دروغ‌ها و خرافات اسلام
21.5K subscribers
3.79K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
📜گزیده ای از نیایش اوستایی سال نو در اوستا هفتن یشت....؛

{(.....)تو را سپاس می گوییم...؛ که اشا [هنجار هستی] را بنیان نهادی، زمین و آسمان، آب و گیاه را آفریدی، با مهر خویش روشنایی و شادی برای زندگی مردم پایدار ساختی، به ما آموختی تا با اندیشه نیک به تو نزدیک شویم، با گفتار نیک آیین راستی را گسترش دهیم و با کردار نیک سازنده و سودرسان باشیم|....| بر آنیم تا با کار های درست که از دانایی و خرد سرچشمه می گیرد، روان هستی را خشنود سازیم |....| راستی نیک است، راستی بهترین است، راستی خوشبختی است، و خوشبختی از آن کسی است که خواستار بهترین راستی باشد.}

❈جشن باستانی نوروز را بر تمامی ایرانیان و وطن دوستان جدای از هر عقیده، منش و تفکری تبریک میگوییم. امید که بندها در سال نو، به دست باد سپرده شوند و همه ابناء وطن طعم گوارای آزادی را بچشند .

🏴|@ISLIE|@khod10| #جشن #نوروز
🏳|@ktyab|@khod2| #وطن #ایران
Forwarded from پیوست
‌‌📃رسالت ملّت ایران در طول تاریخ چیست؟ | محمدعلی فروغی

❃ حال تصور می‌کنم هرکس به احوال ایرانیان درست معرفت یابد تصدیق خواهد کرد که این قوم در وظیفه‌ی خود در عالم انسانیت کوتاهی نکرده بلکه نسبت به بسیاری از اقوام دیگر در راه وظیفه‌شناسی پیش‌قدم است و مداومت‌اش در این راه نیز از اکثر ملل بیشتر بوده است.

❃ هر چند برای ملّت ایرانی به اقتضای طبیعت روزگار متاسفانه دوره‌های تنزل و انحطاط نیز پیش آمده که در آن دوره‌ها از ابراز استعداد و مایه‌ی خداداد ممنوع و محروم گردیده است، ولیکن ظلمت آن ایام همه وقت عارضی و قهری و موقتی بوده و با این همه هیچ‌گاه تندباد حوادث که بر ایران و مردم آن هجوم آورده چراغ معرفت را در آن مملکت و آتش ذوق و شور را در دل ایرانیان به کلی خاموش ننموده و به قول خواجه حافظ شیرازی:
از آن به دیرِ مُغانَم عزیز می‌دارند
که آتشی که نَمیرد، همیشه در دلِ ماست

❃ قوم ایرانی هر وقت شوکت و سیادت داشته قدرت خود را برای استقرار امنیت روح آسایش و رفاه مردم به کار برده، اقوام زیردست خویش را به ملاطفت و رأفت اداره کرده، مزاحم آداب و رسوم و زبان و خصوصیات قومیت آن‌ها نشده، هرگز به هدم و تخریب آبادی‌ها و قتل‌عام نفوس نپرداخته و با آن‌که از طرف دشمنان مکرر به بلیات نهب و حرق و قتل و چپاول گرفتار گردیده هنگام قدرت درصدد تلافی برنیامده است.

❃ کیش باستانی ما ویرانی و درندگی را مانند بیماری و تاریکی از آثار شیطان و اهریمن خوانده و ایجاد وسایل آبادی و روشنایی و تندرستی را مایه‌ی تقرب یزدان دانسته است.

📓 | مقالات فروغی، محمدعلی فروغی، تهران: توس، ۱۳۸۴

#ایران #ایرانشهر #دولت_ملی
#محمدعلی_فروغی #آزادی

🏴@ISLIE
❃«آبادانی چون زندگی است.» گزنفون در کتاب «اکونومیکوس» می‌نویسد:

{هرگاه پادشاه متوجه شودکه استانداران سرزمین را آباد و حاصل‌خیز نگاه داشته، خوب درختکارى شده و از آن سرزمین میوه‌هایی که بومی آن‌جاست به دست آمده است، به آن استانداران زمین‌های بیشتر می‌دهد، و با بخشش‌هایی آنان را برجسته می‌کند، و با دادن جایگاه مخصوص در مقامات دربار شاهنشاهی سرافراز می‌سازد. اما اگر دانسته شود که آن استان هیچ محصول نداده و یا مردم -در نتیجه‌ی رفتار زورگویانه (مأموران)- در آنجا کم شده‌اند، در آن صورت اینان را کیفر می‌دهد، از خدمت برکنار می‌کند، و دیگری را به جای آنان می‌گمارد...}

❃ ولفگانگ کناوت در ادامه مینویسد: [در نزد ایرانیان باستان کشاورزی یک وظیفه‌ی مقدس بود. هرگونه به‌کار انداختن زمین، خاک مقدس، در پیشگاه اورمزد، پاداش نیک داشت؛ چنین است در وندیداد:(متن در اسکن)]

▪️آرمان شهریاری ایران باستان - اصول اخلاقی پادشاه: توجه به آبادانی کشور | #ولفگانگ_کناوت

🏴@ISLIE
◾️[کتاب "حلیه المتقین" در باب آداب زفاف و مجامعت:]-|٨۵|:{در حدیث صحیح از حضرت صادق منقولستکه: در وقت جماع سخن مگوئید که بیم آنست فرزندی که بهم رسد لال باشد.....و از حضرت امام #موسی پرسیدند: اگر کسی #فرج زن را ببوسد چون است؟ فرمود باکی نیست.}

◼️برای این جماعت و به خاطر مرگ اینها در جشن سال نو از صدا و سیما چندین روز هست؛ نوحه، عزاداری و سینه زنی از رادیو-تلویزیون پخش میشه که همین نکته؛ نشانی چند از زوال تمدن کهن ایران را بر ما نمایانگر میکند.

🏴@ISLIE
💢توهین و‌ تحقیر غیر مسلمین در جامعه اسلامی:

◼️آیت الله گلپایگانی میگوید: {اگر با دست خیس٬ به اهل کتاب [مسیحی٬ یهودی٬ زرتشتی] دست دادید باید دستتان را بشویید!!! – ذبائح اهل کتاب نجس است٬ خودشان نیز بنا بر احتیاط واجب نجس هستند! –اگر دست خیس٬ به در و دیوار یا اشیاء متعلق به یهودیان مسیحیان و هندوها برخورد کند٬ باید دست را آب کشید!.}

📓 | جامع الاحکام٬ آیت الله گلپایگانی٬ جلد۲٬ صفحه۹۳

#دین_تروریستی #فاشیسم #پست_اندیشی

🏴@ISLIE
‌‌‌‌📄نگاهی بر جریانات آزادىخواهانه پس از سقوط دولت ساسانیان [۱-٢]

بیدادگری و ستمکارىهای حکومت های اسلامی، ایرانیان را بر آن داشت که برای رهایىاز تحمیلات ناروا و اهانتهای بیشمار، مردانه قیام کنند و اساس این حکومت جابر را از بیخ و بن برکنند. نهضت ایرانیان، از همان عهد اُموی آغاز شد و دنباله آن به دوره های بعد کشید، تا اینکه در قرن سوم هجری به حد شدّت خودرسید. از آن پس هم حس کینه توزی و انتقامجویى گاهی به آشکار و گاهی پنهان در روح ایرانیان جایگزین بود و هر دوره به اقتضاىوقت به شکلىمخصوص نمایان میشد:

❃نهضت ایرانیان گاه به صورت جنگ و خونریزى و گاهی به صورت تدبیر و حیله های سیاسىو یک چند به شکل مناظرات ادبی و مشاجرات علمی دیده میشد، ولىبه هر صورتکه بود هدف واحد مقدسی پیروی میشد که عبارت بود از مخالفت و برانداختن سیادت دولت متجاوز اسلامی که در این راه هدف همه به تأسیس حکومت های ملّی مستقل میل داشت.

❃قیام ایرانیان بر ضدّ دستگاه خلافت اسلامی، نخست به صورت نهضت ادبی ظاهر گشت و شاعران تازیگوی ایرانی در آثار خود، مفاخرت بر عرب آغاز کردند و خاندان یسارنسائی از این لحاظ در عصر بنی امیه شهرت داشت، از فرزندان یسار؛ اسماعیل، محمد و ابراهیم در مورد ایران سخت متعصّب و نسبت به عرب دشمن و بدخواه و کینه جو بودند. گذشته از فرزندان یسار و بسیاری دیگر ... جنبش ایرانیان حتی در میان اعراب نیز منتشر گردیده بود رماح بن یزید، از شاعران متغزل معروف عصر بنی امیه و اوایل دولت عباسی است نسبت خود را از طرف مادر فارسی: { انا ابن ابی سلمی و جدی ظالم/ و امی حصان اعجم اخلصتها الاعاجم} ذکر کرده و بدین جهت افتخار نموده است با این حال دولت اسلامی به هروسیله که ممکن میبود، این صداها را خاموش و گلوی صاحبان این نغمه های آزادی را با سرپنجه خشم و کین میفشرد.

❃اینجا لازم به ذکر است خاطرنشان کنیم "مفاخرت بر اعراب" در آن دوران به معنای ضدیت با نژاد عربی در اندیشه ایرانی نبوده چرا که ایرانیان صدها سال با اعراب در کنار یکدیگر زیسته و تجارت کرده بودند فلذا ریشه این مفاخرت بیشتر به رفتار و منش حکومت "بنی امیه" در امر کشور داری بازگشت میکند که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت.....

#جنبش_ملی #آزادی #ایرانیان #اسلام #بنی_امیه #شعرا #ساسانیان #پس_از_سقوط

🏴@ISLIE
◾️[وفی صحیحه جمیل المرویه فی تفسیر القمی عن أبی عبدالله: (...) قال: هن في النار إذا كان يوم القيامه يؤتى بهن فألبسن جلبابا من نار وخفين من نار وقناعا من نار وادخل في اجوافهن و فروجهن اعمدة من النار وقذف بهن في النار، (...)]

◾️زنی با کنیزش بر صادق وارد شد و گفت نظر شما درباره مساحقه چیست؟ امام فرمود: اینها در آتش هستند و روز قیامت آن زنان را میآورند در حالیکه پیراهنی از آتش، کفشی از آتش، روپوشی از آتش به آنها پوشانده شده. و ستونهائی از آتش در درون و #فرج (واژن) آنان قرار داده شده است و به آتش انداخته میشوند...

◼️آیا هیچ موجود روان پریشی به چنین شکنجه هایی حتی فکر میکند که امام صادق مدعی است الله خیالی اینگونه رفتار میکند؟

🏴@ISLIE
❃ هاینریش کارل بروگش خاورشناس آلمانی قرن نوزدهم پیرامون ملت ایران چنین میگوید:

{نقاط ضعفی که در شخصیت ایرانیان هست در مقابل هوش و ذکاوت هند و اروپاییشان مسأله ای ناچیز است. باید توجه داشت که ایرانیان دور از سایر برادران هند و اروپاییشان و دور از فرنگستان متمدن یکه و تنها در قلب آسیا در میان اقوام بىفرهنگ و قبایل بیابانگردى زندگی مىکنند که نه تنها نمیتوانند چیزی از آنان بیاموزند بلکه ناچارند پیوسته با تمام قوا بکوشند که خود را از تأثیرات منفی شیوه زندگی غیرمتمدنانه آنها به دور نگاهدارند ....}

📓 | بروگش، هینرش. در سرزمین آفتاب. ترجمة مجید جلیلوند.

🏴@ISLIE
Forwarded from پیوست
‌‌📄نگاهی بر جریانات آزادىخواهانه پس از سقوط دولت ساسانیان | وضعیت مردم تحت سیطره حکومت اسلامی امویان [٢-٢]

❃حکومت بنی امیّه از همان ابتدا برپایه تحقیر ملل غیرعرب استوار شد. موالی در عصر اموی، ذلیل، خوار و خدمتگزار اعراب بودند و کار و منصب مهمی در دست آنان نبود، بنی امیّه استخدام موالی را برای خود ننگ و مراوده با موالی را دلیل پستی و رذالت میدانستند، و حتی از اقتدا به فقیهان موالی اکراه داشتند. نافع بن جبیر شافعی، از تابعان نامی، همینکه جنازه ای را مىدید مىپرسید کىبود؟ اگر می گفتند از قریش بود مىگفت: «افسوس از قوم من یکی کم شد» اگر میگفتند عرب بود مىگفت «افسوس هموطنم مرد» و اگر میگفتند مولا بود، با خونسردی میگفت: «کالای خداست؛ مىخواهد میبرد و مىخواهد میگذارد» و اگر عربی مىمرد مولا نمىتوانست با دیگرات بر جنازه او نماز بگذارد. هنگام میهمانی مولا را ولو اینکه بافضل و با تقوی بود، سرخوان نمىنشاندند، بلکه اورا سر راه مىنشاندند تامردم بدانند که او عرب نیست. [تاریخ تمدن اسلام ج۴ص٧۱]

◼️ابوالفرج اصفهانی مىنویسد: [یکی از موالی دختری از اعراب «بنىسلیم» به زنی گرفت. محمدبن بشیر خارجی، سوی مدینه رهسپار شد و شکایت نزدوالی آنجا ابراهیم بن هاشم بن اسماعیل برد. ابراهیم کس فرستاد و میان زن و شوهر جدایی انداخت و امر کرد تا دویست تازیانه بمرد زدند و به فضیحت موىسر و ابرو و ریش اورا تراشیدند. محمد بن بشیر در این باره گفت:{ قضيت ببسنة وحكمت عدلا / ولم ترث الحكومة من بعيد / وفى المائتين للمولى تكال وفى سلب الحواجب والخدود/ إذا كافأتهم ببنات كسرى فهل يجد  ...} (به روش آبا و اجدادی داوری کردی و با عدالت حکم دادی، تو حکومت را از نزدیکان به ارث برده ای.دویست تازیانه برای آن مولا عذابی سخت بود، همچنین تراشیدن ریش و ابروی او. اگر پاداش آنها دختران کسری باشد، باز فزونتر میخواهند. چه؛ حقی که موافق انصاف باشد، از این بهتر است که کنیزان با بندگان همسر باشند)

❃عرب را تا زمان دولت بنىعباس، چنین رسم بود که چون از بازار چیزی خریده به خانه باز مىگشت، اگر در میان راه با یکىاز موالی مصادف مىشد، اورا مکلّف مىکرد تا متاعش را بىچون و چرا به مقصد برساند. اگر عربىپیاده، یکی از موالی را سواره مىیافت، مولا مجبور بود پیاده شود و مرکوب خود را در اختیار عرب گذارد و خود در رکاب او پیاده راهپیمایی کند. هرکس مىخواست زنی از موالی اختیار کند، بدون اطلاع پدرومادر و کسان زن، اورا به عقد ازدواج خود در مىآورد و از طرف حکومت اسلامی هم سرزنش نمىشد (محاضرات الادباء و محاورات الشعرا ج۱ ص٢٢۰) هندوشاه نخجوانی می‌نویسد:{در زندان حجاج، چند هزار کس محبوس بودند، او دستور داد تا ایشان را آب آمیخته با نمک و آهک مىدادند و به جای طعام سرگین آمیخته به گمیز خر.}

❃ در همچین شرایطی بود که اندیشمندان و بزرگ مردان ایرانی جهت مقابله با ظلم و فساد حکومت اسلامی و نجات فرهنگ و غرور ایرانی جان خویش در کف دست گرفته، مشعل مبارزه را بر افراشتند و بر علیه تمامی ارکان فکری دژخیمان اعلان جنگ نمودند که در مطالب آینده بسیاری از این قهرمانان گم نام را به شما خواهیم شناساند.

🏴@ISLIE
◾️هندوشاه نخجوانی می‌نویسد: {در زندان حجاج، چند هزار کس محبوس بودند، او دستور داد تا ایشان را آب آمیخته با نمک و آهک مىدادند و به جای طعام سرگین آمیخته به گمیز خر. گویند حسن بصری که از تابعین بود و در غایت زهد و ورع روزی گفت: چهل سال از خدای درخواستم تا بهترین مارا حاکم گرداند. خدای تعالی حجاج را حاکم گردانید، اگر دعای مستجاب شد :انالله و انا الیه راجعون و اگر مستجاب نشد فانا لله و انا الیه راجعون}

◼️عظمت کار اندیشمندان ایرانی بدین جهت است که در شرایط دهشتناکی که حتی فقها و علمایی که از لحاظ فکری و عقیدتی همراستا با نهاد حکومت بودند بر خود میلرزیدند یک لحظه در راه آزادی و روشنگری پا پس نکشیدند. در روزهای آتی با این بزرگان بیشتر آشنا خواهیم شد.

🏴@ISLIE
◾️️از ابوالفرج اصفهانی روایت میکند: [یکی از موالی دختری از اعراب «بنىسلیم» به زنی گرفت. محمدبن بشیر خارجی، سوی مدینه رهسپار شد و شکایت نزدوالی آنجا ابراهیم بن هاشم بن اسماعیل برد. ابراهیم کس فرستاد و میان زن و شوهر جدایی انداخت و امر کرد تا دویست تازیانه بمرد زدند و به فضیحت موىسر و ابرو و ریش اورا تراشیدند.]

◼️سرکوب فرهنگی و تحقیر نژادی سیستماتیک مردم مناطق تحت اِشغال حکومت اسلامی توسط ایشان سبب گشت؛ جنبش های آزادىخواه و روشنگران ایرانى جهت نمایاندن برتری خود و عظمت نیاکانشان اشعار و کتاب های مختلفی بسرایند و بنویسند که در آینده با بسیاری از این نوشتجه جات آشنا خواهیم شد.

🏴@ISLIE
◾️[مسند علىبن ابراهیم القمی]-|۶۰٣٩|-{مُحَمَّدُ بْنُ‌ يَعقُوبَ‌ عَنْ‌ عَلِيِّ‌ بْنِ‌ إبْرٰاهِيمَ‌ عَنْ‌ أبِيهِ‌ عَنْ‌ ابْنِ‌ أبِي عُمَيْرٍ عن هشام بن سالم وحماد عن زرارة عن أبي عبد الله في تزويج أم كلثوم فقال: إن ذلك فرج غصبناه.}

◾️[۶۰٣٩: امام صادق درباره ازدواج ام کلثوم فرمود: 👈🏿او آلت تناسلی زنانه ای بود👉🏿 که به زور از ما گرفته شد.!]

◼️سوال ما اینست که آیا نامیدن دخترفاطمه به یک "آلت تناسلی زنانه" حاکی از رفتارهای پرخاشگرانه جنسی وی در شهرخود بوده است یا اینکه دلیل دیگری اعم از اجبار و فریب داشته؟ به نظر شما علت گفتن این سخن توسط امام صادق در مورد دخترفاطمه زهرا چیست؟

🏴@ISLIE
Forwarded from پیوست
‌‌‌‌📄نقش زنان در تاریخ عرب | نوال السعداوی

❃من هربار که به مطالعه تاریخ پیش از اسلام پرداخته ام، از تعداد "شخصیت هاىزن" که در جامعه قبایلی آن روزگار نقش مهمی داشته اند، و جای برجسته ای که در ادب، فرهنگ، هنر، عشق، روابط جنسی و زندگىاجتماعی و اقتصادی مردمشان اشغال کرده اند، به حیرت فرومىروم. در آن دوران حتی زنانی بوده اند که به خاطر شرکت فعال و مهمشان در مبارزات سیاسی، جنگ ها و نبردهای معروف مشهور شده اند. (....) در مقابل محمد زنانىبودند که در جنگ ها و نبردهای علیه محمد شرکت داشتند. یکی از آنان هندبنت ربیعه، زن ابوسفیان بود. او در غزوه احد زره و کلاه خود جنگی پوشیده بود و شمشیرش را در هوا جولان مىداد، ویکی پس از دیگرى در سینه دشمن فرومىبرد. (عبدالرحمن الشرقاوی، محمد رسول الحرّیه | کتاب الهلال قاهره،۱٩۶٧ ص ٢۱٧)

❃هند زنىعرب بود که بر آزادىخویش و آزادى تصمیم گیری در زندگىشخصی اصرار داشت. او یکبار به پدرش گفت:"من زنىهستم که اختیار زندگىام را خود در دست دارم."(محمد بن سعد، الطقات جلد٨ص۱٧۱) هند در قدرت منطق و حاضر جوابی در برابر محمد شهره بود. او با عده اى از زنان در برابر پیامبر ایستاده بودند تا اسلام بیاورند. محمد اصول اسلامىرا یک به یک بر آنان مىخواند: وقتىکه محمد گفت "فرزندان خود را نکشید" هند گفت: "این شما بودید که فرزندان ماراکشتید" در غزوه بدر که بین مسلمین و قریش روی داد، هند سه مرد از خانواده اش را از دست داده بود: پدرش عتبه ابن ربیعه، عمویش شیبه و برادرش ولید بن عتبه. پس از این غزوه، هند سوگند خورد که انتقام آنان را بگیرد؛ و تا آنگاه از استعمال خطر و نزدیکی با شوهرش خودداری کند. او در غزوه احد که قریشىها بر مسلمانان پیروز شدند به سوگند خویش وفا کرد

❃(....) در آن زمان موقعیت مهمىکه برخی از خدایان مونث اشغال کرده بودند نمایانگر حیثیت بالاترى بود که زنان در جامعه قبیله اى عرب احراز کرده و از جامعه مادرسالار که هنوز در برخی از قبایل حیات داشت نشان مىآورد این وجوه مادرسالاری احتمالا بتواند نقش نسبتا مهمی را که زنان در جامعه ایفا میکردند و در بسیاری از زنان با شخصیت قوی، قدرت استدلال و منطق، برخورد مثبت با مشکلات زندگی خصوصی و اجتماعی منعکس بود، توضیح دهد. برخی از آنان در رشته هاىتولید، تجارت و خریدو فروش نیز فعال بودند و به ایشان قدرت آزادی عملکرد میداد. قبل از اسلام حتی یک زن مىتوانست شیوه چندشوهرى پیشه گیرد و به بیش از یک مرد ازدواج کند. این شیوه ازدواج را "زواج المشارکه" مىنامیدند همینگونه "زواج الهبه" که به موجب آن زن به مرد مىگفت: {من خود را به تو هبه مىکنم} به این معنی که ازدواج بدون قید و شرط است و هیچ حقی بر گردن همدیگر ندارند و...

❃زن در ادبیات حماسی عرب نیز نقش برجسته ای داشت. یکی از داستان های معروف، "سیره امیرة ذات الهمّه" است که "فاطمه بن مظلوم" قهرمان اصلی آن به شمار مىرود. زنان قهرمان این داستان همگی سواران دلاوری هستند که در آوردگاه از قهرمانان مرد گوی سبقت را مىربایند. از قهرمان اصلی داستان غالبا به صفت "قتالة الشجعان" ياد مىشود و همو در جنگ با شمشیر بر دلاورترین مردان پیروز مىشود و جز با مردی که بتواند در برابر قدرت سلاح او مقاومت کند همبستر نمیگردد که داستان تولد وی تا قیام و زندگىاش بی شک شاهکاری در ادبیات محسوب میگردد که این قبیل حماسه ها بدون تردید بیانگر موقعیت زن عرب در جامعه آن روز بوده است .

🏴@ISLIE
❃سیزدهمین امام شیعیان تلگرامی حضرت گوستاو لوبون نیز به زنبارگی محمد چنین اعتراف میکند:

[اگر از پیغمبر بتوان انتقادی کرد فقط همان علاقه مفرطی است که به زن داشته ولی اینرا هم نباید از نظر انداخت که این محبت فقط در قسمت اخیر زندگانی در وی پیدا شده بود (...) پیغمبر به سن زنان خود چندان اهمیت نمیداد زیرا عایشه را وقتیکه به نکاح خود در آورد سنش زیاده از ۱۰ سال نبود]

◼️امام لوبون میگوید پس از رسیدن محمد به قدرت وی به شهوترانی با زنان میپرداخته و در سن ۵٣-۵۴ سالگی وقتی عایشه تنها ۱۰ ساله بوده به وی دخول نموده است. پاسخ به شبهه مترجم در اینجا

🏴@ISLIE
❃حضرت گوستاو لوبون؛ سیزدهمین امام شیعیان تلگرامی اینبار به ماجرای لخت دیدن زن زید توسط پیامبر اشاره میکند:

[علاقه پیغمبر به زن تا ایندرجه بود که یکروزی اتفاقی چشمش 👈🏿به زن پسرخوانده وی افتاد که بدون لباس بود، میلی در وی پیدا شد،👉🏿 وقتیکه زید مطلع گردید او را طلاق داده و بعد بحباله نکاح پیغمبر درآمد و این مطلب در میان مردم انعکاس بدی بخشید...]]

◼️امام گوستاو میگوید پیامبر زن پسرخوانده خود را در حالی که لخت بود دید و عاشق وی شد که در نهایت با او ازدواج کرد!!!!

🏴@ISLIE
Forwarded from پیوست
‌‌📄نگاهی بر آزادىخواهان پس از سقوط دولت ساسانیان [۱-٩] | اسماعیل بن یسارنسائی

❃نخستین اقدام آزادیخواهانه ایرانیان -همانطور که قبلتر نیز اشاره کردیم- جنبش ادبی بود. همچنانکه عرب، به شعر و ادب و حفظ انساب مباهات میکرد، ایرانیان نیز شروع به سرودن شعر عربىکردند و فخر به انساب را در اشعار خود جاىدادند، چنانچه حماسیات شعرای ایرانی به زبان تازى، از جمله دلکش ترین آثار فکر ایرانى و نماینده حسیات عالى وطن پرستی ایرانیان آن روزگار است. در این بین نخستین کسى که این صدا را بلند کرد و قائد نهضت ادبىایرانیان در عصر بنىامیه به شمار آمد، اسماعیل فرزند یسار نسائی{متوفی ۱۱۵ هجری} بود.

❃ابوالفرج اصفهانی روایت میکند: [(...) اسماعیل بن یسار گفت: ما مروان را دشمن میداریم، زنم مطلقه باد اگر دروغ بگویم که؛ مادرم همه روز بامداد به جای نیایش و تسبیح، مروان را لعن میکند؛ و به پدرم به هنگام سپردن جان گفتند، بگو: (لااله الاالله) گفت: (خدا مروان لعنت کند) و محض رضای خدا نفرین را عوض کلمه توحید به زبان آورد زیرا لعن مروان را مانند کلمه توحید میدانست.] این خود نمونه اىاز احساس ایرانیان نسبت به حکومت اسلامی وقت بود و بر این قیاس، نوع ایرانیان در آن زمان، حکام و خلفای اسلامی-اموی- را دشمن مىداشتند و در نتیجه نخستین جنبش خود را به صورت مفاخرت برعرب آشکار ساختند. حکومت وقت به هر وسیله که میشد این صداهای حق طلبانه را با قهر و فشار و آزار خاموش مىکردند و گلوی صاحبان این نغمه ها را بیرحمانه مىفشردند. چنانچه اسماعیل و برادرانش محمد و ابراهیم که هر سه شاعر و دارای غرور ملی بودند: همواره با بیچارگی زندگى مىکردند و مصون از تعقیب و تعذیب خلافت اسلامی نبودند.

❃ابوالفرج مىنویسد: [روزی اسماعیل بن یسار، بر هشام بن عبدالملک وارد شد و این قصیده را که در مفاخر نسبی خود سروده بود و دلایل مجد و عظمت ایران را دربرداشت، براىاو خواند: {انی ما عودی بذی خور / عندالحافظ و لاحوضی بمهدوم \ اصلی کریم و مجدی لایقاس به \ و لی لسان کحدالسیف مسموم \ احمی به مجد اقوام ذوی حسب \ من کل قوم بتاج المل» معموم \ جحاجح سادة بلج مرازبةجرد عتاق مسامیح مطاعیم \ من مثل کسری و سابورالجنود معا \ و الهرمزان لفخر او لتعظیم ....}

#ترجمه_شعر:(...) کسی قادر نیست جایگاه و منزلم را ویران کند نژادمن نیکو و عظمت قوم من با مفاخر اقوام دیگر قابل مقایسه نیست، زبانی دارم که مانند شمشیر زهرآگین است و با همین زبان از عظمت ملت خودکه سراسر کرامت است دفاع مىکنم و پادشاهىرا که همه تاجدار و کشورگشا هستند با زبان حفظ میکنم. آنها کریم و آقا، سفیدرو و مرزبان ، نجیب و چابک، سخی و مهمان نواز بودند، آیا کسی در عظمت و مفاخرت مانند خسرو و شاپور لشکر کش و هرمزان هست؟ آنها به هنگام ستیز اگر حمله کنند به سان شیران لشکرند. آنجاست که اگر بپرسىبه تو خبر دهند که دارای اصل و نژادی هستیم که عزت تمام نژاد هارو پایمال کرده است.

❃ هشام از شنیدن این اشعار به خشم شد و گفت: (بر من مفاخرت مىکنی و مدایح و مناقب نیاکان خویش را در حضور من مىخوانی؟) پس فرمان داد که اورا در برکه اى انداختند به طوری که نزدیک بود خفه شود؛ آنگاه امر کرد وی را بیرون کشیدند و به حجاز تبعیدش کردند. اسماعیل بن یسار، مانند این اشعار همه جا مىسرود و بدون پروا، شرافت حسب و نسب خود را ذکر مىکرد و آشکارا عرب را تحقیر مىنمود. ابوالفرج در مورد او مىنویسد: [انه کان مبتلی بالعصبیه العجم والفخر بهم فکان لایزال مضروبا، محروما، مطرودا (اغانی ج۴؛ص۱٢۱] -

◼️ترجمه: { اسماعیل به تعصب و ایراندوستی و تفاخر و مباهات بر ایرانیان مشهور بود، تفاخر او موجب آوارگی و ضرب و طرد او (توسط حکومت اسلامی) شده بود }

#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #اسماعیل #اسماعیل_بن_یسار_نسائی

🏴@ISLIE
❃ یکی از اشعار آزادىخواه ایرانی اسماعیل بن یسار نسائی {متوفی ۱۱۵ هجری} در دوران پس از سقوط دولت ساسانیان :

▪️[تاريخ مدينة دمشق ابن عساکر]-|٩٧٣٣|:{(...)- یا امام علینا و اترکی الجور - و انطقی بالصواب و اسألی ان جهلت عناو عنکم - کیف کنا فی سالف الاحقاب - اذ نُرَبّی بناتنا و تُدَسّو- ن سفاهاً بناتکم فی التراب}

◼️ترجمه: لفظ فوارس [سواران] بدین علت از ماده فرس گرفته شد تا با انتساب به نژاد ارجمند ما برتری یابند. اینک (...) به راستی سخن بگو، اگرهم از گذشته ما و شما در روزگارهای پیش بىخبری بپرس تا بدانى ما و شما چگونه بودیم: ما دختران خود را تربیت و شما دختران خود را زنده به گور مىکردید

#پس_از_سقوط #اسماعیل_بن_یسار_نسائی

🏴@ISLIE
◾️[الدر المنثور في طبقات ربات الخدور]-|٥٢|-{مقبلة ومدبرة محطوطة المتنين عظيمة العجيزة ممتلئة الترائب نقية الثغر وصفحة الوجه فرعاء الشعر لفاء الفخذين ممتلئة الصدر،خميصة البطن ذات عكن ضخمة السرة مسرولة الساق يرتج مابين أعلاها الى قدميها وفيها عيبان أما أحدهما فيواريه الخمار وأما الآخر فيواريه الخف عظم القدم والأذن وكانت عائشة كذلك}

◼️|۵٢|- (...) او کمری باریک، کتف هايی صاف و هموار؛ همچنین #باسن_بزرگی داشت #پستان هایش سفت و بزرگ بود (دارای) دندان زیبا، رانهای تپل و پرچرب صورت سفید و موى بلندی بود. سینه اش پر گوشت شکمی صاف با ساق های سفید و بلند و وقتی راه میرفت، از بالا تا پایین بدنش میلرزید عایشه دختر ابوبکر نیز اینچنین بود.

#بدن_عایشه #ویژگی_های_ظاهری #مادر_مومنان #علماىاسلام #الدرالمنثور

🏴@ISLIE
💢شیعه شدن مردم ایران به زور شمشیر

◼️شاه اسماعیل صفوی که تصور می‌کرد برای گسترش مذهب شیعه دوازده امامی وظیفه ای الهی بر عهده‌ی او گذاشته شده و او می‌باید به هر قیمتی که شده مردم ایران را شیعه کند٬ پس از فتح تبریز٬ خواست خطبه ای را به نام دوازده امام بخواند٬ اما یارانش به او یادآور شدند که از سیصد هزار تن مردم تبریز٬ دویست هزارتن آنان سنی مذهب هستند و اگر خطبه ای به نام دوازده امام خوانده‌شود مردم شورش خواهند‌کرد. اما شاه اسماعیل در پاسخ گفت:

◾️«خدای عالم با حضرت٬ همراه من‌اند و من از هیچ‌کس باک ندارم به توفیق الله تعالی٬ اگر رعیت هم حرفی بگویند٬ شمشیر از غلاف می‌کشم و به عون خدا‌ (یعنی به مدد خدا‌) یک کس را زنده نمی گذارم!»

◾️فلذا شاه اسماعیل در روزی که خطبه را خواند٬ شورش و اعتراض مردم تبریز را با زور شمشیر خاموش کرد و اعلام کرد هرکس از مذهب تسنن تبری نجوید کشته ‌خواهد شد. مردم نیز از ترس جان خود چنین کردند.

🏴@ISLIE
Forwarded from پیوست
‌‌‌‌‌‌📄نگاهی بر آزادىخواهان پس از سقوط دولت ساسانیان [٢-٩] | بشار بن برد طخارستانی

❃ بشاربن برد بن یرجوخ از مردم طخارستان و از بزرگان شعرای تازیگوی سده دوّم هجری است. ابن قتیبه اورا از موالی بنی عقیل مىداند و کنیه اورا ابومعاذ و لقبش را مرعث ذکر مىکند و اورا در زمره زندیقان مىشمارد. [هو مولی لبني غقيل ويقال مولی لبنی سدوس ویکنی ابامعاذ و یلقب المرعث و المرعث الذی جعل فی اذنیه الرعاث و هی قرطه و یرمی بالزندقه] درباره مرگ او گویند: چون وی را به زندقه منسوب کردند، به فرمان مهدی عباسی و به وسیله حمدویه صاحب الزنادقه ٧۰ تازیانه به او زده شد که بر اثر همین ضرب دارفانی وداع گفت. [أمرالمهدی عبدالجبار صاحب الزنادقه فضرب بشارا، ...]

❃ وی آتش را که عنصری محترم نزد ایرانیان بود بر خاک که عنصر مقدس مسلمین است برتری میداد و در اشعاری ابلیس را نیز بر آدم چنین برتری میدهد: [ ابلیس خیرمن ابیکم آدم / فتنبهوا یا معشرالفجار /ابلیس من نار و آدم طینه / والارض لاتمسوا سموالنار] بشار قصاید و اشعار بسیاری در مدح ایرانیان و تفضیل عجم بر عرب و مذمت حکومت اسلامی سروده که اغلب آنها توسط حکومت وقت از میان رفته و تنها مختصری از دیوان وی در کتاب وفیات الاعیان و الاغانی دیده میشود. با این حال بشار به ایرانی بودن خود افتخار مىکرد و درحقیقت مبارزه اسماعیل ابن یسار نسائی را دنبال مىنمود. وی در هجو و مذمت فردی که خود را بر ایرانیان برتری میداد چنین میگوید: [أحین کسیت بعدالعری خزا/ ونادمت الکرام علی العقار(....)تریغ بخطبه کسرالموالی/وینسیک المکارم فی ولغ الاطار/ وتغدو للقنافذ تدریها/ ولم تعقل بدراج الدیار (...)]

◼️ترجمه شعر:[ آنگاه که پس ازلختی و برهنگی خز پوشیدی و با آزادگان در باده گساری ندیم و جلیس شدی، اصل خود را فراموش کردی، و آغاز تفاخر با آزادگان نمودی. ای شبان زاده! تورا همین ننگ و خسران بس باشد. با حیله و نیرنگ مىخواهی عظمت موالی را درهم شکنی، در حالی که شکار موش مکرمت و نیکی را از یاد تو برده است. تو با سگ در یک ظرف آب مینوشیدی و هنگام بامداد به شکار خارپشتان مىپرداختی، و عقلت به شکار دراج نمىرسید پوشش تو باد شمال و کارت بزچرانی و گله دارىدر بیابان فقر بود]

❃ بشار، هموطنان ایرانی خودرا به ترک موالات و پیوستگی با اعراب و بازگشت به ملیت خود دعوت و تشویق مىکرد، چنانچه ابوالفرج اصفهانی مىنویسد: {مردی از بنىزید به او گفت: ای بشار تو مارا کوچک میکنی و موالی را بر ما میشورانی که ترک ولاء ما بگویند و به اصل و نسب ایرانی خود برگردند، در حالی که تو خود نژاد پاک و اصلی معروف نداری. بشار گفت: به خدا سوگند، نژاد من از زر ناب پاکتر و بهتر است و اصلم از کردار نیکان و پرهیزکاران پاکیزه تر است. روی زمین سگی نیست که آرزوی پیوستن به نژاد تورا داشته باشد.} وی را سرانجام پس از سالها تلاش و کوشش برای بازگرداندن هویت و غرور ایرانی در سال ۲۱۶ ه.ق به اتهام زندقه به ضرب تازیانه به قتل رساندند.

#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #بشار #بشار_بن_برد_طخارستانی

🏴@ISLIE