🔴 مقابل رد مرز کودکان مهاجر و بیپناه سکوت نکنیم
✍🏼 جعفر ابراهیمی
درباره جنگ و پیامدهایش موضعگیریهای متعددی صورت گرفته است. شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران نیز که تشکلی مستقل در داخل است، موضعی گرفت بر مبنای اصول صنفی، آموزشی و رویکرد اجتماعی. بیانیه شورا را میشود در ادامه مسیر چندساله تشکلهای صنفی عضو در راستای اجتماعی شدن بیشتر تحلیل و بررسی کرد.
با اینکه شورای هماهنگی قبلا بارها درباره پیامدهای جنگ هشدار داده بود، اکنون که جنگ رخ داده و کشور نه در حالت آتشبس، که در تعلیق است و برخی پیامدها سریعا آشکار شدهاند، شاهد موضع و نظر بخش متشکل جنبش معلمان در این زمینه نیستیم.
امنیتی شدن فضای عمومی کشور، نتیجه بلافصل جنگ بود که جامعه در آن نقشی نداشت. از نمودهای اصلی این وضعیت، فشار بر فعالان سیاسی و اجتماعی، گسترش اعدامها، سرکوب و بازداشتهای گسترده بود.
جلوه برجسته اجتماعیِ این فضای جدید، اجرای سیاست اخراج مهاجران به بهانه مقابله با اتباع غیرقانونی است. این سیاست ضد انسانی و نژادپرستانه، چنان ضربتی و شتابزده اجرا شد که طبق اخبار بیش از ۶هزار کودک بدون والد رد مرز شدهاند. چه سرنوشت تلخی در انتظار این کودکان است!
در اقدام اخیر حکومت برای اخراج اتباع به اصطلاح غیرقانونی، مواد کنوانسیون حقوق کودک نقض شدهاست.
مهمترین مواد کنوانسیون که مستقیماً به حقوق کودکان مهاجر مرتبطند:
ماده ۲ – کشورها باید تمام حقوق مندرج در این کنوانسیون را بدون تبعیض از جمله بر اساس نژاد، ملیت، وضعیت مهاجرتی، یا وضعیت والدین برای تمام کودکان تضمین کنند.
ماده ۳ – در تمام اقداماتی که بر کودک تأثیر میگذارد، منافع عالیه کودک باید در اولویت باشد.
ماده ۶ – همه کودکان حق دارند زنده بمانند و رشد کنند.
ماده ۷ – کودک حق دارد از بدو تولد دارای نام، تابعیت و در صورت امکان، والدین خود را بشناسد و تحت سرپرستی آنان باشد.
ماده ۹ – کودک نباید از والدین خود جدا شود، مگر به حکم دادگاه و فقط به دلیل منافع کودک
ماده ۲۲ – کشورها باید اقداماتی انجام دهند تا از کودکان پناهنده یا کودکانی که بهتنهایی به کشور وارد شدهاند حمایت و مراقبت شود و سازمانهای بینالمللی مسئول نیز در این روند مشارکت داشته باشند.
ماده ۲۸ – همه کودکان حق آموزش دارند و کشورها باید آموزش ابتدایی رایگان و اجباری را برای همه فراهم کنند.
ماده ۳۷ – کودک نباید تحت شکنجه، مجازات یا رفتار ظالمانه قرار گیرد. بازداشت فقط در شرایط استثنایی وبرای کوتاهترین زمان ممکن باید انجام شود.
حکومت با سوار شدن بر موج ملیگرایی احساسی ناشی از جنگ و مقصر جلوه دادن مهاجران، نهتنها مسئولیت ناکامی خود در جنگ را نمیپذیرد، بلکه با کمک جریانات راست افراطی (حتی در میان برخی نیروهای اپوزیسیون) میکوشد مهاجران افغانستانی را عامل اصلی تمام مشکلات معرفی کند.
صحنههای زشت و نفرتآلودی که علیه مهاجران در نقاط مختلف کشور در جریان است، گواهی است بر موفقیت نسبی این رویکرد فاشیستی. پیش از اخراج از آموزش و پرورش، بیست سال در مناطق حاشیهای تهران تدریس کردهام. در این مدت، دانشآموزان افغانستانی بین ۵ تا۱۰ درصد از کلاسها را تشکیل میدادند. با اینکه در مناطقی فقیر، حاشیهنشین و پرآسیب تدریس میکردم که نزاعهای فردی و جمعی در آن رایج بود، هرگز شاهد صفبندی «افغانستانی/ایرانی» میان کودکان نبودم. اختلافات در همان سطحی بود که بچههای تُرک با کُرد یا لُر با دیگران داشتند. نه کینهای بود و نه نفرتی.
این حاکمیت، رسانهها، نظام آموزشی و برخی بزرگترها هستند که کودکان و نوجوانان را به گرایشهای فاشیستی سوق میدهند.
امروز شاهد ویدئوهایی هستیم که در آن نوجوانان ایرانی، نوجوان افغانستانی را کتک میزنند، تحقیر و تهدید میکنند و دیگران فقط تماشا میکنند.
منکر رشد گرایشهای نژادپرستانه نیستم اما باور دارم که این تصویر کل جامعه نیست. این چهرهای است که با کمک حکومت و حامیان ناسیونالیسم افراطی برجسته میشود تا بر ناتوانیهای حاکمیتی سرپوش بگذارد.
انگار در این وضعیت تعلیق، قرار است در سایه ترسی که برای عموم ایجاد شده مناسبات انسانی نیز به محاق برود. ما چگونه میتوانیم خود را «معلم» بنامیم، اما در برابر این وضعیت سکوت کنیم؟
چگونه میتوانیم تحقق حقوق کودکان را آرمان خود بدانیم، اما در برابر چنین فجایعی خاموش بمانیم؟
کودک، کودک است و منافع عالیه کودکان را هیچ مصلحت یا قانونی نمیتواند نادیده بگیرد. از همین رو، انتظار میرود فعالان صنفی، تشکلهای مستقل معلمان و در رأس آن، شورای هماهنگی، نسبت خود را با وضعیت فاجعهبار کنونی روشن کنند:آیا با سکوت، در کنار نژادپرستان و فاشیستهای در قدرت و بیرون از قدرت ایستادهایم؟ یا در سمت درست تاریخ؟ آیا دفاع از حقوق کودکان فقط شعار است؟ یا بخشی اساسی از باور ما به احقاق حقوق همه کودکان؟
@kashowranews
✍🏼 جعفر ابراهیمی
درباره جنگ و پیامدهایش موضعگیریهای متعددی صورت گرفته است. شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران نیز که تشکلی مستقل در داخل است، موضعی گرفت بر مبنای اصول صنفی، آموزشی و رویکرد اجتماعی. بیانیه شورا را میشود در ادامه مسیر چندساله تشکلهای صنفی عضو در راستای اجتماعی شدن بیشتر تحلیل و بررسی کرد.
با اینکه شورای هماهنگی قبلا بارها درباره پیامدهای جنگ هشدار داده بود، اکنون که جنگ رخ داده و کشور نه در حالت آتشبس، که در تعلیق است و برخی پیامدها سریعا آشکار شدهاند، شاهد موضع و نظر بخش متشکل جنبش معلمان در این زمینه نیستیم.
امنیتی شدن فضای عمومی کشور، نتیجه بلافصل جنگ بود که جامعه در آن نقشی نداشت. از نمودهای اصلی این وضعیت، فشار بر فعالان سیاسی و اجتماعی، گسترش اعدامها، سرکوب و بازداشتهای گسترده بود.
جلوه برجسته اجتماعیِ این فضای جدید، اجرای سیاست اخراج مهاجران به بهانه مقابله با اتباع غیرقانونی است. این سیاست ضد انسانی و نژادپرستانه، چنان ضربتی و شتابزده اجرا شد که طبق اخبار بیش از ۶هزار کودک بدون والد رد مرز شدهاند. چه سرنوشت تلخی در انتظار این کودکان است!
در اقدام اخیر حکومت برای اخراج اتباع به اصطلاح غیرقانونی، مواد کنوانسیون حقوق کودک نقض شدهاست.
مهمترین مواد کنوانسیون که مستقیماً به حقوق کودکان مهاجر مرتبطند:
ماده ۲ – کشورها باید تمام حقوق مندرج در این کنوانسیون را بدون تبعیض از جمله بر اساس نژاد، ملیت، وضعیت مهاجرتی، یا وضعیت والدین برای تمام کودکان تضمین کنند.
ماده ۳ – در تمام اقداماتی که بر کودک تأثیر میگذارد، منافع عالیه کودک باید در اولویت باشد.
ماده ۶ – همه کودکان حق دارند زنده بمانند و رشد کنند.
ماده ۷ – کودک حق دارد از بدو تولد دارای نام، تابعیت و در صورت امکان، والدین خود را بشناسد و تحت سرپرستی آنان باشد.
ماده ۹ – کودک نباید از والدین خود جدا شود، مگر به حکم دادگاه و فقط به دلیل منافع کودک
ماده ۲۲ – کشورها باید اقداماتی انجام دهند تا از کودکان پناهنده یا کودکانی که بهتنهایی به کشور وارد شدهاند حمایت و مراقبت شود و سازمانهای بینالمللی مسئول نیز در این روند مشارکت داشته باشند.
ماده ۲۸ – همه کودکان حق آموزش دارند و کشورها باید آموزش ابتدایی رایگان و اجباری را برای همه فراهم کنند.
ماده ۳۷ – کودک نباید تحت شکنجه، مجازات یا رفتار ظالمانه قرار گیرد. بازداشت فقط در شرایط استثنایی وبرای کوتاهترین زمان ممکن باید انجام شود.
حکومت با سوار شدن بر موج ملیگرایی احساسی ناشی از جنگ و مقصر جلوه دادن مهاجران، نهتنها مسئولیت ناکامی خود در جنگ را نمیپذیرد، بلکه با کمک جریانات راست افراطی (حتی در میان برخی نیروهای اپوزیسیون) میکوشد مهاجران افغانستانی را عامل اصلی تمام مشکلات معرفی کند.
صحنههای زشت و نفرتآلودی که علیه مهاجران در نقاط مختلف کشور در جریان است، گواهی است بر موفقیت نسبی این رویکرد فاشیستی. پیش از اخراج از آموزش و پرورش، بیست سال در مناطق حاشیهای تهران تدریس کردهام. در این مدت، دانشآموزان افغانستانی بین ۵ تا۱۰ درصد از کلاسها را تشکیل میدادند. با اینکه در مناطقی فقیر، حاشیهنشین و پرآسیب تدریس میکردم که نزاعهای فردی و جمعی در آن رایج بود، هرگز شاهد صفبندی «افغانستانی/ایرانی» میان کودکان نبودم. اختلافات در همان سطحی بود که بچههای تُرک با کُرد یا لُر با دیگران داشتند. نه کینهای بود و نه نفرتی.
این حاکمیت، رسانهها، نظام آموزشی و برخی بزرگترها هستند که کودکان و نوجوانان را به گرایشهای فاشیستی سوق میدهند.
امروز شاهد ویدئوهایی هستیم که در آن نوجوانان ایرانی، نوجوان افغانستانی را کتک میزنند، تحقیر و تهدید میکنند و دیگران فقط تماشا میکنند.
منکر رشد گرایشهای نژادپرستانه نیستم اما باور دارم که این تصویر کل جامعه نیست. این چهرهای است که با کمک حکومت و حامیان ناسیونالیسم افراطی برجسته میشود تا بر ناتوانیهای حاکمیتی سرپوش بگذارد.
انگار در این وضعیت تعلیق، قرار است در سایه ترسی که برای عموم ایجاد شده مناسبات انسانی نیز به محاق برود. ما چگونه میتوانیم خود را «معلم» بنامیم، اما در برابر این وضعیت سکوت کنیم؟
چگونه میتوانیم تحقق حقوق کودکان را آرمان خود بدانیم، اما در برابر چنین فجایعی خاموش بمانیم؟
کودک، کودک است و منافع عالیه کودکان را هیچ مصلحت یا قانونی نمیتواند نادیده بگیرد. از همین رو، انتظار میرود فعالان صنفی، تشکلهای مستقل معلمان و در رأس آن، شورای هماهنگی، نسبت خود را با وضعیت فاجعهبار کنونی روشن کنند:آیا با سکوت، در کنار نژادپرستان و فاشیستهای در قدرت و بیرون از قدرت ایستادهایم؟ یا در سمت درست تاریخ؟ آیا دفاع از حقوق کودکان فقط شعار است؟ یا بخشی اساسی از باور ما به احقاق حقوق همه کودکان؟
@kashowranews
👍53👎36❤16👏4😐2🥰1
⚫️ گزارش «هممیهن» از تعداد، اسامی و پایههای تحصیلی 30 دانشآموز شهید در حمله اسرائیل به ایران
✔️«بیشترین کشتهها دبستانی بودند»
✍️ الناز محمدی، دبیر گروه جامعه
پنج روز پیش بود که علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش از شهادت ۳۰ #دانش آموز و ۷ #معلم در جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل خبر داد. او گفت که ۲۱نفر از این دانش آموزان از شهر تهران بودند و در این میان یک دانش آموز هم مصدوم شد. به گفته او، «۳۶ #مدرسه به دلیل همجواری با محل حمله تجاوزگرانه رژیم صهیونیستی و به سبب موج انفجار، آسیب دیدهاند.» او پنجم تیرماه و پیش از نهایی شدن تعداد شهدای دانشآموز، از کشته شدن۲۰ دانش آموز در جریان حملهها به ایران خبر داده بود.
🔹بررسیهای «هممیهن» نشان میدهد، بیشترین تعداد دانشآموزان کشته شده در مقطع تحصیلی دبستان و متوسطه اول بودهاند. در میان این دانشآموزان، تعدادی ورزشکار حرفهای بودند و تعدادی به همراه همه اعضای خانواده شهید شدهاند. تعداد شهدای دانشآموز در #تهران بیشتر از بقیه شهرهاست و 14 دانشآموز دختر و 16 دانشآموز پسر در حمله به مناطق مسکونی شهرهای مختلف، کشته شدهاند که نامهایشان در ادامه میآید:
فاطمه شریفی / پایه هفتم دبیرستان
مجتبی شریفی/ پایه سوم
متین صفائیان/ پایه یازده دبیرستان
احسان قاسمی / پایه یازده دبیرستان
امیرعلی چترعنبرین / پایه هفتم دبیرستان
سروین حمیدیان / پایه سوم دبستان
پرهام عباسی / پایه نهم دبیرستان
آرمین باکویی / پایه دهم دبیرستان
باران اشراقی/ پایه سوم دبستان
طاها بهروزی/ پایه اول دبستان
آرمین موسوی/ پایه اول دبستان
مرسانا بهرامی / پایه دوم دبستان
امیرعلی امینی/ پایه ششم دبستان
محیا نیکزاد/ پایه اول دبستان
سهیل کطولی /پایه پنجم دبستان
فاطمه ساداتیارمکی /پایه دوم دبستان
ریحانه ساداتی ارمکی/ پایه هفتم دبیرستان
علیسان جباری/ پایه اول دبستان
تارا حاجمیری / پایه دوم دبستان
محدثه اقدسی
هلنا غلامی
محمدرضا اقدسی
محمدحسین خاکی
مطهره نیازمند
فاطمه نیازمند
علیرضا نیازمند
زهرا بهمنآبادی
هانیه بهمنآبادی
ایما زینلی
علیرضا فلاح
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
✔️«بیشترین کشتهها دبستانی بودند»
✍️ الناز محمدی، دبیر گروه جامعه
پنج روز پیش بود که علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش از شهادت ۳۰ #دانش آموز و ۷ #معلم در جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل خبر داد. او گفت که ۲۱نفر از این دانش آموزان از شهر تهران بودند و در این میان یک دانش آموز هم مصدوم شد. به گفته او، «۳۶ #مدرسه به دلیل همجواری با محل حمله تجاوزگرانه رژیم صهیونیستی و به سبب موج انفجار، آسیب دیدهاند.» او پنجم تیرماه و پیش از نهایی شدن تعداد شهدای دانشآموز، از کشته شدن۲۰ دانش آموز در جریان حملهها به ایران خبر داده بود.
🔹بررسیهای «هممیهن» نشان میدهد، بیشترین تعداد دانشآموزان کشته شده در مقطع تحصیلی دبستان و متوسطه اول بودهاند. در میان این دانشآموزان، تعدادی ورزشکار حرفهای بودند و تعدادی به همراه همه اعضای خانواده شهید شدهاند. تعداد شهدای دانشآموز در #تهران بیشتر از بقیه شهرهاست و 14 دانشآموز دختر و 16 دانشآموز پسر در حمله به مناطق مسکونی شهرهای مختلف، کشته شدهاند که نامهایشان در ادامه میآید:
فاطمه شریفی / پایه هفتم دبیرستان
مجتبی شریفی/ پایه سوم
متین صفائیان/ پایه یازده دبیرستان
احسان قاسمی / پایه یازده دبیرستان
امیرعلی چترعنبرین / پایه هفتم دبیرستان
سروین حمیدیان / پایه سوم دبستان
پرهام عباسی / پایه نهم دبیرستان
آرمین باکویی / پایه دهم دبیرستان
باران اشراقی/ پایه سوم دبستان
طاها بهروزی/ پایه اول دبستان
آرمین موسوی/ پایه اول دبستان
مرسانا بهرامی / پایه دوم دبستان
امیرعلی امینی/ پایه ششم دبستان
محیا نیکزاد/ پایه اول دبستان
سهیل کطولی /پایه پنجم دبستان
فاطمه ساداتیارمکی /پایه دوم دبستان
ریحانه ساداتی ارمکی/ پایه هفتم دبیرستان
علیسان جباری/ پایه اول دبستان
تارا حاجمیری / پایه دوم دبستان
محدثه اقدسی
هلنا غلامی
محمدرضا اقدسی
محمدحسین خاکی
مطهره نیازمند
فاطمه نیازمند
علیرضا نیازمند
زهرا بهمنآبادی
هانیه بهمنآبادی
ایما زینلی
علیرضا فلاح
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
😢12❤9💔5🔥3🤔2
🔴 اطلاعیه شورای هماهنگی
در محکومیت برخوردهای غیرانسانی با کودکان افغانستانی
✍محمد حبیبی/سخنگوی شورای هماهنگی
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با نگرانی عمیق، موارد مکرر خشونت، تحقیر، طرد و تبعیض علیه کودکان افغانستانی ساکن ایران را رصد کرده و اینگونه برخوردهای ضدانسانی را بهشدت محکوم میکند.
جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۷۲ به کنوانسیون جهانی حقوق کودک پیوسته و متعهد شده است که تمامی کودکان در قلمرو حاکمیتیاش را بدون تبعیض، مورد حمایت، آموزش و مراقبت قرار دهد. نقض این تعهدات، صرفاً یک تخطی حقوقی نیست، بلکه لکه ننگی بر وجدان عمومی جامعه ماست.
بویژه که خبرهایی نگران کننده از رد مرز کودکان و دختران افغانستانی بدون حضور والدین آنها گزارش شده است. بهعلاوه بسیاری از این کودکان در حالی رد مرز میشوند که همهی مدارک اقامتی قانونی در ایران را دارند یا اصلا در ایران متولد شدهاند. بسیاری از آنها پس از رد مرز به دلیل جنسیت خود حق برخورداری از آموزش را از دست میدهند.
از طرف دیگر تصاویر منتشر شده از محل نگهداری اتباع افغانستانی در شهرهای مرزی ، نشان دهنده عدم برخورداری از حداقل های حقوق انسانی بویژه در مورد کودکان است.
همه این موارد نقض کننده قوانینی است که جمهوری اسلامی در مجامع بین المللی پایبندی به آن را پذیرفته است.
ما به عنوان معلمان این سرزمین، بر این باوریم که هیچ خط مرزی، ملیتی یا کاغذ هویتی نباید مانع دسترسی کودکان به آموزش، امنیت و کرامت انسانی باشد.
ما از تمامی نهادهای مدنی، فرهنگی، آموزشی و حقوق بشری میخواهیم در برابر این روند خطرناک و ضدانسانی سکوت نکنند. دفاع از حقوق کودکان، دفاع از آیندهی انسانیت است.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
در محکومیت برخوردهای غیرانسانی با کودکان افغانستانی
✍محمد حبیبی/سخنگوی شورای هماهنگی
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با نگرانی عمیق، موارد مکرر خشونت، تحقیر، طرد و تبعیض علیه کودکان افغانستانی ساکن ایران را رصد کرده و اینگونه برخوردهای ضدانسانی را بهشدت محکوم میکند.
جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۷۲ به کنوانسیون جهانی حقوق کودک پیوسته و متعهد شده است که تمامی کودکان در قلمرو حاکمیتیاش را بدون تبعیض، مورد حمایت، آموزش و مراقبت قرار دهد. نقض این تعهدات، صرفاً یک تخطی حقوقی نیست، بلکه لکه ننگی بر وجدان عمومی جامعه ماست.
بویژه که خبرهایی نگران کننده از رد مرز کودکان و دختران افغانستانی بدون حضور والدین آنها گزارش شده است. بهعلاوه بسیاری از این کودکان در حالی رد مرز میشوند که همهی مدارک اقامتی قانونی در ایران را دارند یا اصلا در ایران متولد شدهاند. بسیاری از آنها پس از رد مرز به دلیل جنسیت خود حق برخورداری از آموزش را از دست میدهند.
از طرف دیگر تصاویر منتشر شده از محل نگهداری اتباع افغانستانی در شهرهای مرزی ، نشان دهنده عدم برخورداری از حداقل های حقوق انسانی بویژه در مورد کودکان است.
همه این موارد نقض کننده قوانینی است که جمهوری اسلامی در مجامع بین المللی پایبندی به آن را پذیرفته است.
ما به عنوان معلمان این سرزمین، بر این باوریم که هیچ خط مرزی، ملیتی یا کاغذ هویتی نباید مانع دسترسی کودکان به آموزش، امنیت و کرامت انسانی باشد.
ما از تمامی نهادهای مدنی، فرهنگی، آموزشی و حقوق بشری میخواهیم در برابر این روند خطرناک و ضدانسانی سکوت نکنند. دفاع از حقوق کودکان، دفاع از آیندهی انسانیت است.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👌27👎23❤4🙏4🔥3👍1😢1
💠 #بیانیه
🔴 بیانیه "انجمن یاری کودکان در معرض خطر" در اعتراض به رد مرز کودکان
این بیانیه برای روزهای تلخ و ناگواریست که در آن با اشک و آه کودکانی روبهرو هستیم که امیدشان به تحصیل، امنیت و آیندهای روشن در سرزمینی دیگر، ناگهان فرو میریزد. کودکانی که هراسان و نگران، همراه با خانوادههای آوارهشان، ناگزیر به بازگشت به سرزمینی میشوند که از آن گریخته بودند؛ جایی که نه امنیت دارند و نه امید، نه تعلقی به آن احساس میکنند و نه پناهی برای زیستن.
با نهایت تأسف باید گفت که سیاستهای سختگیرانه، شتابزده و ضد مهاجرتی، بدون آیندهنگری و در فقدان عقلانیت و تدبیر، به اجرا درآمده است؛ سیاستی که نهتنها در پنهانکاری شکل گرفت، بلکه با بیتوجهی مزمن به پیامدهای انسانی، اجتماعی و اخلاقی، سالها مهاجران را در وضعیت نیمهقانونی، بیپناه و بیصدا نگاه داشته تا بهعنوان نیروی کار ارزان، بیحقوق و آسیبپذیر بهکار گرفته شوند و بار ناکارآمدیها و مشکلات ساختاری کشور را بر دوش کشند.
ما شاهد بودیم حتی کارخانههای بزرگ یکی پس از دیگری تعطیل شدند، اما کارگاههای زیرزمینی و مراکز غیررسمی بازیافت، با جذب کودکان و بزرگسالان مهاجر، در سکوت کامل و بیقانونی ادامه یافتند. کودکانی که شبانه و در شرایطی ناامن از مرز عبور داده میشدند و مستقیماً به کارهای طاقتفرسا مانند زبالهگردی و کار اجباری گماشته میشدند. اینجا اگرچه جنگی رسمی در جریان نبود، اما زندگی شب و روز مهاجران، شباهتی تلخ به اردوگاههای کار اجباری داشت. آنها برای زندهماندن، برای لقمه نانی ناچیز، جان میکَندند؛ بیآنکه صدایشان شنیده شود.
و امروز، همان کودکان، همان خانوادههایی که در حاشیهها، در آلونکها و در سختترین شرایط ممکن تنها برای آموزش و آینده فرزندانشان پناه آورده بودند، با خشونتی بیرحمانه از سرزمین ما رانده میشوند. خانههای اجارهای خود را ناچار رها میکنند، بیعانههایشان بازگردانده نمیشود و به اردوگاههایی در مرزها فرستاده میشوند که حتی نان و آب کافی ندارند.
ما، سازمانهای مدنی، فعالان اجتماعی، و انسانهایی از دل همین جامعه، سالهاست درباره نقض حقوق کودکان هشدار دادهایم. تأکید ما همواره بر اجرای اصول کنوانسیون حقوق کودک بدون هیچگونه تبعیض بوده است.
چرا باید کودکان قربانی تصمیمهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی شوند؟
در کدام ماده از قوانین ملی یا بینالمللی، «اخراج» برای کودکانی که نه تهدیدیاند و نه مجرم، قابل توجیه است؟
چه کسی پاسخگوی سرنوشت دخترانی خواهد بود که اکنون باید به دستان طالبان سپرده شوند؟
چه نهادی مسئول رنج روانی، بیخانمانی و محرومیت تحصیلی این کودکان است؟
ما هشدار میدهیم:
- اخراج کودکان، نقض آشکار و فاحش حقوق بشر است. حمایت از آنها نه لطف، بلکه وظیفه حاکمیتها و جامعه بینالمللی است.
- ما خواهان توقف فوری روند اخراج کودکان مهاجر هستیم.
- ما خواهان ایجاد مسیرهایی قانونی، ایمن و انسانی برای حمایت از این کودکان هستیم.
- ما خواهان پایان دادن به نفرتپراکنی رسانهای و بیتفاوتی مسئولان نسبت به رنج انسانی هستیم.
بیایید زخمهای مهاجران را عمیقتر نکنیم. بیایید بهجای دشمنسازی، به همدلی تاریخی، انسانی و فرهنگی با مردم افغانستان تکیه کنیم؛ مردمی همدرد و همسرنوشت، که امروز صدایشان در گلو خفه شده است.
کودکان را اخراج نکنید.
کودکان را نجات دهید.
پیش از آنکه دیر شود.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🔴 بیانیه "انجمن یاری کودکان در معرض خطر" در اعتراض به رد مرز کودکان
این بیانیه برای روزهای تلخ و ناگواریست که در آن با اشک و آه کودکانی روبهرو هستیم که امیدشان به تحصیل، امنیت و آیندهای روشن در سرزمینی دیگر، ناگهان فرو میریزد. کودکانی که هراسان و نگران، همراه با خانوادههای آوارهشان، ناگزیر به بازگشت به سرزمینی میشوند که از آن گریخته بودند؛ جایی که نه امنیت دارند و نه امید، نه تعلقی به آن احساس میکنند و نه پناهی برای زیستن.
با نهایت تأسف باید گفت که سیاستهای سختگیرانه، شتابزده و ضد مهاجرتی، بدون آیندهنگری و در فقدان عقلانیت و تدبیر، به اجرا درآمده است؛ سیاستی که نهتنها در پنهانکاری شکل گرفت، بلکه با بیتوجهی مزمن به پیامدهای انسانی، اجتماعی و اخلاقی، سالها مهاجران را در وضعیت نیمهقانونی، بیپناه و بیصدا نگاه داشته تا بهعنوان نیروی کار ارزان، بیحقوق و آسیبپذیر بهکار گرفته شوند و بار ناکارآمدیها و مشکلات ساختاری کشور را بر دوش کشند.
ما شاهد بودیم حتی کارخانههای بزرگ یکی پس از دیگری تعطیل شدند، اما کارگاههای زیرزمینی و مراکز غیررسمی بازیافت، با جذب کودکان و بزرگسالان مهاجر، در سکوت کامل و بیقانونی ادامه یافتند. کودکانی که شبانه و در شرایطی ناامن از مرز عبور داده میشدند و مستقیماً به کارهای طاقتفرسا مانند زبالهگردی و کار اجباری گماشته میشدند. اینجا اگرچه جنگی رسمی در جریان نبود، اما زندگی شب و روز مهاجران، شباهتی تلخ به اردوگاههای کار اجباری داشت. آنها برای زندهماندن، برای لقمه نانی ناچیز، جان میکَندند؛ بیآنکه صدایشان شنیده شود.
و امروز، همان کودکان، همان خانوادههایی که در حاشیهها، در آلونکها و در سختترین شرایط ممکن تنها برای آموزش و آینده فرزندانشان پناه آورده بودند، با خشونتی بیرحمانه از سرزمین ما رانده میشوند. خانههای اجارهای خود را ناچار رها میکنند، بیعانههایشان بازگردانده نمیشود و به اردوگاههایی در مرزها فرستاده میشوند که حتی نان و آب کافی ندارند.
ما، سازمانهای مدنی، فعالان اجتماعی، و انسانهایی از دل همین جامعه، سالهاست درباره نقض حقوق کودکان هشدار دادهایم. تأکید ما همواره بر اجرای اصول کنوانسیون حقوق کودک بدون هیچگونه تبعیض بوده است.
چرا باید کودکان قربانی تصمیمهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی شوند؟
در کدام ماده از قوانین ملی یا بینالمللی، «اخراج» برای کودکانی که نه تهدیدیاند و نه مجرم، قابل توجیه است؟
چه کسی پاسخگوی سرنوشت دخترانی خواهد بود که اکنون باید به دستان طالبان سپرده شوند؟
چه نهادی مسئول رنج روانی، بیخانمانی و محرومیت تحصیلی این کودکان است؟
ما هشدار میدهیم:
- اخراج کودکان، نقض آشکار و فاحش حقوق بشر است. حمایت از آنها نه لطف، بلکه وظیفه حاکمیتها و جامعه بینالمللی است.
- ما خواهان توقف فوری روند اخراج کودکان مهاجر هستیم.
- ما خواهان ایجاد مسیرهایی قانونی، ایمن و انسانی برای حمایت از این کودکان هستیم.
- ما خواهان پایان دادن به نفرتپراکنی رسانهای و بیتفاوتی مسئولان نسبت به رنج انسانی هستیم.
بیایید زخمهای مهاجران را عمیقتر نکنیم. بیایید بهجای دشمنسازی، به همدلی تاریخی، انسانی و فرهنگی با مردم افغانستان تکیه کنیم؛ مردمی همدرد و همسرنوشت، که امروز صدایشان در گلو خفه شده است.
کودکان را اخراج نکنید.
کودکان را نجات دهید.
پیش از آنکه دیر شود.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👍32👎22😢5❤1
🔴 دورههای مهارتآموزی راستین یا آمار فروشی
✍️ حسین رمضانپور؛ فعال صنفی معلمان
سال ۱۴۰۲ زندان بجنورد که بودم هرازگاهی فنیوحرفهای دورههای مهارتآموزی در زندان برگزار میکرد و تعداد مشخصی را ثبتنام میکردند.
چند هفته یک مربی از فنیوحرفهای میآمد و کلاسهای مهارتآموزی رو برگزار میکرد که منم برای یادگیری و پر کردن وقت حضور پیدا میکردم. مثلا یکی از دورهها تاسیسات و لولهکشی ساختمان بود که گواهی فنی حرفهای هم برام صادر شد. زندانیان یک در میان و گاهی کلا یکی دو جلسه حضور داشتند و دوره حدود ۱۰ جلسهای یا شاید بیشتر پایان پذیرفت.
روز آزمون مانند کنکور پاسخنامه مخصوص که با مداد بایست گزینهها علامتگذاری شود و با دستگاه دیجیتال تصحیح میشود دادند که موجب تعجب من شد !!!!
سوالات هم داده شد و همه به هم نگاه میکردند. منم زیاد از تخصصیهاش چیزی بلد نبودم. بعد چند دقیقه مربی آمد و شروع کرد به گفتن پاسخهای درست و ما هم با عجله تیک میزدیم و با مداد پاسخنامه رو پر میکردیم. حتی چند نفری مرخصی بودند و حضور نداشتند که بقیه برایشان امتحان دادند. پس از پایان آزمون خندهای عجیب بر لبهای من نقش بست و با مربی خداحافظی کرده و به داخل بند رفتم.
چند هفته بعد مراسمی در زندان برگزار شد که آقای رحمدل مدیرکل فنیوحرفهای استان خراسان شمالی نیز در آن مراسم حضور داشتند و از خدمات فنیوحرفهای در آموزش و مهارتآموزی به زندانیان تقدیر شد.
حتی به خاطر دارم یکی از روسای زندان در سخنرانی خود اعلام کرد که حدود هفتاد یا هشتاد درصد زندانیان ما در دوران حبس خود اشتغال پایدار میآموزند و از اینجا میروند.
من چندتایی از این گواهیها که بابت آن زندان حدود یک هفته مرخصی اضافه میداد دارم؛ لولهکشی و تاسیسات، معرقکاری، پرورش گیاهان دارویی و......
امیدوارم دورههای مهارتآموزی در فنیحرفهایها و آموزشگاههای آزاد از زندان بجنورد وضعیت بهتری داشته باشند وگرنه با این روند حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ درصد جوانان و مردم صاحب اشتغال پایدار میشوند.
مثلا یکی مانند من جز پیشه خودم آموزگاری الان لولهکش و تاسیسات کار و معرقکار و صاحب گلخانه و پرورشدهنده گیاهان دارویی و..... نیز هستم !!!!
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
✍️ حسین رمضانپور؛ فعال صنفی معلمان
سال ۱۴۰۲ زندان بجنورد که بودم هرازگاهی فنیوحرفهای دورههای مهارتآموزی در زندان برگزار میکرد و تعداد مشخصی را ثبتنام میکردند.
چند هفته یک مربی از فنیوحرفهای میآمد و کلاسهای مهارتآموزی رو برگزار میکرد که منم برای یادگیری و پر کردن وقت حضور پیدا میکردم. مثلا یکی از دورهها تاسیسات و لولهکشی ساختمان بود که گواهی فنی حرفهای هم برام صادر شد. زندانیان یک در میان و گاهی کلا یکی دو جلسه حضور داشتند و دوره حدود ۱۰ جلسهای یا شاید بیشتر پایان پذیرفت.
روز آزمون مانند کنکور پاسخنامه مخصوص که با مداد بایست گزینهها علامتگذاری شود و با دستگاه دیجیتال تصحیح میشود دادند که موجب تعجب من شد !!!!
سوالات هم داده شد و همه به هم نگاه میکردند. منم زیاد از تخصصیهاش چیزی بلد نبودم. بعد چند دقیقه مربی آمد و شروع کرد به گفتن پاسخهای درست و ما هم با عجله تیک میزدیم و با مداد پاسخنامه رو پر میکردیم. حتی چند نفری مرخصی بودند و حضور نداشتند که بقیه برایشان امتحان دادند. پس از پایان آزمون خندهای عجیب بر لبهای من نقش بست و با مربی خداحافظی کرده و به داخل بند رفتم.
چند هفته بعد مراسمی در زندان برگزار شد که آقای رحمدل مدیرکل فنیوحرفهای استان خراسان شمالی نیز در آن مراسم حضور داشتند و از خدمات فنیوحرفهای در آموزش و مهارتآموزی به زندانیان تقدیر شد.
حتی به خاطر دارم یکی از روسای زندان در سخنرانی خود اعلام کرد که حدود هفتاد یا هشتاد درصد زندانیان ما در دوران حبس خود اشتغال پایدار میآموزند و از اینجا میروند.
من چندتایی از این گواهیها که بابت آن زندان حدود یک هفته مرخصی اضافه میداد دارم؛ لولهکشی و تاسیسات، معرقکاری، پرورش گیاهان دارویی و......
امیدوارم دورههای مهارتآموزی در فنیحرفهایها و آموزشگاههای آزاد از زندان بجنورد وضعیت بهتری داشته باشند وگرنه با این روند حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ درصد جوانان و مردم صاحب اشتغال پایدار میشوند.
مثلا یکی مانند من جز پیشه خودم آموزگاری الان لولهکش و تاسیسات کار و معرقکار و صاحب گلخانه و پرورشدهنده گیاهان دارویی و..... نیز هستم !!!!
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
❤16🤔6😢2😐2👍1👏1
🔴 هژمونی مکانی ۲
✍️ فاطمه افشاری؛ معلم_تهران
همینطور که مات و مبهوت اطراف را نگاه میکردم ماشین بیمه برای پرداخت خسارت کنارم ایستاد. مردی پیاده شد و رفت سمت خانمی که ماشینش جلوی ماشین من پارک شده بود. شیشه عقب ماشین در اثر انفجار و پرتاب سنگ کاملاً خرد شده است. شاید این ماشین در بین آن همه خرابی کمترین خسارت را دیده بود. اطراف را نگاه میکردم اینجا همان جاییست که چندی قبل هم آمده و برایش متنی نوشته بودم.
آری، میخواستم بگویم که در نظامهای استبدادی و توتالیتر حتی مکان هم تحت سلطه قرار میگیرد. وقتی در موقعیت جنگی بمبهایی به سمت آن مکان پرتاب شود باز متفاوت از اماکن دیگر است! این مکان نماد استبداد است، مستبدی دیگر میخواهد این نماد را نمادین بشکند، چگونه؟ با ظلمی مضاعف
آیا مکان بدون مکین مفهومی دارد؟
این مشاهده با مشاهدهگری قبل بسیار متفاوت بود، حتی درختان آن مکان در امان نبودهاند هیچ درختی سالم نمانده بود. و اشیاء و هر چیزی که مرتبط با آن مکان بود و حتی اگر مرتبط نبود فقط در اثر همجواری با نماد سلطه آسیب دیده است. مثل آپارتمان همسایه اوین.
نمیدانم چرا به ضرب رسیدن عدد برایم تداعی شد یعنی وقتی یک مستبد تبدیل به دو مستبد میشود گویی ظلم هم ضربدر دو میشود. اکنون آپارتمان نزدیک زندان، درختهای روبروی زندان، دیوارها و ماشینها همگی شرف پیدا کرده بودند که شرف المکان بالمکین.
ناگهان چهره سرباز جلوی درب را به خاطر میآورم و در ادامه شلوغی آن روز جلوی چشمم میآید. افرادی که در تردد بودند، خانمی که با وجود سرفههای شدید، تندتند سیگار میکشید و نهایتاً به او گفته شد بازپرس پروندهاش رفته مسافرت و زمانی دیگر بیاید. چشمم رو باز میکنم باز ویرانهها را میبینم. ماشینهای سوخته که روی هم تلمبار شده و کارگرانی که مشغول کار هستند.
من هنوز در آن مکان ایستادهام. بوی سلطه را حس میکنم اما مضاعف، این بار نه یک پوتین، دو پوتین بر روی سینهام سنگینی میکند. فردی از ساکنین آنجا میگفت یکی از بمبها عمل نکرده که اگر میکرد ما هم نبودیم. دم بمب گرم!
پرتابههای بیبی بر زندان ظلالله نه تنها راه نجاتی نبود که سلطه شدیدتر شد. زندان به زندانی تنگتر و نفسگیرتر تبدیل شد. دو حاکم فاناتیک متدین افراطگرا از قداست برجی ساختند که پی آن با گوشت و پوست و خون انسانهاست. مکان در اختیارشان است گویی ملک طلق پدرانشان است. یکی حصار میکشد و میبندد، دیگری با موشک میشکافد، هر دو به عنوان وعده خدا !
خودکامه با استبدادش برای تثبیت پایههای حکومتش و برای سرکوب مخالفانش چونان ناواقعیتی دیوانهوار بیشترین آزاررسانی را در حق ساکنین مکان سلطهاش روا میدارد.
و در این نابسامانیها، به قول آرنت؛ عقل سلیم برآشفته میپرسد: این آدمیان باید مرتکب کدام تخطی شده باشند که دچار این رنج غیر انسانی شوند؟
منبع عکس: از آرشیو خودم
#زندانی_سیاسی_اعتقادی_آزاد_باید_گردد
#هژمونی_مکانی
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
✍️ فاطمه افشاری؛ معلم_تهران
همینطور که مات و مبهوت اطراف را نگاه میکردم ماشین بیمه برای پرداخت خسارت کنارم ایستاد. مردی پیاده شد و رفت سمت خانمی که ماشینش جلوی ماشین من پارک شده بود. شیشه عقب ماشین در اثر انفجار و پرتاب سنگ کاملاً خرد شده است. شاید این ماشین در بین آن همه خرابی کمترین خسارت را دیده بود. اطراف را نگاه میکردم اینجا همان جاییست که چندی قبل هم آمده و برایش متنی نوشته بودم.
آری، میخواستم بگویم که در نظامهای استبدادی و توتالیتر حتی مکان هم تحت سلطه قرار میگیرد. وقتی در موقعیت جنگی بمبهایی به سمت آن مکان پرتاب شود باز متفاوت از اماکن دیگر است! این مکان نماد استبداد است، مستبدی دیگر میخواهد این نماد را نمادین بشکند، چگونه؟ با ظلمی مضاعف
آیا مکان بدون مکین مفهومی دارد؟
این مشاهده با مشاهدهگری قبل بسیار متفاوت بود، حتی درختان آن مکان در امان نبودهاند هیچ درختی سالم نمانده بود. و اشیاء و هر چیزی که مرتبط با آن مکان بود و حتی اگر مرتبط نبود فقط در اثر همجواری با نماد سلطه آسیب دیده است. مثل آپارتمان همسایه اوین.
نمیدانم چرا به ضرب رسیدن عدد برایم تداعی شد یعنی وقتی یک مستبد تبدیل به دو مستبد میشود گویی ظلم هم ضربدر دو میشود. اکنون آپارتمان نزدیک زندان، درختهای روبروی زندان، دیوارها و ماشینها همگی شرف پیدا کرده بودند که شرف المکان بالمکین.
ناگهان چهره سرباز جلوی درب را به خاطر میآورم و در ادامه شلوغی آن روز جلوی چشمم میآید. افرادی که در تردد بودند، خانمی که با وجود سرفههای شدید، تندتند سیگار میکشید و نهایتاً به او گفته شد بازپرس پروندهاش رفته مسافرت و زمانی دیگر بیاید. چشمم رو باز میکنم باز ویرانهها را میبینم. ماشینهای سوخته که روی هم تلمبار شده و کارگرانی که مشغول کار هستند.
من هنوز در آن مکان ایستادهام. بوی سلطه را حس میکنم اما مضاعف، این بار نه یک پوتین، دو پوتین بر روی سینهام سنگینی میکند. فردی از ساکنین آنجا میگفت یکی از بمبها عمل نکرده که اگر میکرد ما هم نبودیم. دم بمب گرم!
پرتابههای بیبی بر زندان ظلالله نه تنها راه نجاتی نبود که سلطه شدیدتر شد. زندان به زندانی تنگتر و نفسگیرتر تبدیل شد. دو حاکم فاناتیک متدین افراطگرا از قداست برجی ساختند که پی آن با گوشت و پوست و خون انسانهاست. مکان در اختیارشان است گویی ملک طلق پدرانشان است. یکی حصار میکشد و میبندد، دیگری با موشک میشکافد، هر دو به عنوان وعده خدا !
خودکامه با استبدادش برای تثبیت پایههای حکومتش و برای سرکوب مخالفانش چونان ناواقعیتی دیوانهوار بیشترین آزاررسانی را در حق ساکنین مکان سلطهاش روا میدارد.
و در این نابسامانیها، به قول آرنت؛ عقل سلیم برآشفته میپرسد: این آدمیان باید مرتکب کدام تخطی شده باشند که دچار این رنج غیر انسانی شوند؟
منبع عکس: از آرشیو خودم
#زندانی_سیاسی_اعتقادی_آزاد_باید_گردد
#هژمونی_مکانی
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤20😢7😐4👍3👎1
🔴 بازداشت صادق منصوری در کلاس درس
🔸در ادامه موج بازداشتهای پس از جنگ و افزایش فشار بر فعالان فرهنگی، #صادق_منصوری، از اساتید انجمن خوشنویسان خراسان، روز سهشنبه ۱۰ تیر، در محل برگزاری کلاس آموزشی خود، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
🔸 آقای #صادق_منصوری و همسر محترمشان #زهره_اکبری (از معلمان خوشنام شهر مشهد) با رای صادره از سوی دادگاه انقلاب مشهد در حال طی دوران محکومیت خود با #پابند_الکترونیکی بودند.
#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن حمایت از ایشان، خواهان آزادی بی قید و شرط ایشان و سایر فعالان فرهنگی و زندانیان سیاسی در بند است.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🔸در ادامه موج بازداشتهای پس از جنگ و افزایش فشار بر فعالان فرهنگی، #صادق_منصوری، از اساتید انجمن خوشنویسان خراسان، روز سهشنبه ۱۰ تیر، در محل برگزاری کلاس آموزشی خود، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد.
🔸 آقای #صادق_منصوری و همسر محترمشان #زهره_اکبری (از معلمان خوشنام شهر مشهد) با رای صادره از سوی دادگاه انقلاب مشهد در حال طی دوران محکومیت خود با #پابند_الکترونیکی بودند.
#شورای_هماهنگی_تشکلهای_صنفی_فرهنگیان_ایران ضمن حمایت از ایشان، خواهان آزادی بی قید و شرط ایشان و سایر فعالان فرهنگی و زندانیان سیاسی در بند است.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🔥24😢14❤10💔4😐1
🔴 حقالتدریس؛ قربانی بیکفایتی دولتها
✍️ دنیا عباسی
سالهاست دولتها میآیند و میروند، اما درد معلمان حقالتدریس سر جای خودش باقیست؛ بیحقوق، بیبیمه، بیامنیت شغلی! دولتی که در شعار، از عدالت، معیشت و کرامت معلم دم میزند، در عمل حتی حقوق تابستان معلمی را که کلاسها را سرپا نگه داشته، پرداخت نمیکند!
بیمهای که باید برای نیرویی که تمام سال تحصیلی را کار کرده، بدیهی باشد، هنوز هم در پیچوخم وعدههای توخالی گم شده است. از نمایندگان مجلس تا مسئولان وزارتخانه، همه فقط وعده میدهند. هیچکس پاسخگو نیست! کدام دولت پاسخ میدهد که چرا معلمان حقالتدریس حتی در گرمای تابستان، باید با جیب خالی و اضطراب آینده زندگی کنند؟ معلم حقالتدریس، کار میکند، تدریس میکند، تربیت میکند؛ اما در پایان سال، دولت با بیرحمی، او را مثل یک کارگر فصلی، کنار میگذارد! این اسمش سیاست نیست، بیعدالتی مطلقه! این وضعیت نه از کمبود بودجه است، نه از ناتوانی اجرایی، بلکه از بیارادگی و بیمسئولیتی دولت است که چشمش را بر زحمتکشان واقعی این کشور بسته است.
📢 معلمان حقالتدریس خستهاند! نه از درس دادن، بلکه از تحقیر مداوم توسط دولتی که قرار بود حامی آموزش باشد، نه قاتل امید.
پن: متاسفانە معلمان حقالتدریس - کە مسئولیت بخش قابل توجهی از تربیت و آموزش فرزندان این مملکت بر دوش آنهاست؛ در اوج بیمهری و بیعدالتی زندگی میکنند و بە امید آیندەای کە هزاران خطر و تصمیم نابجا و خلقالساعە مسئولان آن را تهدید میکند کار میکنند و مجبورند علیرغم همە این تهدیدها و وضعیت فلاکتبار معیشتی همچنان انگیزە خود را حفظ کردە و "صورت خود را با سیلی، سرخ کنند". شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران دفاع از حقوق مشروع و بە یغما رفتەی معلمان حقالتدریس را رسالت خود میداند و از مسئولان آموزش و پرورش میخواهد کە بە مسئولیت قانونی و انسانی خود در برابر معلمان حقالتدریس عمل نمودە و بە این همە اجحاف و تبعیض درونسازمانی پایان دهد.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
✍️ دنیا عباسی
سالهاست دولتها میآیند و میروند، اما درد معلمان حقالتدریس سر جای خودش باقیست؛ بیحقوق، بیبیمه، بیامنیت شغلی! دولتی که در شعار، از عدالت، معیشت و کرامت معلم دم میزند، در عمل حتی حقوق تابستان معلمی را که کلاسها را سرپا نگه داشته، پرداخت نمیکند!
بیمهای که باید برای نیرویی که تمام سال تحصیلی را کار کرده، بدیهی باشد، هنوز هم در پیچوخم وعدههای توخالی گم شده است. از نمایندگان مجلس تا مسئولان وزارتخانه، همه فقط وعده میدهند. هیچکس پاسخگو نیست! کدام دولت پاسخ میدهد که چرا معلمان حقالتدریس حتی در گرمای تابستان، باید با جیب خالی و اضطراب آینده زندگی کنند؟ معلم حقالتدریس، کار میکند، تدریس میکند، تربیت میکند؛ اما در پایان سال، دولت با بیرحمی، او را مثل یک کارگر فصلی، کنار میگذارد! این اسمش سیاست نیست، بیعدالتی مطلقه! این وضعیت نه از کمبود بودجه است، نه از ناتوانی اجرایی، بلکه از بیارادگی و بیمسئولیتی دولت است که چشمش را بر زحمتکشان واقعی این کشور بسته است.
📢 معلمان حقالتدریس خستهاند! نه از درس دادن، بلکه از تحقیر مداوم توسط دولتی که قرار بود حامی آموزش باشد، نه قاتل امید.
پن: متاسفانە معلمان حقالتدریس - کە مسئولیت بخش قابل توجهی از تربیت و آموزش فرزندان این مملکت بر دوش آنهاست؛ در اوج بیمهری و بیعدالتی زندگی میکنند و بە امید آیندەای کە هزاران خطر و تصمیم نابجا و خلقالساعە مسئولان آن را تهدید میکند کار میکنند و مجبورند علیرغم همە این تهدیدها و وضعیت فلاکتبار معیشتی همچنان انگیزە خود را حفظ کردە و "صورت خود را با سیلی، سرخ کنند". شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران دفاع از حقوق مشروع و بە یغما رفتەی معلمان حقالتدریس را رسالت خود میداند و از مسئولان آموزش و پرورش میخواهد کە بە مسئولیت قانونی و انسانی خود در برابر معلمان حقالتدریس عمل نمودە و بە این همە اجحاف و تبعیض درونسازمانی پایان دهد.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🔥17😢7❤4👏4👎3👍1
🔴مردم ایران: سوژههای تغییر، نه ابژههای سلطه
✍اسماعیل عبدی/فعال صنفی معلمان
🔸مردم ایران،در دل یکی از پیچیدهترین بحرانهای سیاسی قرن، بار دیگر در حال بازتعریف مفاهیم اراده، عاملیت و کنشگری جمعی هستند. این مردم همواره در نفی استبداد و سیر به سوی مردم سالاری کوششی مدام ورزیده اند،خستگی ها و شکست های بسیار داشته اند اما نه مایوس شده اند و نه دل در زلف مشوش اغیار بسته اند.خیزشهای مردمی علیه ساختار سرکوبگر جمهوری اسلامی نه واکنشی کور، بلکه تبلوری از آگاهی تاریخی، حافظه سیاسی و تمایل عمیق به بازپسگیری سرنوشت است.
مردم ایران هرگز در حاشیه تاریخ نایستادهاند. از مزدک و بابک خرمدین تا مقاومت تنگستان، از مشروطهخواهان تا کنشگران ملیشدن نفت، و از کودتای دهه شصت ملایان علیه آزادیخواهان، اعدام های پشت بام مدرسه رفاه تا اعدام هزاران زندانی در مراد ۶۷ از سرکوب اسلامشهر در فروردین ۷۴ تا سرکوب دانشجویان در تیر ۷۸ از سرکوب جنبش سبز در خرداد ۸۸ تا خیزشهای دی ۹۶ و آبان ۹۸ و قیام ژینا در ۱۴۰۱، ملت ایران نشان داده است که می خواهد فاعلیت تغییر را حتی به قیمت هزینه های گزاف داده شده، هرگز دست استعمارگران بیرونی نسپارد. برای همین از انقلاب مشروطه تا امروز این شیوه و منش همیشگی ملت حق طلب ایران بوده است.
🔸جمهوری اسلامی اما کوشیده است از طریق ایدئولوژی، نظارت تمامنگر و سرکوب ساختاری، مردم را از «سوژههای سیاسی» به «ابژههای انقیاد» بدل سازد.
از اعدامهای دهه ۶۰ تا کشتار آبان و ژینا و از ابتدا که خط بقای خود را در سرکوب یافت تا به امروز از انکار هویتهای اتنیکی تا سرکوب بدن زنانه، جمهوری اسلامی کوشیده است تنوع اجتماعی را به وحدتی تحمیلی و هراسزده تقلیل دهد. پروژه ابتر جمهوری اسلامی ره به جایی نمی برد و حتی خلق گفتمان اصلاح طلبی نشان داد از منظر ساختاری ،چنین نظامی راه به اصلاح ندارد و از همین رو تکثر فرصت طلبی و فرصت طلبان مهم ترین دستاورد گفتمان های دروغین اصلاحی در نظام های توتالیتر است.
جامعه ایران، بهویژه از پایینترین لایهها تا کنشگران معلم، کارگر، زن و دانشجو، بارها الگوی سلطه ی حاکم را برهم زدهاند. جنبشهایی که در آن مردم از مرز اعتراض عبور کرده و پروژه «عبور از جمهوری اسلامی» را بهصورت عینی چه در اعتراض خیابانی و چه در اعتصابات سراسری به نمایش گذارده اند.
🔸باور به توانایی مردم برای ساختن نظامی دموکراتیک، پایدار و درونی، مفهومی محوری در اندیشههای جامعهشناسی و علوم سیاسی مدرن است. تغییر دموکراتیک زمانی پایدار میشود که از دل همبستگی اجتماعی و سرمایه های فرهنگی، نهادهای مدنی متولد شود نه از طریق جنگ و مداخلات خارجی. مردم ایران، با خاطرهای زنده از دخالتهای آمریکا، انگلیس و شوروی – از کودتای ۱۳۳۲ تا مهندسی ۱۳۵۷ – بهدرستی، به قدرتهای جهانی بیاعتمادند.
🔸مردم ستمدیده ایران جمهوری اسلامی را نمیخواهند، و این را بارها با صدای بلند اعلام کرده اند. اما این عبور، قرار نیست با بمباران، اشغال یا «نجات» ساختگی از سوی کشورهایی که خود سابقهی استعمار، نسلکشی یا کودتا دارند، تحقق یابد. ایران به سرنوشتی مانند ژاپن یا کره جنوبی تبدیل نخواهد شد؛ زیرا نگاه غرب به این سرزمین، نه چونان شریک دموکراتیک، بلکه چون انبار انرژی، لیتیوم، طلا و نیروی خام مصرف است.
🔸آنچه اکنون در ایران در جریان است، نه صرفاً جنبشی اعتراضی، که پروژهای برای بازسازی جامعه و قدرت از پایین است. در غیاب نهادهای مستقل و در محاصره سرکوب، ایرانیان با جسارت در حال بازسازی عاملیت سیاسی خود هستند. این یک جنبش رهاییبخش مدرن است که ابزارش، نه خشونت، که آگاهی، سازمانیابی، و همبستگی پایدار است.
اکنون وظیفه تاریخی ماست: معلمان، کارگران، پرستاران، کامیونداران، هنرمندان، و هر صدای خاموششدهای در همبستگی و اتحاد فراگیر نهادهای دموکراتیک کوشمندانه تر گام بردارند تا نهادهای مستقل را برای نظارت بر هر قدرتی که روی کار بیاید دائمی کنیم. هیچ جریانی در این کشور نباید تجربه دیکتاتوری را در قالب رهایی از وضع موجود دوباره بر ما تحمیل کند ما دیگر تجربه های تلخ تاریخ را تکرار نمی کنیم بلکه برای بنای تازه ای مبتنی بر تنوع و تکثر و حق و عدل کنار همدیگر ایستاده ایم.
🔸نیاز امروز ما نه مداخله خارجی، که کنشگری آگاهانه و سازمانیافتهی مردم خودمان است. آینده ایران را خود ما میسازیم و در بازپسگیری سرنوشت خود، از هیچ نیرویی جز همبستگی و اراده جمعی مدد نخواهیم جست.
📍اینبار، تاریخ را مردم ایران نه فقط بازنویسی، بلکه بازتملک میکنند.
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
✍اسماعیل عبدی/فعال صنفی معلمان
🔸مردم ایران،در دل یکی از پیچیدهترین بحرانهای سیاسی قرن، بار دیگر در حال بازتعریف مفاهیم اراده، عاملیت و کنشگری جمعی هستند. این مردم همواره در نفی استبداد و سیر به سوی مردم سالاری کوششی مدام ورزیده اند،خستگی ها و شکست های بسیار داشته اند اما نه مایوس شده اند و نه دل در زلف مشوش اغیار بسته اند.خیزشهای مردمی علیه ساختار سرکوبگر جمهوری اسلامی نه واکنشی کور، بلکه تبلوری از آگاهی تاریخی، حافظه سیاسی و تمایل عمیق به بازپسگیری سرنوشت است.
مردم ایران هرگز در حاشیه تاریخ نایستادهاند. از مزدک و بابک خرمدین تا مقاومت تنگستان، از مشروطهخواهان تا کنشگران ملیشدن نفت، و از کودتای دهه شصت ملایان علیه آزادیخواهان، اعدام های پشت بام مدرسه رفاه تا اعدام هزاران زندانی در مراد ۶۷ از سرکوب اسلامشهر در فروردین ۷۴ تا سرکوب دانشجویان در تیر ۷۸ از سرکوب جنبش سبز در خرداد ۸۸ تا خیزشهای دی ۹۶ و آبان ۹۸ و قیام ژینا در ۱۴۰۱، ملت ایران نشان داده است که می خواهد فاعلیت تغییر را حتی به قیمت هزینه های گزاف داده شده، هرگز دست استعمارگران بیرونی نسپارد. برای همین از انقلاب مشروطه تا امروز این شیوه و منش همیشگی ملت حق طلب ایران بوده است.
🔸جمهوری اسلامی اما کوشیده است از طریق ایدئولوژی، نظارت تمامنگر و سرکوب ساختاری، مردم را از «سوژههای سیاسی» به «ابژههای انقیاد» بدل سازد.
از اعدامهای دهه ۶۰ تا کشتار آبان و ژینا و از ابتدا که خط بقای خود را در سرکوب یافت تا به امروز از انکار هویتهای اتنیکی تا سرکوب بدن زنانه، جمهوری اسلامی کوشیده است تنوع اجتماعی را به وحدتی تحمیلی و هراسزده تقلیل دهد. پروژه ابتر جمهوری اسلامی ره به جایی نمی برد و حتی خلق گفتمان اصلاح طلبی نشان داد از منظر ساختاری ،چنین نظامی راه به اصلاح ندارد و از همین رو تکثر فرصت طلبی و فرصت طلبان مهم ترین دستاورد گفتمان های دروغین اصلاحی در نظام های توتالیتر است.
جامعه ایران، بهویژه از پایینترین لایهها تا کنشگران معلم، کارگر، زن و دانشجو، بارها الگوی سلطه ی حاکم را برهم زدهاند. جنبشهایی که در آن مردم از مرز اعتراض عبور کرده و پروژه «عبور از جمهوری اسلامی» را بهصورت عینی چه در اعتراض خیابانی و چه در اعتصابات سراسری به نمایش گذارده اند.
🔸باور به توانایی مردم برای ساختن نظامی دموکراتیک، پایدار و درونی، مفهومی محوری در اندیشههای جامعهشناسی و علوم سیاسی مدرن است. تغییر دموکراتیک زمانی پایدار میشود که از دل همبستگی اجتماعی و سرمایه های فرهنگی، نهادهای مدنی متولد شود نه از طریق جنگ و مداخلات خارجی. مردم ایران، با خاطرهای زنده از دخالتهای آمریکا، انگلیس و شوروی – از کودتای ۱۳۳۲ تا مهندسی ۱۳۵۷ – بهدرستی، به قدرتهای جهانی بیاعتمادند.
🔸مردم ستمدیده ایران جمهوری اسلامی را نمیخواهند، و این را بارها با صدای بلند اعلام کرده اند. اما این عبور، قرار نیست با بمباران، اشغال یا «نجات» ساختگی از سوی کشورهایی که خود سابقهی استعمار، نسلکشی یا کودتا دارند، تحقق یابد. ایران به سرنوشتی مانند ژاپن یا کره جنوبی تبدیل نخواهد شد؛ زیرا نگاه غرب به این سرزمین، نه چونان شریک دموکراتیک، بلکه چون انبار انرژی، لیتیوم، طلا و نیروی خام مصرف است.
🔸آنچه اکنون در ایران در جریان است، نه صرفاً جنبشی اعتراضی، که پروژهای برای بازسازی جامعه و قدرت از پایین است. در غیاب نهادهای مستقل و در محاصره سرکوب، ایرانیان با جسارت در حال بازسازی عاملیت سیاسی خود هستند. این یک جنبش رهاییبخش مدرن است که ابزارش، نه خشونت، که آگاهی، سازمانیابی، و همبستگی پایدار است.
اکنون وظیفه تاریخی ماست: معلمان، کارگران، پرستاران، کامیونداران، هنرمندان، و هر صدای خاموششدهای در همبستگی و اتحاد فراگیر نهادهای دموکراتیک کوشمندانه تر گام بردارند تا نهادهای مستقل را برای نظارت بر هر قدرتی که روی کار بیاید دائمی کنیم. هیچ جریانی در این کشور نباید تجربه دیکتاتوری را در قالب رهایی از وضع موجود دوباره بر ما تحمیل کند ما دیگر تجربه های تلخ تاریخ را تکرار نمی کنیم بلکه برای بنای تازه ای مبتنی بر تنوع و تکثر و حق و عدل کنار همدیگر ایستاده ایم.
🔸نیاز امروز ما نه مداخله خارجی، که کنشگری آگاهانه و سازمانیافتهی مردم خودمان است. آینده ایران را خود ما میسازیم و در بازپسگیری سرنوشت خود، از هیچ نیرویی جز همبستگی و اراده جمعی مدد نخواهیم جست.
📍اینبار، تاریخ را مردم ایران نه فقط بازنویسی، بلکه بازتملک میکنند.
📌 یادداشتهای مندرج در این کانال، صرفاً دیدگاههای شخصی نویسندگان بوده و لزوماً مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
❤36👍20👎6👌4🤔3👏2😢1
🔴 در جهنم هم؛ انسان ماندیم
✍️ محمد حسنپوره / معلم زندانی
📍محمد حسن پوره همراه با دیگر زندانیان سیاسی بعد از حمله به زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شد .
در روز دوشنبه، ۲ تیرماه، بخشی از دیوار زندان فرو ریخت و شکافی مانند یک راه فرار ایجاد شد. گروهی از زندانیان به سمت آن حرکت کردند. با صحنهای دلخراش روبهرو شدیم:
زمین زیر پایمان پر از پیکرهای زخمی و کشتهشده بود. بند مربوط به بچههای ترنس و مالی بیشترین کشته و زخمی را داشت. به حدی تعداد زیاد بود که همه وحشت کردیم و همین موضوع باعث شد که از فرار منصرف شویم و تصمیم بگیریم به مجروحان کمک کنیم.
بعد از حمله به اوین، بیدرنگ به سراغ بهداری و کادر درمان رفتیم که زیر آوار مانده بودند.
مگر میشد خانم دکتر مکارم را با دست آبیبند پوش رها کرد و فرار نمود؟
مگر میشد دکتر احمد واحدی را با چهرهای زخمی و پای لنگان رها کرد و فرار نمود؟
مگر میشد جسد زندانبان (امید) را با پای قطعشده و بیجان و صورت نیمهسوخته رها کرد و فرار نمود؟
بعد از دقایقی از کمک به تعدادی از زخمیها و نجات مصدومان و بیرون آوردن اجساد، نیروهای امنیتی که سراسیمه خود را به محوطهی بین بهداری اوین و بند ۴ رسانده بودند تا مثلاً مانع از فرار زندانیان شوند، اسلحه را روی زندانیان گرفتند و ما را به سمت بند بیدر و پیکر بند ۴ هدایت کردند.
تنها چند دقیقه بعد، نیروهای مسلح بالای سرمان حاضر شدند. ما را با تهدید اسلحه به صف کردند و بهصورت فشرده و با پابند و دستبند در وسایل نقلیه مختلف سوار کردند. هر گروه از زندانیان به نقطهای جداگانه منتقل شد.
من به همراه دیگر زندانیان به زندان تهران بزرگ منتقل شدیم، جایی که شرایط آن به «بسیار وخیم» است:
ازدحام شدید جمعیت، آلودگی محیط، بینظمی مطلق و برخوردهای تحقیرآمیز و خشن از سوی مسئولان زندان.
برخی از دوستان هنوز به داروهای خود دسترسی ندارند و در زمان انتقال هم اصلاً فرصتی نبود تا بخواهند داروهای خود را جمع کنند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
🔴 در جهنم هم؛ انسان ماندیم
✍️ محمد حسنپوره / معلم زندانی
📍محمد حسن پوره همراه با دیگر زندانیان سیاسی بعد از حمله به زندان اوین به زندان تهران بزرگ منتقل شد .
در روز دوشنبه، ۲ تیرماه، بخشی از دیوار زندان فرو ریخت و شکافی مانند یک راه فرار ایجاد شد. گروهی از زندانیان به سمت آن حرکت کردند. با صحنهای دلخراش روبهرو شدیم:
زمین زیر پایمان پر از پیکرهای زخمی و کشتهشده بود. بند مربوط به بچههای ترنس و مالی بیشترین کشته و زخمی را داشت. به حدی تعداد زیاد بود که همه وحشت کردیم و همین موضوع باعث شد که از فرار منصرف شویم و تصمیم بگیریم به مجروحان کمک کنیم.
بعد از حمله به اوین، بیدرنگ به سراغ بهداری و کادر درمان رفتیم که زیر آوار مانده بودند.
مگر میشد خانم دکتر مکارم را با دست آبیبند پوش رها کرد و فرار نمود؟
مگر میشد دکتر احمد واحدی را با چهرهای زخمی و پای لنگان رها کرد و فرار نمود؟
مگر میشد جسد زندانبان (امید) را با پای قطعشده و بیجان و صورت نیمهسوخته رها کرد و فرار نمود؟
بعد از دقایقی از کمک به تعدادی از زخمیها و نجات مصدومان و بیرون آوردن اجساد، نیروهای امنیتی که سراسیمه خود را به محوطهی بین بهداری اوین و بند ۴ رسانده بودند تا مثلاً مانع از فرار زندانیان شوند، اسلحه را روی زندانیان گرفتند و ما را به سمت بند بیدر و پیکر بند ۴ هدایت کردند.
تنها چند دقیقه بعد، نیروهای مسلح بالای سرمان حاضر شدند. ما را با تهدید اسلحه به صف کردند و بهصورت فشرده و با پابند و دستبند در وسایل نقلیه مختلف سوار کردند. هر گروه از زندانیان به نقطهای جداگانه منتقل شد.
من به همراه دیگر زندانیان به زندان تهران بزرگ منتقل شدیم، جایی که شرایط آن به «بسیار وخیم» است:
ازدحام شدید جمعیت، آلودگی محیط، بینظمی مطلق و برخوردهای تحقیرآمیز و خشن از سوی مسئولان زندان.
برخی از دوستان هنوز به داروهای خود دسترسی ندارند و در زمان انتقال هم اصلاً فرصتی نبود تا بخواهند داروهای خود را جمع کنند.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
😢40❤23💔8👎4
🔴 بیخبری از وضعیت مهدی فرحی شاندیز؛ مسئولیت نهادهای امنیتی و قضایی کجاست؟
مهدی فرحی شاندیز، فعال سیاسی ، در جریان تجمعی که با فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران برگزار شد، با ضرب و شتم شدید بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. از آن زمان تاکنون، هیچ خبر موثقی از وضعیت جسمی، حقوقی یا محل دقیق نگهداری او منتشر نشده است.
پس از بمباران زندان اوین، تنها نشانه حیات او، یک تماس کوتاه بوده است. اما همچنان در مورد سلامت، روند پرونده قضایی و شرایط نگهداری وی هیچ اطلاع شفافی در دست نیست.
این بیخبری مطلق، آن هم پس از گذشت هفتهها از بازداشت، نه تنها مصداق بارز نقض حقوق اولیه یک زندانی است، بلکه مسئولیت مستقیم آن بر عهده نهادهای امنیتی، دستگاه قضایی، و مقامات زندان اوین است.
در شرایطی که امکان ملاقات، پیگیری و اطلاعرسانی از سوی خانواده و نهادهای صنفی بهطور سیستماتیک مسدود شده، اینگونه رفتارها تنها به گسترش فضای رعب، بیاعتمادی و خشونت ساختاری دامن میزند.
سکوت سازمانهای مسئول و ادامه بیخبری از فرحی شاندیز، بار دیگر ضرورت پاسخگویی، شفافسازی، و نظارت مستقل بر وضعیت بازداشتشدگان صنفی و سیاسی را برجسته میسازد.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
مهدی فرحی شاندیز، فعال سیاسی ، در جریان تجمعی که با فراخوان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران برگزار شد، با ضرب و شتم شدید بازداشت و به زندان اوین منتقل شد. از آن زمان تاکنون، هیچ خبر موثقی از وضعیت جسمی، حقوقی یا محل دقیق نگهداری او منتشر نشده است.
پس از بمباران زندان اوین، تنها نشانه حیات او، یک تماس کوتاه بوده است. اما همچنان در مورد سلامت، روند پرونده قضایی و شرایط نگهداری وی هیچ اطلاع شفافی در دست نیست.
این بیخبری مطلق، آن هم پس از گذشت هفتهها از بازداشت، نه تنها مصداق بارز نقض حقوق اولیه یک زندانی است، بلکه مسئولیت مستقیم آن بر عهده نهادهای امنیتی، دستگاه قضایی، و مقامات زندان اوین است.
در شرایطی که امکان ملاقات، پیگیری و اطلاعرسانی از سوی خانواده و نهادهای صنفی بهطور سیستماتیک مسدود شده، اینگونه رفتارها تنها به گسترش فضای رعب، بیاعتمادی و خشونت ساختاری دامن میزند.
سکوت سازمانهای مسئول و ادامه بیخبری از فرحی شاندیز، بار دیگر ضرورت پاسخگویی، شفافسازی، و نظارت مستقل بر وضعیت بازداشتشدگان صنفی و سیاسی را برجسته میسازد.
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
😢20❤10🔥9💔8🙏2
🔴 بیانیهی کانون صنفی معلمان تهران در اعتراض به نقض حقوق کودکان افغانستانی و برخوردهای غیرانسانی با بعضی از این مهاجران.
در سالهای اخیر موج تبلیغاتی گستردهای علیه پناهجویان افغانستانی در ایران ایجاد شده است.
بهدنبال آن در ماههای اخیر و بهویژه پس از برقراری آتشبس در جنگ دوازده روزه، با اجرایی کردن طرحی به نام ساماندهی، موج گستردهای از اخراج، همراه با توهین، رفتارهای خشونتآمیز و نقض فاحش حقوق انسانی آنان گزارش شده است. این اقدامات نهتنها با تعهدات بینالمللی کشور در تضاد است، بلکه با قوانین داخلی ایران نیز همخوانی ندارد. بهویژه زمانی که پای حقوق کودکان در میان باشد.
ایران از امضاکنندگان کنوانسیون حقوق کودک است که بر اساس ماده ۲ آن، همه کودکان، صرفنظر از وضعیت اقامتی، بدون هیچ تبعیضی حق برخورداری از آموزش، امنیت و زندگی شایسته را دارند. با این حال، هزاران کودک افغانستانی، از جمله دخترانی که سالها در ایران تحصیل کردهاند، بهدلیل سیاستهای اخراج جمعی و ممنوعیت ثبتنام در مدارس، از حق تحصیل محروم شدهاند. این محرومیت نهتنها آینده آنها را نابود میکند، بلکه آنها را در معرض خطر محرومیت کامل از تحصیل، ازدواج اجباری و بازگشت به افغانستانی تحت حاکمیت طالبان قرار میدهد.
مطابق ماده ۳ همین کنوانسیون، در تمام اقدامات مربوط به کودکان، منافع عالیه کودک باید در اولویت باشد. این شامل تصمیمات مربوط به اخراج یا بازگرداندن کودک نیز میشود.
- ماده ۶ آن نیز از کشورهای عضو میخواهد ایجاد حداکثر امکانات برای بقا و پیشرفت کودک را تضمین کنند.
اخراج کودک به جایی که زندگی یا رشد او در خطر باشد، نقض این ماده است.
از سوی دیگر گزارشها حاکی از بازداشتهای خودسرانه، اخراج اجباری خانوادهها حتی برخی از آنهایی که اقامتشان قانونی است و حتی کودکان بدون همراه است. اینگونه اقدامات نیز نقض آشکار قوانین بینالمللی پناهندگی و حقوق کودک است. برخی از این افراد در ایران متولد شدهاند و یا پس از سالها زندگی در ایران، ناگهان از تنها خانهای که میشناسند، جدا شدهاند.
این در حالی است که در ادامه تبلیغات رسانهای ضد افغانستانی و برچسبزنی که در سالهای اخیر به واسطه محافل راست افراطی طراحی و اجرا شده با استفاده از اثرات روانی جنگ دوازده روزه، با دادن آدرس غلط، با اتهاماتی بیاساس، آنها را بهعنوان «جاسوس» یا «عناصر نفوذ» معرفی میکنند که فضایی از ترس و تبعیض بیشتر ایجاد کرده است.
وزارت کشور و دستگاههای امنیتی با تشدید اخراجها آنهم به بدترین شکل ممکن و قطع خدمات آموزشی، بیتفاوتی خود نسبت به سرنوشت نسلی که در صورت رشد و بالندگی در ایران میتوانستند پل ارتباطی بین دو ملت باشند را نشان دادهاند.
ما در وهله اول از دولت ایران میخواهیم:
- به اخراجهای بیضابطه و همراه با خشونت و توهین و تحقیر پناهجویان به ویژه پناهجویان قانونی پایان دهد و روند قانونی، محترمانه و مطابق با ضوابط بینالمللی را برای ساماندهی به معنای واقعی کلمه در پیش گیرد.
- اخراج کودکان و خانوادههای افغانستانی که سابقه فعالیتهای خلاف قانون نداشتهاند را فورا متوقف و دسترسی همه کودکان به آموزش را بیقیدوشرط، تضمین نماید.
همچنین از نهادهای حقوق بشری میخواهیم با درنظر گرفتن اهداف و ضوابطی که علت وجودی آنان را تشکیل میدهد، در این امور مداخله کرده با دولت ایران در اداره امور پناهجویان همراهی مالی و مشورتی لازم را داشته باشند.
اجرای هیچ برنامه و سیاستی نباید آینده کودکان را نابود کند.
کانون صنفی معلمان تهران
۱۴۰۴/۴/۲۲
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
در سالهای اخیر موج تبلیغاتی گستردهای علیه پناهجویان افغانستانی در ایران ایجاد شده است.
بهدنبال آن در ماههای اخیر و بهویژه پس از برقراری آتشبس در جنگ دوازده روزه، با اجرایی کردن طرحی به نام ساماندهی، موج گستردهای از اخراج، همراه با توهین، رفتارهای خشونتآمیز و نقض فاحش حقوق انسانی آنان گزارش شده است. این اقدامات نهتنها با تعهدات بینالمللی کشور در تضاد است، بلکه با قوانین داخلی ایران نیز همخوانی ندارد. بهویژه زمانی که پای حقوق کودکان در میان باشد.
ایران از امضاکنندگان کنوانسیون حقوق کودک است که بر اساس ماده ۲ آن، همه کودکان، صرفنظر از وضعیت اقامتی، بدون هیچ تبعیضی حق برخورداری از آموزش، امنیت و زندگی شایسته را دارند. با این حال، هزاران کودک افغانستانی، از جمله دخترانی که سالها در ایران تحصیل کردهاند، بهدلیل سیاستهای اخراج جمعی و ممنوعیت ثبتنام در مدارس، از حق تحصیل محروم شدهاند. این محرومیت نهتنها آینده آنها را نابود میکند، بلکه آنها را در معرض خطر محرومیت کامل از تحصیل، ازدواج اجباری و بازگشت به افغانستانی تحت حاکمیت طالبان قرار میدهد.
مطابق ماده ۳ همین کنوانسیون، در تمام اقدامات مربوط به کودکان، منافع عالیه کودک باید در اولویت باشد. این شامل تصمیمات مربوط به اخراج یا بازگرداندن کودک نیز میشود.
- ماده ۶ آن نیز از کشورهای عضو میخواهد ایجاد حداکثر امکانات برای بقا و پیشرفت کودک را تضمین کنند.
اخراج کودک به جایی که زندگی یا رشد او در خطر باشد، نقض این ماده است.
از سوی دیگر گزارشها حاکی از بازداشتهای خودسرانه، اخراج اجباری خانوادهها حتی برخی از آنهایی که اقامتشان قانونی است و حتی کودکان بدون همراه است. اینگونه اقدامات نیز نقض آشکار قوانین بینالمللی پناهندگی و حقوق کودک است. برخی از این افراد در ایران متولد شدهاند و یا پس از سالها زندگی در ایران، ناگهان از تنها خانهای که میشناسند، جدا شدهاند.
این در حالی است که در ادامه تبلیغات رسانهای ضد افغانستانی و برچسبزنی که در سالهای اخیر به واسطه محافل راست افراطی طراحی و اجرا شده با استفاده از اثرات روانی جنگ دوازده روزه، با دادن آدرس غلط، با اتهاماتی بیاساس، آنها را بهعنوان «جاسوس» یا «عناصر نفوذ» معرفی میکنند که فضایی از ترس و تبعیض بیشتر ایجاد کرده است.
وزارت کشور و دستگاههای امنیتی با تشدید اخراجها آنهم به بدترین شکل ممکن و قطع خدمات آموزشی، بیتفاوتی خود نسبت به سرنوشت نسلی که در صورت رشد و بالندگی در ایران میتوانستند پل ارتباطی بین دو ملت باشند را نشان دادهاند.
ما در وهله اول از دولت ایران میخواهیم:
- به اخراجهای بیضابطه و همراه با خشونت و توهین و تحقیر پناهجویان به ویژه پناهجویان قانونی پایان دهد و روند قانونی، محترمانه و مطابق با ضوابط بینالمللی را برای ساماندهی به معنای واقعی کلمه در پیش گیرد.
- اخراج کودکان و خانوادههای افغانستانی که سابقه فعالیتهای خلاف قانون نداشتهاند را فورا متوقف و دسترسی همه کودکان به آموزش را بیقیدوشرط، تضمین نماید.
همچنین از نهادهای حقوق بشری میخواهیم با درنظر گرفتن اهداف و ضوابطی که علت وجودی آنان را تشکیل میدهد، در این امور مداخله کرده با دولت ایران در اداره امور پناهجویان همراهی مالی و مشورتی لازم را داشته باشند.
اجرای هیچ برنامه و سیاستی نباید آینده کودکان را نابود کند.
کانون صنفی معلمان تهران
۱۴۰۴/۴/۲۲
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
👎23👍22❤8🔥2🤔2🙏1👌1
🔴برگزاری نمایشگاه نقاشی با عنوان «نه به خشونت» توسط زندانیان سیاسی در زندان تهران بزرگ
بعد از حمله به زندان اوین، و با وجود شرایط اسفباری که تمام زندانیان سیاسی در بیست روز گذشته از سر گذراندهاند؛ روز گذشته مرتضی پروین هنرمند و فعال ترک نمایشگاهی با بیش از چهل نقاشی با موضوع «نه به خشونت» در تیپ ۲ زندان تهران بزرگ برگزار کرد. در این نمایشگاه زندانیان درباره موضوعاتی مانند مجازات اعدام، زنکشی، و خشونت سیستماتیک به بحث و تبادلنظر پرداختند.
اردیبهشت ۱۴۰۳ نیز مرتضی پروین به مناسبت روز جهانی کارگر و معلم نمایشگاهی را در زندان اوین برگزار کرده بود.
این اقدام زندانیان سیاسی، علاوه بر نمودی از مقاومت، و آگاهی، نشانگر آن است که هنر و گفتگو مثل نان بخش ضروری از زندگی اجتماعی ما را تشکیل میدهد.
به امید آزادی تمام زندانیان سیاسی
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
بعد از حمله به زندان اوین، و با وجود شرایط اسفباری که تمام زندانیان سیاسی در بیست روز گذشته از سر گذراندهاند؛ روز گذشته مرتضی پروین هنرمند و فعال ترک نمایشگاهی با بیش از چهل نقاشی با موضوع «نه به خشونت» در تیپ ۲ زندان تهران بزرگ برگزار کرد. در این نمایشگاه زندانیان درباره موضوعاتی مانند مجازات اعدام، زنکشی، و خشونت سیستماتیک به بحث و تبادلنظر پرداختند.
اردیبهشت ۱۴۰۳ نیز مرتضی پروین به مناسبت روز جهانی کارگر و معلم نمایشگاهی را در زندان اوین برگزار کرده بود.
این اقدام زندانیان سیاسی، علاوه بر نمودی از مقاومت، و آگاهی، نشانگر آن است که هنر و گفتگو مثل نان بخش ضروری از زندگی اجتماعی ما را تشکیل میدهد.
به امید آزادی تمام زندانیان سیاسی
🔹🔹🔹
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
🔹نشانی کانال تلگرامی شورا:
🆔 @kashowra
📍اخبار، نظرات و انتقادات صنفی و آموزشی:
🆔 @kashowranews
❤39👍11👌2