This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاوت علم و شبهعلم در پزشکی در کجاست؟
- گفتگو با عرفان کسرایی
برنامه کامل در یوتیوب: bit.ly/2QqHOTr
@Mehbaang 🌱بانگِ خرَد و دانش
@islie
- گفتگو با عرفان کسرایی
برنامه کامل در یوتیوب: bit.ly/2QqHOTr
@Mehbaang 🌱بانگِ خرَد و دانش
@islie
🔸چرا روحانیون ، روحانی میمانند؟
دراینجا ما بایک پدیده مهم در ذهن یک مومن روبرو میشویم که در افکار او درطول زندگی تاثیر بسیاری دارد و آن بوجود آمدن یک " نگهبان در ذهن " است.نگهبانی که به من مومن اجازه نمی دهد به افکار تردید آمیز درباره اصل دین و خدا بپردازد وترس از عواقب غیر قابل جبران چنین افکاری ، ذهن مرا عادت میدهد که هرگز به سمت چنین فکرهایی نروم. من میتوانم شخص بسیار باهوشی باشم و در مسائل علمی ، منطقی، فلسفی، در هر زمینه ایی به شکل نبوغ آمیزی دانا و مبتکر گردم ولی اگر در هرکدام از این زمینه ها دلیلی برای تردید در اساس اعتقادات دینی ام وجود داشته باشد ذهن من به سرعت از پردازش این دلایل دراین حیطه خاص یعنی در حیطه نقد اساس اعتقادات دینی طفره میرود.
از این پس این پدیده را که همان " ترس از راه دادن افکار نقد کننده اساس اعتقادات به ذهن" است مبادا که دچار کفر و عذاب ابدی شویم با عنوان " نگهبان ذهنی " نام می بریم .
📘قسمت پانزدهم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
دراینجا ما بایک پدیده مهم در ذهن یک مومن روبرو میشویم که در افکار او درطول زندگی تاثیر بسیاری دارد و آن بوجود آمدن یک " نگهبان در ذهن " است.نگهبانی که به من مومن اجازه نمی دهد به افکار تردید آمیز درباره اصل دین و خدا بپردازد وترس از عواقب غیر قابل جبران چنین افکاری ، ذهن مرا عادت میدهد که هرگز به سمت چنین فکرهایی نروم. من میتوانم شخص بسیار باهوشی باشم و در مسائل علمی ، منطقی، فلسفی، در هر زمینه ایی به شکل نبوغ آمیزی دانا و مبتکر گردم ولی اگر در هرکدام از این زمینه ها دلیلی برای تردید در اساس اعتقادات دینی ام وجود داشته باشد ذهن من به سرعت از پردازش این دلایل دراین حیطه خاص یعنی در حیطه نقد اساس اعتقادات دینی طفره میرود.
از این پس این پدیده را که همان " ترس از راه دادن افکار نقد کننده اساس اعتقادات به ذهن" است مبادا که دچار کفر و عذاب ابدی شویم با عنوان " نگهبان ذهنی " نام می بریم .
📘قسمت پانزدهم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
#عوامل_پیدایش_آسیبهای_اجتماعی (۱)
📝حال سوال اين است كه آسيب ها و انحرافات اجتماعى چگونه پديد می آيند و عوامل پيدايش آسيب ها و انحرافات اجتماعى كدامند؟
👈بررسى و ريشه يابى انحرافات اجتماعى ازاهميت زيادى برخوردار است.
انحرافات و مسائل اجتماعى امنيت اجتماعى راسلب و مانعى براى رشد و توسعه جامعه محسوب میشود.
👈به طوركلى، هررفتارى كه از آدمى سر میزند، متاثر از مجموعه اى از عوامل است كه به طور معمول در طول زندگى سر راه وى قرار دارد و وى را به انجام عملى خاص وادار میكند.
👈هر چند بررسى عميق انحرافات اجتماعى مجال ديگرى میطلبد،اما به اجمال،به چند عامل مهم پيدايش انحرافات اجتماعى اشاره می گردد.
🔮عوامل به وجودآورنده انحراف و كجروى درجوامع مختلف يكسان نيست و مناطق از نظر نوع جرم، شدت و ضعف، تعداد،ونيز ازنظر عوامل متفاوتند.اين تفاوتها را میتوان در شهرها، روستاها وحتى درمناطق مختلف و محله هاى يك شهر مشاهده كرد.
👈درهر جامعه و محيطى سلسله عواملى همچون شرايط جغرافيايى،اقليمى، وضعيت اجتماعى، اقتصادى، موقعيت خانوادگى، تربيتى، شغلى و طرز فكر و نگرش خاصى حاكم است كه هريك ازاينها درحسن رفتار و يا بدرفتارى افراد موثر است.
⚜شهرنشينى لجام گسيخته، گسترش حاشيه نشينى و فقر، اتلاف منابع و انرژى را به دنبال دارد. حاشيه نشينى در شهرها، با جرم رابطه مستقيم دارد.
👈تنوع و تجمل، اختلاف فاحش طبقات اجتماعى ساكن شهرهاى بزرگ، تورم و گرانى هزينه هاى زندگى، موجب میشود تا افراد غير كارآمد كه درآمدشان زندگى ايشان را كفاف نمىدهد، براى تأمين نيازهاى خود، دست به هر كارى هر چند غير قانونى بزنند.از ديگر عوامل محيطى جرم، میتوان فقر، بيكارى، تورّم و شرايط بد اقتصادى نام برد كه برهمه آحاد جامعه،اقشار،گروه ها ونهادها تاثير گذاشته وآنان را تحت تأثير قرار میدهد.
⚜در پيدايش انحرافات اجتماعى و رفتارهاى نابهنجار و آسيب زا عوامل متعددى به عنوان عوامل پيدايش و زمينه ساز میتواند مؤثر باشد:
👈عوامل فردى: جنس، سن، وضعيت ظاهرى و قيافه، ضعف و قدرت، بيمارى، عامل ژنتيك و....
👈عوامل روانى: حساسيت، نفرت، ترس و وحشت، اضطراب، كم هوشى، خيالپردازى، قدرت طلبى، كمرويى، پرخاشگرى، حسادت، بيمارىهاى روانى و...
👈عوامل محيطى: اوضاع و شرايط اقليمى، شهر و روستا، كوچه و خيابان، گرما و سرما و....
👈عوامل اجتماعى: خانواده، طلاق، فقر، فرهنگ، اقتصاد، بىكارى، شغل، رسانه ها، مهاجرت، جمعيت و... .
👈از آنجا كه ممكن است در پيدايش هر رفتارى، عوامل فوق و يا حتى عوامل ديگرى نيز مؤثر باشد، از اينرو، نمیتوان به يكباره فرد بزهكار را به عنوان علت العلل در جامعه مقصر شناخت و ساير عوامل را ناديده گرفت.
🔮اگر فرد، هرچند براى سرگرمى و تنوع و تفرج دست به بزهكارى بزند، اين كار وى كمكم زمينه اى خواهد بود تابه سمت و سوى بزهكارى سوق يابد.
👈دليل عمده اين كار، چگونگى شروع به انجام عمل بزهكارانه وكشيده شدن فرد به اين راه است.
⚜افراد بزهكار افرادى هستند كه همه زمينه ها و شرايط لازم براى انحراف در آنان وجود دارد.
👈مهمترين عامل در انحراف افراد و ارتكاب عمل نابهنجار، فردى است كه موجب سوق يافتن وى به سمت بزهكارى میشود؛
⚜چرا كه فردى كه میخواهد اولين بار دست به بزهكارى بزند، نيازمند فردى است كه او را راهنمايى كرده و به اين سمت هدايت نمايد.
👈دومين عامل، امكانات و شرايطى است كه فرد در اختيار دارد و زمينه ارتكاب وى را براى اعمال خلاف اجتماع فراهم می آورد.
👈فقر در خانواده، عدم تامين نيازهاى اساسى خانواده، دوستان ناباب، محيط آلوده و...نيز از عوامل روىآورى فرد به بزهكارى است.
(ادامه دارد)
@islie
📝حال سوال اين است كه آسيب ها و انحرافات اجتماعى چگونه پديد می آيند و عوامل پيدايش آسيب ها و انحرافات اجتماعى كدامند؟
👈بررسى و ريشه يابى انحرافات اجتماعى ازاهميت زيادى برخوردار است.
انحرافات و مسائل اجتماعى امنيت اجتماعى راسلب و مانعى براى رشد و توسعه جامعه محسوب میشود.
👈به طوركلى، هررفتارى كه از آدمى سر میزند، متاثر از مجموعه اى از عوامل است كه به طور معمول در طول زندگى سر راه وى قرار دارد و وى را به انجام عملى خاص وادار میكند.
👈هر چند بررسى عميق انحرافات اجتماعى مجال ديگرى میطلبد،اما به اجمال،به چند عامل مهم پيدايش انحرافات اجتماعى اشاره می گردد.
🔮عوامل به وجودآورنده انحراف و كجروى درجوامع مختلف يكسان نيست و مناطق از نظر نوع جرم، شدت و ضعف، تعداد،ونيز ازنظر عوامل متفاوتند.اين تفاوتها را میتوان در شهرها، روستاها وحتى درمناطق مختلف و محله هاى يك شهر مشاهده كرد.
👈درهر جامعه و محيطى سلسله عواملى همچون شرايط جغرافيايى،اقليمى، وضعيت اجتماعى، اقتصادى، موقعيت خانوادگى، تربيتى، شغلى و طرز فكر و نگرش خاصى حاكم است كه هريك ازاينها درحسن رفتار و يا بدرفتارى افراد موثر است.
⚜شهرنشينى لجام گسيخته، گسترش حاشيه نشينى و فقر، اتلاف منابع و انرژى را به دنبال دارد. حاشيه نشينى در شهرها، با جرم رابطه مستقيم دارد.
👈تنوع و تجمل، اختلاف فاحش طبقات اجتماعى ساكن شهرهاى بزرگ، تورم و گرانى هزينه هاى زندگى، موجب میشود تا افراد غير كارآمد كه درآمدشان زندگى ايشان را كفاف نمىدهد، براى تأمين نيازهاى خود، دست به هر كارى هر چند غير قانونى بزنند.از ديگر عوامل محيطى جرم، میتوان فقر، بيكارى، تورّم و شرايط بد اقتصادى نام برد كه برهمه آحاد جامعه،اقشار،گروه ها ونهادها تاثير گذاشته وآنان را تحت تأثير قرار میدهد.
⚜در پيدايش انحرافات اجتماعى و رفتارهاى نابهنجار و آسيب زا عوامل متعددى به عنوان عوامل پيدايش و زمينه ساز میتواند مؤثر باشد:
👈عوامل فردى: جنس، سن، وضعيت ظاهرى و قيافه، ضعف و قدرت، بيمارى، عامل ژنتيك و....
👈عوامل روانى: حساسيت، نفرت، ترس و وحشت، اضطراب، كم هوشى، خيالپردازى، قدرت طلبى، كمرويى، پرخاشگرى، حسادت، بيمارىهاى روانى و...
👈عوامل محيطى: اوضاع و شرايط اقليمى، شهر و روستا، كوچه و خيابان، گرما و سرما و....
👈عوامل اجتماعى: خانواده، طلاق، فقر، فرهنگ، اقتصاد، بىكارى، شغل، رسانه ها، مهاجرت، جمعيت و... .
👈از آنجا كه ممكن است در پيدايش هر رفتارى، عوامل فوق و يا حتى عوامل ديگرى نيز مؤثر باشد، از اينرو، نمیتوان به يكباره فرد بزهكار را به عنوان علت العلل در جامعه مقصر شناخت و ساير عوامل را ناديده گرفت.
🔮اگر فرد، هرچند براى سرگرمى و تنوع و تفرج دست به بزهكارى بزند، اين كار وى كمكم زمينه اى خواهد بود تابه سمت و سوى بزهكارى سوق يابد.
👈دليل عمده اين كار، چگونگى شروع به انجام عمل بزهكارانه وكشيده شدن فرد به اين راه است.
⚜افراد بزهكار افرادى هستند كه همه زمينه ها و شرايط لازم براى انحراف در آنان وجود دارد.
👈مهمترين عامل در انحراف افراد و ارتكاب عمل نابهنجار، فردى است كه موجب سوق يافتن وى به سمت بزهكارى میشود؛
⚜چرا كه فردى كه میخواهد اولين بار دست به بزهكارى بزند، نيازمند فردى است كه او را راهنمايى كرده و به اين سمت هدايت نمايد.
👈دومين عامل، امكانات و شرايطى است كه فرد در اختيار دارد و زمينه ارتكاب وى را براى اعمال خلاف اجتماع فراهم می آورد.
👈فقر در خانواده، عدم تامين نيازهاى اساسى خانواده، دوستان ناباب، محيط آلوده و...نيز از عوامل روىآورى فرد به بزهكارى است.
(ادامه دارد)
@islie
🔅 گروه دروغ ها و خرافات اسلام 🔅
✅ کنفرانس
➖ موضوع : علت بیگ بنگ
🖋 ارائه از سیاوش
🕘 زمان : جمعه ۲۳ آذر ساعت ۲۲
t.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
✅ کنفرانس
➖ موضوع : علت بیگ بنگ
🖋 ارائه از سیاوش
🕘 زمان : جمعه ۲۳ آذر ساعت ۲۲
t.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
Telegram
به گروه جدید بپیوندید..
دروغها و خرافاتِ اسلام:
https://t.me/Islie_Group
https://t.me/Islie_Group
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚜ این ماهی باورهای بشر را به چالش می کشاند !
🔅 ببینید تضاد علم و خرافات و طبیعت چه زیبا دین را مردود و خدا را موهوم میسازد ..
👌🏿 پیشنهاد ویژه
@islie
🔅 ببینید تضاد علم و خرافات و طبیعت چه زیبا دین را مردود و خدا را موهوم میسازد ..
👌🏿 پیشنهاد ویژه
@islie
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 #کلیپ
🎥 #مستند_تحلیلی
ریشه همه شرارت ها چیست ؟!
🔅 تحلیل ادیان
🔅 خرافات در ادیان
🔅 جلوگیری از خردگرایی و علم ، اینها نشانه ی چیست ؟!
پروفسور ریچارد داوکینز
@islie
🎥 #مستند_تحلیلی
ریشه همه شرارت ها چیست ؟!
🔅 تحلیل ادیان
🔅 خرافات در ادیان
🔅 جلوگیری از خردگرایی و علم ، اینها نشانه ی چیست ؟!
پروفسور ریچارد داوکینز
@islie
#عوامل_پیدایش_آسیبهای_اجتماعی_(۲)
👈در عين حال، به طور مشخص میتوان عوامل عمده زير را به عنوان بسترها و زمينه هاى پيدايش انحرافات اجتماعى و يا هر رفتار نابهنجار نام برد؛
⚜ عواملى كه نقش بسيار تعيين كننده اى در پيدايى هررفتارى، اعم از بهنجار و يا نابهنجار، ايفا میكنند.
👈درعين حال،مهمترين عامل يعنى خود فرد نيز نقشى تعيين كننده اى در اين زمينه بازى میكنند.
🔮اجمالا علل و عوامل پيدايش آسيبهاى اجتماعى، به ويژه در ميان نوجوانان وجوانان را میتوان به سه دسته عمده تقسيم نمود:
⚜۱.عوامل معطوف به شخصيت
⚜۲.عوامل فردى
⚜۳.عوامل اجتماعى
🔮الف. عوامل شخصيتى:
👈اين دسته از عوامل معطوف به عدم تعادل روانى، شخصيتى و اختلال در سلوك و رفتار است كه به برخى از آنها اشاره میشود:
👈ويژگیهاى شخصيتى افراد بزهكار وكجرو
معمولا ويژگیهاى شخصيتى افراد بزهكار
ی قاعدگى رابطه و ارتباط ميان فرد و جامعه و ارتكاب رفتارهاى نابهنجار و خلاف مقررات اجتماعى است،
👈ولى معمولاً از نظر مرتكب و عامل آن در اصل و يا در مواقعى خاص، اينگونه رفتارها ناپسند شمرده نمیشود.
⚜افراد روان رنجور و روان پريش نسبت به ارزشها، هنجارها و مقررات اجتماعى بیتفاوت بوده و كمتر آنها را رعايت میكنند
✨ اعمال و شيوه هاى رفتارى اينگونه افراد نظام اجتماعى را متزلزل و گاهى نيز مختل میكند و موجب میشود كه رعايت ارزشهاى اخلاقى و هنجارها در جامعه ونزد ساير افراد زيرسوال رفته و آن را به پایئن ترين سطح عمل تنزل دهد.
👈برخى از مشخصه هاى بارز و برجسته شخصيتى اينگونه افراد، خودمحورى، پرخاشگرى، هنجارشكنى، فريبندگى ظاهرى و عدم احساس مسئوليت می باشد.
⚜اينگونه افراد به پيامد عمل خود نمی انديشند، دركارهاى خود بی پروا و بی ملاحظه هستند و در پند گرفتن از تجربيات، بسيار ضعيف بوده و در قضاوتهاى خود يكسويه میباشند.
⚜اين نوع شخصيتها عمدتا از محيط اجتماع، خانه و مدرسه فرار كرده، پایبند قواعد، مقررات و هنجارهاى اجتماعى نيستند و به دنبال هر چيزى میروند كه جلب توجه كند.
⚜حتى در پوشش و سبك و شكل ظاهرى خويش،به ويژه درشيوه لباس پوشيدن، آرايش مو و صورت به گونه اى كه خلاف قاعده و خلاف سبك مرسوم ساير افراد اجتماع باشد،عمل میكنند تا جلب توجه نمايند.
👈گروهى از افراد بزهكار و كجرو نيز ويژگیهاى شخصيتى ديگرى دارند؛ خودمحور و پيوسته به تمجيد و توجه ديگران نيازمندند و در روابط خود با مردم به نيازها و احساسات آنان توجه نمیكنند.
👈اين افراد اغلب با روياهايى در مورد موفقيت نامحدود و درخشان، قدرت، زيبايى و روابط عاشقانه آرمانى سرگرم اند. اغلب اين افراد والدينى داشته اند كه از نظر عاطفى نسبت به آنان بی توجه اند يا سرد و طردكننده بوده و يابيش از حدّ به آنان محبت كرده و ارج می نهند.
👈آنان به علت سركوب خواسته ها و فقدان ارضاى تمايلات درونى، از كانون خانواده بيزار شده و به رفتارهاى نابهنجار نظير فرار از خانه، ترك تحصيل، سرقت و اعتياد گرايش پيدا میكنند.
👈گروهى نيز افرادى برونگرا و به دنبال لذت جويى آنى هستند، دَم را غنيمت می شمارند، دوست دارد در انواع ميهمانی ها و جشنها شركت كنند، تشنه هيجان و ماجراجویی اند،
👈 به همين دليل براى لذت جويى دست به اعمال خلاف و بزهكارانه میزنند.
..👈سرانجام گروهى از افراد بزهكار نيز مشخصه بارزشان، پرجوش و خروشى و بيان اغراق آميز، هيجانى، روابط طوفانى بين فردى، نگرش خودمدارانه و تأثيرپذيرى از ديگران است.
⚜ اينگونه شخصيتها براى آنكه ...خودى نشان دهند، هر تجربه اى را حتى اگر براى آنان گران تمام شود، انجام میدهند.
👈هيجان طلبى، ماجراجويى، تنوع طلبى، كنجكاوى، استقلال طلبى افراطى، خودباختگى احساسى و غلبه كنشهاى احساسى بر كنشهاى عقلانى از جمله مشكلات رفتارى است كه فرد را به سوى موقعيتهاى خطرزا و ارتكاب اعمال بزهكارانه رهنمون میكند.
👈از ديگر مشكلات روحى ـ روانى كه منجر به رفتارهاى ضداجتماعى میشود، میتوان به ضعف عزّت نفس، احساس كهترى، فقدان اعتماد به نفس، احساس عدم جذابيت، افسردگى شديد، شيدايى و اختلال خلقى اشاره نمود.
⚜چنين افرادى معمولاً مستعد انجام رفتارهاى نسنجيده و انحرافى هستند.
(ادامه دارد)
@islie
👈در عين حال، به طور مشخص میتوان عوامل عمده زير را به عنوان بسترها و زمينه هاى پيدايش انحرافات اجتماعى و يا هر رفتار نابهنجار نام برد؛
⚜ عواملى كه نقش بسيار تعيين كننده اى در پيدايى هررفتارى، اعم از بهنجار و يا نابهنجار، ايفا میكنند.
👈درعين حال،مهمترين عامل يعنى خود فرد نيز نقشى تعيين كننده اى در اين زمينه بازى میكنند.
🔮اجمالا علل و عوامل پيدايش آسيبهاى اجتماعى، به ويژه در ميان نوجوانان وجوانان را میتوان به سه دسته عمده تقسيم نمود:
⚜۱.عوامل معطوف به شخصيت
⚜۲.عوامل فردى
⚜۳.عوامل اجتماعى
🔮الف. عوامل شخصيتى:
👈اين دسته از عوامل معطوف به عدم تعادل روانى، شخصيتى و اختلال در سلوك و رفتار است كه به برخى از آنها اشاره میشود:
👈ويژگیهاى شخصيتى افراد بزهكار وكجرو
معمولا ويژگیهاى شخصيتى افراد بزهكار
ی قاعدگى رابطه و ارتباط ميان فرد و جامعه و ارتكاب رفتارهاى نابهنجار و خلاف مقررات اجتماعى است،
👈ولى معمولاً از نظر مرتكب و عامل آن در اصل و يا در مواقعى خاص، اينگونه رفتارها ناپسند شمرده نمیشود.
⚜افراد روان رنجور و روان پريش نسبت به ارزشها، هنجارها و مقررات اجتماعى بیتفاوت بوده و كمتر آنها را رعايت میكنند
✨ اعمال و شيوه هاى رفتارى اينگونه افراد نظام اجتماعى را متزلزل و گاهى نيز مختل میكند و موجب میشود كه رعايت ارزشهاى اخلاقى و هنجارها در جامعه ونزد ساير افراد زيرسوال رفته و آن را به پایئن ترين سطح عمل تنزل دهد.
👈برخى از مشخصه هاى بارز و برجسته شخصيتى اينگونه افراد، خودمحورى، پرخاشگرى، هنجارشكنى، فريبندگى ظاهرى و عدم احساس مسئوليت می باشد.
⚜اينگونه افراد به پيامد عمل خود نمی انديشند، دركارهاى خود بی پروا و بی ملاحظه هستند و در پند گرفتن از تجربيات، بسيار ضعيف بوده و در قضاوتهاى خود يكسويه میباشند.
⚜اين نوع شخصيتها عمدتا از محيط اجتماع، خانه و مدرسه فرار كرده، پایبند قواعد، مقررات و هنجارهاى اجتماعى نيستند و به دنبال هر چيزى میروند كه جلب توجه كند.
⚜حتى در پوشش و سبك و شكل ظاهرى خويش،به ويژه درشيوه لباس پوشيدن، آرايش مو و صورت به گونه اى كه خلاف قاعده و خلاف سبك مرسوم ساير افراد اجتماع باشد،عمل میكنند تا جلب توجه نمايند.
👈گروهى از افراد بزهكار و كجرو نيز ويژگیهاى شخصيتى ديگرى دارند؛ خودمحور و پيوسته به تمجيد و توجه ديگران نيازمندند و در روابط خود با مردم به نيازها و احساسات آنان توجه نمیكنند.
👈اين افراد اغلب با روياهايى در مورد موفقيت نامحدود و درخشان، قدرت، زيبايى و روابط عاشقانه آرمانى سرگرم اند. اغلب اين افراد والدينى داشته اند كه از نظر عاطفى نسبت به آنان بی توجه اند يا سرد و طردكننده بوده و يابيش از حدّ به آنان محبت كرده و ارج می نهند.
👈آنان به علت سركوب خواسته ها و فقدان ارضاى تمايلات درونى، از كانون خانواده بيزار شده و به رفتارهاى نابهنجار نظير فرار از خانه، ترك تحصيل، سرقت و اعتياد گرايش پيدا میكنند.
👈گروهى نيز افرادى برونگرا و به دنبال لذت جويى آنى هستند، دَم را غنيمت می شمارند، دوست دارد در انواع ميهمانی ها و جشنها شركت كنند، تشنه هيجان و ماجراجویی اند،
👈 به همين دليل براى لذت جويى دست به اعمال خلاف و بزهكارانه میزنند.
..👈سرانجام گروهى از افراد بزهكار نيز مشخصه بارزشان، پرجوش و خروشى و بيان اغراق آميز، هيجانى، روابط طوفانى بين فردى، نگرش خودمدارانه و تأثيرپذيرى از ديگران است.
⚜ اينگونه شخصيتها براى آنكه ...خودى نشان دهند، هر تجربه اى را حتى اگر براى آنان گران تمام شود، انجام میدهند.
👈هيجان طلبى، ماجراجويى، تنوع طلبى، كنجكاوى، استقلال طلبى افراطى، خودباختگى احساسى و غلبه كنشهاى احساسى بر كنشهاى عقلانى از جمله مشكلات رفتارى است كه فرد را به سوى موقعيتهاى خطرزا و ارتكاب اعمال بزهكارانه رهنمون میكند.
👈از ديگر مشكلات روحى ـ روانى كه منجر به رفتارهاى ضداجتماعى میشود، میتوان به ضعف عزّت نفس، احساس كهترى، فقدان اعتماد به نفس، احساس عدم جذابيت، افسردگى شديد، شيدايى و اختلال خلقى اشاره نمود.
⚜چنين افرادى معمولاً مستعد انجام رفتارهاى نسنجيده و انحرافى هستند.
(ادامه دارد)
@islie
🔸نگهبان ذهنی
حال که ما خدایمان را صاحب همه امورات جهان می دانیم وخود را هم کاملا در دست قدرت و تحت نظر او و او را امر به اعمال نیک و پسندیده واخلاقی که قطعا انجامشان به صلاح ماست میدانیم، حس از ترس و عشق نسبت به آن خدا وجودمان را فرامیگیرید و کمال یافتن و برتر شدن و خوشبختی جاودان خود را در خدمت به او و فرمان پذیری از او که به عبادت تعبیر میشود میابیم،
بنابر این به آموختن آنچه در این راه به ما کمک میکند روی میاوریم ودر این راه ممکن است گوشه چشمی هم به تشویق دیگرانی داشته باشیم که مارا رهرو راه آموختن علوم دینی خواهند نامید چرا که این کار ، خود یک فضیلت در نزد مردم محسوب میشود.
ما که در ابتدا به دلیل علاقه به دین و خوبیهایی که در آن بما معرفی شده بود ونیز برای اتصال به منبع قدرت خدایمان و همچنین جهت رستگاری در زندگی بعدی به آموختن علوم دینی روی آورده بودیم و آن نگهبان ذهنی یا همان ناتوانی از نقد صحت وسقم اساس اعتقادات دینی مان هم در اثر تربیت و گفته های اطرافیانمان در مغزمان تهیه شده بود با معرفی خود بعنوان طلب علوم دینی ، طرفداریمان از این اعتقادات را هم " جار" میزنیم و از اینجا به بعد تعصب دینی هم کاملا در ما ریشه می دواند ود سالها بعد " مزد احترام و آبرو داشتن نزد مردم مومن " راهم حس میکنیم. ممکن است بعدا " قدرت" حاصل از روحانی بودن و لذت تیلط برمردم و "امتیازات مالی " آن را هم بچشیم ودر نظرمان مطلبوب آیدو ممکن هم هست اینطور نشود .
ولی همان عوامل نگهبان ذهنی تعصب و آبرو خواهی کافی است تا بخواهیم همواره به هر شکل ممکن، باورهایمان را در نزد خود دیگران توجیه کنیم .
مااصرارخواهیم کردکه اعتقاداتمان مطابق با واقعیت است و به همین دلیل دیگران هم لازم است که به آنها ایمان آورندتا رستگار شوند.
اما آیا واقعا همینطور است؟
در ادامه به انواع دلایل و روشهایی که بعنوان یک روحانی یا متعصب دینی به آنها متوسل میشویم تا ایمانتان را موجه نشان دهیم و وجود خدا یا خدایانمان را ثابت کنیم و موفق به جمع طرفدار برای مذهب وآیین خودمان شویم میپردازیم واین دلایل وروشها را نقد میکنیم
📘قسمت شانزدهم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
حال که ما خدایمان را صاحب همه امورات جهان می دانیم وخود را هم کاملا در دست قدرت و تحت نظر او و او را امر به اعمال نیک و پسندیده واخلاقی که قطعا انجامشان به صلاح ماست میدانیم، حس از ترس و عشق نسبت به آن خدا وجودمان را فرامیگیرید و کمال یافتن و برتر شدن و خوشبختی جاودان خود را در خدمت به او و فرمان پذیری از او که به عبادت تعبیر میشود میابیم،
بنابر این به آموختن آنچه در این راه به ما کمک میکند روی میاوریم ودر این راه ممکن است گوشه چشمی هم به تشویق دیگرانی داشته باشیم که مارا رهرو راه آموختن علوم دینی خواهند نامید چرا که این کار ، خود یک فضیلت در نزد مردم محسوب میشود.
ما که در ابتدا به دلیل علاقه به دین و خوبیهایی که در آن بما معرفی شده بود ونیز برای اتصال به منبع قدرت خدایمان و همچنین جهت رستگاری در زندگی بعدی به آموختن علوم دینی روی آورده بودیم و آن نگهبان ذهنی یا همان ناتوانی از نقد صحت وسقم اساس اعتقادات دینی مان هم در اثر تربیت و گفته های اطرافیانمان در مغزمان تهیه شده بود با معرفی خود بعنوان طلب علوم دینی ، طرفداریمان از این اعتقادات را هم " جار" میزنیم و از اینجا به بعد تعصب دینی هم کاملا در ما ریشه می دواند ود سالها بعد " مزد احترام و آبرو داشتن نزد مردم مومن " راهم حس میکنیم. ممکن است بعدا " قدرت" حاصل از روحانی بودن و لذت تیلط برمردم و "امتیازات مالی " آن را هم بچشیم ودر نظرمان مطلبوب آیدو ممکن هم هست اینطور نشود .
ولی همان عوامل نگهبان ذهنی تعصب و آبرو خواهی کافی است تا بخواهیم همواره به هر شکل ممکن، باورهایمان را در نزد خود دیگران توجیه کنیم .
مااصرارخواهیم کردکه اعتقاداتمان مطابق با واقعیت است و به همین دلیل دیگران هم لازم است که به آنها ایمان آورندتا رستگار شوند.
اما آیا واقعا همینطور است؟
در ادامه به انواع دلایل و روشهایی که بعنوان یک روحانی یا متعصب دینی به آنها متوسل میشویم تا ایمانتان را موجه نشان دهیم و وجود خدا یا خدایانمان را ثابت کنیم و موفق به جمع طرفدار برای مذهب وآیین خودمان شویم میپردازیم واین دلایل وروشها را نقد میکنیم
📘قسمت شانزدهم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
.
دین... فقط یک کلک و فریب بی انتها است.
.
چرا خدا نمی تواند شیطان را شکست دهد؟!
.
به همان دلیلی که شخصیت کتاب کمیک دشمنان خود را شکست نمی دهد: دیگر داستانی باقی نمی ماند!
.
اگه خدا از شر شیطان خلاص شود - که می تواند، چون قادر و توانا است - دیگر ترس و دلیلی برای آمدن به کلیسا وجود ندارد.
.
- بیل ماهر -
@islie
دین... فقط یک کلک و فریب بی انتها است.
.
چرا خدا نمی تواند شیطان را شکست دهد؟!
.
به همان دلیلی که شخصیت کتاب کمیک دشمنان خود را شکست نمی دهد: دیگر داستانی باقی نمی ماند!
.
اگه خدا از شر شیطان خلاص شود - که می تواند، چون قادر و توانا است - دیگر ترس و دلیلی برای آمدن به کلیسا وجود ندارد.
.
- بیل ماهر -
@islie
🔴 #هشدار
تلگرام امروز در پیامی به تمام کاربرانی که از نسخه های غیر رسمی استفاده میکنند هشدار داد که نسخه استفاده شده توسط شما ایمن نیست و فقط درصورت استفاده از نسخه رسمی امنیت شما تضمین میشود.
⚠️کاربران محترم لطفا این هشدار را جدی بگیرید و فقط از نسخه رسمی تلگرام و تلگرام ایکس استفاده کنید
لینک دانلود Telegram اندروید از گوگل پلی:
https://play.google.com/store/apps/details?id=org.telegram.messenger
لینک دانلود Telegram X اندروید از گوگل پلی:
https://play.google.com/store/apps/details?id=org.thunderdog.challegram
لینک دانلود Telegram آیاواس از اپ استور:
https://itunes.apple.com/app/id686449807
لینک دانلود Telegram X آیاواس از
اپ استور:
https://itunes.apple.com/app/id898228810
تلگرام امروز در پیامی به تمام کاربرانی که از نسخه های غیر رسمی استفاده میکنند هشدار داد که نسخه استفاده شده توسط شما ایمن نیست و فقط درصورت استفاده از نسخه رسمی امنیت شما تضمین میشود.
⚠️کاربران محترم لطفا این هشدار را جدی بگیرید و فقط از نسخه رسمی تلگرام و تلگرام ایکس استفاده کنید
لینک دانلود Telegram اندروید از گوگل پلی:
https://play.google.com/store/apps/details?id=org.telegram.messenger
لینک دانلود Telegram X اندروید از گوگل پلی:
https://play.google.com/store/apps/details?id=org.thunderdog.challegram
لینک دانلود Telegram آیاواس از اپ استور:
https://itunes.apple.com/app/id686449807
لینک دانلود Telegram X آیاواس از
اپ استور:
https://itunes.apple.com/app/id898228810
ﺁﯾﺎ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﻌﺼﻮﻡ (ﻋﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ) ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﺧﯿﺮ. ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﻭ ﻋﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ
ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺩﻻﯾﻞ ﻣﺘﻌﺪﺩﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺎﺕ
ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻧﻤﻮﺩ :
-1 ﺍﯼ ﺭﺳﻮﻝ ﻣﺎ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ ﻭﻋﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﺣﻖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮ ﮔﻨﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ
ﺁﻣﺮﺯﺵ ﻃﻠﺐ ﮐﻦ ﻭ ﺻﺒﺢ ﻭ ﺷﺎﻡ ﺑﻪ ﺫﮐﺮ ﻭ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﺧﺪﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯ .
( ﻗﺮﺁﻥ . ﺳﻮﺭﻩ غافر . ﺁﯾﻪ 55 )
2 - ﺗﺎ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺗﻮ (ﻣﺤﻤﺪ ) ﺩﺭ ﮔﺬﺭﯾﻢ ﻭ ﻧﻌﻤﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺣﺪ ﮐﻤﺎﻝ ﺑﺮﺳﺎﻧﯿﻢ ﻭ ﺗﻮﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍﺳﺖ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﮐﻨﯿﻢ . ( ﻗﺮﺁﻥ .
ﺳﻮﺭﻩ ﻓﺘﺢ . ﺁﯾﻪ 2)
3 - ﺩﺭ ﺁﻳﺎﺕ ﺍﻭﻟﻴﺔ ﺳﻮﺭﻩ ﻋﺒﺲ، ﺍﻟﻠﻪ ، ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺭﻭﻱ
ﮔﺮﺩﺍﻧﻲ ﺍﺯ ﻓﺮﺩﻱ ﻧﺎﺑﻴﻨﺎ ( ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺍﺑﻦ ﺍﻡّ ﻣﮑﺘﻮﻡ ) ﻣﻮﺭﺩ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻗﺮﺍﺭ
ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺩﺭ
ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﮔﻨﺎﻫﻲ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻲ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﺍﻟﻠﻪ ﻗﺮﺍﺭﻣﻲ
ﮔﺮﻓﺖ :
ﻋﺒﻮﺱ ﻭ ﺗﺮﺷﺮﻭ ﮔﺸﺖ ﭼﻮﻥ ﺁﻧﻤﺮﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭﺵ ﺍﻣﺪ ﻭ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﯽ
ﺩﺍﻧﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﻣﺮﺩﯼ ﭘﺎﺭﺳﺎ ﻭ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺻﻔﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﻧﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﺳﺖ ﺍﯼ
ﺭﺳﻮﻝ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯽ . ﺍﻣﺎ ﺍﻧﮑﺲ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺷﺘﺎﺑﺪ ﻭ ﺍﻭ
ﻣﺮﺩ ﺧﺪﺍ ﺗﺮﺱ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻘﻮﺍﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ.
( ﻗﺮﺁﻥ . ﺳﻮﺭﻩ ﻋﺒﺲ . ﺁﯾﻪ 10-1)
4 - ﺩﺭ ﺁﯾﻪ 98 ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺤﻞ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﺮﺍﺣﺘﺎ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ﮔﻮﺷﺰﺩ ﻣﯽ
ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﺮ ﻭ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﻢ
ﻣﻌﺼﻮﻡ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺗﻮﺍﻥ ﻧﻔﻮﺫ ﺩﺭ ﻭﯼ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ :
ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺗﻼﻭﺕ ﻗﺮﺍﻥ ﮐﻨﯽ ﺍﻭﻝ ﺍﺯ ﺷﺮ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻣﺮﺩﻭﺩ ﺑﻪ
ﺧﺪﺍ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺒﺮ. ( ﻗﺮﺁﻥ . ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺨﻞ . ﺁﯾﻪ 98)
5 - ﺍﯼ ﺭﺳﻮﻝ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺁﯾﺎ ﻣﺎ ﺗﻮﺭﺍ ﺷﺮﺡ ﺻﺪﺭ ﻋﻄﺎ ﻧﮑﺮﺩﯾﻢ .ﻭ ﺑﺎﺭﺳﻨﮕﯿﻦ
ﮔﻨﺎﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﻤﮑﻦ ﺑﻮﺩﭘﺸﺖ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﮔﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ . ( ﻗﺮﺁﻥ . ﺳﻮﺭﻩ ﺍﻻﻧﺸﺮﺍﺡ .ﺁﯾﻪ 3-1 ) در آیات متعدد قرآن به صراحت گفته 3شده که محمد معصوم نیست
ولی مسلمانان متن خود قران هم قبول ندارند.
و جالب تر اینکه شیعیان امامان خود را هم معصوم میدانند...
@islie
ﺧﯿﺮ. ﺑﺮﺍﯼ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﺍﯾﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﻭ ﻋﺎﺭﯼ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ
ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺩﻻﯾﻞ ﻣﺘﻌﺪﺩﯼ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻤﻠﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﮑﺎﺕ
ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻧﻤﻮﺩ :
-1 ﺍﯼ ﺭﺳﻮﻝ ﻣﺎ ﺻﺒﺮ ﮐﻦ ﻭﻋﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﺣﻖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺮ ﮔﻨﺎﻩ ﺧﻮﺩ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ
ﺁﻣﺮﺯﺵ ﻃﻠﺐ ﮐﻦ ﻭ ﺻﺒﺢ ﻭ ﺷﺎﻡ ﺑﻪ ﺫﮐﺮ ﻭ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﺧﺪﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯ .
( ﻗﺮﺁﻥ . ﺳﻮﺭﻩ غافر . ﺁﯾﻪ 55 )
2 - ﺗﺎ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻩ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﺁﯾﻨﺪﻩ ﺗﻮ (ﻣﺤﻤﺪ ) ﺩﺭ ﮔﺬﺭﯾﻢ ﻭ ﻧﻌﻤﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺮ
ﺗﻮ ﺑﻪ ﺣﺪ ﮐﻤﺎﻝ ﺑﺮﺳﺎﻧﯿﻢ ﻭ ﺗﻮﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﺭﺍﺳﺖ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﮐﻨﯿﻢ . ( ﻗﺮﺁﻥ .
ﺳﻮﺭﻩ ﻓﺘﺢ . ﺁﯾﻪ 2)
3 - ﺩﺭ ﺁﻳﺎﺕ ﺍﻭﻟﻴﺔ ﺳﻮﺭﻩ ﻋﺒﺲ، ﺍﻟﻠﻪ ، ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺭﻭﻱ
ﮔﺮﺩﺍﻧﻲ ﺍﺯ ﻓﺮﺩﻱ ﻧﺎﺑﻴﻨﺎ ( ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺍﺑﻦ ﺍﻡّ ﻣﮑﺘﻮﻡ ) ﻣﻮﺭﺩ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﻗﺮﺍﺭ
ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺍﻳﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻲ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ﻣﻌﺼﻮﻡ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﺑﻠﮑﻪ ﺩﺭ
ﺑﻌﻀﻲ ﺍﺯ ﻣﻮﺍﻗﻊ ﮔﻨﺎﻫﻲ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻲ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺳﺮﺯﻧﺶ ﺍﻟﻠﻪ ﻗﺮﺍﺭﻣﻲ
ﮔﺮﻓﺖ :
ﻋﺒﻮﺱ ﻭ ﺗﺮﺷﺮﻭ ﮔﺸﺖ ﭼﻮﻥ ﺁﻧﻤﺮﺩ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭﺵ ﺍﻣﺪ ﻭ ﺗﻮ ﭼﻪ ﻣﯽ
ﺩﺍﻧﯽ ﺷﺎﯾﺪ ﺍﻭ ﻣﺮﺩﯼ ﭘﺎﺭﺳﺎ ﻭ ﭘﺎﮐﯿﺰﻩ ﺻﻔﺖ ﺑﺎﺷﺪ ﺍﻣﺎ ﺍﻧﮑﻪ ﺩﺍﺭﺍﺳﺖ ﺍﯼ
ﺭﺳﻮﻝ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯽ . ﺍﻣﺎ ﺍﻧﮑﺲ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺗﻮ ﻣﯽ ﺷﺘﺎﺑﺪ ﻭ ﺍﻭ
ﻣﺮﺩ ﺧﺪﺍ ﺗﺮﺱ ﻭ ﺑﺎ ﺗﻘﻮﺍﯾﯽ ﺍﺳﺖ ﺗﻮ ﺍﺯ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺧﻮﺩﺩﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ.
( ﻗﺮﺁﻥ . ﺳﻮﺭﻩ ﻋﺒﺲ . ﺁﯾﻪ 10-1)
4 - ﺩﺭ ﺁﯾﻪ 98 ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺤﻞ ﺍﻟﻠﻪ ﺻﺮﺍﺣﺘﺎ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺤﻤﺪ ﮔﻮﺷﺰﺩ ﻣﯽ
ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﺮ ﻭ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﻣﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﯿﻢ
ﻣﻌﺼﻮﻡ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺗﻮﺍﻥ ﻧﻔﻮﺫ ﺩﺭ ﻭﯼ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ :
ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺗﻼﻭﺕ ﻗﺮﺍﻥ ﮐﻨﯽ ﺍﻭﻝ ﺍﺯ ﺷﺮ ﻭﺳﻮﺳﻪ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﻣﺮﺩﻭﺩ ﺑﻪ
ﺧﺪﺍ ﭘﻨﺎﻩ ﺑﺒﺮ. ( ﻗﺮﺁﻥ . ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺨﻞ . ﺁﯾﻪ 98)
5 - ﺍﯼ ﺭﺳﻮﻝ ﮔﺮﺍﻣﯽ ﺁﯾﺎ ﻣﺎ ﺗﻮﺭﺍ ﺷﺮﺡ ﺻﺪﺭ ﻋﻄﺎ ﻧﮑﺮﺩﯾﻢ .ﻭ ﺑﺎﺭﺳﻨﮕﯿﻦ
ﮔﻨﺎﻩ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﻭﺭ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﻤﮑﻦ ﺑﻮﺩﭘﺸﺖ
ﺗﻮ ﺭﺍ ﮔﺮﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩ . ( ﻗﺮﺁﻥ . ﺳﻮﺭﻩ ﺍﻻﻧﺸﺮﺍﺡ .ﺁﯾﻪ 3-1 ) در آیات متعدد قرآن به صراحت گفته 3شده که محمد معصوم نیست
ولی مسلمانان متن خود قران هم قبول ندارند.
و جالب تر اینکه شیعیان امامان خود را هم معصوم میدانند...
@islie
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👆👆👆وقتی علی بدنیا اومد شروع کرد به قرآن خوندن 😳 الله اکبررررر
عاخه یه آدم عاقل پیدا نمیشه بگه اون موقع قرآن کجا بود ... محمد که پیامبر نشده بود
@islie
عاخه یه آدم عاقل پیدا نمیشه بگه اون موقع قرآن کجا بود ... محمد که پیامبر نشده بود
@islie
#عوامل_پیدایش_آسیبهای_اجتماعی_(۳)
👈 ب. عوامل فردى
🔮در حوزه عوامل فردى، میتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱. آرزوهاى بلند
۲. خوش گذرانى و لذت طلبى
۳. قدرت، استقلال و عافيت طلبى
۴. زياده خواهى
۵. بی بندوبارى و لاابالی گرى
۶. بی هويتى و بی هدفى در زندگى.
👈افراد گاهی اوقات برای رسیدن به آمال و آرزوهای بلند و دست نیافتنی و مدینه فاضله ای كه رسانه های ملی و یا ماهواره ها تبلیغ می كنند، مرتكب جرایم می شوند.
👈گاهی اوقات هم ارتكاب جرایم را فقط یك كار تفنّنی و به عنوان گذران اوقات فراغت می دانند با اینكه ممكن است در خانه و محیط اطراف خود مشكل حادی هم نداشته باشند كه آنان را مجبور به ارتكاب رفتار نابهنجار نماید، ولی فقط به خاطر اینكه در چند روز زندگی خوش باشند، دست به ارتكاب اعمال خلاف عرف و اجتماع می زنند.
👈گاهی نیز افراد از نعمت خانواده و والدین عاطفی برخوردارند، اما به خاطر شكست در تحصیلات و ناتوانی در ادامه تحصیل، تحقیر معلمان و فشارهای بی مورد والدین مجبور می شوند خود را به گونه ای دیگر نشان دهند و به اصطلاح «خودی» نشان دهند.
⚜و این حكایت از میل به استقلال طلبی، قدرت طلبی و یا عافیت طلبی در نوجوانان و جوانان دارد كه به دلیل عدم ارضای صحیح آن دست به ارتكاب اعمال ناشایست می زنند.
👈عده ای از نوجوانان نیز به دلیل روحیه تنوع طلبی و زیاده خواهی و عدم تربیت صحیح و عدم هدایت درست این غریزه طبیعی، دست به اعمال خلاف می زنند.
👈گاهی هم عده ای ممكن است دارای زندگی مرفهی باشند و هیچ گونه كمبود مالی و عاطفی نداشته باشند،
⚜ولی به دلیل این كه روحیه فاسدی دارند و به اصطلاح بی بند و بار و بی هویت اند و یا هدفی در زندگی ندارند، میل به بزهكاری پیدا می كنند.
(ادامه دارد)
@islie
👈 ب. عوامل فردى
🔮در حوزه عوامل فردى، میتوان به موارد ذيل اشاره نمود:
۱. آرزوهاى بلند
۲. خوش گذرانى و لذت طلبى
۳. قدرت، استقلال و عافيت طلبى
۴. زياده خواهى
۵. بی بندوبارى و لاابالی گرى
۶. بی هويتى و بی هدفى در زندگى.
👈افراد گاهی اوقات برای رسیدن به آمال و آرزوهای بلند و دست نیافتنی و مدینه فاضله ای كه رسانه های ملی و یا ماهواره ها تبلیغ می كنند، مرتكب جرایم می شوند.
👈گاهی اوقات هم ارتكاب جرایم را فقط یك كار تفنّنی و به عنوان گذران اوقات فراغت می دانند با اینكه ممكن است در خانه و محیط اطراف خود مشكل حادی هم نداشته باشند كه آنان را مجبور به ارتكاب رفتار نابهنجار نماید، ولی فقط به خاطر اینكه در چند روز زندگی خوش باشند، دست به ارتكاب اعمال خلاف عرف و اجتماع می زنند.
👈گاهی نیز افراد از نعمت خانواده و والدین عاطفی برخوردارند، اما به خاطر شكست در تحصیلات و ناتوانی در ادامه تحصیل، تحقیر معلمان و فشارهای بی مورد والدین مجبور می شوند خود را به گونه ای دیگر نشان دهند و به اصطلاح «خودی» نشان دهند.
⚜و این حكایت از میل به استقلال طلبی، قدرت طلبی و یا عافیت طلبی در نوجوانان و جوانان دارد كه به دلیل عدم ارضای صحیح آن دست به ارتكاب اعمال ناشایست می زنند.
👈عده ای از نوجوانان نیز به دلیل روحیه تنوع طلبی و زیاده خواهی و عدم تربیت صحیح و عدم هدایت درست این غریزه طبیعی، دست به اعمال خلاف می زنند.
👈گاهی هم عده ای ممكن است دارای زندگی مرفهی باشند و هیچ گونه كمبود مالی و عاطفی نداشته باشند،
⚜ولی به دلیل این كه روحیه فاسدی دارند و به اصطلاح بی بند و بار و بی هویت اند و یا هدفی در زندگی ندارند، میل به بزهكاری پیدا می كنند.
(ادامه دارد)
@islie
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاید با دیدن این نوع 👆 غذا خوردن حالت بهم بخوره
مهماني شيخ محمد زايد امير امارات ٤٠ سال پيش
خييلي جالبه !!! ببينيد چي بودن چي شدن! يا شايد هنوز همونن؟!
مقایسه کنید با تازیان ۱۴۰۰ سال پیش ، واقعا ایم تازیان چه پیشرفت و فرهنگی برای ایران به ارمغان اوردن!؟
@islie
مهماني شيخ محمد زايد امير امارات ٤٠ سال پيش
خييلي جالبه !!! ببينيد چي بودن چي شدن! يا شايد هنوز همونن؟!
مقایسه کنید با تازیان ۱۴۰۰ سال پیش ، واقعا ایم تازیان چه پیشرفت و فرهنگی برای ایران به ارمغان اوردن!؟
@islie
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔴سخنان جالب حامد عبدالصمد (نویسنده منتقد اسلام که اخیرا هم فتوای قتلش توسط فقهای مسلمان صادر شده) در مورد تطابق جنایات داعش با عملکرد پیامبر اسلام و اصحاب او
🟪 کانال دروغها و خرافات اسلام
🆔 @ISLIE
🟪 کانال دروغها و خرافات اسلام
🆔 @ISLIE
🔸نگهبان ذهنی
حال که ما خدایمان را صاحب همه امورات جهان می دانیم وخود را هم کاملا در دست قدرت و تحت نظر او و او را امر به اعمال نیک و پسندیده واخلاقی که قطعا انجامشان به صلاح ماست میدانیم، حس از ترس و عشق نسبت به آن خدا وجودمان را فرامیگیرید و کمال یافتن و برتر شدن و خوشبختی جاودان خود را در خدمت به او و فرمان پذیری از او که به عبادت تعبیر میشود میابیم،
بنابر این به آموختن آنچه در این راه به ما کمک میکند روی میاوریم ودر این راه ممکن است گوشه چشمی هم به تشویق دیگرانی داشته باشیم که مارا رهرو راه آموختن علوم دینی خواهند نامید چرا که این کار ، خود یک فضیلت در نزد مردم محسوب میشود.
ما که در ابتدا به دلیل علاقه به دین و خوبیهایی که در آن بما معرفی شده بود ونیز برای اتصال به منبع قدرت خدایمان و همچنین جهت رستگاری در زندگی بعدی به آموختن علوم دینی روی آورده بودیم و آن نگهبان ذهنی یا همان ناتوانی از نقد صحت وسقم اساس اعتقادات دینی مان هم در اثر تربیت و گفته های اطرافیانمان در مغزمان تهیه شده بود با معرفی خود بعنوان طلب علوم دینی ، طرفداریمان از این اعتقادات را هم " جار" میزنیم و از اینجا به بعد تعصب دینی هم کاملا در ما ریشه می دواند ود سالها بعد " مزد احترام و آبرو داشتن نزد مردم مومن " راهم حس میکنیم. ممکن است بعدا " قدرت" حاصل از روحانی بودن و لذت تیلط برمردم و "امتیازات مالی " آن را هم بچشیم ودر نظرمان مطلبوب آیدو ممکن هم هست اینطور نشود .
ولی همان عوامل نگهبان ذهنی تعصب و آبرو خواهی کافی است تا بخواهیم همواره به هر شکل ممکن، باورهایمان را در نزد خود دیگران توجیه کنیم .
مااصرارخواهیم کردکه اعتقاداتمان مطابق با واقعیت است و به همین دلیل دیگران هم لازم است که به آنها ایمان آورندتا رستگار شوند.
اما آیا واقعا همینطور است؟
در ادامه به انواع دلایل و روشهایی که بعنوان یک روحانی یا متعصب دینی به آنها متوسل میشویم تا ایمانتان را موجه نشان دهیم و وجود خدا یا خدایانمان را ثابت کنیم و موفق به جمع طرفدار برای مذهب وآیین خودمان شویم میپردازیم واین دلایل وروشها را نقد میکنیم
📘قسمت شانزدهم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
حال که ما خدایمان را صاحب همه امورات جهان می دانیم وخود را هم کاملا در دست قدرت و تحت نظر او و او را امر به اعمال نیک و پسندیده واخلاقی که قطعا انجامشان به صلاح ماست میدانیم، حس از ترس و عشق نسبت به آن خدا وجودمان را فرامیگیرید و کمال یافتن و برتر شدن و خوشبختی جاودان خود را در خدمت به او و فرمان پذیری از او که به عبادت تعبیر میشود میابیم،
بنابر این به آموختن آنچه در این راه به ما کمک میکند روی میاوریم ودر این راه ممکن است گوشه چشمی هم به تشویق دیگرانی داشته باشیم که مارا رهرو راه آموختن علوم دینی خواهند نامید چرا که این کار ، خود یک فضیلت در نزد مردم محسوب میشود.
ما که در ابتدا به دلیل علاقه به دین و خوبیهایی که در آن بما معرفی شده بود ونیز برای اتصال به منبع قدرت خدایمان و همچنین جهت رستگاری در زندگی بعدی به آموختن علوم دینی روی آورده بودیم و آن نگهبان ذهنی یا همان ناتوانی از نقد صحت وسقم اساس اعتقادات دینی مان هم در اثر تربیت و گفته های اطرافیانمان در مغزمان تهیه شده بود با معرفی خود بعنوان طلب علوم دینی ، طرفداریمان از این اعتقادات را هم " جار" میزنیم و از اینجا به بعد تعصب دینی هم کاملا در ما ریشه می دواند ود سالها بعد " مزد احترام و آبرو داشتن نزد مردم مومن " راهم حس میکنیم. ممکن است بعدا " قدرت" حاصل از روحانی بودن و لذت تیلط برمردم و "امتیازات مالی " آن را هم بچشیم ودر نظرمان مطلبوب آیدو ممکن هم هست اینطور نشود .
ولی همان عوامل نگهبان ذهنی تعصب و آبرو خواهی کافی است تا بخواهیم همواره به هر شکل ممکن، باورهایمان را در نزد خود دیگران توجیه کنیم .
مااصرارخواهیم کردکه اعتقاداتمان مطابق با واقعیت است و به همین دلیل دیگران هم لازم است که به آنها ایمان آورندتا رستگار شوند.
اما آیا واقعا همینطور است؟
در ادامه به انواع دلایل و روشهایی که بعنوان یک روحانی یا متعصب دینی به آنها متوسل میشویم تا ایمانتان را موجه نشان دهیم و وجود خدا یا خدایانمان را ثابت کنیم و موفق به جمع طرفدار برای مذهب وآیین خودمان شویم میپردازیم واین دلایل وروشها را نقد میکنیم
📘قسمت شانزدهم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
صاحب کره زمین هم مشخص شد
خدا کره زمین را مهریه فاطمه کرد و هرکسی علی رو دوست نداره و نسبت بهش بغض داره حرام روی کره زمین راه بره
فقط اقلیت شیعه مجاز به تردد هستن مابقی دنیا باید برن کره دیگه
@islie
خدا کره زمین را مهریه فاطمه کرد و هرکسی علی رو دوست نداره و نسبت بهش بغض داره حرام روی کره زمین راه بره
فقط اقلیت شیعه مجاز به تردد هستن مابقی دنیا باید برن کره دیگه
@islie
"ایمان و جنون"
باورهای ما جفتِ قرص و محکمی برای ساختار ظاهری جهان است. «آزادی از ایمان» در ما اگر در اصل وجود داشته باشد در حداقل و کوچکترین اندازه است. آیا یک شخص به راستی آزاد است تا استدلالی را باور کند که هیچ مدرک و شاهدی برای آن ندارد؟ خیر .
مدرک (خواه حسی و خواه منطقی) تنها چیزیست که در گامِ نخست روشن میسازد فلان باور یا عقیده به راستی درباره جهان است. ما نامهای متفاوتی برای انسانهایی داریم که دارای باورهای فراوانی بدون هیچ توجیه منطقی هستند. زمانی که باورهای این افراد بسیار رایج است ما آن را «دین» مینامیم؛ در غیر اینصورت بیشتر «دیوانه»، «روانپریش» یا «متوهم» خوانده میشوند. البته بیشتر افراد با ایمان بهطور بی نقصی عاقل و خردمند هستند حتا اگر زیر تاثیر باورهای خویش دچار انجام کردارهای ناخوشایند و قساوت بشوند، ولی میان فردی که باور دارد اگر چند جوان بچهسالِ یهودی را بکشد خدا به او ۷۲ دختر باکره پاداش میدهد با کسی که باور دارد موجوداتی از آلفاسنتوری (نزدیکترین سیستم ستارهای به زمین با فاصله ۴/۳ سال نوری) با استفاده از مو خشککنِ خود پیامی درباره صلح جهانی گسیل داشتهاند، چه تفاوتی هست؟ بدون شک تفاوتی وجود دارد ولی ایمانِ مذهبی را با نورپردازی و روتوش زیبا نمیسازد.
انسان بخصوص میخواهد که به چیزی باور داشته باشد که هیچکس دیگری باور نداشته باشد. برای اینکه سکان را به دست اندیشههایی سپرد که هیچ مدرکی برای آنها وجود ندارد (و بنابراین در گفتگو با انسانهای دیگر نمیتواند قابل توجیه باشد) به طور کلی نشانهای از خرابی جدی و اساسی ذهن است. آشکار است که هر چه تعداد بیشتر باشد امنیت هم بیشتر است. از اینها گذشته تنها تصادفی از دل تاریخ است که باور به توانایی خواندن اندیشههای افراد توسط آفریدگار گیتی نرمال و بهنجار درنظر گرفته میشود [از نظر خداباوران]، در حالی که باور به اینکه خدا با صدای برخورد باران بر شیشهی اتاق خوابِ شخص، با کدهای مورس در حال سخن گفتن است بعنوان بیماری روانی در نظر گرفته میشود. بنابراین در حالی که انسانهای مذهبی به طور کلی دیوانه نیستند ولی هستهی اصلی باورهای آنان به طور کامل دیوانهوار است. این موضوع نباید مایه شگفتی شود، چون در بیشتر دینها تنها شمار اندکی از فرآوردههای دیوانهوار و جاهلانهی عهد باستان را مقدس دانسته و آنها را به عنوان حقیقت ازلی برای نسل بعدی به میراث گذاشتهاند. این موضوع باعث شده که میلیاردها تن از ما انسانها به چیزهایی باور داشته باشیم که هیچ شخص خردمند و عاقلی نمیتواند به خودی خود به آنها باور داشته باشد.
در واقع دشوار است که مجموعهی دیگری از باورها را یافت که بیش از اصول سنتی بسیاری از مذاهبِ ما، نشانگر و حکایتگر بیماری روانی باشد. نگاهی به یکی از شالودههای مذهب کاتولیک بیاندازید:
“ بدینسان من در میان انبوه توده مردم اعتراف میکنم که این قربانیِ آرامشبخش، شایسته و حقیقی به وکالت از مردگان و زندگان برای خدا نذر شده و جسم و خون به همراه روح و ربوبیت خداوندگار ما عیسا مسیح به راستی، درستی و حقیقت در مقدسترین نانِ عشای ربانی حضور دارد و این احتمال وجود دارد که تغییر کامل ماده از نان به بدن و تغییر کاملی از شراب به خون رخ دهد؛ و امت کاتولیک این تغییر را استحاله مینامد. همچنین اعتراف میکنم که کل و تمام مسیح و آیینهای حقیقی مذهبی هر یک با ظاهری مجزا دریافت شده است.”
نقل قول برگرفته از:
The Profession of Faith of The Roman Catholic Church
در این هنگام دیگر عیسا مسیح - که به نوبه خود روشن شده که از مادری باکره زاده شده، با مرگی تقلبی و با رستاخیزی جسمی به عرش رفته - میتواند خورده شود، آن هم در شکل یک تکه نان خشک. یک بورگاندی دلخواه خود را برداشته و با خواندن چند کلمه به زبان لاتین و دمیدن به آن و حالا دیگر میتوان خون وی را نیز نوشید. آیا هیچ شکی وجود دارد که اگر چنین اندیشهای تنها یک تاییدکننده داشته باشد، دیوانه درنظر گرفته خواهد شد؟ یا حتا بالاتر از این، آیا هیچ شکی وجود دارد که در اصل این فرد دیوانه است؟ خطر دینها در این است که اجازه میدهد انسانهایی که در غیر اینصورت بهنجار و نرمال هستند، میوهی دیوانگی برداشت کرده و آن را ملکوتی بدانند. چون به هر نسل تازهای از بچهها آموخته میشود که این اندیشههای دینی به صورتی که اندیشههای غیر دینی باید اثبات شوند نیازی به اثبات ندارند. تمدن هنوز هم نتوانسته از یورش لشگر حماقت کمر راست کند. ما حتا این روزها نیز بر سر ادبیات عهد عتیق همدیگر را میکشیم. چه کسی میتواند به چیزی احمقانهتر از این بیاندیشد؟
پایان ایمان نوشته #دکتر_سم_هریس
@islie
باورهای ما جفتِ قرص و محکمی برای ساختار ظاهری جهان است. «آزادی از ایمان» در ما اگر در اصل وجود داشته باشد در حداقل و کوچکترین اندازه است. آیا یک شخص به راستی آزاد است تا استدلالی را باور کند که هیچ مدرک و شاهدی برای آن ندارد؟ خیر .
مدرک (خواه حسی و خواه منطقی) تنها چیزیست که در گامِ نخست روشن میسازد فلان باور یا عقیده به راستی درباره جهان است. ما نامهای متفاوتی برای انسانهایی داریم که دارای باورهای فراوانی بدون هیچ توجیه منطقی هستند. زمانی که باورهای این افراد بسیار رایج است ما آن را «دین» مینامیم؛ در غیر اینصورت بیشتر «دیوانه»، «روانپریش» یا «متوهم» خوانده میشوند. البته بیشتر افراد با ایمان بهطور بی نقصی عاقل و خردمند هستند حتا اگر زیر تاثیر باورهای خویش دچار انجام کردارهای ناخوشایند و قساوت بشوند، ولی میان فردی که باور دارد اگر چند جوان بچهسالِ یهودی را بکشد خدا به او ۷۲ دختر باکره پاداش میدهد با کسی که باور دارد موجوداتی از آلفاسنتوری (نزدیکترین سیستم ستارهای به زمین با فاصله ۴/۳ سال نوری) با استفاده از مو خشککنِ خود پیامی درباره صلح جهانی گسیل داشتهاند، چه تفاوتی هست؟ بدون شک تفاوتی وجود دارد ولی ایمانِ مذهبی را با نورپردازی و روتوش زیبا نمیسازد.
انسان بخصوص میخواهد که به چیزی باور داشته باشد که هیچکس دیگری باور نداشته باشد. برای اینکه سکان را به دست اندیشههایی سپرد که هیچ مدرکی برای آنها وجود ندارد (و بنابراین در گفتگو با انسانهای دیگر نمیتواند قابل توجیه باشد) به طور کلی نشانهای از خرابی جدی و اساسی ذهن است. آشکار است که هر چه تعداد بیشتر باشد امنیت هم بیشتر است. از اینها گذشته تنها تصادفی از دل تاریخ است که باور به توانایی خواندن اندیشههای افراد توسط آفریدگار گیتی نرمال و بهنجار درنظر گرفته میشود [از نظر خداباوران]، در حالی که باور به اینکه خدا با صدای برخورد باران بر شیشهی اتاق خوابِ شخص، با کدهای مورس در حال سخن گفتن است بعنوان بیماری روانی در نظر گرفته میشود. بنابراین در حالی که انسانهای مذهبی به طور کلی دیوانه نیستند ولی هستهی اصلی باورهای آنان به طور کامل دیوانهوار است. این موضوع نباید مایه شگفتی شود، چون در بیشتر دینها تنها شمار اندکی از فرآوردههای دیوانهوار و جاهلانهی عهد باستان را مقدس دانسته و آنها را به عنوان حقیقت ازلی برای نسل بعدی به میراث گذاشتهاند. این موضوع باعث شده که میلیاردها تن از ما انسانها به چیزهایی باور داشته باشیم که هیچ شخص خردمند و عاقلی نمیتواند به خودی خود به آنها باور داشته باشد.
در واقع دشوار است که مجموعهی دیگری از باورها را یافت که بیش از اصول سنتی بسیاری از مذاهبِ ما، نشانگر و حکایتگر بیماری روانی باشد. نگاهی به یکی از شالودههای مذهب کاتولیک بیاندازید:
“ بدینسان من در میان انبوه توده مردم اعتراف میکنم که این قربانیِ آرامشبخش، شایسته و حقیقی به وکالت از مردگان و زندگان برای خدا نذر شده و جسم و خون به همراه روح و ربوبیت خداوندگار ما عیسا مسیح به راستی، درستی و حقیقت در مقدسترین نانِ عشای ربانی حضور دارد و این احتمال وجود دارد که تغییر کامل ماده از نان به بدن و تغییر کاملی از شراب به خون رخ دهد؛ و امت کاتولیک این تغییر را استحاله مینامد. همچنین اعتراف میکنم که کل و تمام مسیح و آیینهای حقیقی مذهبی هر یک با ظاهری مجزا دریافت شده است.”
نقل قول برگرفته از:
The Profession of Faith of The Roman Catholic Church
در این هنگام دیگر عیسا مسیح - که به نوبه خود روشن شده که از مادری باکره زاده شده، با مرگی تقلبی و با رستاخیزی جسمی به عرش رفته - میتواند خورده شود، آن هم در شکل یک تکه نان خشک. یک بورگاندی دلخواه خود را برداشته و با خواندن چند کلمه به زبان لاتین و دمیدن به آن و حالا دیگر میتوان خون وی را نیز نوشید. آیا هیچ شکی وجود دارد که اگر چنین اندیشهای تنها یک تاییدکننده داشته باشد، دیوانه درنظر گرفته خواهد شد؟ یا حتا بالاتر از این، آیا هیچ شکی وجود دارد که در اصل این فرد دیوانه است؟ خطر دینها در این است که اجازه میدهد انسانهایی که در غیر اینصورت بهنجار و نرمال هستند، میوهی دیوانگی برداشت کرده و آن را ملکوتی بدانند. چون به هر نسل تازهای از بچهها آموخته میشود که این اندیشههای دینی به صورتی که اندیشههای غیر دینی باید اثبات شوند نیازی به اثبات ندارند. تمدن هنوز هم نتوانسته از یورش لشگر حماقت کمر راست کند. ما حتا این روزها نیز بر سر ادبیات عهد عتیق همدیگر را میکشیم. چه کسی میتواند به چیزی احمقانهتر از این بیاندیشد؟
پایان ایمان نوشته #دکتر_سم_هریس
@islie