Forwarded from پیوست
📄نگاهی بر آزادىخواهان پس از سقوط دولت ساسانیان [۴-٩] | ابواسحاق اسماعیل بن قاسم
❃ایرانیان پس از سقوط با هر آنچه در توان داشتند برای بهتر کردن اوضاع کشور و رسیدن به حکومت ملی میکوشیدند. در این بین طیف کثیری از منتقدین حکومت تا مصلحین دینی و مروجین انقلابىگری را شاهد هستیم، که ابواسحاق اسماعیل بن قاسم {ابوالعتاهیه (۱۵٨-٢۱٣)} را بایستی جزو منتقدین سرسخت حکومت اسلامی قلمداد کرد، او در کوفه نشو و نمو یافت و از انتساب به قوم عرب دورى میگزید. طرفدار ایرانیان بود و به نژاد خود مباهات مىکرد وی در شعری به انتقاد از وضع اقتصادی موجود مىپردازد و مىگوید: [من مبلغ عنىالاما/ مَ نصائحا متوالیه/ اِنی اری الاسعار راسع/رالسرعیه غالبه/(.....)]
◾️کیست که اندرزهای پیاپى مرا به خلیفه برساند؟ قیمتها را بسیار گران و کسبها را کم و کاسد و نیازمندیها را همه گیر و فراوان میبینم. غمهای روزگار صبح و شام میرسند و یتیمان و بیوه زنان، در خانه های تهی به سر میبرند
❃به واسطه انتقادهاىشدید ابوالعتاهیه ازفساد حکومت اسلامی و بىعدالتی هایی که نسبت به مردم مىشد، هارون او را به زندان افکند و کسىرا مأمور کرد تا گفتار و کردار اورا زیر بنظر بگیرد و به خلیفه گزارش کند. روزی به هارون اطلاع داده شد که ابوالعتاهیه، اشعاری روىدیوار زندان نگاشته که ترجمه اش این است: [ستمگری زشت است و ستمگر همیشه سرزنش میشود. بزودی نزدکردگار دادرسی خواهیم شد] هارون پس از شنیدن این شعر فرمان داد تا وی آزاد شود. ابوالعتاهیه با سستی ایرانیان زمان خویش نیز به جنگ برخواسته بود به عنوان مثال در مورد والبه بن حباب اسدی که از موالی ایرانی بود و دعوی انتساب به عرب مىکرد، انتقاد میکرد درباره اش چنین گفت: [ اوالب انت فی العرب / کمثل الشیص فی الرطب/ هلم الی الموالی الصید/فی سعه و فی رحب/ فانت بما لعمرالله اشبه بسالعرب ]-| #ترجمه|: ای والبه! تودر میان عرب مانند خرمای نارس در میان رطب هستی. نزدموالی که بزرگوار و اصیلند بیا، تا در آسایش باشی. به خدا سوگند تو به ما شبیه تری تا به عرب)
❃ابوالعتاهیه به فساد اخلاقی جامعه و دین نیز آگاه بود و در این شعر به گستردگی فساد در شهر بغداد اشاره میکند: [قل لمن اظهر التنسک فی الناس / و امی یعد فی الزهاد/ الزم الثغر والتواضع فیه/ لیس بغداد منزل العباد/.....]-| #ترجمه|: بگو آن راکه در میان مردم به پارسایی شناخته شده و درشمار زاهدان به حساب است، کناری را بگزین و درآنجا به عبادت بپرداز که بغداد جای عابدان نیست. بغداد جایگاه خلفا و اقامتگاهی است برای قرآن خوانانی که آن کتاب را وسیله صید مردم قرار داده اند) ابوالفرج اضفهاني در آغانی روایت کرده که:( وی را به زندقه متهم کردند [وروى صاحب الاغاني ان ابا العتاهية كان يُرمى بالزندقة]). با این حال اگرچه به لحاظ سیاسی با زندیقان همسویی در اقوال و گفتار داشت ولی به لحاظ عقیدتی مشکل بتوان وی را زندیق نامید. وی در سال ٢۱٣ چشم از جهان فروبست.
#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #ابوالعتاهیه #ابواسحاق_اسماعیل_بن_قاسم
🏴@ISLIE
❃ایرانیان پس از سقوط با هر آنچه در توان داشتند برای بهتر کردن اوضاع کشور و رسیدن به حکومت ملی میکوشیدند. در این بین طیف کثیری از منتقدین حکومت تا مصلحین دینی و مروجین انقلابىگری را شاهد هستیم، که ابواسحاق اسماعیل بن قاسم {ابوالعتاهیه (۱۵٨-٢۱٣)} را بایستی جزو منتقدین سرسخت حکومت اسلامی قلمداد کرد، او در کوفه نشو و نمو یافت و از انتساب به قوم عرب دورى میگزید. طرفدار ایرانیان بود و به نژاد خود مباهات مىکرد وی در شعری به انتقاد از وضع اقتصادی موجود مىپردازد و مىگوید: [من مبلغ عنىالاما/ مَ نصائحا متوالیه/ اِنی اری الاسعار راسع/رالسرعیه غالبه/(.....)]
◾️کیست که اندرزهای پیاپى مرا به خلیفه برساند؟ قیمتها را بسیار گران و کسبها را کم و کاسد و نیازمندیها را همه گیر و فراوان میبینم. غمهای روزگار صبح و شام میرسند و یتیمان و بیوه زنان، در خانه های تهی به سر میبرند
❃به واسطه انتقادهاىشدید ابوالعتاهیه ازفساد حکومت اسلامی و بىعدالتی هایی که نسبت به مردم مىشد، هارون او را به زندان افکند و کسىرا مأمور کرد تا گفتار و کردار اورا زیر بنظر بگیرد و به خلیفه گزارش کند. روزی به هارون اطلاع داده شد که ابوالعتاهیه، اشعاری روىدیوار زندان نگاشته که ترجمه اش این است: [ستمگری زشت است و ستمگر همیشه سرزنش میشود. بزودی نزدکردگار دادرسی خواهیم شد] هارون پس از شنیدن این شعر فرمان داد تا وی آزاد شود. ابوالعتاهیه با سستی ایرانیان زمان خویش نیز به جنگ برخواسته بود به عنوان مثال در مورد والبه بن حباب اسدی که از موالی ایرانی بود و دعوی انتساب به عرب مىکرد، انتقاد میکرد درباره اش چنین گفت: [ اوالب انت فی العرب / کمثل الشیص فی الرطب/ هلم الی الموالی الصید/فی سعه و فی رحب/ فانت بما لعمرالله اشبه بسالعرب ]-| #ترجمه|: ای والبه! تودر میان عرب مانند خرمای نارس در میان رطب هستی. نزدموالی که بزرگوار و اصیلند بیا، تا در آسایش باشی. به خدا سوگند تو به ما شبیه تری تا به عرب)
❃ابوالعتاهیه به فساد اخلاقی جامعه و دین نیز آگاه بود و در این شعر به گستردگی فساد در شهر بغداد اشاره میکند: [قل لمن اظهر التنسک فی الناس / و امی یعد فی الزهاد/ الزم الثغر والتواضع فیه/ لیس بغداد منزل العباد/.....]-| #ترجمه|: بگو آن راکه در میان مردم به پارسایی شناخته شده و درشمار زاهدان به حساب است، کناری را بگزین و درآنجا به عبادت بپرداز که بغداد جای عابدان نیست. بغداد جایگاه خلفا و اقامتگاهی است برای قرآن خوانانی که آن کتاب را وسیله صید مردم قرار داده اند) ابوالفرج اضفهاني در آغانی روایت کرده که:( وی را به زندقه متهم کردند [وروى صاحب الاغاني ان ابا العتاهية كان يُرمى بالزندقة]). با این حال اگرچه به لحاظ سیاسی با زندیقان همسویی در اقوال و گفتار داشت ولی به لحاظ عقیدتی مشکل بتوان وی را زندیق نامید. وی در سال ٢۱٣ چشم از جهان فروبست.
#پس_از_سقوط #قیام_ملت #شعرا #ایران #افتخار #تاریخ #آزادی #ابوالعتاهیه #ابواسحاق_اسماعیل_بن_قاسم
🏴@ISLIE