🔘 از پاریس خاورمیانه تا شهر ارواح: آناتومی فروپاشی تهران
▪️ زمانی تهران را «پاریس خاورمیانه» مینامیدند؛ شهری که با ثروت نفت به سرعت مدرن میشد، میزبان جشنوارههای بینالمللی فیلم و ستارههای هالیوود بود و نماد یک ایران در حال ظهور به شمار میرفت. امروز، تهران نماد یک فروپاشی تمامعیار است: شهری با ترافیک آخرالزمانی، آلودگی هوای مرگبار، قطعی مداوم برق و آب، و زیرساختهایی که زیر بار جمعیت ۱۵ میلیونی و فساد سیستماتیک در حال له شدن هستند. این سقوط، یک شبه رخ نداد؛ بلکه نتیجه یک روند تدریجی و ۴۶ ساله از تصمیمات فاجعهبار بود.
▫️ چهار پرده از یک تراژدی: چگونه تهران فرو ریخت؟
۱. پرده اول: انقلاب و پایان یک رویا (دهه ۵۰ و ۶۰): با انقلاب ۱۳۵۷، مهمانی به پایان رسید. فرار گسترده نخبگان و متخصصان، کشور را از ارزشمندترین سرمایه انسانیاش خالی کرد. انقلاب فرهنگی، دانشگاهها را به تعطیلی کشاند و ملیسازی صنایع، بخش خصوصی را نابود کرد. سپس جنگ ۸ ساله با عراق فرا رسید. «جنگ شهرها» و بمباران پایتخت، نه تنها زیرساختها را ویران کرد، بلکه یک زخم روانی عمیق بر پیکر شهری گذاشت که آموخت «مرگ میتواند هر لحظه از آسمان ببارد».
۲. پرده دوم: انفجار جمعیت و فساد (دهه ۷۰ و ۸۰): پس از جنگ، موج مهاجرت از روستاها و شهرهای جنگزده به سمت پایتخت، جمعیت تهران را به مرز انفجار رساند. شهری که برای ۲ میلیون نفر طراحی شده بود، ناگهان میزبان بیش از ۱۰ میلیون نفر شد. این رشد کنترلنشده، همزمان با شکلگیری یک فساد سیستماتیک بود. نهادهای انقلابی و شهرداری، به جای توسعه زیرساختها، به ماشینهایی برای توزیع رانت و فروش تراکم تبدیل شدند. فاجعه فروریختن ساختمان پلاسکو در سال ۱۳۹۵، نماد این فساد عمیق بود: ساختمانی که با وجود هشدارهای مکرر، به دلیل ارتباطات سیاسی مالکانش، به فعالیت خود ادامه میداد.
۳. پرده سوم: فروپاشی زیرساختها (دهه ۹۰ و امروز): امروز، تهران در حال خفه شدن است.
- آلودگی هوا: موقعیت جغرافیایی تهران در یک گودال کوهستانی، آن را به یک تله مرگبار برای آلودگی تبدیل کرده است. سالانه هزاران نفر به دلیل تنفس هوای سمی جان خود را از دست میدهند.
- بحران آب و برق: سدهای اطراف تهران در پایینترین سطح خود در دهههای اخیر قرار دارند و جیرهبندی آب و قطعیهای مکرر برق به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است.
- ارز بیارزش: سقوط ارزش ریال (از ۷ تومان به ازای هر دلار در پیش از انقلاب به بیش از صدهزار تومان امروز) قدرت خرید مردم را نابود کرده و طبقه متوسط را به زیر خط فقر کشانده است.
۴. نتیجه نهایی: شهری در جنگ با خود: تهران امروز، شهری است که در تضادهای خود گرفتار شده است. از یک سو، یک زندگی زیرزمینی پر جنب و جوش در جریان است که در آن جوانان تلاش میکنند «نرمال» زندگی کنند. از سوی دیگر، یک سیستم فاسد و ناکارآمد که هر روز عرصه را بر شهروندانش تنگتر میکند. تراژدی تهران این است که فساد، به قدری سودآور شده که دیگر قابل درمان نیست. این شهر، نماد کاملی از یک سیستم حکمرانی است که بقای خود را بر رفاه و آینده شهروندانش ترجیح داده است.
@khod2
▪️ زمانی تهران را «پاریس خاورمیانه» مینامیدند؛ شهری که با ثروت نفت به سرعت مدرن میشد، میزبان جشنوارههای بینالمللی فیلم و ستارههای هالیوود بود و نماد یک ایران در حال ظهور به شمار میرفت. امروز، تهران نماد یک فروپاشی تمامعیار است: شهری با ترافیک آخرالزمانی، آلودگی هوای مرگبار، قطعی مداوم برق و آب، و زیرساختهایی که زیر بار جمعیت ۱۵ میلیونی و فساد سیستماتیک در حال له شدن هستند. این سقوط، یک شبه رخ نداد؛ بلکه نتیجه یک روند تدریجی و ۴۶ ساله از تصمیمات فاجعهبار بود.
▫️ چهار پرده از یک تراژدی: چگونه تهران فرو ریخت؟
۱. پرده اول: انقلاب و پایان یک رویا (دهه ۵۰ و ۶۰): با انقلاب ۱۳۵۷، مهمانی به پایان رسید. فرار گسترده نخبگان و متخصصان، کشور را از ارزشمندترین سرمایه انسانیاش خالی کرد. انقلاب فرهنگی، دانشگاهها را به تعطیلی کشاند و ملیسازی صنایع، بخش خصوصی را نابود کرد. سپس جنگ ۸ ساله با عراق فرا رسید. «جنگ شهرها» و بمباران پایتخت، نه تنها زیرساختها را ویران کرد، بلکه یک زخم روانی عمیق بر پیکر شهری گذاشت که آموخت «مرگ میتواند هر لحظه از آسمان ببارد».
۲. پرده دوم: انفجار جمعیت و فساد (دهه ۷۰ و ۸۰): پس از جنگ، موج مهاجرت از روستاها و شهرهای جنگزده به سمت پایتخت، جمعیت تهران را به مرز انفجار رساند. شهری که برای ۲ میلیون نفر طراحی شده بود، ناگهان میزبان بیش از ۱۰ میلیون نفر شد. این رشد کنترلنشده، همزمان با شکلگیری یک فساد سیستماتیک بود. نهادهای انقلابی و شهرداری، به جای توسعه زیرساختها، به ماشینهایی برای توزیع رانت و فروش تراکم تبدیل شدند. فاجعه فروریختن ساختمان پلاسکو در سال ۱۳۹۵، نماد این فساد عمیق بود: ساختمانی که با وجود هشدارهای مکرر، به دلیل ارتباطات سیاسی مالکانش، به فعالیت خود ادامه میداد.
۳. پرده سوم: فروپاشی زیرساختها (دهه ۹۰ و امروز): امروز، تهران در حال خفه شدن است.
- آلودگی هوا: موقعیت جغرافیایی تهران در یک گودال کوهستانی، آن را به یک تله مرگبار برای آلودگی تبدیل کرده است. سالانه هزاران نفر به دلیل تنفس هوای سمی جان خود را از دست میدهند.
- بحران آب و برق: سدهای اطراف تهران در پایینترین سطح خود در دهههای اخیر قرار دارند و جیرهبندی آب و قطعیهای مکرر برق به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است.
- ارز بیارزش: سقوط ارزش ریال (از ۷ تومان به ازای هر دلار در پیش از انقلاب به بیش از صدهزار تومان امروز) قدرت خرید مردم را نابود کرده و طبقه متوسط را به زیر خط فقر کشانده است.
۴. نتیجه نهایی: شهری در جنگ با خود: تهران امروز، شهری است که در تضادهای خود گرفتار شده است. از یک سو، یک زندگی زیرزمینی پر جنب و جوش در جریان است که در آن جوانان تلاش میکنند «نرمال» زندگی کنند. از سوی دیگر، یک سیستم فاسد و ناکارآمد که هر روز عرصه را بر شهروندانش تنگتر میکند. تراژدی تهران این است که فساد، به قدری سودآور شده که دیگر قابل درمان نیست. این شهر، نماد کاملی از یک سیستم حکمرانی است که بقای خود را بر رفاه و آینده شهروندانش ترجیح داده است.
🔸 آنتروپی شهری (Urban Entropy): در فیزیک، آنتروپی به معنای تمایل یک سیستم به حرکت به سمت بینظمی و فروپاشی است. «آنتروپی شهری» وضعیتی است که در آن، یک شهر به دلیل سوءمدیریت، فساد، رشد کنترلنشده و فقدان برنامهریزی بلندمدت، تمام انرژی و منابع خود را از دست داده و به طور مداوم به سمت زوال، ناکارآمدی و بینظمی بیشتر حرکت میکند. تهران امروز، نمونه کلاسیک یک سیستم شهری با آنتروپی بالاست که در آن، هر تلاشی برای اصلاح، توسط نیروهای قدرتمندترِ فساد و بیکفایتی، خنثی میشود.
@khod2
👍26❤8👎2👌1
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
📌 پرسش و پاسخ با محوریت:
- مسئلهی سخت آگاهی
- علیت سطح بالا
- ارادهی آزاد
مجری: جناب هادس
مهمان: دکتر تقی کیمیایی اسدی (فوق تخصص طب تشخیصی الکتریکی از امریکا)
▪️اجراء در گروه دروغها و خرافات اسلام
(این برنامه به نحو زنده و صوتی برگزار خواهد شد)
🗓 شنبه، ۲۶ مهر
🕣 ساعت ۲۱ به وقت ایران
@islie | @islie_group
- مسئلهی سخت آگاهی
- علیت سطح بالا
- ارادهی آزاد
مجری: جناب هادس
مهمان: دکتر تقی کیمیایی اسدی (فوق تخصص طب تشخیصی الکتریکی از امریکا)
▪️اجراء در گروه دروغها و خرافات اسلام
(این برنامه به نحو زنده و صوتی برگزار خواهد شد)
🗓 شنبه، ۲۶ مهر
🕣 ساعت ۲۱ به وقت ایران
@islie | @islie_group
🙏7👎2❤1
🔘 بنبست بزرگ: گرفتار میان صلح فریبنده و جنگ محتوم
▪️ پس از ماهها تنش بیسابقه، به نظر میرسد یک آرامش شکننده بر منطقه حاکم شده است. تهدیدهای آشکار جنگ میان ایران و اسرائیل متوقف شده، تهران در یک لاک دفاعی فرو رفته، و دونالد ترامپ پس از آتشبس غزه، حتی از احتمال صلح با ایران سخن میگوید. اما آیا این پایان بحران است یا آرامش قبل از طوفان؟ پاسخ به این سوال، موضوع یک جنگ داخلی تمامعیار در میان تحلیلگران و تصمیمگیران جمهوریاسلامی است؛ جنگی که آینده ایران به آن گره خورده است.
▪️ در یک سوی این نبرد فکری، جریانی معتقد است که فشارها جواب داده و اکنون یک «روزنه» تاریخی برای توافقی بزرگ با آمریکا باز شده است. به گفته آنها (مانند صادق الحسینی در روزنامه اعتماد)، شرایط ترامپ برای مذاکره آنقدرها هم سخت نیست و جمهوری اسلامی باید از این فرصت برای خروج از انزوای مرگبار خود استفاده کند. در سوی دیگر، جریانی بدبین هشدار میدهد که این آرامش یک «تله» است. به باور آنها (مانند نادر انتصار در تابناک)، نتانیاهو در حال تدارک حمله بعدی و ویرانگرتر است و هرگونه خوشبینی به نیات ترامپ و اسرائیل، یک سادهلوحی مرگبار خواهد بود.
▫️ سه لایه از یک ابهام استراتژیک: کالبدشکافی وضعیت جدید
۱. جنگ داخلی بر سر بقا: این شکاف عمیق در تهران، تصادفی نیست. این محصول مستقیم شکست تمام استراتژیهای گذشته است. همانطور که مقامات ارشدی چون کمال خرازی و علی شمخانی به طور ضمنی اعتراف کردهاند، دکترینهای بازدارندگی موشکی و منطقهای رژیم در جنگ اخیر شکست خوردهاند. اکنون حاکمیت در یک بنبست قرار دارد: یک جناح برای بقا، راه را در «مذاکره از موضع ضعف» میبیند و جناح دیگر، تنها راه را در «مقاومت تا آخرین نفس» و حرکت به سمت توانمندی هستهای.
۲. بازی دوگانه در واشنگتن و تلآویو: این ابهام با اختلاف نظر بنیادین میان ترامپ و نتانیاهو تشدید میشود. ترامپ به دنبال یک «صلح معاملهمحور» و یک دستاورد بزرگ در سیاست خارجی برای تثبیت میراث خود است. نتانیاهو اما به «صلح از طریق قدرت مطلق» و حذف کامل هرگونه تهدید باور دارد. این یعنی حتی اگر ایران مسیر مذاکره را انتخاب کند، هیچ تضمینی وجود ندارد که اسرائیل آن را بپذیرد. این عدم هماهنگی، پیشبینی آینده را تقریباً غیرممکن کرده است.
۳. واقعیتهای غیرقابل انکار در میدان: فارغ از این بحثها، دو واقعیت در میدان در حال وقوع است. اول، فشار بر بازوهای نیابتی ایران متوقف نشده و اسرائیل به طور سیستماتیک در حال حذف مهرههای کلیدی ایران در منطقه است. دوم، جمهوری اسلامی به دلیل انزوای کامل و فروپاشی اقتصادی، در ضعیفترین موقعیت تاریخ خود قرار دارد. این یعنی چه صلح در راه باشد و چه جنگ، ایران از موضع یک بازیگر ضعیف و منفعل وارد آن خواهد شد.
@khod2
▪️ پس از ماهها تنش بیسابقه، به نظر میرسد یک آرامش شکننده بر منطقه حاکم شده است. تهدیدهای آشکار جنگ میان ایران و اسرائیل متوقف شده، تهران در یک لاک دفاعی فرو رفته، و دونالد ترامپ پس از آتشبس غزه، حتی از احتمال صلح با ایران سخن میگوید. اما آیا این پایان بحران است یا آرامش قبل از طوفان؟ پاسخ به این سوال، موضوع یک جنگ داخلی تمامعیار در میان تحلیلگران و تصمیمگیران جمهوریاسلامی است؛ جنگی که آینده ایران به آن گره خورده است.
▪️ در یک سوی این نبرد فکری، جریانی معتقد است که فشارها جواب داده و اکنون یک «روزنه» تاریخی برای توافقی بزرگ با آمریکا باز شده است. به گفته آنها (مانند صادق الحسینی در روزنامه اعتماد)، شرایط ترامپ برای مذاکره آنقدرها هم سخت نیست و جمهوری اسلامی باید از این فرصت برای خروج از انزوای مرگبار خود استفاده کند. در سوی دیگر، جریانی بدبین هشدار میدهد که این آرامش یک «تله» است. به باور آنها (مانند نادر انتصار در تابناک)، نتانیاهو در حال تدارک حمله بعدی و ویرانگرتر است و هرگونه خوشبینی به نیات ترامپ و اسرائیل، یک سادهلوحی مرگبار خواهد بود.
▫️ سه لایه از یک ابهام استراتژیک: کالبدشکافی وضعیت جدید
۱. جنگ داخلی بر سر بقا: این شکاف عمیق در تهران، تصادفی نیست. این محصول مستقیم شکست تمام استراتژیهای گذشته است. همانطور که مقامات ارشدی چون کمال خرازی و علی شمخانی به طور ضمنی اعتراف کردهاند، دکترینهای بازدارندگی موشکی و منطقهای رژیم در جنگ اخیر شکست خوردهاند. اکنون حاکمیت در یک بنبست قرار دارد: یک جناح برای بقا، راه را در «مذاکره از موضع ضعف» میبیند و جناح دیگر، تنها راه را در «مقاومت تا آخرین نفس» و حرکت به سمت توانمندی هستهای.
۲. بازی دوگانه در واشنگتن و تلآویو: این ابهام با اختلاف نظر بنیادین میان ترامپ و نتانیاهو تشدید میشود. ترامپ به دنبال یک «صلح معاملهمحور» و یک دستاورد بزرگ در سیاست خارجی برای تثبیت میراث خود است. نتانیاهو اما به «صلح از طریق قدرت مطلق» و حذف کامل هرگونه تهدید باور دارد. این یعنی حتی اگر ایران مسیر مذاکره را انتخاب کند، هیچ تضمینی وجود ندارد که اسرائیل آن را بپذیرد. این عدم هماهنگی، پیشبینی آینده را تقریباً غیرممکن کرده است.
۳. واقعیتهای غیرقابل انکار در میدان: فارغ از این بحثها، دو واقعیت در میدان در حال وقوع است. اول، فشار بر بازوهای نیابتی ایران متوقف نشده و اسرائیل به طور سیستماتیک در حال حذف مهرههای کلیدی ایران در منطقه است. دوم، جمهوری اسلامی به دلیل انزوای کامل و فروپاشی اقتصادی، در ضعیفترین موقعیت تاریخ خود قرار دارد. این یعنی چه صلح در راه باشد و چه جنگ، ایران از موضع یک بازیگر ضعیف و منفعل وارد آن خواهد شد.
🔸 تله راهبردی (Strategic Trap): این وضعیت که مدتهاست جمهوریاسلامی در آن است، فراتر از یک بنبست ساده است. تله راهبردی زمانی رخ میدهد که یک بازیگر در موقعیتی قرار میگیرد که تمام گزینههای پیش رویش، به نتایج نامطلوب منجر میشود. درحال حاضر برای جمهوری اسلامی، حرکت به سمت مذاکره، ریسک نشان دادن ضعف و فروپاشی داخلی را به همراه دارد. حرکت به سمت تقابل، ریسک نابودی کامل را دارد. و بیحرکتی و ادامه وضعیت فعلی، به معنای پوسیدگی تدریجی از درون به دلیل بحرانهای اقتصادی و اجتماعی است. این، خطرناکترین و پیچیدهترین مرحله از بازی بقا برای جمهوری اسلامی است؛ مرحلهای که در آن، هر حرکتی میتواند آخرین حرکت باشد.
@khod2
👍17❤12👎3
Forwarded from تازههای علمی
🔺 روانشناسی اطلاعات نادرست: چرا برای برخی، حمایت از یک ادعای غلط یک «نمایش قدرت» است؟
🔹 چرا برخی افراد نه تنها اطلاعات نادرست را باور میکنند، بلکه از ادعاهایی که به سادگی قابل رد شدن هستند، سرسختانه دفاع میکنند؟ یک پژوهش جدید در روانشناسی اجتماعی نشان میدهد که برای این گروه، موضوع بر سر درستی یا نادرستی یک واقعیت نیست، بلکه بر سر پیروزی در یک «جنگ روانی» و به نمایش گذاشتن قدرت است.
❕ «نمایش نمادین قدرت» چیست؟
محققان این ذهنیت را «نمایش نمادین قدرت» (Symbolic Show of Strength) مینامند. افرادی که این ذهنیت را دارند، مسائل را نه بر اساس واقعیتهای عینی، بلکه در چارچوب یک نبرد نمادین برای غلبه بر «دشمن» میبینند. در این چارچوب، پذیرش یک واقعیت ارائهشده از سوی طرف مقابل، به معنای «تسلیم شدن» و «ضعف» است. بنابراین، مقاومت در برابر آن واقعیت، حتی اگر کاملاً درست باشد، یک «پیروزی» و نمایش قدرت محسوب میشود. در این منطق، هرچه یک ادعا آشکارا نادرستتر باشد، حمایت از آن نمایش قدرت بزرگتری است، زیرا نشان میدهد فرد تا چه حد حاضر است در برابر نفوذ خارجی مقاومت کند.
🔹 در این پژوهش که روی بیش از ۵۵۰۰ نفر در ۸ کشور انجام شد، مشخص شد قویترین عامل پیشبینیکننده برای باور به اطلاعات نادرست در مورد کووید-۱۹، همین ذهنیت «نمایش نمادین قدرت» بوده است. این عامل حتی از گرایش سیاسی افراد نیز قویتر بود. این ذهنیت همچنین با نگرشهای اقتدارگرایانه (باور به اینکه برخی گروهها باید بر دیگران مسلط باشند) ارتباط قوی داشت.
❕ چرا راستیآزمایی (Fact-checking) روی این گروه بیاثر است؟
این نظریه توضیح میدهد که چرا ارائه مدارک و شواهد برای رد یک ادعای نادرست، اغلب تأثیری بر این افراد ندارد. از دیدگاه آنها، کسی که در حال راستیآزمایی است، در حال «واکنش نشان دادن» است و بنابراین در موضع ضعف قرار دارد. در مقابل، فردی که بر ادعای نادرست خود پافشاری میکند، نشان میدهد که تحت تأثیر قرار نمیگیرد و بنابراین «قوی» به نظر میرسد. در این بازی، حقیقت عینی بیربط است.
🔹 محققان برای مثال، به ادعای نادرست دونالد ترامپ در مورد آمار جرم و جنایت اشاره میکنند. در حالی که رسانهها بر رد کردن این ادعا با آمار و ارقام متمرکز بودند، از دیدگاه ذهنیت نمادین، نفس پافشاری بر این ادعای قابل رد، خود یک نمایش قدرت بود. این پژوهش تأکید میکند که برای مقابله با اطلاعات نادرست، باید درک کنیم که برای برخی افراد، این یک بازی بر سر واقعیت نیست، بلکه یک نمایش بر سر قدرت است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #روانشناسی_سیاسی #اطلاعات_نادرست #شناخت_اجتماعی #تفکر_انتقادی
🔹 چرا برخی افراد نه تنها اطلاعات نادرست را باور میکنند، بلکه از ادعاهایی که به سادگی قابل رد شدن هستند، سرسختانه دفاع میکنند؟ یک پژوهش جدید در روانشناسی اجتماعی نشان میدهد که برای این گروه، موضوع بر سر درستی یا نادرستی یک واقعیت نیست، بلکه بر سر پیروزی در یک «جنگ روانی» و به نمایش گذاشتن قدرت است.
❕ «نمایش نمادین قدرت» چیست؟
محققان این ذهنیت را «نمایش نمادین قدرت» (Symbolic Show of Strength) مینامند. افرادی که این ذهنیت را دارند، مسائل را نه بر اساس واقعیتهای عینی، بلکه در چارچوب یک نبرد نمادین برای غلبه بر «دشمن» میبینند. در این چارچوب، پذیرش یک واقعیت ارائهشده از سوی طرف مقابل، به معنای «تسلیم شدن» و «ضعف» است. بنابراین، مقاومت در برابر آن واقعیت، حتی اگر کاملاً درست باشد، یک «پیروزی» و نمایش قدرت محسوب میشود. در این منطق، هرچه یک ادعا آشکارا نادرستتر باشد، حمایت از آن نمایش قدرت بزرگتری است، زیرا نشان میدهد فرد تا چه حد حاضر است در برابر نفوذ خارجی مقاومت کند.
🔹 در این پژوهش که روی بیش از ۵۵۰۰ نفر در ۸ کشور انجام شد، مشخص شد قویترین عامل پیشبینیکننده برای باور به اطلاعات نادرست در مورد کووید-۱۹، همین ذهنیت «نمایش نمادین قدرت» بوده است. این عامل حتی از گرایش سیاسی افراد نیز قویتر بود. این ذهنیت همچنین با نگرشهای اقتدارگرایانه (باور به اینکه برخی گروهها باید بر دیگران مسلط باشند) ارتباط قوی داشت.
❕ چرا راستیآزمایی (Fact-checking) روی این گروه بیاثر است؟
این نظریه توضیح میدهد که چرا ارائه مدارک و شواهد برای رد یک ادعای نادرست، اغلب تأثیری بر این افراد ندارد. از دیدگاه آنها، کسی که در حال راستیآزمایی است، در حال «واکنش نشان دادن» است و بنابراین در موضع ضعف قرار دارد. در مقابل، فردی که بر ادعای نادرست خود پافشاری میکند، نشان میدهد که تحت تأثیر قرار نمیگیرد و بنابراین «قوی» به نظر میرسد. در این بازی، حقیقت عینی بیربط است.
🔹 محققان برای مثال، به ادعای نادرست دونالد ترامپ در مورد آمار جرم و جنایت اشاره میکنند. در حالی که رسانهها بر رد کردن این ادعا با آمار و ارقام متمرکز بودند، از دیدگاه ذهنیت نمادین، نفس پافشاری بر این ادعای قابل رد، خود یک نمایش قدرت بود. این پژوهش تأکید میکند که برای مقابله با اطلاعات نادرست، باید درک کنیم که برای برخی افراد، این یک بازی بر سر واقعیت نیست، بلکه یک نمایش بر سر قدرت است.
[منبع]
🆔 @Science_Focus
#روانشناسی #روانشناسی_سیاسی #اطلاعات_نادرست #شناخت_اجتماعی #تفکر_انتقادی
The Conversation
Winning with misinformation: New research identifies link between endorsing easily disproven claims and prioritizing symbolic strength
Conversations around misinformation that assume everyone cares about literal truth may be missing the point.
👍11❤5👎3
Audio
📌 پرسش و پاسخ با محوریت:
- مسئلهی سخت آگاهی
- علیت سطح بالا
- ارادهی آزاد
مجری: جناب هادس
مهمان: دکتر تقی کیمیایی اسدی (فوق تخصص طب تشخیصی الکتریکی از امریکا)
▪️برگزار شده در گروه دروغها و خرافات اسلام
🗓 شنبه، ۲۶ مهر
🕣 ساعت ۲۱ به وقت ایران
@islie | @islie_group
- مسئلهی سخت آگاهی
- علیت سطح بالا
- ارادهی آزاد
مجری: جناب هادس
مهمان: دکتر تقی کیمیایی اسدی (فوق تخصص طب تشخیصی الکتریکی از امریکا)
▪️برگزار شده در گروه دروغها و خرافات اسلام
🗓 شنبه، ۲۶ مهر
🕣 ساعت ۲۱ به وقت ایران
@islie | @islie_group
❤10👎5👍4
دارنده ی سومین ذخائر نفتی جهان
غوطه ور در فقر و فساد و سرکوب
حاکمانش بیشرافت و بی وطن
مردمش بیخیال و پر مدعا
ما انتخاب میکنیم چگونه زیستن را
@khod2
غوطه ور در فقر و فساد و سرکوب
حاکمانش بیشرافت و بی وطن
مردمش بیخیال و پر مدعا
ما انتخاب میکنیم چگونه زیستن را
@khod2
👍59👎10💯8❤3
🔘 توهم پیروزی در اتاق پژواک: خامنهای فرمان تقابل میدهد، جهان درها را میبندد
▪️ «به همین خیال باشید که با بمباران، صنعت هستهای ایران از بین میرود.» این جمله از علی خامنهای در اولین سخنرانی عمومیاش پس از نزدیک به یک ماه غیبت، چکیده کامل وضعیت ذهنی حاکم بر تهران است: انکار مطلق واقعیت. او در حالی جنگ ۱۲ روزه را یک «پیروزی» و «سیلی باورنکردنی» به اسرائیل خواند و تهدید کرد که «اگر لازم باشد باز هم موشک میفرستیم»، که جهان در حال برداشتن آخرین گامها برای انزوای کامل جمهوری اسلامی بود.
▪️ این سخنان در حالی بیان میشود که با پایان رسمی عمر قطعنامه ۲۲۳۱ و اجرایی شدن «مکانیسم ماشه»، ایران رسماً به ذیل تحریمهای فصل هفتم منشور ملل متحد بازگشته است. در لحظهای که جهان در حال اجرای قانونی انزوای کامل جمهوری اسلامی است، رهبر آن در تهران از پیروزیهای خیالی سخن میگوید و شکاف میان توهم و واقعیت را به عمیقترین حد خود رسانده است.
▫️ سه پرده از یک گسست خطرناک: واکاوی یک ذهنیت
۱. پرده اول: انکار شکست و بازنویسی تاریخ: خامنهای در حالی آسیب به تاسیسات هستهای را «خیال» میخواند که گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تصاویر ماهوارهای، ابعاد گسترده تخریب را تایید کردهاند. او در حالی از «سیلی باورنکردنی» موشکی حرف میزند که مقامات ارشد نظام پیشتر به «خطاهای عملیاتی» آن اذعان کرده بودند. این بازنویسی روایت تاریخ برای مصرف داخلی، نشان میدهد که سیستم توانایی «یادگیری از شکست» را به طور کامل از دست داده و در حال تکرار همان اشتباهات است.
۲. پرده دوم: پایان یک دوران و آغاز انزوای مطلق: با بازگشت تحریمهای سازمان ملل، دوران دیپلماسی به پایان رسیده است. اکنون، به گفته منابع معتبر، اگر ایران همکاری با آژانس را از سر نگیرد، اروپا در ماه نوامبر پرونده را مجدداً به شورای امنیت ارجاع خواهد داد. این یعنی فشارها نه تنها کاهش نمییابد، بلکه وارد فاز جدیدی از مشروعیتبخشی بینالمللی برای اقدامات شدیدتر خواهد شد. انکار این واقعیت توسط مقامات تهران، تنها عمق استیصال آنها را نشان میدهد.
۳. پرده سوم: تناقض حرف و عمل؛ از تهدید موشکی تا ترس از آفتاب: شاید هیچ چیز بهتر از یک غیبت معنادار، توخالی بودن این لفاظیها را نشان ندهد. خامنهای برای اولین بار در سالهای اخیر، در مراسم دانشآموختگی دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش شرکت نکرد؛ مراسمی که همواره مهمترین صحنه برای نمایش قدرت او به عنوان فرمانده کل قوا بوده است. رهبری که از «سیلی» زدن به دشمن حرف میزند، اما از ترس هدف قرار گرفتن، در مهمترین رویداد نظامی سال حاضر نمیشود، بهترین تصویر از یک ببر کاغذی است.
@khod2
▪️ «به همین خیال باشید که با بمباران، صنعت هستهای ایران از بین میرود.» این جمله از علی خامنهای در اولین سخنرانی عمومیاش پس از نزدیک به یک ماه غیبت، چکیده کامل وضعیت ذهنی حاکم بر تهران است: انکار مطلق واقعیت. او در حالی جنگ ۱۲ روزه را یک «پیروزی» و «سیلی باورنکردنی» به اسرائیل خواند و تهدید کرد که «اگر لازم باشد باز هم موشک میفرستیم»، که جهان در حال برداشتن آخرین گامها برای انزوای کامل جمهوری اسلامی بود.
▪️ این سخنان در حالی بیان میشود که با پایان رسمی عمر قطعنامه ۲۲۳۱ و اجرایی شدن «مکانیسم ماشه»، ایران رسماً به ذیل تحریمهای فصل هفتم منشور ملل متحد بازگشته است. در لحظهای که جهان در حال اجرای قانونی انزوای کامل جمهوری اسلامی است، رهبر آن در تهران از پیروزیهای خیالی سخن میگوید و شکاف میان توهم و واقعیت را به عمیقترین حد خود رسانده است.
▫️ سه پرده از یک گسست خطرناک: واکاوی یک ذهنیت
۱. پرده اول: انکار شکست و بازنویسی تاریخ: خامنهای در حالی آسیب به تاسیسات هستهای را «خیال» میخواند که گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی و تصاویر ماهوارهای، ابعاد گسترده تخریب را تایید کردهاند. او در حالی از «سیلی باورنکردنی» موشکی حرف میزند که مقامات ارشد نظام پیشتر به «خطاهای عملیاتی» آن اذعان کرده بودند. این بازنویسی روایت تاریخ برای مصرف داخلی، نشان میدهد که سیستم توانایی «یادگیری از شکست» را به طور کامل از دست داده و در حال تکرار همان اشتباهات است.
۲. پرده دوم: پایان یک دوران و آغاز انزوای مطلق: با بازگشت تحریمهای سازمان ملل، دوران دیپلماسی به پایان رسیده است. اکنون، به گفته منابع معتبر، اگر ایران همکاری با آژانس را از سر نگیرد، اروپا در ماه نوامبر پرونده را مجدداً به شورای امنیت ارجاع خواهد داد. این یعنی فشارها نه تنها کاهش نمییابد، بلکه وارد فاز جدیدی از مشروعیتبخشی بینالمللی برای اقدامات شدیدتر خواهد شد. انکار این واقعیت توسط مقامات تهران، تنها عمق استیصال آنها را نشان میدهد.
۳. پرده سوم: تناقض حرف و عمل؛ از تهدید موشکی تا ترس از آفتاب: شاید هیچ چیز بهتر از یک غیبت معنادار، توخالی بودن این لفاظیها را نشان ندهد. خامنهای برای اولین بار در سالهای اخیر، در مراسم دانشآموختگی دانشجویان دانشگاههای افسری ارتش شرکت نکرد؛ مراسمی که همواره مهمترین صحنه برای نمایش قدرت او به عنوان فرمانده کل قوا بوده است. رهبری که از «سیلی» زدن به دشمن حرف میزند، اما از ترس هدف قرار گرفتن، در مهمترین رویداد نظامی سال حاضر نمیشود، بهترین تصویر از یک ببر کاغذی است.
🔸 سندروم خودتنهاانگاری استراتژیک (Strategic Solipsism Syndrome): این یک وضعیت خطرناک در روانشناسی رهبری است که در آن، یک رهبر یا یک سیستم حاکم، توانایی درک جهان از هر منظری جز منظر خود را از دست میدهد. در این حالت، روایتهای داخلی، پروپاگاندا و باورهای ایدئولوژیک به قدری در یک «اتاق پژواک» تکرار میشوند که به تنها «واقعیت» موجود برای تصمیمگیرندگان تبدیل میگردند. این سندروم، منجر به نادیده گرفتن سیگنالهای خطر، ارزیابیهای غلط از توان خود و دشمن، و در نهایت، اتخاذ تصمیمات فاجعهبار بر اساس یک تصویر کاملاً تحریفشده از جهان میشود. سخنرانی اخیر خامنهای، نمونه کلاسیک این سندروم خطرناک است.
@khod2
👍24❤10👎7💯2🙏1
🔘 از فروپاشی فرماندهی تا آمادهباش جنگی: پسلرزههای جنگ ژوئن و طوفان پیش رو
▪️ یک افشاگری، ابعاد فاجعهبار شکست جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه را آشکار کرد. بر اساس گزارشهای جدید و تایید شده، در جریان جنگ ژوئن و پس از کشته شدن فرماندهان ارشد سپاه، محمدباقر قالیباف، نظامی سابق و رئیس فعلی مجلس، در اقدامی بیسابقه، فرماندهی بخشی از نیروهای مسلح را بر عهده گرفته است. این یعنی در بحبوحه جنگ، زنجیره فرماندهی نظامی کشور به قدری از هم گسسته بود که یک سیاستمدار مجبور به مداخله اضطراری شد؛ آن هم در شرایطی که فرمانده کل قوا، علی خامنهای، در سکوت و غیبت کامل به سر میبرد.
▪️ این اعتراف به فروپاشی درونی، همزمان با به صدا درآمدن طبل یک جنگ جدید در خارج است. ارتش اسرائیل یک مانور نظامی گسترده پنج روزه را در مرز لبنان آغاز کرده و آمریکا به دولت بیروت هشدار داده است که اگر حزبالله خلع سلاح نشود، یک «رویارویی بزرگ» در راه است. همزمان، رافائل گروسی، دبیرکل آژانس، هشدار میدهد که ایران مواد لازم برای ساخت ۱۰ بمب اتمی را در اختیار دارد اما همکاری نمیکند و اگر دیپلماسی شکست بخورد، باید نگران «استفاده مجدد از زور» بود.
▫️ سه پرده از یک بحران وجودی: بررسی وضعیت
۱. پرده اول: فروپاشی در اتاق فرمان؛ گواهی فوت یک ساختار امنیتی: فرماندهی یک چهره سیاسی و نظامی سابق بر ارتش در میانه جنگ، یک رسوایی در ابعاد تاریخی است. این افشاگری، که با اعترافات دیگر فرماندهان سپاه مبنی بر ناتوانی در «پاسخ به موقع» تکمیل میشود، ثابت میکند که حملات دقیق اسرائیل، نه تنها تاسیسات، بلکه «مغز» سیستم فرماندهی و کنترل جمهوری اسلامی را به طور کامل فلج کرده بود. این یک شکست اطلاعاتی و عملیاتی است که تمام ادعاهای بازدارندگی رژیم را پوچ میکند.
۲. پرده دوم: جنگ جانشینی بر سر ویرانهها: این فروپاشی فرماندهی در غیاب کامل خامنهای رخ داد و یک خلاء قدرت مرگبار را در رأس نظام به نمایش گذاشت. اقدام قالیباف، بیش از آنکه یک حرکت برای نجات کشور باشد، یک مانور قدرت در جنگ جانشینی است که پیش از مرگ رهبر آغاز شده. درگیریهای اخیر میان روحانی و شمخانی و انتقادات تند پزشکیان از ناکارآمدی سیستم، نشان میدهد که در حالی که کشور با تهدید خارجی روبروست، نخبگان نظام در حال جنگ با یکدیگر بر سر تقسیم غنائم یک کشتی در حال غرق شدن هستند.
۳. پرده سوم: شمارش معکوس برای طوفان در شمال: در حالی که تهران درگیر این بحرانهای داخلی است، اسرائیل و آمریکا در حال آماده کردن صحنه برای حذف تهدید بعدی هستند: حزبالله لبنان. با شکست طرح خلع سلاح این گروه توسط دولت لبنان، اکنون بهانه لازم برای یک اقدام نظامی یکجانبه فراهم شده است. مانور گسترده اسرائیل در مرز، یک پیام روشن به حزبالله و حامی آن در تهران است: پس از غزه، نوبت شماست.
@khod2
▪️ یک افشاگری، ابعاد فاجعهبار شکست جمهوری اسلامی در جنگ ۱۲ روزه را آشکار کرد. بر اساس گزارشهای جدید و تایید شده، در جریان جنگ ژوئن و پس از کشته شدن فرماندهان ارشد سپاه، محمدباقر قالیباف، نظامی سابق و رئیس فعلی مجلس، در اقدامی بیسابقه، فرماندهی بخشی از نیروهای مسلح را بر عهده گرفته است. این یعنی در بحبوحه جنگ، زنجیره فرماندهی نظامی کشور به قدری از هم گسسته بود که یک سیاستمدار مجبور به مداخله اضطراری شد؛ آن هم در شرایطی که فرمانده کل قوا، علی خامنهای، در سکوت و غیبت کامل به سر میبرد.
▪️ این اعتراف به فروپاشی درونی، همزمان با به صدا درآمدن طبل یک جنگ جدید در خارج است. ارتش اسرائیل یک مانور نظامی گسترده پنج روزه را در مرز لبنان آغاز کرده و آمریکا به دولت بیروت هشدار داده است که اگر حزبالله خلع سلاح نشود، یک «رویارویی بزرگ» در راه است. همزمان، رافائل گروسی، دبیرکل آژانس، هشدار میدهد که ایران مواد لازم برای ساخت ۱۰ بمب اتمی را در اختیار دارد اما همکاری نمیکند و اگر دیپلماسی شکست بخورد، باید نگران «استفاده مجدد از زور» بود.
▫️ سه پرده از یک بحران وجودی: بررسی وضعیت
۱. پرده اول: فروپاشی در اتاق فرمان؛ گواهی فوت یک ساختار امنیتی: فرماندهی یک چهره سیاسی و نظامی سابق بر ارتش در میانه جنگ، یک رسوایی در ابعاد تاریخی است. این افشاگری، که با اعترافات دیگر فرماندهان سپاه مبنی بر ناتوانی در «پاسخ به موقع» تکمیل میشود، ثابت میکند که حملات دقیق اسرائیل، نه تنها تاسیسات، بلکه «مغز» سیستم فرماندهی و کنترل جمهوری اسلامی را به طور کامل فلج کرده بود. این یک شکست اطلاعاتی و عملیاتی است که تمام ادعاهای بازدارندگی رژیم را پوچ میکند.
۲. پرده دوم: جنگ جانشینی بر سر ویرانهها: این فروپاشی فرماندهی در غیاب کامل خامنهای رخ داد و یک خلاء قدرت مرگبار را در رأس نظام به نمایش گذاشت. اقدام قالیباف، بیش از آنکه یک حرکت برای نجات کشور باشد، یک مانور قدرت در جنگ جانشینی است که پیش از مرگ رهبر آغاز شده. درگیریهای اخیر میان روحانی و شمخانی و انتقادات تند پزشکیان از ناکارآمدی سیستم، نشان میدهد که در حالی که کشور با تهدید خارجی روبروست، نخبگان نظام در حال جنگ با یکدیگر بر سر تقسیم غنائم یک کشتی در حال غرق شدن هستند.
۳. پرده سوم: شمارش معکوس برای طوفان در شمال: در حالی که تهران درگیر این بحرانهای داخلی است، اسرائیل و آمریکا در حال آماده کردن صحنه برای حذف تهدید بعدی هستند: حزبالله لبنان. با شکست طرح خلع سلاح این گروه توسط دولت لبنان، اکنون بهانه لازم برای یک اقدام نظامی یکجانبه فراهم شده است. مانور گسترده اسرائیل در مرز، یک پیام روشن به حزبالله و حامی آن در تهران است: پس از غزه، نوبت شماست.
🔸 بحران تداوم حاکمیت (Continuity of Government - COG - Crisis): این یک وضعیت اضطراری است که در آن، توانایی یک دولت برای ادامه عملکردهای حیاتی خود پس از یک حمله فاجعهبار (نظامی، تروریستی یا طبیعی) به شدت مختل میشود. این بحران زمانی رخ میدهد که زنجیره فرماندهی از هم میپاشد، رهبران ارشد کشته یا از دسترس خارج میشوند، و ساختارهای تصمیمگیری فلج میگردند. افشای نقش قالیباف نشان میدهد که جمهوری اسلامی در جریان جنگ ۱۲ روزه، یک بحران «تداوم حاکمیت» تمامعیار را تجربه کرده است؛ وضعیتی که در آن، مرز میان ساختارهای سیاسی و نظامی فرو ریخته و تصمیمات به صورت اضطراری و خارج از چارچوب قانونی اتخاذ شده است.
@khod2
❤27👍14👎3😢1
💢در چارچوب ژئوپلیتیک خاورمیانه، مناقشه قدرت میان دو جریان ایدئولوژیک در ایران—روسوفیل (وابسته به خامنهای) و آمریکوفیل (مرتبط با روحانی)—به عنوان یک فرآیند ساختاریافته درونی، بدون دخالت مستقیم خارجی، پیش میرود. ایالات متحده و اسرائیل، بر اساس تحلیلهای راهبردی، بر استراتژی انتظار اتکا کردهاند تا خروج خامنهای از صحنه، انتقال مسالمتآمیز قدرت به جانشینانش را تسهیل کند و ثبات موقتی ایجاد شود. این رویکرد، ریشه در محاسبات واقعگرایانه دارد: هرگونه مداخله زودهنگام میتواند به تشدید تنشهای داخلی و بیثباتی منطقهای منجر شود، در حالی که تمرکز بر متغیر های داخلی ایران، امکان طراحی اقدامات هدفمند بعدی را فراهم میآورد. بنابراین، سناریوی جنگ مستقیم منتفی است؛ بلکه، سیاست خارجی غرب بر نظارت و بهرهبرداری از شکافهای ساختاری ایران متمرکز خواهد بود. (تحلیل بر اساس گزارشهای اخیر اندیشکدههای غربی
@khod2
@khod2
👍19👎11🙏2
🔘 بررسی اتفاقات روز: از انحلال شبکههای ترور تا ادامه دعواهای داخلی
▪️ موساد در اقدامی بیسابقه، هویت «سردار عمار»، فرمانده یگان ۱۱۰۰۰ سپاه قدس را به عنوان مغز متفکر شبکه ترور جمهوری اسلامی در اروپا و استرالیا فاش کرد. همزمان، دادستانی اسرائیل کیفرخواستی علیه یک شبکه قاچاق سلاح از ایران به اسرائیل از طریق ترکیه و اردن صادر نمود. این دو ضربه اطلاعاتی ویرانگر، در حالی به پیکر جمهوری اسلامی وارد میشود که در جبهه دیپلماتیک نیز یک شکست تحقیرآمیز دیگر رقم خورده است: رئیس مرکز اطلاعات مالی ایران فاش کرد که در جلسه حیاتی FATF برای خروج از لیست سیاه، «فقط ژاپن از ایران دفاع کرد و چین ساکت بود.»
▪️ این فروپاشی در جبهههای خارجی، آینه تمامنمای یک فروپاشی عمیقتر در داخل است. در ایران، یک جنگ داخلی تمامعیار در میان نخبگان در جریان است: سپاه و بیت رهبری در حال زمینهسازی برای حذف حسن روحانی هستند، و همزمان، چهرههایی از قلب نظام مانند محمد خاتمی و غلامحسین کرباسچی با صراحتی بیسابقه از «بنبست ۴۷ ساله» و «عقبماندگی از ترکیه بدون نفت» سخن میگویند. این تصاویر، قطعات پازل یک فروپاشی هستند.
▫️ چهار ستون یک ویرانی: آناتومی یک سیستم فرسوده
۱. ستون اول: انحلال افسانه «قدرت پنهان»: برای دههها، جمهوری اسلامی بخشی از قدرت خود را بر روی هیبت «نیروهای اطلاعاتی و عملیاتی» خود در خارج از کشور بنا کرده بود. افشاگریهای اخیر موساد و انهدام شبکههای ترور و قاچاق، این افسانه را در هم شکسته و نشان میدهد که بازوهای خارجی رژیم، نه تنها تضعیف، بلکه در حال قطع شدن هستند.
۲. ستون دوم: مرگ قطعی سراب «نگاه به شرق»: اعتراف به سکوت چین در جلسه FATF، گواهی فوت رسمی استراتژیای است که قرار بود ایران را از انزوای غربی نجات دهد. این نشان میدهد که چین و روسیه، ایران را نه یک متحد استراتژیک، که یک کارت بازی قابل معامله میبینند که حاضر نیستند برای آن هیچ هزینهای بپردازند. جمهوری اسلامی اکنون یک «یتیم استراتژیک» است که نه در غرب دوستی دارد و نه در شرق اعتباری. دوستی با چین و روسیه یک دوستی خالهخرسه است آنها از ایران تنها برای نفع خود با حمایت از شرایط موجود آن (تحریم و تقابل) استفاده میکنند.
۳. ستون سوم: جنگ داخلی بر سر ویرانهها: در حالی که کشور در حال فروپاشی است، نخبگان حاکم به جای حل بحران، در حال جنگ با یکدیگر بر سر قدرت و بقا هستند. انتقادات رئیس مجلس و حمله هماهنگ سپاه و بیت رهبری به روحانی، و همزمان، اعترافات تکاندهنده چهرههای اصلاحطلب به شکست کامل سیستم، نشان میدهد که دیگر هیچ انسجام و چشمانداز مشترکی در رأس حاکمیت وجود ندارد. این، جنگ جانشینی بر سر میراث یک رهبر غایب و یک کشور ورشکسته است.
۴. ستون چهارم: بحرانهای واقعی؛ از آب تا نان تا جان: در سایه این جنگ قدرت، بحرانهای واقعی در حال بلعیدن ایران هستند. کمبارشترین پاییز قرن، کشور را در آستانه «فقر آبی پایدار» قرار داده، نظام بانکی در حال فروپاشی است و آسیبهای اجتماعی مانند خودکشی در میان کودکان به یک اپیدمی تبدیل شده است. اینها هزینه انسانی حکمرانی سیستمی است که بقای خود را بر بقای ملت و کشور ترجیح داده است.
@khod2
▪️ موساد در اقدامی بیسابقه، هویت «سردار عمار»، فرمانده یگان ۱۱۰۰۰ سپاه قدس را به عنوان مغز متفکر شبکه ترور جمهوری اسلامی در اروپا و استرالیا فاش کرد. همزمان، دادستانی اسرائیل کیفرخواستی علیه یک شبکه قاچاق سلاح از ایران به اسرائیل از طریق ترکیه و اردن صادر نمود. این دو ضربه اطلاعاتی ویرانگر، در حالی به پیکر جمهوری اسلامی وارد میشود که در جبهه دیپلماتیک نیز یک شکست تحقیرآمیز دیگر رقم خورده است: رئیس مرکز اطلاعات مالی ایران فاش کرد که در جلسه حیاتی FATF برای خروج از لیست سیاه، «فقط ژاپن از ایران دفاع کرد و چین ساکت بود.»
▪️ این فروپاشی در جبهههای خارجی، آینه تمامنمای یک فروپاشی عمیقتر در داخل است. در ایران، یک جنگ داخلی تمامعیار در میان نخبگان در جریان است: سپاه و بیت رهبری در حال زمینهسازی برای حذف حسن روحانی هستند، و همزمان، چهرههایی از قلب نظام مانند محمد خاتمی و غلامحسین کرباسچی با صراحتی بیسابقه از «بنبست ۴۷ ساله» و «عقبماندگی از ترکیه بدون نفت» سخن میگویند. این تصاویر، قطعات پازل یک فروپاشی هستند.
▫️ چهار ستون یک ویرانی: آناتومی یک سیستم فرسوده
۱. ستون اول: انحلال افسانه «قدرت پنهان»: برای دههها، جمهوری اسلامی بخشی از قدرت خود را بر روی هیبت «نیروهای اطلاعاتی و عملیاتی» خود در خارج از کشور بنا کرده بود. افشاگریهای اخیر موساد و انهدام شبکههای ترور و قاچاق، این افسانه را در هم شکسته و نشان میدهد که بازوهای خارجی رژیم، نه تنها تضعیف، بلکه در حال قطع شدن هستند.
۲. ستون دوم: مرگ قطعی سراب «نگاه به شرق»: اعتراف به سکوت چین در جلسه FATF، گواهی فوت رسمی استراتژیای است که قرار بود ایران را از انزوای غربی نجات دهد. این نشان میدهد که چین و روسیه، ایران را نه یک متحد استراتژیک، که یک کارت بازی قابل معامله میبینند که حاضر نیستند برای آن هیچ هزینهای بپردازند. جمهوری اسلامی اکنون یک «یتیم استراتژیک» است که نه در غرب دوستی دارد و نه در شرق اعتباری. دوستی با چین و روسیه یک دوستی خالهخرسه است آنها از ایران تنها برای نفع خود با حمایت از شرایط موجود آن (تحریم و تقابل) استفاده میکنند.
۳. ستون سوم: جنگ داخلی بر سر ویرانهها: در حالی که کشور در حال فروپاشی است، نخبگان حاکم به جای حل بحران، در حال جنگ با یکدیگر بر سر قدرت و بقا هستند. انتقادات رئیس مجلس و حمله هماهنگ سپاه و بیت رهبری به روحانی، و همزمان، اعترافات تکاندهنده چهرههای اصلاحطلب به شکست کامل سیستم، نشان میدهد که دیگر هیچ انسجام و چشمانداز مشترکی در رأس حاکمیت وجود ندارد. این، جنگ جانشینی بر سر میراث یک رهبر غایب و یک کشور ورشکسته است.
۴. ستون چهارم: بحرانهای واقعی؛ از آب تا نان تا جان: در سایه این جنگ قدرت، بحرانهای واقعی در حال بلعیدن ایران هستند. کمبارشترین پاییز قرن، کشور را در آستانه «فقر آبی پایدار» قرار داده، نظام بانکی در حال فروپاشی است و آسیبهای اجتماعی مانند خودکشی در میان کودکان به یک اپیدمی تبدیل شده است. اینها هزینه انسانی حکمرانی سیستمی است که بقای خود را بر بقای ملت و کشور ترجیح داده است.
🔸 فروپاشی آبشاری (Cascading Collapse): این یک مفهوم در تئوری سیستمهاست که وضعیتی را توصیف میکند که در آن، شکست در یک بخش از یک سیستم پیچیده، باعث ایجاد یک واکنش زنجیرهای و دومینووار شده و به شکستهای متوالی در بخشهای دیگر و در نهایت، فروپاشی کل سیستم منجر میشود. جمهوری اسلامی امروز دقیقاً در میانه یک فروپاشی آبشاری قرار دارد: شکست در سیاست خارجی، بحران اقتصادی را تشدید کرده؛ بحران اقتصادی، مشروعیت داخلی را نابود نموده؛ و فقدان مشروعیت، به جنگ قدرت در رأس هرم و ناتوانی در حل هر یک از این بحرانها دامن زده است.
@khod2
👍22❤11👎2😢1
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
@ISLIE_Group | @ISLIE | @KHOD2
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍13❤5👎3👏2
دروغها و خرافات اسلام
لینک اولین پیام این کنفرانس:
t.me/Islie_Group/547453
t.me/Islie_Group/547453
Telegram
Mahoora in دروغها و خرافات اسلام
درود و عرض ادب خدمت همه ی دوستان و همراهان گرامی گروه دروغ ها و خرافات اسلام❤️🍀
خیلی خوشحالم این سعادت نصیبم شد در خدمت شما عزیزان و کوروش دوستان گرامی باشم
همانطور که مستحضر هستید فردا بزرگداشت پادشاه خوشنام تاریخ ایران و جهان است ایشون کسی نیست جز کوروش…
خیلی خوشحالم این سعادت نصیبم شد در خدمت شما عزیزان و کوروش دوستان گرامی باشم
همانطور که مستحضر هستید فردا بزرگداشت پادشاه خوشنام تاریخ ایران و جهان است ایشون کسی نیست جز کوروش…
Forwarded from دروغها و خرافات اسلام
تبیین و بررسیِ «نبوت خاصه محمد بن عبدالله»
@ISLIE_Group | @ISLIE
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎2❤1
🔘 بررسی اخبار روز: ساخت قلعه هستهای بر روی ویرانههای یک اقتصاد
▪️ در حالی که تورم ماهانه در ایران رکورد ۳ ساله خود را میشکند، و دولت برای حذف یارانه ۲۷ میلیون نفر برنامهریزی میکند، تصاویر ماهوارهای جدید، اولویت واقعی جمهوری اسلامی را آشکار کردهاند: ادامه ساخت یک تاسیسات هستهای عظیم و زیرزمینی در دل کوه کلنگ گزلا در نزدیکی نطنز. این دو تصویر در کنار هم، داستان یک خودکشی استراتژیک را روایت میکنند: حکومتی که تمام منابع باقیمانده کشور را صرف ساخت یک قلعه نظامی-امنیتی میکند، در حالی که در داخل این قلعه، پایههای اقتصاد و جامعه در حال فرو ریختن است.
▪️ محمدعلی جعفری، فرمانده سابق سپاه، در مصاحبهای بیسابقه، این دکترین را تایید کرد: جمهوری اسلامی آگاهانه از توسعه نیروهای هوایی و زمینی کلاسیک صرفنظر کرده و تمام توان خود را بر روی برنامه موشکی و پهپادی متمرکز نموده تا بتواند با دشمنان قدرتمندتر مقابله کند. این اعتراف به یک استراتژی «جنگ نامتقارن»، نشان میدهد که تمام سیاست دفاعی کشور بر اساس یک منطق «بقای ایدئولوژیک» بنا شده، نه «توسعه ملی».
▫️ سه پرده از یک تراژدی: کالبدشکافی ذهنیت ورشکسته نظام
۱. پرده اول: دکترین قلعه (اولویت بقای نظام بر رفاه ملت): استراتژی جمهوری اسلامی، ساخت یک «قلعه» نفوذناپذیر است. دیوارهای این قلعه، موشکهای بالستیک، پهپادها و در نهایت، یک برنامه هستهای مقاوم در برابر بمباران است. اما هزینه ساخت این دیوارها، ویرانی کامل «درون» قلعه بوده است. در حالی که میلیاردها دلار صرف پروژههایی میشود که تنها انزوا و تحریم به ارمغان آوردهاند، اقتصاد کشور در حال احتضار است. تورم نقطه به نقطه به ۴۸.۶ درصد رسیده، برنج ایرانی سه برابر قیمت جهانی فروخته میشود و وزیر کار از جمعیت غیرثروتمندی میگوید که باید یارانهشان قطع شود.
مطلب مرتبط:
۲. پرده دوم: جنگ داخلی در اتاق فرمان: در حالی که قلعه از درون در حال پوسیدن است، فرماندهان و شخصیتهای سیاسی به جای حل بحران، در حال ادامه جنگ با یکدیگر بر سر قدرت هستند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در نطقی تند به روحانی و ظریف حمله میکند و آنها را به تضعیف روابط با روسیه متهم میکند. در مقابل، چهرههایی مانند فائزه هاشمی، از شکست کامل مدل حکمرانی سخن میگویند. همزمان، دولت پزشکیان از مردم و مسئولان میخواهد که در «شرایط جنگی»، «انتقاد نکنند». این آشفتگی، نشاندهنده یک سیستم بدون برنامه است که در آن هر جناحی دیگری را مقصر میداند.
۳. پرده سوم: انزوای مطلق در جهان: در اوج این بحرانها، آخرین امیدهای رژیم نیز در حال رنگ باختن است. افشاگریها در مورد شبکههای «بانکداری سایه» و فساد در فروش نفت، نشان میدهد که حتی متحدان ادعایی نیز حاضر به پذیرش ریسک برای ایران نیستند و بخش بزرگی از درآمدها هرگز به کشور باز نمیگردد.
@khod2
▪️ در حالی که تورم ماهانه در ایران رکورد ۳ ساله خود را میشکند، و دولت برای حذف یارانه ۲۷ میلیون نفر برنامهریزی میکند، تصاویر ماهوارهای جدید، اولویت واقعی جمهوری اسلامی را آشکار کردهاند: ادامه ساخت یک تاسیسات هستهای عظیم و زیرزمینی در دل کوه کلنگ گزلا در نزدیکی نطنز. این دو تصویر در کنار هم، داستان یک خودکشی استراتژیک را روایت میکنند: حکومتی که تمام منابع باقیمانده کشور را صرف ساخت یک قلعه نظامی-امنیتی میکند، در حالی که در داخل این قلعه، پایههای اقتصاد و جامعه در حال فرو ریختن است.
▪️ محمدعلی جعفری، فرمانده سابق سپاه، در مصاحبهای بیسابقه، این دکترین را تایید کرد: جمهوری اسلامی آگاهانه از توسعه نیروهای هوایی و زمینی کلاسیک صرفنظر کرده و تمام توان خود را بر روی برنامه موشکی و پهپادی متمرکز نموده تا بتواند با دشمنان قدرتمندتر مقابله کند. این اعتراف به یک استراتژی «جنگ نامتقارن»، نشان میدهد که تمام سیاست دفاعی کشور بر اساس یک منطق «بقای ایدئولوژیک» بنا شده، نه «توسعه ملی».
▫️ سه پرده از یک تراژدی: کالبدشکافی ذهنیت ورشکسته نظام
۱. پرده اول: دکترین قلعه (اولویت بقای نظام بر رفاه ملت): استراتژی جمهوری اسلامی، ساخت یک «قلعه» نفوذناپذیر است. دیوارهای این قلعه، موشکهای بالستیک، پهپادها و در نهایت، یک برنامه هستهای مقاوم در برابر بمباران است. اما هزینه ساخت این دیوارها، ویرانی کامل «درون» قلعه بوده است. در حالی که میلیاردها دلار صرف پروژههایی میشود که تنها انزوا و تحریم به ارمغان آوردهاند، اقتصاد کشور در حال احتضار است. تورم نقطه به نقطه به ۴۸.۶ درصد رسیده، برنج ایرانی سه برابر قیمت جهانی فروخته میشود و وزیر کار از جمعیت غیرثروتمندی میگوید که باید یارانهشان قطع شود.
مطلب مرتبط:
🔘 کالبدشکافی یک فریب ۴۵ ساله: چگونه «انرژی صلحآمیز» به ابزار یک «فرقه» برای نابودی ایران تبدیل شد؟
۲. پرده دوم: جنگ داخلی در اتاق فرمان: در حالی که قلعه از درون در حال پوسیدن است، فرماندهان و شخصیتهای سیاسی به جای حل بحران، در حال ادامه جنگ با یکدیگر بر سر قدرت هستند. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، در نطقی تند به روحانی و ظریف حمله میکند و آنها را به تضعیف روابط با روسیه متهم میکند. در مقابل، چهرههایی مانند فائزه هاشمی، از شکست کامل مدل حکمرانی سخن میگویند. همزمان، دولت پزشکیان از مردم و مسئولان میخواهد که در «شرایط جنگی»، «انتقاد نکنند». این آشفتگی، نشاندهنده یک سیستم بدون برنامه است که در آن هر جناحی دیگری را مقصر میداند.
۳. پرده سوم: انزوای مطلق در جهان: در اوج این بحرانها، آخرین امیدهای رژیم نیز در حال رنگ باختن است. افشاگریها در مورد شبکههای «بانکداری سایه» و فساد در فروش نفت، نشان میدهد که حتی متحدان ادعایی نیز حاضر به پذیرش ریسک برای ایران نیستند و بخش بزرگی از درآمدها هرگز به کشور باز نمیگردد.
🔸 ذهنیت قلعه (Fortress Mentality): این یک وضعیت روانی-استراتژیک است که در آن، یک رهبری یا یک سیستم حاکم، خود را تحت یک تهدید وجودی دائمی از خارج میبیند و تمام منابع، انرژی و تمرکز خود را صرف ساختن دیوارهای دفاعی فیزیکی و ایدئولوژیک میکند. در این ذهنیت، هرگونه سرمایهگذاری بر روی رفاه داخلی، آزادیهای اجتماعی یا توسعه اقتصادی، نه تنها یک اولویت نیست، بلکه یک «هزینه غیرضروری» و حتی یک «ضعف امنیتی» تلقی میشود. این ذهنیت، به طور اجتنابناپذیری منجر به یک پارادوکس مرگبار میشود: هرچه دیوارها بلندتر میشوند، زندگی در داخل آنها غیرقابل تحملتر شده و قلعه از درون، پیش از آنکه توسط دشمن خارجی فتح شود، فرو میریزد.
@khod2
👌12❤10👍5👎3🤯1
💢در دل کویرهای ساکت پاسارگاد، بنایی سنگی برپاست که نه تنها مقبرهای است، بلکه سندی جاودان بر عظمت کوروش کبیر بنیانگذار امپراتوری هخامنشی، فاتحی که از دریای اژه تا رود سند را زیر پرچم عدالت خویش درآورد. این آرامگاه ساده، با معماریاش که یادآور سبکهای لیکیایی و اورارتویی است (به گواهی باستانشناسان چون دیوید استروناخ)، از گزند زمان و دشمنان جان به در برده؛ تجربهای بیهمتا در تاریخ بشریت.
دشمنانش، از اسکندر مقدونی که نگهبانان را به شکنجه کشید تا راز هتک حرمت جسد را برملا کنند (طبق روایت پلوتارک در *زندگینامه اسکندر*)، تا حکومتهای متعاقب که گاه میخواستند میراث هخامنشی را محو کنند و گاه احیا، نتوانستند آن را از میان بردارند. این بنا، نماد مردانگی کوروش – آن پادشاهی که منشور حقوق بشرش (استوانه کوروش، محفوظ در موزه بریتانیا) آزادی ادیان و بردگان را اعلام کرد از رودخانه خشن تاریخ عبور کرده؛ رودخانهای که قبرهای فرعونها، چینیها و رومیها را با خود برد، اما این یکی را به ساحل ابدیت رساند.
این پایداری نه تصادفی، که ناشی از مهندسی هوشمندانه (استفاده از سنگهای آهکی مقاوم و طراحی ضدزلزله) و جایگاه نمادین است: کوروش نه تنها فاتح، بلکه معمار تمدنی بود که عدالت را بر تخت سلطنت نشاند. چیزهایی که زمان را شکست میدهند، دیگر نمیمیرند؛ این مقبره، آیکونی فراتر از ماده است. جسم ما پوسیده خواهد شد، اما روح کوروش قهرمان ملتها در این سنگ جاودانه میماند. شاید روزی، بر سیارهای دیگر، نسخهای از این نماد برپا کنند، تا یادآور عظمت انسانی که زمان را به زانو درآورد.
@khod2
دشمنانش، از اسکندر مقدونی که نگهبانان را به شکنجه کشید تا راز هتک حرمت جسد را برملا کنند (طبق روایت پلوتارک در *زندگینامه اسکندر*)، تا حکومتهای متعاقب که گاه میخواستند میراث هخامنشی را محو کنند و گاه احیا، نتوانستند آن را از میان بردارند. این بنا، نماد مردانگی کوروش – آن پادشاهی که منشور حقوق بشرش (استوانه کوروش، محفوظ در موزه بریتانیا) آزادی ادیان و بردگان را اعلام کرد از رودخانه خشن تاریخ عبور کرده؛ رودخانهای که قبرهای فرعونها، چینیها و رومیها را با خود برد، اما این یکی را به ساحل ابدیت رساند.
این پایداری نه تصادفی، که ناشی از مهندسی هوشمندانه (استفاده از سنگهای آهکی مقاوم و طراحی ضدزلزله) و جایگاه نمادین است: کوروش نه تنها فاتح، بلکه معمار تمدنی بود که عدالت را بر تخت سلطنت نشاند. چیزهایی که زمان را شکست میدهند، دیگر نمیمیرند؛ این مقبره، آیکونی فراتر از ماده است. جسم ما پوسیده خواهد شد، اما روح کوروش قهرمان ملتها در این سنگ جاودانه میماند. شاید روزی، بر سیارهای دیگر، نسخهای از این نماد برپا کنند، تا یادآور عظمت انسانی که زمان را به زانو درآورد.
@khod2
❤67👎3👍2
🔘 سودان: نسلکشی فراموششده و زمین بازی جدید سپاه
▪️ در سکوت خبری جهان، یکی از بزرگترین فجایع انسانی قرن در حال وقوع است. شهر «فاشر» در منطقه دارفور سودان، پس از یک محاصره ۱۸ ماهه، به دست شبهنظامیان «نیروهای پشتیبانی سریع» (RSF) سقوط کرده و گزارشها و تصاویر ماهوارهای از کشتار جمعی، پاکسازی قومی و جنایات جنگی هولناک خبر میدهند. این نیروها که بقایای مستقیم شبهنظامیان بدنام «جنجوید» (عاملان نسلکشی دارفور در دهه ۲۰۰۰) هستند، در حال تکرار تاریخ با بیرحمی تمام هستند. سازمان ملل این بحران را «بزرگترین بحران انسانی جهان» نامیده است، اما این جنگ داخلی، تنها یک تراژدی محلی نیست؛ یک جنگ نیابتی تمامعیار است که در آن، جمهوری اسلامی نیز برای منافع خود وارد میدان شده است.
▪️ جنگ فعلی، نبرد میان دو ژنرال خائن به انقلاب ۲۰۱۹ سودان است: ارتش سودان (SAF) به رهبری ژنرال البرهان، در مقابل نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) به رهبری ژنرال حمیدتی. در حالی که امارات متحده عربی به دلیل منافع تجاری (طلا) از RSF حمایت میکند، جمهوری اسلامی با فروش پهپادهای مهاجر-۶ و ارائه پشتیبانی فنی، در کنار ارتش سودان قرار گرفته است؛ بازگشتی فرصتطلبانه به کشوری که زمانی مهمترین پایگاه لجستیکی ایران در آفریقا بود.
▫️ سه پرده از یک تاریخ خونین: از انقلاب ربودهشده تا جنگ نیابتی
۱. پرده اول: بازگشت هیولا؛ از جنجوید تا RSF: برای درک وحشت امروز، باید به سال ۲۰۰۳ بازگشت. زمانی که عمر البشیر، دیکتاتور اسلامگرای سودان، برای سرکوب قبایل غیرعرب در دارفور، شبهنظامیان عرب «جنجوید» را مسلح کرد. نتیجه، یک نسلکشی با ۳۰۰ هزار کشته بود. نیروهای RSF امروز، همان جنجویدها هستند که با سازماندهی مجدد، اکنون برای کسب قدرت کل کشور میجنگند و از همان تاکتیکهای گذشته استفاده میکنند: محاصره، قحطی، تجاوز سیستماتیک و پاکسازی قومی.
۲. پرده دوم: انقلاب ربودهشده؛ خیانت ژنرالها: تراژدی بزرگتر این است که سودان در سال ۲۰۱۹ با یک انقلاب مردمی، عمر البشیر را سرنگون کرد و در آستانه دموکراسی قرار گرفت. اما همین دو ژنرال، البرهان و حمیدتی، که قرار بود حافظان دوره گذار باشند، در سال ۲۰۲۱ با یک کودتای نظامی، انقلاب را ربودند و در نهایت، در سال ۲۰۲۳ بر سر تقسیم قدرت، کشور را به آتش جنگ داخلی کشیدند.
۳. پرده سوم: بازگشت فرصتطلبانه سپاه؛ سرمایهگذاری بر روی هرج و مرج: پس از شکستهای استراتژیک در سوریه، لبنان و غزه، جمهوری اسلامی به دنبال یک «پایگاه عملیاتی» جدید برای بازسازی نفوذ خود است. سودان، با موقعیت استراتژیک در دریای سرخ، از نظر تاریخی یکی از مهمترین مسیرهای قاچاق اسلحه ایران به سمت حماس بوده است. با حمایت از ارتش سودان، سپاه پاسداران در حال یک سرمایهگذاری کمهزینه برای بازگشایی این مسیر حیاتی و مقابله با نفوذ رقبای منطقهای خود (امارات و عربستان) است. این دخالت خارجی، برای سپاه یک «ضرورت» است؛ راهی برای توجیه بودجههای نجومی و اثبات کارآمدی خود پس از شکستهای اخیر، حتی به قیمت ریختن بنزین بر آتش یک نسلکشی.
@khod2
▪️ در سکوت خبری جهان، یکی از بزرگترین فجایع انسانی قرن در حال وقوع است. شهر «فاشر» در منطقه دارفور سودان، پس از یک محاصره ۱۸ ماهه، به دست شبهنظامیان «نیروهای پشتیبانی سریع» (RSF) سقوط کرده و گزارشها و تصاویر ماهوارهای از کشتار جمعی، پاکسازی قومی و جنایات جنگی هولناک خبر میدهند. این نیروها که بقایای مستقیم شبهنظامیان بدنام «جنجوید» (عاملان نسلکشی دارفور در دهه ۲۰۰۰) هستند، در حال تکرار تاریخ با بیرحمی تمام هستند. سازمان ملل این بحران را «بزرگترین بحران انسانی جهان» نامیده است، اما این جنگ داخلی، تنها یک تراژدی محلی نیست؛ یک جنگ نیابتی تمامعیار است که در آن، جمهوری اسلامی نیز برای منافع خود وارد میدان شده است.
▪️ جنگ فعلی، نبرد میان دو ژنرال خائن به انقلاب ۲۰۱۹ سودان است: ارتش سودان (SAF) به رهبری ژنرال البرهان، در مقابل نیروهای پشتیبانی سریع (RSF) به رهبری ژنرال حمیدتی. در حالی که امارات متحده عربی به دلیل منافع تجاری (طلا) از RSF حمایت میکند، جمهوری اسلامی با فروش پهپادهای مهاجر-۶ و ارائه پشتیبانی فنی، در کنار ارتش سودان قرار گرفته است؛ بازگشتی فرصتطلبانه به کشوری که زمانی مهمترین پایگاه لجستیکی ایران در آفریقا بود.
▫️ سه پرده از یک تاریخ خونین: از انقلاب ربودهشده تا جنگ نیابتی
۱. پرده اول: بازگشت هیولا؛ از جنجوید تا RSF: برای درک وحشت امروز، باید به سال ۲۰۰۳ بازگشت. زمانی که عمر البشیر، دیکتاتور اسلامگرای سودان، برای سرکوب قبایل غیرعرب در دارفور، شبهنظامیان عرب «جنجوید» را مسلح کرد. نتیجه، یک نسلکشی با ۳۰۰ هزار کشته بود. نیروهای RSF امروز، همان جنجویدها هستند که با سازماندهی مجدد، اکنون برای کسب قدرت کل کشور میجنگند و از همان تاکتیکهای گذشته استفاده میکنند: محاصره، قحطی، تجاوز سیستماتیک و پاکسازی قومی.
۲. پرده دوم: انقلاب ربودهشده؛ خیانت ژنرالها: تراژدی بزرگتر این است که سودان در سال ۲۰۱۹ با یک انقلاب مردمی، عمر البشیر را سرنگون کرد و در آستانه دموکراسی قرار گرفت. اما همین دو ژنرال، البرهان و حمیدتی، که قرار بود حافظان دوره گذار باشند، در سال ۲۰۲۱ با یک کودتای نظامی، انقلاب را ربودند و در نهایت، در سال ۲۰۲۳ بر سر تقسیم قدرت، کشور را به آتش جنگ داخلی کشیدند.
۳. پرده سوم: بازگشت فرصتطلبانه سپاه؛ سرمایهگذاری بر روی هرج و مرج: پس از شکستهای استراتژیک در سوریه، لبنان و غزه، جمهوری اسلامی به دنبال یک «پایگاه عملیاتی» جدید برای بازسازی نفوذ خود است. سودان، با موقعیت استراتژیک در دریای سرخ، از نظر تاریخی یکی از مهمترین مسیرهای قاچاق اسلحه ایران به سمت حماس بوده است. با حمایت از ارتش سودان، سپاه پاسداران در حال یک سرمایهگذاری کمهزینه برای بازگشایی این مسیر حیاتی و مقابله با نفوذ رقبای منطقهای خود (امارات و عربستان) است. این دخالت خارجی، برای سپاه یک «ضرورت» است؛ راهی برای توجیه بودجههای نجومی و اثبات کارآمدی خود پس از شکستهای اخیر، حتی به قیمت ریختن بنزین بر آتش یک نسلکشی.
🔸 اقتصاد سیاسی بحران (The Political Economy of Crisis): این مفهوم، یک مدل حکمرانی را توصیف میکند که در آن، ایجاد، تداوم و مدیریت بحرانهای خارجی، به بخشی از منطق اقتصادی و سیاسی سیستم تبدیل میشود. برای نهادهای نظامی-امنیتی مانند سپاه پاسداران، که کنترل بخش بزرگی از اقتصاد را در دست دارند، وضعیت دائمی جنگ و بیثباتی منطقهای، بهترین توجیه برای دریافت بودجههای کلان، توسعه برنامه موشکی و پهپادی، و سرکوب هرگونه صدای مخالف در داخل به بهانه «امنیت ملی» است. در این مدل، صلح و ثبات یک «تهدید» محسوب میشود، زیرا نیاز به وجود چنین نهادهای پرخرجی را زیر سوال میبرد. دخالت در سودان، جدیدترین سرمایهگذاری در همین اقتصاد سیاسی بحران است.
@khod2
🤬17❤10👍8👎2👌2🔥1😢1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
مراسم خاکسپاری امید سرلک که توسط جمهوری اسلامی کشته شد در حقیقت شروع پایان ایدئولوژی شیعه گری در فلات ایران است .
لرهای الیگودرز بجای ادعیه های ترسناک و احمقانه شیعه
متنی از ستایش تاریخ و فرهنگ ایران خواندند.
@khod2
لرهای الیگودرز بجای ادعیه های ترسناک و احمقانه شیعه
متنی از ستایش تاریخ و فرهنگ ایران خواندند.
@khod2
❤54👍9😭6🤣3👎2👏2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤46😭18👍7😢6🤬4👎2