💥غزوه بني نضير (قسمت چهارم)
🌴 دستور به قطع درختانِ نخل توسطِ الله برای پیشبرد دینِ صلح و انسانیت😏
✨ مَا قَطَعْتُم مِّن لِّينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ (حشر/5)
⚡️ ترجمه:
آنچه درخت خرما بريديد يا آنها را [دست نخورده] بر ريشه هايشان بر جاى نهاديد به فرمان الله بود تا نافرمانان را خوار گرداند.
⚡️پیغمبر گفت: یهودیان میخواستند مرا بکشند (توهم توطئه) و خدای به من خبر داد، بگویید #محمد_بن_مسلمه بیاید. و چون محمد بن مسلمه بیامد بدو گفت: پیش یهودیان رو و بگو شما که سر خیانت داشتید از دیار من بیرون شوید و دیگر اینجا ساکن نباشید.
⚡️ و چون محمد بن مسلمه پیش یهودیان رفت و گفت که پیغمبر میگوید از دیار وی بروید، گفتند: ای محمد! هرگز گمان نمیکردیم که یکی از مردم اوس(قبیلهی محمد بن مسلمه) چنین پیامی را برای ما بیاورد.
⚡️محمد بن مسلمه گفت: دلها دگرگون شده و اسلام پیمانها را از میان برده است.(يعنی اسلام پایبند به هیچکدام از پیمان نامه ها نیست)
⚡️پس از آنکه پیغمبر خدا سوی مدینه حمله برد و مدت پانزده روز آنها را محاصره کرد آنگاه صلح شد که جانهایشان محفوظ ماند و مال و سلاحشان از آنِ پیغمبر باشد.
⚡️#ابن_عباس گوید: پیغمبر نضیریان را پانزده روز محاصره کرد و به سختی افتادند و تسلیم شدند و پیغمبر مقرر داشت که جانهایشان محفوظ بماند و سرزمین خود را ترک کنند و سوی اذرعات شام روند و به هر سه نفرشان یک شتر و یک مشک داد.
✨ #زهری گوید: پیغمبر مقرر داشت که هرکدام بار یک شتر ببرند اما سلاح نبرند.
✨#ابن_اسحاق گوید: جمعی از بنی عدف بن خزرج از جمله عبدالله بن ابی بن سلول و ودیعه بن ابی قوقل و سوید و داعس کس پیش نضیریان فرستادند که بمانید و تسلیم مشوید که ما شما را رها نمیکنیم، اگر جنگ کنید همراه شما جنگ میکنیم و اگر بروید همراه شما هستیم، یهودیان منتظر ماندند اما از آنها کاری ساخته نشد و خدا ترس در دل یهودیان انداخت و از پیغمبر خواستند که جانهایشان محفوظ ماند و بروند و به قدر یک بار شتر از اموال خویش ببرند، بجر سلاح.
⚡️یهودیان بنی نضیر خانه هایشان را ویران کردند و به زور شمشیر مجبور به مهاجرت شدند. عده ای از بزرگان از جمله: #سلام_بن_ابی_الحقیق و #حیی_ابن_اخطب به منطقه ی #خیبر عزیمت کردند و مردم آن منطقه مطیع ایشان شدند.
@islie
🌴 دستور به قطع درختانِ نخل توسطِ الله برای پیشبرد دینِ صلح و انسانیت😏
✨ مَا قَطَعْتُم مِّن لِّينَةٍ أَوْ تَرَكْتُمُوهَا قَائِمَةً عَلَى أُصُولِهَا فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَلِيُخْزِيَ الْفَاسِقِينَ (حشر/5)
⚡️ ترجمه:
آنچه درخت خرما بريديد يا آنها را [دست نخورده] بر ريشه هايشان بر جاى نهاديد به فرمان الله بود تا نافرمانان را خوار گرداند.
⚡️پیغمبر گفت: یهودیان میخواستند مرا بکشند (توهم توطئه) و خدای به من خبر داد، بگویید #محمد_بن_مسلمه بیاید. و چون محمد بن مسلمه بیامد بدو گفت: پیش یهودیان رو و بگو شما که سر خیانت داشتید از دیار من بیرون شوید و دیگر اینجا ساکن نباشید.
⚡️ و چون محمد بن مسلمه پیش یهودیان رفت و گفت که پیغمبر میگوید از دیار وی بروید، گفتند: ای محمد! هرگز گمان نمیکردیم که یکی از مردم اوس(قبیلهی محمد بن مسلمه) چنین پیامی را برای ما بیاورد.
⚡️محمد بن مسلمه گفت: دلها دگرگون شده و اسلام پیمانها را از میان برده است.(يعنی اسلام پایبند به هیچکدام از پیمان نامه ها نیست)
⚡️پس از آنکه پیغمبر خدا سوی مدینه حمله برد و مدت پانزده روز آنها را محاصره کرد آنگاه صلح شد که جانهایشان محفوظ ماند و مال و سلاحشان از آنِ پیغمبر باشد.
⚡️#ابن_عباس گوید: پیغمبر نضیریان را پانزده روز محاصره کرد و به سختی افتادند و تسلیم شدند و پیغمبر مقرر داشت که جانهایشان محفوظ بماند و سرزمین خود را ترک کنند و سوی اذرعات شام روند و به هر سه نفرشان یک شتر و یک مشک داد.
✨ #زهری گوید: پیغمبر مقرر داشت که هرکدام بار یک شتر ببرند اما سلاح نبرند.
✨#ابن_اسحاق گوید: جمعی از بنی عدف بن خزرج از جمله عبدالله بن ابی بن سلول و ودیعه بن ابی قوقل و سوید و داعس کس پیش نضیریان فرستادند که بمانید و تسلیم مشوید که ما شما را رها نمیکنیم، اگر جنگ کنید همراه شما جنگ میکنیم و اگر بروید همراه شما هستیم، یهودیان منتظر ماندند اما از آنها کاری ساخته نشد و خدا ترس در دل یهودیان انداخت و از پیغمبر خواستند که جانهایشان محفوظ ماند و بروند و به قدر یک بار شتر از اموال خویش ببرند، بجر سلاح.
⚡️یهودیان بنی نضیر خانه هایشان را ویران کردند و به زور شمشیر مجبور به مهاجرت شدند. عده ای از بزرگان از جمله: #سلام_بن_ابی_الحقیق و #حیی_ابن_اخطب به منطقه ی #خیبر عزیمت کردند و مردم آن منطقه مطیع ایشان شدند.
@islie
🔸🔶خدا در آیین های توحیدی
تقريبا همه مسلمانان جهان- من الجمله ايرانيان- بر اين تصورند که تورات و انجيل دو کتابِی هستند که از جانب خداوند بر
موسِی و عيسِی نازل شده اند ، به همان صورت که قرآن بر محمد نازل شده است. اين اعتقاد عمدتا از تصريح خود قرآن
ناشِی شده است که : آن خدائِی که قرآن را بر تو( محمد) فرستاد، تورات و انجيل را نيز بر موسِی و عيسِی فرستاد ( ال
عمران، ٣ ،۴٨ ،مائده، ۴۶ ،اعراف، ١۵٧ ،توبه، ١١١ ،فتح، ٢٩ ،حديد، ٢٧،صف، ۶ ،جمعه، ۵ . (ولِی واقع امر اين
است که تورات و انجيل، هيچکدام نه کتاب واحدِی هستند و نه موسِی و عيسِی آنها را به صورت وحِی از آسمان دريافت
داشته اند. در تاريخ مذاهب جهان تنها شخص ديگرِی به غير از محمد که مدعِی دريافت مستقيم کتابِی از جانب خداوند شده،
١ جوزف اسميت بنيان گذار فرقه مذهب مورمون در آمريکا است.
آنچه امروز در جهان مسيحيت به نام کتاب مقدس ( Bible (عرضه ميشود، مجموعه اِی از دو بخش عهد عتيق و عهد
جديد است که تورات قسمتِی از بخش اول و انجيل قسمتِی از بخش دوم آن است. عهد عتيق که پنج کتاب اول آن اختصاصا
که نه تنها به صورت يکجا نازل نشده اند، بلکه تدريجا و در طول بيش از 2 توراه نام دارد، جمعا شامل ٢۴ کتاب است
يک هزار سال توسط افراد يا گروه هايِی از کاهنان يهودِی به اسم ٢۶ پيغمبرِی که نامشان بر اين کتابها نهاده شده نوشته
شده اند. عهد جديد نيز از چهار کتاب اول آن اختصاصا انجيل ناميده مِی شود، جمعا شامل ٢٧ کتاب و رساله است که در
طول دو قرن توسط افرادِی مختلف نوشته شده اند که هيچ يک از آنها از هواريون عيسِی نبوده اند. خود عيسِی تا هنگام
مرگ خويش اساسا از وجود کتابِی به نام انجيل بِی خبر بوده است.
ادامه دارد...
@islie
تقريبا همه مسلمانان جهان- من الجمله ايرانيان- بر اين تصورند که تورات و انجيل دو کتابِی هستند که از جانب خداوند بر
موسِی و عيسِی نازل شده اند ، به همان صورت که قرآن بر محمد نازل شده است. اين اعتقاد عمدتا از تصريح خود قرآن
ناشِی شده است که : آن خدائِی که قرآن را بر تو( محمد) فرستاد، تورات و انجيل را نيز بر موسِی و عيسِی فرستاد ( ال
عمران، ٣ ،۴٨ ،مائده، ۴۶ ،اعراف، ١۵٧ ،توبه، ١١١ ،فتح، ٢٩ ،حديد، ٢٧،صف، ۶ ،جمعه، ۵ . (ولِی واقع امر اين
است که تورات و انجيل، هيچکدام نه کتاب واحدِی هستند و نه موسِی و عيسِی آنها را به صورت وحِی از آسمان دريافت
داشته اند. در تاريخ مذاهب جهان تنها شخص ديگرِی به غير از محمد که مدعِی دريافت مستقيم کتابِی از جانب خداوند شده،
١ جوزف اسميت بنيان گذار فرقه مذهب مورمون در آمريکا است.
آنچه امروز در جهان مسيحيت به نام کتاب مقدس ( Bible (عرضه ميشود، مجموعه اِی از دو بخش عهد عتيق و عهد
جديد است که تورات قسمتِی از بخش اول و انجيل قسمتِی از بخش دوم آن است. عهد عتيق که پنج کتاب اول آن اختصاصا
که نه تنها به صورت يکجا نازل نشده اند، بلکه تدريجا و در طول بيش از 2 توراه نام دارد، جمعا شامل ٢۴ کتاب است
يک هزار سال توسط افراد يا گروه هايِی از کاهنان يهودِی به اسم ٢۶ پيغمبرِی که نامشان بر اين کتابها نهاده شده نوشته
شده اند. عهد جديد نيز از چهار کتاب اول آن اختصاصا انجيل ناميده مِی شود، جمعا شامل ٢٧ کتاب و رساله است که در
طول دو قرن توسط افرادِی مختلف نوشته شده اند که هيچ يک از آنها از هواريون عيسِی نبوده اند. خود عيسِی تا هنگام
مرگ خويش اساسا از وجود کتابِی به نام انجيل بِی خبر بوده است.
ادامه دارد...
@islie
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمام بدبختي و بي آبي در ايران تقصير مردم است و اخوند هيچ گناهي نكرده و باعث بركت شده در اين ۴۰ سال.
چند وقت دیگه اختلاس ها و گرانی و فقر و .... رو میندازن گردن مردم و همه رو بیرون میکنند تا ایران برا خودشون باشه
@islie
چند وقت دیگه اختلاس ها و گرانی و فقر و .... رو میندازن گردن مردم و همه رو بیرون میکنند تا ایران برا خودشون باشه
@islie
#غزوه_خیبر (قسمت اول)
💥در قسمت های قبل بیان کردیم ک محمد پیامبر اسلام ب بهانه ای واهی و تمسّک (دستاویزی و بهره جویی) ب الله و جبرئیلِ ساخته ی ذهن خویش مبنی بر توطئه ی #نضیریان برای قتل ایشان، اقدام به غارت و اخراج بنی نضیر کرد ...
⚡️تعدادی از بزرگانِ بنی نضیر بسوی منطقه ی #شام ...و عده ای نیز به سوی منطقه ی #خیبر مهاجرت کردند
⚡️پیامبر اسلام..سه سال پس از غزوه_ بنی نضیر ...مجدد ب فکر چپاول یهودیان افتاد
⚡️و اما ادامه ی پرده برداری از #جنایات_پیامبر_اسلام و پیشبردِ اسلام با زورِ شمشیر و ب قصدِ غارت و چپاول و کشتار و تجاوز
✨تاریخ طبری ..صفحه ی ۱۱۴۵
⚡️ آنگاه سال هفتم در آمد و پیغمبر در باقیماندهی محرم سوی خیبر رفت و سباع بن عرفطه غفاری را در مدینه جانشین خویش کرد و با سپاه خود برفت تا به درهی رجیع فرود آمد که میان #خیب_ و_غطفان بود.
💥 ابن اسحاق گوید: آنجا فرود امد تا میان اهل خیبر و قوم عطفان حایل شود که غطفانیان، خیبریان را بر ضد پیغمبر کمک ندهند و چون غطفانیان از آمدن پیغمبر خبر یافتند فراهم آمدند تا به کمک یهودیان شتابند و چون روان شدند از کار و کسان خود نگران شدند و پنداشتند که مسلمانان به آنجا حمله برند و بازگشتند و در جای خویش بماندند و پیغمبر را با خیبریان واگذاشتند.
پیغمبر از خیبریان اسیر بسیار گرفت که #صفیه دخترِ
#حیی_بن_اخطب_زن_کنانه_بن_ربیع_بن_ابی_الحقیق و دو دختر عموی او از آن جمله بودند و پیغمبر صفیه را برای خویش برگزید. (همان شب با وی همبستر شد)
🔸و چنان بود که #دحیه_کلبی، #صفیه را از پیغمبر خواسته بود و چون او را برای خویشتن برگزید دختر عموی صفیه را به دحیه داد.
⚡️آنگاه پیغمبر قلعهها را بگرفت.
@islie
💥در قسمت های قبل بیان کردیم ک محمد پیامبر اسلام ب بهانه ای واهی و تمسّک (دستاویزی و بهره جویی) ب الله و جبرئیلِ ساخته ی ذهن خویش مبنی بر توطئه ی #نضیریان برای قتل ایشان، اقدام به غارت و اخراج بنی نضیر کرد ...
⚡️تعدادی از بزرگانِ بنی نضیر بسوی منطقه ی #شام ...و عده ای نیز به سوی منطقه ی #خیبر مهاجرت کردند
⚡️پیامبر اسلام..سه سال پس از غزوه_ بنی نضیر ...مجدد ب فکر چپاول یهودیان افتاد
⚡️و اما ادامه ی پرده برداری از #جنایات_پیامبر_اسلام و پیشبردِ اسلام با زورِ شمشیر و ب قصدِ غارت و چپاول و کشتار و تجاوز
✨تاریخ طبری ..صفحه ی ۱۱۴۵
⚡️ آنگاه سال هفتم در آمد و پیغمبر در باقیماندهی محرم سوی خیبر رفت و سباع بن عرفطه غفاری را در مدینه جانشین خویش کرد و با سپاه خود برفت تا به درهی رجیع فرود آمد که میان #خیب_ و_غطفان بود.
💥 ابن اسحاق گوید: آنجا فرود امد تا میان اهل خیبر و قوم عطفان حایل شود که غطفانیان، خیبریان را بر ضد پیغمبر کمک ندهند و چون غطفانیان از آمدن پیغمبر خبر یافتند فراهم آمدند تا به کمک یهودیان شتابند و چون روان شدند از کار و کسان خود نگران شدند و پنداشتند که مسلمانان به آنجا حمله برند و بازگشتند و در جای خویش بماندند و پیغمبر را با خیبریان واگذاشتند.
پیغمبر از خیبریان اسیر بسیار گرفت که #صفیه دخترِ
#حیی_بن_اخطب_زن_کنانه_بن_ربیع_بن_ابی_الحقیق و دو دختر عموی او از آن جمله بودند و پیغمبر صفیه را برای خویش برگزید. (همان شب با وی همبستر شد)
🔸و چنان بود که #دحیه_کلبی، #صفیه را از پیغمبر خواسته بود و چون او را برای خویشتن برگزید دختر عموی صفیه را به دحیه داد.
⚡️آنگاه پیغمبر قلعهها را بگرفت.
@islie
🔸🔶خدا درآیین های توحیدی
خداِی تورات که يهوه نام دارد( و در تورات ۶٨٢٣ بار از اونام برده شده است ) صرفا خداِی قوم يهود است و خودش نيز
خدائِی صد در صد يهودِی است . پيامبرانِی که از جانب خود ميفرستد منحصرا پيامبران ملت يهودند و به کفر يا ايمان ديگران
کارِی ندارند . تعاليم و قوانين آنان کلا بر اين محور ميگردد که منافع خاص قوم يهود از هر راهِی که لازم باشد حفظ شود،
ولو اين مستلزم آن باشد که مسائل اخلاقِی و انسانِی بسيارِی زير پا گذاشته شوند و حقوق مشروع ملتهاِی ديگرِی ناديده
گرفته شوند يا کسان بسيارِی به ناحق کشته شوند . در جريان حوادث روزمره يا وقايع مهم از قبيل جنگها و بلاياِی آسمانِی
و زميني، يهوه شخصا از اسمان به زمين ميآيد تا مسائل مربوط به قوم برگزيده خود را مستقيما سر پرستِی و درصورت
ضرورت اداره کند و در همه اين موارد در موضع يک خداِی يهودِی عمل ميکند و نه خداِی همه اقوام و همه سرزمينها .
باپيغمبر خودش قرار داد ميبندد که اگر پسران اسرائيل ختنه شوند او در عوض سرزمين کنعان را براِی هميشه به آنها
ببخشد ف،و بعدا نيز شهرهاِی متعدد اين سرزمين را يکِی پس از ديگرِی تسليم آنها مِی کند با اين شرط که هيچکدام از آنها
نه تنها مرد وزن و کودک بلکه گاو و گوسفند و بزغاله و سگ و گربه اِی را نيز زنده نگذارند . با يک پيغمبرش کباب و
آبگوشت ميخورد و زير درخت استراحت ميکند . باپيغمبر ديگرش کشتِی ميگيرد وزورش به او نمِی رسد. در شب تاريک
دنبال پيغمبر ديگرش در بيابان مِی دود تا او را به علت ختنه نبودن بکشد از پيغمبر ديگرش مِی خواهد که با زنِی زنا زده و
زنا کار ازدواج کند. به پيغمبر ديگرش دستور ميدهد که روِی نان روزانه اش گوه بمالد و بخورد به پيغمبر ديگرش شکايت
مِی کند که دو خواهرِی که معشوقه او بودند يکِی پس از ديگرِی سرش کلاه گذاشته اند و با ديگران زنا کرده اند. دختران ناز
پرورده اورشليم را غضب مِی کند و فرمان مِی دهد که ديگر مو بر فرج آنها نرويد. روده هاِی کسانِی را که به او بِی
احترامِی کرده اند از مقعدشان بيرون مِی آورد. با شيطان بر سر بنده اش ايوب شرط بندِی مِی کند. به پيغمبر ديگرش پرخاش
مِی کند که چرا با زن يکِی از سرداران خود زنا کرده است در حالِی که خود يهوه حاضر بوده است زنان ديگرِی را به آغوش
او بفرستد. نحوه دقيق کباب کردن گاو و گوسفند را چون يک آشپز کهنه کار به پيغمبر اولوالعزم خودش تعليم مِی دهد و
اخبار محرمانه دربار يهود را مانند يک مامور مخفيه اطلاعاتِی به گوش پيامبر ديگرش مِی رساند. در نقش يک رئيس مافيا
به يهوديان مصر توصيه مِی کند که از همسايگان مصرِی خود هر قدر بتوانند طلا و نقره به امانت بگيرند تا آنها را در
خروج از اين کشور با خودشان ببرند، و خود او در عرض يک شب چند ميليون نوجوان و کودک مصرِی و حتِی گاو و
گوسفندهاِی نوزاد را با دست خويش سر مِی برند.
ادامه دارد
@islie
خداِی تورات که يهوه نام دارد( و در تورات ۶٨٢٣ بار از اونام برده شده است ) صرفا خداِی قوم يهود است و خودش نيز
خدائِی صد در صد يهودِی است . پيامبرانِی که از جانب خود ميفرستد منحصرا پيامبران ملت يهودند و به کفر يا ايمان ديگران
کارِی ندارند . تعاليم و قوانين آنان کلا بر اين محور ميگردد که منافع خاص قوم يهود از هر راهِی که لازم باشد حفظ شود،
ولو اين مستلزم آن باشد که مسائل اخلاقِی و انسانِی بسيارِی زير پا گذاشته شوند و حقوق مشروع ملتهاِی ديگرِی ناديده
گرفته شوند يا کسان بسيارِی به ناحق کشته شوند . در جريان حوادث روزمره يا وقايع مهم از قبيل جنگها و بلاياِی آسمانِی
و زميني، يهوه شخصا از اسمان به زمين ميآيد تا مسائل مربوط به قوم برگزيده خود را مستقيما سر پرستِی و درصورت
ضرورت اداره کند و در همه اين موارد در موضع يک خداِی يهودِی عمل ميکند و نه خداِی همه اقوام و همه سرزمينها .
باپيغمبر خودش قرار داد ميبندد که اگر پسران اسرائيل ختنه شوند او در عوض سرزمين کنعان را براِی هميشه به آنها
ببخشد ف،و بعدا نيز شهرهاِی متعدد اين سرزمين را يکِی پس از ديگرِی تسليم آنها مِی کند با اين شرط که هيچکدام از آنها
نه تنها مرد وزن و کودک بلکه گاو و گوسفند و بزغاله و سگ و گربه اِی را نيز زنده نگذارند . با يک پيغمبرش کباب و
آبگوشت ميخورد و زير درخت استراحت ميکند . باپيغمبر ديگرش کشتِی ميگيرد وزورش به او نمِی رسد. در شب تاريک
دنبال پيغمبر ديگرش در بيابان مِی دود تا او را به علت ختنه نبودن بکشد از پيغمبر ديگرش مِی خواهد که با زنِی زنا زده و
زنا کار ازدواج کند. به پيغمبر ديگرش دستور ميدهد که روِی نان روزانه اش گوه بمالد و بخورد به پيغمبر ديگرش شکايت
مِی کند که دو خواهرِی که معشوقه او بودند يکِی پس از ديگرِی سرش کلاه گذاشته اند و با ديگران زنا کرده اند. دختران ناز
پرورده اورشليم را غضب مِی کند و فرمان مِی دهد که ديگر مو بر فرج آنها نرويد. روده هاِی کسانِی را که به او بِی
احترامِی کرده اند از مقعدشان بيرون مِی آورد. با شيطان بر سر بنده اش ايوب شرط بندِی مِی کند. به پيغمبر ديگرش پرخاش
مِی کند که چرا با زن يکِی از سرداران خود زنا کرده است در حالِی که خود يهوه حاضر بوده است زنان ديگرِی را به آغوش
او بفرستد. نحوه دقيق کباب کردن گاو و گوسفند را چون يک آشپز کهنه کار به پيغمبر اولوالعزم خودش تعليم مِی دهد و
اخبار محرمانه دربار يهود را مانند يک مامور مخفيه اطلاعاتِی به گوش پيامبر ديگرش مِی رساند. در نقش يک رئيس مافيا
به يهوديان مصر توصيه مِی کند که از همسايگان مصرِی خود هر قدر بتوانند طلا و نقره به امانت بگيرند تا آنها را در
خروج از اين کشور با خودشان ببرند، و خود او در عرض يک شب چند ميليون نوجوان و کودک مصرِی و حتِی گاو و
گوسفندهاِی نوزاد را با دست خويش سر مِی برند.
ادامه دارد
@islie
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸انتخاب بین بد و بدتر
ممکن است کسی از مابپرسدکه چرا فکر میکنی که احتمال نجات ۵۰% استدرحالیکه تعداد دینهاو مذاهب دنیا درعصر کنونی، بسیار بیش از دوتاست وبا فرضی خوش بینانه اگر تعداد ادیان و مذاهب موجودفقط ۱۰۰ تا باشد(که البته با یک نگاه کلی به کتب دین شناسی میبینیم که این تعدادبه مراتب بیشتراست)احتمال نجات با این معیار فکری فقط یک به ۱۰۰ است زیرا شما فقط یک دین با مذهب را وفقط خدای همان دین حق را میدانید و به بقیه ادیان و مذاهب یاکافرید ویا انهاره تحریف یافته و غیرقابل پیروی میدانید چنانکه مومنین آنهاهم درباره دین شنا همین عقیده را دارند.شمافقط به احکام یکی از این صد دین عمل میکنید پس طبق حساب خودتان احتمال نجاتتان یک به صد است.
ثانیا: باز طبق معیار خودتان اگر دین شما حق باشد شما با اینکاربا احتمال ۱% از دوزخ خلاص میشوید ولی با همین حساب اگر هریک از ۹۹دین دیگر حق باشد و از این ۹۹ دین ، یکی را هم بی دین درنظر بگیریم یعنی اینکه خدایمان یا هیچ خدایی پیامبر نفرستاده باشد، تنها درصورتی که این مورد آخرحقیقت داشته باشد، بعداز مرگ به دوزخ نمیرویم وبه خیال خود قدری در این دنیامتحمل رنج حاصل از انجام احکام بی حاصل شده ایم. امادر غیر اینصورت یعنی اگرهریک از۹۸دین دیگر حق باشد به دلیل ایمان نداشتن به آن دین و انجام ندادن احکام آن به جهنم وعده داده شده آن دین حق که نمیدانیم کدامیک از آنهاست راهی خواهیم شد.پس " با همین معیار" خط اعتقادمان به دین فعلی مارا ۹۸% در خطر دوزخی شدن قرار میدهد.
به احتمال زیاد من دراین نقطه از بحث ، اگر فقط" متعصب دینی" باشم ونه یک روحانی ، بدون اعتراف به این که معیار انتخابی من بر ضد اعتقادد دینی من است بلافاصله به استدلال دیگری دست خواهم زد.وشاید وانمود کنم که این استدلال جدیده،در ادامه همان استدلال قبلی است. مثلا میگویم که ولی خدای جهان میداند که من قصدم عبادت او بوده. حتی اگر راه غلط هم انتخاب کرده باشم انصاف نمیداندکه مرا به جهنم برد.
📘قسمت بیستم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
ممکن است کسی از مابپرسدکه چرا فکر میکنی که احتمال نجات ۵۰% استدرحالیکه تعداد دینهاو مذاهب دنیا درعصر کنونی، بسیار بیش از دوتاست وبا فرضی خوش بینانه اگر تعداد ادیان و مذاهب موجودفقط ۱۰۰ تا باشد(که البته با یک نگاه کلی به کتب دین شناسی میبینیم که این تعدادبه مراتب بیشتراست)احتمال نجات با این معیار فکری فقط یک به ۱۰۰ است زیرا شما فقط یک دین با مذهب را وفقط خدای همان دین حق را میدانید و به بقیه ادیان و مذاهب یاکافرید ویا انهاره تحریف یافته و غیرقابل پیروی میدانید چنانکه مومنین آنهاهم درباره دین شنا همین عقیده را دارند.شمافقط به احکام یکی از این صد دین عمل میکنید پس طبق حساب خودتان احتمال نجاتتان یک به صد است.
ثانیا: باز طبق معیار خودتان اگر دین شما حق باشد شما با اینکاربا احتمال ۱% از دوزخ خلاص میشوید ولی با همین حساب اگر هریک از ۹۹دین دیگر حق باشد و از این ۹۹ دین ، یکی را هم بی دین درنظر بگیریم یعنی اینکه خدایمان یا هیچ خدایی پیامبر نفرستاده باشد، تنها درصورتی که این مورد آخرحقیقت داشته باشد، بعداز مرگ به دوزخ نمیرویم وبه خیال خود قدری در این دنیامتحمل رنج حاصل از انجام احکام بی حاصل شده ایم. امادر غیر اینصورت یعنی اگرهریک از۹۸دین دیگر حق باشد به دلیل ایمان نداشتن به آن دین و انجام ندادن احکام آن به جهنم وعده داده شده آن دین حق که نمیدانیم کدامیک از آنهاست راهی خواهیم شد.پس " با همین معیار" خط اعتقادمان به دین فعلی مارا ۹۸% در خطر دوزخی شدن قرار میدهد.
به احتمال زیاد من دراین نقطه از بحث ، اگر فقط" متعصب دینی" باشم ونه یک روحانی ، بدون اعتراف به این که معیار انتخابی من بر ضد اعتقادد دینی من است بلافاصله به استدلال دیگری دست خواهم زد.وشاید وانمود کنم که این استدلال جدیده،در ادامه همان استدلال قبلی است. مثلا میگویم که ولی خدای جهان میداند که من قصدم عبادت او بوده. حتی اگر راه غلط هم انتخاب کرده باشم انصاف نمیداندکه مرا به جهنم برد.
📘قسمت بیستم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
🔵خشنونت و تبعیض در اسلام
ابعاد خشونت در اسلام بسيار وسيعتر و دهشتناکتر از آنچيزي است که در اين کوتاه سخن آمده است. ليکن
نوشته حاضر مکث بيشتري بر خشونت فيزيکي و جزائي (حدود وتعزيرات)در اسلامدارد. ساختار اين دين بر
پايه تبعيض، خشونت و ظلم به زنان، کودکان، طبقه تهي دست، اقوام و مليتها، دگر انديشان و حتي
دگرانديشان درونديني نهاده شده است. زن از ديدگاه اسلام موجودي فرومايه و شيطاني است که همه
عارضههاي منفي اجتماعي ازوجود اوست.
"علامه" مجلسي، يکي از فقهاي بزرگ شيعه، عذاب زنان در جهنم را از قول پيامبر در سفر معراج، چنين نقل
ميکند:
زنان امتم را ديدم که به انواع عذابها مجازات ميشدند. زني را ديدم که از موي سر آويزان است و مغز سرش از
شدت حرارت مي جوشد؛ زني را ديدم که از زبانش آويزان کردهاند و از آب سوزان جهنم به گلوي او ميريزند؛
زني را ديدم که از پستانش آويزان کردهاند؛ زني را ديدم دست و پايش را بستهاند و مارها و عقربها بر او مسلط
هستند؛ زني را ديدم که کر و کور و لال بود و در تابوتي از آتش قرار داشت که مغز سرش از سوراخهاي بينياش
بيرون ميآمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود؛ زني را ديدم که از پاهايش در تنور آتشين جهنم
آويزان است؛ زني را ديدم که گوشت بدنش را با قيچيهاي آتشين ريز ريز ميکنند؛ زني را ديدم که صورت و
دستهايش در آتش ميسوزد و امعا و احشاي داخلياش را ميخورد؛ زني را ديدم که سرش سر خوک و بدنش
بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود؛ زني را به صورت سگ ديدم و آتش از نشيمنگاه او داخل ميشود
و از دهانش بيرون ميآيد و فرشتگان عذاب عمودهاي آتشين بر سر و بدن او ميکوبند.
پيامبر در پاسخ به فرزندش فاطمه که همراه همسرش علي ابن ابوطالب نزد او رفته بودند، گناه زناني را که مورد
عذاب خداوندقرارگرفتهاند،چنين عنوان ميکند:
دخترم! زني که از موي سرش آويخته شده بود، موي سر خود را از نامحرم نميپوشاند. زني که از پستانش آويزان
بود، زني است که از حق شوهرش امتناع ميورزيد. زني که از زبانش آويزان بود، شوهرش را با زبان اذيت
ميکرد. زني که گوشت بدن خود را ميخورد، خود را براي ديگران زينت ميکرد و از نامحرمان پرهيز نداشت.
زني که دست و پايش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط شده بودند، به وضو و طهارت لباس و غسل جنابت و
حيض اهميت نميداد و نظافت و پاکيزگي را مراعات نميکرد و نماز را سبک ميشمرد و مورد اهانت قرار ميداد.
زني که کر و کور و لال بود، زني است که از راه زنا بچه به دنيا ميآورد و به شوهرش ميگويد بچه تو است. زني
که گوشت بدن او را با قيچي ميبريدند، خود را در اختيار مردان اجنبي ميگذاشت. زني که صورت و دستانش
ميسوخت و او امعا و احشاي داخلي خودش را ميخورد، زني است که واسطه کارهاي نامشروع و خلاف عفت و
عصمت قرار ميگرفت. زني که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود، زني سخن چين و دروغگو بود. و اما
زني که در قيافه سگ بود و آتش از نشيمنگاه او وارد و از دهانش خارج ميشد، زني خواننده و حسود بود.... و از
قول پيامبر اسلام در سفر معراج روايت ميشود :آگاهي يافتم که اکثر ساکنان دوزخ زنان هستند.
استفاده ابزاري و ايدئولوژيک از کودک، تحقير و ظلم به نوزادي که نتيجه ازدواج رسمي نيست، و همينطور
روابط جنسي با اطفال تنها بخشي از خشونتهاي دين اسلام ميباشد.
در اين باب توجه خواننده را به نظر آقاي خميني درکتاب "تحريرالوسيله" جلب مينمايم: توضيحات داخل
پرانتزازمن است.
مسأله12 -کسيکه زوجهاي کمتر از نه سال دارد وطي(جماع کردن) او براي وي جايز نيست چه اينکه زوجهي
دائمي باشد، و اما ساير کام گيريها از قبيل لمس بشهوت آغوش گرفتن و تفخيذ (شهوت راندن مرد، ما بين دو ران زن بدون ایجاد دخول) اشکال نداردهرچند شیر خواره باشد، واگر قبل از نه سال او راوطی کند ...
ادامه دارد ...
@islie
ابعاد خشونت در اسلام بسيار وسيعتر و دهشتناکتر از آنچيزي است که در اين کوتاه سخن آمده است. ليکن
نوشته حاضر مکث بيشتري بر خشونت فيزيکي و جزائي (حدود وتعزيرات)در اسلامدارد. ساختار اين دين بر
پايه تبعيض، خشونت و ظلم به زنان، کودکان، طبقه تهي دست، اقوام و مليتها، دگر انديشان و حتي
دگرانديشان درونديني نهاده شده است. زن از ديدگاه اسلام موجودي فرومايه و شيطاني است که همه
عارضههاي منفي اجتماعي ازوجود اوست.
"علامه" مجلسي، يکي از فقهاي بزرگ شيعه، عذاب زنان در جهنم را از قول پيامبر در سفر معراج، چنين نقل
ميکند:
زنان امتم را ديدم که به انواع عذابها مجازات ميشدند. زني را ديدم که از موي سر آويزان است و مغز سرش از
شدت حرارت مي جوشد؛ زني را ديدم که از زبانش آويزان کردهاند و از آب سوزان جهنم به گلوي او ميريزند؛
زني را ديدم که از پستانش آويزان کردهاند؛ زني را ديدم دست و پايش را بستهاند و مارها و عقربها بر او مسلط
هستند؛ زني را ديدم که کر و کور و لال بود و در تابوتي از آتش قرار داشت که مغز سرش از سوراخهاي بينياش
بيرون ميآمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود؛ زني را ديدم که از پاهايش در تنور آتشين جهنم
آويزان است؛ زني را ديدم که گوشت بدنش را با قيچيهاي آتشين ريز ريز ميکنند؛ زني را ديدم که صورت و
دستهايش در آتش ميسوزد و امعا و احشاي داخلياش را ميخورد؛ زني را ديدم که سرش سر خوک و بدنش
بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود؛ زني را به صورت سگ ديدم و آتش از نشيمنگاه او داخل ميشود
و از دهانش بيرون ميآيد و فرشتگان عذاب عمودهاي آتشين بر سر و بدن او ميکوبند.
پيامبر در پاسخ به فرزندش فاطمه که همراه همسرش علي ابن ابوطالب نزد او رفته بودند، گناه زناني را که مورد
عذاب خداوندقرارگرفتهاند،چنين عنوان ميکند:
دخترم! زني که از موي سرش آويخته شده بود، موي سر خود را از نامحرم نميپوشاند. زني که از پستانش آويزان
بود، زني است که از حق شوهرش امتناع ميورزيد. زني که از زبانش آويزان بود، شوهرش را با زبان اذيت
ميکرد. زني که گوشت بدن خود را ميخورد، خود را براي ديگران زينت ميکرد و از نامحرمان پرهيز نداشت.
زني که دست و پايش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط شده بودند، به وضو و طهارت لباس و غسل جنابت و
حيض اهميت نميداد و نظافت و پاکيزگي را مراعات نميکرد و نماز را سبک ميشمرد و مورد اهانت قرار ميداد.
زني که کر و کور و لال بود، زني است که از راه زنا بچه به دنيا ميآورد و به شوهرش ميگويد بچه تو است. زني
که گوشت بدن او را با قيچي ميبريدند، خود را در اختيار مردان اجنبي ميگذاشت. زني که صورت و دستانش
ميسوخت و او امعا و احشاي داخلي خودش را ميخورد، زني است که واسطه کارهاي نامشروع و خلاف عفت و
عصمت قرار ميگرفت. زني که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود، زني سخن چين و دروغگو بود. و اما
زني که در قيافه سگ بود و آتش از نشيمنگاه او وارد و از دهانش خارج ميشد، زني خواننده و حسود بود.... و از
قول پيامبر اسلام در سفر معراج روايت ميشود :آگاهي يافتم که اکثر ساکنان دوزخ زنان هستند.
استفاده ابزاري و ايدئولوژيک از کودک، تحقير و ظلم به نوزادي که نتيجه ازدواج رسمي نيست، و همينطور
روابط جنسي با اطفال تنها بخشي از خشونتهاي دين اسلام ميباشد.
در اين باب توجه خواننده را به نظر آقاي خميني درکتاب "تحريرالوسيله" جلب مينمايم: توضيحات داخل
پرانتزازمن است.
مسأله12 -کسيکه زوجهاي کمتر از نه سال دارد وطي(جماع کردن) او براي وي جايز نيست چه اينکه زوجهي
دائمي باشد، و اما ساير کام گيريها از قبيل لمس بشهوت آغوش گرفتن و تفخيذ (شهوت راندن مرد، ما بين دو ران زن بدون ایجاد دخول) اشکال نداردهرچند شیر خواره باشد، واگر قبل از نه سال او راوطی کند ...
ادامه دارد ...
@islie
💥غزوه خیبر (قسمت دوم)
⚡️#بنی_سهم که طایفهای از اسلم بودند پیش پیغمبر آمدند و گفتند: به خدا به محنت افتادهایم و چیزی نداریم. پیغمبر چیزی نداشت که به انها دهد و دعا گفت: خدایا حال آنها را میدانی و من توان کمک آنها را ندارم و چیزی نیست که به آنها دهم، بزرگترین قلعهی خیبر را که خوردنی و روغن از همه بیشتر دارد برای آنها بگشای.
⚡️روز بعد قلعهی صعب گشوده شد هیچ یک از قلعهها خوردنی و روغن از آن بیشتر نداشت.و به همین گونه قلعهها را یکی یکی گرفتند که بزرگترین قلعه را #علی (جلاد اسلام) گرفت....
وقتی پیغمبر خدا #قموص را که قلعهی ابن ابی الحقیق بود بگشود، صفیه دختر حیی بن اخطب را با زنی دیگر پیش پیغمبر آوردند، بلال آنها را بر کشتگان یهود گذر داد و آن زن که همراه #صفیه بود فریاد زد و به صورت خود زد و خاک بر سر ریخت و چون پیغمبر او را بدید، گفت: این شیطان را از من دور کنید و بگفت تا صفیه را پشت سر او جای دادند و ردای وی را بر سرش افکندند و مسلمانان بدانستند که پیغمبر خدای او را برای خویش برگزیده است.
🔸محمد پس از اینکه دلباختهی صفیه گردید، جملهی پیشینش را فراموش نمود و از بلال خواست که چنین نکند:
⚡️آنگاه پیغمبر که رفتار زن یهودی(همراه صفیه) را دیده بود به بلال گفت: "مگر رحم نداری که دو زن را بر کشتگانشان عبور دادی؟
@islie
⚡️#بنی_سهم که طایفهای از اسلم بودند پیش پیغمبر آمدند و گفتند: به خدا به محنت افتادهایم و چیزی نداریم. پیغمبر چیزی نداشت که به انها دهد و دعا گفت: خدایا حال آنها را میدانی و من توان کمک آنها را ندارم و چیزی نیست که به آنها دهم، بزرگترین قلعهی خیبر را که خوردنی و روغن از همه بیشتر دارد برای آنها بگشای.
⚡️روز بعد قلعهی صعب گشوده شد هیچ یک از قلعهها خوردنی و روغن از آن بیشتر نداشت.و به همین گونه قلعهها را یکی یکی گرفتند که بزرگترین قلعه را #علی (جلاد اسلام) گرفت....
وقتی پیغمبر خدا #قموص را که قلعهی ابن ابی الحقیق بود بگشود، صفیه دختر حیی بن اخطب را با زنی دیگر پیش پیغمبر آوردند، بلال آنها را بر کشتگان یهود گذر داد و آن زن که همراه #صفیه بود فریاد زد و به صورت خود زد و خاک بر سر ریخت و چون پیغمبر او را بدید، گفت: این شیطان را از من دور کنید و بگفت تا صفیه را پشت سر او جای دادند و ردای وی را بر سرش افکندند و مسلمانان بدانستند که پیغمبر خدای او را برای خویش برگزیده است.
🔸محمد پس از اینکه دلباختهی صفیه گردید، جملهی پیشینش را فراموش نمود و از بلال خواست که چنین نکند:
⚡️آنگاه پیغمبر که رفتار زن یهودی(همراه صفیه) را دیده بود به بلال گفت: "مگر رحم نداری که دو زن را بر کشتگانشان عبور دادی؟
@islie
🔸انتخاب بین بد وبدتر
دراینجا چند نکته وجود دارد. یکی اینکه من نمیخواهم قبول کنم که استدلال اولی که بر مبنای عقل سلیم، انطور که من تعریف کرده بودم،بود نشان داد که من همان عقل سلیم راهم در انتخاب دین، بکارنگرفته بودم.چون اینگونه من بسیار سطحی نگرجلوه خواهم کردو حالا با نشان دادن دلیلی دیگر میخواهم بگوییم که دین من پایه های عمیق تری هم دارد.
نکته دوم اینست که ادعاهای اخیرم کل استدلال قبلی ام را باطل میکند.براین اساس معترف میشوم که اصولا هرکس هر دینی که داشته باشد فرقی نمیکند و مهم اینست که خاضعانه، احکام خدابا خدایانش را اطلاعت کند.دیگر فرقی ندارد که این مبدا آفرینش که درهر دین معرفی شده چه خصوصیاتی ازخودش برای بندگانش ذکر کرده( چون توصیف خدایان درهمه ادیان یکی نیست) وبه چه چیزهایی دستور داده است.( چون احکام هم درهمه ادیان یکی نیستند). البته همانطور که گفتم استدلال ازاین دست افراد متعصب دینی غیر روحانی خواهد داشت.اما اگر من روحانی باشم بعید است چنین بگوییم. چون روحانیون میدانند که همواره دین و مذهب حق را، یکی دانسته اند و منکران آن دین یا مذهب را دارای عاقبتی دردناک معرفی کرده اند. هرچند آنها دردین خودشان بندگان خوبی بوده باشند. اینکه خدای یک دین با بندگان خوب از ادیان دیگر رفتار جبارانه نخواهد داشت معمولا توسط علما و روحانیون آن دین مورد قبول نیست و از این نظرغالبا علمای یک دین با متدینین ، عرفاو با روشنفکران آن دین که ممکن است چنین ادعاهایی داشته باشند هم نظر نیستند. مخصوصا که روحانیون عقیده دارند اکر افرادی از ادیان دیگر با دین آنها آشنا شوند وبه آن نگروند حتما جایگاهشان دوزخ موعود است. حال من روحانی در مقابل شکست عقل سلیم در مبحث اول برای نشان دادن عقلانی بودن اعتقادم ممکن است بسته به وسعت دانشم از موارد دیگر به اصطلاح عقل سلیم بعنوان برعان استفاده کنم و با انواع معجزات را پشتوانه دینم بدانم و یا مدعی شوم که دین من ، بر منطق استوار است و فلسفه ای بس عمیق از آن حمایت میکند.اما پیش از اینکه وارد بحث معجزات و فلسفه شویم از دیگر نمونه های عقل سلیم صحبت خواهم کرد.
📘قسمت بیست و دوم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
دراینجا چند نکته وجود دارد. یکی اینکه من نمیخواهم قبول کنم که استدلال اولی که بر مبنای عقل سلیم، انطور که من تعریف کرده بودم،بود نشان داد که من همان عقل سلیم راهم در انتخاب دین، بکارنگرفته بودم.چون اینگونه من بسیار سطحی نگرجلوه خواهم کردو حالا با نشان دادن دلیلی دیگر میخواهم بگوییم که دین من پایه های عمیق تری هم دارد.
نکته دوم اینست که ادعاهای اخیرم کل استدلال قبلی ام را باطل میکند.براین اساس معترف میشوم که اصولا هرکس هر دینی که داشته باشد فرقی نمیکند و مهم اینست که خاضعانه، احکام خدابا خدایانش را اطلاعت کند.دیگر فرقی ندارد که این مبدا آفرینش که درهر دین معرفی شده چه خصوصیاتی ازخودش برای بندگانش ذکر کرده( چون توصیف خدایان درهمه ادیان یکی نیست) وبه چه چیزهایی دستور داده است.( چون احکام هم درهمه ادیان یکی نیستند). البته همانطور که گفتم استدلال ازاین دست افراد متعصب دینی غیر روحانی خواهد داشت.اما اگر من روحانی باشم بعید است چنین بگوییم. چون روحانیون میدانند که همواره دین و مذهب حق را، یکی دانسته اند و منکران آن دین یا مذهب را دارای عاقبتی دردناک معرفی کرده اند. هرچند آنها دردین خودشان بندگان خوبی بوده باشند. اینکه خدای یک دین با بندگان خوب از ادیان دیگر رفتار جبارانه نخواهد داشت معمولا توسط علما و روحانیون آن دین مورد قبول نیست و از این نظرغالبا علمای یک دین با متدینین ، عرفاو با روشنفکران آن دین که ممکن است چنین ادعاهایی داشته باشند هم نظر نیستند. مخصوصا که روحانیون عقیده دارند اکر افرادی از ادیان دیگر با دین آنها آشنا شوند وبه آن نگروند حتما جایگاهشان دوزخ موعود است. حال من روحانی در مقابل شکست عقل سلیم در مبحث اول برای نشان دادن عقلانی بودن اعتقادم ممکن است بسته به وسعت دانشم از موارد دیگر به اصطلاح عقل سلیم بعنوان برعان استفاده کنم و با انواع معجزات را پشتوانه دینم بدانم و یا مدعی شوم که دین من ، بر منطق استوار است و فلسفه ای بس عمیق از آن حمایت میکند.اما پیش از اینکه وارد بحث معجزات و فلسفه شویم از دیگر نمونه های عقل سلیم صحبت خواهم کرد.
📘قسمت بیست و دوم
#مغلطههای_روحانیون
@islie
🔶🔸خدا در آیین های توحیدی
در انجيل همين خداوند تبديل به خدائِی دو شخصيتِی مِی شود که در هيچ آئين ديگر اساطيرِی يا توحيدِی تاريخ جهان مشابه
اورا نمِی توان يافت، يعنِی بر حسب آنکه کدام انجيل از انجيل هاِی چهار گانه و کدام رساله از رساله هاِی عهد جديد بدست
چه کسانِی نوشته شده باشد، از موضع خداِی ترسناک و انتقامجو و فريبکار و حسودِی چوِی يهوه به موضع خداِی مهربان،
نيک دل و بخشنده و بِی عقده اِی چون پدر آسمانِی عيسِی تغيير ماهيت مِی دهد. چنين خدايِی پيوسته ناگزير است نقش
کارگردانِی را داشته باشد که در ان واحد هم کينه توز است و هم با گذشت، هم سخت گير است و هم آشتِی جو، هم خدائِی
منحصرا يهودِی است و هم پدرِی است که همه افراد بشر را به چشم فرزندان خويش مِی نگرد و غالبا در اين جمع ازداد
خودش نيز تکليف خويش را نمِی فهمد.
در قرآن خدا نه خدای صد در صد کينه تور و ترش رو و بِی رحم تورات است و نه خداِی دو شخصيتِی انجيل ، بلکه خدائِی
در حد اعلا مطلق و خود کامه است که بيرون ازاو هيچ قانونِی ، هيچ اراده اِی و هيچ واقعيتِی وجود ندارد و حتِی برگِی بِی
اجازه او از درختِی فرو نمِی افتد و هر آنچه در آسمان و زمين مِی گذرد، از جزء تا کل ، الزاما به همان صورتِی مِی گذرد که
او خواسته است . فريمن کلارک پژوهشگر تاريخ مذاهب و مولف کتاب معروف مذاهب بزرگ اين هر سه واقعيت را چنين
خلاصه مِی کند که : خداِی موسِی قدرت ترسناکِی است که هميشه در ميان بندگان خودش زندگِی مِی کند و شريک همه
درستيها و نادرستيهاِی آنها است، خداِی عيسِی هم بالاِی سر آدميان است و هم در درون آنها است، و خداِی محمد صرفا
دربالاِی سر آنها است و از موضع فرمانرواِی مطلقِی با آنان سخن مِی گويد که هيچوقت از مسند خدائِی خودش فرود نمِی
آيد.
ميان اين سه برداشت مختلف ، اگر برداشت خداِی مسيحيت پدرانه تر و برداشت خداِی اسلام ســرورانه تر است ، برداشت
خداِی يهودِی پر آبرنگتر و خواندنِی تر است. زيرا وِی بر مبناِی آنچه در تورات از او حکايت مِی شود هم الوهيم يهودِی
است، هم آتون مصرِی ، هم مردوخ بابلي، هم بعل فينيقي، هم زئوس يوناني، هم ژوپيتر رومي، و در جمع همه خدايان
تاريخ، هيچ خداِی ديگرِی چه از نظر خصائص شخصِی و چه از نظر فراوانِی و تنوع ماجراهائِی که وِی بازيگر اصلِی همه
آنها است با او برابرِی نمِی کنند.
@islie
در انجيل همين خداوند تبديل به خدائِی دو شخصيتِی مِی شود که در هيچ آئين ديگر اساطيرِی يا توحيدِی تاريخ جهان مشابه
اورا نمِی توان يافت، يعنِی بر حسب آنکه کدام انجيل از انجيل هاِی چهار گانه و کدام رساله از رساله هاِی عهد جديد بدست
چه کسانِی نوشته شده باشد، از موضع خداِی ترسناک و انتقامجو و فريبکار و حسودِی چوِی يهوه به موضع خداِی مهربان،
نيک دل و بخشنده و بِی عقده اِی چون پدر آسمانِی عيسِی تغيير ماهيت مِی دهد. چنين خدايِی پيوسته ناگزير است نقش
کارگردانِی را داشته باشد که در ان واحد هم کينه توز است و هم با گذشت، هم سخت گير است و هم آشتِی جو، هم خدائِی
منحصرا يهودِی است و هم پدرِی است که همه افراد بشر را به چشم فرزندان خويش مِی نگرد و غالبا در اين جمع ازداد
خودش نيز تکليف خويش را نمِی فهمد.
در قرآن خدا نه خدای صد در صد کينه تور و ترش رو و بِی رحم تورات است و نه خداِی دو شخصيتِی انجيل ، بلکه خدائِی
در حد اعلا مطلق و خود کامه است که بيرون ازاو هيچ قانونِی ، هيچ اراده اِی و هيچ واقعيتِی وجود ندارد و حتِی برگِی بِی
اجازه او از درختِی فرو نمِی افتد و هر آنچه در آسمان و زمين مِی گذرد، از جزء تا کل ، الزاما به همان صورتِی مِی گذرد که
او خواسته است . فريمن کلارک پژوهشگر تاريخ مذاهب و مولف کتاب معروف مذاهب بزرگ اين هر سه واقعيت را چنين
خلاصه مِی کند که : خداِی موسِی قدرت ترسناکِی است که هميشه در ميان بندگان خودش زندگِی مِی کند و شريک همه
درستيها و نادرستيهاِی آنها است، خداِی عيسِی هم بالاِی سر آدميان است و هم در درون آنها است، و خداِی محمد صرفا
دربالاِی سر آنها است و از موضع فرمانرواِی مطلقِی با آنان سخن مِی گويد که هيچوقت از مسند خدائِی خودش فرود نمِی
آيد.
ميان اين سه برداشت مختلف ، اگر برداشت خداِی مسيحيت پدرانه تر و برداشت خداِی اسلام ســرورانه تر است ، برداشت
خداِی يهودِی پر آبرنگتر و خواندنِی تر است. زيرا وِی بر مبناِی آنچه در تورات از او حکايت مِی شود هم الوهيم يهودِی
است، هم آتون مصرِی ، هم مردوخ بابلي، هم بعل فينيقي، هم زئوس يوناني، هم ژوپيتر رومي، و در جمع همه خدايان
تاريخ، هيچ خداِی ديگرِی چه از نظر خصائص شخصِی و چه از نظر فراوانِی و تنوع ماجراهائِی که وِی بازيگر اصلِی همه
آنها است با او برابرِی نمِی کنند.
@islie
🔵خشنونت و تبعیض در اسلام
ابعاد خشونت در اسلام بسيار وسيعتر و دهشتناکتر از آنچيزي است که در اين کوتاه سخن آمده است. ليکن
نوشته حاضر مکث بيشتري بر خشونت فيزيکي و جزائي (حدود وتعزيرات)در اسلامدارد. ساختار اين دين بر
پايه تبعيض، خشونت و ظلم به زنان، کودکان، طبقه تهي دست، اقوام و مليتها، دگر انديشان و حتي
دگرانديشان درونديني نهاده شده است. زن از ديدگاه اسلام موجودي فرومايه و شيطاني است که همه
عارضههاي منفي اجتماعي ازوجود اوست.
"علامه" مجلسي، يکي از فقهاي بزرگ شيعه، عذاب زنان در جهنم را از قول پيامبر در سفر معراج، چنين نقل
ميکند:
زنان امتم را ديدم که به انواع عذابها مجازات ميشدند. زني را ديدم که از موي سر آويزان است و مغز سرش از
شدت حرارت مي جوشد؛ زني را ديدم که از زبانش آويزان کردهاند و از آب سوزان جهنم به گلوي او ميريزند؛
زني را ديدم که از پستانش آويزان کردهاند؛ زني را ديدم دست و پايش را بستهاند و مارها و عقربها بر او مسلط
هستند؛ زني را ديدم که کر و کور و لال بود و در تابوتي از آتش قرار داشت که مغز سرش از سوراخهاي بينياش
بيرون ميآمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود؛ زني را ديدم که از پاهايش در تنور آتشين جهنم
آويزان است؛ زني را ديدم که گوشت بدنش را با قيچيهاي آتشين ريز ريز ميکنند؛ زني را ديدم که صورت و
دستهايش در آتش ميسوزد و امعا و احشاي داخلياش را ميخورد؛ زني را ديدم که سرش سر خوک و بدنش
بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود؛ زني را به صورت سگ ديدم و آتش از نشيمنگاه او داخل ميشود
و از دهانش بيرون ميآيد و فرشتگان عذاب عمودهاي آتشين بر سر و بدن او ميکوبند.
پيامبر در پاسخ به فرزندش فاطمه که همراه همسرش علي ابن ابوطالب نزد او رفته بودند، گناه زناني را که مورد
عذاب خداوندقرارگرفتهاند،چنين عنوان ميکند:
دخترم! زني که از موي سرش آويخته شده بود، موي سر خود را از نامحرم نميپوشاند. زني که از پستانش آويزان
بود، زني است که از حق شوهرش امتناع ميورزيد. زني که از زبانش آويزان بود، شوهرش را با زبان اذيت
ميکرد. زني که گوشت بدن خود را ميخورد، خود را براي ديگران زينت ميکرد و از نامحرمان پرهيز نداشت.
زني که دست و پايش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط شده بودند، به وضو و طهارت لباس و غسل جنابت و
حيض اهميت نميداد و نظافت و پاکيزگي را مراعات نميکرد و نماز را سبک ميشمرد و مورد اهانت قرار ميداد.
زني که کر و کور و لال بود، زني است که از راه زنا بچه به دنيا ميآورد و به شوهرش ميگويد بچه تو است. زني
که گوشت بدن او را با قيچي ميبريدند، خود را در اختيار مردان اجنبي ميگذاشت. زني که صورت و دستانش
ميسوخت و او امعا و احشاي داخلي خودش را ميخورد، زني است که واسطه کارهاي نامشروع و خلاف عفت و
عصمت قرار ميگرفت. زني که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود، زني سخن چين و دروغگو بود. و اما
زني که در قيافه سگ بود و آتش از نشيمنگاه او وارد و از دهانش خارج ميشد، زني خواننده و حسود بود.... و از
قول پيامبر اسلام در سفر معراج روايت ميشود :آگاهي يافتم که اکثر ساکنان دوزخ زنان هستند.
استفاده ابزاري و ايدئولوژيک از کودک، تحقير و ظلم به نوزادي که نتيجه ازدواج رسمي نيست، و همينطور
روابط جنسي با اطفال تنها بخشي از خشونتهاي دين اسلام ميباشد.
در اين باب توجه خواننده را به نظر آقاي خميني درکتاب "تحريرالوسيله" جلب مينمايم: توضيحات داخل
پرانتزازمن است.
مسأله12 -کسيکه زوجهاي کمتر از نه سال دارد وطي(جماع کردن) او براي وي جايز نيست چه اينکه زوجهي
دائمي باشد، و اما ساير کام گيريها از قبيل لمس بشهوت آغوش گرفتن و تفخيذ (شهوت راندن مرد، ما بين دو ران زن بدون ایجاد دخول) اشکال نداردهرچند شیر خواره باشد، واگر قبل از نه سال او راوطی کند ...
ادامه دارد ...
@islie
ابعاد خشونت در اسلام بسيار وسيعتر و دهشتناکتر از آنچيزي است که در اين کوتاه سخن آمده است. ليکن
نوشته حاضر مکث بيشتري بر خشونت فيزيکي و جزائي (حدود وتعزيرات)در اسلامدارد. ساختار اين دين بر
پايه تبعيض، خشونت و ظلم به زنان، کودکان، طبقه تهي دست، اقوام و مليتها، دگر انديشان و حتي
دگرانديشان درونديني نهاده شده است. زن از ديدگاه اسلام موجودي فرومايه و شيطاني است که همه
عارضههاي منفي اجتماعي ازوجود اوست.
"علامه" مجلسي، يکي از فقهاي بزرگ شيعه، عذاب زنان در جهنم را از قول پيامبر در سفر معراج، چنين نقل
ميکند:
زنان امتم را ديدم که به انواع عذابها مجازات ميشدند. زني را ديدم که از موي سر آويزان است و مغز سرش از
شدت حرارت مي جوشد؛ زني را ديدم که از زبانش آويزان کردهاند و از آب سوزان جهنم به گلوي او ميريزند؛
زني را ديدم که از پستانش آويزان کردهاند؛ زني را ديدم دست و پايش را بستهاند و مارها و عقربها بر او مسلط
هستند؛ زني را ديدم که کر و کور و لال بود و در تابوتي از آتش قرار داشت که مغز سرش از سوراخهاي بينياش
بيرون ميآمد و بدنش از شدت جذام و برص قطعه قطعه شده بود؛ زني را ديدم که از پاهايش در تنور آتشين جهنم
آويزان است؛ زني را ديدم که گوشت بدنش را با قيچيهاي آتشين ريز ريز ميکنند؛ زني را ديدم که صورت و
دستهايش در آتش ميسوزد و امعا و احشاي داخلياش را ميخورد؛ زني را ديدم که سرش سر خوک و بدنش
بدن الاغ بود و به هزاران نوع عذاب گرفتار بود؛ زني را به صورت سگ ديدم و آتش از نشيمنگاه او داخل ميشود
و از دهانش بيرون ميآيد و فرشتگان عذاب عمودهاي آتشين بر سر و بدن او ميکوبند.
پيامبر در پاسخ به فرزندش فاطمه که همراه همسرش علي ابن ابوطالب نزد او رفته بودند، گناه زناني را که مورد
عذاب خداوندقرارگرفتهاند،چنين عنوان ميکند:
دخترم! زني که از موي سرش آويخته شده بود، موي سر خود را از نامحرم نميپوشاند. زني که از پستانش آويزان
بود، زني است که از حق شوهرش امتناع ميورزيد. زني که از زبانش آويزان بود، شوهرش را با زبان اذيت
ميکرد. زني که گوشت بدن خود را ميخورد، خود را براي ديگران زينت ميکرد و از نامحرمان پرهيز نداشت.
زني که دست و پايش بسته بود و مارها و عقربها بر او مسلط شده بودند، به وضو و طهارت لباس و غسل جنابت و
حيض اهميت نميداد و نظافت و پاکيزگي را مراعات نميکرد و نماز را سبک ميشمرد و مورد اهانت قرار ميداد.
زني که کر و کور و لال بود، زني است که از راه زنا بچه به دنيا ميآورد و به شوهرش ميگويد بچه تو است. زني
که گوشت بدن او را با قيچي ميبريدند، خود را در اختيار مردان اجنبي ميگذاشت. زني که صورت و دستانش
ميسوخت و او امعا و احشاي داخلي خودش را ميخورد، زني است که واسطه کارهاي نامشروع و خلاف عفت و
عصمت قرار ميگرفت. زني که سرش مانند خوک و بدنش مانند الاغ بود، زني سخن چين و دروغگو بود. و اما
زني که در قيافه سگ بود و آتش از نشيمنگاه او وارد و از دهانش خارج ميشد، زني خواننده و حسود بود.... و از
قول پيامبر اسلام در سفر معراج روايت ميشود :آگاهي يافتم که اکثر ساکنان دوزخ زنان هستند.
استفاده ابزاري و ايدئولوژيک از کودک، تحقير و ظلم به نوزادي که نتيجه ازدواج رسمي نيست، و همينطور
روابط جنسي با اطفال تنها بخشي از خشونتهاي دين اسلام ميباشد.
در اين باب توجه خواننده را به نظر آقاي خميني درکتاب "تحريرالوسيله" جلب مينمايم: توضيحات داخل
پرانتزازمن است.
مسأله12 -کسيکه زوجهاي کمتر از نه سال دارد وطي(جماع کردن) او براي وي جايز نيست چه اينکه زوجهي
دائمي باشد، و اما ساير کام گيريها از قبيل لمس بشهوت آغوش گرفتن و تفخيذ (شهوت راندن مرد، ما بين دو ران زن بدون ایجاد دخول) اشکال نداردهرچند شیر خواره باشد، واگر قبل از نه سال او راوطی کند ...
ادامه دارد ...
@islie
💥غزوه خیبر (قسمت سوم)
⚡️دستور محمد به شکنجه، به قصد اعتراف گیری.
#کنانه_بن_ربیع بن ابی الحقیق را که گنج بنی نضیر پیش او بود به نزد پیغمبر آوردند و محل گنج را از او پرسیدند و کنانه انکار کرد و آنگاه یکی از یهودیان را پیش آوردند که گفت: "امروز کنانه را دیدم که اطراف فلان خرابه میگشت."
پیغمبر به کنانه گفت: اگر گنج را پیش تو پیدا کردم تو را بکشم؟
⚡️#کنانه گفت آری. پیغمبر بگفت تا خرابه را بکندند و قسمتی از گنج را آنجا یافتند، پیغمبر از باقیماندهی آن پرسید و کنانه از تسلیم آن دریغ کرد، پیغمبر او را به #زبیر_بن_عوام سپرد و گفت: عذابش(شکنجهاش) کن تا آنچه را پیش اوست بگیری" و زبیر چنان با مشت به سینهی او کوفت که نزدیک بود جان بدهد. انگاه پیغمبر او را به #محمد_بن_مسلمه داد که به انتقام برادر خود محمد بن مسلمه گردنش را بزند.....( تاریخ طبری صفحه ی ۱۱۴۹) (سیرت رسول، ابن هاشم.جلد ۲ صفحه ی ۴۲۱)
⚡️ یهودیان #فدک نیز با اطلاع از این ماجرا تصمیم گرفتند که کل اموال خویش را به محمد بدهند به شرطی که آنها را نفی بلد (تبعید) کند و خونشان را نریزد، محمد هم پذيرفت.
✨این است دینِ رحمت؟؟؟
@islie
⚡️دستور محمد به شکنجه، به قصد اعتراف گیری.
#کنانه_بن_ربیع بن ابی الحقیق را که گنج بنی نضیر پیش او بود به نزد پیغمبر آوردند و محل گنج را از او پرسیدند و کنانه انکار کرد و آنگاه یکی از یهودیان را پیش آوردند که گفت: "امروز کنانه را دیدم که اطراف فلان خرابه میگشت."
پیغمبر به کنانه گفت: اگر گنج را پیش تو پیدا کردم تو را بکشم؟
⚡️#کنانه گفت آری. پیغمبر بگفت تا خرابه را بکندند و قسمتی از گنج را آنجا یافتند، پیغمبر از باقیماندهی آن پرسید و کنانه از تسلیم آن دریغ کرد، پیغمبر او را به #زبیر_بن_عوام سپرد و گفت: عذابش(شکنجهاش) کن تا آنچه را پیش اوست بگیری" و زبیر چنان با مشت به سینهی او کوفت که نزدیک بود جان بدهد. انگاه پیغمبر او را به #محمد_بن_مسلمه داد که به انتقام برادر خود محمد بن مسلمه گردنش را بزند.....( تاریخ طبری صفحه ی ۱۱۴۹) (سیرت رسول، ابن هاشم.جلد ۲ صفحه ی ۴۲۱)
⚡️ یهودیان #فدک نیز با اطلاع از این ماجرا تصمیم گرفتند که کل اموال خویش را به محمد بدهند به شرطی که آنها را نفی بلد (تبعید) کند و خونشان را نریزد، محمد هم پذيرفت.
✨این است دینِ رحمت؟؟؟
@islie