🔴سراب گشایش در برخی حوزههای اجتماعی و فرهنگی در بنبست سیاسی و اقتصادی
✍جعفر ابراهیمی
اگر در روزهای تعطیل سری به ضلع شمالی پارک پردیسان و برخی خیابانهای شهر تهران مانند ایرانشهر بزنید، یا افتتاحیه برخی مدارس خصوصی را در اول مهر ببینید، ممکن است فکر کنید چیزی تغییر کرده است. در پارک، جوانان با پوشش دلخواه در حال رقص هستند و در خیابان ایرانشهر گویی یک نمایش مُد خیابانی با لباسهای متفاوت و تیپهای متفاوتتر در جریان است؛ که البته حق هر انسانی است که برقصد و هر چه دوست دارد بپوشد. در چند قدمی آنها پلیس حضور دارد اما کاری به کارشان ندارد؛ انگار همه چیز عادی است و باید خوشحال بود.
از سوی دیگر، روز مانور جانفدایان حکومت است؛ در حالی که زنان حامی حاکمیت رژه میروند، در نقطهای دیگر زنان با پوشش اختیاری در دو ماراتن شرکت میکنند. آیا اتفاقی در حال رخ دادن است؟ آیا قرار است حاکمیت در اثر پیشروی معترضان، با مردم با گشودگی رفتار کند؟
اینها را بگذارید کنار صحنههایی که از برخی مدارس منتشر شد؛ معلمان مدارس خصوصی برای خیرمقدم به دانشآموزان میرقصند، چه عالی! باز میپرسی یعنی اصلیترین سنگر ایدئولوژیک نظام اسلامی در حال ترک برداشتن است؟ ممکن است چنین باشد.
به هر حال، در این سیستم هم به قول گرامشی، روشنفکران ارگانیکی وجود دارند که در بزنگاهها با تحلیلهای خود به کمک نظام حاکم میآیند و مثلاً میگويند باید فضای فرهنگی و اجتماعی را کمی گشود. اما آیا حاکمیت توان گشودن این فضا را دارد؟ به باور من نمیتواند؛ چون فضاهای فرهنگی و اجتماعی در خلاء شکل نمیگیرد، مستقل از پایههای مادی و اقتصادی نیست و از همه مهمتر، وقتی حکومت قرار نیست در عرصه سیاسی کمی گشوده شود، چطور ممکن است تن به گشودگی در عرصه فرهنگ بدهد؟
مثالش واضح است؛ در حالی که نشانه هایی در برخی حوزههای فرهنگی برای گشودگی فعال است، شش معلم (شکرالله احمدی، علی صفری، رسول بداقی، غفار دیندار، علیحسن بهامین و حجت سادات) را در نورآباد ممسنی بازداشت میکنند؛ شش فعال صنفی که صرفاً در یک دیدار دوستانه بودهاند، آن هم در زمانی که تشکلهای صنفی بیش از هر زمان دیگری سرکوب شده و قدرت عمل میدانی خود را از دست دادهاند. پس چرا باید این افراد دستگیر شوند؟ در همین زمان، برای دانشگاه ابلاغیه حجاب میآید. چرا دانشگاه محدود است اما برخی پارکها آزاد و رها؟ و چرا این آزادیها در نقاط دیگر تهران و شهرستانها جاری نیست؟ آیا حاکمیت در حال تست کردنِ گشودن فضای اجتماعی و فرهنگی است؟
گفتیم فضاهای فرهنگی و اجتماعی در خلاء شکل نمیگیرند؛ پس باید سایر عرصهها، از جمله عرصه اقتصاد و مناسبات آن و همچنین عرصه سیاسی را کاوید؛ سپس میتوان بررسی کرد و دید آیا حاکمیت قادر است در این عرصهها تغییرات ایجاد کند؛ مثلاً وضعیت اقتصادی را بهبود بخشد یا فضای سیاسی را اندکی باز کند؟
در طول ده سال گذشته در ایران، چهار خیزش سراسری رخ داده است: دی ۹۶، آبان ۹۸، شهریور ۱۴۰۱ و دی ۱۴۰۴. محرک اصلی قیام در سه مورد (به جز قیام ژینا) مسئله اقتصادی و معیشتی بوده است؛ هرچند در طول قیام ژینا نیز مسئله اقتصادی کاملاً به حاشیه نرفت. حال سوال اساسی این است که آیا حاکمیت بعد از بحرانهای متعدد، اکنون قادر است تضادهای اقتصادی خود را حل کند؟ کافی است وضعیت ثبات حکومت را با پیش از دی ۹۶ مقایسه کنیم؛ بیهیچ شکی حکومت ضعیفتر شده و قدرت و نفوذ منطقهای خود را از دست داده است و عمق استراتژیک آن از سوریه به داخل مرزها منتقل شده است. یکی از علل مشکلات اقتصادی که به طبقه کارگر و سایر زحمتکشان تحمیل میشد، هزینه بودجه برای حفظ این عمق استراتژیک بود؛ البته رانتخواری، فساد ساختاری و غارت نیز از وجوه دیگر این اقتصاد است.
از سوی دیگر تمام شاخصهای اقتصادی کلان مانند بیکاری، تورم، فقر و فلاکت و کسری بودجه رو به افزایش است. در حوزه آموزش و توسعه انسانی نیز شاخصهایی چون نرخ بازماندگی از تحصیل، افت تحصیلی، نابرابری آموزشی و فرار مغزها همه رو به رشد هستند. نمونه بارز و آشکار آن خروج جمعی از معلمان از شغل معلمی است. حتی بدون رجوع به این شاخصها میتوان فهمید که وضعیت معیشت و اقتصاد اکثریت مردم رو به وخامت است. از سویی حکومت درگیر جنگ و تحریم است و حتی اگر به صورت موقتی روند فساد و غارت سیستماتیک را متوقف کند، به نظر نمیرسد بتواند در عرصه اقتصاد به سمتی چرخش کند که اندکی عدالت در آن جاری باشد؛ در نتیجه، اعتراضات ناشی از معضلات اقتصادی و به تبع آن، مبارزه طبقاتی پابرجاست.
در عرصه سیاسی، حتی وضع برای نیروهای سیاسی از جمله باندها و جناحهای درون حکومت بد است. این حکومت از فردای انقلاب ۵۷ تا به امروز انقباضی عمل کرده است؛ ابتدا نیروها و سازمانهای چپ و مترقی که در پیروزی انقلاب نقش داشتند را حذف کرد، بعد در درون خود دست به تسویه زد. شقه شدن بعد از اتمام کار حزب جمهوری اسلامی آغاز شد و تا به امروز این روند ادامه داشته است. این تسویه را میتوان در چینش جدید در رأس حاکمیت دید. حتی به زندان فرستادن حمید رسایی و صدور حکم اعدام برای روحانی توسط جانفدایان نشان از بالا گرفتن جنگ قدرت بین باندهای مختلف درونسیستمی دارد. حال سوال اساسی این است: آیا این حکومت قادر است در عرصه سیاسی اندکی آزادی به دیگر جریان های سیاسی و تشکل های کارگری و مدنی بدهد؟ جواب مطلقاً خیر است؛ چون اندکی آزادی سیاسی، موجب سر باز کردن تضادهای جدی اقتصادی و به تبع آن، گسیل خشم تودهها و وقوع اعتراض و قیامی دیگر است.
در چنین شرایطی اما حکومت، در برخی حوزههای اجتماعی و فرهنگیِ محدود فضا را کمی باز میکند و به نوعی با این سوپاپ اطمینان، جامعه را تست میکند. چرا محدود عمل میکند؟ چون حاکمیت در این عرصه نیز دچار استیصال است؛ اگر فضا را کاملاً باز کند، نیروهای جانفدای ایدئولوژیکش ناامید شده و از میدان به در میشوند؛ اگر فضای فرهنگی را کاملاً ببندد، اولاً اساساً توان اجرایی آن را ندارد، چون نسل جدید تن به مناسبات فرهنگی پیش از قیام ژینا نمیدهد. پس مجبور است بین حالتهای متناقض و گشایشهای جزیرهای در نوسان باشد.
حقیقت امر این است حاکمیت می داند که این نوسانات و مداراهای بخشی در حوزه اجتماعی و فرهنگیِ کنترلشده، به تنهایی باعث تغییر بنیادین نمیشود؛ حتی ممکن است بتواند به واسطه عواملش چنین جلوه دهد که در این بخش ها دارای پنانسیل تغییر است.اصولاً تغییر واقعی بر مبنای ایجاد مناسبات جدید در پایههای مادی (عرصه اقتصادی) و تأثیر متقابل آن بر سایر عرصهها از جمله عرصه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ممکن است. البته این بدان معنا نیست که تغییرات ناشی از پیشروی نیروهای معترض در عرصه فرهنگی و اجتماعی را نادیده بگیریم؛ بلکه به این معناست که نه روشنفکران ارگانیک حکومت قادرند حاکمیت را با نسخههای تعدیل فرهنگی از این شرایط بنبست خلاص کنند و نه روشنفکران مخالفی که صرفاً بر امر فرهنگی و سبک زندگی تأکید میکنند، راه به جایی خواهند برد.
حالا میتوان به سوال «آیا اتفاقی در حال رخ دادن است؟» پاسخ داد؛ اتفاق جدی رخ نخواهد داد، چون حاکمیت میداند گشودگی کامل در عرصه فرهنگی و اجتماعی، نیازمند سطحی از گشودگی در عرصههای سیاسی است و این امر ممکن نمیشود، چون قادر به پاسخ دادن به تضادهای بنیادین نیست.
از سوی دیگر حاکمیت میداند تغییر بنیادین را نیروهایی میتوانند رقم بزنند که از سطحی از تشکیلات و سازمانیابی برخوردارند و قادرند برای حل تضادهای بنیادین قدم بردارند و قدرت سیاسی را به دست بگیرند. حکومتی که غرق در تضادهای حلنشده است، دقیقاً به همین خاطر از هر سطحی از سازمانیابی میهراسد و هر جا نشانهای از تشکلیابی یا احتمال آن باشد، با خشونت به آن حمله میکند. در اصل، آنچه حاکمیت را به وحشت میاندازد، پتانسیل سازماندهی، انسجام جمعی و تمرینِ همبستگیِ نظاممندی است که در بطن تشکلها نهفته است. حاکمیت میداند که خطرِ واقعی نه در گشودگی نسبی فرهنگیِ جامعه در برخی پارکهای آزاد، بلکه در همبستگی و تشکیلات سازمانیافته طبقه کارگر و کسانی است که تحت استثمار و ستم عینی و ملموس طبقه حاکم هستند؛ از همین رو، دست به بازداشتهای گسترده میزند، اعدامها را به شدت افزایش میدهد تا رعب و وحشت ایجاد کند و معترضان قیام دی را به پای چوبههای دار میکشد تا آشکارا اعلام کند که هیچگونه نرمش و عقبنشینی ساختاری در کار نیست.
حال میتوان به این پرسش بازگشت که چرا فعالان و تشکلهای صنفی و دانشجویان و دانشگاه در فشارند؟ پاسخ روشن است؛ دانشگاه، تشکلها و فعالان صنفی معلمان به این دلیل محدود و تحت سرکوب قرار دارند، چون این نهادها و افراد، برخلاف فضاهای اتمیزهشده عمومی، از پتانسیل اعتراضی، توان شبکهسازی، امکان سازمانیابی و قدرت سازماندهی تودهای جامعه برخوردارند. بیهوده نیست در هفته اول بازگشایی دانشگاهها در اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه، دانشجویان شعار میدهند:
گرانی، تورم، بلای جان مردم
بیگاری، بیکاری، حجاب زن اجباری
دانشگاه پولکی، نمیخوایم نمیخوایم
نه پادگان نه بنگاه، درود بر دانشگاه
دانشجوی زندانی، آزاد باید گردد
و بعید نیست با ادامه این روند، دانشگاهها به بهانههای مختلف مجازی شوند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛* 🐦 #توییترX**
📲 #واتساپ؛ 🎥 #یوتیوب
✍جعفر ابراهیمی
اگر در روزهای تعطیل سری به ضلع شمالی پارک پردیسان و برخی خیابانهای شهر تهران مانند ایرانشهر بزنید، یا افتتاحیه برخی مدارس خصوصی را در اول مهر ببینید، ممکن است فکر کنید چیزی تغییر کرده است. در پارک، جوانان با پوشش دلخواه در حال رقص هستند و در خیابان ایرانشهر گویی یک نمایش مُد خیابانی با لباسهای متفاوت و تیپهای متفاوتتر در جریان است؛ که البته حق هر انسانی است که برقصد و هر چه دوست دارد بپوشد. در چند قدمی آنها پلیس حضور دارد اما کاری به کارشان ندارد؛ انگار همه چیز عادی است و باید خوشحال بود.
از سوی دیگر، روز مانور جانفدایان حکومت است؛ در حالی که زنان حامی حاکمیت رژه میروند، در نقطهای دیگر زنان با پوشش اختیاری در دو ماراتن شرکت میکنند. آیا اتفاقی در حال رخ دادن است؟ آیا قرار است حاکمیت در اثر پیشروی معترضان، با مردم با گشودگی رفتار کند؟
اینها را بگذارید کنار صحنههایی که از برخی مدارس منتشر شد؛ معلمان مدارس خصوصی برای خیرمقدم به دانشآموزان میرقصند، چه عالی! باز میپرسی یعنی اصلیترین سنگر ایدئولوژیک نظام اسلامی در حال ترک برداشتن است؟ ممکن است چنین باشد.
به هر حال، در این سیستم هم به قول گرامشی، روشنفکران ارگانیکی وجود دارند که در بزنگاهها با تحلیلهای خود به کمک نظام حاکم میآیند و مثلاً میگويند باید فضای فرهنگی و اجتماعی را کمی گشود. اما آیا حاکمیت توان گشودن این فضا را دارد؟ به باور من نمیتواند؛ چون فضاهای فرهنگی و اجتماعی در خلاء شکل نمیگیرد، مستقل از پایههای مادی و اقتصادی نیست و از همه مهمتر، وقتی حکومت قرار نیست در عرصه سیاسی کمی گشوده شود، چطور ممکن است تن به گشودگی در عرصه فرهنگ بدهد؟
مثالش واضح است؛ در حالی که نشانه هایی در برخی حوزههای فرهنگی برای گشودگی فعال است، شش معلم (شکرالله احمدی، علی صفری، رسول بداقی، غفار دیندار، علیحسن بهامین و حجت سادات) را در نورآباد ممسنی بازداشت میکنند؛ شش فعال صنفی که صرفاً در یک دیدار دوستانه بودهاند، آن هم در زمانی که تشکلهای صنفی بیش از هر زمان دیگری سرکوب شده و قدرت عمل میدانی خود را از دست دادهاند. پس چرا باید این افراد دستگیر شوند؟ در همین زمان، برای دانشگاه ابلاغیه حجاب میآید. چرا دانشگاه محدود است اما برخی پارکها آزاد و رها؟ و چرا این آزادیها در نقاط دیگر تهران و شهرستانها جاری نیست؟ آیا حاکمیت در حال تست کردنِ گشودن فضای اجتماعی و فرهنگی است؟
گفتیم فضاهای فرهنگی و اجتماعی در خلاء شکل نمیگیرند؛ پس باید سایر عرصهها، از جمله عرصه اقتصاد و مناسبات آن و همچنین عرصه سیاسی را کاوید؛ سپس میتوان بررسی کرد و دید آیا حاکمیت قادر است در این عرصهها تغییرات ایجاد کند؛ مثلاً وضعیت اقتصادی را بهبود بخشد یا فضای سیاسی را اندکی باز کند؟
در طول ده سال گذشته در ایران، چهار خیزش سراسری رخ داده است: دی ۹۶، آبان ۹۸، شهریور ۱۴۰۱ و دی ۱۴۰۴. محرک اصلی قیام در سه مورد (به جز قیام ژینا) مسئله اقتصادی و معیشتی بوده است؛ هرچند در طول قیام ژینا نیز مسئله اقتصادی کاملاً به حاشیه نرفت. حال سوال اساسی این است که آیا حاکمیت بعد از بحرانهای متعدد، اکنون قادر است تضادهای اقتصادی خود را حل کند؟ کافی است وضعیت ثبات حکومت را با پیش از دی ۹۶ مقایسه کنیم؛ بیهیچ شکی حکومت ضعیفتر شده و قدرت و نفوذ منطقهای خود را از دست داده است و عمق استراتژیک آن از سوریه به داخل مرزها منتقل شده است. یکی از علل مشکلات اقتصادی که به طبقه کارگر و سایر زحمتکشان تحمیل میشد، هزینه بودجه برای حفظ این عمق استراتژیک بود؛ البته رانتخواری، فساد ساختاری و غارت نیز از وجوه دیگر این اقتصاد است.
از سوی دیگر تمام شاخصهای اقتصادی کلان مانند بیکاری، تورم، فقر و فلاکت و کسری بودجه رو به افزایش است. در حوزه آموزش و توسعه انسانی نیز شاخصهایی چون نرخ بازماندگی از تحصیل، افت تحصیلی، نابرابری آموزشی و فرار مغزها همه رو به رشد هستند. نمونه بارز و آشکار آن خروج جمعی از معلمان از شغل معلمی است. حتی بدون رجوع به این شاخصها میتوان فهمید که وضعیت معیشت و اقتصاد اکثریت مردم رو به وخامت است. از سویی حکومت درگیر جنگ و تحریم است و حتی اگر به صورت موقتی روند فساد و غارت سیستماتیک را متوقف کند، به نظر نمیرسد بتواند در عرصه اقتصاد به سمتی چرخش کند که اندکی عدالت در آن جاری باشد؛ در نتیجه، اعتراضات ناشی از معضلات اقتصادی و به تبع آن، مبارزه طبقاتی پابرجاست.
در عرصه سیاسی، حتی وضع برای نیروهای سیاسی از جمله باندها و جناحهای درون حکومت بد است. این حکومت از فردای انقلاب ۵۷ تا به امروز انقباضی عمل کرده است؛ ابتدا نیروها و سازمانهای چپ و مترقی که در پیروزی انقلاب نقش داشتند را حذف کرد، بعد در درون خود دست به تسویه زد. شقه شدن بعد از اتمام کار حزب جمهوری اسلامی آغاز شد و تا به امروز این روند ادامه داشته است. این تسویه را میتوان در چینش جدید در رأس حاکمیت دید. حتی به زندان فرستادن حمید رسایی و صدور حکم اعدام برای روحانی توسط جانفدایان نشان از بالا گرفتن جنگ قدرت بین باندهای مختلف درونسیستمی دارد. حال سوال اساسی این است: آیا این حکومت قادر است در عرصه سیاسی اندکی آزادی به دیگر جریان های سیاسی و تشکل های کارگری و مدنی بدهد؟ جواب مطلقاً خیر است؛ چون اندکی آزادی سیاسی، موجب سر باز کردن تضادهای جدی اقتصادی و به تبع آن، گسیل خشم تودهها و وقوع اعتراض و قیامی دیگر است.
در چنین شرایطی اما حکومت، در برخی حوزههای اجتماعی و فرهنگیِ محدود فضا را کمی باز میکند و به نوعی با این سوپاپ اطمینان، جامعه را تست میکند. چرا محدود عمل میکند؟ چون حاکمیت در این عرصه نیز دچار استیصال است؛ اگر فضا را کاملاً باز کند، نیروهای جانفدای ایدئولوژیکش ناامید شده و از میدان به در میشوند؛ اگر فضای فرهنگی را کاملاً ببندد، اولاً اساساً توان اجرایی آن را ندارد، چون نسل جدید تن به مناسبات فرهنگی پیش از قیام ژینا نمیدهد. پس مجبور است بین حالتهای متناقض و گشایشهای جزیرهای در نوسان باشد.
حقیقت امر این است حاکمیت می داند که این نوسانات و مداراهای بخشی در حوزه اجتماعی و فرهنگیِ کنترلشده، به تنهایی باعث تغییر بنیادین نمیشود؛ حتی ممکن است بتواند به واسطه عواملش چنین جلوه دهد که در این بخش ها دارای پنانسیل تغییر است.اصولاً تغییر واقعی بر مبنای ایجاد مناسبات جدید در پایههای مادی (عرصه اقتصادی) و تأثیر متقابل آن بر سایر عرصهها از جمله عرصه سیاسی، فرهنگی و اجتماعی ممکن است. البته این بدان معنا نیست که تغییرات ناشی از پیشروی نیروهای معترض در عرصه فرهنگی و اجتماعی را نادیده بگیریم؛ بلکه به این معناست که نه روشنفکران ارگانیک حکومت قادرند حاکمیت را با نسخههای تعدیل فرهنگی از این شرایط بنبست خلاص کنند و نه روشنفکران مخالفی که صرفاً بر امر فرهنگی و سبک زندگی تأکید میکنند، راه به جایی خواهند برد.
حالا میتوان به سوال «آیا اتفاقی در حال رخ دادن است؟» پاسخ داد؛ اتفاق جدی رخ نخواهد داد، چون حاکمیت میداند گشودگی کامل در عرصه فرهنگی و اجتماعی، نیازمند سطحی از گشودگی در عرصههای سیاسی است و این امر ممکن نمیشود، چون قادر به پاسخ دادن به تضادهای بنیادین نیست.
از سوی دیگر حاکمیت میداند تغییر بنیادین را نیروهایی میتوانند رقم بزنند که از سطحی از تشکیلات و سازمانیابی برخوردارند و قادرند برای حل تضادهای بنیادین قدم بردارند و قدرت سیاسی را به دست بگیرند. حکومتی که غرق در تضادهای حلنشده است، دقیقاً به همین خاطر از هر سطحی از سازمانیابی میهراسد و هر جا نشانهای از تشکلیابی یا احتمال آن باشد، با خشونت به آن حمله میکند. در اصل، آنچه حاکمیت را به وحشت میاندازد، پتانسیل سازماندهی، انسجام جمعی و تمرینِ همبستگیِ نظاممندی است که در بطن تشکلها نهفته است. حاکمیت میداند که خطرِ واقعی نه در گشودگی نسبی فرهنگیِ جامعه در برخی پارکهای آزاد، بلکه در همبستگی و تشکیلات سازمانیافته طبقه کارگر و کسانی است که تحت استثمار و ستم عینی و ملموس طبقه حاکم هستند؛ از همین رو، دست به بازداشتهای گسترده میزند، اعدامها را به شدت افزایش میدهد تا رعب و وحشت ایجاد کند و معترضان قیام دی را به پای چوبههای دار میکشد تا آشکارا اعلام کند که هیچگونه نرمش و عقبنشینی ساختاری در کار نیست.
حال میتوان به این پرسش بازگشت که چرا فعالان و تشکلهای صنفی و دانشجویان و دانشگاه در فشارند؟ پاسخ روشن است؛ دانشگاه، تشکلها و فعالان صنفی معلمان به این دلیل محدود و تحت سرکوب قرار دارند، چون این نهادها و افراد، برخلاف فضاهای اتمیزهشده عمومی، از پتانسیل اعتراضی، توان شبکهسازی، امکان سازمانیابی و قدرت سازماندهی تودهای جامعه برخوردارند. بیهوده نیست در هفته اول بازگشایی دانشگاهها در اعتراض به سیاستهای سرکوبگرانه، دانشجویان شعار میدهند:
گرانی، تورم، بلای جان مردم
بیگاری، بیکاری، حجاب زن اجباری
دانشگاه پولکی، نمیخوایم نمیخوایم
نه پادگان نه بنگاه، درود بر دانشگاه
دانشجوی زندانی، آزاد باید گردد
و بعید نیست با ادامه این روند، دانشگاهها به بهانههای مختلف مجازی شوند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛* 🐦 #توییترX**
📲 #واتساپ؛ 🎥 #یوتیوب
👍14❤13👎5👏1
🔴بیانیه کار گروه پیگیری صندوق ذخیره، مطالبات و معیشت بازنشستگان شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
از زمان تصویب قانون مدیریت خدمات کشوری در سال ۱۳۸۶ و وجود مادههای ۶۴ - ۸۵ و ۱۲۵ این قانون بالا دستی بارقههای فراوان امید در دل بازنشستگان کشوری ایجاد شد و نوید روزها و سالهای بهتری در موضوع معیشت و درمان این قشر انتظار میرفت و اصولا هدف از جایگزینی ق م خ ک با قوانین قبلی که تحت نام "نظام هماهنگ پرداخت"ها انجام شده بود در وهله اول عدالت و رفع انواع تبعیض بین شاغلان و بازنشستگان متناظر، و سپس بین بازنشستگان هر دستگاه با دیگر دستگاههای دولتی بود، که در عمل این هدف قانونگذار تا امروز به دلیل عدم اجرای این قوانین فراهم نشده و حتی وضعیت به مراتب وخیمتر شده است.
متاسفانه از سال ۸۶ تاکنون همه دولتهای قبلی و فعلی از اجرای این قوانین شانه خالی کرده و دستگاه های نظارتی نیز در همسویی با دولتها از وظیفه ذاتی خود سر باز زده و در نتیجه بازنشستگان را روز به روز دچار فقر و فلاکت مضاعف در زمینه معیشت و درمان نمودەاند.
در دولت چهاردهم با توجه به وعدههای پر طمطراق انتخاباتی آقای پزشکیان، بازنشستگان انتظار اجرای قوانین فوق الذکر را از طرف دولت با عطف بە شعارهای انتخاباتی ایشان داشتند که جز وعدەهای توخالی نبود. و نه تنها بر پایه ماده ۱۲۵، افزایش سنواتی بر طبق تورم اعلامی بانک مرکزی صورت نگرفت بلکه ماده ۸۵ که هر دستگاه دولتی می بایست بازنشستگان خود را در بحث بیمه تکمیلی همچون شاغلان اش و همان بیمه تکمیلی و پرداخت سهم دستگاه متبوع بیمه نماید آن را انجام نداد و خلف وعدە کرد، و مصیبتبارتر آنکە به طور کلی با توجه به بندی از برنامه هفتم توسعه ، این ماده را نسخ نموده که با هیچ منطق و مواد حقوقی مطابقت ندارد، چرا که قانون مدیریت خدمات کشوری قانونی بالا دستی است. شور بختانه دولت پزشکیان رویه جدیدی را در کشور باب کردند که می توان با توجیهات غیر قانونی و بهانههای واهی قوانین بالا دستی را بلا اثر نمایند. وضعیتی کە تاکنون شاهدش هستیم نشان از این است که همه شعارهای ایشان در زمینه معیشت و درمان شاغلان و بازنشستگان فرهنگی جز فریب و ادعایی بیش نبوده است.
بازنشسته، امروز بیش از هر زمان دیگری به خدمات درمانی نیازمند است!
افزایش سن ، بیماری های مزمن و هزینههای سرسام آوری که در یکی دو سال اخیر در زمینه درمان چند برابر شده شرایطی را به وجود آورده که بیمه تکمیلی ضرورتی حیاتی برای بازنشستگان است و دولت نباید از این مهم چشم پوشی نماید. بازنشستگان به دنبال اجرای قانون، عدالت و برخورداری از امنیت درمانی هستند.
مطالبات بازنشستگان در زمینه درمان :
الف - لغو فوری نسخ ماده ۸۵ (ق م خ ک)و اجرای بی قید و شرط این ماده قانونی
ب - مشارکت پایدار دولت و صندوق بازنشستگی ( تا اجرای ماده ۸۵ ) در تامین حق بیمه تکمیلی همچون قبل به نسبت حداکثر یک سوم توسط بازنشسته و حداقل دو سوم توسط دولت و صندوق بازنشستگی
ج - شفاف سازی قرار داد بیمه تکمیلی با شرکت بیمه فعلی با نام دی
د - پرداخت بدهیهای صندوق به شرکت بیمه فعلی با توجه به کسر ماهیانه از حقوق بازنشستگان. مشخص نیست چرا ماهها این مبالغ کسر شده به شرکت بیمه طرف قرارداد پرداخت نمی شود؟! این پولها کجا می رود و سود حاصل از آن چه می شود؟!
شور بختانه این عدم پرداخت به موقع به شرکت های طرف قرارداد به لغو قرارداد مراکز درمانی با بیمه طرف قرارداد انجامیده و موجبات استیصال و سرگردانی مضاعف بازنشستگان را فراهم کردە و به دلیل عدم بضاعت مالی، بازنشستگان در بسیاری موارد از ادامه درمان صرف نظر نموده و مشکلات عظیمی بر آنها و خانوادەهایشان تحمیل میشود.
انتظار به حق ما بازنشستگان این است که فریاد بر حق و قانونی ما هر چه زودتر شنیده شود و به جای شعارها و وعدههای توخالی، تا دیر نشده مسئولان ذی ربط به قوانین مصوب عمل نمایند و بە آیندە موهوم موکول نکنند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب
از زمان تصویب قانون مدیریت خدمات کشوری در سال ۱۳۸۶ و وجود مادههای ۶۴ - ۸۵ و ۱۲۵ این قانون بالا دستی بارقههای فراوان امید در دل بازنشستگان کشوری ایجاد شد و نوید روزها و سالهای بهتری در موضوع معیشت و درمان این قشر انتظار میرفت و اصولا هدف از جایگزینی ق م خ ک با قوانین قبلی که تحت نام "نظام هماهنگ پرداخت"ها انجام شده بود در وهله اول عدالت و رفع انواع تبعیض بین شاغلان و بازنشستگان متناظر، و سپس بین بازنشستگان هر دستگاه با دیگر دستگاههای دولتی بود، که در عمل این هدف قانونگذار تا امروز به دلیل عدم اجرای این قوانین فراهم نشده و حتی وضعیت به مراتب وخیمتر شده است.
متاسفانه از سال ۸۶ تاکنون همه دولتهای قبلی و فعلی از اجرای این قوانین شانه خالی کرده و دستگاه های نظارتی نیز در همسویی با دولتها از وظیفه ذاتی خود سر باز زده و در نتیجه بازنشستگان را روز به روز دچار فقر و فلاکت مضاعف در زمینه معیشت و درمان نمودەاند.
در دولت چهاردهم با توجه به وعدههای پر طمطراق انتخاباتی آقای پزشکیان، بازنشستگان انتظار اجرای قوانین فوق الذکر را از طرف دولت با عطف بە شعارهای انتخاباتی ایشان داشتند که جز وعدەهای توخالی نبود. و نه تنها بر پایه ماده ۱۲۵، افزایش سنواتی بر طبق تورم اعلامی بانک مرکزی صورت نگرفت بلکه ماده ۸۵ که هر دستگاه دولتی می بایست بازنشستگان خود را در بحث بیمه تکمیلی همچون شاغلان اش و همان بیمه تکمیلی و پرداخت سهم دستگاه متبوع بیمه نماید آن را انجام نداد و خلف وعدە کرد، و مصیبتبارتر آنکە به طور کلی با توجه به بندی از برنامه هفتم توسعه ، این ماده را نسخ نموده که با هیچ منطق و مواد حقوقی مطابقت ندارد، چرا که قانون مدیریت خدمات کشوری قانونی بالا دستی است. شور بختانه دولت پزشکیان رویه جدیدی را در کشور باب کردند که می توان با توجیهات غیر قانونی و بهانههای واهی قوانین بالا دستی را بلا اثر نمایند. وضعیتی کە تاکنون شاهدش هستیم نشان از این است که همه شعارهای ایشان در زمینه معیشت و درمان شاغلان و بازنشستگان فرهنگی جز فریب و ادعایی بیش نبوده است.
بازنشسته، امروز بیش از هر زمان دیگری به خدمات درمانی نیازمند است!
افزایش سن ، بیماری های مزمن و هزینههای سرسام آوری که در یکی دو سال اخیر در زمینه درمان چند برابر شده شرایطی را به وجود آورده که بیمه تکمیلی ضرورتی حیاتی برای بازنشستگان است و دولت نباید از این مهم چشم پوشی نماید. بازنشستگان به دنبال اجرای قانون، عدالت و برخورداری از امنیت درمانی هستند.
مطالبات بازنشستگان در زمینه درمان :
الف - لغو فوری نسخ ماده ۸۵ (ق م خ ک)و اجرای بی قید و شرط این ماده قانونی
ب - مشارکت پایدار دولت و صندوق بازنشستگی ( تا اجرای ماده ۸۵ ) در تامین حق بیمه تکمیلی همچون قبل به نسبت حداکثر یک سوم توسط بازنشسته و حداقل دو سوم توسط دولت و صندوق بازنشستگی
ج - شفاف سازی قرار داد بیمه تکمیلی با شرکت بیمه فعلی با نام دی
د - پرداخت بدهیهای صندوق به شرکت بیمه فعلی با توجه به کسر ماهیانه از حقوق بازنشستگان. مشخص نیست چرا ماهها این مبالغ کسر شده به شرکت بیمه طرف قرارداد پرداخت نمی شود؟! این پولها کجا می رود و سود حاصل از آن چه می شود؟!
شور بختانه این عدم پرداخت به موقع به شرکت های طرف قرارداد به لغو قرارداد مراکز درمانی با بیمه طرف قرارداد انجامیده و موجبات استیصال و سرگردانی مضاعف بازنشستگان را فراهم کردە و به دلیل عدم بضاعت مالی، بازنشستگان در بسیاری موارد از ادامه درمان صرف نظر نموده و مشکلات عظیمی بر آنها و خانوادەهایشان تحمیل میشود.
انتظار به حق ما بازنشستگان این است که فریاد بر حق و قانونی ما هر چه زودتر شنیده شود و به جای شعارها و وعدههای توخالی، تا دیر نشده مسئولان ذی ربط به قوانین مصوب عمل نمایند و بە آیندە موهوم موکول نکنند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 #تلگرام؛ 🌐 #سایت
📸 #اینستاگرام؛🐦 #توییترX
📲 #واتساپ؛🎥 #یوتیوب
👍10❤7🔥2
#کتابخانه_معلم
معرفی کتاب (۱۶)
🔴 همزاد؛ سفری به دنیای آینه
نویسنده: نائومی کلاین
ترجمه: علیرضا شفیعینسب
نشر ترجمان
چند سالیست که نائومی کلاین، نویسنده و کنشگر کانادایی، بارها با نویسندهای دیگر به نام نائومی وولف اشتباه گرفته میشود. این اشتباه در ابتدا صرفا شباهتی میان دو نام و دو چهره به نظر میرسد، اما با فاصله گرفتن مسیر سیاسی و فکری این دو، معنای دیگری پیدا میکند. کلاین از همین تجربه شخصی، سفری را آغاز میکند که بهتدریج از مسئله "همزاد" فراتر میرود و به جهانی میپردازد که در آن مرز میان واقعیت و روایت، حقیقت و توهم، و حتی چپ و راست، گاه به شکلی غریب جابهجا میشود. تجربه او بهعنوان مادر کودکی دارای اوتیسم نیز پیشتر او را با روایتهای مربوط به پیوند واکسن و اوتیسم و جنبش ضدواکسن مواجه کرده بود؛ مواجههای که بعدها یکی از مسیرهای ورود او به بحث گستردهتر درباره فرهنگ توطئه شد.
"همزاد" در مرز میان خاطرهنگاری، گزارشگری و تحلیل سیاسی حرکت میکند. کلاین برای توضیح وضعیت معاصر از مفهوم دنیای آینه (Mirror World) استفاده میکند؛ جهانی که در آن واقعیت میتواند وارونه بازتاب پیدا کند: توطئه میتواند جای توضیح واقعیت را بگیرد و روایتهایی که خود را در برابر قدرت تعریف میکنند، گاه به شبکههایی نزدیک شوند که در ظاهر با آنها تعارض دارند. با این حال، کلاین تأکید میکند که نقد نظریههای توطئه نباید به معنای نادیده گرفتن مناسبات واقعی قدرت باشد. بیاعتمادی به شرکتهای بزرگ فناوری و دارویی، پلتفرمهای دیجیتال یا نهادهای رسمی، همیشه از خلأ شکل نمیگیرد؛ مسئله این است که چگونه میتوان میان پرسشگری درباره قدرت و تبدیل همهچیز به نتیجهی یک توطئه پنهان تمایز گذاشت.
بخشی از کتاب به تجربه همهگیری کووید و گسترش نظریههای توطئه در آن دوره اختصاص دارد؛ بحثی که تجربه کلاین با نائومی ولف یکی از نقاط ورود او به آن است. کلاین نشان میدهد که چرا صرفا ارائه اطلاعات درست برای مقابله با این روایتها کافی نیست. نظریههای توطئه علاوه بر ادعای توضیح جهان، میتوانند برای افراد احساس تعلق، هویت، اجتماع و دسترسی به دانشی ویژه ایجاد کنند. شبکههای اجتماعی و اقتصاد توجه نیز با تقویت خشم، ترس و بیاعتمادی، به گسترش روایتهایی کمک میکنند که افراد را بیش از پیش در جهانهای معنایی متفاوتی قرار میدهند؛ جهانهایی که در آنها اختلاف فقط بر سر یک مسئله نیست، بلکه به معنای خود واقعیت نیز کشیده میشود.
کلاین در ادامه، رابطه میان نظریههای توطئه، راست افراطی، سیاست هویتی و سرمایهداری نظارتی را بررسی میکند و این بحث را به موضوعاتی چون یهودستیزی، استعمار و مناقشه اسرائیل و فلسطین پیوند میزند. در عین حال، نقد او متوجه خود جریانهای چپ و مترقی نیز هست: اینکه چگونه برخی نقدهای واقعی قدرت میتوانند در "دنیای آینه" به روایتهایی تحریفشده و توطئهآمیز تبدیل شوند و چگونه ناتوانی در پاسخگویی به بیاعتمادی، اضطراب و نیاز به تعلق میتواند میدان را برای روایتهای بدیل باز کند.
در این میان، مفهوم "آینه" دوباره اهمیت پیدا میکند: جریانهایی که خود را دشمن یکدیگر میدانند، گاه در شیوه ساختن دشمن، توضیح مسائل پیچیده و نسبت دادن آنها به نیروهای پنهان، شباهتهایی پیدا میکنند؛ شباهتهایی که البته به معنای یکی بودن آنها نیست.
کتاب در چهار بخش تنظیم شده است: زندگی دوپاره، دنیای آینه، سرزمین سایهها و رویارویی با امر واقع. این چهار بخش، مسیر کتاب را از تجربه شخصی کلاین و مسئله همزاد آغاز میکنند، به فرهنگ توطئه و مناسبات قدرت میرسانند و در نهایت به امکان مواجههای متفاوت با واقعیت و بازسازی همبستگی جمعی میانجامند.
"همزاد" در سال ۲۰۲۳ منتشر شد، در فهرست پرفروشهای نیویورکتایمز قرار گرفت و در سال ۲۰۲۴ نخستین برنده جایزه Women's Prize for Non-Fiction شد. ترجمه فارسی آن نیز توسط علیرضا شفیعینسب از سوی نشر ترجمان در دسترس مخاطبان فارسیزبان قرار گرفته است.
اهمیت کتاب شاید بیش از پاسخهای قطعی آن، در پرسشهایی باشد که پیش روی ما میگذارد: چگونه میتوان میان نقد قدرت و توطئهاندیشی تمایز گذاشت؟ چرا روایتهای توطئه برای برخی افراد جذاب میشوند؟ نقد قدرت چگونه ممکن است خود به روایتهای سادهانگارانه و توطئهآمیز تبدیل شود؟ و در شرایطی که گروههای مختلف بیش از پیش در جهانهای اطلاعاتی و معنایی متفاوت زندگی میکنند، چگونه میتوان امکان ساختن یک جهان مشترک را حفظ کرد؟
"همزاد" در نهایت ما را با مسئلهای فراتر از یک اشتباه ساده در تشخیص هویت مواجه میکند: جهانی که در آن خود واقعیت به میدان منازعه تبدیل شده است.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
معرفی کتاب (۱۶)
نویسنده: نائومی کلاین
ترجمه: علیرضا شفیعینسب
نشر ترجمان
چند سالیست که نائومی کلاین، نویسنده و کنشگر کانادایی، بارها با نویسندهای دیگر به نام نائومی وولف اشتباه گرفته میشود. این اشتباه در ابتدا صرفا شباهتی میان دو نام و دو چهره به نظر میرسد، اما با فاصله گرفتن مسیر سیاسی و فکری این دو، معنای دیگری پیدا میکند. کلاین از همین تجربه شخصی، سفری را آغاز میکند که بهتدریج از مسئله "همزاد" فراتر میرود و به جهانی میپردازد که در آن مرز میان واقعیت و روایت، حقیقت و توهم، و حتی چپ و راست، گاه به شکلی غریب جابهجا میشود. تجربه او بهعنوان مادر کودکی دارای اوتیسم نیز پیشتر او را با روایتهای مربوط به پیوند واکسن و اوتیسم و جنبش ضدواکسن مواجه کرده بود؛ مواجههای که بعدها یکی از مسیرهای ورود او به بحث گستردهتر درباره فرهنگ توطئه شد.
"همزاد" در مرز میان خاطرهنگاری، گزارشگری و تحلیل سیاسی حرکت میکند. کلاین برای توضیح وضعیت معاصر از مفهوم دنیای آینه (Mirror World) استفاده میکند؛ جهانی که در آن واقعیت میتواند وارونه بازتاب پیدا کند: توطئه میتواند جای توضیح واقعیت را بگیرد و روایتهایی که خود را در برابر قدرت تعریف میکنند، گاه به شبکههایی نزدیک شوند که در ظاهر با آنها تعارض دارند. با این حال، کلاین تأکید میکند که نقد نظریههای توطئه نباید به معنای نادیده گرفتن مناسبات واقعی قدرت باشد. بیاعتمادی به شرکتهای بزرگ فناوری و دارویی، پلتفرمهای دیجیتال یا نهادهای رسمی، همیشه از خلأ شکل نمیگیرد؛ مسئله این است که چگونه میتوان میان پرسشگری درباره قدرت و تبدیل همهچیز به نتیجهی یک توطئه پنهان تمایز گذاشت.
بخشی از کتاب به تجربه همهگیری کووید و گسترش نظریههای توطئه در آن دوره اختصاص دارد؛ بحثی که تجربه کلاین با نائومی ولف یکی از نقاط ورود او به آن است. کلاین نشان میدهد که چرا صرفا ارائه اطلاعات درست برای مقابله با این روایتها کافی نیست. نظریههای توطئه علاوه بر ادعای توضیح جهان، میتوانند برای افراد احساس تعلق، هویت، اجتماع و دسترسی به دانشی ویژه ایجاد کنند. شبکههای اجتماعی و اقتصاد توجه نیز با تقویت خشم، ترس و بیاعتمادی، به گسترش روایتهایی کمک میکنند که افراد را بیش از پیش در جهانهای معنایی متفاوتی قرار میدهند؛ جهانهایی که در آنها اختلاف فقط بر سر یک مسئله نیست، بلکه به معنای خود واقعیت نیز کشیده میشود.
کلاین در ادامه، رابطه میان نظریههای توطئه، راست افراطی، سیاست هویتی و سرمایهداری نظارتی را بررسی میکند و این بحث را به موضوعاتی چون یهودستیزی، استعمار و مناقشه اسرائیل و فلسطین پیوند میزند. در عین حال، نقد او متوجه خود جریانهای چپ و مترقی نیز هست: اینکه چگونه برخی نقدهای واقعی قدرت میتوانند در "دنیای آینه" به روایتهایی تحریفشده و توطئهآمیز تبدیل شوند و چگونه ناتوانی در پاسخگویی به بیاعتمادی، اضطراب و نیاز به تعلق میتواند میدان را برای روایتهای بدیل باز کند.
در این میان، مفهوم "آینه" دوباره اهمیت پیدا میکند: جریانهایی که خود را دشمن یکدیگر میدانند، گاه در شیوه ساختن دشمن، توضیح مسائل پیچیده و نسبت دادن آنها به نیروهای پنهان، شباهتهایی پیدا میکنند؛ شباهتهایی که البته به معنای یکی بودن آنها نیست.
کتاب در چهار بخش تنظیم شده است: زندگی دوپاره، دنیای آینه، سرزمین سایهها و رویارویی با امر واقع. این چهار بخش، مسیر کتاب را از تجربه شخصی کلاین و مسئله همزاد آغاز میکنند، به فرهنگ توطئه و مناسبات قدرت میرسانند و در نهایت به امکان مواجههای متفاوت با واقعیت و بازسازی همبستگی جمعی میانجامند.
"همزاد" در سال ۲۰۲۳ منتشر شد، در فهرست پرفروشهای نیویورکتایمز قرار گرفت و در سال ۲۰۲۴ نخستین برنده جایزه Women's Prize for Non-Fiction شد. ترجمه فارسی آن نیز توسط علیرضا شفیعینسب از سوی نشر ترجمان در دسترس مخاطبان فارسیزبان قرار گرفته است.
اهمیت کتاب شاید بیش از پاسخهای قطعی آن، در پرسشهایی باشد که پیش روی ما میگذارد: چگونه میتوان میان نقد قدرت و توطئهاندیشی تمایز گذاشت؟ چرا روایتهای توطئه برای برخی افراد جذاب میشوند؟ نقد قدرت چگونه ممکن است خود به روایتهای سادهانگارانه و توطئهآمیز تبدیل شود؟ و در شرایطی که گروههای مختلف بیش از پیش در جهانهای اطلاعاتی و معنایی متفاوت زندگی میکنند، چگونه میتوان امکان ساختن یک جهان مشترک را حفظ کرد؟
"همزاد" در نهایت ما را با مسئلهای فراتر از یک اشتباه ساده در تشخیص هویت مواجه میکند: جهانی که در آن خود واقعیت به میدان منازعه تبدیل شده است.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌9
🔴مدرسه روستا سهم غیربومیها شد
✍فروغ فکری؛ روزنامهنگار
▪️پژوهشهای حاضر در روستای نوشیروانکلا معنای واقعیت گرفتهاند. اهالی روستا در سالهای اخیر تغییر نگاه روستاییان و بچههایشان را با حضور این مدرسه غیرانتفاعی دیدهاند و نمیدانند در شرایطی که خودشان برای ساخت آن مدرسه هزینه کردهاند چطور آموزش و پرورش آن را اجاره داده است. پیگیریهایشان همچنان ادامه دارد تا در سال جدید که چند روزی از آغازش میگذرد، بچهها به مدرسه سالم روستا برگردند و مدرسه ۸۰ ساله هم بالاخره تعمیر شود.
🔻متن کامل این خبر را از اینجا بخوانید.
منبع: آتیه آنلاین
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
✍فروغ فکری؛ روزنامهنگار
▪️پژوهشهای حاضر در روستای نوشیروانکلا معنای واقعیت گرفتهاند. اهالی روستا در سالهای اخیر تغییر نگاه روستاییان و بچههایشان را با حضور این مدرسه غیرانتفاعی دیدهاند و نمیدانند در شرایطی که خودشان برای ساخت آن مدرسه هزینه کردهاند چطور آموزش و پرورش آن را اجاره داده است. پیگیریهایشان همچنان ادامه دارد تا در سال جدید که چند روزی از آغازش میگذرد، بچهها به مدرسه سالم روستا برگردند و مدرسه ۸۰ ساله هم بالاخره تعمیر شود.
واگذاری تنها مدرسه سالم روستا به مدرسه غیر انتفاعی و درس خواندم کودکان روستا در حیاط
🔻متن کامل این خبر را از اینجا بخوانید.
منبع: آتیه آنلاین
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
❤5🔥4😐1
🔴 رسول بداقی، غفار دیندار و حجت سادات از زندان ممسنی آزاد شدند
بر اساس اخبار رسیده، رسول بداقی، غفار دیندار و حجت سادات، از فعالان صنفی فرهنگیان، ساعاتی پیش با تودیع وثیقه از زندان ممسنی آزاد شدند.
این سه فعال صنفی، امروز با تأمین وثیقه و تا زمان طی مراحل بعدی پرونده، از زندان آزاد شدند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن اطلاعرسانی درباره وضعیت فعالان صنفی و پیگیری اخبار مربوط به پروندههای آنان، جزئیات و اطلاعات تکمیلی درباره وضعیت این سه فعال صنفی را در صورت دریافت، متعاقباً منتشر خواهد کرد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
بر اساس اخبار رسیده، رسول بداقی، غفار دیندار و حجت سادات، از فعالان صنفی فرهنگیان، ساعاتی پیش با تودیع وثیقه از زندان ممسنی آزاد شدند.
این سه فعال صنفی، امروز با تأمین وثیقه و تا زمان طی مراحل بعدی پرونده، از زندان آزاد شدند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ضمن اطلاعرسانی درباره وضعیت فعالان صنفی و پیگیری اخبار مربوط به پروندههای آنان، جزئیات و اطلاعات تکمیلی درباره وضعیت این سه فعال صنفی را در صورت دریافت، متعاقباً منتشر خواهد کرد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
👍11❤4🥰4🔥2
میانگین دستمزد معلمان حدود ۲۵ میلیون تومان است؛ کمتر از نصف خط فقر رسمی.
معلم تازهاستخدامشده حتی از حداقل حقوق یک کارگر ساده هم کمتر میگیرد.
در بیشتر مدارس غیرانتفاعی، معلمان نه بیمه دارند و نه امنیت شغلی
معلمان حق التدریس مدتهاست ، منتظر استخدام هستند ، اما هربار با وعده های پوچ مواجه می شوند.
محمد حبیبی، سخنگوی شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران، در گفتوگو با ایلنا از ریشههای موج استعفای معلمان میگوید؛ صدایی که میخواهد جامعه و مسئولان را متوجه وضعیت
اسفبار زندگی معلمان کند.
📎 متن کامل این گفتگو را اینجا بخوانید
منبع : خبر گزاری کار ایران ،ایلنا
#معلمان
#حقوق_معلمان
#استعفای_معلمان
#خط_فقر
#شورای_هماهنگی
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥5👌4❤2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔴 گسترش اعتراضات دانشآموزان و اعتصابات کارکنان در فرانسه
موج اعتراضات اجتماعی در فرانسه که از اواخر سپتامبر با اعتراض دانشآموزان دبیرستانی آغاز شد، طی روزهای گذشته گسترش یافته است. دانشآموزان به کمبود معلم و نیروی آموزشی، تراکم بالای کلاسها، وضعیت نامناسب برخی مدارس و کمبود منابع و بودجه آموزشی اعتراض دارند. این اعتراضات از حومه پاریس آغاز شد و به صدها مدرسه در سراسر کشور گسترش یافت؛ بهطوریکه روز اول اکتبر بیش از هزار دبیرستان به اشکال مختلف تحت تأثیر اعتراضات قرار گرفتند.
اعتراضات دانشآموزی در مواردی با درگیری و مداخله پلیس همراه بوده است. تنها در روز ۲۹ سپتامبر ۴۴۰ نفر، عمدتاً افراد زیر سن قانونی، بازداشت شدند و با ادامه اعتراضات، شمار بازداشتها در روزهای بعد بهطور چشمگیری افزایش یافت. همچنین گزارشهایی از مجروحشدن دانشآموزان، کارکنان مدارس و نیروهای پلیس منتشر شده است.
همزمان، کارکنان بخش عمومی، از جمله معلمان، کارکنان حوزه سلامت و آتشنشانان نیز در اعتراض به وضعیت دستمزدها، شرایط کاری و سیاستهای بودجهای دولت دست به اعتصاب و تجمع زدهاند. در ۲۹ سپتامبر حدود ۱۷۰ تجمع در نقاط مختلف فرانسه برگزار شد. اتحادیههای کارگری خواهان افزایش دستمزدها، بهبود شرایط کار و اختصاص منابع بیشتر به خدمات عمومی هستند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با تأکید بر حق دانشآموزان، معلمان و دیگر مزدبگیران برای اعتراض و بیان مسالمتآمیز مطالبات خود، نسبت به گزارشهای مربوط به برخورد خشونتآمیز و بازداشت گسترده دانشآموزان، بهویژه افراد زیر سن قانونی، ابراز نگرانی میکند. برخورداری از آموزش عمومی باکیفیت، کلاسهای استاندارد، معلم کافی، بودجه مناسب و شرایط کاری شایسته از مطالبات اساسی جامعه آموزشی است. شورا بر این باور است که پاسخ به چنین مطالباتی باید از مسیر گفتوگو، احترام به حقوق صنفی و مدنی و شنیدن صدای دانشآموزان، معلمان و تشکلهای آنان صورت گیرد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
موج اعتراضات اجتماعی در فرانسه که از اواخر سپتامبر با اعتراض دانشآموزان دبیرستانی آغاز شد، طی روزهای گذشته گسترش یافته است. دانشآموزان به کمبود معلم و نیروی آموزشی، تراکم بالای کلاسها، وضعیت نامناسب برخی مدارس و کمبود منابع و بودجه آموزشی اعتراض دارند. این اعتراضات از حومه پاریس آغاز شد و به صدها مدرسه در سراسر کشور گسترش یافت؛ بهطوریکه روز اول اکتبر بیش از هزار دبیرستان به اشکال مختلف تحت تأثیر اعتراضات قرار گرفتند.
اعتراضات دانشآموزی در مواردی با درگیری و مداخله پلیس همراه بوده است. تنها در روز ۲۹ سپتامبر ۴۴۰ نفر، عمدتاً افراد زیر سن قانونی، بازداشت شدند و با ادامه اعتراضات، شمار بازداشتها در روزهای بعد بهطور چشمگیری افزایش یافت. همچنین گزارشهایی از مجروحشدن دانشآموزان، کارکنان مدارس و نیروهای پلیس منتشر شده است.
همزمان، کارکنان بخش عمومی، از جمله معلمان، کارکنان حوزه سلامت و آتشنشانان نیز در اعتراض به وضعیت دستمزدها، شرایط کاری و سیاستهای بودجهای دولت دست به اعتصاب و تجمع زدهاند. در ۲۹ سپتامبر حدود ۱۷۰ تجمع در نقاط مختلف فرانسه برگزار شد. اتحادیههای کارگری خواهان افزایش دستمزدها، بهبود شرایط کار و اختصاص منابع بیشتر به خدمات عمومی هستند.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران با تأکید بر حق دانشآموزان، معلمان و دیگر مزدبگیران برای اعتراض و بیان مسالمتآمیز مطالبات خود، نسبت به گزارشهای مربوط به برخورد خشونتآمیز و بازداشت گسترده دانشآموزان، بهویژه افراد زیر سن قانونی، ابراز نگرانی میکند. برخورداری از آموزش عمومی باکیفیت، کلاسهای استاندارد، معلم کافی، بودجه مناسب و شرایط کاری شایسته از مطالبات اساسی جامعه آموزشی است. شورا بر این باور است که پاسخ به چنین مطالباتی باید از مسیر گفتوگو، احترام به حقوق صنفی و مدنی و شنیدن صدای دانشآموزان، معلمان و تشکلهای آنان صورت گیرد.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
👍10❤2👏1
شعار روز جهانی معلم ۲۰۲۶:
«همراه معلمان؛ ۶۰ سال پاسداری از حرفهٔ معلمی، ارتقای جایگاه آن و ساختن آیندهمان»
🔹 یکشنبه ۱۲ مهر | ۲۱ تا ۲۳
سرکوب آموزش عمومی؛ فرایندی چندلایه و مستمر
مستندسازی موارد نقض حقوق معلمان
🔹 دوشنبه ۱۳ مهر | ۲۱ تا ۲۳ | همزمان با روز جهانی معلم
زنان و آموزش
🔹 سهشنبه ۱۴ مهر | ۲۱ تا ۲۳
آموزش در شرایط اضطرار و بحران
بازسازی احساس امنیت، عاملیت و امید
🎬 چهارشنبه ۱۵ مهر | ۲۰ تا ۲۳
پخش مستند «When We Fight»، روایت اعتصاب موفق معلمان لسآنجلس، همراه با گفتوگو با
رهبران اتحادیهی معلمان لسآنجلس
📍 جلسات بهصورت مجازی برگزار میشود و جزئیات دسترسی متعاقباً اعلام خواهد شد.
همراه ما باشید و این دعوت را با همکارانتان به اشتراک بگذارید
#روز_جهانی_معلم
#همراه_معلمان
#شورای_هماهنگی
#معلمان
#زنان_و_آموزش
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10👍4👏2👌1
کانال شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران
به مناسبت روز جهانی معلم ۲۰۲۶
🔹 نشست نخست
سرکوب آموزش عمومی؛ فرایندی چندلایه و مستمر
مستندسازی موارد نقض حقوق معلمان
🎙 سخنران:
جعفر ابراهیمی
پژوهشگر اجتماعی و فعال صنفی معلمان
📅 یکشنبه ۱۲ مهرماه ۱۴۰۵
(۴ اکتبر ۲۰۲۶)
🕘 ساعت ۲۱ تا ۲۳ به وقت ایران
💻 جلسه در بستر Google Meet برگزار میشود و لینک ورود متعاقباً از طریق کانال شورای هماهنگی اعلام خواهد شد.
در این نشست، روندهای چندلایه سرکوب آموزش عمومی، شیوههای نقض حقوق معلمان و ضرورت مستندسازی منظم این موارد، از منظر جنبش صنفی معلمان بررسی خواهد شد.
از همه معلمان، فعالان صنفی، پژوهشگران، دانشجویان و علاقهمندان به مسائل آموزش عمومی دعوت میکنیم در این گفتوگو همراه ما باشند
https://meet.google.com/suu-naxb-voq
جلسه برای ورود از یک ربع قبل از شروع جلسه ساعت ۲۰:۴۵ دقیقه برای ورود بازگشایی می شود
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8
asefbayat
<unknown>
سلسله نشست های کانون صنفی معلمان ایران ( تهران)
«سازمانیابی و تداوم کنش مدنی در شرایط بحرانی امروز ایران»
بخش اول
کانونصنفیمعلمانایران(تهران) نشستی تحلیلی با حضور دکتر سعید مدنی و دکتر آصف بیات در تاریخ سوم شهریورماه برگزار کرده است؛ گفتوگویی که نخستین گفتوگوی رودرروی این دو پژوهشگر پس از آزادی دکتر مدنی از زندان به شمار میرود.
در بخش نخست این نشست، آصف بیات با اشاره به مباحث مطرحشده در نامه اخیر سعید مدنی، به بررسی شرایط کنونی ایران و امکانهای گذار دموکراتیک میپردازد و چند نکته مهم را برای فعالان مدنی و صنفی مطرح میکند:
▫️سازمانیابی و استراتژی جنبشها همواره پروگرسیو نیستند یعنی میتوانند عقبگرد هم داشته باشند.
▫️جامعه انرژی دارد اما مسئله مهم تبدیل انرژی به ساختار است.
▫️از مولفههای جامعه جنبشی، نهادینه شدن و ساختارمند شدن اعتراضات است.
🎧 شنیدن این گفتوگوی تحلیلی به معلمان، فعالان صنفی و کنشگران مدنی توصیه میشود.
#آصف_بیات
#سعید_مدنی
#گذار_دموکراتیک
🔹🔹🔹
منبع کانال کانون صنفی معلمان ایران( تهران)
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
«سازمانیابی و تداوم کنش مدنی در شرایط بحرانی امروز ایران»
بخش اول
کانونصنفیمعلمانایران(تهران) نشستی تحلیلی با حضور دکتر سعید مدنی و دکتر آصف بیات در تاریخ سوم شهریورماه برگزار کرده است؛ گفتوگویی که نخستین گفتوگوی رودرروی این دو پژوهشگر پس از آزادی دکتر مدنی از زندان به شمار میرود.
در بخش نخست این نشست، آصف بیات با اشاره به مباحث مطرحشده در نامه اخیر سعید مدنی، به بررسی شرایط کنونی ایران و امکانهای گذار دموکراتیک میپردازد و چند نکته مهم را برای فعالان مدنی و صنفی مطرح میکند:
▫️سازمانیابی و استراتژی جنبشها همواره پروگرسیو نیستند یعنی میتوانند عقبگرد هم داشته باشند.
▫️جامعه انرژی دارد اما مسئله مهم تبدیل انرژی به ساختار است.
▫️از مولفههای جامعه جنبشی، نهادینه شدن و ساختارمند شدن اعتراضات است.
🎧 شنیدن این گفتوگوی تحلیلی به معلمان، فعالان صنفی و کنشگران مدنی توصیه میشود.
#آصف_بیات
#سعید_مدنی
#گذار_دموکراتیک
🔹🔹🔹
منبع کانال کانون صنفی معلمان ایران( تهران)
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
👍5❤1
#همراهان_شورا
کسر حقوق از بازنشستگان البرز
بابت حوادث جنگ ۰
بعداز خبر کسر حقوق جهت بیمه اکمل زرین و رویت فیش حقوقی ؛ متوجه
شدم جهت حوادث جنگ هم از
حقوقم در شهریور ماه 1405
کم شده است ۰
متاسفانه مسئولان کانون باز نشستگی
خودسرانه بدون اطلاع از بازنشستگان
اقدام به کم کردن حقوق به بهانه های
گوناگون کرده اند .
من باز نشسته البرزم و نسبت به این
اقدام نه تنها اعتراض دارم ؛ بلکه
آن را شکلی از دست درازی به
حقوق چند برابر زیر خط فقر
می دانم .
چه کسی پاسخگوست ؟
حقوق من بازنشسته قلک
نیست که هروقت بخواهند دست
درازی کند ۰
کدام مسئول پاسخ می دهد ؟
من مسئولان کانون بازنشستگی
را به چالش می کشم که : حق
ندارند حقوق مرا برای حوادث
جنگ و ۰۰۰ کم کنند .
📌 مطالب ارسالی همراهان شورا لزوما مواضع شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران را منعکس نمیکند.
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡تلگرام 🌐سایت
📸اینستاگرام 🐦توییتر X
📲واتساپ 🎥یوتیوب
کسر حقوق از بازنشستگان البرز
بابت حوادث جنگ ۰
بعداز خبر کسر حقوق جهت بیمه اکمل زرین و رویت فیش حقوقی ؛ متوجه
شدم جهت حوادث جنگ هم از
حقوقم در شهریور ماه 1405
کم شده است ۰
متاسفانه مسئولان کانون باز نشستگی
خودسرانه بدون اطلاع از بازنشستگان
اقدام به کم کردن حقوق به بهانه های
گوناگون کرده اند .
من باز نشسته البرزم و نسبت به این
اقدام نه تنها اعتراض دارم ؛ بلکه
آن را شکلی از دست درازی به
حقوق چند برابر زیر خط فقر
می دانم .
چه کسی پاسخگوست ؟
حقوق من بازنشسته قلک
نیست که هروقت بخواهند دست
درازی کند ۰
کدام مسئول پاسخ می دهد ؟
من مسئولان کانون بازنشستگی
را به چالش می کشم که : حق
ندارند حقوق مرا برای حوادث
جنگ و ۰۰۰ کم کنند .
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡تلگرام 🌐سایت
📸اینستاگرام 🐦توییتر X
📲واتساپ 🎥یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👌15🔥5❤1
محمدرضا نیکنژاد، کارشناس حوزه آموزش، در گفتگو با خبرآنلاین به واکاوی دلایل استعفای اخیرِ تعدادی از معلمان پرداخت. او با اشاره به ویدئوهای منتشرشده در فضای مجازی، بیان کرد که این کنشها تنها «نوک کوه یخ» هستند و بیانگر بحرانی عمیقتر در بدنه آموزشوپرورش کشورند.
نیکنژاد گفت: «بسیاری از معلمان که در شرایط مشابهی قرار دارند، یا از پیامدهای احتمالیِ علنی کردن استعفای خود هراسانند و یا اصلاً در فضای مجازی حضور ندارند که آن را منعکس کنند. بنابراین آنچه امروز در شبکههای اجتماعی دیده میشود، تنها بخش کوچکی از واقعیت تلخِ حاکم بر این نهاد آموزشی است.»
منبع : سایت خبر آنلاین
🔹🔹🔹
اخبار، نظرات و انتقادات خود در حوزهی مسائل صنفی و آموزشی را از طریق آیدی زیر برای ما ارسال کنید:
🆔 @kashowranews
ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید و با تازهترین اخبار و فعالیتهای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان همراه باشید:
📡 تلگرام؛ 🌐 سایت
📸 اینستاگرام؛ 🐦 توییتر X
📲 واتساپ؛ 🎥 یوتیوب
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔥12👍10❤1