دروغ‌ها و خرافات اسلام
22.3K subscribers
3.79K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
اى فريب خورده اگر #عقل دارى
حقيقت را از او بپرس
كه هر عقلى پيامبرى ست..

#ابوالعلاء_معرى

@ISLIE
ابوالعلی یکی از نویسندگان روشنفکر وبا شرافت عرب است

@ISLIE
قبل تر در کانال درمورد #ظلم_به_غیر_مسلمانان چند مطلب گذاشته بودیم 👇🏿

💠برای دسترسی آسان زیر هر عنوان لینک مطالب مربوط به آن گذاشته شده

①ابتدا نرم خویی و مدارا در مکه
🔗 https://t.me/islie/1609
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•

②دستور به دشمنی دائمی با غير مسلمانان حتی اگر پدر و مادر باشند
🔗 https://t.me/islie/1619
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•

③مسلمانان بر کفار خشن وسختگیرند
🔗 https://t.me/islie/1630
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•

④وجوب دزدی اموال و دزدی زنان غیر مسلمانان
🔗 https://t.me/islie/1662
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•

⑤حكم نهائی مرگ يا اسلام برای مشركين و كفار ومنافقين
🔗 https://t.me/islie/1671
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•

⑥حكم نهائی مرگ يا اسلام يا ذلت و جزيه برای اهل كتاب
🔗 https://t.me/islie/1684
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•

⑦قتل عام بنی قریظه
🔗 https://t.me/islie/1690
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•

⑧تایید تجاوز به بنی نظیر
🔗 https://t.me/islie/1702
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•

⑨تایید دومین کاروانزنی محمد
🔗 https://t.me/islie/1711


💡حتمی مطالعه کنید

مردم ترجیح می‌دهند دروغی را

بپذیرند که باورهای قلبی آن‌ها

را تایید کند ، تا واقعیتی که

امنیت ذهنی را از آن‌ها بگیرد !

#استیون_هاوکینگ
@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➌➊】

💠تناقض گویی در علت حمله

☑️در اينجا نيز مانند غارت کاروان مکه در ماه حرام، دروغ گويی مسلمانان در توضيح علت حمله به بنی قَينُقاع دوباره منجر به تناقض گويی آنها می شود. به اين معنا که توضيح خود محمد از طريق آيات قران در توضيح علت حمله به بنی قَينُقاع با آنچه که ابن هشام در (پست قبل) و در توضيح علت حمله محمد به يهوديان نقل ميکند بکلی متفاوت است. محمد بگفته طبری ميگويد جبرئيل برای وی قبل از حمله به بنی قَينُقاع اين آيه را می آورد:

📜"چنانکه از خيانتکاری گروهی می انديشی در اينصورت تو نيز با حفظ عدل و دوستی عهد آنها را نقض کن که خدا خيانتکاران را دوست ندارد".
📗سوره انفال، آيه 58 ، قمشه ای .

🔆طبری می گويد وقتيکه جبرئيل اين آيه را برای محمد آورد او گفت "من از بنی قَينُقاع بيمناکنم و به حکم همين آيه به جنگ ايشان رفت"
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 997.

🎯بنابراين، به گفته محمد، علت حمله محمد بيمناکی و نگرانی او از بنی قَينُقاع و نه چيز ديگری بوده است. در حالی که بگفته ابن هشام علت اذيت زن شير فروش و قتل يک يهودی و سپس يک مسلمان بود.

🔅در ضمن اين آيه نشان می دهد که محمد بر عکس آنچه که همواره در قران در مورد خود و وفاداری اش به عهد و قراردادهای دوستی اش با قبايل ديگرمی گويد، چندان به قول و قرارهايش با ديگران پای بند نبوده، و هر زمان که منافعش ايجاب می کرده، خود سرانه و به دل خواه، عهد و قرار خود را با ديگران زير پا گذارده، با آوردن آيه ای توجيه می نموده است. در اين مورد ما در آينده شاهد نمونه های بيشتری خواهيم بود.

🔰بهرحال، درجريان اين واقعه است که محمد که زمانی يهوديان را نزديک ترين متحد خود می پنداشته، اکنون که ازجلب آنان به خود نااميد شده، برای يکسره کردن قدرت در مدينه، تصميم به غارت و کشتار آنان می گيرد، و برای توجيه عمل خود، آيه های زيررا نيز، بنا به گفته ابن هشام، در همين زمان می آورد. دراين آيه ها درضمن، منافقين وبخصوص عبدالله بن اُبَیّ را نيز مورد انتقاد خود قرار ميدهد.
@ISLIE
📜"ای اهل ايمان يهود و نصاری را به دوستی مگيريد... و هر که از شما مؤمنان با آنها دوستی کند (در کفر و ستمگری) به حقيقت از آنها خواهد بود... گروهی منافق "مسلمان ظاهری " که دلهاشان ناپاک و ناخوش است خواهی ديد که در راه دوستی ايشان (يهود و نصاری) ميشتابند و ميگويند ما از اين ميترسيم که مبادا در گردش روزگار آسيبی از آنها بما رسد..."
📗سوره المائده، آيه های ،56-51قمشه ای .

🔅همانطور که گفتيم علت مخالفت اُبَیّ با محمد اين بود که خَزرَجيان با يهوديان بنی قَينُقاع هم پيمان بودند و لذا آنها ناچار به حمايت از يهوديان بودند. از اينرو، اگر اُبَیّ بطور جدی در برابر محمد می ايستاد محمد حتی قدرت بيرون کردن بنی قَينُقاع را هم نداشت. ولی اُبَیّ در مخالفت با اقدام کامل ظالمانه و زورگويانه محمد تا آنجا پيش ميرود که تنها ميتواند مانع قتل آنان بدست محمد گردد.

🔻با اين آيه هاست که کشتار، غارت و سرکوب يهوديان، ظاهرا به بهانۀ واهی پيمان شکنی ولی در واقع برای صاف کردن راه قدرت يابی محمد در مدينه رسماً آغاز می شود.🔺

پست بعد : ترور و کشتار مخالفین
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
#آزادی ، تنها با شکستن زندان
درون آغاز میشود و تنها بنیان
و راه رهایی #آگاهی است


@ISLIE

کتاب نمی‌خوانیم زیرا وحشت داریم
باورهایمان که قرن‌هاست به ما
چسبیده‌اند ، متزلزل شوند !

@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➍➊】

💠ترور و كشتار مخالفين

✔️در پی غارت بنی قَينُقاع و اخراج آنها از مدينه، محمد بلافاصله بسراغ مخالقين سياسی خود در مدينه ميرود و ماشين ترور و سرکوب خود را در وهله اول متوجه شعرا می کند. اين که چرا او در اولين قدم دست به ترور شعرا ميزند، برای آنست که شعر چنانکه قبل گفته شد، از جايگاهی بس بلند در ميان اعراب بدوی برخوردار بوده است، بطوريکه بعنوان شکل اصلی بيان فعل و انفعالت نظری و عاطفی جامعه بکار ميرفت و از نفوذ بی اندازه زيادی در ميان توده مردم برخوردار بود.

🔅بموازات آن، خود شعرا نيز، بعنوان وجدان سياسی - ادبی و حتی عاطفی قبيله و جامعه، از مقام روشنفکرانه و اجتماعی بالائی در ميان مردم عرب برخوردار بودند. آنها حافظه تاريخی قبيله و پاسداران ادبی افتخارات و غرور قبيله بشمار ميرفتند.

🔅همچنانکه در جامعه امروزی، جرايد و مطبوعات منعکس کننده حوادث مهم، نظرات سياسی و انتقادی جامعه می باشند، در آنزمان اشعارِ شعرا نيزچنين نقشی را ايفا می کردند . از اينرو، بريدن زبان شاعر که در دمکراسی بدوی سابقه نداشت، چيزی معادل بستن و تعطيل جرايد و مطبوعات و در يک کلم سرکوب و خفه ساختن آزادی بيان در جامعه بود. به اين خاطر بود که محمد همينکه صاحب قدرت می شود، در اولين قدم به جنگ شعرا بر می خيزد.
@ISLIE
🏵 #ترور ابورافع

📜 يکی از يهوديان مخالف محمد، "ابو رافع سَلام بن اَبى الحَقيق" بود . محمد يک گروه هشت نفره که قدم پيش گذارده بودند، مامور اينکار ميکند. از جمله "ابوقَتاده"، "عبداا بن عَتيك"، "مسعود بن سِنان"، "اَسوَد بن خزاعى" و "عبدالله بن اَنيس" در ميان آنان بودند. آنها وقتى به خانه ابن رافع می رسند، او را صدا می زنند. زن او از پشت در سؤال می کند: شما کيستيد؟ جواب می آيد که ما "از مردم عربيم و آذوقه مى خواهيم" زن می گويد: "اينجاست در آييد. " آنگاه آنها وارد مى شوند و ناجوانمردانه ابن رافع را که در خانه بوده به قتل ميرسانند.

⚠️جالب است که قاتلان "ابو رافع" هنگاميكه به نزد محمد ميرسند هر يك سعى در معرفی خود به عنوان قاتل و گرفتن پاداش می کند، و اين نشان ميدهد که اينها آنطور که خود در مورد خود می گويند چندان هم با انگيزه ايمان عمل نمی کرده اند و اين قتل و جنايات را بيشتر بخاطر پول و پاداش انجام می داده اند و دروغگويی و اعمال ناجوانمردانه نيز در ميان آنان اموری رايج بوده است. چنانكه ديديم خود محمد نيز از اين دروغگويى ها تا زمانيکه در جهت منافع اش بوده، نه ناراحت و نه متعجب می شده است. براى همين، در مورد قاتلين ابو رافع نيز خيلى راحت به شمشيرهاى آنها نگاه ميكند و چون شمشير ابن انيس را که يهودى هم بوده است مى بيند ميگويد: "اين او را کشته است که نشان استخوان را در آن می بينم". بی آنکه ديگران را بخاطر ادعای دروغشان سرزنش کند.
📗طبری ، جلد سوم، فارسی، ص ۱۰۱۲
📘سیره ابن هشام . جلد ۲ .ص ۱۸۶

پست بعد :ترور کعب بن اشرف
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
زیاد درفکر خدایت که نمیدانی خواست او چیست نباش
بلکه خدمت مردمی باش که میدانی مشکلاتان چیست
و چه میخواهند..!

کنفسیوس
@ISLIE
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به زاهد گفتم؛
این زهد و ریا تا کی بود باقی؟

بگفتا؛
تا به دنیا مردم نادان شود پیدا ...

@ISLIE
از این نترسید که
دیدگاهی عجیب داشته باشید،
چرا که
هر عقیده ای امروز ما پذیرفته ایم،
زمانی عجیب بوده است.

برتراند_راسل

@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➎➊】

💠ترور ناجوان مردانه ی كعب بن اشرف شاعر بنی نضير


✔️کعب از مخالفين سرسخت محمد بود، و همه جا در اشعارش بر عليه نيات او انتقاد و افشاگری می کرد. حتی پس از جنگ بدر چند روزی به مکه رفته مرگ سران قريش در جنگ بدر را به آنان تسليت ميگويد. پس هنگاميکه از سفر مکه باز ميگردد، محمد از هواداران خود می پرسد: "کی باشد که شرِ کعب بن اشرف از مسلمانان باز دارد؟" محمد بن مَسلَمه از انصار داوطلب اين کار می شود و برای انجام آن از حضور محمد خارج می شود.

📜ابن هشام می گويد محمد بن مَسلَمه " سه روز هيچ نخورد از انديشه آن که چه کند و بچه طريق کعب بن اشرف را بقتل آورد، و اين کعب در ميان قوم خود سخت شريف و محترم بود. و چون سه روز گذشته بود، باز پيش پيغمبر، عليه السلام، آمد و گفت: يا رسول الله، اين کار بحيلت از پيش توان برد، لابد دروغی چند ببايد گفت و عداوت تو با وی ظاهر بايد کردن. سيد، عليه السلام، گفت: ترا از قِبَلِ من بحِلی و هر چه خواهی می گوی".
📗- ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص . 638

🔆در اينجا معلوم نيست که چرا "محمد بن مَسلَمه" برای دروغ گفتن و بکار بردن حيله در قتل کعب در عذاب بوده و از محمد اجازه می خواهد. آيا علت اين بوده است که در سنت عرب بدوی، قتل ناجوان مردانه ديگران از طريق حيله و دروغ کاری بسيار زشت و نا پسند بوده است؟ يا تبليغات قبلی و عوام فريبانه محمد در دعوت مسلمين به راستگويی و پرهيز از دروغ منجر به اجازه خواهی مَسلَمه ميگردد؟

🔰👆دليل اين امر هر آنچه که بوده، اجازه محمد به دروغگويی، يک بار ديگر نشان ميدهد که او برای رسيدن به مقاصد جاه طلبانه خود، همچنان که در مورد زدن کاروان در ماه حرام نيز ديديم، پايبند به هيچگونه اخلاقياتی نبوده و برای پيشبرد مقصود خود بهر کاری، حتی اگر بر خلف سنت های والی اخلاقی و حتی گفته های قبلی خود وی نيز بوده باشد، دست می زده است.
@ISLIE
📜باين ترتيب است که مَسلََمه "با ديگران قرار ميگذارد و براى آنكه با همدستانش بخانه کعب راه يابد، ابو نائله را که او نيز شاعر بوده بهمراه خود برده و ابتدا وی را برای آنکه کعب به مقصد واقعی آنها شک نبرد پيش انداخته او را به نزد وى ميفرستند.

🔸ابونائله به او ميگويد: "اى ابن شرف ! من به حاجتى پيش تو آمده ام آنرا نهان دار".
🔹گفت ":چنين کنم"
🔸گفت ":آمدن اين مرد بليه اى بود، که عربان به دشمنى ما برخاستند و بر ضد ما همسخن شدند و راهها بسته شد و نانخوران ما به سختى افتادند وهمه به محنت افتاده ايم".
🔹کعب گفت: "مرا پسر اشرف مى گويند، از پيش به تو گفته بودم که عاقبت کار چنين مى شود".
🔸ابو نائله گفت ":خواهم که آذوقه اى بما بفروشى . مرا يارانى هست که همرأی منند، مى خواهم آنها را پيش تو آرم که آذوقه به آنها دهى و نيكى کنى و ما سلاح به وثيقه تو دهيم".

🔅مى خواست که وقتى کسان با سلاح پيش کعب مى شوند وى بد گمان نشود. کعب موافقت آرد". و او نيز باز گشته داستان را برای مسلمه بازگو می کند و مسلمه و يارانش اسلحه برداشته برای رفتن به ماموريت نزد محمد ميروند.

"آنگاه همگان پيش پيمبر فراهم آمدند و پیمبر آنها را روانه آرد و گفت ":بنام خدا برويد" و دعا کرد و گفت ":خدايا کمكشان کن."
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 638 .


🔅بهرحال آنها روانه قلعه کعب مى شوند و ابونائله از بيرون او را صدا ميزند. زنِ کعب که تازه عروس بوده است از رفتن شوهرش جلوگيرى بعمل می آورد و ميگويد:
📜"به خدا در صداى وى (ابونائله) نشان شَر مى بينم" ولى کعب توجه نميكند و با رشادت و نترسى مى گويد":اگر مرد را به سوى ضربت خوانند، اجابت کند." "آنگاه فرود آمد و ساعتى با آمدگان سخن کرد که بدو گفتند: "بيا به دره عجو شويم و باقى شب را به صحبت بگذرانيم". کعب گفت":چنانكه خواهيد" و به راه افتادند و ساعتى برفتند . آنگاه ابونائل دست به موهاى سر کعب کشيد و ببوييد و گفت ":هرگز عطرى چنين خوشبو نديده ام." پس از آن ساعتى برفت و باز چنان کرد تا کعب اطمينان يافت و ساعتى بعد باز چنان کرد و موهاى سراو را بگرفت و گفت: "دشمن خدا را بزنيد". و شمشيرها بر او فرود آمد اما کارى نساخت. محمدبن مَسلَمه گويد":وقتى ديدم از شمشيرها کارى برنيامد و دشمن خدا فرياد زد و برهمه قلعه ها آتش افروخت، شمشير باريكى را که در نيام داشتم به ياد آوردم و به سينه او نهادم و فشار دادم تا به تهيگاهش رسيد و دشمن خدا بيفتاد".
📘ابن هشامِ، صص .632-642
📗طبری، جلد سوم، فارسی، صص 1005-1004

پست بعد :سرکوب و خفقان در مدینه
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
خدایا،خالقا بس کن جنایت را
تو خود سلطان تبعیضی
تو خود یک فتنه انگیزی
اگر در روزخلقت مست نمی‌کردی
یکی را همچون من بدبخت
یکی را بی سبب آقا نمی‌کردی
جهانی را چنین غوغا نمی‌کردی

کارو
@ISLIE
‏کار قانون اثبات صحتِ عقاید نیست،

کار قانون حفظ سلامت و امنیت کشور و جان و مال تک تک افراد در برابر عقاید است.

جان_لاک

@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➏➊】

💠 سرکوب و خفقان مخالفان محمد در مدینه

✔️به ترتيب که گفته شد ، کعب بن اشرف، شاعر بنی نضير، بجرم مخالفت با محمد، بدست پيروان وی، بطرز ناجوانمردانه و فجيعی به قتل ميرسد. قتل کعب، اعلام رسمی سرکوب و خفقان سياسی در مدينه، و سايه حکومت ترور و وحشت اسلامی بر سر يهوديان بود. چرا که اگر بهانه محمد در غارت بنی قَينُقاع يک مرافعه شخصی بود، ولی ترور کعب که به جرم مخالفت سياسی با محمد به قتل ميرسيد، اعلام صريح دشمنی با آزادی بيان و دمکراسی بدوی بود. برای همين موجب ترس و وحشت نه تنها يهوديان بلکه حتی افرادغير يهودی شد. طبری از قول ابو جعفر طبری می گويد:

"صبحگاهان يهودان ازکشته شدن دشمن خدا (کعب) هراسان شدند و هيچ يهودى نبود که بر جان خويش بيمناك نباشد. پيغمبر گفت: به هر يک از مردان يهود دست يافتيد خونش را بريزيد. و بعد از آن صحابه روی در نهادند و هر جا جهودی می ديدند می کشتند"
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1006.
@ISLIE
از جمله "مُحَيصَة بن مسعود"، بر "ابن سُنَينَه" که يك تاجر يهودى بود و تا آنزمان با هم داد و ستد و رفت و آمد دوستانه داشتند تاخت و او را در دم بكشت. داستان بنقل از ابن هشام از اينقرار بود:

📜 "مُحَيصَه و حُوَيصَه هر دو برادر بودند و محيصه مسلمان بود و حويصه کافر... ودر ميان يهود مردی بود مُحتشم بازرگان (ابن سنيه) و او را يدِ منَت بر همه يهود بود، علی الخصوص بدين دو برادر محيصه و حويصه که ايشان هم از قوم يهود بودند و با وی همسايه بودند و پيوسته احسان ها از وی بديشان می رسيد و پرورده نعمت وی بودند ... چون سيد، عليه السلم، بفرمود تا يهود بکشند، اتفاق افتاد و محيصه بر سر آن بازرگان افتاد که در حق وی و برادر وی احسان بسيار کرده بود، و بدان يدِ منَت که بر وی داشت هيچ ابقا نکرد و هم در حال وی را بکشت؛ و برادرش حويصه او را بديد که اين چنين حرکت بکرد، دشنام بسيار بداد و سخنهای سخت به وی گفت، و گفت که: پوست و گوشت تو که بر اندام رسته است از نعمت وی بود و شرم نداشتی که وی را همی کشتی؟ محيصه گفت که: آن کس که مرا فرمود که وی را بکشم اگر فرمايد که ترا بکشم هيچ تاخير نکنم و اگر چه برادر منی"
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 643.

🔅حويصه در برابر تعصب و غضبی که در برادر خود مشاهده می کند از روی ترس مسلمان می شود. البته، ابن هشام نمی گويد که حويصه در آن محيط رعب و هراسی که نه تنها يهوديان بلکه حويصه کافر را نيز در بر ميگيرد، از ترس جدی جانش بود که مسلمان شد. بالعکس، او از قول راوی مسلمانِ خبر نقل ميکند که مشاهده صلابت برادر در دين اش که بخاطر آن حتی حاضر به قتل برادر خود بود، باعث پيوستن او به اسلام شد.

🎯بهرحال، اين داستان بخوبی نشان ميدهد که محمد و هوادارانش بدنبال پيروزی در جنگ بدر، و بموازات اين که بر قدرتشان افزوده می گردد، چگونه به نيروی مهيب و سرکوبگری که عربستان تا کنون بخود نديده بوده است تبديل میشوند.

پست بعد :غارت کاروان عراق و...
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜

فروشِ جهانِ آخرت برای فروشنده
معامله‌ای بدونِ شکست است ؛

که در آن اگر کالایی به
دسـت خـریـدار نرسید ،
او هرگز نمی‌تواند درخواست
بـرگـرداندن پـولـش را بکند !

#ویکتور_جان_استنگر
@ISLIE

مسلمان مومن دوآتشه کسی است
که به امید لذت‌های موهوم شهوانی
و شکم‌پرستی آن دنیا با فقر و فلاکت
و بدبختی عمر را به سر بَرد و وسائل
عیش و نوش نمایندگان مذهبش
را فراهم بیاورد .

#صادق_هدایت
@ISLIE
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➐➊】

💠غارت كاروان عراق و حركت مكه برای سركوب محمد

✔️با پيروزی مسلمانان در بدر، اکنون، محمد به يک خطر جدی برای امنيت راه تجاری ميان مکه و سوريه که مهمترين راه تجاری برای مکيان بود و مسير آن از نزديکی مدينه می گذشت، تبديل شده بود. مکيان که قسمت قريب به تمام درآمدشان از ارسال کاروانهای تجاری تامين می شد، حتی يکبار نيز سعی ميکنند تا اينبار، برای محفوظ ماندن از حمله محمد، کاروان خود را از راه عراق و بين النهرين عبور دهند.
🔅خبر حرکت اين کاروان که در جمادی الاخر با نزديک به صدهزار درهم وسائل و ظروف نقره و کالهای ديگر مکه را ترک ميکند به محمد ميرسد.
🔅بلافاصله، يک گروه ١٠٠نفره به فرماندهی زيد بن حارثه، شوهر سابق زينب و غلام سابق محمد که پس از آزادی به ناپسری وی پذيرفته شده بود، برای غارت کاروان اعزام می گردد. سهم محمد از اموال غارتی ٢٠هزار درهم می شود. "فرات بن حيان" که در جريان غارت کاروان اسير شده بود، نزد محمد تهديد به مرگ می شود که با قبول اسلام آزاد می گردد.
@ISLIE
🌀دو ماه بعد، محمد که قبل در مدينه محتاج غذای روزانه اش بود و زندگی روزمره اش از صدقات ناچيز انصار تامين می شد، اکنون با ثروتی که از غارت کاروانهای تجاری بهم زده است، سومين زن "حَفصَه" را که دختر عمر و ١٨سال بيشتر نداشت به عقد خود در می آورد. زن اول او بعد از خديجه "سوده" بود که او را در مکه و بلفاصله پس از مرگ خديجه به عقد خود در آورده بود و زن دومش عايشه دختر ابوبکر بود که او را نيز در مکه (سه سال قبل از هجرت) به عقد خود در آورده، بگفته طبری در هفت سالگی با او زفاف کرده بود و اکنون با زن سوم خود ازدواج ميکرد. با غارت کاروان عراق، تقريبا همه راههای تجاری مکه به بيرون قطع و برای مکيان جز جنگ راهی برای باز کردن آنها باقی نمی ماند نه تنها باز کردن اين راههای تجاری، بلکه انتقام از کشته شدگان جنگ بدر که بسياری از بزرگان مکه در ميان آنها بودند، باضافه تجديد اعتبار قريش در ميان قبايل ديگر که اکنون با شکست در جنگ بدر به خطر افتاده بود، همگی، جنگ جديدی را از جانب قريش بر عليه محمد ضروری و اجتناب ناپذير می کرد. رهبری اين جنگ اينبار با "ابوسفيان بن حرب" از خاندان بنی اميه، از کلان بنی شمس بود که با کشته شدن رهبران مکه رياست شورای شهر نيز به او منتقل شده بود

✔️در اولين قدم، ابو سفيان پيشنهاد می کند که تمام سود حاصل از کاروانی که در بدر محمد در پی غارت آن بود برای تدارک جنگ کنار گذارده شود. سپس، برای نمايش قدرت، و نوعی رجز خوانی قبل از جنگ، با يک نيروی ٢٠٠الی ۴٠٠نفره تا نزديکی مدينه رانده در اطراف آن تاخت و تاز ميکند، و در حاليکه چندين نخل از مزارع اهل مدينه را به آتش ميکشد، ٢تن از انصار را درمزارع مدينه بقتل ميرساند و سپس بسوی مکه باز ميگردد.
🔅محمد نيز بلافاصله پس از مطلع شدن از واقعه، با تعدادی از افراد خود، ظاهرا برای مقابله و گوشمالی آنان ولی به نوبه خود برای رجز خوانی و نمايش متقابل قدرت ، در پی آنها، از مدينه خارج شده، ولی پس از اطلاع از بازگشت آنان، به مدينه باز ميگردد. اين نيز البته بطور مسخره ای بعداً از جانب مسلمانان از جمله يکی از غزوات محمد محسوب شده تحت عنوان جنگ "سويق" نام گذاری می شود. چرا که در آن، محمد قول خدا را به دادن پاداشی برابر، با شرکت در يک جنگ واقعی، نصيب همراهان خود ميکند.

🎯در حاليکه اين رجزخوانيها و نمايش قدرت ها به تشنج ميان مکه و محمد دامن ميزند، مشکل بسته بودن راههای تجاری نيز در ادامه خود هر روز برای مکيان تحمل ناپذيرتر می شود، تا جائی که سرانجام، مکيان را به تدارک جدی جنگ واميدارد.

پست بعد : جنگ احد و شکست مسلمانان
@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
بیچاره شیطان که در کره خاک بدنام شده. زیرا شیطان جز خود ما هیچکس نیست و ما برای آنکه خود را تبرئه کنیم تمام کینه و دشمنی ها و بی‌رحمی های خود را در وجود شیطان جا داده ایم.

مترلینگ
@ISLIE

كمتر كسی می‌تواند بدون دغدغه
در كمال متانت به بيان باورهايی
بپردازد كه با تعصباتِ محيطِ
اجتماعی او يكسان نباشد ؛

بسياری از مردم شهامتِ داشتن
چنين باورهايی را هم ندارند !

#آلبرت_اینشتین
@ISLIE