This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️این عمامه به سر مدعی است شیعیان در زمان ظهور ابر سواری می کنند که البته سخن ایشان مستند به حدیث زیر است:😄
▫️[كتاب الغيبة | محمد بن إبراهيم النعماني]- {القائم ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا، أولاد العجم، بعضهم يحمل في السحاب نهارا، يعرف اسمه و اسم ابيه و نسبه و حليته، و بعضهم نائم علي فراشه، فيوافيه في مکة علي غير ميعاد.}
◼️ياران قائم، 313 نفر هستند برخي از آنان در روز روشن با نام و نشان و حسب و نسب شناخته شده و بطور آشکار، بوسيله ي ابرها بسوي آن حضرت مي شتابند و برخي همانگونه که شبانگاه بربستر خويش خفته اند، بدون وعده و آگاهي پيشين در مکه به خدمت سالار خويش مفتخر مي گردند.
🏴@ISLIE
▫️[كتاب الغيبة | محمد بن إبراهيم النعماني]- {القائم ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلا، أولاد العجم، بعضهم يحمل في السحاب نهارا، يعرف اسمه و اسم ابيه و نسبه و حليته، و بعضهم نائم علي فراشه، فيوافيه في مکة علي غير ميعاد.}
◼️ياران قائم، 313 نفر هستند برخي از آنان در روز روشن با نام و نشان و حسب و نسب شناخته شده و بطور آشکار، بوسيله ي ابرها بسوي آن حضرت مي شتابند و برخي همانگونه که شبانگاه بربستر خويش خفته اند، بدون وعده و آگاهي پيشين در مکه به خدمت سالار خويش مفتخر مي گردند.
🏴@ISLIE
Forwarded from پیوست
📄تاریخآگاهیِ ایرانی | کنت گوبینو، سه سال در آسیا
◼️اگر بخواهیم یک ویژگی منحصربهفرد برای ایرانیان نام ببریم شاید «تاریخآگاهی»شان باشد؛ یعنی نوعی «خودشناسیِ تاریخی» دارند. هر کس بر ایران حاکم میشد، میخواست حاکم کلِ ایرانِ تاریخی باشد. همیشه دعوا سر کل ایران بود و حاکمان میخواستند میراث دار کهنترین پادشاهان باشند. در این نوشتار میخواهم نظر شاهدی فرانسوی را دربارۀ این «تاریخآگاهیِ» ایرانیان بیاورم؛ نظر کُنت گوبینو، دیپلمات فرانسوی که ۱۸۵۵ تا ۱۸۵۸ (سال هفتم تا دهم سلطنت ناصرالدین شاه) در ایران بود. یکی از ویژگیهای ایرانیان که او را شگفتزده کرده بود، همین تاریخآگاهیِ ایرانیان بود. گوبینو میگوید:
❃«... ایرانیان را بهتر [از دیگر ملتهای آسیایی] شناختهام. ملتی کهنسالند و شاید همانطور که خود میگویند کهنسالترین ملت جهان باشند که حکومتی منظم داشته و روی زمین مانند ملتی بزرگ عمل کرده است. این واقعیت در روحیۀ هر خانوادۀ ایرانی وجود دارد. فقط طبقات تحصیلکرده نیستند که آن را میدانند و به زبان میآورند؛ بلکه عامیترین طبقات نیز همواره آن را در نظر دارند و با کمال میل تکرار میکنند و موضوع صحبتهای عادی خود قرار میدهند. این اولویت و احساس برتری یکی از مبانی اخلاقی و بخش مهمی از میراث معنوی ایرانیان را تشکیل میدهد. بارها شده ایرانیان بر سبیل تعارف گفتهاند تا جایی که میدانند فرانسویان کهنترین ملت اروپایی و از این جهت به ایرانیان شبیهند. در عمق فکر این اشخاص نوعی اظهار ادب نسبت به شخص من، ولی در عین حال تفاخر نسبت به خودشان احساس میشد، زیرا ضمن اینکه میخواستند ملت مرا مافوق سایر ملل اروپایی قرار دهند، این جمله را به نحوی ادا میکردند که به من بفهمانند با این وصف فاصله بین فرانسه و ایران زیاد است.
❃ملت ایران عاشق تاریخ کشور است... وقتی مشاهده میکنیم حکومت فتحعلی شاه با چه درد و رنجی کتابهای تاریخی و ادبی را طبق عهدنامۀ ترکمنچای به روسیه تسلیم کرد یا اینکه چقدر دشوار است یک جلد کتاب خطی را از افراد طبقۀ پایین اجتماع خرید، به علاقۀ ایرانیان نسبت به کتاب پی میبریم... در این کشور تاریخ جالبترین موضوع است و یک ایرانی واقعی بیاندازه کنجکاوتر است بداند جمشید یا کورش چه میکردهاند تا با خواندن زندگانی پیامبران اخلاق خود را تهذیب کند... در فرانسه دانشمندان هرگز وقت خود را با تاریخ تلف نمیکنند و دربارۀ آن چیزی نمیدانند. یافتن یک روستایی که نام لویی چهاردم، شارلمانی و سزار به گوشش خورده باشد، بسیار دشوار و نادر است... اما در ایران هرگز کسی را ندیدم که در پستترین شرایط اجتماعی باشد و کلیات تاریخی را که با آفرینش جهان شروع میشود و به سلطنت پادشاه فعلی خاتمه مییابد، نداند... برایشان #جمشید شکوه و فریبندگی خاصی دارد، رستم قهرمان ملی است و شاهعباس کبیر ــ اگر حرف چاروادارها را باور کنیم ــ تقریباً همۀ کاروانسراهای ایران را ساخته است...
❃حتی برای این اشخاص [بیسواد] تاریخ گذشتۀ ملت موضوعی جالب است و اوقات فراغت خود را با لذت به شنیدن داستانهای تاریخی میپردازند یا اینکه به سخنان افراد تحصیلکرده گوش میدهند... بارها چنین اجتماعاتی را دیدم که گوینده و شنوندگان به طور یکسان در پستترین شرایط اجتماعی قرار داشتند. این جلسات درس در کنار یک دیوار خرابه یا یک قنات تشکیل میشد، همه روی زمین چمباتمه میزدند، ولی چنان سکوت و دقتی بر آنان حکمفرما بود که گویی در یک سالن رسمی در صندلیهای راحتی پیرامون میزی با روکش ماهوت سبز نشستهاند. در چهار ماه که در بیابانی در فاصلۀ بیست فرسنگی تهران چادر زده بودم، خدمتکاران من هر شب در چادر یکی از پیشخدمتها جمع میشدند. یک نفر برایشان کتاب میخواند و دربارۀ فلان یا فلان واقعۀ تاریخی کهن بحث میکرد و بیسوادها گوش میدادند و میکوشیدند مطالب را بفهمند. هیچکدام، حتی سربازان، نمیخواستند کلمهای از این دروسِ ساعات فراغت را از دست بدهند... ملتی که اینقدر به تاریخ و پیشینیانش اهمیت میدهد، بیشک به اصل بقا و نیروی فوقالعادۀ خود آگاه است.
▪️(....) کشورشان را به شدت دوست دارند و آن را دلپذیرترین، حاصلخیزترین و سالمترین کشور روی زمین میدانند. [میگویند:] "ایران خوب مملکتی است"...»
#وطن_دوستی #ایران #گوبینو #تاریخ
#آگاهی #ملت #تاریخ_آگاهی
🏴@ISLIE
◼️اگر بخواهیم یک ویژگی منحصربهفرد برای ایرانیان نام ببریم شاید «تاریخآگاهی»شان باشد؛ یعنی نوعی «خودشناسیِ تاریخی» دارند. هر کس بر ایران حاکم میشد، میخواست حاکم کلِ ایرانِ تاریخی باشد. همیشه دعوا سر کل ایران بود و حاکمان میخواستند میراث دار کهنترین پادشاهان باشند. در این نوشتار میخواهم نظر شاهدی فرانسوی را دربارۀ این «تاریخآگاهیِ» ایرانیان بیاورم؛ نظر کُنت گوبینو، دیپلمات فرانسوی که ۱۸۵۵ تا ۱۸۵۸ (سال هفتم تا دهم سلطنت ناصرالدین شاه) در ایران بود. یکی از ویژگیهای ایرانیان که او را شگفتزده کرده بود، همین تاریخآگاهیِ ایرانیان بود. گوبینو میگوید:
❃«... ایرانیان را بهتر [از دیگر ملتهای آسیایی] شناختهام. ملتی کهنسالند و شاید همانطور که خود میگویند کهنسالترین ملت جهان باشند که حکومتی منظم داشته و روی زمین مانند ملتی بزرگ عمل کرده است. این واقعیت در روحیۀ هر خانوادۀ ایرانی وجود دارد. فقط طبقات تحصیلکرده نیستند که آن را میدانند و به زبان میآورند؛ بلکه عامیترین طبقات نیز همواره آن را در نظر دارند و با کمال میل تکرار میکنند و موضوع صحبتهای عادی خود قرار میدهند. این اولویت و احساس برتری یکی از مبانی اخلاقی و بخش مهمی از میراث معنوی ایرانیان را تشکیل میدهد. بارها شده ایرانیان بر سبیل تعارف گفتهاند تا جایی که میدانند فرانسویان کهنترین ملت اروپایی و از این جهت به ایرانیان شبیهند. در عمق فکر این اشخاص نوعی اظهار ادب نسبت به شخص من، ولی در عین حال تفاخر نسبت به خودشان احساس میشد، زیرا ضمن اینکه میخواستند ملت مرا مافوق سایر ملل اروپایی قرار دهند، این جمله را به نحوی ادا میکردند که به من بفهمانند با این وصف فاصله بین فرانسه و ایران زیاد است.
❃ملت ایران عاشق تاریخ کشور است... وقتی مشاهده میکنیم حکومت فتحعلی شاه با چه درد و رنجی کتابهای تاریخی و ادبی را طبق عهدنامۀ ترکمنچای به روسیه تسلیم کرد یا اینکه چقدر دشوار است یک جلد کتاب خطی را از افراد طبقۀ پایین اجتماع خرید، به علاقۀ ایرانیان نسبت به کتاب پی میبریم... در این کشور تاریخ جالبترین موضوع است و یک ایرانی واقعی بیاندازه کنجکاوتر است بداند جمشید یا کورش چه میکردهاند تا با خواندن زندگانی پیامبران اخلاق خود را تهذیب کند... در فرانسه دانشمندان هرگز وقت خود را با تاریخ تلف نمیکنند و دربارۀ آن چیزی نمیدانند. یافتن یک روستایی که نام لویی چهاردم، شارلمانی و سزار به گوشش خورده باشد، بسیار دشوار و نادر است... اما در ایران هرگز کسی را ندیدم که در پستترین شرایط اجتماعی باشد و کلیات تاریخی را که با آفرینش جهان شروع میشود و به سلطنت پادشاه فعلی خاتمه مییابد، نداند... برایشان #جمشید شکوه و فریبندگی خاصی دارد، رستم قهرمان ملی است و شاهعباس کبیر ــ اگر حرف چاروادارها را باور کنیم ــ تقریباً همۀ کاروانسراهای ایران را ساخته است...
❃حتی برای این اشخاص [بیسواد] تاریخ گذشتۀ ملت موضوعی جالب است و اوقات فراغت خود را با لذت به شنیدن داستانهای تاریخی میپردازند یا اینکه به سخنان افراد تحصیلکرده گوش میدهند... بارها چنین اجتماعاتی را دیدم که گوینده و شنوندگان به طور یکسان در پستترین شرایط اجتماعی قرار داشتند. این جلسات درس در کنار یک دیوار خرابه یا یک قنات تشکیل میشد، همه روی زمین چمباتمه میزدند، ولی چنان سکوت و دقتی بر آنان حکمفرما بود که گویی در یک سالن رسمی در صندلیهای راحتی پیرامون میزی با روکش ماهوت سبز نشستهاند. در چهار ماه که در بیابانی در فاصلۀ بیست فرسنگی تهران چادر زده بودم، خدمتکاران من هر شب در چادر یکی از پیشخدمتها جمع میشدند. یک نفر برایشان کتاب میخواند و دربارۀ فلان یا فلان واقعۀ تاریخی کهن بحث میکرد و بیسوادها گوش میدادند و میکوشیدند مطالب را بفهمند. هیچکدام، حتی سربازان، نمیخواستند کلمهای از این دروسِ ساعات فراغت را از دست بدهند... ملتی که اینقدر به تاریخ و پیشینیانش اهمیت میدهد، بیشک به اصل بقا و نیروی فوقالعادۀ خود آگاه است.
▪️(....) کشورشان را به شدت دوست دارند و آن را دلپذیرترین، حاصلخیزترین و سالمترین کشور روی زمین میدانند. [میگویند:] "ایران خوب مملکتی است"...»
#وطن_دوستی #ایران #گوبینو #تاریخ
#آگاهی #ملت #تاریخ_آگاهی
🏴@ISLIE
❈{اگر بخشی از ایران را از آن بگیرند، اگر نامش را از آن بگیرند، همچنان ایران خواهد ماند و نخواهد مُرد. ایران، در نظر من، چونان سنگ خارایی است که موج های دریا آنرا به اعماق راندهاند، انقلابات جوّی آن را به خشکی انداختهاند، رودی آن را با خود برده و فرسوده کرده است؛ تیزیهای آن را گرفته و خراشهای بسیاری بر آن وارد آورده، اما سنگ خارا که پیوسته همان است که بود، اینک، در وسط درّهای بایر آرمیده است. زمانی که اوضاع بر وفق مراد باشد، آن سنگ خارا گردش از سر خواهد گرفت. اهمیتی ندارد که کدام عنصر طبیعی پیروز شده یا چه حوادثی رخ داده باشد؛ تا زمانیکه او از میان نرفته باشد، همان سنگ خارا خواهد بود و بهجای نیرویی که بخواهد در درازای یک سده اندک آسیبی بر او وارد کند، او بر هزار نیروی مشابه چیره خواهد شد}
▪️کنت آرتور دو گوبینو، سه سال در آسیا، صص ۲۲۳ و ۲۲۴
🏴@ISLIE
▪️کنت آرتور دو گوبینو، سه سال در آسیا، صص ۲۲۳ و ۲۲۴
🏴@ISLIE
Forwarded from من خدا هستم
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📜گزیده ای از نیایش اوستایی سال نو در اوستا هفتن یشت....؛
{(.....)تو را سپاس می گوییم...؛ که اشا [هنجار هستی] را بنیان نهادی، زمین و آسمان، آب و گیاه را آفریدی، با مهر خویش روشنایی و شادی برای زندگی مردم پایدار ساختی، به ما آموختی تا با اندیشه نیک به تو نزدیک شویم، با گفتار نیک آیین راستی را گسترش دهیم و با کردار نیک سازنده و سودرسان باشیم|....| بر آنیم تا با کار های درست که از دانایی و خرد سرچشمه می گیرد، روان هستی را خشنود سازیم |....| راستی نیک است، راستی بهترین است، راستی خوشبختی است، و خوشبختی از آن کسی است که خواستار بهترین راستی باشد.}
❈جشن باستانی نوروز را بر تمامی ایرانیان و وطن دوستان جدای از هر عقیده، منش و تفکری تبریک میگوییم. امید که بندها در سال نو، به دست باد سپرده شوند و همه ابناء وطن طعم گوارای آزادی را بچشند .
🏴|@ISLIE|@khod10| #جشن #نوروز
🏳|@ktyab|@khod2| #وطن #ایران
{(.....)تو را سپاس می گوییم...؛ که اشا [هنجار هستی] را بنیان نهادی، زمین و آسمان، آب و گیاه را آفریدی، با مهر خویش روشنایی و شادی برای زندگی مردم پایدار ساختی، به ما آموختی تا با اندیشه نیک به تو نزدیک شویم، با گفتار نیک آیین راستی را گسترش دهیم و با کردار نیک سازنده و سودرسان باشیم|....| بر آنیم تا با کار های درست که از دانایی و خرد سرچشمه می گیرد، روان هستی را خشنود سازیم |....| راستی نیک است، راستی بهترین است، راستی خوشبختی است، و خوشبختی از آن کسی است که خواستار بهترین راستی باشد.}
❈جشن باستانی نوروز را بر تمامی ایرانیان و وطن دوستان جدای از هر عقیده، منش و تفکری تبریک میگوییم. امید که بندها در سال نو، به دست باد سپرده شوند و همه ابناء وطن طعم گوارای آزادی را بچشند .
🏴|@ISLIE|@khod10| #جشن #نوروز
🏳|@ktyab|@khod2| #وطن #ایران
Forwarded from پیوست
📃رسالت ملّت ایران در طول تاریخ چیست؟ | محمدعلی فروغی
❃ حال تصور میکنم هرکس به احوال ایرانیان درست معرفت یابد تصدیق خواهد کرد که این قوم در وظیفهی خود در عالم انسانیت کوتاهی نکرده بلکه نسبت به بسیاری از اقوام دیگر در راه وظیفهشناسی پیشقدم است و مداومتاش در این راه نیز از اکثر ملل بیشتر بوده است.
❃ هر چند برای ملّت ایرانی به اقتضای طبیعت روزگار متاسفانه دورههای تنزل و انحطاط نیز پیش آمده که در آن دورهها از ابراز استعداد و مایهی خداداد ممنوع و محروم گردیده است، ولیکن ظلمت آن ایام همه وقت عارضی و قهری و موقتی بوده و با این همه هیچگاه تندباد حوادث که بر ایران و مردم آن هجوم آورده چراغ معرفت را در آن مملکت و آتش ذوق و شور را در دل ایرانیان به کلی خاموش ننموده و به قول خواجه حافظ شیرازی:
از آن به دیرِ مُغانَم عزیز میدارند
که آتشی که نَمیرد، همیشه در دلِ ماست
❃ قوم ایرانی هر وقت شوکت و سیادت داشته قدرت خود را برای استقرار امنیت روح آسایش و رفاه مردم به کار برده، اقوام زیردست خویش را به ملاطفت و رأفت اداره کرده، مزاحم آداب و رسوم و زبان و خصوصیات قومیت آنها نشده، هرگز به هدم و تخریب آبادیها و قتلعام نفوس نپرداخته و با آنکه از طرف دشمنان مکرر به بلیات نهب و حرق و قتل و چپاول گرفتار گردیده هنگام قدرت درصدد تلافی برنیامده است.
❃ کیش باستانی ما ویرانی و درندگی را مانند بیماری و تاریکی از آثار شیطان و اهریمن خوانده و ایجاد وسایل آبادی و روشنایی و تندرستی را مایهی تقرب یزدان دانسته است.
📓 | مقالات فروغی، محمدعلی فروغی، تهران: توس، ۱۳۸۴
#ایران #ایرانشهر #دولت_ملی
#محمدعلی_فروغی #آزادی
🏴@ISLIE
❃ حال تصور میکنم هرکس به احوال ایرانیان درست معرفت یابد تصدیق خواهد کرد که این قوم در وظیفهی خود در عالم انسانیت کوتاهی نکرده بلکه نسبت به بسیاری از اقوام دیگر در راه وظیفهشناسی پیشقدم است و مداومتاش در این راه نیز از اکثر ملل بیشتر بوده است.
❃ هر چند برای ملّت ایرانی به اقتضای طبیعت روزگار متاسفانه دورههای تنزل و انحطاط نیز پیش آمده که در آن دورهها از ابراز استعداد و مایهی خداداد ممنوع و محروم گردیده است، ولیکن ظلمت آن ایام همه وقت عارضی و قهری و موقتی بوده و با این همه هیچگاه تندباد حوادث که بر ایران و مردم آن هجوم آورده چراغ معرفت را در آن مملکت و آتش ذوق و شور را در دل ایرانیان به کلی خاموش ننموده و به قول خواجه حافظ شیرازی:
از آن به دیرِ مُغانَم عزیز میدارند
که آتشی که نَمیرد، همیشه در دلِ ماست
❃ قوم ایرانی هر وقت شوکت و سیادت داشته قدرت خود را برای استقرار امنیت روح آسایش و رفاه مردم به کار برده، اقوام زیردست خویش را به ملاطفت و رأفت اداره کرده، مزاحم آداب و رسوم و زبان و خصوصیات قومیت آنها نشده، هرگز به هدم و تخریب آبادیها و قتلعام نفوس نپرداخته و با آنکه از طرف دشمنان مکرر به بلیات نهب و حرق و قتل و چپاول گرفتار گردیده هنگام قدرت درصدد تلافی برنیامده است.
❃ کیش باستانی ما ویرانی و درندگی را مانند بیماری و تاریکی از آثار شیطان و اهریمن خوانده و ایجاد وسایل آبادی و روشنایی و تندرستی را مایهی تقرب یزدان دانسته است.
📓 | مقالات فروغی، محمدعلی فروغی، تهران: توس، ۱۳۸۴
#ایران #ایرانشهر #دولت_ملی
#محمدعلی_فروغی #آزادی
🏴@ISLIE
Telegram
📎
❃«آبادانی چون زندگی است.» گزنفون در کتاب «اکونومیکوس» مینویسد:
{هرگاه پادشاه متوجه شودکه استانداران سرزمین را آباد و حاصلخیز نگاه داشته، خوب درختکارى شده و از آن سرزمین میوههایی که بومی آنجاست به دست آمده است، به آن استانداران زمینهای بیشتر میدهد، و با بخششهایی آنان را برجسته میکند، و با دادن جایگاه مخصوص در مقامات دربار شاهنشاهی سرافراز میسازد. اما اگر دانسته شود که آن استان هیچ محصول نداده و یا مردم -در نتیجهی رفتار زورگویانه (مأموران)- در آنجا کم شدهاند، در آن صورت اینان را کیفر میدهد، از خدمت برکنار میکند، و دیگری را به جای آنان میگمارد...}
❃ ولفگانگ کناوت در ادامه مینویسد: [در نزد ایرانیان باستان کشاورزی یک وظیفهی مقدس بود. هرگونه بهکار انداختن زمین، خاک مقدس، در پیشگاه اورمزد، پاداش نیک داشت؛ چنین است در وندیداد:(متن در اسکن)]
▪️آرمان شهریاری ایران باستان - اصول اخلاقی پادشاه: توجه به آبادانی کشور | #ولفگانگ_کناوت
🏴@ISLIE
{هرگاه پادشاه متوجه شودکه استانداران سرزمین را آباد و حاصلخیز نگاه داشته، خوب درختکارى شده و از آن سرزمین میوههایی که بومی آنجاست به دست آمده است، به آن استانداران زمینهای بیشتر میدهد، و با بخششهایی آنان را برجسته میکند، و با دادن جایگاه مخصوص در مقامات دربار شاهنشاهی سرافراز میسازد. اما اگر دانسته شود که آن استان هیچ محصول نداده و یا مردم -در نتیجهی رفتار زورگویانه (مأموران)- در آنجا کم شدهاند، در آن صورت اینان را کیفر میدهد، از خدمت برکنار میکند، و دیگری را به جای آنان میگمارد...}
❃ ولفگانگ کناوت در ادامه مینویسد: [در نزد ایرانیان باستان کشاورزی یک وظیفهی مقدس بود. هرگونه بهکار انداختن زمین، خاک مقدس، در پیشگاه اورمزد، پاداش نیک داشت؛ چنین است در وندیداد:(متن در اسکن)]
▪️آرمان شهریاری ایران باستان - اصول اخلاقی پادشاه: توجه به آبادانی کشور | #ولفگانگ_کناوت
🏴@ISLIE
◾️[کتاب "حلیه المتقین" در باب آداب زفاف و مجامعت:]-|٨۵|:{در حدیث صحیح از حضرت صادق منقولستکه: در وقت جماع سخن مگوئید که بیم آنست فرزندی که بهم رسد لال باشد.....و از حضرت امام #موسی پرسیدند: اگر کسی #فرج زن را ببوسد چون است؟ فرمود باکی نیست.}
◼️برای این جماعت و به خاطر مرگ اینها در جشن سال نو از صدا و سیما چندین روز هست؛ نوحه، عزاداری و سینه زنی از رادیو-تلویزیون پخش میشه که همین نکته؛ نشانی چند از زوال تمدن کهن ایران را بر ما نمایانگر میکند.
🏴@ISLIE
◼️برای این جماعت و به خاطر مرگ اینها در جشن سال نو از صدا و سیما چندین روز هست؛ نوحه، عزاداری و سینه زنی از رادیو-تلویزیون پخش میشه که همین نکته؛ نشانی چند از زوال تمدن کهن ایران را بر ما نمایانگر میکند.
🏴@ISLIE
💢توهین و تحقیر غیر مسلمین در جامعه اسلامی:
◼️آیت الله گلپایگانی میگوید: {اگر با دست خیس٬ به اهل کتاب [مسیحی٬ یهودی٬ زرتشتی] دست دادید باید دستتان را بشویید!!! – ذبائح اهل کتاب نجس است٬ خودشان نیز بنا بر احتیاط واجب نجس هستند! –اگر دست خیس٬ به در و دیوار یا اشیاء متعلق به یهودیان مسیحیان و هندوها برخورد کند٬ باید دست را آب کشید!.}
📓 | جامع الاحکام٬ آیت الله گلپایگانی٬ جلد۲٬ صفحه۹۳
#دین_تروریستی #فاشیسم #پست_اندیشی
🏴@ISLIE
◼️آیت الله گلپایگانی میگوید: {اگر با دست خیس٬ به اهل کتاب [مسیحی٬ یهودی٬ زرتشتی] دست دادید باید دستتان را بشویید!!! – ذبائح اهل کتاب نجس است٬ خودشان نیز بنا بر احتیاط واجب نجس هستند! –اگر دست خیس٬ به در و دیوار یا اشیاء متعلق به یهودیان مسیحیان و هندوها برخورد کند٬ باید دست را آب کشید!.}
📓 | جامع الاحکام٬ آیت الله گلپایگانی٬ جلد۲٬ صفحه۹۳
#دین_تروریستی #فاشیسم #پست_اندیشی
🏴@ISLIE
📄نگاهی بر جریانات آزادىخواهانه پس از سقوط دولت ساسانیان [۱-٢]
بیدادگری و ستمکارىهای حکومت های اسلامی، ایرانیان را بر آن داشت که برای رهایىاز تحمیلات ناروا و اهانتهای بیشمار، مردانه قیام کنند و اساس این حکومت جابر را از بیخ و بن برکنند. نهضت ایرانیان، از همان عهد اُموی آغاز شد و دنباله آن به دوره های بعد کشید، تا اینکه در قرن سوم هجری به حد شدّت خودرسید. از آن پس هم حس کینه توزی و انتقامجویى گاهی به آشکار و گاهی پنهان در روح ایرانیان جایگزین بود و هر دوره به اقتضاىوقت به شکلىمخصوص نمایان میشد:
❃نهضت ایرانیان گاه به صورت جنگ و خونریزى و گاهی به صورت تدبیر و حیله های سیاسىو یک چند به شکل مناظرات ادبی و مشاجرات علمی دیده میشد، ولىبه هر صورتکه بود هدف واحد مقدسی پیروی میشد که عبارت بود از مخالفت و برانداختن سیادت دولت متجاوز اسلامی که در این راه هدف همه به تأسیس حکومت های ملّی مستقل میل داشت.
❃قیام ایرانیان بر ضدّ دستگاه خلافت اسلامی، نخست به صورت نهضت ادبی ظاهر گشت و شاعران تازیگوی ایرانی در آثار خود، مفاخرت بر عرب آغاز کردند و خاندان یسارنسائی از این لحاظ در عصر بنی امیه شهرت داشت، از فرزندان یسار؛ اسماعیل، محمد و ابراهیم در مورد ایران سخت متعصّب و نسبت به عرب دشمن و بدخواه و کینه جو بودند. گذشته از فرزندان یسار و بسیاری دیگر ... جنبش ایرانیان حتی در میان اعراب نیز منتشر گردیده بود رماح بن یزید، از شاعران متغزل معروف عصر بنی امیه و اوایل دولت عباسی است نسبت خود را از طرف مادر فارسی: { انا ابن ابی سلمی و جدی ظالم/ و امی حصان اعجم اخلصتها الاعاجم} ذکر کرده و بدین جهت افتخار نموده است با این حال دولت اسلامی به هروسیله که ممکن میبود، این صداها را خاموش و گلوی صاحبان این نغمه های آزادی را با سرپنجه خشم و کین میفشرد.
❃اینجا لازم به ذکر است خاطرنشان کنیم "مفاخرت بر اعراب" در آن دوران به معنای ضدیت با نژاد عربی در اندیشه ایرانی نبوده چرا که ایرانیان صدها سال با اعراب در کنار یکدیگر زیسته و تجارت کرده بودند فلذا ریشه این مفاخرت بیشتر به رفتار و منش حکومت "بنی امیه" در امر کشور داری بازگشت میکند که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت.....
#جنبش_ملی #آزادی #ایرانیان #اسلام #بنی_امیه #شعرا #ساسانیان #پس_از_سقوط
🏴@ISLIE
بیدادگری و ستمکارىهای حکومت های اسلامی، ایرانیان را بر آن داشت که برای رهایىاز تحمیلات ناروا و اهانتهای بیشمار، مردانه قیام کنند و اساس این حکومت جابر را از بیخ و بن برکنند. نهضت ایرانیان، از همان عهد اُموی آغاز شد و دنباله آن به دوره های بعد کشید، تا اینکه در قرن سوم هجری به حد شدّت خودرسید. از آن پس هم حس کینه توزی و انتقامجویى گاهی به آشکار و گاهی پنهان در روح ایرانیان جایگزین بود و هر دوره به اقتضاىوقت به شکلىمخصوص نمایان میشد:
❃نهضت ایرانیان گاه به صورت جنگ و خونریزى و گاهی به صورت تدبیر و حیله های سیاسىو یک چند به شکل مناظرات ادبی و مشاجرات علمی دیده میشد، ولىبه هر صورتکه بود هدف واحد مقدسی پیروی میشد که عبارت بود از مخالفت و برانداختن سیادت دولت متجاوز اسلامی که در این راه هدف همه به تأسیس حکومت های ملّی مستقل میل داشت.
❃قیام ایرانیان بر ضدّ دستگاه خلافت اسلامی، نخست به صورت نهضت ادبی ظاهر گشت و شاعران تازیگوی ایرانی در آثار خود، مفاخرت بر عرب آغاز کردند و خاندان یسارنسائی از این لحاظ در عصر بنی امیه شهرت داشت، از فرزندان یسار؛ اسماعیل، محمد و ابراهیم در مورد ایران سخت متعصّب و نسبت به عرب دشمن و بدخواه و کینه جو بودند. گذشته از فرزندان یسار و بسیاری دیگر ... جنبش ایرانیان حتی در میان اعراب نیز منتشر گردیده بود رماح بن یزید، از شاعران متغزل معروف عصر بنی امیه و اوایل دولت عباسی است نسبت خود را از طرف مادر فارسی: { انا ابن ابی سلمی و جدی ظالم/ و امی حصان اعجم اخلصتها الاعاجم} ذکر کرده و بدین جهت افتخار نموده است با این حال دولت اسلامی به هروسیله که ممکن میبود، این صداها را خاموش و گلوی صاحبان این نغمه های آزادی را با سرپنجه خشم و کین میفشرد.
❃اینجا لازم به ذکر است خاطرنشان کنیم "مفاخرت بر اعراب" در آن دوران به معنای ضدیت با نژاد عربی در اندیشه ایرانی نبوده چرا که ایرانیان صدها سال با اعراب در کنار یکدیگر زیسته و تجارت کرده بودند فلذا ریشه این مفاخرت بیشتر به رفتار و منش حکومت "بنی امیه" در امر کشور داری بازگشت میکند که در ادامه به بررسی آن خواهیم پرداخت.....
#جنبش_ملی #آزادی #ایرانیان #اسلام #بنی_امیه #شعرا #ساسانیان #پس_از_سقوط
🏴@ISLIE
Telegram
📎
◾️[وفی صحیحه جمیل المرویه فی تفسیر القمی عن أبی عبدالله: (...) قال: هن في النار إذا كان يوم القيامه يؤتى بهن فألبسن جلبابا من نار وخفين من نار وقناعا من نار وادخل في اجوافهن و فروجهن اعمدة من النار وقذف بهن في النار، (...)]
◾️زنی با کنیزش بر صادق وارد شد و گفت نظر شما درباره مساحقه چیست؟ امام فرمود: اینها در آتش هستند و روز قیامت آن زنان را میآورند در حالیکه پیراهنی از آتش، کفشی از آتش، روپوشی از آتش به آنها پوشانده شده. و ستونهائی از آتش در درون و #فرج (واژن) آنان قرار داده شده است و به آتش انداخته میشوند...
◼️آیا هیچ موجود روان پریشی به چنین شکنجه هایی حتی فکر میکند که امام صادق مدعی است الله خیالی اینگونه رفتار میکند؟
🏴@ISLIE
◾️زنی با کنیزش بر صادق وارد شد و گفت نظر شما درباره مساحقه چیست؟ امام فرمود: اینها در آتش هستند و روز قیامت آن زنان را میآورند در حالیکه پیراهنی از آتش، کفشی از آتش، روپوشی از آتش به آنها پوشانده شده. و ستونهائی از آتش در درون و #فرج (واژن) آنان قرار داده شده است و به آتش انداخته میشوند...
◼️آیا هیچ موجود روان پریشی به چنین شکنجه هایی حتی فکر میکند که امام صادق مدعی است الله خیالی اینگونه رفتار میکند؟
🏴@ISLIE
❃ هاینریش کارل بروگش خاورشناس آلمانی قرن نوزدهم پیرامون ملت ایران چنین میگوید:
{نقاط ضعفی که در شخصیت ایرانیان هست در مقابل هوش و ذکاوت هند و اروپاییشان مسأله ای ناچیز است. باید توجه داشت که ایرانیان دور از سایر برادران هند و اروپاییشان و دور از فرنگستان متمدن یکه و تنها در قلب آسیا در میان اقوام بىفرهنگ و قبایل بیابانگردى زندگی مىکنند که نه تنها نمیتوانند چیزی از آنان بیاموزند بلکه ناچارند پیوسته با تمام قوا بکوشند که خود را از تأثیرات منفی شیوه زندگی غیرمتمدنانه آنها به دور نگاهدارند ....}
📓 | بروگش، هینرش. در سرزمین آفتاب. ترجمة مجید جلیلوند.
🏴@ISLIE
{نقاط ضعفی که در شخصیت ایرانیان هست در مقابل هوش و ذکاوت هند و اروپاییشان مسأله ای ناچیز است. باید توجه داشت که ایرانیان دور از سایر برادران هند و اروپاییشان و دور از فرنگستان متمدن یکه و تنها در قلب آسیا در میان اقوام بىفرهنگ و قبایل بیابانگردى زندگی مىکنند که نه تنها نمیتوانند چیزی از آنان بیاموزند بلکه ناچارند پیوسته با تمام قوا بکوشند که خود را از تأثیرات منفی شیوه زندگی غیرمتمدنانه آنها به دور نگاهدارند ....}
📓 | بروگش، هینرش. در سرزمین آفتاب. ترجمة مجید جلیلوند.
🏴@ISLIE
Forwarded from پیوست
📄نگاهی بر جریانات آزادىخواهانه پس از سقوط دولت ساسانیان | وضعیت مردم تحت سیطره حکومت اسلامی امویان [٢-٢]
❃حکومت بنی امیّه از همان ابتدا برپایه تحقیر ملل غیرعرب استوار شد. موالی در عصر اموی، ذلیل، خوار و خدمتگزار اعراب بودند و کار و منصب مهمی در دست آنان نبود، بنی امیّه استخدام موالی را برای خود ننگ و مراوده با موالی را دلیل پستی و رذالت میدانستند، و حتی از اقتدا به فقیهان موالی اکراه داشتند. نافع بن جبیر شافعی، از تابعان نامی، همینکه جنازه ای را مىدید مىپرسید کىبود؟ اگر می گفتند از قریش بود مىگفت: «افسوس از قوم من یکی کم شد» اگر میگفتند عرب بود مىگفت «افسوس هموطنم مرد» و اگر میگفتند مولا بود، با خونسردی میگفت: «کالای خداست؛ مىخواهد میبرد و مىخواهد میگذارد» و اگر عربی مىمرد مولا نمىتوانست با دیگرات بر جنازه او نماز بگذارد. هنگام میهمانی مولا را ولو اینکه بافضل و با تقوی بود، سرخوان نمىنشاندند، بلکه اورا سر راه مىنشاندند تامردم بدانند که او عرب نیست. [تاریخ تمدن اسلام ج۴ص٧۱]
◼️ابوالفرج اصفهانی مىنویسد: [یکی از موالی دختری از اعراب «بنىسلیم» به زنی گرفت. محمدبن بشیر خارجی، سوی مدینه رهسپار شد و شکایت نزدوالی آنجا ابراهیم بن هاشم بن اسماعیل برد. ابراهیم کس فرستاد و میان زن و شوهر جدایی انداخت و امر کرد تا دویست تازیانه بمرد زدند و به فضیحت موىسر و ابرو و ریش اورا تراشیدند. محمد بن بشیر در این باره گفت:{ قضيت ببسنة وحكمت عدلا / ولم ترث الحكومة من بعيد / وفى المائتين للمولى تكال وفى سلب الحواجب والخدود/ إذا كافأتهم ببنات كسرى فهل يجد ...} (به روش آبا و اجدادی داوری کردی و با عدالت حکم دادی، تو حکومت را از نزدیکان به ارث برده ای.دویست تازیانه برای آن مولا عذابی سخت بود، همچنین تراشیدن ریش و ابروی او. اگر پاداش آنها دختران کسری باشد، باز فزونتر میخواهند. چه؛ حقی که موافق انصاف باشد، از این بهتر است که کنیزان با بندگان همسر باشند)
❃عرب را تا زمان دولت بنىعباس، چنین رسم بود که چون از بازار چیزی خریده به خانه باز مىگشت، اگر در میان راه با یکىاز موالی مصادف مىشد، اورا مکلّف مىکرد تا متاعش را بىچون و چرا به مقصد برساند. اگر عربىپیاده، یکی از موالی را سواره مىیافت، مولا مجبور بود پیاده شود و مرکوب خود را در اختیار عرب گذارد و خود در رکاب او پیاده راهپیمایی کند. هرکس مىخواست زنی از موالی اختیار کند، بدون اطلاع پدرومادر و کسان زن، اورا به عقد ازدواج خود در مىآورد و از طرف حکومت اسلامی هم سرزنش نمىشد (محاضرات الادباء و محاورات الشعرا ج۱ ص٢٢۰) هندوشاه نخجوانی مینویسد:{در زندان حجاج، چند هزار کس محبوس بودند، او دستور داد تا ایشان را آب آمیخته با نمک و آهک مىدادند و به جای طعام سرگین آمیخته به گمیز خر.}
❃ در همچین شرایطی بود که اندیشمندان و بزرگ مردان ایرانی جهت مقابله با ظلم و فساد حکومت اسلامی و نجات فرهنگ و غرور ایرانی جان خویش در کف دست گرفته، مشعل مبارزه را بر افراشتند و بر علیه تمامی ارکان فکری دژخیمان اعلان جنگ نمودند که در مطالب آینده بسیاری از این قهرمانان گم نام را به شما خواهیم شناساند.
🏴@ISLIE
❃حکومت بنی امیّه از همان ابتدا برپایه تحقیر ملل غیرعرب استوار شد. موالی در عصر اموی، ذلیل، خوار و خدمتگزار اعراب بودند و کار و منصب مهمی در دست آنان نبود، بنی امیّه استخدام موالی را برای خود ننگ و مراوده با موالی را دلیل پستی و رذالت میدانستند، و حتی از اقتدا به فقیهان موالی اکراه داشتند. نافع بن جبیر شافعی، از تابعان نامی، همینکه جنازه ای را مىدید مىپرسید کىبود؟ اگر می گفتند از قریش بود مىگفت: «افسوس از قوم من یکی کم شد» اگر میگفتند عرب بود مىگفت «افسوس هموطنم مرد» و اگر میگفتند مولا بود، با خونسردی میگفت: «کالای خداست؛ مىخواهد میبرد و مىخواهد میگذارد» و اگر عربی مىمرد مولا نمىتوانست با دیگرات بر جنازه او نماز بگذارد. هنگام میهمانی مولا را ولو اینکه بافضل و با تقوی بود، سرخوان نمىنشاندند، بلکه اورا سر راه مىنشاندند تامردم بدانند که او عرب نیست. [تاریخ تمدن اسلام ج۴ص٧۱]
◼️ابوالفرج اصفهانی مىنویسد: [یکی از موالی دختری از اعراب «بنىسلیم» به زنی گرفت. محمدبن بشیر خارجی، سوی مدینه رهسپار شد و شکایت نزدوالی آنجا ابراهیم بن هاشم بن اسماعیل برد. ابراهیم کس فرستاد و میان زن و شوهر جدایی انداخت و امر کرد تا دویست تازیانه بمرد زدند و به فضیحت موىسر و ابرو و ریش اورا تراشیدند. محمد بن بشیر در این باره گفت:{ قضيت ببسنة وحكمت عدلا / ولم ترث الحكومة من بعيد / وفى المائتين للمولى تكال وفى سلب الحواجب والخدود/ إذا كافأتهم ببنات كسرى فهل يجد ...} (به روش آبا و اجدادی داوری کردی و با عدالت حکم دادی، تو حکومت را از نزدیکان به ارث برده ای.دویست تازیانه برای آن مولا عذابی سخت بود، همچنین تراشیدن ریش و ابروی او. اگر پاداش آنها دختران کسری باشد، باز فزونتر میخواهند. چه؛ حقی که موافق انصاف باشد، از این بهتر است که کنیزان با بندگان همسر باشند)
❃عرب را تا زمان دولت بنىعباس، چنین رسم بود که چون از بازار چیزی خریده به خانه باز مىگشت، اگر در میان راه با یکىاز موالی مصادف مىشد، اورا مکلّف مىکرد تا متاعش را بىچون و چرا به مقصد برساند. اگر عربىپیاده، یکی از موالی را سواره مىیافت، مولا مجبور بود پیاده شود و مرکوب خود را در اختیار عرب گذارد و خود در رکاب او پیاده راهپیمایی کند. هرکس مىخواست زنی از موالی اختیار کند، بدون اطلاع پدرومادر و کسان زن، اورا به عقد ازدواج خود در مىآورد و از طرف حکومت اسلامی هم سرزنش نمىشد (محاضرات الادباء و محاورات الشعرا ج۱ ص٢٢۰) هندوشاه نخجوانی مینویسد:{در زندان حجاج، چند هزار کس محبوس بودند، او دستور داد تا ایشان را آب آمیخته با نمک و آهک مىدادند و به جای طعام سرگین آمیخته به گمیز خر.}
❃ در همچین شرایطی بود که اندیشمندان و بزرگ مردان ایرانی جهت مقابله با ظلم و فساد حکومت اسلامی و نجات فرهنگ و غرور ایرانی جان خویش در کف دست گرفته، مشعل مبارزه را بر افراشتند و بر علیه تمامی ارکان فکری دژخیمان اعلان جنگ نمودند که در مطالب آینده بسیاری از این قهرمانان گم نام را به شما خواهیم شناساند.
🏴@ISLIE
Telegram
📎
◾️هندوشاه نخجوانی مینویسد: {در زندان حجاج، چند هزار کس محبوس بودند، او دستور داد تا ایشان را آب آمیخته با نمک و آهک مىدادند و به جای طعام سرگین آمیخته به گمیز خر. گویند حسن بصری که از تابعین بود و در غایت زهد و ورع روزی گفت: چهل سال از خدای درخواستم تا بهترین مارا حاکم گرداند. خدای تعالی حجاج را حاکم گردانید، اگر دعای مستجاب شد :انالله و انا الیه راجعون و اگر مستجاب نشد فانا لله و انا الیه راجعون}
◼️عظمت کار اندیشمندان ایرانی بدین جهت است که در شرایط دهشتناکی که حتی فقها و علمایی که از لحاظ فکری و عقیدتی همراستا با نهاد حکومت بودند بر خود میلرزیدند یک لحظه در راه آزادی و روشنگری پا پس نکشیدند. در روزهای آتی با این بزرگان بیشتر آشنا خواهیم شد.
🏴@ISLIE
◼️عظمت کار اندیشمندان ایرانی بدین جهت است که در شرایط دهشتناکی که حتی فقها و علمایی که از لحاظ فکری و عقیدتی همراستا با نهاد حکومت بودند بر خود میلرزیدند یک لحظه در راه آزادی و روشنگری پا پس نکشیدند. در روزهای آتی با این بزرگان بیشتر آشنا خواهیم شد.
🏴@ISLIE
◾️️از ابوالفرج اصفهانی روایت میکند: [یکی از موالی دختری از اعراب «بنىسلیم» به زنی گرفت. محمدبن بشیر خارجی، سوی مدینه رهسپار شد و شکایت نزدوالی آنجا ابراهیم بن هاشم بن اسماعیل برد. ابراهیم کس فرستاد و میان زن و شوهر جدایی انداخت و امر کرد تا دویست تازیانه بمرد زدند و به فضیحت موىسر و ابرو و ریش اورا تراشیدند.]
◼️سرکوب فرهنگی و تحقیر نژادی سیستماتیک مردم مناطق تحت اِشغال حکومت اسلامی توسط ایشان سبب گشت؛ جنبش های آزادىخواه و روشنگران ایرانى جهت نمایاندن برتری خود و عظمت نیاکانشان اشعار و کتاب های مختلفی بسرایند و بنویسند که در آینده با بسیاری از این نوشتجه جات آشنا خواهیم شد.
🏴@ISLIE
◼️سرکوب فرهنگی و تحقیر نژادی سیستماتیک مردم مناطق تحت اِشغال حکومت اسلامی توسط ایشان سبب گشت؛ جنبش های آزادىخواه و روشنگران ایرانى جهت نمایاندن برتری خود و عظمت نیاکانشان اشعار و کتاب های مختلفی بسرایند و بنویسند که در آینده با بسیاری از این نوشتجه جات آشنا خواهیم شد.
🏴@ISLIE
◾️[مسند علىبن ابراهیم القمی]-|۶۰٣٩|-{مُحَمَّدُ بْنُ يَعقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إبْرٰاهِيمَ عَنْ أبِيهِ عَنْ ابْنِ أبِي عُمَيْرٍ عن هشام بن سالم وحماد عن زرارة عن أبي عبد الله في تزويج أم كلثوم فقال: إن ذلك فرج غصبناه.}
◾️[۶۰٣٩: امام صادق درباره ازدواج ام کلثوم فرمود: 👈🏿او آلت تناسلی زنانه ای بود👉🏿 که به زور از ما گرفته شد.!]
◼️سوال ما اینست که آیا نامیدن دخترفاطمه به یک "آلت تناسلی زنانه" حاکی از رفتارهای پرخاشگرانه جنسی وی در شهرخود بوده است یا اینکه دلیل دیگری اعم از اجبار و فریب داشته؟ به نظر شما علت گفتن این سخن توسط امام صادق در مورد دخترفاطمه زهرا چیست؟
🏴@ISLIE
◾️[۶۰٣٩: امام صادق درباره ازدواج ام کلثوم فرمود: 👈🏿او آلت تناسلی زنانه ای بود👉🏿 که به زور از ما گرفته شد.!]
◼️سوال ما اینست که آیا نامیدن دخترفاطمه به یک "آلت تناسلی زنانه" حاکی از رفتارهای پرخاشگرانه جنسی وی در شهرخود بوده است یا اینکه دلیل دیگری اعم از اجبار و فریب داشته؟ به نظر شما علت گفتن این سخن توسط امام صادق در مورد دخترفاطمه زهرا چیست؟
🏴@ISLIE
Forwarded from پیوست
📄نقش زنان در تاریخ عرب | نوال السعداوی
❃من هربار که به مطالعه تاریخ پیش از اسلام پرداخته ام، از تعداد "شخصیت هاىزن" که در جامعه قبایلی آن روزگار نقش مهمی داشته اند، و جای برجسته ای که در ادب، فرهنگ، هنر، عشق، روابط جنسی و زندگىاجتماعی و اقتصادی مردمشان اشغال کرده اند، به حیرت فرومىروم. در آن دوران حتی زنانی بوده اند که به خاطر شرکت فعال و مهمشان در مبارزات سیاسی، جنگ ها و نبردهای معروف مشهور شده اند. (....) در مقابل محمد زنانىبودند که در جنگ ها و نبردهای علیه محمد شرکت داشتند. یکی از آنان هندبنت ربیعه، زن ابوسفیان بود. او در غزوه احد زره و کلاه خود جنگی پوشیده بود و شمشیرش را در هوا جولان مىداد، ویکی پس از دیگرى در سینه دشمن فرومىبرد. (عبدالرحمن الشرقاوی، محمد رسول الحرّیه | کتاب الهلال قاهره،۱٩۶٧ ص ٢۱٧)
❃هند زنىعرب بود که بر آزادىخویش و آزادى تصمیم گیری در زندگىشخصی اصرار داشت. او یکبار به پدرش گفت:"من زنىهستم که اختیار زندگىام را خود در دست دارم."(محمد بن سعد، الطقات جلد٨ص۱٧۱) هند در قدرت منطق و حاضر جوابی در برابر محمد شهره بود. او با عده اى از زنان در برابر پیامبر ایستاده بودند تا اسلام بیاورند. محمد اصول اسلامىرا یک به یک بر آنان مىخواند: وقتىکه محمد گفت "فرزندان خود را نکشید" هند گفت: "این شما بودید که فرزندان ماراکشتید" در غزوه بدر که بین مسلمین و قریش روی داد، هند سه مرد از خانواده اش را از دست داده بود: پدرش عتبه ابن ربیعه، عمویش شیبه و برادرش ولید بن عتبه. پس از این غزوه، هند سوگند خورد که انتقام آنان را بگیرد؛ و تا آنگاه از استعمال خطر و نزدیکی با شوهرش خودداری کند. او در غزوه احد که قریشىها بر مسلمانان پیروز شدند به سوگند خویش وفا کرد
❃(....) در آن زمان موقعیت مهمىکه برخی از خدایان مونث اشغال کرده بودند نمایانگر حیثیت بالاترى بود که زنان در جامعه قبیله اى عرب احراز کرده و از جامعه مادرسالار که هنوز در برخی از قبایل حیات داشت نشان مىآورد این وجوه مادرسالاری احتمالا بتواند نقش نسبتا مهمی را که زنان در جامعه ایفا میکردند و در بسیاری از زنان با شخصیت قوی، قدرت استدلال و منطق، برخورد مثبت با مشکلات زندگی خصوصی و اجتماعی منعکس بود، توضیح دهد. برخی از آنان در رشته هاىتولید، تجارت و خریدو فروش نیز فعال بودند و به ایشان قدرت آزادی عملکرد میداد. قبل از اسلام حتی یک زن مىتوانست شیوه چندشوهرى پیشه گیرد و به بیش از یک مرد ازدواج کند. این شیوه ازدواج را "زواج المشارکه" مىنامیدند همینگونه "زواج الهبه" که به موجب آن زن به مرد مىگفت: {من خود را به تو هبه مىکنم} به این معنی که ازدواج بدون قید و شرط است و هیچ حقی بر گردن همدیگر ندارند و...
❃زن در ادبیات حماسی عرب نیز نقش برجسته ای داشت. یکی از داستان های معروف، "سیره امیرة ذات الهمّه" است که "فاطمه بن مظلوم" قهرمان اصلی آن به شمار مىرود. زنان قهرمان این داستان همگی سواران دلاوری هستند که در آوردگاه از قهرمانان مرد گوی سبقت را مىربایند. از قهرمان اصلی داستان غالبا به صفت "قتالة الشجعان" ياد مىشود و همو در جنگ با شمشیر بر دلاورترین مردان پیروز مىشود و جز با مردی که بتواند در برابر قدرت سلاح او مقاومت کند همبستر نمیگردد که داستان تولد وی تا قیام و زندگىاش بی شک شاهکاری در ادبیات محسوب میگردد که این قبیل حماسه ها بدون تردید بیانگر موقعیت زن عرب در جامعه آن روز بوده است .
🏴@ISLIE
❃من هربار که به مطالعه تاریخ پیش از اسلام پرداخته ام، از تعداد "شخصیت هاىزن" که در جامعه قبایلی آن روزگار نقش مهمی داشته اند، و جای برجسته ای که در ادب، فرهنگ، هنر، عشق، روابط جنسی و زندگىاجتماعی و اقتصادی مردمشان اشغال کرده اند، به حیرت فرومىروم. در آن دوران حتی زنانی بوده اند که به خاطر شرکت فعال و مهمشان در مبارزات سیاسی، جنگ ها و نبردهای معروف مشهور شده اند. (....) در مقابل محمد زنانىبودند که در جنگ ها و نبردهای علیه محمد شرکت داشتند. یکی از آنان هندبنت ربیعه، زن ابوسفیان بود. او در غزوه احد زره و کلاه خود جنگی پوشیده بود و شمشیرش را در هوا جولان مىداد، ویکی پس از دیگرى در سینه دشمن فرومىبرد. (عبدالرحمن الشرقاوی، محمد رسول الحرّیه | کتاب الهلال قاهره،۱٩۶٧ ص ٢۱٧)
❃هند زنىعرب بود که بر آزادىخویش و آزادى تصمیم گیری در زندگىشخصی اصرار داشت. او یکبار به پدرش گفت:"من زنىهستم که اختیار زندگىام را خود در دست دارم."(محمد بن سعد، الطقات جلد٨ص۱٧۱) هند در قدرت منطق و حاضر جوابی در برابر محمد شهره بود. او با عده اى از زنان در برابر پیامبر ایستاده بودند تا اسلام بیاورند. محمد اصول اسلامىرا یک به یک بر آنان مىخواند: وقتىکه محمد گفت "فرزندان خود را نکشید" هند گفت: "این شما بودید که فرزندان ماراکشتید" در غزوه بدر که بین مسلمین و قریش روی داد، هند سه مرد از خانواده اش را از دست داده بود: پدرش عتبه ابن ربیعه، عمویش شیبه و برادرش ولید بن عتبه. پس از این غزوه، هند سوگند خورد که انتقام آنان را بگیرد؛ و تا آنگاه از استعمال خطر و نزدیکی با شوهرش خودداری کند. او در غزوه احد که قریشىها بر مسلمانان پیروز شدند به سوگند خویش وفا کرد
❃(....) در آن زمان موقعیت مهمىکه برخی از خدایان مونث اشغال کرده بودند نمایانگر حیثیت بالاترى بود که زنان در جامعه قبیله اى عرب احراز کرده و از جامعه مادرسالار که هنوز در برخی از قبایل حیات داشت نشان مىآورد این وجوه مادرسالاری احتمالا بتواند نقش نسبتا مهمی را که زنان در جامعه ایفا میکردند و در بسیاری از زنان با شخصیت قوی، قدرت استدلال و منطق، برخورد مثبت با مشکلات زندگی خصوصی و اجتماعی منعکس بود، توضیح دهد. برخی از آنان در رشته هاىتولید، تجارت و خریدو فروش نیز فعال بودند و به ایشان قدرت آزادی عملکرد میداد. قبل از اسلام حتی یک زن مىتوانست شیوه چندشوهرى پیشه گیرد و به بیش از یک مرد ازدواج کند. این شیوه ازدواج را "زواج المشارکه" مىنامیدند همینگونه "زواج الهبه" که به موجب آن زن به مرد مىگفت: {من خود را به تو هبه مىکنم} به این معنی که ازدواج بدون قید و شرط است و هیچ حقی بر گردن همدیگر ندارند و...
❃زن در ادبیات حماسی عرب نیز نقش برجسته ای داشت. یکی از داستان های معروف، "سیره امیرة ذات الهمّه" است که "فاطمه بن مظلوم" قهرمان اصلی آن به شمار مىرود. زنان قهرمان این داستان همگی سواران دلاوری هستند که در آوردگاه از قهرمانان مرد گوی سبقت را مىربایند. از قهرمان اصلی داستان غالبا به صفت "قتالة الشجعان" ياد مىشود و همو در جنگ با شمشیر بر دلاورترین مردان پیروز مىشود و جز با مردی که بتواند در برابر قدرت سلاح او مقاومت کند همبستر نمیگردد که داستان تولد وی تا قیام و زندگىاش بی شک شاهکاری در ادبیات محسوب میگردد که این قبیل حماسه ها بدون تردید بیانگر موقعیت زن عرب در جامعه آن روز بوده است .
🏴@ISLIE
❃سیزدهمین امام شیعیان تلگرامی حضرت گوستاو لوبون نیز به زنبارگی محمد چنین اعتراف میکند:
[اگر از پیغمبر بتوان انتقادی کرد فقط همان علاقه مفرطی است که به زن داشته ولی اینرا هم نباید از نظر انداخت که این محبت فقط در قسمت اخیر زندگانی در وی پیدا شده بود (...) پیغمبر به سن زنان خود چندان اهمیت نمیداد زیرا عایشه را وقتیکه به نکاح خود در آورد سنش زیاده از ۱۰ سال نبود]
◼️امام لوبون میگوید پس از رسیدن محمد به قدرت وی به شهوترانی با زنان میپرداخته و در سن ۵٣-۵۴ سالگی وقتی عایشه تنها ۱۰ ساله بوده به وی دخول نموده است. پاسخ به شبهه مترجم در اینجا
🏴@ISLIE
[اگر از پیغمبر بتوان انتقادی کرد فقط همان علاقه مفرطی است که به زن داشته ولی اینرا هم نباید از نظر انداخت که این محبت فقط در قسمت اخیر زندگانی در وی پیدا شده بود (...) پیغمبر به سن زنان خود چندان اهمیت نمیداد زیرا عایشه را وقتیکه به نکاح خود در آورد سنش زیاده از ۱۰ سال نبود]
◼️امام لوبون میگوید پس از رسیدن محمد به قدرت وی به شهوترانی با زنان میپرداخته و در سن ۵٣-۵۴ سالگی وقتی عایشه تنها ۱۰ ساله بوده به وی دخول نموده است. پاسخ به شبهه مترجم در اینجا
🏴@ISLIE