⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➐】
💠شکست قریشیان
☑️همينکه محمد خود را بر سر آبهای بدر رسانيد، به توصيه "حباب بن اَلمُنذِر" که فردی کارکشته در حيله های جنگی بود، از رديف چاههای بدر عبور کرده و پس از بستن سرآنها با خاک و رمل، آخرين را که به قريش نزديک تر بود برای خود نگهداشته، بر بالای آن حوضی پر از آب برای لشگريان خود ساخته، دشمن را از آب محروم ميسازد. اين پيشدستی در کنترل آب، که در جنگ در صحراهای خشگ عربستان بطور عموم و در پيروزی مسلمانان در اين جنگ نقش کليدی داشته، مسلمانان را در موقعيت کامل برتری نسبت قريش قرار می دهد.
⇒ @ISLIE ⇐
📜باين ترتيب، دو لشگر در برابر هم صف کشيده آماده جنگ می شوند. اولين دسته از مردان #تشنه قريش که برای خوردن آب به حوض تحت کنترل مسلمانان نزديک می شوند مورد حمله آنان قرار گرفته و #کشته می شوند، جز يک تن که او نيز اسير و و قتی که نزد محمد برده می شود برای نجات خود مسلمان می شود. آنگاه، فرد ديگری از قريش بنام "اَسوَد بن عَبد اَلَسد" که از مشاهده شقاوت مسلمانان بخشم آمده است، با سوگند به لات و عزی که اگر نتواند از آب "حوض محمد" بخورد، "محمد را پاره پاره کند، و گرنه تا ريختن خون خود در حوض جنگ کند تا هيچ کس نتواند از آن بخورد، به محافظين حوض حمله ور می شود، و همين که دو پايش بدست حمزهِِ، عموی محمد، قطع می گردد، در حاليکه بدن خود را کشان کشان به حوض ميرساند و سر خود را برای خوردن آب بداخل آن فرو می برد. حمزه، با ضربه ديگری، گردن او را قطع و بدرون حوض می اندازد.
سپس از ميان لشگر قريش عُتبَة بن ربيعه، همان مرد صلح طلبی که مخالف جنگ بوده و از جانب ابوجهل متهم به بزدلی شده بود و به منظور رفع اين اتهام، بهمراه برادرش "شَيبة بن ربيعه" و پسرش وليد برای جنگ تن به تن با مسلمانان که رسم اعراب برای ابراز پهلوانی در آغاز هر جنگی بوده است، بيرون آمده و حريف می طلبند، و هر چند شَيبه و وليد بی درنگ بدست حريفان خود، حمزه و علی، کشته می شوند، ولی در نبرد ميان عُتبه و حريف وی عُبَيده که بطور سخت و خونينی چندين ساعت بطول می کشد، سرانجام عبيده بخاطر زخمهای کاری بر زمين می افتد. تا اينکه علی و حمزه به کمک وی آمده پس از قتل عُتبَه، عبيده را از ميدان جنگ بيرون کشيده نجات می دهند
📗 ابن هشام، جلد دوم، ص 560 - 561
⇒ @ISLIE ⇐
🔅🔻جالب است كه بعدا شيعيان، يزيد را كه در روز عاشورا با بستن آب بروی نواده محمد، حسين، همين كار را می كند و او را تشنه لب بدست شمر به قتل ميرساند، با هياهوی زياد مورد لعن و نفرين قرار ميدهند.🔺🔅
🏵بدنبال کشته شدن اين سه تن، جنگجويان قريش حمله ور می شوند. با اينحال، نيروی محمد بدون اينکه از جای خود تکان خورده و دست از محافظت از حوض آب بردارد، قريشيان را زير باران تيرهای خود ميگيرد. بعد دو نيرو در هم شده کشت و کشتار خونينی ميانشان آغاز می شود. سرانجام، مسلمانان پس از يک جنگ خونين، قريشيان را که تعدادشان دو برابر آنان بوده، با ۴۴ کشته و همان اندازه اسير ،شکست داده و وادار به فرار می کنند. تلفات مسلمانان در اين جنگ ١۵تن بيشتر نبوده است. مقدسی کشتگان قريش را ۵٠ يا ٧٠و اسرای آنها را ۴٢و بروايتی ٧٢تن نقل می کند.
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 977
📘 ابن هشام، جلد دوم، ص 563
📙آفرينش و تاريخ، جلد چهارم تا ششم، فارسی، ، ص 683
⏪پست بعدی: علت پیروزی مسلمانان
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠شکست قریشیان
☑️همينکه محمد خود را بر سر آبهای بدر رسانيد، به توصيه "حباب بن اَلمُنذِر" که فردی کارکشته در حيله های جنگی بود، از رديف چاههای بدر عبور کرده و پس از بستن سرآنها با خاک و رمل، آخرين را که به قريش نزديک تر بود برای خود نگهداشته، بر بالای آن حوضی پر از آب برای لشگريان خود ساخته، دشمن را از آب محروم ميسازد. اين پيشدستی در کنترل آب، که در جنگ در صحراهای خشگ عربستان بطور عموم و در پيروزی مسلمانان در اين جنگ نقش کليدی داشته، مسلمانان را در موقعيت کامل برتری نسبت قريش قرار می دهد.
⇒ @ISLIE ⇐
📜باين ترتيب، دو لشگر در برابر هم صف کشيده آماده جنگ می شوند. اولين دسته از مردان #تشنه قريش که برای خوردن آب به حوض تحت کنترل مسلمانان نزديک می شوند مورد حمله آنان قرار گرفته و #کشته می شوند، جز يک تن که او نيز اسير و و قتی که نزد محمد برده می شود برای نجات خود مسلمان می شود. آنگاه، فرد ديگری از قريش بنام "اَسوَد بن عَبد اَلَسد" که از مشاهده شقاوت مسلمانان بخشم آمده است، با سوگند به لات و عزی که اگر نتواند از آب "حوض محمد" بخورد، "محمد را پاره پاره کند، و گرنه تا ريختن خون خود در حوض جنگ کند تا هيچ کس نتواند از آن بخورد، به محافظين حوض حمله ور می شود، و همين که دو پايش بدست حمزهِِ، عموی محمد، قطع می گردد، در حاليکه بدن خود را کشان کشان به حوض ميرساند و سر خود را برای خوردن آب بداخل آن فرو می برد. حمزه، با ضربه ديگری، گردن او را قطع و بدرون حوض می اندازد.
سپس از ميان لشگر قريش عُتبَة بن ربيعه، همان مرد صلح طلبی که مخالف جنگ بوده و از جانب ابوجهل متهم به بزدلی شده بود و به منظور رفع اين اتهام، بهمراه برادرش "شَيبة بن ربيعه" و پسرش وليد برای جنگ تن به تن با مسلمانان که رسم اعراب برای ابراز پهلوانی در آغاز هر جنگی بوده است، بيرون آمده و حريف می طلبند، و هر چند شَيبه و وليد بی درنگ بدست حريفان خود، حمزه و علی، کشته می شوند، ولی در نبرد ميان عُتبه و حريف وی عُبَيده که بطور سخت و خونينی چندين ساعت بطول می کشد، سرانجام عبيده بخاطر زخمهای کاری بر زمين می افتد. تا اينکه علی و حمزه به کمک وی آمده پس از قتل عُتبَه، عبيده را از ميدان جنگ بيرون کشيده نجات می دهند
📗 ابن هشام، جلد دوم، ص 560 - 561
⇒ @ISLIE ⇐
🔅🔻جالب است كه بعدا شيعيان، يزيد را كه در روز عاشورا با بستن آب بروی نواده محمد، حسين، همين كار را می كند و او را تشنه لب بدست شمر به قتل ميرساند، با هياهوی زياد مورد لعن و نفرين قرار ميدهند.🔺🔅
🏵بدنبال کشته شدن اين سه تن، جنگجويان قريش حمله ور می شوند. با اينحال، نيروی محمد بدون اينکه از جای خود تکان خورده و دست از محافظت از حوض آب بردارد، قريشيان را زير باران تيرهای خود ميگيرد. بعد دو نيرو در هم شده کشت و کشتار خونينی ميانشان آغاز می شود. سرانجام، مسلمانان پس از يک جنگ خونين، قريشيان را که تعدادشان دو برابر آنان بوده، با ۴۴ کشته و همان اندازه اسير ،شکست داده و وادار به فرار می کنند. تلفات مسلمانان در اين جنگ ١۵تن بيشتر نبوده است. مقدسی کشتگان قريش را ۵٠ يا ٧٠و اسرای آنها را ۴٢و بروايتی ٧٢تن نقل می کند.
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 977
📘 ابن هشام، جلد دوم، ص 563
📙آفرينش و تاريخ، جلد چهارم تا ششم، فارسی، ، ص 683
⏪پست بعدی: علت پیروزی مسلمانان
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
در کشورهایی که بیشتر مردمانش خنگ و نادانند، معتبرترین و پر درآمدترین شغل تجارت دین است...!
✍ عزیز نسین
➬ @ISLIE
✍ عزیز نسین
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➑】
💠علت پیروزی مسلمانان
☑️پيروزی در جنگ بدر برای مسلمانان، همانطور که گفته شد، از اهميت بسيار بالايی برخوردار بود. تا آنزمان، محمد در نظر قريش چيزی بيش از يک مدعی کاذب پيامبری که اخيرا کار راهزنی را نيز در پيش گرفته بود، نبود. اما اکنون پيروزی در جنگ او را نه تنها به يک نيروی جدی در برابر آنان تبديل کرده بود، بلکه بر نفوذ و اهميت وی در ميان مردم مدينه و قبايل اطراف نيز می افزود.
🎯نيروی قريش، هر چند پس از انشعابی که در صفوف آن رخ داده بود، از ٩۵٠نفر بنا به روايتی به ۶٠٠نفر کاهش يافته بود هنوز دو برابر نيروی ٣١۴نفری قريش بود. بعلاوه، اين نيرو از نظر تجهيزات نيز کامل بر نيروی مسلمانان برتری داشت.
📗اسلام در ايران، ص 33
📘ابن هشام، ص 608
⇒ @ISLIE ⇐
🔰در واقع نيز از يک طرف محمد ناخواسته درگير جنگ شده بود. ما می دانيم که او در اصل برای غارت کاروان مکه آمده بود، ولی تنها وقتی از بيرون آمدن قريش برای جنگ با خود مطلع شده بود که نيروی مزبور عملا در نزديکی او چادر زده و خود را برای حمله آماده کرده بود، و از اينرو فرار از جنگ ديگر برای او عملی نبود زیرا:
اول 🔅اينکه فرار در برابر دشمن در نزد اعراب بدوی عملی بسيار زشت و دور از رسم شجاعت و مردانگی بود . بنابراين، پيشنهاد عقب نشينی حتی اگر مورد قبول پيروان محمد هم قرار ميگرفت، ميتوانست ضربه بزرگی به اعتبار و آبروی محمد بزند
ثانیا،🔅 حتی عقب نشينی در جنگ نيز معلوم نبود که محمد را از حمله قريش مصون بدارد. محمد و نيروهايش از پايگاه خود مدينه بسيار دور شده بودند (۶٠ مايل ) و ممکن نبود که بتوانند براحتی از چنگ نيروهای قريش فرار کنند. تازه اگر هم خود را به مدينه ميرساندند، از نظر محمد اين امکان وجود داشت که قريش آنها را تا مدينه تعقيب و وادار به جنگ نمايند. مضافا بر اينکه، در چنين جنگی، با روحيه در هم شکسته ای که برای مسلمانان در اثر فرار و عقب نشينی باقی ميماند، شکست و نابودی آنها حتمی بود.
⇒ @ISLIE ⇐
🔰بهر حال محمد، در حاليکه از گرفتاری در اين جنگِ ناخواسته و نابرابر شديدا دچار وحشت شده بود، و از سر ناچاری تن به آن داده بود .و هر چند خود او اين پيروزی غير منتظره را به خدا و نيروهای غيبی نسبت می دهد، ولیبررسی جنگ از نزديک نشان می دهد که پيروزی مسلمانان در جنگ چندان هم غير منتظره و بدون علت نبوده است. 👇
اولا، 🔅همانطور که گفتيم تصرف چاه های آب توسط مسلمانان و محروم نمودن قريش از آب برای آشاميدن در صحرای داغ عربستان نقش اساسی را در پيروزی مسلمانان داشته است.
در جنگهای اعراب، آب آشاميدنی که يک عنصر اساسی در حفظ انرژی و توانايی جنگجويان در ادامه و پيش برد جنگ بوده است، ولی بنظر می آيد که با وقوع جنگ در نزديکی چاههای بدر آنها، از روی لاقيدی يا اطمينان به پيروزی خويش، خود را بی نياز از حمل آب می پنداشته اند. برای همين است که قبل از شروع جنگ يک دسته از جنگجويان قريش برای خوردن آب بسوی چاه آب می آيند که همانطور که گفته شد بدست مسلمانان کشته می شوند.
🔅🔅بعبارت ديگر، محمد موفق می شود که به توصيه "حباب بن اَلمُنذِر" با تصرف چاههای بدر و کور کردن آنها خود را از لحاظ تدارکاتی (لجستيکی) در موقعيت کامل برتری قرار دهد.
ثانيا ،🔅 قريش بهنگام جنگ رو بسوی شرق يعنی در طرفی بوده اند که آفتاب پيش از ظهر در چشم آنان می تابيده است. آگر به سوزندگی و قدرت کور کننده آفتاب عربستان واقف باشيم، آنگاه ميتوانيم درک کنيم که اين برتری نيز تا چه حد در پيروزی مسلمانان موثر بوده است.
⏪پست بعد :شرافت اعراب و درنده خویی نظام جدید
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠علت پیروزی مسلمانان
☑️پيروزی در جنگ بدر برای مسلمانان، همانطور که گفته شد، از اهميت بسيار بالايی برخوردار بود. تا آنزمان، محمد در نظر قريش چيزی بيش از يک مدعی کاذب پيامبری که اخيرا کار راهزنی را نيز در پيش گرفته بود، نبود. اما اکنون پيروزی در جنگ او را نه تنها به يک نيروی جدی در برابر آنان تبديل کرده بود، بلکه بر نفوذ و اهميت وی در ميان مردم مدينه و قبايل اطراف نيز می افزود.
🎯نيروی قريش، هر چند پس از انشعابی که در صفوف آن رخ داده بود، از ٩۵٠نفر بنا به روايتی به ۶٠٠نفر کاهش يافته بود هنوز دو برابر نيروی ٣١۴نفری قريش بود. بعلاوه، اين نيرو از نظر تجهيزات نيز کامل بر نيروی مسلمانان برتری داشت.
📗اسلام در ايران، ص 33
📘ابن هشام، ص 608
⇒ @ISLIE ⇐
🔰در واقع نيز از يک طرف محمد ناخواسته درگير جنگ شده بود. ما می دانيم که او در اصل برای غارت کاروان مکه آمده بود، ولی تنها وقتی از بيرون آمدن قريش برای جنگ با خود مطلع شده بود که نيروی مزبور عملا در نزديکی او چادر زده و خود را برای حمله آماده کرده بود، و از اينرو فرار از جنگ ديگر برای او عملی نبود زیرا:
اول 🔅اينکه فرار در برابر دشمن در نزد اعراب بدوی عملی بسيار زشت و دور از رسم شجاعت و مردانگی بود . بنابراين، پيشنهاد عقب نشينی حتی اگر مورد قبول پيروان محمد هم قرار ميگرفت، ميتوانست ضربه بزرگی به اعتبار و آبروی محمد بزند
ثانیا،🔅 حتی عقب نشينی در جنگ نيز معلوم نبود که محمد را از حمله قريش مصون بدارد. محمد و نيروهايش از پايگاه خود مدينه بسيار دور شده بودند (۶٠ مايل ) و ممکن نبود که بتوانند براحتی از چنگ نيروهای قريش فرار کنند. تازه اگر هم خود را به مدينه ميرساندند، از نظر محمد اين امکان وجود داشت که قريش آنها را تا مدينه تعقيب و وادار به جنگ نمايند. مضافا بر اينکه، در چنين جنگی، با روحيه در هم شکسته ای که برای مسلمانان در اثر فرار و عقب نشينی باقی ميماند، شکست و نابودی آنها حتمی بود.
⇒ @ISLIE ⇐
🔰بهر حال محمد، در حاليکه از گرفتاری در اين جنگِ ناخواسته و نابرابر شديدا دچار وحشت شده بود، و از سر ناچاری تن به آن داده بود .و هر چند خود او اين پيروزی غير منتظره را به خدا و نيروهای غيبی نسبت می دهد، ولیبررسی جنگ از نزديک نشان می دهد که پيروزی مسلمانان در جنگ چندان هم غير منتظره و بدون علت نبوده است. 👇
اولا، 🔅همانطور که گفتيم تصرف چاه های آب توسط مسلمانان و محروم نمودن قريش از آب برای آشاميدن در صحرای داغ عربستان نقش اساسی را در پيروزی مسلمانان داشته است.
در جنگهای اعراب، آب آشاميدنی که يک عنصر اساسی در حفظ انرژی و توانايی جنگجويان در ادامه و پيش برد جنگ بوده است، ولی بنظر می آيد که با وقوع جنگ در نزديکی چاههای بدر آنها، از روی لاقيدی يا اطمينان به پيروزی خويش، خود را بی نياز از حمل آب می پنداشته اند. برای همين است که قبل از شروع جنگ يک دسته از جنگجويان قريش برای خوردن آب بسوی چاه آب می آيند که همانطور که گفته شد بدست مسلمانان کشته می شوند.
🔅🔅بعبارت ديگر، محمد موفق می شود که به توصيه "حباب بن اَلمُنذِر" با تصرف چاههای بدر و کور کردن آنها خود را از لحاظ تدارکاتی (لجستيکی) در موقعيت کامل برتری قرار دهد.
ثانيا ،🔅 قريش بهنگام جنگ رو بسوی شرق يعنی در طرفی بوده اند که آفتاب پيش از ظهر در چشم آنان می تابيده است. آگر به سوزندگی و قدرت کور کننده آفتاب عربستان واقف باشيم، آنگاه ميتوانيم درک کنيم که اين برتری نيز تا چه حد در پيروزی مسلمانان موثر بوده است.
⏪پست بعد :شرافت اعراب و درنده خویی نظام جدید
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
كمتر كسی میتواند بدون دغدغه
در كمال متانت به بيان باورهايی
بپردازد كه با تعصباتِ محيطِ
اجتماعی او يكسان نباشد ؛
بسياری از مردم شهامتِ داشتن
چنين باورهايی را هم ندارند !
✍ #آلبرت_اینشتین
➬ @ISLIE
كمتر كسی میتواند بدون دغدغه
در كمال متانت به بيان باورهايی
بپردازد كه با تعصباتِ محيطِ
اجتماعی او يكسان نباشد ؛
بسياری از مردم شهامتِ داشتن
چنين باورهايی را هم ندارند !
✍ #آلبرت_اینشتین
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➒】
💠شرافت و مروت اعراب بدوی و درنده خوئی سردمداران نظام جديد
📜ازجمله واقعه دردناک وتحسين انگيزی که سطح بالای شرافت اعراب بدوی را نشان می دهد، داستان اَبواَلبَختریَ بن هِشام، همان کسی است که در مکه بنفع محمد با تحريم اقتصادی بنی هاشم مخالفت کرده بود. محمد، پس از اطالع از زنده ماندن ابو البختری در جنگ، به او زنهارداده دستور می دهد که هرگاه او را يافتند از قتل او خودداری کنند. تا اينکه يکی از انصار بنام "مُجَذَر " او را يافته از زنهار محمد مطلع نموده و درخواست رفتن با او را به نزد محمد می کند. ابوالبختری باو پاسخ می دهد: اگر مرا زينهار دهی رفيق مرا نيز زينهار ده تا بيائيم. و وقتی که مجذر به او می گويد که محمد فقط جان ترا زينهار داده است، باو می گويد: "اکنون که رفيقم زينهار نمی دهی، من نيز نمی آيم." وقتی مجذر از او علت را سئوال می کند می گويد: "از برای آنکه در مروت و حميت روا نباشد خود را رهانيدن و دوست خود را بدست خصمان بازدادن، و فردا زنان قريش بنشينند و مرا عيب کنند و گويند که: ابوالبختری، که مردی پير بود، تن خود برهانيد و دوست خود را بدست خصم باز داد. پس ابوالبختری کُنيت خود بر خواند و شمشير بر کشيد و روی به وی نهاد" و بدست مجذر کشته شد
📗ابن هشام، فارسی، ص 567
⇒ @ISLIE ⇐
🏵در مقابل، سه تن از مخالفان سرسخت محمد، يکی ابوجهل، در جريان جنگ، و دو تن ديگر بنامهای "نَضربن اَلحارث" و "عُقبَة بن اَبی مُعَيط" که اسير شده بودند، در راه مدينه با بيرحمی بدست مسلمانان به قتل ميرسند.
🔅ابوجهل که بسختی زخمی و در ميدان جنگ بر زمين افتاده بوده است بدست "عبد الله بن مسعود" سر از تنش جدا می شود. ابن هشام می گويد: "عبدالله بن مسعود، رضی الله عنه، مردی ضعيف بود، و چون سر ابوجهل بريده بود، بهزار جهد بر گرفت و در خاک می کشيد تا بخدمت سيد، عليه السلام، برد و بيفگند."
🔅نضر همان کسی بود که بخاطر آشنائيش با اساطير و داستانهای ايرانی، محمد را متهم می کرد که "اساطير پيشينيان" را بنام وحی و آيه های خدا به خورد اعراب می دهد. وی که اسير شده بود، در وادی صفراء، در راه مدينه، بدستور محمد و بدست علی سر از گردنش جدا می شود.
🔅 عقبه نيز کسی بود که با آشنائی اش به منابع يهودی محمد را بسختی زير سئوال ميبرد. او نيز که اسير شده بود، در همان محل و بهمان سرنوشت شوم دچار و سر از گردنش جدا می شود. قبل از اينکه علی او را بقتل برساند، عقبه از محمد سئوال می کند: "يا محمد عيال و فرزندان من بکی باز می گذاری؟ سيد، عليه السلام، جواب داد که به آتش دوزخ".
📗- ابن هشام، فارسی، ص 573 و 583
⏪پست بعد :آئین محمد مروج حس نفرت و برادر کشی در میان اعراب
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠شرافت و مروت اعراب بدوی و درنده خوئی سردمداران نظام جديد
📜ازجمله واقعه دردناک وتحسين انگيزی که سطح بالای شرافت اعراب بدوی را نشان می دهد، داستان اَبواَلبَختریَ بن هِشام، همان کسی است که در مکه بنفع محمد با تحريم اقتصادی بنی هاشم مخالفت کرده بود. محمد، پس از اطالع از زنده ماندن ابو البختری در جنگ، به او زنهارداده دستور می دهد که هرگاه او را يافتند از قتل او خودداری کنند. تا اينکه يکی از انصار بنام "مُجَذَر " او را يافته از زنهار محمد مطلع نموده و درخواست رفتن با او را به نزد محمد می کند. ابوالبختری باو پاسخ می دهد: اگر مرا زينهار دهی رفيق مرا نيز زينهار ده تا بيائيم. و وقتی که مجذر به او می گويد که محمد فقط جان ترا زينهار داده است، باو می گويد: "اکنون که رفيقم زينهار نمی دهی، من نيز نمی آيم." وقتی مجذر از او علت را سئوال می کند می گويد: "از برای آنکه در مروت و حميت روا نباشد خود را رهانيدن و دوست خود را بدست خصمان بازدادن، و فردا زنان قريش بنشينند و مرا عيب کنند و گويند که: ابوالبختری، که مردی پير بود، تن خود برهانيد و دوست خود را بدست خصم باز داد. پس ابوالبختری کُنيت خود بر خواند و شمشير بر کشيد و روی به وی نهاد" و بدست مجذر کشته شد
📗ابن هشام، فارسی، ص 567
⇒ @ISLIE ⇐
🏵در مقابل، سه تن از مخالفان سرسخت محمد، يکی ابوجهل، در جريان جنگ، و دو تن ديگر بنامهای "نَضربن اَلحارث" و "عُقبَة بن اَبی مُعَيط" که اسير شده بودند، در راه مدينه با بيرحمی بدست مسلمانان به قتل ميرسند.
🔅ابوجهل که بسختی زخمی و در ميدان جنگ بر زمين افتاده بوده است بدست "عبد الله بن مسعود" سر از تنش جدا می شود. ابن هشام می گويد: "عبدالله بن مسعود، رضی الله عنه، مردی ضعيف بود، و چون سر ابوجهل بريده بود، بهزار جهد بر گرفت و در خاک می کشيد تا بخدمت سيد، عليه السلام، برد و بيفگند."
🔅نضر همان کسی بود که بخاطر آشنائيش با اساطير و داستانهای ايرانی، محمد را متهم می کرد که "اساطير پيشينيان" را بنام وحی و آيه های خدا به خورد اعراب می دهد. وی که اسير شده بود، در وادی صفراء، در راه مدينه، بدستور محمد و بدست علی سر از گردنش جدا می شود.
🔅 عقبه نيز کسی بود که با آشنائی اش به منابع يهودی محمد را بسختی زير سئوال ميبرد. او نيز که اسير شده بود، در همان محل و بهمان سرنوشت شوم دچار و سر از گردنش جدا می شود. قبل از اينکه علی او را بقتل برساند، عقبه از محمد سئوال می کند: "يا محمد عيال و فرزندان من بکی باز می گذاری؟ سيد، عليه السلام، جواب داد که به آتش دوزخ".
📗- ابن هشام، فارسی، ص 573 و 583
⏪پست بعد :آئین محمد مروج حس نفرت و برادر کشی در میان اعراب
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
❤1
تنها دلیلی که با خدا دوست نیستم
به گذشته های ِ دور بر می گردد
این که خانواده ی ِ شِش نفری ِما
در اتاق کوچکی زندگی می کرد
و خدا که تنها بود
خانه اش از خانه ی ما بزرگ تر بود
✍سابیرهاکا
➬ @ISLIE
به گذشته های ِ دور بر می گردد
این که خانواده ی ِ شِش نفری ِما
در اتاق کوچکی زندگی می کرد
و خدا که تنها بود
خانه اش از خانه ی ما بزرگ تر بود
✍سابیرهاکا
➬ @ISLIE
مردم خیلی زیاد «ایمان»
دارند و خیلی کم می دانند !
باید همه چیز را آزمود ، با دستها
سنجید و سخن از چیزهایی گفت
که با چشمان خودمان دیدهایم !
✍ #برتولت_برشت
➬ @ISLIE
مردم خیلی زیاد «ایمان»
دارند و خیلی کم می دانند !
باید همه چیز را آزمود ، با دستها
سنجید و سخن از چیزهایی گفت
که با چشمان خودمان دیدهایم !
✍ #برتولت_برشت
➬ @ISLIE
➖ عزاداران خوبی هستیم که بزرگان و نخبگانمان را ۲بار بدرقه میکنیم ...
🔅 هجرتِ تبعید
🔅 هجرانِ مرگ
😔 #مریم_میرزاخانی
🔰 @ISLIE
🔱 @KHOD2
🔅 هجرتِ تبعید
🔅 هجرانِ مرگ
😔 #مریم_میرزاخانی
🔰 @ISLIE
🔱 @KHOD2
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➓】
💠آئين محمد مروج حس نفرت و برادر كشی در ميان اعراب
✳️جنگ بدر که مايه افتخار مسلمانان بود، در عين حال که جنگ ميان يک گروه چپاول گر و مردمی که برای دفاع از اموالشان آمده بودند بود، در عين حال جنگ برادر کشی ميان افراد مختلف با اقوام و آشنايان خويش در قبايل قريش بود. "مصعب بن عُمَير" در جنگ بدر علمدار مسلمانان و "اَبو غَزيز بن عُمَير" برادر وی علمدارسپاه کافران بود. "ابوحُذَيفة بن عُتبَه" در يک سوی جنگ با مسلمانان و پدرش "عُتبَة بن ربيعه" و عمويش "شَيبه" و برادرش "وليد" با طرف ديگر بودند. حمزه يکی از عموهای محمد در جبهه مسلمانان و عموی ديگرش عباس در جبهه کفار بود و... . از اينرو، نه تنها در حين جنگ برادران و پسران و پدران بدستور الله شکم هم ديگر را می دريدند، پس از پايان جنگ نيز صحنه های دلخراشِ برخورد ميان آنان از لحاظ انسانی کمتر از خود صحنه های جنگ خفت آورنبود.
📜هنگاميکه مصعب علمدار مسلمانان می بيند که مردی از انصار برادرش ابو عزيز را به اسيری می برد، به اسير کننده او می گويد: "اين مرد که گرفته ای دست وی سخت ببند، نبايد که از تو بگريزد که مادرش مال بسيار دارد، و چون بشنود که وی را اسير کرده اند و گرفته اند، مال بسيار بفرستد و وی را باز خَرَد"، و ابوعزيز، چون اين حرف بيرحمانه را از برادرش می شنود، خنده ای می کند و باو می گويد: "چون شفقتی نمی کنی باری غَمزی مکن.
📗ابن هشام، فارسی، ص 585
⇒ @ISLIE ⇐
🎯 پس از خاتمه جنگ، محمد دستور می دهد تا جنازه کشته شدگان قريش را در چاه بياندازند. وقتی که جسد عُتبة بن ربيعه رهبر انسان دوست و صلح طلب قريش را به طرف چاه، به روی صورتش بر روی زمين می کشيدند، پسرش ابو حُذَيفه که از مسلمانان بود، با ديدن پدرش که او را با آن وضع فجيع بروی خاک می کشيدند، متغير ميشود. اين از چشم محمد بدور نمی ماند. از اينرو، کنايه زنان از او می پرسد که چرا بخاطر پدرش ناراحت شده است؟ و ابو ايوب جواب می دهد: بخاطر اينکه چرا پدرم که صاحب اينهمه "عقل و فضل" بود، "خود را ازظلمت کفر" نرهانيد و به اسلام مشرف نشد. اينکه او اين پاسخ را از روی ترس و خوش آمد محمد می گويد يا از روی عقيده خودش، ما نميدانيم. همينقدر، اين داستان نشان دهنده آنست که چگونه بتدريج که قدرت محمد افزايش می يابد، عنصر کنترل و ارعاب ديگران در رفتار وی افزايش می يابد.
🔆البته، اين تنها نمونه از اين نوع در رفتارِ محمد نبود. در يک مورد ديگر نيز، وقتی زن او "سَوده بِنتِ زَمعَه" از مشاهده "سُهَيل بن عَمرو" از اقوام خويش و از بزرگان قريش که در اطاق محمد دست و پای او را بگردنش بسته بودند، متاثر شده و باو می گويد: "اگر ترا کشته بودندی بهتر بودی که ترا بدين فضيحتی رسوا کرده اند"، محمد که صدای او را می شنود، او را بخاطر اين گفته و احساس انسانی متهم به خيانت به خدا و رسول می کند که سوده به استغفار در آمده می گويد:
"يا رسول الله، به آن خدائی که ترا براستی بحق فرستاد، که نه با خود بودم چون اين سخن می گفتم، از بهر آنکه چون سهيل بديدم که وی را دست بازِ گردن بسته است، عصبيت خويشی مرا
غلبه کرد و آن سخن از من بر آمد و اکنون مرا عفو کنی".
📗ابن هشام، فارسی، ص 584
⇒ @ISLIE ⇐
🏵👈🏿البته طبق معمول محمد استثنا بود. از جمله، وقتی که به مسلمانان خطاب می کند که 🔹" هر کس از شما يكى از بنى هاشم را ديد او را نكشد....و هر که عباس بن عبدالمطلب عموى مرا ديد او را نكشد که نا به دلخواه آمده است."
اين امر باعث اعتراض بعضی از مسلمانان به او می شود. منجمله "ابوحُذّيفة بن عُتبّه" که پدرش "عُتبَة بن ربيعه" و عمويش "شّيبه" و برادرش "وليد" هر سه در جنگ تن به تن، بشرحی که آمد، کشته شده بودند، از گفته محمد خشمگين شده می گويد: 🔸"پدران و برادران ما همه کشته شدند و عباس راچرا رها کنند، بخدای که اگر من او را دريابم وی را پاره پاره کنم و زنده رها نکنم."
محمد که اين سخن به گوشش می رسد در اين مورد از عمر سئوال می کند،🔹 "ای ابو حفض می شنوی که حذيفه گفته شمشير به روی عموی پيغمبر خدا می کشم؟" و عمر با سنگدلی و درندگی خاص خود پاسخ می دهد:
🔺"ای پيغمبر خدا بگذار تا گردن او را به شمشير بزنم که منافقی کرده است".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 993
📘همانجا، ص 969
📗ابن هشام، فارسی، ص 566
⏪پست بعد : آغاز سرکوب و دیکتاتوری
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠آئين محمد مروج حس نفرت و برادر كشی در ميان اعراب
✳️جنگ بدر که مايه افتخار مسلمانان بود، در عين حال که جنگ ميان يک گروه چپاول گر و مردمی که برای دفاع از اموالشان آمده بودند بود، در عين حال جنگ برادر کشی ميان افراد مختلف با اقوام و آشنايان خويش در قبايل قريش بود. "مصعب بن عُمَير" در جنگ بدر علمدار مسلمانان و "اَبو غَزيز بن عُمَير" برادر وی علمدارسپاه کافران بود. "ابوحُذَيفة بن عُتبَه" در يک سوی جنگ با مسلمانان و پدرش "عُتبَة بن ربيعه" و عمويش "شَيبه" و برادرش "وليد" با طرف ديگر بودند. حمزه يکی از عموهای محمد در جبهه مسلمانان و عموی ديگرش عباس در جبهه کفار بود و... . از اينرو، نه تنها در حين جنگ برادران و پسران و پدران بدستور الله شکم هم ديگر را می دريدند، پس از پايان جنگ نيز صحنه های دلخراشِ برخورد ميان آنان از لحاظ انسانی کمتر از خود صحنه های جنگ خفت آورنبود.
📜هنگاميکه مصعب علمدار مسلمانان می بيند که مردی از انصار برادرش ابو عزيز را به اسيری می برد، به اسير کننده او می گويد: "اين مرد که گرفته ای دست وی سخت ببند، نبايد که از تو بگريزد که مادرش مال بسيار دارد، و چون بشنود که وی را اسير کرده اند و گرفته اند، مال بسيار بفرستد و وی را باز خَرَد"، و ابوعزيز، چون اين حرف بيرحمانه را از برادرش می شنود، خنده ای می کند و باو می گويد: "چون شفقتی نمی کنی باری غَمزی مکن.
📗ابن هشام، فارسی، ص 585
⇒ @ISLIE ⇐
🎯 پس از خاتمه جنگ، محمد دستور می دهد تا جنازه کشته شدگان قريش را در چاه بياندازند. وقتی که جسد عُتبة بن ربيعه رهبر انسان دوست و صلح طلب قريش را به طرف چاه، به روی صورتش بر روی زمين می کشيدند، پسرش ابو حُذَيفه که از مسلمانان بود، با ديدن پدرش که او را با آن وضع فجيع بروی خاک می کشيدند، متغير ميشود. اين از چشم محمد بدور نمی ماند. از اينرو، کنايه زنان از او می پرسد که چرا بخاطر پدرش ناراحت شده است؟ و ابو ايوب جواب می دهد: بخاطر اينکه چرا پدرم که صاحب اينهمه "عقل و فضل" بود، "خود را ازظلمت کفر" نرهانيد و به اسلام مشرف نشد. اينکه او اين پاسخ را از روی ترس و خوش آمد محمد می گويد يا از روی عقيده خودش، ما نميدانيم. همينقدر، اين داستان نشان دهنده آنست که چگونه بتدريج که قدرت محمد افزايش می يابد، عنصر کنترل و ارعاب ديگران در رفتار وی افزايش می يابد.
🔆البته، اين تنها نمونه از اين نوع در رفتارِ محمد نبود. در يک مورد ديگر نيز، وقتی زن او "سَوده بِنتِ زَمعَه" از مشاهده "سُهَيل بن عَمرو" از اقوام خويش و از بزرگان قريش که در اطاق محمد دست و پای او را بگردنش بسته بودند، متاثر شده و باو می گويد: "اگر ترا کشته بودندی بهتر بودی که ترا بدين فضيحتی رسوا کرده اند"، محمد که صدای او را می شنود، او را بخاطر اين گفته و احساس انسانی متهم به خيانت به خدا و رسول می کند که سوده به استغفار در آمده می گويد:
"يا رسول الله، به آن خدائی که ترا براستی بحق فرستاد، که نه با خود بودم چون اين سخن می گفتم، از بهر آنکه چون سهيل بديدم که وی را دست بازِ گردن بسته است، عصبيت خويشی مرا
غلبه کرد و آن سخن از من بر آمد و اکنون مرا عفو کنی".
📗ابن هشام، فارسی، ص 584
⇒ @ISLIE ⇐
🏵👈🏿البته طبق معمول محمد استثنا بود. از جمله، وقتی که به مسلمانان خطاب می کند که 🔹" هر کس از شما يكى از بنى هاشم را ديد او را نكشد....و هر که عباس بن عبدالمطلب عموى مرا ديد او را نكشد که نا به دلخواه آمده است."
اين امر باعث اعتراض بعضی از مسلمانان به او می شود. منجمله "ابوحُذّيفة بن عُتبّه" که پدرش "عُتبَة بن ربيعه" و عمويش "شّيبه" و برادرش "وليد" هر سه در جنگ تن به تن، بشرحی که آمد، کشته شده بودند، از گفته محمد خشمگين شده می گويد: 🔸"پدران و برادران ما همه کشته شدند و عباس راچرا رها کنند، بخدای که اگر من او را دريابم وی را پاره پاره کنم و زنده رها نکنم."
محمد که اين سخن به گوشش می رسد در اين مورد از عمر سئوال می کند،🔹 "ای ابو حفض می شنوی که حذيفه گفته شمشير به روی عموی پيغمبر خدا می کشم؟" و عمر با سنگدلی و درندگی خاص خود پاسخ می دهد:
🔺"ای پيغمبر خدا بگذار تا گردن او را به شمشير بزنم که منافقی کرده است".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 993
📘همانجا، ص 969
📗ابن هشام، فارسی، ص 566
⏪پست بعد : آغاز سرکوب و دیکتاتوری
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
«حقیقت» را اگر خفه کرده
و در زیر زمین دفن کنید ،
باز هم رشد خواهد کرد ؛
و دارای چنان نیروی انفجارآمیزی
خواهد شد که به هنگام انفجار
هر چیزی را که در سر راهش
باشد از میان خواهد برد
➬ @ISLIE
«حقیقت» را اگر خفه کرده
و در زیر زمین دفن کنید ،
باز هم رشد خواهد کرد ؛
و دارای چنان نیروی انفجارآمیزی
خواهد شد که به هنگام انفجار
هر چیزی را که در سر راهش
باشد از میان خواهد برد
➬ @ISLIE
فقط فریب و دروغ است که از اتباع خود «ایمان مطلق» میطلبد. چراکه تنها و تنها «شک» است که آدمی را به «حقیقت» میرساند!
✍ #احمد_شاملو
➬ @ISLIE
فقط فریب و دروغ است که از اتباع خود «ایمان مطلق» میطلبد. چراکه تنها و تنها «شک» است که آدمی را به «حقیقت» میرساند!
✍ #احمد_شاملو
➬ @ISLIE
Forwarded from Deleted Account
👈 مصاحبه با #مینا_احدی
تاریخ: سهشنبه ۲۷/تیر/۱۳۹۶
زمان: ساعت ۲۲:۰۰ به وقت ایران
ساعت ۱۹:۳۰ به وقت اروپا
https://telegram.me/joinchat/Dt-8EEMhzR-R3RgASWWwfA
مصاحبه بصورت صوتی میباشد
تاریخ: سهشنبه ۲۷/تیر/۱۳۹۶
زمان: ساعت ۲۲:۰۰ به وقت ایران
ساعت ۱۹:۳۰ به وقت اروپا
https://telegram.me/joinchat/Dt-8EEMhzR-R3RgASWWwfA
مصاحبه بصورت صوتی میباشد
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➊➊】
💠ترور مخالفين و ايجاد محيط رعب و وحشت در مدينه
❎بهانه جویی برای حمله به قبایل
☑️با بازگشت محمد به مدينه از جنگ بدر، ترور و سرکوب مخالفين آغاز می شود. تاکنون محمد ماشين جنگی اش را تنها برای غارت کاروانهای مکه بکار ميبرد. اکنون با پيروزی شگفت انگيز در جنگ بدر جرات اين را می يابد که آنرا همچون ماشين سرکوبی بر عليه مخالفين سياسی و عقيدتی خود نيز بکار برد.
⇒ @ISLIE ⇐
🎯 هدف او اين است که مدينه را بکلی از مخالفين خود پاک و آنرا بعنوان پايگاهی برای تعرضات بعدی خود کامل تحت کنترل خويش در آورد. در اين مسير، اولين قربانيان او يهوديان مدينه اند. قبل از جنگ بدر، محمد از پيوستن يهوديان به اسلام نا اميد شده بود. با اين حال، نه تنها قدرت حمله به آنها را نداشت، بلکه و مهمتر از آن، در صورت حمله به آنان ممکن بود حمايت انصار را که در قرارداد عقبه فقط متعهد به حمايت از محمد در برابر حمله دشمانش، و نه حمايت از او در صورت حمله به ديگران، شده بودند، از دست بدهد. بخصوص که گروه منافقين در ميان مسلمانان و در راس آنها "عبدالله بن اُبَیّ" نه تنها با يهوديان مناسبات بسيار دوستانه داشت، بلکه با زياده رويهای محمد نيز مخالف بود.
🔰منافقين، در واقع اپوزيسيون اسلامی در درون نيروهای محمد بودند. آنها بخشی از مسلمانان بودند که بدليل مختلف، ولی بهرحال متفاوت از ديگران به محمد پيوسته بودند و با اهداف وی بطور کامل همآهنگی نداشتند. خود محمد در قران از آنها بعنوان کسانی که نه با دل و جان بلکه بظاهر مسلمان شده بودند و از درون بر عليه وی فتنه گری می کردند نام ميبرد.
🔅در واقع نيز، اگر معنای واقعی اسلام را- که چيزی جز تسليم شدن به بدترين بردگی انسان و هولناکترين ديکتاتوری فردی نبود، در نظر آوريم، آنوقت پی ميبريم که تعريف محمد از منافقين- که شايد بتوان گفت اپوزيسيون ليبرال در درون حزب اسلامی بودند، چندان بی ربط هم نبود. بنابراين، حمله به يهود، قبل از جنگ بدر، يعنی زمانی که محمد هنوز کنترل کاملی بر نيروهای خود نداشت، ميتوانست با مخالفت جدی آنها روبرو و منجر به انشعاب بزرگی در ميان مسلمانان گردد. در آنزمان او قدرت تحمل چنين اعتراضی را نداشت، ولی اکنون، او ديگر چندان نگران آنها نبود، و شايد هم، حمله به يهود بعنوان مقدم ترين هدف پس از جنگ بدر، يکی هم خالی کردن زير پای منافقين، متحد آنها بود. خود محمد نيز در آيه ای به اين امر اشاره ميکند. 👇🏿
📜"گروهی منافق "مسلمان ظاهری " که دلهاشان ناپاک و ناخوش است خواهی ديد که در راه دوستی ايشان (يهود و نصاری) ميشتابند و ميگويند ما ار اين می ترسيم که مبادا در گردش روزگار آسيبی از آنها بما رسد. باشد که خدا برای مسلمانان پيروزی ای پيش آرد يا امر ديگری از طرف خود (که عزت و دولت مسلمين قوت يابد) تا منافقان از آنچه در دل نهان کردند سخت پشيمان شوند و اهل ايمان (چون از نفاق و سيرت زشت آنان اگاه شوند) گويند آيا اينان هستند کهبا جديت و مبالغه بسيار بخدا سوگند ياد ميکردند که ما از شما هستيم؟"
📗سوره المائد7 ،آيه های ،54 -52قمشه ای
✅جنگ بدر اين "قوتِ عزت و دولت" را برای مسلمانان فراهم می آورد. اکنون محمد بدنبال بهانه ای برای حمله به يهوديان ميگردد. البته، او از مدتها پيش، از اواخر ماه رمضان از سال دوم هجرت که به مدينه باز گشته بود در پی بهانه جويی از آنان بود. در يک مورد، گروهی از نفرات خود را به سوی قبيله يهودی بنی سليم روانه و برای تحريک آنان برای مدت سه روز در نزديکی يشان اردو ميزند و چون بهانه ای برای جنگ با آنان پيدا نميکند، بی نتيجه به مدينه باز ميگردد. البته، بعضی نيز گفته اند " که در روز يازدهم شوال "غالب بن عبدالله ليثى" را با گروهى سوى بنى سليم و غطفان فرستاد آه آسان بكشتند و گله بگرفتند و روز چهاردهم شوال با غنيمت سوى مدينه باز آمدند و در اين غزا سه کس از مسلمانان آشته شد"
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص . 1000
📗 المغازی واقدی ،متن،ص:126
🏵بهرحال، محمد طبق معمول در پی بهانه جويی های خود بوده است که يکروز در بازار مدينه اتفاقی می افتد که بهانه خوبی برای حمله به قبيله "بنی قَينُقاع" بدست او ميدهد.
⏪پست بعد : محاصره بنی قَينُقاع
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠ترور مخالفين و ايجاد محيط رعب و وحشت در مدينه
❎بهانه جویی برای حمله به قبایل
☑️با بازگشت محمد به مدينه از جنگ بدر، ترور و سرکوب مخالفين آغاز می شود. تاکنون محمد ماشين جنگی اش را تنها برای غارت کاروانهای مکه بکار ميبرد. اکنون با پيروزی شگفت انگيز در جنگ بدر جرات اين را می يابد که آنرا همچون ماشين سرکوبی بر عليه مخالفين سياسی و عقيدتی خود نيز بکار برد.
⇒ @ISLIE ⇐
🎯 هدف او اين است که مدينه را بکلی از مخالفين خود پاک و آنرا بعنوان پايگاهی برای تعرضات بعدی خود کامل تحت کنترل خويش در آورد. در اين مسير، اولين قربانيان او يهوديان مدينه اند. قبل از جنگ بدر، محمد از پيوستن يهوديان به اسلام نا اميد شده بود. با اين حال، نه تنها قدرت حمله به آنها را نداشت، بلکه و مهمتر از آن، در صورت حمله به آنان ممکن بود حمايت انصار را که در قرارداد عقبه فقط متعهد به حمايت از محمد در برابر حمله دشمانش، و نه حمايت از او در صورت حمله به ديگران، شده بودند، از دست بدهد. بخصوص که گروه منافقين در ميان مسلمانان و در راس آنها "عبدالله بن اُبَیّ" نه تنها با يهوديان مناسبات بسيار دوستانه داشت، بلکه با زياده رويهای محمد نيز مخالف بود.
🔰منافقين، در واقع اپوزيسيون اسلامی در درون نيروهای محمد بودند. آنها بخشی از مسلمانان بودند که بدليل مختلف، ولی بهرحال متفاوت از ديگران به محمد پيوسته بودند و با اهداف وی بطور کامل همآهنگی نداشتند. خود محمد در قران از آنها بعنوان کسانی که نه با دل و جان بلکه بظاهر مسلمان شده بودند و از درون بر عليه وی فتنه گری می کردند نام ميبرد.
🔅در واقع نيز، اگر معنای واقعی اسلام را- که چيزی جز تسليم شدن به بدترين بردگی انسان و هولناکترين ديکتاتوری فردی نبود، در نظر آوريم، آنوقت پی ميبريم که تعريف محمد از منافقين- که شايد بتوان گفت اپوزيسيون ليبرال در درون حزب اسلامی بودند، چندان بی ربط هم نبود. بنابراين، حمله به يهود، قبل از جنگ بدر، يعنی زمانی که محمد هنوز کنترل کاملی بر نيروهای خود نداشت، ميتوانست با مخالفت جدی آنها روبرو و منجر به انشعاب بزرگی در ميان مسلمانان گردد. در آنزمان او قدرت تحمل چنين اعتراضی را نداشت، ولی اکنون، او ديگر چندان نگران آنها نبود، و شايد هم، حمله به يهود بعنوان مقدم ترين هدف پس از جنگ بدر، يکی هم خالی کردن زير پای منافقين، متحد آنها بود. خود محمد نيز در آيه ای به اين امر اشاره ميکند. 👇🏿
📜"گروهی منافق "مسلمان ظاهری " که دلهاشان ناپاک و ناخوش است خواهی ديد که در راه دوستی ايشان (يهود و نصاری) ميشتابند و ميگويند ما ار اين می ترسيم که مبادا در گردش روزگار آسيبی از آنها بما رسد. باشد که خدا برای مسلمانان پيروزی ای پيش آرد يا امر ديگری از طرف خود (که عزت و دولت مسلمين قوت يابد) تا منافقان از آنچه در دل نهان کردند سخت پشيمان شوند و اهل ايمان (چون از نفاق و سيرت زشت آنان اگاه شوند) گويند آيا اينان هستند کهبا جديت و مبالغه بسيار بخدا سوگند ياد ميکردند که ما از شما هستيم؟"
📗سوره المائد7 ،آيه های ،54 -52قمشه ای
✅جنگ بدر اين "قوتِ عزت و دولت" را برای مسلمانان فراهم می آورد. اکنون محمد بدنبال بهانه ای برای حمله به يهوديان ميگردد. البته، او از مدتها پيش، از اواخر ماه رمضان از سال دوم هجرت که به مدينه باز گشته بود در پی بهانه جويی از آنان بود. در يک مورد، گروهی از نفرات خود را به سوی قبيله يهودی بنی سليم روانه و برای تحريک آنان برای مدت سه روز در نزديکی يشان اردو ميزند و چون بهانه ای برای جنگ با آنان پيدا نميکند، بی نتيجه به مدينه باز ميگردد. البته، بعضی نيز گفته اند " که در روز يازدهم شوال "غالب بن عبدالله ليثى" را با گروهى سوى بنى سليم و غطفان فرستاد آه آسان بكشتند و گله بگرفتند و روز چهاردهم شوال با غنيمت سوى مدينه باز آمدند و در اين غزا سه کس از مسلمانان آشته شد"
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص . 1000
📗 المغازی واقدی ،متن،ص:126
🏵بهرحال، محمد طبق معمول در پی بهانه جويی های خود بوده است که يکروز در بازار مدينه اتفاقی می افتد که بهانه خوبی برای حمله به قبيله "بنی قَينُقاع" بدست او ميدهد.
⏪پست بعد : محاصره بنی قَينُقاع
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
در جهان تنها
دو گروه از مردم هستند
که هرگز تغییر نمییابند :
برترین خردمندان و پست ترین بیخردان !
✍ #ارنست_همینگوی
➬ @ISLIE
دو گروه از مردم هستند
که هرگز تغییر نمییابند :
برترین خردمندان و پست ترین بیخردان !
✍ #ارنست_همینگوی
➬ @ISLIE
مريم عزيز ... دوبرابر بيشتر براي موفقيت هايت خوشحالي كردم و حالا دوبرابر بيشتر براي رفتنت سوگواري مي كنم.
از آنجايي كه زنان حداقل دو برابر بيشتر نسبت به مردان حقوقشان پايمال شده
🌐 @islie
از آنجايي كه زنان حداقل دو برابر بيشتر نسبت به مردان حقوقشان پايمال شده
🌐 @islie
مريم عزيز ... دوبرابر بيشتر براي موفقيت هايت خوشحالي كردم و حالا دوبرابر بيشتر براي رفتنت سوگواري مي كنم.
از آنجايي كه زنان حداقل دو برابر بيشتر نسبت به مردان حقوقشان پايمال شده است، دو برابر بيشتر نسبت به موفقيتشان احساس خوشحالي بايد كرد. و اين مساله نه در امروز كه از سال هاي دور در مغز مردان اين خاك فرو رفته است كه مرد دو براير يك زن مهم تر است و بر اساس همين تفكر زن براي رسيدن به سطحي كه مرد ايستاده تلاشي دوبرابر بايد انجام دهد. و شايد اين چند برابر تلاش كردن مدام زنان اين سرزمين باعث شده كه امروز، در جايي قرار داريم كه اعتراف كنيم زنان دوبرابر مردان جسورتر... پيشروتر و تاثيرگذارتر هستند.
...
خبر:
مریم میرزاخانی نابغهی ریاضی ایران و جهان، عضو آکادمی ملی علوم آمریکا و استاد دانشگاه استنفورد کالیفرنیا به دلیل بیماری سرطان در آمریکا درگذشت.
🌐 @islie
از آنجايي كه زنان حداقل دو برابر بيشتر نسبت به مردان حقوقشان پايمال شده است، دو برابر بيشتر نسبت به موفقيتشان احساس خوشحالي بايد كرد. و اين مساله نه در امروز كه از سال هاي دور در مغز مردان اين خاك فرو رفته است كه مرد دو براير يك زن مهم تر است و بر اساس همين تفكر زن براي رسيدن به سطحي كه مرد ايستاده تلاشي دوبرابر بايد انجام دهد. و شايد اين چند برابر تلاش كردن مدام زنان اين سرزمين باعث شده كه امروز، در جايي قرار داريم كه اعتراف كنيم زنان دوبرابر مردان جسورتر... پيشروتر و تاثيرگذارتر هستند.
...
خبر:
مریم میرزاخانی نابغهی ریاضی ایران و جهان، عضو آکادمی ملی علوم آمریکا و استاد دانشگاه استنفورد کالیفرنیا به دلیل بیماری سرطان در آمریکا درگذشت.
🌐 @islie
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➋➊】
💠 پیدا کردن بهانه برای حمله به بنی قَينُقاع
💠غارت اموال انها و تبعید کردن افراد قبیله
☑️واقعه مزبور به نقل از ابن هشام از اينقرار بوده که زنی بدوی برای فروش شير به بازار بنی قَينُقاع می نشيند. زرگری يهودی سر بسر زن که نقابی بصورت خود داشته گذارده از او می خواهد که نقاب از رو بردارد تا او را ببينند. و وقتی زن امتناع می کند، برای مزاح دامن بلند او را بی آنکه زن متوجه شود به جائی گره ميزند، بطوريکه وقتی زن به پا می خيزد دامن از پايش بالا رفته فرياد اعتراضش بالا ميرود. مسلمانی که در آن نزديکی بوده با مشاهده واقعه پيش آمده فرد يهودی را به قتل ميرساند. بدنبال اين، يهوديان نيز برسر فرد مسلمان ريخته به خونبهای يهودی مقتول او را ميکشند. با شنيدن اين خبر است که محمد از فرصت استفاده کرده بنی قيقناع را محاصره ميکند.
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 632.
⇒ @ISLIE ⇐
📜محمدبن اسحاق می گويد:
"قصه بنى قينقاع چنان بود که پيمبر آنها را در بازارشان فراهم آورد و گفت : "اى گروه يهود ازخدا بترسيد که شما را نيز بليه اى چون قرشيان دهد، بياييد مسلمان شويد. شما مى دانيد که من پيمبر مرسلم و اين را درکتاب خويش و پيمان خدا مى بينيد. يهودان بنى قينقاع گفتند: اى محمد پندارى که ما نيز قوم تو هستيم، مغرور مشوکه با کسانى رو به رو شدى که جنگ نمى دانستند و فرصتى به دست آوردى، به خدا اگر باماجنگ کنى خواهى ديد که چگونه کسانيم. 🔹واقدى ميگويد : پيمبر ١۵روز يهوديان را محاصره کرد و هيچكس از آنها به جنگ نيامد. آنگاه به حكم پيمبر خدا تسليم شدند و دستهايشان را بستند، پيمبر مى خواست آنها را بكشد، . 🔹 ابن اسحاق مى گويد: ... عبدالله بن اَُبَى پيش وی آمد و گفت: اى محمد با وابستگان من نيكى کن". و اين سخن از آن جهت گفت که يهودان بنى قينقاع هم پيمان خزرحيان بودند. پيمبر پاسخ نداد، و باز عبدالله بن اُبَیّ گفت : اى محمد با وابستگان من نيكى کن. و پيمبر روى از او بگردانيد. گويد: و عبدالله بن اُبَیّ دست در گريبان پيمبر کرد که فرمود: "مرارها کن" و خشمگين شد چنانكه چهره وى تيره
شد، و باز گفت : "مرا رها کن." عبدالله بن اُبَیّ گفت: بخدا رهايت نكنمِِِ، تا با وابستگان من نيكى کنى، مى خواهى چهارصد بى زره و سيصد زره پوش را که مرا در مقابل سياه و سرخ حفظ کرده اند در يك روز بكشى که من از حوادث در امان نيستم و از آينده بيم دارم." قتاده گويد: پيمبر فرمود: آنها را رها کنيد که خدا لعنتشان کند و او را نيز با آنها لعنت کند. پس يهودان را رها کردند و بفرمود تا ازديار خويش بروندو خدا اموالشانرا غنيمت مسلمانان کرد، زمين نداشتند که کارشان زرگرى بودو پيمبر سلاح بسيار با لوازم زرگرى از آنها گرفت."
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 997
📘ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 632.
⇒ @ISLIE ⇐
❎مورخين مسلمان، با بيشرمی تمام ادعا می کنند که "يهودان بنى قينقاع نخستين گروه يهودان بودند که مابين بدر و اُحُد پيمان شكنى آردند و با پيمبر به جنگ برخاستند ."
👈🏿آنها دليل خود را مبنی بر پيمان شکن بودن يهوديان همان واقعه ای ميدانند که محمد آنرا بهانه حمله خود به قبيله بنی قيقناع قرار ميدهد. واضح است که اولا واقعه بالا هيچ ربطی به مواد قرار داد مدينه که مربوط به تعهد هر يک از دو طرف به حمايت نظامی از يکديگر در صورت مورد حمله قرار گرفتن بود، نداشت. ثانيا، اگر هم به فرض، قتل عضوی از يک طرف به دست عضوی از طرف ديگر باعث نقض قرارداد ميشد، اين مسلمانان بودند که با قتل فرد يهودی قرار داد مزبور را نقض نموده بودند.
✔️بعلاوه، حتی اقدام متقابل يهوديان به قتل قاتل نه تنها مغايرتی با مواد قراردار مدينه نداشت، بلکه دقيقا منطبق با مواد آن بود. چرا که بر اساس اين مواد، اختلافات ميان طرفين قرارداد در مورد قتل و خونبها نيز ميبايست طبق سنن موجود عرب، يعنی دريافت خون بها و يا قتل قاتل، بنا به انتخاب خانواده مقتول، انجام ميگرفت. بنابراين، ادعای مسلمانان به نقض قراردار مدينه توسط بنی قَينُقاع چيزی جز يک اتهام بی پايه و در واقع بهانه خود ساخته ای برای حمله به آنان نبود
⏪پست بعد : ادامه
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠 پیدا کردن بهانه برای حمله به بنی قَينُقاع
💠غارت اموال انها و تبعید کردن افراد قبیله
☑️واقعه مزبور به نقل از ابن هشام از اينقرار بوده که زنی بدوی برای فروش شير به بازار بنی قَينُقاع می نشيند. زرگری يهودی سر بسر زن که نقابی بصورت خود داشته گذارده از او می خواهد که نقاب از رو بردارد تا او را ببينند. و وقتی زن امتناع می کند، برای مزاح دامن بلند او را بی آنکه زن متوجه شود به جائی گره ميزند، بطوريکه وقتی زن به پا می خيزد دامن از پايش بالا رفته فرياد اعتراضش بالا ميرود. مسلمانی که در آن نزديکی بوده با مشاهده واقعه پيش آمده فرد يهودی را به قتل ميرساند. بدنبال اين، يهوديان نيز برسر فرد مسلمان ريخته به خونبهای يهودی مقتول او را ميکشند. با شنيدن اين خبر است که محمد از فرصت استفاده کرده بنی قيقناع را محاصره ميکند.
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 632.
⇒ @ISLIE ⇐
📜محمدبن اسحاق می گويد:
"قصه بنى قينقاع چنان بود که پيمبر آنها را در بازارشان فراهم آورد و گفت : "اى گروه يهود ازخدا بترسيد که شما را نيز بليه اى چون قرشيان دهد، بياييد مسلمان شويد. شما مى دانيد که من پيمبر مرسلم و اين را درکتاب خويش و پيمان خدا مى بينيد. يهودان بنى قينقاع گفتند: اى محمد پندارى که ما نيز قوم تو هستيم، مغرور مشوکه با کسانى رو به رو شدى که جنگ نمى دانستند و فرصتى به دست آوردى، به خدا اگر باماجنگ کنى خواهى ديد که چگونه کسانيم. 🔹واقدى ميگويد : پيمبر ١۵روز يهوديان را محاصره کرد و هيچكس از آنها به جنگ نيامد. آنگاه به حكم پيمبر خدا تسليم شدند و دستهايشان را بستند، پيمبر مى خواست آنها را بكشد، . 🔹 ابن اسحاق مى گويد: ... عبدالله بن اَُبَى پيش وی آمد و گفت: اى محمد با وابستگان من نيكى کن". و اين سخن از آن جهت گفت که يهودان بنى قينقاع هم پيمان خزرحيان بودند. پيمبر پاسخ نداد، و باز عبدالله بن اُبَیّ گفت : اى محمد با وابستگان من نيكى کن. و پيمبر روى از او بگردانيد. گويد: و عبدالله بن اُبَیّ دست در گريبان پيمبر کرد که فرمود: "مرارها کن" و خشمگين شد چنانكه چهره وى تيره
شد، و باز گفت : "مرا رها کن." عبدالله بن اُبَیّ گفت: بخدا رهايت نكنمِِِ، تا با وابستگان من نيكى کنى، مى خواهى چهارصد بى زره و سيصد زره پوش را که مرا در مقابل سياه و سرخ حفظ کرده اند در يك روز بكشى که من از حوادث در امان نيستم و از آينده بيم دارم." قتاده گويد: پيمبر فرمود: آنها را رها کنيد که خدا لعنتشان کند و او را نيز با آنها لعنت کند. پس يهودان را رها کردند و بفرمود تا ازديار خويش بروندو خدا اموالشانرا غنيمت مسلمانان کرد، زمين نداشتند که کارشان زرگرى بودو پيمبر سلاح بسيار با لوازم زرگرى از آنها گرفت."
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 997
📘ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 632.
⇒ @ISLIE ⇐
❎مورخين مسلمان، با بيشرمی تمام ادعا می کنند که "يهودان بنى قينقاع نخستين گروه يهودان بودند که مابين بدر و اُحُد پيمان شكنى آردند و با پيمبر به جنگ برخاستند ."
👈🏿آنها دليل خود را مبنی بر پيمان شکن بودن يهوديان همان واقعه ای ميدانند که محمد آنرا بهانه حمله خود به قبيله بنی قيقناع قرار ميدهد. واضح است که اولا واقعه بالا هيچ ربطی به مواد قرار داد مدينه که مربوط به تعهد هر يک از دو طرف به حمايت نظامی از يکديگر در صورت مورد حمله قرار گرفتن بود، نداشت. ثانيا، اگر هم به فرض، قتل عضوی از يک طرف به دست عضوی از طرف ديگر باعث نقض قرارداد ميشد، اين مسلمانان بودند که با قتل فرد يهودی قرار داد مزبور را نقض نموده بودند.
✔️بعلاوه، حتی اقدام متقابل يهوديان به قتل قاتل نه تنها مغايرتی با مواد قراردار مدينه نداشت، بلکه دقيقا منطبق با مواد آن بود. چرا که بر اساس اين مواد، اختلافات ميان طرفين قرارداد در مورد قتل و خونبها نيز ميبايست طبق سنن موجود عرب، يعنی دريافت خون بها و يا قتل قاتل، بنا به انتخاب خانواده مقتول، انجام ميگرفت. بنابراين، ادعای مسلمانان به نقض قراردار مدينه توسط بنی قَينُقاع چيزی جز يک اتهام بی پايه و در واقع بهانه خود ساخته ای برای حمله به آنان نبود
⏪پست بعد : ادامه
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜