دروغ‌ها و خرافات اسلام
21.4K subscribers
3.8K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
#جنگ_های_محمد ... #بخش 【➒➋】

💠قتل عام هولناک بنی قریظه به دست محمد (قسمت دوم)

✳️ قریظیان اينطور بنظرشان ميرسيد که بهترين راه حل آنست که مانند مردم قَينُقاع از خير مال و اموال خود بگذرند و جان خود و خانواده شان را نجات دهند. در اينصورت، نه با قبول اسلام و پيوستن به محمد به ورطه خيانت به همنوعان يهودى خود و قرار گرفتن در کنار قاتلان آنها می افتادند و نه آنكه با جنگ با محمد زندگى و مال و زن و فرزندان خود را از دست ميدادند.

📜بنی قریظه نبـاش بن قیس را برای مذاکره از حصار فرو فرسـتادند. او ساعتی با پیامبر (ص) گفتگو کرد و ضـمن آن گفت: ما به همان ترتیب که بنی نضـیر تسلیم شدند، تسلیم میشویم. اموال و اسلحه ما از شما باشد، و خونهای ما محفوظ بماند و ما همراه زنان و کودکان از شهر شما میرویم، و از اموال ما به اندازه بار شتری غیر از اسلحه، از آن خودمان باشد. پیامبر (ص) این را #نپـذیرفت. گفتنـد: ما همان بار شتر را هم نمیخواهیم، اجازه بدهیـد که خون ما محفوظ بمانـد، و زن و بچه ما را هم به خودمان واگذارید. پیامبر فرمود: به هیچ وجه موافقت نمیکنم، مگر اینکه تسلیم فرمان من شوید.
📗 ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص:379
@ISLIE
🔷آنگاه قريظيان از محمد مى خواهند که ابولبابه را که يهودى ولى از قبيله اوس و متحد محمد بوده براى مشورت نزد آنها بفرستد. محمد ابولبابه را نزد قريظيان مى فرستد. طبری می گويد با ديدن او "مرد و زن و کودک بسوى او دويدند و گريه آغاز کردند که ابولبابه بر حالشان رقت آورد" . آنگاه مردم از او پرسيدند : "اى ابولبابه به نظر تو به حكم محمد تسليم شويم؟" گفت":آرى" و "دست به گلو اشاره کرد، يعنى حكم وى کشتن است" .
📌به اين ترتيب، ابولبابه با اشاره به آنها ميرساند که بهتر است تسليم محمد نشوند چون او همه آنها را خواهد کشت.
📗ترجمه المغازی واقدی ،متن،ص;380

🔅در مورد بنىَقينَقاع نيز محمد، در ابتدا، قصد قتل عام آنها را داشت، و تنها زير فشار خَزرَجيان و اُبَیّ بود که محمد حاضر به قبول راه حل ميانى و چشم پوشيدن از جان مردان بنى قَيُنقاع گشت. از اينرو، و به اميد اينكه شايد در مورد آنها نيز همين راه حل کارگر واقع شده، مورد پذيرش محمد قرار گيرد، تصميم به فرود آمدن از قلعه و تن دادن به حكم وی مى گيرند.

🔹همانطور که قريظيان پيش بينی کرده اميد بسته بودند، اوسيان نزد محمد آمده اظهار ميدارند که "يا رسول الله، بنی قريظه دوستان ما اند و ايشان را بما سپار. آنوقت سيد، عليه السلام، گفت قوم اوس را که : "اگر من حکم بنی قريظه به يکی از شما سپارم شما راضی باشيد يا نه؟ ايشان گفتند: بلی... پس گفت: من حکم ايشان به سعد بن معاذ که مهتر شما است سپردم، و آنچه وی حکم کند ما راضی شويم و کار ازان کنيم. بعد از آن ايشان گفتند: ما نيز راضی ايم."

🔅باين ترتيب، چند تن از اوسيان به مدينه رفته سعد را که از جنگ خندق مجروح و تحت مداوا بود برای قضاوت به محل می آورند.
📜"ايشان می پنداشتند که سعد بن معاذ جانب بنی قريظه نگاه دارد و روا ندارد که ايشان بقتل آورند، از بهر آنکه ايشان با قوم سعد بن معاذ دوستی ديرينه داشتند"
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 755.

از اينرو، در بين راه باو می گفتند:
📜"اى ابو عمرو (سعدبن مُعاذ)، با بستگان خويش نيكى کن که پيمبر اين کار را به تو واگذار کرد تا به آنها نيكى کنى".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1087.

🔰اما محمد که برخلاف اوسيان و قريظيان بی خبر از همه جا از حس انتخاب خود کامل آگاه بود و می دانست چه کسی را براى حكميت انتخاب میکند. چون سعد همينكه از دو طرف قول اطاعت از حكم خود را مى گيرد، در کمال فرومايگى و قساوت مى گويد:

📜"حكم من اينست که مردان را بكشند و اموال تقسيم شود و زن و فرزند را اسير کنند".
📗طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1088.

🔆طبری می گويد، پس از آنكه سعد حكم خود را می كند محمد در ابراز رضايت از حكم وی می گويد: 📜"حكم تو در باره يهودان #همان است كه خدا از فراز هفت آسمان می كند".
📗 طبری، جلد سوم، فارسی، ص 1088
📘همچنین در ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 757 و بخاری، 4122

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜