دروغها و خرافات اسلام
🔅 حال نگاهی به روایت بیاندازیم: ➖ 3 - علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير، عن عمر بن أذينة قال: حدثني سعد بن أبي عروة، عن قتادة، عن الحسن البصري أن رسول الله (صلى الله عليه وآله) تزوج امرأة من بني عامر بن صعصعة يقال لها: سنى وكانت من أجمل أهل زمانها…
🔅 اما در باب بحث سندی: مجلسی در مراه گفته روایت ضعیف است، اما چند نکته قابل توجه وجود دارد که اگه دقیق نگاه کنیم، متوجه میشویم این روایت صحیحه و طبق قاعده خود مجلسی هم صحیحه.
➖ مجلسی می نویسد: الحديث الثالث: ضعيف.
وأقول : قصة تزويجهما بعد النبي صلىاللهعليهوآله من المشهورات ، وهي إحدى مثالبهم المعروفة ، وروى ابنإدريس في آخر كتاب السرائر عن كتاب موسى بن بكر الواسطي عن زرارة عن أبي جعفر عليهالسلام قال : ما حرم الله شيئا إلا وقد عصي فيه ، لأنهم تزوجوا أزواج رسول اللهصلىاللهعليهوآله من بعده فخيرهن أبو بكر بين الحجاب أو يتزوجن فاخترن التزويج فتزوجن ، قال زرارة : ولو سألت بعضهم أرأيت لو أن أباك تزوج امرأة
📚 منبع:
مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، العلامة المجلسي، جلد20، صفحه176
🔅 پس نکته اول: خود مجلسی میگوید این قضیه از "مشهورات" هست.
🔅 نکته دوم: مجلسی در کتاب مرآه فقط سند بررسی کرده است و از نظر مجلسی متن کافی تماما صحیح میباشد.
#بخش_سوم
پایان
🚯 @ISLIE
➖ مجلسی می نویسد: الحديث الثالث: ضعيف.
وأقول : قصة تزويجهما بعد النبي صلىاللهعليهوآله من المشهورات ، وهي إحدى مثالبهم المعروفة ، وروى ابنإدريس في آخر كتاب السرائر عن كتاب موسى بن بكر الواسطي عن زرارة عن أبي جعفر عليهالسلام قال : ما حرم الله شيئا إلا وقد عصي فيه ، لأنهم تزوجوا أزواج رسول اللهصلىاللهعليهوآله من بعده فخيرهن أبو بكر بين الحجاب أو يتزوجن فاخترن التزويج فتزوجن ، قال زرارة : ولو سألت بعضهم أرأيت لو أن أباك تزوج امرأة
📚 منبع:
مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، العلامة المجلسي، جلد20، صفحه176
🔅 پس نکته اول: خود مجلسی میگوید این قضیه از "مشهورات" هست.
🔅 نکته دوم: مجلسی در کتاب مرآه فقط سند بررسی کرده است و از نظر مجلسی متن کافی تماما صحیح میباشد.
#بخش_سوم
پایان
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
🔅 اما در باب بحث سندی: مجلسی در مراه گفته روایت ضعیف است، اما چند نکته قابل توجه وجود دارد که اگه دقیق نگاه کنیم، متوجه میشویم این روایت صحیحه و طبق قاعده خود مجلسی هم صحیحه. ➖ مجلسی می نویسد: الحديث الثالث: ضعيف. وأقول : قصة تزويجهما بعد النبي صلىاللهعليهوآله…
سند روایت که ناقل این حدیث هست به شرح زیر است: علي بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن ابن أبي عمير ، عن عمر بن أذينة قال
این سند 100٪ صحیح است و تمام راویان آن ثقه است و از همه مهم تر، ابن ابی عمیر از اصحاب اجماع است و طبق قاعده رجالی شیعه، اگر اصحاب اجماع در روایتی باشد از آن راوی به بعد نیاز به بررسی سندی ندارد و صحیح است ولو اگر راوی مجهول یا ضعیف داشته باشد.
📚 منبع:
اختیار معرفة الرجال المعروف برجال الکشی، شیخ طوسی، جلد3، صفحات 507 و 508
🚯 @ISLIE
این سند 100٪ صحیح است و تمام راویان آن ثقه است و از همه مهم تر، ابن ابی عمیر از اصحاب اجماع است و طبق قاعده رجالی شیعه، اگر اصحاب اجماع در روایتی باشد از آن راوی به بعد نیاز به بررسی سندی ندارد و صحیح است ولو اگر راوی مجهول یا ضعیف داشته باشد.
📚 منبع:
اختیار معرفة الرجال المعروف برجال الکشی، شیخ طوسی، جلد3، صفحات 507 و 508
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
🔅 اما در باب بحث سندی: مجلسی در مراه گفته روایت ضعیف است، اما چند نکته قابل توجه وجود دارد که اگه دقیق نگاه کنیم، متوجه میشویم این روایت صحیحه و طبق قاعده خود مجلسی هم صحیحه. ➖ مجلسی می نویسد: الحديث الثالث: ضعيف. وأقول : قصة تزويجهما بعد النبي صلىاللهعليهوآله…
مجلسی: وجود خبر درامثال چنین اصول معتبری موجب جواز بعملش میگردد، اما ناچاریم بهنگام تعارض برای ترجیح روایات بر یک دیگر به سند آنها رجوع کنیم، "زیرا معتبر بودن تمام روایات کتاب، منافاتی با این امر ندارد!"
📚 منبع:
مراة العقول، العلامة المجلسی، جلد1، صفحه22
🚯 @ISLIE
📚 منبع:
مراة العقول، العلامة المجلسی، جلد1، صفحه22
🚯 @ISLIE
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 کلیپی کمیاب از استاد بهرام مشیری در نقد اسلام
شجره نامه امام حسین
چرا ماجرای کربلا برای شیعه بسیار با اهمیت است ؟!
مغالطات آخوند در شرح واقعه کربلا چیست ؟!
🚯 @ISLIE
شجره نامه امام حسین
چرا ماجرای کربلا برای شیعه بسیار با اهمیت است ؟!
مغالطات آخوند در شرح واقعه کربلا چیست ؟!
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
📍 #پاسخ_به_اسلامگرایان 🔅 پاسخ به دروغهای سایت اسلامگرا: 🌴 #سوره_المسد [2] 🚯 @ISLIE
👤 kampfer
⚜️ پاسخگویی به ادعای کانال اسلامگرا درباره سوره مسد:
🔅نویسنده ی مقاله مدعی شده است که مراد از {دو دست} در آیه ی«تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ»، این است که از دو دست ثروت و قدرت – مکر و حیله – کفر و عناد ... ابولهب، کاری بر نیامد! و منتقدی که برداشتی منطبق با ظاهر آیه داشته باشد جاهل و بیسواد است!
✒️حال آنکه برخی علمای بزرگ و شهیر دنیای اسلام هم همین برداشت را داشته اند!
➖علامه زمشخری در کتاب تفسیر خود در باب معنای این آیه آورده است که:
والمعنى:
هلكت يداه، لأنه فيما يروى: أخذ حجرا ليرمى به رسول الله صلى الله عليه وسلم
ترجمه:
و معنی آن این است دستانش نابود باد! چرا که در مورد آن روایت شده است: (با دستانش) سنگ برمیداشت تا پیامبر را سنگ زند.
📚نام کتاب : الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل نویسنده : الزمخشري جلد : 4 صفحه : 813
http://lib.eshia.ir/41732/4/813
➖فخر رازی عالم و متکلم بزرگ دنیای اسلام نیز در پاسخ به این ادعا میگوید:
وإن قيل: ما فائدة ذكر اليد؟ قلنا: فيه وجوه أحدها: ما يرى أنه أخذ حجرا ليرمي به رسول الله
ترجمه:
و اگر گفته شود «ذکر کردن دست چه فایده و لزومی دارد؟» می گوییم: یکی از وجوه آن این است:مگر ندیدی که او (با دستانش) سنگ برمی داشت که رسول الله را سنگ بزند؟
📚نام کتاب : تفسير الرازي نویسنده : الرازي، فخر الدين جلد : 32 صفحه : 166
http://lib.eshia.ir/15387/32/166
➖همچنین آیت الله طیب در تفسیر این آیه می گوید که مراد نابودی دو دست ابولهب است چرا که وی با دستانش پیامبر را اذیت می کرد👇👇👇
#بخش_یکم
ادامه دارد ...
🚯 @ISLIE
⚜️ پاسخگویی به ادعای کانال اسلامگرا درباره سوره مسد:
🔅نویسنده ی مقاله مدعی شده است که مراد از {دو دست} در آیه ی«تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ»، این است که از دو دست ثروت و قدرت – مکر و حیله – کفر و عناد ... ابولهب، کاری بر نیامد! و منتقدی که برداشتی منطبق با ظاهر آیه داشته باشد جاهل و بیسواد است!
✒️حال آنکه برخی علمای بزرگ و شهیر دنیای اسلام هم همین برداشت را داشته اند!
➖علامه زمشخری در کتاب تفسیر خود در باب معنای این آیه آورده است که:
والمعنى:
هلكت يداه، لأنه فيما يروى: أخذ حجرا ليرمى به رسول الله صلى الله عليه وسلم
ترجمه:
و معنی آن این است دستانش نابود باد! چرا که در مورد آن روایت شده است: (با دستانش) سنگ برمیداشت تا پیامبر را سنگ زند.
📚نام کتاب : الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل نویسنده : الزمخشري جلد : 4 صفحه : 813
http://lib.eshia.ir/41732/4/813
➖فخر رازی عالم و متکلم بزرگ دنیای اسلام نیز در پاسخ به این ادعا میگوید:
وإن قيل: ما فائدة ذكر اليد؟ قلنا: فيه وجوه أحدها: ما يرى أنه أخذ حجرا ليرمي به رسول الله
ترجمه:
و اگر گفته شود «ذکر کردن دست چه فایده و لزومی دارد؟» می گوییم: یکی از وجوه آن این است:مگر ندیدی که او (با دستانش) سنگ برمی داشت که رسول الله را سنگ بزند؟
📚نام کتاب : تفسير الرازي نویسنده : الرازي، فخر الدين جلد : 32 صفحه : 166
http://lib.eshia.ir/15387/32/166
➖همچنین آیت الله طیب در تفسیر این آیه می گوید که مراد نابودی دو دست ابولهب است چرا که وی با دستانش پیامبر را اذیت می کرد👇👇👇
#بخش_یکم
ادامه دارد ...
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
👤 kampfer ⚜️ پاسخگویی به ادعای کانال اسلامگرا درباره سوره مسد: 🔅نویسنده ی مقاله مدعی شده است که مراد از {دو دست} در آیه ی«تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ»، این است که از دو دست ثروت و قدرت – مکر و حیله – کفر و عناد ... ابولهب، کاری بر نیامد! و منتقدی…
✒️پس اگر داشتن چنین برداشتی از آیه نشانه ی جهل و بیسوادیست، این جهل و بیسوادی متوجه علمای اسلام است! نه منتقدان اسلام!
جالب اینکه اکثر مفسران قرآن حتی اشاره کرده اند که مراد از این آیه،نفرین و دعای بد برای هلاکت و نابودی ابولهب است!
علامه طباطبایی در این رابطه می گوید:
➖فقوله : « تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَ » أي أبو لهب ، دعاء عليه بهلاك نفسه وبطلان ما كان يأتيه من الأعمال لإطفاء نور النبوة أو قضاء منه تعالى بذلك.
ترجمه:پس اینکه فرمود: ((تبت یدا ابى لهب و تب )) معنایش در حقیقت ((تب ابو لهب )) است ، و این نفرینى به او به هلاکت خودش و بطلان و بى اثر گشتن توطئه هایى است که به منظور خاموش کردن نور نبوت مى کرد، و یا اینکه این قضایى است از جانب الله.
📚نام کتاب : الميزان في تفسير القرآن نویسنده : العلامة الطباطبائي جلد : 20 صفحه : 384
http://lib.eshia.ir/12016/20/384
✒️ این مایه ی تعجب است که نویسنده ی مقاله کوچکترین اشاره ای بدان نکرده! چه بسا مایل نبوده مخاطبین پی به آن ببرند که این آیه چیزی جز آرزوی بد کردن الله(محمد) برای ابولهب نیست! تا جایی که حتی در مورد این سوره روایت شده است که پس از خواندن آن می بایست ابولهب را لعن و نفرین کنید!👇🏻👇🏻👇🏻
أبي عبد الله (عليه السلام) قال إذا قرأتم تبت يدا أبي لهب فادعوا على أبي لهب فإنه كان من المكذبين الذين يكذبون بالنبي صلى الله عليه وآله وبما جاء به من عند الله
ترجمه:
امام صادق فرمود: هر گاه سوره تبّت را خوانديد بر ابو لهب نفرين و لعن نمائيد چون او از تكذيب كنندگان پيامبر و قرآني كه از نزد خدا آمده است بود.
📚نام کتاب : وسائل الشيعة - ط الإسلامية نویسنده : الحر العاملي، الشيخ أبو جعفر جلد : 4 صفحه : 756
http://lib.eshia.ir/11024/4/756
🔅نویسنده در ادامه مدعی می شود که مراد از آیه ی « مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ - هرگز مال و ثروتش و آنچه را به دست آورد به حالش سودی نبخشید! » تکمیل و تایید معنای آیهی پیشین است (که مدعی شده بود منظور از «یَد – دست»، همان دستان قدرت است که یا مال و ثروت است و یا سایر امکاناتی که انسان برای خود فراهم مینماید و سبب اشتهار و قدرت او میشود؛)
در حالی که در شان نزول این آیه چنین ذکر شده است:
➖عبد اللّه مسعود گفت:چون رسول-عليه السّلام-ابو لهب را دعوت كرد و تهديد كرد به دوزخ،گفت:اگر چنان كه تو مىگويى و اين حديث راست است، من خويشتن را از دوزخ به مال بازخرم،و خداى تعالى به اين آيت رد كرد بر او و گفت:مال از او هيچ غنا نكند.
📚نام کتاب : روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن نویسنده : الرازي، ابوالفتوح جلد : 20 صفحه : 456
http://lib.eshia.ir/10514/20/456
✒️پس این آیه هم مستقیما مربوط به نزاع های لفظی بین محمد و ابولهب است و با توجه به توضیحاتی که در مورد آیه ی اول داده شد، این آیه صرفا بیانیست از محمد(به نقل از الله) در جهت عقده گشایی از بابت طعن و کنایه های ابولهب.
🔅نویسنده باز هم طبق روال همیشگی برداشت منتقدین از آیه را دلیل بر جهل و عناد داشتن آنان قلمداد کرده و می گوید مراد از هیزم کش جهنم بودن زن ابولهب در جهنم در آیه ی «وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ » اشاره به «آتش بیار معرکه شدن = هیزمآوری» برای شعلهورتر ساختن آتش کینه و فتنه و نفاق است!! در حالی که می بینیم شیخ طبرسی،مفسر بزرگ قرآن در این رابطه تصریح می کند که اصلا مراد این آیه تحقیر کردن زن ابولهب است!!👇🏻👇🏻👇🏻
#بخش_دوم
ادامه دارد ...
🚯 @ISLIE
جالب اینکه اکثر مفسران قرآن حتی اشاره کرده اند که مراد از این آیه،نفرین و دعای بد برای هلاکت و نابودی ابولهب است!
علامه طباطبایی در این رابطه می گوید:
➖فقوله : « تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَ » أي أبو لهب ، دعاء عليه بهلاك نفسه وبطلان ما كان يأتيه من الأعمال لإطفاء نور النبوة أو قضاء منه تعالى بذلك.
ترجمه:پس اینکه فرمود: ((تبت یدا ابى لهب و تب )) معنایش در حقیقت ((تب ابو لهب )) است ، و این نفرینى به او به هلاکت خودش و بطلان و بى اثر گشتن توطئه هایى است که به منظور خاموش کردن نور نبوت مى کرد، و یا اینکه این قضایى است از جانب الله.
📚نام کتاب : الميزان في تفسير القرآن نویسنده : العلامة الطباطبائي جلد : 20 صفحه : 384
http://lib.eshia.ir/12016/20/384
✒️ این مایه ی تعجب است که نویسنده ی مقاله کوچکترین اشاره ای بدان نکرده! چه بسا مایل نبوده مخاطبین پی به آن ببرند که این آیه چیزی جز آرزوی بد کردن الله(محمد) برای ابولهب نیست! تا جایی که حتی در مورد این سوره روایت شده است که پس از خواندن آن می بایست ابولهب را لعن و نفرین کنید!👇🏻👇🏻👇🏻
أبي عبد الله (عليه السلام) قال إذا قرأتم تبت يدا أبي لهب فادعوا على أبي لهب فإنه كان من المكذبين الذين يكذبون بالنبي صلى الله عليه وآله وبما جاء به من عند الله
ترجمه:
امام صادق فرمود: هر گاه سوره تبّت را خوانديد بر ابو لهب نفرين و لعن نمائيد چون او از تكذيب كنندگان پيامبر و قرآني كه از نزد خدا آمده است بود.
📚نام کتاب : وسائل الشيعة - ط الإسلامية نویسنده : الحر العاملي، الشيخ أبو جعفر جلد : 4 صفحه : 756
http://lib.eshia.ir/11024/4/756
🔅نویسنده در ادامه مدعی می شود که مراد از آیه ی « مَا أَغْنَى عَنْهُ مَالُهُ وَمَا كَسَبَ - هرگز مال و ثروتش و آنچه را به دست آورد به حالش سودی نبخشید! » تکمیل و تایید معنای آیهی پیشین است (که مدعی شده بود منظور از «یَد – دست»، همان دستان قدرت است که یا مال و ثروت است و یا سایر امکاناتی که انسان برای خود فراهم مینماید و سبب اشتهار و قدرت او میشود؛)
در حالی که در شان نزول این آیه چنین ذکر شده است:
➖عبد اللّه مسعود گفت:چون رسول-عليه السّلام-ابو لهب را دعوت كرد و تهديد كرد به دوزخ،گفت:اگر چنان كه تو مىگويى و اين حديث راست است، من خويشتن را از دوزخ به مال بازخرم،و خداى تعالى به اين آيت رد كرد بر او و گفت:مال از او هيچ غنا نكند.
📚نام کتاب : روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن نویسنده : الرازي، ابوالفتوح جلد : 20 صفحه : 456
http://lib.eshia.ir/10514/20/456
✒️پس این آیه هم مستقیما مربوط به نزاع های لفظی بین محمد و ابولهب است و با توجه به توضیحاتی که در مورد آیه ی اول داده شد، این آیه صرفا بیانیست از محمد(به نقل از الله) در جهت عقده گشایی از بابت طعن و کنایه های ابولهب.
🔅نویسنده باز هم طبق روال همیشگی برداشت منتقدین از آیه را دلیل بر جهل و عناد داشتن آنان قلمداد کرده و می گوید مراد از هیزم کش جهنم بودن زن ابولهب در جهنم در آیه ی «وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ » اشاره به «آتش بیار معرکه شدن = هیزمآوری» برای شعلهورتر ساختن آتش کینه و فتنه و نفاق است!! در حالی که می بینیم شیخ طبرسی،مفسر بزرگ قرآن در این رابطه تصریح می کند که اصلا مراد این آیه تحقیر کردن زن ابولهب است!!👇🏻👇🏻👇🏻
#بخش_دوم
ادامه دارد ...
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
✒️پس اگر داشتن چنین برداشتی از آیه نشانه ی جهل و بیسوادیست، این جهل و بیسوادی متوجه علمای اسلام است! نه منتقدان اسلام! جالب اینکه اکثر مفسران قرآن حتی اشاره کرده اند که مراد از این آیه،نفرین و دعای بد برای هلاکت و نابودی ابولهب است! علامه طباطبایی در این رابطه…
➖والمعنى: في جيدها حبل مما مسد من الحبال، وأنها تحمل تلك الحزمة من الشوك وتربطها في جيدها كما يفعل الحطابون؛ تحقيرا لها، وتصويرا لها بصورة بعض المواهن [4] الحطابات لتمتعض من ذلك ويمتعض بعلها، وهما في بيت الشرف والثروة. ويحتمل أن يكون المعنى: أن حالها تكون في نار جهنم على الصورة التي كانت عليها حين كانت تحمل حزمة الشوك، فلا يزال على ظهرها حزمة من حطب النار من الضريع والزقوم، وفي جيدها حبل مما مسد من سلاسل النار، كما يعذب كل مجرم بما يجانس حاله في جرمه.
ترجمه:
یعنی در گردن ام جمیل(همسر ابولهب) ریسمانی است که از دیگر ریسمان ها محکم تر است و او آن خارها را حمل می کند و به گردنش می بندد چنان که هیزم کشان پشته های هیزم را با ریسمان به گردن می آویزند 👈🏻و این تعبیر برای تحقیر وی و مجسم ساختن او به صورت بعضی از کنیزان هیزم کش است تا او و شوهرش که صاحب خانواده ای ثروتمند و بزرگ بودند خشمگین شوند.👉 همچنین ممکن است چنین معنی شود که: حال ام جمیل در آتش دوزخ به همان صورتی خواهد بود که در دنیا پشته ی خار حمل می کرد پس همواره بر پشت او در دوزخ پشته ای از هیزم دوزخ که ضریع و زقوم است خواهد بود و در گردنش ریسمانی از زنجیرهای آتش است چنانکه هر گناهکاری متناسب با حال خود در گناه خویش کیفر می شود.
📚 تفسير جوامع الجامع نویسنده : الشيخ الطبرسي جلد : 3 صفحه : 871
http://lib.eshia.ir/12017/3/871
#بخش_سوم
ادامه دارد ...
🚯 @ISLIE
ترجمه:
یعنی در گردن ام جمیل(همسر ابولهب) ریسمانی است که از دیگر ریسمان ها محکم تر است و او آن خارها را حمل می کند و به گردنش می بندد چنان که هیزم کشان پشته های هیزم را با ریسمان به گردن می آویزند 👈🏻و این تعبیر برای تحقیر وی و مجسم ساختن او به صورت بعضی از کنیزان هیزم کش است تا او و شوهرش که صاحب خانواده ای ثروتمند و بزرگ بودند خشمگین شوند.👉 همچنین ممکن است چنین معنی شود که: حال ام جمیل در آتش دوزخ به همان صورتی خواهد بود که در دنیا پشته ی خار حمل می کرد پس همواره بر پشت او در دوزخ پشته ای از هیزم دوزخ که ضریع و زقوم است خواهد بود و در گردنش ریسمانی از زنجیرهای آتش است چنانکه هر گناهکاری متناسب با حال خود در گناه خویش کیفر می شود.
📚 تفسير جوامع الجامع نویسنده : الشيخ الطبرسي جلد : 3 صفحه : 871
http://lib.eshia.ir/12017/3/871
#بخش_سوم
ادامه دارد ...
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
➖والمعنى: في جيدها حبل مما مسد من الحبال، وأنها تحمل تلك الحزمة من الشوك وتربطها في جيدها كما يفعل الحطابون؛ تحقيرا لها، وتصويرا لها بصورة بعض المواهن [4] الحطابات لتمتعض من ذلك ويمتعض بعلها، وهما في بيت الشرف والثروة. ويحتمل أن يكون المعنى: أن حالها تكون…
🔅در ادامه نویسنده ی مقاله می گوید لعن و نفرین الله از موضع امر است! یعنی اراده و مشیت الهی این است که ابولهب و زنش چنین و چنان شوند!
پاسخ: اولا این مسئله با مختار بودن ابولهب و زنش در تضاد است! اگر الله امر نمود که ابولهب هلاک و خاسر شوند، پس چگونه می توان وی را در شقاوت یا سعادتش مختار دانست؟؟؟ ثانیا، با توجه به این مسئله که ابولهب یکبار جان محمد را نجات داد،چگونه میتوان از خدایی رحمان و رحیم انتظار داشت که این چنین شدید اللحن وی را نفرین کند و جبارانه او را محکوم به خلود در آتش جهنم کند؟؟؟؟
روایت نجات جان محمد توسط ابولهب👇👇👇
➖مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا أَرَادَتْ قُرَيْشٌ قَتْلَ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَتْ كَيْفَ لَنَا بِأَبِي لَهَبٍ فَقَالَتْ أُمُّ جَمِيلٍ أَنَا أَكْفِيكُمُوهُ أَنَا أَقُولُ لَهُ إِنِّي أُحِبُّ أَنْ تَقْعُدَ اَلْيَوْمَ فِي اَلْبَيْتِ نَصْطَبِحُ فَلَمَّا أَنْ كَانَ مِنَ اَلْغَدِ وَ تَهَيَّأَ اَلْمُشْرِكُونَ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَعَدَ أَبُو لَهَبٍ وَ اِمْرَأَتُهُ يَشْرَبَانِ فَدَعَا أَبُو طَالِبٍ عَلِيّاً عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ لَهُ يَا بُنَيَّ اِذْهَبْ إِلَى عَمِّكَ أَبِي لَهَبٍ فَاسْتَفْتِحْ عَلَيْهِ فَإِنْ فُتِحَ لَكَ فَادْخُلْ وَ إِنْ لَمْ يُفْتَحْ لَكَ فَتَحَامَلْ عَلَى اَلْبَابِ وَ اِكْسِرْهُ وَ اُدْخُلْ عَلَيْهِ فَإِذَا دَخَلْتَ عَلَيْهِ فَقُلْ لَهُ يَقُولُ لَكَ أَبِي إِنَّ اِمْرَأً عَمُّهُ عَيْنُهُ فِي اَلْقَوْمِ فَلَيْسَ بِذَلِيلٍ قَالَ فَذَهَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَوَجَدَ اَلْبَابَ مُغْلَقاً فَاسْتَفْتَحَ فَلَمْ يُفْتَحْ لَهُ فَتَحَامَلَ عَلَى اَلْبَابِ وَ كَسَرَهُ وَ دَخَلَ فَلَمَّا رَآهُ أَبُو لَهَبٍ قَالَ لَهُ مَا لَكَ يَا اِبْنَ أَخِي فَقَالَ لَهُ إِنَّ أَبِي يَقُولُ لَكَ إِنَّ اِمْرَأً عَمُّهُ عَيْنُهُ فِي اَلْقَوْمِ لَيْسَ بِذَلِيلٍ فَقَالَ لَهُ صَدَقَ أَبُوكَ فَمَا ذَلِكَ يَا اِبْنَ أَخِي فَقَالَ لَهُ يُقْتَلُ اِبْنُ أَخِيكَ وَ أَنْتَ تَأْكُلُ وَ تَشْرَبُ فَوَثَبَ وَ أَخَذَ سَيْفَهُ فَتَعَلَّقَتْ بِهِ أُمُّ جَمِيلٍ فَرَفَعَ يَدَهُ وَ لَطَمَ وَجْهَهَا لَطْمَةً فَفَقَأَ عَيْنَهَا فَمَاتَتْ وَ هِيَ عَوْرَاءُ وَ خَرَجَ أَبُو لَهَبٍ وَ مَعَهُ اَلسَّيْفُ فَلَمَّا رَأَتْهُ قُرَيْشٌ عَرَفَتِ اَلْغَضَبَ فِي وَجْهِهِ فَقَالَتْ مَا لَكَ يَا أَبَا لَهَبٍ فَقَالَ أُبَايِعُكُمْ عَلَى اِبْنِ أَخِي ثُمَّ تُرِيدُونَ قَتْلَهُ وَ اَللاَّتِ وَ اَلْعُزَّى لَقَدْ هَمَمْتُ أَنْ أُسْلِمَ ثُمَّ تَنْظُرُونَ مَا أَصْنَعُ فَاعْتَذَرُوا إِلَيْهِ وَ رَجَعَ .
ترجمه:
حسين بن ابى حمزه از امام صادق روايت كند كه فرمود: هنگامى كه قريش تصميم بكشتن پيغمبر گرفتند با هم گفتند: با ابو لهب چه كنيم؟(چون او روى حمايت كشى فاميلى و خانوادگى هم كه شده حاضر نيست تن باين كار دهد و اگر بفهمد حتما از ما هم جلوگيرى خواهد كرد) ام جميل (همسر ابو لهب) گفت: من او را از سر شما دور ميكنم و باو ميگويم: امروز ميل دارم در خانه بنشينى و با هم شراب بنوشيم. چون فردا شد و مشركين آمادۀ كشتن پيغمبر شدند، ابو لهب (طبق پيشنهاد ام جميل) با همسرش در خانه نشست و بميخوارگى مشغول شدند، ابو طالب (فرزندش) على را طلبيد و باو گفت: پسر جانم بنزد عمويت ابو لهب برو و در خانهاش را بزن اگر در را باز كردند كه داخل شو و اگر باز نكردند در را بشكن و داخل شو و باو بگو: پدرم ميگويد: كسى كه عموئى (چون تو) بزرگ و نگهبان در قوم خويش دارد خوار نباشد. علی بن ابیطالب (طبق دستور پدرش) به در خانۀ ابو لهب آمد و مشاهده كرد كه در بسته است، پس در را كوبيد ولى باز نكردند، پس به در حمله كرده آن را شكست و وارد خانه شد، ابو لهب كه او را ديدار كرد گفت: برادرزاده ترا چه شده؟ گفت: پدرم ميگويد: كسى كه چون تو عموئى (بزرگ و نگهبان) در قوم خويش دارد خوار نباشد، ابو لهب گفت: پدرت راست گفته اكنون بگو چه اتفاقى افتاده؟ فرمود: برادرزادهات را ميكشند و تو نشستهاى و ميخورى و مىنوشى؟ ابو لهب از جا جست و شمشير خود برگرفت، ام جميل پيش آمده (براى جلوگيرى او از رفتن) با او درآويخت، ابو لهب دست خود را بالا برد و چنان سيلى بصورت ام جميل زد كه چشمش کور شد و تا وقتى كه مرد همچنان يك چشم نداشت، و پس از اين جريان ابو لهب با شمشير از خانه خارج شد، قريش كه او را ديدند آثار خشم در چهرهاش مشاهده كردند و بدو گفتند: اى ابا لهب تو را چه شده؟
#بخش_چهارم
ادامه دارد ...
🚯 @ISLIE
پاسخ: اولا این مسئله با مختار بودن ابولهب و زنش در تضاد است! اگر الله امر نمود که ابولهب هلاک و خاسر شوند، پس چگونه می توان وی را در شقاوت یا سعادتش مختار دانست؟؟؟ ثانیا، با توجه به این مسئله که ابولهب یکبار جان محمد را نجات داد،چگونه میتوان از خدایی رحمان و رحیم انتظار داشت که این چنین شدید اللحن وی را نفرین کند و جبارانه او را محکوم به خلود در آتش جهنم کند؟؟؟؟
روایت نجات جان محمد توسط ابولهب👇👇👇
➖مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ اِبْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنِ اَلْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: لَمَّا أَرَادَتْ قُرَيْشٌ قَتْلَ اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَالَتْ كَيْفَ لَنَا بِأَبِي لَهَبٍ فَقَالَتْ أُمُّ جَمِيلٍ أَنَا أَكْفِيكُمُوهُ أَنَا أَقُولُ لَهُ إِنِّي أُحِبُّ أَنْ تَقْعُدَ اَلْيَوْمَ فِي اَلْبَيْتِ نَصْطَبِحُ فَلَمَّا أَنْ كَانَ مِنَ اَلْغَدِ وَ تَهَيَّأَ اَلْمُشْرِكُونَ لِلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ قَعَدَ أَبُو لَهَبٍ وَ اِمْرَأَتُهُ يَشْرَبَانِ فَدَعَا أَبُو طَالِبٍ عَلِيّاً عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَقَالَ لَهُ يَا بُنَيَّ اِذْهَبْ إِلَى عَمِّكَ أَبِي لَهَبٍ فَاسْتَفْتِحْ عَلَيْهِ فَإِنْ فُتِحَ لَكَ فَادْخُلْ وَ إِنْ لَمْ يُفْتَحْ لَكَ فَتَحَامَلْ عَلَى اَلْبَابِ وَ اِكْسِرْهُ وَ اُدْخُلْ عَلَيْهِ فَإِذَا دَخَلْتَ عَلَيْهِ فَقُلْ لَهُ يَقُولُ لَكَ أَبِي إِنَّ اِمْرَأً عَمُّهُ عَيْنُهُ فِي اَلْقَوْمِ فَلَيْسَ بِذَلِيلٍ قَالَ فَذَهَبَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فَوَجَدَ اَلْبَابَ مُغْلَقاً فَاسْتَفْتَحَ فَلَمْ يُفْتَحْ لَهُ فَتَحَامَلَ عَلَى اَلْبَابِ وَ كَسَرَهُ وَ دَخَلَ فَلَمَّا رَآهُ أَبُو لَهَبٍ قَالَ لَهُ مَا لَكَ يَا اِبْنَ أَخِي فَقَالَ لَهُ إِنَّ أَبِي يَقُولُ لَكَ إِنَّ اِمْرَأً عَمُّهُ عَيْنُهُ فِي اَلْقَوْمِ لَيْسَ بِذَلِيلٍ فَقَالَ لَهُ صَدَقَ أَبُوكَ فَمَا ذَلِكَ يَا اِبْنَ أَخِي فَقَالَ لَهُ يُقْتَلُ اِبْنُ أَخِيكَ وَ أَنْتَ تَأْكُلُ وَ تَشْرَبُ فَوَثَبَ وَ أَخَذَ سَيْفَهُ فَتَعَلَّقَتْ بِهِ أُمُّ جَمِيلٍ فَرَفَعَ يَدَهُ وَ لَطَمَ وَجْهَهَا لَطْمَةً فَفَقَأَ عَيْنَهَا فَمَاتَتْ وَ هِيَ عَوْرَاءُ وَ خَرَجَ أَبُو لَهَبٍ وَ مَعَهُ اَلسَّيْفُ فَلَمَّا رَأَتْهُ قُرَيْشٌ عَرَفَتِ اَلْغَضَبَ فِي وَجْهِهِ فَقَالَتْ مَا لَكَ يَا أَبَا لَهَبٍ فَقَالَ أُبَايِعُكُمْ عَلَى اِبْنِ أَخِي ثُمَّ تُرِيدُونَ قَتْلَهُ وَ اَللاَّتِ وَ اَلْعُزَّى لَقَدْ هَمَمْتُ أَنْ أُسْلِمَ ثُمَّ تَنْظُرُونَ مَا أَصْنَعُ فَاعْتَذَرُوا إِلَيْهِ وَ رَجَعَ .
ترجمه:
حسين بن ابى حمزه از امام صادق روايت كند كه فرمود: هنگامى كه قريش تصميم بكشتن پيغمبر گرفتند با هم گفتند: با ابو لهب چه كنيم؟(چون او روى حمايت كشى فاميلى و خانوادگى هم كه شده حاضر نيست تن باين كار دهد و اگر بفهمد حتما از ما هم جلوگيرى خواهد كرد) ام جميل (همسر ابو لهب) گفت: من او را از سر شما دور ميكنم و باو ميگويم: امروز ميل دارم در خانه بنشينى و با هم شراب بنوشيم. چون فردا شد و مشركين آمادۀ كشتن پيغمبر شدند، ابو لهب (طبق پيشنهاد ام جميل) با همسرش در خانه نشست و بميخوارگى مشغول شدند، ابو طالب (فرزندش) على را طلبيد و باو گفت: پسر جانم بنزد عمويت ابو لهب برو و در خانهاش را بزن اگر در را باز كردند كه داخل شو و اگر باز نكردند در را بشكن و داخل شو و باو بگو: پدرم ميگويد: كسى كه عموئى (چون تو) بزرگ و نگهبان در قوم خويش دارد خوار نباشد. علی بن ابیطالب (طبق دستور پدرش) به در خانۀ ابو لهب آمد و مشاهده كرد كه در بسته است، پس در را كوبيد ولى باز نكردند، پس به در حمله كرده آن را شكست و وارد خانه شد، ابو لهب كه او را ديدار كرد گفت: برادرزاده ترا چه شده؟ گفت: پدرم ميگويد: كسى كه چون تو عموئى (بزرگ و نگهبان) در قوم خويش دارد خوار نباشد، ابو لهب گفت: پدرت راست گفته اكنون بگو چه اتفاقى افتاده؟ فرمود: برادرزادهات را ميكشند و تو نشستهاى و ميخورى و مىنوشى؟ ابو لهب از جا جست و شمشير خود برگرفت، ام جميل پيش آمده (براى جلوگيرى او از رفتن) با او درآويخت، ابو لهب دست خود را بالا برد و چنان سيلى بصورت ام جميل زد كه چشمش کور شد و تا وقتى كه مرد همچنان يك چشم نداشت، و پس از اين جريان ابو لهب با شمشير از خانه خارج شد، قريش كه او را ديدند آثار خشم در چهرهاش مشاهده كردند و بدو گفتند: اى ابا لهب تو را چه شده؟
#بخش_چهارم
ادامه دارد ...
🚯 @ISLIE
دروغها و خرافات اسلام
🔅در ادامه نویسنده ی مقاله می گوید لعن و نفرین الله از موضع امر است! یعنی اراده و مشیت الهی این است که ابولهب و زنش چنین و چنان شوند! پاسخ: اولا این مسئله با مختار بودن ابولهب و زنش در تضاد است! اگر الله امر نمود که ابولهب هلاک و خاسر شوند، پس چگونه می توان…
گفت: من بر ضد برادرزادهام با شما بيعت كردم (و در هر گونه آزارى با شما همدست شدم) ولى شما (از حد گذرانده) قصد كشتن او را داريد، سوگند بلات و عزى من تصميم گرفتهام مسلمان شوم و آن وقت است كه شما خواهيد ديد من چه خواهم كرد! قريش (كه اين سخن را شنيدند) از او عذرخواهى كردند و او بازگشت
📚نام کتاب : الكافي- ط الاسلامية نویسنده : الشيخ الكليني جلد : 8 صفحه : 276
http://lib.eshia.ir/11005/8/276
___
علامه مجلسی این روایت را صحیح دانسته:
➖الحديث الثامن عشر والأربعمائة : صحيح.
📚نام کتاب : مرآة العقول نویسنده : العلامة المجلسي جلد : 26 صفحه : 289
http://lib.eshia.ir/27875/26/289
بگذریم از اینکه ابولهب همان کسی بود که با شنیدن خبر به دنیا آمدن محمد از شدت خوشحالی و مسرت کنیزی را که خبر به دنیا آمدن محمد را به او داده بود آزاد کرد!👇👇👇
➖و كانت ثويبة عتيقة أبي لهب أعتقها حين بشرته بولادة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
ترجمه:
ثویبه كنيز ابولهب بود و هنگامى كه به ابولهب بشارت تولد پيامبر را داد،وی او را آزاد كرد
📚نام کتاب : سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار نویسنده : القمي، الشيخ عباس جلد : 1 صفحه : 523
http://lib.eshia.ir/10372/1/523
📚نام کتاب : گفتار معصومين( ع) نویسنده : مكارم شيرازى، ناصر جلد : 2 صفحه : 200
http://lib.eshia.ir/27599/2/200
✒️پر واضح است که این آیات ساخته و پرداخته ی ذهن بشریست.چرا که این از خصایص ما انسان هاست که بزرگترین نیکی ها و خدمات اطرافیانمان را به خاطر بدی هایشان به راحتی از یاد می بریم.
#بخش_پنجم
پایان
🚯 @ISLIE
📚نام کتاب : الكافي- ط الاسلامية نویسنده : الشيخ الكليني جلد : 8 صفحه : 276
http://lib.eshia.ir/11005/8/276
___
علامه مجلسی این روایت را صحیح دانسته:
➖الحديث الثامن عشر والأربعمائة : صحيح.
📚نام کتاب : مرآة العقول نویسنده : العلامة المجلسي جلد : 26 صفحه : 289
http://lib.eshia.ir/27875/26/289
بگذریم از اینکه ابولهب همان کسی بود که با شنیدن خبر به دنیا آمدن محمد از شدت خوشحالی و مسرت کنیزی را که خبر به دنیا آمدن محمد را به او داده بود آزاد کرد!👇👇👇
➖و كانت ثويبة عتيقة أبي لهب أعتقها حين بشرته بولادة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم
ترجمه:
ثویبه كنيز ابولهب بود و هنگامى كه به ابولهب بشارت تولد پيامبر را داد،وی او را آزاد كرد
📚نام کتاب : سفینة البحار و مدینة الحکم و الآثار نویسنده : القمي، الشيخ عباس جلد : 1 صفحه : 523
http://lib.eshia.ir/10372/1/523
📚نام کتاب : گفتار معصومين( ع) نویسنده : مكارم شيرازى، ناصر جلد : 2 صفحه : 200
http://lib.eshia.ir/27599/2/200
✒️پر واضح است که این آیات ساخته و پرداخته ی ذهن بشریست.چرا که این از خصایص ما انسان هاست که بزرگترین نیکی ها و خدمات اطرافیانمان را به خاطر بدی هایشان به راحتی از یاد می بریم.
#بخش_پنجم
پایان
🚯 @ISLIE