This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ایران_بریفینگ / سرنوشت کشتهشدگان آبان ۹۸؛ «از دفتر رهبری پرسیدند کدام آبان؟»
با گذشت یک سال از #اعتراضات_آبان۹۸ در ایران، مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی از ارائه آمار رسمی و دقیق تعداد کشتهشدگان این اعتراضات همچنان سر باز زدهاند و مسئولیت مرگ کشتهشدگان را بر عهده نگرفتهاند.
خواهر #محمد_حشمدار میگوید: «به موبایل مادرم زنگ زدند. گوشی را به من داد. گفتند از #دفتر_رهبری تماس میگیریم، شما شکایت کردید؟ گفتم بله. گفتند چهجوری بوده، چی بوده؟ گفتم برادرم آبان کشته شده. گفتند #کدام_آبان؟ گفتم #آبان_خونین_۹۸. گفتند خب پرونده شما دارد رسیدگی میشود...»
خواهر #محمد_داستانخواه (شهید ۱۵ ساله آبان) میگوید: «هیچکس پاسخگوی شکایت ما نبود. فقط گفتند به کسانی که بیگناه بودند دیه تعلق میگیرد و چیزی بوده که تمام شده، نیست و دنبال چی هستید؟ این تنها جوابی بود که به ما دادند و بعد گفتند بروید ستاد دیه، دیه بگیرید؛ که ما نرفتیم.»
#مردم_را_میکشند_زبانشان_هم_دراز_است #آبان_ادامه_دارد #آبان_پایان_ناپذیر_ایران #کشته_ندادیم_که_سازش_کنیم_رهبر_قاتل_رو_ستایش_کنیم
@irbriefing
با گذشت یک سال از #اعتراضات_آبان۹۸ در ایران، مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی از ارائه آمار رسمی و دقیق تعداد کشتهشدگان این اعتراضات همچنان سر باز زدهاند و مسئولیت مرگ کشتهشدگان را بر عهده نگرفتهاند.
خواهر #محمد_حشمدار میگوید: «به موبایل مادرم زنگ زدند. گوشی را به من داد. گفتند از #دفتر_رهبری تماس میگیریم، شما شکایت کردید؟ گفتم بله. گفتند چهجوری بوده، چی بوده؟ گفتم برادرم آبان کشته شده. گفتند #کدام_آبان؟ گفتم #آبان_خونین_۹۸. گفتند خب پرونده شما دارد رسیدگی میشود...»
خواهر #محمد_داستانخواه (شهید ۱۵ ساله آبان) میگوید: «هیچکس پاسخگوی شکایت ما نبود. فقط گفتند به کسانی که بیگناه بودند دیه تعلق میگیرد و چیزی بوده که تمام شده، نیست و دنبال چی هستید؟ این تنها جوابی بود که به ما دادند و بعد گفتند بروید ستاد دیه، دیه بگیرید؛ که ما نرفتیم.»
#مردم_را_میکشند_زبانشان_هم_دراز_است #آبان_ادامه_دارد #آبان_پایان_ناپذیر_ایران #کشته_ندادیم_که_سازش_کنیم_رهبر_قاتل_رو_ستایش_کنیم
@irbriefing
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرنوشت کشتهشدگان آبان ۹۸؛ «از دفتر رهبری پرسیدند کدام آبان؟»
با گذشت یک سال از #اعتراضات_آبان۹۸ در ایران، مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی از ارائه آمار رسمی و دقیق تعداد کشتهشدگان این اعتراضات همچنان سر باز زدهاند و مسئولیت مرگ کشتهشدگان را بر عهده نگرفتهاند.
خواهر #محمد_حشمدار میگوید: «به موبایل مادرم زنگ زدند. گوشی را به من داد. گفتند از #دفتر_رهبری تماس میگیریم، شما شکایت کردید؟ گفتم بله. گفتند چهجوری بوده، چی بوده؟ گفتم برادرم آبان کشته شده. گفتند #کدام_آبان؟ گفتم #آبان_خونین_۹۸. گفتند خب پرونده شما دارد رسیدگی میشود...»
خواهر #محمد_داستانخواه (شهید ۱۵ ساله آبان) میگوید: «هیچکس پاسخگوی شکایت ما نبود. فقط گفتند به کسانی که بیگناه بودند دیه تعلق میگیرد و چیزی بوده که تمام شده، نیست و دنبال چی هستید؟ این تنها جوابی بود که به ما دادند و بعد گفتند بروید ستاد دیه، دیه بگیرید؛ که ما نرفتیم.»
#مردم_را_میکشند_زبانشان_هم_دراز_است #آبان_ادامه_دارد #آبان_پایان_ناپذیر_ایران #کشته_ندادیم_که_سازش_کنیم_رهبر_قاتل_رو_ستایش_کنیم
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
با گذشت یک سال از #اعتراضات_آبان۹۸ در ایران، مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی از ارائه آمار رسمی و دقیق تعداد کشتهشدگان این اعتراضات همچنان سر باز زدهاند و مسئولیت مرگ کشتهشدگان را بر عهده نگرفتهاند.
خواهر #محمد_حشمدار میگوید: «به موبایل مادرم زنگ زدند. گوشی را به من داد. گفتند از #دفتر_رهبری تماس میگیریم، شما شکایت کردید؟ گفتم بله. گفتند چهجوری بوده، چی بوده؟ گفتم برادرم آبان کشته شده. گفتند #کدام_آبان؟ گفتم #آبان_خونین_۹۸. گفتند خب پرونده شما دارد رسیدگی میشود...»
خواهر #محمد_داستانخواه (شهید ۱۵ ساله آبان) میگوید: «هیچکس پاسخگوی شکایت ما نبود. فقط گفتند به کسانی که بیگناه بودند دیه تعلق میگیرد و چیزی بوده که تمام شده، نیست و دنبال چی هستید؟ این تنها جوابی بود که به ما دادند و بعد گفتند بروید ستاد دیه، دیه بگیرید؛ که ما نرفتیم.»
#مردم_را_میکشند_زبانشان_هم_دراز_است #آبان_ادامه_دارد #آبان_پایان_ناپذیر_ایران #کشته_ندادیم_که_سازش_کنیم_رهبر_قاتل_رو_ستایش_کنیم
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
محمد حشمدار متولد ۳۰ شهریور ۱۳۶۵ در بهبهان است.
او متأهل بود و با همسر، مادر و برادر ۲۵ سالهاش «ضرغام» که سندروم داون دارد، در بهبهان زندگی میکرد و نانآورِ خانواده بود.
#محمد_حشمدار صبح شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸ با قرار قبلی برای تعمیر میز تلویزیون یک مشتری از منزل خارج شد. خواهر او در این مورد گفتهاست: «ما نمیدانستیم شهر شلوغ شدهاست. بهنام، برادر بزرگترم تماس گرفت و گفت بهتر است بیرون نرویم. من ۱۱:۵۳ دقیقه قبل از ظهر به محمد زنگ زدم و گفتم برگرد خانه، در این شلوغی بلایی سرت میآید. گفت مغازهها اکثراً بستهاست، میخواستم وسایل بخرم نشد، برمیگردم، نگران نباشید. این آخرین صحبت من با محمد بود.»
او در راه بازگشت در خیابان غلامپور میبیند بانک ملی آتش گرفته و برای نجاتِ کارمند گرفتار در آتش، تلاش میکند و پس از نجات وی در میان معترضانی که در خیابان گود چهک، نزدیک جایی که به آن گود بقال گفته میشود، مقابل فروشگاه زنجیرهای افق کوروش تجمع کرده بودند، از ناحیهٔ گلو، مورد هدف تکتیراندازی از بالای مسجد بردی قرار گرفت.
در این هنگام یکی از آشناهایش که در آن نزدیکی بودهاست، پیکر او را بر روی موتورش میاندازد و به بیمارستان میبرد، پس از آن با همان موتور و لباسهای آغشته به خون به منزل محمد مراجعه کرده و حدود ساعت ۳:۳۰ بعدازظهر، مادر محمد حشمدار را به بیمارستان میرساند.
در این زمان پیکر او به سردخانه منتقل شده بود.
شواهد بسیاری وجود دارد که یک پاسدار تعمدا ولر اساس خصومت قبلی اورا از بالای مسجد بردی بهبهان هدف قرار داده ، خانواده حشمدار به سازمان قضایی نیروهای مسلح، سپاه پاسداران و دفتر خامنهای شکایت میکنند ، یکسال بعد خواهر محمد حشمدار میگوید: «به موبایل مادرم زنگ زدند. گوشی را به من داد. گفتند از #دفتر_رهبری تماس میگیریم، شما شکایت کردید؟ گفتم بله. گفتند چهجوری بوده، چی بوده؟ گفتم برادرم آبان کشته شده. گفتند #کدام_آبان؟ گفتم #آبان_خونین_۹۸. گفتند خب پرونده شما دارد رسیدگی میشود...»
این کتمان و فراموشی دفتر خامنهای سرآغاز هشتگ #کدام_آبان شد.
درست در همین ساعات #فرزاد_انصاری_فر نیز در #بهبهان کشته شدهاند، روایت دیگری از کشته شدن شش تن در ظهر روز ۲۵ آبان حکایت میکند.
#علیه_فراموشی #آبان_پایان_ناپذیر_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
او متأهل بود و با همسر، مادر و برادر ۲۵ سالهاش «ضرغام» که سندروم داون دارد، در بهبهان زندگی میکرد و نانآورِ خانواده بود.
#محمد_حشمدار صبح شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۸ با قرار قبلی برای تعمیر میز تلویزیون یک مشتری از منزل خارج شد. خواهر او در این مورد گفتهاست: «ما نمیدانستیم شهر شلوغ شدهاست. بهنام، برادر بزرگترم تماس گرفت و گفت بهتر است بیرون نرویم. من ۱۱:۵۳ دقیقه قبل از ظهر به محمد زنگ زدم و گفتم برگرد خانه، در این شلوغی بلایی سرت میآید. گفت مغازهها اکثراً بستهاست، میخواستم وسایل بخرم نشد، برمیگردم، نگران نباشید. این آخرین صحبت من با محمد بود.»
او در راه بازگشت در خیابان غلامپور میبیند بانک ملی آتش گرفته و برای نجاتِ کارمند گرفتار در آتش، تلاش میکند و پس از نجات وی در میان معترضانی که در خیابان گود چهک، نزدیک جایی که به آن گود بقال گفته میشود، مقابل فروشگاه زنجیرهای افق کوروش تجمع کرده بودند، از ناحیهٔ گلو، مورد هدف تکتیراندازی از بالای مسجد بردی قرار گرفت.
در این هنگام یکی از آشناهایش که در آن نزدیکی بودهاست، پیکر او را بر روی موتورش میاندازد و به بیمارستان میبرد، پس از آن با همان موتور و لباسهای آغشته به خون به منزل محمد مراجعه کرده و حدود ساعت ۳:۳۰ بعدازظهر، مادر محمد حشمدار را به بیمارستان میرساند.
در این زمان پیکر او به سردخانه منتقل شده بود.
شواهد بسیاری وجود دارد که یک پاسدار تعمدا ولر اساس خصومت قبلی اورا از بالای مسجد بردی بهبهان هدف قرار داده ، خانواده حشمدار به سازمان قضایی نیروهای مسلح، سپاه پاسداران و دفتر خامنهای شکایت میکنند ، یکسال بعد خواهر محمد حشمدار میگوید: «به موبایل مادرم زنگ زدند. گوشی را به من داد. گفتند از #دفتر_رهبری تماس میگیریم، شما شکایت کردید؟ گفتم بله. گفتند چهجوری بوده، چی بوده؟ گفتم برادرم آبان کشته شده. گفتند #کدام_آبان؟ گفتم #آبان_خونین_۹۸. گفتند خب پرونده شما دارد رسیدگی میشود...»
این کتمان و فراموشی دفتر خامنهای سرآغاز هشتگ #کدام_آبان شد.
درست در همین ساعات #فرزاد_انصاری_فر نیز در #بهبهان کشته شدهاند، روایت دیگری از کشته شدن شش تن در ظهر روز ۲۵ آبان حکایت میکند.
#علیه_فراموشی #آبان_پایان_ناپذیر_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
زندگی کارگری #فرزاد_انصاریفر را تاب نیاوردند و او که نانآور خانواده بود را کشتند، سپس تاکسیِ خواهرش فرزانه را سوزاندند و دهها بار او را ربودند و بازجویی کردند، پدرش امین و برادرهایش را زندانی کردند و برای تمام خانواده پرونده امنیتی باز کردند.
۲۷ساله و مجرد بود با قلبی مهربان، کار میکرد تا باری از روی دوش پدر جانبازش بردارد، پدرش از کربلای ۴ تا حالا جانباز و خانه نشین است، روزها سرامیک کار بود و عصرها و تا پاسی از شب در سوپر محل ، میگفت زحمت میکشم تا بالاخره به آرزوهایم برسم سهمش از این دنیا پنج گلولهای شد که مزدوران جمهوری اسلامی در #آبان_خونین_۹۸ بر قلبش نشاندند.
ظهر روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸ پس از پایان کار به منزل مراجعه میکند، دقایقی بعد لباس کارش را تعویض میکند و راهی کوچه میشود تا هم سر و گوشی آب بدهد و هم ۲ برادر کوچکترش را که نگرانشان بود، به منزل برگرداند. چند نفر دیگری هم داخل کوچه نوریان، (جنب کلانتری یازده سابق) پرسه میزدهاند.
جایی که فرزاد ایستاده بوده کاملاً از محل درگیریها دور بودهاست. حوالی ساعت ۱۲ تا ۱۳ ظهر، فرزاد انصاریفر و سه نفر دیگر (یک دختر ۱۳ ساله و هر دو برادران دشتی) که در همان نقطه بودهاند، هدف گلوله قرار میگیرند. آنها از پشت سر مورد اصابت گلوله قرارگرفتهاند.
گلولهای که در مغز فرزاد باقیمانده بود از اسلحه کلاشینکف بودهاست.
او در ۱۰۰ متری منزلشان مورد هدف قرار گرفت.
پیکر وی توسط نیروهای امنیتی ابتدا به اهواز منتقل شد و ۲ روز بعد مجدداً به بهبهان برگردانده و تحویل خانواده شد و ظهر روز ۲۸ آبان ۱۳۹۸ در بهبهان به خاک سپرده شد.
امین انصاریفر، پدر فرزاد گفته است : «جسد ۶ نفر از کشتهشدگان بهبهان را به اهواز منتقل کردند و آنجا مورد کالبدشکافی قرار گرفتند. کالبدشکافی نشان داد که هر شش تن با اسلحه کلاشنیکف فقط به سر شلیک کردهاند» او افزود در ده روز اول بعد از کشته شدن فرزاد شکایتی در دادگستری ثبت کردیم اما تا امروز هیچ پاسخی به شکایت ما داده نشدهاست. وی همچنین اظهار داشت که دخترش را به جرم دادخواهی خون برادرش بازداشت کردند و ۷ روز در زندان اهواز بود و پرونده او هنوز مفتوح است. همچنین برادرش را هم به اتهام تبلیغ علیه نظام بازداشت کردند.
درست در همین ساعات #محمد_حشمدار نیز در #بهبهان کشته شدهاند، روایت دیگری از کشته شدن شش تن در ظهر روز ۲۵ آبان حکایت میکند.
#علیه_فراموشی #آبان_پایان_ناپذیر_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
۲۷ساله و مجرد بود با قلبی مهربان، کار میکرد تا باری از روی دوش پدر جانبازش بردارد، پدرش از کربلای ۴ تا حالا جانباز و خانه نشین است، روزها سرامیک کار بود و عصرها و تا پاسی از شب در سوپر محل ، میگفت زحمت میکشم تا بالاخره به آرزوهایم برسم سهمش از این دنیا پنج گلولهای شد که مزدوران جمهوری اسلامی در #آبان_خونین_۹۸ بر قلبش نشاندند.
ظهر روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸ پس از پایان کار به منزل مراجعه میکند، دقایقی بعد لباس کارش را تعویض میکند و راهی کوچه میشود تا هم سر و گوشی آب بدهد و هم ۲ برادر کوچکترش را که نگرانشان بود، به منزل برگرداند. چند نفر دیگری هم داخل کوچه نوریان، (جنب کلانتری یازده سابق) پرسه میزدهاند.
جایی که فرزاد ایستاده بوده کاملاً از محل درگیریها دور بودهاست. حوالی ساعت ۱۲ تا ۱۳ ظهر، فرزاد انصاریفر و سه نفر دیگر (یک دختر ۱۳ ساله و هر دو برادران دشتی) که در همان نقطه بودهاند، هدف گلوله قرار میگیرند. آنها از پشت سر مورد اصابت گلوله قرارگرفتهاند.
گلولهای که در مغز فرزاد باقیمانده بود از اسلحه کلاشینکف بودهاست.
او در ۱۰۰ متری منزلشان مورد هدف قرار گرفت.
پیکر وی توسط نیروهای امنیتی ابتدا به اهواز منتقل شد و ۲ روز بعد مجدداً به بهبهان برگردانده و تحویل خانواده شد و ظهر روز ۲۸ آبان ۱۳۹۸ در بهبهان به خاک سپرده شد.
امین انصاریفر، پدر فرزاد گفته است : «جسد ۶ نفر از کشتهشدگان بهبهان را به اهواز منتقل کردند و آنجا مورد کالبدشکافی قرار گرفتند. کالبدشکافی نشان داد که هر شش تن با اسلحه کلاشنیکف فقط به سر شلیک کردهاند» او افزود در ده روز اول بعد از کشته شدن فرزاد شکایتی در دادگستری ثبت کردیم اما تا امروز هیچ پاسخی به شکایت ما داده نشدهاست. وی همچنین اظهار داشت که دخترش را به جرم دادخواهی خون برادرش بازداشت کردند و ۷ روز در زندان اهواز بود و پرونده او هنوز مفتوح است. همچنین برادرش را هم به اتهام تبلیغ علیه نظام بازداشت کردند.
درست در همین ساعات #محمد_حشمدار نیز در #بهبهان کشته شدهاند، روایت دیگری از کشته شدن شش تن در ظهر روز ۲۵ آبان حکایت میکند.
#علیه_فراموشی #آبان_پایان_ناپذیر_ایران
🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing