دروغ‌ها و خرافات اسلام
21.5K subscribers
3.79K photos
1.09K videos
74 files
1.74K links
افشای دروغ‌ها و احصای خرافات اسلام

گروه دینی:
@Islie_Group

گروه سیاسی:
t.me/joinchat/GKIeuzu7ZRbM56GRGidicg

Channels:
@KHOD2 | @KTYAB | @ARKIV
Download Telegram
#غلط_های_علمی_قران
【➌➊】 #قسمت_سیزدهم 【➌➊】
#کوه_ها
▒▒▒▒▒▒▒ @islie ▒▒▒▒▒▒▒

📌كوهها زمين را از لرزش باز مي دارند

🔹وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ﴿۳۱﴾انبياء
ترجمه: و در زمين كوههايى استوار نهاديم تا مبادا [زمين] آنان =[مردم] را
بجنباند (31)
در آيات ديگري (لقمان ،10نحل 15و انبياء31) همين جمله تكرار شده است. اين مفهوم به احتمال قوي از قس بن ساعده اليادي شاعر عرب جاهلي اخذ شده است كه گفته "وجبال مرساة"
📚عيون الثر في المغازي و السير، ابن سيد الناس ۱۰۲

🔻و در آياتی كوهها ميخ قلمداد شده اند كه طبعا از لرزش زمين جلو گير مي ي كنند:
🔹وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا ﴿۷﴾نبا.
ترجمه: و كوهها را ميخهائي قرار داديم.

عين آيه ي فوق در شعر شاعر قديم جاهلي كعب بن لؤي آمده است و
نشان مي دهد كه محمد اين جمله را از شعر وي اقتباس كرده است
🔺همچنين نشان مي دهد كه مفهوم ميخ بودن كوهها از قبل از محمد در محيط عربستان شايع بوده است
📚البدايه و النهايه لبن كثير، جزء ثاني باب كعب بن لؤي

📖اما هر دو آيه ي فوق غلطند. اول: كوهها مثل ميخ نيستند كه ريشه اي فروكوفته در پوسته ي زمين داشته باشند برعكس كوهها قشرزمينند كه برآمده شده اند يعني درست عكس ميخ. ثانيا: فرورفتگيها و كوهها نتيجه حركات زمين هستند و نقشي در تثبيت ندارند و بر عكس هر جا كوه است خطر زلزله بيشتر است. اين مبحث در زمين شناسي تحت عنوان plate tectonocمورد بحث واقع مي شود پوسته ي زمين از قطعات بزرگ مجزا ساخته شده اند كه در حال حركتند. درمحل تماس اين پوسته ها زمين لرزه، آتش فشان و كوه بوجود مي آيند. بنابراين كوه نمود بي ثباتي زمين است نه تثبيت كننده ي زمين.

📌نصب كوهها
🔹وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ ﴿۱۹﴾غاشيه
ترجمه: و به كوهها (نمي نگرند) كه چگونه نصب شده اند(19)
📖آيا كوهها اشياء جدائي از پوسته ي زمين بوده اند كه خدا آنانرا در زمين فروكرده و نصب كرده است؟ خير. كوهها چين خوردگي پوسته زمينند نه چيزهائي مجزا.

📌خدا از كوههاي آسمان تگرگ نازل مي كند
🔹وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ﴿۴۳﴾ نور
ترجمه: خدا از كوههاي آسمان تگرگ نازل مي كند
📖ظاهرا چون تگرگ مثل سنگ جامد است محمد گمان مي كرده در آسمان هم كوههايي از يخ وجود دارند كه تگرگها مثل سنگريزه ها از آنها جدا میشوند و به زمين مي ريزند. واقعا خطاي به اين فاحشي حيرت انگيز است.
▒▒▒▒▒▒▒ @islie ▒▒▒▒▒▒▒
ادامه دارد .... .. .
#پس_از_محمد
بخش سیزدهم

💠پيروزی خالد بر طُلَيحه و فرار وی به شام و کشتن مخالفان به بدترین وضع ممکن

✔️همانطور که گفته شد خالد با سپاه خود رو بسوی طُلَيحه می آورد و عُکاشة بن مِحسَن و ثابت بن اَقرَم را به عنوان طليه لشکر خود پيشاپيش می فرستد. طليعه بيرون می آيد و توسط افراد خود هر دو را ميکشد

🔅 سپس خالد با سپاه خود در بزاخه فرود می آيد و جنگی سخت ميان او و طليعه و قبايل شورشی بپا می شود. در اين جنگ، فقط از طرف بنی فَزاره هفتصد تن به سالاری "عُيَينَه" به کمک طُلَيحه آمده بودند. جنگ بطول ميکشد و از دو طرف کسان زيادی کشته می شوند. عٌيَينَه که در اثر ادامه جنگ نگران شده بوده پی در پی نزد طُلَيحه که مانند محمد در جنگ بدر در چادر خود به دعا و ورد خوانی مشغول بوده می آمده و از او از آمدن جبرئيل و آوردن وعده پيروزی می پرسيده و خشمگين از پاسخ های منفی طُلَيحه دوباره به ميدان جنگ باز می گشته. تا اينکه، سرانجام، طُلَيحه به او خبر آمدن جبرئيل و آوردن آيه ای برای او را ميدهد. آيه مزبور که بنا به روايت راويان اسلامی، تقليدی از يکی از آيه های قران بوده از اينقرار بوده است: "همانا ترا روزی است که آغازش از آن تو نيست اما سرانجام گردش آن با توست و سخنی خواهد بود که هرگزش فراموش نخواهی کرد". با شنيدن اين آيه، عٌيَينَه از طُلَيحه نا اميد شده به سپاهيان خود می گويد: "ای بنی فزاره اين مرد دروغگوی است".
📗مقدسی مطهربن طاهر، آفرينش وتاريخ، جلد 4تا ،6فارسی، ص842.

🔹با کنار کشيدن بنی فَزاره، تکليف جنگ يکسره می شود و وقتی که باقی مانده سپاه نزد طُلَيحه آمده از او چاره جوئی ميکنند، فَزاره نيز بهمراه زنش و به منظور ترک صحنه جنگ سوار بر اسب شده و به پيروان خود ميگويد که آنها هم چنين کنند. باين ترتيب، طليحه شکست خورده فرار ميکند. او ابتدا به شام ميرود و پس از مدتی به مدينه باز گشته امان ميگيرد و مسلمان می شود.
📎 @ISLIE
🔅با فرار طُلَيحه، شورشيان غَطَفان و اسد پراکنده می شوند، وبا شکست شورش ، ماشين سرکوب و کشت و کشتار دولت اسلامی دوباره شروع بکار ميکند. در حاليکه، بسياری برای حفظ جان خود دوباره به اسلام برگشته اظهار ندامت ميکنند، بسياری نيز، بخصوص آنانکه در کشتن عمال و مامورين دولت اسلامی دست داشته اند دستگير و به طرز فجيعی به قتل ميرسند.

🔰هنگاميكه خالدبن وليد براى سرکوب مردم اسد و غَطَفان که بر عليه دولت اسلامى قيام کرده و در اطراف طُلَيحه جمع شده بودند اعزام شده بود، ابوبكر براى او نوشته بود ..." هر کس از قتله مسلمانان را به دست آورى بكش که مايه عبرت ديگران شود، و هر کس از آنها راکه از دين بگشته و مخالفت خدا کرده، و مايل باشى و صلح دانى بكش." خالد نيز پس از تسليم قبايل مزبور، به آنها و قبايل هوازن و سليم که در نزديکی اشان بسر می برده و پس از شکست طُلَيحه آنان نيز تسليم شده بودند، دستور ميدهد تا شورشيانى را که عمال حكومت اسلامى را به قتل رسانده بودند "بيارند و چون بياوردند ...👈 آنها را به بند کرد و کسانى را که به مسلمانان تاخته بودند #اعضاء_بريد و به #آتش سوخت و #سنگسار_کرد و از #کوه _بينداخت و به #چاه_افكند و #تيرباران کرد".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص 1392.

آنگاه، خالد طی نامه ای اعمال خود را باو گزارش کرده منجمله مينويسد که چگونه شورشيان را "به بدترين وضعی کشتم." ابوبکر نيز برای او مينويسد:
"نعمتی که خدا بتو داده مايه فزونی خير باشد (نعمت آدمکشی و کشتن مخالفين به بدترين وضع ممکن)، در کار خويش خدا را در نظر داشته باش که خدا با پرهيزکاران و نکوکاران است (به معنی پرهيزکاری و نکوکاری که معنی قرآنی آنها هم همين است توجه کنيد)، در کار خدا (کنترل ديگران بزور) کوشا باش و سستی مکن و هر کس از قتل مسلمانان را بدست آوردی بکش که مايه عبرت ديگران شود، و هر کس از آنها را که از دين بگشته و مخالفت خدا کرده، و مايل باشی و صلح دانی بکش".
📗طبری، جلد چهارم، فارسی، ص 1392

ابن هشام ميگويد:
📜"خالد يک ماه در بزاخه بود و به جستجوی قتله مسلمانان به هر سو ميرفت، بعضی را #بسوخت و بعضی را با #سنگ_بکوفت و بعضی را از #فراز_کوه بينداخت"
📗ابن هشام، جلد دوم، فارسی، ص 562

@ISLIE
⋆مجموعه دروغ ها و خرافات⋆‌‌↜
#غلط_های_علمی_قران
【➌➊】 #قسمت_سیزدهم 【➌➊】
#کوه_ها
▒▒▒▒▒▒▒ @islie ▒▒▒▒▒▒▒

📌كوهها زمين را از لرزش باز مي دارند

🔹وَجَعَلْنَا فِي الْأَرْضِ رَوَاسِيَ أَنْ تَمِيدَ بِهِمْ وَجَعَلْنَا فِيهَا فِجَاجًا سُبُلًا لَعَلَّهُمْ يَهْتَدُونَ ﴿۳۱﴾انبياء
ترجمه: و در زمين كوههايى استوار نهاديم تا مبادا [زمين] آنان =[مردم] را
بجنباند (31)
در آيات ديگري (لقمان ،10نحل 15و انبياء31) همين جمله تكرار شده است. اين مفهوم به احتمال قوي از قس بن ساعده اليادي شاعر عرب جاهلي اخذ شده است كه گفته "وجبال مرساة"
📚عيون الثر في المغازي و السير، ابن سيد الناس ۱۰۲

🔻و در آياتی كوهها ميخ قلمداد شده اند كه طبعا از لرزش زمين جلو گير مي ي كنند:
🔹وَالْجِبَالَ أَوْتَادًا ﴿۷﴾نبا.
ترجمه: و كوهها را ميخهائي قرار داديم.

عين آيه ي فوق در شعر شاعر قديم جاهلي كعب بن لؤي آمده است و
نشان مي دهد كه محمد اين جمله را از شعر وي اقتباس كرده است
🔺همچنين نشان مي دهد كه مفهوم ميخ بودن كوهها از قبل از محمد در محيط عربستان شايع بوده است
📚البدايه و النهايه لبن كثير، جزء ثاني باب كعب بن لؤي

📖اما هر دو آيه ي فوق غلطند. اول: كوهها مثل ميخ نيستند كه ريشه اي فروكوفته در پوسته ي زمين داشته باشند برعكس كوهها قشرزمينند كه برآمده شده اند يعني درست عكس ميخ. ثانيا: فرورفتگيها و كوهها نتيجه حركات زمين هستند و نقشي در تثبيت ندارند و بر عكس هر جا كوه است خطر زلزله بيشتر است. اين مبحث در زمين شناسي تحت عنوان plate tectonocمورد بحث واقع مي شود پوسته ي زمين از قطعات بزرگ مجزا ساخته شده اند كه در حال حركتند. درمحل تماس اين پوسته ها زمين لرزه، آتش فشان و كوه بوجود مي آيند. بنابراين كوه نمود بي ثباتي زمين است نه تثبيت كننده ي زمين.

📌نصب كوهها
🔹وَإِلَى الْجِبَالِ كَيْفَ نُصِبَتْ ﴿۱۹﴾غاشيه
ترجمه: و به كوهها (نمي نگرند) كه چگونه نصب شده اند(19)
📖آيا كوهها اشياء جدائي از پوسته ي زمين بوده اند كه خدا آنانرا در زمين فروكرده و نصب كرده است؟ خير. كوهها چين خوردگي پوسته زمينند نه چيزهائي مجزا.

📌خدا از كوههاي آسمان تگرگ نازل مي كند
🔹وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ جِبَالٍ فِيهَا مِنْ بَرَدٍ﴿۴۳﴾ نور
ترجمه: خدا از كوههاي آسمان تگرگ نازل مي كند
📖ظاهرا چون تگرگ مثل سنگ جامد است محمد گمان مي كرده در آسمان هم كوههايي از يخ وجود دارند كه تگرگها مثل سنگريزه ها از آنها جدا میشوند و به زمين مي ريزند. واقعا خطاي به اين فاحشي حيرت انگيز است.
▒▒▒▒▒▒▒ @islie ▒▒▒▒▒▒▒
ادامه دارد .... .. .