت نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد.
او در نهایت به اعدام محکوم شد و حتی شایعه اعدام مخفیانه وی نیز منتشر شده بود اما در اوج بیخبری و شایعه مرگ وی و حتی دفن مخفیانهاش به یکباره در اسفند ۹۸، محمدزمان دریاباری وکیل طاهری اعلام کرد وی سه ماه است در تورنتو کانادا به سر میبرد اما احتمال دارد به ایران برگردد.
پس از این اعلام بود که سخنگوی قوه قضاییه بدون اشاره به حکو اعدام وی اعلام کرد که محمد علی طاهری پس از طی مدت محکومیت خود که هفت و نیم سال زندان بوده، از زندان آزاد شده است.
هرگز مشخص نشد داستان اتهام قتلهای سازمانی و یا اعدام وی و یا حتی قبری که یکی از معاونان وی (شهناز نیرومنش) تصویر آن را نشان داده بود چه بود ؟
#محمد_علی_طاهری نیز هرگز به آنهااشاره نکردو گفت آن روزها را در کائنات رها کرده!
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
هواداران او در اکثر شهرهای اروپایی و کانادا و آمریکا برای او تجمع و راهپیمایی برگذار میکردند و حتی در ایران هم چند تجمع برگزار شد که تمامی آنها با دخالت نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد.
او در نهایت به اعدام محکوم شد و حتی شایعه اعدام مخفیانه وی نیز منتشر شده بود اما در اوج بیخبری و شایعه مرگ وی و حتی دفن مخفیانهاش به یکباره در اسفند ۹۸، محمدزمان دریاباری وکیل طاهری اعلام کرد وی سه ماه است در تورنتو کانادا به سر میبرد اما احتمال دارد به ایران برگردد.
پس از این اعلام بود که سخنگوی قوه قضاییه بدون اشاره به حکو اعدام وی اعلام کرد که محمد علی طاهری پس از طی مدت محکومیت خود که هفت و نیم سال زندان بوده، از زندان آزاد شده است.
هرگز مشخص نشد داستان اتهام قتلهای سازمانی و یا اعدام وی و یا حتی قبری که یکی از معاونان وی (شهناز نیرومنش) تصویر آن را نشان داده بود چه بود ؟
#محمد_علی_طاهری نیز هرگز به آنهااشاره نکردو گفت آن روزها را در کائنات رها کرده!
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬18❤3🔥2🤔1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از اولین و مهمترین ترورهای اسرائیل که تا سالها نیز گمان برده میشد سازمان استخبارات بعث عراق آن را انجام داده است مربوط میشود به سال ۱۳۵۹ و ابتدای دهه شصت خورشیدی.
اسرائیل با حذف این فرمانده سپاهی که نقش مهمی در تامین سلاح برای گروههای لبنانی از جمله امل و حزب الله لبنان داشت به گفته آیزاک آسیموف توان مسلح شدن گروههای تروریستی لبنانی و فلسطینی به سلاحهای نسل جدید را برای دهسال به تعویق انداخت.
او عاقبت هنگامی که در یک معامله تسلیحاتی در شمال لبنان به سر میبرد توسط گروه عملیاتی که با خودروهای پست و تعمیر برق در محل مستقر شده بودند ترور و حذف شد.
«سید محمد صالح قائم مقامی نجفی» از خانواده مشهور قائم مقامیهای مازندران بود ، پدرش از مراجع و اساتید حوزه علمیه نجف و متولد ۵ اردیبهشت سال ۱۳۱۹ شمسی بود.
مدرک کارشناسی خود را در رشته فیزیک اتمی از دانشگاه بغداد دریافت نموده و در حال تحصیل در مقطع فوق لیسانس بود که به دلیل مخالفت صدام با تحصیل ایرانیهای مقیم عراق به لبنان مراجعت کرد.
در لبنان با #احمد_خمینی و #مصطفی_چمران آشنا میشود،به فاصله کمی از ورودش به لبنان در میان گروه های مبارز فلسطینی ، خصوصا «الفتح» محبوبیت و نفوذ زیادی پیدا میکند، در حوالی سالهای ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ رابط تمامی گروههای لبنانی و فلسطینیان با خمینی به شمار می رفت.
با توجه به همین ویژگی او که با نام مستعار «صالح حسینی» فعالیت میکرد پس از انقلاب ۵۷ از سوی خمینی نماینده او با فلسطینیان شد و از ماه های نخستین تاسیس سپاه پاسداران، نیز وارد سپاه شد و مسئولیت روابط خارجی و فلسطین به او محول گردید .
قائم مقامی یکبار در قبرس در سال ۱۳۵۸ در یک معامله صوری ترور شد اما توانست جان سالم به در ببرد اما سرانجام هنگامی که برای تحویل تسلیحات مورد نیاز سپاه در لبنان به سر می برد در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ توسط موساد ترور شد.
در بعد از مرگ وی خمینی در پیامی نوشت:«… مجاهد پاکباخته و مهاجری الی الله که آزادی قدس آرزویش بود…»
با این اوصاف در تبلیغات رسمی سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی زیاد نامی از او برده نمیشود، دلیل اول آن است که وی از همان سالهای نزدیکی با انقلابیون با آیت الله منتظری و هاشمی رفسنجانی قرابت بیشتری داشت و به دلایلی که زیاد مشخص نیست با خامنهای زاویه داشته و او را «بهایی مخفی» میدانست، دلیل دوم آن است که وی در فساد جنسی غرق بود و در ترور نافرجامی که در نیکوزیا هم صورت گرفته بود زنی اسرائیلی شرکت داشت که با پوشش مصری مدتها با وی رابطه داشته است.
شرح ارتباط این زن با محمد صالح قائم مقامی چند ماه در روزنامه هارتص اسرائیل منتشر شد.
#محمد_صالح_قائم_مقامی را احتمالا باید اولین حذف شده سپاه پاسداران توسط اسرائیل دانست .
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
اسرائیل با حذف این فرمانده سپاهی که نقش مهمی در تامین سلاح برای گروههای لبنانی از جمله امل و حزب الله لبنان داشت به گفته آیزاک آسیموف توان مسلح شدن گروههای تروریستی لبنانی و فلسطینی به سلاحهای نسل جدید را برای دهسال به تعویق انداخت.
او عاقبت هنگامی که در یک معامله تسلیحاتی در شمال لبنان به سر میبرد توسط گروه عملیاتی که با خودروهای پست و تعمیر برق در محل مستقر شده بودند ترور و حذف شد.
«سید محمد صالح قائم مقامی نجفی» از خانواده مشهور قائم مقامیهای مازندران بود ، پدرش از مراجع و اساتید حوزه علمیه نجف و متولد ۵ اردیبهشت سال ۱۳۱۹ شمسی بود.
مدرک کارشناسی خود را در رشته فیزیک اتمی از دانشگاه بغداد دریافت نموده و در حال تحصیل در مقطع فوق لیسانس بود که به دلیل مخالفت صدام با تحصیل ایرانیهای مقیم عراق به لبنان مراجعت کرد.
در لبنان با #احمد_خمینی و #مصطفی_چمران آشنا میشود،به فاصله کمی از ورودش به لبنان در میان گروه های مبارز فلسطینی ، خصوصا «الفتح» محبوبیت و نفوذ زیادی پیدا میکند، در حوالی سالهای ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۷ رابط تمامی گروههای لبنانی و فلسطینیان با خمینی به شمار می رفت.
با توجه به همین ویژگی او که با نام مستعار «صالح حسینی» فعالیت میکرد پس از انقلاب ۵۷ از سوی خمینی نماینده او با فلسطینیان شد و از ماه های نخستین تاسیس سپاه پاسداران، نیز وارد سپاه شد و مسئولیت روابط خارجی و فلسطین به او محول گردید .
قائم مقامی یکبار در قبرس در سال ۱۳۵۸ در یک معامله صوری ترور شد اما توانست جان سالم به در ببرد اما سرانجام هنگامی که برای تحویل تسلیحات مورد نیاز سپاه در لبنان به سر می برد در تاریخ ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ توسط موساد ترور شد.
در بعد از مرگ وی خمینی در پیامی نوشت:«… مجاهد پاکباخته و مهاجری الی الله که آزادی قدس آرزویش بود…»
با این اوصاف در تبلیغات رسمی سپاه پاسداران و جمهوری اسلامی زیاد نامی از او برده نمیشود، دلیل اول آن است که وی از همان سالهای نزدیکی با انقلابیون با آیت الله منتظری و هاشمی رفسنجانی قرابت بیشتری داشت و به دلایلی که زیاد مشخص نیست با خامنهای زاویه داشته و او را «بهایی مخفی» میدانست، دلیل دوم آن است که وی در فساد جنسی غرق بود و در ترور نافرجامی که در نیکوزیا هم صورت گرفته بود زنی اسرائیلی شرکت داشت که با پوشش مصری مدتها با وی رابطه داشته است.
شرح ارتباط این زن با محمد صالح قائم مقامی چند ماه در روزنامه هارتص اسرائیل منتشر شد.
#محمد_صالح_قائم_مقامی را احتمالا باید اولین حذف شده سپاه پاسداران توسط اسرائیل دانست .
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
❤11👍6👏2🔥1
محمدمهدی کرمی یکی از ۱۶ متهم پرونده یک بسیجی سرکوبگر است که به ادعای حکومت در #چهلم_حدیث_نجفی در کرج کشته شد، بود.
او را در یک دادگاه نمایشی بدون اینکه به وکیل مستقل دسترسی داشته باشد، به اعدام محکوم کردند. دیوان عالی کشور در روز ۱۲ دی حکم اعدام او را «ابرام» کرد.
او زاده بیجار بود و با خانوادهاش برای کار به نظرآباد کرج مهاجرت کرده بودند. نظرآباد در حاشیه اتوبان تهران زنجان شهری است با جمعیت غالب کارگر.
پدر محمد مهدی هم کارگر دستفروش بود.
محمدمهدی کرمی یک کاراتهکار حرفهای بود و در چندین رده سنی مدال داشت. او در زمان اعدام او در اعتراض به نداشتن اجازه برای تعیین وکیل اختیاری، در ندامتگاه مرکزی کرج دست به «اعتصاب غذای خشک» زده بود.
پیغام تلفنی او به پدرش از زندان ماندگار شد: «حکمم اعدامه. به مامان چیزی نگو»
پدر او #ماشالله_کرمی نیز اکنون بهخاطر دادخواهی او زندانی است.محمد مهدی کرمی ، کاراته کای ایرانی و کارگر ساختمانی بود او در چهلم حدیث نجفی در یک دادگاه نمایشی محاکمه و به سرعت اعدام شد.
پدرش دادخواهی او را با پخش غذای نذری برای مستمندان آغاز کرد و او را به همین اتهام بازداشت و به حبس طویل المدت محکوم کردند.
#محمد_مهدی_کرمی در کنار کارگری ورزش را به صورت حرفهای ادامه میداد و بیش از ده عنوان قهرمانی کشوری و استانی داشت .
او در سال ۱۳۹۶ به اردوی تیمملی کاراته ایران دعوت شده بود.
او با کارگری و بهگفتهٔ خودش: «نانِ حلال» به معاشِ خانواده کمک میکرد.
جمهوری اسلامی محمد مهدی را در ۱۷ دی ۱۴۰۱ بههمراه سید محمد حسینی یکی دیگر از متهمانِ پرونده یک سرکوبگر کشته شده به نام روحالله عجمیان اعدام کرد.
مادر محمد مهدی اکنون هم در غم فرزند است و هم غم دوری از همسر او سه سال است تنها بر مزار پسرش، نشسته است.
پرونده اعدام محمد مهدی کرمی و سید محمد حسینی۱۶ متهم دیگر دارد ، جمهوری اسلامی مصمم بود هر ۱۸ تن را به اتهام قتل آن بسیجی اعدام کند اما موفق نشد ، خانواده عجمیان اما همچنان در تلاش برای اعدام آن ۱۶ تن هستند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او را در یک دادگاه نمایشی بدون اینکه به وکیل مستقل دسترسی داشته باشد، به اعدام محکوم کردند. دیوان عالی کشور در روز ۱۲ دی حکم اعدام او را «ابرام» کرد.
او زاده بیجار بود و با خانوادهاش برای کار به نظرآباد کرج مهاجرت کرده بودند. نظرآباد در حاشیه اتوبان تهران زنجان شهری است با جمعیت غالب کارگر.
پدر محمد مهدی هم کارگر دستفروش بود.
محمدمهدی کرمی یک کاراتهکار حرفهای بود و در چندین رده سنی مدال داشت. او در زمان اعدام او در اعتراض به نداشتن اجازه برای تعیین وکیل اختیاری، در ندامتگاه مرکزی کرج دست به «اعتصاب غذای خشک» زده بود.
پیغام تلفنی او به پدرش از زندان ماندگار شد: «حکمم اعدامه. به مامان چیزی نگو»
پدر او #ماشالله_کرمی نیز اکنون بهخاطر دادخواهی او زندانی است.محمد مهدی کرمی ، کاراته کای ایرانی و کارگر ساختمانی بود او در چهلم حدیث نجفی در یک دادگاه نمایشی محاکمه و به سرعت اعدام شد.
پدرش دادخواهی او را با پخش غذای نذری برای مستمندان آغاز کرد و او را به همین اتهام بازداشت و به حبس طویل المدت محکوم کردند.
#محمد_مهدی_کرمی در کنار کارگری ورزش را به صورت حرفهای ادامه میداد و بیش از ده عنوان قهرمانی کشوری و استانی داشت .
او در سال ۱۳۹۶ به اردوی تیمملی کاراته ایران دعوت شده بود.
او با کارگری و بهگفتهٔ خودش: «نانِ حلال» به معاشِ خانواده کمک میکرد.
جمهوری اسلامی محمد مهدی را در ۱۷ دی ۱۴۰۱ بههمراه سید محمد حسینی یکی دیگر از متهمانِ پرونده یک سرکوبگر کشته شده به نام روحالله عجمیان اعدام کرد.
مادر محمد مهدی اکنون هم در غم فرزند است و هم غم دوری از همسر او سه سال است تنها بر مزار پسرش، نشسته است.
پرونده اعدام محمد مهدی کرمی و سید محمد حسینی۱۶ متهم دیگر دارد ، جمهوری اسلامی مصمم بود هر ۱۸ تن را به اتهام قتل آن بسیجی اعدام کند اما موفق نشد ، خانواده عجمیان اما همچنان در تلاش برای اعدام آن ۱۶ تن هستند.
#علیه_فراموشی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🕊6👍4❤3🔥2
#نگاه_روز / اگر سخنان برادر روح الله عجمیان صحیح باشد و دو نفر بی گناه تاکنون سرشان بر بالای دار رفته و مقصر اصلی در قتل مرحوم عجمیان اعدام نشده باشد:«اول از همه میبایست خود خانواده مرحوم عجمیان به این سوال پاسخ دهند که چرا در قبال اعدام آن دو نفر بی گناه تاکنون سکوت کرده اند. نکند انتظارشان براین بوده و هست که همه آن ۸۰ نفر اعدام شوند!»
و دوم آنکه «در وهله بعد بیدادگاه صادر کننده رأی آن دو جوان بیگناه حسب ادعای خانواده عجمیان می بایست خود در مقام متهم پاسخگو شود که چرا اینچنین بیداد کرده اند!»
در نهایت برآیند هردوی اینها چیزی نیست جز:«خونخواری و نه خونخواهی، چرا که ستاندن نفس تنها در برابر نفس معنایش می شود خونخواهی و اگر پای بیگناه و بیشتر از یکنفر به میان آمد معنایش همان است که عرض شد»
برادر روح الله عجمیان:
«مساله این است فردی که با لگد به برادرم ضربه زده و دست چپ برادر مرا شکسته، یک (ضربه) چاقو هم به پهلوی برادرم زده است، در ادامه چند سانت آن را به جگر برادرم فرو کرده و با این ضربه باعث مرگ برادر من شده، اعدام نشده است. چرا؟ در واقع این آقا برادر من را به قتل رسانده است. اما چون پولدار و دکتر است، روابط زیادی دارد و.... کسی با او برخوردی نکرده است. ما در خواست اعدام او و همسرش را داریم»
#دادخواهی #خونخواری #محمد_مهدی_کرمی #سید_محمد_حسینی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
و دوم آنکه «در وهله بعد بیدادگاه صادر کننده رأی آن دو جوان بیگناه حسب ادعای خانواده عجمیان می بایست خود در مقام متهم پاسخگو شود که چرا اینچنین بیداد کرده اند!»
در نهایت برآیند هردوی اینها چیزی نیست جز:«خونخواری و نه خونخواهی، چرا که ستاندن نفس تنها در برابر نفس معنایش می شود خونخواهی و اگر پای بیگناه و بیشتر از یکنفر به میان آمد معنایش همان است که عرض شد»
برادر روح الله عجمیان:
«مساله این است فردی که با لگد به برادرم ضربه زده و دست چپ برادر مرا شکسته، یک (ضربه) چاقو هم به پهلوی برادرم زده است، در ادامه چند سانت آن را به جگر برادرم فرو کرده و با این ضربه باعث مرگ برادر من شده، اعدام نشده است. چرا؟ در واقع این آقا برادر من را به قتل رسانده است. اما چون پولدار و دکتر است، روابط زیادی دارد و.... کسی با او برخوردی نکرده است. ما در خواست اعدام او و همسرش را داریم»
#دادخواهی #خونخواری #محمد_مهدی_کرمی #سید_محمد_حسینی
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
🤬6❤1🕊1