⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➊➊】
💠ترور مخالفين و ايجاد محيط رعب و وحشت در مدينه
❎بهانه جویی برای حمله به قبایل
☑️با بازگشت محمد به مدينه از جنگ بدر، ترور و سرکوب مخالفين آغاز می شود. تاکنون محمد ماشين جنگی اش را تنها برای غارت کاروانهای مکه بکار ميبرد. اکنون با پيروزی شگفت انگيز در جنگ بدر جرات اين را می يابد که آنرا همچون ماشين سرکوبی بر عليه مخالفين سياسی و عقيدتی خود نيز بکار برد.
⇒ @ISLIE ⇐
🎯 هدف او اين است که مدينه را بکلی از مخالفين خود پاک و آنرا بعنوان پايگاهی برای تعرضات بعدی خود کامل تحت کنترل خويش در آورد. در اين مسير، اولين قربانيان او يهوديان مدينه اند. قبل از جنگ بدر، محمد از پيوستن يهوديان به اسلام نا اميد شده بود. با اين حال، نه تنها قدرت حمله به آنها را نداشت، بلکه و مهمتر از آن، در صورت حمله به آنان ممکن بود حمايت انصار را که در قرارداد عقبه فقط متعهد به حمايت از محمد در برابر حمله دشمانش، و نه حمايت از او در صورت حمله به ديگران، شده بودند، از دست بدهد. بخصوص که گروه منافقين در ميان مسلمانان و در راس آنها "عبدالله بن اُبَیّ" نه تنها با يهوديان مناسبات بسيار دوستانه داشت، بلکه با زياده رويهای محمد نيز مخالف بود.
🔰منافقين، در واقع اپوزيسيون اسلامی در درون نيروهای محمد بودند. آنها بخشی از مسلمانان بودند که بدليل مختلف، ولی بهرحال متفاوت از ديگران به محمد پيوسته بودند و با اهداف وی بطور کامل همآهنگی نداشتند. خود محمد در قران از آنها بعنوان کسانی که نه با دل و جان بلکه بظاهر مسلمان شده بودند و از درون بر عليه وی فتنه گری می کردند نام ميبرد.
🔅در واقع نيز، اگر معنای واقعی اسلام را- که چيزی جز تسليم شدن به بدترين بردگی انسان و هولناکترين ديکتاتوری فردی نبود، در نظر آوريم، آنوقت پی ميبريم که تعريف محمد از منافقين- که شايد بتوان گفت اپوزيسيون ليبرال در درون حزب اسلامی بودند، چندان بی ربط هم نبود. بنابراين، حمله به يهود، قبل از جنگ بدر، يعنی زمانی که محمد هنوز کنترل کاملی بر نيروهای خود نداشت، ميتوانست با مخالفت جدی آنها روبرو و منجر به انشعاب بزرگی در ميان مسلمانان گردد. در آنزمان او قدرت تحمل چنين اعتراضی را نداشت، ولی اکنون، او ديگر چندان نگران آنها نبود، و شايد هم، حمله به يهود بعنوان مقدم ترين هدف پس از جنگ بدر، يکی هم خالی کردن زير پای منافقين، متحد آنها بود. خود محمد نيز در آيه ای به اين امر اشاره ميکند. 👇🏿
📜"گروهی منافق "مسلمان ظاهری " که دلهاشان ناپاک و ناخوش است خواهی ديد که در راه دوستی ايشان (يهود و نصاری) ميشتابند و ميگويند ما ار اين می ترسيم که مبادا در گردش روزگار آسيبی از آنها بما رسد. باشد که خدا برای مسلمانان پيروزی ای پيش آرد يا امر ديگری از طرف خود (که عزت و دولت مسلمين قوت يابد) تا منافقان از آنچه در دل نهان کردند سخت پشيمان شوند و اهل ايمان (چون از نفاق و سيرت زشت آنان اگاه شوند) گويند آيا اينان هستند کهبا جديت و مبالغه بسيار بخدا سوگند ياد ميکردند که ما از شما هستيم؟"
📗سوره المائد7 ،آيه های ،54 -52قمشه ای
✅جنگ بدر اين "قوتِ عزت و دولت" را برای مسلمانان فراهم می آورد. اکنون محمد بدنبال بهانه ای برای حمله به يهوديان ميگردد. البته، او از مدتها پيش، از اواخر ماه رمضان از سال دوم هجرت که به مدينه باز گشته بود در پی بهانه جويی از آنان بود. در يک مورد، گروهی از نفرات خود را به سوی قبيله يهودی بنی سليم روانه و برای تحريک آنان برای مدت سه روز در نزديکی يشان اردو ميزند و چون بهانه ای برای جنگ با آنان پيدا نميکند، بی نتيجه به مدينه باز ميگردد. البته، بعضی نيز گفته اند " که در روز يازدهم شوال "غالب بن عبدالله ليثى" را با گروهى سوى بنى سليم و غطفان فرستاد آه آسان بكشتند و گله بگرفتند و روز چهاردهم شوال با غنيمت سوى مدينه باز آمدند و در اين غزا سه کس از مسلمانان آشته شد"
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص . 1000
📗 المغازی واقدی ،متن،ص:126
🏵بهرحال، محمد طبق معمول در پی بهانه جويی های خود بوده است که يکروز در بازار مدينه اتفاقی می افتد که بهانه خوبی برای حمله به قبيله "بنی قَينُقاع" بدست او ميدهد.
⏪پست بعد : محاصره بنی قَينُقاع
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠ترور مخالفين و ايجاد محيط رعب و وحشت در مدينه
❎بهانه جویی برای حمله به قبایل
☑️با بازگشت محمد به مدينه از جنگ بدر، ترور و سرکوب مخالفين آغاز می شود. تاکنون محمد ماشين جنگی اش را تنها برای غارت کاروانهای مکه بکار ميبرد. اکنون با پيروزی شگفت انگيز در جنگ بدر جرات اين را می يابد که آنرا همچون ماشين سرکوبی بر عليه مخالفين سياسی و عقيدتی خود نيز بکار برد.
⇒ @ISLIE ⇐
🎯 هدف او اين است که مدينه را بکلی از مخالفين خود پاک و آنرا بعنوان پايگاهی برای تعرضات بعدی خود کامل تحت کنترل خويش در آورد. در اين مسير، اولين قربانيان او يهوديان مدينه اند. قبل از جنگ بدر، محمد از پيوستن يهوديان به اسلام نا اميد شده بود. با اين حال، نه تنها قدرت حمله به آنها را نداشت، بلکه و مهمتر از آن، در صورت حمله به آنان ممکن بود حمايت انصار را که در قرارداد عقبه فقط متعهد به حمايت از محمد در برابر حمله دشمانش، و نه حمايت از او در صورت حمله به ديگران، شده بودند، از دست بدهد. بخصوص که گروه منافقين در ميان مسلمانان و در راس آنها "عبدالله بن اُبَیّ" نه تنها با يهوديان مناسبات بسيار دوستانه داشت، بلکه با زياده رويهای محمد نيز مخالف بود.
🔰منافقين، در واقع اپوزيسيون اسلامی در درون نيروهای محمد بودند. آنها بخشی از مسلمانان بودند که بدليل مختلف، ولی بهرحال متفاوت از ديگران به محمد پيوسته بودند و با اهداف وی بطور کامل همآهنگی نداشتند. خود محمد در قران از آنها بعنوان کسانی که نه با دل و جان بلکه بظاهر مسلمان شده بودند و از درون بر عليه وی فتنه گری می کردند نام ميبرد.
🔅در واقع نيز، اگر معنای واقعی اسلام را- که چيزی جز تسليم شدن به بدترين بردگی انسان و هولناکترين ديکتاتوری فردی نبود، در نظر آوريم، آنوقت پی ميبريم که تعريف محمد از منافقين- که شايد بتوان گفت اپوزيسيون ليبرال در درون حزب اسلامی بودند، چندان بی ربط هم نبود. بنابراين، حمله به يهود، قبل از جنگ بدر، يعنی زمانی که محمد هنوز کنترل کاملی بر نيروهای خود نداشت، ميتوانست با مخالفت جدی آنها روبرو و منجر به انشعاب بزرگی در ميان مسلمانان گردد. در آنزمان او قدرت تحمل چنين اعتراضی را نداشت، ولی اکنون، او ديگر چندان نگران آنها نبود، و شايد هم، حمله به يهود بعنوان مقدم ترين هدف پس از جنگ بدر، يکی هم خالی کردن زير پای منافقين، متحد آنها بود. خود محمد نيز در آيه ای به اين امر اشاره ميکند. 👇🏿
📜"گروهی منافق "مسلمان ظاهری " که دلهاشان ناپاک و ناخوش است خواهی ديد که در راه دوستی ايشان (يهود و نصاری) ميشتابند و ميگويند ما ار اين می ترسيم که مبادا در گردش روزگار آسيبی از آنها بما رسد. باشد که خدا برای مسلمانان پيروزی ای پيش آرد يا امر ديگری از طرف خود (که عزت و دولت مسلمين قوت يابد) تا منافقان از آنچه در دل نهان کردند سخت پشيمان شوند و اهل ايمان (چون از نفاق و سيرت زشت آنان اگاه شوند) گويند آيا اينان هستند کهبا جديت و مبالغه بسيار بخدا سوگند ياد ميکردند که ما از شما هستيم؟"
📗سوره المائد7 ،آيه های ،54 -52قمشه ای
✅جنگ بدر اين "قوتِ عزت و دولت" را برای مسلمانان فراهم می آورد. اکنون محمد بدنبال بهانه ای برای حمله به يهوديان ميگردد. البته، او از مدتها پيش، از اواخر ماه رمضان از سال دوم هجرت که به مدينه باز گشته بود در پی بهانه جويی از آنان بود. در يک مورد، گروهی از نفرات خود را به سوی قبيله يهودی بنی سليم روانه و برای تحريک آنان برای مدت سه روز در نزديکی يشان اردو ميزند و چون بهانه ای برای جنگ با آنان پيدا نميکند، بی نتيجه به مدينه باز ميگردد. البته، بعضی نيز گفته اند " که در روز يازدهم شوال "غالب بن عبدالله ليثى" را با گروهى سوى بنى سليم و غطفان فرستاد آه آسان بكشتند و گله بگرفتند و روز چهاردهم شوال با غنيمت سوى مدينه باز آمدند و در اين غزا سه کس از مسلمانان آشته شد"
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص . 1000
📗 المغازی واقدی ،متن،ص:126
🏵بهرحال، محمد طبق معمول در پی بهانه جويی های خود بوده است که يکروز در بازار مدينه اتفاقی می افتد که بهانه خوبی برای حمله به قبيله "بنی قَينُقاع" بدست او ميدهد.
⏪پست بعد : محاصره بنی قَينُقاع
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
در جهان تنها
دو گروه از مردم هستند
که هرگز تغییر نمییابند :
برترین خردمندان و پست ترین بیخردان !
✍ #ارنست_همینگوی
➬ @ISLIE
دو گروه از مردم هستند
که هرگز تغییر نمییابند :
برترین خردمندان و پست ترین بیخردان !
✍ #ارنست_همینگوی
➬ @ISLIE
مريم عزيز ... دوبرابر بيشتر براي موفقيت هايت خوشحالي كردم و حالا دوبرابر بيشتر براي رفتنت سوگواري مي كنم.
از آنجايي كه زنان حداقل دو برابر بيشتر نسبت به مردان حقوقشان پايمال شده
🌐 @islie
از آنجايي كه زنان حداقل دو برابر بيشتر نسبت به مردان حقوقشان پايمال شده
🌐 @islie
مريم عزيز ... دوبرابر بيشتر براي موفقيت هايت خوشحالي كردم و حالا دوبرابر بيشتر براي رفتنت سوگواري مي كنم.
از آنجايي كه زنان حداقل دو برابر بيشتر نسبت به مردان حقوقشان پايمال شده است، دو برابر بيشتر نسبت به موفقيتشان احساس خوشحالي بايد كرد. و اين مساله نه در امروز كه از سال هاي دور در مغز مردان اين خاك فرو رفته است كه مرد دو براير يك زن مهم تر است و بر اساس همين تفكر زن براي رسيدن به سطحي كه مرد ايستاده تلاشي دوبرابر بايد انجام دهد. و شايد اين چند برابر تلاش كردن مدام زنان اين سرزمين باعث شده كه امروز، در جايي قرار داريم كه اعتراف كنيم زنان دوبرابر مردان جسورتر... پيشروتر و تاثيرگذارتر هستند.
...
خبر:
مریم میرزاخانی نابغهی ریاضی ایران و جهان، عضو آکادمی ملی علوم آمریکا و استاد دانشگاه استنفورد کالیفرنیا به دلیل بیماری سرطان در آمریکا درگذشت.
🌐 @islie
از آنجايي كه زنان حداقل دو برابر بيشتر نسبت به مردان حقوقشان پايمال شده است، دو برابر بيشتر نسبت به موفقيتشان احساس خوشحالي بايد كرد. و اين مساله نه در امروز كه از سال هاي دور در مغز مردان اين خاك فرو رفته است كه مرد دو براير يك زن مهم تر است و بر اساس همين تفكر زن براي رسيدن به سطحي كه مرد ايستاده تلاشي دوبرابر بايد انجام دهد. و شايد اين چند برابر تلاش كردن مدام زنان اين سرزمين باعث شده كه امروز، در جايي قرار داريم كه اعتراف كنيم زنان دوبرابر مردان جسورتر... پيشروتر و تاثيرگذارتر هستند.
...
خبر:
مریم میرزاخانی نابغهی ریاضی ایران و جهان، عضو آکادمی ملی علوم آمریکا و استاد دانشگاه استنفورد کالیفرنیا به دلیل بیماری سرطان در آمریکا درگذشت.
🌐 @islie
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➋➊】
💠 پیدا کردن بهانه برای حمله به بنی قَينُقاع
💠غارت اموال انها و تبعید کردن افراد قبیله
☑️واقعه مزبور به نقل از ابن هشام از اينقرار بوده که زنی بدوی برای فروش شير به بازار بنی قَينُقاع می نشيند. زرگری يهودی سر بسر زن که نقابی بصورت خود داشته گذارده از او می خواهد که نقاب از رو بردارد تا او را ببينند. و وقتی زن امتناع می کند، برای مزاح دامن بلند او را بی آنکه زن متوجه شود به جائی گره ميزند، بطوريکه وقتی زن به پا می خيزد دامن از پايش بالا رفته فرياد اعتراضش بالا ميرود. مسلمانی که در آن نزديکی بوده با مشاهده واقعه پيش آمده فرد يهودی را به قتل ميرساند. بدنبال اين، يهوديان نيز برسر فرد مسلمان ريخته به خونبهای يهودی مقتول او را ميکشند. با شنيدن اين خبر است که محمد از فرصت استفاده کرده بنی قيقناع را محاصره ميکند.
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 632.
⇒ @ISLIE ⇐
📜محمدبن اسحاق می گويد:
"قصه بنى قينقاع چنان بود که پيمبر آنها را در بازارشان فراهم آورد و گفت : "اى گروه يهود ازخدا بترسيد که شما را نيز بليه اى چون قرشيان دهد، بياييد مسلمان شويد. شما مى دانيد که من پيمبر مرسلم و اين را درکتاب خويش و پيمان خدا مى بينيد. يهودان بنى قينقاع گفتند: اى محمد پندارى که ما نيز قوم تو هستيم، مغرور مشوکه با کسانى رو به رو شدى که جنگ نمى دانستند و فرصتى به دست آوردى، به خدا اگر باماجنگ کنى خواهى ديد که چگونه کسانيم. 🔹واقدى ميگويد : پيمبر ١۵روز يهوديان را محاصره کرد و هيچكس از آنها به جنگ نيامد. آنگاه به حكم پيمبر خدا تسليم شدند و دستهايشان را بستند، پيمبر مى خواست آنها را بكشد، . 🔹 ابن اسحاق مى گويد: ... عبدالله بن اَُبَى پيش وی آمد و گفت: اى محمد با وابستگان من نيكى کن". و اين سخن از آن جهت گفت که يهودان بنى قينقاع هم پيمان خزرحيان بودند. پيمبر پاسخ نداد، و باز عبدالله بن اُبَیّ گفت : اى محمد با وابستگان من نيكى کن. و پيمبر روى از او بگردانيد. گويد: و عبدالله بن اُبَیّ دست در گريبان پيمبر کرد که فرمود: "مرارها کن" و خشمگين شد چنانكه چهره وى تيره
شد، و باز گفت : "مرا رها کن." عبدالله بن اُبَیّ گفت: بخدا رهايت نكنمِِِ، تا با وابستگان من نيكى کنى، مى خواهى چهارصد بى زره و سيصد زره پوش را که مرا در مقابل سياه و سرخ حفظ کرده اند در يك روز بكشى که من از حوادث در امان نيستم و از آينده بيم دارم." قتاده گويد: پيمبر فرمود: آنها را رها کنيد که خدا لعنتشان کند و او را نيز با آنها لعنت کند. پس يهودان را رها کردند و بفرمود تا ازديار خويش بروندو خدا اموالشانرا غنيمت مسلمانان کرد، زمين نداشتند که کارشان زرگرى بودو پيمبر سلاح بسيار با لوازم زرگرى از آنها گرفت."
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 997
📘ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 632.
⇒ @ISLIE ⇐
❎مورخين مسلمان، با بيشرمی تمام ادعا می کنند که "يهودان بنى قينقاع نخستين گروه يهودان بودند که مابين بدر و اُحُد پيمان شكنى آردند و با پيمبر به جنگ برخاستند ."
👈🏿آنها دليل خود را مبنی بر پيمان شکن بودن يهوديان همان واقعه ای ميدانند که محمد آنرا بهانه حمله خود به قبيله بنی قيقناع قرار ميدهد. واضح است که اولا واقعه بالا هيچ ربطی به مواد قرار داد مدينه که مربوط به تعهد هر يک از دو طرف به حمايت نظامی از يکديگر در صورت مورد حمله قرار گرفتن بود، نداشت. ثانيا، اگر هم به فرض، قتل عضوی از يک طرف به دست عضوی از طرف ديگر باعث نقض قرارداد ميشد، اين مسلمانان بودند که با قتل فرد يهودی قرار داد مزبور را نقض نموده بودند.
✔️بعلاوه، حتی اقدام متقابل يهوديان به قتل قاتل نه تنها مغايرتی با مواد قراردار مدينه نداشت، بلکه دقيقا منطبق با مواد آن بود. چرا که بر اساس اين مواد، اختلافات ميان طرفين قرارداد در مورد قتل و خونبها نيز ميبايست طبق سنن موجود عرب، يعنی دريافت خون بها و يا قتل قاتل، بنا به انتخاب خانواده مقتول، انجام ميگرفت. بنابراين، ادعای مسلمانان به نقض قراردار مدينه توسط بنی قَينُقاع چيزی جز يک اتهام بی پايه و در واقع بهانه خود ساخته ای برای حمله به آنان نبود
⏪پست بعد : ادامه
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠 پیدا کردن بهانه برای حمله به بنی قَينُقاع
💠غارت اموال انها و تبعید کردن افراد قبیله
☑️واقعه مزبور به نقل از ابن هشام از اينقرار بوده که زنی بدوی برای فروش شير به بازار بنی قَينُقاع می نشيند. زرگری يهودی سر بسر زن که نقابی بصورت خود داشته گذارده از او می خواهد که نقاب از رو بردارد تا او را ببينند. و وقتی زن امتناع می کند، برای مزاح دامن بلند او را بی آنکه زن متوجه شود به جائی گره ميزند، بطوريکه وقتی زن به پا می خيزد دامن از پايش بالا رفته فرياد اعتراضش بالا ميرود. مسلمانی که در آن نزديکی بوده با مشاهده واقعه پيش آمده فرد يهودی را به قتل ميرساند. بدنبال اين، يهوديان نيز برسر فرد مسلمان ريخته به خونبهای يهودی مقتول او را ميکشند. با شنيدن اين خبر است که محمد از فرصت استفاده کرده بنی قيقناع را محاصره ميکند.
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 632.
⇒ @ISLIE ⇐
📜محمدبن اسحاق می گويد:
"قصه بنى قينقاع چنان بود که پيمبر آنها را در بازارشان فراهم آورد و گفت : "اى گروه يهود ازخدا بترسيد که شما را نيز بليه اى چون قرشيان دهد، بياييد مسلمان شويد. شما مى دانيد که من پيمبر مرسلم و اين را درکتاب خويش و پيمان خدا مى بينيد. يهودان بنى قينقاع گفتند: اى محمد پندارى که ما نيز قوم تو هستيم، مغرور مشوکه با کسانى رو به رو شدى که جنگ نمى دانستند و فرصتى به دست آوردى، به خدا اگر باماجنگ کنى خواهى ديد که چگونه کسانيم. 🔹واقدى ميگويد : پيمبر ١۵روز يهوديان را محاصره کرد و هيچكس از آنها به جنگ نيامد. آنگاه به حكم پيمبر خدا تسليم شدند و دستهايشان را بستند، پيمبر مى خواست آنها را بكشد، . 🔹 ابن اسحاق مى گويد: ... عبدالله بن اَُبَى پيش وی آمد و گفت: اى محمد با وابستگان من نيكى کن". و اين سخن از آن جهت گفت که يهودان بنى قينقاع هم پيمان خزرحيان بودند. پيمبر پاسخ نداد، و باز عبدالله بن اُبَیّ گفت : اى محمد با وابستگان من نيكى کن. و پيمبر روى از او بگردانيد. گويد: و عبدالله بن اُبَیّ دست در گريبان پيمبر کرد که فرمود: "مرارها کن" و خشمگين شد چنانكه چهره وى تيره
شد، و باز گفت : "مرا رها کن." عبدالله بن اُبَیّ گفت: بخدا رهايت نكنمِِِ، تا با وابستگان من نيكى کنى، مى خواهى چهارصد بى زره و سيصد زره پوش را که مرا در مقابل سياه و سرخ حفظ کرده اند در يك روز بكشى که من از حوادث در امان نيستم و از آينده بيم دارم." قتاده گويد: پيمبر فرمود: آنها را رها کنيد که خدا لعنتشان کند و او را نيز با آنها لعنت کند. پس يهودان را رها کردند و بفرمود تا ازديار خويش بروندو خدا اموالشانرا غنيمت مسلمانان کرد، زمين نداشتند که کارشان زرگرى بودو پيمبر سلاح بسيار با لوازم زرگرى از آنها گرفت."
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 997
📘ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 632.
⇒ @ISLIE ⇐
❎مورخين مسلمان، با بيشرمی تمام ادعا می کنند که "يهودان بنى قينقاع نخستين گروه يهودان بودند که مابين بدر و اُحُد پيمان شكنى آردند و با پيمبر به جنگ برخاستند ."
👈🏿آنها دليل خود را مبنی بر پيمان شکن بودن يهوديان همان واقعه ای ميدانند که محمد آنرا بهانه حمله خود به قبيله بنی قيقناع قرار ميدهد. واضح است که اولا واقعه بالا هيچ ربطی به مواد قرار داد مدينه که مربوط به تعهد هر يک از دو طرف به حمايت نظامی از يکديگر در صورت مورد حمله قرار گرفتن بود، نداشت. ثانيا، اگر هم به فرض، قتل عضوی از يک طرف به دست عضوی از طرف ديگر باعث نقض قرارداد ميشد، اين مسلمانان بودند که با قتل فرد يهودی قرار داد مزبور را نقض نموده بودند.
✔️بعلاوه، حتی اقدام متقابل يهوديان به قتل قاتل نه تنها مغايرتی با مواد قراردار مدينه نداشت، بلکه دقيقا منطبق با مواد آن بود. چرا که بر اساس اين مواد، اختلافات ميان طرفين قرارداد در مورد قتل و خونبها نيز ميبايست طبق سنن موجود عرب، يعنی دريافت خون بها و يا قتل قاتل، بنا به انتخاب خانواده مقتول، انجام ميگرفت. بنابراين، ادعای مسلمانان به نقض قراردار مدينه توسط بنی قَينُقاع چيزی جز يک اتهام بی پايه و در واقع بهانه خود ساخته ای برای حمله به آنان نبود
⏪پست بعد : ادامه
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
قبل تر در کانال درمورد #ظلم_به_غیر_مسلمانان چند مطلب گذاشته بودیم 👇🏿
💠برای دسترسی آسان زیر هر عنوان لینک مطالب مربوط به آن گذاشته شده
①ابتدا نرم خویی و مدارا در مکه
🔗 https://t.me/islie/1609
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
②دستور به دشمنی دائمی با غير مسلمانان حتی اگر پدر و مادر باشند
🔗 https://t.me/islie/1619
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
③مسلمانان بر کفار خشن وسختگیرند
🔗 https://t.me/islie/1630
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
④وجوب دزدی اموال و دزدی زنان غیر مسلمانان
🔗 https://t.me/islie/1662
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑤حكم نهائی مرگ يا اسلام برای مشركين و كفار ومنافقين
🔗 https://t.me/islie/1671
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑥حكم نهائی مرگ يا اسلام يا ذلت و جزيه برای اهل كتاب
🔗 https://t.me/islie/1684
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑦قتل عام بنی قریظه
🔗 https://t.me/islie/1690
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑧تایید تجاوز به بنی نظیر
🔗 https://t.me/islie/1702
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑨تایید دومین کاروانزنی محمد
🔗 https://t.me/islie/1711
💡حتمی مطالعه کنید
💠برای دسترسی آسان زیر هر عنوان لینک مطالب مربوط به آن گذاشته شده
①ابتدا نرم خویی و مدارا در مکه
🔗 https://t.me/islie/1609
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
②دستور به دشمنی دائمی با غير مسلمانان حتی اگر پدر و مادر باشند
🔗 https://t.me/islie/1619
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
③مسلمانان بر کفار خشن وسختگیرند
🔗 https://t.me/islie/1630
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
④وجوب دزدی اموال و دزدی زنان غیر مسلمانان
🔗 https://t.me/islie/1662
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑤حكم نهائی مرگ يا اسلام برای مشركين و كفار ومنافقين
🔗 https://t.me/islie/1671
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑥حكم نهائی مرگ يا اسلام يا ذلت و جزيه برای اهل كتاب
🔗 https://t.me/islie/1684
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑦قتل عام بنی قریظه
🔗 https://t.me/islie/1690
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑧تایید تجاوز به بنی نظیر
🔗 https://t.me/islie/1702
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
⑨تایید دومین کاروانزنی محمد
🔗 https://t.me/islie/1711
💡حتمی مطالعه کنید
مردم ترجیح میدهند دروغی را
بپذیرند که باورهای قلبی آنها
را تایید کند ، تا واقعیتی که
امنیت ذهنی را از آنها بگیرد !
✍ #استیون_هاوکینگ
➬ @ISLIE
مردم ترجیح میدهند دروغی را
بپذیرند که باورهای قلبی آنها
را تایید کند ، تا واقعیتی که
امنیت ذهنی را از آنها بگیرد !
✍ #استیون_هاوکینگ
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➌➊】
💠تناقض گویی در علت حمله
☑️در اينجا نيز مانند غارت کاروان مکه در ماه حرام، دروغ گويی مسلمانان در توضيح علت حمله به بنی قَينُقاع دوباره منجر به تناقض گويی آنها می شود. به اين معنا که توضيح خود محمد از طريق آيات قران در توضيح علت حمله به بنی قَينُقاع با آنچه که ابن هشام در (پست قبل) و در توضيح علت حمله محمد به يهوديان نقل ميکند بکلی متفاوت است. محمد بگفته طبری ميگويد جبرئيل برای وی قبل از حمله به بنی قَينُقاع اين آيه را می آورد:
📜"چنانکه از خيانتکاری گروهی می انديشی در اينصورت تو نيز با حفظ عدل و دوستی عهد آنها را نقض کن که خدا خيانتکاران را دوست ندارد".
📗سوره انفال، آيه 58 ، قمشه ای .
🔆طبری می گويد وقتيکه جبرئيل اين آيه را برای محمد آورد او گفت "من از بنی قَينُقاع بيمناکنم و به حکم همين آيه به جنگ ايشان رفت"
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 997.
🎯بنابراين، به گفته محمد، علت حمله محمد بيمناکی و نگرانی او از بنی قَينُقاع و نه چيز ديگری بوده است. در حالی که بگفته ابن هشام علت اذيت زن شير فروش و قتل يک يهودی و سپس يک مسلمان بود.
🔅در ضمن اين آيه نشان می دهد که محمد بر عکس آنچه که همواره در قران در مورد خود و وفاداری اش به عهد و قراردادهای دوستی اش با قبايل ديگرمی گويد، چندان به قول و قرارهايش با ديگران پای بند نبوده، و هر زمان که منافعش ايجاب می کرده، خود سرانه و به دل خواه، عهد و قرار خود را با ديگران زير پا گذارده، با آوردن آيه ای توجيه می نموده است. در اين مورد ما در آينده شاهد نمونه های بيشتری خواهيم بود.
🔰بهرحال، درجريان اين واقعه است که محمد که زمانی يهوديان را نزديک ترين متحد خود می پنداشته، اکنون که ازجلب آنان به خود نااميد شده، برای يکسره کردن قدرت در مدينه، تصميم به غارت و کشتار آنان می گيرد، و برای توجيه عمل خود، آيه های زيررا نيز، بنا به گفته ابن هشام، در همين زمان می آورد. دراين آيه ها درضمن، منافقين وبخصوص عبدالله بن اُبَیّ را نيز مورد انتقاد خود قرار ميدهد.
⇒ @ISLIE ⇐
📜"ای اهل ايمان يهود و نصاری را به دوستی مگيريد... و هر که از شما مؤمنان با آنها دوستی کند (در کفر و ستمگری) به حقيقت از آنها خواهد بود... گروهی منافق "مسلمان ظاهری " که دلهاشان ناپاک و ناخوش است خواهی ديد که در راه دوستی ايشان (يهود و نصاری) ميشتابند و ميگويند ما از اين ميترسيم که مبادا در گردش روزگار آسيبی از آنها بما رسد..."
📗سوره المائده، آيه های ،56-51قمشه ای .
🔅همانطور که گفتيم علت مخالفت اُبَیّ با محمد اين بود که خَزرَجيان با يهوديان بنی قَينُقاع هم پيمان بودند و لذا آنها ناچار به حمايت از يهوديان بودند. از اينرو، اگر اُبَیّ بطور جدی در برابر محمد می ايستاد محمد حتی قدرت بيرون کردن بنی قَينُقاع را هم نداشت. ولی اُبَیّ در مخالفت با اقدام کامل ظالمانه و زورگويانه محمد تا آنجا پيش ميرود که تنها ميتواند مانع قتل آنان بدست محمد گردد.
🔻با اين آيه هاست که کشتار، غارت و سرکوب يهوديان، ظاهرا به بهانۀ واهی پيمان شکنی ولی در واقع برای صاف کردن راه قدرت يابی محمد در مدينه رسماً آغاز می شود.🔺
⏪پست بعد : ترور و کشتار مخالفین
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠تناقض گویی در علت حمله
☑️در اينجا نيز مانند غارت کاروان مکه در ماه حرام، دروغ گويی مسلمانان در توضيح علت حمله به بنی قَينُقاع دوباره منجر به تناقض گويی آنها می شود. به اين معنا که توضيح خود محمد از طريق آيات قران در توضيح علت حمله به بنی قَينُقاع با آنچه که ابن هشام در (پست قبل) و در توضيح علت حمله محمد به يهوديان نقل ميکند بکلی متفاوت است. محمد بگفته طبری ميگويد جبرئيل برای وی قبل از حمله به بنی قَينُقاع اين آيه را می آورد:
📜"چنانکه از خيانتکاری گروهی می انديشی در اينصورت تو نيز با حفظ عدل و دوستی عهد آنها را نقض کن که خدا خيانتکاران را دوست ندارد".
📗سوره انفال، آيه 58 ، قمشه ای .
🔆طبری می گويد وقتيکه جبرئيل اين آيه را برای محمد آورد او گفت "من از بنی قَينُقاع بيمناکنم و به حکم همين آيه به جنگ ايشان رفت"
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 997.
🎯بنابراين، به گفته محمد، علت حمله محمد بيمناکی و نگرانی او از بنی قَينُقاع و نه چيز ديگری بوده است. در حالی که بگفته ابن هشام علت اذيت زن شير فروش و قتل يک يهودی و سپس يک مسلمان بود.
🔅در ضمن اين آيه نشان می دهد که محمد بر عکس آنچه که همواره در قران در مورد خود و وفاداری اش به عهد و قراردادهای دوستی اش با قبايل ديگرمی گويد، چندان به قول و قرارهايش با ديگران پای بند نبوده، و هر زمان که منافعش ايجاب می کرده، خود سرانه و به دل خواه، عهد و قرار خود را با ديگران زير پا گذارده، با آوردن آيه ای توجيه می نموده است. در اين مورد ما در آينده شاهد نمونه های بيشتری خواهيم بود.
🔰بهرحال، درجريان اين واقعه است که محمد که زمانی يهوديان را نزديک ترين متحد خود می پنداشته، اکنون که ازجلب آنان به خود نااميد شده، برای يکسره کردن قدرت در مدينه، تصميم به غارت و کشتار آنان می گيرد، و برای توجيه عمل خود، آيه های زيررا نيز، بنا به گفته ابن هشام، در همين زمان می آورد. دراين آيه ها درضمن، منافقين وبخصوص عبدالله بن اُبَیّ را نيز مورد انتقاد خود قرار ميدهد.
⇒ @ISLIE ⇐
📜"ای اهل ايمان يهود و نصاری را به دوستی مگيريد... و هر که از شما مؤمنان با آنها دوستی کند (در کفر و ستمگری) به حقيقت از آنها خواهد بود... گروهی منافق "مسلمان ظاهری " که دلهاشان ناپاک و ناخوش است خواهی ديد که در راه دوستی ايشان (يهود و نصاری) ميشتابند و ميگويند ما از اين ميترسيم که مبادا در گردش روزگار آسيبی از آنها بما رسد..."
📗سوره المائده، آيه های ،56-51قمشه ای .
🔅همانطور که گفتيم علت مخالفت اُبَیّ با محمد اين بود که خَزرَجيان با يهوديان بنی قَينُقاع هم پيمان بودند و لذا آنها ناچار به حمايت از يهوديان بودند. از اينرو، اگر اُبَیّ بطور جدی در برابر محمد می ايستاد محمد حتی قدرت بيرون کردن بنی قَينُقاع را هم نداشت. ولی اُبَیّ در مخالفت با اقدام کامل ظالمانه و زورگويانه محمد تا آنجا پيش ميرود که تنها ميتواند مانع قتل آنان بدست محمد گردد.
🔻با اين آيه هاست که کشتار، غارت و سرکوب يهوديان، ظاهرا به بهانۀ واهی پيمان شکنی ولی در واقع برای صاف کردن راه قدرت يابی محمد در مدينه رسماً آغاز می شود.🔺
⏪پست بعد : ترور و کشتار مخالفین
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➍➊】
💠ترور و كشتار مخالفين
✔️در پی غارت بنی قَينُقاع و اخراج آنها از مدينه، محمد بلافاصله بسراغ مخالقين سياسی خود در مدينه ميرود و ماشين ترور و سرکوب خود را در وهله اول متوجه شعرا می کند. اين که چرا او در اولين قدم دست به ترور شعرا ميزند، برای آنست که شعر چنانکه قبل گفته شد، از جايگاهی بس بلند در ميان اعراب بدوی برخوردار بوده است، بطوريکه بعنوان شکل اصلی بيان فعل و انفعالت نظری و عاطفی جامعه بکار ميرفت و از نفوذ بی اندازه زيادی در ميان توده مردم برخوردار بود.
🔅بموازات آن، خود شعرا نيز، بعنوان وجدان سياسی - ادبی و حتی عاطفی قبيله و جامعه، از مقام روشنفکرانه و اجتماعی بالائی در ميان مردم عرب برخوردار بودند. آنها حافظه تاريخی قبيله و پاسداران ادبی افتخارات و غرور قبيله بشمار ميرفتند.
🔅همچنانکه در جامعه امروزی، جرايد و مطبوعات منعکس کننده حوادث مهم، نظرات سياسی و انتقادی جامعه می باشند، در آنزمان اشعارِ شعرا نيزچنين نقشی را ايفا می کردند . از اينرو، بريدن زبان شاعر که در دمکراسی بدوی سابقه نداشت، چيزی معادل بستن و تعطيل جرايد و مطبوعات و در يک کلم سرکوب و خفه ساختن آزادی بيان در جامعه بود. به اين خاطر بود که محمد همينکه صاحب قدرت می شود، در اولين قدم به جنگ شعرا بر می خيزد.
⇒ @ISLIE ⇐
🏵 #ترور ابورافع
📜 يکی از يهوديان مخالف محمد، "ابو رافع سَلام بن اَبى الحَقيق" بود . محمد يک گروه هشت نفره که قدم پيش گذارده بودند، مامور اينکار ميکند. از جمله "ابوقَتاده"، "عبداا بن عَتيك"، "مسعود بن سِنان"، "اَسوَد بن خزاعى" و "عبدالله بن اَنيس" در ميان آنان بودند. آنها وقتى به خانه ابن رافع می رسند، او را صدا می زنند. زن او از پشت در سؤال می کند: شما کيستيد؟ جواب می آيد که ما "از مردم عربيم و آذوقه مى خواهيم" زن می گويد: "اينجاست در آييد. " آنگاه آنها وارد مى شوند و ناجوانمردانه ابن رافع را که در خانه بوده به قتل ميرسانند.
⚠️جالب است که قاتلان "ابو رافع" هنگاميكه به نزد محمد ميرسند هر يك سعى در معرفی خود به عنوان قاتل و گرفتن پاداش می کند، و اين نشان ميدهد که اينها آنطور که خود در مورد خود می گويند چندان هم با انگيزه ايمان عمل نمی کرده اند و اين قتل و جنايات را بيشتر بخاطر پول و پاداش انجام می داده اند و دروغگويی و اعمال ناجوانمردانه نيز در ميان آنان اموری رايج بوده است. چنانكه ديديم خود محمد نيز از اين دروغگويى ها تا زمانيکه در جهت منافع اش بوده، نه ناراحت و نه متعجب می شده است. براى همين، در مورد قاتلين ابو رافع نيز خيلى راحت به شمشيرهاى آنها نگاه ميكند و چون شمشير ابن انيس را که يهودى هم بوده است مى بيند ميگويد: "اين او را کشته است که نشان استخوان را در آن می بينم". بی آنکه ديگران را بخاطر ادعای دروغشان سرزنش کند.
📗طبری ، جلد سوم، فارسی، ص ۱۰۱۲
📘سیره ابن هشام . جلد ۲ .ص ۱۸۶
⏪ پست بعد :ترور کعب بن اشرف
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠ترور و كشتار مخالفين
✔️در پی غارت بنی قَينُقاع و اخراج آنها از مدينه، محمد بلافاصله بسراغ مخالقين سياسی خود در مدينه ميرود و ماشين ترور و سرکوب خود را در وهله اول متوجه شعرا می کند. اين که چرا او در اولين قدم دست به ترور شعرا ميزند، برای آنست که شعر چنانکه قبل گفته شد، از جايگاهی بس بلند در ميان اعراب بدوی برخوردار بوده است، بطوريکه بعنوان شکل اصلی بيان فعل و انفعالت نظری و عاطفی جامعه بکار ميرفت و از نفوذ بی اندازه زيادی در ميان توده مردم برخوردار بود.
🔅بموازات آن، خود شعرا نيز، بعنوان وجدان سياسی - ادبی و حتی عاطفی قبيله و جامعه، از مقام روشنفکرانه و اجتماعی بالائی در ميان مردم عرب برخوردار بودند. آنها حافظه تاريخی قبيله و پاسداران ادبی افتخارات و غرور قبيله بشمار ميرفتند.
🔅همچنانکه در جامعه امروزی، جرايد و مطبوعات منعکس کننده حوادث مهم، نظرات سياسی و انتقادی جامعه می باشند، در آنزمان اشعارِ شعرا نيزچنين نقشی را ايفا می کردند . از اينرو، بريدن زبان شاعر که در دمکراسی بدوی سابقه نداشت، چيزی معادل بستن و تعطيل جرايد و مطبوعات و در يک کلم سرکوب و خفه ساختن آزادی بيان در جامعه بود. به اين خاطر بود که محمد همينکه صاحب قدرت می شود، در اولين قدم به جنگ شعرا بر می خيزد.
⇒ @ISLIE ⇐
🏵 #ترور ابورافع
📜 يکی از يهوديان مخالف محمد، "ابو رافع سَلام بن اَبى الحَقيق" بود . محمد يک گروه هشت نفره که قدم پيش گذارده بودند، مامور اينکار ميکند. از جمله "ابوقَتاده"، "عبداا بن عَتيك"، "مسعود بن سِنان"، "اَسوَد بن خزاعى" و "عبدالله بن اَنيس" در ميان آنان بودند. آنها وقتى به خانه ابن رافع می رسند، او را صدا می زنند. زن او از پشت در سؤال می کند: شما کيستيد؟ جواب می آيد که ما "از مردم عربيم و آذوقه مى خواهيم" زن می گويد: "اينجاست در آييد. " آنگاه آنها وارد مى شوند و ناجوانمردانه ابن رافع را که در خانه بوده به قتل ميرسانند.
⚠️جالب است که قاتلان "ابو رافع" هنگاميكه به نزد محمد ميرسند هر يك سعى در معرفی خود به عنوان قاتل و گرفتن پاداش می کند، و اين نشان ميدهد که اينها آنطور که خود در مورد خود می گويند چندان هم با انگيزه ايمان عمل نمی کرده اند و اين قتل و جنايات را بيشتر بخاطر پول و پاداش انجام می داده اند و دروغگويی و اعمال ناجوانمردانه نيز در ميان آنان اموری رايج بوده است. چنانكه ديديم خود محمد نيز از اين دروغگويى ها تا زمانيکه در جهت منافع اش بوده، نه ناراحت و نه متعجب می شده است. براى همين، در مورد قاتلين ابو رافع نيز خيلى راحت به شمشيرهاى آنها نگاه ميكند و چون شمشير ابن انيس را که يهودى هم بوده است مى بيند ميگويد: "اين او را کشته است که نشان استخوان را در آن می بينم". بی آنکه ديگران را بخاطر ادعای دروغشان سرزنش کند.
📗طبری ، جلد سوم، فارسی، ص ۱۰۱۲
📘سیره ابن هشام . جلد ۲ .ص ۱۸۶
⏪ پست بعد :ترور کعب بن اشرف
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
زیاد درفکر خدایت که نمیدانی خواست او چیست نباش
بلکه خدمت مردمی باش که میدانی مشکلاتان چیست
و چه میخواهند..!
✍کنفسیوس
➬ @ISLIE
بلکه خدمت مردمی باش که میدانی مشکلاتان چیست
و چه میخواهند..!
✍کنفسیوس
➬ @ISLIE
از این نترسید که
دیدگاهی عجیب داشته باشید،
چرا که
هر عقیده ای امروز ما پذیرفته ایم،
زمانی عجیب بوده است.
✍برتراند_راسل
➬ @ISLIE
دیدگاهی عجیب داشته باشید،
چرا که
هر عقیده ای امروز ما پذیرفته ایم،
زمانی عجیب بوده است.
✍برتراند_راسل
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➎➊】
💠ترور ناجوان مردانه ی كعب بن اشرف شاعر بنی نضير
✔️کعب از مخالفين سرسخت محمد بود، و همه جا در اشعارش بر عليه نيات او انتقاد و افشاگری می کرد. حتی پس از جنگ بدر چند روزی به مکه رفته مرگ سران قريش در جنگ بدر را به آنان تسليت ميگويد. پس هنگاميکه از سفر مکه باز ميگردد، محمد از هواداران خود می پرسد: "کی باشد که شرِ کعب بن اشرف از مسلمانان باز دارد؟" محمد بن مَسلَمه از انصار داوطلب اين کار می شود و برای انجام آن از حضور محمد خارج می شود.
📜ابن هشام می گويد محمد بن مَسلَمه " سه روز هيچ نخورد از انديشه آن که چه کند و بچه طريق کعب بن اشرف را بقتل آورد، و اين کعب در ميان قوم خود سخت شريف و محترم بود. و چون سه روز گذشته بود، باز پيش پيغمبر، عليه السلام، آمد و گفت: يا رسول الله، اين کار بحيلت از پيش توان برد، لابد دروغی چند ببايد گفت و عداوت تو با وی ظاهر بايد کردن. سيد، عليه السلام، گفت: ترا از قِبَلِ من بحِلی و هر چه خواهی می گوی".
📗- ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص . 638
🔆در اينجا معلوم نيست که چرا "محمد بن مَسلَمه" برای دروغ گفتن و بکار بردن حيله در قتل کعب در عذاب بوده و از محمد اجازه می خواهد. آيا علت اين بوده است که در سنت عرب بدوی، قتل ناجوان مردانه ديگران از طريق حيله و دروغ کاری بسيار زشت و نا پسند بوده است؟ يا تبليغات قبلی و عوام فريبانه محمد در دعوت مسلمين به راستگويی و پرهيز از دروغ منجر به اجازه خواهی مَسلَمه ميگردد؟
🔰👆دليل اين امر هر آنچه که بوده، اجازه محمد به دروغگويی، يک بار ديگر نشان ميدهد که او برای رسيدن به مقاصد جاه طلبانه خود، همچنان که در مورد زدن کاروان در ماه حرام نيز ديديم، پايبند به هيچگونه اخلاقياتی نبوده و برای پيشبرد مقصود خود بهر کاری، حتی اگر بر خلف سنت های والی اخلاقی و حتی گفته های قبلی خود وی نيز بوده باشد، دست می زده است.
⇒ @ISLIE ⇐
📜باين ترتيب است که مَسلََمه "با ديگران قرار ميگذارد و براى آنكه با همدستانش بخانه کعب راه يابد، ابو نائله را که او نيز شاعر بوده بهمراه خود برده و ابتدا وی را برای آنکه کعب به مقصد واقعی آنها شک نبرد پيش انداخته او را به نزد وى ميفرستند.
🔸ابونائله به او ميگويد: "اى ابن شرف ! من به حاجتى پيش تو آمده ام آنرا نهان دار".
🔹گفت ":چنين کنم"
🔸گفت ":آمدن اين مرد بليه اى بود، که عربان به دشمنى ما برخاستند و بر ضد ما همسخن شدند و راهها بسته شد و نانخوران ما به سختى افتادند وهمه به محنت افتاده ايم".
🔹کعب گفت: "مرا پسر اشرف مى گويند، از پيش به تو گفته بودم که عاقبت کار چنين مى شود".
🔸ابو نائله گفت ":خواهم که آذوقه اى بما بفروشى . مرا يارانى هست که همرأی منند، مى خواهم آنها را پيش تو آرم که آذوقه به آنها دهى و نيكى کنى و ما سلاح به وثيقه تو دهيم".
🔅مى خواست که وقتى کسان با سلاح پيش کعب مى شوند وى بد گمان نشود. کعب موافقت آرد". و او نيز باز گشته داستان را برای مسلمه بازگو می کند و مسلمه و يارانش اسلحه برداشته برای رفتن به ماموريت نزد محمد ميروند.
"آنگاه همگان پيش پيمبر فراهم آمدند و پیمبر آنها را روانه آرد و گفت ":بنام خدا برويد" و دعا کرد و گفت ":خدايا کمكشان کن."
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 638 .
🔅بهرحال آنها روانه قلعه کعب مى شوند و ابونائله از بيرون او را صدا ميزند. زنِ کعب که تازه عروس بوده است از رفتن شوهرش جلوگيرى بعمل می آورد و ميگويد:
📜"به خدا در صداى وى (ابونائله) نشان شَر مى بينم" ولى کعب توجه نميكند و با رشادت و نترسى مى گويد":اگر مرد را به سوى ضربت خوانند، اجابت کند." "آنگاه فرود آمد و ساعتى با آمدگان سخن کرد که بدو گفتند: "بيا به دره عجو شويم و باقى شب را به صحبت بگذرانيم". کعب گفت":چنانكه خواهيد" و به راه افتادند و ساعتى برفتند . آنگاه ابونائل دست به موهاى سر کعب کشيد و ببوييد و گفت ":هرگز عطرى چنين خوشبو نديده ام." پس از آن ساعتى برفت و باز چنان کرد تا کعب اطمينان يافت و ساعتى بعد باز چنان کرد و موهاى سراو را بگرفت و گفت: "دشمن خدا را بزنيد". و شمشيرها بر او فرود آمد اما کارى نساخت. محمدبن مَسلَمه گويد":وقتى ديدم از شمشيرها کارى برنيامد و دشمن خدا فرياد زد و برهمه قلعه ها آتش افروخت، شمشير باريكى را که در نيام داشتم به ياد آوردم و به سينه او نهادم و فشار دادم تا به تهيگاهش رسيد و دشمن خدا بيفتاد".
📘ابن هشامِ، صص .632-642
📗طبری، جلد سوم، فارسی، صص 1005-1004
⏪پست بعد :سرکوب و خفقان در مدینه
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠ترور ناجوان مردانه ی كعب بن اشرف شاعر بنی نضير
✔️کعب از مخالفين سرسخت محمد بود، و همه جا در اشعارش بر عليه نيات او انتقاد و افشاگری می کرد. حتی پس از جنگ بدر چند روزی به مکه رفته مرگ سران قريش در جنگ بدر را به آنان تسليت ميگويد. پس هنگاميکه از سفر مکه باز ميگردد، محمد از هواداران خود می پرسد: "کی باشد که شرِ کعب بن اشرف از مسلمانان باز دارد؟" محمد بن مَسلَمه از انصار داوطلب اين کار می شود و برای انجام آن از حضور محمد خارج می شود.
📜ابن هشام می گويد محمد بن مَسلَمه " سه روز هيچ نخورد از انديشه آن که چه کند و بچه طريق کعب بن اشرف را بقتل آورد، و اين کعب در ميان قوم خود سخت شريف و محترم بود. و چون سه روز گذشته بود، باز پيش پيغمبر، عليه السلام، آمد و گفت: يا رسول الله، اين کار بحيلت از پيش توان برد، لابد دروغی چند ببايد گفت و عداوت تو با وی ظاهر بايد کردن. سيد، عليه السلام، گفت: ترا از قِبَلِ من بحِلی و هر چه خواهی می گوی".
📗- ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص . 638
🔆در اينجا معلوم نيست که چرا "محمد بن مَسلَمه" برای دروغ گفتن و بکار بردن حيله در قتل کعب در عذاب بوده و از محمد اجازه می خواهد. آيا علت اين بوده است که در سنت عرب بدوی، قتل ناجوان مردانه ديگران از طريق حيله و دروغ کاری بسيار زشت و نا پسند بوده است؟ يا تبليغات قبلی و عوام فريبانه محمد در دعوت مسلمين به راستگويی و پرهيز از دروغ منجر به اجازه خواهی مَسلَمه ميگردد؟
🔰👆دليل اين امر هر آنچه که بوده، اجازه محمد به دروغگويی، يک بار ديگر نشان ميدهد که او برای رسيدن به مقاصد جاه طلبانه خود، همچنان که در مورد زدن کاروان در ماه حرام نيز ديديم، پايبند به هيچگونه اخلاقياتی نبوده و برای پيشبرد مقصود خود بهر کاری، حتی اگر بر خلف سنت های والی اخلاقی و حتی گفته های قبلی خود وی نيز بوده باشد، دست می زده است.
⇒ @ISLIE ⇐
📜باين ترتيب است که مَسلََمه "با ديگران قرار ميگذارد و براى آنكه با همدستانش بخانه کعب راه يابد، ابو نائله را که او نيز شاعر بوده بهمراه خود برده و ابتدا وی را برای آنکه کعب به مقصد واقعی آنها شک نبرد پيش انداخته او را به نزد وى ميفرستند.
🔸ابونائله به او ميگويد: "اى ابن شرف ! من به حاجتى پيش تو آمده ام آنرا نهان دار".
🔹گفت ":چنين کنم"
🔸گفت ":آمدن اين مرد بليه اى بود، که عربان به دشمنى ما برخاستند و بر ضد ما همسخن شدند و راهها بسته شد و نانخوران ما به سختى افتادند وهمه به محنت افتاده ايم".
🔹کعب گفت: "مرا پسر اشرف مى گويند، از پيش به تو گفته بودم که عاقبت کار چنين مى شود".
🔸ابو نائله گفت ":خواهم که آذوقه اى بما بفروشى . مرا يارانى هست که همرأی منند، مى خواهم آنها را پيش تو آرم که آذوقه به آنها دهى و نيكى کنى و ما سلاح به وثيقه تو دهيم".
🔅مى خواست که وقتى کسان با سلاح پيش کعب مى شوند وى بد گمان نشود. کعب موافقت آرد". و او نيز باز گشته داستان را برای مسلمه بازگو می کند و مسلمه و يارانش اسلحه برداشته برای رفتن به ماموريت نزد محمد ميروند.
"آنگاه همگان پيش پيمبر فراهم آمدند و پیمبر آنها را روانه آرد و گفت ":بنام خدا برويد" و دعا کرد و گفت ":خدايا کمكشان کن."
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 638 .
🔅بهرحال آنها روانه قلعه کعب مى شوند و ابونائله از بيرون او را صدا ميزند. زنِ کعب که تازه عروس بوده است از رفتن شوهرش جلوگيرى بعمل می آورد و ميگويد:
📜"به خدا در صداى وى (ابونائله) نشان شَر مى بينم" ولى کعب توجه نميكند و با رشادت و نترسى مى گويد":اگر مرد را به سوى ضربت خوانند، اجابت کند." "آنگاه فرود آمد و ساعتى با آمدگان سخن کرد که بدو گفتند: "بيا به دره عجو شويم و باقى شب را به صحبت بگذرانيم". کعب گفت":چنانكه خواهيد" و به راه افتادند و ساعتى برفتند . آنگاه ابونائل دست به موهاى سر کعب کشيد و ببوييد و گفت ":هرگز عطرى چنين خوشبو نديده ام." پس از آن ساعتى برفت و باز چنان کرد تا کعب اطمينان يافت و ساعتى بعد باز چنان کرد و موهاى سراو را بگرفت و گفت: "دشمن خدا را بزنيد". و شمشيرها بر او فرود آمد اما کارى نساخت. محمدبن مَسلَمه گويد":وقتى ديدم از شمشيرها کارى برنيامد و دشمن خدا فرياد زد و برهمه قلعه ها آتش افروخت، شمشير باريكى را که در نيام داشتم به ياد آوردم و به سينه او نهادم و فشار دادم تا به تهيگاهش رسيد و دشمن خدا بيفتاد".
📘ابن هشامِ، صص .632-642
📗طبری، جلد سوم، فارسی، صص 1005-1004
⏪پست بعد :سرکوب و خفقان در مدینه
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
خدایا،خالقا بس کن جنایت را
تو خود سلطان تبعیضی
تو خود یک فتنه انگیزی
اگر در روزخلقت مست نمیکردی
یکی را همچون من بدبخت
یکی را بی سبب آقا نمیکردی
جهانی را چنین غوغا نمیکردی
✍کارو
➬ @ISLIE
تو خود سلطان تبعیضی
تو خود یک فتنه انگیزی
اگر در روزخلقت مست نمیکردی
یکی را همچون من بدبخت
یکی را بی سبب آقا نمیکردی
جهانی را چنین غوغا نمیکردی
✍کارو
➬ @ISLIE
کار قانون اثبات صحتِ عقاید نیست،
کار قانون حفظ سلامت و امنیت کشور و جان و مال تک تک افراد در برابر عقاید است.
✍جان_لاک
➬ @ISLIE
کار قانون حفظ سلامت و امنیت کشور و جان و مال تک تک افراد در برابر عقاید است.
✍جان_لاک
➬ @ISLIE