ایران بریفینگ
7.43K subscribers
21.5K photos
28.5K videos
38K links
هدف ما؛اطلاع رسانی نقض حقوق بشر توسط نهادهای امنیتی و نظامی درایران است.
سایت:
www.irbr.news


توییتر:
twitter.com/irbriefing

ارتباط با مخاطبین در تلگرام :

@iranbriefing
Download Telegram
محمدحسین حاجیانی ۲۷ ساله، وقتی کشته شد دخترش آرتمیس ۹ ماه داشت. او به اطرافیانش گفته بود مردم جانشان به لبشان رسیده و فقر و بدبختی مردم باید تمام شود.
۲۰ آبان ۱۴۰۱ #محمد_حسین_حاجیانی با یکی از دوستانش بیرون بود. شبی که در بوشهر اعتراض‌های گسترده‌ای برپا بود و ماموران به سمت معترضان تیراندازی می‌کردند.
یک فرد نزدیک به خانواده او اینجنین از آن شب روایت می‌کند: «شب بیستم آبان محمدحسین به خانه برنگشت. در خیابان ساحلی بوشهر از دوستش جدا شد و دیگر کسی از او خبر نداشت. صبح خانواده متوجه غیبتش شدند. گوشی او خاموش بود. همه بیمارستانها و درمانگاه‌ها را دنبالش گشتند. در بیمارستان سلمان فارسی به خانواده گفتند که دیشب یک نفر را آوردند و برای شناسایی‌اش به فرستادنشان.»
کارکنان بیمارستان به خانواده محمد حسین گفتند که فردی وارد بیمارستان شده و به آنها گفته که فردی در مقابل بیمارستان کشته شده. ابتدا به خانواده گفته شد که محمدحسین تصادف کرده،در بیمارستان به آنها گفتند که مرگ محمدحسین مشکوک است و باید شکایت کنند چون آثار تصادف روی بدن او نبوده.
بلافاصله پیکر محمدحسین را به پزشکی قانونی منتقل می‌کنند،در گواهی فوت نوشتند علت فوت نامعلوم است،بعد از اینکه خانواده پیگیری کردند فردی در پزشکی قانونی به آنها گفت که ضربات باتوم باعث فوت محمدحسین بوده اما از آنها می خواهد که بدلایل امنیتی از او بعنوان منبع این خبر جایی نام نبرند.
نزدیکان محمدحسین می‌گویند که برای دفن او تهدید شدند.
این منبع نزدیک به خانواده‌اش سال گذشته گفت: «قبل از خاکسپاری به خانواده گفتند که نیروهای امنیتی حضور دارند و اگر شلوغ کنند رحم نمی‌کنند و شلیک می‌کنند. خانواده سکوت می‌کنند که به دیگران آسیب نرسد. خاکسپاری در محل تعیین شده توسط نیروهای امنیتی و با حضور نیروهای لباس شخصی بود،در کمتر از نیم‌ساعت خانواده را از آرامگاه بیرون می‌کنند،از پدر او دوبار تعهد گرفتند که سکوت کند.»
این فرد نزدیک به خانواده او می‌گوید: « بعد از ۵۰ روز، پزشکی قانونی علت مرگ را ضربات جسم سخت به سر اعلام کرد اما دادگستری نپذیرفت و پرونده را مختومه اعلام کرد و گفت تصادف بوده خانواده اما این روایت را نمی‌پذیرند.»
محمدحسین حاجیانی تعمیرکار و نصاب کولرهای اسپلیت بود و فردا مراسم سالگرد وی را خانواده‌اش برگزار می‌کنند.
#دادخواهی #علیه_فراموشی #انقلاب_آزادی_ایران

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍106🤬2
🔖محمدحسین حاجیانی ۲۷ ساله، وقتی کشته شد دخترش آرتمیس ۹ ماه داشت. او به اطرافیانش گفته بود مردم جانشان به لبشان رسیده و فقر و بدبختی مردم باید تمام شود.
۲۰ آبان ۱۴۰۱ #محمد_حسین_حاجیانی با یکی از دوستانش بیرون بود. شبی که در بوشهر اعتراض‌های گسترده‌ای برپا بود و ماموران به سمت معترضان تیراندازی می‌کردند.
یک فرد نزدیک به خانواده او اینجنین از آن شب روایت می‌کند: «شب بیستم آبان محمدحسین به خانه برنگشت. در خیابان ساحلی بوشهر از دوستش جدا شد و دیگر کسی از او خبر نداشت. صبح خانواده متوجه غیبتش شدند. گوشی او خاموش بود. همه بیمارستانها و درمانگاه‌ها را دنبالش گشتند. در بیمارستان سلمان فارسی به خانواده گفتند که دیشب یک نفر را آوردند و برای شناسایی‌اش به فرستادنشان.»
کارکنان بیمارستان به خانواده محمد حسین گفتند که فردی وارد بیمارستان شده و به آنها گفته که فردی در مقابل بیمارستان کشته شده. ابتدا به خانواده گفته شد که محمدحسین تصادف کرده،در بیمارستان به آنها گفتند که مرگ محمدحسین مشکوک است و باید شکایت کنند چون آثار تصادف روی بدن او نبوده.
بلافاصله پیکر محمدحسین را به پزشکی قانونی منتقل می‌کنند،در گواهی فوت نوشتند علت فوت نامعلوم است،بعد از اینکه خانواده پیگیری کردند فردی در پزشکی قانونی به آنها گفت که ضربات باتوم باعث فوت محمدحسین بوده اما از آنها می خواهد که بدلایل امنیتی از او بعنوان منبع این خبر جایی نام نبرند.
نزدیکان محمدحسین می‌گویند که برای دفن او تهدید شدند.
این منبع نزدیک به خانواده‌اش سال گذشته گفت: «قبل از خاکسپاری به خانواده گفتند که نیروهای امنیتی حضور دارند و اگر شلوغ کنند رحم نمی‌کنند و شلیک می‌کنند. خانواده سکوت می‌کنند که به دیگران آسیب نرسد. خاکسپاری در محل تعیین شده توسط نیروهای امنیتی و با حضور نیروهای لباس شخصی بود،در کمتر از نیم‌ساعت خانواده را از آرامگاه بیرون می‌کنند،از پدر او دوبار تعهد گرفتند که سکوت کند.»
این فرد نزدیک به خانواده او می‌گوید: « بعد از ۵۰ روز، پزشکی قانونی علت مرگ را ضربات جسم سخت به سر اعلام کرد اما دادگستری نپذیرفت و پرونده را مختومه اعلام کرد و گفت تصادف بوده خانواده اما این روایت را نمی‌پذیرند.»
محمدحسین حاجیانی تعمیرکار و نصاب کولرهای اسپلیت بود و فردا مراسم سالگرد وی را خانواده‌اش برگزار می‌کنند.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
7🕊2😁1
محمدحسین حاجیانی، در۱۸اردیبهشت ۷۴ در بوشهر، در حاشیه خلیج فارس متولد شد و در همان شهر بزرگ شد و تحصیل کرد. پس از اخذ فوق دیپلم معماری، تصمیم گرفت به جای ادامه تحصیل، کار کند.

از نوجوانی به کار علاقه داشت و همیشه میخواست مستقل باشد. با بزرگ‌تر شدن، به تعمیر کولرهای اسپلیت روی آورد و به زودی در این حرفه مهارت یافت.
#محمد_حسین_حاجیانی با وجود سن کمش از خیرین شهر بود، خیریه کوچکی دائرکرده بود که کارش حمایت از کودکان خیابانی بود..
پدری مهربان برای دختر نه ماهه‌اش آرتمیس بود و برای آینده‌ای روشن‌تر برای او تلاش می‌کرد.
در ۲۰ آبان ۱۴۰۱، در بحبوحه قیام سراسری ایران، محمدحسین در حال خرید ساندویچ بود که با صحنه‌ای دردناک مواجه شد. او شاهد آزار یک زن توسط نیروهای حکومتی بود و برای نجات او وارد عمل شد.

محمدحسین با شجاعت زن را آزاد کرد و سپس سوار بر موتورش فرار کرد، اما چون بدون ماسک بود شناسایی و مورد تعقیب قرار گرفت، نهایتا در پارک مروارید، بسیجیان وحشیانه او را با باتوم ضرب و شتم کرده و با آنقدر با ضربات پیاپی به سرش زدند که در همان خیابان به قتل رسید.
آدمکشان پیکر بی‌جانش را به اورژانس منتقل کردند و گفتند که او تصادف کرده است. و سپس وقتی خانواده‌اش در سردخانه مشخصات او را دادند، آنها را تهدید کردند که اگر در اعلامیه ترحیم ننویسند که بر اثر تصادف فوت شده پیکر را تحویل نمی‌دهند.
آنها حتی به پدر محمدحسین اجازه ندادند که به غسالخانه برود و پیکر فرزندش را ببیند و پلاستیک پیچ شده او را در کفن گذاشتند و به سرعت دفن کردند و خانواده و مردم را از آرامستان بیرون کردند،دوستانش که همچنان برسرمزارش بودند در آخر با پرتاب گاز اشک آور مجبور شدند آرامستان را ترک بگویند،تمام این اقدامات برای فردی است که در تصادف فوت شده است!
محمدحسین در آرامستان امام زاده قاسم در بوشهر به خاک سپرده شد اما او به نمادی از آزادگی و شجاعت و ایستادگی در برابر ظلم و ستم تبدیل شد.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
👍3🤬1
🔖محمدحسین حاجیانی ۲۷ ساله، وقتی کشته شد دخترش آرتمیس ۹ ماه داشت. او به اطرافیانش گفته بود مردم جانشان به لبشان رسیده و فقر و بدبختی مردم باید تمام شود.
۲۰ آبان ۱۴۰۱ #محمد_حسین_حاجیانی با یکی از دوستانش بیرون بود. شبی که در بوشهر اعتراض‌های گسترده‌ای برپا بود و ماموران به سمت معترضان تیراندازی می‌کردند.
یک فرد نزدیک به خانواده او اینجنین از آن شب روایت می‌کند: «شب بیستم آبان محمدحسین به خانه برنگشت. در خیابان ساحلی بوشهر از دوستش جدا شد و دیگر کسی از او خبر نداشت. صبح خانواده متوجه غیبتش شدند. گوشی او خاموش بود. همه بیمارستانها و درمانگاه‌ها را دنبالش گشتند. در بیمارستان سلمان فارسی به خانواده گفتند که دیشب یک نفر را آوردند و برای شناسایی‌اش به فرستادنشان.»
کارکنان بیمارستان به خانواده محمد حسین گفتند که فردی وارد بیمارستان شده و به آنها گفته که فردی در مقابل بیمارستان کشته شده. ابتدا به خانواده گفته شد که محمدحسین تصادف کرده،در بیمارستان به آنها گفتند که مرگ محمدحسین مشکوک است و باید شکایت کنند چون آثار تصادف روی بدن او نبوده.
بلافاصله پیکر محمدحسین را به پزشکی قانونی منتقل می‌کنند،در گواهی فوت نوشتند علت فوت نامعلوم است،بعد از اینکه خانواده پیگیری کردند فردی در پزشکی قانونی به آنها گفت که ضربات باتوم باعث فوت محمدحسین بوده اما از آنها می خواهد که بدلایل امنیتی از او بعنوان منبع این خبر جایی نام نبرند.
نزدیکان محمدحسین می‌گویند که برای دفن او تهدید شدند.
این منبع نزدیک به خانواده‌اش سال گذشته گفت: «قبل از خاکسپاری به خانواده گفتند که نیروهای امنیتی حضور دارند و اگر شلوغ کنند رحم نمی‌کنند و شلیک می‌کنند. خانواده سکوت می‌کنند که به دیگران آسیب نرسد. خاکسپاری در محل تعیین شده توسط نیروهای امنیتی و با حضور نیروهای لباس شخصی بود،در کمتر از نیم‌ساعت خانواده را از آرامگاه بیرون می‌کنند،از پدر او دوبار تعهد گرفتند که سکوت کند.»
این فرد نزدیک به خانواده او می‌گوید: « بعد از ۵۰ روز، پزشکی قانونی علت مرگ را ضربات جسم سخت به سر اعلام کرد اما دادگستری نپذیرفت و پرونده را مختومه اعلام کرد و گفت تصادف بوده خانواده اما این روایت را نمی‌پذیرند.»
محمدحسین حاجیانی تعمیرکار و نصاب کولرهای اسپلیت بود و فردا مراسم سالگرد وی را خانواده‌اش برگزار می‌کنند.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
✅️ @irbriefing
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
13🔥1
محمدحسین حاجیانی، در۱۸اردیبهشت ۷۴ در بوشهر، در حاشیه خلیج فارس متولد شد و در همان شهر بزرگ شد و تحصیل کرد. پس از اخذ فوق دیپلم معماری، تصمیم گرفت به جای ادامه تحصیل، کار کند.

از نوجوانی به کار علاقه داشت و همیشه میخواست مستقل باشد. با بزرگ‌تر شدن، به تعمیر کولرهای اسپلیت روی آورد و به زودی در این حرفه مهارت یافت.
#محمد_حسین_حاجیانی با وجود سن کمش از خیرین شهر بود، خیریه کوچکی دائرکرده بود که کارش حمایت از کودکان خیابانی بود..
پدری مهربان برای دختر نه ماهه‌اش آرتمیس بود و برای آینده‌ای روشن‌تر برای او تلاش می‌کرد.
در ۲۰ آبان ۱۴۰۱، در بحبوحه قیام سراسری ایران، محمدحسین در حال خرید ساندویچ بود که با صحنه‌ای دردناک مواجه شد. او شاهد آزار یک زن توسط نیروهای حکومتی بود و برای نجات او وارد عمل شد.

محمدحسین با شجاعت زن را آزاد کرد و سپس سوار بر موتورش فرار کرد، اما چون بدون ماسک بود شناسایی و مورد تعقیب قرار گرفت، نهایتا در پارک مروارید، بسیجیان وحشیانه او را با باتوم ضرب و شتم کرده و با آنقدر با ضربات پیاپی به سرش زدند که در همان خیابان به قتل رسید.
آدمکشان پیکر بی‌جانش را به اورژانس منتقل کردند و گفتند که او تصادف کرده است. و سپس وقتی خانواده‌اش در سردخانه مشخصات او را دادند، آنها را تهدید کردند که اگر در اعلامیه ترحیم ننویسند که بر اثر تصادف فوت شده پیکر را تحویل نمی‌دهند.
آنها حتی به پدر محمدحسین اجازه ندادند که به غسالخانه برود و پیکر فرزندش را ببیند و پلاستیک پیچ شده او را در کفن گذاشتند و به سرعت دفن کردند و خانواده و مردم را از آرامستان بیرون کردند،دوستانش که همچنان برسرمزارش بودند در آخر با پرتاب گاز اشک آور مجبور شدند آرامستان را ترک بگویند،تمام این اقدامات برای فردی است که در تصادف فوت شده است!
محمدحسین در آرامستان امام زاده قاسم در بوشهر به خاک سپرده شد اما او به نمادی از آزادگی و شجاعت و ایستادگی در برابر ظلم و ستم تبدیل شد.
#علیه_فراموشی

🌐
irbr.news
🆔
@irbriefing
18
محمد حسین حاجیانی متولد ۱۹ اردیبهشت ۱۳۷۴ ، ۲۷ ساله، وقتی کشته شد دخترش آرتمیس ۹ ماه داشت. او به اطرافیانش گفته بود مردم جانشان به لبشان رسیده و فقر و بدبختی مردم باید تمام شود.
۲۰ آبان ۱۴۰۱ #محمد_حسین_حاجیانی با یکی از دوستانش بیرون بود. شبی که در بوشهر اعتراض‌های گسترده‌ای برپا بود و ماموران به سمت معترضان تیراندازی می‌کردند.
یک فرد نزدیک به خانواده او اینجنین از آن شب روایت می‌کند: «شب بیستم آبان محمدحسین به خانه برنگشت. در خیابان ساحلی بوشهر از دوستش جدا شد و دیگر کسی از او خبر نداشت. صبح خانواده متوجه غیبتش شدند. گوشی او خاموش بود. همه بیمارستانها و درمانگاه‌ها را دنبالش گشتند. در بیمارستان سلمان فارسی به خانواده گفتند که دیشب یک نفر را آوردند و برای شناسایی‌اش به فرستادنشان.»
کارکنان بیمارستان به خانواده محمد حسین گفتند که فردی وارد بیمارستان شده و به آنها گفته که فردی در مقابل بیمارستان کشته شده. ابتدا به خانواده گفته شد که محمدحسین تصادف کرده،در بیمارستان به آنها گفتند که مرگ محمدحسین مشکوک است و باید شکایت کنند چون آثار تصادف روی بدن او نبوده.
بلافاصله پیکر محمدحسین را به پزشکی قانونی منتقل می‌کنند،در گواهی فوت نوشتند علت فوت نامعلوم است،بعد از اینکه خانواده پیگیری کردند فردی در پزشکی قانونی به آنها گفت که ضربات باتوم باعث فوت محمدحسین بوده اما از آنها می خواهد که بدلایل امنیتی از او بعنوان منبع این خبر جایی نام نبرند.
نزدیکان محمدحسین می‌گویند که برای دفن او تهدید شدند.
این منبع نزدیک به خانواده‌اش سال گذشته گفت: «قبل از خاکسپاری به خانواده گفتند که نیروهای امنیتی حضور دارند و اگر شلوغ کنند رحم نمی‌کنند و شلیک می‌کنند. خانواده سکوت می‌کنند که به دیگران آسیب نرسد. خاکسپاری در محل تعیین شده توسط نیروهای امنیتی و با حضور نیروهای لباس شخصی بود،در کمتر از نیم‌ساعت خانواده را از آرامگاه بیرون می‌کنند،از پدر او دوبار تعهد گرفتند که سکوت کند.»
این فرد نزدیک به خانواده او می‌گوید: « بعد از ۵۰ روز، پزشکی قانونی علت مرگ را ضربات جسم سخت به سر اعلام کرد اما دادگستری نپذیرفت و پرونده را مختومه اعلام کرد و گفت تصادف بوده خانواده اما این روایت را نمی‌پذیرند.»
محمدحسین حاجیانی تعمیرکار و نصاب کولرهای اسپلیت بود و فردا مراسم سالگرد وی را خانواده‌اش برگزار می‌کنند.
#علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
10👍3🔥2🕊2🤬1
محمدحسین حاجیانی، در۱۸اردیبهشت ۷۴ در بوشهر، در حاشیه خلیج فارس متولد شد و در همان شهر بزرگ شد و تحصیل کرد. پس از اخذ فوق دیپلم معماری، تصمیم گرفت به جای ادامه تحصیل، کار کند.

از نوجوانی به کار علاقه داشت و همیشه میخواست مستقل باشد. با بزرگ‌تر شدن، به تعمیر کولرهای اسپلیت روی آورد و به زودی در این حرفه مهارت یافت.
#محمد_حسین_حاجیانی با وجود سن کمش از خیرین شهر بود، خیریه کوچکی دائرکرده بود که کارش حمایت از کودکان خیابانی بود..
پدری مهربان برای دختر نه ماهه‌اش آرتمیس بود و برای آینده‌ای روشن‌تر برای او تلاش می‌کرد.
در ۲۰ آبان ۱۴۰۱، در بحبوحه قیام سراسری ایران، محمدحسین در حال خرید ساندویچ بود که با صحنه‌ای دردناک مواجه شد. او شاهد آزار یک زن توسط نیروهای حکومتی بود و برای نجات او وارد عمل شد.

محمدحسین با شجاعت زن را آزاد کرد و سپس سوار بر موتورش فرار کرد، اما چون بدون ماسک بود شناسایی و مورد تعقیب قرار گرفت، نهایتا در پارک مروارید، بسیجیان وحشیانه او را با باتوم ضرب و شتم کرده و با آنقدر با ضربات پیاپی به سرش زدند که در همان خیابان به قتل رسید.
آدمکشان پیکر بی‌جانش را به اورژانس منتقل کردند و گفتند که او تصادف کرده است. و سپس وقتی خانواده‌اش در سردخانه مشخصات او را دادند، آنها را تهدید کردند که اگر در اعلامیه ترحیم ننویسند که بر اثر تصادف فوت شده پیکر را تحویل نمی‌دهند.
آنها حتی به پدر محمدحسین اجازه ندادند که به غسالخانه برود و پیکر فرزندش را ببیند و پلاستیک پیچ شده او را در کفن گذاشتند و به سرعت دفن کردند و خانواده و مردم را از آرامستان بیرون کردند،دوستانش که همچنان برسرمزارش بودند در آخر با پرتاب گاز اشک آور مجبور شدند آرامستان را ترک بگویند،تمام این اقدامات برای فردی است که در تصادف فوت شده است!
محمدحسین در آرامستان امام زاده قاسم در بوشهر به خاک سپرده شد اما او به نمادی از آزادگی و شجاعت و ایستادگی در برابر ظلم و ستم تبدیل شد.
#علیه_فراموشی

🌐
irbr.news
🆔
@irbriefing
14🕊4🔥1