گوشهایت را میگیری
چشمهایت را میبندی
زبانت را گاز میگیری
اما حریف افکارت نخواهی شد
و چقدر دردناک است درد فهمیدن...
✍گئورگ_ویلهلم_فریدریش_هگل
➬ @ISLIE
چشمهایت را میبندی
زبانت را گاز میگیری
اما حریف افکارت نخواهی شد
و چقدر دردناک است درد فهمیدن...
✍گئورگ_ویلهلم_فریدریش_هگل
➬ @ISLIE
عرض ادب و درود
در راستای افزایش سطح آگاهی و اطلاعات هموطنان عزیز و کاربران محترم مسنجر تلگرام در زمینه مسائل و موضوعات اعتقادی شامل : مباحث مذهبی ، فلسفی ، و علمی ؛
ابر گروه دروغها و خرافات اسلام تصمیم به برگزاری یک سلسله مناظره های منظم و هدفمند میان مسلمانان و منتقدین اسلام و در سطح گسترده تر ما بین خداباوران و خداناباوران دارد .
از متقاضیان محترمی که مایل به شرکت در این مناظره ها هستند دعوت به عمل می آید با مراجعه به این گروه و ضمن مشخص کردن زمینه تخصصیشان ، آمادگی خود را اعلام فرمایند .
پس از بررسی های لازم و مشخص شدن تایم برگزاری ، موضوع دقیق و طرف مناظره ، حداقل از 48 ساعت قبل به این عزیزان برای شرکت در برنامه مذکور اطلاع داده خواهد شد .
لازم به ذکر است که هدف ما از برگزاری این گفتگوها برد و باخت نبوده و تنها بدنبال تبادل اطلاعات و ارتقاء سطح دانش و آگاهی خود و هموطنان مشتاق به مباحث اعتقادی وعلمی ، در فضایی دوستانه توأم با رعایت ادب و احترام هستیم .
با تشکر مجموعه دروغ ها و خرافات اسلام 🌹🌹🌹
✅لینک سوپر گروه دروغها و خرافات اسلام
https://telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
✅برای اطلاعات بیشتر و هماهنگی مناظرات در این گروه عضو شوید
https://t.me/joinchat/Fuhdw0PL1FLDNBLiqA5tiQ
در راستای افزایش سطح آگاهی و اطلاعات هموطنان عزیز و کاربران محترم مسنجر تلگرام در زمینه مسائل و موضوعات اعتقادی شامل : مباحث مذهبی ، فلسفی ، و علمی ؛
ابر گروه دروغها و خرافات اسلام تصمیم به برگزاری یک سلسله مناظره های منظم و هدفمند میان مسلمانان و منتقدین اسلام و در سطح گسترده تر ما بین خداباوران و خداناباوران دارد .
از متقاضیان محترمی که مایل به شرکت در این مناظره ها هستند دعوت به عمل می آید با مراجعه به این گروه و ضمن مشخص کردن زمینه تخصصیشان ، آمادگی خود را اعلام فرمایند .
پس از بررسی های لازم و مشخص شدن تایم برگزاری ، موضوع دقیق و طرف مناظره ، حداقل از 48 ساعت قبل به این عزیزان برای شرکت در برنامه مذکور اطلاع داده خواهد شد .
لازم به ذکر است که هدف ما از برگزاری این گفتگوها برد و باخت نبوده و تنها بدنبال تبادل اطلاعات و ارتقاء سطح دانش و آگاهی خود و هموطنان مشتاق به مباحث اعتقادی وعلمی ، در فضایی دوستانه توأم با رعایت ادب و احترام هستیم .
با تشکر مجموعه دروغ ها و خرافات اسلام 🌹🌹🌹
✅لینک سوپر گروه دروغها و خرافات اسلام
https://telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
✅برای اطلاعات بیشتر و هماهنگی مناظرات در این گروه عضو شوید
https://t.me/joinchat/Fuhdw0PL1FLDNBLiqA5tiQ
Telegram
به گروه جدید بپیوندید..
دروغها و خرافاتِ اسلام:
https://t.me/Islie_Group
https://t.me/Islie_Group
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➒➋】
💠قتل عام هولناک بنی قریظه به دست محمد (قسمت دوم)
✳️ قریظیان اينطور بنظرشان ميرسيد که بهترين راه حل آنست که مانند مردم قَينُقاع از خير مال و اموال خود بگذرند و جان خود و خانواده شان را نجات دهند. در اينصورت، نه با قبول اسلام و پيوستن به محمد به ورطه خيانت به همنوعان يهودى خود و قرار گرفتن در کنار قاتلان آنها می افتادند و نه آنكه با جنگ با محمد زندگى و مال و زن و فرزندان خود را از دست ميدادند.
📜بنی قریظه نبـاش بن قیس را برای مذاکره از حصار فرو فرسـتادند. او ساعتی با پیامبر (ص) گفتگو کرد و ضـمن آن گفت: ما به همان ترتیب که بنی نضـیر تسلیم شدند، تسلیم میشویم. اموال و اسلحه ما از شما باشد، و خونهای ما محفوظ بماند و ما همراه زنان و کودکان از شهر شما میرویم، و از اموال ما به اندازه بار شتری غیر از اسلحه، از آن خودمان باشد. پیامبر (ص) این را #نپـذیرفت. گفتنـد: ما همان بار شتر را هم نمیخواهیم، اجازه بدهیـد که خون ما محفوظ بمانـد، و زن و بچه ما را هم به خودمان واگذارید. پیامبر فرمود: به هیچ وجه موافقت نمیکنم، مگر اینکه تسلیم فرمان من شوید.
📗 ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:379
⇒ @ISLIE ⇐
🔷آنگاه قريظيان از محمد مى خواهند که ابولبابه را که يهودى ولى از قبيله اوس و متحد محمد بوده براى مشورت نزد آنها بفرستد. محمد ابولبابه را نزد قريظيان مى فرستد. طبری می گويد با ديدن او "مرد و زن و کودک بسوى او دويدند و گريه آغاز کردند که ابولبابه بر حالشان رقت آورد" . آنگاه مردم از او پرسيدند : "اى ابولبابه به نظر تو به حكم محمد تسليم شويم؟" گفت":آرى" و "دست به گلو اشاره کرد، يعنى حكم وى کشتن است" .
📌به اين ترتيب، ابولبابه با اشاره به آنها ميرساند که بهتر است تسليم محمد نشوند چون او همه آنها را خواهد کشت.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص;380
🔅در مورد بنىَقينَقاع نيز محمد، در ابتدا، قصد قتل عام آنها را داشت، و تنها زير فشار خَزرَجيان و اُبَیّ بود که محمد حاضر به قبول راه حل ميانى و چشم پوشيدن از جان مردان بنى قَيُنقاع گشت. از اينرو، و به اميد اينكه شايد در مورد آنها نيز همين راه حل کارگر واقع شده، مورد پذيرش محمد قرار گيرد، تصميم به فرود آمدن از قلعه و تن دادن به حكم وی مى گيرند.
🔹همانطور که قريظيان پيش بينی کرده اميد بسته بودند، اوسيان نزد محمد آمده اظهار ميدارند که "يا رسول الله، بنی قريظه دوستان ما اند و ايشان را بما سپار. آنوقت سيد، عليه السلام، گفت قوم اوس را که : "اگر من حکم بنی قريظه به يکی از شما سپارم شما راضی باشيد يا نه؟ ايشان گفتند: بلی... پس گفت: من حکم ايشان به سعد بن معاذ که مهتر شما است سپردم، و آنچه وی حکم کند ما راضی شويم و کار ازان کنيم. بعد از آن ايشان گفتند: ما نيز راضی ايم."
🔅باين ترتيب، چند تن از اوسيان به مدينه رفته سعد را که از جنگ خندق مجروح و تحت مداوا بود برای قضاوت به محل می آورند.
📜"ايشان می پنداشتند که سعد بن معاذ جانب بنی قريظه نگاه دارد و روا ندارد که ايشان بقتل آورند، از بهر آنکه ايشان با قوم سعد بن معاذ دوستی ديرينه داشتند"
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 755.
از اينرو، در بين راه باو می گفتند:
📜"اى ابو عمرو (سعدبن مُعاذ)، با بستگان خويش نيكى کن که پيمبر اين کار را به تو واگذار کرد تا به آنها نيكى کنى".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1087.
🔰اما محمد که برخلاف اوسيان و قريظيان بی خبر از همه جا از حس انتخاب خود کامل آگاه بود و می دانست چه کسی را براى حكميت انتخاب میکند. چون سعد همينكه از دو طرف قول اطاعت از حكم خود را مى گيرد، در کمال فرومايگى و قساوت مى گويد:
📜"حكم من اينست که مردان را بكشند و اموال تقسيم شود و زن و فرزند را اسير کنند".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1088.
🔆طبری می گويد، پس از آنكه سعد حكم خود را می كند محمد در ابراز رضايت از حكم وی می گويد: 📜"حكم تو در باره يهودان #همان است كه خدا از فراز هفت آسمان می كند".
📗 طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1088
📘همچنین در ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 757 و بخاری، 4122
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠قتل عام هولناک بنی قریظه به دست محمد (قسمت دوم)
✳️ قریظیان اينطور بنظرشان ميرسيد که بهترين راه حل آنست که مانند مردم قَينُقاع از خير مال و اموال خود بگذرند و جان خود و خانواده شان را نجات دهند. در اينصورت، نه با قبول اسلام و پيوستن به محمد به ورطه خيانت به همنوعان يهودى خود و قرار گرفتن در کنار قاتلان آنها می افتادند و نه آنكه با جنگ با محمد زندگى و مال و زن و فرزندان خود را از دست ميدادند.
📜بنی قریظه نبـاش بن قیس را برای مذاکره از حصار فرو فرسـتادند. او ساعتی با پیامبر (ص) گفتگو کرد و ضـمن آن گفت: ما به همان ترتیب که بنی نضـیر تسلیم شدند، تسلیم میشویم. اموال و اسلحه ما از شما باشد، و خونهای ما محفوظ بماند و ما همراه زنان و کودکان از شهر شما میرویم، و از اموال ما به اندازه بار شتری غیر از اسلحه، از آن خودمان باشد. پیامبر (ص) این را #نپـذیرفت. گفتنـد: ما همان بار شتر را هم نمیخواهیم، اجازه بدهیـد که خون ما محفوظ بمانـد، و زن و بچه ما را هم به خودمان واگذارید. پیامبر فرمود: به هیچ وجه موافقت نمیکنم، مگر اینکه تسلیم فرمان من شوید.
📗 ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:379
⇒ @ISLIE ⇐
🔷آنگاه قريظيان از محمد مى خواهند که ابولبابه را که يهودى ولى از قبيله اوس و متحد محمد بوده براى مشورت نزد آنها بفرستد. محمد ابولبابه را نزد قريظيان مى فرستد. طبری می گويد با ديدن او "مرد و زن و کودک بسوى او دويدند و گريه آغاز کردند که ابولبابه بر حالشان رقت آورد" . آنگاه مردم از او پرسيدند : "اى ابولبابه به نظر تو به حكم محمد تسليم شويم؟" گفت":آرى" و "دست به گلو اشاره کرد، يعنى حكم وى کشتن است" .
📌به اين ترتيب، ابولبابه با اشاره به آنها ميرساند که بهتر است تسليم محمد نشوند چون او همه آنها را خواهد کشت.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص;380
🔅در مورد بنىَقينَقاع نيز محمد، در ابتدا، قصد قتل عام آنها را داشت، و تنها زير فشار خَزرَجيان و اُبَیّ بود که محمد حاضر به قبول راه حل ميانى و چشم پوشيدن از جان مردان بنى قَيُنقاع گشت. از اينرو، و به اميد اينكه شايد در مورد آنها نيز همين راه حل کارگر واقع شده، مورد پذيرش محمد قرار گيرد، تصميم به فرود آمدن از قلعه و تن دادن به حكم وی مى گيرند.
🔹همانطور که قريظيان پيش بينی کرده اميد بسته بودند، اوسيان نزد محمد آمده اظهار ميدارند که "يا رسول الله، بنی قريظه دوستان ما اند و ايشان را بما سپار. آنوقت سيد، عليه السلام، گفت قوم اوس را که : "اگر من حکم بنی قريظه به يکی از شما سپارم شما راضی باشيد يا نه؟ ايشان گفتند: بلی... پس گفت: من حکم ايشان به سعد بن معاذ که مهتر شما است سپردم، و آنچه وی حکم کند ما راضی شويم و کار ازان کنيم. بعد از آن ايشان گفتند: ما نيز راضی ايم."
🔅باين ترتيب، چند تن از اوسيان به مدينه رفته سعد را که از جنگ خندق مجروح و تحت مداوا بود برای قضاوت به محل می آورند.
📜"ايشان می پنداشتند که سعد بن معاذ جانب بنی قريظه نگاه دارد و روا ندارد که ايشان بقتل آورند، از بهر آنکه ايشان با قوم سعد بن معاذ دوستی ديرينه داشتند"
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 755.
از اينرو، در بين راه باو می گفتند:
📜"اى ابو عمرو (سعدبن مُعاذ)، با بستگان خويش نيكى کن که پيمبر اين کار را به تو واگذار کرد تا به آنها نيكى کنى".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1087.
🔰اما محمد که برخلاف اوسيان و قريظيان بی خبر از همه جا از حس انتخاب خود کامل آگاه بود و می دانست چه کسی را براى حكميت انتخاب میکند. چون سعد همينكه از دو طرف قول اطاعت از حكم خود را مى گيرد، در کمال فرومايگى و قساوت مى گويد:
📜"حكم من اينست که مردان را بكشند و اموال تقسيم شود و زن و فرزند را اسير کنند".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1088.
🔆طبری می گويد، پس از آنكه سعد حكم خود را می كند محمد در ابراز رضايت از حكم وی می گويد: 📜"حكم تو در باره يهودان #همان است كه خدا از فراز هفت آسمان می كند".
📗 طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1088
📘همچنین در ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 757 و بخاری، 4122
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
هر چه بیسوادی ،
فقر ، بیقانونی ،ناامنی
و بیاخلاقی در یک جامعه
بیشتر باشد بازار
«خرافات» پُررونقتر است !...
➬ @ISLIE
فقر ، بیقانونی ،ناامنی
و بیاخلاقی در یک جامعه
بیشتر باشد بازار
«خرافات» پُررونقتر است !...
➬ @ISLIE
تا هنگامي که
جامعه ای
زنان را نادیده مي گیرد
و حقشان را
پایمال مي سازد
داغ بینوایی و گناه بـــر
پیشاني اجتماع باقیست...
#ویکتور_هوگو
➬ @ISLIE
جامعه ای
زنان را نادیده مي گیرد
و حقشان را
پایمال مي سازد
داغ بینوایی و گناه بـــر
پیشاني اجتماع باقیست...
#ویکتور_هوگو
➬ @ISLIE
وقتی من کار خوبی میکنم احساس خوبی دارم ،وقتی من کار بدی میکنم عذاب وجدان دارم.
این دین من است.
✍آبراهام_لینکلن
➬ @ISLIE
این دین من است.
✍آبراهام_لینکلن
➬ @ISLIE
Forwarded from من خدا هستم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش 1
اولین سخنرانی آیت الله خمینی که کشتار 700 یهودی بنی قریظه را تأیید میکند
مأمور گردن زدن:
علی ابن ابیطالب و زبیر بن العوام
@khod2
اولین سخنرانی آیت الله خمینی که کشتار 700 یهودی بنی قریظه را تأیید میکند
مأمور گردن زدن:
علی ابن ابیطالب و زبیر بن العوام
@khod2
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【30】
💠قتل عام هولناک بنی قریظه به دست محمد.( قسمت اخر)
"عتيَة اَلقُرَيظه" ميگويد:
📜"من جزو اسرای بنی قريظه بودم. آنها ما را معاينه کردند، و هر که مو بر صورتش جوانه زده بود (بعنوان فرد بالغ) کشتند، و بقيه را نگهداشتند. من از جمله آنانی بودم که مو بر صورت نداشتند".
📘Abu Dawud, Sunan, (38:4390)
🔅بنابراين، وقتی معاذ حکم به قتل همه مردان ميدهد، بسياری از پسرکان معصوم و جوان نيز در بين آنها بوده اند
⇒ @ISLIE ⇐
#ابن_اسحاق ميگويد :
📜"آنگاه يهودان را از قلعه ها فرود آوردند و پيمبر آنها را در خانه دختر حارث يكى از زنان "بنى نجار" محبوس کرد، پس از آن به بازار مدينه که هم اکنون به جاست رفت و گفت تا چند گودال بكندند و يهودان را بياوردند و در آن گودالها گردنشان را بزدند. شمار يهودان ششصد يا هفتصد بود و آنكه بيشتر گويد هشتصد تا نهصد گويد".
📗 طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1088 .
📜گردن ها همه توسط علی و زبير در برابر خود محمد زده شدند.طبری می گويد: "پيمبر گفته بود هر کس از آنها را که بالغ شده بود بکشند".
📗 طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1091و1093 .
🔰به اينترتيب است که کثيف ترين و زشت ترين جنايتى که تا کنون کسى در عربستان نظير آنرا نديده و نشنيده بود، بدست محمد، علی و زبير و يارانش انجام می گيرد .
🎯بهرحال، اين سرنوشت تاسف آور گروهى انسانهاى بى گناه و صلح طلب است که با وجود آنكه بهر درى ميزنند تا راهى براى احتراز از جنگ و خشونت بيابند و به زندگى صلح جويانه خود ادامه دهند، سرانجام، گرفتار همان سرنوشتى مى شوند که با تمام نيرو سعى در احتراز از آن داشته اند.
☠نحوه قتل عام قريظيان، باين طريق بوده است که آنان را از محلی که محبوس کرده بودند، يك به يك، بدون آنکه اجازه دهند از سرنوشتی که در انتظارشان بوده خبر دار شوند، خارج ساخته و بر سر گودالی که برای اين منظور کنده بودند، سر از تنشان جدا می سازند. از جمله طبرى مي گويد وقتى که "کعب بن اسد" رئيس قوم بنى قريظه را ميبردند، يهوديان از او سئوال ميکنند:
"پنداری با ما چه ميكنند؟"
و او جواب می دهد:
"در هيچ جا فهم نداريد مگر نمى بينيد که هر که را مى برند بر نمى گردد؟ به خدا ما را مى کشند".
🔅و طبق معمول محمد با اوردن ایاتی این جنایت را به گردن خدا میاندازد .
📜" آن گروه اهل کتاب (از یهودان) را که پشتیبان و کمک مشرکان بودند خدا از حصار و سنگرهاشان فرود آورد و در دلشان (از شما مسلمین) ترس افکند تا آنکه گروهی از آنها را به قتل رسانیده و گروهی را اسیر میکردید.و شما را وارث سرزمین و دیار و اموال آنها کرد و نیز سرزمینی را که هیچ بر آن قدم (به جنگ) ننهادید نصیب شما گردانید، و خدا بر هر چیز تواناست."
📗سوره احزاب، ایه 26-27 ، قمشه ای
⏪پست بعد : حماسه بنی قریظه
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠قتل عام هولناک بنی قریظه به دست محمد.( قسمت اخر)
"عتيَة اَلقُرَيظه" ميگويد:
📜"من جزو اسرای بنی قريظه بودم. آنها ما را معاينه کردند، و هر که مو بر صورتش جوانه زده بود (بعنوان فرد بالغ) کشتند، و بقيه را نگهداشتند. من از جمله آنانی بودم که مو بر صورت نداشتند".
📘Abu Dawud, Sunan, (38:4390)
🔅بنابراين، وقتی معاذ حکم به قتل همه مردان ميدهد، بسياری از پسرکان معصوم و جوان نيز در بين آنها بوده اند
⇒ @ISLIE ⇐
#ابن_اسحاق ميگويد :
📜"آنگاه يهودان را از قلعه ها فرود آوردند و پيمبر آنها را در خانه دختر حارث يكى از زنان "بنى نجار" محبوس کرد، پس از آن به بازار مدينه که هم اکنون به جاست رفت و گفت تا چند گودال بكندند و يهودان را بياوردند و در آن گودالها گردنشان را بزدند. شمار يهودان ششصد يا هفتصد بود و آنكه بيشتر گويد هشتصد تا نهصد گويد".
📗 طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1088 .
📜گردن ها همه توسط علی و زبير در برابر خود محمد زده شدند.طبری می گويد: "پيمبر گفته بود هر کس از آنها را که بالغ شده بود بکشند".
📗 طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1091و1093 .
🔰به اينترتيب است که کثيف ترين و زشت ترين جنايتى که تا کنون کسى در عربستان نظير آنرا نديده و نشنيده بود، بدست محمد، علی و زبير و يارانش انجام می گيرد .
🎯بهرحال، اين سرنوشت تاسف آور گروهى انسانهاى بى گناه و صلح طلب است که با وجود آنكه بهر درى ميزنند تا راهى براى احتراز از جنگ و خشونت بيابند و به زندگى صلح جويانه خود ادامه دهند، سرانجام، گرفتار همان سرنوشتى مى شوند که با تمام نيرو سعى در احتراز از آن داشته اند.
☠نحوه قتل عام قريظيان، باين طريق بوده است که آنان را از محلی که محبوس کرده بودند، يك به يك، بدون آنکه اجازه دهند از سرنوشتی که در انتظارشان بوده خبر دار شوند، خارج ساخته و بر سر گودالی که برای اين منظور کنده بودند، سر از تنشان جدا می سازند. از جمله طبرى مي گويد وقتى که "کعب بن اسد" رئيس قوم بنى قريظه را ميبردند، يهوديان از او سئوال ميکنند:
"پنداری با ما چه ميكنند؟"
و او جواب می دهد:
"در هيچ جا فهم نداريد مگر نمى بينيد که هر که را مى برند بر نمى گردد؟ به خدا ما را مى کشند".
🔅و طبق معمول محمد با اوردن ایاتی این جنایت را به گردن خدا میاندازد .
📜" آن گروه اهل کتاب (از یهودان) را که پشتیبان و کمک مشرکان بودند خدا از حصار و سنگرهاشان فرود آورد و در دلشان (از شما مسلمین) ترس افکند تا آنکه گروهی از آنها را به قتل رسانیده و گروهی را اسیر میکردید.و شما را وارث سرزمین و دیار و اموال آنها کرد و نیز سرزمینی را که هیچ بر آن قدم (به جنگ) ننهادید نصیب شما گردانید، و خدا بر هر چیز تواناست."
📗سوره احزاب، ایه 26-27 ، قمشه ای
⏪پست بعد : حماسه بنی قریظه
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
Forwarded from من خدا هستم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بخش 2
دومین سخنرانی آیت الله خمینی که کشتار 700 یهودی بنی قریظه را تأیید میکند
مأمور گردن زدن:
علی ابن ابیطالب و زبیر بن العوام
@khod2
دومین سخنرانی آیت الله خمینی که کشتار 700 یهودی بنی قریظه را تأیید میکند
مأمور گردن زدن:
علی ابن ابیطالب و زبیر بن العوام
@khod2
شما «خرافات» را مانند یک
بیماری مسری خواهید یافت !
برخی مردم اجازه میدهند که این
بیماری از کسانی که از جایگاه اجتماعی
بالاتری برخوردارند به آنها سرایت کند !
✍ #کورت_سیودماک
➬ @ISLIE
شما «خرافات» را مانند یک
بیماری مسری خواهید یافت !
برخی مردم اجازه میدهند که این
بیماری از کسانی که از جایگاه اجتماعی
بالاتری برخوردارند به آنها سرایت کند !
✍ #کورت_سیودماک
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➊➌】
💠حماسه های بنی قريظه
✳️واقعه بنى قريظه بى شک از جمله وقايع تراژيكى بشمار ميآيد که مايه نفرت و شرم بشريت بوده و خواهد بود، و لکه ننگ آن برای هميشه بر دامن اسلام و هر مسلمانی که با وجود اطلاع از اين جنايات همچنان خود را مسلمان ميداند، باقی ميماند. اين واقعه هر چند بخاطر تسليم قريظيان حماسه نبود، ولى در دل خود وقايعى را داشت که بى شباهت به داستانهای حماسی نبودند. حماسه هايی که بازيگران آن نه قهرمانان بزرگ، بلكه انسانهاى عادى بودند.
✔️از جمله اين وقايع يکی داستانی است که عايشه نقل می کند. وی می گويد:
يك زن از بنى قريظه که کشته شد، پيش من بود. سخن ميكرد و مى خنديد و پيمبر در بازار، مردان بنى قريظه را مى کشت، و چون نام او را بگفتند گفت":به خدا منم" گفتم":چكارت دارند؟" گفت":مى خواهند بكشندم". گفتم":چرا؟" گفت":براى کارى که کرده ام". عايشه ميگفت":هرگز او را از ياد نمى برم که مى دانست او را مى کشند اما خوشدل و خندان بود." او "بنانه"، تنها زن از بنی قريظه بود که گردن زده شد. چرا که با انداختن سنگ آسياب از فراز قلعه بر سر "خَلد بن سُوَيد"، يکی از محاصره کنندگانِ مسلمان، او را بقتل رسانده بود.
📜گویند، زنی از بنی نضـیر که نـامش نباته بود، همسـری مردی از بنی قریظه را داشت و هر دو یک دیگر را دوست میداشـتند. چون محاصره شدید شد، آن زن پیش شوهر خود گریست و گفت:
تو از من جـدا خواهی شد. مرد گفت: آری سوگند به تورات چنین است که میبینی، به هر حال تو زن هستی، این سـنگ بزرگ را به مسلمانان پرتاب کن، چه از این پس نمیتوانیم کسی از آنها را بکشیم، تو زن هستی و اگر هم محمد بر ما چیره شود زنها را نخواهد کشت. او دلش نمیخواست که زنش اسیر شود، و میخواست که او را در مقابـل این کـار بکشـند.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:391
⇒ @ISLIE ⇐
🔹آنگاه "حُیَ بن اَخطَب" را آوردند. او سالار قوم بنی نضير بود که در جريان چپاول قوم خود بدست محمد، همراه با "سلام بن ابی الحقيق" و مردم بنی نضير به سوی قلعه های خيبر (در شمال مدينه و محل گروه ديگری از مردم يهود) کوچ و در آنجا ساکن می شوند. "حٌیّ بن اَخطب" همان طور که ديديم، در جنگ خندق وقتی به نزد "کعب بن اسد" رئيس بنی قريظه برای قانع کردن وی به رها کردن محمد و پيوستن به قريشيان رفته بود، به او که نگران انتقام محمد بود، قول داده بود که "اگر قريش و غطفان بازگشتند و به محمد دست نيافتند در قلعه تو جای گيرم تا هر چه به تو می رسد به من نيز رسد" .وقتی که قريظيان
تحت محاصره محمد قرار می گيرند، او که خود را مسئول ميداند، برای اجرای عهدش، داوطلبانه و با پای خود، به محاصره شدگان می پيوندد تا همانطور که قول داده بود خودرا در سرنوشت آنها سهيم گرداند. طبری ميگويد:
📜"و چون حُیَ بن أخطَب را بياوردند حله ای فاخر به تن داشت که همه جای آنرا دريده بود که از تن وی بر نگيرند و دستان وی را با ريسمان به گردن بسته بودند و چون پيمبر را بديد گفت:
" بخدا هرگز از دشمنی تو پشيمان نيستم، ولی هر که شکست خورد شکست خورد." آنگاه رو به کسان کرد و گفت: "از فرمان خدا چاره ای نيست، مکتوبی است و تقديری که بر بنی اسرائيل رقم زده اند." آنگاه بنشست و گردنش بزدند".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص . 1072 و 1089.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:388
🔆پس از گردن زدنِ همه مردان و پسران بالغ بنى قريظه بگفته #ابن_اسحاق:
"پيمبر خدا، صلى عليه و سلام، اموال و زنان و فرزندان بنى قريظه را تقسيم کرد و اسبان را سهم داد و مردان را سهم داد و خمس(يك پنجم کل غنائم را) براى خود برداشت، سوار سه سهم گرفت؛ دوسهم براى اسب و يكى براى مرد و مرد بى اسب يك سهم گرفت."
🔅از جمله سهم محمد از غنائم، "ريحانه" دختر "عمرو بن جنانه" و همسر يکی از کشته شدگان بنی قريظه بود که محمد وی را از ميان زنان اسير برای خود انتخاب کرد و به کنيزی خود در آورد. کنيزان زنانی بودند که پس از آنکه در جنگها بدنبال کشته شدن شوهران يا پدرانشان اسير می شدند، بعنوان برده جنسی و کاری، مورد استفاده، تجاوز جنسی و لذت جوئی صاحبان جديدشان قرار می گرفتند. محمد نيز علاوه بر زنان عقدی که تا کنون تعداد آنها به ۶تن رسيده بود، بعضی زنان اسير را نيز بعنوان کنيز، برای لذت جوئی جنسی خود، نگه ميداشت. ريحانه نيز از جمله اين زنان اسير بود.
⏪پست بعد : جنگ بنى المُصطَلق
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠حماسه های بنی قريظه
✳️واقعه بنى قريظه بى شک از جمله وقايع تراژيكى بشمار ميآيد که مايه نفرت و شرم بشريت بوده و خواهد بود، و لکه ننگ آن برای هميشه بر دامن اسلام و هر مسلمانی که با وجود اطلاع از اين جنايات همچنان خود را مسلمان ميداند، باقی ميماند. اين واقعه هر چند بخاطر تسليم قريظيان حماسه نبود، ولى در دل خود وقايعى را داشت که بى شباهت به داستانهای حماسی نبودند. حماسه هايی که بازيگران آن نه قهرمانان بزرگ، بلكه انسانهاى عادى بودند.
✔️از جمله اين وقايع يکی داستانی است که عايشه نقل می کند. وی می گويد:
يك زن از بنى قريظه که کشته شد، پيش من بود. سخن ميكرد و مى خنديد و پيمبر در بازار، مردان بنى قريظه را مى کشت، و چون نام او را بگفتند گفت":به خدا منم" گفتم":چكارت دارند؟" گفت":مى خواهند بكشندم". گفتم":چرا؟" گفت":براى کارى که کرده ام". عايشه ميگفت":هرگز او را از ياد نمى برم که مى دانست او را مى کشند اما خوشدل و خندان بود." او "بنانه"، تنها زن از بنی قريظه بود که گردن زده شد. چرا که با انداختن سنگ آسياب از فراز قلعه بر سر "خَلد بن سُوَيد"، يکی از محاصره کنندگانِ مسلمان، او را بقتل رسانده بود.
📜گویند، زنی از بنی نضـیر که نـامش نباته بود، همسـری مردی از بنی قریظه را داشت و هر دو یک دیگر را دوست میداشـتند. چون محاصره شدید شد، آن زن پیش شوهر خود گریست و گفت:
تو از من جـدا خواهی شد. مرد گفت: آری سوگند به تورات چنین است که میبینی، به هر حال تو زن هستی، این سـنگ بزرگ را به مسلمانان پرتاب کن، چه از این پس نمیتوانیم کسی از آنها را بکشیم، تو زن هستی و اگر هم محمد بر ما چیره شود زنها را نخواهد کشت. او دلش نمیخواست که زنش اسیر شود، و میخواست که او را در مقابـل این کـار بکشـند.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:391
⇒ @ISLIE ⇐
🔹آنگاه "حُیَ بن اَخطَب" را آوردند. او سالار قوم بنی نضير بود که در جريان چپاول قوم خود بدست محمد، همراه با "سلام بن ابی الحقيق" و مردم بنی نضير به سوی قلعه های خيبر (در شمال مدينه و محل گروه ديگری از مردم يهود) کوچ و در آنجا ساکن می شوند. "حٌیّ بن اَخطب" همان طور که ديديم، در جنگ خندق وقتی به نزد "کعب بن اسد" رئيس بنی قريظه برای قانع کردن وی به رها کردن محمد و پيوستن به قريشيان رفته بود، به او که نگران انتقام محمد بود، قول داده بود که "اگر قريش و غطفان بازگشتند و به محمد دست نيافتند در قلعه تو جای گيرم تا هر چه به تو می رسد به من نيز رسد" .وقتی که قريظيان
تحت محاصره محمد قرار می گيرند، او که خود را مسئول ميداند، برای اجرای عهدش، داوطلبانه و با پای خود، به محاصره شدگان می پيوندد تا همانطور که قول داده بود خودرا در سرنوشت آنها سهيم گرداند. طبری ميگويد:
📜"و چون حُیَ بن أخطَب را بياوردند حله ای فاخر به تن داشت که همه جای آنرا دريده بود که از تن وی بر نگيرند و دستان وی را با ريسمان به گردن بسته بودند و چون پيمبر را بديد گفت:
" بخدا هرگز از دشمنی تو پشيمان نيستم، ولی هر که شکست خورد شکست خورد." آنگاه رو به کسان کرد و گفت: "از فرمان خدا چاره ای نيست، مکتوبی است و تقديری که بر بنی اسرائيل رقم زده اند." آنگاه بنشست و گردنش بزدند".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص . 1072 و 1089.
📘ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:388
🔆پس از گردن زدنِ همه مردان و پسران بالغ بنى قريظه بگفته #ابن_اسحاق:
"پيمبر خدا، صلى عليه و سلام، اموال و زنان و فرزندان بنى قريظه را تقسيم کرد و اسبان را سهم داد و مردان را سهم داد و خمس(يك پنجم کل غنائم را) براى خود برداشت، سوار سه سهم گرفت؛ دوسهم براى اسب و يكى براى مرد و مرد بى اسب يك سهم گرفت."
🔅از جمله سهم محمد از غنائم، "ريحانه" دختر "عمرو بن جنانه" و همسر يکی از کشته شدگان بنی قريظه بود که محمد وی را از ميان زنان اسير برای خود انتخاب کرد و به کنيزی خود در آورد. کنيزان زنانی بودند که پس از آنکه در جنگها بدنبال کشته شدن شوهران يا پدرانشان اسير می شدند، بعنوان برده جنسی و کاری، مورد استفاده، تجاوز جنسی و لذت جوئی صاحبان جديدشان قرار می گرفتند. محمد نيز علاوه بر زنان عقدی که تا کنون تعداد آنها به ۶تن رسيده بود، بعضی زنان اسير را نيز بعنوان کنيز، برای لذت جوئی جنسی خود، نگه ميداشت. ريحانه نيز از جمله اين زنان اسير بود.
⏪پست بعد : جنگ بنى المُصطَلق
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
Forwarded from اتچ بات
🔺مناظره
به اطلاع عزیزان می رسانیم پس از فرار های اسلامگرایان و خداباوران از مناظره در طی سالهای اخیر و شکست های پی در پی آنان ، قصد داریم حجت را بر آنان تمام کنیم ، لذا مجدد آنان را به چالش کشیده و دعوت رسمی به مناظره می کنیم.
✍کارشناسان گروه "خرافات اسلام" آماده مناظره با کارشناسان اسلامگرا و خداباوران را دارند.
🔵موضوعات پیشنهادی
1.آیا خدا جایگاهی در علم دارد ؟ و اثبات علمی او امکان پذیر است؟
2.آیا جهان خالقی دارد؟ نگاه فیزیک به این قضیه چیست؟
3.آیا موجودات حاصل فرگشت هستند و یا طراحی هوشمند؟ اساسا طراحی هوشمند چیست و چه دلایلی برایش وجود دارد؟ آیا این فرضیه علمی است؟
4.آیا دین ضامن اخلاق است؟ منظور از اخلاق دینی چیست ؟ آیا عدم باورمندان به خدا بی اخلاق هستند؟
5.آیا قرآن کلام خدا(بالفرض وجود)است؟ قوی ترین دلیل شما بر الهی بودن و اعجاز آن چیست؟
6.قوی ترین دلیل شما بر نبوت محمد چیست؟
7.آیا پیامبر و ائمه زنباره بودند؟
8.ازدواج پیامبر و عایشه ۹ ساله ، حقیقت یا دروغ؟
9.آیا امامت الهی مورد ادعای شیعه وجود خارجی دارد؟
10.آیا امام زمان وجود دارد؟ چه دلایلی برای وجود و تولد او دارید؟ بودن او چه نفعی دارد؟
11.آیا اسلام دین خرافی است ؟ دلیل ما بر خرافات چیست و شما چه پاسخی دارید؟
12.عدالت صحابه ، افسانه یا واقعیت؟
13.توهین های بی شرمانه اسلام به زنان
14.آیا علم جایگاهی در اسلام دارد؟
15. جایگاه قتل خشونت در اسلام
16. آیا فاطمه زهرا برترین زن تاریخ عالم بود؟ چه دلایلی بر اثبات این ادعا وجود دارد؟
17.آیا قرآن تحریف شده است؟ آیا دلیلی بر تحریف قرآن وجود دارد؟
18.آیا برده داری در اسلام وجود داشته است؟
19.آیا روح وجود دارد و پدیده ای قابل اثبات است؟
20.موضوع پیشنهادی شما..
🌱ابر گروه خرافات اسلام منتظر شما در مناظره ای رسمی است.
♻️این چالش تا تاریخ ۱۲ آگوست و یا ۲۱ مرداد اعتبار دارد.
♨️بدیعی است که عدم حضور و شرکت به معنای شکست اسلام و خداباوران است.
🔵جهت هماهنگی مناظرات👇
https://t.me/joinchat/Fuhdw0PL1FLDNBLiqA5tiQ
🔵لینک ابر گروه خرافات اسلام👇
https://telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
به اطلاع عزیزان می رسانیم پس از فرار های اسلامگرایان و خداباوران از مناظره در طی سالهای اخیر و شکست های پی در پی آنان ، قصد داریم حجت را بر آنان تمام کنیم ، لذا مجدد آنان را به چالش کشیده و دعوت رسمی به مناظره می کنیم.
✍کارشناسان گروه "خرافات اسلام" آماده مناظره با کارشناسان اسلامگرا و خداباوران را دارند.
🔵موضوعات پیشنهادی
1.آیا خدا جایگاهی در علم دارد ؟ و اثبات علمی او امکان پذیر است؟
2.آیا جهان خالقی دارد؟ نگاه فیزیک به این قضیه چیست؟
3.آیا موجودات حاصل فرگشت هستند و یا طراحی هوشمند؟ اساسا طراحی هوشمند چیست و چه دلایلی برایش وجود دارد؟ آیا این فرضیه علمی است؟
4.آیا دین ضامن اخلاق است؟ منظور از اخلاق دینی چیست ؟ آیا عدم باورمندان به خدا بی اخلاق هستند؟
5.آیا قرآن کلام خدا(بالفرض وجود)است؟ قوی ترین دلیل شما بر الهی بودن و اعجاز آن چیست؟
6.قوی ترین دلیل شما بر نبوت محمد چیست؟
7.آیا پیامبر و ائمه زنباره بودند؟
8.ازدواج پیامبر و عایشه ۹ ساله ، حقیقت یا دروغ؟
9.آیا امامت الهی مورد ادعای شیعه وجود خارجی دارد؟
10.آیا امام زمان وجود دارد؟ چه دلایلی برای وجود و تولد او دارید؟ بودن او چه نفعی دارد؟
11.آیا اسلام دین خرافی است ؟ دلیل ما بر خرافات چیست و شما چه پاسخی دارید؟
12.عدالت صحابه ، افسانه یا واقعیت؟
13.توهین های بی شرمانه اسلام به زنان
14.آیا علم جایگاهی در اسلام دارد؟
15. جایگاه قتل خشونت در اسلام
16. آیا فاطمه زهرا برترین زن تاریخ عالم بود؟ چه دلایلی بر اثبات این ادعا وجود دارد؟
17.آیا قرآن تحریف شده است؟ آیا دلیلی بر تحریف قرآن وجود دارد؟
18.آیا برده داری در اسلام وجود داشته است؟
19.آیا روح وجود دارد و پدیده ای قابل اثبات است؟
20.موضوع پیشنهادی شما..
🌱ابر گروه خرافات اسلام منتظر شما در مناظره ای رسمی است.
♻️این چالش تا تاریخ ۱۲ آگوست و یا ۲۱ مرداد اعتبار دارد.
♨️بدیعی است که عدم حضور و شرکت به معنای شکست اسلام و خداباوران است.
🔵جهت هماهنگی مناظرات👇
https://t.me/joinchat/Fuhdw0PL1FLDNBLiqA5tiQ
🔵لینک ابر گروه خرافات اسلام👇
https://telegram.me/joinchat/BVWmm0BBN6miZ7LBg_qtNw
Telegram
attach 📎
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➋➌】
💠جنگ بنى المُصطَلق
🔹علت اين جنگ اين بود که به محمد خبر ميدهند که طايفه "بنى المصطلق" تحت رهبرى "حارث بن ابى ضرار" آمادە جنگ با او ميشوند. از اينرو، محمد پيش دستى ميكند و بی خبر بر سرِ آنها تاخته آنان را غافلگير ميکند و پس از کشتار بسياری از آنها، اموال بجا مانده و "زن و فرزند ايشان جمله بغارت" می برند.
عايشه مى گويد:
📜"وقتى پيمبر اسيران بنى المصطلق را تقسيم مى کرد "جويريه"، دخترِ حارث (رئيس قوم بنى المصطلق)، جزو سهم "ثابت بن قيس" يا پسر عموى وى شد و دخترى نمكين و شيرين حرکات بود و هر کس او را ميديد مجذوب مى شد، و با صاحب خود قرار مكاتبه نهاد، يعنى مالى بدهد و آزاد شود، و پيش پيمبر آمد تا در کار پرداخت مال از او کمک بخواهد. گويد: چون وى را بر در اطاق خود ديدم از او بيزار شدم که دانستم پيمبر دلبسته او مى شود و چون به نزد پيمبر آمد گفت "اى پيمبر خداى من جويريه دختر "حارث بن ابى ضرار" سالار قوم هستم و به بليه اى افتاده ام که دانى و در سهم ثابت بن قيس بن شماس يا پسر عموى وى افتاده ام و قرار مكاتبه نهاده ام و آمده ام که در پرداخت مال مكاتبه با من کمک کنى؟"
پيمبر گفت: "مى خواهى که کارى بهتر از اين کنم؟" گفت: "اى پيمبر خدا بهتر از اين چيست؟"
گفت: "مال مكاتبه را بدهم و ترا زن خويش کنم."
جويريه گفت: "آرى"
پيمبر گفت: "چنين کردم".
📗- طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1103.
🔰ولی اکنون که محمد بجای کنيزکردن جويريه او را زن خود کرده و در نتيجه با ازدواج با جويريه با قبيله او خويشاوند شده بود، زنان و دختران قبيله که قبل اسير و ميان سپاه تقسيم شده بودند، می توانستند با پرداخت فديه از طرف اقوامشان آزاد گردند.
⇒ @ISLIE ⇐
❌ولی پستی اخلاقی مسلمانان تا حدی بود که هيچيک حاضر نبودند بدون کام جويی از زنان و دخترانِ بی نوا از سرِ آنان بگذرند. از اينرو، قبل از پس دادن آنان به اقوامشان، همگی آنان را مورد تجاوز قرار ميدهند و در اين مورد تاييد محمد را نيز بدست می آورند. ابو سعيد خُدری، داستان را اينطور نقل می کند.
📜"ما در شهوت نزديکی با زنان بوديم و عَزَبيت بر ما سخت گران آمده بود، از اينرو، می خواستيم با زنان عمل "عَزل" ( Coitus Interruptus) کنيم… ما ازپيمبر در مورد آن سؤال کرديم و او گفت: شما هيچ اجباری نداريد از اينکار خودداری کنيد... بعدا کسانيکه دنبال زنان و کودکان خود به مدينه آمدند فديه آنان را پرداختند و آنها به کشور خود رفتند و حتی يک تن از آنها هم نخواست که در مدينه بماند، هر چند اگر ميخواست ميتوانست".
📘Vaghedi, vol. 1, translated by jones, p. 413. In Rodinson Maxime, mohammad, in English, p. 197.
📗طبری ، جلد 4 ، ص 153.
🔹در راه بازگشت واقعه ديگری رخ می دهد که حائز اهميت است. هنگام آب دادن اسبها ميان يکی از انصار و يکی از مهاجرين بر سر مسلمانی که در جنگ به اشتباه بدست يکی از انصار کشته شده بود، نزاع و گفتگوی سختی در می گيرد. عبدالله بن اُبَیّ سعی می کند تا از اين مسئله استفاده نموده انصار را بر عليه محمد و مهاجرين بشوراند. او که در محل نزاع حضور داشته با خشم رو به انصار کرده می گويد:
📜"چون مهاجر به پيش ما آمدند، درويش بودند و مال داديم و عاجز بودند و ما ايشان را شوکت و قوت داديم، اکنون خود را باز نمی شناسند و بما باز گرديده اند و بر ما جفا می کنند، و اين همان مثل است که عرب بپيش از ما گفته اند: سگ خود را فربه کن تا ترا بخورد، لکن فردا که به مدينه باز رويم و ايشان را از مدينه بيرون کنيم".
📗- ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 777.
🔅اين خبر بگوش محمد ميرسد، وعمر که نزد وی بوده است، طبق معمولِ خود که ميخواهد همه مسائل را با درندگی و از راه خشونت حل کند، می گويد:
"يا رسول الله، عباد بن بِشر را بفرمای تا اين منافق را گردن بزند و شر وی از مسلمانان کفايت کند".
📗- ابن هشام، جلد دوم، فارسی، 778.
🔹البته، محمد که از عمر بسيار محتاط تر و دورانديش تر بوده، با توجه به نفوذ اُبَیّ در ميان انصار، و امتناع انصار از تاييد اينکه اُبَیّ چنين چيزی گفته است، برای جلوگيری از دو دستگی ميان مسلمانان، با پيشنهاد عمر مخالفت کرده به او ميگويد، "نشايد ای عمر، که آنگاه مردم ندانند، گويند محمد اصحاب خود می کشد."
📗- ابن هشام، جلد دوم، فارسی، 778.
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠جنگ بنى المُصطَلق
🔹علت اين جنگ اين بود که به محمد خبر ميدهند که طايفه "بنى المصطلق" تحت رهبرى "حارث بن ابى ضرار" آمادە جنگ با او ميشوند. از اينرو، محمد پيش دستى ميكند و بی خبر بر سرِ آنها تاخته آنان را غافلگير ميکند و پس از کشتار بسياری از آنها، اموال بجا مانده و "زن و فرزند ايشان جمله بغارت" می برند.
عايشه مى گويد:
📜"وقتى پيمبر اسيران بنى المصطلق را تقسيم مى کرد "جويريه"، دخترِ حارث (رئيس قوم بنى المصطلق)، جزو سهم "ثابت بن قيس" يا پسر عموى وى شد و دخترى نمكين و شيرين حرکات بود و هر کس او را ميديد مجذوب مى شد، و با صاحب خود قرار مكاتبه نهاد، يعنى مالى بدهد و آزاد شود، و پيش پيمبر آمد تا در کار پرداخت مال از او کمک بخواهد. گويد: چون وى را بر در اطاق خود ديدم از او بيزار شدم که دانستم پيمبر دلبسته او مى شود و چون به نزد پيمبر آمد گفت "اى پيمبر خداى من جويريه دختر "حارث بن ابى ضرار" سالار قوم هستم و به بليه اى افتاده ام که دانى و در سهم ثابت بن قيس بن شماس يا پسر عموى وى افتاده ام و قرار مكاتبه نهاده ام و آمده ام که در پرداخت مال مكاتبه با من کمک کنى؟"
پيمبر گفت: "مى خواهى که کارى بهتر از اين کنم؟" گفت: "اى پيمبر خدا بهتر از اين چيست؟"
گفت: "مال مكاتبه را بدهم و ترا زن خويش کنم."
جويريه گفت: "آرى"
پيمبر گفت: "چنين کردم".
📗- طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1103.
🔰ولی اکنون که محمد بجای کنيزکردن جويريه او را زن خود کرده و در نتيجه با ازدواج با جويريه با قبيله او خويشاوند شده بود، زنان و دختران قبيله که قبل اسير و ميان سپاه تقسيم شده بودند، می توانستند با پرداخت فديه از طرف اقوامشان آزاد گردند.
⇒ @ISLIE ⇐
❌ولی پستی اخلاقی مسلمانان تا حدی بود که هيچيک حاضر نبودند بدون کام جويی از زنان و دخترانِ بی نوا از سرِ آنان بگذرند. از اينرو، قبل از پس دادن آنان به اقوامشان، همگی آنان را مورد تجاوز قرار ميدهند و در اين مورد تاييد محمد را نيز بدست می آورند. ابو سعيد خُدری، داستان را اينطور نقل می کند.
📜"ما در شهوت نزديکی با زنان بوديم و عَزَبيت بر ما سخت گران آمده بود، از اينرو، می خواستيم با زنان عمل "عَزل" ( Coitus Interruptus) کنيم… ما ازپيمبر در مورد آن سؤال کرديم و او گفت: شما هيچ اجباری نداريد از اينکار خودداری کنيد... بعدا کسانيکه دنبال زنان و کودکان خود به مدينه آمدند فديه آنان را پرداختند و آنها به کشور خود رفتند و حتی يک تن از آنها هم نخواست که در مدينه بماند، هر چند اگر ميخواست ميتوانست".
📘Vaghedi, vol. 1, translated by jones, p. 413. In Rodinson Maxime, mohammad, in English, p. 197.
📗طبری ، جلد 4 ، ص 153.
🔹در راه بازگشت واقعه ديگری رخ می دهد که حائز اهميت است. هنگام آب دادن اسبها ميان يکی از انصار و يکی از مهاجرين بر سر مسلمانی که در جنگ به اشتباه بدست يکی از انصار کشته شده بود، نزاع و گفتگوی سختی در می گيرد. عبدالله بن اُبَیّ سعی می کند تا از اين مسئله استفاده نموده انصار را بر عليه محمد و مهاجرين بشوراند. او که در محل نزاع حضور داشته با خشم رو به انصار کرده می گويد:
📜"چون مهاجر به پيش ما آمدند، درويش بودند و مال داديم و عاجز بودند و ما ايشان را شوکت و قوت داديم، اکنون خود را باز نمی شناسند و بما باز گرديده اند و بر ما جفا می کنند، و اين همان مثل است که عرب بپيش از ما گفته اند: سگ خود را فربه کن تا ترا بخورد، لکن فردا که به مدينه باز رويم و ايشان را از مدينه بيرون کنيم".
📗- ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 777.
🔅اين خبر بگوش محمد ميرسد، وعمر که نزد وی بوده است، طبق معمولِ خود که ميخواهد همه مسائل را با درندگی و از راه خشونت حل کند، می گويد:
"يا رسول الله، عباد بن بِشر را بفرمای تا اين منافق را گردن بزند و شر وی از مسلمانان کفايت کند".
📗- ابن هشام، جلد دوم، فارسی، 778.
🔹البته، محمد که از عمر بسيار محتاط تر و دورانديش تر بوده، با توجه به نفوذ اُبَیّ در ميان انصار، و امتناع انصار از تاييد اينکه اُبَیّ چنين چيزی گفته است، برای جلوگيری از دو دستگی ميان مسلمانان، با پيشنهاد عمر مخالفت کرده به او ميگويد، "نشايد ای عمر، که آنگاه مردم ندانند، گويند محمد اصحاب خود می کشد."
📗- ابن هشام، جلد دوم، فارسی، 778.
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
شیخ ما بسیار دنیا دیده است○
کار هایش کاملا سنجیده است●
بنز و ویلا را خودش برداشته○
و آخرت را به ما بخشیده است●
➬ @ISLIE
کار هایش کاملا سنجیده است●
بنز و ویلا را خودش برداشته○
و آخرت را به ما بخشیده است●
➬ @ISLIE
⚔ #جنگ_های_محمد ... #بخش 【➌➌】
💠صلح حُدَيبيَه و استراتژی جديد محمد
✔️جنگ خندق، هر چند محمد از آن بسلامت بيرون جست، ليکن بيش از آنکه نشان قوت و قدرت وی در برابر دشمنانش باشد، بالعکس، بيانگر وضع ناپايدار و مخاطره آميز وی در مقابل آنان بود. براستی نيز اگر عامل خندق و مهمتر از ان حيله گری او، باضافه ناپيگيری قريش و يهود در مبارزه با وی نبود، محمد و يارانش با قلت نيرويی که در برابر نيروی متحده قريش و يهود داشتند، در چشم بهم زدنی بدست آنان محو و نابود می شدند.
🔰بنابراين، محمد که قدرت نظامی قريش و متحدين آنرا، قبل در جنگ احد و بعد بطور جدی تری در جنگ خندق تجربه کرده بود، اکنون، بخوبی اين درايت را يافته بود که با تعادل قوای موجود، هر نوع درگيری ميان وی و قريش يک خودکشی نظامی محسوب شده، ممکن است به نابودی کامل وی منتهی گردد. از اينرو، هوشيارانه تر از گذشته، روش تحريک آميز و ماجراجويانه تاکنونی خود در برابر قريش را که بسيار نابخردانه بنظر ميرسيد، تغيير داده، استراتژی کامل جديد و خردمندانه تری را اتخاذ می نمايد. اين استراتژی بر دو پايه قرار داشت:
⇒ @ISLIE ⇐
1⃣اول اينکه برعکس گذشته که بی توجه به تعادل قوای موجود ميان خود و قريش و از روی بی تجربگی و خامی سياسی- نظامی از هيچ عملی در جهت تحريک قريش بر عليه خود کوتاهی نميکرد، اکنون باين نتيجه رسيده بود که بالعکس، و حداقل برای مدتی که طی آن بتواند قوای خود را برای رويارويی نهايی با قريش تقويت نمايد، از هر اقدامی که منجر به تحريک و رويارويی قريش با او گردد احتراز نمايد. از اينرو، مصممانه در پی برقراری صلح با قريش بر می آيد.
2⃣دوم اينکه، در سايه فرصتی که صلح با قريش برای او فراهم می آورد، بدون نگرانی از دخالت آنها ، بسراغ يک سلسله قبايل کوچک و ضعيفتر پيرامونی رفته، با به انقياد در آوردن آنها طی يک دوره جنگهای پراکنده با آنان، بر قدرت خود افزوده، خود را برای رودررويی نهايی با قريش آماده نمايد. البته، قبل از اينکه اين استراتژی جديد را به مرحله اجرا بگذارد،همانطور که ديديم، با محو بنی قُرَيظه پايگاه داخلی خود در مدينه را مستحکم نموده، خود را از دل نگرانی آنها خلاص می نمايد.
🎯بر پايه اين سياست جديد است که در سال ششم هجرت، در ماه ذيقعده، به بهانه زيارت کعبه، با هفتصد و بروايتى هزار و چهار صد تن از پيروان خود، و با بستن احرام عُمره، برای آنکه همه بدانند که قصد جنگ با کسی را ندارد، از مدينه خارج شده، بهمراه هفتاد شتر قربانى، براى زيارت کعبه عازم مكه ميشود. ولى قريش که همچنان سر آشتى و سازش با محمد را ندارند، برای جلوگيری از ورود اوبه مكه، خالدبن وليد را در راس لشگری به "کراع الغميم" به مقابله با وی ميفرستند.
🔆محمد که قصد درگيری با آنان را ندارد، براهنمائى يكى از مردم أسلَم از بيراهه و بطورى که ديده نشود خود را به آبهاى حديبيه در نزديگى مكه ميرساند. در اين جا، قوم "کعب بن لُوَىّ" و "عامِربن لُوَىّ"، از متحدين قريش، راه را بر او می بندند. ولى محمد بجای درگيری با آنان براى قريشيان پيشنهاد صلحی باين مضمون ميفرستد:
📜"آمده ام تا زيارت خانه کعبه بکنم و باز گردم و مرا سر جنگ و خصومت نيست با قريش؛ پس اگر جنگ و محاربت فرو گذارند و مرا با ديگر عرب باز گذارند، من خود با عرب می کوشم، اگر من غالب آيم، قريش آنگاه مرا مطاوعت می کنند و به اسلام در آيند، و اگر نه که عرب بر من چيره گردند و مرا از ميان بردارند، آنگاه مراد قريش خود حاصل آيد و خونی در گردن ايشان نباشد".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، صص801-802 .
✳️اين دقيقا فشرده سياست جديدی بود که محمد، همانطور که گفتيم، در اين دوره از فعاليتهای خود در پيش گرفته بود، و از طنز روزگار اين دقيقا همان پيشنهادی بود که "عَُتبة بنَربيعَه"، رهبر صلح طلب قريش، در جنگ بدر به قريشيان داده بود و در اثر مخالفت و تحريک ابو جهل رد شده بود
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜
💠صلح حُدَيبيَه و استراتژی جديد محمد
✔️جنگ خندق، هر چند محمد از آن بسلامت بيرون جست، ليکن بيش از آنکه نشان قوت و قدرت وی در برابر دشمنانش باشد، بالعکس، بيانگر وضع ناپايدار و مخاطره آميز وی در مقابل آنان بود. براستی نيز اگر عامل خندق و مهمتر از ان حيله گری او، باضافه ناپيگيری قريش و يهود در مبارزه با وی نبود، محمد و يارانش با قلت نيرويی که در برابر نيروی متحده قريش و يهود داشتند، در چشم بهم زدنی بدست آنان محو و نابود می شدند.
🔰بنابراين، محمد که قدرت نظامی قريش و متحدين آنرا، قبل در جنگ احد و بعد بطور جدی تری در جنگ خندق تجربه کرده بود، اکنون، بخوبی اين درايت را يافته بود که با تعادل قوای موجود، هر نوع درگيری ميان وی و قريش يک خودکشی نظامی محسوب شده، ممکن است به نابودی کامل وی منتهی گردد. از اينرو، هوشيارانه تر از گذشته، روش تحريک آميز و ماجراجويانه تاکنونی خود در برابر قريش را که بسيار نابخردانه بنظر ميرسيد، تغيير داده، استراتژی کامل جديد و خردمندانه تری را اتخاذ می نمايد. اين استراتژی بر دو پايه قرار داشت:
⇒ @ISLIE ⇐
1⃣اول اينکه برعکس گذشته که بی توجه به تعادل قوای موجود ميان خود و قريش و از روی بی تجربگی و خامی سياسی- نظامی از هيچ عملی در جهت تحريک قريش بر عليه خود کوتاهی نميکرد، اکنون باين نتيجه رسيده بود که بالعکس، و حداقل برای مدتی که طی آن بتواند قوای خود را برای رويارويی نهايی با قريش تقويت نمايد، از هر اقدامی که منجر به تحريک و رويارويی قريش با او گردد احتراز نمايد. از اينرو، مصممانه در پی برقراری صلح با قريش بر می آيد.
2⃣دوم اينکه، در سايه فرصتی که صلح با قريش برای او فراهم می آورد، بدون نگرانی از دخالت آنها ، بسراغ يک سلسله قبايل کوچک و ضعيفتر پيرامونی رفته، با به انقياد در آوردن آنها طی يک دوره جنگهای پراکنده با آنان، بر قدرت خود افزوده، خود را برای رودررويی نهايی با قريش آماده نمايد. البته، قبل از اينکه اين استراتژی جديد را به مرحله اجرا بگذارد،همانطور که ديديم، با محو بنی قُرَيظه پايگاه داخلی خود در مدينه را مستحکم نموده، خود را از دل نگرانی آنها خلاص می نمايد.
🎯بر پايه اين سياست جديد است که در سال ششم هجرت، در ماه ذيقعده، به بهانه زيارت کعبه، با هفتصد و بروايتى هزار و چهار صد تن از پيروان خود، و با بستن احرام عُمره، برای آنکه همه بدانند که قصد جنگ با کسی را ندارد، از مدينه خارج شده، بهمراه هفتاد شتر قربانى، براى زيارت کعبه عازم مكه ميشود. ولى قريش که همچنان سر آشتى و سازش با محمد را ندارند، برای جلوگيری از ورود اوبه مكه، خالدبن وليد را در راس لشگری به "کراع الغميم" به مقابله با وی ميفرستند.
🔆محمد که قصد درگيری با آنان را ندارد، براهنمائى يكى از مردم أسلَم از بيراهه و بطورى که ديده نشود خود را به آبهاى حديبيه در نزديگى مكه ميرساند. در اين جا، قوم "کعب بن لُوَىّ" و "عامِربن لُوَىّ"، از متحدين قريش، راه را بر او می بندند. ولى محمد بجای درگيری با آنان براى قريشيان پيشنهاد صلحی باين مضمون ميفرستد:
📜"آمده ام تا زيارت خانه کعبه بکنم و باز گردم و مرا سر جنگ و خصومت نيست با قريش؛ پس اگر جنگ و محاربت فرو گذارند و مرا با ديگر عرب باز گذارند، من خود با عرب می کوشم، اگر من غالب آيم، قريش آنگاه مرا مطاوعت می کنند و به اسلام در آيند، و اگر نه که عرب بر من چيره گردند و مرا از ميان بردارند، آنگاه مراد قريش خود حاصل آيد و خونی در گردن ايشان نباشد".
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، صص801-802 .
✳️اين دقيقا فشرده سياست جديدی بود که محمد، همانطور که گفتيم، در اين دوره از فعاليتهای خود در پيش گرفته بود، و از طنز روزگار اين دقيقا همان پيشنهادی بود که "عَُتبة بنَربيعَه"، رهبر صلح طلب قريش، در جنگ بدر به قريشيان داده بود و در اثر مخالفت و تحريک ابو جهل رد شده بود
➰ @ISLIE ➰
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆↜