من خدا هستم
VipeR – DogMaTisM
#VipeR - #dogmatism
Intro:
برای اثبات ادعات دلیل بیار نه تهدید
دگماتیسم
اینو گوش،بدید تا بفهمید چه تفکری دارید کپی کده
استاد هوو، استاد صدو،حرمت استاد رو هم از بین بردید
جزم اندیش ها
وایپر
Vers1:
گروه زدی کانال داری تلگرام یا که استاد کاری؟
نمیخوری تو این کار به کلاس کاریم
وایپر بهت میگه ما #روشنگریم شما دگماتیسم
دارید یه تیک عصبی ، #فحاش بد جوری مریض حالیت
#متعصب با مشکل روانی ، بد دهنی میکنید هوچیگرید
از من #کپی، میسازید میزارید تا که بزرگ بشید
#دروغ و دغل دیگه بزن بغل وقت نمازت بزن یکم ازش
خشک اندیشی چقد بگم، فحاشو بد فهم مثل #الله و #محمد
#گروهک دارین انگار بن لادنین اینجا مجازیه نیست اهنی
مثل برج های دوقلو ، کمربند #انتحاری.
Cros:
#ادعا میکنی ولی سواد نداری
با #تهمت و دروغ میکنی موج سواری
میترسید یا که میبندید بساط جهل پهن کردید
ولوم فهمم کم کردید بزرگتونم که از ترس (ر)
جزم اندیش با یه من #ریش
مغزای بسته پرحرف،هیسس
Vers 2:
#استاد شدی از کی تا حالا
هی جوش میاری میدی فحش تا بالا
مثل #پیامبر ت، نوچه هات اونور میگن هی ماشالا
اینه اخلاق شما از #قرآن گرفتی یا که #خدا ت
گردن میزنی با شریعت،#تروریست ين اینم #وصیت
چیه بگو ببینم وسیلت، #مغلطه میکنی با رذیلت
همین بس که ندارید جرات، #اخلاق یا که عدالت
مزید بر علت که گفتم ندارید ارزش برای اندیشم
اندیشت، #اندیشمند ، روش عن فکرید بدون مغز
خطرناک و جوگیر بدون مرز، تروریستین با #اسلام محض
Outro:
استاد هه یک متن انگلیسی بلد نیستی معنی کنی کی شدی استاد
نمیخوام بگیرم باز فاز بابیت
شما هم پشت سرم هی داستان بگید
من بردم از حرف که چی
معروفتر میشم حتی بم فحش بدی
تعاریف علمی هم که نمیدونید چیه
برای ماله کشی هم که از سایت ها کپی میکنید
دقیقا استاد چی هستید؟ استاد کپی؟
اندیشکدتونم بزارید کپیکده اسلامیون
ای تی ئیست
#وایپر #دگماتیسم #جزماندیش
#آتئیست #ایتیئیست
#دروغ هاوخرافاتاسلام @islie
#من_خدا_هستم @khod2
Intro:
برای اثبات ادعات دلیل بیار نه تهدید
دگماتیسم
اینو گوش،بدید تا بفهمید چه تفکری دارید کپی کده
استاد هوو، استاد صدو،حرمت استاد رو هم از بین بردید
جزم اندیش ها
وایپر
Vers1:
گروه زدی کانال داری تلگرام یا که استاد کاری؟
نمیخوری تو این کار به کلاس کاریم
وایپر بهت میگه ما #روشنگریم شما دگماتیسم
دارید یه تیک عصبی ، #فحاش بد جوری مریض حالیت
#متعصب با مشکل روانی ، بد دهنی میکنید هوچیگرید
از من #کپی، میسازید میزارید تا که بزرگ بشید
#دروغ و دغل دیگه بزن بغل وقت نمازت بزن یکم ازش
خشک اندیشی چقد بگم، فحاشو بد فهم مثل #الله و #محمد
#گروهک دارین انگار بن لادنین اینجا مجازیه نیست اهنی
مثل برج های دوقلو ، کمربند #انتحاری.
Cros:
#ادعا میکنی ولی سواد نداری
با #تهمت و دروغ میکنی موج سواری
میترسید یا که میبندید بساط جهل پهن کردید
ولوم فهمم کم کردید بزرگتونم که از ترس (ر)
جزم اندیش با یه من #ریش
مغزای بسته پرحرف،هیسس
Vers 2:
#استاد شدی از کی تا حالا
هی جوش میاری میدی فحش تا بالا
مثل #پیامبر ت، نوچه هات اونور میگن هی ماشالا
اینه اخلاق شما از #قرآن گرفتی یا که #خدا ت
گردن میزنی با شریعت،#تروریست ين اینم #وصیت
چیه بگو ببینم وسیلت، #مغلطه میکنی با رذیلت
همین بس که ندارید جرات، #اخلاق یا که عدالت
مزید بر علت که گفتم ندارید ارزش برای اندیشم
اندیشت، #اندیشمند ، روش عن فکرید بدون مغز
خطرناک و جوگیر بدون مرز، تروریستین با #اسلام محض
Outro:
استاد هه یک متن انگلیسی بلد نیستی معنی کنی کی شدی استاد
نمیخوام بگیرم باز فاز بابیت
شما هم پشت سرم هی داستان بگید
من بردم از حرف که چی
معروفتر میشم حتی بم فحش بدی
تعاریف علمی هم که نمیدونید چیه
برای ماله کشی هم که از سایت ها کپی میکنید
دقیقا استاد چی هستید؟ استاد کپی؟
اندیشکدتونم بزارید کپیکده اسلامیون
ای تی ئیست
#وایپر #دگماتیسم #جزماندیش
#آتئیست #ایتیئیست
#دروغ هاوخرافاتاسلام @islie
#من_خدا_هستم @khod2
دروغها و خرافات اسلام
🔴 ریشههای جنایت اسلامگرایان در کشتن معلم فرانسوی از تاریخ زندگانی پیامبر اسلام (۱) ✍بر خلاف تصور عامهی مسلمانان٬ اقدام تروریستی اسلامگرایان در سر بریدن معلم فرانسوی (که تنها گناهش نشان دادن چند کاریکاتور از محمد بود!) ٬ دقیقا ریشه در وقایع تاریخی و واکنشهای…
🔴 ریشههای جنایت اسلامگرایان در کشتن معلم فرانسوی از تاریخ زندگانی پیامبر اسلام (۲)
✍بر خلاف تصور عامهی مسلمانان٬ اقدام تروریستی اسلامگرایان در سر بریدن معلم فرانسوی (که تنها گناهش نشان دادن چند کاریکاتور از محمد بود!) ٬ دقیقا ریشه در وقایع تاریخی و واکنشهای شخص محمد در مواجهه با منتقدانش دارد. به گواهی تاریخ٬ محمد خود دستور قتل منتقدانی که در انتقادهایشان زبانی صریح داشتند را صادر میکردهاست.
در ادامه همانند قسمت قبلی این مقاله ٬ به شرح مستندات تاریخی این اقدامات پیامبر میپردازیم.
❷ پیامبر اسلام طاقت شنیدن اشعار هجوآمیز کعب بن اشرف (شاعر یهودی) را ندارد و دستور قتل وی را صادر میکند:
کعب بن اشرف (شاعر یهودی) وقتی که دید بزرگان قریش در بدر کشته و اسیر شدهاند بسیار بیقرار شد٬ لذا به مکه رفت تا در عزاداری قریشیها شرکت کند و با این بهانه آنها را به جنگ و انتقام گرفتن از مسلمانان تحریک کند. بدینترتیب به سوی مکه حرکت کرد و در آنجا بر «ابی وادعةبنضبیره سهمی» وارد شد و با عاتکه دختر اُسَید بن ابی العیص بن امیّه بن عبد شمس ازدواج کرد. او در آنجا اشعاری میسرود و برای کشتهشدگان بدر میخواند و گریه میکرد و مردم را به جنگ با رسول الله تشویق میکرد. رسولالله هم حسّان بن ثابت را فراخواند و به او اطلاع داد که کعب با عاتکه دختر اُسَید ازدواج کردهاست و از او خواست که کعب را هجو کند و حسان چنین سرود:
الا أبلغوا عنی اُسَیدا رسالة / فخالك عبد بالشراب مجرّب
لعمرك ما ٱوفی اُسَید بجاره / و لا خالد٬ لا و المفاضة زینب
و عتاب عبد غیر موف بذمة / کذوب شئون الرأس قرد مدرّبة
(لازم به ذکر است که مترجم این کتاب در ترجمهی این شعر دست به تحریف زده و ترجمهی صحیح چنین است: «از من این پیام را به اُسَید برسانید / که داییِ تو بردهای است که فقط در شراب کار کشته است. / سوگند به جانت که نه اُسَید برای پناهندهی خود(یعنی کعب بن اشرف) کاری کردهاست / نه خالد(نام پسر اُسَید) و نه زینبِ شکم گُنده!(نام زن اُسَید) / عَتّاب (نام پسر دیگر اُسَید) هم بندهای است که به عهد خود وفا نمیکند / دروغگویی است که در سر دروغ میپروراند٬ گویی بوزینهای است دستآموز». همانطور که ملاحظه میکنید در این شعر که به دستور و تایید محمد علیه کعب بن اشرف سروده شد٬ اعضای خانواده و و حتی زن اُسَید که به کعب پناه داده بود (زینب) مورد اهانت و فحاشی قرار میگیرد)
وقتی که این شعر به گوش اُسَید رسید٬ به همسرش گفت: ما را چه به این یهودی؟! آیا نمیبینی که حسّان در مورد ما چه میسراید؟! و آنگاه اسباب و اثاثیهی کعب را بیرون ریخت!
کعب از پیش آنها به جای دیگری رفت؛ ولی به هر جایی که میرفت٬ رسولالله حسّان را فرا میخواند و به اواطلاع میداد و حسّان آنها را هجو میکرد تا اینکه مجبور شوند کعب را از خود طرد کنند به طوری که پناهگاهی در مکه نیافت و مجبور شد به مدینه برگردد.
وقتی نبی اکرم از بازگشت کعب آگاه شد فرمود: خدایا مرا از شرّ ابن اشرف و اشعارش کفایت کن.
آنگاه ابن اسحاق از عبدالله بن مغیث بن أبی بردة ظفری نقل میکند که: ابن أشرف به مدینه بازگشت و بنا کرد به سراییدن اشعار عاشقانه نسبت به زنان مسلمانان که موجب آزار آنان شد.
لذا رسول الله فرمود: چه کسی مرا از ابن اشرف کفایت میکند؟ (کنایه از اینکه مرا از شر او خلاص میکند).
محمد بن مسلمة (أوسی) که برادر رضاعی ابن اشرف بود گفت: من تو را کفایت میکنم و او را به قتل میرسانم.
آن حضرت فرمود: اگر بر او دست یافتی او را به قتل برسان!
📚منبع: موسوعة التاریخ الاسلامی - تالیف محمدهادی یوسفی غروی- ترجمه حسین علی عربی- ج۴- ص۵۱
✍پینوشت:
پاسخ به دو توجیه اسلامگرایان در مورد این عمل جنایتکارانهی پیامبر اسلام:
❶ #ادعا: قتل کعب بن اشرف عادلانه بود چون او مشرکان را به جنگ با مسلمین تحریک کرد!
#پاسخ: تنها کاری که کعب انجام داد سرودن شعر بود که آن هم موثر واقع نشد چرا که حسان بن ثابت به دستور پیامبر با هجو کردن مکرر کعب و افرادی که به او پناه میدادند٬ عملاً باعث طرد شدن او از مکه شد. بنابراین اساساً نیازی به کشتن کعب وجود نداشت٬ چرا که اهل مکه خود او را طرد کرده بودند!
❷ #ادعا: ترور و کشتن کعب بن اشرف عادلانه و ضروری بود چون او به زنان مسلمان با شعر اهانت میکرد!
#پاسخ: خود پیامبر هم به واسطهی اشعاری که حسّان بن ثابت به دستور او علیه کعب سرود٬ به زن افرادی که به کعب پناه داده بودند اهانت میکرد! چنانکه به زینب٬ همسر اُسَید که به کعب پناه داده بود «زینبِ شکمگنده» گفته میشود!
اگر اهانت کعب به زنان مسلمان٬ (آن هم در مقام مقابله به مثل!) مستوجب ترور و کشتن او میشود٬ پس تکلیف اهانتهای پیامبر اسلام به این شخص و حامیان او چه میشود؟!
آنچه که عوض دارد٬ گله ندارد!
🟪 کانال دروغها و خرافات اسلام
🆔 @ISLIE
✍بر خلاف تصور عامهی مسلمانان٬ اقدام تروریستی اسلامگرایان در سر بریدن معلم فرانسوی (که تنها گناهش نشان دادن چند کاریکاتور از محمد بود!) ٬ دقیقا ریشه در وقایع تاریخی و واکنشهای شخص محمد در مواجهه با منتقدانش دارد. به گواهی تاریخ٬ محمد خود دستور قتل منتقدانی که در انتقادهایشان زبانی صریح داشتند را صادر میکردهاست.
در ادامه همانند قسمت قبلی این مقاله ٬ به شرح مستندات تاریخی این اقدامات پیامبر میپردازیم.
❷ پیامبر اسلام طاقت شنیدن اشعار هجوآمیز کعب بن اشرف (شاعر یهودی) را ندارد و دستور قتل وی را صادر میکند:
کعب بن اشرف (شاعر یهودی) وقتی که دید بزرگان قریش در بدر کشته و اسیر شدهاند بسیار بیقرار شد٬ لذا به مکه رفت تا در عزاداری قریشیها شرکت کند و با این بهانه آنها را به جنگ و انتقام گرفتن از مسلمانان تحریک کند. بدینترتیب به سوی مکه حرکت کرد و در آنجا بر «ابی وادعةبنضبیره سهمی» وارد شد و با عاتکه دختر اُسَید بن ابی العیص بن امیّه بن عبد شمس ازدواج کرد. او در آنجا اشعاری میسرود و برای کشتهشدگان بدر میخواند و گریه میکرد و مردم را به جنگ با رسول الله تشویق میکرد. رسولالله هم حسّان بن ثابت را فراخواند و به او اطلاع داد که کعب با عاتکه دختر اُسَید ازدواج کردهاست و از او خواست که کعب را هجو کند و حسان چنین سرود:
الا أبلغوا عنی اُسَیدا رسالة / فخالك عبد بالشراب مجرّب
لعمرك ما ٱوفی اُسَید بجاره / و لا خالد٬ لا و المفاضة زینب
و عتاب عبد غیر موف بذمة / کذوب شئون الرأس قرد مدرّبة
(لازم به ذکر است که مترجم این کتاب در ترجمهی این شعر دست به تحریف زده و ترجمهی صحیح چنین است: «از من این پیام را به اُسَید برسانید / که داییِ تو بردهای است که فقط در شراب کار کشته است. / سوگند به جانت که نه اُسَید برای پناهندهی خود(یعنی کعب بن اشرف) کاری کردهاست / نه خالد(نام پسر اُسَید) و نه زینبِ شکم گُنده!(نام زن اُسَید) / عَتّاب (نام پسر دیگر اُسَید) هم بندهای است که به عهد خود وفا نمیکند / دروغگویی است که در سر دروغ میپروراند٬ گویی بوزینهای است دستآموز». همانطور که ملاحظه میکنید در این شعر که به دستور و تایید محمد علیه کعب بن اشرف سروده شد٬ اعضای خانواده و و حتی زن اُسَید که به کعب پناه داده بود (زینب) مورد اهانت و فحاشی قرار میگیرد)
وقتی که این شعر به گوش اُسَید رسید٬ به همسرش گفت: ما را چه به این یهودی؟! آیا نمیبینی که حسّان در مورد ما چه میسراید؟! و آنگاه اسباب و اثاثیهی کعب را بیرون ریخت!
کعب از پیش آنها به جای دیگری رفت؛ ولی به هر جایی که میرفت٬ رسولالله حسّان را فرا میخواند و به اواطلاع میداد و حسّان آنها را هجو میکرد تا اینکه مجبور شوند کعب را از خود طرد کنند به طوری که پناهگاهی در مکه نیافت و مجبور شد به مدینه برگردد.
وقتی نبی اکرم از بازگشت کعب آگاه شد فرمود: خدایا مرا از شرّ ابن اشرف و اشعارش کفایت کن.
آنگاه ابن اسحاق از عبدالله بن مغیث بن أبی بردة ظفری نقل میکند که: ابن أشرف به مدینه بازگشت و بنا کرد به سراییدن اشعار عاشقانه نسبت به زنان مسلمانان که موجب آزار آنان شد.
لذا رسول الله فرمود: چه کسی مرا از ابن اشرف کفایت میکند؟ (کنایه از اینکه مرا از شر او خلاص میکند).
محمد بن مسلمة (أوسی) که برادر رضاعی ابن اشرف بود گفت: من تو را کفایت میکنم و او را به قتل میرسانم.
آن حضرت فرمود: اگر بر او دست یافتی او را به قتل برسان!
📚منبع: موسوعة التاریخ الاسلامی - تالیف محمدهادی یوسفی غروی- ترجمه حسین علی عربی- ج۴- ص۵۱
✍پینوشت:
پاسخ به دو توجیه اسلامگرایان در مورد این عمل جنایتکارانهی پیامبر اسلام:
❶ #ادعا: قتل کعب بن اشرف عادلانه بود چون او مشرکان را به جنگ با مسلمین تحریک کرد!
#پاسخ: تنها کاری که کعب انجام داد سرودن شعر بود که آن هم موثر واقع نشد چرا که حسان بن ثابت به دستور پیامبر با هجو کردن مکرر کعب و افرادی که به او پناه میدادند٬ عملاً باعث طرد شدن او از مکه شد. بنابراین اساساً نیازی به کشتن کعب وجود نداشت٬ چرا که اهل مکه خود او را طرد کرده بودند!
❷ #ادعا: ترور و کشتن کعب بن اشرف عادلانه و ضروری بود چون او به زنان مسلمان با شعر اهانت میکرد!
#پاسخ: خود پیامبر هم به واسطهی اشعاری که حسّان بن ثابت به دستور او علیه کعب سرود٬ به زن افرادی که به کعب پناه داده بودند اهانت میکرد! چنانکه به زینب٬ همسر اُسَید که به کعب پناه داده بود «زینبِ شکمگنده» گفته میشود!
اگر اهانت کعب به زنان مسلمان٬ (آن هم در مقام مقابله به مثل!) مستوجب ترور و کشتن او میشود٬ پس تکلیف اهانتهای پیامبر اسلام به این شخص و حامیان او چه میشود؟!
آنچه که عوض دارد٬ گله ندارد!
🟪 کانال دروغها و خرافات اسلام
🆔 @ISLIE
Telegram
دروغها و خرافات اسلام
🔴 ریشههای جنایت اسلامگرایان در کشتن معلم فرانسوی از تاریخ زندگانی پیامبر اسلام (۱)
✍بر خلاف تصور عامهی مسلمانان٬ اقدام تروریستی اسلامگرایان در سر بریدن معلم فرانسوی (که تنها گناهش نشان دادن چند کاریکاتور از محمد بود!) ٬ دقیقا ریشه در وقایع تاریخی و واکنشهای…
✍بر خلاف تصور عامهی مسلمانان٬ اقدام تروریستی اسلامگرایان در سر بریدن معلم فرانسوی (که تنها گناهش نشان دادن چند کاریکاتور از محمد بود!) ٬ دقیقا ریشه در وقایع تاریخی و واکنشهای…
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
🔴 ریشههای جنایت اسلامگرایان در کشتن معلم فرانسوی از تاریخ زندگانی پیامبر اسلام (۲)
✍بر خلاف تصور عامهی مسلمانان٬ اقدام تروریستی اسلامگرایان در سر بریدن معلم فرانسوی (که تنها گناهش نشان دادن چند کاریکاتور از محمد بود!) ٬ دقیقا ریشه در وقایع تاریخی و واکنشهای شخص محمد در مواجهه با منتقدانش دارد. به گواهی تاریخ٬ محمد خود دستور قتل منتقدانی که در انتقادهایشان زبانی صریح داشتند را صادر میکردهاست.
در ادامه همانند قسمت قبلی این مقاله ٬ به شرح مستندات تاریخی این اقدامات پیامبر میپردازیم.
❷ پیامبر اسلام طاقت شنیدن اشعار هجوآمیز کعب بن اشرف (شاعر یهودی) را ندارد و دستور قتل وی را صادر میکند:
کعب بن اشرف (شاعر یهودی) وقتی که دید بزرگان قریش در بدر کشته و اسیر شدهاند بسیار بیقرار شد٬ لذا به مکه رفت تا در عزاداری قریشیها شرکت کند و با این بهانه آنها را به جنگ و انتقام گرفتن از مسلمانان تحریک کند. بدینترتیب به سوی مکه حرکت کرد و در آنجا بر «ابی وادعةبنضبیره سهمی» وارد شد و با عاتکه دختر اُسَید بن ابی العیص بن امیّه بن عبد شمس ازدواج کرد. او در آنجا اشعاری میسرود و برای کشتهشدگان بدر میخواند و گریه میکرد و مردم را به جنگ با رسول الله تشویق میکرد. رسولالله هم حسّان بن ثابت را فراخواند و به او اطلاع داد که کعب با عاتکه دختر اُسَید ازدواج کردهاست و از او خواست که کعب را هجو کند و حسان چنین سرود:
الا أبلغوا عنی اُسَیدا رسالة / فخالك عبد بالشراب مجرّب
لعمرك ما ٱوفی اُسَید بجاره / و لا خالد٬ لا و المفاضة زینب
و عتاب عبد غیر موف بذمة / کذوب شئون الرأس قرد مدرّبة
(لازم به ذکر است که مترجم این کتاب در ترجمهی این شعر دست به تحریف زده و ترجمهی صحیح چنین است: «از من این پیام را به اُسَید برسانید / که داییِ تو بردهای است که فقط در شراب کار کشته است. / سوگند به جانت که نه اُسَید برای پناهندهی خود(یعنی کعب بن اشرف) کاری کردهاست / نه خالد(نام پسر اُسَید) و نه زینبِ شکم گُنده!(نام زن اُسَید) / عَتّاب (نام پسر دیگر اُسَید) هم بندهای است که به عهد خود وفا نمیکند / دروغگویی است که در سر دروغ میپروراند٬ گویی بوزینهای است دستآموز». همانطور که ملاحظه میکنید در این شعر که به دستور و تایید محمد علیه کعب بن اشرف سروده شد٬ اعضای خانواده و و حتی زن اُسَید که به کعب پناه داده بود (زینب) مورد اهانت و فحاشی قرار میگیرد)
وقتی که این شعر به گوش اُسَید رسید٬ به همسرش گفت: ما را چه به این یهودی؟! آیا نمیبینی که حسّان در مورد ما چه میسراید؟! و آنگاه اسباب و اثاثیهی کعب را بیرون ریخت!
کعب از پیش آنها به جای دیگری رفت؛ ولی به هر جایی که میرفت٬ رسولالله حسّان را فرا میخواند و به اواطلاع میداد و حسّان آنها را هجو میکرد تا اینکه مجبور شوند کعب را از خود طرد کنند به طوری که پناهگاهی در مکه نیافت و مجبور شد به مدینه برگردد.
وقتی نبی اکرم از بازگشت کعب آگاه شد فرمود: خدایا مرا از شرّ ابن اشرف و اشعارش کفایت کن.
آنگاه ابن اسحاق از عبدالله بن مغیث بن أبی بردة ظفری نقل میکند که: ابن أشرف به مدینه بازگشت و بنا کرد به سراییدن اشعار عاشقانه نسبت به زنان مسلمانان که موجب آزار آنان شد.
لذا رسول الله فرمود: چه کسی مرا از ابن اشرف کفایت میکند؟ (کنایه از اینکه مرا از شر او خلاص میکند).
محمد بن مسلمة (أوسی) که برادر رضاعی ابن اشرف بود گفت: من تو را کفایت میکنم و او را به قتل میرسانم.
آن حضرت فرمود: اگر بر او دست یافتی او را به قتل برسان!
📚منبع: موسوعة التاریخ الاسلامی - تالیف محمدهادی یوسفی غروی- ترجمه حسین علی عربی- ج۴- ص۵۱
✍پینوشت:
پاسخ به دو توجیه اسلامگرایان در مورد این عمل جنایتکارانهی پیامبر اسلام:
❶ #ادعا: قتل کعب بن اشرف عادلانه بود چون او مشرکان را به جنگ با مسلمین تحریک کرد!
#پاسخ: تنها کاری که کعب انجام داد سرودن شعر بود که آن هم موثر واقع نشد چرا که حسان بن ثابت به دستور پیامبر با هجو کردن مکرر کعب و افرادی که به او پناه میدادند٬ عملاً باعث طرد شدن او از مکه شد. بنابراین اساساً نیازی به کشتن کعب وجود نداشت٬ چرا که اهل مکه خود او را طرد کرده بودند!
❷ #ادعا: ترور و کشتن کعب بن اشرف عادلانه و ضروری بود چون او به زنان مسلمان با شعر اهانت میکرد!
#پاسخ: خود پیامبر هم به واسطهی اشعاری که حسّان بن ثابت به دستور او علیه کعب سرود٬ به زن افرادی که به کعب پناه داده بودند اهانت میکرد! چنانکه به زینب٬ همسر اُسَید که به کعب پناه داده بود «زینبِ شکمگنده» گفته میشود!
اگر اهانت کعب به زنان مسلمان٬ (آن هم در مقام مقابله به مثل!) مستوجب ترور و کشتن او میشود٬ پس تکلیف اهانتهای پیامبر اسلام به این شخص و حامیان او چه میشود؟!
آنچه که عوض دارد٬ گله ندارد!
🟪 کانال دروغها و خرافات اسلام
🆔 @ISLIE
✍بر خلاف تصور عامهی مسلمانان٬ اقدام تروریستی اسلامگرایان در سر بریدن معلم فرانسوی (که تنها گناهش نشان دادن چند کاریکاتور از محمد بود!) ٬ دقیقا ریشه در وقایع تاریخی و واکنشهای شخص محمد در مواجهه با منتقدانش دارد. به گواهی تاریخ٬ محمد خود دستور قتل منتقدانی که در انتقادهایشان زبانی صریح داشتند را صادر میکردهاست.
در ادامه همانند قسمت قبلی این مقاله ٬ به شرح مستندات تاریخی این اقدامات پیامبر میپردازیم.
❷ پیامبر اسلام طاقت شنیدن اشعار هجوآمیز کعب بن اشرف (شاعر یهودی) را ندارد و دستور قتل وی را صادر میکند:
کعب بن اشرف (شاعر یهودی) وقتی که دید بزرگان قریش در بدر کشته و اسیر شدهاند بسیار بیقرار شد٬ لذا به مکه رفت تا در عزاداری قریشیها شرکت کند و با این بهانه آنها را به جنگ و انتقام گرفتن از مسلمانان تحریک کند. بدینترتیب به سوی مکه حرکت کرد و در آنجا بر «ابی وادعةبنضبیره سهمی» وارد شد و با عاتکه دختر اُسَید بن ابی العیص بن امیّه بن عبد شمس ازدواج کرد. او در آنجا اشعاری میسرود و برای کشتهشدگان بدر میخواند و گریه میکرد و مردم را به جنگ با رسول الله تشویق میکرد. رسولالله هم حسّان بن ثابت را فراخواند و به او اطلاع داد که کعب با عاتکه دختر اُسَید ازدواج کردهاست و از او خواست که کعب را هجو کند و حسان چنین سرود:
الا أبلغوا عنی اُسَیدا رسالة / فخالك عبد بالشراب مجرّب
لعمرك ما ٱوفی اُسَید بجاره / و لا خالد٬ لا و المفاضة زینب
و عتاب عبد غیر موف بذمة / کذوب شئون الرأس قرد مدرّبة
(لازم به ذکر است که مترجم این کتاب در ترجمهی این شعر دست به تحریف زده و ترجمهی صحیح چنین است: «از من این پیام را به اُسَید برسانید / که داییِ تو بردهای است که فقط در شراب کار کشته است. / سوگند به جانت که نه اُسَید برای پناهندهی خود(یعنی کعب بن اشرف) کاری کردهاست / نه خالد(نام پسر اُسَید) و نه زینبِ شکم گُنده!(نام زن اُسَید) / عَتّاب (نام پسر دیگر اُسَید) هم بندهای است که به عهد خود وفا نمیکند / دروغگویی است که در سر دروغ میپروراند٬ گویی بوزینهای است دستآموز». همانطور که ملاحظه میکنید در این شعر که به دستور و تایید محمد علیه کعب بن اشرف سروده شد٬ اعضای خانواده و و حتی زن اُسَید که به کعب پناه داده بود (زینب) مورد اهانت و فحاشی قرار میگیرد)
وقتی که این شعر به گوش اُسَید رسید٬ به همسرش گفت: ما را چه به این یهودی؟! آیا نمیبینی که حسّان در مورد ما چه میسراید؟! و آنگاه اسباب و اثاثیهی کعب را بیرون ریخت!
کعب از پیش آنها به جای دیگری رفت؛ ولی به هر جایی که میرفت٬ رسولالله حسّان را فرا میخواند و به اواطلاع میداد و حسّان آنها را هجو میکرد تا اینکه مجبور شوند کعب را از خود طرد کنند به طوری که پناهگاهی در مکه نیافت و مجبور شد به مدینه برگردد.
وقتی نبی اکرم از بازگشت کعب آگاه شد فرمود: خدایا مرا از شرّ ابن اشرف و اشعارش کفایت کن.
آنگاه ابن اسحاق از عبدالله بن مغیث بن أبی بردة ظفری نقل میکند که: ابن أشرف به مدینه بازگشت و بنا کرد به سراییدن اشعار عاشقانه نسبت به زنان مسلمانان که موجب آزار آنان شد.
لذا رسول الله فرمود: چه کسی مرا از ابن اشرف کفایت میکند؟ (کنایه از اینکه مرا از شر او خلاص میکند).
محمد بن مسلمة (أوسی) که برادر رضاعی ابن اشرف بود گفت: من تو را کفایت میکنم و او را به قتل میرسانم.
آن حضرت فرمود: اگر بر او دست یافتی او را به قتل برسان!
📚منبع: موسوعة التاریخ الاسلامی - تالیف محمدهادی یوسفی غروی- ترجمه حسین علی عربی- ج۴- ص۵۱
✍پینوشت:
پاسخ به دو توجیه اسلامگرایان در مورد این عمل جنایتکارانهی پیامبر اسلام:
❶ #ادعا: قتل کعب بن اشرف عادلانه بود چون او مشرکان را به جنگ با مسلمین تحریک کرد!
#پاسخ: تنها کاری که کعب انجام داد سرودن شعر بود که آن هم موثر واقع نشد چرا که حسان بن ثابت به دستور پیامبر با هجو کردن مکرر کعب و افرادی که به او پناه میدادند٬ عملاً باعث طرد شدن او از مکه شد. بنابراین اساساً نیازی به کشتن کعب وجود نداشت٬ چرا که اهل مکه خود او را طرد کرده بودند!
❷ #ادعا: ترور و کشتن کعب بن اشرف عادلانه و ضروری بود چون او به زنان مسلمان با شعر اهانت میکرد!
#پاسخ: خود پیامبر هم به واسطهی اشعاری که حسّان بن ثابت به دستور او علیه کعب سرود٬ به زن افرادی که به کعب پناه داده بودند اهانت میکرد! چنانکه به زینب٬ همسر اُسَید که به کعب پناه داده بود «زینبِ شکمگنده» گفته میشود!
اگر اهانت کعب به زنان مسلمان٬ (آن هم در مقام مقابله به مثل!) مستوجب ترور و کشتن او میشود٬ پس تکلیف اهانتهای پیامبر اسلام به این شخص و حامیان او چه میشود؟!
آنچه که عوض دارد٬ گله ندارد!
🟪 کانال دروغها و خرافات اسلام
🆔 @ISLIE
Telegram
دروغها و خرافات اسلام
🔴 ریشههای جنایت اسلامگرایان در کشتن معلم فرانسوی از تاریخ زندگانی پیامبر اسلام (۱)
✍بر خلاف تصور عامهی مسلمانان٬ اقدام تروریستی اسلامگرایان در سر بریدن معلم فرانسوی (که تنها گناهش نشان دادن چند کاریکاتور از محمد بود!) ٬ دقیقا ریشه در وقایع تاریخی و واکنشهای…
✍بر خلاف تصور عامهی مسلمانان٬ اقدام تروریستی اسلامگرایان در سر بریدن معلم فرانسوی (که تنها گناهش نشان دادن چند کاریکاتور از محمد بود!) ٬ دقیقا ریشه در وقایع تاریخی و واکنشهای…